en
Feedback
مصدق به روايت تاريخ و اسناد

مصدق به روايت تاريخ و اسناد

Open in Telegram

اين كانال به هيچ عنوان وابسته به هيچ گروه و جرياني نيست و صرفا در صدد روايت تاريخ معاصر با محوريت دكترمصدق و نهضت ملي ايران است. آدرس ادمین کانال: @mohammadmosaddegh_admin

Show more
8 163
Subscribers
-324 hours
+287 days
+19530 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+9
in 3 channels
August '26
+319
in 15 channels
Get PRO
July '26
+166
in 12 channels
Get PRO
June '26
+131
in 8 channels
Get PRO
May '26
+51
in 5 channels
Get PRO
April '26
+17
in 1 channels
Get PRO
March '26
+12
in 0 channels
Get PRO
February '26
+82
in 4 channels
Get PRO
January '26
+49
in 3 channels
Get PRO
December '25
+72
in 8 channels
Get PRO
November '25
+181
in 11 channels
Get PRO
October '25
+90
in 14 channels
Get PRO
September '25
+104
in 3 channels
Get PRO
August '25
+410
in 31 channels
Get PRO
July '25
+139
in 9 channels
Get PRO
June '25
+41
in 5 channels
Get PRO
May '25
+41
in 5 channels
Get PRO
April '25
+86
in 14 channels
Get PRO
March '25
+76
in 7 channels
Get PRO
February '25
+55
in 4 channels
Get PRO
January '25
+64
in 3 channels
Get PRO
December '24
+77
in 3 channels
Get PRO
November '24
+109
in 7 channels
Get PRO
October '24
+65
in 6 channels
Get PRO
September '24
+136
in 8 channels
Get PRO
August '24
+138
in 9 channels
Get PRO
July '24
+75
in 2 channels
Get PRO
June '24
+59
in 1 channels
Get PRO
May '24
+62
in 3 channels
Get PRO
April '24
+66
in 6 channels
Get PRO
March '24
+159
in 18 channels
Get PRO
February '24
+74
in 7 channels
Get PRO
January '24
+64
in 3 channels
Get PRO
December '23
+106
in 6 channels
Get PRO
November '23
+103
in 10 channels
Get PRO
October '23
+64
in 7 channels
Get PRO
September '23
+102
in 0 channels
Get PRO
August '23
+514
in 0 channels
Get PRO
July '23
+53
in 0 channels
Get PRO
June '23
+36
in 0 channels
Get PRO
May '23
+49
in 0 channels
Get PRO
April '23
+36
in 0 channels
Get PRO
March '23
+194
in 0 channels
Get PRO
February '23
+59
in 0 channels
Get PRO
January '23
+80
in 0 channels
Get PRO
December '22
+85
in 0 channels
Get PRO
November '22
+72
in 0 channels
Get PRO
October '22
+63
in 0 channels
Get PRO
September '22
+58
in 0 channels
Get PRO
August '22
+345
in 0 channels
Get PRO
July '22
+77
in 0 channels
Get PRO
June '22
+47
in 0 channels
Get PRO
May '22
+71
in 0 channels
Get PRO
April '22
+59
in 0 channels
Get PRO
March '22
+229
in 0 channels
Get PRO
February '22
+44
in 0 channels
Get PRO
January '22
+82
in 0 channels
Get PRO
December '21
+30
in 0 channels
Get PRO
November '21
+51
in 0 channels
Get PRO
October '21
+32
in 0 channels
