انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
رفتن به کانال در Telegram
کانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وبسایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca
نمایش بیشتر1 656
مشترکین
+124 ساعت
+47 روز
+2030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+29
در 2 کانالها
ژوئیه '26
+36
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+24
در 4 کانالها
Get PRO
مه '26
+14
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+16
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+35
در 11 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+48
در 18 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+50
در 24 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+27
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '25
+37
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+39
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+37
در 4 کانالها
Get PRO
مه '25
+173
در 16 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+33
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '25
+14
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+45
در 10 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+45
در 17 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+54
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+71
در 21 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+140
در 50 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+49
در 9 کانالها
Get PRO
اوت '24
+26
در 26 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+23
در 8 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+18
در 2 کانالها
Get PRO
مه '24
+28
در 14 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+9
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '24
+16
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+50
در 44 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+79
در 5 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+83
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+85
در 11 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+31
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+45
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+101
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+32
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+38
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+35
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+60
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+42
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+39
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+26
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+14
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+26
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+16
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+10
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+15
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+457
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 26 اوت | 0 | |||
| 25 اوت | +1 | |||
| 24 اوت | 0 | |||
| 23 اوت | 0 | |||
| 22 اوت | 0 | |||
| 21 اوت | +2 | |||
| 20 اوت | +1 | |||
| 19 اوت | +1 | |||
| 18 اوت | +1 | |||
| 17 اوت | 0 | |||
| 16 اوت | +1 | |||
| 15 اوت | 0 | |||
| 14 اوت | +3 | |||
| 13 اوت | +1 | |||
| 12 اوت | +1 | |||
| 11 اوت | +2 | |||
| 10 اوت | +2 | |||
| 09 اوت | 0 | |||
| 08 اوت | 0 | |||
| 07 اوت | +3 | |||
| 06 اوت | +5 | |||
| 05 اوت | +4 | |||
| 04 اوت | +1 | |||
| 03 اوت | 0 | |||
| 02 اوت | 0 | |||
| 01 اوت | 0 |
پستهای کانال
💠 نهادسازی فرهنگی و رسانهای لرستان در زیستبوم فرهنگی ایران
✍️ مسعود زمانی مقدم
مدیر دفتر #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات ( دفتر لرستان)
🔸 منتشرشده در هفتهنامۀ سیمره، شمارۀ ۸۳۲، ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، صفحات ۱ و ۲.
🇮🇷
🆔 @irancsca
| 2 | 💠 نهادسازی فرهنگی و رسانهای لرستان در زیستبوم فرهنگی ایران
✍️ مسعود زمانی مقدم
مدیر دفتر #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات ( دفتر لرستان)
🔸 منتشرشده در هفتهنامۀ سیمره، شمارۀ ۸۳۲، ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، صفحات ۱ و ۲.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 1 |
| 3 | 🔳 مرجعيت ملى رسانه در ايران، مساله بازنمايى و روايتسازى
از منظر اخلاق رسانه
🔻انجمن ايرانى #اخلاق در علوم و فناورى برگزار ميكند: با حضور
دكتر #يونس_شكرخواه
دكتر #بشير_معتمدى
دكتر #حسن_نمكدوست
▫️دوشنبه ٩ شهريور ساعت ١٢:٣٠
▫️نشانى: ميدان توحيد - خيابان نصرت غربى - پلاک ۵۶
🔹لينك نشست گوگل ميت | 72 |
| 4 | #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات و خانه روزنامهنگاران شهر برگزار می کند
🔴 کسب و کارها در زمانه جنگ
مهمانان نشست:
➖دکتر مسعود کوثری
استاد ارتباطات دانشگاه تهران
➖دکتر احسان شاه قاسمی
استاد ارتباطات دانشگاه تهران
➖دکتر محمد حسن یادگاری
استاد ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی
➖دکتر محمدعلی الستی
استاد جامعه شناسی ارتباطات
دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز
⌚️زمان برگزاری :
چهارشنبه ۴ شهریورماه ۱۴۰۵
از ساعت ۱۷ الی ۱۹
📍مکان برگزاری:
سه راه طالقانی- خانه روزنامه نگاران شهر
🇮🇷
🆔 @irancsca | 223 |
| 5 | 🔴 انتقادورزی در پیِ علمورزی
✍️ مسعود زمانی مقدم (جامعهشناس)
🔹روزنامه فرهیختگان، شمارۀ ۴۴۸۸، ۲۹ مرداد ۱۴۰۴، صفحۀ ۷
علمورزی یعنی درک واقعیت، نه صرفاً فریاد زدن علیه آن. نخست باید تأکید کرد که هر علم اصیل، در ذات خود واجد وجهی انتقادی است. دانایی همواره با نوعی نارضایتی از وضع موجود همراه است؛ چون فهم و دانش جدید، لاجرم ضعفها و کاستیهای موجود را شناسایی کرده و برجسته میسازد. از این منظر، حتی دانشمندانی که بهظاهر در دستهبندیهای متعارف «محافظهکار» جای میگیرند نیز در فرایند علمورزیشان، نقادی میکنند. اما آنچه تفاوت میآفریند، شدت، جهتگیری و بنیانهای انتقاد است. انتقاد علمی، برخلاف نقدهای سطحی، با واقعبینی همراه است و از دل کاوش در واقعیت و بهصورت روشمند پدید میآید، نه از احساسات یا واکنشهای شتابزده و روشهای عامیانه.
باید توجه داشت که وقتی نقد و نقادی از بستر واقعیتهای عینی و فهم زمینهمند جدا شود، ممکن است بدل به توهماندیشی و ابتذال تفکر میشود. در چنین حالتی، گفتمان انتقادی نهتنها فهمی از واقعیت عرضه نمیکند، بلکه بهشکلی تناقضآمیز، بر ضد همان چیزی عمل میکند که مدعی دفاع از آن است؛ یعنی علم، حقیقت، یا عدالت. چنین انتقادی در نهایت بیشتر از آنکه روشنگر باشد، مخدوشکنندۀ درک درست از واقعیت است و چهبسا بنیانهای فهم اجتماعی را از درون تهی میسازد.
از همینرو، باید بر این اصل پای فشرد که کار دانشمند در وهلۀ نخست، علمورزی است، نه صرفاً انتقادورزی. علم اجتماعی بیش و پیش از آنکه عرصۀ خشم و گلایه و احساسات باشد، عرصۀ مشاهده، تحلیل و تبیین است. وظیفۀ دانشمند اجتماعی در تحلیلهایش نالیدن روشنفکرانه یا بروز احساسات خشمگینانه نیست، بلکه انجام بررسیهای منسجم اجتماعی است که بهطور درونی و روشمند، حاوی نقد اجتماعی نیز هستند؛ بیآنکه به دام تحریک هیجانات مخاطبان یا سادهسازیهای عوامگرایانه بیفتد. این تمایز، نهتنها وجهی معرفتی دارد، بلکه حامل مسئولیتی اخلاقی در قبال جامعه نیز میباشد.
