انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
Kanalga Telegram’da o‘tish
کانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وبسایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca
Ko'proq ko'rsatish1 625
Obunachilar
+424 soatlar
+127 kunlar
+730 kunlar
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '26
Iyun '26
+21
4 kanalda
May '26
+14
1 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+8
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+16
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+10
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+35
10 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+48
18 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+50
24 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+27
3 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+37
12 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+39
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+37
4 kanalda
Get PRO
May '25
+173
16 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+33
4 kanalda
Get PRO
Mart '25
+14
2 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+45
10 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+45
17 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+54
3 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+71
21 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+140
50 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+49
9 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+26
26 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+23
8 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+18
2 kanalda
Get PRO
May '24
+28
14 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+9
2 kanalda
Get PRO
Mart '24
+16
1 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+50
44 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+79
5 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+83
5 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+85
11 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+31
5 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+45
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+101
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+32
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+38
0 kanalda
Get PRO
May '23
+35
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+2
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+60
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+42
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+6
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+5
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+12
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+7
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+39
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+10
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+7
0 kanalda
Get PRO
May '22
+26
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+6
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+14
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+26
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+4
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+16
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+10
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+15
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+25
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+457
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 26 Iyun | 0 | |||
| 25 Iyun | +4 | |||
| 24 Iyun | +1 | |||
| 23 Iyun | +4 | |||
| 22 Iyun | +1 | |||
| 21 Iyun | +1 | |||
| 20 Iyun | +2 | |||
| 19 Iyun | +2 | |||
| 18 Iyun | 0 | |||
| 17 Iyun | 0 | |||
| 16 Iyun | 0 | |||
| 15 Iyun | +2 | |||
| 14 Iyun | 0 | |||
| 13 Iyun | 0 | |||
| 12 Iyun | 0 | |||
| 11 Iyun | 0 | |||
| 10 Iyun | 0 | |||
| 09 Iyun | 0 | |||
| 08 Iyun | 0 | |||
| 07 Iyun | 0 | |||
| 06 Iyun | +2 | |||
| 05 Iyun | 0 | |||
| 04 Iyun | 0 | |||
| 03 Iyun | +1 | |||
| 02 Iyun | +1 | |||
| 01 Iyun | 0 |
Kanal postlari
نشست علمی
*فتوژورنالیسم: قاببندی یا ثبت حقیقت*
*بهبهانه انتشار کتاب «فتوژورنالیسم انتقادی: اخلاق و رویههای معاصر»*
باحضور:
🔸*دکتر شهابالدین عادل*
🔹*دکتر بهارک محمودی*
🔸*دکتر محمدمهدی مولایی*
سهشنبه، 26 خرداد 1405 | ساعت 15 تا 17
دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی
در نشست «فتوژورنالیسم؛ قاببندی یا ثبت حقیقت» که به بهانه انتشار کتاب «فتوژورنالیسم انتقادی؛ اخلاق و رویههای معاصر» در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد، سه سخنران بر این نکته مشترک تأکید کردند که عکاسی و فتوژورنالیسم صرفاً ثبت مکانیکی واقعیت نیست، بلکه فرایندی مبتنی بر انتخاب، قاببندی و بازنمایی است که در آن نگاه عکاس نقش تعیینکننده دارد. همچنین آنان مرز میان واقعیت، تفسیر و ساخت تصویر را مسئلهمند و همواره محل چالشهای اخلاقی و نظری دانستند.
این نشست که به همت انجمنهای علمی مدیریت رسانه و مطالعات ارتباطی برگزار شد، با سخنرانی بهارک محمودی، عضو هیئت علمی گروه روزنامهنگاری و مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی، شهابالدین عادل، عکاس، مستندساز و عضو هیئت علمی دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر و محمدمهدی مولایی، دانشیار گروه روزنامهنگاری و مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی و با حضور دانشجویان همراه بود. در این برنامه، محمودی و مولایی به معرفی کتاب پرداختند و سپس شهابالدین عادل به بررسی ماهیت فتوژورنالیسم و نسبت آن با واقعیت، زیباییشناسی و اخلاق در عکاسی پرداخت. او تأکید کرد که عکاسی خبری در عمل حرفهای، همواره میان ثبت واقعیت، انتخابهای زیباییشناختی و محدودیتهای اخلاقی در نوسان است.
منبع: atna.atu.ac.ir/fa/news/22329
خبرنگار: آیدا آستانی
#نشست_تخصصی
#فتوژورنالیسم
ادامه گزارش را در #پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات 👇 مطالعه کنید:
https://ble.ir/irancscahub
🇮🇷
🆔 @irancsca
| 2 | نشست تخصصی
🔶 *سایۀ الگوریتمها بر آنتن: پیامدهای محتوای هوش مصنوعی مولد بر آینده رادیو و تلویزیون*
ارائهدهنده:
حمیدرضا حسنپور
دکتری آیندهپژوهی و پژوهشگر رسانه
🔹* همراه با معرفی گروه #مطالعات_هومَص (هوش مصنوعی)*
⏰ زمان:
دوشنبه، ۸ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۴:۳۰ تا ۱۶:۳۰
📍 مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، طبقه اول، سالن انجمنهای علمی، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
🇮🇷
🆔 @irancsca | 115 |
| 3 | هیئتهای مذهبی؛ پیوند دین، جامعه و کنشگری اجتماعی
مروری بر برخی پژوهشهای انجام شده درباره هیئتهای مذهبی
(بخش دوم)
جمعبندی
از تحلیل کل این پژوهشها میتوان به چند نتیجه کلیدی دست یافت:
1. پویایی به جای ایستایی: هیچیک از این پژوهشها از هیئتها به عنوان پدیدههایی ایستا و بدون تغییر یاد نمیکنند؛ بلکه همگی بر "تکوین و تحول" تأکید دارند. هیئتها مدام در حال بازتولید خود (Re-invention) هستند تا با نیاز مخاطب (بهویژه جوانان) همسو شوند.
2. از مذهب به اجتماع: روند پژوهشها نشان میدهد که هیئتها از یک فعالیت صرفاً "عبادی" به سمت فعالیتهای "جامعهشناختی" (رسانهای، سیاسی، اقتصادی و روانی) حرکت کردهاند.
3. دوگانگی فرم و محتوا: در پژوهشهای مربوط به جوانان، مشخص است که اگرچه «محتوا» (عاشورا و مفاهیم دینی) ثابت میماند، اما «فرم» (شیوه برگزاری، موسیقی، نحوه ارتباطات) بهشدت تحت تأثیر تکنولوژی و تغییرات فرهنگی تغییر میکند.
4. هیئت به مثابه پلتفرم اجتماعی: هیئتها صرفاً محل سوگواری نیستند، بلکه پلتفرمهایی برای تولید گفتمان (سیاسی/اجتماعی) و ایجاد سرمایه اجتماعی (اعتماد/محبت/ارتباطات) محسوب میشوند.
فهرست منابع
- مطالعات جامعه شناختی و انسان شناختی مناسک عزاداری محرم، به کوشش جبار رحمانی
- هیئتهای عزاداری در جامعهی ایران، جبار رحمانی
- رسانهی شیعه: جامعهشناسی آیینهای سوگواری و هیئتهای مذهبی در ایران ( با تاکید بر دورهی پس از پیروزی انقلاب اسلامی)، محسنحسام مظاهری
- "تاثیر شرکت در هیئتهای مذهبی بر زیست دینی افراد"، پایان نامه فارسی، پژوهشگر: حقی، نعمت، استاد راهنما: ابوالقاسم فاتحی دهاقانی، استاد مشاور: ابراهیم اخلاصی
- "تغییرات کارکردی هیئتهای مذهبی در چهار دهه اخیر در شهر اراک"، پایان نامه فارسی، پژوهشگر: دولتآبادیفراهانی، حسین، استاد راهنما: ابوالقاسم فاتحی دهاقانی، استاد مشاور: صابر جعفری کافی آباد.
- "عوامل موثر بر مشارکت در هیات های مذهبی (مورد مطالعه؛شهر ارومیه) "، پایان نامه فارسی، پژوهشگر: احدی قاضیجهانی، ابوالفضل، استاد راهنما: ابوتراب طالبی، استاد مشاور: محمدتقی کرمی.
