اشـoshoـو
📈 Telegram kanali اشـoshoـو analitikasi
اشـoshoـو (@oshoi) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 19 930 obunachidan iborat bo'lib, Din & Maʼnaviyat toifasida 3 940-o'rinni va Eron mintaqasida 16 923-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 19 930 obunachiga ega bo‘ldi.
02 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 12 ga, so‘nggi 24 soatda esa -4 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 6.49% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 3.71% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 293 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 740 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 31 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent کس, خوراک, وقت, دیگری, چیز kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Kanal uchun tavsif kiritilmagan.
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 03 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Din & Maʼnaviyat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 03 Sentabr | +3 | |||
| 02 Sentabr | 0 | |||
| 01 Sentabr | 0 |
| 2 | موسیقی بی کلام
کسوف
@oshoi | 248 |
| 3 | ای دل، گر ازین حدیث آگاهی تو
زین تفرقهٔ خویش چه میخواهی تو
یک لحظه که از حضور غایب مانی
آن لحظه بدان که مشرک راهی تو
#مولانا #دیوان_شمس، رباعی ۱۵۴۸
تا وقتی از حضور غافلی، در پراکندگی و دوگانگی هستی.
@oshoi | 259 |
| 4 | اگر عشق با آگاهی همراه نباشد،
بهسادگی میتواند به وابستگی تبدیل شود.
آنگاه عشق دیگر آزادی نمیبخشد؛
بلکه زندان میسازد.
حسادت میآید.
ترس میآید.
تملک میآید.
و انسان به نام عشق،
دیگری را محدود میکند.
اما عشق حقیقی نمیخواهد مالک کسی باشد.
عشق، آزادی میدهد.
زیرا تنها در آزادی است
که عشق میتواند نفس بکشد.
عاشق بودن یعنی حضور داشتن؛
نه تصاحب کردن.
#اشو
@oshoi | 244 |
| 5 | به خاطر داشته باش که زندگی، نوسانی است؛
میان روز و شب،
تابستان و زمستان.
این نوسان همیشگی است.
هرگز در جایی متوقف نشو؛
در حرکت باش.
و هرچه این نوسان بزرگتر باشد،
تجربهٔ تو نیز ژرفتر خواهد بود.
#اشو
#الماسهای_آگاهی
@oshoi | 233 |
| 6 | زیرا مراقبه چیزی نیست که به زندگی اضافه شود.
مراقبه، کیفیتی است که میتوانی به هر لحظه از زندگی ببخشی.
اگر آگاهانه زندگی کنی، زندگی تو مراقبه میشود.
اگر با تمام وجود حضور داشته باشی، حتی سادهترین کارها نیز مقدس میشوند.
آب آوردن.
راه رفتن.
نفس کشیدن.
چای نوشیدن.
لبخند زدن.
نگاه کردن به آسمان.
تمام راز این است:
بیدار باش.
زیرا زندگی همین حالا در جریان است.
و کسی که همیشه در فکر زندگی کردن است، ممکن است هرگز فرصت نکند که واقعاً زندگی کند.
#اشو
@oshoi | 256 |
| 7 | زندگی را زندگی کن؛ به آن فکر نکن
اوشو میگوید:
اندیشیدن لازم است، اما کافی نیست.
انسان باید زندگی کردن را نیز بیاموزد. در غیر این صورت ممکن است مانند فیلسوفی شود که قصری باشکوه میسازد، اما خودش هرگز در آن زندگی نمیکند؛ او تمام عمرش را صرف ساختن چیزی میکند که تنها بتواند به آن نگاه کند.
ذهن میتواند دربارهٔ زندگی بسیار بداند، اما دانستن دربارهٔ زندگی با زندگی کردن تفاوت دارد.
تو میتوانی دربارهٔ عشق هزاران کتاب بخوانی و هنوز عاشق نباشی.
میتوانی دربارهٔ مراقبه بسیار بدانی و هنوز یک لحظه سکوت واقعی را تجربه نکرده باشی.
میتوانی دربارهٔ خدا بحث کنی، استدلال بیاوری، موافق یا مخالف باشی، اما همهٔ اینها همچنان میتواند تنها بازی ذهن باشد.
حقیقت چیزی نیست که بتوان آن را تنها با فکر کردن پیدا کرد.
مراقبه، فکر کردن نیست؛ مراقبه زندگی کردن است.
آن را هر روز زندگی کن؛ لحظه به لحظه.
در آن زندگی کن، یا اجازه بده آن در تو زندگی کند.
