اشـoshoـو
📈 Análisis del canal de Telegram اشـoshoـو
El canal اشـoshoـو (@oshoi) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 19 934 suscriptores, ocupando la posición 3 920 en la categoría Religión y espiritualidad y el puesto 16 791 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 19 934 suscriptores.
Según los últimos datos del 29 agosto, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 21, y en las últimas 24 horas de 5, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 6.48%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 3.74% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 291 visualizaciones. En el primer día suele acumular 745 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 33.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کس, خوراک, وقت, دیگری, چیز.
📝 Descripción y política de contenido
No se ha proporcionado la descripción del canal.
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 30 agosto, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Religión y espiritualidad.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 30 agosto | +2 | |||
| 29 agosto | +5 | |||
| 28 agosto | +7 | |||
| 27 agosto | +3 | |||
| 26 agosto | 0 | |||
| 25 agosto | +3 | |||
| 24 agosto | +1 | |||
| 23 agosto | +4 | |||
| 22 agosto | +10 | |||
| 21 agosto | +7 | |||
| 20 agosto | +5 | |||
| 19 agosto | +3 | |||
| 18 agosto | 0 | |||
| 17 agosto | +4 | |||
| 16 agosto | +2 | |||
| 15 agosto | +3 | |||
| 14 agosto | +2 | |||
| 13 agosto | +10 | |||
| 12 agosto | +4 | |||
| 11 agosto | 0 | |||
| 10 agosto | +1 | |||
| 09 agosto | +8 | |||
| 08 agosto | +1 | |||
| 07 agosto | +2 | |||
| 06 agosto | +8 | |||
| 05 agosto | 0 | |||
| 04 agosto | +12 | |||
| 03 agosto | +5 | |||
| 02 agosto | +2 | |||
| 01 agosto | +2 |
| 2 | راهبی از بوداپرسید: قدرتمندترین و روشناییبخشترین چیست؟
بودا گفت:
فروتنی و نرمی قدرتمندترین است زیرا هیچگونه افکار اهریمنی در آن نیست؛
و بعلاوه، پُر از آرامش و نیرو است.
چون از تمایلات اهریمنی آزاد است،
بهیقین مورد ستایش همگان است
تفسیر اشو:
قسمت چهارم
… و بعلاوه، پُر از آرامش و نیرو است.
معیار قدرت باید آرامش باشد. انسان قدرتمند مطلقاً در استراحت است، هیچگونه بیقراری در او نیست. زیرا بیقراری چیزی جز اتلاف انرژی نیست. وقتی احساس بیقراری میکنی، انرژی ازدست میدهی.
بنابراین، در شرق انسان مراقبهکننده نماد قدرت است. وقتی کسی مراقبه کند، تمام بیقراریهایش را ازدست میدهد. افکار او متوقف میشوند، حرکات بدنی او ساکن میشوند؛ مانند یک مجسمهی مرمرین میشود: کاملاً ساکن و بیحرکت. در آن لحظه او منبعی از انرژی است؛ بسیار قدرتمند است.
اگر میبینید شخصی مشغول مراقبه است، کنار او بنشین، و نفع خواهی برد. با نشستن در کنار کسی که در حالت مراقبه است، تو نیز وارد مراقبه میشوی. انرژی او تو را از پریشانی و آشفتگی خودت بیرون میکشاند. مراقبه چیزی نیست جز استراحت مطلق.
چگونه این استراحت مطلق را به دست بیاوری بستگی به عوامل بسیار دارد. هزارویک راه و روش برای خلق آرامش وجود دارد. روشهای خود من چنین هستند که: نخست مایلم شما تا حدممکن بیقرار شوید، تا چیزی در درونتان پنهان نمانده باشد؛ وقتی بیقراریها بیرون ریخته شد، آنگاه وارد استراحت خواهید شد. و هیچ مانع و اختلالی وجود نخواهد داشت؛ آسانتر خواهد بود.
در زمان بودا نیازی به این روشهای پویا(مراقبه پویا) وجود نداشت. مردم سادهتر و اصیلتر بودند؛ یک زندگی واقعیتر را زندگی میکردند. امروزه زندگی مردم بسیار سرکوب شده است، یک زندگی بسیار غیرواقعی را زندگی میکنند.
