es
Feedback
مدیریت رفتار سازمانی

مدیریت رفتار سازمانی

Ir al canal en Telegram

⭕مرجع تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی ⁦♨️⁩صفحه اینستاگرام: http://www.instagram.com/organizationalbehavior_/ 💢برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۳۵۵۰۸۱۶۰۴ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود 👈ارتباط با ادمین: @obhrm

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram مدیریت رفتار سازمانی

El canal مدیریت رفتار سازمانی (@organizationalbehavior) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 31 714 suscriptores, ocupando la posición 1 883 en la categoría Negocios y el puesto 10 710 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 31 714 suscriptores.

Según los últimos datos del 11 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -37, y en las últimas 24 horas de 6, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 5.56%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 2.61% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 762 visualizaciones. En el primer día suele acumular 829 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 6.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como مدیر, فرد, منبع, وقت, دیگری.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
⭕مرجع تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی ⁦♨️⁩صفحه اینستاگرام: http://www.instagram.com/organizationalbehavior_/ 💢برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۳۵۵۰۸۱۶۰۴ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود 👈ارتباط با ادمین: @...

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 12 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Negocios.

31 714
Suscriptores
+624 horas
-117 días
-3730 días
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+18
en 17 canales
junio '26
+60
en 18 canales
Get PRO
mayo '26
+16
en 15 canales
Get PRO
abril '26
+22
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+4
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+39
en 19 canales
Get PRO
enero '26
+16
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+87
en 21 canales
Get PRO
noviembre '25
+77
en 23 canales
Get PRO
octubre '25
+151
en 22 canales
Get PRO
septiembre '25
+40
en 20 canales
Get PRO
agosto '25
+30
en 19 canales
Get PRO
julio '25
+85
en 21 canales
Get PRO
junio '25
+85
en 18 canales
Get PRO
mayo '25
+135
en 38 canales
Get PRO
abril '25
+100
en 21 canales
Get PRO
marzo '25
+75
en 33 canales
Get PRO
febrero '25
+53
en 20 canales
Get PRO
enero '25
+134
en 33 canales
Get PRO
diciembre '24
+105
en 33 canales
Get PRO
noviembre '24
+188
en 31 canales
Get PRO
octubre '24
+242
en 31 canales
Get PRO
septiembre '24
+103
en 33 canales
Get PRO
agosto '24
+113
en 34 canales
Get PRO
julio '24
+210
en 34 canales
Get PRO
junio '24
+81
en 20 canales
Get PRO
mayo '24
+297
en 17 canales
Get PRO
abril '24
+384
en 24 canales
Get PRO
marzo '24
+280
en 30 canales
Get PRO
febrero '24
+287
en 31 canales
Get PRO
enero '24
+359
en 33 canales
Get PRO
diciembre '23
+421
en 97 canales
Get PRO
noviembre '23
+400
en 92 canales
Get PRO
octubre '23
+323
en 89 canales
Get PRO
septiembre '23
+378
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+360
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+321
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+417
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+403
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+554
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+483
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+359
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+579
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+633
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+438
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+249
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+227
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+281
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+306
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+231
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+282
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+293
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+365
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+418
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+292
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+223
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+235
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+191
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+116