مراقبه چیزی متعلق به جهانی دیگر نیست. این تصور که زندگی معمولی یک چیز است و معنویت چیزی دیگر، ساختهٔ ذهن انسان است.
ذهن همیشه تقسیم میکند.
این دنیا و آن دنیا.
مادی و معنوی.
زمینی و آسمانی.
کار و مراقبه.
زندگی و خدا.
اما هستی تقسیم نشده است.
زندگی یکی است.
و مراقبه چیزی جز تجربهٔ همین زندگی نیست؛ هنگامی که آن را با تمام وجود زندگی میکنی.
وقتی گرسنهای، واقعاً غذا بخور.
وقتی تشنهای، واقعاً آب بنوش.
وقتی با دوستی روبهرو میشوی، واقعاً با او ملاقات کن.
مشکل انسان این است که تقریباً هیچگاه در جایی که بدنش حضور دارد، نیست.
هنگام غذا خوردن، در فکر آینده است.
هنگام صحبت با یک دوست، درگیر گذشته است.
هنگام راه رفتن، به مقصد فکر میکند و راه را از دست میدهد.
هنگام رسیدن به مقصد، به مقصد بعدی فکر میکند.
و به همین دلیل، تمام زندگی از میان انگشتانش عبور میکند.
انسان همیشه در جایی دیگر زندگی میکند.
و زندگی همیشه همینجاست.
همین لحظه.
حقیقت دور نیست، اما انسان آن را دور میجوید.
او به کوهها میرود، به معابد میرود، کتابهای مقدس را جستوجو میکند، استادان را عوض میکند و از فلسفهای به فلسفهٔ دیگر میرود؛ در حالی که آنچه جستوجو میکند، از خودش به او نزدیکتر است.
اما ذهن نمیتواند چیزهای نزدیک را ببیند.
ذهن همیشه به دنبال دوردستهاست.
زیرا در دوردستها میتواند خیالپردازی کند.
فردا همیشه زیبا به نظر میرسد، چون هنوز نیامده است.
آینده همیشه امیدبخش است، چون هنوز واقعیت آن آشکار نشده.
اما حقیقت نه در گذشته است و نه در آینده.
حقیقت همین لحظه است.
و اگر نتوانی در این لحظه حضور داشته باشی، ممکن است تمام عمرت را در جستوجوی حقیقت بگذرانی و هرگز آن را پیدا نکنی.
مراقبه یعنی بازگشتن.
بازگشتن از گذشته.
بازگشتن از آینده.
بازگشتن از هزاران فکر و خیال.
بازگشتن به همینجا.
به همین نفس.
به همین بدن.
به همین لحظه.
زندگی بسیار ساده است.
اما انسان آن را پیچیده کرده است.
ذهن از سادگی میترسد.
زیرا در سادگی، چیز زیادی برای انجام دادن ندارد.
ذهن با مسئلهها زنده است.
با پیچیدگیها رشد میکند.
با سؤالها خود را مهم میکند.
اما بعضی چیزها را نمیتوان با تحلیل کردن شناخت.
برای شناختن آنها باید ساکت شد.
باید تجربه کرد.
مثل عشق.
مثل موسیقی.
مثل زیبایی یک غروب.
تو میتوانی ساعتها دربارهٔ غروب فکر کنی، اما یک لحظه نگاه کردن به آن، چیز دیگری است.
میتوانی دربارهٔ عشق کتاب بنویسی، اما یک لحظه عاشق بودن، تمام کتابها را پشت سر میگذارد.
میتوانی دربارهٔ مراقبه بحث کنی، اما یک لحظه سکوت واقعی، بیشتر از هزاران بحث به تو میآموزد.
پس زندگی را به مسئله تبدیل نکن.
زندگی یک مسئله نیست که باید حل شود.
زندگی یک راز است که باید زندگی شود.
وقتی راه میروی، راه برو.
وقتی غذا میخوری، غذا بخور.
وقتی میخندی، کاملاً بخند.
وقتی گریه میکنی، کاملاً گریه کن.
وقتی کسی را دوست داری، در عشق حضور داشته باش.
هیچ چیز را نیمهکاره زندگی نکن.
انسان زمانی به آرامش میرسد که دیگر دائماً از زندگی فرار نکند.
ما معمولاً از لحظهٔ اکنون فرار میکنیم، زیرا همیشه تصور میکنیم چیزی مهمتر در جای دیگری وجود دارد.
اما هیچ جای دیگری وجود ندارد.
