انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
Відкрити в Telegram
کانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وبسایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca
Показати більше1 617
Підписники
-224 години
-47 днів
-630 день
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Хмара тегів
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
червень '26
червень '26
+6
в 2 каналах
травень '26
+14
в 1 каналах
Get PRO
квітень '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+16
в 2 каналах
Get PRO
січень '26
+10
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+35
в 10 каналах
Get PRO
листопад '25
+48
в 18 каналах
Get PRO
жовтень '25
+50
в 24 каналах
Get PRO
вересень '25
+27
в 3 каналах
Get PRO
серпень '25
+37
в 12 каналах
Get PRO
липень '25
+39
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+37
в 4 каналах
Get PRO
травень '25
+173
в 16 каналах
Get PRO
квітень '25
+33
в 4 каналах
Get PRO
березень '25
+14
в 2 каналах
Get PRO
лютий '25
+45
в 10 каналах
Get PRO
січень '25
+45
в 17 каналах
Get PRO
грудень '24
+54
в 3 каналах
Get PRO
листопад '24
+71
в 21 каналах
Get PRO
жовтень '24
+140
в 50 каналах
Get PRO
вересень '24
+49
в 9 каналах
Get PRO
серпень '24
+26
в 26 каналах
Get PRO
липень '24
+23
в 8 каналах
Get PRO
червень '24
+18
в 2 каналах
Get PRO
травень '24
+28
в 14 каналах
Get PRO
квітень '24
+9
в 2 каналах
Get PRO
березень '24
+16
в 1 каналах
Get PRO
лютий '24
+50
в 44 каналах
Get PRO
січень '24
+79
в 5 каналах
Get PRO
грудень '23
+83
в 5 каналах
Get PRO
листопад '23
+85
в 11 каналах
Get PRO
жовтень '23
+31
в 5 каналах
Get PRO
вересень '23
+45
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+101
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+32
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+38
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+35
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+60
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+42
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+6
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+5
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+12
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+39
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+13
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+26
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+14
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+26
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+16
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+10
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+15
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+25
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+457
в 0 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 17 червня | 0 | |||
| 16 червня | 0 | |||
| 15 червня | +2 | |||
| 14 червня | 0 | |||
| 13 червня | 0 | |||
| 12 червня | 0 | |||
| 11 червня | 0 | |||
| 10 червня | 0 | |||
| 09 червня | 0 | |||
| 08 червня | 0 | |||
| 07 червня | 0 | |||
| 06 червня | +2 | |||
| 05 червня | 0 | |||
| 04 червня | 0 | |||
| 03 червня | +1 | |||
| 02 червня | +1 | |||
| 01 червня | 0 |
Дописи каналу
(بخش دوم)
واقعیت این است که مسئله زنان افغانستان، صرفاً مسئله زنان نیست. این مسئله، مسئله آینده افغانستان است. هیچ جامعهای نمیتواند نیمی از جمعیت خود را از آموزش، فرهنگ، اقتصاد و سیاست کنار بگذارد و همچنان امیدوار به توسعه و پیشرفت باشد. حذف زنان از عرصههای مختلف، در حقیقت محروم کردن کل جامعه از استعدادها، تواناییها و ظرفیتهای انسانی آن است. با این حال، اگر چیزی در سالهای اخیر بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرده باشد، قدرت شگفتانگیز مقاومت زنان افغانستان است. در سرزمینی که بسیاری از درها بسته شدهاند، زنان همچنان راههایی برای ادامه دادن پیدا میکنند. برخی در خانهها به آموزش ادامه میدهند، برخی کتاب میخوانند، برخی مینویسند، برخی آموزش میدهند و برخی تنها با زنده نگه داشتن رؤیاهایشان مقاومت میکنند.
شاید بزرگترین اشتباه این باشد که زنان افغانستان را فقط قربانی ببینیم. آنان قربانیاند، اما فقط قربانی نیستند. آنان در عین رنج، حامل امید نیز هستند؛ در عین محدودیت، خلاقیت را حفظ کردهاند؛ و در عین فشار، هنوز برای حفظ هویت و کرامت خود ایستادهاند. من به آیندهای فکر میکنم که در آن، دختران افغانستان بار دیگر بدون ترس وارد مکتب شوند، در دانشگاهها بنشینند، در بیمارستانها طبابت کنند، در رسانهها سخن بگویند و در ساختن کشورشان سهم داشته باشند. شاید آن روز هنوز دور به نظر برسد، اما تاریخ بارها نشان داده است که هیچ دیواری تا ابد پابرجا نمیماند. زنان افغانستان امروز در سختترین روزهای تاریخ معاصر خود زندگی میکنند؛ اما همانگونه که بذر در تاریکی خاک جوانه میزند، امید نیز گاهی در دل دشوارترین شرایط رشد میکند. و من باور دارم روزی خواهد رسید که دختران این سرزمین، نه برای حق آموختن و زیستن، بلکه برای تحقق رؤیاهایشان مبارزه کنند. آن روز، پیروزی تنها متعلق به زنان نخواهد بود؛ پیروزی افغانستان خواهد بود.
#مطالعات_افغانستان
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
🇮🇷
🆔 @irancsca
| 2 | 🔺 زنان افغانستان میان رنج، تابآوری و امید
✍ کامله افضلی، گروه مطالعات افغانستان #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
گاهی شبها به کتابهایم نگاه میکنم؛ به کتابهایی که روزی برای من پنجرهای بودند که میتوانستم روشنی فردا را ببینم، اما اکنون بیشتر شبیه یادگارهایی از جهانی دور به نظر میرسند. جهانی که در آن دختران میتوانستند رؤیا داشته باشند، برای آینده برنامهریزی کنند و باور کنند که تلاش و دانش میتواند سرنوشتشان را تغییر دهد. امروز اما بسیاری از دختران افغانستان در برابر درهایی ایستادهاند که نه به روی یک ساختمان، بلکه به روی آیندهشان بسته شده است.
زن بودن در افغانستان امروز، شبیه راه رفتن در باغی است که هر روز دیوارهای بلندتری دور آن کشیده میشود، دیوارهایی که فقط حرکت را محدود نمیکنند؛ بلکه افق دید را نیز کوچکتر میسازند. دخترانی که روزی خود را در لباس پزشک، استاد دانشگاه، خبرنگار، نویسنده یا قاضی تصور میکردند، اکنون ناچارند ساعتهای طولانی را در خانههایی سپری کنند که برای بسیاری از آنان به زندانی خاموش تبدیل شده است.
محرومیت از آموزش، فقط محرومیت از رفتن به مکتب یا دانشگاه نیست. آموزش چیزی فراتر از خواندن و نوشتن است؛ آموزش به انسان قدرت انتخاب میدهد، اعتمادبهنفس میبخشد و او را قادر میسازد تا برای زندگی خود تصمیم بگیرد. هنگامی که دختری از آموزش محروم میشود، تنها یک دانشآموز از کلاس درس حذف نمیشود؛ بخشی از آینده یک جامعه از میان میرود. هر دختری که از تحصیل بازمیماند، میتواند پزشکی باشد که هرگز بیمارانش را درمان نخواهد کرد، معلمی باشد که هرگز شاگردانش را آموزش نخواهد داد و پژوهشگری باشد که هرگز دانشی تازه به جهان نخواهد افزود.
اما درد زنان افغانستان تنها به آموزش محدود نمیشود. محدود شدن فرصتهای شغلی و حضور اجتماعی، بسیاری از زنان را از استقلال اقتصادی و نقشآفرینی در جامعه محروم کرده است. برای بسیاری از زنان، کار فقط وسیلهای برای کسب درآمد نبود؛ کار بخشی از هویت آنان بود. آنان از طریق کار احساس مفید بودن میکردند، در ساختن جامعه سهم داشتند و برای فرزندانشان الگویی از توانایی و استقلال بودند. حذف زنان از عرصه عمومی، در حقیقت حذف بخشی از ظرفیت انسانی جامعه است.
