فرهیختگان
فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود. از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است.. ۰امام علی(ع): «شجاعتر از خردمند، کسی نیست.» ارتباط با ادمین: @IRANIntellectualsAdmin گفتوگو و تبادل نظر: @iranintellectualsgroup
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel فرهیختگان
Channel فرهیختگان (@iranintellectuals) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 12 845 subscribers, ranking 15 487 in the Education category and 25 127 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 12 845 subscribers.
According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -58 over the last 30 days and by -8 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 10.07%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 7.35% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 1 294 views. Within the first day, a publication typically gains 944 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 12.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as #فرهیخته, رهایی, خلیج, فارس, فرد.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“فرهیختگی از آزادیِ اندیشه، گفتوگو و خرد آغاز میشود.
از زمینِ سنت تا افقِ تجدد، مقصد نه تعصب، که حقیقت است..
۰امام علی(ع):
«شجاعتر از خردمند، کسی نیست.»
ارتباط با ادمین:
@IRANIntellectualsAdmin
گفتوگو و تبادل نظر:
@iranintellectualsgroup”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | +2 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | +4 | |||
| 05 September | +3 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +12 | |||
| 02 September | +5 | |||
| 01 September | +3 |
| 2 | 🌍 بنزین گران شد؛ آیا سفر و تفریح به کالای لوکس تبدیل میشود؟
✍️ جعفر بخشی بینیاز
نویسنده و روزنامهنگار
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در دفاع از سیاست تازه بنزینی دولت گفته است هزینه واردات هر لیتر بنزین برای دولت بیش از ۷۰ هزار تومان است و «هر کسی که هر هفته به شمال میرود، باید پول بنزینش را بدهد.»
همزمان، نرخ سوم بنزین ــ بنزین عرضهشده با کارت جایگاه ــ از پنج هزار تومان به ده هزار تومان افزایش یافته است؛ هرچند سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی فعلاً بدون تغییر ماندهاند.
اما مسئله فقط قیمت یک لیتر بنزین نیست. مسئله، منطقی است که پشت چنین سخنی قرار دارد.
وقتی سفر به شمال بهعنوان نمونهای از مصرفی معرفی میشود که شهروند باید هزینه واقعی آن را بپردازد، این پرسش شکل میگیرد که دولت اساساً «رفاه» را چگونه تعریف میکند؟ آیا سفر، تفریح، دیدار با خانواده و جابهجایی آزادانه، امور زائد و تجملیاند یا بخشی طبیعی از یک زندگی شایسته؟
اگر معیار تأمین خدمات عمومی صرفاً محاسبه سود و زیان لحظهای باشد، زندگی مردم بهتدریج به لایههای زیرینِ بقای محض تقلیل پیدا میکند.
با چنین منطقی میتوان پرسید: سفر به شهر دیگر چرا؟ استفاده از تاکسی اینترنتی چرا؟ خرید خودرو چرا؟ دیدار با خویشاوندان چرا؟ مگر همه اینها برای دولت «هزینه» ایجاد نمیکنند؟
مشکل دقیقاً همینجاست.
وظیفه حکومت آن است که با مدیریت منابع، کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا دهد؛ نه اینکه ناکارآمدی در مدیریت انرژی و حملونقل را بهگونهای بازتعریف کند که گویی مشکل اصلی، میل مردم به حرکت، سفر و برخورداری از اندکی آسایش است.
وقتی هزینه رفاه مردم «بار اضافی» تلقی شود، پیوند سیاستگذار با نیازهای واقعی جامعه سست میشود. لذت، تفریح، سفر و جابهجایی آزادانه امتیازی لوکس نیست که فقط در روزهای وفور منابع به مردم اعطا شود.
دشمنی با کیفیت زندگی همیشه با خشونت فیزیکی رخ نمیدهد؛ گاهی با کوچککردن مستمر دایره انتخابهای شهروندان اتفاق میافتد.
اگر ساختار اقتصادی کشور نمیتواند سفر، دیدار با خانواده یا استفاده عادی از خودرو را برای بخش بزرگی از جامعه به امری میسور تبدیل کند، پاسخ را نباید فقط در «مصرف زیاد مردم» جست.
بخشی از مسئله را باید در مدیریت، سیاستگذاری و ذهنیتی جست که رفاه را هزینه میبیند، نه حق شهروندی.
#صدای_فرهیختگان
#بنزین #رفاه #سفر #اقتصاد
#فرهیختگان راهی به رهایی | 386 |
| 3 | 🔴 هاآرتص: نتانیاهو پیش از ۷ اکتبر هشدار مستقیم دریافت کرده بود؛ دفتر او تکذیب میکند
گزارشی تازه در روزنامه اسرائیلی هاآرتص مدعی است بنیامین نتانیاهو حدود ده روز پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، شخصاً از محمد بنزاید، رئیس امارات متحده عربی، درباره احتمال یک عملیات بزرگ حماس هشدار گرفته بود؛ هشداری که بنا بر این روایت، به فرماندهان ارشد امنیتی اسرائیل منتقل نشد.
این گزارش برگرفته از کتاب تازه «ربودهشده: ۸۴۳ روز رهاشدگی» نوشته شلومی الدار و روت یووال است؛ کتابی که نویسندگان آن میگویند بر مصاحبه با دهها منبع در اسرائیل و خارج از آن استوار است.
به روایت هاآرتص، بنزاید در یک تماس حدوداً ۴۵ دقیقهای به نتانیاهو گفته بود یحیی سنوار در تدارک اقدامی بزرگ است که میتواند به خونریزی و بیثباتی منطقه منجر شود و حتی توافقهای ابراهیم را به خطر اندازد.
نتانیاهو، طبق همین روایت، با آرامش پاسخ داده بود که اسرائیل اوضاع غزه را تحت کنترل دارد، احتمال اقدام حماس بیشتر در کرانه باختری است و اسرائیل برای سناریوهای مختلف آمادگی دارد.
هاآرتص میگوید منشأ اولیه این هشدار، پیامهایی از خود سنوار بوده است. او در جریان بنبست مذاکرات تبادل اسرا، از طریق یک واسطه وابسته به فتح هشدار داده بود که در صورت ادامه وضعیت، «سورپرایزی بزرگ» و چیزی در حد «زلزله» در راه خواهد بود.
گزارش همچنین میگوید این اطلاعات در اواسط سپتامبر به شینبت نیز رسیده بود، اما دستگاه امنیتی اسرائیل آن را بهعنوان نشانه یک حمله بزرگ از غزه تفسیر نکرد.
چند روز بعد، در اول اکتبر ۲۰۲۳، رونن بار، رئیس وقت شینبت، بار دیگر اقدام پیشدستانه علیه رهبران حماس را مطرح کرد. به روایت هاآرتص، نتانیاهو در آن جلسه نیز اشارهای به هشدار منتسب به محمد بنزاید نکرد.
