اشـoshoـو
📈 Аналитический обзор Telegram-канала اشـoshoـو
Канал اشـoshoـو (@oshoi) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 19 925 подписчиков, занимая 3 920 место в категории Религия и духовность и 16 892 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 19 925 подписчиков.
Согласно последним данным от 12 сентября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -2, а за последние 24 часа — 3, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 6.63%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 3.69% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 1 321 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 736 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 30.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как کس, خوراک, وقت, دیگری, چیز.
📝 Описание и контентная политика
Описание канала не предоставлено.
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 13 сентября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Религия и духовность.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 13 сентября | +3 | |||
| 12 сентября | +3 | |||
| 11 сентября | 0 | |||
| 10 сентября | +9 | |||
| 09 сентября | +1 | |||
| 08 сентября | +5 | |||
| 07 сентября | 0 | |||
| 06 сентября | +5 | |||
| 05 сентября | +2 | |||
| 04 сентября | 0 | |||
| 03 сентября | +3 | |||
| 02 сентября | 0 | |||
| 01 сентября | 0 |
| 2 | موسیقی بی کلام
آرامش بخش 4
@oshoi | 322 |
| 3 | انسان خردمند به شهرت و نام علاقه ای ندارد.
او صرفاً لحظه را زندگی می کند
گاهی مشهور می شود، اما این موضوع دیگری است.
بودا مشهور شد، اما برای معروف شدن تلاش نکرد، آرزویی نداشت.
اگر معروف شد، خوب است، اگر نشد، باز هم خوب است. همه چیز خوب است، همیشه خوب است.
حال و هوای او خوب است.
از غذایت لذت ببر،
از حمام کردن،
از آفتاب،
از باد و باران لذت ببر و
از تمام چیزهایی که در دسترس توست لذت ببر
و همانی که هستی بمان
با خود صادق باش،
هیچ ریاکاری نیافرین ،
هیچ نمایی نیافرین،
هیچ چهره ای نیافرین.
و لذت محض از آن تو خواهد بود
خدا از آن تو خواهد بود.
خدا فقط نزد کسانی می آید که با خود در آسودگی کامل به سر می برند.
و کسی که آرزوی چیزی را دارد نمی تواند آسوده باشد،
زیرا این آرزو و خواسته تنش به وجود می آورد.
#اشو
@oshoi | 313 |
| 4 | ادامه 👇
آنان که شهواتی دارند هرگز قادر به درک این راه نیستند....
ولی یک چیز را باید بهیاد داشته باشی: میتوانی شهوات دنیایی را ترک کنی ـــ بسیاری چنین میکنند: آنان سالک و راهب میشوند و به صومعهها و کوهستانها میروند، ولی طبیعتِ خواسته را رها نمیکنند. اینک آنان به خدا فکر میکنند؛ حالا در این فکر هستند که چگونه در آن دنیا دستاوردی داشته باشند! ذهن کاسبِ آنان هنوز هم ادامه دارد؛ فقط زبان آن تغییر کرده است! اینک آنان دیگر خواهان پول و حساب بانکی نیستند؛ ولی هنوز هم خواهان امنیت هستند ـــ امن بودن در دستان خداوند! وقتی جویای یک حساب بانکی درشت هستی، یا وقتی به شرکت بیمه میروی تا خودت را بیمه کنی؛ اینها فقط زبانهای دیگری هستند برای جستجویی عمیق برای یافتن امنیت. تو اینها را رها میکنی؛ سپس یک مسیحی یا یک هندو میشوی. با مسیحی شدن تو چه را میجویی؟ بازهم جویای امنیت هستی. فکر میکنی، “این مرد، این مسیح تنها پسر خداوند است. من با او امنیت بیشتری خواهم داشت!”