وقتی نمیخواهند لبخند بزنند، لبخند میزنند. وقتی خشمگین هستند، ظاهری مهربان را نشان می دهند. مردم دروغین شدهاند؛ تمام الگوی زندگی دروغین شده است. تمام فرهنگ یک دروغ بزرگ شده است. مردم فقط نمایش میدهند، زندگی نمیکنند. بنابراین، پیوسته عقدههای فراوان، تجربههای ناتمام را در ذهن خود انبار و انباشته میکنند.
بنابراین، فقط نشستن در سکوت کمکی نخواهد کرد. لحظهای که در سکوت بنشینی، خواهی دید که انواع و اقسام چیزها در درونت حرکت میکنند. احساس میکنی که ساکت شدن ذهن تقریباً ناممکن است. نخست باید آن چیزها را به بیرون پرتاب کنی تا بتوانی به وضعیت طبیعی استراحت برسی. و مراقبهی واقعی فقط وقتی شروع میشود که تو در استراحت باشی.
تمام مراقبههای پویا مراحل آمادگی هستند، برای مراقبهی واقعی.
اینها فقط پیشنیازهای اساسی هستند تا مراقبه بتواند اتفاق بیفتد. اینها را بعنوان مراقبه درنظر نگیرید؛ اینها فقط مقدمه هستند، فقط یک پیشنیاز.
مراقبهی واقعی فقط وقتی شروع میشود که تمام فعالیتها متوقف شده باشند ـــ فعالیتهای بدنی و فعالیتهای ذهنی.
آن قدرت که بودا در مورد سخن میگوید، قدرتی است که وقتی هیچ کاری با انرژیات نمیکنی و فقط در حضورش لذت میبری: یک لذت محض از پرانرژی بودن….
لذتی محض که یک درخت جوان و سرسبز دارد، لذتی که یک ابری شناور در آسمان دارد؛ لذتی که یک گل نیلوفرین دارد؛ لذتی که خورشید پس از رفتن ابرها دارد. فقط لذت محض از پرانرژی بودن:
سرزنده و شاداب و مرتعش بودن. وقتی که انرژی خودت را صرف هیچ هدف خاصی نمیکنی؛ وقتی که خودِ انرژی شروع میکند به حرکت در یک خط عمودی به سمت بالا.
اگر انرژی خود را صرف کار یا فعالیتی کنی، در یک خط افقی حرکت میکند. آنوقت میتوانی خانهای بزرگ بسازی، میتوانی پول بیشتری داشته باشی، اعتبار بیشتری کسب کنی و امثال اینها. وقتی انرژیات را به کاری بیندازی، در خطی افقی حرکت میکند. وقتی انرژی را صرف کاری نکنی، فقط از حضور آن لذت میبری، از اینکه وجود دارد خوشحال هستی؛ آنگاه در خطی عمودی حرکت میکند.
من نمیگویم که کارکردن را متوقف کنید. میگویم لحظاتی از حرکت عمودی را نیز داشته باشید. خط افقی اشکالی ندارد، ولی کافی نیست. برای زندگی لازم است ـــ ولی انسان فقط برای نان زندگی نمیکند.
میتوانی توسط خط افقی نانی به کف آری؛ ولی عشق، مراقبه، خداوند، نیروانا ـــ اینها در خط عمودی وجود دارند.
پس گاهی بنشین؛ هیچ کاری نکن. با نشستن در سکوت و هیچ کاری نکردن، چیزی در درونت رشد میکند:
منبعی از انرژی خواهی شد و با لذتی ناشناخته شروع به تپیدن خواهی کرد. وقتی سرشار از انرژی باشی، با تمامیت هستی در تماس خواهی بود. و وقتی تماسی برقرار باشد، سرشار از انرژی هستی
ادامه دارد......
#اشو
آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل پنجم
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 20 |
| 3 | مراقبه روزانه 8 شهریور
@oshoi | 537 |
| 4 | دانش میتواند از دیگران به عاریت گرفته شود، اما خرد باید از درون تو بجوشد. ممکن است تمام کتابخانههای جهان را در ذهن خود حمل کنی و با این حال، هنوز چیزی از زندگی ندانی. خرد زمانی آغاز میشود که در سکوت، صدای وجود خودت را بشنوی.
#اشو
@oshoi | 602 |
| 5 | مراقبه شب 7 شهریور
@oshoi | 701 |
| 6 | موسیقی بی کلام: ماه
از: ذن گاردن
@oshoi | 680 |
| 7 | تو اینجا جدید نیستی،
هیچکس جدید نیست.
