en
Feedback
اشـoshoـو

اشـoshoـو

Open in Telegram

📈 Analytical overview of Telegram channel اشـoshoـو

Channel اشـoshoـو (@oshoi) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 19 926 subscribers, ranking 3 939 in the Religion & Spirituality category and 16 913 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 19 926 subscribers.

According to the latest data from 03 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 5 over the last 30 days and by 2 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 6.52%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.73% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 1 299 views. Within the first day, a publication typically gains 744 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 30.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as کس, خوراک, وقت, دیگری, چیز.

📝 Description and content policy

Channel description not provided.

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 04 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Religion & Spirituality category.

19 926
Subscribers
+224 hours
+107 days
+530 days
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+3
in 1 channels
August '26
+121
in 5 channels
Get PRO
July '26
+114
in 7 channels
Get PRO
June '26
+84
in 4 channels
Get PRO
May '26
+27
in 1 channels
Get PRO
April '26
+22
in 1 channels
Get PRO
March '26
+23
in 0 channels
Get PRO
February '26
+58
in 8 channels
Get PRO
January '26
+5
in 12 channels
Get PRO
December '25
+52
in 14 channels
Get PRO
November '25
+61
in 11 channels
Get PRO
October '25
+100
in 12 channels
Get PRO
September '25
+38
in 12 channels
Get PRO
August '25
+135
in 15 channels
Get PRO
July '25
+149
in 15 channels
Get PRO
June '25
+30
in 10 channels
Get PRO
May '25
+154
in 19 channels
Get PRO
April '25
+146
in 16 channels
Get PRO
March '25
+198
in 18 channels
Get PRO
February '25
+61
in 13 channels
Get PRO
January '25
+160
in 13 channels
Get PRO
December '24
+156
in 15 channels
Get PRO
November '24
+218
in 11 channels
Get PRO
October '24
+337
in 15 channels
Get PRO
September '24
+129
in 17 channels
Get PRO
August '24
+159
in 13 channels
Get PRO
July '24
+172
in 12 channels
Get PRO
June '24
+139
in 9 channels
Get PRO
May '24
+253
in 23 channels
Get PRO
April '24
+278
in 17 channels
Get PRO
March '24
+312
in 12 channels
Get PRO
February '24
+245
in 16 channels
Get PRO
January '24
+317
in 11 channels
Get PRO
December '23
+251
in 9 channels
Get PRO
November '23
+376
in 10 channels
Get PRO
October '23
+188
in 8 channels
Get PRO
September '23
+243
in 0 channels
Get PRO
August '23
+271
in 0 channels
Get PRO
July '23
+307
in 0 channels
Get PRO
June '23
+320
