مهارت های مدیریت
💢آموزش، تحلیل و بررسی مهارت های مدیریتی. ⭕برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۱۹۰۶۵۲۱۶۲ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود 👈تماس با ادمین کانال @obhrm
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام مهارت های مدیریت
کانال مهارت های مدیریت (@management_skill) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 11 378 مشترک است و جایگاه 6 191 را در دسته تجارت و رتبه 28 156 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 11 378 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 23 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 96 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 3 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 4.79% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 2.19% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 545 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 249 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 1 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند مدیر, سازمان, فرد, منبع, کارکن تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“💢آموزش، تحلیل و بررسی مهارت های مدیریتی.
⭕برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۱۹۰۶۵۲۱۶۲ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود
👈تماس با ادمین کانال
@obhrm”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 24 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته تجارت تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 24 ژوئیه | +8 | |||
| 23 ژوئیه | +3 | |||
| 22 ژوئیه | +1 | |||
| 21 ژوئیه | +2 | |||
| 20 ژوئیه | +2 | |||
| 19 ژوئیه | +4 | |||
| 18 ژوئیه | +4 | |||
| 17 ژوئیه | +4 | |||
| 16 ژوئیه | +13 | |||
| 15 ژوئیه | 0 | |||
| 14 ژوئیه | +4 | |||
| 13 ژوئیه | +5 | |||
| 12 ژوئیه | +2 | |||
| 11 ژوئیه | +3 | |||
| 10 ژوئیه | +3 | |||
| 09 ژوئیه | +5 | |||
| 08 ژوئیه | +10 | |||
| 07 ژوئیه | +16 | |||
| 06 ژوئیه | +2 | |||
| 05 ژوئیه | +1 | |||
| 04 ژوئیه | +4 | |||
| 03 ژوئیه | +1 | |||
| 02 ژوئیه | +6 | |||
| 01 ژوئیه | 0 |
| 2 | 💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید:
۱. تعریف هوش مالی چیست؟
۲. سواد اقتصادی یا شم اقتصادی چیست؟
۳. چگونه درآمد خود را افزایش دهیم و درآمد غیرفعال و دلاری ایجاد کنیم؟
۴. چگونه در شرایط سخت اقتصادی ایران، هزینه های خود را کنترل و مدیریت کنیم؟
۵. آیا پس انداز کردن در شرایط اقتصادی کنونی امکان پذیر است؟
۶. ایجاد پورتفو سرمایه گذاری چگونه است؟
۵. قیمت طلای تا انتهای سال چقدر می شود؟
۷. آیا مسکن در ایران از شرایط رکوردی خارج می شود؟
۸. آیا رشد قیمت دلار در ایران ادامه خواهد داشت؟
۹. برای خرید خودرو ایرانی یا خارجی کی اقدام کنیم؟
۱۰. آیا بازار بورس برای سرمایه گذاری مناسب است؟
👈👈👈 جهت عضویت در گروه با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm | 107 |
| 3 | 💢چرا «فروش کم» مسئله اصلی نیست!
این جمله شاید در نگاه اول عجیب به نظر برسد، اما در عمل یکی از مهمترین تفاوتهای بین یک مدیر واکنشی و یک مدیر استراتژیک دقیقاً همینجاست.
وقتی فروش پایین میآید، ذهن خیلی از صاحبان کسبوکار فوراً میرود سراغ راهحلهای سریع:
تبلیغ بیشتر، تخفیف، افزایش تولید محتوا، فشار بیشتر به تیم فروش.
اما سؤال مهمتر این است: فروش کم، نشانهٔ چیست؟
در بسیاری از مواقع، فروش پایین نتیجه یکی از این موارد است:
- هدف گرفتن مشتری اشتباه
- پیشنهاد نامفهوم
- تمایز ضعیف
- ناهماهنگی پیام با نیاز واقعی مشتری
- یا حتی مشکل در تجربه خرید
یعنی فروش کم، معمولاً آخرین حلقه زنجیره است، نه اولین علت.
اگر فقط روی خودِ فروش تمرکز کنیم، داریم به نشانه واکنش نشان میدهیم نه به ریشه. برای همین است که بعضی کسبوکارها با وجود تبلیغ، تخفیف و فعالیت زیاد، باز هم رشد پایدار نمیسازند. چون مسئله اصلیشان در جای دیگری است.
استراتژی خوب از همینجا شروع میشود: از تفکیک کردن «نشانه» از «مسئله». تا وقتی ندانیم فروش کم دقیقاً از کجا آمده، هر اقدامی فقط یک مُسکن موقت است.
اگر بخواهم خیلی خلاصه بگویم: فروش کم مهم است، اما معمولاً نقطه شروع تحلیل نیست. نقطه شروع، تشخیص علت واقعیِ آن است.
✍ مهدی امیریان
@tarfandbazaryabi | 223 |
| 4 | 📱 هدیه ۵۵۰ هزار تومانی فرادرس در اپلیکیشن
🤩 با اپلیکیشن فرادرس، آموزش مورد علاقهتان را انتخاب کنید و با کد تخفیف زیر، ۵۵۰ هزار تومان هدیه بگیرید.
🎁 کد تخفیف ۵۵۰ هزار تومانی: FRAPP
⏺ امکان دانلود و مشاهده آفلاین آموزشها در اپلیکیشن
⏺ دسترسی راحتتر به یادگیری با موبایل، در هر زمان و هر شرایط
⏺ فرصت ویژه برای شروع یادگیری با تخفیف
بیش از ۱۸,۰۰۰ آموزش کاربردی را روی موبایل خود ببینید!👇👇
🔗 دریافت اپلیکیشن فرادرس – کلیک کنید
🔄 FaraDars - فرادرس | 182 |
| 5 | 💢در شرکت بیام دبلیو به کارکنان گفته میشود که تنها راه رسیدن به پستهای بالاتر این است که افراد در قالب تیمهای کاری عملکرد ممتازی داشته باشند و بزرگترین هنرشان کمک به همتیمیها باشد و در این میان اولویت ارتقا با کسانی است که بیشترین تاثیر را بر بهبود عملکرد همتیمیهای خود و تسهیل و تسریع روند رشد آنها داشتهاند.