#منتخب_فرهیختگان
#نتانیاهو #هفتم_اکتبر #اسرائیل #حماس
#فرهیختگان روزن آگاهی | 483 |
| 4 | 🖊 چگونه جامعه اخلاقیتری داشته باشیم؟
چرا با زور و پاداش نمیتوان جامعهای اخلاقی ساخت؟
✍️ مصطفی ملکیان
اگر قرار باشد جامعهای بسازیم که انسانها در آن امکان شکوفایی بیشتری داشته باشند، یکی از مهمترین تکیهگاهها اخلاق است؛ اما اخلاقیشدن نه با اجبار آسان میشود و نه با وعده پاداش.
مصطفی ملکیان در سخنرانی «سیر تحول اخلاق» بر چند پیششرط برای جامعه اخلاقی تأکید میکند:
🔹 اخلاق را به شناخت قطعی جهان موکول نکنیم.
انسانها میتوانند با جهانبینیها و عقاید متفاوت، اخلاقی زندگی کنند. معیار اخلاق بیش از آنکه تعلق به یک نظام فکری خاص باشد، در کردار انسان آشکار میشود.
🔹 در برابر آنچه عقل دربارهاش حکم روشنی ندارد، متواضع باشیم.
همه امور جهان برای ما حلشدنی نیستند. ادعاهای بیدلیل درباره رازهای هستی نباید مبنای تنظیم زندگی اخلاقی انسان قرار گیرند.
🔹 هیچ سخن خردستیزی را صرفاً به اعتبار گوینده نپذیریم.
فیلسوف، عارف، الهیدان، دانشمند یا بنیانگذار یک دین نیز از سنجش عقلانی مستثنا نیست.
🔹 باورهایمان را «تا اطلاع ثانوی» بدانیم.
جامعه اخلاقی به ذهنهای گشوده نیاز دارد؛ انسانهایی که آمادهاند در برابر دلیل بهتر، در باورهای خود تجدیدنظر کنند.
🔹 همه ما در یک سرنوشت مشترک زندگی میکنیم.
حتی اگر درباره همسرشتی انسانها اختلاف داشته باشیم، همسرنوشتی ما انکارشدنی نیست. زندگی اجتماعی الزاماً بازی «برنده ـ بازنده» نیست؛ بسیاری از شکستها و پیروزیهای ما جمعیاند.
🔹 اخلاق را منحصر به یک الهیات یا بیاعتقادی خاص نکنیم.
نه متدینبودن بهخودیخود کسی را اخلاقی میکند و نه بیدینی. اخلاق باید بتواند مستقل از تعلقات اعتقادی، درباره رفتار انسان سخن بگوید.
و شاید مهمترین نکته:
جامعه با ترس و طمع اخلاقی نمیشود.
پلیس، زندان، تهدید و مجازات میتوانند انسان را به رعایت قانون وادار کنند؛ همانگونه که پول، مقام و پاداش میتوانند انگیزهای برای یک رفتار ایجاد کنند. اما هیچیک لزوماً انسان را اخلاقی نمیکنند.
اخلاق از جایی آغاز میشود که فرد، نه از ترس مجازات و نه به امید پاداش، بلکه به حکم عقل و در نتیجه اقناع، راه درست را انتخاب کند.
اخلاق با زور آغاز نمیشود؛ با عقلانیت، استدلال و اقناع آغاز میشود.
➖ برگرفته از سخنرانی «سیر تحول اخلاق» ـ بهمن ۱۴۰۳
#منتخب_فرهیختگان
#مصطفی_ملکیان #اخلاق #عقلانیت
#فرهیختگان راهی به رهایی | 1 736 |
| 5 | 🔴 آمریکا و سه کشور اروپایی در پی ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت
آسوشیتدپرس گزارش داده است که آمریکا، بریتانیا، فرانسه و آلمان پیشنویس قطعنامهای را آماده کردهاند که در صورت تصویب در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پرونده تعهدات هستهای ایران را بار دیگر به شورای امنیت سازمان ملل میبرد.
در متن پیشنویس از رافائل گروسی خواسته شده قطعنامه تازه و قطعنامههای پیشین مربوط به ایران را به اعضای آژانس، شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل منتقل کند.
این اقدام از نظر حقوقی و سیاسی اهمیت دارد؛ زیرا شورای امنیت برخلاف شورای حکام میتواند تصمیمات الزامآور، از جمله تحریم و مسدودکردن داراییها، تصویب کند. با این حال، آسوشیتدپرس و رویترز احتمال اقدامات تنبیهی تازه را محدود میدانند؛ چراکه روسیه و چین در شورای امنیت حق وتو دارند.
پیشنویس در عین حال بر حمایت از راهحل دیپلماتیک تأکید کرده و خواستار توافقی شده است که نگرانیهای بینالمللی درباره برنامه هستهای ایران را برطرف کند.
محور اصلی اختلاف همچنان مسئله بازرسیهاست. از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در ژوئن ۲۰۲۵، آژانس نتوانسته به تأسیسات آسیبدیده دسترسی کامل پیدا کند و وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای بالا را راستیآزمایی کند.
آخرین رقم قابل اتکای آژانس پیش از آن حملات، ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد بود. نکته مهم این است که آژانس اکنون نمیتواند تأیید کند چه میزان از این ذخیره همچنان باقی مانده و در چه وضعیتی قرار دارد.
گروسی پیشتر گفته بود چنین میزانی، در صورت غنیسازی بیشتر و تصمیم ایران به ساخت سلاح، میتواند از نظر مواد هستهای برای چندین سلاح و بنا بر برآورد آژانس تا حدود ۱۰ بمب کفایت کند؛ اما تأکید کرده بود که این به معنای برخورداری ایران از سلاح هستهای نیست.
آژانس همچنین میگوید تحقیقات درباره منشأ ذرات اورانیوم یافتشده در برخی مکانهای اعلامنشده ایران همچنان بدون نتیجه باقی مانده است. ایران اتهام تلاش برای ساخت سلاح هستهای را رد میکند و برنامه خود را صلحآمیز میداند.
قرار است پیشنویس در نشست جاری شورای حکام در وین بررسی و در صورت ارائه رسمی، به رأی گذاشته شود.
منبع: Associated Press / Reuters
#منتخب_فرهیختگان
#ایران #آژانس_بینالمللی_انرژی_اتمی #شورای_امنیت #پرونده_هستهای
#فرهیختگان روزن آگاهی | 918 |
| 6 | 🖊 انتقام و اجتناب؛ دو پاسخ متفاوت به رنجش
✍️ ایرج شهبازی
رنجش همیشه به انتقام ختم نمیشود. گاهی فرد بهجای حملهکردن، فاصله میگیرد، رابطه را قطع میکند یا میکوشد طرف مقابل را از زندگی خود حذف کند. ایرج شهبازی در این یادداشت، «انتقام» و «اجتناب» را دو واکنش متفاوت به آسیب عاطفی میداند: یکی با حمله پاسخ میدهد و دیگری با دورشدن.