پیامد این محدودیتها تنها در اقتصاد یا آموزش دیده نمیشود؛ بلکه در روح و روان نسل جوان نیز ریشه دوانده است. دخترانی که روزی با امید از آینده سخن میگفتند، اکنون بیش از هر زمان دیگری با اضطراب، ناامیدی و احساس بیسرانجامی روبهرو هستند. بسیاری از آنان احساس میکنند که هویتشان در حال فراموش شدن است. گویی جامعه به آنان میگوید که رؤیاهایتان اهمیت ندارد، تواناییهایتان دیده نمیشود و حضورتان ضرورتی ندارد. این پیام، شاید از هر محدودیت دیگری دردناکتر باشد. در چنین شرایطی، کودکهمسری و ازدواجهای اجباری نیز به یکی از تلخترین واقعیتهای زندگی برخی دختران تبدیل شده است. دختری که باید در کلاس درس بنشیند و برای آیندهاش برنامهریزی کند، ناگهان خود را در مسئولیتهایی میبیند که نه آمادگی آن را دارد و نه انتخابش کرده است. کودکی که باید دوران رشد و شناخت خود را سپری کند، ناچار میشود بار سنگین بزرگسالی را بر دوش بکشد. این تنها از دست رفتن چند سال از زندگی نیست؛ گاه از دست رفتن یک عمر فرصت و امکان است.
در کنار این همه، محدودیتهای مربوط به پوشش و کنترل روزافزون بر زندگی روزمره زنان، احساس ناامنی و نگرانی را در جامعه گسترش داده است. وقتی یک زن برای حضور در جامعه ناچار باشد مدام نگران قضاوت، بازخواست یا حتی بازداشت باشد، آزادی به مفهومی دور و دستنیافتنی تبدیل میشود. زنانی که تنها برای انجام کارهای روزمره از خانه خارج میشوند، گاهی باید باری از ترس و نگرانی را نیز همراه خود حمل کنند؛ ترسی که آرامآرام به بخشی از زندگی عادی تبدیل میشود.
رویدادهای اخیر در هرات و برخورد با زنان به بهانه رعایت نکردن قوانین پوشش، بار دیگر نشان داد که مسئله زنان افغانستان تنها به آموزش و اشتغال محدود نیست؛ بلکه به حق حضور، حق انتخاب و حق برخورداری از کرامت انسانی نیز گره خورده است. واکنش گسترده مردم به این حوادث نشان داد که جامعه افغانستان هنوز نسبت به سرنوشت زنان بیتفاوت نشده است. در میان همه این تاریکیها، همین حساسیت اجتماعی روزنهای از امید به شمار میرود. از سوی دیگر، فقر و وابستگی اقتصادی نیز آسیبپذیری زنان را افزایش داده است. زنی که از فرصت کار محروم میشود، بیش از پیش به دیگران وابسته میگردد و همین وابستگی میتواند زمینهساز انواع آسیبهای اجتماعی و خانوادگی شود. توسعه اقتصادی بدون مشارکت زنان، شبیه پرواز پرندهای با یک بال است؛ نه پایدار است و نه امکان اوج گرفتن دارد. | 52 |
| 3 | این همه نشان میدهد که زندگی زنان افغانستان متوقف ناپذیر است و به حکم اجتماعی و حق طبیعی آنها امروز یا فردا این آب در گلو گیرکرده را استفراغ خواهند کرد و خود را به آنچه سزاوارش هستند خواهند رساند. بنابراین اعتراض زنان هرات را میشود الگو قرار داد و امید را برای فردا نگهداشت که پس از این شب تاریک، فردایی است و باید باور داشت که آفتاب از پس این تاریکی بر نگین خراسان (هرات) و تمام افغانستان خواهد تابید.
#مطالعات_افغانستان
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
🇮🇷
🆔 @irancsca | 34 |
| 4 | 🔺 زنان هرات، الگو و امید برای فردا
✍ م- روانچی، گروه مطالعات افغانستان #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
پس از رویکار آمدن طالبان در سال ( ۱۴۰۰) زندگی و زیست اجتماعی در افغانستان، رنگ تازه به خود گرفت. در همان وهلهی اول محدودیتهای اجتماعی و سیاسی بهصورت بیپیشنهای وضع شد و تنوع زیست شهری به طور کامل از بین رفت. این محدودیتها برای زنان چیزی فراتر از محدودیتهای اجتماعی را شامل شد: تقلیل زن صرف به بودن در خانه و حذف کامل آن از جامعه به صورت آشکار و برنامهریزی شده در بیانیه و اعلامیههای گروه طالبان نشر و تبلیغ میشد. همچنان در مساجد و خیابانها این ضدیت علیه زن همهروزه به گوش مردم میرسید.
طالبان نهتنها زنان را از اجتماع و جامعه، کار و ساختار سیاسی محروم ساختند که ابتداییترین حق یعنی آموزش را از آنها نیز سلب کردند. از همینرو یک موج از بردگی گرفتن زنان ذیل شریعت طالبانی شکل گرفت که اغلب فرماندهان این گروه سه تا چهار زن را به عقد خود درآوردند. عدم رسانههای آزاد و کنترول طالبان بر فضای رسانهای باعث شد این خشونت و ضدیت با زنان که در خوانش آنها قانونی و شرعی بود از تحقیق و پردهبرداری دور بماند.
خوانش جدید شریعت طالبانی که بر محور افراطیت و فرهنگ قبیلوی بنا یافته، افغانستان را در این پنج سال در بدترین شرایط ممکن از نظر اجتماعی و فرهنگی قرار داده است. در روزهای اول حاکمیت طالبان بر افغانستان، صدای زنان در خیابانهای کابل و شهرهای دیگر بلند شد. بدون تردید مبارزه زنان در هرات، کابل، بلخ، بدخشان و چند ولایت دیگر یکی از نمونههای درخشان تاریخ مبارزات زنان افغانستان به حساب می آید. ایستادگی زنان در برابر تیر و تفنگ طالبان، بیش از هر جریان دیگری تصویر جدید از افغانستان را به بیرون مخابره کرد.
با این وصف اما خشونت وحشتناک، زندانی و شکنجهی زنان، باعث شد طالبان سلطه و تفکر خود را بر مردم و به خصوص زنان در این مدت تحمیل کنند. روایت زنان زندانی شده که توانستهاند از قلمرو طالب بیرون شوند، نشان میدهد که این گروه در برابر زنان از هیچ نوع خشونتی دریغ نکردهاند و برای حذف حضور و صدای زنان از جامعه و خیابان، به بدترین شکل ممکن به خشونت و تجاوز متوسل شدهاند.
در فرمان شماره ۱۸ رهبر طالبان درباره زنان، تمام حق انسانی از آنها گرفته شده و براساس آن، زنان در برابر مردان هیچگونه ادعایی نمیتوانند داشته باشند. در این فرمان زنان نمیتوانند تحت هیچ شرایطی درخواست جدایی از یک زندگی مشترک را داشته باشند و تمام امورات زندگی در کنترول مردان است.
به رسمیت شناختن کودک همسری نکته مهم دیگر این فرمان است که از نظر حقوقدانان پیامدهای بسیار ویرانگر به زنان افغانستان دارد. از نظر حقوقدانان این قانون که به پدر و خانواده دختر اجازه مطلق داده است، ازدواجهای اجباری وکودک همسری را افزایش میدهد. هرچند عفو بینالملل و نهادهای حقوقی داخلی و بینالمللی این فرمان را نکوهش کردهاند اما چنانچه تجربه این پنج سال نشان میدهد گوش طالبان بدهکار این واکنشها نیست و مانع طرح و برنامههای آنها نمیشود.
این مسئله و کل برخورد طالبان در قبال زنان باعث شده موجی از اعتراضات در داخل و بیرون از افغانستان علیه گروه حاکم شکل بگیرد. این واکنشها زمانی برجسته شد که طالبان در هرات زنان را فقط به خاطر نداشتن حجاب مورد نظرشان زندانی و شکنجه کردند. در چند روز پی هم گزارشهایی منتشر شد که گروه گروه از زنان را از خیابانها مستقیم به زندان بردهاند، بدون آنکه به خانوادههای آنها اطلاعی داده باشند. مسؤلین گروه طالبان فراتر از این رفتند و در واکنش به اعتراض مردم، زنان و مردان را به گلوله بستهاند.
