ch
Feedback
مدیریت رفتار سازمانی

مدیریت رفتار سازمانی

前往频道在 Telegram

⭕مرجع تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی ⁦♨️⁩صفحه اینستاگرام: http://www.instagram.com/organizationalbehavior_/ 💢برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۳۵۵۰۸۱۶۰۴ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود 👈ارتباط با ادمین: @obhrm

显示更多

📈 Telegram 频道 مدیریت رفتار سازمانی 的分析概览

频道 مدیریت رفتار سازمانی (@organizationalbehavior) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 31 686 名订阅者,在 商业 类别中位列第 1 853,并在 伊朗 地区排名第 10 868

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 31 686 名订阅者。

根据 18 九月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -30,过去 24 小时变化为 -3,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 5.59%。内容发布后 24 小时内通常能获得 2.53% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 1 771 次浏览,首日通常累积 803 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 7

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
⭕مرجع تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی ⁦♨️⁩صفحه اینستاگرام: http://www.instagram.com/organizationalbehavior_/ 💢برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۳۵۵۰۸۱۶۰۴ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود 👈ارتباط با ادمین: @...

凭借高频更新(最新数据采集于 19 九月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 商业 类别中的关键影响点。

31 686
订阅者
-324 小时
-217 天
-3030 天
帖子存档
💢جنبش آهستگی آگاهی‌بخشی فرهنگی ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که سرعت، تقریبا به یک ارزش تبدیل شده است؛ سریع‌تر بخوان، سریع‌تر پاسخ بده، سریع‌تر تصمیم بگیر و سریع‌تر سراغ چیز بعدی برو. اما پرسشی که کمتر پرسیده می‌شود این است که آیا سریع‌تر زندگی کردن، الزاما به معنای بهتر زندگی کردن است؟ جنبش آهستگی (Slow Movement) واکنشی فرهنگی به همین شتاب فزاینده است. آهستگی البته به معنای تنبلی، بی‌تحرکی یا مخالفت با فناوری و پیشرفت نیست؛ بلکه یعنی در موقعیت‌هایی که "کیفیت تجربه" به "توجه و تأمل" نیاز دارد، سرعت را آگاهانه تنظیم کنیم. یکی از مشکلات امروزین در زندگی پرشتاب، فقط زیاد بودن کارها نیست بلکه پراکنده شدن توجه است. اغلب ما هنگام خواندن، پیام‌ها را چک می‌کنیم، هنگام گفت‌وگو تلفن را نگاه می‌کنیم، هنگام غذا خوردن چیزی تماشا می‌کنیم و در میان یک کار، مرتب به سراغ کار دیگری می‌رویم! برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که جابه‌جایی مداوم میان فعالیت‌های مختلف می‌تواند با کاهش عملکرد در بعضی فرایندهای شناختی همراه باشد. بنابراین شاید مسئله اصلی کندتر کردن همه چیز نباشد، بلکه کمتر پریدن از چیزی به چیز دیگر باشد. آهستگی یعنی گاهی یک کار را انتخاب کنیم و اجازه بدهیم توجه‌مان مدتی همان‌جا بماند. - کتاب خواندن بدون چک کردن تلفن. - گفت‌وگو بدون نگاه کردن به صفحه. - غذا خوردن بدون سرگرمی هم‌زمان. - قدم زدن بدون اینکه مدام چیزی را دنبال کنیم. - یا حتی چند دقیقه نشستن و اجازه دادن به ذهن برای اینکه مجبور نباشد دائما چیزی مصرف کند. این کارها ساده‌اند، اما معنای مهمی دارند؛ بازگرداندن "اختیار سرعت زندگی" به خودمان. البته آهستگی نباید به یک دستورالعمل جدید برای "زندگی بهتر" تبدیل شود. قرار نیست همه چیز را آهسته انجام دهیم. بعضی کارها باید سریع انجام شوند و سرعت در بسیاری از موقعیت‌ها یک مزیت واقعی است. مسئله این است که سرعت، "انتخاب" ما باشد نه "پیش‌فرض" زندگی ما. شاید بتوان جنبش آهستگی را این‌گونه جمع‌بندی کرد: گاهی آن‌قدر آهسته شویم که بتوانیم بفهمیم دقیقا کجا هستیم و چه چیزی را تجربه می‌کنیم. هدف، داشتن زمان بیشتر نیست؛ بهره‌بردن بهتر از زمانی است که همین حالا داریم. آهسته شدن به‌معنی عقب ماندن از زندگی نیست، یعنی کمتر از روی زندگی عبور کنیم. ✍منابع مرتبط 1. Comitre, D. & Prado, G. (2023). Slowing down to live with purpose:    A systematic review on Slow Living. 2. Kong, F. et al. (2023). Cognitive Control in Adolescents and Young Adults with Media Multitasking Experience. 3. Jeong, S.-H. & Hwang, Y. (2016). Media Multitasking Effects on Cognitive vs. Attitudinal Outcomes. @organizationalbehavior

🤖 منابع انسانی در عصر هوش مصنوعی؛ وقت آن رسیده HR هوشمندتر تصمیم بگیرد! هوش مصنوعی دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست؛ امروز
🤖 منابع انسانی در عصر هوش مصنوعی؛ وقت آن رسیده HR هوشمندتر تصمیم بگیرد! هوش مصنوعی دیگر یک فناوری متعلق به آینده نیست؛ امروز وارد فرآیندهای منابع انسانی شده و شیوه جذب و استخدام، ارزیابی عملکرد، آموزش و توسعه کارکنان و مدیریت سرمایه انسانی را متحول کرده است. اما سؤال اینجاست: شما چقدر برای ورود هوش مصنوعی به دنیای منابع انسانی آماده‌اید؟ 🎯 در کارگاه کاربرد هوش مصنوعی در منابع انسانی یاد می‌گیرید چگونه از ظرفیت‌های هوش مصنوعی در فرآیندهای کلیدی HR استفاده کنید و با رویکردی داده‌محور، تصمیم‌های سریع‌تر، دقیق‌تر و هوشمندانه‌تر بگیرید. ✨ آینده منابع انسانی، ترکیب هوشمندانه تخصص انسانی و فناوری است. برای کسب اطلاعات بیش‌تر و ثبت‌نام کلیک کنید ↙️ https://link.sharif.ac/rRkWb ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ☎️مشاوره وثبت نام : 02167641999 📲مشاوره بله: https://ble.ir/Jdsharif_977 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔹 جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص...