اجتناب البته همیشه نادرست نیست؛ گاهی فاصلهگرفتن آگاهانه میتواند از فرد در برابر آسیب بیشتر محافظت کند. مسئله از جایی آغاز میشود که اجتناب به الگوی غالب رابطه با دیگران تبدیل شود و با خشم، دلخوری، کینه و نشخوار فکری همراه بماند.
در چنین وضعی، مسئله حل نشده است؛ فقط از برابر چشم کنار رفته است.
شهبازی بر همین اساس یادآوری میکند که مواجهه با مسئله، بخشش، آرامسازی و در صورت نیاز کمکگرفتن از متخصص، میتواند جایگزین سالمتری برای ماندن در چرخه انتقام یا اجتناب باشد.
اصل یادداشت:
رنجش میتواند سرانجام به انتقام گرفتن یا اجتناب کردن منتهی شود. همه ما با انتقامگیری آشناییم؛ پس اجازه بدهید کمی درباره اجتناب سخن بگوییم.
انگیزش اجتنابی معمولاً از ترس و نگرانی از پیامدهای منفی ناشی میشود. فردی که به انگیزش اجتنابی گرایش دارد، تلاش میکند خود را از موقعیتها یا رفتارهایی که ممکن است به او آسیب برسانند، دور نگاه دارد.
میتوان گفت اجتناب و انتقام دو روی یک سکهاند. هر دو واکنشهایی به آسیب عاطفیاند، اما در دو جهت مختلف عمل میکنند: افراد انتقامجو در مواجهه با رنجش و آسیب، حمله میکنند و صدمه میزنند؛ افراد اجتنابی به قهر و فاصلهگرفتن روی میآورند.
اگرچه اجتناب به اندازه انتقام خطرناک و ویرانگر نیست، همچنان میتواند برای سلامت روانی و روابط فرد آسیبزا باشد؛ زیرا برخی مشکلات نیازمند مواجهه و حل هستند و اجتناب میتواند به تثبیت و تشدید آنها منجر شود.
اجتناب اگر استثنایی و آگاهانه باشد، میتواند از شخص در برابر آسیب مراقبت کند؛ اما اگر به رویکرد غالب او در مناسباتش با دیگران تبدیل شود و همراه با خشم، دلخوری و نشخوار فکری باشد، میتواند آثار منفی جدی بر سلامت روانی و جسمانی بر جای بگذارد.
برای سنجش دو گرایشِ اجتناب و انتقام، میتوانید به فرد مشخصی فکر کنید که اخیراً از او آسیب جدی دیدهاید و به هر جمله از ۱ تا ۵ امتیاز بدهید:
۱) آسیبی را که به من زده است، تلافی خواهم کرد.
۲) سعی دارم تا جایی که ممکن است از او فاصله بگیرم.
۳) امیدوارم اتفاق بدی برایش بیفتد.
۴) طوری زندگی میکنم که انگار او اصلاً وجود ندارد.
۵) من به او اعتماد ندارم.
۶) امیدوارم به سزای اعمالش برسد.
۷) برایم دشوار است به گرمی با او برخورد کنم.
۸) من از او اجتناب میکنم.
۹) میخواهم با او بیحساب شوم.
۱۰) روابطم را با او قطع میکنم.
۱۱) میخواهم او را صدمهدیده و بیچاره ببینم.
۱۲) من از او کناره میگیرم.
برای اجتناب، امتیازهای جملات ۲، ۴، ۵، ۷، ۸، ۱۰ و ۱۲ و برای انتقام، امتیازهای ۱، ۳، ۶، ۹ و ۱۱ با هم جمع میشوند.
در منبع یادداشت، برای این نمرهها حدودی برای مقایسه با دیگر افراد ذکر شده است؛ اما این پرسشنامه را نباید جایگزین ارزیابی یا تشخیص حرفهای روانشناختی دانست.
📚 برگرفته از کتاب «شادمانی درونی»، مارتین سلیگمن، ترجمه مصطفی تبریزی، صص ۱۰۶ تا ۱۰۸؛ با تصرف فراوان در عبارات.
#منتخب_فرهیختگان
#روانشناسی #رنجش #بخشش #انتقام
#فرهیختگان روزن آگاهی | 848 |
| 7 | 🔴 اعدامهای ۶۷؛ «کشف حقیقت» پیش از تسویهحساب سیاسی
رضا علیجانی در گفتوگو با صدای آمریکا، از مسئولیت سطوح مختلف حکومت در اعدامهای گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، میزان اطلاع مقامهای وقت و ضرورت گشودن پرونده این واقعه سخن میگوید.
علیجانی معتقد است برنامهریزی برای اعدامها پیش از عملیات «فروغ جاویدان» مجاهدین آغاز شده بود و تصمیمگیری اصلی را باید در ارتباط میان دادگاه انقلاب، وزارت اطلاعات و بیت آیتالله خمینی جستوجو کرد. او پس از سطح تصمیمگیران، از هیئتهای موسوم به «مرگ»، مسئولان قضایی، اطلاعاتی و زندانها در تهران و شهرستانها بهعنوان عاملان و مجریان این روند یاد میکند.
بخش مهمی از گفتوگو به میرحسین موسوی اختصاص دارد. علیجانی میگوید در داوری درباره او میان «عقل و دل» دچار تعارض است؛ از یکسو معتقد است موسوی در همان دوره از ابعاد ماجرا مطلع شده و امروز وظیفهای اخلاقی، سیاسی و تاریخی دارد که آنچه میداند و آنچه در حافظه و اسنادش باقی مانده را در اختیار افکار عمومی بگذارد؛ و از سوی دیگر تأکید میکند که نباید این موضوع به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی با موسوی تبدیل شود.
او در عین انتقاد، مسیر بعدی موسوی را نیز نادیده نمیگیرد و عبور او از بخشی از میراث سیاسی جمهوری اسلامی و سالهای طولانی حصرش را بخشی از داوری منصفانه درباره کارنامه او میداند.
اما نقطه مرکزی سخنان علیجانی فراتر از تعیین سهم این یا آن فرد است: کشف حقیقت.
او با اشاره به تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با جنایتهای سیاسی و نقض گسترده حقوق بشر میگوید الگوهای عدالت انتقالی متفاوت بودهاند؛ برخی بر مجازات تأکید کردهاند و برخی بر آشتی و بخشش، اما کف مشترک تقریباً همه آنها یک چیز بوده است:
«کشف حقیقت برای حفظ حافظه، جهت جلوگیری از تکرار فاجعه.»
📌 اصل وقوع اعدام گسترده هزاران زندانی سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، تشکیل هیئتهای تصمیمگیر و اعتراض حسینعلی منتظری به این روند، در اسناد و گزارشهای حقوق بشری متعدد ثبت شده است. اما برخی داوریهای مطرحشده در این گفتوگو ــ از جمله آغاز طراحی اعدامها از یک سال پیش و میزان دقیق اطلاع هر یک از مقامات وقت ــ تحلیل رضا علیجانی است و همچنان نیازمند اسناد و بررسی تاریخی مستقل است.