in 0 channels
Get PRO
May '23
+301
in 0 channels
Get PRO
April '23
+202
in 0 channels
Get PRO
March '23
+299
in 0 channels
Get PRO
February '23
+416
in 0 channels
Get PRO
January '23
+386
in 0 channels
Get PRO
December '22
+391
in 0 channels
Get PRO
November '22
+298
in 0 channels
Get PRO
October '22
+173
in 0 channels
Get PRO
September '22
+239
in 0 channels
Get PRO
August '22
+240
in 0 channels
Get PRO
July '22
+225
in 0 channels
Get PRO
June '22
+188
in 0 channels
Get PRO
May '22
+244
in 0 channels
Get PRO
April '22
+219
in 0 channels
Get PRO
March '22
+230
in 0 channels
Get PRO
February '22
+192
in 0 channels
Get PRO
January '22
+194
in 0 channels
Get PRO
December '21
+230
in 0 channels
Get PRO
November '21
+236
in 0 channels
Get PRO
October '21
+338
in 0 channels
Get PRO
September '21
+300
in 0 channels
Get PRO
August '21
+439
in 0 channels
Get PRO
July '21
+500
in 0 channels
Get PRO
June '21
+318
in 0 channels
Get PRO
May '21
+219
in 0 channels
Get PRO
April '21
+382
in 0 channels
Get PRO
March '21
+428
in 0 channels
Get PRO
February '21
+223
in 0 channels
Get PRO
January '21
+236
in 0 channels
Get PRO
December '20
+25 544
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
04 September0
03 September+3
02 September0
01 September0
Channel Posts
هوش دقیقاً چیست و چه رابطه‌ای میان هوش قلب و هوش ذهن (عقل) وجود دارد؟ پاسخ اشو: هوش، یک ظرفیت و توانایی مادرزادی برای «دیدن» و درکِ شهودی است. هر کودکی باهوش به دنیا می‌آید، اما جامعه با اجبار به «تقلید و کپی کردن»، این هوش را نابود می‌کند. عقل و منطق (هوشٍ ذهن) از بیرون وام گرفته می‌شود و فقط یک ابزار محاسباتی است، در حالی که «هوش قلب» هوش واقعی و زنده است که به زندگی شما شعر، رقص، جشن و خنده می‌بخشد. سر باید فقط یک خدمتگزار باشد و قلب باید ارباب باقی بماند چرا لذت بردن از زندگی تا این حد دشوار است؟ پاسخ اشو: لذت بردن دشوار است زیرا مستلزم ناپدید شدنِ «نفس» (ایگو) است. شما و لذت نمی‌توانید در یک زمان در یک مکان وجود داشته باشید. دلیل دیگر این است که انسان‌ها روی «بدبختی» سرمایه‌گذاری کرده‌اند. از کودکی یاد گرفته‌اید که وقتی بیمار و بدبخت هستید، توجه و عشق والدین را جلب می‌کنید و وقتی شاد هستید کسی به شما توجهی نمی‌کند. برای لذت بردن باید این نیازِ بیمارگونه به «جلب توجه» را رها کنید و آماده باشید که یک «هیچ‌کس» باشید #اﺷﻮ خلاصه ای از کتاب ٍ رازِ رازها @oshoi

2
ادامه 👇 پس نکته واقعی این است که عمیقاً وارد پرسیدن‌های خود بشوید. همگی آنها مسخره هستند. از همان ابتدا برفنا هستند. نمی‌توان به آنها پاسخ داد؛ خودِ ترکیب و ذات آنها چنین است. برای نمونه، می‌پرسی، “چه کسی دنیا را خلق کرده؟” حالا، این پرسشی احمقانه است، مسخره است. نمی‌توان به آن پاسخ داد. طوری که پرسیده شده مانع پاسخش است. اگر کسی پاسخ دهد، “دنیا را خدا خلق کرده،” همین پرسش را در مورد خدا خواهی پرسید: “چه کسی خدا را