💢هارد تایم؛ وقتی مدیر، سختی را به سازمان منتقل می‌کند! 🔹 گاهی مسئله، خودِ مسئله نیست؛ نحوه مواجهه ما با آن است که شرایط را برای دیگران سخت می‌کند. 🧩 در زبان محاوره‌ای انگلیسی، عبارت Give Someone a Hard Time به معنای سخت گرفتن، اذیت کردن، تحت فشار قرار دادن یا دشوارتر کردن شرایط برای دیگری به کار می‌رود. بنابراین «Hard Time» را در این یادداشت می‌توانیم مفهومی بدانیم برای توصیف موقعیتی که در آن، یک انسان به جای مدیریت فشار و دشواری، آن را به انسان دیگری منتقل می‌کند. 👔 این مفهوم در مدیریت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مدیر فقط مسئول نتیجه نیست، بلکه مسئول بخشی از تجربه انسان‌هایی است که برای رسیدن به آن نتیجه با او کار می‌کنند. یک سازمان ممکن است با کاهش فروش، تأخیر پروژه، کمبود منابع، نارضایتی مشتری یا فشار مالی مواجه باشد؛ اما واکنش مدیر به این مسائل می‌تواند شرایط را برای کارکنان سخت‌تر یا قابل‌تحمل‌تر کند. ⚠️ تصور کنید یک مدیر خبر بدی درباره عملکرد واحد خود دریافت می‌کند. او می‌تواند عصبانی شود، صدایش را بالا ببرد، افراد را مقصر معرفی کند، مدام سرزنش کند و اضطراب خود را به تیم منتقل کند. در این حالت، مسئله سازمانی فقط یک مشکل باقی نمی‌ماند؛ به هارد تایم برای کارکنان تبدیل می‌شود. 🧭 مدیر دیگری ممکن است همان خبر را بشنود و بگوید: «شرایط خوب نیست. ابتدا ببینیم مسئله دقیقاً کجاست، چه عواملی باعث آن شده و چه گزینه‌هایی برای اصلاح داریم.» مسئله در هر دو حالت یکی است، اما تجربه کارکنان کاملاً متفاوت خواهد بود. اینجا تفاوت میان مدیریت فشار و انتقال فشار آشکار می‌شود. 🧠 مدیران نیز مانند همه انسان‌ها خسته، نگران، عصبانی و تحت فشار می‌شوند. انتظار اینکه مدیر همیشه آرام و بدون خطا باشد، واقع‌بینانه نیست. مسئله مهم‌تر این است که مدیر با فشار خود چه می‌کند: آیا آن را به تصمیم تبدیل می‌کند یا به خشم؟ آیا نگرانی را به برنامه تبدیل می‌کند یا به سرزنش؟ 🗣️ یکی از خطرناک‌ترین شکل‌های هارد تایم در سازمان، زمانی اتفاق می‌افتد که مدیر تصور کند ترساندن، تحقیر کردن و سخت‌گیری افراطی، همان مدیریت مقتدرانه است. ممکن است کارکنان در کوتاه‌مدت تحت فشار بیشتر کار کنند، اما محیطی که در آن افراد دائماً از توبیخ، تحقیر یا مقصر شناخته شدن می‌ترسند، می‌تواند گزارش‌دادن مشکلات و بیان اشتباهات را دشوار کند. 🔇 و اینجاست که یک تناقض مدیریتی شکل می‌گیرد: مدیری که تحمل شنیدن خبر بد را ندارد، ممکن است به‌تدریج خبرهای بد را کمتر بشنود؛ نه به این دلیل که مشکلات کمتر شده‌اند، بلکه چون افراد ترجیح می‌دهند آنها را پنهان کنند. 🔄 هارد تایم همچنین می‌تواند در سازمان تکثیر شود. مدیری که فشار خود را به معاونان منتقل می‌کند، ممکن است معاونان نیز همان فشار را به مدیران میانی منتقل کنند و این زنجیره تا پایین‌ترین سطوح سازمان ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، یک رفتار فردی می‌تواند به تدریج به الگوی فرهنگی سازمان تبدیل شود. 🌱 مدیریت حرفه‌ای به معنای حذف فشار نیست؛ هیچ سازمانی بدون بحران، تعارض، محدودیت و تصمیم‌های دشوار نیست. هنر مدیر این است که فشار را به آشفتگی و اضطراب جمعی تبدیل نکند. مدیر باید بتواند در شرایط سخت، به جای افزایش ترس، وضوح ایجاد کند؛ به جای سرزنش، مسئولیت ایجاد کند و به جای انتقال اضطراب، مسیر حل مسئله را نشان دهد. 🔍 شاید بد نباشد هر مدیر در پایان روز از خودش بپرسد: امروز سازمان را برای آدم‌هایش آسان‌تر کردم یا سخت‌تر؟ پاسخ به این سؤال می‌تواند تصویر مهمی از سبک رهبری او ارائه کند. ❤️ سازمان‌ها فقط با فرایندها، ساختارها و شاخص‌ها اداره نمی‌شوند؛ با تجربه انسان‌ها ساخته می‌شوند. آدم‌ها ممکن است یک مدیر را به خاطر تصمیم‌های دشوار به یاد بیاورند، اما نحوه رفتار او با خودشان در روزهای دشوار را نیز فراموش نخواهند کرد. @organizationalbehavior