🎧 فایل صوتی و نکات کامل گفتوگو:
#صدای_فرهیختگان
#اعدامهای_۶۷ #رضا_علیجانی #میرحسین_موسوی #کشف_حقیقت
#فرهیختگان راهی به رهایی | 955 |
| 8 | 💢 نسخه مرمت شده فیلم های «ستارخان»، «تنگسیر»، «هامون» ،«ای ایران»،«پرده آخر» را در موزه سینما ببینید
◽️نسخه اصلاح و مرمت شده برخی از آثار شاخص سینمای ایران به مناسبت روز ملی سینما و به همت فیلمخانه ملی ایران آماده نمایش شده است:
✅ از سه شنبه ۱۷ تا روزشنبه ۲۱ شهریور از ساعت۱۸ تا ۲۰ در سالن «سینماتوگراف» موزه سینمای ایران
◽️ سه شنبه ۱۷شهریور «ای ایران» به کارگردانی ناصر تقوایی
◽️ چهارشنبه۱۸ شهریور «تنگسیر» به کارگردانی امیر نادری
◽️ پنجشنبه ۱۹ شهریور «ستارخان» به کارگردانی علی حاتمی
◽️ جمعه۲۰شهریور «هامون» به کارگردانی داریوش مهرجویی
◽️ شنبه ۲۱شهریور « پرده آخر» به کارگردانی واروژ کریم مسیحی
☑️ جزئیات بیشتر
🌐 موزه سینمای ایران در فضای مجازی 👇
سایت موزه سینما | تلگرام | بله |اینستاگرام|یوتیوب| آپارات | واتساپ | 885 |
| 9 | امـیرمحمد کریمی
و پدر داغدارش روانشاد دانـیال کریمی
مرودشت. دیماه خونین ۱۴۰۴
#فرهیختگان با یاد فرزندان ایران | 1 026 |
| 10 | 🔴 فروزانفر در تبریز؛ «به جان و دل و به فکر و اندیشه، آذربایجانیام»
در خرداد ۱۳۲۷، همزمان با آغاز به کار دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز، بدیعالزمان فروزانفر به تبریز رفت و در سخنرانیای خطاب به استادان و دانشجویان، از جایگاه علم، مسئولیت دانشگاه و پیوند تاریخی آذربایجان با فرهنگ ایران سخن گفت.
فروزانفر در آغاز سخنانش، علاقه دیرینه خود به آذربایجان را به تاریخ این سرزمین و نیز دلبستگیاش به شمس تبریزی پیوند زد:
«در تاریخ اسلام کمتر سرزمینی است که این اندازه در راه علم و معرفت فداکاری کرده و در راه وطن، نام و نشان از خود باقی گذارده باشد. در حقیقت کاخ استقلال کشور عزیز ما بر روی استخوانهای آذربایجانیها و خراسانیها گذاشته شده است.»
او سپس از شمس تبریزی سخن میگوید؛ شخصیتی که پژوهش فروزانفر درباره مولانا، نام و یادش را هر روز در برابر او قرار میداد:
«وقتی نیست که ذکر مقالات و مقامات شمس تبریز در خاطر بنده بگذرد و ظلمت اندوه از خاطرم نزُداید.»
و سرانجام، در عبارتی که شاید یکی از شخصیترین بخشهای این سخنرانی باشد، میگوید:
«اگر به جسد و جسم، بنده در این سرزمین اقامت نکنم، ولی به جان و دل و به فکر و اندیشه، آذربایجانیام؛ زیرا خاطره علاقه به شمس تبریزی و آثار او، با جان بنده آمیخته است.»
متن کامل این سخنرانی سالها بعد، در سال ۱۳۸۹ و در یادنامه دکتر منوچهر مرتضوی با عنوان «سایه سرو سهی» به کوشش محمد طاهری خسروشاهی منتشر شد.
📖 متن کامل سخنرانی
#میراث_فرهیختگان
#بدیعالزمان_فروزانفر #دانشگاه_تبریز #آذربایجان #شمس_تبریزی
#فرهیختگان روزن آگاهی | 1 341 |
| 11 | 🔴 درباره ایده نژاد نوردیک؛ از فوگلین تا آمریکای امروز
✍️ بابک مینا
اریک فوگلین در کتاب «نژاد و دولت» که در سال ۱۹۳۳ در وین منتشر شد، در همان آغاز قدرتگیری نازیسم کوشید با ابزار فلسفه و نظریه سیاسی به مصاف ایدههای نژادپرستانه برود.
بابک مینا با بازخوانی بخشی از این کتاب، بر تمایزی تأکید میکند که فوگلین میان صورت آمریکایی و آلمانیِ «ایده نوردیک» میگذاشت.
فوگلین مینویسد در آمریکا، ایده نوردیک با سنت کلاسیک دموکراتیک درهم آمیخته بود. دموکراسی انگلیسی و آمریکایی از این منظر «محافظهکار» بود: میخواست سبک زندگی و نوع انسانی را که از پیش موقعیت مسلط سیاسی داشت حفظ کند.
اما در آلمان وضعیت متفاوت بود. ایده نوردیک خصلتی «انقلابی» پیدا کرد؛ زیرا نیروی اجتماعی حامل آن، برخلاف اشرافیت در انگلستان، بورژوازی در فرانسه و پیشگامان در آمریکا، خود سازنده شکل تاریخی و سیاسی ملت نبود.
مینا معتقد است این تمایز فوگلین هنوز برای فهم زمانه ما راهگشاست، با یک تفاوت مهم:
«ایده نوردیک در آمریکا نیز در حال انقلابی شدن است.»
از نگاه او، بخشی از طبقات متوسط و پایین سفیدپوست آمریکا اکنون خود را در موقعیت اقلیت میبینند و احساس میکنند «کشورشان» را از دست میدهند. با این حال این گرایش در آمریکا هنوز با عناصری از دموکراسی و لیبرالیسم اقتصادی پیوند دارد؛ برخلاف ناسیونالسوسیالیسم آلمان دهه ۱۹۳۰ که ضدیت رادیکال با دموکراسی و سرمایهداری داشت.
مینا سپس شباهت تاریخی دیگری را پیشنهاد میکند که محل تأمل و مناقشه است: به باور او، در تخیل بخشی از راست نژادگرا، مسلمانان و به معنایی وسیعتر مهاجران خاورمیانهای و شمال آفریقایی در اروپا و تا اندازهای کمتر در آمریکا، به مهمترین گروه «ناسازگار» با تصور نژادی نوردیک تبدیل شدهاند؛ جایگاهی که یهودیان در اروپای دهه ۱۹۳۰ هدف اصلی و فاجعهبار آن بودند.
از این منظر، اهمیت بازخوانی فوگلین فقط تاریخی نیست.