یا اینکه جستجو میکنی و یک هندو میشوی. فکر میکنی، “این هندوها، اینها در حرفهی دین قدیمیترین هستند! باید بدانند. باید تمام رازهای این تجارت را بدانند؛ باید کلیدها را داشته باشند! تمدنهای بسیار آمده و رفتهاند، ولی این هندوها باید حُقّهای داشته باشند ـــ هنوز باقی هستند! تمدن بابِل دیگر وجود ندارد، آشوریان برفنا شدهاند، تمدن باستانی مصر فقط در موزهها یافت میشود. بسیاری تمدنها روی این زمین وجود داشته و اینک رفتهاند؛ فقط گنجینههایی از آنان در اینجا و آنجا باقی مانده است. ولی این هندوها چیز دیگری هستند؛ پابرجا ماندهاند! زمان آنان را ازبین نبرده است؛ یک ویژگی جاودانه دارند! باید رازهایی را بدانند. یک هندو بشو!”
ولی این نیز جستاری برای امنیت است.
اگر جویای امنیت باشی، ذهنت بازهم همان شهوات، خواستهها و ترسها را حمل میکند. شاید علاقهای به این دنیا نداشته باشی. مردمانی هستند که نزد من میآیند و میگویند، “این دنیا فانی و گذرا است؛ ارزشی ندارد. ما خواهان چیزی مانند سرور ابدی هستیم!” پس هیچ چیز عوض نشده است. درواقع، بهنظر میرسد که اینها از مردمان معمولی طمعکارتر هستند.
مردم معمولاً با چیزهای فانی و ناپایدار راضی هستند. ولی این مردمان که خواهان چیزهای ابدی هستند، بسیار ناراضی هستند؛
با چیزهای فانی راضی نمیشوند ـــ خانهای زیبا و باغ، اتوموبیلی زیبا، زن یا شوهر و فرزندانی خوب…. با اینها راضی نیستند! میگویند، “همهی اینها ناپایدار هستند و دیریازود از ما گرفته میشوند. ما چیزی را میجوییم که نتواند از ما گرفته شود!” این مردم طمعکارتر هستند. شهوت آنان حدومرزی نمیشناسد. آنان میپندارند که مذهبی هستند؛ ولی نیستند!
انسان بادیانت کسی است که:
تمام خواستهها و شهوات، از هر نوعی را رها کرده باشد. فقط با تغییر کلمات چیزی عوض نمیشود.
#اشو
آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل هفتم
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 265 |
| 5 | آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل هفتم
بودا گفت:
آنان که شهواتی دارند هرگز قادر به درک این راه نیستند، زیرا مانند برهمزدن آب زلال با دستها است؛
مردم ممکن است بیایند و بخواهند تا بازتاب صورتشان را در آب ببینند،
ولی در هرصورت هرگز قادر به دیدن نیستند.
ذهنی که با شهوات آزرده و مختل شده، ناخالص است و به همین سبب هرگز راه را نمیبیند.
ای راهبان، از شهوات دوری کنید.
وقتی ناپاکیهای شهوات زدوده شوند، راه خودش را نشان خواهد داد.
تفسیر اشو_ قسمت دوم
زیرا مانند برهمزدن آب زلال با دستها است….
آیا گاهی تماشا کردهاید؟ ماه شب بدر کامل است و به دریاچه میروی، همه چیز ساکت استت حتی یک موج روی سطح آب دیده نمیشود و بازتاب ماه در آن بسیار زیباست. آب را قدری برهم بزن: با دستهایت چند موج روی سطح دریاچه ایجاد کن؛ و ماه به تکههایی تبدیل میشود
آن بازتاب ازبین رفته است. انعکاسهای نقرهای را در تمام سطح دریاچه میبینی، ولی ماه را نمیتوانی ببینی. فقط تکهّپارههایی از ماه دیده میشود؛ تمامیت آن ازبین رفته، انسجام آن دیگر وجود ندارد.