- "مطالعه ارتباطات ميان فردی در هيئتهای مذهبی"، پایان نامه فارسی، پژوهشگر: مصطفي صفرزاده لاكلايه، استاد راهنما: مسعود كوثري ؛ استاد مشاور: عبداله بيچرانلو
- تبیین جامعه شناختی ظهور گفتمان سیاسی هیات های مذهبی ایران دهه 1340، مصطفی مهرآیین؛ علیرضا قبادی؛ فیروز راد
- "هيئتهای مذهبی جوانان (مطالعهی موردی: «مجموعه فرهنگی عاشوراييان» اصفهان)"، پایاننامه فارسی، پژوهشگر: محسن مظاهری؛ استاد راهنما: سارا شريعتی.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#بازخوانی_پژوهشها
#دین #هیئتهای_مذهبی
🇮🇷
🆔 @irancsca
https://ble.ir/irancscahub | 267 |
| 4 | هیئتهای مذهبی؛ پیوند دین، جامعه و کنشگری اجتماعی
مروری بر برخی پژوهشهای انجام شده درباره هیئتهای مذهبی
(بخش اول)
در ساختار اجتماعی و فرهنگی جوامع اسلامی، بهویژه در سنت شیعی، مناسک مذهبی صرفاً ابزاری برای بازنمایی باورهای کلامی و اعتقادی نیستند، بلکه بستری پویا برای تعاملات انسانی و اجتماعی محسوب میشوند. در این میان، «هیئتهای مذهبی» به عنوان نهادهای سنتی و مردمنهاد، نقش کلیدی در شکلدهی به زیستجهان مؤمنان ایفا میکنند. این هیئتها فراتر از یک تجمع برای عزاداری، بستری برای برقراری ارتباطات میانفردی، بازتولید ارزشهای اخلاقی و ایجاد شبکههای حمایتی اجتماعی هستند.
واقعه عاشورا، با تمام ابعاد تاریخی و معنایی خود، از یک واقعه تاریخی به یک «متن زنده» تبدیل شده است که در طی قرنها، از طریق مناسک عزاداری، در بستر هیئتها بازخوانی و بازتعریف میشود. این بازخوانی، از طریق «ارتباطات دینی» و «کنشهای نمادین»، نهتنها هویت جمعی را تقویت میکند، بلکه میتواند به عرصهای برای مشارکتهای اجتماعی و حتی گفتمانهای سیاسی بدل شود. هیئتها با پیوند زدن عاطفه مذهبی به ساختارهای اجتماعی، از بازنماییهای سنتی تا هیئتهای نوپدید جوانانه، همواره در حال تطبیق با نیازهای زمانه و تغییرات ساختاری جامعه بودهاند. در واقع، مطالعه هیئتها، مطالعهی چگونگی تجلی دین در بافتار جامعه و درک پویاییهای قدرت، ارتباط و مشارکت در زیستجهان معاصر است.
در این یادداشت که با کمک گرفتن از هوش مصنوعی نوشته شده است، مروری داریم بر برخی پژوهشهایی که از زوایای مختلف جامعهشناسی، انسانشناسی، علوم ارتباطات و مطالعات جوانان به بررسی پدیدارشناختی هیئتهای مذهبی پرداختهاند. این پژوهشها را میتوان در چهار محور اصلی دستهبندی کرد که نشان میدهد تمرکز پژوهشگران از «توصیف مناسک» به سمت «تحلیل کارکردها و ساختارها» حرکت کرده است.
۱. محور جامعهشناسی مناسک و تغییرات تاریخی (Evolutionary & Ritualistic Approach)
این دسته بر این موضوع تمرکز دارد که چگونه آیینها در گذر زمان تغییر میکنند و چگونه جامعه بر مناسک اثر میگذارد.
• موضوعات اصلی: بررسی تغییرات مناسکی از دوره تاریخی تا معاصر، تفاوتهای بیننسلی در عزاداری، و گذار از فرمهای سنتی به فرمهای جدید.
• منابع مرتبط:
◦ کتاب مطالعات جامعهشناختی و انسانشناختی مناسک عزاداری محرم (تمرکز بر تغییرات فرهنگی و تفاوتهای نسلی).
◦ کتاب رسانهی شیعه اثر محسن حسام مظاهری (بررسی تطور مناسکی در دورههای مختلف تاریخ معاصر).
◦ پایاننامه دولتآبادی فراهانی (بررسی تغییرات کارکردی در بازه ۴ دهه اخیر).
۲ . محور کارکردها و انگیزههای مشارکت (Functionalism & Participation)
در این بخش، پژوهشگران به دنبال پاسخ به این پرسش هستند که «چرا مردم در هیئتها مشارکت میکنند؟» و «این مشارکت چه پیامدهایی دارد؟».
• موضوعات اصلی: عوامل انگیزشی (تخلیه روانی، جایگاه اقتصادی، ضمانت بخشودگی)، کارکردهای فرا-آیینی (اجتماعی، اقتصادی، رسانهای) و تغییر کارکرد از مذهبی صرف به کارکردهای اجتماعی.
• منابع مرتبط:
◦ پایاننامه احدی قاضیجهانی (بررسی متغیرهای روانشناختی و اقتصادی بر مشارکت).
◦ پایاننامه دولتآبادی فراهانی (بررسی کارکردهای رسانهای و اجتماعی هیئتها).
۳. محور ارتباطات و ساختارهای درونگروهی (Communication & Social Capital)
این محور به بررسی «کیفیت روابط» درون هیئتها و نحوه شکلگیری سرمایه اجتماعی میپردازد.
• موضوعات اصلی: ایجاد اعتماد و محبت، نقش هیئتها در ایجاد شبکههای ارتباطی، و آسیبهای ارتباطی (مانند اعتماد زودگذر به افراد ناشایست).
• منابع مرتبط:
◦ پایاننامه صفرزاده لاکلایه و همکاران (تحلیل ارتباطات میانفردی و مقوله مرکزی «ارتباطات هیاتی»).
۴. محور هیئتها، جوانان و گفتمانهای سیاسی (Politics & Youth Engagement)
این دسته از حساسترین و پویاترین بخشهاست که به پیوند میان دین، نسلهای جدید و سیاست میپردازد.
• موضوعات اصلی: ظهور هیئتهای نوپدید با مدلهای مدرن برای جذب جوانان، و تبدیل هیئتها به بستری برای تولید گفتمانهای سیاسی در دورههای حساس تاریخی.
• منابع مرتبط:
◦ پایاننامه محسن مظاهری (بررسی هیئتهای جوانانه با رویکرد نظریه فرمهای زیمل).
◦ مقاله مهرآیین و همکاران (تبیین ظهور گفتمان سیاسی هیئتها در دهه ۴۰).
◦ کتاب محسن حسام مظاهری (گونهشناسی هیئتهای سیاسی در دورههای جنگ و پس از جنگ).
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#بازخوانی_پژوهشها
#دین #هیئتهای_مذهبی
🇮🇷
🆔 @irancsca
https://ble.ir/irancscahub | 237 |
| 5 | این کتاب روایت مواجههی نویسنده با سرطان است، اما صرفاً کتابی درباره بیماری نیست. «همنشینی با سرطان» تلاشی است برای روایت تجربهی رنج، امید، مراقبت، دوستی، گفتوگو و معنای زندگی در روزگار دشوار. این کتاب به ما نشان میدهد چگونه میتوان تجربهای کاملاً شخصی را به تجربهای عمومی و قابل فهم برای دیگران تبدیل کرد.
دربارهی نویسنده
هادی خانیکی از برجستهترین استادان ارتباطات اجتماعی ایران، پژوهشگر علوم ارتباطات، کنشگر مدنی و از چهرههای اثرگذار عرصه عمومی کشور است. نام او طی چند دههی گذشته با مفاهیمی چون گفتوگو، مدارا، سرمایه اجتماعی، جامعه مدنی و توسعهی ارتباطات گره خورده است. خانیکی در مقام استاد دانشگاه، پژوهشگر و کنشگر اجتماعی همواره کوشیده است میان دانشگاه، رسانه، فرهنگ و جامعه پیوند برقرار کند و از گفتوگو بهعنوان راهی برای تقویت همبستگی اجتماعی و کاهش شکافهای اجتماعی دفاع کند.
اهمیت «همنشینی با سرطان» به جایگاه نویسنده نیز بازمیگردد. در این کتاب، یکی از شناختهشدهترین صاحبنظران حوزهی ارتباطات و جامعه مدنی ایران، تجربهای عمیقاً شخصی را با همان نگاه انسانی، اجتماعی و گفتوگومحوری روایت میکند که سالها در آثار و فعالیتهای علمی و مدنی خود دنبال کرده است. از این رو، کتاب افزون بر روایت بیماری، تأملی در زندگی، ارتباط انسانی، امید، مسئولیت اجتماعی و امکان زیستن معنادار در شرایط دشوار است
چرا این کتاب را منتشر میکنیم؟
در سالهای اخیر، بیماری، فقدان، نااطمینانی و اضطراب به بخشی از تجربهی مشترک بسیاری از ما تبدیل شده است. با این حال، کمتر کتابی توانسته است تجربهی بیماری را از سطح روایتی شخصی فراتر ببرد و آن را به موضوعی برای تأملات فرهنگی، اجتماعی و حتی مدنی تبدیل کند.