آنچه بسیار مهم است و جای پرسش دارد این است چگونه در چنین زمانهای این گروه تلاش میکند زنان را به طور کامل از جامعه حذف کند؟ چطور تصور میکنند بدون زنان میتواند این جامعه تداوم پیدا کند؟ و مهمتر اینکه چطور به این نتیجه رسیدهاند که میتوانند یک زندگی را متوقف کنند؟!
در پنج سال ظلم و شکنجه زنان و حذف آنها از جامعه، صدای زنان همچنان بلند بوده و کلاسها و آموزشها بهصورت زیر زمینی و آنلاین جریان داشته است. در بیرون از افغانستان زنان توانستهاند جریان مهمی را شکل بدهند و تا مهمترین دادگاههای جهانی صدای زنان این کشور را برسانند. خواست اصلی زنان در بیرون از کشور نیز به رسمیتشناسی کار آموزش و آزادی زنان افغانستان است. باوجود تمام محدودیتها، زنان توانسته اند شعر و ادبیات تولید کنند و در همبستگی جامعهی زنان و بیداری و رشد خود تلاشهای موثر انجام دهند. | 39 |
| 5 | بخش دوم
شاپورخواست فراتر از یک ناشر، یک دانشگاه فرهنگی است
در ادامه آیین، دکتر کیانوش رستمی، روزنامهنگار، مدیرمسئول هفتهنامه سیمره و عضو انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان)، سخنان خود را با تأکید بر جایگاه کتاب در نظام ارتباطی بشر آغاز کرد. وی گفت: کتاب، یک رسانه است و از قدیمیترین ابزارهای ارتباط مکتوب در جهان به شمار میآید. به گفته دکتر رستمی، با وجود گسترش رسانههای نوین، کتاب هنوز ماندگار است و کارکرد خود را از دست نداده است؛ البته مشروط بر آنکه کتاب، کتابی خوب و اثرگذار باشد. این روزنامهنگار در ادامه به بخشی از تاریخ مطبوعات استان لرستان اشاره کرد و ضمن بیان نکاتی درباره اقتصاد رسانه و سواد رسانهای، انتشارات شاپورخواست را یک مؤسسه عظیم فرهنگی در غرب ایران توصیف کرد. وی تأکید کرد که چنین مؤسساتی باید مورد حمایت جدیتر مسئولان قرار گیرند، زیرا نقش آنها فقط انتشار کتاب نیست، بلکه در واقع در حال تولید، حفظ و انتقال فرهنگ هستند. دکتر رستمی با اشاره به انتشار حدود ۹۰۰ عنوان کتاب توسط انتشارات شاپورخواست گفت این مجموعه فرهنگی بیش از دو دهه است که در گسترش فرهنگ مکتوب و معرفی میراث فکری، تاریخی و فرهنگی لرستان نقشآفرینی کرده است. وی افزود که بسیاری از کتابهای منتشرشده توسط این انتشارات، در سطح ملی قابل ارزیابیاند و باید این ظرفیت مهم فرهنگی را قدر دانست. به باور وی، انتشارات شاپورخواست فقط یک ناشر نیست، بلکه خود بهمثابه یک دانشگاه، یک ظرفیت فرهنگی و یک نهاد اثرگذار در استان لرستان عمل کرده است.
جامعه و نیاز به تداوم و استمرار؛ تبدیل سرمایه فرهنگی به نهاد اجتماعی
در بخش دیگری از نشست، دکتر مجتبی ترکارانی، جامعهشناس و پژوهشگر اجتماعی، با نگاهی جامعهشناختی به فعالیتهای استاد ستوده و انتشارات شاپورخواست پرداخت. وی با اشاره به بیش از ۲۰ سال فعالیت مستمر این انتشارات و انتشار ۹۰۰ عنوان کتاب گفت که چنین فعالیتی در استان لرستان بسیار ارزشمند است، زیرا یکی از مسائل مهم در بسیاری از حوزههای فرهنگی و اجتماعی، ضعف در نهادسازی و نبود استمرار نهادی است. دکتر ترکارانی توضیح داد که وقتی یک مؤسسه انتشاراتی در یک استان بیش از دو دهه بهصورت مستمر فعالیت میکند، این امر از منظر جامعهشناسی نشانهای از شکلگیری یک نهاد فرهنگی پایدار است. به گفته او، ارزش کار استاد ستوده فقط در تعداد کتابهای منتشرشده خلاصه نمیشود، بلکه در استمرار، پایداری و نهادسازی فرهنگی نهفته است. وی با اشاره به توانمندیهای استاد ستوده در حوزه سندپژوهی گفت که آقای ستوده فقط یک ناشر نیست، بلکه به دلیل اطلاعات تاریخی گسترده و ارتباط با برخی خانوادههای قدیمی خرمآباد، مهارتی ارزشمند در شناسایی، گردآوری و فهم اسناد تاریخی به دست آورده است. دکتر ترکارانی همچنین با اشاره به پیشینه خانوادگی و فرهنگی استاد ستوده اظهار داشت که ایشان متعلق به یک تبار فرهنگی و دیوانی است و همین تبار در شخصیت و فعالیتهای امروز او تداوم یافته است. وی این امر را نوعی سرمایه دانست که در فعالیتهای فرهنگی استاد ستوده نمود یافته است. به گفته او، ویژگی برجسته استاد ستوده این است که توانسته سرمایه فرهنگی را از یک نسل به نسل دیگر منتقل کند و سپس آن را به سرمایه اجتماعی و نمادین تبدیل سازد. وی افزود که تأسیس و تداوم فعالیت انتشارات شاپورخواست در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ زیرا این انتشارات بستری برای تبدیل سرمایه فرهنگی به نهادی اجتماعی و نمادین فراهم کرده است. دکتر ترکارانی تأکید کرد که جامعه باید سرمایههای فرهنگی، اجتماعی و نمادینی را که با دنیای مدرن سازگار هستند حفظ کند و آنها را در مسیر توسعه به کار گیرد.
در پایان این نشست، حاضران نیز دیدگاههای خود را درباره فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، نشر کتاب، نقش سازمانهای مردمنهاد و ضرورت حمایت از مؤسسات فرهنگی استان بیان کردند.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
#بزرگداشت
#دفتر_لرستان
#سید_یدالله_ستوده
🇮🇷
🆔 @irancsca | 60 |
| 6 | از کلاس درس تا اسناد تاریخی؛ روایت سالها تلاش در مسیر حفظ هویت
گزارش برگزاری آیین تجلیل سید یدالله ستوده؛ ناشر و پژوهشگر پیشکسوت لرستان
سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ | دانشگاه لرستان
آیین تجلیل از استاد سید یدالله ستوده، ناشر، سندپژوه و پژوهشگر پیشکسوت لرستان، روز سهشنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در دانشگاه لرستان برگزار شد. این برنامه به همت مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان) و در قالب سلسلهنشستهای «لرستاننامه» برگزار شد.