پرسش این است که چه زمانی احساسِ ازدستدادن موقعیت مسلط، از یک اضطراب جمعیتی و فرهنگی به ایدئولوژی سیاسی انقلابی تبدیل میشود؟
و چه زمانی سیاستِ «حفظ شیوه زندگی» به سیاستِ تعیین اینکه چه کسی واقعاً متعلق به ملت است و چه کسی نیست تغییر شکل میدهد؟
🔻 اصل یادداشت بابک مینا
«در آمریکا، ایدهٔ نوردیک با ایدهٔ کلاسیک دموکراتیک بهعنوان یک پدیدهٔ تودهای درهم میآمیزد. دموکراسی انگلیسی و آمریکایی محافظهکار است. این دموکراسی میخواهد یک سبک زندگی و یک نوع انسانِ از نظر سیاسی مسلط یا همچنان مسلط را حفظ کند. ایدهٔ نوردیکِ آلمانی انقلابی است. این ایده بر پدیدهٔ تودهایِ یک نوع انسانِ سیاسی استوار نیست. این ایده با یک تصویر آرمانیِ مسلط از انسان سیاسی یکی نمیشود، زیرا گروه جمعیتیای که از نظر سیاسی ایدهٔ مورد نظر را تجسم میبخشد، یعنی طبقهٔ متوسط روستایی و شهری، همان گروهی نیست که به ملت شکل داده است؛ همانگونه که در انگلستان اشرافیت، در فرانسه بورژوازی و در آمریکا پیشگامان چنین کردند. طبقهٔ متوسط آلمان هیچ شکل سیاسیای ایجاد نکرده است. این طبقه امروز نیز بیش از آنچه تاکنون داشته، شکل سیاسیای ندارد.»
کتاب درخشان اریک فوگلین «نژاد و دولت» نه تنها گواهینامه وجدان اخلاقی فیلسوفی شریف است، بلکه یکی از بهترین آثار اوست. کتاب سرشار از ایدههای بکر و جالب است و متأسفانه باید گفت به شدت «امروزی»! کتاب در ۱۹۳۳ در وین منتشر شد و بلافاصله ناشر آن را جمع کرد. فوگلین یکی از آن فیلسوفان برجستهای بود که از همان ابتدا با سلاح نظری نیرومندی در برابر موج نژادپرستی و سپس نازیسم ایستاد.
نکتهای که در اینجا بر روی آن تأکید میکند هنوز تا حدی راهگشا است. با این تفاوت که ایده نوردیک در آمریکا نیز در حال انقلابی شدن است. طبقات متوسط و پایین سفیدپوست در آمریکا خود را اقلیت میبینند و احساس میکنند در حال از دست دادن کشور هستند. با این همه ایده نوردیک در آمریکا هنوز با نوعی دموکراسی و ارزشهای لیبرالیسم اقتصادی پیوند خورده است، چیزی که در آلمان دهه ۳۰ وجود نداشت: جنبش ناسیونال–سوسیالیست ضدیت مطلق با دموکراسی و سرمایهداری (یهودی!) داشت.
نکته دیگری که باید اضافه کرد این است که در حال حاضر «مسلمانان» [اینجا مسلمان از مفهوم دینی فراتر میرود و انسان خاورمیانهای و شمال آفریقایی را شامل میشود] در اروپا و تا حد کمتری در آمریکا جانشین «یهودیان» در دهه ۳۰ میلادی شدهاند: مهمترین گروهی که با ایده نژاد نوردیک همخوان نیستند.
#بابک_مینا #اریک_فوگلین #نژاد_و_دولت #نژادپرستی #نازیسم
#میراث_فرهیختگان
#فرهیختگان روزن آگاهی | 1 032 |
| 12 | 🔴 «انفاق یا توقیف؟»؛ نقدی بر اجتهاد سوسیالیستی احمد خاتمی
✍️ علیرضا معینی
احمد خاتمی، خطیب نماز جمعه تهران، گفته است:
«حکومت اسلامی مانند زمان پیامبر(ص) خرج دارد و باید با کمک مردم خرج خود را پرداخت کند.»
او با اشاره به «انفاق» در قرآن، از مردم خواسته است آنچه در توان دارند برای کمک به نظام اسلامی هزینه کنند.
علیرضا معینی در نقد این سخنان میپرسد: چگونه میتوان از مفهوم قرآنی «انفاق»، یک سازوکار تأمین مالی حکومت استخراج کرد؟
به اعتقاد معینی، انفاق پیش از آنکه ابزار مالی دولت باشد، فضیلتی اخلاقی و عبادی است؛ در حالی که مالیات و منابع عمومی دولت، مقولههایی حقوقیاند و باید مبنا، میزان و محل مصرف آنها روشن باشد.
او میپرسد:
«کدام آیه گفته است انفاق کنید تا حکومت اسلامی خرج خود را بپردازد؟»
معینی یادآوری میکند که حتی در فقه شیعه، منابع مالی حکومت در عناوین متفاوتی چون زکات، خمس، انفال، خراج، جزیه، مالیات، صدقات و انفاقات بررسی شدهاند و نمیتوان همه نظام مالی دولت را به مفهوم «انفاق» فروکاست.
اما تندترین بخش نقد او جایی است که سخن احمد خاتمی را از متن زندگی امروز مردم میسنجد:
«حکومت خرج دارد؛ مردم هم خرج دارند!»
مردمی که با اجاره، درمان، آموزش، بدهی، بیکاری و تورم دستوپنجه نرم میکنند، نمیتوانند صرفاً به این دلیل که «حکومت خرج دارد» به منبع جبران هزینههای آن تبدیل شوند.
از نگاه معینی، اگر حکومت به منابع بیشتری نیاز دارد، مسئله باید در قالب بودجه، مالیات، درآمدهای عمومی، داراییهای دولت و نظارت مالی حل شود؛ نه با تبدیل یک فضیلت دینی به سازوکار تأمین کسری حکومت.
او بحث را در یک جمله خلاصه میکند:
«مردم اهل احسان باشند و حکومت اهل حساب.
مردم ببخشند و حکومت پاسخ بدهد.
مردم ایثار کنند و دولت اسراف نکند.»
و در پایان به همان پرسش عنوان بازمیگردد:
اگر انفاق از سر اختیار باشد، فضیلت است؛ اما اگر به مطالبه و الزام حکومتی تبدیل شود، آیا هنوز میتوان نام آن را «انفاق» گذاشت؟
انفاق یا توقیف؟
🔻 متن کامل یادداشت علیرضا معینی در مشاهده فوری
#علیرضا_معینی #احمد_خاتمی #انفاق #بودجه #بیت_المال
#منتخب_فرهیختگان
#فرهیختگان راهی به رهایی | 1 217 |
| 13 | نخست، نوبل صلح بر اساس وصیت آلفرد نوبل به کسی تعلق میگیرد که در برادری میان ملتها، کاهش نیروهای نظامی و پیشبرد صلح اقدامات برجسته کرده باشد — نه بر اساس ادعای خود سیاستمدار یا شمار توافقهایی که به نام خود ثبت میکند؛ انتخاب نهایی هم بر عهدهٔ کمیتهٔ نروژی نوبل است.
