اشـoshoـو
📈 Analytical overview of Telegram channel اشـoshoـو
Channel اشـoshoـو (@oshoi) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 19 878 subscribers, ranking 3 935 in the Religion & Spirituality category and 16 991 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 19 878 subscribers.
According to the latest data from 02 October, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -49 over the last 30 days and by -17 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 5.94%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 3.40% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 1 180 views. Within the first day, a publication typically gains 676 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 31.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as کس, خوراک, وقت, دیگری, چیز.
📝 Description and content policy
Channel description not provided.
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 03 October, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Religion & Spirituality category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 03 October | 0 | |||
| 02 October | 0 | |||
| 01 October | 0 |
| 2 | مراقبه روزانه
یازدهم مهرماه
@oshoi | 388 |
| 3 | لحظه ای که خودت را می پذیری، زیبا می شوی
وقتی با بدن خودت شاد هستی، دیگران را نیز شاد می کنی.
بسیاری از مردم عاشقت خواهند شد
زیرا تو عاشق خودت هستی.
اما وقتی که از دست خودت عصبانی هستی، فکر می کنی که زشتی ،
فکر می کنی که نفرت انگیزی ،
یا هر حس بدی که به خودت داشته باشی، مردم را از تو دور خواهد کرد
این عقیده به آنها کمک نمی کند که عاشق تو بشوند.
آنها را دور نگه خواهد داشت.
حتی اگر آنها به تو نزدیک شوند
لحظه ای که ارتعاشت را حس کنند دور می شوند.
لازم نیست به دنبال کسی بروی ،
به دنبال کسی بودن تنها زمانی پدید می آید که ما عاشق خودمان نبوده ایم
وگرنه مردم می آیند
اگر تو عاشق خودت باشی برای آنها تقریبا غیر ممکن می شود که عاشق تو نشوند.
#اشو
#ساراها_جلد_چهار
@oshoi | 403 |
| 4 | مراقبه شب
دهم مهرماه
@oshoi | 771 |
| 5 | موسیقی بی کلام
حس بیداری
اثر: Dan Gibson
@oshoi | 751 |
| 6 | یک قانون اساسی را به یاد داشته باشید:
بدبختی به تو آویزان نمیشود و علاقه مند به تو نیست. بلکه این تـو هستی که بـه سـیه روزی آویزانی و این تـو را در زندان محبوس میکند و در جهنم نگهت میدارد.
برای رهایی از این سیه روزی به شهامت نیاز است، شهامتِ دور افکندن چیزهای زشت، چیزهای کاذب. دور افکندن همه چیزهایی که باعث درد و مرارتت هستند.
آری،... رنج و مرارتِ ضروری هم وجود دارد، اما این کاملاً پدیده ای متفاوت است. رنجِ ضروری آن است که شخص باید از خلال آن بگذرد. آتشی است که خالصت میکند، آن، زحمتی ضروری است، اما به زحمتش می ارزد، در واقع عین شادی است.
اما مردم بـه سیه روزیهای غیرضروری آویزانند، که مطلقاً مورد احتیاج نیست.
این سیه روزی هـا کمک به رشد شما نمیکنند، مانع شما هستند، اما برای دور افکندن آنها شجاعت نیاز است.
چرا به شجاعت نیاز است؟
زیرا نیاز به مسئولیت پذیری دارد، اما ما روی مصیبت هایمان حساب باز کرده ایم. شخص نامراد و سیه روز از طریق سیه روزی خود کسب توجه می کند، همدردی جلب میکند، ترحم گدایی میکند هر قدر از مردم همدردی، توجه، لطف و ترحم جلب می کند، به همان اندازه به سیه روزی خود متکی میشود، او میداند که فقط از طریق سیه روزی است که کانون توجه همگان شده و این، نفس او را ارضاء میکند. او از طرفی ناله میکند و از طرفی دیگر لی لی به لالای سیه روزی هایش می گذارد، زخمش را تر و تازه نگه می دارد و نمی گذارد زخمش التیام پذیرد. و اینگونه زیر سنگینی آن از پا در می آید و از هم میپاشد.
