uz
Feedback
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات

انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وب‌سایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca

Ko'proq ko'rsatish
1 626
Obunachilar
+124 soatlar
+77 kunlar
+330 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '26
Iyun '26
+23
4 kanalda
May '26
+14
1 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+8
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+16
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+10
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+35
10 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+48
18 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+50
24 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+27
3 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+37
12 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+39
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+37
4 kanalda
Get PRO
May '25
+173
16 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+33
4 kanalda
Get PRO
Mart '25
+14
2 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+45
10 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+45
17 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+54
3 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+71
21 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+140
50 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+49
9 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+26
26 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+23
8 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+18
2 kanalda
Get PRO
May '24
+28
14 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+9
2 kanalda
Get PRO
Mart '24
+16
1 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+50
44 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+79
5 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+83
5 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+85
11 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+31
5 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+45
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+101
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+32
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+38
0 kanalda
Get PRO
May '23
+35
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+2
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+60
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+42
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+6
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+5
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+12
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+7
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+39
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+10
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+7
0 kanalda
Get PRO
May '22
+26
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+6
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+14
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+26
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+4
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+16
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+10
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+15
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+25
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+457
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
30 Iyun0
29 Iyun+1
28 Iyun0
27 Iyun+1
26 Iyun0
25 Iyun+4
24 Iyun+1
23 Iyun+4
22 Iyun+1
21 Iyun+1
20 Iyun+2
19 Iyun+2
18 Iyun0
17 Iyun0
16 Iyun0
15 Iyun+2
14 Iyun0
13 Iyun0
12 Iyun0
11 Iyun0
10 Iyun0
09 Iyun0
08 Iyun0
07 Iyun0
06 Iyun+2
05 Iyun0
04 Iyun0
03 Iyun+1
02 Iyun+1
01 Iyun0
Kanal postlari
🔺️ فرودستان در اصول‌نامه جزایی طالبان به چه معناست؟ قانون به مثابه ابزارِ تولیدِ هویت‌های فرومایه (بخش دوم) ماده نهم اصول‌نامه جزایی با گذشت بیش از چهار سال از حاکمیت طالبان، هنوز خبری از قانون اساسی نیست. این خلاء بزرگ نبود قانون اساسی مدون، تا هنوز گریبان بی‌شمار مردم افغانستان را گرفته است. به مشکلات افزوده است و قضایا به شکل غیرتخصصی با خویش‌خوری و واسطه‌سالاری حل و فصل می‌گردد. عدم موجودیت یک قانون مدون باعث آن شده است، تا طالبان برای محاکم خود صلاحیت تعزیری بیشتری ببخشند. این امر دست این محاکم را بیش از اندازه باز گذاشته است و این موضوع حتی در این اصولنامه نیز روشن است. عنوان ماده نهم درین اصول‌نامه جزایی «مراتب تعزیر به اعتبار جان» است. این ماده که شامل چهار بند است، یک تقسیم‌بندی کلی را از افراد جامعه ارائه داده است. تقسیم پ‌بندی افراد در قانون همانگونه که یک امر ناشناخته است، اما بدتر از آن اینکه، این تقسیم بندی نه در طول بلکه در عرض هم طرح و بیان شده است. عملا جامعه به چهار طبقه تقسیم شده است که عبارت است از: • طبقه علما و بزرگان • طبقه اشراف • طبقه متوسطان جامعه • طبقه فرودستان جامعه این طبقه‌بندی بالا به پایین، نگاه کاملا روشنی از سیستم طبقاتی از حیث و سطح اعتبار افراد به ما ارائه می‌دهد. این موضوع را در ارائه حکم تعزیر برای هر کدام از این طبقات می‌توان مشاهده کرد. برای اینکه موضوع روشن گردد، یک گروه چهار نفری را در نظر بگیرید که هر کدام آنها مربوط به یکی از این طبقات هستند و تصمیم به دزدی می‌گیرند. هنگامی که دستگیر می‌شوند، حکمی که صادر می‌گردد به هر چهار نفر که مشترکا یک جرم را مرتکب شده‌اند، متفاوت خواهد بود. طوری‌که، شخصی که در این گروه از طبقه علما و بزرگان است صرفا تذکر قاضی را دریافت خواهد کرد. شخصی که مربوط به طبقه اشراف است هم تذکر قاضی را دریافت خواهد کرد و در بدترین وضعیت هم یک بار به محکمه تشریف خواهد آورد. نفر سومی که مربوط به طبقه متوسطان جامعه است، احضار و حبس را برای یک مدت دریافت خواهد کرد. اما نفر چهارم که از طبقه فرودست و تنگدست جامعه است حکم تهدید و ۳۹ ضربه شلاق را دریافت خواهد کرد. این شیوه متفاوت اعمال حکم این را به تصویر می‌کشد که، در واقع این طبقه افرادی هستند که حکم بر آنها به سادگی اجرا خواهد شد و قابلیت پذیرش شتم را دارند. با آنکه عملا در نبود قانون اساسی مدون شخصیت حقوقی تمام افراد جامعه مبهم است اما در این اصول‌نامه هیچ نوع شخصیت حقوقی برای این طیف در نظر گرفته نشده است. در کنار همه مسایل دیگر، این امر در مغایرت با تمام آموزه‌های دینی و اسلامی است که در آن به مساوی بودن انسان‌ها تاکید شده است. جمع بندی از آنجایی که بدترین سناریو و حکم برای فرودستان در نظر گرفته شده است می‌توان استنباط کرد که این قشر نه دیگر با موضوعیت تنگدستی و فقر در جامعه شناخته می‌شود، بلکه از دیدگاه رژیم حاکم از حرمت کم و جایگاه تنزل‌یافته برخوردار است. حق آنچنانی ندارد و کاسه او با بقیه فرق دارد. در واقع این اصول‌نامه جزایی، طبقه فرودستان را نه به معنی اقتصادی بلکه به عنوان یک شان اجتماعی می‌شناسد. فرودست به معنی اقتصادی یعنی کسی که دستش از توانایی‌های مالی کوتاه است و از رفاه زندگی برخوردار نیست، اما فرودست به معنی شان اجتماعی یعنی کسی که از منزلت معنوی و اعتبار ارزشی برخوردار نیست. آنچه در این اصول‌نامه از معنی فرودست می‌توان استخراج کرد در واقع فرودست به لحاظ شان اجتماعی است و در اینجا همان معنی فرومایه را القا می‌کند. این شاخص‌های ذکر شده، توهین آشکار و مشخصی است که هیچ توجیه را بر نمی‌تابد. در حالی که هیچ قشر از مردم در حکومت طالبان به اندازه این قشر آسیب ندیده‌اند، همواره وضعیتی را شاهد هستیم که با واسطه‌سالاری، ثروتمندان بر مال خود می‌افزایند و زورمندان دست به غارت مردم زده‌اند، اما فضای زندگی بر این قشر تنگ‌تر و نان از دسترخوان [سفره] شان ربوده شده است. آمارها هر روز پشت هم فاجعه‌ای را پیش‌بینی می‌کنند. با این تقلیل جایگاه که برای آنها در نظر گرفته شده است و ضرب (شلاق) آماده که در حکم اولیه این قانون بر پوست این افراد مناسب تعریف شده، گویای این است که ذهنیت برده‌داری و قلیل‌پنداری یک طبقه هنوز روشن است و عده‌ای با گرفتن همه آزادی‌های مردم و انتشار مولفه‌های بدویت، اقدام به عادی‌سازی این موضوع می‌کنند. #مطالعات_افغانستان #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات 🇮🇷 🆔 @irancsca

2