آگاهی انسان نیز میتواند به دو حالت وجود داشته باشد: یکی حالت شهوت و خواسته است ـــ که موجهای بسیار در آن هست که مشتاق رسیدن به ساحلی در آینده هستند؛ یا هنوز به ساحلی در گذشته چسبیدهاند. ولی دریاچه مختل شده است؛ سطح آن دیگر آرام و ساکن نیست. سطح نمیتواند واقعیت را بازتاب دهد، از شکل طبیعی خارج شده است. یک ذهن پر از خواسته مکانیسمی برای تحریف و اختلال است. هرآنچه که ببینی، مختلشده و تحریفشده خواهد بود.
اینها دو وضعیت ذهن نیز هستند:
ذهنی بدون هیچگونه فکر، خواسته یا شهوت، ذهنی آرام است، ساکن مانند یک دریاچه. سپس همه چیز، آنگونه که هست در آن بازتاب دارد. و شناختن آنچه که هست، یعنی شناخت خداوند، یعنی شناخت حقیقت. خداوند در تمام اطراف تو وجود دارد
وقتی شهوات فروکش کنند، چیزها رفتهرفته سامان پیدا میکنند، منسجم میشوند و زمانی که آن بازتاب کاملاً روشن و واضح شد، تو رها شدهای. حقیقت رهاییبخش است. هیچ چیز دیگر انسان را رها نمیسازد. و هیچ راهی برای شناخت حقیقت وجود ندارد مگر اینکه موقعیتی را در خودت خلق کنی که آنچه که هست، واقعیت، در آن منعکس شود.
آنان که شهواتی دارند هرگز قادر به درک این راه نیستند......
آگاهی باید بدون محتوا بشود. معنی تهیشدن از شهوات همین است: وقتی که تو هستی؛ فقط وجود داری…. من آن را معصومیت ازلی میخوانم؛ در این حالت تو دیگر خواهان چیزی نیستی، مشتاق چیزی نیستی؛ فقط در این لحظه هستی، مطلقاً در اینجا و در اکنون. رضایتی عمیق در وجودت طلوع میکند؛ احساس سعادت و برکت داری.
درواقع، این چیزی است که جویای آن بودهای. تو در تمام خواستههایت خواهان همین احساس رضایت بودهای
ولی خواسته نمیتواند این را به تو بدهد. خواسته درون دریاچهی تو امواج بیشتری خلق میکند. خواسته تولید بیقراری و ناآرامی بیشتر میکند. تو درواقع فقط خواهان یک چیز هستی ـــ چگونه به حالتی برسی که همهچیز فقط رضایت باشد… جایی برای رفتن نباشد…. در این وضعیت فرد فقط خوش است و لذت میبرد. او فقط با بودن خود، مسرور است. فقط با بودن، فرد میتواند برقصد و آواز بخواند.
این چیزی است که خواهان آن بودهای. حتی در خواستههایت، در طمعهایت، در شهوات و جاهطلبیهایت؛ این دقیقاً همان است که جویای آن هستی ـــ ولی این وضعیت را در جهتی اشتباه جستجو میکنی. در این مسیر نمیتواند اتفاق بیفتد؛ هرگز اینگونه رخ نداده است. فقط در یک مسیر میتواند رخ بدهد ـــ مسیر بودا، راه کریشنا، یا زرتشت این راه یکی است؛ به هیچکس تعلق ندارد.
این راه همین حالا، در همینجا؛ در دسترس شما است… فقط باید برای دیدار آن به اینجا بیایی. تو به جای دیگری فرار میکنی، هرگز در وطن یافت نمیشوی. هر آدرسی که بدهی، هرگز در آنجا یافت نمیشوی. همیشه جای دیگری هستی.
خداوند میآید و تو را میجوید. البته او به تو اعتماد دارد و به آدرسی که دادهای میآید، ولی تو هرگز آنجا نیستی. او در میزند، ولی اتاق خالی است؛ خانه خالی است. وارد خانه میشود؛ همه را میگردد ولی تو آنجا نیستی؛ جای دیگری هستی. تو همیشه در جای دیگری هستی ـــ خانهات در جایی دیگر است.