خلق کرده؟!” و اگر آن شخص خشمگین شود ــ همانطور که مردمان مذهبی با این سوال خشمگین می‌شوند! ـــ آنگاه آنان فقط ترس خودشان را نشان می‌دهند. آنها می‌ترسند که شما دوباره همان سوال‌ها را پیش بکشید. آنان به‌نوعی سعی کرده‌اند که سوال را حل کنند، به‌نوعی سعی کرده‌اند تظاهر کنند که آن را حل کرده‌اند ـــ و شما دوباره آنها را مطرح می‌کنید. بازهم تشویش، دوباره نگرانی. آنان خشمگین می‌شوند. آنان نمی‌خواهند که شما دوباره آن جعبه‌ی پاندورا Pandora’s Box را باز کنید. آنان به‌نوعی روی در آن جعبه نشسته‌اند؛ آن را بسته نگه داشته‌اند: “دنیا را خدا خلق کرده!” آنان همچنین می‌دانند که این پرسش بازهم مربوط است. من اینجا نیستم تا به سوالات احمقانه‌ی شما پاسخ بدهم. من اینجا هستم تا فقط به شما نشان بدهم ـــ که این سوالات احمقانه هستند. در همین ادراک است که آنها را دور خواهید انداخت. وقتی به شما پاسخ می‌دهم، درواقع به شما پاسخی نمی‌دهم؛ بلکه فقط سعی دارم که شما را قدری بیشتر در مورد پرسش‌هایتان آگاه کنم تا ببینید که در همان پرسیدن این سوال است که وارد یک چاله شده‌اید و هرگز قادر نیستید از آن چاله بیرون بیایید مگر اینکه آن پرسش را دور بیندازید. دیانت هنر دورانداختنِ پرسش‌ها است. بنابراین، خوب است که تو هیچ پرسشی نداری. من خوشحالم، برکات من با تو هست. دست من بر سر تو هست. و مراقب باش ـــ دیریا زود متوجه خواهی شد که دست من هست، ولی سرِ تو ناپدید شده! اگر به من اجازه بدهی که دستم روی سر تو قرار بگیرد، مراقب باش: دیر یا زود درخواهی یافت که دست هست و سر رفته است! من سعی دارم سرِ شما را قطع کنم! و وقتی که سر ناپدید شد، به‌وطن رسیده‌ای. آنوقت جایی برای رفتن وجود ندارد. #اشو آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل ششم #برگردان_محسن_خاتمی @oshoi
310
3
#سوال_از_اشو چند ماه پیش که برای نخستین بار شما را ترک کردم، احساس قدرت، هیجان و اعتماد‌به نفس داشتم؛ و بااین‌حال در درون و بیرون در مورد برخی مشکلات با شما صحبت می‌کردم و سعی داشتم راه‌حلّی پیدا کنم. حالا بازهم اینجا را ترک می‌کنم، شاید برای مدتی طولانی‌تر، و احساس آرامش و وارستگی دارم ـــ بااینکه بیشتر ناتوان و سردرگم هستم و بدون هیچ پاسخی. بااین حال احساس می‌کنم که هیچ سوال خاصی ندارم که توسط شما پاسخ داده شود، ولی فقط و بیش از هرچیز، دست شما بر سرم و برکات شما را خواهانم. لطفاً بگویید چه شده؟ به‌نظر بی‌معنی می‌آید. #پاسخ این پرسش از ناگارجونا است. او یک روانکاو است، یک فرد منطقی و آموزش دیده. تمامی ساختار ذهنی او بر تحلیل کردن استوار است. با آمدن نزد من و بودن با من، او بسیار دگرگون شده‌ است؛ ولی ذهن قدیم او جایی در ناخودآگاهش پرسه می‌زند. آن ذهن کهنه از همانجا قضاوت‌هایی را پرتاب می‌کند و پیوسته می‌گوید: “چه می‌کنی؟ بی‌معنی است!” به‌نوعی بی‌معنی هم هست؛ زیرا ورای معنی است. فقط همین فکر که تقاضای دستی را می‌کنی روی سرت قرار بگیرد، بسیار غیرمنطقی و بسیار تخیلی است. فقط درخواست برکات را داشتن، بسیار غیرمعقول است. انسان معقول سوال می‌پرسد، منتظر پاسخ می‌شود؛ آن پاسخ‌ها را تحلیل می‌کند، می‌سنجد و قضاوت می‌کند که آیا درست است یا نیست؛ سوالات بیشتری مطرح می‌کند و غیره. برای ذهن معاصر درخواست برکت کاری دشوار است، ولی ناگارجونا، این زیباست که برای تو اتفاق افتاده. تو در حال تماس با یک دنیای عمیق‌تر، که ورای عقل و منطق است هستی. درخواست چیزی را داری که این‌دنیایی نیست. این را نمی توان فقط با عقل و منطق درک کرد. این فقط توسط قلب درک می‌شود. می‌توانی آن را احساس کنی. هیچ راهی برای فهم آن توسط عقل و منطق نیست. به آن اجازه بده، همراهش برو. توانایی “بی‌معنا” nonsense بودن یعنی زنده‌بودن. زیرا هرآنچه که زیباست بی‌معنا است. مراقبه بی‌معنا است. خدا بی‌معنا است. شعر بی‌معنا است. زیبایی بی‌معنا است. هرآنچه که زیبا و حقیقی باشد ورای معنا قرار دارد. معنا بسیار باریک و محدود است. بی‌معنا گسترده و وسیع است. معقول بمان ولی در عقل محصور نباش. از عقل، منطق و حواس خودت استفاده کن؛ ولی هرگز اسیر آنها نباش. فرد باید قادر باشد هروقت که بخواهد عقل و معنا را کنار بگذارد. وقتی ماه‌ بدر را در آسمان تماشا می‌کنی، استدلال‌ها و معنا را کنار بگذار. باردیگر یک کودک باش. وقتی به ساحل می‌روی و به غرّش امواج گوش می‌دهی، منطق و عقلت را کنار بگذار. دوباره یک انسان اولیه primitive باش. آن امواجِ غرّان ابتدایی هستند؛ تو نیز ابتدایی باش تا آن تماس عمیق ممکن شود، تا بتوانی با آن امواج رابطه عمیق بزنی. وقتی نزدیک درختان می‌روی، لطفاً منطق و عقلت را همراه نبر. وگرنه بسیاری از چیزها را که در آنجا هست و باید طلب کنی از دست خواهی داد. وقتی نزد من می‌آیی، رفته‌رفته باید منطق خود را کنار بگذاری. زیرا فقط آنوقت قادر خواهی بود تا عمیق‌تر وارد شوی. وقتی که زیبایی بی‌معنا بودن را شناختی، وقتی حقیقت بی‌معنایی را شناختی، آنگاه دیگر آن را بی‌معنی nonsense نخواهی خواند؛ آن را فرامعنا Supra-sense خواهی خواند. آنگاه دیگر در موردش افکار سرزنش‌آلود و منفی نخواهی داشت. بیشتر بصورت مثبت به آن نگاه خواهی کرد. خوب است که دیگر سوالی نداری. این تمام تلاش من در اینجاست ـــ کمک به شما تا بدون سوال شوید. من اینجا نیستم تا برای شما پاسخ‌ها را فراهم کنم، زیرا هیچ پاسخی آن پاسخ نخواهد بود. تمام پاسخ‌ها به نوبه‌ی خودشان پرسش‌های بیشتری خلق خواهند کرد. این یک روند بی‌پایان است، تا بی‌نهایت ادامه دارد. به یک پرسش که پاسخ بدهی، پرسش های بیشتری از آن خلق می‌شود. به آنها نیز پاسخ می دهی و همان پاسخ‌ها تولید پرسش های بیشتر می‌کنند. تمام تاریخ فلسفه چیزی نیست جز تولید پرسش‌های بیشتر و بیشتر. پرسش های قدیمی حل نشده‌اند. پرسش‌ها همانطور که در زمان سلیمان و در زمان وداها بودند، همانطور باقی مانده‌اند. آنها همان سوالاتی هستند که در روزگار مانو، ماهاویر یا محمد بودند. پرسش‌ها عوض نشده‌اند. البته که تکثیر شده‌اند. پرسش‌های قدیمی وجود دارند و پرسش‌های جدید سربرآورده‌اند. و این پرسش‌های جدید از همان پرسش‌های قدیمی بیرون زده‌اند. پرسش‌های قدیمی پاسخ گرفته‌اند و همان پاسخ‌ها، پرسش‌های جدید را تولید کرده‌اند. این است تفاوت بین فلسفه و دیانت. فلسفه سعی دارد به پرسش‌های شما پاسخ بدهد.دیانت می‌کوشد تا شما را هشیار سازد که پرسش‌ها را نمی‌توان حل کرد، باید آنها را رها کرد. و راه‌حل در رها کردن پرسش‌ها است. و ذهنی بدون پرسش ذهنی است که به وطن رسیده است. ادامه 👇 @oshoi