گنجینهای از ۵۰۰۰ سند تاریخی لرستان از صفویه تا قاجار در انتظار انتشار
در آغاز این نشست، استاد سیدیدالله ستوده ضمن بیان خاطراتی از دوران معلمی خود، به بخشی از فعالیتهای فرهنگی و انتشاراتیاش اشاره کرد. وی درباره شکلگیری و فعالیتهای انتشارات «شاپورخواست» توضیح داد و این انتشارات را حاصل سالها تلاش در مسیر گردآوری، حفظ و انتشار منابع مرتبط با تاریخ، فرهنگ و هویت لرستان دانست. استاد ستوده در سخنان خود اعلام کرد که تاکنون موفق به گردآوری بیش از پنج هزار سند تاریخی درباره لرستان شده است. این اسناد متعلق به دورههای مختلف تاریخی از جمله صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه هستند و بخشی از آنها نیز به تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی دوران مشروطه در استان لرستان مربوط میشود. وی با تأکید بر اهمیت این گنجینه اسنادی، اظهار داشت که این مجموعه میتواند منبعی ارزشمند برای پژوهشگران، مورخان، دانشجویان و علاقهمندان به تاریخ لرستان باشد. استاد ستوده همچنین خواستار حمایت جدیتر مسئولان استان از انتشارات شاپورخواست شد و گفت که در صورت فراهم شدن حمایتهای لازم، میتوان این اسناد را به شکل کتابهای معتبر و پژوهشی آمادهسازی و منتشر کرد تا در اختیار جامعه علمی و فرهنگی استان و کشور قرار گیرد.
تلاقی معلمی، پژوهشگری و نشر در مسیر حفظ هویت منطقهای
در ادامه نشست، دکتر علی نوری، مدیر مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان، در سخنانی به جایگاه چندوجهی استاد ستوده در فرهنگ لرستان اشاره کرد. وی گفت استاد ستوده را نمیتوان تنها در یک عنوان محدود کرد، زیرا ایشان دارای چند شأن مهم است که هر یک بهتنهایی شایسته برگزاری مراسمی مستقل برای تجلیل و بررسی است. دکتر نوری نخستین وجه شخصیت استاد ستوده را شأن معلمی دانست و تأکید کرد که معلمی در فرهنگ لرستان جایگاهی والا و ریشهدار دارد. وی افزود که استاد ستوده در کنار معلمی، در حوزه پژوهشگری و سندپژوهی نیز نقش مهمی ایفا کرده است؛ زیرا تبدیل اسناد تاریخی به متون قابل استفاده پژوهشی، نیازمند تجربه، دقت، شناخت تاریخی و صرف زمان فراوان است. مدیر مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان همچنین به نقش استاد ستوده در حوزه نشر اشاره کرد. به گفته وی، شأن دیگر استاد ستوده، حمایتگری، ترویج و حفظ فرهنگ لرستان است؛ شأنی که نشان میدهد فعالیتهای ایشان صرفاً محدود به انتشار کتاب نبوده، بلکه در مسیر تقویت فرهنگ مکتوب و هویت فرهنگی استان قرار داشته است.
سلسله نشستهای لرستاننامه؛ پروژهای برای بازخوانی و معرفی ظرفیتهای علمی و تاریخی استان
در بخش دیگری از نشست، دکتر مسعود زمانی مقدم، مدیر دفتر انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در لرستان و عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان، که مدیریت این برنامه را بر عهده داشت، درباره اهداف برگزاری سلسله نشستهای لرستاننامه سخن گفت. وی اظهار داشت که مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان) در نظر دارند این نشستها را در آینده نیز بهصورت حضوری و مجازی ادامه دهند. به گفته او، هدف اصلی از برگزاری این برنامهها، معرفی ظرفیتهای علمی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی استان لرستان در مسیر توسعه و رشد فرهنگی استان است. دکتر زمانیمقدم با اشاره به اهمیت نهادسازی علمی و فرهنگی گفت که برای تحقق چنین هدفی، لازم است جامعه از سطح فرهنگ شفاهی فراتر برود و به سمت فرهنگ مکتوب حرکت کند. وی تأکید کرد که تجربه و فعالیتهای ارزشمند استاد ستوده در انتشارات شاپورخواست دقیقاً در همین مسیر قابل تحلیل است؛ زیرا گردآوری اسناد، انتشار کتاب و ثبت مکتوب تاریخ و فرهنگ محلی، از مهمترین پایههای نهادسازی علمی و فرهنگی به شمار میآید. به گفته وی، سلسله نشستهای لرستاننامه میتواند فرصتی برای بازخوانی ظرفیتهای استان، شناسایی کنشگران فرهنگی، پیوند دانشگاه با جامعه و تقویت گفتوگوهای علمی و اجتماعی درباره مسائل لرستان باشد.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
#بزرگداشت
#دفتر_لرستان
#سید_یدالله_ستوده
🇮🇷
🆔 @irancsca | 47 |
| 7 | از کلاس درس تا اسناد تاریخی؛ روایت سالها تلاش در مسیر حفظ هویت
گزارش برگزاری آیین تجلیل سید یدالله ستوده؛ ناشر و پژوهشگر پیشکسوت لرستان
سهشنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ | دانشگاه لرستان
آیین تجلیل از استاد سید یدالله ستوده، ناشر، سندپژوه و پژوهشگر پیشکسوت لرستان، روز سهشنبه ۲۶ خردادماه ۱۴۰۵ در دانشگاه لرستان برگزار شد. این برنامه به همت مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان و #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات (دفتر لرستان) و در قالب سلسلهنشستهای «لرستاننامه» برگزار شد.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#نشست_تخصصی
#بزرگداشت
#دفتر_لرستان
#سید_یدالله_ستوده
🇮🇷
🆔 @irancsa | 35 |
| 8 | 🔺 خیابان مقدمهی ایجاد یک ائتلاف ملی
(بخش دوم)
امروز ما میتوانیم بار دیگر خیابان را به بستری برای تقویت روح ملی، بروز نشاط اجتماعی و تجلیِ هویت جمعی تبدیل کنیم. نگاه کنید به نمونهی «میدان تجریش»؛ جایی که در فاصلهای کوتاه، تلاقیِ سنت و مدرنیته را به وضوح میتوان دید. تجریش، ویترینی از تنوعِ نسلها و دیدگاههاست؛ از فضای عبادیِ امامزاده صالح تا ریختِ اجتماعیِ مشتریانِ بازارهای سنتی و پاساژهای مدرن.
میدان تجریش، الگویی از «تکثر در پیرامون یک کانونِ شهری» است؛ جایی که تنوعِ موضع، دیدگاه و پوشش در کنار هم همزیستی میکنند و طیف وسیعی از «میداندارهای حماسیِ دوران جنگ» تا «دورهمیهای گردشگرانه» را در خود جای میدهد. ما به چنین فضاهایی برای بازیابیِ هویتِ ملیمان نیاز داریم.
افق گسترش اجتماعی و گفتوگو
اگر مسیر میدان در جهت ایجاد یک ائتلاف ملی ادامه یابد، امکان نوعی گسترش همگرایی اجتماعی فراهم خواهد شد. باید با ایجاد پیوند میام جریان میانه تغییرخواه درون نظام در یک همبستگی با کنشگران شبانه خیابانها، ساختن آینده جامعه را دنبال کرد. چنین روندی میتواند میدان را به عرصهای برای گفتوگوهای گستردهتر اجتماعی و سیاسی تبدیل کند.
آنهایی که ادعای داشتن آرمان سرافرازی و ثبات ایران را دارند _اگر صادق هستند_ باید از صداگذاری روی صدای واقعی خیابان اجتناب کنند. همه مردم، چه حاضر در خیابان و چه تغییرخواهان ثباتگرا، همه با هم، آیندهساز ایران هستند.
@alirabiei_ir
🇮🇷
🆔 @irancsca | 37 |
| 9 | 🔺خیابان، مقدمهی ایجاد یک ائتلاف ملی
✍ علی ربیعی، رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
(بخش اول)
خیابان در متن جنگ
در «جنگ»، عنصر «خیابان» را نمیتوان نادیده گرفت. در نظر دارم در سلسله یادداشتهایی، موضوع «جامعه و جنگ» را به بحث بگذارم. یکی از مهمترین سرفصلهای این بحث، نسبت «خیابان و جنگ» است؛ پدیدهای قابل تأمل که ابعاد اجتماعی و سیاسی متعددی دارد.