مردم معمولاً فکر میکنند که باید بهدنبال خدا بگردند. حقیقت درست عکس این است ـــ خداوند تو را میجوید، ولی تو هرگز پیدا نمیشوی!
آنچه بودا میگوید این است:
اگر بدون شهوت باشی، پیدا میشوی. بیدرنگ یافت میشوی، زیرا در لحظهی حال نشستهای. ذهنت متزلزل نیست، شعلهات کاملاً بدون لرزش است. در خودِ آن لحظهی مراقبه، خداوند را ملاقات میکنی، با حقیقت دیدار میکنی. آزاد میشوی.
ادامه 👇
@oshoi | 298 |
| 6 | مراقبه روزانه 22شهریور
@oshoi | 695 |
| 7 | عصبانیت بسیار آسان است؛ کاملا مکانیکی است. برای خشمگین شدن حتی نیازی به آگاهی نداری؛ شبیه یک ربات است. کسی به تو توهین میکند و تو عصبانی میشوی. بودا میگوید: تلاش کن؛ وقتی کسی به تو توهین میکند، آرام و ساکت بمان. این فرصت را از دست نده. این فرصتی است برای بیرون آمدن از دنیای مکانیکی خودت. فرصتی است برای آگاهتر شدن. آن شخص دارد فرصت زیبایی برای رشد به تو میدهد؛ آن را از دست نده.
هر زمان با موقعیتی روبهرو شدی که واکنش مکانیکی در آن طبیعی است، تلاش کن غیرمکانیکی باشی؛ نسبت به موقعیت آگاهتر شو. همین تبدیل به نردبان رشد تو خواهد شد.
کسی به تو توهین میکند. خیلی آسان است که آزرده شوی. این مکانیکی است؛ برای آن نیازی به حضور تو نیست، نیازی به هیچ هوشی نیست. خیلی آسان است که وارد خشم، عصبانیت و آتش شوی. هیچ هوشی در آن لازم نیست. حیوانات هم این کار را میکنند؛ پس چیز خاصی در آن نیست.
کاری متفاوت انجام بده. آرام، ساکت و خونسرد بمان. رها باش و درونت را مشاهده کن؛ ببین که آن واکنش مکانیکی تو را در اختیار نگیرد. کمی از عادتهای مکانیکی خود فاصله بگیر؛ سود و منفعت این کار برایت بسیار زیاد خواهد بود. کمکم آگاهیات بیشتر و بیشتر خواهد شد.
#اشو
@oshoi | 774 |
| 8 | مراقبه شبانه ۲۱ شهریور
@oshoi | 821 |
| 9 | موسیقی بی کلام
آرامش بخش 3
@oshoi | 811 |
| 10 | مدیتیشن کیمیاگری است؛
زیرا سبب تحول درونی در شما می شود
مدیتیشن تمامی محدودیت ها و کوتاه نظری ها را از میان می برد و باعث گستردگی وجودتان می شود.
مدیتیشن به شما کمک می کند از همه بندها رها شوید؛ بندهای نژادی، خرافی، تعصبی و...
آگاهی سبب می شود از همه این محدودیت ها و بندها رهایی یابید و حتی از محدودیت های ذهنی و بدنی نیز فراتر روید.
مدیتیشن باعث می شود درک کنید که آگاهی خالص هستید نه چیز دیگر.
بدن خانه شماست، شما بدن تان نیستید.
ذهن وسیله ای است که از آن استفاده می کنید
بدن مالک شما نیست، بلکه تنها یک خدمتکار است.
هنگامی که درک کنید، نه ذهن هستید و نه بدن، وجودتان شروع به گسترده تر شدن می کند؛ دریایی و آسمانی می شوید. این تحول برای تان شکوه و پیروزی به همراه دارد.
