مدیریت رفتار سازمانی
⭕مرجع تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی ♨️صفحه اینستاگرام: http://www.instagram.com/organizationalbehavior_/ 💢برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۳۵۵۰۸۱۶۰۴ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود 👈ارتباط با ادمین: @obhrm
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام مدیریت رفتار سازمانی
تُعد قناة مدیریت رفتار سازمانی (@organizationalbehavior) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 31 707 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 890 في فئة الأعمال والمرتبة 10 689 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 31 707 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 09 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -45، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 3، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 5.53%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 2.56% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 754 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 811 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 7.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل مدیر, فرد, منبع, وقت, دیگری.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“⭕مرجع تخصصی رفتار سازمانی و مدیریت منابع انسانی
♨️صفحه اینستاگرام:
http://www.instagram.com/organizationalbehavior_/
💢برای دریافت مشاوره کسب وکار به شماره ۰۹۳۵۵۰۸۱۶۰۴ پیامک بدهید تا برایتان زمان مشاوره رزرو شود
👈ارتباط با ادمین: @...”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 10 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الأعمال.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 10 يوليو | 0 | |||
| 09 يوليو | +3 | |||
| 08 يوليو | +3 | |||
| 07 يوليو | +3 | |||
| 06 يوليو | 0 | |||
| 05 يوليو | 0 | |||
| 04 يوليو | 0 | |||
| 03 يوليو | 0 | |||
| 02 يوليو | 0 | |||
| 01 يوليو | +1 |
| 2 | 💢خلاصه کتاب «پادشکنندگی»
🔴نسیم نیکلاس طالب در کتاب «پادشکنندگی» یک ایده بنیادین مطرح میکند: بسیاری از سیستمهای موفق فقط در برابر آشفتگی، فشار و بحران دوام نمیآورند، بلکه از آنها سود میبرند و رشد میکنند. او معتقد است جهان ذاتاً غیرقابل پیشبینی است و تلاش انسان برای کنترل کامل عدمقطعیت، خود میتواند عامل آسیبپذیری باشد.
🟢طالب سه نوع سیستم را معرفی میکند. سیستمهای «شکننده» (Fragile) در اثر ضربه و تغییر تخریب میشوند؛ مانند سازمانی که با یک بحران کوچک فرو میپاشد. سیستمهای «مقاوم» (Robust) در برابر شوکها دوام میآورند اما پیشرفت نمیکنند؛ مانند ساختمانی که فقط زلزله را تحمل میکند. اما سیستمهای «پادشکننده» (Antifragile) از فشار و بینظمی انرژی میگیرند و پس از بحران بهتر از قبل عمل میکنند؛ مانند بدن انسان که با تمرین و فشار مناسب قویتر میشود.
🔵یکی از مهمترین پیامهای کتاب برای مدیران این است که سازمانها نباید به دنبال حذف کامل خطا و بحران باشند؛ زیرا خطاهای کوچک و کنترلشده، مانند واکسن، سازمان را در برابر مشکلات بزرگ آماده میکنند. شرکتهایی که امکان آزمایش، نوآوری، شکست محدود و یادگیری سریع را فراهم میکنند، پادشکنندهتر هستند.
🟢طالب مفهوم «پوست در بازی» (Skin in the Game) را نیز مطرح میکند؛ یعنی تصمیمگیرندگان باید پیامدهای واقعی تصمیمهای خود را تجربه کنند. مدیرانی که بدون تحمل هزینه اشتباهات خود تصمیم میگیرند، معمولاً سیستمهای شکننده ایجاد میکنند.
🟡او همچنین بر اهمیت «اختیار» تأکید دارد. افراد و سازمانهایی که گزینههای بیشتری دارند، در شرایط نامطمئن قدرت مانور بالاتری خواهند داشت. تنوع محصولات، منابع درآمد، مهارتها و مسیرهای تصمیمگیری، سازمان را انعطافپذیرتر میکند.
🟫پیام کتاب این است که در دنیای پیچیده امروز، مزیت رقابتی متعلق به کسانی نیست که فقط بهتر برنامهریزی میکنند، بلکه متعلق به کسانی است که میتوانند از تغییر، عدمقطعیت و حتی شکستها برای قویتر شدن استفاده کنند. مدیر پادشکننده به جای جنگیدن با آشوب، آن را به منبع یادگیری و رشد تبدیل میکند.