احترام به تنوع و تفاوتهای فردی از دیگر عناصر اصلی فرهنگ بیام دبلیو به حساب میآید که موجب شده تا تمام افراد پرشماری که در کارخانههای متعدد این شرکت در سراسر دنیا مشغول به کار هستند و دارای نژاد، مذهب، زبان، سن، تحصیلات و سوابق کاری متنوع و گوناگونی هستند به میزان بسیار زیادی احساس برابری و همگونی کنند.
@mba_event | 244 |
| 6 | 💢پر مشغلهبودن نشانه هوش و موفقیت نیست!
یکی از اولویتهای اصلی هر مدیر تازهکاری در بدو فعالیت مدیریتیاش حول محور افزایش بهرهوری شکل میگیرد. در این میان بسیاری از بزرگان و صاحبنظران دنیای مدیریت توصیهها و رهنمونهایی در ارتباط با راههای افزایش بهرهوری در سازمانها ارائه دادهاند که حاصل سالها تجربهاندوزی و مطالعه آنهاست و در اینجا به آنها پرداخته می شود:
1⃣ خودتان وقتتان را مدیریت کنید
اگر میخواهید با اوج توانتان کار کنید حتما باید در هر روز کاری، ساعاتی را بهطور کامل برای انجام پروژههایی اختصاص دهید که نیازمند تمرکز بالا بوده و هر گونه اخلال و مزاحمتی میتواند به کاهش کیفیت اجرای آن منتهی شود. برای تحقق این هدف باید عوامل مزاحمی چون تماسهای تلفنی، رسانههای اجتماعی و مراجعهکنندگان را بهطور کامل از خود دور کرد و پس از انجام حداقل یک کار مهم برای مدتی مشخص و محدود به آنها پاسخ داد.
2⃣ فراموش نکنید که پرمشغله بودن باعث کاهش تمرکز میشود
بعضیها فکر میکنند اگر سرشان را حسابی شلوغ کنند و چندین پروژه و کار را بهطور همزمان انجام دهند به گونهای عمل کردهاند که بهرهوری بالایی را به نمایش گذاشتهاند و موفق جلوه خواهند کرد؛ در حالیکه کاملا عکس این است و پرداختن به فعالیتهای متعدد در یک زمان بهطور حتم ما را از انجام درست و با تمرکز کار اصلیمان باز میدارد.
3⃣ چیزی به نام کارمند ایدهآل وجود ندارد
برخی از مدیران بر این باورند که کارمند ایدهآل کسی است که تمام فکر و ذکرش کار برای شرکت یا سازمان خود است و فردی است که حاضر است زندگی شخصیاش را فدای کار خود کند. ولی لایقترین و قویترین کارمندان نیز نمیتوانند برای ساعات و روزهای طولانی کار کنند و دیر یا زود خستگی و دلزدگی از کار سراغ آنها خواهد آمد.
موفقترین افراد کسانی هستند که به محدودیتهای ذهنی و جسمی خود آگاه هستند و در حین کار به اندازه معقول استراحت میکنند. بهطور حتم این افراد عملکرد بهتری از خود بروز خواهند داد.
4⃣ برای به پایان رساندن پروژههای بزرگ و مهم عجله نکنید
خیلی از ما برای به پایان رساندن پروژههای حساس و خیلی مهم خود ثانیهشماری میکنیم و گاهی اوقات ترجیح میدهیم تا با عجله آن کارها را تمام کنیم و به اصطلاح از شر آن کار خلاص شویم.
آدام گرانت، روانشناس مشهور معتقد است اگر مدیران یا کارمندان در حال انجام دادن یک پروژه حساس و مهم هستند بهتر است بیش از حد به خود فشار نیاورند که آن کار را هر چه سریعتر به پایان برسانند بلکه شایسته است عمداً چند گام آخر را به روزهای بعد موکول کنند تا مراحل آخر پروژه مورد نظر را که بسیار تعیینکننده نیز هستند با تمرکز و بهرهوری بالاتری انجام دهند.
✍ آکادمی مدیریت
@management_skill | 432 |
| 7 | 💢 کوک چهارم
@life_skills2022 | 433 |
| 8 | 🚀 با فرادرس، رایگان آموزش ببین و تو یه چشم بهم زدن کلی مهارت یاد بگیر...
⭐ آموزش سریع یا کرش کورس، یه آموزش کوتاه و کاربری و در عین حال پرمحتواست که حتما به کارت میاد.👇
🔗 چگونه پاسخهای بهتری از هوش مصنوعی بگیریم؟ - اصول پرامپتنویسی
🔗 مایکروسافت پروجکت MSP در ۶۰ دقیقه
🔗 آموزش گوگل شیت در ۶۰ دقیقه
🔗 نوشتن یک رزومه خوب – بررسی نمونههای عملی و الگوهای ساخت
🔗 آموزش ورد، اکسل، پاورپوینت و اکسس
👈 بقیه رو اینجا ببین - [شروع یادگیری]
🔄 FaraDars - فرادرس | 333 |
| 9 | 💢قورباغهات را قورت بده!
🐸چرا بعضی مدیران با وجود مسئولیتهای فراوان، همیشه به اهداف خود میرسند، اما برخی دیگر مدام احساس میکنند زمان کم میآورند؟ برایان تریسی در کتاب «قورباغهات را قورت بده» پاسخی ساده اما کاربردی ارائه میدهد: هر روز، مهمترین و دشوارترین کارتان را قبل از هر کار دیگری انجام دهید.
🐸«قورباغه» در این کتاب، نماد مهمترین و در عین حال ناخوشایندترین کاری است که باید انجام دهید؛ کاری که بیشترین تأثیر را بر موفقیت شما دارد، اما معمولاً به دلیل دشواری یا نداشتن علاقه، انجام آن را به تعویق میاندازید. تریسی معتقد است اگر هر روز صبح ابتدا همین «قورباغه» را قورت دهید، ادامه روز با تمرکز، آرامش و بهرهوری بیشتری سپری خواهد شد.