شجاعت خود را جمع و جور کن تا بتوانی همه اینها را دور بریزی و لحظه ای که موفق به دور افکندن تمام آن آشغالهای غیر ضروری شدی بلافاصله شعف رخ می نماید، چون که شعف طبیعت ماست، لازم به ابداع آن نیست، نیاز به گدایی اش نیست، همیشه هست،
فقط لازم است موانع را از سر راه برداریم.
#اشو
@oshoi | 726 |
| 7 | همه سعی می کنند چیز دیگری باشند. وجودشان را انکار می کنند و به سوی ایده ی #شدن هجوم می برند.
آنها در آشفتگی می مانند زیرا تقسیم
شده اند، و در بدبختی می مانند، زیرا خواستار چیز غیرممکنی هستند .
به یاد بسپار :
رنج و بدبختی فقط زمانی پدید می آید که تو سعی کنی کار غیرممکنی انجام دهی زیرا این در طبیعت امور نیست و تو می خواهی اتفاق بیفتد .
تو می خواهی دو به علاوه دو بشود پنج!!
و تا زمانی که غیرممکن بودنش را نبینی بدبخت خواهی بود. حتی ممکن است برای لحظاتی باور کنی که پنج می شود اما دیر یا زود این حقیقت خودش را نشان خواهد داد که چهار درست است. تا کی می خواهی خودت را فریب دهی و اصل موضوع این است که تو صرفا زندگی ات را به هدر میدهی
سعی نکن غیر ممکن را ممکن کنی، #شدن غیر ممکن است.
تو نمی توانی کسی جز آنچه که هستی باشی
بگذار این نکته در قلبت عمیق شود.
اجازه بده تکرار کنم :
تو نمی توانی چیزی جز آنچه که هستی باشی، هیچ شدنی وجود ندارد. تمام شدنها به دنیا مربوط است.
سانیاسین بودن یعنی:
بخشی از این شدن ها نباشی .
سانیاسین کیست ؟
کسی که نگران این نیست که انسان دیگری باشد زیرا با خویشتن کاملا در هماهنگی است. او خودش را می شناسد و با خویش شاد است .
او از خودٍ بودنش احساس خوبی دارد.
هر وقت برای غیر ممکن تلاش کنی رنج و بدبختی را دعوت می کنی .
پس هر وقت احساس رنج کردی به یاد بیاور که احتمالا در حال تلاش برای غیر ممکن هستی.
#اشو
#میهمان_جلد_1
@oshoi | 670 |
| 8 | @oshoi مراقبه روزانه (10مهر).mp3 | 782 |
| 9 | هنگامی که رنج ها از حد درمیگذرند، سعادت قریب الوقوع میشود.
بنابراین،
هرگز تلاش نکن از رنجها فرار کنی، رنجها میعادگاه تو با #لطافت هستند.
#اشو
@oshoi | 718 |
| 10 | مراقبه شب
نهم مهرماه
@oshoi | 859 |
| 11 | موسیقی بی کلام
برای بقیه عمرم
The Rest of my life
@oshoi | 844 |
| 12 | به عبارتی بهشت،
پایان راهی است که:
ابتدای آن جهنم است.
برای رسیدن به صبح
و روشنائی سپیده دم،
تحمل شب و تاریکی آن
لازم است.
#اشو
#این_نیز_بگذرد
@oshoi | 779 |
| 13 | صبر به معنای آن است که:
توچیزی نمیخواهی، آرزویی نداری، نمیگویی دیگربس است.
هرچه صبرت ژرفای بیشتری پیداکند،
تو به سرچشمه هایت نزدیکتر شده ای.
سرچشمه ها در مرکز وجود خود تو
هستند.
#اشو
#کتاب_زبان_فرشتگان
@oshoi | 616 |
| 14 | ادامه 👇
کودک میآموزد که نامش “رام” است: این نام برای دیگران است که او را صدا بزنند. او نمیتواند خودش را “رام” بخواند، زیرا این تولید سردرگمی میکند. دیگران او را “رام” صدا میزنند، او باید خودش را چیز دیگری بخواند، وگرنه مشکل ایجاد میشود.