✍گاهنامه مدیر
@organizationalbehavior | 1 |
| 3 | اشتباه، اجتنابناپذیر است؛ اما واکنش مدیر به اشتباه، فرهنگ یک سازمان را میسازد.
مدیران ضعیف، انرژی خود را صرف پیدا کردن مقصر میکنند. نتیجه این رویکرد، تیمی است که از اشتباه کردن میترسد، خطاهایش را پنهان میکند و بهتدریج انگیزه، خلاقیت و مسئولیتپذیری را از دست میدهد.
.
مجله مشاور مدیریت
@sadeghfar_ir
www.sadeghfar.ir | 981 |
| 4 | 💢هر سیستم دقیقاً همان چیزی را تولید میکند که برای آن طراحی شده است
گاهی مدیران از نتایج سازمان خود ناراضی هستند:
🔸بهرهوری پایین است.
🔸همکاری ضعیف است.
🔸نوآوری کم است.
اما تفکر سیستمی یک نگاه متفاوت ارائه میدهد:
اگر این نتایج بهطور مداوم تکرار میشوند، احتمالاً سیستم فعلی دقیقاً برای تولید همین نتایج طراحی شده است.
یعنی:
🔸نظام پاداش،
🔸ساختار تصمیمگیری،
🔸فرآیندها،
🔸و فرهنگ سازمانی
همگی در حال تقویت همین خروجیها هستند.
📌 برای تغییر نتایج، ابتدا باید سیستم تولیدکننده آن نتایج را تغییر داد.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@organizationalbehavior | 905 |
| 5 | 💢 برای پاسخ به سوالات ذیل به گروه آموزشی هوش مالی و سواد اقتصادی مراجعه کنید:
۱. تعریف هوش مالی چیست؟
۲. سواد اقتصادی یا شم اقتصادی چیست؟
۳. چگونه درآمد خود را افزایش دهیم و درآمد غیرفعال و دلاری ایجاد کنیم؟
۴. چگونه در شرایط سخت اقتصادی ایران، هزینه های خود را کنترل و مدیریت کنیم؟
۵. آیا پس انداز کردن در شرایط اقتصادی کنونی امکان پذیر است؟
۶. ایجاد پورتفو سرمایه گذاری چگونه است؟
۵. قیمت طلای تا انتهای سال چقدر می شود؟
۷. آیا مسکن در ایران از شرایط رکوردی خارج می شود؟
۸. آیا رشد قیمت دلار در ایران ادامه خواهد داشت؟
۹. برای خرید خودرو ایرانی یا خارجی کی اقدام کنیم؟
۱۰. آیا بازار بورس برای سرمایه گذاری مناسب است؟
👈👈👈 جهت عضویت در گروه با ادمین در ارتباط باشید: @obhrm | 1 105 |
| 6 | 💢آلفرد آدلر، پزشک، نویسنده، رواندرمانگر و از روانشناسان برجسته اتریشی، بنیانگذار مکتب «روانشناسی فردی»، درباره شجاعت رها شدن از ترسِ قضاوت دیگران و آزادی در داشتن دیدگاههای شخصی سخن میگوید.
(صدای واقعی آلفرد آدلر؛ تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی)
@management_ai | 1 126 |
| 7 | 🔴 آخرین فرصت — ۸۰ درصد تخفیف فرادرس برای تمامی آموزشها
✅ پرطرفدارترین آموزشهای منتشر شده 👇
▪️ اصول و مبانی سازمان و مدیریت
▪️ آموزش فن بیان و اصول سخنوری و سخنرانی
▪️ حسابداری حقوق و مدیریت منابع انسانی شرکت
▪️ آموزش مقدماتی اقتصاد کلان
▪️ آمار و کاربرد آن در مدیریت
🔗 مشاهده سایر آموزشها [+]
➕ دسترسی رایگان به تمامی آموزشها با دریافت اشتراک فرادرس (۷۵ درصد تخفیف) 👇
🔗 فعالسازی اشتراک — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس | 1 123 |
| 8 | 💢 اهمیت اول صبح در مدیریت زمان
@planing_tm | 1 065 |
| 9 | 💢وابسته کارکنانمان میشویم یا گروگان ضعف خودمان؟!