🔺️ فرودستان در اصول‌نامه جزایی طالبان به چه معناست؟ قانون به مثابه ابزارِ تولیدِ هویت‌های فرومایه ✍ فایق میرزاده، گروه مطالعات افغانستان #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات [این متن با رویکردی انتقادی، نشان می‌دهد که چگونه اصول‌نامه جزایی طالبان از طریق ساختاردهی به هویت‌های اجتماعی، در حال مهندسی فرهنگی جامعه است. نویسنده استدلال می‌کند که رژیم حاکم با بازتعریف مفهوم «فرودست»، از یک مقوله اقتصادی (فقر) به یک مقوله فرهنگی-هویتی (بی‌اعتبار و فرومایگی)، تغییر معنا داده است. این اقدام، نوعی خشونت نمادین برای تثبیت یک نظام طبقاتی است که در آن، از طریق نظام مجازات‌های نابرابر، «مرزی فرهنگی» میان اشراف و فرودستان ترسیم می‌شود. در واقع، این قانون با هدف عادی‌سازی هژمونی طبقاتی و بازگشت به الگوهای فرهنگیِ مبتنی بر برده‌داری، در حال بازآفرینی ساختار قدرت و تضعیف شأن انسانی در فضای فرهنگی-حقوقی است.] مقدمه بعد از منع بردگی توسط اعلامیه حقوق بشر در سال ۱۹۴۸ این قانون جزو قوانین آمره سازمان ملل با تایید تمام کشورهای عضو قرار گرفت. کشورها ودولت‌ها مصمم بر آن تا امروز محتاطانه و در امر مبارزه با این پدیده گام‌های موثر برداشته‌اند. هر کدام بر حقوق مساوی بر مبنای اصل شهروندی تاکید و قوانین را در پیوست آن تصویب کردند. با آنکه همگان بر پایان آن پدیده شوم (بردگی) مهر تایید گذاشته‌اند اما اخیرا طالبان قانونی را تحت عنوان «اصول‌نامه جزایی» خود منتشر کرده‌اند که در فحوای آن، جلوه‌های روشنی از برده‌داری و یک نظم طبقاتی قابل مشاهده است. با توجه به دیگر اعمال قبلی، می‌توان گفت این عمل در ادامه آن و در راستای تشویق و تمجید از این پدیده صورت گرفته، که در قالب مفهوم فرودستان در این اصول‌نامه بازتاب یافته است. با آنکه این اصول نامه حاوی نکته‌های فراوان است، اما بحث این نوشته مرتبط با «ماده نهم» در فصل دوم زیر عنوان (مراتب تعزیر به اعتبار جان) است. *«فرودست» کیست؟* قبل از پرداختن و تدقیق در این ماده، برای فهم اولیه و خلط نشدن موضوع، به مطالعه مفهوم فرودستان می‌پردازیم که این مفهوم به چه معناست؟ فرودستان گروهی از جامعه‌اند که به لحاظ معنایی در مقابل فرادستان قرار می‌گیرند. فرودستان به تعبیر گرامشی به طبقه حاشیه‌نشین گفته می‌شود. تمامیت معنایی این عنوان، در علوم اجتماعی منتسب به افراد فقیر، حاشیه‌نشین و تنگدست است. در کلیت موضوع این مفهوم برای تبیین وضع اجتماعی یک قشر است. همان‌گونه که فرادستان کسانی هستند که دارای رفاه زندگی و از امکانات خوبی مالی و شغلی برخوردار هستند، فرودستان قشر کم برخوردار اند. به این معنی ما در هر جامعه‌ای طبقه فرادست و فرودست داریم، که در بعضی جوامع آمار فرادستان بالا است و در بعضی جوامع آمار فرودستان. این قشربندی که بیشتر بر مبنای اقتصادی صورت می‌گیرد، برای سامان امور اجتماعی یک امر ضروری و عقلانی است. از آن در سیاستگذاری‌ها و حل چالش‌های اجتماعی، هم در دولت و هم در نهادهای علمی می‌توان استفاده کرد. کاری که در تمام کشورها رایج و معمول است. اما این قشربندی هیچ‌گاه در نظام‌های حقوقی به‌مثابه یک شان اجتماعی تعریف نشده است. همان‌گونه که گفته شد این قشربندی بیشتر جنبه‌ی نامحسوس دارد و پیوستن به آن موضوع، همواره برای حل مشکلات و ارائه راه‌حل‌ها به آن بوده است. قانونی را نمی‌توان در هیچ جایی سراغ گرفت که عمدا به ترویج و توزیع فرودستی اشاره کند. به‌طور کلی، در قوانین صرفا به یک شان اجتماعی اشاره می‌شود که برمبنای «اعلامیه حقوق بشر» ماده یکم، چنین آمده است «تمام ابنای بشر آزاد شده، در حرمت و حقوق با هم برابر هستند». بر مبنای این اعلامیه و باور عموم، در قانون تنها یک شان اجتماعی وجود دارد و آن انسان بودن است. بر این اساس است که قوانین بر همه یکسان در نظر گرفته، تدوین و تصویب می‌شود. طرف به صرف انسان بودنش مشمول منافات و مجازات قانون قرار می‌گیرید، حال آنکه پیگیرد مرتبط با موضوع متفاوت است و در هر کشوری می‌تواند متنوع باشد. شاید بتوان در رویه و رفتار بعضی جوامع شئون عرفی متفاوتی را مشاهده کرد که گویای این امر نابرابر باشد، اما قوانین در همه جا به صرف انسان بودن طرف مقابل نافذ شده‌اند. انسان به محض اینکه بالغ باشد و مجنون نباشد می‌تواند از تمام مفاد حقوقی برابر برخوردار گردد. #مطالعات_افغانستان #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات 🇮🇷 🆔 @irancsca
31
3
(بخش دوم) * نقشه راه و پیشنهادات سیاستی * سیاست‌گذاری هوش مصنوعی در ایران باید از انحصار تولید اسناد ملی سطحی و چک‌لیست‌های اداری و بودجه‌پاشی صرفا برای پروژه‌های فنی خارج شود. پیشنهادات زیر برای طراحی این مسیر جدید ارائه می‌شود: رسمیت‌بخشی به مطالعات میان‌رشته‌ای: پایان دادن به انحصار لایه فنی و ایجاد پل ارتباطی میان جامعه‌شناسان، اهالی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و متخصصان هوش مصنوعی و علوم داده برای تحلیل ابعاد زیست‌جهان جدید هوش مصنوعی. تقویت سواد الگوریتمی در سه سطح: برنامه‌ریزی آموزشی مجزا برای «متخصصان»، «مدیران و سیاست‌گذاران» (برای رفع جهل ساختاری) و «عموم شهروندان» (از طریق آموزش و پرورش و رسانه‌ها). تغییر نگاه از «ابزار» به «میانجی ارتباطی»: فهم این نکته که هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای تولید محتوای سریع و ارزان نیست، بلکه یک «میانجی» است که ماهیت پیوندهای انسانی را دگرگون می‌کند. تشکیل گروه مطالعات هوش مصنوعی در انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، تلاشی برای تولید ادبیات علمی اصیل و ایجاد فضای گفت‌وگومحور جهت خروج از وضعیت مصرف‌گرایی صرف است. هدف ما، تبدیل این حرکت به یک موج فراگیر در نهادهای علمی و اجرایی است تا فهمی جامع، راهبردی و متناسب با هویت فرهنگی کشور از هوش مصنوعی حاصل شود. 🇮🇷 @irancscahub
91
4
گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروه‌های علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک *«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحران‌های امروز تا افق‌های آینده»* یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ *ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و ارتباطاتی هوش مصنوعی در ایران و تشکیل گروه مطالعات هومَص* ✍ محمد مهدی مولائی، عضو هیأت مدیره و مدیر گروه #مطالعات_هوش_مصنوعی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (بخش اول) در بستر تحولات شتابان فناورانه، مواجهه مناسب با هوش مصنوعی (به‌اختصار هومَص) نیازمند عبور از نگاه‌های سطحی است. در نشست روز جهانی ارتباطات (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵)، با هدف خروج از انفعال تشکیل «گروه مطالعات هوش مصنوعی» در انجمن اعلام می‌شود. در شرایط قطع اینترنت و تداوم سایه جنگ ممکن است پرداختن به چنین مباحثی در نگاه نخست «فانتزی» جلوه کند، اما واقعیت‌های اجتناب‌ناپذیر ایجاب می‌کند که برای تداوم حیات علمی کشور، مطالعات هوش مصنوعی را نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان یک ضرورت استراتژیک و مسیر علمی مستمر دنبال کنیم. درک دقیق این ضرورت، مستلزم واکاوی لایه‌های فعلی این فناوری در زیست‌بوم کشور است. * تحلیل لایه‌بندی زیست‌بوم هوش مصنوعی در ایران* به‌نظر می‌رسد عمده فعالیت‌های عملی و بازنمایی‌های رسانه‌ای درباره هوش مصنوعی در ایران حول دو لایه اصلی متمرکز است: لایه اول: توسعه زیرساخت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، طراحی مدل‌های زبانی بومی و فعالیت‌های فنی در شرکت‌ها و دانشکده‌های مهندسی. لایه دوم: استفاده از چت‌بات‌ها و ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای تولید انواع محتوا. فقدان لایه سوم: آنچه در این میان به عنوان «حلقه مفقوده» قابل شناسایی است، لایه مطالعات اجتماعی، فرهنگی و ارتباطاتی هوش مصنوعی است. فقدان این لایه باعث شده تا درک ما از فناوری، به جای درک «میانجی‌گرانه»، به یک نگاه ابزاری صرف محدود شود. بدون توسعه این لایه، حتی با وجود موفقیت در لایه فنی و تولید مدل‌های بومی، ما همچنان در سطح مصرف‌کننده باقی خواهیم ماند، چرا که از تحلیل پیامدهای این فناوری بر زیست انسانی و پیوندهای اجتماعی ناتوان هستیم. *آسیب‌شناسی وضعیت فعلی و بحران سواد هوش مصنوعی* تصویر ذهنی جامعه و مسئولان از فناوری، مسیر حرکت آینده کشور را مشخص می‌کند. بررسی وضعیت موجود حاکی از وجود شکاف‌های عمیق و هشداردهنده است: نگاه حسرت‌آمیز ناشی از محدودیت: انسدادهای اینترنتی و تحریم‌های بین‌المللی، نگاه نسل جدید را به نوعی «حسرت» تقلیل داده است. این ناامیدی از عدم دسترسی پایدار به اینترنت و ابزارهای نوین، پویایی ذهنی را به ترس از عقب‌ماندگی دائمی تبدیل می‌کند. بحران سواد در سطوح عالی: فقدان درک عمیق از هوش مصنوعی نه یک مشکل عمومی، بلکه یک چالش حاکمیتی است. واقعیت تلخ این است که وقتی بسیاری از مقامات عالی اجرایی و سیاست‌گذار درباره این پدیده سخن می‌گویند، پس از ادای چند جمله اول برای متخصصان روشن می‌شود که اساساً درکی از ماهیت موضوع ندارند. افتخار به مصرف‌گرایی سطحی: در غیاب سواد الگوریتمی، «افتخار بزرگ» کنونی ما در جامعه به استفاده از هوش مصنوعی مولد برای امور سطحی همچون ساخت انیمیشن‌های ساده یا ابزارهای تمسخر و دست‌انداختن دشمنان تقلیل یافته است. این سطح از مواجهه، نشان‌دهنده سقوط پتانسیل‌های تحول‌آفرین فناوری به سطح ابزارهای سرگرمی است. این بحران سواد هومَص، تهدیدی مستقیم برای آینده کشور است. برای کشوری مانند ایران که در برخی مسیرهای توسعه دچار عقب‌ماندگی تاریخی است، هوش مصنوعی می‌تواند در نقش یک عامل ایجاد جهش در حوزه‌های مختلف عمل کند. این فناوری می‌تواند به عنوان یک پیشران، امکان جهش و جبران فاصله‌های تاریخی را فراهم کند، مشروط بر اینکه سواد و آمادگی کافی برای بهره‌برداری وجود داشته باشد. ... #روز_جهانی_ارتباطات #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 @irancscahub
77
5
کتاب «ماموریت؛ الجزیره» نوشته‌ی جاش راشینگ با ترجمه‌ی فاطمه کریمخان جاش راشینگ خبرنگار و مستندسازی که امسال همراه تیمش جایزه امی و پیبادی برای روزنامه‌نگاری تحقیقی و مستند را برای مستند تاثیرگذار «کودکان زیر آتش» که در مورد هدف قرار دادن عمدی کودکان توسط ارتش اسرائیل در نسل‌کشی غزه است، به دست آورد. او از جمله «افسرانی» بود که آمریکا برای فروش جنگ عراق به دنیا تربیت کرده بود اما در سال ۲۰۰۶ بعد از انتشار فیلم مستند «اتاق کنترل» که به داستان سنتکام در توجیه جنگ عراق و همچنین پا گرفتن الجزیره می‌پردازد، از ارتش جدا شد و به تلویزیون بسیار نوپای الجزیره انگلیسی پیوست.