در علم اجتماعی بهطور خاص، توجه به زمینهها و بومهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی نقشی محوری دارد. درک مفاهیم جامعه، مناسبات قدرت، و کنشهای انسانی بدون رجوع به شرایط خاص هر جامعه، نتیجهای جز تحلیلهای ناقص یا گمراهکننده ندارد. به همین دلیل، بسیاری از نظریهپردازان ایرانی خارج از کشور -با وجود تبحر نظریشان- فهمی نسبتاً انتزاعی، سطحی یا ناهماهنگ با واقعیتهای ایران دارند. زیستن در یک بوم اجتماعی، تجربهکردن آن، و لمسکردن واقعیات روزمره، شرطی مهم برای نظریهپردازی و بهتبع آن انتقادورزی دقیق و اثرگذار در علوم اجتماعی است.
افزون بر این، غفلت از زمینهمندی، و در عوض، شیفتگی نسبت به نظریههای انتزاعی و نامتناسب با بوم ایران، یکی از دلایل اصلی ضعف گفتمانهای علمی و انتقادی در علوم اجتماعی ماست. به این عوامل، رویکردهای انتقادی اغراقآمیز را نیز باید افزود که گاه نهتنها کمکی به اصلاح ساختارها نمیکنند، بلکه میدان علم را به جولانگاه نارضایتیهای شخصی و کلیگوییهای فرساینده تبدیل میکنند.
در این میان، باید نکتهای اخلاقی و بنیادین را نیز فراموش نکرد: دانشمند خود بخشی از جامعه است و نمیتواند خود را برکنار یا برتر از مردم بداند؛ از اینرو، اخلاقاً نیز نباید با تحقیر مردم، تیشه به ریشۀ اجتماعی خود بزند. چنین نگاهی نهتنها ناسازگار با منش علمی است، بلکه در نهایت به بیگانگی روزافزون علوم اجتماعی با جامعه منجر میشود؛ بیگانگیای که خود مانعی مهم بر سر راه تأثیرگذاری اجتماعی دانش و دانشورزی است.
با اینحال، علمورزیِ اصیل، تنها متکی بر ارادۀ فردی دانشمند نیست. یکی از لوازم ضروری برای بالندگی دانش اجتماعی، وجود آزادیهای مدنی، بهویژه آزادیهای رسانهای و دانشگاهی است. بدون فراهمبودن زمینۀ آزادی بیان، دسترسی به اطلاعات و امکان گفتوگو و نقد در فضای عمومی، علم به محاق میرود و تحلیلهای اجتماعی به سانسور، خودسانسوری یا محافظهکاریِ اجباری گرفتار میشوند. همانگونه که علم نیازمند دقت و روش است، به همان میزان نیازمند فضاست؛ فضایی باز، امن و گفتوگوپذیر.
ادامه و متن کامل یادداشت را (اینجا) بخوانید.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 186 |
| 6 | بنا به اعلام روابط عمومی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، این مجموعه در پی جنگهای تحمیلی دوازدهروزه و جنگ رمضان از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و با توجه به ضرورت شناخت ابعاد و پیامدهای جنگ و الزامات دوره پساجنگ تهیه و منتشر شده است. جلدهای اول تا ششم این مجموعه توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جلدهای هفتم تا دوازدهم توسط موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم منتشر شده است.
این مجموعه با رویکردی پژوهشمحور به تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با پیامدهای جنگ و مسیر بازسازی پس از آن پرداخته است. در این مطالعات، بازسازی پساجنگ صرفاً به معنای بازسازی زیرساختهای فیزیکی و اقتصادی تلقی نشده، بلکه بهعنوان فرایندی چندبعدی مورد بررسی قرار گرفته است؛ فرایندی که در کنار بازسازی اقتصادی و عمرانی، نیازمند ترمیم سرمایه اجتماعی، بازسازی اعتماد عمومی، احیای امید، تقویت مشارکت اجتماعی، بازسازی ظرفیتهای نهادی و فرهنگی و بازآرایی مناسبات دولت و جامعه است.
تجربه کشورهای مورد بررسی در این مجموعه نشان میدهد که موفقیت و پایداری بازسازی پساجنگ تا حد زیادی به ظرفیتهای اجتماعی و فرهنگی، مشارکت مردم، تقویت نهادهای عمومی و محلی و بازسازی اعتماد عمومی وابسته است. از این منظر، مطالعه تجربههای جهانی میتواند به شناخت دقیقتر پیامدهای اجتماعی و فرهنگی جنگ و طراحی سیاستهای مؤثر برای دوره پساجنگ کمک کند.
در تهیه این مجموعه علاوه بر پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، دفتر سیاستگذاری و برنامهریزی فرهنگی معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و انجمن انسان شناسی ایران همکاری داشته اند.
عناوین ۱۲ جلد این مجموعه به این شرح است:
جلد اول: مدلهای بازسازی و پیامدهای آنها
بررسی مدلهای مختلف بازسازی و پیامدهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آنها.
جلد دوم: سیاست، اقتصاد و جامعه در بازسازی پساجنگ
بررسی پیوند میان سیاست، اقتصاد و تحولات اجتماعی در فرایند بازسازی جوامع پساجنگ.
جلد سوم: بازسازی سیاست و جامعه در خاورمیانه پساجنگ
مطالعه تجربه کشورهای خاورمیانه و چالشهای سیاسی و اجتماعی بازسازی در این منطقه.
جلد چهارم: سیاستگذاریها و بازسازیهای پساجنگ در آسیا و اروپا
بررسی سیاستها و تجربههای کشورهای آسیایی و اروپایی در مواجهه با دوره پساجنگ.
جلد پنجم: سیاستگذاریها و تجربه بازسازی فرهنگی و اجتماعی ژاپن
بررسی تجربه ژاپن در بازسازی فرهنگی و اجتماعی پس از جنگ و سیاستهای اتخاذشده در این مسیر.
جلد ششم: گردشگری پساجنگ، حافظه و هویت ملی
بررسی نقش گردشگری، حافظه جمعی و هویت ملی در فرایند بازسازی جوامع پساجنگ.
جلد هفتم: رویکرد شناختی به جنگ و پساجنگ
بررسی ابعاد شناختی و ادراکی جنگ و پیامدهای آن در دوره پساجنگ.
جلد هشتم: بازسازی شهری در پساجنگ
مطالعه تجربههای بازسازی شهرها و زیرساختهای شهری پس از جنگ.
جلد نهم: آموزش عالی و بازسازی پساجنگ
بررسی نقش آموزش عالی در فرایند بازسازی و مواجهه دانشگاهها با شرایط پساجنگ.