زندگی همیشه در همین لحظه اتفاق میافتد.
نه دیروز.
نه فردا.
نه پس از رسیدن به موفقیت.
نه پس از حل شدن همهٔ مشکلات.
نه پس از آنکه شرایط کامل شد.
زندگی اکنون است.
و شاید بزرگترین مراقبه همین باشد:
هر جا که هستی، کاملاً آنجا باش.
اگر غذا میخوری، فقط غذا بخور.
اگر چای مینوشی، فقط چای بنوش.
فنجان را احساس کن.
گرمای آن را حس کن.
عطر چای را نفس بکش.
طعم آن را بچش.
برای چند لحظه، هیچ جای دیگری نباش.
این حضور، آغاز مراقبه است. | 291 |
| 8 | مراقبه روزانه 12 شهریور
@oshoi | 709 |
| 9 | ژرف زندگی کن،
از ته دل زندگی کن،
یک پارچه و با تمام وجود...
به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی؛ آماده چون میوهای رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم میوزد و میوه فرو میافتد.
گاه حتی بدون هیچ نسیمی، میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت میافتد.
مرگ باید چنین باشد.
و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم آید.
#اشو
@oshoi | 726 |
| 10 | مراقبه_شب
یازدهم شهریور
@oshoi | 824 |
| 11 | موسیقی بی کلام : روح آرام
از : Dan Gibson
@oshoi | 838 |
| 12 | #مردم_سالاری
معنای مردم سالاری واقعی آن است که مردم کوچه و بازار، جماعت مردم
در کنترل زندگی نکنند.
مردم سالاری بیشتر پدیده یی اخلاقی است، تا سیاسی، و بسیار مهم تر از سیاست
مردم سالاری یک دیدگاه کاملا جدید نسبت به زندگی است.
این چیزی است که هنوز هیچ کجا اتفاق نیفتاده؛ هنوز باید اتفاق بیفتد.
مردم سالاری به این معناست:
هر فرد حق دارد مطابق با نگرش خود زندگی کند؛ نباید او را منع کرد
تا وقتی برای دیگران اسباب زحمت و درد سر نشده، باید امکان آزادی در همه جنبه های زندگی برایش فراهم باشد.
این نگرش من نسبت به دنیای مردم سالار واقعی است
دوست دارم سانیاسین ها هم به همین نحو عمل کنند:
#عدم_مداخله_در_زندگی_هیچکس.
باید نسبت به دیگران احترام عظیمی قایل شد.
Real democracy means that the mob, the crowd, is no more in control of the individual life. Democracy is less a political phenomenon than a religious phenomenon: it is far more important than politics. Democracy is a totally new vision of life. It has not yet happened anywhere; it has yet to happen. Democracy means each individual has the right to live according to his light; he should not be prevented. Unless he becomes a disturbance or a nuisance to others he should be allowed every freedom in all the aspects of life. That is my vision of a really democratic world. That is how I would like my sannyasins to function: no interference in anybody is life. A great respect has to be given to the other.
#اﺷﻮ
@oshoi | 813 |
| 13 | #مولانا در فیه مافیه چنین میگوید:
چندان که زن را امر کنی که پنهان شو، او را دغدغه خود را نمودن و آشکار کردن بیشتر شود.
وخلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد.
پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی. آن خود عین فساد است.
اگر او را گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و یا نکنی، او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن، فارغ باش و تشویش مخور. و اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن.
منع جز رغبت را افزون نمی کند.
#اشو هم در اینباره چنین میگوید:
آنچه منع میشود، جاذبه پیدا میکند.
و آنچه انکار میشود، به اشاره فرا میخواندمان
تنها آگاهی به بازی های ذهن است که آزادمان میکند.
نفی و انکار ، نفی و انکار نیست
برعکس فراخواندن و ترغیب است
ذهن همواره پیرامون آنچه تحریم و منع شده میگردد. درست مانند زبان در دهان که همواره با جای خالی دندان کشیده شده بازی میکند.
#اشو
#یک_فنجان_چای
@oshoi | 807 |
| 14 | مراقبه روزانه 11 شهریور
@oshoi | 950 |
| 15 | عشق، باید همچون هنری، آموخته شود، هنری متعالی، هنر زندگی.
به این خاطر است که درباره ی عشق سخن می گوییم.
ولی عشق نایاب ترین کالای زمین است
تنها یک بار رخ می دهد، میلیونها نفر عاشقند ولی تنها یک بار رخ می دهد یک نفر از میلیونها نفر، مستعد عشق می شوند.