#اﺷﻮ
#در_هوای_اشراق
@oshoi | 977 |
| 11 | #پژواک
کل جهان چیزی جز یک پژواک(اکو) نیست
ما تنفر میدهیم و تنفر به ما بازمیگردد.
ما خشم میدهیم و خشم به ما بازمیگردد
ما از دیگران سوء استفاده میکنیم
سوء استفاده به ما باز میگردد.
ما خار پخش میکنیم و خار به ما باز میگردد
هر آنچه که میدهیم، به ما باز میگردد
آن در راه های بی پایان به ما باز میگردد.
و اگر عشق را سهیم کنیم، آنگاه عشق در راههای بی پایان به ما باز میگردد.
اگر عشق در راههای بی حد به ما نرسد، بدان که ما عشق نداده ایم.
#اﺷﻮ
#سفر_درونی
@oshoi | 844 |
| 12 | ادامه 👇
او تمام عمرش را زندگی کرده و هرلحظه از آن را ناکام بوده؛ و هنوز هم به توقعات خود ادامه میدهد.
او تمام عمرش را در خواستن و خواستن و خواستن سپری کرده است و هیچ حاصلی برایش نداشته است. مرگ در راه است و او هنوز نرسیده است. او فقط منتظر بوده است، برای مردن آماده شده…. و هنوز آن اتفاق برایش نیفتاده است، به روشنی و رضایت نرسیده است. و بازهم ادامه میدهد ـــ شهوت زندگی بیشتر را دارد.
اینگونه که مردمان زیادی را میبینم…. من افراد زیادی را در هنگام مرگشان دیدهام ـــ بسیار بهندرت فردی هست که بدون اشتیاق و خواسته بمیرد. وقتی کسی بدون داشتن شهوت و خواسته بمیرد، آن مرگ زیباست؛ اهمیت بسیار زیادی دارد، یک اهمیت ذاتی دارد. ولی مرگ بسیار از مردم زشت است. حتی مرگ نیز نمیتواند آنان را از رویاها و شهوات و تبهایشان تکان بدهد و بیرون بکشد. حتی مرگ نیز نمیتواند آنان را وادار کند که تشخیص دهند چه اتفاقی درحال وقوع است
زندگی با سکس شروع میشود، زندگی با مرگ پایان میگیرد؛ و زمانی که مرگ بیاید، انرژی سکس آخرین تقلای خودش را دارد و شعلهور میشود. خودِ همین شعلهورشدن است که به یک زندگی دیگر منتهی میشود: آن چرخه دوباره شروع به چرخیدن میکند. در مردن با ذهنی شهوانی تو باردیگر یک زندگی جدید، یک زایش جدید خلق میکنی. شروع کردهای به جستجوی یک زهدان تازه. سکس یعنی جستار برای یک زهدان آغاز شده است. تو هنوز نمردهای ولی آن جستجو شروع شده است: روح تو پیشاپیش آماده میشود تا به یک زهدان جدید جهش کند.
بودا میگوید اگر بتوانی بدون شهوت بمیری، آن خواسته را شکستهای؛ هرگز دوباره زاده نخواهی شد. یا حتی اگر زاده شوی، فقط برای یک بار خواهد بود: شاید قدری کارما باقی مانده باشد؛ حسابها باید بسته شوند، خاتمه یابند ـــ ولی در اساس تو آزاد هستی.
وقتی ذهن از خواسته و شهوت آزاد باشد، ذهن آزاد است. آزادی یعنی آزادشدن از شهوات. فقط یک ذهن آزاد است که میتواند واقعیت را ببیند. فقط یک ذهن آزاد ـــ از خواستهها ـــ میتواند ببیند اینجا چه میگذرد.