«همنشینی با سرطان» از این منظر اثری کمنظیر است. هادی خانیکی در این کتاب هم تجربهی زیسته خود را با خوانندگان در میان میگذارد و هم نشان میدهد چگونه رنج فردی میتواند با مسائل بزرگتر زندگی جمعی، مسئولیت اجتماعی، امید مدنی و امکان گفتوگو در جامعه گره بخورد.
این کتاب صرفاً خاطرات مواجهه با یک بیماری، خودیاری یا توصیههای درمانی نیست. آنچه این اثر را متمایز میکند، غنای فرهنگی، اجتماعی و فکری آن است. در صفحات کتاب، تجربهی بیماری با ادبیات فارسی، شعر، فلسفه، علوم اجتماعی، ارتباطات، سیاست، تاریخ معاصر و زندگی روزمره ایرانیان پیوند میخورد و تصویری چندلایه از انسان و جامعه ایرانی پیش روی خواننده قرار میدهد.
«همنشینی با سرطان» را میتوان روایتی از ایران امروز دانست که در آن زندگی فردی و زندگی جمعی، رنج شخصی و دغدغههای اجتماعی، امید فردی و مسئولیت مدنی در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
مشارکت در طراحی مسیر زیست
ما باور داریم مسیر زیست هر کتابی، اگرچه با انتشار آن آغاز میشود، اما آنچه به کتاب حیات اجتماعی میبخشد، گفتوگوها، نشستها، نقدها، معرفیها، تجربههای خواندن گروهی و شبکهای از مشارکتهای فرهنگی است که پیرامون آن شکل میگیرد.
از همین رو، از همهی علاقهمندان دعوت میکنیم در خلق مسیر زیست اجتماعی این کتاب مشارکت کنند و ایدههای خود را برای معرفی، ترویج، خواندهشدن و گسترش گفتوگو پیرامون آن با ما در میان بگذارند.
بهویژه مشتاق شنیدن پیشنهادهای افراد و گروههای زیر هستیم:
کتابفروشان
روزنامهنگاران و فعالان رسانهای
منتقدان و مروجان کتاب
استادان دانشگاه و پژوهشگران
پزشکان، پرستاران و فعالان حوزهی سلامت
فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی
دانشجویان و نهادهای فرهنگی دانشجویی
گروهها و باشگاههای کتابخوانی
کتابخانهها
مراکز فرهنگی
بیمارستانها و مراکز درمانی
و خانوادههای بیماران و افرادی که تجربهی بیماری یا مراقبت از بیماران را داشتهاند.
چه برنامهها، نشستها، پویشها، فعالیتهای رسانهای، تجربههای کتابخوانی یا ایدههای خلاقانهای میتواند به دیدهشدن بیشتر این کتاب و شکلگیری گفتوگوهای تازه پیرامون موضوعات آن کمک کند؟
منتظر شنیدن ایدهها و پیشنهادهای
شما هستیم تا با مشارکت یکدیگر، مسیر زیست اجتماعی این کتاب را طراحی کنیم.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 735 |
| 6 | اطلاعیهی ناشر
همنشینی با سرطان: رویارویی و رهایی
دعوت به مشارکت در خلق مسیر زیست یک کتاب
نشر اگر بهزودی کتاب «همنشینی با سرطان؛ روایت رویارویی و رهایی» نوشته هادی خانیکی را منتشر خواهد کرد، که از تجربهای شخصی آغاز میشود، اما به پرسشهایی فراتر از زندگی فردی میرسد. | 657 |
| 7 | گفتوگویی برای آینده روزنامهنگاران
دفتر توسعه آموزش رسانه بار دیگر میزبان جمعی از اساتید نامآشنای روزنامهنگاری بود؛ چهرههایی که هر کدام فصلهایی از تاریخ آموزش و دانش این حرفه را رقم زدهاند. این دورهمی اما حال و هوای تازهای داشت؛ بیش از آنکه یادآور گذشته باشد، نگاهی به آینده داشت.
در این دورهمی صمیمی، حاضران درباره دغدغههای مشترکِ اهالی قلم گفتند؛ از تعدیلها و دغدغههای معیشتی تا ضرورت بازنگری در شیوههای آموزش، و از چالشهای نسل جدید خبرنگاران تا مسئولیتهای حرفهای رسانهها.
در فضایی همدلانه، همچنین ایدههایی برای تقویت پیوند میان نسلهای مختلف روزنامهنگاری و برنامههایی برای بهبود شرایط حرفهای روزنامهنگاران مطرح شد. ایدههایی که محوریت آن پشتیبانیِ بیشتر از اهالی رسانه است که امید میرود به زودی خبرهای خوبی از درباره آن بشنوید؛ طرحهایی که این جمع، عزم خود را برای عملیاتی کردنشان جزم کرده است.
این نشست با حضور مهدی فرقانی، علیاکبر قاضیزاده، فریدون صدیقی، محمدرضا نوروزپور، هادی خانیکی، سیدفرید قاسمی، یونس شکرخواه و اکبر منتجبی برگزار شد.
@journalistsclub1 | 182 |
| 8 | 🔺 بازی پرچم؛ جلوههای شرافت ملی در مستطیل سبز
✍ علی ربیعی، رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
منتشر شده در شرق
روایتِ ایستادگی در مستطیل سبز
تماشای بازیهای تیم ملی ایران در جام جهانی، تنها دنبال کردن یک رقابت ورزشی نیست؛ گویی در پسِ هر مسابقه، روایتی عمیقتر از ایستادگی و هویت ملی نیز جریان دارد. بسیاری از ایرانیان در حالی پای تلویزیون یا در سکوهای ورزشگاهها به تماشای بازیها نشستند که واقعیتهای سنگین پیرامونی ــ از فشارهای روانی و محدودیتهای مالی تا سایه سیاستهای قلدران جهانی بر ورزش ــ همچنان بر فضای کشور سنگینی میکند. با این حال، حضور تیم ملی در چنین شرایطی خود به نوعی حامل امید بود؛ نشانهای از اینکه حتی در میان دشواریها نیز میتوان روزنهای از امید و همدلی را تجربه کرد.
همدلی در جغرافیایِ پراکندگی
اما شاید نقطه کانونی این روایت نه در زمین مسابقه، بلکه در سکوهای ورزشگاه شکل گرفت. تماشاگران ایرانی، صحنههایی آفریدند که فراتر از مرزبندیهای سیاسی و اجتماعی قرار میگرفت. در شهرهایی مانند لسآنجلس ــ که سالها به عنوان یکی از کانونهای جدالهای سیاسی ایرانیان شناخته میشد ــ این بار پرچم ایران در دست هوادارانی دیده شد که تنها به عشق وطن تیم ملی را تشویق میکردند. این تصویرها یادآور این حقیقت بود که در بزنگاههایی خاص، نمادهای ملی هنوز میتوانند فراتر از اختلافها عمل کنند و لحظههایی از همگرایی بیافرینند.
پرچم؛ حافظهی مشترک یک ملت
در این میان، «پرچم» به مهمترین نماد این روایت بدل شد. برای ایرانیان، پرچم تنها یک نشانه رسمی نیست؛ حامل حافظهای تاریخی است. همان پرچمی که در لحظه آزادی خرمشهر بر فراز مسجد جامع شهر برافراشته شد، همان که در سالهای دفاع مقدس در دست رزمندگان بود و در بزنگاههای مختلف به نشانه ایستادگی بالا رفت. از اهتزاز آن در هرمز در بحبوحه جنگ تا حضورش در دست زنان محجبه و غیرمحجبه در تجمعات دفاع از میهن، همه یادآور این حقیقت است که پرچم یک ملت در نهایت همان نشانی است که فرزندان آن ملت در پای آن برای دفاع از هویت و تمامیت ارضی سرزمینشان میایستند.
تلاش برای بداهتزدایی و ناکامیِ نمادین
با این حال، تلاشهایی صورت گرفت تا با بداهتزدایی، معنای پرچم تغییر کند و در کنار نمادهایی قرار گیرد که اساساً متعلق به امیال متجاوزان به وطن و "کوچکخواهان ایران" است؛ خیالی خام که میخواست پرچمی را در همجواری با پرچم رژیم اسرائیل در مستطیل سبز به رخ بکشد. اما آنچه در فضای این جام جهانی دیده شد نشان داد که چنین تلاشهایی در برابر اهتزاز پرچم رسمی ایران در دست تماشاگران، ناکام ماند.