سوامی رام تیرت عادت داشت خودش را “رام” بخواند، با ضمیر سومشخص! این بسیار موجب سردرگمی میشد. او مردی زیبا بود و فقط برای اینکه “من” را استفاده نکند ــ زیرا “من” مشکلات بسیار خلق کرده است! ـــ فقط بعنوان یک حرکت، او خودش را “رام” میخواند. وقتی به آمریکا رفت، ناگهان میگفت، “رام تشنه است!” و مردم نمیفهمیدند! منظورش چیست؟ “رام تشنه است!” آنان به اطراف نگاه میکردند: “این رام کیست؟” و او میگفت، “این رام تشنه است!” ولی این دیگران را سردرگم میکند. بگو، “من تشنه هستم،” و مشکلی نخواهد بود. زیرا وقتی نامی را صدا میزنی، بهنظر میرسد که فرد دیگری تشنه است.
پس نیاز به یک نام است تا دیگران تو را با آن نام بشناسند، و نیاز به یک نماد است که تو بتوانی خودت را با آن صدا بزنی. این یک نیاز جامعه است؛ هیچ ربطی به جهانهستی و واقعیت ندارد.
باید به آن چهار عنصری فکر کنی که بدن از آنها تشکیل شده….
بودا میگوید بدن از آتش، خاک، آب و هوا تشکیل شده است ـــ این چهار چیز وجود دارند و عناصر واقعی هستند و چیز دیگری وجود ندارد
در پشت این چهار عنصر فقط یک فضای خالص در وجود تو قرار دارد. آن فضای خالص چیزی است که تو واقعاً هستی ـــ آن فضای صفر.
بودا مایل نیست تا حتی آن را یک “خود self” بخواند: “خود”، بازهم یک بازتاب دور از نفْس ego است؛ پس آن را “بیخود no-self” یاآناتا Anatta میخواند. آن را آتما Atma نمیخواند، آن را آناتما Anatma میخواند، “ناخود no-self” و حق با اوست، مطلقاً حق با اوست. نباید به آن هیچ نامی داد.
من با آن برخورد داشتهام:
نامی ندارد، شکلی ندارد. مادّهای ندارد و مرکزی ندارد. فقط عظیم است: خالص، خالی و پُر. سرور خالص است ـــ ستچیتآناندا SatChitAnanda. حقیقت است، آگاهی است و سرور است. ولی هیچ احساسی از “خود” در آن نیست. با هیچ چیز محدود نمیشود، مرزی ندارد. فضای خالص است. رسیدن به آن خلوص چیزی است که بودا آن را “نیروانا” میخواند.
واژهی نیروانا Nirvana زیباست. یعنی “فوتکردن به یک شعله”. چراغی وجود دارد: میروی و به آن شعله فوت میکنی. سپس بودا میگوید، “نپرس که آن شعله کجا رفته است؟ حالا آیا کسی میتواند بگوید که اینک آن شعله کجاست؟”
بودا میگوید آن شعله فقط در بینهایت ناپدید شده است. جایی نرفته است، همهجا رفته است. به هیچ آدرس مشخصی نرفته است، جهانی شده است.
خاموشی شعله معنی واژهی نیروانا است
و بودا میگوید وقتی نفْس خودت را فوت کنی، آن شعلهی نفْس را خاموش کنی، فقط فضای خالص باقی میماند. آنگاه تو هیچ فرد خاصی نیستی، همه هستی. آنگاه به کیهان پیوستهای، جهانی شدهای. آنگاه تو این سعادت بیکران، این سرور و این زیبایی هستی.
آنگاه تو “آن” IT هستی.
پایان جلد دوم
#اشو
آموزش فراسو جلد ۲/۴ فصل یازدهم
#برگردان_محسن_خاتمی
@oshoi | 619 |
| 15 | آموزش فراسو جلد دوم، فصل یازدهم
سوتراها
بودا گفت:
به آسمان نگاه کن و به زمین و آنها ناپایدار بودنشان را به تو یادآوری خواهند کرد.
به دنیا نگاه کن و ناپایداریاش را به تو یادآور خواهد شد.
ولی وقتی به اشراق معنوی برسی، آنگاه خرد را خواهی یافت.
دانشی که اینگونه کسب شود، بیدرنگ تو را به آن راه رهنمون میگردد.
بودا گفت:
باید به آن چهار عنصری فکر کنی که بدن از آنها تشکیل شده.