شما همگی زائرانی باستانی هستید.
شما بودا و مسیح و زرتشت و لائوتسو را دیده اید،
شما کل تکامل هوشیاری انسان را
دیده اید و بخشی از آن بوده اید.
شما بارها اینجا بوده اید.
و مرگ بارها اتفاق افتاده است.
و به هیچ وجه به شما کمک نکرده است.
مرگ نمی تواند کمک کند.
زیرا مرگ یک مکانیزم طبیعی است.
و قبل از اینکه بمیرید ناهوشیار می شوید.
#اشو
کتاب نیلوفر سفید
#برگردان :حامد مهری
@oshoi | 970 |
| 8 | آگاهی، فراتر از زمان است
وقتی می گویم آگاهی هست، منظورم چیزی مربوط به گذشته یا آینده نیست. بلکه چیزی لایزال است.و نه هميشگی
چراکه واژه هميشگی با خود مفهومی از زمان را به همراه دارد
هنگامی که می گویم آگاهی همواره در زمان حال وجود دارد، یعنی فانی نیست.
معنای هستی یعنی:
چیزی که فانی نیست. هستی ورای زمان و مکان است
چراکه هر آنچه در مکان و به طور مشابه در زمان جای گیرد، معدوم می شود
و اینکه زمان و مکان دو مقوله ی جدا از هم نیستند. به همین خاطر آنها را به هم ربط می دهم. آن دو یکی هستند
زمان تنها یک بُعد دیگر مکان است. زمان یعنی: حرکت در مکان
و مکان همان زمان بدون حرکت است. هستی، موقتی و وابسته به مکان نیست
بنابراین فکر می کنم وقتی می گویم من کسی هستم که به مکان و زمان تعلق ندارم، منظورم را می فهمید
اما "منی" که می گویم شامل همه چیز است، شما را و خودِ پرسشگر را نيز در بر می گیرد. هیچ چیز از آن مستثنی نیست. آنگاه پاسخ دادن به پرسش شما ساده تر خواهد شد. تمام آنچه که تغییر می کند، متضمن هدفی است. چیزی هست که باید انجام پذیرد، بنابراين هدفی وجود دارد
لحظه ای که آن هدف برآورده شود، به نیستی تبدیل می شود.
اما تمام آنچه که واقعاً وجودی است، هدفمند نمی باشد
چراکه هدفی برای به سرانجام رساندن وجود ندارد
اگر هدفی وجود داشته باشد و بتوان آن را به سرانجام رساند، پس هستی بی معنا خواهد شد
بنابراین تنها چیزهای موقتی هدفمند هستند. آنها به منظوری وجود دارند
می توانید این مطلب را به این صورت بیان کنید:
آنها وجود دارند تا به فرجامی برسند و این معنای هدفمند بودن است
وجود دارند تا چیزی را به سرانجام برسانند. لحظه ای كه به هدف خود نائل شدند، از بین می روند.
#اشو
مترجم: الهه دولتیاری
@oshoi | 793 |
| 9 | مراقبه روزانه 7شهریور
@oshoi | 666 |
| 10 | #سوال_از_اشو
زمان چیست ؟
#پاسخ
زمان دو معنا دارد : اولی ترتیب زمانی است یا همان زمان ساعت است
که این را باید از فیزیکدانان بپرسی.
این در حیطه کاری من نیست،
اگر از فیزیکدانی مثل اینشتین یا دیگران بپرسی می گویند که زمان بُعد چهارمِ فضا است اما این معنای چندانی ندارد و همچون یک راز باقی می ماند.
می گویند که سنت آگوستین گفت:
اگر کسی از من نپرسد می دانم که زمان چیست اما اگر کسی از من بپرسد نمی دانم !
زمان کیفیت اسرارآمیزی دارد. همه در آن زندگی می کنند ، همه حسش
می کنند همه آن را می شناسند و با این حال غیر قابل توضیح است.
فیزیک دانان به این درک معین رسیده اند که زمان بُعد چهارم فضا است
اما این توضیح درستی به ما نمی دهد و در واقع آن را اسرار آمیزتر هم می سازد. ما هرگز فضا و زمان را یکی ندانسته ایم در حالی که فیزیکدانان می گویند که اینها یکی هستند:
(فضا زمان)
اما این دنیای من نیست ، علم دنیای من نیست.