Get PRO
September '21
+54
in 0 channels
Get PRO
August '21
+145
in 0 channels
Get PRO
July '21
+45
in 0 channels
Get PRO
June '21
+36
in 0 channels
Get PRO
May '21
+69
in 0 channels
Get PRO
April '21
+38
in 0 channels
Get PRO
March '21
+129
in 0 channels
Get PRO
February '21
+52
in 0 channels
Get PRO
January '21
+95
in 0 channels
Get PRO
December '20
+8 014
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
03 September+1
02 September+3
01 September+5
Channel Posts
قضاوت تاریخ با عینک امروز یکی از خطاهای رایج در مواجهه با تاریخ، قضاوت آدم‌ها و رویدادهای گذشته با معیارها، ارزش‌ها و دانسته‌های امروز است؛ گویی انسان‌های هفتاد یا صد سال پیش، در همان جهان فکری و اجتماعی ما زندگی می‌کرده‌اند و به همان اطلاعاتی دسترسی داشته‌اند که امروز در اختیار ماست. در حالی که برای فهم درست تاریخ، پیش از آنکه بخواهیم درباره یک شخصیت یا یک واقعه داوری کنیم، باید تلاش کنیم آن را در بستر زمانی خودش ببینیم. باید بپرسیم آن فرد در چه شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی زندگی می‌کرد؟ چه چیزهایی را می‌دانست و چه چیزهایی را نمی‌دانست؟ انتخاب‌های پیش روی او چه بود؟ جامعه آن روز چه انتظارات و حساسیت‌هایی داشت و مفاهیمی که امروز برای ما بدیهی یا مسئله‌سازند، در آن زمان چه معنایی داشتند؟ بسیاری از مسائلی که امروز برای ما کاملاً جدی و تعیین‌کننده‌اند، در گذشته یا اساساً به این شکل وجود نداشته‌اند یا جامعه با آنها به گونه‌ای متفاوت مواجه می‌شده است. مفهوم دولت، آزادی، حقوق فردی، جایگاه زن، مناسبات اجتماعی، رسانه، دموکراسی، حاکمیت ملی و حتی معنای بسیاری از واژه‌های سیاسی، در طول زمان دستخوش تغییر شده‌اند. بنابراین نمی‌توان بدون توجه به این تغییرات، رفتار و تصمیم‌های انسان‌های گذشته را با معیارهای امروز سنجید و سپس درباره آنها حکم قطعی صادر کرد. البته «درک تاریخی» به معنای تطهیر افراد یا توجیه همه تصمیم‌های آنان نیست. می‌توان یک شخصیت تاریخی را نقد کرد، می‌توان تصمیمی را اشتباه دانست و می‌توان پیامدهای یک واقعه را به پرسش کشید؛ اما نقد تاریخی زمانی معتبرتر و منصفانه‌تر است که نخست بکوشد منطق و شرایط زمانه را بفهمد و سپس داوری کند. تاریخ اگر قرار باشد صرفاً ابزاری برای اثبات باورهای امروز ما باشد، دیگر تاریخ نیست؛ بازسازی گذشته بر اساس پیش‌داوری‌های امروز است. تاریخ به ما کمک می‌کند بفهمیم انسان‌های گذشته چرا آن‌گونه اندیشیدند و چرا آن‌گونه عمل کردند، نه اینکه صرفاً ثابت کنیم اگر ما جای آنان بودیم، امروز چه تصمیمی می‌گرفتیم. به همین دلیل، ما در «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» تلاش می‌کنیم وقایع و شخصیت‌های تاریخی، به‌ویژه رویدادهای مربوط به نهضت ملی ایران و دوران دکتر محمد مصدق، تا حد امکان در بستر زمانی خود بازنمایی شوند؛ با تکیه بر اسناد، مطبوعات و روایت‌های همان دوره. هدف، ساختن یک تصویر مقدس یا سیاه و سفید از گذشته نیست؛ هدف این است که پیش از قضاوت، گذشته را آن‌گونه که در زمان خودش جریان داشته، ببینیم و بفهمیم. @mohamnadmosaddegh