🐸نویسنده تأکید میکند که موفقیت، بیش از آنکه به استعداد وابسته باشد، به عادتهای روزانه بستگی دارد. افراد موفق، کارهای مهم را در اولویت قرار میدهند؛ در حالی که بسیاری از افراد، زمان خود را صرف فعالیتهای آسان اما کماثر میکنند.
🐸یکی از مهمترین آموزههای کتاب، اصل ۸۰-۲۰ است. معمولاً ۲۰ درصد فعالیتها، ۸۰ درصد نتایج را ایجاد میکنند. بنابراین مدیران باید بتوانند فعالیتهای ارزشآفرین را از کارهای کماهمیت تشخیص دهند و انرژی خود را بر همان تعداد محدود اما اثرگذار متمرکز کنند.
🐸تریسی همچنین روش ABCDE را برای اولویتبندی پیشنهاد میکند. در این روش، کارهای A مهمترین و حیاتیترین وظایف هستند و باید پیش از هر کار دیگری انجام شوند. او همچنین بر برنامهریزی روزانه، تقسیم پروژههای بزرگ به گامهای کوچک و تمرکز عمیق بر یک کار تا پایان آن تأکید میکند.
🐸از نگاه نویسنده، تعلل معمولاً نتیجه نداشتن اولویتهای روشن یا ترس از شروع است، نه کمبود زمان. به همین دلیل، آغاز کردن مهمترین کار، مهمترین گام برای غلبه بر اهمالکاری است.
🐸پیام اصلی کتاب روشن است: موفقیت، نتیجه انجام کارهای بیشتر نیست؛ نتیجه انجام کارهای مهمتر است. مدیران موفق، هر روز با سختترین و اثرگذارترین وظیفه خود آغاز میکنند؛ زیرا میدانند آینده سازمان را کارهای مهم میسازند، نه کارهای آسان.
@planing_tm | 401 |
| 10 | 💡چگونه سازمانی بسازیم که افراد توانمند، نهتنها بخواهند در آن کار کنند؛ بلکه بخواهند در آن بمانند؟
چرا بعضی سازمانها همیشه در جذب نیروهای توانمند موفقاند، اما بعضی دیگر برای پیدا کردن و حفظ استعدادها با چالش مواجهاند؟
پاسخ را باید در یک مفهوم مهم جستوجو کرد: برند کارفرمایی و تجربه کارکنان.
🌱 برند کارفرمایی فقط یک شعار زیبا یا چند پست در شبکههای اجتماعی نیست؛ تصویری است که کارکنان و متقاضیان شغلی از فرهنگ، ارزشها و فضای کاری سازمان در ذهن خود دارند.
🎯 در دوره برند کارفرمایی و تجربه کارکنان یاد میگیرید چگونه با شناخت درست این مفاهیم، برای ساختن یک تجربه مثبت و متمایز برای کارکنان برنامهریزی کنید و برند کارفرمایی سازمان را تقویت کنید.
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام کلیک کنید ↙️
https://link.sharif.ac/CQ1Jm
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
☎️مشاوره وثبت نام : 02167641999
📲مشاوره بله: https://ble.ir/Jdsharif_977
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
🔹 جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص... | 404 |
| 11 | 💢در جستجوی ژنوم مدیرعامل
🔴آیا مدیرعاملان موفق، انسانهایی خارقالعاده هستند؟ آیا موفقیت آنها نتیجه هوش استثنایی، شخصیت کاریزماتیک یا تحصیل در دانشگاههای برتر است؟
🟢تا چند سال پیش، بسیاری از مدیران و مشاوران مدیریت چنین تصوری داشتند. اما در سال ۲۰۱۷، نتایج یکی از بزرگترین پژوهشهای حوزه رهبری سازمانی با عنوان «پروژه ژنوم مدیرعامل» (CEO Genome Project) منتشر شد و بسیاری از این باورهای رایج را به چالش کشید.
🔵این پژوهش که توسط مؤسسه GHSMART و با همکاری پژوهشگران دانشگاه شیکاگو انجام شد، حاصل بررسی بیش از ۱۷ هزار ارزیابی مدیران ارشد و تحلیل عملکرد نزدیک به ۲ هزار مدیرعامل بود. هدف پژوهش ساده اما مهم بود: چه رفتارهایی، مدیرعاملان موفق را از دیگران متمایز میکند؟
🟤نتایج، برخلاف انتظار بسیاری از افراد، نشان داد که موفقیت مدیرعاملان بیش از آنکه به ویژگیهای ذاتی وابسته باشد، به رفتارهای قابل یادگیری بستگی دارد.
🟧نخستین ویژگی، تصمیمگیری قاطعانه است. مدیرعاملان حرفهای منتظر دستیابی به اطلاعات کامل نمیمانند. آنها میدانند که در فضای رقابتی امروز، تعلل در تصمیمگیری اغلب پرهزینهتر از یک تصمیم ناقص اما بهموقع است. آنها با تحلیل شواهد موجود، مسئولیت تصمیم خود را میپذیرند و در صورت لزوم، مسیر را اصلاح میکنند.
🟨ویژگی دوم، توانایی ایجاد همسویی است. مدیرعامل موفق، صرفاً دستور نمیدهد؛ بلکه اعتماد میسازد. او میتواند کارکنان، مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان را حول یک چشمانداز مشترک متحد کند. این مهارت، پایه شکلگیری فرهنگ سازمانی قدرتمند است.
🟪سومین ویژگی، انطباقپذیری است. مدیرعاملان موفق، تغییر را تهدید تلقی نمیکنند. آنها از بازخورد استقبال میکنند، از اشتباهات درس میگیرند و در صورت تغییر شرایط، بدون تعصب مسیر خود را اصلاح میکنند. در دنیای پرتلاطم امروز، انعطافپذیری یک مزیت رقابتی است.
⬜️اما شاید مهمترین یافته پژوهش، چهارمین ویژگی باشد؛ اجرای قابلاعتماد. بسیاری از مدیران ایدههای خوبی دارند، اما تعداد اندکی میتوانند آنها را به نتیجه تبدیل کنند. مدیرعامل حرفهای با تعیین اهداف روشن، پایش مستمر عملکرد، پاسخگو کردن مدیران و پیگیری منظم، اطمینان حاصل میکند که برنامهها فقط روی کاغذ باقی نمانند.
