اشـoshoـو
📈 تحلیل کانال تلگرام اشـoshoـو
کانال اشـoshoـو (@oshoi) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 19 871 مشترک است و جایگاه 4 079 را در دسته دین و مذهبی و رتبه 16 824 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 19 871 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 12 ژوئن, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -58 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -4 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 10.69% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.85% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 2 125 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 964 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 46 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند کس, خوراک, وقت, دیگری, چیز تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
توضیحی برای کانال ارائه نشده است.
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 13 ژوئن, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته دین و مذهبی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 13 ژوئن | 0 | |||
| 12 ژوئن | 0 | |||
| 11 ژوئن | 0 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | 0 | |||
| 08 ژوئن | +4 | |||
| 07 ژوئن | 0 | |||
| 06 ژوئن | +1 | |||
| 05 ژوئن | +7 | |||
| 04 ژوئن | 0 | |||
| 03 ژوئن | +1 | |||
| 02 ژوئن | +5 | |||
| 01 ژوئن | +2 |
| 2 | مراقبه روزانه 23خرداد
@oshoi | 422 |
| 3 | #داستان_پلنگ_و_بز
چند روز پیش یکی از تمثیلهای راماکریشنا را میخواندم. عاشقش هستم. هر بار که به آن برمیخورم بارها و بارها آن را میخوانم
این تمثیل تمامی داستان مرشد است، در نقش عامل تسهیلکننده.
داستان این است:
یک پلنگ ماده در حال زاییدن نوزاد خود از دنیا رفت و آن پلنگ نوزاد توسط بزها بزرگ شد. البته آن پلنگ خودش را نیز یک بز باور کرده بود
ساده و طبیعی بود که او با بزها بزرگ شده و با بزها زندگی میکرد باور کند که خودش یک بز است. او یک گیاهخوار ماند و علفها را میجوید و میخورد
او هیچ مفهومی از خودش نداشت.
حتی در خواب هم نمیدید که یک پلنگ باشد؛
ولی او یک پلنگ بود!
سپس چنین اتفاق افتاد که پلنگی پیر نزدیک این گله از بزها رسید و نمیتوانست چشمانش را باور کند. پلنگی جوان در میان بزها راه میرفت؛ پلنگ حتی مانند بزها راه میرفت.
آن پلنگ پیر با زحمت آن پلنگ جوان را دستگیر کرد. زیرا گرفتن او مشکل بود ــ او فرار میکرد و جیغ میکشید و میترسید. پلنگجوان هراسان و لرزان بود. تمام بزها فرار کرده بودند و او نیز سعی داشت همراه آنان فرار کند، ولی آن پلنگ پیر او را گرفتار کرد و با خود به سمت دریاچه کشاند
پلنگ جوان نمیخواست برود
او درست همانگونه مقاومت میکرد که شما در برابر من مقاومت میکنید!
او بهترین تلاشش را کرد تا نرود. او تا حد مرگ میترسید، گریه و زاری میکرد، ولی پلنگ پیر به او اجازه نمی داد. بااین وجود پلنگ پیر او را کشانکشان تا نزدیک دریاچه برد.
دریاچه مانند آینه ساکت بود.
او با زور پلنگ حوان را وادار کرد تا به آب نگاه کند.
او دید، با چشمانی اشکآلود ــ منظره روشن نبود ولی او دید که درست مانند آن پلنگ پیر است.
اشکها ناپدید شدند و یک احساس تازه برخاست؛
آن بز شروع کرد به ناپدیدشدن در ذهن، او دیگر یک بز نبود،
ولی او اشراق خودش را باور نداشت؛ هنوز بدنش قدری لرزان بود.
او میترسید.
فکر میکرد، ”شاید تخیل میکنم
چگونه یک بز ناگهان به یک پلنگ تبدیل میشود؟ ممکن نیست، هرگز قبلاً رخ نداده است. هرگز چنین اتفاقی نیفتاده است.”
او چشمان خودش را باور نداشت، ولی اینک نخستین جرقه، نخستین اشعهی نور وارد وجودش شده بود. او واقعاً مانند قبل نبود. هرگز نمیتوانست مانند قبل باشد.