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+108
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+163
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+114
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+134
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+156
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+154
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+123
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+130
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+35 870
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
12 julio+2
11 julio+6
10 julio0
09 julio+3
08 julio+3
07 julio+3
06 julio0
05 julio0
04 julio0
03 julio0
02 julio0
01 julio+1
Publicaciones del Canal
💢مکان کنترل؛ درونی یا بیرونی! 🔴دو کارمند را تصور کنید که هر دو در ارزیابی عملکرد سالانه، امتیاز مطلوبی نگرفته‌اند. نفر اول می‌گوید: «مدیر با من مشکل دارد، سیستم عادلانه نیست و هیچ تلاشی نتیجه نمی‌دهد.» نفر دوم، با وجود پذیرش کاستی‌های سازمان، از خود می‌پرسد: «من چه مهارتی را باید تقویت کنم تا در ارزیابی بعدی بهتر ظاهر شوم؟» این تفاوت، فقط اختلاف در نوع نگاه نیست؛ بلکه بازتاب مفهومی است که روان‌شناس آمریکایی جولیان راتر (Julian Rotter) آن را «مکان کنترل» (Locus of Control) نامید. 🟢راتر در دهه ۱۹۶۰ نشان داد که انسان‌ها از نظر منشأ کنترل رویدادهای زندگی، گرایش‌های متفاوتی دارند. افرادی که مکان کنترل درونی دارند، معتقدند موفقیت‌ها و شکست‌هایشان تا حد زیادی نتیجه انتخاب‌ها، تلاش‌ها و رفتارهای خودشان است. در مقابل، کسانی که مکان کنترل بیرونی دارند، بیشتر شانس، تقدیر، شرایط محیطی یا رفتار دیگران را عامل اصلی نتایج می‌دانند. 🔵البته هیچ انسانی کاملاً درونی یا کاملاً بیرونی نیست. همه ما روی یک طیف قرار داریم و بسته به شرایط، ممکن است هر دو نوع نگرش را تجربه کنیم. اما گرایش غالب ما، تأثیر قابل‌توجهی بر کیفیت تصمیم‌گیری، انگیزه، تاب‌آوری و حتی رضایت از زندگی دارد. 🟤پژوهش‌های متعدد نشان داده‌اند افرادی که مکان کنترل درونی قوی‌تری دارند، معمولاً مسئولیت‌پذیرترند، برای خود هدف تعیین می‌کنند، در برابر شکست زود تسلیم نمی‌شوند و بیشتر به دنبال یادگیری و اصلاح رفتار هستند. آنها شکست را نه یک بن‌بست، بلکه بازخوردی برای بهتر شدن می‌بینند. در مقابل، غلبه مکان کنترل بیرونی می‌تواند به احساس درماندگی، کاهش انگیزه و انتظار منفعلانه برای تغییر شرایط منجر شود. 🟠در مدیریت نیز این تفاوت به‌خوبی دیده می‌شود. مدیری که همه مشکلات را به اقتصاد، قوانین، کمبود بودجه یا کارکنان نسبت می‌دهد، معمولاً فرصت اندکی برای تغییر ایجاد می‌کند. اما مدیری که می‌پرسد «در محدوده اختیارات من انجام چه اقداماتی ممکن است؟» حتی در شرایط دشوار نیز راه‌هایی برای پیشرفت پیدا می‌کند. 🟡با این‌حال، مکان کنترل درونی به معنای نادیده گرفتن واقعیت‌های بیرونی نیست. رکود اقتصادی، تغییرات فناوری، بحران‌های اجتماعی یا تصمیم‌های کلان، واقعیت‌هایی هستند که بر عملکرد افراد و سازمان‌ها اثر می‌گذارند. تفاوت در این است که افراد دارای مکان کنترل درونی، پس از پذیرش این واقعیت‌ها، تمرکز خود را بر بخش قابل‌کنترل ماجرا قرار می‌دهند. 🟣برای کارکنان، این نگرش پیام روشنی دارد. اگر به جای گلایه دائمی از مدیر، حقوق، قوانین یا همکاران، بخشی از انرژی خود را صرف یادگیری یک مهارت جدید، بهبود ارتباطات، افزایش کیفیت کار یا مدیریت زمان کنند، احتمال پیشرفت شغلی آنها به‌مراتب بیشتر خواهد بود. شاید همه عوامل در اختیار ما نباشد، اما تقریباً همیشه می‌توانیم کیفیت عملکرد خود را ارتقا دهیم. ⚫برای مدیران نیز مکان کنترل درونی یک مزیت راهبردی است. رهبرانی که مسئولیت نتایج را می‌پذیرند، فرهنگ یادگیری و پاسخگویی را در سازمان تقویت می‌کنند. در مقابل، اگر مدیر دائماً دیگران را مقصر بداند، این فرهنگ به‌تدریج در سراسر سازمان گسترش می‌یابد و کارکنان نیز به جای حل مسئله، به دنبال یافتن مقصر خواهند بود. ⚪این مفهوم برای شهروندان نیز کاربرد فراوانی دارد. بسیاری از مسائل اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی ممکن است خارج از اختیار ما باشند، اما شیوه رانندگی، رعایت قانون، احترام به حقوق دیگران، صرفه‌جویی در منابع، مطالعه، ارتقای مهارت‌های فردی، مشارکت در فعالیت‌های داوطلبانه و تربیت صحیح فرزندان، همگی در حوزه انتخاب‌های ما قرار دارند. جامعه زمانی پیشرفت می‌کند که افراد، سهم خود را در بهبود شرایط جدی بگیرند. 🔴اگر می‌خواهید گرایش خود را بسنجید، هر زمان که با مشکلی روبه‌رو شدید، از خود سه پرسش بپرسید: - چه بخشی از این وضعیت خارج از کنترل من است؟ - چه بخشی در اختیار من قرار دارد؟ - اولین اقدام کوچکی که همین امروز می‌توانم انجام دهم چیست؟ همین سه پرسش، ذهن را از گلایه به اقدام منتقل می‌کند. 🟢تفاوت افراد موفق با دیگران همیشه در استعداد، سرمایه یا شانس نیست. بسیاری از آنها فقط یک عادت ذهنی متفاوت دارند: به جای تمرکز بر آنچه نمی‌توانند تغییر دهند، بر آنچه در اختیارشان است تمرکز می‌کنند. این تغییر ساده، تصمیم‌های بهتر، انگیزه بیشتر و احساس اثربخشی بالاتری ایجاد می‌کند. شاید نتوانیم همه اتفاقات زندگی را انتخاب کنیم، اما تقریباً همیشه می‌توانیم نگرش و واکنش خود را انتخاب کنیم. و گاهی همین انتخاب، آغاز بزرگ‌ترین تغییرات فردی، سازمانی و اجتماعی است. @management_simple