86
6
یادآوری امروز 👆
42
7
نشست تخصصی 🔶 سایۀ الگوریتم‌ها بر آنتن: پیامدهای محتوای هوش مصنوعی مولد بر آینده رادیو و تلویزیون ارائه‌دهنده: حمیدرضا حسن‌پو
نشست تخصصی 🔶 سایۀ الگوریتم‌ها بر آنتن: پیامدهای محتوای هوش مصنوعی مولد بر آینده رادیو و تلویزیون ارائه‌دهنده: حمیدرضا حسن‌پور دکتری آینده‌پژوهی و پژوهشگر رسانه 🔹همراه با معرفی گروه #مطالعات_هومص (هوش مصنوعی) ⏰ زمان: دوشنبه، ۸ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۶:۳۰ 📍 مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، طبقه اول، سالن انجمن‌های علمی، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات 🇮🇷 🆔 @irancsca
66
8
🔴(بخش دوم) ✍ عبدالله باقری(مدیر دفتر استانی قم انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸تعمق و توجه به روابط میان فرهنگ توده ای، فرهنگ روزمره مردم و قدرت، از چالش های مهم پیش رو خواهد بود. اگر امروزه فرهنگ را فرایند تکامل و توسعه فکری، معنوی و زیبایی شناختی؛ بعلاوه شیوه خاص زندگی مردم و البته فراورده های فعالیت فکری و هنری بدانیم. میبینیم که شیوه زندگی عامه مردم شهر و شیوه زیست فرهنگی امروز مبتنی بر مفاهیم بنیادی چون رفاه اقتصادی ، فراغت ، سرگرمی ، لذت جویی و ... شده است و فراورده های فرهنگی و هنری امروز در سطح عموم مردم به این گونه علائق پاسخ می دهند و همین پاسخگویی است که زمینه تجاری شدن فرهنگ را فراهم ساخته است . این وضعیت در انطباق با نظریه های ساختارگرا و تداوم مقاومت نهاد رسمی قدرت، چالش جدی پیش رو خواهد بود. ضرورریست تا این وضعیت و تغییرات فرهنگی و روند شکل گیری این تغییرات ؛ با تمایزگذاری میان درک فرهنگ از درون و بیرون و همچنین فرایند تماس و تمایزهای فرهنگی- اجتماعی که در ارتباط با فرهنگ مطرح است؛ فهمیده شود از نکات دیگر میتوان به تقابل ، تعارض یا گاه تظاهر و تلاش برای تعامل تمدن با فرهنگ اشاره کرد. در اندیشه فرانسوی از تمدن، بیشتر به عنوان فرهنگ و از فرهنگ به معنای تمدن یاد می شود. بدین دلیل فرهنگ به تمدن بسیار شبیه و حتی گاهی قابل جایگزینی با هم هستند. در حالی که در اندیشه آلمانی مفهوم فرهنگ با تمدن متفاوت است و در مقابل با یکدیگر قرار دارند. در جامعه امروز ما، دستکاری فرهنگ با واژه تمدن و بعد تقابل دادن تمدن اسلامی در برابر ایرانی و در گاهی دیگر چسباندن این دو با هم ، تضادهای تفهمی و عملی در زندگی روزمره و فرهنگ زیستن مردمان ایجاد کرده و استفاده ابزاری ازین مفاهیم ، چالش های هویتی در بین نسل جوان ایجاد کرده. و البته چالش بعدی دستوری و تجویزی کردن فرهنگ در جامعه است. اگر ما دوره های اجتماعی و فرهنگی را ( مثلا در قم بطور خاص و ایران بطور عام ) مطابق با نظریه ها و تغییرات اجتماعی در نظر بگیریم و بعلاوه فرهنگ را ذیل زندگی روزمره ( از پوشش، باورها، قدم زدن، مد، بدن و..) تا فرهنگ عامه ( ورزش و غذا و خرید و مصرف ) تصویر کنیم.وضعیت جامعه امروز مثلا در قم را میتوان گفت: بخش زیادی از دختران و پسران و زنان و مردان از دوره اول: تثبیت سنت ها و ساختارها ( دوره فرهنگ گرایی) و دوره دوم ( حضور نظام هایی زبانی، نمادی ساختارگرایی) گذر کرده اند و اشکارا به دوره سوم ( فراساختارگرایی و فرافرهنگ گرایی) قدم گذاشته اند. جامعه امروز ، گرچه در فرایند جهانی شدن ، فرهنگ جهانی و قدرت بیشمار رسانه ها و سیلاب میلیون ها داده های تصویری، صوتی، تبلیغاتی، خبری و اندیشه های متکثر، در حال همگونی شدن هست، اما همزمان نوعی دوام و بقای همزمان در شیوه های فرهنگی خود را نشان میدهند. اکنون، سیاستگذاری فرهنگی ، مستلزم درک معانی، مفاهیم و امور ذهنی نسل پیش روست که جهان و امورات آن را با تولد در صفحه رسانه، کشف و هویت گرفته و شاهد هستی یافتن مجازی شده خود هستند وقتی در نظام ساختارگرا، هدف وسیله را توجیه کند، هرگونه تغییرات‌فرهنگی، ریزش ها و گسل هایی در فرهنگ روزمره، فرهنگ عامه، معانی، ارزش ها و هنجارهای فرهنگی در سطح جامعه را بدنبال خواهد داشت. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
129
9
🔴گردهمایی اعضای هیأت مدیره و مدیران دفاتر استانی با محور: «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحران‌های امروز تا افق‌های آینده» 🔹دوشنبه، ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ▪️«ارتباطات انسان ها، سنگ بنای جامعه انسانی است» (بخش اول) ✍ عبدالله باقری(مدیر دفتر استانی قم انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸 اگر چه کارل مارکس، اقتصاد و #پدیده‌های_تاریخی را، محور حرکت و تکامل جوامع دانسته -- جامعه شناسان تفهمی، #کنش‌های_اجتماعی مردم را – و فروید روانشناس شهیر، #ناخودآگاه و #کشف آن را مدار اندیشه بشر دانسته اما به زعم بسیاری ، #ارتباط_ ارتباطات_ انسان‌ها ، سنگ بنا و عامل ایجاد و تکامل جوامع است. آدمی بدون داشتن ارتباط با دیگران، تهی از شناخت، ادراک، رشد و یادگیری خواهد بود و بدون ارتباط آدمها، مبادلات فرهنگی، کالایی، تجاری، عاطفی و در نتیجه کشف چیزهای بیشتر از اینجا و آنجا و بعد رشد و توسعه نخواهد داشت ارتباط انسانها، سنگ بنای جامعه انسانی است و بدون آن هرگز فرهنگ به عنوان خصیصه جامعه انسانی پدید نمی آمد، همزمان گسترش ارتباطات الکترونیک، نامگذاری دوران امروز را به عصر ارتباطات تبدیل کرده است و این ارتباطات اجتماعی منشا فرهنگ است و تعالی فرهنگ به آن مربوط است. امروزه ارتباطات، با جهش و حضور پررنگ در فرم و ماهیت وسایل ارتباطات جمعی و رسانه ها، از سیاق جوامع پیشین خارج شده و هرگونه انسداد یا محدودیت درین حوزه، از فیلترینگ تا محدود کردن، ترکیبی از افول و بن بست در سلامت روان، توسعه اقتصاد و معیشت و حتی همبستگی اجتماعی را به همراه دارد. و فقدان ارتباط به معنای سکون نفس در حیات انسانی و مانعی در راه هر نوع تعالی اجتماعی است. فقدان ارتباط اجتماعی موجب عدم انتقال دانسته ها و سکون نسبی زمان میشود امیل دورکیم در کتابش ( خودکشی) به همین نتیجه دست می باید. از این رو از دیدگاه او خود کشی پیش از آنکه از تنگدستی مرض یا حتی نقص عضو باشد از خلاء بین فرد و جامعه با کاستی در روابط انسان منشاء می گیرد. در عصر وسایل ارتباطات جمعی ، رسانه ها مهمترین ابزار تغییر در سطوح و حوزه های مختلف در جامعه چه در سطح استانی و چه در سطح ملی هستند. بر جامعه تأثیرگذاری دارند و از تحولات آن نیز متأثر میشوند در دهه‌های اخیر، رسانه های اجتماعی نقش فزاینده‌ای در شکل‌گیری و تغییر فرهنگ در قم داشته‌اند. پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، تلگرام و توییتر به سرعت به ابزارهایی برای تبادل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی تبدیل شده‌اند. به ویژه در میان جوانان ، این ابزارها به فضایی برای بیان نظرات، اشتراک‌گذاری محتواهای فرهنگی و اجتماعی و حتی شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. یکی از مهم‌ترین تغییرات در این زمینه، گسترش هنرهای دیجیتال و اینفلوئنسرها است که به‌ویژه در حوزه‌های مد، موسیقی و فیلم فعالیت می‌کنند و به تأثیرگذارترین شخصیت‌ها در فضای آنلاین تبدیل شده‌اند. همچنین، استفاده از هشتگ‌ها و کمپین‌های آنلاین در زمینه‌های حقوق بشر و آزادی زنان تأثیرات عمیقی در آگاهی عمومی و تغییرات فرهنگی در ایران داشته است. این تغییرات نه تنها در داخل قم بلکه در سطح جهانی هم مورد توجه قرار گرفته است، چالش بزرگ در قم و ایران، محوشدن و انسداد احزاب و جامعه مدنی قوی و کنترل و انحصار حکومت بر (مطبوعات، رادیو و تلویزیون) و نشنیده شدن صدهای متفاوت مردم، است که موجب تقابل جدی میان جامعه، فرهنگ مصرف، تضادهای فرهنگی و.. با ساختارها شده است. رسانه‌های اجتماعی اخیراً به عنوان یک بستر قدرتمند برای تلاش‌های مردمی ضدفساد در کشور ظاهر شده‌اند. گسترش چشمگیر فن‌آوری‌های ارتباطی در سال‌های اخیر، همراه با سانسور و سرکوب مداوم بیان آزاد در رسانه‌های رسمی، اینترنت و پلتفرم‌های اجتماعی را به عرصه اصلی انتقاد از سیاستهای دولت و مسئولان آن تبدیل کرده است. با این فرایندهها، صحنه فرهنگی در استان قم هم کاملا دگرگون شده. گسترش رسانه های ارتباطی ، اشاعه و گسترش فرهنگ مدرن را تسریع کرده اند تحولات و تکثیر فرهنگهای مغایر با ساختارهای دینی و رسمی و حکومتی، فرایند جهانی شدن فرهنگ ، فرهنگ توده ای ، فرهنگ جوانان ، تکثر فرهنگ قومی، فرهنگ پست مدرن و ... دو آلیته مقاومت و تغییر را آشکارا در جامعه هویدا کرده است. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
98
10
🔴گردهمایی اعضای هیأت مدیره و مدیران دفاتر استانی با محور: «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحران‌های امروز تا افق‌های آینده» 🔹دوشنبه، ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ▪️«شکاف معنایی، بحران مرجعیت و ضرورت بازاندیشی » ✍ عباس تقی زاده (مدیر دفتر استانی کرمان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸ارتباطات به‌مثابه پدیده‌ای پویا، شدیداً تحت تأثیر تحولات فناورانه (هوش مصنوعی و اینترنت) و نیز شرایط اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. در کرمان، کاهش شاخص‌های کلیدی نظیر اعتماد عمومی، امید به آینده و سرمایه اجتماعی مشهود است و این استان در میانه جدول کشور قرار دارد. توسعه نامتوازن شمال و جنوب و شکاف عمیق معنایی میان نظام حکمرانی و مردم در عرصه‌های سیاست، اقتصاد، محیط زیست و سبک زندگی، از واقعیت‌های انکارناپذیر است. در عرصه رسانه، بحران اقتصادی گریبان‌گیر مطبوعات و پایگاه‌های خبری شده و پیش‌بینی می‌شود بسیاری از آنها تعطیل، ادغام یا به فعالیت‌های غیراقتصادی روی آورند. سیاست‌های فعلی به تضعیف مرجعیت رسانه‌ای دامن می‌زند؛ ازاین‌رو، تجدید نظر در سیاست‌های ارتباطی، انحصارزدایی و امکان تأسیس رسانه‌های فراگیر توسط نهادهای غیردولتی، حیاتی است. تصویر رسانه‌ای کرمان با واقعیت فاصله دارد و کلیشه‌های منفی بازتولید می‌شوند؛ بنابراین ویژندسازی استان بر اساس ظرفیت‌های واقعی، ضروری است. مؤلفه‌های تأثیرگذار چون مرکزیت درمانی در جنوب شرق، تنوع فرهنگی، گردشگری، معادن بزرگ، آسیب‌های اجتماعی (قاچاق، مواد مخدر) و بحران‌های محیط زیستی (خشکسالی)، بر تحولات فرهنگی و ارتباطاتی استان سایه افکنده‌اند. در آموزش عالی، به‌روزرسانی سرفصل‌های رشته‌های ارتباطات، میان‌رشته‌ای‌تر کردن آنها و تأسیس رشته‌های جدید در کرمان ضروری است. باوجود چالش‌ها، ظرفیت‌هایی چون نیروی انسانی خلاق، شرکت‌های فناور و دانش‌بنیان، غنای فرهنگی و کنشگران اجتماعی وجود دارد و می‌توان از مسئولیت اجتماعی معادن و صنایع بزرگ بهره گرفت. پیشنهاد عملیاتی، راه‌اندازی رشته‌های تخصصی دانشگاهی و یک مرکز مطالعاتی در کرمان برای جنوب شرق کشور است. پیشنهاد می شود انجمن مرزهای فعالیت را توسعه داده و به عرصه‌های سیاست‌گذاری، پژوهش های گسترده تر و تعامل با نهادهای حکمرانی وارد شود تا به عنصری مؤثرتر در تصمیم‌سازی ملی تبدیل گردد. در حال حاضر، فعالیت انجمن بیشتر به دانشجویان و استادان محدود است. برای برون‌رفت، بازاندیشی از درون انجمن و ایجاد ساختاری متناسب با نیاز جامعه، شبکه‌سازی گسترده‌تر و تقویت دفاتر استانی پیشنهاد می‌شود. از جمله چالش‌های دفاتر استانی می توان به کمبود نیروی متخصص داوطلب و کاهش رغبت دانشجویان (به‌دلیل مجازی‌شدن کلاس‌ها) اشاره کرد؛ بااین‌حال، هر استان با ویژگی‌های خاص خود، پنجره‌های تازه‌ای در حوزه مطالعات فرهنگی و ارتباطات می‌گشاید. تسهیل عضویت، طراحی مسیرهای جذاب برای جذب اعضا و مکاتبه رسمی رئیس انجمن با روسای دانشگاه‌ها و استانداران پیشنهاد می‌شود. همچنین برگزاری جلسات تبیینی برای دفاتر تازه‌تأسیس در مباحث مالی و اجرایی، به همراهی بهتر آنها کمک می‌کند. از سویی شهرت رسانه‌ای اعضای انجمن نباید موجب خطای ارزیابی در میزان تأثیرگذاری واقعی شود؛ بازتاب بالای سخنرانی‌ها در رسانه‌ها لزوماً به معنای خروجی کاربردی نیست، اما از همین ظرفیت رسانه‌ای می‌توان هوشمندانه برای تحقق اهداف انجمن بهره برد. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
55
11
🔴(بخش دوم) ✍ ندا شفیعی (مدیر دفتر استانی خوزستان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸در ذیل پیشنهادهایی برخاسته از گزارش وضعیت فوق پیش‌بینی شده است که می‌تواند در جبران بخشی از مصائب مذکور موثر واقع شود: هنر خوزستان پر از هنرمندان خوش‌ذوقی است که پتانسیل تبدیل شدن به سفیران فرهنگی استان را دارند. فرصت اصلی ما، استفاده از این استعدادها برای «بازسازی برند خوزستان» است. هنرمندان می‌توانند با کارهایشان، تاب‌آوری جامعه را در برابر بحران‌های آب و هوایی افزایش دهند. تأسیس «خانه هنر خوزستان» با رویکرد دیجیتال: فضایی فیزیکی و مجازی برای آموزش، تولید و نمایش آثار هنرمندان جوان، با تمرکز بر موضوعات بومی و زیست‌محیطی. جشنواره بین‌المللی «هنر و محیط‌زیست خوزستان»: دعوت از هنرمندان داخلی و خارجی برای خلق آثار درباره چالش‌های آب و هوا و تنوع فرهنگی، تا خوزستان به عنوان قطب هنرهای زیست‌محیطی شناخته شود. میراث فرهنگی و گردشگری ترکیب فرهنگ غنی اقوام مختلف با طبیعت بکر، می‌تواند موتور محرک اقتصاد فرهنگی باشد، به شرطی که زیرساخت‌های ارتباطی و رسانه‌ای آن پشتیبانی شود برنامه «هنرمند برای خوزستان»: اعزام هنرمندان به مناطق محروم و ریزگردخیز برای برگزاری کارگاه‌های هنری و درمانی، همزمان با مستندسازی این تجربیات برای تولید محتوا. بازگشت نخبگان اگر شرایط بهبود یابد، بسیاری از مهاجران حاضر به بازگشت هستند. ایجاد «برنامه بازگشت نخبگان» با ارائه مشوق‌های شغلی و مسکن، می‌تواند این روند را معکوس کند. ایجاد یک پلتفرم آنلاین برای ارتباط مستمر بین هنرمندان و فعالان فرهنگی داخل استان با کسانی که مهاجرت کرده‌اند، تا از تجربیاتشان برای حل مشکلات استفاده شود و حس تعلق به استان حفظ گردد. رسانه ایجاد پلتفرم‌هایی که در آن نمایندگان اقوام مختلف خوزستان بتوانند بدون سانسور، دغدغه‌های مشترک و تفاوت‌هایشان را بیان کنند. سیاست‌های رفاهی ایجاد صندوق حمایت از استارتاپ‌های فرهنگی و هنری در خوزستان، تا جوانان نخبه بتوانند در استان خودشان کسب‌وکار راه بیندازند و مجبور به ترک استان نشوند. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