دوم، نامزد شدن با دریافت جایزه تفاوت اساسی دارد: هر کسی میتواند نامزدی خود را مطرح کند، و حتی مقررات رسمی تصریح میکند که نامزدی بهخودیخود تأییدی رسمی نیست — نکتهای که در فضای سیاسی اطراف ترامپ گاه نادیده گرفته میشود.
در نهایت، شیفتگی ترامپ به نوبل صلح بیش از آنکه دربارهٔ خود جایزه باشد، دربارهٔ روایت تاریخی او از خویش است: اثباتِ اینکه ترکیب فشار، تهدید، قدرت اقتصادی و معاملهٔ مستقیم میتواند از دیپلماسی سنتی مؤثرتر باشد.
اما معیار واقعی، میل او به نوبل نیست، نتیجهٔ اقدامات اوست. اگر مذاکراتش به توافقهای پایدار و کاهش واقعی خشونت بینجامد، ادعایش دربارهٔ نقش خود در صلح وزن بیشتری مییابد؛ اگر به توافقهای شکننده یا درگیریهای تازه ختم شود، فاصلهٔ میان «برندسازی سیاسی صلح» و «صلح واقعی» آشکارتر خواهد شد.
شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا ترامپ نوبل میخواهد، بلکه این باشد که آیا میتواند چیزی را که برای آن لازم است — صلحی پایدار و قابل دفاع — واقعاً بسازد؟
#محمدعلی_سوره #دونالد_ترامپ #نوبل_صلح #اوکراین
#منتخب_فرهیختگان
#فرهیختگان روزن آگاهی | 862 |
| 14 | 🔴 چرا ترامپ شیفتهٔ نوبل صلح است؟
✍️ محمدعلی سوره
اصرار دونالد ترامپ بر دریافت جایزه صلح نوبل را نمیتوان صرفاً یک علاقه شخصی دانست. این خواسته بخشی از روایتی بزرگتر است که او از خود ساخته: سیاستمداری که برخلاف رهبران سنتی، میخواهد با ترکیبی از فشار، معامله و مذاکره مستقیم به جنگها پایان دهد.
برای ترامپ، نوبل فقط یک جایزه نیست؛ نوعی مشروعیت تاریخی است که از بیرون ساختار سیاسی آمریکا صادر میشود. او سالهاست خود را با رؤسایجمهور پیشین مقایسه میکند و معتقد است نقش او در کاهش تنشهای بینالمللی کمتر از آنچه شایسته است به رسمیت شناخته شده.
دریافت نوبل میتواند تصویر «ترامپِ فشارگرا و مناقشهبرانگیز» را با تصویر دیگری جایگزین کند: رهبری که توانسته طرفهای متخاصم را پای میز مذاکره بیاورد.
شخصیت سیاسی ترامپ نیز در این میل بیتأثیر نیست. او همواره به تقدیر عمومی و بهرسمیتشناختهشدن موفقیتهایش حساس بوده است. نوبل از این جهت جایگاهی ویژه دارد؛ افتخاری بینالمللی که مستقیماً در اختیار دولت، حزب یا رأیدهندگان آمریکایی نیست.
از همین زاویه، تلاش تازه دولت او برای میانجیگری در جنگ اوکراین نیز قابل توجه است. ترامپ ۴ سپتامبر اعلام کرد استیو ویتکاف و جرد کوشنر با پیشنهادی برای پایان جنگ راهی روسیه و اوکراین میشوند؛ مأموریتی که تازهترین حلقه از دیپلماسی شخصی و معاملهمحور اوست.
اما میان میل به نوبل و استحقاق دریافت آن فاصلهای اساسی وجود دارد.
معیار نوبل صلح، تبلیغات سیاسی یا تعداد توافقهایی نیست که یک سیاستمدار به نام خود ثبت میکند. مسئله، نتیجه است: آیا این دیپلماسی واقعاً به کاهش پایدار خشونت، پایان جنگ و صلحی قابل دوام منجر شده است؟
همچنین «نامزد نوبل بودن» با «برنده نوبل شدن» تفاوتی بنیادین دارد؛ نامزدی بهخودیخود نه تأیید کمیته نوبل است و نه نشانه نزدیکبودن یک فرد به دریافت جایزه.
در نهایت، شیفتگی ترامپ به نوبل بیش از آنکه درباره خود مدال باشد، درباره روایتی است که میخواهد از خود در تاریخ باقی بگذارد: رئیسجمهوری که مدعی است تهدید، قدرت اقتصادی و معامله مستقیم را به ابزاری برای پایان جنگ تبدیل کرده است.
اما تاریخ این روایت را نه با میل ترامپ به نوبل، بلکه با نتیجه سیاستهایش خواهد سنجید.
اگر مذاکرات او به توافقهای پایدار و کاهش واقعی خشونت منجر شود، ادعایش وزن بیشتری پیدا خواهد کرد؛ و اگر حاصل کار توافقهای شکننده و جنگهای تازه باشد، فاصله میان «برندسازی سیاسی صلح» و «صلح واقعی» آشکارتر خواهد شد.
شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا ترامپ نوبل میخواهد؛ بلکه این باشد:
آیا میتواند چیزی را که برای آن لازم است ــ صلحی پایدار و قابل دفاع ــ واقعاً بسازد؟
🔻 اصل یادداشت محمدعلی سوره
اصرار دونالد ترامپ بر دریافت جایزهٔ صلح نوبل را نمیتوان صرفاً یک علاقهٔ شخصی دانست. این خواسته بخشی از روایتی بزرگتر است که او از خود ساخته: نه رئیسجمهوری قدرتمند، بلکه سیاستمداری که برخلاف رهبران سنتی، با فشار، معامله و مذاکرهٔ مستقیم به جنگها پایان میدهد.
در ماههای اخیر او بار دیگر بر این خواسته تأکید کرده و همزمان تلاشهای دیپلماتیک دولتش برای پایان جنگ اوکراین را برجسته کرده است.
برای ترامپ، نوبل صلح فقط یک جایزه نیست؛ نماد مشروعیتی تاریخی و مستقل از ساختار سیاسی آمریکاست. او همواره خود را با روسایجمهور پیشین مقایسه کرده و معتقد است دستاوردهایش در کاهش تنشهای بینالمللی کمتر از آنچیزی است که رسانهها و نخبگان سیاسی میپذیرند.
دریافت نوبل، از این زاویه، تأییدی از نهادی خارج از این معادلهٔ داخلی خواهد بود — و میتواند تصویر «ترامپِ فشارگرا و مناقشهبرانگیز» را با تصویر رهبری خنثی کند که طرفهای متخاصم را پای میز مذاکره آورده است.