هریک نام خودش را دارد و در آنجا چیزی به اسم نفْس وجود ندارد.
چون واقعیتی همچون نفْس وجود ندارد، پس مانند سراب است
تفسیر اشو قسمت سوم
ولی وقتی به اشراق معنوی برسی، آنگاه خرد را خواهی یافت.
خرد فقط توسط تجربهی فردی ممکن هست؛ هرگز از دیگری نمیاید. خرد همیشه مانند بازشدن یک گل اتفاق میافتد… درست مانند همین. وقتی قلب تو باز شود، عطری داری ــ آن عطر همان خرد است
میتوانی یک گل مصنوعی را از بازار بیاوری؛ میتوانی همسایگان را فریب دهی.
گلهای پلاستیکی نیاز به آب ندارند، زنده نیستند. نیاز به خاک ندارند، زنده نیستند. نیاز به کود ندارند؛ بیجان هستند. گلهای واقعی مانند خرد هستند. خرد مانند یک گل واقعی است؛ دانش پلاستیکی است. برای همین ارزان است. دانش بسیار ارزان است، میتوانی با هیچ آن را بهدست آوری، زیرا قرضگرفته شده است.
تجربه یک تغییر اساسی در زندگی است: نمیتوانی همانی باشی که بودی.
اگر بخواهی خردمند باشی باید از دگرگونی گذر کنی، یک میلیون و یک تحول! باید از میان آتش عبور کنی. فقط آنوقت است که هر چیز زشت و بیفایده خواهد سوخت و تو همچون طلای خالص بیرون خواهی آمد.
دانشی که اینگونه کسب شود، بیدرنگ تو را به آن راه رهنمون میگردد.
و فقط خرد راهگشاست. دانشی که از طریق تجربهی فردی کسب شود، از تجربهی اشراق، از ساتوری، از سامادی برخیزد، تو را قادر میسازد تا با آن راه تنظیم شوی.
بودا آن را دامّا Dhamma میخواند، تائو Tao. آنگاه در هماهنگی هستی ـــ آنچه فیثاغورث آن را هارمونیا Harmonia میخواند. آنگاه ناگهان تو وجود ندرای، فقط آن قانون وجود دارد، دامّا وجود دارد، آن راه وجود دارد ــ یا آن را خدا بخوان… خدا وجود دارد. آنگاه تو فقط با آن کُلّ هستی؛ هرکجا برود با آن میروی. آنگاه هیچ هدفی از خودت نداری؛ آنگاه تقدیر آن کُلّ سرنوشت تو است. آنگاه نگرانی وجود ندارد، تنش وجود ندارد. آنگاه فرد بسیار آسوده است.
درواقع، فرد چنان آسوده است که وجود ندارد!
نفْس چیزی نیست جز تنشهای انباشتهشده در طول زندگانیهای بیشمار
وقتی تماماً آسوده باشی و به درون نگاه کنی، کسی وجود ندارد. فقط خلوص است و خالیبودن و گستردگی.
بودا گفت:
باید به آن چهار عنصری فکر کنی که بدن از آنها تشکیل شده.
هریک نام خودش را دارد و در آنجا چیزی به اسم نفْس وجود ندارد.
چون واقعیتی همچون نفْس وجود ندارد، پس مانند سراب است.
بودا میگوید که نفْس فقط یک فکر است:
در واقعیت وجود ندارد. وقتی نوزاد متولد میشود، بدون هیچ “من I” زاده میشود. رفتهرفته آن را میآموزد و رفتهرفته یاد میگیرد که مردم دیگری وجود دارند و او از آنها جداست.
آیا کودکان خردسال را دیدهاید که تازه شروع به حرفزدن میکنند؟ آنان نمیگویند،”من تشنه هستم.” میگویند “بابی تشنه است.” آنان هنوز یک “من” ندارند.
رفتهرفته آن “من” را میآموزند، زیرا “تو” را احساس میکنند. نخست “تو” وارد میشود، سپس “من” میآید، بعنوان واکنشی نسبت به “تو”.
کودکان خردسال شروع میکنند به دانستن اینکه دیگرانی هستند که از بابی جدا هستند و آنها “تو” خوانده میشوند. سپس رفتهرفته “من” را یاد میگیرند.