54
12
🔴گردهمایی اعضای هیأت مدیره و مدیران دفاتر استانی با محور: «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحران‌های امروز تا افق‌های آینده» 🔹دوشنبه، ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ✍ ندا شفیعی (مدیر دفتر استانی خوزستان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸خوزستان، منبع مولّد نفت و جغرافیای برتر کشاورزی و از متقدمین صنعت ایران است. کهن‌دیاری که به مدد ارزش‌‌افزوده‌های مدرنیتۀ مستخرج از استحصال ملی و بین‌المللی منابع، روزگار متمایزتری را نسبت به دیگر استان‌های کشور تجربه کرده است. تنوع اقوام ساکن و بافت جمعیتی نامتقارن به مثابۀ گنجینه‌ای ارجمند، موجب تکثر فضیلت‌های اقوام و پرورش زیست‌بوم‌های قومیتی شده است. موهبتی که به دلیل عدم شناخت دقیق و درک درست این ظرفیت، اکنون به عنوان موضع و موضوعی پرچالش در توپوگرافی سیاسی خوزستان طرح می‌شود. انتخاب آگاهانۀ مدیران و توجه به دانش اجتماعی و رویۀ حکمرانی متصدیان مدیریتی این استان می‌توانست ضمن جلب اعتماد عمومی و غنی‌سازی ثروت اجتماعی موجود، هویتی مشترک برای تنوع قومیتی مذکور ایجاد کند که آن چه از آن به عنوان «نومیدی ساختاری» یاد می‌شود، در محدودیت و محرومیت استان خوزستان ایفای امر ننماید. مهم‌ترین بلیۀ این چالش ابتدا در ساحت دغدغه‌های کاذب جمعیتی و سهم‌خواهی‌های مدیریتی آشکار می‌شود و در ادامه و با متراکم‌تر شدن حب و بغض‌های برندگان و بازندگان این رقابت به مصائبی هم‌چون مهاجرت‌های قهرآمیز، نزاع‌های تقلیل‌آفرین سیاسی و اجتماعی و تهی شدن عرصه از نخبگانی است که با اندکی تعامل و تدبیری می‌توانستند در خلق یک فضای عمومی پراعتماد گام بردارند. شاید اگر اصرار برخی دولت‌ها به تزریق مدیران وارداتی به این استان نبود و این رویکرد که از فقدان شناخت ماهوی و عدم مراواده و مواجهه با موجودیت‌های مفخّم قومیتی رنج می‌برد اتخاذ نمی‌شد، شاهد تصمیم‌های نامرتبطی که به عمیق‌تر کردن این شکاف منجر گردیده نمی‌بودیم. از تن خوزستان امروز هنوز خاک جنگ زدوده نشده است که مصائبی هم‌چون سیل، ریزگردها، کم‌آبی و خاموشی به عنوان مشکلات محیط‌زیستی و ناترازی به دیگر مصائب خوزستان پیوست گردیده است که برآیند این مجموعه از فقدان‌ها و نقصان‌ها به رابطۀ معکوس شهروندان با زادبوم خویش و تقلیل مسئولیت‌پذیری شهروندی شده است. آن چه که از آن بیشتر باعث بحران ارتباطی میان خوزستان و مخاطبان آن شده است همین فرایند فزایندۀ تجمیع چالش‌ها و عدم پاسخگویی بهنگام آن توسط متصدیان موظف است. رویه‌ای که چرخۀ جذب فعالان و فرهیختگان را در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی هنری و مدیریتی در دیگر استان‌ها را مضاعف کرده است و جای خالی سرمایه‌های برآمده از این خاک را در تصدی‌های درون‌استانی بیشتر به نمایش می‌گذارد. نکتۀ حائز اهمیت دیگر که می‌تواند اثرگذاری این وضعیت را مضاعف ‌کند تخریب تدریجی توریسم و اکوتوریسم خوزستان است. این استان علیرغم برخورداری از اماکن و فضاهای باستانی، موقعیت‌ها و مناطق بکر تاریخی بعضاً نامکشوف و جغرافیای متنوع محیط‌زیستی در جلب توریسم و سرمایه‌آفرینی در این بخش به شدت دچار محرومیت و عقب‌ماندگی است. محدودیت‌های اعتباری و چالش‌های امنیتی مانع از آن شده است که اهمیت میراث فرهنگی و محوطه‌های باستانی که می‌توانند به تنهایی در تحول اقتصادی استان مداخله داشته باشند در تقلیل‌یافته‌ترین شکل ممکن باقی بماند و داشته‌های حداقلی این استان در حفظ، نگهداری و تبلیغ این میراث روز به روز تحلیل برود. اختلال معیشتی و فقدان اشتغال امن در این استان، در وضعیت ثبات خانوادگی، استقرار امنیت و مسئولیت‌پذیری شهروندی تاثیر منفی مضاعفی داشته است. توجه به رشد تصاعدی بزه‌های اجتماعی و عادی‌سازی این اختلال در نظام شهروندی می‌تواند دورنمایی واقعی از فرار فرهیختگان و توسعۀ وضعیت دلخواه بزهکاران شود. شیب تخریب سرمایه‌های مادی و معنوی این استان رو به افزایش است و اگر با درمان‌های اثربخش این وضعیت علاج نگردد قطعاً پایگاه درون‌استانی، ملی و بین‌المللی این استان روز به روز تنزل بیشتری پیدا خواهد کرد. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
47
13
🔴(بخش دوم) ✍ عبدالرحمان علیزاده (مدیر دفتر استانی گلستان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸این تحولات فرصتی برای حل نسبی یکی از مسائل تاریخی رسانه‌های محلی فراهم کرده‌اند. اقتصاد پلتفرمی با ایجاد درآمدهای مبتنی بر توجه، امکان پایداری رسانه‌های کوچک را افزایش داده است؛ درآمدی که برخلاف الگوی سنتی مطبوعات محلی، الزاماً از پرداخت مستقیم مخاطب تأمین نمی‌شود. از سوی دیگر، هوش مصنوعی بخشی از محدودیت‌های ناشی از کمبود نیروی انسانی متخصص را کاهش داده است. به این ترتیب، رسانه‌های محلی و سایر بازیگران ارتباطی محلی از امکاناتی برخوردار شده‌اند که پیش‌تر عمدتاً در اختیار رسانه‌های بزرگ بود. اما همین تحولات، چالش‌های تازه‌ای نیز ایجاد کرده‌اند. اقتصاد پلتفرمی بر منطق اقتصاد توجه استوار است؛ منطقی که در آن موفقیت بر اساس میزان دیده شدن، تعامل و جلب توجه مخاطب سنجیده می‌شود. در چنین فضایی، اخبار نادرست، محتوای هیجانی، فعالیت ترول‌ها و بات‌ها و تشدید شکاف‌های ارتباطی می‌توانند مزیت رقابتی پیدا کنند. به همین دلیل، تحولات فناورانه بخشی از مشکلات تاریخی رسانه‌های کوچک را کاهش داده‌اند، اما مسئلۀ قدیمی (اوایل قرن بیستمی) اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعی را با صورتی جدید دوباره در مرکز توجه قرار داده‌اند. از این منظر، مهم‌ترین وظیفه پیش روی نهادهای علمی و حرفه‌ای، بازاندیشی در باب اخلاق ارتباطی در شرایط جدید است. انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات می‌تواند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند. این انجمن ظرفیت آن را دارد که به کانون گفت‌وگو میان دانشگاهیان، روزنامه‌نگاران، متخصصان روابط عمومی، فعالان ارتباطی محلی و سیاست‌گذاران تبدیل شود و از طریق تولید دانش و ایجاد اجماع حرفه‌ای، به تقویت مسئولیت اجتماعی در زیست‌بوم جدید ارتباطات کمک کند. در این راستا، حمایت از تولید ادبیات علمی و حرفه‌ای درباره چالش‌های نوظهور ارتباطی اهمیت فراوانی