جلد دهم: بازسازی آموزش عالی و دانشگاه پساجنگ
مطالعه سیاستها و تجربههای بازسازی دانشگاهها و نظام آموزش عالی در دوره پساجنگ.
جلد یازدهم: آموزش عالی پساجنگ در خاورمیانه
بررسی تجربه نظامهای آموزش عالی کشورهای خاورمیانه در شرایط پساجنگ.
جلد دوازدهم: سیاستگذاری علم در شرایط پساجنگ
بررسی سیاستگذاری علم و نقش نظام علمی و پژوهشی در مواجهه با شرایط پساجنگ.
این مجموعه میکوشد با انتقال و تحلیل تجربههای جهانی، تصویری جامعتر از الزامات بازسازی پساجنگ ارائه دهد و منابعی برای مدیران، سیاستگذاران، پژوهشگران و نهادهای تصمیمگیر فراهم آورد تا در طراحی سیاستهای دوره پساجنگ، علاوه بر ابعاد اقتصادی و عمرانی، به مؤلفههای اجتماعی، فرهنگی، نهادی و علمی نیز توجه شود.
انتشار این مجموعه، گامی در جهت تبدیل تجربههای جهانی بازسازی پساجنگ به منابع قابل استفاده برای مطالعه، سیاستگذاری و برنامهریزی در ایران است. | 156 |
| 7 | مجموعه ۱۲جلدی «تجربههای جهانی بازسازی پساجنگ» منتشر شد
بررسی تجربههای جهانی بازسازی اجتماعی، فرهنگی، نهادی و علمی در دوره پساجنگ
مجموعه ۱۲جلدی «تجربههای جهانی بازسازی پساجنگ» منتشر شد
مجموعه ۱۲جلدی «تجربههای جهانی بازسازی پساجنگ» با هدف شناخت ابعاد و پیامدهای جنگ و بهرهگیری از تجربههای کشورهای مختلف در زمینه بازسازی جوامع پساجنگ، از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و موسسات پژوهشی وزارت علوم،تحقیقات و فناوری به کوشش لیلا اردبیلی و جبار رحمانی و مشارکت ۲۵ مترجم ، انجام و منتشر شد. | 133 |
| 8 | ⭕️ رسانۀ «آزاد» و حق گفتوگو
✍🏻محمد مالجو
تفهیم اتهام به مهدی احمدی، مدیر رسانۀ «آزاد»، در دادسرا و منع انتشار برنامههای این رسانه تا اطلاع ثانوی، صرفنظر از این که از نظر حقوقی «توقیف» نامیده شود یا «منع فعالیت»، مسئلهای فراتر از سرنوشت یک رسانه و مدیرش را پیش میکشد: در شرایط کنونی ایران با فضاهای مستقل گفتوگو چه باید کرد؟
«آزاد» را نباید صرفاً رسانهای متعلق به یک جریان سیاسی دانست که بتوان با تأیید یا رد مواضع مطروحه از زبان میهمانان برنامههایش دربارهاش داوری کرد. اهمیت چنین رسانهای در کارکردی است که میتواند برای فضای عمومی داشته باشد: تمهید امکان گفتوگو میان دیدگاههایی که لزوماً همسو نیستند، طرح پرسشهایی که در رسانههای رسمی اصلاً مجال طرح نمییابند و تبدیل اختلافات سیاسی و اجتماعی به موضوع گفتوگوی علنی. «آزاد» به این معنا بخشی از زیرساخت گفتوگوی عمومی است. ارزش این زیرساخت نیز دقیقاً در شرایطی آشکار میشود که جامعه با شکافها و اختلافات عمیق روبهروست.
از همینجاست که مسئلۀ مجوز اهمیت پیدا میکند. چهبسا، بر اساس قوانین موجود، فعالیت رسانهای در قالبی مشخص نیازمند کسب مجوز باشد، اما پذیرش این امر به معنای پایان پرسش نیست. مسئله فقط اجرای قانون نیست. خودِ تناسب نظام مجوزمحور با واقعیت رسانههای اینترنتی نیز باید محل پرسش باشد. رسانۀ اینترنتی امروزه نه دقیقاً روزنامه است و نه شبکۀ رادیویی و تلویزیونی به معنای کلاسیک. بخش مهمی از گفتوگوی عمومی جامعه در پلتفرمهای دیجیتال شکل گرفته و میلیونها نفر اخبار و تحلیل و گفتوگو را از همین مسیر دریافت میکنند. آیا در چنین شرایطی اصلاً میتوان سازوکارهایی را که برای نظم رسانهایِ دورهای دیگر طراحی شدهاند بدون بازاندیشی بر این فضای جدید اِعمال کرد؟
حتی اگر پاسخ حقوقی به این پرسش مثبت باشد، باز مسئلۀ پیآمدهای اجتماعیاش باقی میماند. تحدید یک فضای گفتوگوی عمومی لزوماً اختلافات را از میان نمیبرد بلکه فقط محل بروزشان را تغییر میدهد. اختلافی که میتوانست در یک گفتوگوی علنی مطرح شود در غیاب چنین فضایی قطعاً به شبکههای بسته و غیرشفاف و شایعه و سوءظن منتقل میشود. جامعهای که امکان دیدن و شنیدن اختلافات خویش را در فضاهای عمومی از دست میدهد الزاماً جامعهای آرامتر نمیشود بلکه فقط اختلافاتش را کمتر در قالبی مشاهدهپذیر و بیشتر یه شکلی مستعد سوءتفاهم و افراط تجربه میکند.
برخورد با «آزاد» را از این منظر نمیتوان به یک تصمیم اداری یا قضایی تقلیل داد. مشکل عبارت است از تصمیمی سیاسی دربارۀ حدود تحمل قدرت در برابر جامعه. وقتی در جامعهای که با بحران اعتماد و شکافهای عمیق سیاسی و کاهش اعتبار رسانههای رسمی روبهروست یکی از مجاری گفتوگو بسته میشود، پیام سیاسیِ واضحی صادر شده است: با فضاهای گفتوگومحوری که خارج از سازوکارهای رسمی شکل گرفتهاند نمیتوان مدارا کرد. این رویکرد نه نشانۀ اقتدار بلکه نشانۀ ناتوانی ساختار قدرت در تحمل تکثر اجتماعی و گفتوگوی مستقل است.