شخصیت سیاسی او نیز در این علاقه نقش دارد: ترامپ همواره به تقدیر عمومی و اعتراف دیگران به موفقیتهایش حساس بوده، و نوبل — برخلاف بسیاری از افتخارات داخلی — از نهادی میآید که مستقیماً زیر نفوذ دولت آمریکا نیست.
به همین دلیل دریافت آن میتواند بهعنوان پیروزی بر منتقدان داخلی و نخبگان بینالمللی نیز روایت شود؛ میراثی که او میخواهد نه با تنشهای دوران ریاستجمهوریاش، بلکه با «معاملات تاریخی» و «پایان جنگها» گره بخورد.
تلاش جاری دولت او برای میانجیگری در جنگ اوکراین در همین چارچوب قابل فهم است: در ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ ترامپ اعلام کرد استیو ویتکاف و جرد کوشنر برای ارائهٔ پیشنهاد صلح به روسیه و اوکراین در حال حرکتاند.
اما دو نکتهٔ نهادی این ادعا را پیچیده میکند. | 845 |
| 15 | 🔴 ناصر دانشفر برای اجرای حکم احضار شد
بر اساس ابلاغیه قضایی منتشرشده، ناصر دانشفر برای اجرای حکم به شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران ـ شهید مقدس (امنیت) احضار شده است.
در متن ابلاغیه که تاریخ تنظیم آن ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ درج شده، از دانشفر خواسته شده است ظرف سه روز از تاریخ ابلاغ برای اجرای حکم در این شعبه حاضر شود.
در ابلاغیه همچنین تصریح شده است:
«در غیر این صورت مطابق مقررات اتخاذ تصمیم خواهد شد. نتیجه عدم حضور جلب است.»
طبق اطلاعات درجشده در سند، ابلاغیه در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از طریق سامانه ابلاغ ارسال شده است.
این احضار از نوع «احضار جهت اجرای حکم» است؛ بنابراین پرونده از مرحله رسیدگی و صدور رأی عبور کرده و به مرحله اجرای حکم رسیده است.
جزئیات حکم، مدت محکومیت و عنوان اتهام در تصویر این ابلاغیه ذکر نشده است.
#ناصر_دانشفر #زندانیان_سیاسی #اجرای_حکم
#صدای_فرهیختگان
#فرهیختگان راهی به رهایی | 862 |
| 16 | 🔅 از بیخانمانی تا ساختن جهان مشترک
✍️ مسعود قربانی
📚 خوانشی از تازهترین اثر محمدجواد غلامرضاکاشی، «سیاستی دیگر؛ خلق جهان مشترک ایرانی»
آیا میتوان سیاست را نه از حکومت و قدرت، بلکه از حرمت زندگی روزمره مردم آغاز کرد؟
مسعود قربانی در خوانش تازهترین اثر محمدجواد غلامرضاکاشی، همین پرسش را محور کتاب میبیند؛ تلاشی برای فاصلهگرفتن از فهمی از سیاست که مردم را «ماده خام» تحقق یک ایدئولوژی میبیند.
در «فهم حاکمانه»، سیاست رابطهای عمودی است: چه کسی باید حکومت کند؟ چگونه باید حکومت کند؟ و مردم چگونه باید با یک حقیقت برتر ــ دینی، توسعهگرا، مارکسیستی یا ناسیونالیستی ــ هماهنگ شوند؟
در مقابل، کاشی نگاهش را به روابط افقی میان مردم و اکنونیت زندگی آنان برمیگرداند.
او با استعاره «خانه» میپرسد: اگر بازگشت به خانههای ازدسترفته دیگر ممکن یا مطلوب نیست، چگونه میتوان خانهای تازه ساخت؟
در این روایت، ایران پس از انقلاب به «اردوگاه» شباهت پیدا کرده است؛ جایی که حکومت خود را در یک جهاد دائمی تعریف میکند و همهچیز باید در خدمت آن قرار گیرد. اما جامعه امروز با گسترش فردیت و کثرت ارزشها دیگر بهآسانی در قالب روایتهای یکپارچه ایدئولوژیک جای نمیگیرد.
از همینجا مفهوم «جهان مشترک» اهمیت پیدا میکند؛ جهانی که قرار نیست همه در آن مثل یکدیگر فکر کنند، بلکه باید بتوان در آن برای «من»، «تو» و «دیگری» جایی یافت.
کاشی بیخانمانی انسان مدرن را انکار نمیکند. پیشنهاد او این است که در عرصه سیاست، امکانهای حداقلی «خانمانیابی» را تقویت کنیم؛ یعنی از دل زندگی واقعی مردم، امکانهایی برای همزیستی و ساختن دوباره امر مشترک پیدا کنیم.
او در نهایت سه امکان را برای ساخت این خانه مشترک برجسته میکند:
عشق و دوستی، مسئولیت و ایمان.
اما شاید سیاسیترین فراز کتاب آنجاست که وضعیت امروز ایران را نقطه اوج رویارویی «قدرت» و «زندگی روزمره» میبیند؛ جامعهای که زندگی در آن دیگر صرفاً موضوع سیاست نیست، بلکه خود به فاعل سیاسی تبدیل شده است.
و پرسشی که مسعود قربانی در پایان پیش روی خواننده میگذارد:
اگر قرار نیست دوباره به خانههای قدیمی بازگردیم، چگونه میتوان خانهای تازه ساخت؟
🔻 متن کامل یادداشت مسعود قربانی در مشاهده فوری
#مسعود_قربانی #محمدجواد_غلامرضاکاشی #سیاستی_دیگر #زندگی_روزمره #جهان_مشترک
#میراث_فرهیختگان
#فرهیختگان روزن آگاهی | 918 |
| 17 | 🔴 عجب مملکتی ساختهاند!؛ یک سوی ماجرا بابک زنجانی، سوی دیگر صادق ساعدینیا
✍️ عبدالله مومنی
عبدالله مومنی، فعال سیاسی، با کنار هم گذاشتن سرنوشت بابک زنجانی و صادق ساعدینیا، تصویری از آنچه «عدالت» در جمهوری اسلامی مینامد ترسیم کرده است.
مقایسهای که این روزها در شبکههای اجتماعی نیز بازتاب زیادی یافته است: بابک زنجانی، محکوم پرونده فساد نفتی که زمانی حکم اعدام داشت، پس از آزادی بار دیگر به عرصه فعالیت اقتصادی بازگشته و نامش از سرمایهگذاری در حملونقل تا کسبوکارهای تازه شنیده میشود؛ در سوی دیگر، دیوان عالی کشور حکم ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس، مصادره همه اموال منقول و غیرمنقول و دو سال محرومیت از کافهداری صادق ساعدینیا را تأیید کرده است.
مومنی این دو سرنوشت را کنار هم میگذارد و میپرسد معیار عدالت در چنین ساختاری چیست؟
🔻 اصل یادداشت:
«عجب مملکتی ساختهاند!
یک “دزد بیتالمال” که با حکم اعدام روبهرو بوده، با حمایت آشکار حکومت، فرش قرمز برای کارآفرینیاش پهن میشود؛ از ناوگان حملونقل تا کافه و کسبوکارهای دیگر.