پلنگ پیر او را به غار خودش برد. اینک او خیلی مقاومت نداشت، خیلی اکراه نداشت، خیلی نمیترسید. رفتهرفته شجاعتر میشد، شهامت بیشتری پیدا میکرد. وقتی به سمت غار میرفت شروع میکرد مانند پلنگ راه رفتن. پلنگ پیر قدری گوشت به او داد تا بخورد. برای یک گیاهخوار سخت بود، تقریباًغیرممکن بود،حالش را بههم میزد، ولی پلنگ پیر گوش نمیداد. او را وادار به خوردن کرد. وقتی که دماغ پلنگ جوان نزدیک گوشت رسید،اتفاقی افتاد: از آن بو، چیزی عمیق در وجودش، چیزی که خفته بود، بیدار شد. او به سمت آن گوشت جذب شد و شروع کرد به خوردن. وقتی که گوشت را چشید، غرشی از درونش برخاست
در آن غرش، آن بز ناپدید گشت، و آن پلنگ در زیبایی و شکوه خود در آنجا بود.
تمام روند همین است،
یک پلنگ پیر مورد نیاز است.
مشکل این است:
پلنگ پیر اینجاست و هرچقدر هم که جاخالی بدهید، به اینجا و آنجا بروید و جا خالی کنید، ممکن نیست. شما اکراه دارید، آوردن شما نزدیک دریاچه کار سختی است،ولی من شما را خواهم آورد. شما تمام عمرتان علف خوردهاید. شما بوی گوشت را کاملاً ازیاد بردهاید، ولی من شما را وادار به خوردن می کنم. وقتی که آن مزه وجود داشته باشد، آن غرش برخواهد خاست
در آن انفجار آن بز ناپدید شده و یک بودا متولد خواهد شد
پس نیازی نیست که نگران باشی من بوداهای زیاد از کجا پیدا میکنم؟
آن ها را تولید میکنم!
#اشو
یوگا ابتدا تا انتها
#برگردان:محسن خاتمی
@oshoi | 422 |
| 4 | مراقبه_شب
بیست و دوم خرداد ماه
@oshoi | 938 |
| 5 | موسیقی بی کلام
جنگلِ بلبل وحشی
@oshoi | 826 |
| 6 | تماشا کردن مدیتیشن است.
مهم نیست چه چیزی را تماشا می کنی:
درخت یا رود یا ابر یا بازی کودکان،
نکته در موضوع مشاهده نیست.
مدیتیشن کیفیت مشاهده و کیفیت بیداری و آگاهی است.
مدیتیشن یعنی آگاهی.
هر کاری را با آگاهی انجام دهی به مدیتیشن تبدیل می شود.
مهم نیست چه کاری، بلکه کیفیتی که به کارت می آوری مهم است.
اگر آگاهانه راه بروی راه رفتن تبدیل به مدیتیشن می شود.
اگر با آگاهی به آواز پرنده ها گوش بدهی به مدیتیشن تبدیل می شود.
اگر با آگاهی و مشاهده گری به سر و صدای ذهنت گوش بدهی می شود مدیتیشن
نکته مهم این است که به خواب نروی.
مدیتیشن به هیچ وجه در تقابل با عمل کردن و فعال بودن نیست
مدیتیشن به این معنی نیست که باید از زندگی کردن فرار کرد
مدیتیشن نوع جدیدی از زندگی کردن را به شما می آموزد؛
در این حالت شما مرکز گردباد حوادث و تغییرات زندگی اطراف خود خواهید بود.
زندگی شما در گذر خواهد بود، حتی با شدت بیشتر، با لذت، شفافیت و خلاقیتی بیشتر
و در عین حال شما کاملا از آن جدا هستید و هیچ وابستگی ای ندارید
تنها مشاهده کننده ای بر فراز تپه هایی دور دست که به سادگی هر آنچه در حال اتفاق افتادن در اطراف است را تماشا می کنید.
#اشو
#اولین_و_آخرین_رهایی
@oshoi | 928 |
| 7 | مراقبه روزانه 22 خرداد
@oshoi | 848 |
| 8 | پيام من خيلي ساده است:
در زندگي کردن حد و مرزي براي خود قائل نباشيد
با تماميت وجود، شور و شوق و عشق و نهايت احساس زندگي کنيد،
چرا که غير از زندگي خدايي وجود ندارد
نيچه مي گويد خدا مرده است
اين حرف اشتباه است براي اينکه خدايي که آنها مي گويند هرگز وجود نداشته که حالا بخواهد بميرد
زندگی هست، هميشه بوده و خواهد بود
اين يعني خدا
باز هم تکرار مي کنم، بگذاريد زندگي ذره ذرۀ وجود شما را فرا بگيرد و از آن آکنده شود.
تأکيد بعضي از مذاهب بر انکار زندگي و ترک دنيا بوده است، در حالي که من مي گويم با شور و شوق زندگي کنيد.
انها زندگي را نفي مي کنند
ولي من آنرا تصديق مي کنم.