2
‌📣 ۷۵٪ تخفیف برای دسترسی رایگان به تمام آموزش‌های فرادرس 💯 از دروس دانشگاه و کنکور تا برنامه‌نویسی، هوش مصنوعی، نرم‌افزار،
‌📣 ۷۵٪ تخفیف برای دسترسی رایگان به تمام آموزش‌های فرادرس   💯 از دروس دانشگاه و کنکور تا برنامه‌نویسی، هوش مصنوعی، نرم‌افزار، مهارت‌های شغلی، هنر و هزاران موضوع دیگر؛ همه با یک اشتراک در دسترس شماست!!   🔻 مزایای اشتراک فرادرس:   ✅ دسترسی نامحدود به ۱۸,۰۰۰+ آموزش تخصصی ✅ ۲۰۰,۰۰۰+ تمرین و سؤال برای یادگیری عمیق و کاربردی ✅ دریافت گواهینامه در بیش از ۴,۰۰۰ آموزش   🔥 امکان پرداخت در ۴ قسط   🔗 فعالسازی اشتراک فرادرس – کلیک کنید 🔄 FaraDars - فرادرس
162
3
💢آدم‌های قابل اعتماد چه شکلی هستن؟ ■ خیلی‌ها فکر می‌کنن اعتماد، چیزی است که با گذشت زمان به‌وجود می‌آید؛ یا شاید هم ویژگی ذاتی بعضی آدم‌هاست. اما آیا اعتماد فقط یک احساس است؟ □ استیون ام. آر. کاوی، سال‌ها رفتار رهبران، مدیران و سازمان‌های موفق را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که اعتماد، یک مهارت قابل ساختن است. او نشان داد هر جا اعتماد بالا باشد، تصمیم‌ها سریع‌تر گرفته می‌شوند، همکاری بیشتر می‌شود و هزینه‌های کنترل، نظارت و بروکراسی کاهش می‌یابد. ● سؤال اصلی این بود: آدم‌های قابل اعتماد چه ویژگی مشترکی دارند؟ ○ نتایج، چند ویژگی کلیدی را آشکار کرد. ▪︎ نخستین ویژگی آن‌ها، هماهنگی میان حرف و عمل است. آدم‌های قابل اعتماد، وعده‌هایی نمی‌دهند که نتوانند انجام دهند. وقتی چیزی می‌گویند، دیگران مطمئن‌اند که برای عملی کردن آن تلاش خواهند کرد. اعتماد، بیش از آنکه با حرف ساخته شود، با تکرار رفتارهای قابل پیش‌بینی شکل می‌گیرد. ▪︎ ویژگی دوم، صداقت است. آن‌ها حقیقت را پنهان نمی‌کنند، واقعیت را تحریف نمی‌کنند و برای رسیدن به هدف، از فریب استفاده نمی‌کنند. صداقت، پایه اعتماد است؛ اما به‌تنهایی کافی نیست. ▪︎ ویژگی سوم، شایستگی است. اگر فردی بسیار صادق باشد اما توان انجام مسئولیت خود را نداشته باشد، اعتماد به‌تدریج از بین می‌رود. آدم‌های قابل اعتماد، علاوه بر درستکاری، مهارت و دانش لازم برای انجام تعهدات خود را نیز دارند. ▪︎ ویژگی چهارم، پذیرفتن مسئولیت اشتباهات است. آن‌ها به جای مقصر دانستن دیگران، سهم خود را می‌پذیرند، عذرخواهی می‌کنند و برای جبران اقدام می‌کنند. یکی از سریع‌ترین راه‌های از بین بردن اعتماد، فرار از مسئولیت است. ▪︎ و شاید مهم‌تر از همه، اعتماد کردن به دیگران است. کاوی معتقد است کسانی که هیچ‌کس را شایسته اعتماد نمی‌دانند، معمولاً خود نیز کمتر مورد اعتماد قرار می‌گیرند. اعتماد، خیابانی دوطرفه است؛ وقتی به دیگران فرصت مسئولیت‌پذیری می‌دهید، احتمال شکل‌گیری اعتماد متقابل بیشتر می‌شود. ■ مخلص کلام اینکه؛ آدم‌های قابل اعتماد، کامل‌ترین یا بی‌اشتباه‌ترین آدم‌های دنیا نیستند. آن‌ها کسانی هستند که رفتارشان قابل پیش‌بینی است، مسئولیت حرف و عمل خود را می‌پذیرند و میان آنچه می‌گویند و آنچه انجام می‌دهند، فاصله زیادی وجود ندارد. □شاید به همین دلیل است که اعتماد، آهسته ساخته می‌شود، اما گاهی با یک رفتار نادرست، در چند لحظه از بین می‌رود. در دنیای مدیریت، سرمایه‌ای ارزشمندتر از اعتماد وجود ندارد؛ زیرا وقتی اعتماد شکل بگیرد، همکاری آسان‌تر، تصمیم‌گیری سریع‌تر و رهبری اثربخش‌تر می‌شود. @organizationalbehavior
290
4
💢آدم‌های قابل اعتماد چه شکلی هستن؟ ■ خیلی‌ها فکر می‌کنن اعتماد، چیزی است که با گذشت زمان به‌وجود می‌آید؛ یا شاید هم ویژگی ذاتی بعضی آدم‌هاست. اما آیا اعتماد فقط یک احساس است؟ □ استیون ام. آر. کاوی، سال‌ها رفتار رهبران، مدیران و سازمان‌های موفق را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که اعتماد، یک مهارت قابل ساختن است. او نشان داد هر جا اعتماد بالا باشد، تصمیم‌ها سریع‌تر گرفته می‌شوند، همکاری بیشتر می‌شود و هزینه‌های کنترل، نظارت و بروکراسی کاهش می‌یابد. ● سؤال اصلی این بود: آدم‌های قابل اعتماد چه ویژگی مشترکی دارند؟ ○ نتایج، چند ویژگی کلیدی را آشکار کرد. ▪︎ نخستین ویژگی آن‌ها، هماهنگی میان حرف و عمل است. آدم‌های قابل اعتماد، وعده‌هایی نمی‌دهند که نتوانند انجام دهند. وقتی چیزی می‌گویند، دیگران مطمئن‌اند که برای عملی کردن آن تلاش خواهند کرد. اعتماد، بیش از آنکه با حرف ساخته شود، با تکرار رفتارهای قابل پیش‌بینی شکل می‌گیرد. ▪︎ ویژگی دوم، صداقت است. آن‌ها حقیقت را پنهان نمی‌کنند، واقعیت را تحریف نمی‌کنند و برای رسیدن به هدف، از فریب استفاده نمی‌کنند. صداقت، پایه اعتماد است؛ اما به‌تنهایی کافی نیست. ▪︎ ویژگی سوم، شایستگی است. اگر فردی بسیار صادق باشد اما توان انجام مسئولیت خود را نداشته باشد، اعتماد به‌تدریج از بین می‌رود. آدم‌های قابل اعتماد، علاوه بر درستکاری، مهارت و دانش لازم برای انجام تعهدات خود را نیز دارند. ▪︎ ویژگی چهارم، پذیرفتن مسئولیت اشتباهات است. آن‌ها به جای مقصر دانستن دیگران، سهم خود را می‌پذیرند، عذرخواهی می‌کنند و برای جبران اقدام می‌کنند. یکی از سریع‌ترین راه‌های از بین بردن اعتماد، فرار از مسئولیت است. ▪︎ و شاید مهم‌تر از همه، اعتماد کردن به دیگران است. کاوی