💢هارد تایم؛ وقتی مدیر، سختی را به سازمان منتقل می‌کند! 🔹 گاهی مسئله، خودِ مسئله نیست؛ نحوه مواجهه ما با آن است که شرایط را برای دیگران سخت می‌کند. 🧩 در زبان محاوره‌ای انگلیسی، عبارت Give Someone a Hard Time به معنای سخت گرفتن، اذیت کردن، تحت فشار قرار دادن یا دشوارتر کردن شرایط برای دیگری به کار می‌رود. بنابراین «Hard Time» را در این یادداشت می‌توانیم مفهومی بدانیم برای توصیف موقعیتی که در آن، یک انسان به جای مدیریت فشار و دشواری، آن را به انسان دیگری منتقل می‌کند. 👔 این مفهوم در مدیریت اهمیت زیادی دارد؛ زیرا مدیر فقط مسئول نتیجه نیست، بلکه مسئول بخشی از تجربه انسان‌هایی است که برای رسیدن به آن نتیجه با او کار می‌کنند. یک سازمان ممکن است با کاهش فروش، تأخیر پروژه، کمبود منابع، نارضایتی مشتری یا فشار مالی مواجه باشد؛ اما واکنش مدیر به این مسائل می‌تواند شرایط را برای کارکنان سخت‌تر یا قابل‌تحمل‌تر کند. ⚠️ تصور کنید یک مدیر خبر بدی درباره عملکرد واحد خود دریافت می‌کند. او می‌تواند عصبانی شود، صدایش را بالا ببرد، افراد را مقصر معرفی کند، مدام سرزنش کند و اضطراب خود را به تیم منتقل کند. در این حالت، مسئله سازمانی فقط یک مشکل باقی نمی‌ماند؛ به هارد تایم برای کارکنان تبدیل می‌شود. 🧭 مدیر دیگری ممکن است همان خبر را بشنود و بگوید: «شرایط خوب نیست. ابتدا ببینیم مسئله دقیقاً کجاست، چه عواملی باعث آن شده و چه گزینه‌هایی برای اصلاح داریم.» مسئله در هر دو حالت یکی است، اما تجربه کارکنان کاملاً متفاوت خواهد بود. اینجا تفاوت میان مدیریت فشار و انتقال فشار آشکار می‌شود. 🧠 مدیران نیز مانند همه انسان‌ها خسته، نگران، عصبانی و تحت فشار می‌شوند. انتظار اینکه مدیر همیشه آرام و بدون خطا باشد، واقع‌بینانه نیست. مسئله مهم‌تر این است که مدیر با فشار خود چه می‌کند: آیا آن را به تصمیم تبدیل می‌کند یا به خشم؟ آیا نگرانی را به برنامه تبدیل می‌کند یا به سرزنش؟ 🗣️ یکی از خطرناک‌ترین شکل‌های هارد تایم در سازمان، زمانی اتفاق می‌افتد که مدیر تصور کند ترساندن، تحقیر کردن و سخت‌گیری افراطی، همان مدیریت مقتدرانه است. ممکن است کارکنان در کوتاه‌مدت تحت فشار بیشتر کار کنند، اما محیطی که در آن افراد دائماً از توبیخ، تحقیر یا مقصر شناخته شدن می‌ترسند، می‌تواند گزارش‌دادن مشکلات و بیان اشتباهات را دشوار کند. 🔇 و اینجاست که یک تناقض مدیریتی شکل می‌گیرد: مدیری که تحمل شنیدن خبر بد را ندارد، ممکن است به‌تدریج خبرهای بد را کمتر بشنود؛ نه به این دلیل که مشکلات کمتر شده‌اند، بلکه چون افراد ترجیح می‌دهند آنها را پنهان کنند. 🔄 هارد تایم همچنین می‌تواند در سازمان تکثیر شود. مدیری که فشار خود را به معاونان منتقل می‌کند، ممکن است معاونان نیز همان فشار را به مدیران میانی منتقل کنند و این زنجیره تا پایین‌ترین سطوح سازمان ادامه پیدا کند. در چنین شرایطی، یک رفتار فردی می‌تواند به تدریج به الگوی فرهنگی سازمان تبدیل شود. 🌱 مدیریت حرفه‌ای به معنای حذف فشار نیست؛ هیچ سازمانی بدون بحران، تعارض، محدودیت و تصمیم‌های دشوار نیست. هنر مدیر این است که فشار را به آشفتگی و اضطراب جمعی تبدیل نکند. مدیر باید بتواند در شرایط سخت، به جای افزایش ترس، وضوح ایجاد کند؛ به جای سرزنش، مسئولیت ایجاد کند و به جای انتقال اضطراب، مسیر حل مسئله را نشان دهد. 🔍 شاید بد نباشد هر مدیر در پایان روز از خودش بپرسد: امروز سازمان را برای آدم‌هایش آسان‌تر کردم یا سخت‌تر؟ پاسخ به این سؤال می‌تواند تصویر مهمی از سبک رهبری او ارائه کند. ❤️ سازمان‌ها فقط با فرایندها، ساختارها و شاخص‌ها اداره نمی‌شوند؛ با تجربه انسان‌ها ساخته می‌شوند. آدم‌ها ممکن است یک مدیر را به خاطر تصمیم‌های دشوار به یاد بیاورند، اما نحوه رفتار او با خودشان در روزهای دشوار را نیز فراموش نخواهند کرد. @organizationalbehavior

صدای کارکنان (Employee Voice)؛ یکی از حلقه‌های گمشده رشد در سازمان‌ها در ادبیات مدیریت، «صدای کارکنان» یعنی کارکنان داوطلبانه
صدای کارکنان (Employee Voice)؛ یکی از حلقه‌های گمشده رشد در سازمان‌ها در ادبیات مدیریت، «صدای کارکنان» یعنی کارکنان داوطلبانه ایده‌ها، پیشنهادها، نگرانی‌ها و مسائل مرتبط با کار رو با کسانی که امکان ایجاد تغییر دارن مطرح کنن. یعنی کارکنان فراتر از وظیفه‌ای که برای اون استخدام شدن، ایده‌ها، نگرانی‌ها و مسائلی رو که می‌تونه به بهترشدن کار کمک کنه مطرح می‌کنن. چرا این موضوع مهمه؟ چون آدم‌های خط مقدم هر روز با مشتری، محصول، فرایندها و مشکلات واقعی کار سروکار دارن و ممکنه خیلی زودتر از مدیر متوجه یک مشکل، ریسک یا حتی فرصت بشن. گاهی اطلاعاتی که مدیر برای یک تصمیم بهتر نیاز داره، همین حالا در سازمانش وجود داره؛ فقط هنوز به گوشش نرسیده آرامش روزخوش آکادمی مدیران برجسته https://t.me/arameshrouzkhoshcoach