اما آقای ساعدینیا، فقط بهدلیل اعلام همراهی با مردم در اعتراضات دیماه، به سالها زندان محکوم و اموال منقول و غیرمنقولش مصادره میشود.
عجب عدالتی، عجب حکومتی!»
🔗 منبع: توییتر عبدالله مومنی
#عبدالله_مومنی #صادق_ساعدینیا #بابک_زنجانی #عدالت #مصادره_اموال
#صدای_فرهیختگان
#فرهیختگان راهی به رهایی | 1 135 |
| 18 | 🔴 بودجههایی که معلوم نیست کجا خرج میشوند؛ فرشاد مومنی از نهادهای بودجهخور میگوید
🎥 فرشاد مومنی، اقتصاددان
در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و کمبود منابع برای خدمات عمومی قرار دارد، فرشاد مومنی انگشت روی یکی از مسائل قدیمی اما همچنان مناقشهبرانگیز بودجه ایران میگذارد: منابعی که تحت عناوین فرهنگی و مذهبی تخصیص پیدا میکنند، اما درباره ضرورت، عملکرد و نحوه هزینهکرد آنها پرسشهای جدی وجود دارد.
مومنی در این سخنان، بهعنوان نمونه از تعدادی نهاد و ردیف بودجه نام میبرد و میپرسد منابعی که باید در خدمت رفاه مردم، تولید و زیرساختهای کشور باشد، بر چه اساسی به چنین مصارفی اختصاص پیدا میکند و حاصل این هزینهها کجاست؟
این انتقاد محدود به چند نام و چند ردیف نیست؛ مسئله اصلی شفافیت و پاسخگویی در تخصیص منابع عمومی است.
خود مومنی پیشتر نیز با استناد به گزارشهای رسمی سازمان هدفمندی یارانهها گفته بود در فهرست پرداختها، عناوینی مانند کمک به تولید آثار صداوسیما، تقویت فرهنگ دینی، شبکه جهانی ثقلین و تقریب، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و کارگروه ملی زیارت دیده میشود؛ در حالی که فلسفه اصلی این منابع، جبران فشار واردشده بر رفاه مردم، حمایت از تولید و زیرساختهای کشور بوده است.
پرسش ساده است:
در اقتصادی که دولت دائماً از کمبود منابع سخن میگوید، چرا تکلیف هر ریال از پول عمومی نباید برای مردم روشن باشد؟
شفافیت بودجه فقط انتشار یک جدول از اعداد نیست؛ هر نهادی که از منابع عمومی سهم میگیرد باید بتواند توضیح دهد چقدر گرفته، برای چه گرفته، کجا هزینه کرده و نتیجه قابل سنجش آن برای جامعه چه بوده است.
#فرشاد_مومنی #بودجه #یارانه #شفافیت #اقتصاد_ایران
#صدای_فرهیختگان
#فرهیختگان روزن آگاهی | 1 227 |
| 19 | طاهره شبنم سلمانیان
مشهد. دیماه خونین ۱۴۰۴
#فرهیختگان با یاد فرزندان ایران | 1 173 |
| 20 | 🔴 امر ملی و امر حاکمیتی؛ نه استبداد، نه مداخله خارجی
✍️ سعید مدنی
«تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن» ـ بخش پایانی
سعید مدنی در بخش پایانی این مجموعه به یکی از مهمترین دوگانههای سیاسی امروز ایران میپردازد: آیا در شرایط جنگ و تهاجم خارجی، مخالفان حکومت ناچارند میان ایستادن کنار جمهوری اسلامی و استقبال از مداخله خارجی برای سرنگونی آن یکی را انتخاب کنند؟
مدنی این دوگانه «استعمار یا استبداد» را کاذب میداند.
یک سوی این دوگانه خواهان ایستادن کنار حاکمیت در برابر حمله خارجی و تعلیق مطالبات آزادی، دموکراسی و حقوق شهروندی است؛ سوی دیگر، از سر ناامیدی نسبت به امکان تغییر داخلی، به این نتیجه رسیده که شاید مداخله خارجی تنها راه سرنگونی حکومت باشد.
مدنی اما بر امکان راه سومی تأکید میکند:
«استقلال از نیروی خارجی و نفی استبداد و مطالبه دموکراسی»
او یادآوری میکند که میان حمایت کامل از حکومت و همکاری با نیروی خارجی، طیفی از مواضع وجود دارد؛ از جمله «استقلال دوگانه فعال»: مشارکت در دفاع از کشور بدون ادغام در حکومت و در همان حال حفظ استقلال سیاسی و مطالبات دموکراتیک.
مدنی برای توضیح این موضع، میان دو مفهوم تمایز میگذارد:
«امر ملی» و «امر حاکمیتی»
از نگاه او، امر حاکمیتی در خدمت تثبیت قدرت و موقعیت حاکمیت مستقر است، اما امر ملی از یک نظام سیاسی خاص فراتر میرود و آثار آن متوجه کشور و جامعه است.
مثالهای او صریحاند:
ملیشدن صنعت نفت، امر ملی بود و کودتای ۲۸ مرداد، امر حاکمیتی؛ غنیسازی اورانیوم امری حاکمیتی است و تلاش برای تحقق صلح و دورشدن جنگ، امری ملی.
نتیجهای که مدنی میگیرد اهمیت زیادی دارد:
«هر امر حاکمیتی لزوماً امری ملی نیست و حتی میتواند امری ضد یا غیرملی محسوب شود.»
اما نسبت این دو ثابت نمیماند. هرچه شکاف دولت ـ ملت عمیقتر شود، فصل مشترک «امر ملی» و «امر حاکمیتی» کوچکتر میشود؛ و هرچه این شکاف کاهش یابد، همپوشانی آنها بیشتر میشود.
مسئله ایران امروز از نگاه مدنی دقیقاً همینجاست: شکاف عمیق دولت و ملت، تشخیص مرز میان دفاع از کشور و دفاع از حاکمیت را دشوار کرده است.
از این منظر میتوان حمله خارجی به ایران را محکوم کرد، بیآنکه سیاستهای جمهوری اسلامی را تأیید کرد؛ میتوان از کشور و جان ایرانیان دفاع کرد، بیآنکه مطالبات آزادی و دموکراسی را به تعویق انداخت؛ و میتوان مخالف استبداد بود، بیآنکه بمب یک قدرت خارجی را ابزار آزادی دانست.
شاید دشوارترین صورت سیاست در چنین روزگاری همین باشد:
نه سپردن ایران به استبداد داخلی و نه سپردن آینده ایران به قدرت خارجی.
🔻 متن کامل یادداشت سعید مدنی در مشاهده فوری
#سعید_مدنی #امر_ملی #امر_حاکمیتی #استقلال_دوگانه
#منتخب_فرهیختگان
#فرهیختگان روزن آگاهی | 1 159 |