#اشو
آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل هفتم
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 765 |
| 13 | آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل هفتم
بودا گفت:
آنان که شهواتی دارند هرگز قادر به درک این راه نیستند، زیرا مانند برهمزدن آب زلال با دستها است؛
مردم ممکن است بیایند و بخواهند تا بازتاب صورتشان را در آب ببینند،
ولی در هرصورت هرگز قادر به دیدن نیستند.
ذهنی که با شهوات آزرده و مختل شده، ناخالص است و به همین سبب هرگز راه را نمیبیند.
ای راهبان، از شهوات دوری کنید.
وقتی ناپاکیهای شهوات زدوده شوند، راه خودش را نشان خواهد داد.
تفسیر اشو_ قسمت اول
نکات بسیار بااهمیتی در این سوترا آورده شده. نخست بودا میگوید:
آنان که شهواتی دارند هرگز قادر به درک این راه نیستند… شهوت چیست؟ شهوت نوعی تب است، نوعی از لرزش وجود است؛ نوعی از تزلزلِ درونی است. شهوت یعنی تو از آنچه که هستی رضایت نداری؛ خواهان چیز دیگری هستی، بیشتر میخواهی؛ خواهان یک شیوه و الگوی متفاوت از زندگی هستی؛ فکر میکنی در آنصورت خوشبخت و راضی خواهی بود.
یک ذهن پر از شهوات، ذهنی سرشار از نارضایتی از زمان حال است. ذهنِ باشهوت، میخواهد، امیدوار است؛ ولی هرگز زندگی نمیکند؛ بهتعویق میاندازد: میگوید، “فردا؛” همیشه در فردا قرار دارد! هرگز در اینجا و اکنون نیست. ذهن پر از شهوات همواره زمان حال را از دست میدهد ـــ و زمان حال تنها واقعیت موجود است. پس ذهنی که پر از شهوات است همیشه واقعیت را از دست میدهد؛ نمیتواند آنچه را که هست بازتاب دهد؛ قادر به انعکاس حقیقت نیست؛ نمیتواند دامّا Dhamma یک راه را بازتاب دهد. نمیتواند واقعیتی که تو را دربرگرفته بازتاب دهد، زیرا تو هرگز اینجا نیستی.
ذهنت را تماشا کن: هرگاه خواستهای وجود دارد، گمراه شدهای.
یادت باشد: نمیتوانی در آینده باشی. نمیتوانی در گذشته باشی؛ یادت باشد. این غیرممکن است. چنین چیزهایی امکان ندارد. نمیتوانی در گذشته باشی؛ گذشته دیگر وجود ندارد؛ چگونه میتوانی در گذشته باشی؟ ولی تو کموبیش همیشه در گذشته هستی؛ در خاطرات گذشته زندگی میکنی. این راه نبودن است و نه راهِ بودن. یا اینکه در آینده هستی که ناممکن است، زیرا آینده هنوز وجود ندارد. چگونه میتوانی در خانهای زندگی کنی که هنوز ساخته نشده؟ ولی تو آنجا زندگی میکنی!
انسان همیشه دست به معجزه میزند! اینها معجزات واقعی هستند!!!
او در گذشتهای زندگی میکند که دیگر وجود ندارد و شروع میکند به زندگی در آیندهای که هنوز وجود ندارد.
تو عاشق زنی هستی که هنوز پیدا نکردهای؛ یا همیشه عاشق زنی هستی که مرده است!
ذهن یا به گذشته میچسبد و یا به آینده. این راه نبودن است.
اینگونه است که ما وجود و بودش را ازدست میدهیم. چنین است که ما رفتهرفته به سایهها و اشباح و خیالات تبدیل میشویم.
خودت را تماشا کن. تاجایی که من مردم را میبینم، میلیونها انسان زندگی شبحگونه دارند.