معنای دیگری از زمان وجود دارد ؛ وقتی کلمه زمان را به کار می برم منظورم معنای روانی آن
است که بسیار با اهمیت تر از زمان علمی است.
زمان روانی چیست ؟
ذهن زمان روانی است. ذهن زمان است، اگر ذهنی نداشته باشی و در سکوت باشی و هیچ فکری در سرت نباشد هیچ زمان روانی در تو وجود ندارد. ساعت به حرکت خود ادامه خواهد داد اما برای تو ساعت درونی متوقف شده است . زمان متوقف شده ، دنیا متوقف شده است . این بُعد را می گویم : بُعد مراقبه
در مراقبه که عمیق تر بشوی زمان متوقف می شود . وقتی به راستی
مراقبه شکوفا شود دیگر هیچ زمانی یافت نمی شود.
این اتفاق همزمان رخ می دهد.
وقتی ذهن از بین برود زمان نیز از بین می رود از این رو قرنهاست که عرفا می گویند :
ذهن و زمان دو روی یک سکه اند،
این دو نمی توانند بدون هم زنده بمانند.
زمان روشی برای زنده ماندن ذهن است. ذهن از طریق آرزوها و رویاها، آینده را می آفریند.
آینده وجود ندارد ، آینده فقط در تصورات است ، گذشته نیز وجود ندارد.
ذهن گذشته را هم می آفریند ، گذشته فقط در خاطرات است . گذشته دیگر
وجود ندارد ، آینده هنوز نیامده است،
اما هر دو در ذهن وجود دارند و به خاطر همین گذشته و آینده ای که در ذهن است، زمان را احساس می کنی
آنطور که گفته می شود زمان به سه بخش تقسیم نمی شود.
عرفا زمان را به دو بخش تقسیم می کنند : گذشته و آینده.
پس لحظه حال چه می شود ؟
عرفا می گویند لحظه حال بی زمانی است زیرا لحظه حال بی ذهنی است.
و وقتی تماما در اینک اینجا هستی،
نه ذهن هست و نه زمان،
تو به ورای ذهن و زمان رفته ای ،
وارد ابدیت شده ای . اکنون در دنیای کاملا متفاوتی هستی. به این دنیای جدید منتقل شده ای.
وقتی درباره زمان حرف می زنم منظورم زمان خلق شده توسط ذهن است.
ذهن به گذشته و آینده می چسبد .
ذهن آمادگی صرف نظر کردن از
گذشته را ندارد گ. آماده مردن به روی گذشته نیست. زیرا ذهن در گذشته می تواند ریشه بدواند. همچنین آماده صرف نظر کردن از آرزوها و رویاها نیست زیرا از این طریق زنده است.
ذهن به فضا نیاز دارد و به همین خاطر فضای دروغینی را برای خودش
ایجاد می کند : فردا ... فردایی که هرگز نمی آید . ذهن دیروزها و فرداها
را می شناسد نه امروز را. از این رو تمام بوداها پافشاری کرده اند که:
در این لحظه زندگی کن.
زیستن در این لحظه مراقبه است.
به سادگی در اینک اینجا بودن مراقبه است. کسانی که در این لحظه به همراه من در اینجا و اینک هستند در مراقبه اند. این مراقبه است ؛
کوکو در آن دور دست می خواند ، هواپیمایی می گذرد و کلاغها و پرندگان ... سکوت است و هیچ
حرکتی در ذهن وجود ندارد .
تو به گذشته و آینده فکر نمی کنی ، زمان متوقف شده است ، دنیا متوقف شده است. متوقف کردن دنیا کل هنر مراقبه است و زیستن در حال زیستن در ابدیت است .
چشیدن لحظه حال بدون هیچ عقیده و ذهنی ، چشیدن جاودانگی است.
زمان ذهن است ، زمان مرگ است . رفتن به ورای زمان رفتن به ورای
ذهن و مرگ است.
اما اگر می خواهی درباره زمان علمی بدانی باید از فیزیک دانان بپرسی،
این به من ربطی ندارد. آنچه که مورد توجه من است همان زمان روانی
است و کل کار من در اینجا این است که به تو کمک کنم از زمان روانی بیرون بیایی.
#اشو
#میهمان_جلد_1
@oshoi | 776 |
| 11 | مراقبه شب
ششم شهریور
@oshoi | 867 |
| 12 | موسیقی بی کلام
خاطرات یک فرشته
@oshoi | 862 |
| 13 | تمام آموزش من را میتوان در دو کلمه خلاصه کرد: مراقبه و عشق. مراقبه کن تا سکوتی عظیم را احساس کنی، و عشق بورز تا زندگیات به آواز، رقص و جشن تبدیل شود.