2
رادیو مصدق، اپیزود محمد سخائی.m4a
882
3
#یاران_مصدق زنده‌یاد محمود سخائی سید محمود سخائی کاشانی، معروف به سرگرد محمود سخائی (زاده ۱۲۹۶ در کاشان – درگذشته ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در کرمان)، از یاران سرسخت دکتر محمد مصدق و رئیس کل شهربانی کرمان از جانب وی در سال‌های نخست دههٔ سی خورشیدی بود. وی در جریان کودتای ۲۸ مرداد در شهر کرمان به طرز فجیعی به قتل رسید و مثله شد. در نخستین سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷، خیابانی قدیمی در تهران، در حوالی میدان توپخانه، به یاد او — و با یک درجهٔ ارتقاء‌یافته از سرگردی به سرهنگی — به نام خیابان سرهنگ سخائی نامیده شد. سخائی پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه به تحصیلات نظامی روی آورد و در دوران دانشجویی و پس از آن نیز افسری ممتاز، شجاع و لایق به شمار می‌رفت. او در مسابقات تیراندازی کشوری نفر اول ایران شد و در یکی از نخستین دوره‌های حضور ایران در بازی‌های المپیک به نمایندگی از کشور شرکت کرد. از نکات کمتر شناخته‌شدهٔ زندگی او دوستی‌اش با خسرو روزبه بود؛ گفته می‌شود روزبه در جریان فرار مشهور و تاریخی خود از زندان، چند روزی در خانهٔ سخائی مخفی بود. با آغاز نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق، سخائی که گویی گمشدهٔ خود را یافته بود، به نیروهای ملی پیوست و با شیفتگی تمام به جانبداری از مصدق پرداخت. شور او در این حمایت چنان بود که در اندک زمانی به یکی از حامیان درجه‌یک نهضت ملی بدل شد. اعتماد متقابل مصدق به او سبب شد که پس از واقعهٔ ۹ اسفند (ماجرای عزم شاه برای خروج از کشور)، ریاست گارد محافظین مجلس شورای ملی به او سپرده شود؛ نقشی که در آن، از جان مصدق در برابر مخالفانش در مجلس محافظت مؤثری کرد. حسن‌نیت سخائی نسبت به مصدق به‌قدری بود که کتابی پرشور با عنوان «مصدق و رستاخیز ملت» نوشت و در آن با سرسختی از مصدق دفاع کرد. این کتاب در ۱۵۵ صفحه، در سال ۱۳۳۱ و پس از وقایع سی تیر، به همت حزب ایران و جبهه ملی ایران منتشر شد و امروز از کتاب‌های نایاب به شمار می‌رود. گفته می‌شود مصدق در نظر داشت پس از همه‌پرسی، سخائی را با ارتقای درجه به فرمانداری نظامی تهران بگمارد، اما اهمیت و حساسیت کرمان او را واداشت تا پیش از آن، سخائی را به کرمان اعزام کند. استان کرمان و به‌ویژه مرکز آن، به دلیل آنکه خاستگاه برخی از سران و بنیان‌گذاران نهضت ملی، از جمله دکتر مظفر بقائی کرمانی و مهندس سید احمد رضوی، بود، اهمیتی راهبردی داشت؛ اهمیتی که با جدایی بقائی از مصدق دوچندان شده بود. جالب توجه است که انتصاب سخائی به این سمت با اعتراض گروهی از نمایندگان طرفدار شاه روبه‌رو شد؛ حتی آیت‌الله کاشانی که رفته‌رفته از مصدق فاصله می‌گرفت، در اعتراض به این انتصاب چند جلسهٔ مجلس را تعطیل کرد. همین حساسیت موجب شد مصدق، سرگرد پیادهٔ سید محمود سخائی را با اختیار کامل به ریاست شهربانی