وقتی فوتبال به میدان نمادها تبدیل میشود
با همه اینها، آنچه در روزهای جام جهانی دیده شد نشان میدهد که پرچم هنوز میتواند نقش خود را ایفا کند. برافراشته شدن پرچم ایران در دست تماشاگران، چه در ورزشگاهها و چه در خیابانهای شهرهای مختلف جهان، تنها نشانه حمایت از یک تیم فوتبال نبود؛ بلکه یادآور یک هویت مشترک بود که هنوز در بزنگاهها خود را نشان میدهد.
نمونههای مشابه در دیگر کشورها نیز دیده میشود. هواداران ترکیه، با وجود حذف تیمشان از رقابتها، در تکریم تیم ملی و پرچم خود کوتاهی نکردند. در چنین لحظاتی حتی شکست ورزشی نیز به معنای شکست هویت و غرور ملی نیست.
ضرورتِ بازتعریفِ پیوند با فرزندان ایران
در این میان، نکته مهم دیگری نیز خود را نشان داد: پیوند میان ایرانیان داخل و خارج از کشور. حضور پرشور هموطنان مقیم خارج در حمایت از تیم ملی یادآور این واقعیت است که جامعه ایرانی، با همه پراکندگی جغرافیایی، همچنان از ریشههای مشترک تغذیه میکند. بازتعریف این رابطه و فراهم کردن زمینه حضور و مشارکت فعال ایرانیان خارج از کشور در عرصههای مختلف، ضرورتی است که بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد. این «دریا» برای تلاطم و پویایی، به حضور تمام فرزندان ایران نیاز دارد.
بازیِ پرچم؛ پیروزی فراتر از نتیجه
در نهایت، روایت ایران در این جام جهانی را نمیتوان تنها با نتایج مسابقات سنجید. آنچه در کنار بازیها شکل گرفت، یادآور قدرت نمادها و پیوندهای عمیق اجتماعی بود. برافراشته شدن پرچم ایران در میان هواداران، چه در داخل و چه در خارج از کشور، نشانهای از هویتی مشترک بود که هنوز در بزنگاهها خود را نشان میدهد.
شاید به همین دلیل بتوان گفت در این جام، فارغ از نتیجه مسابقات، آنچه بیش از هر چیز به چشم آمد «بازی پرچم» بود؛ و در این میدان، پرچم ایران از هرمز و تجمعات شبانه شهرهای میهن تا لس آنجلس همچنان پیروزمند و درخشان در مرکز روایت در اهتزاز است.
@alirabiei_ir | 166 |
| 9 | متن وکالت نامه :
هیأت رئیسه محترم مجمع عمومی فوق العاده و عادی سالیانه (نوبت اول) مورخ (۱۴۰۵/۰۴/۰۱) انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
اینجانب..…… عضو پیوسته چون امکان حضور در جلسه مجمع فوق الذکر ندارم، بدینوسیله از خانم / آقا …………..که عضو پیوسته انجمن می باشند، درخواست دارم به وکالت از اینجانب در جلسه مجمع حضور یافته و در رأی گیری ها شرکت فرمایند.
نام و نام خانوادگی
تاریخ
امضا | 193 |
| 10 | اطلاعیه:
به اطلاع اعضای پیوسته انجمن میرساند: مجمع عمومی فوقالعاده و سالانه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات جهت تغییرات اساسنامه، روز دوشنبه ۱ تیرماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۵ برگزار خواهد شد.
محل برگزاری: سالن انجمنها، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
اعضای پیوسته محترمی که امکان شرکت در انتخابات را ندارند، میتوانند به صورت وکالتی رای دهند. لازم است عضوی که امکان حضور ندارد، فرم وکالتنامه پیوست را پر کرده و به یکی از اعضای پیوسته که در روز انتخابات حضور خواهد داشت تحویل دهد یا به شماره 09206560354 (پیامرسان ایتا) ارسال کند.
توجه: هر عضو پیوسته میتواند تنها وکالت یک نفر را بر عهده داشته باشد. | 177 |
| 11 | 🔺 شکوهِ ایستادگی؛ گذارِ ایران از هزارههای هجوم به عصر پیروزی
✍ علی ربیعی، رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
(بخش اول)
نگاهی تاریخی به یک توافق؛ فراتر از زمان حال
با ارزیابی توافق اخیر ایران و ایالات متحده آمریکا، در قاب تنگِ «زمان حال» یا حتی محدود به «یک سال اخیر»، بخش مهمی از معنای آن نادیده گرفته میشود. برای درک عمق این دستاورد باید آن را در بستر تاریخی این کشور بررسی کرد. تاریخی که از امپراتوریهای از دست رفته تا تحریمهای چهلساله، پیوسته ایران را به آزمونی سخت کشانده است.
برای فهمِ دقیق این نقطه عطف، باید به طول تاریخ ایران نگریست؛ سرزمینی که پس از دورهای درخشان از تمدن و قدرت جهانی، آماجِ کشورگشاییها و هجومهای پیاپی قرار گرفت و به جز یک مقطع کوتاه تاریخی که تا دوران نادر در چند جنگ به پیروزی رسید، در نبردهای متعدد از توان آن کاسته شد، و سالهای طولانی به درون خود تبعید شد.
به تعبیرِ «محمدعلی اسلامی ندوشن»، «احساس تنهایی» همواره روح ایران را خنجر میزد: از دست دادن نقاط بسیاری از خاک وطن از جمله هرات و داغِ جدایی پارههای تنِ وطن در ترکمانچای و پس از آن در منطقه آرارات، حتی استانی که در کتابهای دبیرستان ما بود اما جدا شد. زخمهایی که پیدرپی بر پیکر وطن وارد میشد و بر حافظهی تاریخی ما نشسته است. اما این بار، داستان متفاوت روایت شد.
پایانِ رویایِ کوچکسازی ایران
در دو جنگ اخیر، ایران با یک دشمن متعارضِ معمولی روبرو نبود؛ بلکه رویارویِ بزرگترین قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی جهان با همراهیِ رژیم شرور، تروریستی و پُر کینهی صهیونیستی ایستاد. همان مدعیانِ «آزادی» _به همراهی عدهای که با رؤیافروشی و وعده سلطنت بر خون مردم را فریب دادند_ در میانه جنگ، نقاب از چهره انداختند و به صراحت اعتراف کردند که هدفشان نه «دموکراسی و آزادی»، بلکه به چنگ آوردن نفت و کوچککردنِ جغرافیای ایران بود، در نهایت ناکام ماندند.
ایستادگی در برابر پیشبینی سقوط
بسیاری از کشورهای جهان، حتی برخی از کشورهای به ظاهر دوست و تحلیلگران، روزشمار سقوط ایران را آغاز کرده بودند.
اما حقیقتِ ماجرا آنجاست که ایران ایستاد و شکست نخورد. با وجودِ داغِ جانسوزِ شهادتِ رهبر شهید و فرماندهان و جمعی از فرزندان پاک وطن، نهادینهشدنِ قدرت در ساختار ایران باعث شد تا نه تنها فرو نریزد، بلکه مقاومت کند.
با چنین نگاه تاریخی است که میتوان ارزش این مقاومت را درک کرد و به عمق این دستاورد پی برد.
شکست و پیروزی در چنین جنگهایی را برخی سادهانگارانه تحلیل میکنند و با فهمی نادرست، مفهوم واقعی پیروزی را درک نمیکنند.
معنای واقعی پیروزی
آنها آمده بودند نظام خود را حاکم کنند، نفت را با نفتکشهایشان ببرند و ایران را ناتوان و کوچک کنند. پیروزی، همین است که آنها نتوانستند به این اهدافِ حداکثری برسند.
کسانی که از بیرون به ایران نگاه میکنند، این معنا را بهخوبی درک میکنند. براندازان جنگطلب تکلیفشان روشن است، اما تأسفآور است که عدهای نهتنها به جشن این پیروزی نمینشینند، بلکه همچنان بذر شک و تردید میپاشند.
پیوند میدان و جامعه
با نگاهی دقیقتر میتوان دریافت چه عامل مهمی این مقاومت را ممکن کرد: پیوند توان نظامی، یا به تعبیر دیگر «میدان»، با جامعهای که از برخی مطالبات خود گذشت، زخمها را فراموش کرد و حتی بخشی از همین جامعه زیر بمبها به خیابان آمد.
بخش دیگری از جامعه نیز در زمانی که زیر بمباران روانی رؤیافروشان قرار داشت و فراخوان همراهی با دشمنان داده میشد، به خیابان نیامد و با سکوت و عدم همراهی خود، یک «نه» بزرگ به دشمنان گفت. این انسجام، همانجایی است که شکاف میان مردم و حاکمیت را که دشمنان با میلیاردها دلار سرمایهگذاری روی آن حساب کرده بودند، پر کرد.