ولی این فقط یک ضمیر کاربردی است: مفید است، کاملاً مفید است ـــ از آن استفاده کنید. من نمیگویم که از “من” استفاده نکنید، زیرا این تولید مشکل میکند. ولی خوب بدانید که در درون شما “من” وجود ندارد: این تنها یک ابزار در زبانشناسی است برای زندگی در جامعه. درست همانطور که نام یک وسیلهی مفید هست، “من” نیز چنین است.
وقتی نوزاد متولد میشود، نامی ندارد. سپس ما به او نام میدهیم: “رام” یا کریشنا؛ و او یک “رام” میشود. بعدها اگر به نام “رام” اهانت کنی، او شروع به جنگیدن میکند!
و او بدون نام به این دنیا آمده بود! و او نامی ندارد، این فقط یک برچسب است ـــ مفید است و مورد نیاز ـــ ولی هیچ چیز واقعی در خودش ندارد. به “رام” میتوان هر نام دیگر داد: می توان او را کریشنا یا محمد یا منصور یا هر نام دیگری داد. هر اسمی کافی است زیرا او بینام است.
برای همین است که وقتی شما را به سانیاس مشرف میکنم، نامهایتان را تغییر میدهم ـــ فقط برای اینکه احساسی به شما بدهم که نام میتواند عوض شود، نام به شما تعلق ندارد، میتوان به آسانی آن را عوض کرد. نام در دنیا یک کاربرد دارد ولی هیچ واقعیتی ندارد.
ادامه 👇
@oshoi | 642 |
| 16 | @oshoi مراقبه روزانه (9مهر).mp3 | 768 |
| 17 | بودا می گوید: " باشد که اندیشه ی انسان او را یک بودا سازد، یا این که جانورش سازد. آدمیِ گمراه از خطاکاری ، دیو می شود و انسان در پرتو معرفت ، بودا می شود. پس ، اندیشه ی خود را مشاهده کنید. اگر کردار نیک باشد، ثمره ی نیک به بار می آورد و اگر بد باشد نتایج بد به دنبال دارد. نه آتش نه باد ، نه تولد نه مرگ اعمال ما را محو نخواهند کرد. "
مردی از بودا پرسید: چرا من اینقدر فقیر هستم؟بودا گفت: چون یاد نگرفته ای بخشش کنی.مرد: من چیزی ندارم که ببخشم.بودا: چرا، تو خيلى چيزها براى بخشيدن دارى!-یک صورت که می توانی لبخند بر آن داشته باشی.-یک دهان که می توانی از دیگران تمجید کنی.-یک قلب که می توانی به روی دیگران بگشایی.هیچ یک از ما فقیر نیستيم؛ فقر واقعی، فقر روحی و شخصیتی ست .
#اشو
@oshoi | 870 |
| 18 | اگر یک نفر مطلبی به قصد #آزار یا #توهین به شما گفت به جای پیمودن مسیر ناآگاهانه ی واکنش منفی و انجام اقدامات خالی از وقار مثل حمله و دفاع و پس کشیدن، تنها بگذارید سخنان آن شخص از میان شما عبور کند.
مانند آن کسی که وجود ندارد تا آسیب ببیند این #بخشایش است و به این ترتیب شما آسیب ناپذیر میشوید.
اگر بخواهید میتوانید به آن فرد بگویید که رفتارش درست نیست اما این سخن، از آشفتگی درون شما برنمی خیزد شما آن اقیانوسی هستید که در عمق آرام است.
وقتی که میرنجید با خود میگویید که من هیچ نقطه ی مشترکی با این فرد ندارم اما به ورای شکل ظاهر بروید. به این بیندیشید که سالهای بعد هر دوی شما به جسدهای پوسیده تبدیل میشوید سپس به توده ای خاک و پس از آن به هیچ.... این درک تامل برانگیز انسان را #فروتن میکند و بخشایش را آسان.
#اﺷﻮ
@oshoi | 771 |
| 19 | مراقبه شب
هشتم مهرماه
@oshoi | 924 |
| 20 | موسیقی بی کلام
دژاوو
@oshoi | 916 |