⚫️پژوهش «ژنوم مدیرعامل» یک پیام مهم برای سازمانها دارد: هنگام انتخاب مدیرعامل، بیش از آنکه مجذوب رزومههای درخشان، سخنرانیهای جذاب یا شخصیتهای کاریزماتیک شوید، به رفتارهای مدیریتی او توجه کنید. توانایی تصمیمگیری، ایجاد اعتماد، سازگاری با تغییر و اجرای مؤثر، پیشبینیکنندههای بسیار دقیقتری برای موفقیت هستند.
⚪️شاید مهمترین دستاورد این پژوهش، شکستن یک افسانه قدیمی باشد: مدیرعاملان بزرگ، الزاماً انسانهای خارقالعاده نیستند؛ آنها افرادی هستند که رفتارهای درست را بارها و بارها تمرین کردهاند. خبر خوب آن است که این رفتارها، برخلاف استعداد ذاتی، آموختنی و قابل پرورش هستند.
@management_skill | 429 |
| 12 | 💢در جستجوی ژنوم مدیرعامل
🔴آیا مدیرعاملان موفق، انسانهایی خارقالعاده هستند؟ آیا موفقیت آنها نتیجه هوش استثنایی، شخصیت کاریزماتیک یا تحصیل در دانشگاههای برتر است؟
🟢تا چند سال پیش، بسیاری از مدیران و مشاوران مدیریت چنین تصوری داشتند. اما در سال ۲۰۱۷، نتایج یکی از بزرگترین پژوهشهای حوزه رهبری سازمانی با عنوان «پروژه ژنوم مدیرعامل» (CEO Genome Project) منتشر شد و بسیاری از این باورهای رایج را به چالش کشید.
🔵این پژوهش که توسط مؤسسه GHSMART و با همکاری پژوهشگران دانشگاه شیکاگو انجام شد، حاصل بررسی بیش از ۱۷ هزار ارزیابی مدیران ارشد و تحلیل عملکرد نزدیک به ۲ هزار مدیرعامل بود. هدف پژوهش ساده اما مهم بود: چه رفتارهایی، مدیرعاملان موفق را از دیگران متمایز میکند؟
🟤نتایج، برخلاف انتظار بسیاری از افراد، نشان داد که موفقیت مدیرعاملان بیش از آنکه به ویژگیهای ذاتی وابسته باشد، به رفتارهای قابل یادگیری بستگی دارد.
🟧نخستین ویژگی، تصمیمگیری قاطعانه است. مدیرعاملان حرفهای منتظر دستیابی به اطلاعات کامل نمیمانند. آنها میدانند که در فضای رقابتی امروز، تعلل در تصمیمگیری اغلب پرهزینهتر از یک تصمیم ناقص اما بهموقع است. آنها با تحلیل شواهد موجود، مسئولیت تصمیم خود را میپذیرند و در صورت لزوم، مسیر را اصلاح میکنند.
🟨ویژگی دوم، توانایی ایجاد همسویی است. مدیرعامل موفق، صرفاً دستور نمیدهد؛ بلکه اعتماد میسازد. او میتواند کارکنان، مدیران، سهامداران و سایر ذینفعان را حول یک چشمانداز مشترک متحد کند. این مهارت، پایه شکلگیری فرهنگ سازمانی قدرتمند است.
🟪سومین ویژگی، انطباقپذیری است. مدیرعاملان موفق، تغییر را تهدید تلقی نمیکنند. آنها از بازخورد استقبال میکنند، از اشتباهات درس میگیرند و در صورت تغییر شرایط، بدون تعصب مسیر خود را اصلاح میکنند. در دنیای پرتلاطم امروز، انعطافپذیری یک مزیت رقابتی است.
⬜️اما شاید مهمترین یافته پژوهش، چهارمین ویژگی باشد؛ اجرای قابلاعتماد. بسیاری از مدیران ایدههای خوبی دارند، اما تعداد اندکی میتوانند آنها را به نتیجه تبدیل کنند. مدیرعامل حرفهای با تعیین اهداف روشن، پایش مستمر عملکرد، پاسخگو کردن مدیران و پیگیری منظم، اطمینان حاصل میکند که برنامهها فقط روی کاغذ باقی نمانند.
⚫️پژوهش «ژنوم مدیرعامل» یک پیام مهم برای سازمانها دارد: هنگام انتخاب مدیرعامل، بیش از آنکه مجذوب رزومههای درخشان، سخنرانیهای جذاب یا شخصیتهای کاریزماتیک شوید، به رفتارهای مدیریتی او توجه کنید. توانایی تصمیمگیری، ایجاد اعتماد، سازگاری با تغییر و اجرای مؤثر، پیشبینیکنندههای بسیار دقیقتری برای موفقیت هستند.
⚪️شاید مهمترین دستاورد این پژوهش، شکستن یک افسانه قدیمی باشد: مدیرعاملان بزرگ، الزاماً انسانهای خارقالعاده نیستند؛ آنها افرادی هستند که رفتارهای درست را بارها و بارها تمرین کردهاند. خبر خوب آن است که این رفتارها، برخلاف استعداد ذاتی، آموختنی و قابل پرورش هستند.
@management_skill | 1 |
| 13 | بدون متن... | 513 |
| 14 | 💢 طبق آمار رسمی بانک مرکزی، تورم سالانه به حدود ۸۸ درصد رسیده و میانگین تورم مواد غذایی به بالای ۱۰۰ درصد.
👈با توجه به این شرایط پیش بینی تورم و قیمت دلار، سکه و طلا برای امسال چقدر است؟
👌 در شرایط با تورم بالای ایران چگونه سرمایه گذاری کنیم؟
🆗 آیا در این شرایط می توانیم درآمدمان را افزایش دهیم؟
💸 در این شرایط چگونه هزینه هایمان را مدیریت کنیم؟
❌ سرمایه گذاری در بازار مسکن و خودرو در سال ۱۴۰۵ ارزندگی دارد؟
🧠 آیا در شرایط اقتصادی دشوار کنونی می توان پس انداز هم داشت؟
👈 جهت عضویت و دریافت اشتراک در گروه هوش مالی با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm | 555 |
| 15 | □ شاید به همین دلیل است که بعضی افراد، پس از یک شکست شغلی، یک امتحان ناموفق یا یک انتقاد تند، فرو میریزند و بعضی دیگر، با همان تجربه، قویتر از قبل برمیگردند. تفاوت آنها فقط در میزان اعتمادبهنفس نیست؛ در عزتنفس آنهاست. اعتمادبهنفس میتواند شما را به موفقیت برساند، اما این عزتنفس است که اجازه میدهد موفقیت، شما را مغرور نکند و شکست، شما را از پا درنیاورد.