معتقد است کسانی که هیچ‌کس را شایسته اعتماد نمی‌دانند، معمولاً خود نیز کمتر مورد اعتماد قرار می‌گیرند. اعتماد، خیابانی دوطرفه است؛ وقتی به دیگران فرصت مسئولیت‌پذیری می‌دهید، احتمال شکل‌گیری اعتماد متقابل بیشتر می‌شود. ■ مخلص کلام اینکه؛ آدم‌های قابل اعتماد، کامل‌ترین یا بی‌اشتباه‌ترین آدم‌های دنیا نیستند. آن‌ها کسانی هستند که رفتارشان قابل پیش‌بینی است، مسئولیت حرف و عمل خود را می‌پذیرند و میان آنچه می‌گویند و آنچه انجام می‌دهند، فاصله زیادی وجود ندارد. □شاید به همین دلیل است که اعتماد، آهسته ساخته می‌شود، اما گاهی با یک رفتار نادرست، در چند لحظه از بین می‌رود. در دنیای مدیریت، سرمایه‌ای ارزشمندتر از اعتماد وجود ندارد؛ زیرا وقتی اعتماد شکل بگیرد، همکاری آسان‌تر، تصمیم‌گیری سریع‌تر و رهبری اثربخش‌تر می‌شود. @organizationalbehavior
1
5
💢یک سوال که هر مدیرعامل باید از خود بپرسد! شاید مهم ترین پیشنهاد این بحث، ساده ترین آن باشد. آیا حاضرید نسبت حقوق مدیرعامل به پایین ترین سطح حقوق در سازمان خود را با نام و امضای خود برای همه کارکنان توضیح دهید؟ اگر پاسخ منفی است، احتمالا مسئله تنها میزان پرداخت نیست، بلکه مشروعیت و قابلیت دفاع از نظام جبران خدمات است. در دنیای امروز، سرمایه انسانی مهم ترین مزیت رقابتی سازمان ها محسوب می شود. اعتماد کارکنان نیز یکی از مهم ترین دارایی های نامشهود هر شرکت است. هر تصمیمی که این اعتماد را تضعیف کند، در بلندمدت می تواند هزینه ای بسیار بیشتر از صرفه جویی های کوتاه مدت یا حتی جذب مدیران گران قیمت ایجاد کند. شکاف میان حقوق مدیرعامل و کارکنان، صرفا یک عدد در گزارش های مالی نیست، بلکه شاخصی از نحوه طراحی نظام جبران خدمات، فرهنگ سازمانی و فلسفه رهبری شرکت است. تجربه شرکت های آمریکایی نشان می دهد که تکیه صرف بر الگوبرداری از بازار می تواند به افزایش تدریجی این شکاف منجر شود، در حالی که نمونه هایی مانند Mondragon ثابت می کنند گزینه های دیگری نیز وجود دارد. از منظر مدیریت کسب و کار، پرسش اصلی این نیست که مدیرعامل چقدر باید حقوق بگیرد، بلکه این است که آیا سازمان می تواند منطق این فاصله را به شکلی شفاف، منصفانه و قابل دفاع برای کارکنان توضیح دهد یا خیر. سازمان هایی که پاسخ روشنی برای این سوال دارند، نه تنها در جبران خدمات، بلکه در ایجاد اعتماد، تعهد و سرمایه اجتماعی نیز موفق تر خواهند بود. @organizationalbehavior
914
6
اگر هنوز هوش مصنوعی را فقط برای تولید محتوا می‌شناسید، بخش بزرگی از فرصت‌های کسب‌وکارتان را از دست داده‌اید. در این دوره یاد
اگر هنوز هوش مصنوعی را فقط برای تولید محتوا می‌شناسید، بخش بزرگی از فرصت‌های کسب‌وکارتان را از دست داده‌اید. در این دوره یاد می‌گیرید چگونه با هوش مصنوعی: ✨ دستیار اختصاصی کسب‌وکار خودتان را بسازید. 📈 فروش و بازاریابی را هوشمند کنید. 🎯 مشتریان بیشتری جذب کنید. ⚙️ کارهای تکراری را خودکار کنید. 📊 تصمیم‌های مدیریتی را سریع‌تر و دقیق‌تر بگیرید. 🎁 جلسه اول کاملاً رایگان است. 📅 یک‌شنبه ۲۱ تیر 🕖 ساعت ۱۹ تا ۲۱ 🌐 برگزاری: آنلاین 📞 ثبت‌نام: از طریق لینک زیر https://survey.porsline.ir/s/MlLOfsd1 ظرفیت دوره محدود است. اگر می‌خواهید هوش مصنوعی را به یک کارمند هوشمند ۲۴ ساعته برای کسب‌وکارتان تبدیل کنید، همین امروز ثبت‌نام کنید. 🆔 https://t.me/Aifonon
837
7
💢خلاصه کتاب «پادشکنندگی» 🔴نسیم نیکلاس طالب در کتاب «پادشکنندگی» یک ایده بنیادین مطرح می‌کند: بسیاری از سیستم‌های موفق فقط در برابر آشفتگی، فشار و بحران دوام نمی‌آورند، بلکه از آن‌ها سود می‌برند و رشد می‌کنند. او معتقد است جهان ذاتاً غیرقابل پیش‌بینی است و تلاش انسان برای کنترل کامل عدم‌قطعیت، خود می‌تواند عامل آسیب‌پذیری باشد. 🟢طالب سه نوع سیستم را معرفی می‌کند. سیستم‌های «شکننده» (Fragile) در اثر ضربه و تغییر تخریب می‌شوند؛ مانند سازمانی که با یک بحران کوچک فرو می‌پاشد. سیستم‌های «مقاوم» (Robust) در برابر شوک‌ها دوام می‌آورند اما پیشرفت نمی‌کنند؛ مانند ساختمانی که فقط زلزله را تحمل می‌کند. اما سیستم‌های «پادشکننده» (Antifragile) از فشار و بی‌نظمی انرژی می‌گیرند و پس از بحران بهتر از قبل عمل می‌کنند؛ مانند بدن انسان که با تمرین و فشار مناسب قوی‌تر می‌شود. 🔵یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب برای مدیران این است که سازمان‌ها نباید به دنبال حذف کامل خطا و بحران باشند؛ زیرا خطاهای کوچک و کنترل‌شده، مانند واکسن، سازمان را در برابر مشکلات بزرگ آماده می‌کنند. شرکت‌هایی که امکان آزمایش، نوآوری، شکست محدود و یادگیری سریع را فراهم می‌کنند، پادشکننده‌تر هستند. 🟢طالب مفهوم «پوست در بازی» (Skin in the Game) را نیز مطرح می‌کند؛ یعنی تصمیم‌گیرندگان باید پیامدهای واقعی تصمیم‌های خود را تجربه کنند. مدیرانی که بدون تحمل هزینه اشتباهات خود تصمیم می‌گیرند، معمولاً سیستم‌های شکننده ایجاد می‌کنند. 🟡او همچنین بر اهمیت «اختیار» تأکید دارد. افراد و سازمان‌هایی که گزینه‌های بیشتری دارند، در شرایط نامطمئن قدرت مانور بالاتری خواهند داشت. تنوع محصولات، منابع درآمد، مهارت‌ها و مسیرهای تصمیم‌گیری، سازمان را انعطاف‌پذیرتر می‌کند. 🟫پیام کتاب این است که در دنیای پیچیده امروز، مزیت رقابتی متعلق به کسانی نیست که فقط بهتر برنامه‌ریزی می‌کنند، بلکه متعلق به کسانی است که می‌توانند از تغییر، عدم‌قطعیت و حتی شکست‌ها برای قوی‌تر شدن استفاده کنند. مدیر پادشکننده به جای جنگیدن با آشوب، آن را به منبع یادگیری و رشد تبدیل می‌کند. ✍گاهنامه مدیر @organizationalbehavior