دلایلی پشت این قضیه وجود دارد:
زمانی که کودکی به دنیا می آید، خود شیفته است، خودش را دوست دارد. و این طبیعی است، چون کودک کسی را نمیشناسد، او فقط متوجه خودش است. کودک، مغرورترین موجود است، موجودی شدیدا مغرور و "خود محور"
چگونه با این غرور می توانی دوست داشته باشی؟
عشق یعنی:
دیگری محور توجه شده است
عشق، جهشی عظیم است، تو در مرکز و محور توجه نیستی، بلکه "دیگر"ی به مرکز توجه آمده است
تو تبدیل به سایه شده ای. در این لحظه، فقط حضور "دیگر"ی معنی دارد.
و خدمت به او یعنی شعف و شادی.
ولی این اتفاق نمی افتد.
زن و شوهر، هردو کم سن و سال اند و حامل این باور دوران بچگی شان که:
"من مهم هستم، و طرف مقابل باید در خدمت من باشد."
و این نوع نگرش، آشوب و بلوا به پا می کند
عشق باید آموخته شود
عشق یعنی رشد
آن هنگام که بتوانی از منیت و نفس رها شوی، فقط آن زمان می توانی دوست داشته باشی و عاشق شوی
#اشو
#هفت_قدم_تا_اشراق
@oshoi | 968 |
| 16 | مراقیه شب _ دهم شهریور
@oshoi | 1 030 |
| 17 | موسیقی بی کلام :
مسیر پر پیچ و خم
از : Dan Gibson
@oshoi | 1 017 |
| 18 | زندگی سخت ساده است.
خطر کن وارد بازی شو
چه چیزی از دست می دهی؟!
با دست های تهی آمده ایم
و با دست های تهی خواهیم رفت
چیزی نیست که از دست بدهیم
فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند
تا سر زنده باشیم ، تا ترانه ای زیبا بخوانیم
و فرصت به پایان خواهد رسید.
#اشو
#الماسهای_آگاهى
@oshoi | 1 004 |
| 19 | بدبختی انسانِ امروز،
بیماری دنیای امروز،
نکبت و تنشِ دنیای امروز،
نتیجه مفاهیم احمقانه ای است که از گذشته به خورد بشریت داده اند.
تمام این به اصطلاح مذاهب و کشیشان مسئول آن هستند
آنچه که مذاهب انجام داده اند،
چه دانسته و چه ندانسته، علت این رنج و مصیبت و تشویش تمام بشریت است.
بگذارید علتها را یک به یک بررسی کنیم. نخست تمام مذاهب این مفهوم را تحمیل کرده اند که خدایی هست و آن خدا دنیا را آفریده و خدا عالم و قادر و حاضر است. او همه چیز را میداند. او بر همه چیز توانا است. او همه جا هست.
این مفهوم، انسان را از انجام هر عملی که دنیا را بهتر و زیباتر کند بازداشته است
وقتی کسی که همه چیز را میداند و بر هر کاری تواناست و همه جا حاضر است، مراقب دنیاست و همه چیز به اراده اوست
آنوقت تو چه میتوانی بکنی؟
تو تا کجا را میتوانی ببینی؟
تـو چـه مشارکتی میتوانی بکنی؟
اگر خدا خالق دنیاست، تو نمیتوانی آن را بهتر کنی. هرکاری که بکنی فقط ضرر میزنی، نمیتوانی آن را بهتر کنی، نمیتوانی از خدا عاقل تر باشی.
این مفهوم یکی از اساسی ترین علتهای تشویشی است که بشریت دارد و شاید او را نابود کند.
طوری که من میبینم:
خدایی نیست که دنیا را آفریده باشد، که مراقب دنیا باشد.
این مسئولیت را بر دوش کسی که وجود ندارد نیندازید
این ما هستیم که اینجاییم و به هر ترتیبی مسئول هستیم که از این فرصت استفاده کنیم، یا آن را از کف بدهیم.
خدا را بردارید و انسان را به جای او بگذارید و آنوقت دنیایی کاملاً متفاوت خواهید داشت. این رنجی کاملاً ناخواسته است. این تشویش همان حماقت مـا است، انسان میتواند یک زندگی بسیار غنی پرسرور و شادمان داشته باشد.
ولی اول باید مسئولیت خودش را بپذیرد.
#اشو
@oshoi | 992 |
| 20 | مراقبه روزانه 10 شهریور
@oshoi | 1 009 |