@management_skill | 556 |
| 16 | 💢اعتماد بهنفس مهمتر است یا عزتنفس؟
■ اگر از بیشتر مردم این سؤال را بپرسید که اعتماد بهنفس مهمتر است یا عزتنفس، احتمالاً پاسخ میدهند: «اعتماد بهنفس.» همه دوست دارند فردی با اعتماد بهنفس باشند؛ کسی که با قاطعیت صحبت میکند، از پذیرش مسئولیت نمیترسد و در موقعیتهای دشوار، محکم ظاهر میشود. اما روانشناسان سالهاست به نکته مهمی اشاره میکنند: اعتمادبهنفس، بدون عزتنفس، پایدار نیست.
□ ناتانیل براندن، نویسنده کتاب شش ستون عزتنفس، عزتنفس را «باور به ارزشمندی خود و باور به توانایی رویارویی با چالشهای زندگی» میداند. در مقابل، اعتمادبهنفس به باور فرد درباره توانایی انجام یک کار یا ایفای یک نقش مربوط میشود. به بیان ساده، اعتمادبهنفس پاسخ این سؤال است که «آیا میتوانم این کار را انجام دهم؟» اما عزتنفس پاسخ این سؤال است که «اگر موفق نشوم، آیا باز هم برای خودم ارزش قائلم؟»
● پژوهشها نیز همین تفاوت را تأیید میکنند. کریستوفر مراک (Christopher Mruk) که از برجستهترین پژوهشگران این حوزه است، در مرور دهها مطالعه نشان داد افرادی که از عزتنفس سالم برخوردارند، تابآوری بیشتری دارند، روابط اجتماعی موفقتری برقرار میکنند، مسئولیت اشتباهات خود را راحتتر میپذیرند و از سلامت روان بالاتری برخوردارند. از سوی دیگر، پژوهشهای جنیفر کراکر (Jennifer Crocker) در دانشگاه میشیگان نشان داد افرادی که ارزش خود را به موفقیت، درآمد، ظاهر، جایگاه شغلی یا تأیید دیگران گره میزنند، پس از شکست یا انتقاد، افت شدید روحیه، اضطراب و احساس بیارزشی را بیشتر تجربه میکنند. به همین دلیل، بسیاری از روانشناسان معتقدند عزتنفس، زیربنای اعتمادبهنفس پایدار است؛ نه برعکس.
● اما تفاوت این دو در زندگی روزمره چگونه دیده میشود؟
▪︎ در جلسه کاری، دو کارشناس ایدهای را مطرح میکنند. مدیر هر دو پیشنهاد را رد میکند. نفر اول تا چند روز با خود میگوید: «پس من آدم بیاستعدادی هستم.» از آن پس هم کمتر در جلسات اظهار نظر میکند. اما نفر دوم با خود میگوید: «این ایده مناسب نبود؛ دفعه بعد با اطلاعات بیشتری میآیم.» هر دو اعتمادبهنفس ارائه ایده را داشتند، اما فقط نفر دوم عزتنفس سالم داشت؛ زیرا شکست را به ارزش وجودی خود تعمیم نداد.
▪︎ در مذاکره برای افزایش حقوق، دو کارمند درخواست مشابهی دارند. مدیر درخواست هر دو را رد میکند. نفر اول احساس تحقیر میکند و نتیجه میگیرد: «حتماً ارزش من همینقدر است.» اما نفر دوم، بدون احساس بیارزشی، علت مخالفت را بررسی میکند، مهارتهایش را ارتقا میدهد و در فرصت مناسب دوباره مذاکره میکند. عزتنفس یعنی رد شدن، مساوی با بیارزش بودن نیست.
▪︎ در محل کار، مدیری هنگام ارائه گزارش متوجه میشود یکی از آمارهایی که اعلام کرده اشتباه بوده است. اگر فقط اعتمادبهنفس داشته باشد، ممکن است برای حفظ اعتبار خود، اشتباه را توجیه یا پنهان کند. اما اگر عزتنفس داشته باشد، با آرامش میگوید: «این عدد صحیح نیست؛ اجازه بدهید نسخه درست را ارائه کنم.» او میداند که پذیرش یک اشتباه، ارزش او را کاهش نمیدهد.
▪︎ در شبکههای اجتماعی، دو نفر عکس مشابهی منتشر میکنند. یکی اگر لایک کمی بگیرد، احساس میکند محبوب یا ارزشمند نیست و حتی پستش را حذف میکند. اما دیگری از استقبال دیگران خوشحال میشود، ولی ارزش خود را با تعداد لایکها اندازه نمیگیرد. او میداند که نظر دیگران، هویت او را تعیین نمیکند.
▪︎ در زمان موفقیت دیگران، یکی از همکاران ترفیع میگیرد. فردی که عزتنفس پایینی دارد، موفقیت همکار را شکست شخصی خود میبیند و شاید به تخریب یا حسادت روی بیاورد. اما فردی که عزتنفس سالم دارد، از خود میپرسد: «من برای رسیدن به این جایگاه چه مهارتهایی باید یاد بگیرم؟» او به جای مقایسه، بر رشد خود تمرکز میکند.
● آدمهای دارای عزتنفس معمولاً چند ویژگی مشترک دارند.
▪︎ خود را دائماً با دیگران مقایسه نمیکنند.
▪︎ برای جلب رضایت همه زندگی نمیکنند و در صورت لزوم، محترمانه «نه» میگویند.
▪︎ مسئولیت اشتباهات خود را میپذیرند و برای اصلاح آن اقدام میکنند.
▪︎ از موفقیت دیگران احساس تهدید نمیکنند.