یکی دیگر از عواملِ کلیدیِ این پایداری، نقشآفرینیِ «دولت» به مثابه «لولایِ میدان و جامعه» بود، دولت با تلاشی خستگیناپذیر، وظیفه مراقبت همزمان از «میدان» _که دفاع از امنیت و تمامیت ارضی را برعهده داشت_ با جامعه (و حفظ تابآوری آن) را به خوبی به انجام رساند.
@alirabiei_ir | 1 |
| 12 | (بخش دوم)
واقعیت این است که مسئله زنان افغانستان، صرفاً مسئله زنان نیست. این مسئله، مسئله آینده افغانستان است. هیچ جامعهای نمیتواند نیمی از جمعیت خود را از آموزش، فرهنگ، اقتصاد و سیاست کنار بگذارد و همچنان امیدوار به توسعه و پیشرفت باشد. حذف زنان از عرصههای مختلف، در حقیقت محروم کردن کل جامعه از استعدادها، تواناییها و ظرفیتهای انسانی آن است. با این حال، اگر چیزی در سالهای اخیر بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرده باشد، قدرت شگفتانگیز مقاومت زنان افغانستان است. در سرزمینی که بسیاری از درها بسته شدهاند، زنان همچنان راههایی برای ادامه دادن پیدا میکنند. برخی در خانهها به آموزش ادامه میدهند، برخی کتاب میخوانند، برخی مینویسند، برخی آموزش میدهند و برخی تنها با زنده نگه داشتن رؤیاهایشان مقاومت میکنند.
شاید بزرگترین اشتباه این باشد که زنان افغانستان را فقط قربانی ببینیم. آنان قربانیاند، اما فقط قربانی نیستند. آنان در عین رنج، حامل امید نیز هستند؛ در عین محدودیت، خلاقیت را حفظ کردهاند؛ و در عین فشار، هنوز برای حفظ هویت و کرامت خود ایستادهاند. من به آیندهای فکر میکنم که در آن، دختران افغانستان بار دیگر بدون ترس وارد مکتب شوند، در دانشگاهها بنشینند، در بیمارستانها طبابت کنند، در رسانهها سخن بگویند و در ساختن کشورشان سهم داشته باشند. شاید آن روز هنوز دور به نظر برسد، اما تاریخ بارها نشان داده است که هیچ دیواری تا ابد پابرجا نمیماند. زنان افغانستان امروز در سختترین روزهای تاریخ معاصر خود زندگی میکنند؛ اما همانگونه که بذر در تاریکی خاک جوانه میزند، امید نیز گاهی در دل دشوارترین شرایط رشد میکند. و من باور دارم روزی خواهد رسید که دختران این سرزمین، نه برای حق آموختن و زیستن، بلکه برای تحقق رؤیاهایشان مبارزه کنند. آن روز، پیروزی تنها متعلق به زنان نخواهد بود؛ پیروزی افغانستان خواهد بود.
#مطالعات_افغانستان
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
🇮🇷
🆔 @irancsca | 237 |
| 13 | 🔺 زنان افغانستان میان رنج، تابآوری و امید
✍ کامله افضلی، گروه مطالعات افغانستان #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
گاهی شبها به کتابهایم نگاه میکنم؛ به کتابهایی که روزی برای من پنجرهای بودند که میتوانستم روشنی فردا را ببینم، اما اکنون بیشتر شبیه یادگارهایی از جهانی دور به نظر میرسند. جهانی که در آن دختران میتوانستند رؤیا داشته باشند، برای آینده برنامهریزی کنند و باور کنند که تلاش و دانش میتواند سرنوشتشان را تغییر دهد. امروز اما بسیاری از دختران افغانستان در برابر درهایی ایستادهاند که نه به روی یک ساختمان، بلکه به روی آیندهشان بسته شده است.
زن بودن در افغانستان امروز، شبیه راه رفتن در باغی است که هر روز دیوارهای بلندتری دور آن کشیده میشود، دیوارهایی که فقط حرکت را محدود نمیکنند؛ بلکه افق دید را نیز کوچکتر میسازند. دخترانی که روزی خود را در لباس پزشک، استاد دانشگاه، خبرنگار، نویسنده یا قاضی تصور میکردند، اکنون ناچارند ساعتهای طولانی را در خانههایی سپری کنند که برای بسیاری از آنان به زندانی خاموش تبدیل شده است.
محرومیت از آموزش، فقط محرومیت از رفتن به مکتب یا دانشگاه نیست. آموزش چیزی فراتر از خواندن و نوشتن است؛ آموزش به انسان قدرت انتخاب میدهد، اعتمادبهنفس میبخشد و او را قادر میسازد تا برای زندگی خود تصمیم بگیرد. هنگامی که دختری از آموزش محروم میشود، تنها یک دانشآموز از کلاس درس حذف نمیشود؛ بخشی از آینده یک جامعه از میان میرود. هر دختری که از تحصیل بازمیماند، میتواند پزشکی باشد که هرگز بیمارانش را درمان نخواهد کرد، معلمی باشد که هرگز شاگردانش را آموزش نخواهد داد و پژوهشگری باشد که هرگز دانشی تازه به جهان نخواهد افزود.
اما درد زنان افغانستان تنها به آموزش محدود نمیشود. محدود شدن فرصتهای شغلی و حضور اجتماعی، بسیاری از زنان را از استقلال اقتصادی و نقشآفرینی در جامعه محروم کرده است. برای بسیاری از زنان، کار فقط وسیلهای برای کسب درآمد نبود؛ کار بخشی از هویت آنان بود. آنان از طریق کار احساس مفید بودن میکردند، در ساختن جامعه سهم داشتند و برای فرزندانشان الگویی از توانایی و استقلال بودند. حذف زنان از عرصه عمومی، در حقیقت حذف بخشی از ظرفیت انسانی جامعه است.
پیامد این محدودیتها تنها در اقتصاد یا آموزش دیده نمیشود؛ بلکه در روح و روان نسل جوان نیز ریشه دوانده است. دخترانی که روزی با امید از آینده سخن میگفتند، اکنون بیش از هر زمان دیگری با اضطراب، ناامیدی و احساس بیسرانجامی روبهرو هستند. بسیاری از آنان احساس میکنند که هویتشان در حال فراموش شدن است. گویی جامعه به آنان میگوید که رؤیاهایتان اهمیت ندارد، تواناییهایتان دیده نمیشود و حضورتان ضرورتی ندارد. این پیام، شاید از هر محدودیت دیگری دردناکتر باشد. در چنین شرایطی، کودکهمسری و ازدواجهای اجباری نیز به یکی از تلخترین واقعیتهای زندگی برخی دختران تبدیل شده است. دختری که باید در کلاس درس بنشیند و برای آیندهاش برنامهریزی کند، ناگهان خود را در مسئولیتهایی میبیند که نه آمادگی آن را دارد و نه انتخابش کرده است. کودکی که باید دوران رشد و شناخت خود را سپری کند، ناچار میشود بار سنگین بزرگسالی را بر دوش بکشد. این تنها از دست رفتن چند سال از زندگی نیست؛ گاه از دست رفتن یک عمر فرصت و امکان است.
در کنار این همه، محدودیتهای مربوط به پوشش و کنترل روزافزون بر زندگی روزمره زنان، احساس ناامنی و نگرانی را در جامعه گسترش داده است. وقتی یک زن برای حضور در جامعه ناچار باشد مدام نگران قضاوت، بازخواست یا حتی بازداشت باشد، آزادی به مفهومی دور و دستنیافتنی تبدیل میشود. زنانی که تنها برای انجام کارهای روزمره از خانه خارج میشوند، گاهی باید باری از ترس و نگرانی را نیز همراه خود حمل کنند؛ ترسی که آرامآرام به بخشی از زندگی عادی تبدیل میشود.