311
4
مدیتیشن نمی‌تواند چیزی تکه‌تکه باشد؛ باید تلاشی پیوسته باشد. انسان باید در هر لحظه هوشیار، آگاه و مراقبه‌گر باشد. اما ذهن حیله‌ای به کار می‌برد: صبح مدیتیشن می‌کنی و سپس آن را کنار می‌گذاری؛ یا در معبد دعا می‌کنی و بعد آن را فراموش می‌کنی. سپس دوباره به جهان بازمی‌گردی؛ کاملاً بی‌مراقبه و ناآگاه، گویی در خوابی هیپنوتیزم‌شده راه می‌روی. این تلاشِ پراکنده کار چندانی از پیش نمی‌برد. چگونه می‌توانی تنها یک ساعت مدیتیشن کنی، درحالی‌که بیست‌وسه ساعت دیگر روز را بدون مدیتیشن گذرانده‌ای؟ آگاهی جریانی پیوسته است؛ مانند رودخانه‌ای که مدام در حرکت است. و نکتهٔ دیگری نیز هست: آن راهب هر صبح خود را به یاد می‌آورد. چرا صبح؟ زیرا صبح، الگوی روز را تعیین می‌کند. نخستین اندیشه در صبح، به دری تبدیل می‌شود. هنگامی که تازه‌ای، خواب تو را ترک کرده و آگاهی دوباره در حال برخاستن است، نخستین فکر، دعا، مدیتیشن یا یادآوری، الگوی تمام روز را تعیین می‌کند. اگر صبح خشمگین باشی، در طول روز خشمگین‌تر و خشمگین‌تر خواهی شد. نخستین خشم، زنجیره‌ای می‌سازد و خشم دوم به‌آسانی به دنبال آن می‌آید؛ سپس خشم سوم خودکار می‌شود. اما اگر صبح را با آگاهی آغاز کنی، اگر خودت را به یاد بیاوری و حضور داشته باشی، همان نیز الگوی روزت را شکل خواهد داد. #اشو @oshoi
659
5
مراقبه روزانه ۱۳ شهریور @oshoi
554
6
ذهن، با هزاران فکر، آرزو، خاطره، خیال و تصور، پیوسته در حرکت است. این ازدحامِ مداومِ افکار همان خوابِ انسان است. تنها یک کار
ذهن، با هزاران فکر، آرزو، خاطره، خیال و تصور، پیوسته در حرکت است. این ازدحامِ مداومِ افکار همان خوابِ انسان است. تنها یک کار لازم است: ساکت شو. اگر بتوانی به سکوت برسی، راهِ بیداری را خواهی شناخت؛ زیرا سکوت، خود شکلی دیگر از بیدار شدن است. #اشو @oshoi
584
7
هر صبح، هنگامی که از خواب بیدار می‌شوی، ذهن برای چند لحظه در سکوت است. همهٔ انسان‌ها صبح با ذهنی ساکت بیدار می‌شوند، اما این سکوت تنها چند ثانیه دوام دارد. و حتی در همان چند ثانیه نیز انسان متوجه نمی‌شود که بدون فکر است؛ زیرا هنوز طعم این سکوت را نچشیده و تجربه‌ای از آن ندارد. آن دو یا سه لحظه به‌سادگی می‌گذرند؛ درحالی‌که شاید مهم‌ترین لحظه‌های تمام بیست‌وچهار ساعت زندگی تو باشند. خواب، بسیاری از آشفتگی‌ها را شسته و به تو استراحت داده است. و هنگامی که از این آرامش بیرون می‌آیی، شناختن سکوت آسان‌تر است. شاید کافی باشد که این بار، وقتی صبح چشم می‌گشایی، عجله نکنی… چند لحظه بمان. و آن سکوتی را که پیش از هجوم دوبارهٔ افکار در تو حضور دارد، تماشا کن. #اشو @oshoi
536
8
مراقبه_شب دوازدهم شهریور @oshoi
624
9
موسیقی بی کلام کسوف @oshoi
612
10
ای دل، گر ازین حدیث آگاهی تو زین تفرقهٔ خویش چه می‌خواهی تو یک لحظه که از حضور غایب مانی آن لحظه بدان که مشرک راهی تو #مولانا #دیوان_شمس، رباعی ۱۵۴۸ تا وقتی از حضور غافلی، در پراکندگی و دوگانگی هستی. ‏@oshoi