▪︎ ارزش خود را به عنوان شغلی، میزان درآمد، نمره، تعداد دنبالکنندگان یا تشویق دیگران وابسته نمیکنند.
■ مخلص کلام اینکه؛ اعتماد بهنفس به شما کمک میکند کاری را شروع کنید، اما عزتنفس کمک میکند اگر در آن کار شکست خوردید، خودتان را از دست ندهید. اعتماد بهنفس از مهارت، تجربه و تمرین به دست میآید؛ اما عزتنفس از خودشناسی، پذیرش خویشتن و باور به ارزش ذاتی انسان. | 594 |
| 17 | □ شاید به همین دلیل است که بعضی افراد، پس از یک شکست شغلی، یک امتحان ناموفق یا یک انتقاد تند، فرو میریزند و بعضی دیگر، با همان تجربه، قویتر از قبل برمیگردند. تفاوت آنها فقط در میزان اعتمادبهنفس نیست؛ در عزتنفس آنهاست. اعتمادبهنفس میتواند شما را به موفقیت برساند، اما این عزتنفس است که اجازه میدهد موفقیت، شما را مغرور نکند و شکست، شما را از پا درنیاورد.
@management_skill | 1 |
| 18 | 💢اعتماد بهنفس مهمتر است یا عزتنفس؟
■ اگر از بیشتر مردم این سؤال را بپرسید که اعتماد بهنفس مهمتر است یا عزتنفس، احتمالاً پاسخ میدهند: «اعتماد بهنفس.» همه دوست دارند فردی با اعتماد بهنفس باشند؛ کسی که با قاطعیت صحبت میکند، از پذیرش مسئولیت نمیترسد و در موقعیتهای دشوار، محکم ظاهر میشود. اما روانشناسان سالهاست به نکته مهمی اشاره میکنند: اعتمادبهنفس، بدون عزتنفس، پایدار نیست.
□ ناتانیل براندن، نویسنده کتاب شش ستون عزتنفس، عزتنفس را «باور به ارزشمندی خود و باور به توانایی رویارویی با چالشهای زندگی» میداند. در مقابل، اعتمادبهنفس به باور فرد درباره توانایی انجام یک کار یا ایفای یک نقش مربوط میشود. به بیان ساده، اعتمادبهنفس پاسخ این سؤال است که «آیا میتوانم این کار را انجام دهم؟» اما عزتنفس پاسخ این سؤال است که «اگر موفق نشوم، آیا باز هم برای خودم ارزش قائلم؟»
● پژوهشها نیز همین تفاوت را تأیید میکنند. کریستوفر مراک (Christopher Mruk) که از برجستهترین پژوهشگران این حوزه است، در مرور دهها مطالعه نشان داد افرادی که از عزتنفس سالم برخوردارند، تابآوری بیشتری دارند، روابط اجتماعی موفقتری برقرار میکنند، مسئولیت اشتباهات خود را راحتتر میپذیرند و از سلامت روان بالاتری برخوردارند. از سوی دیگر، پژوهشهای جنیفر کراکر (Jennifer Crocker) در دانشگاه میشیگان نشان داد افرادی که ارزش خود را به موفقیت، درآمد، ظاهر، جایگاه شغلی یا تأیید دیگران گره میزنند، پس از شکست یا انتقاد، افت شدید روحیه، اضطراب و احساس بیارزشی را بیشتر تجربه میکنند. به همین دلیل، بسیاری از روانشناسان معتقدند عزتنفس، زیربنای اعتمادبهنفس پایدار است؛ نه برعکس.
● اما تفاوت این دو در زندگی روزمره چگونه دیده میشود؟
▪︎ در جلسه کاری، دو کارشناس ایدهای را مطرح میکنند. مدیر هر دو پیشنهاد را رد میکند. نفر اول تا چند روز با خود میگوید: «پس من آدم بیاستعدادی هستم.» از آن پس هم کمتر در جلسات اظهار نظر میکند. اما نفر دوم با خود میگوید: «این ایده مناسب نبود؛ دفعه بعد با اطلاعات بیشتری میآیم.» هر دو اعتمادبهنفس ارائه ایده را داشتند، اما فقط نفر دوم عزتنفس سالم داشت؛ زیرا شکست را به ارزش وجودی خود تعمیم نداد.
▪︎ در مذاکره برای افزایش حقوق، دو کارمند درخواست مشابهی دارند. مدیر درخواست هر دو را رد میکند. نفر اول احساس تحقیر میکند و نتیجه میگیرد: «حتماً ارزش من همینقدر است.» اما نفر دوم، بدون احساس بیارزشی، علت مخالفت را بررسی میکند، مهارتهایش را ارتقا میدهد و در فرصت مناسب دوباره مذاکره میکند. عزتنفس یعنی رد شدن، مساوی با بیارزش بودن نیست.
▪︎ در محل کار، مدیری هنگام ارائه گزارش متوجه میشود یکی از آمارهایی که اعلام کرده اشتباه بوده است. اگر فقط اعتمادبهنفس داشته باشد، ممکن است برای حفظ اعتبار خود، اشتباه را توجیه یا پنهان کند. اما اگر عزتنفس داشته باشد، با آرامش میگوید: «این عدد صحیح نیست؛ اجازه بدهید نسخه درست را ارائه کنم.» او میداند که پذیرش یک اشتباه، ارزش او را کاهش نمیدهد.
▪︎ در شبکههای اجتماعی، دو نفر عکس مشابهی منتشر میکنند. یکی اگر لایک کمی بگیرد، احساس میکند محبوب یا ارزشمند نیست و حتی پستش را حذف میکند. اما دیگری از استقبال دیگران خوشحال میشود، ولی ارزش خود را با تعداد لایکها اندازه نمیگیرد. او میداند که نظر دیگران، هویت او را تعیین نمیکند.
▪︎ در زمان موفقیت دیگران، یکی از همکاران ترفیع میگیرد. فردی که عزتنفس پایینی دارد، موفقیت همکار را شکست شخصی خود میبیند و شاید به تخریب یا حسادت روی بیاورد. اما فردی که عزتنفس سالم دارد، از خود میپرسد: «من برای رسیدن به این جایگاه چه مهارتهایی باید یاد بگیرم؟» او به جای مقایسه، بر رشد خود تمرکز میکند.