✍️ دکتر فاطمه قیطرانی
از پرتکرارترین و دردناکترین تجربیات من، وابستگی شدید مدیران عامل یا ارشد به کارکنانشان به لحاظ "ابزاری (غیر عاطفی)" است که اتفاقا در اکثر مواقع به اشتباه به "وابستگی عاطفی" تعبیر می شود.
نتایج این وابستگی، قدرت و اتوریته بالای این کارکنان است که کسی را یارای مقابله نیست، چرا که همه سازمان از وابستگی و حرف شنوی مدیر عامل از او اطلاع دارند. در اخر هم قطع رابطه کاری با ایشان، هزینه بر، همراه با مشکلات ارتباطی و اخلاقی و خروج دانش و اطلاعات است.
ریشه های این امر، متاسفانه تماما برمیگردد به ضعف علمی و مهارتهای مدیریتی و رهبری مدیران عامل که تجربه بنده ضعفهای زیر را میبیند:
📌 وابستگی دانشی که مهمترین و رایجترین دلیل میدانم. کارمند به مرور زمان صاحب دانش ضمنی مبتنی بر تجربه منطبق با ساختار و فرهنگ و بازار سازمان شده که در هیچ پایگاه دانشی مستند نمی شود و او مالک تام آن دانش است و لذا قدرت دارد. مدیر میداند که اگر این کارمند نباشد، نقشه راه گم میشود، انتقال دانش هم با او سخت و نشدنیست چون دانش، قدرتش است. این نوع مدیر "گروگان دانش و اطلاعات" است.
📌 وابستگی شناختی و ضعف مهارت حل مساله و تصمیم گیری: اغلب مدیرانی که در این دسته دیدم، مهارت تشخیص مسائل واقعی سازمانشان را نداشتند و راستش اصلا نمیدانستند در سازمانشان چه میگذرد، لذا به کارکنانی وابسته میشدند که درست تشخیص می دادند، و به جای آنها تصمیم میگرفتند، اینان هم فقط راه حل نهایی را به مدیر می دادند تا قدرتشان کم نشود. این نوع مدیر "گروکان راه حل مسائلش" بود.
📌وابستگی شبکهای و سیاسی: مدیر وابسته کارمند یا مدیر میانی بود که شاهرگ حیاتی ارتباط با مشتری اصلی، تامین کننده اصلی، فرمول محصول اصلی و ... بود و ضعف مهارت خودش در شبکه سازی و شناخت و تحلیل درست بازار- محصولش را پوشش می داد. این نوع مدیر "گروگان نقطه اتصال ارتباطش با ذینفعانش" بود.
📌 وابستگی عملیاتی و فقدان جانشین: در 90 درصد مواقع در سازمانها و کسب و کارها شاهدم که جانشین پروری انجام نشده، و در بیش از 50 درصد مواقع، جایگزین معمولی هم وجود ندارد. عملاً هر کارمند کلیدی به یک "تک نقطه شکست" (Single Point of Failure) تبدیل شده. این شرکتها پر است از فرماندهان بدون لشگر با خیال راحت. مدیر چارهای جز چسبیدن به آنان ندارد، چون جایگزینی برایشان ندارد. اینجا مدیر گروگان ضعف ساختار سازمانی و برنامه ریزی منابع انسانیش بود.
📌وابستگی به جایگاه قدرت: این که دیگر مشخص است، مدیر وابسته کارمندانیست که برایش کف می زنند و مجیزش را میگویند و ضعفهایش را با تخصص یا تصمیماتشان زیر سوال نمی برند و بساکتند و بله قربانگو. اینجا دیگر مدیر گروگان منیت و ایگوی بزرگ خودش است که وابسته کارمندش می شود.
✴️شاید دلایل دیگری هم باشد، ولی این وابستگی ها آتش به جان سازمان می اندازد.