آنها مي گفتند که زندگي چيزي است
غيرواقعي و واهي، و تصويري انتزاعي از خداوند که انعکاسي از ذهنيت خاص خودشان بود به انسان ارائه مي دادند و به پرستش اين انعکاس ذهني مي پرداختند و ميليونها نفر هم از آنها پيروي مي کردند.ولي اين کار غير عاقلانه و دور از عقل سليم است.
آنها چيزي را که وجود داشت در ازاي موجودي انتزاعي که زاييدۀ ذهنشان بود فدا مي کردند.
آنها در حقيقت خدا را به صورت يک لغت مي پرستيدند و آنرا واقعي مي پنداشتند
زندگي واقعيت است، آنرا در ضربان قلب و در تپش نبض احساس مي کني.
اين واقعيت همه جا هست، در گلها ،در رودخانه ها ،در ستاره ها.
ولي آنها مي گويند که اينها همه اش توهم است.براي آنها واقعيات زندگي و رويا از يک جنس هستند.آنگاه خدايي براي خود خلق مي کنند ،البته هر کس خداي منطبق با تصوير ذهني خويش.
براي همين است که هزاران جور خدا و رب النوع به وجود آمده است.
خداهايي با چهار سر،هزار دست و غيره. اين ديگر به ذوق و سليقه و قوۀ تخيل سازندگان آنها بستگي دارد،انگار که مشغول بازي هستند.
سپس به مسموم کردن ذهن ديگران مشغول مي شوند و به ترويج اين مظاهر دروغين مي پردازند.
من مي گويم که تنها حقيقت موجود همان زندگي است و زندگي همان خداست
چرا که هميشه و همه جا بوده است و خواهد بود.بنابراين بگذار که زندگي با همۀ تنوع اشکال ابعاد و رنگها تو را فرا بگيرد.
اگر از عهدۀ اين کار ساده بر بيايي...
ساده، براي اينکه تنها کاري که بايد انجام دهي اين است که خودت را در جريان زندگي رها کني.
لازم نيست خودت را در رودخانه به جلو هل دهي، بگذار که رودخانه خودش تو را به اقيانوس هدايت کند.
رودخانه مسير خودش را مي شناسد.
تو بايد آسوده خيال و به دور از هر گونه تنش باشي.
ماده و روح را از يکديگر جدا نکن.
هستي يکي است، ماده و روح تنها دو روي سکه هستي هستند.
آرام و آسوده باش و با جريان رودخانه به پيش برو.
در زندگي مانند يک قمارباز اهل ريسک باش،
نه همچون يک تاجر حسابگر.
آنوقت است که خدا و هستي را بهتر خواهي شناخت.
قمارباز ريسک مي کند،حسابگري نمي کند و همهِ مالميک خود را شرط مي بندد.
هيجان و دلهرۀ قمارباز را تجسم کنيد وقتي که همه چيز را شرط بسته و انتظار مي کشد و از خود مي پرسد که حالا چه اتفاقي خواهد افتاد؟
در اين لحظه پنجرهاي مي تواند گشوده شود.اين لحظه، لحظه دگرگوني جوهر و ذات انسان و رسيدن وي به شناخت است.
شراب هستي را بنوش و از زندگي سرمست و شوريده باش.
شراب زندگي را بنوش،شرابي که آکنده از شعر ، شعر و عطر است.در آن صورت بهار در اختيار توست و هر گاه اراده کني همراه با خورشيد و باد و باران نزد تو مي آيد و وجودت را از درون دربر مي گيرد.
به خاطر همين پيام است که اين به اصطلاح سالکان معنوي عليه من هستند، زيرا تصور مي کنند که من خدا را انکار مي کنم.
من خدا را انکار نمي کنم،
بلکه به او بعدي واقعي مي بخشم،
او را زنده مي کنم،
او را به تو نزديکتر مي کنم،
حتي از قلبت نزديکتر.
خدا هسته وجود توست.
او از تو جدا نيست، دور نيست، در آسمان نيست، بلکه همين جاست.
من مي خواهم آن تصور را که خداوند جايي ديگر در زماني ديگر است نابود کنم.
خداوند اکنون و همين جاست.
غير از اينجا مکاني و غير از اکنون زماني وجود ندارد.
#اشو
@oshoi | 897 |
| 9 | مراقبه_شب
بیست و یکم خرداد ماه
@oshoi | 983 |
| 10 | موسیقی بی کلام
نـفس زندگی
@oshoi | 975 |
| 11 | حقیقت در بیرون یافت نمی شود
معلم و کتاب مقدس آنرا به تو نمی دهد
حقیقت در درون خودت است
اگر مشتاق دستیابی آن هستی
در درون وجود #خودت_آنرا_جستجو_کن
#اشو
@oshoi | 969 |
| 12 | مراقبه روزانه 21 خرداد
@oshoi | 824 |
| 13 | #کمتر_جستجویش_کن_تا_بیابی
خدا یک شیئ نیست.