● آدمهای دارای عزتنفس معمولاً چند ویژگی مشترک دارند.
▪︎ خود را دائماً با دیگران مقایسه نمیکنند.
▪︎ برای جلب رضایت همه زندگی نمیکنند و در صورت لزوم، محترمانه «نه» میگویند.
▪︎ مسئولیت اشتباهات خود را میپذیرند و برای اصلاح آن اقدام میکنند.
▪︎ از موفقیت دیگران احساس تهدید نمیکنند.
▪︎ ارزش خود را به عنوان شغلی، میزان درآمد، نمره، تعداد دنبالکنندگان یا تشویق دیگران وابسته نمیکنند.
■ مخلص کلام اینکه؛ اعتماد بهنفس به شما کمک میکند کاری را شروع کنید، اما عزتنفس کمک میکند اگر در آن کار شکست خوردید، خودتان را از دست ندهید. اعتماد بهنفس از مهارت، تجربه و تمرین به دست میآید؛ اما عزتنفس از خودشناسی، پذیرش خویشتن و باور به ارزش ذاتی انسان. | 1 |
| 19 | 💢غار افلاطون؛ آیا مدیران هم ممکن است اسیر سایهها شوند!
🔴همه چیز عالی به نظر میرسد. گزارشهای ماهانه سبز هستند، شاخصهای عملکرد (KPI) محقق شدهاند، جلسات با آرامش برگزار میشود و مدیران از نتایج رضایت دارند. اما ناگهان سازمان با ریزش مشتریان، استعفای کارکنان کلیدی یا افت شدید بهرهوری روبهرو میشود. سؤال اینجاست؛ اگر همه چیز خوب بود، پس این بحران از کجا آمد؟
🟢شاید پاسخ را باید در یکی از مشهورترین تمثیلهای تاریخ اندیشه جستوجو کرد؛ تمثیل غار افلاطون (Plato's Allegory of the Cave) که بیش از ۲۴۰۰ سال پیش در کتاب «جمهوری» (The Republic) مطرح شد؛ تمثیلی که امروز نیز برای مدیران، رهبران و تصمیمگیران، درسهای شگفتانگیزی دارد.
🔵افلاطون از گروهی انسان سخن میگوید که از کودکی در غاری تاریک زندانی شدهاند. دستها و پاهای آنان با زنجیر بسته شده و تنها میتوانند دیوار روبهروی خود را ببینند. پشت سر آنان آتشی روشن است و افرادی در پشت آن رفتوآمد میکنند و اشیایی را حمل میکنند. زندانیان فقط سایه این اشیا را روی دیوار میبینند و صدای آنها را میشنوند. چون هرگز چیز دیگری ندیدهاند، باور میکنند همین سایهها، تمام حقیقت جهان است.
🟤حال تصور کنید یکی از زندانیان از زنجیر رها شود. او ابتدا از نور آتش و سپس از نور خورشید آزرده میشود، اما کمکم درمییابد آنچه سالها حقیقت میدانسته، تنها سایهای از واقعیت بوده است. او تصمیم میگیرد به غار بازگردد و دیگران را آگاه کند، اما زندانیان سخنانش را باور نمیکنند، او را مسخره میکنند و حتی آمادهاند برای حفظ باورهای قدیمی خود، با او مقابله کنند.
🟡این داستان، فقط یک بحث فلسفی نیست؛ بلکه تصویری دقیق از بسیاری از سازمانهای امروزی است.
🟠در بسیاری از شرکتها، مدیران تصور میکنند واقعیت را میشناسند، زیرا هر روز گزارشهای متعددی دریافت میکنند؛ گزارش فروش، گزارش مالی، گزارش تولید، گزارش منابع انسانی و دهها نمودار و داشبورد مدیریتی. اما این گزارشها، اگرچه ضروری هستند، لزوماً خود واقعیت نیستند؛ آنها تنها بازنمایی واقعیت هستند؛ درست مانند سایههایی که زندانیان غار میدیدند.
🟣برای مثال، ممکن است شاخص رضایت مشتری در گزارشها مطلوب باشد، اما مشتریان قدیمی آرامآرام در حال ترک سازمان باشند. ممکن است نرخ بهرهوری بالا گزارش شود، اما کارکنان از فرسودگی شغلی رنج ببرند. ممکن است همه KPIها محقق شده باشند، اما نوآوری در سازمان از بین رفته باشد. اگر مدیر فقط به گزارشها تکیه کند، ممکن است هرگز این واقعیتها را نبیند.
⚫️به همین دلیل، بسیاری از رهبران بزرگ جهان، بخش قابل توجهی از زمان خود را خارج از دفتر کار میگذرانند. آنها با کارکنان گفتوگو میکنند، در خط تولید حضور پیدا میکنند، پای صحبت مشتریان مینشینند و تلاش میکنند آنچه در گزارشها دیده نمیشود را کشف کنند. مدیریت، فقط خواندن اعداد نیست؛ هنر دیدن واقعیتهای پنهان است.
⚪️نمونهای الهامبخش از این رویکرد را میتوان در تویوتا مشاهده کرد. یکی از اصول بنیادین این شرکت، مفهوم «گِنچی گِنبوتسو» (Genchi Genbutsu) است؛ یعنی «برو و خودت ببین.» مدیران تویوتا تشویق میشوند به جای تصمیمگیری صرف بر اساس گزارشها، شخصاً در محل وقوع مسئله حاضر شوند، شرایط را مشاهده کنند، با کارکنان صحبت کنند و سپس تصمیم بگیرند. این اصل، یکی از عوامل مهم موفقیت نظام تولید تویوتا و فرهنگ حل مسئله در این شرکت است.
🔴برای مدیران، مهمترین درس تمثیل غار افلاطون این است که هر دادهای، حقیقت نیست و هر گزارشی، واقعیت را بهطور کامل نشان نمیدهد. شاخصهای عملکرد، داشبوردهای مدیریتی و گزارشهای رسمی ابزارهای ارزشمندی هستند، اما اگر جای مشاهده مستقیم، گفتوگوی صادقانه و حضور در میدان عمل را بگیرند، مدیر را به زندانی غار خود تبدیل خواهند کرد. شاید بزرگترین وظیفه یک مدیر، خروج از غار باشد؛ غار پیشفرضها، عادتها، گزارشهای ناقص و باورهای تثبیتشده.