کرمان منصوب کند؛ به‌ویژه که همه‌پرسی مصدق در پیش بود و ظاهراً قرار بود اغتشاش از کرمان آغاز شود. سخائی با بهره از پشتیبانی مستحکم مصدق توانست تا مدتی اوضاع کرمان را آرام نگاه دارد و نقشه‌های مخالفان، به‌ویژه فدائیان بقائی، را خنثی کند. اما بعدازظهر چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، شعارهای «زنده باد مصدق، مرگ بر شاه» که صبح آن روز در خیابان‌ها طنین‌انداز بود، با ورق‌برگردان کودتا به «جاوید شاه، مرگ بر مصدق» بدل شد. شماری از مخالفان مصدق و از هواداران بقائی به‌سوی شهربانی کرمان راه افتادند تا با سخائی تسویه‌حساب کنند. راننده‌اش او را از توطئه آگاه کرد و التماس کرد با جیپی پر از بنزین بگریزد، اما سخائی نپذیرفت و به شهربانی رفت تا برای جمعیتی که آنجا گرد آمده بودند از آزادگی و مبارزه با بیداد سخن بگوید. مهاجمان اما امانش ندادند؛ وارد اتاق شدند، بر او حمله بردند، پیکر نیمه‌جانش را از طبقه‌بالا به پایین پرت کردند و با چوب و چماق بر او فرود آمدند. به گزارشی، فرماندهٔ لشکر شاه حتی با خودروی نظامی از روی بدن او در حالی که هنوز زنده بود عبور کرد. سرانجام مهاجمان پایش را به طنابی به انتهای جیپ نظامی بستند، پیکرش را تا میدان شهر کرمان (مشتاقیهٔ کنونی) کشیدند و بر تیر چراغ برقی آویختند؛ در حالی که فریاد «جاوید شاه، مرگ بر مصدق» سر می‌دادند و چوب و چماق در هوا می‌چرخاندند، به‌دنبال جیپ به راه افتادند. ساعاتی بعد، شب‌هنگام، عده‌ای به میدان بازگشتند، آنچه از پیکر او باقی مانده بود را از تیر چراغ برق پایین کشیدند، غسل و کفن کردند و در گورستان شهر به خاک سپردند. بر سنگ قبر او (پیش از آنکه ویران شود) نوشته شده بود: «مقبرهٔ سرگرد سید محمود سخائی، سرباز شهید نهضت ملی ایران، رئیس شهربانی منتخب دکتر مصدق در استان کرمان، که در کودتای خائنانهٔ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به دست عمال جنایتکار شاه کشته شد.» @mohammadmosaddegh
1 064
4
@mohammadmosaddegh
@mohammadmosaddegh
660
5
شاید مهم‌ترین نقد به غنی‌نژاد این باشد که او از منتقدانش می‌خواهد به جای برچسب‌زنی، استدلال را نقد کنند؛ اما خودش گاه برای توضیح خطای آنان، بیش از اندازه به هویت فکری و خاستگاه تاریخی آنان متوسل می‌شود. او علیه تقلیل اندیشه به وابستگی سیاسی می‌نویسد، اما گاهی خود تاریخ اندیشه ایران را به تقابل میان «تفکر مدرن» و «بستر عقیدتی شهریور ۱۳۲۰» فرو می‌کاهد. با این همه، ارزش مقاله در این نیست که الزاماً همه پاسخ‌های آن درست باشد. اهمیت آن در این است که پرسش‌های درستی را پیش می‌کشد: آیا «ملی» الزاماً «دموکراتیک» است؟ آیا مشروعیت را می‌توان صرفاً با پایگاه طبقاتی توضیح داد؟ آیا دموکراسی بدون محدودیت قدرت اکثریت می‌تواند تضمین‌کننده آزادی فردی باشد؟ آیا جریان‌های سیاسی متفاوت ایران واقعاً از یک دستگاه فکری مشترک تغذیه می‌کردند؟ و سرانجام، آیا برای فهم شکست‌های سیاسی ایران باید بیش از آنکه به شخصیت‌ها و حوادث بپردازیم، به مفاهیمی توجه کنیم که این شخصیت‌ها با آنها جهان سیاسی خود را می‌فهمیدند؟ پاسخ به این پرسش‌ها احتمالاً نه در پذیرفتن کامل روایت غنی‌نژاد است و نه در رد آن از موضع دفاع از مصدق یا کاتوزیان. ارزش واقعی این مقاله زمانی آشکار می‌شود که آن را خود نیز موضوع همان سنجش انتقادی قرار دهیم که نویسنده از دیگران مطالبه می‌کند: نه با برچسب «لیبرال»، «تاچریست» یا «ضد مصدق»، بلکه با بررسی دقیق مفاهیم، شواهد تاریخی و استدلال‌هایی که برای اثبات آنها ارائه شده است. قسمت سوم (پایانی) @mohammadmosaddegh
915
6
اما در همین‌جا یک تناقض روش‌شناختی در مقاله غنی‌نژاد آشکار می‌شود. او کاتوزیان را متهم می‌کند که به جای نقد استدلال، منشأ فکری او را تحلیل کرده است؛ اما خودش برای توضیح خطاهای کاتوزیان، بیش از اندازه به «بستر عقیدتی شهریور ۱۳۲۰»، تفکر قبیله‌ای و سنت مارکسیستی متوسل می‌شود. البته تبیین تاریخی یک اندیشه با رد کردن آن به واسطه خاستگاهش تفاوت دارد، اما مرز این دو در مقاله همیشه روشن نیست. اگر تحلیل منشأ فکری برای فهمیدن خطاهای یک نویسنده مفید است، این قاعده باید درباره خود غنی‌نژاد نیز اعمال شود. بخش دیگری از مقاله که اهمیت نظری دارد، نقد غنی‌نژاد به نظریه کاتوزیان درباره دولت در ایران است. غنی‌نژاد به‌درستی میان «پایگاه اجتماعی» و «مشروعیت» تمایز می‌گذارد. اینکه دولت نماینده یک طبقه اجتماعی مشخص نباشد، لزوماً به معنای فقدان مشروعیت آن نیست. مشروعیت می‌تواند از سنت، دین، عرف، دودمان، رضایت عمومی یا منابع دیگری ناشی شود. بنابراین نقد غنی‌نژاد به این تصور که دولت سنتی ایران صرفاً بر اعمال قدرت متکی بوده، قابل توجه است. اما این استدلال نیز لزوماً همه نظریه کاتوزیان را رد نمی‌کند. ممکن است دولت در ایران فاقد پایگاه طبقاتی مشخص بوده و در عین حال از منابع سنتی مشروعیت بهره‌مند شده باشد. «پایگاه اجتماعی» و «مشروعیت» دو مفهوم متفاوت‌اند و نمی‌توان با رد یکی، دیگری را نیز از میان برداشت. در تعریف غنی‌نژاد از تجدد نیز باید با احتیاط بیشتری برخورد کرد. او مدرنیته را با مفاهیمی مانند فرد، آزادی، مالکیت خصوصی، جامعه مدنی، مبادله آزاد و تحدید قدرت سیاسی توضیح می‌دهد. اینها بدون تردید از عناصر مهم مدرنیته غربی‌اند، اما تاریخ مدرنیته فقط تاریخ فردگرایی و بازار آزاد نیست. دولت متمرکز، بوروکراسی، آموزش عمومی، دولت رفاه، ناسیونالیسم، دموکراسی توده‌ای و حتی گسترش نقش دولت نیز بخشی از تجربه مدرن اروپا هستند. از این رو، غنی‌نژاد در نقد کاتوزیان که سیاست پهلوی را «تجددطلبی کلاسیک ایرانی» می‌نامد، پرسش مهمی مطرح می‌کند، اما پاسخ او نیز تا حدی متأثر از تعریف خاص خودش از مدرنیته است. اگر مدرنیته را عمدتاً از زاویه فردگرایی، آزادی اقتصادی و جامعه مدنی تعریف کنیم، طبیعی است که دولت‌گرایی پهلوی را فاقد بسیاری از مؤلفه‌های تجدد بدانیم. اما اگر مدرنیته را پدیده‌ای چندوجهی بدانیم که دولت متمرکز، بوروکراسی، آموزش جدید، ملی‌گرایی و توسعه اقتصادی نیز از اجزای آن هستند، مسئله پیچیده‌تر خواهد شد. همین مشکل در بحث غنی‌نژاد درباره نومینالیسم و ریشه‌های