اعتراض به برخورد با «آزاد» از همینجا آغاز میشود: جامعهای که حق پرسیدن و شنیدن و اختلافنظر را در فضای عمومی از دست بدهد، دیر یا زود اختلافات خود را در اَشکال دیگری بروز خواهد داد و مسئولیت پیآمدهای این انتقال را نمیتوان صرفاً بر دوش جامعه گذاشت. من و بسیارانی دیگر نمیخواهیم جامعه در چنین سراشیبِ فنایی بیفتد. قدرت نباید مجاری گفتوگو را ببندد. قدرت موظف است تحمل شنیدن صدای جامعه را بیاموزد. اگر همین حد محدود از مجراهای باقیمانده برای گفتوگو نیز امروز به نام قانون بسته شود، فردا شکافها بس عمیقتر از امروز خواهد شد. توقیف «آزاد» فقط افزودن دیواری دیگر میان جامعه و قدرت است.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 230 |
| 9 | 🔺 نگاهی به کتاب «رسانههای کوچک، انقلابهای بزرگ»؛ چگونه نوار کاست یک رژیم سیاسی را سرنگون کرد؟
✍ دکتر مسعود تقیآبادی
کتاب «رسانههای کوچک، انقلاب بزرگ؛ ارتباطات، فرهنگ و انقلاب ایران» نوشته آنابل سِربِرنی و علی محمدی، با ترجمه محمود مقدس و انتشار نشر کرگدن، روایتی متفاوت از انقلاب ۱۳۵۷ ارائه میکند؛ روایتی که به جای تمرکز بر رهبران سیاسی یا کشمکشهای ایدئولوژیک، نگاه خود را به مسیرهای گردش پیام در جامعه میدوزد.
اغلب روایتهای انقلاب ایران از اقتصاد، سیاست یا ایدئولوژی آغاز میشوند. این کتاب نقطه عزیمت دیگری برمیگزیند: ارتباطات. آنابل سِربِرنی، از شناختهشدهترین پژوهشگران مطالعات رسانه، همراه با علی محمدی، استاد ارتباطات، استدلال میکنند که بدون شناخت شبکههای ارتباطی غیررسمی، فهم انقلاب ایران ناقص خواهد ماند. کتاب نخستین بار در سال ۱۹۹۴ منتشر شد و طی سه دهه گذشته جایگاه خود را بهعنوان یکی از منابع مهم مطالعات ارتباطات سیاسی، اقتصاد سیاسی رسانه و پژوهشهای انقلاب حفظ کرده است.
هسته استدلال کتاب روشن است. رسانه فقط ابزاری برای انتقال پیام نیست؛ بخشی از سازوکار قدرت است و همزمان میتواند به بستری برای مقاومت تبدیل شود. در سالهای منتهی به انقلاب، رادیو و تلویزیون زیر سلطه کامل حکومت قرار داشت، اما شبکهای گسترده از رسانههای کوچک، که بر اعتماد اجتماعی و پیوندهای فرهنگی تکیه داشت، فضای دیگری برای گفتوگو و تبادل معنا پدید آورد. همین تجربه، بسیاری از فرضیههای رایج در نظریههای کلاسیک ارتباطات و توسعه را زیر سؤال میبرد؛ نظریههایی که رسانههای بزرگ را موتور اصلی دگرگونیهای اجتماعی میدانستند.
پژوهشگر در میانه تاریخ
پیشگفتار کتاب حالوهوای یک متن دانشگاهی معمول را ندارد. همهچیز با خاطره آغاز میشود. سربرنی و محمدی از موقعیتی مینویسند که در آن پژوهشگر دیگر صرفاً ناظر نیست؛ خود نیز در متن رویداد قرار گرفته است. سالها درباره انقلاب مطالعه کرده بودند و ناگهان در میانه یکی از مهمترین تحولات سیاسی قرن بیستم ایستادند.
همین تجربه زیسته به روش تحقیق آنان شکل داده است. انقلاب، از نگاه این دو نویسنده، تنها در اسناد رسمی، آمارها یا گزارشهای دولتی خلاصه نمیشود. تهران سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ با خیابانهایش، دانشگاه، بازار، مسجد، پارک ملت، دربند، صفهای سینما و گفتوگوهای روزمره مردم، بخشی از متن پژوهش است. سیاست پیش از آنکه در بیانیهها ثبت شود، در مناسبات روزمره جریان پیدا میکند. همین امتزاج مشاهده میدانی و تحلیل نظری، کتاب را از بسیاری از آثار کلاسیک مربوط به انقلاب ایران متمایز کرده است. خواننده جامعهای را میبیند که تغییر، آرامآرام در زبان، حافظه جمعی، روابط اجتماعی و شیوههای ارتباط میان مردم رسوخ میکند.
رسانه، مدرنیزاسیون و بحران اعتماد
دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی دوران سلطه نظریههای مدرنیزاسیون بر مطالعات ارتباطات بود. بر اساس این دیدگاه، توسعه اقتصادی و سیاسی به گسترش رسانههای جمعی، تمرکز نهادهای دولتی و نوسازی فرهنگی وابسته بود. تلویزیون، رادیو و مطبوعات سراسری قرار بود جامعهای مدرن و توسعهگرا بسازند. تجربه ایران مسیر دیگری را نشان داد. سربرنی و محمدی توضیح میدهند که رسانههای رسمی، به دلیل پیوند کامل با ساختار قدرت، نتوانستند نقش واسطهای میان حکومت و جامعه ایفا کنند. تلویزیون ملی، که نماد مدرنیته معرفی میشد، بیش از آنکه میدان گفتوگو باشد، بازتابدهنده زبان رسمی حکومت بود و همین فاصله، سرمایه اجتماعی آن را فرسوده کرد.
یکی از نکات قابل توجه کتاب همینجاست. هر اندازه کنترل دولت بر رسانههای بزرگ افزایش یابد، اگر امکان شکلگیری ارتباطات مستقل از میان نرود، جامعه راههای تازهای برای گردش اطلاعات پیدا خواهد کرد. تمرکز رسانهای الزاماً به تمرکز قدرت منجر نمیشود. گاهی برعکس، مسیرهای موازی را تقویت میکند. از این زاویه، انقلاب ایران فقط فروپاشی یک نظم سیاسی نبود؛ شکست نوعی تصور از ارتباطات نیز به شمار میرفت؛ تصوری که کنترل رسانه را معادل کنترل جامعه میدانست.
ادامه مطلب را اینجا بخوانید.
منبع: سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#کتاب
🇮🇷
🆔 @irancscahub | 176 |
| 10 | .
دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار میکند:
بنبست اطلاعرسانی
در این نشست با حضور محمد خدادی معاون مطبوعاتی دولت روحانی، احسان صالحی دبیر شورای اطلاع.رسانی دولت رئیسی و محمد گلزاری دبیر شورای اطلاعرسانی دولت پزشکیان این موضوعات مورد بررسی قرار میگیرد:
چرا دولتها در سالهای اخیر، با وجود برخورداری از نهادهای رسمی اطلاعرسانی، نمیتوانند تحولات اجتماعی را بهموقع تشخیص دهند و متناسب با تغییرات جامعه، شیوه ارتباط خود را بازتعریف کنند؟ چرا شوراهای اطلاعرسانی دولتها در بزنگاههای حساس، گاه به جای آنکه پیشدستانه عمل کنند، در موقعیت واکنش به بحران قرار گرفتهاند؟ آیا مسئله، ضعف در اطلاعرسانی است یا باید از یک «بنبست اطلاعرسانی» در رابطه دولت و جامعه سخن گفت؟»
زمان: سهشنبه (فردا) ، ۲۷ مرداد ، ساعت ۱۰ تا ۱۲
آدرس: خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات ، پلاک ۱۱
ورود برای عموم آزاد است.
@JournalistsClub1 | 243 |
| 11 | امروز روز تشکلها است. این روزها، بیش از هر زمان دیگری نیاز به ظرفیت اجتماعی داریم.
علی ربیعی
(رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات )
تجربههای اخیر به وضوح نشان میدهد که بخشی از بیثباتیهای اجتماعی، ناشی از ضعف کارکردی نهادهای میانجی است.
وقتی نهادهای مدنی به عنوان پل میان خواستههای مردم ومجراهای رسمی عمل نکنند،این پیوند گسسته شده و نارضایتیها به جای بازنمایی ساختارمند، در بسترهای غیررسمی و پرهزینه تخلیه میشوند.کمرنگ بودن این نهادها،جامعه را در مواجهه با فشارهای اقتصادی و بحرانهای روانی، بیدفاع میگذارد.
امروز، ضرورت تغییر رویکرد از سیاستگذاری کنترلی به سیاستگذاری ایجابی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورتِ اجتنابناپذیر برای بقا و پویاییِ جامعه در طوفان بحرانهاست.به جامعهای نیاز داریم که در آن، هر فرد،خود یک «کنشگر اجتماعی» باشد و نهادهای مدنی، نقش جدی در این زمینه داشته باشند.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 278 |
| 12 | اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه ایران تشکیل شد
نخستین مجمع عمومی اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه ایران در روزهای ۱۹ و ۲۰ مردادماه ۱۴۰۵، به میزبانی دانشگاه علامه طباطبایی و در محل وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار شد. این مجمع با حضور دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه از دانشگاههای مختلف کشور، با هدف ایجاد زمینهای برای همگرایی، شبکهسازی و تقویت همکاری میان انجمنهای علمی این حوزه برگزار شد.
این مجمع در دو روز و با برگزاری نشستهای تخصصی، سخنرانی استادان حوزه علوم ارتباطات، معارفه دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی و در نهایت برگزاری فرآیند انتخابات شورای مرکزی، دبیر و بازرس اتحادیه دنبال شد.
در نخستین روز مجمع، آیین افتتاحیه با حضور جمعی از استادان و چهرههای شناختهشده حوزه علوم ارتباطات برگزار شد. دکتر علی ربیعی (رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات)، دکتر حسامالدین آشنا، دکتر سید نورالدین رضویزاده، دکتر اعظم راودراد، دکتر وحید شالچی و دکتر محمد مهدی مولایی از سخنرانان این نشست بودند.
در این سخنرانیها، ضمن اشاره به اهمیت تشکیل اتحادیه انجمنهای علمی علوم ارتباطات و رسانه، بر ضرورت ایجاد پیوند و همگرایی میان انجمنهای علمی دانشجویی و ظرفیتهای دانشگاهی کشور تأکید شد. همچنین نقش علوم ارتباطات در میانجیگری میان دانشگاه و جامعه، فهم مسائل ارتباطی کشور و ایجاد زمینه برای گفتوگوی علمی و اجتماعی مورد توجه قرار گرفت.
پس از بخش افتتاحیه، نشست معارفه دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه برگزار شد. در این بخش، نمایندگان انجمنها ضمن معرفی فعالیتها و ظرفیتهای مجموعههای خود، به بیان دغدغهها و زمینههای همکاری مشترک پرداختند و درباره ضرورت شکلگیری شبکهای منسجم میان انجمنهای علمی این حوزه گفتوگو کردند.
روز دوم مجمع نیز دکتر هادی خانیکی به ایراد سخنرانی پرداخت. پس از آن انتخابات برگزار شد و دبیران و نمایندگان انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات و رسانه اعضای شورای مرکزی اتحادیه و بازرس اتحادیه را انتخاب کردند.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 395 |
| 13 | بدون متن... | 343 |
| 14 | نخستین نشست «گفتآمَد» با تقدیر از دکتر عبدالله گیویان
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، بر اساس برنامهریزی صورتگرفته، بنا دارد سلسلهنشستهای ماهانهای با عنوان «گفتآمَد» را با حضور استادان، دانشجویان، پژوهشگران و روزنامهنگاران و فعالان حوزه فرهنگ، رسانه، ارتباطات و مطالعات فرهنگی برگزار کند. هدف از این نشست، ایجاد زمینهای برای گپوگفت و دیدار میان پیشکسوتان، دانشجویان، اعضای انجمن و فعالان حوزه فرهنگ، هنر و رسانه است.
علاوه بر این، در هر نشست از یکی از چهرههای اثرگذار در حوزههای ارتباطات و مطالعات فرهنگی تقدیر خواهد شد.
در نخستین برنامه، از دکتر عبدالله گیویان، عضو انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، ضمن بررسی آثار وی، ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ در خانه روزنامهنگاران تقدیر شد.
مدیریت این مراسم را دکتر مسعود کوثری، عضو هیئتمدیره انجمن، بر عهده داشت. در این نشست، هادی خانیکی، حسامالدین آشنا، علی معزی و علی ربیعی درباره ابعاد مختلف شخصیت علمی، فکری و فرهنگی گیویان سخن گفتند و از سالها فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی او در حوزه ارتباطات و مطالعات فرهنگی یاد کردند. همچنین اعضای هیئتمدیره انجمن، از جمله دکتر اعظم دهصوفیانی و دکتر محمدمهدی مولایی، به همراه جمعی از مدیران گروههای تخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در این نشست حضور داشتند.