611
11
اگر عشق با آگاهی همراه نباشد، به‌سادگی می‌تواند به وابستگی تبدیل شود. آن‌گاه عشق دیگر آزادی نمی‌بخشد؛ بلکه زندان می‌سازد. حسا
اگر عشق با آگاهی همراه نباشد، به‌سادگی می‌تواند به وابستگی تبدیل شود. آن‌گاه عشق دیگر آزادی نمی‌بخشد؛ بلکه زندان می‌سازد. حسادت می‌آید. ترس می‌آید. تملک می‌آید. و انسان به نام عشق، دیگری را محدود می‌کند. اما عشق حقیقی نمی‌خواهد مالک کسی باشد. عشق، آزادی می‌دهد. زیرا تنها در آزادی است که عشق می‌تواند نفس بکشد. عاشق بودن یعنی حضور داشتن؛ نه تصاحب کردن. #اشو @oshoi
564
12
به خاطر داشته باش که زندگی، نوسانی است؛ میان روز و شب، تابستان و زمستان. این نوسان همیشگی است. هرگز در جایی متوقف نشو؛ در حرک
به خاطر داشته باش که زندگی، نوسانی است؛ میان روز و شب، تابستان و زمستان. این نوسان همیشگی است. هرگز در جایی متوقف نشو؛ در حرکت باش. و هرچه این نوسان بزرگ‌تر باشد، تجربهٔ تو نیز ژرف‌تر خواهد بود. #اشو #الماسهای_آگاهی @oshoi
473
13
زیرا مراقبه چیزی نیست که به زندگی اضافه شود. مراقبه، کیفیتی است که می‌توانی به هر لحظه از زندگی ببخشی. اگر آگاهانه زندگی کنی، زندگی تو مراقبه می‌شود. اگر با تمام وجود حضور داشته باشی، حتی ساده‌ترین کارها نیز مقدس می‌شوند. آب آوردن. راه رفتن. نفس کشیدن. چای نوشیدن. لبخند زدن. نگاه کردن به آسمان. تمام راز این است: بیدار باش. زیرا زندگی همین حالا در جریان است. و کسی که همیشه در فکر زندگی کردن است، ممکن است هرگز فرصت نکند که واقعاً زندگی کند. #اشو @oshoi
529
14
زندگی را زندگی کن؛ به آن فکر نکن اوشو می‌گوید: اندیشیدن لازم است، اما کافی نیست. انسان باید زندگی کردن را نیز بیاموزد. در غیر این صورت ممکن است مانند فیلسوفی شود که قصری باشکوه می‌سازد، اما خودش هرگز در آن زندگی نمی‌کند؛ او تمام عمرش را صرف ساختن چیزی می‌کند که تنها بتواند به آن نگاه کند. ذهن می‌تواند دربارهٔ زندگی بسیار بداند، اما دانستن دربارهٔ زندگی با زندگی کردن تفاوت دارد. تو می‌توانی دربارهٔ عشق هزاران کتاب بخوانی و هنوز عاشق نباشی. می‌توانی دربارهٔ مراقبه بسیار بدانی و هنوز یک لحظه سکوت واقعی را تجربه نکرده باشی. می‌توانی دربارهٔ خدا بحث کنی، استدلال بیاوری، موافق یا مخالف باشی، اما همهٔ این‌ها همچنان می‌تواند تنها بازی ذهن باشد. حقیقت چیزی نیست که بتوان آن را تنها با فکر کردن پیدا کرد. مراقبه، فکر کردن نیست؛ مراقبه زندگی کردن است. آن را هر روز زندگی کن؛ لحظه به لحظه. در آن زندگی کن، یا اجازه بده آن در تو زندگی کند. مراقبه چیزی متعلق به جهانی دیگر نیست. این تصور که زندگی معمولی یک چیز است و معنویت چیزی دیگر، ساختهٔ ذهن انسان است. ذهن همیشه تقسیم می‌کند. این دنیا و آن دنیا. مادی و معنوی. زمینی و آسمانی. کار و مراقبه. زندگی و خدا. اما هستی تقسیم نشده است. زندگی یکی است. و مراقبه چیزی جز تجربهٔ همین زندگی نیست؛ هنگامی که آن را با تمام وجود زندگی می‌کنی. وقتی گرسنه‌ای، واقعاً غذا بخور. وقتی تشنه‌ای، واقعاً آب بنوش. وقتی با دوستی روبه‌رو می‌شوی، واقعاً با او ملاقات کن. مشکل انسان این است که تقریباً