«خیابان و جنگ» صرفاً یک پدیدهی موقت یا لحظهای گذرا نیست. این پدیده از حضور غریزی، داوطلبانه و وطندوستانهی مردم آغاز میشود و تا شکلگیری صداهای مدّعی نمایندگی خیابان امتداد مییابد؛ جریانهایی که میخواستند یا میخواهند خود را صدای واقعی خیابان معرفی کنند. موضوع خیابان را نباید بهمثابه پدیدهای موقت و هیجانی نگریست. لازم است عناصر شکلدهنده آن، نیروهای مؤثر بر تداومش، و نیز عوامل مصادرهکننده و فرسایشی آن را بهدقت بررسی کرد.
من برای «خیابان» احترام قائلم و آن را بهعنوان یک پدیده اجتماعیِ بالقوه مقاومتساز مینگرم؛ تجربهای زیسته که برای من فراموشنشدنی است. در دفاع میهنی ۱۲ روزه، روزهایی که ترامپ گفته بود در خانه بمانند تا به آنها گفته شود بیرون بیایند، در روزهایی که بوی فراخوانهای خونین رویافروشان میآمد، در تهران ساکت وقتی صبح زود برای جلسه میرفتم، حتی با دیدن چراغ روشن یک مغازه چه حس خوبی داشتم. در غروب همان روز، در جلوی باغ فردوس، یک نوازنده گیتار، نوای امید را در خلوت ترسناک تهران که بوی کودتا میداد، در خیابان طنینانداز کرده بود.
در دفاع میهنی اخیر «جنگ رمضان» وقتی با «خیابان» و حضور مردم در آن مواجه شدم، با دیدن مقاومت مردم در خیابان احساس دلگرمی و غرور کردم. خودِ خیابان نوعی حسِ پیروزی ایجاد میکرد؛ احساسی که بهشدت اثرگذار بود. بسیاری از کسانی که به خیابان آمدند، نه بر اساس سازماندهی قبلی بلکه با نوعی غریزه طبیعی وارد میدان شدند. در واقع، آنچه آنها را به خیابان کشاند، بیشتر یک واکنش غریزی بود تا یک تصمیم برنامهریزیشده.
غریزه خطر و پیوند با یک درک سیاسی
آن غریزهای که مردم را به خیابان آورد، در واقع نوعی «حس خطر برای وطن» بود. همین حس خطر بود که باعث شد افراد به میدان بیایند. پس از آن، این حضور بهتدریج با پدیدار شدن اهداف دشمن، با نوعی فهم و برداشت ضداستعماری پیوند خورد و معنای سیاسیتری پیدا کرد.
از حضور خیابانی تا شکلگیری همگرایی
به مرور زمان، این فضا به نوعی پویایی اجتماعی در خیابانها تبدیل شد و میتواند در ادامه به شکلگیری یک ائتلاف ملی بینجامد. اگر خیابان به یک ائتلاف ملی تبدیل شود _و منظور از این ائتلاف صرفاً دوستی یا همراهی ساده نیست، بلکه یک همگرایی واقعی در سطح ملی است_ آنگاه میتوان افق تازهای برای حرکت اجتماعی تصور کرد.
جامعه دوقطبی و وجود یک بخش سوم
واقعیت این است که جامعه امروز بهشدت دوقطبی شده است. با این حال، در کنار این دو قطب، بخش سومی نیز وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. این بخش از جامعه که نه به هستهی سخت تعلق دارد و نه خواهان براندازی است، میتواند نقش مهمی در تحولات اجتماعی ایفا کند.
در یادداشتی که اخیرا در روزنامه اطلاعات منتشر کردم، از کسانی که در فراخوان دشمن به خیابان نیامدند نیز قدردانی کردم. در آن یادداشت تلاش کردم کسانی را که به خیابان آمدند و کسانی را که نیامدند، در یک چارچوب مشترک ببینم و میان آنها پیوندی برقرار کنم.
بر اساس نظرسنجیها، بیش از ۶۰ درصد مردم _ و در بعضی موارد حتی نزدیک به ۷۰ درصد_ خواهان تغییر درون نظام هستند. این آمار نشان میدهد بخش بزرگی از جامعه در جستوجوی تغییر است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
از «خیابانِ مصادرهشده» تا «میدانِ تفاهم»
ما میتوانیم به جای مصادرهی خیابان یا تقلیلِ کارکرد آن، این فضا را به میدانی فزاینده برای حضور فراگیر و پرتفاهمِ همهی ایرانیان تبدیل کنیم. اساساً در فرهنگ و سنت ما، «خیابان» همواره مظهر تجلیِ حیات جمعی بوده است. اگر به تاریخ نگاه کنیم، نوروز در سالیان دور، شکوهِ خود را در خیابانها جشن میگرفت؛ اما آرامآرام این آیینِ جمعی به داخل خانهها عقبنشینی کرد و شکلی فردی به خود گرفت. این در حالی است که پیش از این، از چهارشنبهسوری و سیزدهبدر گرفته تا مناسکِ آیینی و عزاداریهای ملی، همگی در عرصهی عمومی و در دلِ خیابان ظهور پیدا میکردند. خیابان، همیشه عنصرِ پیونددهندهی همگان بود. | 53 |
| 10 | *انجمن علمی مدیریت رسانه و مطالعات ارتباطی با همکاری مشترک برگزار میکنند:*
نشست علمی | فتوژورنالیسم: قاببندی یا ثبت حقیقت
📚 *بهبهانه انتشار کتاب «فتوژورنالیسم انتقادی: اخلاق و رویههای معاصر»*
🔸*دکتر شهابالدین عادل*
عکاس، مستندساز و عضو هیات علمی دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر
🔹*دکتر بهارک محمودی*
عضو هیات علمی گروه روزنامهنگاری و مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی
🔸*دکتر محمدمهدی مولایی*
عضو هیات علمی گروه روزنامهنگاری و مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبایی
✅️ *فردا*
📍سهشنبه، 26 خرداد 1405 | ساعت 15 تا 17
دانشکده علوم ارتباطات، طبقه دوم، سالن دفاع دکتری دانشکده علوم ارتباطات
📌لینک شرکت آنلاین در جلسه:
https://meeting.atu.ac.ir/ch/anjoman
🚩جهت کسب اطلاعات نشستهای آینده وارد کانال شوید
🔸️ لینک کانال بله انجمن مدیریت رسانه:
https://ble.ir/anjomanM_media
🔹️ لینک کانال تلگرام انجمن مدیریت رسانه:
https://t.me/anjomanM_Media
⬅️ آیدی جهت هماهنگی:
@mediamngmt_atu
🇮🇷
🆔 @irancsca | 85 |
| 11 | مجمع عمومی فوقالعاده و عادی سالیانه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار می شود
دستور جلسه مجمع عمومی فوقالعاده:
تصویب اساسنامه جدید
دستور جلسه مجمع عمومی عادی سالیانه:
۱. بررسی و تصويب صورتحساب مالی (درآمدها و هزينههای سال مالی گذشته)
۲. تعيين ميزان حق عضويت
زمان:دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵ الی ۱۷
مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نیم طبقه اول ،سالن انجمنها
🇮🇷
🆔 @irancsca | 191 |
| 12 | 🔺**استاد سیدیدالله ستوده**(متولد ۱۳۲۵ در خرمآباد) از شخصیتهای برجسته و اثرگذار فرهنگ، نشر و تاریخپژوهی محلی لرستان است و نام ایشان با سندپژوهی تاریخی، مستندسازی تاریخ لرستان و گسترش فرهنگ کتاب و نشر در لرستان پیوندی استوار یافته است. ستوده پژوهشگری است که با تکیه بر دانش تجربی، دسترسی به اسناد ارزشمند تاریخی و سالها کوشش مجدانه، سهمی ماندگار در روشنساختن زوایای کمترشناختهشدهٔ تاریخ لرستان، بهویژه در دورههای قاجار و پهلوی اول، داشته است. ستوده وارث گنجینهای گرانبها از اسناد، مکاتبات، نامهها، فرمانها و مدارک تاریخی است که با همت و سخاوت فرهنگی ایشان در اختیار پژوهشگران قرار گرفته و به منبعی معتبر برای مطالعات تاریخ محلی لرستان تبدیل شده است.