رویدادهای اخیر در هرات و برخورد با زنان به بهانه رعایت نکردن قوانین پوشش، بار دیگر نشان داد که مسئله زنان افغانستان تنها به آموزش و اشتغال محدود نیست؛ بلکه به حق حضور، حق انتخاب و حق برخورداری از کرامت انسانی نیز گره خورده است. واکنش گسترده مردم به این حوادث نشان داد که جامعه افغانستان هنوز نسبت به سرنوشت زنان بیتفاوت نشده است. در میان همه این تاریکیها، همین حساسیت اجتماعی روزنهای از امید به شمار میرود. از سوی دیگر، فقر و وابستگی اقتصادی نیز آسیبپذیری زنان را افزایش داده است. زنی که از فرصت کار محروم میشود، بیش از پیش به دیگران وابسته میگردد و همین وابستگی میتواند زمینهساز انواع آسیبهای اجتماعی و خانوادگی شود. توسعه اقتصادی بدون مشارکت زنان، شبیه پرواز پرندهای با یک بال است؛ نه پایدار است و نه امکان اوج گرفتن دارد. | 184 |
| 14 | این همه نشان میدهد که زندگی زنان افغانستان متوقف ناپذیر است و به حکم اجتماعی و حق طبیعی آنها امروز یا فردا این آب در گلو گیرکرده را استفراغ خواهند کرد و خود را به آنچه سزاوارش هستند خواهند رساند. بنابراین اعتراض زنان هرات را میشود الگو قرار داد و امید را برای فردا نگهداشت که پس از این شب تاریک، فردایی است و باید باور داشت که آفتاب از پس این تاریکی بر نگین خراسان (هرات) و تمام افغانستان خواهد تابید.
#مطالعات_افغانستان
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
🇮🇷
🆔 @irancsca | 107 |
| 15 | 🔺 زنان هرات، الگو و امید برای فردا
✍ م- روانچی، گروه مطالعات افغانستان #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
پس از رویکار آمدن طالبان در سال ( ۱۴۰۰) زندگی و زیست اجتماعی در افغانستان، رنگ تازه به خود گرفت. در همان وهلهی اول محدودیتهای اجتماعی و سیاسی بهصورت بیپیشنهای وضع شد و تنوع زیست شهری به طور کامل از بین رفت. این محدودیتها برای زنان چیزی فراتر از محدودیتهای اجتماعی را شامل شد: تقلیل زن صرف به بودن در خانه و حذف کامل آن از جامعه به صورت آشکار و برنامهریزی شده در بیانیه و اعلامیههای گروه طالبان نشر و تبلیغ میشد. همچنان در مساجد و خیابانها این ضدیت علیه زن همهروزه به گوش مردم میرسید.
طالبان نهتنها زنان را از اجتماع و جامعه، کار و ساختار سیاسی محروم ساختند که ابتداییترین حق یعنی آموزش را از آنها نیز سلب کردند. از همینرو یک موج از بردگی گرفتن زنان ذیل شریعت طالبانی شکل گرفت که اغلب فرماندهان این گروه سه تا چهار زن را به عقد خود درآوردند. عدم رسانههای آزاد و کنترول طالبان بر فضای رسانهای باعث شد این خشونت و ضدیت با زنان که در خوانش آنها قانونی و شرعی بود از تحقیق و پردهبرداری دور بماند.
خوانش جدید شریعت طالبانی که بر محور افراطیت و فرهنگ قبیلوی بنا یافته، افغانستان را در این پنج سال در بدترین شرایط ممکن از نظر اجتماعی و فرهنگی قرار داده است. در روزهای اول حاکمیت طالبان بر افغانستان، صدای زنان در خیابانهای کابل و شهرهای دیگر بلند شد. بدون تردید مبارزه زنان در هرات، کابل، بلخ، بدخشان و چند ولایت دیگر یکی از نمونههای درخشان تاریخ مبارزات زنان افغانستان به حساب می آید. ایستادگی زنان در برابر تیر و تفنگ طالبان، بیش از هر جریان دیگری تصویر جدید از افغانستان را به بیرون مخابره کرد.
با این وصف اما خشونت وحشتناک، زندانی و شکنجهی زنان، باعث شد طالبان سلطه و تفکر خود را بر مردم و به خصوص زنان در این مدت تحمیل کنند. روایت زنان زندانی شده که توانستهاند از قلمرو طالب بیرون شوند، نشان میدهد که این گروه در برابر زنان از هیچ نوع خشونتی دریغ نکردهاند و برای حذف حضور و صدای زنان از جامعه و خیابان، به بدترین شکل ممکن به خشونت و تجاوز متوسل شدهاند.
در فرمان شماره ۱۸ رهبر طالبان درباره زنان، تمام حق انسانی از آنها گرفته شده و براساس آن، زنان در برابر مردان هیچگونه ادعایی نمیتوانند داشته باشند. در این فرمان زنان نمیتوانند تحت هیچ شرایطی درخواست جدایی از یک زندگی مشترک را داشته باشند و تمام امورات زندگی در کنترول مردان است.
به رسمیت شناختن کودک همسری نکته مهم دیگر این فرمان است که از نظر حقوقدانان پیامدهای بسیار ویرانگر به زنان افغانستان دارد. از نظر حقوقدانان این قانون که به پدر و خانواده دختر اجازه مطلق داده است، ازدواجهای اجباری وکودک همسری را افزایش میدهد. هرچند عفو بینالملل و نهادهای حقوقی داخلی و بینالمللی این فرمان را نکوهش کردهاند اما چنانچه تجربه این پنج سال نشان میدهد گوش طالبان بدهکار این واکنشها نیست و مانع طرح و برنامههای آنها نمیشود.
این مسئله و کل برخورد طالبان در قبال زنان باعث شده موجی از اعتراضات در داخل و بیرون از افغانستان علیه گروه حاکم شکل بگیرد. این واکنشها زمانی برجسته شد که طالبان در هرات زنان را فقط به خاطر نداشتن حجاب مورد نظرشان زندانی و شکنجه کردند. در چند روز پی هم گزارشهایی منتشر شد که گروه گروه از زنان را از خیابانها مستقیم به زندان بردهاند، بدون آنکه به خانوادههای آنها اطلاعی داده باشند. مسؤلین گروه طالبان فراتر از این رفتند و در واکنش به اعتراض مردم، زنان و مردان را به گلوله بستهاند.
آنچه بسیار مهم است و جای پرسش دارد این است چگونه در چنین زمانهای این گروه تلاش میکند زنان را به طور کامل از جامعه حذف کند؟ چطور تصور میکنند بدون زنان میتواند این جامعه تداوم پیدا کند؟ و مهمتر اینکه چطور به این نتیجه رسیدهاند که میتوانند یک زندگی را متوقف کنند؟!
در پنج سال ظلم و شکنجه زنان و حذف آنها از جامعه، صدای زنان همچنان بلند بوده و کلاسها و آموزشها بهصورت زیر زمینی و آنلاین جریان داشته است. در بیرون از افغانستان زنان توانستهاند جریان مهمی را شکل بدهند و تا مهمترین دادگاههای جهانی صدای زنان این کشور را برسانند. خواست اصلی زنان در بیرون از کشور نیز به رسمیتشناسی کار آموزش و آزادی زنان افغانستان است. باوجود تمام محدودیتها، زنان توانسته اند شعر و ادبیات تولید کنند و در همبستگی جامعهی زنان و بیداری و رشد خود تلاشهای موثر انجام دهند. | 130 |
| 16 | بخش دوم
شاپورخواست فراتر از یک ناشر، یک دانشگاه فرهنگی است
در ادامه آیین، دکتر کیانوش رستمی، روزنامهنگار، مدیرمسئول هفتهنامه سیمره و عضو انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان)، سخنان خود را با تأکید بر جایگاه کتاب در نظام ارتباطی بشر آغاز کرد. وی گفت: کتاب، یک رسانه است و از قدیمیترین ابزارهای ارتباط مکتوب در جهان به شمار میآید. به گفته دکتر رستمی، با وجود گسترش رسانههای نوین، کتاب هنوز ماندگار است و کارکرد خود را از دست نداده است؛ البته مشروط بر آنکه کتاب، کتابی خوب و اثرگذار باشد. این روزنامهنگار در ادامه به بخشی از تاریخ مطبوعات استان لرستان اشاره کرد و ضمن بیان نکاتی درباره اقتصاد رسانه و سواد رسانهای، انتشارات شاپورخواست را یک مؤسسه عظیم فرهنگی در غرب ایران توصیف کرد. وی تأکید کرد که چنین مؤسساتی باید مورد حمایت جدیتر مسئولان قرار گیرند، زیرا نقش آنها فقط انتشار کتاب نیست، بلکه در واقع در حال تولید، حفظ و انتقال فرهنگ هستند. دکتر رستمی با اشاره به انتشار حدود ۹۰۰ عنوان کتاب توسط انتشارات شاپورخواست گفت این مجموعه فرهنگی بیش از دو دهه است که در گسترش فرهنگ مکتوب و معرفی میراث فکری، تاریخی و فرهنگی لرستان نقشآفرینی کرده است. وی افزود که بسیاری از کتابهای منتشرشده توسط این انتشارات، در سطح ملی قابل ارزیابیاند و باید این ظرفیت مهم فرهنگی را قدر دانست. به باور وی، انتشارات شاپورخواست فقط یک ناشر نیست، بلکه خود بهمثابه یک دانشگاه، یک ظرفیت فرهنگی و یک نهاد اثرگذار در استان لرستان عمل کرده است.