هیچ‌گاه در جایی که بدنش حضور دارد، نیست. هنگام غذا خوردن، در فکر آینده است. هنگام صحبت با یک دوست، درگیر گذشته است. هنگام راه رفتن، به مقصد فکر می‌کند و راه را از دست می‌دهد. هنگام رسیدن به مقصد، به مقصد بعدی فکر می‌کند. و به همین دلیل، تمام زندگی از میان انگشتانش عبور می‌کند. انسان همیشه در جایی دیگر زندگی می‌کند. و زندگی همیشه همین‌جاست. همین لحظه. حقیقت دور نیست، اما انسان آن را دور می‌جوید. او به کوه‌ها می‌رود، به معابد می‌رود، کتاب‌های مقدس را جست‌وجو می‌کند، استادان را عوض می‌کند و از فلسفه‌ای به فلسفهٔ دیگر می‌رود؛ در حالی که آنچه جست‌وجو می‌کند، از خودش به او نزدیک‌تر است. اما ذهن نمی‌تواند چیزهای نزدیک را ببیند. ذهن همیشه به دنبال دوردست‌هاست. زیرا در دوردست‌ها می‌تواند خیال‌پردازی کند. فردا همیشه زیبا به نظر می‌رسد، چون هنوز نیامده است. آینده همیشه امیدبخش است، چون هنوز واقعیت آن آشکار نشده. اما حقیقت نه در گذشته است و نه در آینده. حقیقت همین لحظه است. و اگر نتوانی در این لحظه حضور داشته باشی، ممکن است تمام عمرت را در جست‌وجوی حقیقت بگذرانی و هرگز آن را پیدا نکنی. مراقبه یعنی بازگشتن. بازگشتن از گذشته. بازگشتن از آینده. بازگشتن از هزاران فکر و خیال. بازگشتن به همین‌جا. به همین نفس. به همین بدن. به همین لحظه. زندگی بسیار ساده است. اما انسان آن را پیچیده کرده است. ذهن از سادگی می‌ترسد. زیرا در سادگی، چیز زیادی برای انجام دادن ندارد. ذهن با مسئله‌ها زنده است. با پیچیدگی‌ها رشد می‌کند. با سؤال‌ها خود را مهم می‌کند. اما بعضی چیزها را نمی‌توان با تحلیل کردن شناخت. برای شناختن آن‌ها باید ساکت شد. باید تجربه کرد. مثل عشق. مثل موسیقی. مثل زیبایی یک غروب. تو می‌توانی ساعت‌ها دربارهٔ غروب فکر کنی، اما یک لحظه نگاه کردن به آن، چیز دیگری است. می‌توانی دربارهٔ عشق کتاب بنویسی، اما یک لحظه عاشق بودن، تمام کتاب‌ها را پشت سر می‌گذارد. می‌توانی دربارهٔ مراقبه بحث کنی، اما یک لحظه سکوت واقعی، بیشتر از هزاران بحث به تو می‌آموزد. پس زندگی را به مسئله تبدیل نکن. زندگی یک مسئله نیست که باید حل شود. زندگی یک راز است که باید زندگی شود. وقتی راه می‌روی، راه برو. وقتی غذا می‌خوری، غذا بخور. وقتی می‌خندی، کاملاً بخند. وقتی گریه می‌کنی، کاملاً گریه کن. وقتی کسی را دوست داری، در عشق حضور داشته باش. هیچ چیز را نیمه‌کاره زندگی نکن. انسان زمانی به آرامش می‌رسد که دیگر دائماً از زندگی فرار نکند. ما معمولاً از لحظهٔ اکنون فرار می‌کنیم، زیرا همیشه تصور می‌کنیم چیزی مهم‌تر در جای دیگری وجود دارد. اما هیچ جای دیگری وجود ندارد. زندگی همیشه در همین لحظه اتفاق می‌افتد. نه دیروز. نه فردا. نه پس از رسیدن به موفقیت. نه پس از حل شدن همهٔ مشکلات. نه پس از آنکه شرایط کامل شد. زندگی اکنون است. و شاید بزرگ‌ترین مراقبه همین باشد: هر جا که هستی، کاملاً آنجا باش. اگر غذا می‌خوری، فقط غذا بخور. اگر چای می‌نوشی، فقط چای بنوش. فنجان را احساس کن. گرمای آن را حس کن. عطر چای را نفس بکش. طعم آن را بچش. برای چند لحظه، هیچ جای دیگری نباش. این حضور، آغاز مراقبه است.