💢مسابقه «کارهای نکرده!» امروز همکارانم رو جمع کردم و یه درخواست عجیب ازشون داشتم! بهشون گفتم: «یه دفترچه بردارید و لیست تمام کارهایی که نکردید رو بنویسید؛ چه کارهای روتین و جاری و چه کارهای توسعه‌ای» تازه شرط برنده‌شدن هم این بود: هر کسی کمیت و کیفیت کارهای نکرده‌اش بیشتر باشه، امتیاز بالاتری می‌گیره! 😅 اولش همه با تعجب نگاهم کردن و لابد تو دلشون گفتن این دیگه چه مدل ارزیابیه؟! ولی پشت این بازیِ ساده، یه هدف مهم داشتم. ما همیشه عادت کردیم به لیست کارهای "انجام‌شده" افتخار کنیم و روشون تیک بزنیم تا حس خوبی بگیریم، اما واقعیت اینه که فرصت‌های بهبود و ریشه‌ی مشکلاتِ سازمان، دقیقا تو همون کارهایی پنهان شده که فرصت نکردیم انجام بدیم، هی به تعویق انداختیم یا به خاطر موانع مختلف، بی‌خیالشون شدیم. وقتی تمرکزمون رو می‌ذاریم روی مکتوب‌کردن «کارهای نکرده»، چند تا اتفاق فوق‌العاده می‌افته: 🌱 شکستن گاردها: ترس از "نرسیدن و نتونستن" می‌ریزه و جسارتِ تیم برای بیان واقعیت‌ها بیشتر میشه (همون امنیت روانی که همیشه دنبالشیم). 🔍 پیدا کردن گره‌ها: می‌فهمیم دلیل تلنبار شدن کارها چیه؟ آیا منابعمون کمه؟ فرایندمون غلطه؟ یا انتظاراتمون فضاییه؟ 🎯 فرار از روزمرگی: می‌بینیم چقدر کارهای توسعه‌ایِ ارزشمند هست که زیر سایه سنگینِ کارهای جاری دارن خاک می‌خورن. این دفترچه‌های کارهای نکرده، قرار نیست لیست عذاب وجدان بچه‌ها باشن؛ بلکه قراره بهمون نشون بدن ظرفیت واقعی تیم و گلوگاه‌های سیستمون، کجاست. تأمل: شما تا حالا به لیست «کارهای نکرده» تیمتون فکر کردید؟ جرئتش رو دارید این هفته این تمرین رو تو سازمانتون اجرا کنید؟ 😉 ✍ کلینیک مدیریت منابع انسانی @organizationalbehavior

Repost from N/a
🎉 با ۱۱۹ هزار تومان هر چی میخوای یاد بگیر — طرح شگفتی فرادرس آموزش «غربالگری استخدام برای منابع انسانی – تحلیل عملی رزومه و
🎉 با ۱۱۹ هزار تومان هر چی میخوای یاد بگیر — طرح شگفتی فرادرس   آموزش «غربالگری استخدام برای منابع انسانی – تحلیل عملی رزومه و ارزیابی» ۱۱۹ هزار تومن شد...   🔗 لینک دریافت آموزش – [کلیک کنید]   ✅ حدود ۶۰۰ دوره دیگر از فرادرس هم با همین قیمت در دسترس شماست. برای مشاهده و دریافت آموزش‌ها، روی لینک زیر کلیک کنید:   🔗 تمامی آموزش‌های ۱۱۹ هزار تومنی [+]   🎁 سایر آموزش‌ها با ۸۰ درصد تخفیف ارائه شده است. @FaraDars — فرادرس

💢نوروساینس می‌گوید تکرار از استعداد مهم‌تره... بیشتر مردم فکر می‌کنند افراد موفق صرفاً بااستعدادتر به دنیا میان، اما مغز انسان داستان دیگه‌ای رو تعریف می‌کند. هر بار که یک مهارت رو تمرین می‌کنید، ارتباط بین نورون‌های مرتبط با اون مهارت قوی‌تر می‌شود. دانشمندان به این توانایی مغز می‌گویند «نوروپلاستیسیتی». به زبان ساده، مغز خودش رو بر اساس کاری که بارها تکرار می‌کنید، بازسازی می‌کند. به همین دلیل هست که یک سخنران بعد از صدها بار صحبت کردن، می‌تونه بدون استرس روی صحنه بایستد ؛ نه چون مغزش از اول متفاوت بوده، بلکه چون بارها همون مسیر عصبی رو تقویت کرده است. استعداد شاید نقطهٔ شروع باشد، اما چیزی که واقعاً مغز رو تغییر می‌دهد تکرار است. مغز شما بیشتر از اینکه به استعدادتون پاسخ بدهد به چیزی پاسخ می‌دهد که هر روز اون رو تکرار  می‌کند. ✍ کانال مدیریت منابع انسانی @organizationalbehavior

⚡ حل #بحران فقط به یک رشته محدود نیست؛ تفکر مسئله‌محور و راه‌حل عملی می‌خواهد. کارگاه حضوری، تعاملی و پژوهش‌محور «اتاق بحران
⚡ حل #بحران فقط به یک رشته محدود نیست؛ تفکر مسئله‌محور و راه‌حل عملی می‌خواهد. کارگاه حضوری، تعاملی و پژوهش‌محور «اتاق بحران سازمان چابک» با دکتر رضا بهبود پست دکتری مدیریت سیستمی ، مشاور ارشد و منتور پروژه های صنعتی و پژوهشی 🔹 ۵ ساعت نخست از دوره ۳۰ ساعته صلاحیت شغلی دوره «چابک‌سازی سازمان در بستر استقرار هوش مصنوعی (AI)» 🔹 حل چالش‌های واقعی با مشارکت پژوهشگران و مدیران سازمان‌ها 🔹 از تفکر مسئله‌محور تا حل مسئله در عمل💥 📅 ۸ مهر | ساعت ۱۳ تا ۱۸، 💯گردهمایی مدیران، اساتید پژوهشگران و دیدار چالش محور حل مساله💥 📍 برج فناوری بنتک، منطقه نوآوری دانشگاه شریف 🎓 صدور گواهی MPT اتریش در همان روز 🔥 از ظرفیت ۶۰ نفره، فقط ۲۰ جای خالی باقی مانده 💳 شهریه اعضا کانال : ۱٬۸۰۰٬۰۰۰ تومان ⚠️ ثبت‌نام قطعی بر اساس اولویت واریز 📩 درخواست ثبت‌نام: ۰۹۱۰۰۰۷۱۸۰۴ 🌐 arkaschool.net 🌐 analysisacademy.com برگزارکننده: آکادمی تحلیل آماری ایران دارای مجوز سازمان آموزش فنی‌وحرفه‌ای کشور #بحران #چابک_سازی #گواهینامه_بین المللی #پژوهش_عملگرا