در پایان این مراسم، با اهدای لوح تقدیر از دکتر عبدالله گیویان، به پاس سالها فعالیت علمی، آموزشی و پژوهشی و نقش اثرگذار ایشان در حوزه ارتباطات و مطالعات فرهنگی، تقدیر و تجلیل به عمل آمد.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 301 |
| 15 | بدون متن... | 250 |
| 16 | بحران بیاعتمادی
محمدمهدی فرقانی، فریدون صدیقی و جلال خوشچهره از مصائب روزنامهنگاری و روزنامهنگاران سخن گفتند
[روزنامه سازندگی | ۲۰ مرداد ۱۴۰۵](https://saazandegi.ir/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF%DB%8C/)
نشست بررسی دلایل بیاعتمادی مردم به رسانهها صبح دوشنبه (۱۹ مردادماه) با حضور محمدمهدی فرقانی استاد باسابقه ارتباطات و روزنامهنگاری، فریدون صدیقی استاد روزنامهنگاری، جلال خوشچهره روزنامهنگار و تحلیلگر حوزه رسانه و اکبر منتجبی مدیرکل دفتر توسعه آموزش رسانه برگزار شد؛ نشستی که بهجای محدود شدن به بحث کلی درباره کاهش اعتماد عمومی، بخش مهمی از آن به روایت تجربه چند نسل از روزنامهنگاران و بررسی ریشههای ساختاری بحران رسانه در ایران اختصاص داشت.
سخنرانان در این نشست از کاهش تیراژ و مخاطب مطبوعات، از دست رفتن مرجعیت رسانهای، ضعف ساختار حرفهای، دخالت سیاستهای امنیتی و تبلیغاتی، فقدان استقلال رسانهها، مشکلات اقتصادی و ناامنی شغلی خبرنگاران همچنین فاصله گرفتن رسانهها از نیاز واقعی مخاطبان سخن گفتند. در این میان یک پرسش بیش از دیگر پرسشها تکرار شد: چرا رسانهای که زمانی میتوانست بر افکار عمومی اثر بگذارد و حتی در بزنگاههای تاریخی به یک نیروی اجتماعی تعیینکننده تبدیل شود، امروز برای بخش بزرگی از جامعه دیگر مرجع دریافت خبر و تحلیل نیست؟
▪︎اعتماد به تدریج ساخته میشود
▪︎میرزای بنویسی و جستوجوی حقیقت
▪︎وقتی روزنامه دیگر چیزی برای گفتن ندارد
▪︎ساختار رسانه هم بیمار است
▪︎خبرنگار؛ ارزانترین حلقه زنجیره رسانه
▪︎روزنامهنگار تخصص ندارد، مرجعیت هم شکل نمیگیرد
▪︎رسانه باید به مخاطب قدرت پیشبینی بدهد
▪︎چهار نوع کنش رسانهای در برابر بحران
▪︎«اگر نمیتوانیم راست بگوییم، دستکم دروغ نگوییم»
▪︎چرا در جنگ، مردم خبر را از جای دیگری میگیرند؟
▪︎مرجعیت رسانهای فقط با اصلاح حاکمیت بازنمیگردد
▪︎تشکل صنفی؛ حلقه مفقوده روزنامهنگاری
▪︎یک روز آزادی برای خبرنگاران؟
▪︎امید به بازگشت مرجعیت؛ از یکدهم تا یک روزنامه واقعی
خبرنگار: فائزه مومنی
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
🇮🇷
🆔 @irancscahub | 224 |
| 17 | ادامه:
روایت رسمی اگر بهجای حقیقت، فقط ابزار سیاست شود، جامعه دیگر آن را بهعنوان منبع فهم نمیپذیرد.
در نتیجه، هم روایت رسمی ضربه میخورد، هم جامعه در اغتشاش
ذهنی میافتد.
اگر بخواهم از تجربههای جهانی چند درس مشترک بیرون بکشم، به پنج نکته میرسم:
اول، اعتماد
هیچ پیام رسمیای اثر نمیکند مگر آنکه از درون، بر صداقت و اعتبار استوار باشد. اگر بالادستها خودشان به روایت درست و صادقانه باور نداشته باشند، اعتماد عمومی بازسازی نمیشود.
دوم، معنا
جامعه باید بداند برای چه چیزی مقاومت میکند. باید بداند آینده مطلوبش چیست. مقاومت بدون معنا، فرسایش میآورد.
سوم، سواد ادراکی
جامعه باید توان تبیین و تحلیل اطلاعات را داشته باشد. باید بتواند دستکاری روانی را تشخیص دهد. اینجا نقش نهاد علم و انجمنهای علمی بسیار مهم است.
چهارم، مشارکت
مردم نباید خود را فقط قربانی بحران ببینند؛ باید خود را بازیگر بحران بدانند. من باور دارم مردم در تجربههای اخیر، نه تماشاگر، بلکه کنشگر بودهاند.
پنجم، شبکههای حمایتی و ارتباطات انسانی
ارتباطات اجتماعی میتوانند منبع حمایت روانی باشند. این شبکهها در بحران، انسان را نگه میدارند.
در نهایت، من نقش رسانه و برساختهای پساحقیقت را بسیار جدی میدانم. اگر بخواهیم تابآوری اجتماعی را بالا ببریم، ناگزیر باید به این سمت برویم که رسانه چگونه اعتماد جلب میکند، مرجعیت رسانه چگونه به داخل بازمیگردد، و چگونه میتوان با مردم صادقانه گفتوگو کرد. من باور دارم باید از جامعه حمایت کرد و حمایت خواست، نه اینکه فقط از بالا برای جامعه نسخه نوشت.
و یک نکته را هم میخواهم روشن بگویم:
جامعه فقط آنهایی نیستند که به خیابان میآیند (و حضورشان بسیار ارزشمند لست). جامعه همه مردماند؛ آنهایی که در خیاباناند، آنهایی که در کوچه و بازار تردد میکنند، و حتی آنهایی که با فراخوانهای غیر خیر خواهانه ،ضد ملی وآشوبطلبانه همراه نشدند. همهی اینها جامعهاند و باید دیده شوند. اگر سیاستگذاری این واقعیت ساده را نبیند، باز هم شکافها عمیقتر میشوند.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 194 |
| 18 | ⭕️ تابآوری ادراکی؛ سرمایهی نامرئی که در بحران آشکار میشود
✍ علی ربیعی
(رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات )
سالهاست که ذهن من درگیر مبانی چگونگی آرامش وپویایی جامعه ، موانع ارتباطات ومرجعبت رسانه، تغییرات والزامات سیاست هاو نسبتِ اینها با زیست روزمره مردم است. این سخن، برای من فقط یک بحث نظری نیست؛ ادامهی همان دلشورهها و مشغولیتهایی است که از سالها پیش در حوزههای مختلف دنبال کردهام: از مطالعات جنبش های اجتماعی،چرایی شورش انسان ها و مطالعات تغییرات اجتماعی گرفته تا رسانه و روایت. امروز هم آنچه بیش از همه ذهنم را مشغول کرده، مسئلهی "تابآوری" است.