1 336
8
💢خلاصه کتاب «پادشکنندگی» 🔴نسیم نیکلاس طالب در کتاب «پادشکنندگی» یک ایده بنیادین مطرح می‌کند: بسیاری از سیستم‌های موفق فقط در برابر آشفتگی، فشار و بحران دوام نمی‌آورند، بلکه از آن‌ها سود می‌برند و رشد می‌کنند. او معتقد است جهان ذاتاً غیرقابل پیش‌بینی است و تلاش انسان برای کنترل کامل عدم‌قطعیت، خود می‌تواند عامل آسیب‌پذیری باشد. 🟢طالب سه نوع سیستم را معرفی می‌کند. سیستم‌های «شکننده» (Fragile) در اثر ضربه و تغییر تخریب می‌شوند؛ مانند سازمانی که با یک بحران کوچک فرو می‌پاشد. سیستم‌های «مقاوم» (Robust) در برابر شوک‌ها دوام می‌آورند اما پیشرفت نمی‌کنند؛ مانند ساختمانی که فقط زلزله را تحمل می‌کند. اما سیستم‌های «پادشکننده» (Antifragile) از فشار و بی‌نظمی انرژی می‌گیرند و پس از بحران بهتر از قبل عمل می‌کنند؛ مانند بدن انسان که با تمرین و فشار مناسب قوی‌تر می‌شود. 🔵یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب برای مدیران این است که سازمان‌ها نباید به دنبال حذف کامل خطا و بحران باشند؛ زیرا خطاهای کوچک و کنترل‌شده، مانند واکسن، سازمان را در برابر مشکلات بزرگ آماده می‌کنند. شرکت‌هایی که امکان آزمایش، نوآوری، شکست محدود و یادگیری سریع را فراهم می‌کنند، پادشکننده‌تر هستند. 🟢طالب مفهوم «پوست در بازی» (Skin in the Game) را نیز مطرح می‌کند؛ یعنی تصمیم‌گیرندگان باید پیامدهای واقعی تصمیم‌های خود را تجربه کنند. مدیرانی که بدون تحمل هزینه اشتباهات خود تصمیم می‌گیرند، معمولاً سیستم‌های شکننده ایجاد می‌کنند. 🟡او همچنین بر اهمیت «اختیار» تأکید دارد. افراد و سازمان‌هایی که گزینه‌های بیشتری دارند، در شرایط نامطمئن قدرت مانور بالاتری خواهند داشت. تنوع محصولات، منابع درآمد، مهارت‌ها و مسیرهای تصمیم‌گیری، سازمان را انعطاف‌پذیرتر می‌کند. 🟫پیام کتاب این است که در دنیای پیچیده امروز، مزیت رقابتی متعلق به کسانی نیست که فقط بهتر برنامه‌ریزی می‌کنند، بلکه متعلق به کسانی است که می‌توانند از تغییر، عدم‌قطعیت و حتی شکست‌ها برای قوی‌تر شدن استفاده کنند. مدیر پادشکننده به جای جنگیدن با آشوب، آن را به منبع یادگیری و رشد تبدیل می‌کند. ✍گاهنامه مدیر @organizationalbehavior
1
9
اشتباه، اجتناب‌ناپذیر است؛ اما واکنش مدیر به اشتباه، فرهنگ یک سازمان را می‌سازد. مدیران ضعیف، انرژی خود را صرف پیدا کردن مقصر
اشتباه، اجتناب‌ناپذیر است؛ اما واکنش مدیر به اشتباه، فرهنگ یک سازمان را می‌سازد. مدیران ضعیف، انرژی خود را صرف پیدا کردن مقصر می‌کنند. نتیجه این رویکرد، تیمی است که از اشتباه کردن می‌ترسد، خطاهایش را پنهان می‌کند و به‌تدریج انگیزه، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری را از دست می‌دهد. . مجله مشاور مدیریت @sadeghfar_ir www.sadeghfar.ir
1 496
10
💢هر سیستم دقیقاً همان چیزی را تولید می‌کند که برای آن طراحی شده است گاهی مدیران از نتایج سازمان خود ناراضی هستند: 🔸بهره‌وری پایین است. 🔸همکاری ضعیف است. 🔸نوآوری کم است. اما تفکر سیستمی یک نگاه متفاوت ارائه می‌دهد: اگر این نتایج به‌طور مداوم تکرار می‌شوند، احتمالاً سیستم فعلی دقیقاً برای تولید همین نتایج طراحی شده است. یعنی: 🔸نظام پاداش، 🔸ساختار تصمیم‌گیری، 🔸فرآیندها، 🔸و فرهنگ سازمانی همگی در حال تقویت همین خروجی‌ها هستند. 📌 برای تغییر نتایج، ابتدا باید سیستم تولیدکننده آن نتایج را تغییر داد. ✍آکادمی مدیریت استراتژیک @organizationalbehavior
1 383
11
💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید: ۱. تعریف هوش مالی چیست؟ ۲. سواد اقتصادی یا شم
💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید: ۱. تعریف هوش مالی چیست؟ ۲. سواد اقتصادی یا شم اقتصادی چیست؟ ۳. چگونه درآمد خود را افزایش دهیم و درآمد غیرفعال و دلاری ایجاد کنیم؟ ۴. چگونه در شرایط سخت اقتصادی ایران، هزینه های خود را کنترل و مدیریت کنیم؟ ۵. آیا پس انداز کردن در شرایط اقتصادی کنونی امکان پذیر است؟ ۶. ایجاد پورتفو سرمایه گذاری چگونه است؟ ۵. قیمت طلای تا انتهای سال چقدر می شود؟ ۷. آیا مسکن در ایران از شرایط رکوردی خارج می شود؟ ۸. آیا رشد قیمت دلار در ایران ادامه خواهد داشت؟ ۹. برای خرید خودرو ایرانی یا خارجی کی اقدام کنیم؟ ۱۰. آیا بازار بورس برای سرمایه گذاری مناسب است؟ 👈👈👈 جهت عضویت در گروه با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm
1 485
12
💢آلفرد آدلر، پزشک، نویسنده، روان‌درمانگر و از روان‌شناسان برجسته اتریشی، بنیان‌گذار مکتب «روان‌شناسی فردی»، درباره شجاعت‌ ره
💢آلفرد آدلر، پزشک، نویسنده، روان‌درمانگر و از روان‌شناسان برجسته اتریشی، بنیان‌گذار مکتب «روان‌شناسی فردی»، درباره شجاعت‌ رها شدن از ترسِ قضاوت دیگران و آزادی در داشتن دیدگاه‌های شخصی سخن می‌گوید. (صدای واقعی آلفرد آدلر؛ تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی) @management_ai
1 403
13
🔴 آخرین فرصت — ۸۰ درصد تخفیف فرادرس برای تمامی آموزش‌ها ✅ پرطرفدارترین آموزش‌های منتشر شده 👇 ▪️ اصول و مبانی سازمان و مدیری