دارد. تدوین و تالیف کتاب (یا جهت‌دهی برای تولید آن) و برگزاری همایش‌های ادواری می‌تواند به شکل‌گیری ادبیات جدیدی درباره اخلاق و مسئولیت ارتباطی کمک کند. همچنین به باور من انجمن با همکاری انجمن‌های حرفه‌ای حوزۀ ارتباطات، یعنی انجمن‌های روزنامه‌نگاری و روابط عمومی، می‌تواند با تأسیس جوایز نمادین و مناسکی، نقش مؤثری در ترویج ارزش‌های حرفه‌ای ایفا کند: پیشنهاد من جایزه «اخلاق روابط‌عمومی» به نام دکتر حمید نطقی، جایزه «اخلاق روزنامه‌نگاری» به نام دکتر کاظم معتمدنژاد و جایزه «گفت‌وگو به مثابه رویکرد ارتباطی» به نام دکتر هادی خانیکی. انجمن همچنین می‌تواند به صورت مستمر از شکل‌گیری یک رسانه خدمت عمومی واقعی دفاع کند و از طریق نقد علمی عملکرد صداوسیما، ضرورت نمایندگی همه صداها و گروه‌های اجتماعی را یادآور شود. توسعه سواد رسانه‌ای و سواد دیجیتال نیز باید در اولویت قرار گیرد؛ به ویژه برای گروه‌هایی مانند کودکان و سالمندان که در برابر مخاطرات فضای دیجیتال نیازمند توجه ویژه هستند. اگر قطبی‌شدگی ارتباطی مهم‌ترین مسئله امروز نظام رسانه‌ای ایران باشد، احیای اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت اجتماعی و فرهنگ گفت‌وگو مهم‌ترین پاسخ به این مسئله خواهد بود. در چنین شرایطی، انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات می‌تواند نقشی فراتر از یک انجمن علمی بر عهده گیرد و به یکی از مهم‌ترین نهادهای مدنی ترویج‌دهنده اخلاق ارتباطی در ایران تبدیل شود. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
45
14
🔴گردهمایی اعضای هیأت مدیره و مدیران دفاتر استانی با محور: «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحران‌های امروز تا افق‌های آینده» 🔹دوشنبه، ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ▪️«بازاندیشی اخلاق ارتباطی در عصر پلتفرم‌ها و نقش انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات» (بخش اول) ✍ عبدالرحمان علیزاده (مدیر دفتر استانی گلستان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸اگر بخواهیم مهم‌ترین مسئله نظام ارتباطی و رسانه‌ای ایران را در شرایط کنونی نام ببریم، قطعاً قطبی‌شدگی ارتباطی یکی از جدی‌ترین چالش‌های پیش روی جامعه است. بخش قابل توجهی از فضای عمومی کشور در سال‌های اخیر تحت تأثیر شکاف‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به سمت قطب‌بندی‌های فزاینده حرکت کرده است. در چنین وضعیتی، امکان شکل‌گیری گفت‌وگوی اجتماعی کاهش می‌یابد، فهم مشترک دشوارتر می‌شود و گروه‌های مختلف اجتماعی بیش از آنکه صدای یکدیگر را بشنوند، از همدیگر دورتر می‌شوند. یکی از عوامل مؤثر در شکل‌گیری این وضعیت، بحران نمایندگی در نظام رسانه‌ای کشور است. بخش‌هایی از جامعه احساس می‌کنند مسائل، نگرانی‌ها و تجربه‌های زیسته آنان در رسانه‌های رسمی بازتاب کافی ندارد. در این میان، صداوسیما که می‌بایست کارکرد رسانه خدمت عمومی را ایفا می‌کرد، نتوانسته است بازتاب‌دهنده تنوع اجتماعی، فرهنگی و فکری جامعه ایران باشد. نتیجه چنین وضعیتی، افزایش فاصله میان بخشی از مخاطبان و رسانه‌های رسمی و گرایش آنان به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، رسانه‌های اجتماعی و دیگر رسانه‌های جایگزین بوده است. این روند به تدریج زمینه تشدید قطبی‌شدگی ارتباطی را فراهم کرده است. بازتاب این مسئله را می‌توان در سطح محلی و استانی نیز مشاهده کرد. برای دهه‌ها، مهم‌ترین مشکل رسانه‌های محلی در ایران ضعف اقتصاد رسانه بود. مطبوعات محلی با منابع مالی محدود، کمبود نیروی انسانی حرفه‌ای و درنتیجه مخاطبان اندک مواجه بودند و بسیاری از ضعف‌های ساختاری آنها از همین مسئله ناشی می‌شد. در چنین شرایطی، رسانه‌های محلی توان چندانی برای طرح مسائل بومی، پیگیری مطالبات مناطق و اثرگذاری بر دستورکار عمومی نداشتند. اما تحولات ارتباطی سال‌های اخیر این وضعیت را دگرگون کرده است. شبکه‌های اجتماعی، پلتفرم‌های دیجیتال و ابزارهای نوین تولید محتوا بازیگران جدیدی را وارد عرصه ارتباطات محلی کرده‌اند. امروز اینفلوئنسرها، صفحات و کانال‌های محلی، تولیدکنندگان مستقل محتوا، کنشگران اجتماعی و روابط عمومی سازمان‌ها بخشی از فضای ارتباطی محلی را شکل می‌دهند. با این حال، مسئله مهم آن است که بسیاری از شکاف‌ها و قطبی‌شدگی‌های موجود در سطح ملی در همین فضاها نیز بازتولید می‌شوند؛ چرا که هنوز سازوکار مؤثری برای انتقال مسائل محلی به سطوح بالاتر تصمیم‌گیری شکل نگرفته است. در بسیاری از موارد، امر محلی در چارچوب روایت‌های ملی بازتولید می‌شود و کمتر فرصت می‌یابد در شکل‌دهی به دستورکار ملی نقش ایفا کند. در کنار این چالش‌ها، نظام ارتباطی ایران در آستانه تحولی بنیادین قرار دارد. در سال‌های پیش رو، ما شاهد تعمیق اقتصاد نظارتی و پلتفرمی خواهیم بود و از این ره‌گذر، با تاثیر بر رسانه‌ها، روابط عمومی‌ها و نهادهای فرهنگی، جغرافیای رسانه‌ای کشور متنوع‌تر خواهد شد و سهم بازیگران کوچک‌تر در تولید و توزیع محتوا افزایش خواهد یافت. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
55
15
🔴(بخش دوم) ✍ مسعود زمانی مقدم (مدیر دفتر استانی لرستان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸در مجموع می‌توان گفت که زیست‌بوم فرهنگی لرستان بر مجموعه‌ای از پیش‌ران‌های فرهنگی استوار است. تعدد رسانه‌های محلی، الگوهای فعال مصرف فرهنگی، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، برگزاری رویدادهای فرهنگی، عرضه کالاهای فرهنگی و هنری، میراث تاریخی و تمدنی، سرمایه‌های قومی و ایلی و نیز آیین‌ها و سنت‌های مذهبی از جمله مهم‌ترین این پیش‌ران‌ها به شمار می‌آیند. ترکیب این عوامل حاکی از این است که فرهنگ در این منطقه دارای ساختاری چندلایه و پویا است که هم در سطح زندگی روزمره مردم و هم در سطح رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی حضور دارد. برای بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها می‌توان چند جهت‌گیری سیاستی را مطرح کرد. نخست، فعال‌سازی ظرفیت رسانه‌های محلی به‌عنوان یکی از زیرساخت‌های توسعۀ فرهنگی است. رسانه‌های محلی می‌توانند در معرفی ظرفیت‌های فرهنگی استان، بازنمایی مسائل اجتماعی و تقویت گفت‌وگوی عمومی نقش مهمی ایفا کنند. دوم، تقویت پیوند میان فرهنگ محلی و هویت ملّی است. فرهنگ لرستان اساساً در چارچوب زیست‌بوم فرهنگی ایران معنا پیدا می‌کند و بازنمایی صحیح آن می‌تواند به تقویت همبستگی اجتماعی و احساس تعلق ملّی کمک کند. سوم، توجه به اقتصاد فرهنگ و صنایع خلاق است. ظرفیت‌هایی مانند موسیقی بومی، صنایع دستی، پوشاک و خوراک محلی، آیین‌های محلی و گردشگری فرهنگی می‌توانند به منابعی برای توسعۀ اقتصادی تبدیل شوند. چهارم، توجه به مفهوم برند مکانی در سیاست‌گذاری فرهنگی است. معرفی لرستان به‌عنوان