من تابآوری را در سه ساحت میفهمم:
تابآوری معیشتی، تابآوری اجتماعی و تابآوری ادراکی/ذهنی
دو ساحت اول، یعنی معیشت و اجتماع، در جامعه و دولت ما تا حدی تجربههای خودترمیمی پیدا کردهاند. فشار تحریم، بیثباتی، و بحرانهای پیاپی باعث شده هم جامعه و هم دولت، در این دو حوزه، نوعی یادگیری و سازگاری پیدا کنند. جامعه یاد گرفته خودش را بازسازی کند؛ از شکلهای مختلف همزیستی، حمایت خانوادگی، صندوقهای خرد محلی، برگشتن به خانههای آشنا و شبکههای غیررسمی بقا گرفته تا شیوههای تازهای که در بحران، زندگی را پیش بردهاند. دولت هم در این حوزه تجربههایی اندوخته است؛ از سیاستهای حمایتی گرفته تا سازوکارهای جبرانی مختلف.
اما آنچه امروز بیش از همه نگرانم میکند، "تابآوری ادراکی و ذهنی" است.
من عمداً از واژگانی مثل «تابآوری شناختی» فاصله میگیرم، چون این مفاهیم آنقدر مصرف شدهاند که گاهی از معنا تهی میشوند. از دید من، تابآوری ادراکی یک "سرمایهی نامرئی" است؛ سرمایهای که در بحرانها خودش را نشان میدهد. این سرمایه را میشود سنجید: ببینیم جامعه تا چه حد به سمت سازگاری میرود، تا چه حد امید به آینده دارد، تا چه حد احساس عاملیت میکند، و تا چه میزان از فروپاشی روانی فاصله میگیرد.
اگر جامعه احساس کند حقیقت را میفهمد و قدرت عمل دارد، اگر بتواند آیندهای بهتر را تصور کند، یعنی تابآوری ادراکیاش هنوز زنده است. اما اگر اعتماد فرسوده شود، درماندگی جمعی بالا برود و احساس بیآیندگی غالب شود، آنوقت معلوم است که این تابآوری دچار بحران شده است.
من ریشههای این وضعیت را فقط در امروز نمیبینم. تابآوری ادراکی ما از زمان جنگ آغاز نشده است؛ پیشینهی آن به سالها تحریم، بیسامانی سیاسی، سرکوب گفتوگو درباره اثرات تحریم، و تلنبار شدن مسائل حلنشده برمیگردد. ما به خودمان اجازه ندادیم بهروشنی دربارهی اثر تحریم حرف بزنیم. درباره خودِ تحریم زیاد گفتیم، اما درباره سازوکارهای مواجهه با آثارش کمتر. این سکوت، این تعویق، این انباشت، امروز به شکل بحران ادراکی برگشته است.
در کنار آن، "قطبیسازی داخلی" و "عملیات روانی خارجی"، که امروز در نزاعهای سیاسی متجاوزان فهمیدیم که با پولپاشی سرویسهای اطلاعاتی دولت اسرائیل و به واسطه رویافروشان مشوق نزاع در داخل بهویژه از مسیر رسانههای فارسیزبان، نقش مهمی در فرسودن ذهن جمعی داشتهاند.
من قطبیسازی از داخل را بسیار خطرناکتر میدانم؛ بهخصوص وقتی «بالانشینان گمراه» با نیروها و تریبونهای متعدد _عدهای که نمیدانم بر اساس اعتقادشان یا کینه از مردم به دلیل آنکه فرصت قدرتورزی را به آنها ندادهاند_ آگاهانه یا ناآگاهانه، آن را تشدید میکنند . در این میان، یک میانهی گستردهی اجتماعی وجود دارد: مردمی که ثباتخواه، زندگیخواه و در عینحال تغییرخواه در همین چارچوب هستند، اما نمیخواهند زیستشان قربانی افراطگری شود. این میانهی بزرگ، سزاوار امنیت روانی است، نه اینکه مدام زیر فشار دوگانهسازیهای مصنوعی قرار بگیرد.
یکی دیگر از جدیترین آسیبها، "شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم" است. جامعه وقتی میبیند آنچه میشنود با آنچه زندگی میکند فاصله دارد، دچار ناآرامی ادراکی میشود. شکاف میان روایت و واقعیت، شکاف میان واقعیت و انتظار، و شکاف میان تجربه و تفسیر، همگی ذهن را از جا میکنند.
عامل دیگری که نباید دستکم گرفت، "اشباع اطلاعاتی" است. من از واژهی «اضافهبار اطلاعاتی» استفاده میکنم؛ زیرا امروز جامعه در معرض سیلی از دادهها، خبرها، روایتها و ضدروایتهاست، بیآنکه همیشه امکان راستیآزمایی یا فهم روشن داشته باشد. این وضعیت، ذهن را خسته، حساس، و گاه کرخت میکند. در چنین فضایی، تشخیص حقیقت از دستکاری روانی بسیار دشوار میشود.
اعتماد، در این میان، عنصر اصلی است. وقتی اعتماد نهادی فرسوده میشود، تابآوری ذهنی هم پایین میآید. سیاستزدگی، از نظر من، بزرگترین آفت اعتماد است.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 187 |
| 19 | ادامه:
اول، اعتماد
هیچ پیام رسمیای اثر نمیکند مگر آنکه از درون، بر صداقت و اعتبار استوار باشد. اگر بالادستها خودشان به روایت درست و صادقانه باور نداشته باشند، اعتماد عمومی بازسازی نمیشود.
دوم، معنا
جامعه باید بداند برای چه چیزی مقاومت میکند. باید بداند آینده مطلوبش چیست. مقاومت بدون معنا، فرسایش میآورد.
سوم، سواد ادراکی
جامعه باید توان تبیین و تحلیل اطلاعات را داشته باشد. باید بتواند دستکاری روانی را تشخیص دهد. اینجا نقش نهاد علم و انجمنهای علمی بسیار مهم است.
چهارم، مشارکت
مردم نباید خود را فقط قربانی بحران ببینند؛ باید خود را بازیگر بحران بدانند. من باور دارم مردم در تجربههای اخیر، نه تماشاگر، بلکه کنشگر بودهاند.
پنجم، شبکههای حمایتی و ارتباطات انسانی
ارتباطات اجتماعی میتوانند منبع حمایت روانی باشند. این شبکهها در بحران، انسان را نگه میدارند.
در نهایت، من نقش رسانه و برساختهای پساحقیقت را بسیار جدی میدانم. اگر بخواهیم تابآوری اجتماعی را بالا ببریم، ناگزیر باید به این سمت برویم که رسانه چگونه اعتماد جلب میکند، مرجعیت رسانه چگونه به داخل بازمیگردد، و چگونه میتوان با مردم صادقانه گفتوگو کرد. من باور دارم باید از جامعه حمایت کرد و حمایت خواست، نه اینکه فقط از بالا برای جامعه نسخه نوشت.