687
15
مراقبه روزانه 12 شهریور @oshoi
851
16
‍ ژرف زندگی کن، از ته دل زندگی کن، یک پارچه و با تمام وجود... به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی؛ آماده چون میوه‌ای رسیده ب
‍ ژرف زندگی کن، از ته دل زندگی کن، یک پارچه و با تمام وجود... به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی؛ آماده چون میوه‌ای رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم می‌وزد و میوه فرو می‌افتد. گاه حتی بدون هیچ نسیمی، میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت می‌افتد. مرگ باید چنین باشد. و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم آید. #اشو @oshoi
879
17
مراقبه_شب یازدهم شهریور @oshoi
918
18
موسیقی بی کلام : روح آرام از : Dan Gibson @oshoi
940
19
#مردم_سالاری معنای مردم سالاری واقعی آن است که مردم کوچه و بازار، جماعت مردم در کنترل زندگی نکنند. مردم سالاری بیشتر پدیده یی اخلاقی است، تا سیاسی، و بسیار مهم تر از سیاست مردم سالاری یک دیدگاه کاملا جدید نسبت به زندگی است. این چیزی است که هنوز هیچ کجا اتفاق نیفتاده؛ هنوز باید اتفاق بیفتد. مردم سالاری به این معناست: هر فرد حق دارد مطابق با نگرش خود زندگی کند؛ نباید او را منع کرد تا وقتی برای دیگران اسباب زحمت و درد سر نشده، باید امکان آزادی در همه جنبه های زندگی برایش فراهم باشد. این نگرش من نسبت به دنیای مردم سالار واقعی است دوست دارم سانیاسین ها هم به همین نحو عمل کنند: #عدم_مداخله_در_زندگی_هیچکس. باید نسبت به دیگران احترام عظیمی قایل شد. Real democracy means that the mob, the crowd, is no more in control of the individual life. Democracy is less a political phenomenon than a religious phenomenon: it is far more important than politics. Democracy is a totally new vision of life. It has not yet happened anywhere; it has yet to happen. Democracy means each individual has the right to live according to his light; he should not be prevented. Unless he becomes a disturbance or a nuisance to others he should be allowed every freedom in all the aspects of life. That is my vision of a really democratic world. That is how I would like my sannyasins to function: no interference in anybody is life. A great respect has to be given to the other. #اﺷﻮ @oshoi
922
20
#مولانا در فیه مافیه چنین میگوید: چندان که زن را امر کنی که پنهان شو، او را دغدغه خود را نمودن و آشکار کردن بیشتر شود. وخلق را از نهان شدن او، رغبت به آن زن بیش گردد. پس تو نشسته ای و رغبت را از دو طرف زیادت می کنی و می پنداری که اصلاح می کنی. آن خود عین فساد است. اگر او را گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و یا نکنی، او بر آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن، فارغ باش و تشویش مخور. و اگر به عکس این باشد، باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن. منع جز رغبت را افزون نمی کند. #اشو هم در اینباره چنین میگوید: آنچه منع میشود، جاذبه پیدا میکند. و آنچه انکار میشود، به اشاره فرا میخواندمان تنها آگاهی به بازی های ذهن است که آزادمان میکند. نفی و انکار ، نفی و انکار نیست برعکس فراخواندن و ترغیب است ذهن همواره پیرامون آنچه  تحریم و منع شده میگردد. درست مانند زبان در دهان که همواره با جای خالی دندان کشیده شده بازی میکند. #اشو #یک_فنجان_چای @oshoi
920