سو تعبیرها از خواهش مدیر عامل برای حضور چنین افرادی در سیستمش به دلایل بالا، که سوئ تعبیرهای اخلاقی و شایعات سازمانی را دامن می زند، گاها میتواند به از بین رفتن آبرو و کرامت انسانها، بهره وری کارکنان، هزینه های غیر عملیاتی بالا و در نهایت از بین رفتن کل موجودیت سیستم بینجامد.
مدیریت کردن علم و هنر اجرا را با هم میخواهد. مدیران عامل و ارشد ما باید این موارد را بیشتر بیاموزند و شیفته تخصص فنی خود و حتی شیفته تخصص فنی قدیمی خود نباشند.
✍راهیرا؛ سازمان معناگرا
@organizationalbehavior | 1 346 |
| 10 | 💢وابسته کارکنانمان میشویم یا گروگان ضعف خودمان؟!
✍️ دکتر فاطمه قیطرانی
از پرتکرارترین و دردناکترین تجربیات من، وابستگی شدید مدیران عامل یا ارشد به کارکنانشان به لحاظ "ابزاری (غیر عاطفی)" است که اتفاقا در اکثر مواقع به اشتباه به "وابستگی عاطفی" تعبیر می شود.
نتایج این وابستگی، قدرت و اتوریته بالای این کارکنان است که کسی را یارای مقابله نیست، چرا که همه سازمان از وابستگی و حرف شنوی مدیر عامل از او اطلاع دارند. در اخر هم قطع رابطه کاری با ایشان، هزینه بر، همراه با مشکلات ارتباطی و اخلاقی و خروج دانش و اطلاعات است.
ریشه های این امر، متاسفانه تماما برمیگردد به ضعف علمی و مهارتهای مدیریتی و رهبری مدیران عامل که تجربه بنده ضعفهای زیر را میبیند:
📌 وابستگی دانشی که مهمترین و رایجترین دلیل میدانم. کارمند به مرور زمان صاحب دانش ضمنی مبتنی بر تجربه منطبق با ساختار و فرهنگ و بازار سازمان شده که در هیچ پایگاه دانشی مستند نمی شود و او مالک تام آن دانش است و لذا قدرت دارد. مدیر میداند که اگر این کارمند نباشد، نقشه راه گم میشود، انتقال دانش هم با او سخت و نشدنیست چون دانش، قدرتش است. این نوع مدیر "گروگان دانش و اطلاعات" است.
📌 وابستگی شناختی و ضعف مهارت حل مساله و تصمیم گیری: اغلب مدیرانی که در این دسته دیدم، مهارت تشخیص مسائل واقعی سازمانشان را نداشتند و راستش اصلا نمیدانستند در سازمانشان چه میگذرد، لذا به کارکنانی وابسته میشدند که درست تشخیص می دادند، و به جای آنها تصمیم میگرفتند، اینان هم فقط راه حل نهایی را به مدیر می دادند تا قدرتشان کم نشود. این نوع مدیر "گروکان راه حل مسائلش" بود.
📌وابستگی شبکهای و سیاسی: مدیر وابسته کارمند یا مدیر میانی بود که شاهرگ حیاتی ارتباط با مشتری اصلی، تامین کننده اصلی، فرمول محصول اصلی و ... بود و ضعف مهارت خودش در شبکه سازی و شناخت و تحلیل درست بازار- محصولش را پوشش می داد. این نوع مدیر "گروگان نقطه اتصال ارتباطش با ذینفعانش" بود.
📌 وابستگی عملیاتی و فقدان جانشین: در 90 درصد مواقع در سازمانها و کسب و کارها شاهدم که جانشین پروری انجام نشده، و در بیش از 50 درصد مواقع، جایگزین معمولی هم وجود ندارد. عملاً هر کارمند کلیدی به یک "تک نقطه شکست" (Single Point of Failure) تبدیل شده. این شرکتها پر است از فرماندهان بدون لشگر با خیال راحت. مدیر چارهای جز چسبیدن به آنان ندارد، چون جایگزینی برایشان ندارد. اینجا مدیر گروگان ضعف ساختار سازمانی و برنامه ریزی منابع انسانیش بود.