و یک نکته را هم میخواهم روشن بگویم:
جامعه فقط آنهایی نیستند که به خیابان میآیند (و حضورشان بسیار ارزشمند لست). جامعه همه مردماند؛ آنهایی که در خیاباناند، آنهایی که در کوچه و بازار تردد میکنند، و حتی آنهایی که با فراخوانها با اهداف غیر ملی و آشوب طلبانه همراه نشدند. همهی اینها جامعهاند و باید دیده شوند. اگر سیاستگذاری این واقعیت ساده را نبیند، باز هم شکافها عمیقتر میشوند.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 20 |
| 20 | ⭕️ تابآوری ادراکی؛ سرمایهی نامرئی که در بحران آشکار میشود
✍ علی ربیعی
(رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات )
سالهاست که ذهن من درگیر امنیت، رسانه، جامعه و نسبتِ اینها با زیست روزمره مردم است. این سخن، برای من فقط یک بحث نظری نیست؛ ادامهی همان دلشورهها و مشغولیتهایی است که از سالها پیش در حوزههای مختلف دنبال کردهام: از امنیت ملی و مطالعات اجتماعی گرفته تا رسانه و روایت. امروز هم آنچه بیش از همه ذهنم را مشغول کرده، مسئلهی "تابآوری" است.
من تابآوری را در سه ساحت میفهمم:
تابآوری معیشتی، تابآوری اجتماعی و تابآوری ادراکی/ذهنی
دو ساحت اول، یعنی معیشت و اجتماع، در جامعه و دولت ما تا حدی تجربههای خودترمیمی پیدا کردهاند. فشار تحریم، بیثباتی، و بحرانهای پیاپی باعث شده هم جامعه و هم دولت، در این دو حوزه، نوعی یادگیری و سازگاری پیدا کنند. جامعه یاد گرفته خودش را بازسازی کند؛ از شکلهای مختلف همزیستی، حمایت خانوادگی، صندوقهای خرد محلی، برگشتن به خانههای آشنا و شبکههای غیررسمی بقا گرفته تا شیوههای تازهای که در بحران، زندگی را پیش بردهاند. دولت هم در این حوزه تجربههایی اندوخته است؛ از سیاستهای حمایتی گرفته تا سازوکارهای جبرانی مختلف.
اما آنچه امروز بیش از همه نگرانم میکند، "تابآوری ادراکی و ذهنی" است.
من عمداً از واژگانی مثل «تابآوری شناختی» فاصله میگیرم، چون این مفاهیم آنقدر مصرف شدهاند که گاهی از معنا تهی میشوند. از دید من، تابآوری ادراکی یک "سرمایهی نامرئی" است؛ سرمایهای که در بحرانها خودش را نشان میدهد. این سرمایه را میشود سنجید: ببینیم جامعه تا چه حد به سمت سازگاری میرود، تا چه حد امید به آینده دارد، تا چه حد احساس عاملیت میکند، و تا چه میزان از فروپاشی روانی فاصله میگیرد.
اگر جامعه احساس کند حقیقت را میفهمد و قدرت عمل دارد، اگر بتواند آیندهای بهتر را تصور کند، یعنی تابآوری ادراکیاش هنوز زنده است. اما اگر اعتماد فرسوده شود، درماندگی جمعی بالا برود و احساس بیآیندگی غالب شود، آنوقت معلوم است که این تابآوری دچار بحران شده است.
من ریشههای این وضعیت را فقط در امروز نمیبینم. تابآوری ادراکی ما از زمان جنگ آغاز نشده است؛ پیشینهی آن به سالها تحریم، بیسامانی سیاسی، سرکوب گفتوگو درباره اثرات تحریم، و تلنبار شدن مسائل حلنشده برمیگردد. ما به خودمان اجازه ندادیم بهروشنی دربارهی اثر تحریم حرف بزنیم. درباره خودِ تحریم زیاد گفتیم، اما درباره سازوکارهای مواجهه با آثارش کمتر. این سکوت، این تعویق، این انباشت، امروز به شکل بحران ادراکی برگشته است.
در کنار آن، "قطبیسازی داخلی" و "عملیات روانی خارجی"، که امروز در نزاعهای سیاسی متجاوزان فهمیدیم که با پولپاشی سرویسهای اطلاعاتی دولت اسرائیل و به واسطه رویافروشان مشوق نزاع در داخل بهویژه از مسیر رسانههای فارسیزبان، نقش مهمی در فرسودن ذهن جمعی داشتهاند.
من قطبیسازی از داخل را بسیار خطرناکتر میدانم؛ بهخصوص وقتی «بالانشینان گمراه» با نیروها و تریبونهای متعدد _عدهای که نمیدانم بر اساس اعتقادشان یا کینه از مردم به دلیل آنکه فرصت قدرتورزی را به آنها ندادهاند_ آگاهانه یا ناآگاهانه، آن را تشدید میکنند . در این میان، یک میانهی گستردهی اجتماعی وجود دارد: مردمی که ثباتخواه، زندگیخواه و در عینحال تغییرخواه در همین چارچوب هستند، اما نمیخواهند زیستشان قربانی افراطگری شود. این میانهی بزرگ، سزاوار امنیت روانی است، نه اینکه مدام زیر فشار دوگانهسازیهای مصنوعی قرار بگیرد.
یکی دیگر از جدیترین آسیبها، "شکاف میان روایت رسمی و تجربه زیسته مردم" است. جامعه وقتی میبیند آنچه میشنود با آنچه زندگی میکند فاصله دارد، دچار ناآرامی ادراکی میشود. شکاف میان روایت و واقعیت، شکاف میان واقعیت و انتظار، و شکاف میان تجربه و تفسیر، همگی ذهن را از جا میکنند.
عامل دیگری که نباید دستکم گرفت، "اشباع اطلاعاتی" است. من از واژهی «اضافهبار اطلاعاتی» استفاده میکنم؛ زیرا امروز جامعه در معرض سیلی از دادهها، خبرها، روایتها و ضدروایتهاست، بیآنکه همیشه امکان راستیآزمایی یا فهم روشن داشته باشد. این وضعیت، ذهن را خسته، حساس، و گاه کرخت میکند. در چنین فضایی، تشخیص حقیقت از دستکاری روانی بسیار دشوار میشود.
اعتماد، در این میان، عنصر اصلی است. وقتی اعتماد نهادی فرسوده میشود، تابآوری ذهنی هم پایین میآید. سیاستزدگی، از نظر من، بزرگترین آفت اعتماد است. روایت رسمی اگر بهجای حقیقت، فقط ابزار سیاست شود، جامعه دیگر آن را بهعنوان منبع فهم نمیپذیرد. در نتیجه، هم روایت رسمی ضربه میخورد، هم جامعه در اغتشاش ذهنی میافتد.
اگر بخواهم از تجربههای جهانی چند درس مشترک بیرون بکشم، به پنج نکته میرسم:
🇮🇷
🆔 @irancsca | 18 |