🟢رهبری از پشت میز آغاز نمیشود؛ از لحظهای آغاز میشود که مدیر از غار خود بیرون میآید، واقعیت را با چشمان خود میبیند و جرئت میکند حقیقت را، هرچند ناخوشایند، بپذیرد.
@management_skill | 682 |
| 20 | 💢غار افلاطون؛ آیا مدیران هم ممکن است اسیر سایهها شوند!
🔴همه چیز عالی به نظر میرسد. گزارشهای ماهانه سبز هستند، شاخصهای عملکرد (KPI) محقق شدهاند، جلسات با آرامش برگزار میشود و مدیران از نتایج رضایت دارند. اما ناگهان سازمان با ریزش مشتریان، استعفای کارکنان کلیدی یا افت شدید بهرهوری روبهرو میشود. سؤال اینجاست؛ اگر همه چیز خوب بود، پس این بحران از کجا آمد؟
🟢شاید پاسخ را باید در یکی از مشهورترین تمثیلهای تاریخ اندیشه جستوجو کرد؛ تمثیل غار افلاطون (Plato's Allegory of the Cave) که بیش از ۲۴۰۰ سال پیش در کتاب «جمهوری» (The Republic) مطرح شد؛ تمثیلی که امروز نیز برای مدیران، رهبران و تصمیمگیران، درسهای شگفتانگیزی دارد.
🔵افلاطون از گروهی انسان سخن میگوید که از کودکی در غاری تاریک زندانی شدهاند. دستها و پاهای آنان با زنجیر بسته شده و تنها میتوانند دیوار روبهروی خود را ببینند. پشت سر آنان آتشی روشن است و افرادی در پشت آن رفتوآمد میکنند و اشیایی را حمل میکنند. زندانیان فقط سایه این اشیا را روی دیوار میبینند و صدای آنها را میشنوند. چون هرگز چیز دیگری ندیدهاند، باور میکنند همین سایهها، تمام حقیقت جهان است.
🟤حال تصور کنید یکی از زندانیان از زنجیر رها شود. او ابتدا از نور آتش و سپس از نور خورشید آزرده میشود، اما کمکم درمییابد آنچه سالها حقیقت میدانسته، تنها سایهای از واقعیت بوده است. او تصمیم میگیرد به غار بازگردد و دیگران را آگاه کند، اما زندانیان سخنانش را باور نمیکنند، او را مسخره میکنند و حتی آمادهاند برای حفظ باورهای قدیمی خود، با او مقابله کنند.
🟡این داستان، فقط یک بحث فلسفی نیست؛ بلکه تصویری دقیق از بسیاری از سازمانهای امروزی است.
🟠در بسیاری از شرکتها، مدیران تصور میکنند واقعیت را میشناسند، زیرا هر روز گزارشهای متعددی دریافت میکنند؛ گزارش فروش، گزارش مالی، گزارش تولید، گزارش منابع انسانی و دهها نمودار و داشبورد مدیریتی. اما این گزارشها، اگرچه ضروری هستند، لزوماً خود واقعیت نیستند؛ آنها تنها بازنمایی واقعیت هستند؛ درست مانند سایههایی که زندانیان غار میدیدند.
🟣برای مثال، ممکن است شاخص رضایت مشتری در گزارشها مطلوب باشد، اما مشتریان قدیمی آرامآرام در حال ترک سازمان باشند. ممکن است نرخ بهرهوری بالا گزارش شود، اما کارکنان از فرسودگی شغلی رنج ببرند. ممکن است همه KPIها محقق شده باشند، اما نوآوری در سازمان از بین رفته باشد. اگر مدیر فقط به گزارشها تکیه کند، ممکن است هرگز این واقعیتها را نبیند.
⚫️به همین دلیل، بسیاری از رهبران بزرگ جهان، بخش قابل توجهی از زمان خود را خارج از دفتر کار میگذرانند. آنها با کارکنان گفتوگو میکنند، در خط تولید حضور پیدا میکنند، پای صحبت مشتریان مینشینند و تلاش میکنند آنچه در گزارشها دیده نمیشود را کشف کنند. مدیریت، فقط خواندن اعداد نیست؛ هنر دیدن واقعیتهای پنهان است.
⚪️نمونهای الهامبخش از این رویکرد را میتوان در تویوتا مشاهده کرد. یکی از اصول بنیادین این شرکت، مفهوم «گِنچی گِنبوتسو» (Genchi Genbutsu) است؛ یعنی «برو و خودت ببین.» مدیران تویوتا تشویق میشوند به جای تصمیمگیری صرف بر اساس گزارشها، شخصاً در محل وقوع مسئله حاضر شوند، شرایط را مشاهده کنند، با کارکنان صحبت کنند و سپس تصمیم بگیرند. این اصل، یکی از عوامل مهم موفقیت نظام تولید تویوتا و فرهنگ حل مسئله در این شرکت است.
🔴برای مدیران، مهمترین درس تمثیل غار افلاطون این است که هر دادهای، حقیقت نیست و هر گزارشی، واقعیت را بهطور کامل نشان نمیدهد. شاخصهای عملکرد، داشبوردهای مدیریتی و گزارشهای رسمی ابزارهای ارزشمندی هستند، اما اگر جای مشاهده مستقیم، گفتوگوی صادقانه و حضور در میدان عمل را بگیرند، مدیر را به زندانی غار خود تبدیل خواهند کرد. شاید بزرگترین وظیفه یک مدیر، خروج از غار باشد؛ غار پیشفرضها، عادتها، گزارشهای ناقص و باورهای تثبیتشده.
🟢رهبری از پشت میز آغاز نمیشود؛ از لحظهای آغاز میشود که مدیر از غار خود بیرون میآید، واقعیت را با چشمان خود میبیند و جرئت میکند حقیقت را، هرچند ناخوشایند، بپذیرد.
@management_skill | 1 |