📌وابستگی به جایگاه قدرت: این که دیگر مشخص است، مدیر وابسته کارمندانیست که برایش کف می زنند و مجیزش را میگویند و ضعفهایش را با تخصص یا تصمیماتشان زیر سوال نمی برند و بساکتند و بله قربانگو. اینجا دیگر مدیر گروگان منیت و ایگوی بزرگ خودش است که وابسته کارمندش می شود.
✴️شاید دلایل دیگری هم باشد، ولی این وابستگی ها آتش به جان سازمان می اندازد.
سو تعبیرها از خواهش مدیر عامل برای حضور چنین افرادی در سیستمش به دلایل بالا، که سوئ تعبیرهای اخلاقی و شایعات سازمانی را دامن می زند، گاها میتواند به از بین رفتن آبرو و کرامت انسانها، بهره وری کارکنان، هزینه های غیر عملیاتی بالا و در نهایت از بین رفتن کل موجودیت سیستم بینجامد.
مدیریت کردن علم و هنر اجرا را با هم میخواهد. مدیران عامل و ارشد ما باید این موارد را بیشتر بیاموزند و شیفته تخصص فنی خود و حتی شیفته تخصص فنی قدیمی خود نباشند.
✍راهیرا؛ سازمان معناگرا
@organizationalbehavior | 1 |
| 11 | 💢همراهان گرامی
🆗 با توجه به اتصال مجدد اینترنت بین المللی در ایران و تقاضای بعضی از اعضای کانال، لیست ذیل که شامل چند کانال ارزشمند است خدمت شما تقدیم می شود.
🔸شاید رمز توسعه فردی و موفقیت شغلی شما در یکی از نکاتی باشد که در این کانال ها ارائه شده است.
👇👇👇👇👇👇👇👇
📲 هوش مصنوعی در کسب وکار
@management_ai
💸 آکادمی اقتصاد ایران
@monetary_academy
💢مدیریت رفتار سازمانی
@organizationalbehavior
✅مهارت های مدیریت
@management_skill
🈵 برنامه ریزی و مدیریت زمان
@planing_tm
⭕️تکنیک های مدیریت
@management_technique
❌مدیریت به زبان ساده
@management_simple
🈷 مهارت های زندگی
@life_skills2022
🆗 موفقیت و توسعه فردی
@success_pd
💲 هوش مالی
@fqskill
✝ تفکر استراتژیک
@strategym_academy
🉑 تعالی منابع انسانی
@hrm_academy
📠 مدرسه کسب وکار
@business_school2022
💄ترفند بازاریابی
@tarfandbazaryabi
🏦 آکادمی استارتاپ و کارآفرینی
@startups_academy
🎯 تغییر و تحول سازمانی
@transformation_m
🆗 مدیریت کسب وکار MBA &DBA
@mba_event | 1 270 |
| 12 | 💢از چیزهای شکسته چه میتوانیم بیاموزیم؟
🔴 زندگی ما با اشیای شکسته پیوند خورده است. دستۀ دری که چندسال است گیر میکند و به خودمان میگوییم بالاخره یکروزی باید درستش کنیم، دوربین عکاسیای که زمین خورده و ترک برداشته، اما هنوز عکس میگیرد، یا کیف و کفشی که آسیب دیده، اما هنوز کار میکند. ما رابطهای ویژه با این شکسته بستهها پیدا میکنیم. انگار فقط خودمان از گذشتهشان باخبریم و رازشان را میدانیم. به همین دلیل جای تعجب ندارد که خیلی از آدمها نمیخواهند چیزهای شکستهشان را با چیزهای تازه جایگزین کنند.
🔴 حتی گاهی چیزهای شکسته از نسخۀ سالمشان بهترند. چیزهای شکسته ما را به مراقبت، شفقت و گشودگی فرامیخوانند. شاید وقتهایی که چیزی میشکند، تازه میشود آن را شناخت و ترمیم کرد.