#اشو
@oshoi | 901 |
| 14 | انسان لطف و زیبایی طبیعی خود را از دست داده است، اما حیوانات هنوز آن را دارند. انسان، برخلاف حیوانات دیگر، ماهیت و وجودی ثابت ندارد؛ او فقط مجموعهای از امکانات است. بنابراین میتواند از حیوانات هم پایینتر سقوط کند و میتواند به بالاترین قلههای آگاهی برسد.
انسان یک نردبان است؛ امکانات فراوانی در او وجود دارد. این هم زیبایی انسان است و هم بدبختی او. سقوط کردن آسان است و نیازی به تلاش ندارد، اما بالا رفتن نیازمند تلاش است. هرچه بخواهی بالاتر بروی، تلاش بیشتری لازم داری. اگر بخواهی به قلههای آگاهی برسی، باید آماده باشی که همهچیز را به خطر بیندازی.
انسان هیچ ماهیت ثابتی ندارد؛ او تمام طیف امکانات است. به همین دلیل، او همیشه بر سر یک دوراهی قرار دارد و هر لحظه باید انتخاب کند که باشد یا نباشد، این باشد یا آن باشد. سنیاس یک تصمیم و یک تعهد برای بالا رفتن تا بلندترین قلههاست.
مراقبه دری بهسوی امر الهی است. در مراقبه، انسان از ذهن بیرون میرود و فقط در عمیقترین مرکز وجود خود باقی میماند. همانطور که هر درختی در زمین ریشه دارد، هر آگاهیای نیز در خدا ریشه دارد. مراقبه پلی است که انسان را به سرچشمه وجودش میرساند.
وقتی انسان شادیِ بودن در سرچشمه را بچشد، همهچیز در زندگی معنای دیگری پیدا میکند. میتواند زندگی عادی خود را ادامه دهد، اما میداند که همهچیز مانند یک نمایش زیباست. میتواند رابطه داشته باشد، اما در عین حال زیباییِ تنها بودن و سعادتِ قرار گرفتن در مرکز وجود خود را نیز میشناسد.
جامعه میخواهد انسان بدبخت و قابلکنترل باشد، زیرا انسان بدبخت همیشه در سطح پایینی از انرژی قرار دارد و میتوان او را به بردگی کشید. از همان آغاز، کودک را مجبور به اطاعت و سازش میکنند و او کمکم آزادی، شورش و زیباییِ هوشمند بودن را فراموش میکند و به یک برده تبدیل میشود.
تلاش این است که انسان دوباره زنده شود. انسان باید شورشی و هوشمند باشد تا بتواند سعادتمند باشد. برای رسیدن به سعادت، باید همهچیز را به خطر انداخت، زیرا هیچچیز از سعادت ارزشمندتر نیست.
شجاع بودن و سعادتمند بودن، زمینه را برای ورود امر الهی به وجود انسان آماده میکنند. باید شجاع بود، زیرا خدا ناشناخته است و تجربه او تعریفناپذیر و بیانناشدنی است. ترسوها در قلمرو شناختهشده زندگی میکنند، اما انسانهای شجاع ناشناخته را کشف میکنند.
انسان باید سعادتمند باشد، زیرا خدا جشن، رقص و آواز است. بدبختی انسان را منقبض میکند، اما سعادت او را گسترش میدهد و به او وسعت میبخشد. برای ورود آن آسمان نهایی، انسان باید تقریباً به وسعت آسمان شود.
مراقبه به زمان، عشق، تعهد، صبر و توانایی بینهایت برای انتظار نیاز دارد. ممکن است همین لحظه اتفاق بیفتد و ممکن است سالها بعد رخ دهد. هرچه انسان صبورتر باشد، زودتر اتفاق میافتد.
مراقبه را نباید برای رسیدن به نتیجه انجام داد. باید خودِ مراقبه را بهعنوان هدفی در خودش دوست داشت و از آن لذت برد. آنگاه روزی نور ظاهر میشود، ایگو ناپدید میگردد و با ناپدید شدن ایگو، مرگ نیز ناپدید میشود و انسان وارد ابدیت میشود؛ همان چیزی که عیسی آن را «ملکوت خدا» مینامد.