جامعه و نیاز به تداوم و استمرار؛ تبدیل سرمایه فرهنگی به نهاد اجتماعی
در بخش دیگری از نشست، دکتر مجتبی ترکارانی، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی، با نگاهی جامعهشناختی به فعالیتهای استاد ستوده و انتشارات شاپورخواست پرداخت. وی با اشاره به بیش از ۲۰ سال فعالیت مستمر این انتشارات و انتشار ۹۰۰ عنوان کتاب گفت که چنین فعالیتی در استان لرستان بسیار ارزشمند است، زیرا یکی از مسائل مهم در بسیاری از حوزههای فرهنگی و اجتماعی، ضعف در نهادسازی و نبود استمرار نهادی است. دکتر ترکارانی توضیح داد که وقتی یک مؤسسه انتشاراتی در یک استان بیش از دو دهه بهصورت مستمر فعالیت میکند، این امر از منظر جامعهشناسی نشانهای از شکلگیری یک نهاد فرهنگی پایدار است. به گفته او، ارزش کار استاد ستوده فقط در تعداد کتابهای منتشرشده خلاصه نمیشود، بلکه در استمرار، پایداری و نهادسازی فرهنگی نهفته است. وی با اشاره به توانمندیهای استاد ستوده در حوزه سندپژوهی گفت که آقای ستوده فقط یک ناشر نیست، بلکه به دلیل اطلاعات تاریخی گسترده و ارتباط با برخی خانوادههای قدیمی خرمآباد، مهارتی ارزشمند در شناسایی، گردآوری و فهم اسناد تاریخی به دست آورده است. دکتر ترکارانی همچنین با اشاره به پیشینه خانوادگی و فرهنگی استاد ستوده اظهار داشت که ایشان متعلق به یک تبار فرهنگی و دیوانی است و همین تبار در شخصیت و فعالیتهای امروز او تداوم یافته است. وی این امر را نوعی سرمایه دانست که در فعالیتهای فرهنگی استاد ستوده نمود یافته است. به گفته او، ویژگی برجسته استاد ستوده این است که توانسته سرمایه فرهنگی را از یک نسل به نسل دیگر منتقل کند و سپس آن را به سرمایه اجتماعی و نمادین تبدیل سازد. وی افزود که تأسیس و تداوم فعالیت انتشارات شاپورخواست در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ زیرا این انتشارات بستری برای تبدیل سرمایه فرهنگی به نهادی اجتماعی و نمادین فراهم کرده است. دکتر ترکارانی تأکید کرد که جامعه باید سرمایههای فرهنگی، اجتماعی و نمادینی را که با دنیای مدرن سازگار هستند حفظ کند و آنها را در مسیر توسعه به کار گیرد.
در پایان این نشست، حاضران نیز دیدگاههای خود را درباره فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، نشر کتاب، نقش سازمانهای مردمنهاد و ضرورت حمایت از مؤسسات فرهنگی استان بیان کردند.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
#بزرگداشت
#دفتر_لرستان
#سید_یدالله_ستوده
🇮🇷
🆔 @irancsca | 141 |
| 17 | از کلاس درس تا اسناد تاریخی؛ روایت سالها تلاش در مسیر حفظ هویت
گزارش برگزاری آیین تجلیل سید یدالله ستوده؛ ناشر و پژوهشگر پیشکسوت لرستان
سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ | دانشگاه لرستان
آیین تجلیل از استاد سید یدالله ستوده، ناشر، سندپژوه و پژوهشگر پیشکسوت لرستان، روز سهشنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در دانشگاه لرستان برگزار شد. این برنامه به همت مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان) و در قالب سلسلهنشستهای «لرستاننامه» برگزار شد.
گنجینهای از ۵۰۰۰ سند تاریخی لرستان از صفویه تا قاجار در انتظار انتشار
در آغاز این نشست، استاد سیدیدالله ستوده ضمن بیان خاطراتی از دوران معلمی خود، به بخشی از فعالیتهای فرهنگی و انتشاراتیاش اشاره کرد. وی درباره شکلگیری و فعالیتهای انتشارات «شاپورخواست» توضیح داد و این انتشارات را حاصل سالها تلاش در مسیر گردآوری، حفظ و انتشار منابع مرتبط با تاریخ، فرهنگ و هویت لرستان دانست. استاد ستوده در سخنان خود اعلام کرد که تاکنون موفق به گردآوری بیش از پنج هزار سند تاریخی درباره لرستان شده است. این اسناد متعلق به دورههای مختلف تاریخی از جمله صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه هستند و بخشی از آنها نیز به تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی دوران مشروطه در استان لرستان مربوط میشود. وی با تأکید بر اهمیت این گنجینه اسنادی، اظهار داشت که این مجموعه میتواند منبعی ارزشمند برای پژوهشگران، مورخان، دانشجویان و علاقهمندان به تاریخ لرستان باشد. استاد ستوده همچنین خواستار حمایت جدیتر مسئولان استان از انتشارات شاپورخواست شد و گفت که در صورت فراهم شدن حمایتهای لازم، میتوان این اسناد را به شکل کتابهای معتبر و پژوهشی آمادهسازی و منتشر کرد تا در اختیار جامعه علمی و فرهنگی استان و کشور قرار گیرد.
تلاقی معلمی، پژوهشگری و نشر در مسیر حفظ هویت منطقهای
در ادامه نشست، دکتر علی نوری، مدیر مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان، در سخنانی به جایگاه چندوجهی استاد ستوده در فرهنگ لرستان اشاره کرد. وی گفت استاد ستوده را نمیتوان تنها در یک عنوان محدود کرد، زیرا ایشان دارای چند شأن مهم است که هر یک بهتنهایی شایسته برگزاری مراسمی مستقل برای تجلیل و بررسی است. دکتر نوری نخستین وجه شخصیت استاد ستوده را شأن معلمی دانست و تأکید کرد که معلمی در فرهنگ لرستان جایگاهی والا و ریشهدار دارد. وی افزود که استاد ستوده در کنار معلمی، در حوزه پژوهشگری و سندپژوهی نیز نقش مهمی ایفا کرده است؛ زیرا تبدیل اسناد تاریخی به متون قابل استفاده پژوهشی، نیازمند تجربه، دقت، شناخت تاریخی و صرف زمان فراوان است. مدیر مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان همچنین به نقش استاد ستوده در حوزه نشر اشاره کرد. به گفته وی، شأن دیگر استاد ستوده، حمایتگری، ترویج و حفظ فرهنگ لرستان است؛ شأنی که نشان میدهد فعالیتهای ایشان صرفاً محدود به انتشار کتاب نبوده، بلکه در مسیر تقویت فرهنگ مکتوب و هویت فرهنگی استان قرار داشته است.
سلسله نشستهای لرستاننامه؛ پروژهای برای بازخوانی و معرفی ظرفیتهای علمی و تاریخی استان
در بخش دیگری از نشست، دکتر مسعود زمانی مقدم، مدیر دفتر انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در لرستان و عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان، که مدیریت این برنامه را بر عهده داشت، درباره اهداف برگزاری سلسله نشستهای لرستاننامه سخن گفت. وی اظهار داشت که مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان) در نظر دارند این نشستها را در آینده نیز بهصورت حضوری و مجازی ادامه دهند. به گفته او، هدف اصلی از برگزاری این برنامهها، معرفی ظرفیتهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی استان لرستان در مسیر توسعه و رشد فرهنگی استان است. دکتر زمانیمقدم با اشاره به اهمیت نهادسازی علمی و فرهنگی گفت که برای تحقق چنین هدفی، لازم است جامعه از سطح فرهنگ شفاهی فراتر برود و به سمت فرهنگ مکتوب حرکت کند. وی تأکید کرد که تجربه و فعالیتهای ارزشمند استاد ستوده در انتشارات شاپورخواست دقیقاً در همین مسیر قابل تحلیل است؛ زیرا گردآوری اسناد، انتشار کتاب و ثبت مکتوب تاریخ و فرهنگ محلی، از مهمترین پایههای نهادسازی علمی و فرهنگی به شمار میآید. به گفته وی، سلسله نشستهای لرستاننامه میتواند فرصتی برای بازخوانی ظرفیتهای استان، شناسایی کنشگران فرهنگی، پیوند دانشگاه با جامعه و تقویت گفتوگوهای علمی و اجتماعی درباره مسائل لرستان باشد.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
#بزرگداشت
#دفتر_لرستان
#سید_یدالله_ستوده
🇮🇷
🆔 @irancsca | 101 |
| 18 | از کلاس درس تا اسناد تاریخی؛ روایت سالها تلاش در مسیر حفظ هویت
گزارش برگزاری آیین تجلیل سید یدالله ستوده؛ ناشر و پژوهشگر پیشکسوت لرستان
سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ | دانشگاه لرستان
آیین تجلیل از استاد سید یدالله ستوده، ناشر، سندپژوه و پژوهشگر پیشکسوت لرستان، روز سهشنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در دانشگاه لرستان برگزار شد. این برنامه به همت مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان و #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات (دفتر لرستان) و در قالب سلسلهنشستهای «لرستاننامه» برگزار شد.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
#بزرگداشت
#دفتر_لرستان
#سید_یدالله_ستوده
🇮🇷
🆔 @irancsa | 102 |
| 19 | 🔺 خیابان مقدمهی ایجاد یک ائتلاف ملی
(بخش دوم)
امروز ما میتوانیم بار دیگر خیابان را به بستری برای تقویت روح ملی، بروز نشاط اجتماعی و تجلیِ هویت جمعی تبدیل کنیم. نگاه کنید به نمونهی «میدان تجریش»؛ جایی که در فاصلهای کوتاه، تلاقیِ سنت و مدرنیته را به وضوح میتوان دید. تجریش، ویترینی از تنوعِ نسلها و دیدگاههاست؛ از فضای عبادیِ امامزاده صالح تا ریختِ اجتماعیِ مشتریانِ بازارهای سنتی و پاساژهای مدرن.