🔴 آخرین فرصت — ۸۰ درصد تخفیف فرادرس برای تمامی آموزش‌ها   ✅ پرطرفدارترین آموزش‌های منتشر شده 👇   ▪️ اصول و مبانی سازمان و مدیریت   ▪️ آموزش فن بیان و اصول سخنوری و سخنرانی   ▪️ حسابداری حقوق و مدیریت منابع انسانی شرکت   ▪️ آموزش مقدماتی اقتصاد کلان   ▪️ آمار و کاربرد آن در مدیریت   🔗 مشاهده سایر آموزش‌ها [+]   ➕ دسترسی رایگان به تمامی آموزش‌ها با دریافت اشتراک فرادرس (۷۵ درصد تخفیف) 👇   🔗 فعال‌سازی اشتراک — [کلیک کنید] 🔄 FaraDars - فرادرس
1 347
14
💢 اهمیت اول صبح در مدیریت زمان @planing_tm
💢 اهمیت اول صبح در مدیریت زمان @planing_tm
1 259
15
💢وابسته کارکنانمان میشویم یا گروگان ضعف خودمان؟! ✍️ دکتر فاطمه قیطرانی از پرتکرارترین و دردناکترین تجربیات من، وابستگی شدید مدیران عامل یا ارشد به کارکنانشان به لحاظ "ابزاری (غیر عاطفی)" است که اتفاقا در اکثر مواقع به اشتباه به "وابستگی عاطفی" تعبیر می شود. نتایج این وابستگی، قدرت و اتوریته بالای این کارکنان است که کسی را یارای مقابله نیست، چرا که همه سازمان از وابستگی و حرف شنوی مدیر عامل از او اطلاع دارند. در اخر هم قطع رابطه کاری با ایشان، هزینه بر، همراه با مشکلات ارتباطی و اخلاقی و خروج دانش و اطلاعات است. ریشه های این امر، متاسفانه تماما برمیگردد به ضعف علمی و مهارتهای مدیریتی و رهبری مدیران عامل که تجربه بنده ضعفهای زیر را میبیند: 📌 وابستگی دانشی که مهم‌ترین و رایج‌ترین دلیل میدانم. کارمند به مرور زمان صاحب دانش ضمنی مبتنی بر تجربه منطبق با ساختار و فرهنگ و بازار سازمان شده که در هیچ پایگاه دانشی مستند نمی شود و او مالک تام آن دانش است و لذا قدرت دارد. مدیر می‌داند که اگر این کارمند نباشد، نقشه راه گم می‌شود، انتقال دانش هم با او سخت و نشدنیست چون دانش، قدرتش است. این نوع مدیر "گروگان دانش و اطلاعات" است. 📌 وابستگی شناختی و ضعف مهارت حل مساله و تصمیم گیری: اغلب مدیرانی که در این دسته دیدم، مهارت تشخیص مسائل واقعی سازمانشان را نداشتند و راستش اصلا نمیدانستند در سازمانشان چه میگذرد، لذا به کارکنانی وابسته میشدند که درست تشخیص می دادند، و به جای آنها تصمیم میگرفتند، اینان هم فقط راه حل نهایی را به مدیر می دادند تا قدرتشان کم نشود. این نوع مدیر "گروکان راه حل مسائلش" بود. 📌وابستگی شبکه‌ای و سیاسی: مدیر وابسته کارمند یا مدیر میانی بود که شاهرگ حیاتی ارتباط با مشتری اصلی، تامین کننده اصلی، فرمول محصول اصلی و ... بود و ضعف مهارت خودش در شبکه سازی و شناخت و تحلیل درست بازار- محصولش را پوشش می داد. این نوع مدیر "گروگان نقطه اتصال ارتباطش با ذینفعانش" بود. 📌 وابستگی عملیاتی و فقدان جانشین: در 90 درصد مواقع در سازمانها و کسب و کارها شاهدم که جانشین پروری انجام نشده، و در بیش از 50 درصد مواقع، جایگزین معمولی هم وجود ندارد. عملاً هر کارمند کلیدی به یک "تک نقطه شکست" (Single Point of Failure) تبدیل شده. این شرکتها پر است از فرماندهان بدون لشگر با خیال راحت. مدیر چاره‌ای جز چسبیدن به آنان ندارد، چون جایگزینی برایشان ندارد. اینجا مدیر گروگان ضعف ساختار سازمانی و برنامه ریزی منابع انسانیش بود. 📌وابستگی به جایگاه قدرت: این که دیگر مشخص است، مدیر وابسته کارمندانیست که برایش کف می زنند و مجیزش را میگویند و ضعفهایش را با تخصص یا تصمیماتشان زیر سوال نمی برند و بساکتند و بله قربان‌گو. اینجا دیگر مدیر گروگان منیت و ایگوی بزرگ خودش است که وابسته کارمندش می شود. ✴️شاید دلایل دیگری هم باشد، ولی این وابستگی ها آتش به جان سازمان می اندازد. سو تعبیرها از خواهش مدیر عامل برای حضور چنین افرادی در سیستمش به دلایل بالا، که سوئ تعبیرهای اخلاقی و شایعات سازمانی را دامن می زند، گاها میتواند به از بین رفتن آبرو و کرامت انسانها، بهره وری کارکنان، هزینه های غیر عملیاتی بالا و در نهایت از بین رفتن کل موجودیت سیستم بینجامد. مدیریت کردن علم و هنر اجرا را با هم میخواهد. مدیران عامل و ارشد ما باید این موارد را بیشتر بیاموزند و شیفته تخصص فنی خود و حتی شیفته تخصص فنی قدیمی خود نباشند. ✍راهیرا؛ سازمان معناگرا @organizationalbehavior
1 598
16
💢وابسته کارکنانمان میشویم یا گروگان ضعف خودمان؟! ✍️ دکتر فاطمه قیطرانی از پرتکرارترین و دردناکترین تجربیات من، وابستگی شدید مدیران عامل یا ارشد به کارکنانشان به لحاظ "ابزاری (غیر عاطفی)" است که اتفاقا در اکثر مواقع به اشتباه به "وابستگی عاطفی" تعبیر می شود. نتایج این وابستگی، قدرت و اتوریته بالای این کارکنان است که کسی را یارای مقابله نیست، چرا که همه سازمان از وابستگی و حرف شنوی مدیر عامل از او اطلاع دارند. در اخر هم قطع رابطه کاری با ایشان، هزینه بر، همراه با مشکلات ارتباطی و اخلاقی و خروج دانش و اطلاعات است. ریشه های این امر، متاسفانه تماما برمیگردد به ضعف علمی و مهارتهای مدیریتی و رهبری مدیران عامل که تجربه بنده ضعفهای زیر را میبیند: 📌 وابستگی دانشی که مهم‌ترین و رایج‌ترین دلیل میدانم. کارمند به مرور زمان صاحب دانش ضمنی مبتنی بر تجربه منطبق با ساختار و فرهنگ و بازار سازمان شده که در هیچ پایگاه دانشی مستند نمی شود و او مالک تام آن دانش است و لذا قدرت دارد. مدیر می‌داند که اگر این کارمند نباشد، نقشه راه گم می‌شود، انتقال دانش هم با او سخت و نشدنیست چون دانش، قدرتش است. این نوع مدیر "گروگان دانش و اطلاعات" است. 