فکری دنیای مدرن نیز دیده می‌شود. پیوندی که او میان نومینالیسم قرون وسطی، مفهوم فرد، حقوق طبیعی، لاک، مندویل و آدام اسمیت برقرار می‌کند، از نظر تاریخ اندیشه جذاب است، اما بیش از اندازه خطی به نظر می‌رسد. پیدایش جهان مدرن نتیجه تحول اندیشه بود، اما تنها محصول تحول اندیشه نبود. تغییرات اقتصادی، حقوقی، دینی، نهادی، سیاسی و اجتماعی نیز در این فرایند نقش داشتند. در واکنش به تبیین‌های مارکسیستی و اقتصادمحور، نباید به نقطه مقابل رسید و تاریخ را تقریباً از تحول اندیشه استنتاج کرد. بحث غنی‌نژاد درباره تنش میان دموکراسی و آزادی فردی نیز از بخش‌های مهم مقاله است. دموکراسی به معنای حکومت اکثریت الزاماً مترادف با آزادی‌های فردی نیست و تاریخ اندیشه سیاسی جدید بارها با مسئله «استبداد اکثریت» روبه‌رو شده است. اشاره او به توکویل و کنستان در این زمینه قابل توجه است. با این حال، استفاده از روسو و به‌خصوص روبسپیر نیازمند دقت بیشتری است. نمی‌توان فاصله میان نظریه روسو و تجربه حکومت ترور در انقلاب فرانسه را نادیده گرفت و از روبسپیر به سادگی به عنوان نمونه مستقیم دموکراسی‌ای استفاده کرد که به سرکوب آزادی فردی منتهی می‌شود. در مجموع، مقاله غنی‌نژاد از یک جهت بسیار ارزشمند است: او مخاطب را وادار می‌کند که تاریخ سیاسی ایران را فقط از خلال وقایع، شخصیت‌ها و رقابت‌های سیاسی نبیند و به مفاهیم پشت سر آنها نیز توجه کند. این تغییر زاویه دید مهم است. فهم اینکه روشنفکران ایرانی «ملت»، «دولت»، «آزادی»، «دموکراسی»، «استقلال» و «تجدد» را چگونه می‌فهمیدند، برای فهم رفتار سیاسی آنان ضروری است. اما مقاله در نقطه‌ای که می‌خواهد این بینش را به یک نظریه جامع درباره تفکر سیاسی معاصر ایران تبدیل کند، با مشکل مواجه می‌شود. «سوسیالیسم ایرانی» بیش از اندازه فراگیر است، «بستر عقیدتی شهریور ۱۳۲۰» گاهی به یک توضیح کلان برای اختلافات بسیار متفاوت تبدیل می‌شود و تعریف غنی‌نژاد از مدرنیته نیز آشکارا از یک قرائت لیبرال از جهان مدرن تأثیر پذیرفته است. قسمت دوم @mohammadmosaddegh
824
7
@mohammadmosaddegh
1
8
دکتر موسی غنی‌نژاد در مقاله «برخی ویژگی‌های شیوه تفکر سیاسی معاصر در ایران» که در کتاب جامعه مدنی توسط انتشارات کتاب پارسه منتشر شده است بحثی را دنبال می‌کند که در میان نوشته‌های مربوط به تاریخ اندیشه سیاسی ایران اهمیت قابل توجهی دارد. لذا قصد داریم به نقد این مقاله بپردازیم. او به جای آنکه صرفاً درباره عملکرد سیاسی مصدق، جبهه ملی، حزب توده یا حکومت پهلوی داوری کند، می‌کوشد به لایه‌ای عمیق‌تر برود و بپرسد چه الگوهای فکری مشترکی پشت سر جریان‌های سیاسی متفاوت ایران قرار داشته است. از این منظر، مقاله غنی‌نژاد صرفاً پاسخی به نقدهای محمدعلی همایون کاتوزیان و محمدرضا برزین نیست؛ بلکه تلاشی است برای ارائه یک تفسیر کلی از نسبت سنت، ناسیونالیسم، سوسیالیسم و تجدد در اندیشه سیاسی ایران معاصر. اهمیت مقاله دقیقاً در همین تلاش نظری است، اما ضعف آن نیز از همین‌جا آغاز می‌شود. غنی‌نژاد برای توضیح بخش بزرگی از تاریخ اندیشه