انسان مذهبی واقعی خداترس نیست، بلکه خدادوست است. دین او از عشق سرچشمه میگیرد، نه از ترس. ترس و حرص دو روی یک سکهاند؛ ترس جهنم را آفریده و حرص بهشت را. انسان مذهبی واقعی با ترس و حرص کاری ندارد؛ او در عشق و سعادت زندگی میکند و حتی از مرگ نیز نمیترسد.
عشق و مراقبه نباید از یکدیگر جدا شوند. انسان به هر دو نیاز دارد. مراقبه چیزی را در وجود انسان کامل میکند و عشق چیز دیگری را. همانطور که انسان به غذا و آب، یا خواب و بیداری نیاز دارد، به عشق و مراقبه نیز نیازمند است.
عشق نیاز به مراقبه را ایجاد میکند. وقتی انسان کسی را دوست دارد، دیر یا زود نیاز عمیقی به تنهایی و فضای مخصوص خود احساس میکند. و وقتی تنها میشود، دوباره احساس میکند به کسی نیاز دارد تا شادیاش را با او شریک شود.
عشق و مراقبه در تضاد با یکدیگر نیستند، بلکه مکمل یکدیگرند. عشق مانند بازدم است؛ انرژی انسان بهسوی دیگری میرود. مراقبه مانند دم است؛ انرژی انسان به عمیقترین مرکز وجودش بازمیگردد.
زندهترین انسان کسی است که بتواند هر دو را بدون هیچ تضادی در خود داشته باشد. اگر انسان نسبت به این ریتم درونی آگاه شود، بسیاری از مشکلات ذهنی او خودبهخود از بین خواهند رفت.
#اشو
#باد_طلایی
خلاصه فصل دوازدهم
@oshoo | 870 |
| 15 | مراقبه روزانه 6 شهریور
@oshoi | 864 |
| 16 | ادامه 👇
تو به انواع آدمها گوش داده ای و هر یک پند و اندرزهای متفاوتی داده اند و من نمی گویم که آنها خیرخواهت نیستند ،
هستند اما خیرخواه هان آگاه نیستند وگرنه اصلا به تو پند و اندرز نمی دادند .
به تو بینش می دادند نه پند .
به تو نمی گفتند که این کار را بکن و آن کار را نکن . کمکت می کردند آگاه تر شوی تا خودت بتوانی ببینی که چه
کاری را بکنی و چه کاری را نباید بکنی .
کسی که به تو پند و اندرز می دهد دوست واقعی نیست. دوست واقعی کسی است که تو را از زندگی و مشکلات و چالشها و اسرارش آگاه تر می سازد
و کمکت می کند که روی پای خودت بایستی .
به تو شهامت می دهد که خودت تجربه کنی . شهامت می دهد که جستجو
کنی و اشتباهات زیادی مرتکب شوی ، زیرا کسی که آماده اشتباه کردن
نیست هرگز چیزی نمی آموزد .
تا جایی که می توانی اشتباه کن اما یک اشتباه را دوبار مترکب نشو.
زیرا این کار از تو یک احمق می سازد .
اشتباهات تازه بکن ، اشتباهات تازه
ابداع کن . اینگونه همیشه در حال آموختن خواهی بود و هوشمندی ات همیشه در حال رشد خواهد بود . هوشمندی ات به تیز شدن نیاز دارد و دوست واقعی کمک می کند که هوشمندی ات تیز شود .
او به تو پند ثابتی نمی دهد زیرا پند ثابت هیچ کاربردی ندارد .
چیزی که امروز درست است شاید فردا کاربرد نداشته باشد .
چیزی که در موقعیتی درست است شاید در موقعیت دیگری درست نباشد
و موقعیت ها دائم در حال تغییر هستند پس آنچه که نیاز داری الگوی ثابتی
برای زندگی نیست بلکه راهی برای دیدن است تا هر وقت در هر موقعیتی
که بودی خودت را پیدا کنی و بدانی چطور بر اساس وجود خودت
خودانگیخته عمل کنی .
#اشو
#میهمان_جلد_1
@oshoi | 868 |
| 17 | #سوال_از_اشو
آیا نباید به پندهای خردمندانه والدین و معلمان و نیک خواهان گوش بدهیم و از آن پیروی کنیم؟
#پاسخ
گوش بده اما پیروی نکن .
خوب گوش کن اما از بینش درونی خودت پیروی کن، دنباله رو پند و اندرز دیگران نباش.