💢یکی از خطرناک ترین تفکرات از آن کسانی است که تنها یک کتاب خوانده اند، تنها یک یا چند دوره آموزشی شرکت کرده اند و یا تنها یک یا چند موفقیت کسب نموده اند. همه ما کم و بیش با افرادی برخورد داشته ایم که در یک حوزه خاص اطلاعات بسیار کمی دارند ولی به گونه ای رفتار می کنند که گویا در آن زمینه تخصصی صاحب نظر هستند. برعکس افرادی را هم دیده ایم که با وجود توانایی و تسلط در یک حوزه، توانایی خود را بسیار پایین تر از چیزی که واقعا وجود دارد، برآورد می کنند. این خودکمتربینی و خودبیشتربینی به اثر دانینگ - کروگر مشهور است.   دیوید دانینگ (David Dunning) و جاستین کروگر (Justin Kruger)، روان شناسان آمریکایی، در دسامبر 1999، با انتشار مقاله ای بیان کردند که ارزیابی نادرست نسبت به توانایی های فردی ممکن است باعث شود افراد به تخمین اشتباه در مورد توانایی های خود دست یابند. همین عامل است که باعث می شود فردی که حتی نمی تواند یک کارگاه کوچک را اداره کند، توانایی مدیر یک کارخانه را زیر سوال می برد و یا در طرف مقابل فردی که به درجات بالایی در یک زمینه علمی رسیده است، فکر می کند که کار ویژه ای نکرده است و هرکس دیگه ای نیز جای او بود، می توانست به این جایگاه دست پیدا کند. برای در امان ماندن از این اشتباه استراتژیک می توان با دوستان نزدیک به گفت و گو پرداخت و نقاط ضعف و قوت خود را از آن ها پرسید. یکی از بهترین راه حل های دیگر برای مقابله با این اثر در سازمانها  میتواند برگزاری جلسات آموزشی باشد. بکمک جلسات آموزشی شما میتوانید بسیار محترمانه سایرین را در نزد خودشان به چالش بکشید! ✍کانال مدیریت منابع انسانی @organizationalbehavior

💢همراهان گرامی 🆗 با توجه به اهمیت توسعه فردی و یادگیری مهارت های شغلی و مالی در شرایط اقتصادی سخت کنونی، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود. 🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی و اقتصادی شما  در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است. 👇👇👇👇👇👇👇👇 📲 هوش مصنوعی در کسب وکار @management_ai 💸 آکادمی اقتصاد ایران @monetary_academy 💢مدیریت رفتار سازمانی @organizationalbehavior ✅مهارت های مدیریت @management_skill 🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان @planing_tm ⭕️تکنیک های مدیریت @management_technique ❌مدیریت به زبان ساده @management_simple 🈷 مهارت های زندگی @life_skills2022 🆗 موفقیت و توسعه فردی @success_pd 💲 هوش مالی @fqskill ✝ تفکر استراتژیک @strategym_academy 🉑 تعالی منابع انسانی @hrm_academy 📠 مدرسه کسب وکار @business_school2022 💄ترفند بازاریابی @tarfandbazaryabi 🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی @startups_academy 🎯 تغییر و تحول سازمانی @transformation_m 🆗  مدیریت کسب وکار MBA &DBA @mba_event

Repost from N/a
📞 ۳ نشانه که مشکل شما کمبود نیرو نیست؛ توزیع بد تماس است وقتی تماس‌ها زیاد می‌شوند، اولین راه‌حل خیلی از تیم‌ها این است: 👤
📞 ۳ نشانه که مشکل شما کمبود نیرو نیست؛ توزیع بد تماس است وقتی تماس‌ها زیاد می‌شوند، اولین راه‌حل خیلی از تیم‌ها این است: 👤 «یک نفر دیگر استخدام کنیم.» اما همیشه مشکل کمبود نیرو نیست. گاهی نیرو دارید، فقط تماس‌ها درست بینشان تقسیم نمی‌شود. 🔴 نشانه اول: یک نفر مدام در تماس است، اما بقیه زمان آزاد زیادی دارند. 🔴 نشانه دوم: در بعضی ساعت‌ها صف تماس سنگین می‌شود، بدون اینکه بدانید دقیقا کدام بخش تحت فشار است. 🔴 نشانه سوم: تعدادی تماس بی‌پاسخ می‌ماند، درحالی‌که همه اعضای تیم واقعا مشغول نبوده‌اند. قبل از اضافه‌کردن نیرو، اول ببینید: 📊 تماس‌ها چطور توزیع می‌شوند؟ ⏰ پیک تماس چه زمانی است؟ 👥 بار کاری بین اعضای تیم چقدر متعادل است؟ با مرکز تلفن ابری نواتل می‌توانید تماس‌ها را بین اعضای تیم مدیریت کنید، صف تماس بسازید و گزارش دقیق‌تری از عملکرد و حجم تماس‌ها داشته باشید. 💰 ماهانه ۲۳۰ هزار تومان با پرداخت سالانه 🎁 ۱۵ روز تست رایگان 🖥 امکان دریافت دمو 🎁 نواتل را رایگان تست کنید 📌 کانال تلگرام نواتل را دنبال کنید. @navatelir ☎️ 02182800000

💢صداقتِ ویرانگر یا سیاستِ مشاورانه؟ اخیرا پروژه ارزیابی بلوغ منابع انسانی هلدینگ‌های تابعه یک گروه سرمایه‌گذاری بزرگ را با الهام از مدل EFQM 2025 (جهت‌گیری، اجرا و نتایج) و با منطق RADAR تمام کردیم. نتایج؟ امتیازها پایین بود. خیلی پایین. اگر گزارش را طبق روالِ ارزیاب‌های سنتی برای مدیرعامل هلدینگ می‌فرستادیم، نتیجه‌اش از قبل معلوم بود: گاردِ بسته مدیرعامل و تخریب رابطه هلدینگ با گروه. یک دوراهی کلاسیک داشتیم: ۱. گزارشِ خشک و صادقانه (که اعتماد را می‌کشت). ۲. سیاست‌ورزی (که حقیقت را فدا می‌کرد). مسیر سوم را انتخاب کردیم. تمام ادبیات گزارش را بازنویسی کردیم. نقاط ضعف را به «فرصت‌های تعالی» تبدیل کردیم و تمرکز را از «مچ‌گیری» به «نقشه راه رشد» بردیم. نتیجه‌اش؟ مدیرعامل نه تنها گارد نگرفت، بلکه حالا ما را به عنوان یک «همراه» در کنار خود می‌بیند، نه یک ناظرِ غریبه. درس این پروژه برای من ساده بود: در مدیریت منابع انسانی، «چگونه گفتنِ حقیقت»، گاهی از خودِ حقیقت هم مهم‌تر است. شما برای شکستنِ گاردِ مدیرانِ ارشد در گزارش‌های ارزیابی چه استراتژی‌ای دارید؟ ✍ کلینیک مدیریت منابع انسانی @transformation_m