📌 وابستگی شناختی و ضعف مهارت حل مساله و تصمیم گیری: اغلب مدیرانی که در این دسته دیدم، مهارت تشخیص مسائل واقعی سازمانشان را نداشتند و راستش اصلا نمیدانستند در سازمانشان چه میگذرد، لذا به کارکنانی وابسته میشدند که درست تشخیص می دادند، و به جای آنها تصمیم میگرفتند، اینان هم فقط راه حل نهایی را به مدیر می دادند تا قدرتشان کم نشود. این نوع مدیر "گروکان راه حل مسائلش" بود. 📌وابستگی شبکه‌ای و سیاسی: مدیر وابسته کارمند یا مدیر میانی بود که شاهرگ حیاتی ارتباط با مشتری اصلی، تامین کننده اصلی، فرمول محصول اصلی و ... بود و ضعف مهارت خودش در شبکه سازی و شناخت و تحلیل درست بازار- محصولش را پوشش می داد. این نوع مدیر "گروگان نقطه اتصال ارتباطش با ذینفعانش" بود. 📌 وابستگی عملیاتی و فقدان جانشین: در 90 درصد مواقع در سازمانها و کسب و کارها شاهدم که جانشین پروری انجام نشده، و در بیش از 50 درصد مواقع، جایگزین معمولی هم وجود ندارد. عملاً هر کارمند کلیدی به یک "تک نقطه شکست" (Single Point of Failure) تبدیل شده. این شرکتها پر است از فرماندهان بدون لشگر با خیال راحت. مدیر چاره‌ای جز چسبیدن به آنان ندارد، چون جایگزینی برایشان ندارد. اینجا مدیر گروگان ضعف ساختار سازمانی و برنامه ریزی منابع انسانیش بود. 📌وابستگی به جایگاه قدرت: این که دیگر مشخص است، مدیر وابسته کارمندانیست که برایش کف می زنند و مجیزش را میگویند و ضعفهایش را با تخصص یا تصمیماتشان زیر سوال نمی برند و بساکتند و بله قربان‌گو. اینجا دیگر مدیر گروگان منیت و ایگوی بزرگ خودش است که وابسته کارمندش می شود. ✴️شاید دلایل دیگری هم باشد، ولی این وابستگی ها آتش به جان سازمان می اندازد. سو تعبیرها از خواهش مدیر عامل برای حضور چنین افرادی در سیستمش به دلایل بالا، که سوئ تعبیرهای اخلاقی و شایعات سازمانی را دامن می زند، گاها میتواند به از بین رفتن آبرو و کرامت انسانها، بهره وری کارکنان، هزینه های غیر عملیاتی بالا و در نهایت از بین رفتن کل موجودیت سیستم بینجامد. مدیریت کردن علم و هنر اجرا را با هم میخواهد. مدیران عامل و ارشد ما باید این موارد را بیشتر بیاموزند و شیفته تخصص فنی خود و حتی شیفته تخصص فنی قدیمی خود نباشند. ✍راهیرا؛ سازمان معناگرا @organizationalbehavior
1
17
💢همراهان گرامی 🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود. 🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما  در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است. 👇👇👇👇👇👇👇👇 📲 هوش مصنوعی در کسب وکار @management_ai 💸 آکادمی اقتصاد ایران @monetary_academy 💢مدیریت رفتار سازمانی @organizationalbehavior ✅مهارت های مدیریت @management_skill 🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان @planing_tm ⭕️تکنیک های مدیریت @management_technique ❌مدیریت به زبان ساده @management_simple 🈷 مهارت های زندگی @life_skills2022 🆗 موفقیت و توسعه فردی @success_pd 💲 هوش مالی @fqskill ✝ تفکر استراتژیک @strategym_academy 🉑 تعالی منابع انسانی @hrm_academy 📠 مدرسه کسب وکار @business_school2022 💄ترفند بازاریابی @tarfandbazaryabi 🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی @startups_academy 🎯 تغییر و تحول سازمانی @transformation_m 🆗  مدیریت کسب وکار MBA &DBA @mba_event
1 451
18
💢از چیزهای شکسته چه می‌توانیم بیاموزیم؟ 🔴 زندگی ما با اشیای شکسته پیوند خورده است. دستۀ دری که چندسال است گیر می‌کند و به خودمان می‌گوییم بالاخره یک‌روزی باید درستش کنیم، دوربین عکاسی‌ای که زمین خورده و ترک برداشته، اما هنوز عکس می‌گیرد، یا کیف و کفشی که آسیب دیده، اما هنوز کار می‌کند. ما رابطه‌ای ویژه با این شکسته بسته‌ها پیدا می‌کنیم. انگار فقط خودمان از گذشته‌شان باخبریم و رازشان را می‌دانیم. به همین دلیل جای تعجب ندارد که خیلی از آدم‌ها نمی‌خواهند چیزهای شکسته‌شان را با چیزهای تازه جایگزین کنند. 🔴 حتی گاهی چیزهای شکسته از نسخۀ سالمشان بهترند. چیزهای شکسته ما را به مراقبت، شفقت و گشودگی فرامی‌خوانند. شاید وقت‌هایی که چیزی می‌شکند، تازه می‌شود آن را شناخت و ترمیم کرد. 🔴 فلسفه‌هایی هم هست که برای شکستگی معنا قائل‌اند، ازجمله سنت ژاپنی وابی‌سابی که زیبایی را در ناپایداری، کاستی و فرسودگی می‌بیند و به آن احترام می‌گذارد. به‌جای پاک‌کردن آثار گذر زمان، آن‌ها را می‌پذیرد و حتی گرامی می‌دارد. نمونهٔ بارزش هنر کینتسوگی است: فنجانی که شکسته با لاکی آمیخته به پودر طلا یا فلزات دیگر ترمیم می‌شود، طوری که ترک‌ها نه پنهان، بلکه برجسته و زیبا می‌شوند. این فنجان حالا داستانی از دوام، اصالت، پذیرش و مراقبت را روایت می‌کند. 🔴 از دیدگاه هایدگر، چیزی که از کار افتاده، اغلب بیش از چیز سالم در برابر ما «حاضر» می‌شود. دیگر نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم، به چشم می‌آید، بررسی‌اش می‌کنیم، و می‌کوشیم بفهمیم چطور می‌شود درستش کرد. 🔴 این موضوع نه فقط درمورد اشیا، بلکه دربارهٔ دیگر انسان‌ها، عرف‌های اجتماعی، روابط، نظریه‌های علمی و نهادها هم صدق می‌کند؛ تا وقتی چیزی کار می‌کند در ناآگاهی از آن به سر می‌بریم، اما وقتی می‌شکند ناگهان آگاه می‌شویم، پیگیرش می‌شویم، و تازه شروع می‌کنیم به فهمیدنش. و اگر در مسیر فهمیدن پیش برویم، به درکی تازه از دنیا می‌رسیم. نگاهی که به ما یادآور می‌شود، شاید همۀ ما انسان‌ها نیز به نوعی «اشیایی شکسته» هستیم، یا در مسیر شکستن قرار داریم. احتمالاً به این ترتیب، روادارتر و مقاوم‌تر خواهیم شد. 📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «از چیزهای شکسته چه می‌توانیم بیاموزیم؟این مطلب گزارشی است از «What Can We Learn from Broken Things» که نوشتۀ جاشوا راتمن است و در تاریخ ۶ مۀ ۲۰۲۵ در وب‌سایت نیویورکر منتشر شده است. @organizationalbehavior