یکی از مهمترین جلوههای خدمات ایشان، تأسیس و مدیریت انتشارات شاپورخواست در خرمآباد بوده است. این انتشارات بهواسطهٔ نگاه فرهنگی، پژوهشی و حمایتگرانهٔ استاد ستوده، به دهها پژوهشگر و نویسندهٔ لرستانی فرصت داده است تا از آن در فهم و مطالعهٔ تاریخ و فرهنگ لرستان بهرهمند شوند. فراهمکردن زمینهٔ چاپ و نشر بیش از ۸۰۰ عنوان کتاب در حوزهٔ تاریخ، فرهنگ، جامعه و ادبیات لرستان و نیز گردآوری، بازخوانی و انتشار صدها سند دستاول تاریخی، شناسایی چهرههای بومی در اسناد تصویری و عکسهای تاریخی، تصحیح و انتشار آثار ارزشمندی چون شورش لرستان، همکاری در ساماندهی و مستندسازی کتاب تاریخ غضنفری و تألیف و انتشار کتاب مستوفی لرستان، بخشی از کوششهای ماندگار اوست. اهمیت کار استاد ستوده فراتر از گردآوری اسناد، در آن است که ایشان با خوانش، تصحیح، حاشیهنگاری، توضیح و زمینهمند کردن این اسناد، آنها را از حالت مدارک خام بیرون آورده و به منابعی زنده، قابل استفاده و اثرگذار برای پژوهش تاریخی تبدیل کرده است.
🇮🇷
🆔 @irancsca | 187 |
| 13 | مرکز لرستانشناسی دانشگاه لرستان و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان) با همکاری معاونت فرهنگی و اجتماعی و معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه لرستان، بنیاد ایرانشناسی (شعبه لرستان) و انجمن جامعهشناسی ایران (شعبه لرستان) برگزار میکنند:
🟢 *لرستاننامه* (۱)
*سیدیدالله ستوده؛ پژوهشگر و پیشکسوت نشر لرستان*
🔹سخنرانان:
▫️استاد سیدیدالله ستوده
▫️دکتر علی نوری
▫️دکتر کیانوش رستمی
▫️دکتر مجتبی ترکارانی
🔹دبیر نشست:
▫️دکتر مسعود زمانی مقدم
🔸سهشنبه، ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۰
🔸خرمآباد،
دانشگاه لرستان، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، سالن شهید رشوند
🇮🇷
🆔 @irancsca | 307 |
| 14 | ⭕️پژوهشی جدید راجع به شبکههای اجتماعی: توییتر فارسی چگونه به سپهر عمومی گسسته تبدیل شد؟
🔻 مقاله جدیدم راجع به «کنشهای گسستزا» در توییتر فارسی، در مجله معتبر New Media and Society منتشر شد. در این مقاله به سازوکارهایی پرداختهام که باعث شده تا گفتوگو در شبکههای اجتماعی و خصوصا توییتر دشوار شود؛ سازوکارهایی که در نهایت به تضعیف فرهنگ دموکراتیک در جوامع منجر میشود.
🔻توییتر فارسی محیطی بهشدت قطبیشده است؛ گزارهای که پژوهشهای متعددی در سالهای اخیر آن را تأیید کردهاند. در این مطالعات، مفاهیمی مانند «اتاق پژواک» یا «شکلگیری گروههای همفکر» بهعنوان عامل مؤثر در شکلگیری قطببندی سیاسی معرفی شدهاند. اما آیا این مفاهیم برای توضیح عمق گسست و قطبیسازی در توییتر فارسی کافی هستند؟
🔻این موضوع دومین مقالهام راجع به توییتر فارسی در ژورنالهای علمی و معتبر بینالمللی است که اخیرا منتشر شد. در پژوهشی که به همراه هادی صفری و علی نانوایی انجام دادهایم، تلاش کردیم تا با بهرهگیری از مفاهیمی دیگر، سازوکارهای مؤثر بر قطع ارتباط میان کاربران و تشدید گسست در توییتر فارسی را بررسی کنیم. در این پژوهش، کنشهای گسستزا (Disconnective practices) به موارد ذیل اطلاق شده است:
▪️گفتارِ مرتبط با بلاک کردن (Block Talk): پستهایی که در آن کاربران درباره بلاک کردن دیگران صحبت میکنند یا دیگران را به بلاک کردن برخی کاربران دعوت میکنند.
▪️اجتناب گزینشی (selective avoidance): دوری گزینشی از مواجهه با دیدگاههای مخالف از طریق بلاک، آنفالو و مشابه آن.
▪️بیادبی سیاسی (Political incivility): بهکارگیری الفاظ رکیک، توهین، تحقیر و حمله شخصی در بحثهای سیاسی.
🔻این مطالعه با بررسی این مفاهیم در فضای توئیتر فارسی، و با بهرهگیری از تحلیل زمانی و تحلیل شبکههای اجتماعی بر پایهٔ ۲۲۶ میلیون توییت و رویدادهای کلیدی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ نشان میدهد کاربران ایرانی چگونه از طریق بلاک کردن، آنفالو کردن و بهکارگیری زبان توهینآمیز به شکلگیری محیطی قطبی و گسسته کمک میکنند.
🔻یافتهها نشان میدهد گفتار مرتبط با بلاککردن و بیادبی سیاسی بهعنوان رفتارهایی پایدار، در دورههای بحران سیاسی افزایش مییابند و قطبیسازی طرفدارانه را تشدید میکنند. این رفتارهای دیجیتال نه تنها بازتاب شکافهای اجتماعی موجود هستند، بلکه آنها را تقویت نیز میکنند و اعتماد و مدارا، دو عنصر کلیدی فرهنگ دموکراتیک، را کاهش میدهند و در نهایت به تضعیف فرهنگ دموکراتیک در جوامع منجر میشود.
🔻با بررسی توییتر فارسی بهمثابهٔ سپهر عمومیای که در آن کنشگران سیاسی گفتمان را شکل میدهند، این پژوهش بینشهایی دربارهٔ پیامدهای گستردهتر رسانههای اجتماعی بر قطبیسازی و گسست سیاسی در کشورهای غیر غربی ارائه میکند.
🔻این مقاله از طریق لینک زیر قابل دسترس است:
https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1177/14614448261433479
@MohammadRahbari | 169 |
| 15 | گردهمایی اعضای هیات مدیره و مدیران دفاتر استانی
نشست دوم:
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
⏰ زمان برگزاری:
دوشنبه ۱ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵ الی ۱۷
📍مکان:
حضوری: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سالن انجمنها
مجازی:
https://skyroom.online/ch/irancsca/dabikhane-anjoman
🇮🇷
🆔 @irancsca | 233 |
| 16 | دوره آموزشی «روابط عمومی پیشرفته» با همکاری #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات و کالج دانشگاه فردوسی مشهد برگزار میشود.
فرصتی برای دانشجویان، علاقهمندان و فعالان حوزه ارتباطات تا با نگاهی علمی، کاربردی و بهروز، مهارتهای حرفهای خود را در جهان پیچیده ارتباطات امروز ارتقا دهند.
در این دوره، با حضور مدرسان برجسته دانشگاهی و حرفهای، به موضوعاتی مانند ارتباطات میانفرهنگی و بینالملل، تدوین پیام مؤثر، روابط عمومی و برند، مسئولیت اجتماعی و ارتباطات بحران پرداخته میشود.
اگر میخواهید روابط عمومی را فراتر از کلیشهها بشناسید و آن را بهعنوان یک مهارت راهبردی برای آینده تحصیلی و شغلی خود جدی بگیرید، این دوره برای شماست.
با ارائه گواهینامه معتبر از کالج دانشگاه فردوسی مشهد، مورد تأیید وزارت علوم و قابل ترجمه.