💥۱۵٪ تخفیف ویژه سیستم حقوق و دستمزد هلو اسپاد!💥 ✅ ثبت مستقیم سند حقوق و دستمزد در نرم‌افزار حسابداری ✅ منطبق با آخرین قوانی
💥۱۵٪ تخفیف ویژه سیستم حقوق و دستمزد هلو اسپاد!💥 ✅ ثبت مستقیم سند حقوق و دستمزد در نرم‌افزار حسابداری ✅ منطبق با آخرین قوانین بیمه و مالیات ☎️مشاوره رایگان: ۰۲۱۲۳۰۶۷ - داخلی ۳ 👈 صفحه سیستم حقوق و دستمزد در سایت اسپاد

💢هماهنگی برای تشکیل جلسه، برخلاف ظاهرش، فقط «زمان گذاشتن» نیست؛ ضریبی از زمان جمعیِ تیم است. وقتی برای تصمیم‌گیری ۳۰ دقیقه ج
💢هماهنگی برای تشکیل جلسه، برخلاف ظاهرش، فقط «زمان گذاشتن» نیست؛ ضریبی از زمان جمعیِ تیم است. وقتی برای تصمیم‌گیری ۳۰ دقیقه جلسه با ۶ نفر می‌گذاری، در واقع ۳ ساعت زمان انسانی مصرف کرده‌ای. اگر عوامل دیگری را هم حساب کنیم، تعویق کارهای عمیق به‌خاطر «۲۰ دقیقه دیگر جلسه دارم»، تغییر مکرر سیاق ذهنی، و اختلال در ریتم روز—هزینه بسیار بیشتر از آن چیزی است که تقویم نشان می‌دهد.
اما هزینه مهم‌تر چیزی دیگر است: از دست رفتن شتاب. هر جلسه یک سرعت‌گیر است. هر پیام نامشخص یک گرهٔ کوچک. تیم می‌خواهد جلو برود، توان جلو رفتن هم دارد، اما معطل می‌ماند تا همه هم‌زمان در دسترس باشند. این چرخه معمولاً به‌خوبی تمام نمی‌شود. از دل یک جلسه، جلسهٔ دیگری بیرون می‌آید. افراد بیشتری اضافه می‌شوند. پیگیری‌های بیشتری لازم می‌شود. یک سؤال ساده تبدیل به یک فرآیند سنگین و خسته‌کننده می‌شود.
اغلب به چند دلیل سراغ جلسه رفتن می‌رویم: می‌خواهیم عادلانه عمل کنیم، می‌خواهیم کسی را دور نگذاریم، یا حس می‌کنیم تصمیم گروهی «امن‌تر» است. اما در عمل، این رویکرد همان مسیری است که پر از سرعت‌گیر است. ✍مجله مشاور مدیریت @planing_tm