سیاسی ایران، مفاهیمی مانند «سوسیالیسم ایرانی»، «تفکر قبیله‌ای» و «بستر عقیدتی شهریور ۱۳۲۰» را به کار می‌گیرد؛ مفاهیمی که گاه روشنگرند، اما در برخی موارد چنان فراگیر می‌شوند که تفاوت‌های مهم میان جریان‌های سیاسی و تاریخی را در خود محو می‌کنند. یکی از نقاط قوت مقاله، تأکید غنی‌نژاد بر ضرورت تفکیک میان «عمل سیاسی» و «اندیشه سیاسی» است. او در پاسخ به کاتوزیان تأکید می‌کند که موضوع بحثش عملکرد دکتر مصدق نیست، بلکه تصور او از دموکراسی، قانون و نسبت دولت و مردم است. این تفکیک از نظر روش‌شناختی اهمیت دارد. نمی‌توان صرفاً با اشاره به تصمیمی سیاسی درباره رفراندوم یا اختیارات، درباره ماهیت نظری اندیشه یک سیاستمدار حکم صادر کرد. برای چنین داوری‌ای باید مجموعه‌ای از مفاهیم او درباره قانون، ملت، مجلس، افکار عمومی و مشروعیت سیاسی بررسی شود. با این حال، غنی‌نژاد خود در ادامه از این احتیاط فاصله می‌گیرد. او می‌گوید مصدق «مصلحت مملکت را بر دموکراسی و قانون اساسی مقدم می‌داشت». این گزاره اگر به عنوان یک فرضیه تفسیری مطرح شود، قابل بررسی است؛ اما در متن گاه به یک حکم کلی درباره تلقی مصدق از دموکراسی تبدیل می‌شود. مسئله اصلی این است که «مصلحت مملکت» در اندیشه مصدق دقیقاً چه معنایی داشت و چه نسبتی با حاکمیت ملت، استقلال کشور و مشروطیت برقرار می‌کرد. اگر مصدق مشروعیت دولت خود را به افکار عمومی و پشتیبانی ملت نسبت می‌داد، نمی‌توان بدون بررسی دقیق‌تر این مفاهیم، صرفاً از تقدم مصلحت بر دموکراسی سخن گفت. یکی از مهم‌ترین مفاهیم مقاله «سوسیالیسم ایرانی» است. غنی‌نژاد معتقد است جبهه ملی، حزب توده و حتی رژیم پهلوی، با وجود اختلافات بنیادین، از ترکیبی مشترک از ایران‌پرستی سنتی و ارزش‌های جمع‌گرایانه سوسیالیستی تأثیر پذیرفته بودند. این فرضیه در صورتی که به معنای وجود برخی اشتراکات در زبان سیاسی و تصور از دولت و جامعه باشد، می‌تواند قابل تأمل باشد؛ اما وقتی این سه جریان بسیار متفاوت در یک چارچوب واحد قرار می‌گیرند، مفهوم «سوسیالیسم ایرانی» بیش از حد کش‌دار می‌شود. تفاوت حزب توده با جبهه ملی و تفاوت هر دوی آنها با نظام پهلوی فقط تفاوت در سیاست‌های روزمره نبود. این جریان‌ها درباره مالکیت، سلطنت، طبقه، ملت، دین، آزادی سیاسی، رابطه با غرب و نقش دولت اختلافات اساسی داشتند. اگر مقصود غنی‌نژاد این است که این جریان‌ها در سطحی عمیق‌تر در برخی عناصر فرهنگی و جمع‌گرایانه اشتراک داشتند، بهتر است این اشتراک با مفهومی دقیق‌تر بیان شود. اما اگر «سوسیالیسم ایرانی» قرار است نظریه‌ای برای توضیح کل فضای فکری ایران معاصر باشد، ابهام آن قدرت توضیحی‌اش را کاهش می‌دهد. غنی‌نژاد برای دفاع از این مفهوم می‌گوید «سوسیالیسم ایرانی» یک مکتب منسجم نیست، بلکه تصوری مبهم است. این توضیح از یک سو ایراد اتهام تناقض را برطرف می‌کند، اما از سوی دیگر پرسش تازه‌ای ایجاد می‌کند: اگر مفهوم آن‌قدر مبهم است که می‌تواند حزب توده، جبهه ملی و حکومت پهلوی را هم‌زمان در بر بگیرد، دقیقاً چه چیزی را توضیح می‌دهد؟ نکته قابل توجه دیگر در مقاله، نقد غنی‌نژاد به شیوه برخورد ایدئولوژیک با مخالفان است. او به‌درستی می‌گوید در فضای سیاسی ایران، گاه به جای نقد استدلال، صاحب استدلال را طبقه‌بندی می‌کنند: مخالف سیاست حزب توده، «عامل امپریالیسم» است؛ مخالف نهضت ملی، «وابسته به بیگانه»؛ و مخالف حکومت پهلوی، «عامل خارجی». از نظر غنی‌نژاد، کاتوزیان نیز با نسبت دادن دیدگاه او به تاچریسم و ریگانیسم به نوعی همین روش را به کار گرفته است. این نقد تا حد زیادی قابل دفاع است. نسبت دادن یک دیدگاه به یک جریان سیاسی، جای پاسخ به استدلال آن را نمی‌گیرد. اگر غنی‌نژاد درباره آزادی فردی، جامعه مدنی یا بازار آزاد استدلالی ارائه می‌کند، باید خود استدلال بررسی شود، نه اینکه با برچسب «تاچریسم» اعتبار آن زیر سؤال برود. قسمت اول
816
9
#معرفی_کتاب کتاب «مصدقی‌ها» گفتگوی هدی صابر و فرهاد ورهرام با زنده‌یاد حسین شاه‌حسینی انتشارات اردیبهشت عودلاجان تاریخ چاپ ١۴
#معرفی_کتاب کتاب «مصدقی‌ها» گفتگوی هدی صابر و فرهاد ورهرام با زنده‌یاد حسین شاه‌حسینی انتشارات اردیبهشت عودلاجان تاریخ چاپ ١۴٠۴ @mohammadmosaddegh
1 132
10
🇮🇷 چشم انداز ایران بزودی منتشر می کند: مصدق و نفت ما (ویژه نامه چشم انداز ایران برای بازخوانی جنبش ملی به رهبری دکتر محمد م
🇮🇷 چشم انداز ایران بزودی منتشر می کند: مصدق و نفت ما (ویژه نامه چشم انداز ایران برای بازخوانی جنبش ملی به رهبری دکتر محمد مصدق و کودتای ۱۳۳۲) ▪️گفتگوی انتقادی همایون کاتوزیان و نیکلا گرجستانی و آثاری از لطف‌الله میثمی، پوریا پرندوش، رسول رئیس جعفری، علی اصغر سیدآبادی، عباس نعیمی جورشری، فرید دهدزی، کوروش احمدی، رضا ضیاء ابراهیمی، امین بزرگیان، محمدجواد غلامرضا کاشی، فرشاد مؤمنی، دوید اس. پینتر، محمدرضا تفضلی، علیرضا فتاح، رضا صائمی، فرهاد آئیش، حسین امینی، حسن طائی، حمید یوسفی، کریم سلیمانی دهکردی این ویژه نامه را از کتابفروشی‌های معتبر تهیه فرمایید. 🔰🔰در صورت تمایل می‌توانید با پرداخت هزینه نشریه (900 هزار تومان) به شماره کارت 6104337377550239 به نام لطف‌الله میثمی، در طول این هفته از تخفیف هزینه پست بهرمند شوید و این نشریه ارزشمند را در خانه یا محل کار خود تحویل بگیرید. پس از واریز، از طریق پیامک یا حساب تلگرام این شماره به ما پیام دهید؛ 09101475887 @cheshmandaz_iran
836
11
سپید و سیاه نو اول شهریور 1332.pdf
954
12
ترقی دوم شهریور 1332.pdf
999
13
در ادامه دو شماره بسیار مهم و پر از جزییات از نشریات ترقی و سیپدوسیاه‌نو که توجه ویژه شما را به آن جلب می‌کنیم
1 003
14
روزنامه روشنفکر، پنجم شهریور 1332 @mohammadmosaddegh
1 057
15
روزنامه شاه‌داد، پنجم شهریور 1332 @mohammadmosaddegh
993
16
روزنامه شاهین تهران، پنجم شهریور 1332 @mohammadmosaddegh
916
17
روزنامه شهرت، پنجم شهریور 1332 @mohammadmosaddegh
894
18
روزنامه صبح وصال چهارم شهریور 1332 @mohammadmosaddegh
857
19
روزنامه عبرت بشر، چهارم شهریور 1332 @mohammadmosaddegh
814
20
روزنامه شیر نشان، سوم شهریور 1332 @mohammadmosaddegh
735