یک مقصد فرهنگی و تاریخی، نیازمند روایت‌سازی رسانه‌ای و تقویت هویت فرهنگی استان در سطح ملّی است که انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در کنار دیگر مراکز و انجمن‌های علمی و مدنی می‌تواند در این مورد راه‌گشا باشد. در این زمینه، دفتر لرستان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات می‌تواند فعالیت‌های مؤثری انجام دهد؛ از جمله برگزاری نشست‌های علمی دربارۀ وجوه مختلف فرهنگ محلی و توسعۀ فرهنگی استان، ایجاد شبکۀ همکاری میان دانشگاه‌ها و انجمن‌ها و مراکز علمی استان، و ارتباط‌گیری با رسانه‌های محلی و سازمان‌ها و نهادهای فرهنگی-اجتماعی. همچنین، نهادهای دانشگاهی نیز نقش مهمی در شناخت، تحلیل و هدایت تحولات فرهنگی و ارتباطی دارند. در این میان، دانشگاه لرستان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز علمی غرب و جنوب غربی کشور می‌تواند در شکل‌دهی به یک زیست‌بوم علمی–فرهنگی در استان نقش‌آفرینی کند. یکی از ظرفیت‌های مهم در دانشگاه لرستان، مرکز لرستان‌شناسی است که با تمرکز بر مطالعات میان‌رشته‌ای می‌تواند بستری برای تولید دانش بومی و مستندسازی فرهنگ محلی فراهم کند. همکاری این مرکز با انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات می‌تواند به ایجاد شبکه‌ای از پژوهشگران، رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی منجر شود و زمینه انجام پژوهش‌های کاربردی دربارۀ فرهنگ و ارتباطات در استان را فراهم آورد. در همین راستا، مجلۀ تازه‌تأسیس مطالعات فرهنگ عامه زاگرس در دانشگاه لرستان نیز می‌تواند به‌عنوان یک بستر علمی مهم برای انتشار پژوهش‌های مرتبط با فرهنگ‌های محلی، آیین‌ها، سنت‌ها و تحولات فرهنگی منطقۀ زاگرس عمل کند و به تقویت ادبیات علمی در حوزۀ مطالعات فرهنگی منطقه‌ای کمک کند و پلی میان پژوهش‌های دانشگاهی و مسائل واقعی جامعۀ محلی بسازد. در واقع، تقویت تعامل نهادی میان دانشگاه لرستان، مرکز لرستان‌شناسی، رسانه‌های محلی و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات می‌تواند به شکل‌گیری نوعی شبکۀ دانشی فرهنگ و ارتباطات در استان بینجامد؛ شبکه‌ای که هدف آن شناخت بهتر تحولات فرهنگی، تقویت هویت‌های محلی در چارچوب هویت ایرانی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی برای توسعۀ استانی، منطقه‌ای و ملّی است. تجربۀ برگزاری نشست‌های لرستان‌نامه که با همکاری مرکز لرستان‌شناسی دانشگاه لرستان و انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار شده است، نمونه‌ای از این تلاش‌ها در جهت تقویت گفت‌وگوی علمی دربارۀ مسائل و ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی استان به شمار می‌آید. از این‌رو، حمایت از استمرار چنین برنامه‌هایی ضروری به نظر می‌رسد. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
56
16
🔴گردهمایی اعضای هیأت مدیره و مدیران دفاتر استانی با محور: «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحران‌های امروز تا افق‌های آینده» 🔹دوشنبه، ۱ تیرماه ۱۴۰۵ ▪️«نهادسازی فرهنگی و رسانه‌ای لرستان در زیست‌بوم فرهنگی ایران» (بخش اول) ✍ مسعود زمانی مقدم (مدیر دفتر استانی لرستان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات) 🔸بخش مهمی از تحولات ارتباطی و فرهنگی در ایران امروز در بستری از دگرگونی‌های فناورانه، تغییر الگوهای مصرف فرهنگی و گسترش و تحول رسانه‌های ملّی و محلی و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، تحلیل تحولات فرهنگی بدون توجه به ظرفیت‌ها و ویژگی‌های اقلیم‌های فرهنگی کشور ممکن نیست. لرستان به‌عنوان یکی از اقلیم‌های فرهنگی ایران، با برخورداری از میراث تاریخی و تمدنی، ویژگی‌های قومی و آیینی، و شبکۀ گستردۀ رسانه‌های محلی، ظرفیت‌های قابل‌توجهی در رشد و توسعۀ نظام ارتباطی و فرهنگی کشور دارد. یکی از مهم‌ترین تحولات پیش رو در حوزۀ ارتباطات، افزایش نقش رسانه‌های محلی در شکل‌دهی به افکار عمومی و بازنمایی هویت‌های فرهنگی است. وجود ۳۷۲ رسانۀ محلی در استان لرستان نشان می‌دهد که سهم زیرساخت رسانه‌ای آن فراتر از سهم جمعیتی استان در کشور است. در این میان، ۱۸۸ پایگاه خبری برخط، ۱۲۲ رسانۀ چاپی و ۶۲ رسانه الکترونیکی فعالیت دارند. این تنوع رسانه‌ای بیانگر آن است که لرستان از ظرفیت قابل‌قبول برای تولید و توزیع محتوای فرهنگی برخوردار است. فراوانی پایگاه‌های خبری برخط نشان می‌دهد که رسانه‌های دیجیتال در شکل‌دهی به فضای اطلاع‌رسانی و بازنمایی مسائل اجتماعی و فرهنگی استان نقش محوری یافته‌اند. در عین حال، حضور پررنگ نشریات چاپی به‌ویژه هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها نشان می‌دهد که رسانه‌های مکتوب همچنان در تولید گفتمان فرهنگی و اجتماعی محلی تأثیرگذارند. از این منظر می‌توان لرستان را نوعی پیش‌ران ترکیبی رسانه‌ای در سطح اقلیم فرهنگی غرب کشور دانست؛ استانی که هم در حوزۀ رسانه‌های دیجیتال و هم در استمرار رسانه‌های مکتوب فعال است. با این حال، این ظرفیت گستردۀ رسانه‌ای هنوز به‌طور کامل در خدمت توسعۀ فرهنگی و اجتماعی قرار نگرفته است. یکی از چالش‌های مهم آینده، چگونگی تبدیل این ظرفیت رسانه‌ای به ابزاری برای تقویت گفت‌وگوی اجتماعی، بازنمایی مسئولانۀ هویت‌های فرهنگی و افزایش سرمایه اجتماعی است. چالش دیگر، تقاطع میان رسانه، سیاست و هویت‌های قومی و ایلی است. در استان‌هایی با پیشینه فرهنگی ایلی مانند لرستان، رسانه‌ها می‌توانند در بازنمایی هویت‌های محلی نقش سازنده یا گاه تنش‌آفرین داشته باشند. از این رو، مدیریت هوشمندانه فضای رسانه‌ای و تقویت اخلاق حرفه‌ای رسانه‌ای اهمیت فزاینده‌ای خواهد داشت. در کنار چالش‌ها، ظرفیت‌های مهمی نیز در حوزۀ فرهنگ و ارتباطات لرستان وجود دارد که می‌تواند به توسعۀ فرهنگی استان و کشور کمک کند. در اقلیم فرهنگی لرستان، پیش‌ران‌های تاریخی و تمدنی، پیش‌ران‌های قومی و ایلی، و نیز پیش‌ران‌های مذهبی و آیینی، مجموعه‌ای از منابع فرهنگی را شکل داده‌اند که می‌توانند در تقویت هویت ایرانی نقش‌آفرین باشند. همچنین، داده‌های موجود نشان می‌دهند که در برخی شاخص‌ها، مصرف فرهنگی در لرستان بالاتر از میانگین کشور است. برای نمونه، میزان مطالعۀ روزنامه و مجله در استان لرستان ۳۱.۱ درصد است که از میانگین کشوری (۲۸.۳ درصد) بیشتر است. همچنین تماشای تلویزیون با ۹۶.۴ درصد در این استان از میانگین کشوری بالاتر است. در نتیجه، رسانه‌ها همچنان یکی از مهم‌ترین کانال‌های شکل‌دهی به فضای فرهنگی جامعۀ لرستان‌اند. در حوزۀ فعالیت‌های هنری نیز برخی الگوهای مصرف قابل‌توجه‌اند. برای مثال، بر اساس داده‌های موج سوم پیمایش ملّی مصرف کالاهای فرهنگی کشور، ۷۶.۴ درصد از مردم استان به موسیقی گوش می‌دهند که از میانگین کشور بیشتر است. همچنین میزان بازدید از مراکز تاریخی و باستانی در استان ۲۲.۲ درصد است که اندکی بالاتر از میانگین ملّی قرار دارد. این شاخص‌ها نشان می‌دهند که فرهنگ در این منطقه صرفاً یک میراث تاریخی نیست، بلکه بخشی از زندگی روزمره مردم است. با این حال، برخی شاخص‌ها نیز نشان‌دهندۀ چالش‌هایی در توسعۀ زیرساخت‌های فرهنگی‌اند. برای مثال، میزان حضور در سینما یا تئاتر در استان کمتر از میانگین کشوری است که می‌تواند بیانگر محدودیت زیرساخت‌های فرهنگی یا تمرکز بیشتر مصرف فرهنگی بر اشکال غیررسمی و مردمی فرهنگ باشد. به بیان دیگر، در اقلیم فرهنگی لرستان نوعی غلبه فرهنگ مردمی، آیینی و موسیقایی بر برخی نهادهای رسمی هنر مشاهده می‌شود. 🔹#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #نشست_تخصصی 🇮🇷 🆔 @irancsca