ویژه فعالان ارتباطات و روابط عمومی، دانشجویان، سازمانها، شرکتهای خصوصی و علاقهمندان آزاد
برای ثبتنام و کسب اطلاعات بیشتر:
www.college.um.ac.ir
اینستاگرام: EPR_COMMUNICATION
تماس: ۰۹۳۰۷۱۸۴۹۸۷
🇮🇷
🆔 @ irancsca | 183 |
| 17 | ⭕️ تنهایی ژئوپلیتیک؛ سرنوشت یا انتخاب؟
تأملی بر کتاب «بر لبه تنهایی» و نسبت ایران با نظام جهانی
✍ علی ربیعی
"بخش پایانی"
🔹 کدام امنیت؟
در نشست رونمایی به اجمال،در نقد مولف فرهیخته که ساختار دولت برآمده از دل تجربه تنهایی و از دل جنگ را "دولت امنیت" نامیده بود، به نظرم، نویسنده بنا بر سنت مطالعات روابط بین الملل امنیت ملی را معطوف به امنیت خارجی تعریف میکند، این غفلت رایجی است اما مکاتب مطالعات امنیت ملی متاخر، امنیت ملی رامرکب از امنیت داخلی و خارجی بحث می کنند.
همچنین به نظریه دیگری در باره امنیت اشاره کردم وگفتم "امنیت چه کسی؟" امنیت در مفهوم محدود آن به امنیت دولت ارجاع دارد.نوعی نگاه تکسویه به امنیت که در معرض لغزش به سوی امنیتی سازی بی حد وحصر جامعه است.اما از قضا، دراین سالها نگاه امنیت محور مذکور از سوی نخبگان جامعه مورد انتقاد نخبگان قرار گرفته است.یعنی یک نوع سنت درونی نقد بر نگاه امنیتی در جامعه ایرانی وجود دارد که فکر می کنم در کتاب توجه چندانی به آن نشده است
🔹 ضرورت تغییر در پسا بحران
تجربه تاریخی جوامع نشان میدهد که هیچ جامعهای نمیتواند پس از جنگ و بحران، با همان سیاستهای پیشین به مسیر خود ادامه دهد و انتظار موفقیت داشته باشد. پس از هر بحران، نیاز به بازنگری در سیاستهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی وجود دارد.
جامعه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. تداوم مسیر توسعه و ثبات اجتماعی مستلزم تغییرات و اصلاحاتی است که بتواند پاسخگوی تحولات جامعه باشد. گردش نخبگان، تقویت سرمایه اجتماعی و توجه به تحولات فرهنگی از جمله ضرورتهایی است که نمیتوان از آنها چشم پوشید.
🔹 انتخابهایی برای آینده
ایران در یکی از پیچیدهترین محیطهای ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. این واقعیت را نمیتوان انکار کرد. اما ژئوپلیتیک صرفاً یک سرنوشت تحمیلی نیست. نحوه مواجهه با آن، انتخابی است که در عرصه سیاستگذاری انجام میشود.
از این منظر، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا ایران محکوم به تنهایی است یا نه؛ بلکه پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان در دل همین شرایط پیچیده، انتخابهایی هوشمندانهتر برای آینده کشور رقم زد. زیرا در نهایت، آنچه مسیر ملتها را تعیین میکند، نه صرفاً جغرافیا، بلکه ترکیبی از تاریخ، آگاهی و انتخابهای سیاسی است.
@alirabiei_ir | 266 |
| 18 | ⭕️ تنهایی ژئوپلیتیک؛ سرنوشت یا انتخاب؟
تأملی بر کتاب «بر لبه تنهایی» و نسبت ایران با نظام جهانی
✍ علی ربیعی
"بخش دوم"
🔹 تنهایی استراتژیک؛ تقدیر یا انتخاب؟
در سالهای اخیر، درباره «تنهایی استراتژیک ایران» سخن گفته شده است. در این کتاب نیز به "تحمیل تنهایی" در اتخاذ استراتژیهای امنیت ملی به عنوان یک عنصر اصلی تاکید شده است. اما من بهرغم پذیرش نقش تنهایی، با این فرض که "ایران محکوم به تنهایی است" موافق نیستم. درست است که ژئوپلیتیک خصلتهای تحمیلگر بر استراتژیهای امنیت ملی دارد، اما شیوه بازی در زمینه ژئوپلیتیک نیز یک انتخاب است.
مشکل در چند دهه اخیر آنجاست که در برخی تحلیلها، سیاست خارجی ایران در یک دوگانه سادهسازیشده قرار میگیرد: یا باید در نقطه تخاصم کامل با غرب ایستاد یا در نقطه وابستگی و تسلیم. در حالی که واقعیت سیاست بینالملل بسیار پیچیدهتر از این دوگانههاست و میان این دو نقطه طیفی از موقعیتهای ممکن وجود دارد.
تنهایی نیز در همین چارچوب قابل فهم است. تنهایی میتواند انتخاب باشد؛ همانگونه که تنها نبودن نیز یک انتخاب است. حتی قدرتهای بزرگ نیز با انتخابهای غلط از شرایط "تنها ماندن" مصون نیستند. تجربه دولت ترامپ نشان داد که ایالات متحده نیز در برخی مقاطع در شورای امنیت نتوانست حمایت گستردهای به دست آورد. بنابراین تنهایی در نظام بینالملل یک وضعیت مطلق نیست، بلکه پدیدهای نسبی و وابسته به شرایط تاریخی و انتخاب سیاستها است.
🔹 استقلال؛ مفهومی پویا و فرآیندی
در همین چارچوب باید به مفهوم استقلال نیز با نگاهی پویا نگریست. استقلال یک پدیده آنی و یک وضعیت ثابت نیست، بلکه فرآیندی است که در طول زمان و در نسبت با شرایط جهانی شکل میگیرد. مرز باریکی میان استقلال و انزوا وجود دارد و اگر استقلال را بهعنوان یک فرآیند مدیریتشونده در نظر نگیریم، ممکن است آن را به یک مفهوم متصلب تقلیل دهیم.
از این رو، باید استقلال را در پیوند با منافع جاری کشور تعریف کرد. پرسش اصلی این نیست که آیا ایستادن در نقطهای خاص در رابطه با غرب استقلال ما را از بین میبرد یا نه؛ بلکه مسئله اصلی آن است که چگونه میتوان فرآیند استقلال را بهگونهای مدیریت کرد که هم منافع ملی حفظ شود و هم کشور در مسیر توسعه قرار گیرد.
🔹 انقلاب اسلامی؛ لحظهای از خودشناسی تاریخی
کتاب «بر لبه تنهایی» به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نیز اشاره دارد. به باور من، انقلاب یک لحظه مهم خودشناسی برای جامعه ایرانی بود. این انقلاب محتوایی سیاسی ـ مذهبی با خود آورد که به نوعی روح خفته ایرانی را بیدار کرد.
شعارهایی که در آن دوران مطرح میشد، بازتابی از شرایط جهانی آن زمان و نوعی هوشمندی تاریخی بود. شعارهای دوران انقلاب نشان میداد که نگاه جامعه انقلابی به نظام بینالملل، سیال و متکی به شرایط زمانه بوده است. انقلاب همچنین احساس ضرورت استقلال و خودکفایی را در فرهنگ سیاسی ایران تقویت کرد.
در عین حال، فلسفه وجودی انقلاب بر سه مفهوم استقلال، آزادی و جمهوریت استوار بود. در حوزه استقلال، ایران دستاوردهای قابل توجهی داشته است، هرچند میشد استقلالطلبی را بیش از این با مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی پیوند زد.
🔹 ملت_ دولتسازی؛ ثمره جنگ یا انتخابات؟
در یکی از مباحث این کتاب به بحث چگونگی دولت_ملت سازی پرداخته شده است. اما به زغم من باید در بحث ملت_دولتسازی نیز باید با تامل بیشتری سخن گفت. به تعبی. کتاب "بر لبه تنهایی"، جنگ موجب دولت ـ ملتسازی شد، انا به نظر میرسد در این میان، بخشی از واقعیت تاریخی نادیده گرفته میشود. به باور من، دولتسازی در ایران بیش از هر چیز از مسیر انتخابات شکل گرفت. اتفاقا مشروعیتی که انقلاب، صندوقهای رای و ادبیات مردم در صحنه به ساختار دولت بخشید، امکان مقاومت هشتساله در برابر تجاوز خارجی را فراهم کرد نه برعکس.