چند روز پیش زنی اینجا بود و میگفت که بسیار از اشباح وحشت دارد. به او گفتم، “این جالب است! زیرا گاهی اشباح نزد من میآیند و میگویند که از تو بسیار وحشت دارند! تو نیز یک شبح هستی. چرا باید از اشباح بترسی؟” به چشمان او نگاه کردم: متعلق به گذشته بود و چیزی از آینده در آن بود؛ ولی هیچ محتوایی از زمان حال نداشت.
زندگی در خاطرات و زندگی در تخیلات: این راه شهوات است.
شهوت یک تزلزل است. یا به چپ و یا به راست، ولی هرگز در وسط نیست.
و حقیقت در وسط قرار دارد؛ زمان حال حقیقت است و دروازهای به سوی واقعیت.
آنان که شهواتی دارند هرگز قادر به درک این راه نیستند…
ما همیشه در راه هستیم ـــ راه دیگری برای بودن وجود ندارد ـــ ولی ما هرگز درک نمیکنیم که همیشه با آن همراه هستیم. ما همیشه در خداوند هستیم، ولی هرگز خداوند را درک نمیکنیم. خداوند بسیار واضح است. ولی ما همهچیز را میبینیم ـــ بغیر از خداوند؛
و او شما را محاصره کرده است….
در بیرون و در درون. او در همهچیز میتپد. فقط او وجود دارد…
ولی تو نمیتوانی او را ببینی زیرا تو هرگز در واقعیت بهسر نمیبری، غیرواقعی هستی. پس غیرواقعی چگونه میتواند با واقعی دیدار کند؟ ذهنی که پر از خواسته و شهوت است نمیتواند با واقعی دیدار کند. و این ادامه دارد.
کودکان پر از خواسته هستند. این را میتوان درک کرد ـــ آنان بچه هستند و هنوز زندگی را نمیشناسند. جوانان پر از شهوات هستند. میتوان آنان را نیز بخشید؛ هنوز خیلی جوان هستند. این یعنی آنان هنوز خیلی نادان هستند. باید بیاموزند. ولی حتی سالخوردهها، کسانی که در بستر مرگ هستند، آنان نیز هنوز پر از شهوات هستند. آنوقت خیلی زیاداست؛ یک پیرمرد را نمیتوان بخشید!
کودک اشکالی ندارد، یک جوان را نیز میتوان بخشید؛ ولی یک پیرمرد؟ بخشیدن او غیرممکن است!
او تمام عمرش را سپری کرده است و هنوز یک حقیقت ساده را نفهمیده است ـــ که نمیتوانی در آینده باشی و نمیتوانی در گذشته باشی!
ادامه 👇
@oshoi | 708 |
| 14 | مراقبه روزانه 21شهریور
@oshoi | 778 |
| 15 | جادوی آگاهی این است که هرچه بیشتر هشیار میشوی، بهطور طبیعی آرامش بیشتری تو را دربرمیگیرد. لازم نیست آرامش را در خودت پرورش بدهی؛ مثل سایه به دنبال تو میآید. این بخشی از کیفیت وجود تو میشود. هالهای ظریف از صلح و سکون تو را احاطه میکند.
وقتی در درون آگاه باشی، نوعی وقار و زیبایی از وجودت میتابد؛ و این زیبایی خودجوش است، چیزی نیست که آن را با تمرین و زور ساخته باشی.
#اشو
@oshoi | 818 |
| 16 | مدیتیشن هنر سادهی متمرکز ماندن در آشفتگی زندگی را به تو میآموزد. به تو میآموزد که در هر نوع گردباد و طوفانی، مرکز خودت باقی بمانی. اگر آشفته شوی، فرصت را از دست میدهی؛ گیج و کدر میشوی و گردوغبار بر آگاهیات مینشیند. اما اگر آرام و ساکت بمانی، انگار هیچ اتفاقی برایت نیفتاده و فقط داری چیزی را روی صفحهی تلویزیون تماشا میکنی، آنگاه وضوح و درخشندگی در تو پدید میآید.