73
17
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم با نهایت تأسف و تأثر، درگذشتِ دکتر اسماعیل خلیلی، جامعه‌شناس فرهیخته، محققِ ژرف‌نگر در حوزه جامعه‌شناس
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم با نهایت تأسف و تأثر، درگذشتِ دکتر اسماعیل خلیلی، جامعه‌شناس فرهیخته، محققِ ژرف‌نگر در حوزه جامعه‌شناسی معرفت و علم، را به جامعه علمی کشور، شاگردان، همکاران، و خانواده محترم ایشان تسلیت می‌گوییم. آن مرحوم از جمله استادان و پژوهشگرانی بود که علم را صرفاً عرصه‌ای برای تولید نظریه نمی‌دانست، بلکه آن را با مسئولیت اخلاقی، دغدغه انسان، و حساسیت نسبت به رنج و مسائل اجتماعی پیوند می‌زد. نگاه انسانی، اندیشه‌ورزانه و مسئولانه او به جامعه، و اهتمامش به فهم دقیق‌تر مناسبات علم، فرهنگ و زندگی اجتماعی، یاد و نامش را در حافظه علمی و فرهنگی ایران ماندگار خواهد کرد. هیأت‌مدیره انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، این ضایعه تلخ را به خانواده گرامی ایشان، همکاران دانشگاهی، و تمامی علاقه‌مندان و دوستداران آن استاد فقید تسلیت عرض می‌کند و از درگاه خداوند متعال برای آن عزیزِ از دست‌رفته، رحمت و آرامش جاودان، و برای بازماندگان، صبر و شکیبایی مسئلت دارد. یادش گرامی و نامش ماندگار باد. با احترام هیأت‌مدیره انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
113
18
*ترامپ و گفتمان رسانه‌ای درباره‌ ایرانیان در زمان جنگ* دوشنبه، ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ *دکتر مهدی سمتی، استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه ا
*ترامپ و گفتمان رسانه‌ای درباره‌ ایرانیان در زمان جنگ* دوشنبه، ۱۰ فروردین ۱۴۰۵ *دکتر مهدی سمتی، استاد روزنامه‌نگاری دانشگاه ایلینویز شمالی* ترجمه: روزبه آقاجری دونالد ترامپ اخیرا با اشاره به ایرانیان (و نه لزوما حکومت‌شان) گفت: «آنها ملتی از ترور و نفرت هستند.» این سخن یک لغزش زبانی یا اشتباه گفتاری در یک حضور رسانه‌ای نبود ـ پدیده‌ای که اغلب از او سر می‌زند، بلکه سخنرانی‌ای از پیش‌ آماده بود که احتمالا توسط مشاورش، استیون میلر، نوشته شده بود. خوب است در وضعیت کنونی بر این حرف درنگ کنیم، به‌ویژه چنین چیزی برای کسانی اهمیت دارد که نگران سرنوشت ایران هستند. بنیامین نتانیاهو اقدامات نظامی اسرائیل را «دفاع از تمدن» نامیده است. مفسران و سیاستمداران در شبکه‌ فاکس‌نیوز (پلتفرمی راست‌گرا که از سیاست‌های ترامپ حمایت می‌کند) از ایرانیان با عناوین «بدوی» و «جانور موذی (Vermin)» یاد کرده‌اند. آنها همچنین با استفاده از زبانی مطلق‌گرا، مقامات ایرانی را با «نازی‌ها» مقایسه کرده‌اند. ... منبع: https://neemaad.com/nmd10031330.htm 🇮🇷 🆔 @irancsca
133
19
زیرساخت‌های رسانه، امپراتوری و ژئوپلیتیک (The infrastructures of media and empire, and geopolitics) در این زمینه، صداهای بازنمایی‌شده از ایرانیانِ دیاسپورا نقش مهمی ایفا می‌کنند. اگرچه میان ایرانیان خارج از کشور دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد، رسانه‌های جریان اصلی آمریکا عمدتاً به افرادی تریبون می‌دهند که از سیاست‌های همسو با اهداف ژئوپلیتیکی ایالات متحده حمایت می‌کنند. رسانه‌های راست‌گرا نیز به‌ویژه افرادی را برجسته می‌کنند که از مداخله نظامی در ایران پشتیبانی می‌کنند. افزون بر این، برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور، که گاه با منابع مالی غیرشفاف حمایت می‌شوند، روایتی نوستالژیک و مثبت از حکومت پهلویِ مورد حمایت آمریکا پس از کودتای ۱۳۳۲ ارائه کرده‌اند. از این منظر، رسانه‌ها را می‌توان بخشی از زیرساخت ژئوپلیتیک دانست. همچنین رسانه‌های دولتی مانند Voice of America که با عنوان «دیپلماسی عمومی» فعالیت می‌کنند، در پیشبرد اهداف راهبردی آمریکا نقش دارند و بخشی از زیرساخت ژئوپلیتیکی محسوب می‌شوند. نویسنده استدلال می‌کند که گفتمان رسانه‌ای، با تفکیک مردم از دولت، حمله به زیرساخت‌های یک کشور را توجیه می‌کند؛ در حالی که نابودی زیرساخت‌های اقتصادی، صنعتی، آموزشی و پژوهشی در نهایت به مردم عادی آسیب می‌رساند. از این رو، رسانه‌ها و ارتباطات صرفاً ابزار اطلاع‌رسانی نیستند، بلکه بخشی از «زیرساخت امپراتوری» به شمار می‌روند که در شکل‌دهی قدرت سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی نقش دارند. همچنین، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و سیاست «امنیت انرژی» به تداوم جنگ، فروش تسلیحات و حفظ منافع اقتصادی کمک کرده و جنگ را به یک نظام دائمی تبدیل کرده است. نویسنده نتیجه می‌گیرد که در شرایط کنونی، امپریالیسم اقتدارگرایانه و فروپاشی نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد، واقعیت جدید سیاست جهانی را شکل داده‌اند. *جمع‌بندی* در پایان، نویسنده تأکید می‌کند که مقاله‌های این مجموعه نشان می‌دهند چگونه محیط رسانه‌ای فراملی، این باور را گسترش داده است که مداخله نظامی خارجی می‌تواند موجب آزادی ایران شود، در حالی که این روایت پیامدهای انسانی و اجتماعی جنگ را نادیده می‌گیرد. همچنین استدلال می‌شود که جدا کردن دولت از مردم در این روایت‌ها نادرست است، زیرا حمله به ساختارهای حکومتی در عمل به نابودی زیرساخت‌های حیاتی جامعه و آسیب مستقیم به شهروندان منجر می‌شود. مقاله با اشاره به ویرانی‌های ناشی از جنگ و کشته شدن کودکان، بر مسئولیت اخلاقی جمعی برای مواجهه با این واقعیت تأکید می‌کند و از پژوهشگران و مخاطبان می‌خواهد نقش رسانه‌ها را در مشروعیت‌بخشی به جنگ و بازتولید روابط قدرت به‌صورت انتقادی بررسی کنند. https://ble.ir/irancscahub #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات #مقاله منبع: https://t.me/anoushehmirmajlesi 🇮🇷 🆔 @irancsca
135
20
امپریالیسم اقتدارگرایانه: زیرساخت‌های رسانه و جنگ علیه ایران دکتر مهدی سمتی، گروه ارتباطات، دانشگاه ایلینوی شمالی، ایالات متحده آمریکا Communication, Culture and Critique, 2026, 19(2), 95–98 https://doi.org/10.1093/ccc/tcag023 Forum
116