او به عنوان یک شیئ وجود ندارد.
هر آنچه نظریه پردازان میگویند بطور قطع اشتباه است.
تو نمیتوانی او را بپرستی چون او درون شخص پرستنده است.
تو نمی توانی دعا و نیایش کنی چون او از همان جایی که دعا بر میخیزد می آید.
تو نمیتوانی او را جستجو کنی چون او #درون_توست،
اولین چیزی که باید به خاطر داشت همین است چون با این کار تمام تلاش تو از نظر کیفی تغییر خواهد کرد.
بنابراین تو جایی نخواهی رفت و عجله و بی تابی ای وجود نخواهد داشت.
برعکس هر چه بیشتر صبر پیشه کنی، جستجوی تو آسانتر خواهد بود و هر چه کمتر در جستجوی او باشی، او به تو نزدیک تر خواهد بود.
زمانی که تو مطلقا به دنبال او نیستی، تنها وجود داری، و هیچ حرکتی نداری، آن زمان او از راه میرسد.
هر چه بیشتر به دنبال او باشی، بیشتر آنرا از دست خواهی داد.
اگر او خیلی دور بود ممکن بود حق با تو باشد و باید او را جستجو میکردی
او اینجاست، همین اکنون است.
در این لحظه است که خدا بر تو وارد میشود چون تو بدون او نمیتوانی باشی.
او اقیانوس است و تو ماهی درون آن،
پس عجله نکن و صبور باش.
هدفی در کار نیست – خود تلاش هدف است
ما با مراقبه چیزی را به دست نخواهیم آورد. خود مراقبه هدف است.
مراقبه یک راه نیست بلکه خود پایان است پس بر خود اجبار نکن و آرام باش.
برای چیزی تلاش نکن
لحظه ای که بطور کامل در سکون باشی به او دست یافتی.
پس چیز بیشتری وجود_ندارد .
و این هر لحظه ممکن است اتفاق بیافتد .
خدا زندگی ست،
خدا هستی ست،
تمام جریان است.
#اﺷﻮ
#هفت_گام_تا_سامادی
@oshoi | 1 000 |
| 14 | مراقبه_شب
بیست خرداد ماه
@oshoi | 1 154 |
| 15 | سفارش من به تو این است:
به جست و جوی عشق بپردازی، نه به جستجوی مستقیم خدا،
اگر مستقیما به جستجوی خدا بپردازی ، خدایی که خواهی یافت تصور خودت خواهد بود.
خدای هندو و خدای مسیحی خواهد
بود نه خدای حقیقی.
از راه عشق به جستجو بپرداز گ،
زیرا
#عشق زیبایی هایی بی همتا دارد.
#عشق نه مسیحیت است نه هندوئیسم.
#عشق فقط عشق است ، بدون داشتن
هیچ صفتی،
زیبایی عشق همین است.
اگر انسان به جای خدا به جستجوی
عشق بپردازد، میتواند بین انسان ها
رابطه ی بزرگی از برادری ایجاد کرد.
#اشو
@oshoi | 1 383 |
| 16 | آنچه آشکارا است همانا خداوند است.
همه چیزهای معمولی وعادی زندگی
عالی و بی نظیرند.
همه چیزهای جزئی؛ عظیم و عمیق اند.
در همه فعالیت های معمولی روزانه،
و در همه لحظهٔ های زندگی ؛
خدا را ملاقات میکنید.
چرا که جز او دیگری وجود ندارد.
شما نمی توانید کس دیگری را ببینید.
او را به هزار و یک شکل می بینید.
خداوند کاملاً آشکار است.
تنها خدا هست ؛ اما شما به دنبالش
میگردید و آرزویش میکنید و بدین سان
او را از کف می دهید.
در این جستجو ؛ او را در دور دست ؛ در
فاصله بی نهایت قرار می دهید ؛
و این بازی نفس شماست .
#اشو
#آواهای_شاهانه_ساراها
@oshoi | 1 568 |
| 17 | مراقبه روزانه 20 خرداد
@oshoi | 1 295 |
| 18 | اسرار هستی زيبا هستند.
قرار بر اين نيست
كه پرده اسرار را كنار بزنی،
بلكه بايد با آنها زندگی كنی.
#اشو
@oshoi | 1 262 |
| 19 | مراقبه_شب
نوزدهم خرداد ماه
@oshoi | 1 301 |
| 20 | موسیقی بی کلام
در آرامش
@oshoi | 1 321 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