1 711
19
🧠 آزمایشگاه فکرپروری❤️ پیوند فلسفه با زیستن، حرفه و ارتباطات؛👌 در آزمایشگاه فکرپروری، تفکر انتقادی نقطهٔ عزیمتِ ما و ذهن‌پر
🧠 آزمایشگاه فکرپروری❤️ پیوند فلسفه با زیستن، حرفه و ارتباطات؛👌 در آزمایشگاه فکرپروری، تفکر انتقادی نقطهٔ عزیمتِ ما و ذهن‌پروری افقِ ماست. 🎯 این فضا برای کسانی طراحی شده است که می‌خواهند از پیش‌فرض‌های شتاب‌زده فراتر بروند و در مواجهه با چالش‌های زندگی شخصی، تصمیمات سازمانی و روابط حرفه‌ای، ذهنی مجهزتر، منعطف‌تر و کارآمدتر داشته باشند. 🔬 قلمرو و تمرکز محتوایی ما: • فکرپروری و تفکرانتقادی • اخلاق کاربردی، مهارتهای نرم، فضایل فکری_ذهنی • مدیریت انگاره‌ها و پالایش داوری‌ها، ریشه‌یابی خطاهای شناختی مؤثر بر قضاوت. • تصمیم‌گیری در شرایط ابهام: مواجههٔ عقلانی و روش‌مند با مسائل پیچیده در سازمان. • گفت‌وگو و مدیریت اختلاف: توسعه مهارت‌های ارتباطی مبتنی بر استدلال و پذیرش دیدگاه‌های مخالف. • حکمت عملی و مشاوره فکری: کاربرد مستقیمِ اصول فکری در مسائل زندگی. اگر به دنبال محتوایی روش‌مند، مستند، علمی، عمیق و کاربردی برای توسعه فکری هستید، با ما همراه شوید: دکتر فرشته ابوالحسنی نیارکی 👼 عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران (دانشیار) گروه تلگرام: @thinking_cultivation_lab کانال بله: https://ble.ir/thinking_lab
1 793
20
💢چرا مدیران موفق کمتر پاسخ می‌دهند و بیشتر سؤال می‌پرسند؟ بیشتر مدیران تصور می‌کنند ارزش آن‌ها به این است که همیشه پاسخ درست را بدانند. به همین دلیل، در جلسات کاری معمولاً اولین کسی هستند که نظر می‌دهد، راه‌حل ارائه می‌کند یا به دیگران می‌گوید چه کاری انجام دهند. اما تحقیقات و تجربه ادگار شاین (Edgar Schein)، یکی از برجسته‌ترین اندیشمندان حوزه فرهنگ سازمانی و رهبری، نشان می‌دهد که این رویکرد همیشه بهترین نتیجه را به همراه ندارد. شاین در کتاب Humble Inquiry مفهومی را معرفی می‌کند که می‌تواند کیفیت ارتباطات سازمانی را متحول کند. او معتقد است هنر واقعی رهبری، در «پرسیدن» است، نه «گفتن». اصطلاح Humble Inquiry به معنای پرسیدن سؤال‌هایی است که واقعاً پاسخ آن‌ها را نمی‌دانیم و با هدف یادگیری، درک بهتر و ایجاد ارتباط مطرح می‌شوند؛ نه سؤال‌هایی که صرفاً برای تأیید نظر خودمان یا به چالش کشیدن دیگران می‌پرسیم. فرض کنید یکی از اعضای تیم با مشکلی نزد شما می‌آید. واکنش معمول بسیاری از مدیران این است که فوراً راه‌حل ارائه دهند: ✅«این کار را انجام بده.» ✅«من اگر جای تو بودم این تصمیم را می‌گرفتم.» اما یک رهبر با رویکرد Humble Inquiry ابتدا سؤال می‌پرسد: ✅«به نظر خودت علت اصلی این مشکل چیست؟» ✅«چه گزینه‌هایی را بررسی کرده‌ای؟» ✅«اگر محدودیتی نداشتی، چه راهکاری انتخاب می‌کردی؟» همین چند سؤال ساده، باعث می‌شود فرد احساس کند نظرش ارزشمند است، بیشتر فکر کند و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد. یکی از مهم‌ترین نکات این رویکرد، پذیرش این واقعیت است که هیچ مدیری همه چیز را نمی‌داند. سازمان‌های امروز بسیار پیچیده‌تر از گذشته هستند و دانش میان افراد مختلف توزیع شده است. گاهی کارشناسان خط مقدم اطلاعاتی دارند که مدیران هرگز به آن دسترسی مستقیم ندارند. اگر مدیر فقط صحبت کند، این اطلاعات ارزشمند هرگز آشکار نخواهد شد. از سوی دیگر، پرسیدن سؤال‌های صادقانه، امنیت روانی را در تیم افزایش می‌دهد. زمانی که کارکنان ببینند مدیر واقعاً علاقه‌مند به شنیدن دیدگاه آن‌هاست و قصد قضاوت یا سرزنش ندارد، راحت‌تر ایده‌ها، نگرانی‌ها و حتی اشتباهات خود را مطرح می‌کنند. بسیاری از شکست‌های بزرگ سازمانی، از حوادث صنعتی گرفته تا خطاهای پزشکی، نتیجه سکوت افرادی بوده است که احساس امنیت برای بیان حقیقت نداشته‌اند. البته Humble Inquiry به معنای ضعف یا نداشتن اقتدار نیست. رهبر همچنان مسئول تصمیم نهایی است، اما قبل از تصمیم‌گیری تلاش می‌کند تصویر کامل‌تری از واقعیت به دست آورد. او می‌داند که کیفیت تصمیم‌ها، به کیفیت سؤال‌هایی بستگی دارد که مطرح می‌شوند. اگر می‌خواهید این رویکرد را در محیط کار تمرین کنید، از همین امروز سه تغییر کوچک ایجاد کنید: 🔸 قبل از ارائه راه‌حل، حداقل دو سؤال بپرسید. 🔸 هنگام شنیدن پاسخ، برای قطع کردن صحبت طرف مقابل عجله نکنید. 🔸 به جای اثبات دانسته‌های خود، سعی کنید چیزی جدید یاد بگیرید. رهبران بزرگ الزاماً کسانی نیستند که بیشترین پاسخ‌ها را دارند؛ بلکه کسانی هستند که بهترین سؤال‌ها را می‌پرسند. گاهی یک سؤال مناسب، ارزشی بسیار بیشتر از ده‌ها توصیه و دستور دارد و می‌تواند اعتماد، یادگیری و همکاری را در یک تیم متحول کند. ✍ منبع: Schein, E. H., & Schein, P. A. (2021). Humble Inquiry: The Gentle Art of Asking Instead of Telling (2nd ed.). @organizationalbehavior
2 027