#اشو
@oshoi | 786 |
| 17 | مراقبه_شب 20 شهریور
@oshoi | 944 |
| 18 | موسیقی بی کلام
آرامش بخش 2
@oshoi | 943 |
| 19 | مردم رنج میکشند
زیرا که از درون، خودشان را فراموش کردهاند.
حضور درونیشان را فراموش کردهاند،
و فراموش کردهاند که با کل یگانهاند.
چگونه آن را فراموش کردهاند؟
آن ریتمی طبیعی دارد، و هرچه که طبیعی،
دائمی و مسلم است. آنقدر بدیهی میشود که فرد متمایل میشود آن را فراموش کند.
#اشو
#سخت_نگیر
@oshoi | 890 |
| 20 | ادامه👇
شما نه تنها با پرسش های خود نزد من میآیید، بلکه همچنین با پاسخهایتان میآیید. شاید آن پاسخ برایتان شناخته نشده باشد، شاید آن پاسخ در ناخودآگاه شما پنهان شده و در جایی در تاریکی روح شما کمین کرده باشد. پرسش خودآگاه است، پاسخ ناخودآگاه است. عملکرد من این است که پاسخ شما به نور بیاورم و آن را به روشنی برایتان واضح کنم. پس باید که تناقض داشته باشم.
من مردی برای عموم نیستم؛ علاقهای به تودهها ندارم. من فقط به مریدان و مخلصان علاقه دارم. این یعنی که من فقط به رابطه صمیمانه علاقمند هستم. من به شما علاقه دارم و هرآنچه به شما میگویم، به شما گفته ام و ربطی به دیگران ندارد. وقتی بطور خصوصی با کسی صحبت میکنم، آنوقت با یک فرد خاص سخن میگویم. این شاید به دیگران ربطی نداشته باشد. حتی برای همان فرد هم شاید فردا نامربوط باشد، زیرا او در حال تغییر است.
زندگی یک تغییر مداوم است. و من فقط با تغییر سازگار هستم و نه با هیچ چیز دیگر. پس من باید متناقض باشم. پس اگر گاهی با تناقضاتی برخورد می کنید، عجله نکنید و سعی نکنید به نوعی سردربیاورید و سعی نکنید آنها را درست کنید! بگذارید همانطور که هستند، باشند.
فردی مانند بودا باید که متناقض سخن بگوید. او باید شامل تناقضات باشد، زیرا او تمام امکانات بشریت را در خودش دارد. او شامل تمام پرسشهای ممکن و تمام پاسخهای ممکن است. او شامل تمام چهرههای ممکن و تمام مراحل ممکن هست. او تمام گذشته، حال و آیندهی بشریت را در خودش دارد.
منظور بودا همین است وقتی که میگوید، “زمانی که به وطن رسیدی، وقتی وجود درونت درخشان شد، همهچیز شناخته خواهد شد ـــ تمامی گذشته، حال و آینده. هیچچیز ناشناخته باقی نمیماند. در آن نورِ شناخت، همهچیز آشکار خواهد شد.” و این “همه چیز” یک پدیدهی ساکن و ثابت نیست!
زیبایی دنیا در همین است: که چیزها یکسان و یکنواخت و سازگار نیستند. پدیدههای کیفیت و شخصیتهای متفاوتی دارند. همهچیز موجوداتی منحصربهفرد هستند؛ و بودا فقط بازتاب میدهد:
یک آینه… یک انعکاس.
این سوتراها همیشه با بودا گفت… آغاز میشوند. بهیاد داشته باشید. وقتی گفته میشود؛ بودا گفت، فقط به این معنی است که او چیزی برای گفتن ندارد. او بازتاب کرده، انعکاس داده است. او فقط به شما نشان داده که کیستید. او شما را برای خودتان آشکار کرده است. او شما را به مرکز وجود خودتان آورده است.
#اشو
آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل هفتم
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 751 |