جنگ بدون تردید باعث برکشیدن نیروهای انسانی جدید شد و نهادهایی را نیز به وجود آورد، اما در کلیت نسبت دولت با جامعه است که فرآیند ملتسازی را رقم زد.
@alirabiei_ir | 180 |
| 19 | ⭕️ تنهایی ژئوپلیتیک؛ سرنوشت یا انتخاب؟
تأملی بر کتاب «بر لبه تنهایی» و نسبت ایران با نظام جهانی
✍ علی ربیعی
"بخش اول"
انتشار کتاب «بر لبه تنهایی» نوشته دکتر ولی نصر، فرصتی فراهم میکند تا بار دیگر درباره نسبت ایران با نظام جهانی و روایتهای مسلط از امنیت ملی کشور تأمل کنیم. این کتاب از آن جهت قابل توجه است که تلاش میکند تصویری کلان از چرایی وضعیت ایران در محیط امنیتی و ژئوپلیتیکی ارائه دهد. حتی اگر با برخی استدلالهای نویسنده همذهن نباشیم، باید اذعان کرد که این اثر میکوشد مسئله ایران را در بستری تاریخی و در چارچوبی مفهومی توضیح دهد؛ امری که در فضای تحلیلهای رایج ما کمتر دیده میشود.
به تعبیر "مهمت عاکف کوچ" پژوهشگر برجسته ترکیه، "روایت نصر تا حد زیادی بر ارجاع به تاریخ استوار است. او با تمرکز بر بحرانهای تاریخی و نقاط عطف، نقشهٔ ذهنی شکلگیری تفکر رهبران امروز ایران را ترسیم میکند. در این مسیر، هم ساختار نظام بینالملل و هم ادراک تهدید در سیاست خارجی را بررسی کرده و شرایط داخلی و خارجی مؤثر بر تصمیمگیری رهبران را تحلیل میکند."
مهمت همچنین در توصیف تمایز ولی نصر از دیگر کارشناسان خاورمیانه در غرب نوشت:
"به این لحاظ آنچه که ولی نصر را از دیگر کارشناسان خاورمیانه در غرب متمایز می سازد این است که او نه بر مبنای تولید هراس از خلال هویت ها (بازنمایی ایران به مثابه یک هویت "غیر" در تقابل با هویت غرب) بلکه ازخلال آرگومان های ژئوپلتیک ورئالیسم است که رفتار ایران را روایت میکند"
متاسفانه با نگاه به برخی از مباحثی که در رسانههای جریان اصلی ایران درباره وضعیت امروز ایران مطرح میشود، درمییابیم که مبانی تحلیلی ارائهشده فاصله قابل توجهی با وجدان جمعی جامعه و با هویتخواهی ایرانی دارد. در این میان، هرگونه تلاش برای صورتبندی یک روایت تحلیلی منسجم درباره جایگاه ایران در جهان، حتی اگر محل بحث و نقد باشد، گامی ضروری در جهت غنیتر شدن گفتوگوی فکری در جامعه ماست.
🔹 دوگانهای که ذهن سیاستگذاران را درگیر میکند
نخستین تأملی که مطالعه این کتاب در ذهن من ایجاد کرد، طرح یک دوگانه قابل تأمل بود؛ دوگانهای که به نوعی میتوان آن را چنین خلاصه کرد: «یا وابسته هستی یا میجنگی». این گزاره اگرچه ساده به نظر میرسد، اما برای سیاستگذار و برای هر کسی که درباره امنیت ملی میاندیشد، پرسشهای مهمی ایجاد میکند. آیا واقعاً سرنوشت سیاست خارجی کشورها در چنین دوگانهای خلاصه میشود؟ در طیفهای و همچنین گفتمانهای سیاسی ایران امروز، میتوان این دوگانه را شاهد بود. این دوگانه، تاثیر زیادی در سرنوشت شرایط کشور، تصمیم برلی مدآکره و یا عدم مذاکره داشته است.
🔹 بازخوانی تاریخ و ضرورت «هوشمندی تاریخی»
یکی از ارزشهای این کتاب آن است که نسل جدید را با گذشته ایران و با زیست پدران و کوشش آنان برای حفظ این سرزمین آشنا میکند. نسلی که در بسیاری موارد نه تنها گذشته را بهدرستی درک نکرده، بلکه گاه در میان روایتهای متعارض تاریخی دچار نوعی سردرگمی نیز شده است. بخشی از این وضعیت به حذف یا کمرنگ شدن برخی روایتهای تاریخی در نظام آموزشی بازمیگردد و بخشی نیز به نوعی خودزنی تاریخی و فرهنگی در میان برخی جریانهای فکری مربوط میشود؛ رویکردی که مانع از شکلگیری فهمی متوازن از گذشته ایران شده است.
واقعیت این است که برای در تببینی روشنگرانه و قانع کننده در خصوص نسبت ایران با نظام جهانی برای نسلهای جدید، پویشهای نظری عمیق و اقناعی کم و حتی میتوان گفت در حد ناچیز صورت گرفته است. در این میان، آثاری از این دست میتوانند به شکلگیری نوعی فهم تاریخی کمک کنند. مشاهده میکنیم در روایتهای برساخته شده بیشتر از سمت خارج از کشور، چنین القا میشود که ایران گویی موجودی است که خودآزارانه به سمت تنش حرکت کرده و اساسا نقش عوامل خارجی در شکلگیری بسیاری از بحرانهای تاریخی نادیده گرفته میشود.
در حالی که تاریخ معاصر ایران نشان میدهد نقش قدرتهای خارجی در تحولات این سرزمین همواره قابل توجه بوده است. بازخوانی این تجربه تاریخی برای جامعه ما ضروری است. نه از سر حسرت، بلکه برای تقویت نوعی «هوشمندی تاریخی» که بتواند در تصمیمگیریهای آینده راهگشا باشد.
در دهه ۸۰، با محوریت "مهندس میرحسین موسوی" و تعدادی از اندیشمندان، موسسهای با عنوان «فرهنگ و تمدن ایران زمین» تأسیس شد. در آنجا بحثهای متعددی درباره تاریخ و هویت ایرانی شکل میگرفت. یکی از نکاتی که "مهندس موسوی" بر آن تأکید داشت، زنده نگه داشتن حسرت از دست رفتن سرزمینهایی بود که در طول تاریخ از ایران جدا شدهاند. در پس این تأکید، نوعی هوشمندی تاریخی و تمدنی نهفته بود؛ نوعی یادآوری دائمی که میتواند برای امنیت ملی و برای فهم موقعیت ایران در جهان اهمیت داشته باشد.
@alirabiri_ir | 126 |
| 20 | قدرت رسانه و روزنامهنگاران
دفتر توسعه رسانه برگزار میکند: رسانهها و روزنامهنگاران چگونه میتوانند جلوی بحرانهای سیاسی و اجتماعی را بگیرند؟
در کشوری چون ایران، رسانهها تنها روایتگر بحرانها نیستند؛ گاهی میتوانند از شکلگیری بحرانهای سیاسی نیز جلوگیری کنند.
اما مرز میان اطلاعرسانی مسئولانه و دامن زدن ناخواسته به یک بحران سیاسی کجاست؟ آیا رسانهها بخشی از راهحل بحرانها هستند یا ناخواسته به بخشی از خود بحران تبدیل میشوند؟
سید حمزه صفوی و پرویز امینی دو تحلیلگر شناخته شده به این پرسشها پاسخ میدهند.
حضور برای علاقهمندان در این نشست که چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در دفتر توسعه آموزش رسانه و به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات، پلاک ۱۱ برگزار می شود، آزاد است.
@journalistsclub1 | 139 |
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