میدان تجریش، الگویی از «تکثر در پیرامون یک کانونِ شهری» است؛ جایی که تنوعِ موضع، دیدگاه و پوشش در کنار هم همزیستی میکنند و طیف وسیعی از «میداندارهای حماسیِ دوران جنگ» تا «دورهمیهای گردشگرانه» را در خود جای میدهد. ما به چنین فضاهایی برای بازیابیِ هویتِ ملیمان نیاز داریم.
افق گسترش اجتماعی و گفتوگو
اگر مسیر میدان در جهت ایجاد یک ائتلاف ملی ادامه یابد، امکان نوعی گسترش همگرایی اجتماعی فراهم خواهد شد. باید با ایجاد پیوند میام جریان میانه تغییرخواه درون نظام در یک همبستگی با کنشگران شبانه خیابانها، ساختن آینده جامعه را دنبال کرد. چنین روندی میتواند میدان را به عرصهای برای گفتوگوهای گستردهتر اجتماعی و سیاسی تبدیل کند.
آنهایی که ادعای داشتن آرمان سرافرازی و ثبات ایران را دارند _اگر صادق هستند_ باید از صداگذاری روی صدای واقعی خیابان اجتناب کنند. همه مردم، چه حاضر در خیابان و چه تغییرخواهان ثباتگرا، همه با هم، آیندهساز ایران هستند.
@alirabiei_ir
🇮🇷
🆔 @irancsca | 90 |
| 20 | 🔺خیابان، مقدمهی ایجاد یک ائتلاف ملی
✍ علی ربیعی، رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
(بخش اول)
خیابان در متن جنگ
در «جنگ»، عنصر «خیابان» را نمیتوان نادیده گرفت. در نظر دارم در سلسله یادداشتهایی، موضوع «جامعه و جنگ» را به بحث بگذارم. یکی از مهمترین سرفصلهای این بحث، نسبت «خیابان و جنگ» است؛ پدیدهای قابل تأمل که ابعاد اجتماعی و سیاسی متعددی دارد.
«خیابان و جنگ» صرفاً یک پدیدهی موقت یا لحظهای گذرا نیست. این پدیده از حضور غریزی، داوطلبانه و وطندوستانهی مردم آغاز میشود و تا شکلگیری صداهای مدّعی نمایندگی خیابان امتداد مییابد؛ جریانهایی که میخواستند یا میخواهند خود را صدای واقعی خیابان معرفی کنند. موضوع خیابان را نباید بهمثابه پدیدهای موقت و هیجانی نگریست. لازم است عناصر شکلدهنده آن، نیروهای مؤثر بر تداومش، و نیز عوامل مصادرهکننده و فرسایشی آن را بهدقت بررسی کرد.
من برای «خیابان» احترام قائلم و آن را بهعنوان یک پدیده اجتماعیِ بالقوه مقاومتساز مینگرم؛ تجربهای زیسته که برای من فراموشنشدنی است. در دفاع میهنی ۱۲ روزه، روزهایی که ترامپ گفته بود در خانه بمانند تا به آنها گفته شود بیرون بیایند، در روزهایی که بوی فراخوانهای خونین رویافروشان میآمد، در تهران ساکت وقتی صبح زود برای جلسه میرفتم، حتی با دیدن چراغ روشن یک مغازه چه حس خوبی داشتم. در غروب همان روز، در جلوی باغ فردوس، یک نوازنده گیتار، نوای امید را در خلوت ترسناک تهران که بوی کودتا میداد، در خیابان طنینانداز کرده بود.
در دفاع میهنی اخیر «جنگ رمضان» وقتی با «خیابان» و حضور مردم در آن مواجه شدم، با دیدن مقاومت مردم در خیابان احساس دلگرمی و غرور کردم. خودِ خیابان نوعی حسِ پیروزی ایجاد میکرد؛ احساسی که بهشدت اثرگذار بود. بسیاری از کسانی که به خیابان آمدند، نه بر اساس سازماندهی قبلی بلکه با نوعی غریزه طبیعی وارد میدان شدند. در واقع، آنچه آنها را به خیابان کشاند، بیشتر یک واکنش غریزی بود تا یک تصمیم برنامهریزیشده.
غریزه خطر و پیوند با یک درک سیاسی
آن غریزهای که مردم را به خیابان آورد، در واقع نوعی «حس خطر برای وطن» بود. همین حس خطر بود که باعث شد افراد به میدان بیایند. پس از آن، این حضور بهتدریج با پدیدار شدن اهداف دشمن، با نوعی فهم و برداشت ضداستعماری پیوند خورد و معنای سیاسیتری پیدا کرد.
از حضور خیابانی تا شکلگیری همگرایی
به مرور زمان، این فضا به نوعی پویایی اجتماعی در خیابانها تبدیل شد و میتواند در ادامه به شکلگیری یک ائتلاف ملی بینجامد. اگر خیابان به یک ائتلاف ملی تبدیل شود _و منظور از این ائتلاف صرفاً دوستی یا همراهی ساده نیست، بلکه یک همگرایی واقعی در سطح ملی است_ آنگاه میتوان افق تازهای برای حرکت اجتماعی تصور کرد.
جامعه دوقطبی و وجود یک بخش سوم
واقعیت این است که جامعه امروز بهشدت دوقطبی شده است. با این حال، در کنار این دو قطب، بخش سومی نیز وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. این بخش از جامعه که نه به هستهی سخت تعلق دارد و نه خواهان براندازی است، میتواند نقش مهمی در تحولات اجتماعی ایفا کند.
در یادداشتی که اخیرا در روزنامه اطلاعات منتشر کردم، از کسانی که در فراخوان دشمن به خیابان نیامدند نیز قدردانی کردم. در آن یادداشت تلاش کردم کسانی را که به خیابان آمدند و کسانی را که نیامدند، در یک چارچوب مشترک ببینم و میان آنها پیوندی برقرار کنم.
بر اساس نظرسنجیها، بیش از ۶۰ درصد مردم _ و در بعضی موارد حتی نزدیک به ۷۰ درصد_ خواهان تغییر درون نظام هستند. این آمار نشان میدهد بخش بزرگی از جامعه در جستوجوی تغییر است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
از «خیابانِ مصادرهشده» تا «میدانِ تفاهم»
ما میتوانیم به جای مصادرهی خیابان یا تقلیلِ کارکرد آن، این فضا را به میدانی فزاینده برای حضور فراگیر و پرتفاهمِ همهی ایرانیان تبدیل کنیم. اساساً در فرهنگ و سنت ما، «خیابان» همواره مظهر تجلیِ حیات جمعی بوده است. اگر به تاریخ نگاه کنیم، نوروز در سالیان دور، شکوهِ خود را در خیابانها جشن میگرفت؛ اما آرامآرام این آیینِ جمعی به داخل خانهها عقبنشینی کرد و شکلی فردی به خود گرفت. این در حالی است که پیش از این، از چهارشنبهسوری و سیزدهبدر گرفته تا مناسکِ آیینی و عزاداریهای ملی، همگی در عرصهی عمومی و در دلِ خیابان ظهور پیدا میکردند. خیابان، همیشه عنصرِ پیونددهندهی همگان بود. | 100 |
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