با دقت و با مراقبه گوش بده و سعی کن بفهمی که آنها چه چیزی می خواهند به تو بگویند.
ممکن است واقعا خیرخواه تو باشند
اما اگر کورکورانه پیروی کنی هرگز به
هوشمندی خودت دست نمی یابی، وابسته می مانی و همیشه نگاهت به
دیگران است تا به تو بگویند چه کنی و چه نکنی .
همیشه به راهنما نیاز خواهی داشت.
این وضعیت بیمارگونه ای است .
گوش بده زیرا مردم تجربه های گرانبهایی دارند و اگر آنها دوست داشته
باشند که تجربه هایشان را سهیم کنند اگر گوش ندهی کار احمقانه ای کرده
ای .
با گوش دادن به این تجربیات شاید بینش عظیمی دریافت کنی .
کمک ات می کند که آگاه تر شوی اما پیروی نکن .
مردم عینا پیروی می کنند و سپس به سادگی کور می شوند .
وقتی دیگران هر آنچه که لازم داری به تو بدهند دیگر چه نیازی به چشمان خودت داری؟
وقتی دیگران به جایت می جوند دیگر خودت لازم نیست بجوی و کم کم
ضعیف می شوی و از بین می روی .
مردی به تازگی فروشگاهی باز کرده بود روی در نوشته بود :
در اینجا ماهی تازه فروخته می شود ، دوستی آمد و گفت چرا نوشتی در اینجا ؟
خوب معلوم است که اینجا داری می فروشی نیازی به کلمه در اینجا نیست.
او کلمه اینجا را حذف کرد .
کسی دیگر آمد و گفت :
فروخته می شود ؟!
خوب معلوم است که اینجا ماهی فروشی است چه نیازی به این کلمه است ؟
مغازه دار فروخته میشود را نیز پاک کرد.
دیگری آمد گفت : ماهی تازه ؟!
خوب معلوم است که ماهی باید تازه باشد چه نیازی به قید کردن کلمه تازه است ؟
مغازه دار کلمه تازه را نیز پاک کرد و فقط ماهی مانده بود .
دیگری آمد و گفت :
ماهی ؟!
برای چه نوشته ای ؟
بوی ماهی از چند صد متری می آید .... مغازه دار ماهی را نیز پاک کرد.
نفر بعدی آمد و گفت :
بیلبورد خالی را برای چه آن بالا گذاشته ای ؟
مغازه دار بیلبورد را هم پایین آورد ...
فرد دیگری آمد و گفت :
تو مغازه به این بزرگی باز کرده ای ،
نباید یک بیلبورد بزنی و بنویسی که ماهی تازه فروخته می شود ؟!!
پس اگر به مردم گوش بدهی گیج می شوی همین گونه که الان هستی .
علت گیجی ات همین است
ادامه دارد....
#اشو
#میهمان_جلد_1
@oshoi | 908 |
| 18 | مراقبه شبانه پنجم شهریور
@oshoi | 978 |
| 19 | آهنگ Mevlana (مولانا)
اثری از Devakant
@oshoi | 988 |
| 20 | حقیقت همیشه هست.
حقیقت ما را فرا گرفته،
اما درون ما چنان آشفته است
که قادر نیستیم آن را باز بتابانیم.
ماه کامل در آسمان است.
ستارگان در آسمان اند،
اما دریاچه پرتلاطم است.
امواجش خروشان است.
نمی توان ماه کامل را باز تاباند.
نمیتواند در زیر نور ماه و ستارگان شادی کند. در برابر آسمانی که جلوی چشمش هست کور است.
دریاچه فقط باید اندکی آرام شود.
تمام تلاش من آن است تا به تو کمک کنم
تا دریاچه ی آگاهی ات را آرام کنی.
واین کار شدنی است. هم برای من و هم برای تو. من ادعای هیچ گونه توانایی خارق العاده ای ندارم.
همه می توانند. فقط تلاشی اندک لازم است
نه هیچ چیز دیگر.....
نه هیچ توانایی ویژه ،
بلکه فقط تلاشی اندک.
اندکی تیز هوشی که همه از آن بر خوردارند. آن گاه که تو سکوت و آرامش درونی را بیابی،
تغییری بنیادین رخ میدهد.
#اﺷﻮ
#کتاب_پرواز_در_تنهايي
@oshoi | 1 095 |