💢از دور دلبری و از نزدیک زَهره! چرا بعضی آدم‌ها در جمع و خانه دو تصویر از خود را به نمایش می‌گذارند؟ احتمالا برای خیلی از ما پیش آمده که درباره یک نفر دو روایت متفاوت بشنویم. عده‌ای او را فردی خوش‌برخورد، منطقی، شوخ‌طبع و حتی کاریزماتیک بدانند‌؛ اما برخی که زندگی نزدیک‌تری با او دارند، گاهی تجربه‌ای متفاوت داشته باشند؛ فردی کم‌حوصله‌تر، زودرنج‌تر یا سخت‌گیرتر. به‌نظرتان کدام تصویر واقعی‌تر است؟ پاسخ روان‌شناسی و جامعه‌شناسی این است که لزوما هیچ‌کدام. انسان‌ها موجوداتی چند لایه‌اند‌ و در موقعیت‌های مختلف، بخش‌های متفاوتی از شخصیت خود را نشان می‌دهند. تفاوت میان رفتار ما در جمع و خانه همیشه به معنای تظاهر یا دورویی نیست؛ گاهی نتیجه طبیعی تفاوت نقش‌ها، شرایط و نوع رابطه است. ▫️اما چرا چنین تفاوتی ایجاد می‌شود؟ ۱. مدیریت تصویری که از خود ارائه می‌دهیم. گافمن؛ جامعه‌شناس معروف، می‌گوید انسان‌ها در تعاملات اجتماعی تلاش می‌کنند برداشت دیگران از خود را مدیریت کنند. در جمع، معمولا بیشتر مراقب حرف‌ها، لحن و واکنش‌های خود هستیم؛ اما در روابط صمیمی، به دلیل احساس امنیت بیشتر، ممکن است این کنترل کاهش پیدا کند و جنبه‌هایی از رفتار ما آشکار شود که در محیط‌های اجتماعی کمتر دیده می‌شود. ۲. نزدیکان، نسخه کامل‌تری از ما را می‌بینند. دوستان، همکاران یا آشنایان معمولا ما را در شرایط محدودتری تجربه می‌کنند؛ زمانی که حالمان خوب است، آماده تعامل هستیم و نقش اجتماعی مشخصی داریم؛ اما کسانی که با ما زندگی می‌کنند، ما را در روزهای خستگی، فشار روانی، شکست، نگرانی و اختلاف نظر هم می‌بینند. آن‌ها فقط رفتارهای اجتماعی ما را نمی‌بینند، بلکه واکنش‌های ما را در شرایط دشوار هم تجربه می‌کنند. ۳. در روابط نزدیک انتظارات بیشتر است. در یک جمع، خوش‌صحبتی، شوخ‌طبعی و توانایی برقراری ارتباط ممکن است کافی باشد؛اما در روابط نزدیک، ویژگی‌های دیگری اهمیت پیدا می‌کند مثلا توانایی شنیدن، همدلی، مسئولیت‌پذیری، برطرف‌کردن نیازهای عاطفی و توانایی حل اختلاف. ۴. محدودیت خودکنترلی تنظیم هیجان و رفتار نیازمند صرف انرژی روانی است. گاهی افراد پس از ساعت‌ها تلاش برای حفظ آرامش، رعایت ادب و کنترل واکنش‌ها در محیط بیرون، در فضای امن خانه ظرفیت کمتری برای کنترل خود دارند. البته این موضوع می‌تواند توضیحی برای برخی رفتارهای ما باشد، ولی نباید بهانه‌ای برای رفتار آسیب‌زا یا بی‌احترامی به نزدیکان باشد. ۵. تفاوت در میزان و فاصله‌ی مشاهده کسی که ما را چند ساعت در هفته می‌بیند، تنها بخش کوچکی از شخصیت ما را تجربه می‌کند؛ اما کسی که هر روز کنار ماست، الگوهای رفتاری بیشتری می‌بیند. اینکه هنگام عصبانیت چگونه واکنش نشان می‌دهیم، با اشتباه آن‌ها چگونه برخورد می‌کنیم و در شرایط فشار چه تغییری می‌کنیم. ۶. نقاط کور شخصیتی ما همیشه خودمان را همان‌گونه که دیگران تجربه می‌کنند، نمی‌بینیم. ممکن است فردی رفتار خودش را "صراحت" بداند، اما دیگری آن را "تندی" تلقی کند. ممکن است کسی فکر کند "شوخی می‌کند"، اما طرف مقابل آن را بی‌احترامی برداشت کند. ۷. کیفیت رابطه اهمیت دارد جان گاتمن نشان داد که مشکلات روابط نزدیک همیشه ناشی از "بد بودن شخصیت" نیست؛ گاهی انتقاد مداوم، حالت دفاعی، نادیده گرفتن احساسات طرف مقابل یا ناتوانی در گفت‌وگوی سازنده، به مرور رابطه را فرسوده می‌کنند. آیا این مطلب شما را به یاد کسی؛ خودتان، همسرتان یا برخی از دوستانتان نمی‌اندازد؟ آیا دیگران تجربه‌ای از شما دارند که خودتان متوجه آن نباشید؟ آیا از نزدیکانتان درباره این مطلب و رفتارهایی که ممکن است خودتان نبینید، سؤال می‌کنید؟ و در آخر آیا این مطلب به‌قدر کافی آگاهی‌بخشی داشت که به تعدیل عواطف، احساسات و خواسته‌های شما در مواجهه با این افراد کمک کرد؟ ✍منابع: 1. Goffman, E. (1959). The Presentation of Self in Everyday Life. 2. Baumeister, R. F. et al. (2007). The Strength Model of Self-Control. 3, Gottman, J. M., Levenson, R. W. (1992). Marital Processes Predictive of Later Dissolution: Behavior, Physiology, and Health. @hrm_academy

Repost from N/a
🎁 آموزش‌های «مدیریت» در فرادرس فقط ۱۱۹ هزار تومان...   اگر برای ورود به بازار کار، پیشرفت تحصیلی و شغلی یا توسعه کسب‌وکارتان به یک مهارت کاربردی نیاز دارید، فرصت «شگفتی آموختن» را از دست ندهید.   📌 آموزش‌های منتخب این طرح:👇   ▫️ مدیریت ارتباط با مشتریان یا CRM   ▫️ حسابداری حقوق و مدیریت منابع انسانی در اکسل   ▫️ ترفندهای کاربردی در Excel   ▫️ برنامه ریزی منابع سازمانی یا ERP   ▫️ آموزش اصول مدیریت   🔗 [ تمامی آموزش‌های ۱۱۹ هزار تومنی ]   🔺 ۸۰٪ تخفیف برای سایر آموزش‌های فرادرس 🔄 FaraDars - فرادرس

بحران اصلی، ناترازی مدیران است! این روزها همه از «ناترازی انرژی»، «ناترازی بودجه» و «ناترازی منابع» حرف میزنن، اما کم‌تر کسی
بحران اصلی، ناترازی مدیران است! این روزها همه از «ناترازی انرژی»، «ناترازی بودجه» و «ناترازی منابع» حرف میزنن، اما کم‌تر کسی از ریشه اصلی این بحران‌ها میگه: «ناترازی مدیریت». ناترازی مدیر یعنی: 👈تراز نبودن اختیارات با شایستگی‌ها؛ جایی که جایگاه فرد، چند برابر ظرفیت فکری و دانشی اون هست. 👈تراز نبودن تصمیم‌ها با واقعیت‌ها؛ راهکارهای دیروز برای بحران‌های فردا. 👈تراز نبودن مصرف منابع با ارزش خلق‌شده؛ هزینه‌کردن انرژی و انگیزه‌ی سرمایه‌های انسانی بدون هیچ خروجی ملموس. وقتی مدیری شایستگی هدایت یک تیم ۱۰ نفره رو نداره، اما سکان یک سازمان رو به دست می‌گیره، نتیجه اون فقط زیان مالی نیست؛ فرسودگی نخبگان، خاموشی انگیزه نسل جوان و در نهایت، بحران‌های دومینویی در جامعه هست. 🎯سازمان‌ها از کمبود منابع شکست نمی‌خورند؛ از ناترازی آدم‌هایی ضربه می‌خورند که منابع را مدیریت می‌کنند. اگه به دنبال تراز کردن شاخص‌ها در جامعه هستیم، اول باید شایستگی مدیران رو با مسئولیت‌هاشون تراز کنیم. با ما همراه باشید ⬇️⬇️⬇️ https://telegram.me/joinchat/BciG3EDDRzAnPsbJ9D4UWg

💢مسئله تراموا؛ وقتی مدیر باید بین بد و بدتر انتخاب کند. 🚋 فرض کنید کنار ریل یک تراموا ایستاده‌اید. ناگهان می‌بینید تراموایی از کنترل خارج شده و با سرعت به سمت پنج نفر می‌رود که روی ریل گرفتار شده‌اند. اگر هیچ کاری نکنید، تراموا با آنها برخورد خواهد کرد. 🎚️ کنار شما یک اهرم وجود دارد. با کشیدن اهرم می‌توانید مسیر تراموا را تغییر دهید. در مسیر جدید، اما یک نفر روی ریل قرار دارد. اگر اهرم را بکشید، آن یک نفر کشته می‌شود و پنج نفر نجات پیدا می‌کنند. 🤔 چه می‌کنید؟ ⚖️ در نگاه اول، پاسخ ساده است: یک نفر در برابر پنج نفر. اگر بتوانیم با قربانی شدن یک نفر، جان پنج نفر را نجات دهیم، چرا این کار را نکنیم؟ 🔄 اما حالا همان موقعیت را تصور کنید؛ با یک تفاوت. 🚫 این بار اهرمی وجود ندارد. شما همچنان می‌بینید تراموا به سمت پنج نفر می‌رود. روی پلی بالای ریل ایستاده‌اید و مردی سنگین‌وزن در کنار شما قرار دارد. اگر او را از روی پل به پایین بیندازید، بدن او تراموا را متوقف می‌کند و پنج نفر نجات پیدا می‌کنند. ⚖️ باز هم یک نفر می‌میرد و پنج نفر نجات پیدا می‌شوند. ❓ با این حال، بیشتر افراد حاضرند در سناریوی اول اهرم را بکشند، اما در سناریوی دوم حاضر نیستند مرد را هل بدهند. 🧠 چرا؟ 🔍 در هر دو سناریو، تصمیم شما باعث می‌شود یک نفر جان خود را از دست بدهد و پنج نفر زنده بمانند. اگر تنها معیار، تعداد جان‌های نجات‌یافته باشد، ظاهراً نباید تفاوتی میان این دو موقعیت وجود داشته باشد. 💭 اما بیشتر ما احساس می‌کنیم تفاوت مهمی وجود دارد. 🎚️ در سناریوی اول، شما مسیر یک تراموا را تغییر می‌دهید. مرگ یک نفر پیامد تصمیم شماست؛ شما او را مستقیماً هدف قرار نمی‌دهید. 🚶 در سناریوی دوم، شما مستقیماً یک انسان را به پایین می‌اندازید و مرگ او را وسیله‌ای برای نجات پنج نفر قرار می‌دهید. 🧩 همین تفاوت، «مسئله تراموا» را به یکی از مشهورترین آزمایش‌های فکری در فلسفه اخلاق تبدیل کرده است. 📚 این مسئله نخستین‌بار به شکل امروزی توسط فیلیپا فوت در سال ۱۹۶۷ مطرح شد و بعدها جودیت جارویس تامسون آن را بسط داد. هدف مسئله پیدا کردن یک پاسخ عددی ساده نیست؛ بلکه بررسی این پرسش است که انسان‌ها هنگام مواجهه با تعارض میان ارزش‌های اخلاقی، چگونه قضاوت می‌کنند. ⚖️ آیا اگر نتیجه یکسان باشد، روش رسیدن به آن نیز اهمیتی ندارد؟ 🎯 آیا می‌توان گفت «یک نفر در برابر پنج نفر» و بر اساس یک محاسبه ساده، تصمیم گرفت؟ 💡 آیا نیت فرد در اخلاقی بودن یک عمل اهمیت دارد؟ 🤔 آیا میان کشتن یک نفر و اجازه دادن به مرگ پنج نفر تفاوت اخلاقی وجود دارد؟ 🔬 فیلسوفان و روان‌شناسان پاسخ‌های متفاوتی به این پرسش‌ها داده‌اند. برخی از دیدگاه پیامدگرایانه معتقدند باید تصمیمی را انتخاب کرد که پیامد بهتری دارد؛ بنابراین نجات پنج نفر می‌تواند توجیه‌کننده قربانی شدن یک نفر باشد. 🧭 در مقابل، دیدگاه‌های وظیفه‌گرایانه بر این باورند که بعضی اعمال، حتی اگر نتیجه مطلوبی داشته باشند، ممکن است از نظر اخلاقی قابل قبول نباشند. از این منظر، انسان را نمی‌توان صرفاً به ابزاری برای رسیدن به یک هدف تبدیل کرد. 🔎 اهمیت مسئله تراموا دقیقاً در همین اختلاف است. 🚫 این مسئله نمی‌خواهد به ما بگوید اهرم را بکشیم یا نکشیم. 🧠 می‌خواهد ما را با یک پرسش دشوار روبه‌رو کند: ❓ وقتی هر انتخابی هزینه دارد، چه چیزی یک تصمیم را اخلاقی می‌کند؛ نتیجه آن، نیت ما، شیوه عمل ما، یا اصولی که حاضر نیستیم حتی برای رسیدن به بهترین نتیجه زیر پا بگذاریم؟ 💭 و شاید به همین دلیل است که یک سناریوی ساده درباره یک تراموا، بعد از دهه‌ها هنوز یکی از جذاب‌ترین آزمایش‌های فکری در اخلاق و فلسفه باقی مانده است. @management_skill

تربیت متخصص جذب استعداد (Talent Acquisition Specialist) استخدام نیروی مناسب، فقط پر کردن یک جای خالی نیست؛ پیدا کردن استعدادی
تربیت متخصص جذب استعداد (Talent Acquisition Specialist) استخدام نیروی مناسب، فقط پر کردن یک جای خالی نیست؛ پیدا کردن استعدادی است که بتواند به رشد سازمان کمک کند. دوره تربیت متخصص جذب استعداد برای افرادی طراحی شده است که می‌خواهند فرآیند جذب و استخدام را به‌صورت حرفه‌ای و ساختاریافته یاد بگیرند و در مسیر تبدیل‌شدن به یک متخصص Talent Acquisition قدم بردارند. در این دوره با مهم‌ترین مهارت‌ها و فرآیندهای جذب استعداد آشنا می‌شوید؛ از شناسایی و تعریف نیاز سازمان و طراحی فرآیند جذب تا جست‌وجوی استعدادها، ارزیابی و مصاحبه، انتخاب و تجربه کاندیدا. برای کسب اطلاعات بیش‌تر و ثبت‌نام کلیک کنید ↙️ https://link.sharif.ac/v3tpi ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ ☎️مشاوره وثبت نام : 02167641999 📲مشاوره بله: https://ble.ir/Jdsharif_977 ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔹 جهاد دانشگاهی صنعتی شریف؛ یک پله بالاتر از تخصص...