🔴 فلسفههایی هم هست که برای شکستگی معنا قائلاند، ازجمله سنت ژاپنی وابیسابی که زیبایی را در ناپایداری، کاستی و فرسودگی میبیند و به آن احترام میگذارد. بهجای پاککردن آثار گذر زمان، آنها را میپذیرد و حتی گرامی میدارد. نمونهٔ بارزش هنر کینتسوگی است: فنجانی که شکسته با لاکی آمیخته به پودر طلا یا فلزات دیگر ترمیم میشود، طوری که ترکها نه پنهان، بلکه برجسته و زیبا میشوند. این فنجان حالا داستانی از دوام، اصالت، پذیرش و مراقبت را روایت میکند.
🔴 از دیدگاه هایدگر، چیزی که از کار افتاده، اغلب بیش از چیز سالم در برابر ما «حاضر» میشود. دیگر نمیتوانیم آن را نادیده بگیریم، به چشم میآید، بررسیاش میکنیم، و میکوشیم بفهمیم چطور میشود درستش کرد.
🔴 این موضوع نه فقط درمورد اشیا، بلکه دربارهٔ دیگر انسانها، عرفهای اجتماعی، روابط، نظریههای علمی و نهادها هم صدق میکند؛ تا وقتی چیزی کار میکند در ناآگاهی از آن به سر میبریم، اما وقتی میشکند ناگهان آگاه میشویم، پیگیرش میشویم، و تازه شروع میکنیم به فهمیدنش. و اگر در مسیر فهمیدن پیش برویم، به درکی تازه از دنیا میرسیم. نگاهی که به ما یادآور میشود، شاید همۀ ما انسانها نیز به نوعی «اشیایی شکسته» هستیم، یا در مسیر شکستن قرار داریم. احتمالاً به این ترتیب، روادارتر و مقاومتر خواهیم شد.
📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «از چیزهای شکسته چه میتوانیم بیاموزیم؟این مطلب گزارشی است از «What Can We Learn from Broken Things» که نوشتۀ جاشوا راتمن است و در تاریخ ۶ مۀ ۲۰۲۵ در وبسایت نیویورکر منتشر شده است.
@organizationalbehavior | 1 518 |
| 13 | 🧠 آزمایشگاه فکرپروری❤️
پیوند فلسفه با زیستن، حرفه و ارتباطات؛👌
در آزمایشگاه فکرپروری،
تفکر انتقادی نقطهٔ عزیمتِ ما و ذهنپروری افقِ ماست. 🎯
این فضا برای کسانی طراحی شده است که میخواهند از پیشفرضهای شتابزده فراتر بروند و در مواجهه با چالشهای زندگی شخصی، تصمیمات سازمانی و روابط حرفهای، ذهنی مجهزتر، منعطفتر و کارآمدتر داشته باشند.
🔬 قلمرو و تمرکز محتوایی ما:
• فکرپروری و تفکرانتقادی
• اخلاق کاربردی، مهارتهای نرم، فضایل فکری_ذهنی
• مدیریت انگارهها و پالایش داوریها، ریشهیابی خطاهای شناختی مؤثر بر قضاوت.
• تصمیمگیری در شرایط ابهام: مواجههٔ عقلانی و روشمند با مسائل پیچیده در سازمان.
• گفتوگو و مدیریت اختلاف: توسعه مهارتهای ارتباطی مبتنی بر استدلال و پذیرش دیدگاههای مخالف.
• حکمت عملی و مشاوره فکری: کاربرد مستقیمِ اصول فکری در مسائل زندگی.
اگر به دنبال محتوایی روشمند، مستند، علمی، عمیق و کاربردی برای توسعه فکری هستید، با ما همراه شوید:
دکتر فرشته ابوالحسنی نیارکی 👼
عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران (دانشیار)
گروه تلگرام:
@thinking_cultivation_lab
کانال بله:
https://ble.ir/thinking_lab | 1 480 |
| 14 | 💢چرا مدیران موفق کمتر پاسخ میدهند و بیشتر سؤال میپرسند؟
بیشتر مدیران تصور میکنند ارزش آنها به این است که همیشه پاسخ درست را بدانند. به همین دلیل، در جلسات کاری معمولاً اولین کسی هستند که نظر میدهد، راهحل ارائه میکند یا به دیگران میگوید چه کاری انجام دهند. اما تحقیقات و تجربه ادگار شاین (Edgar Schein)، یکی از برجستهترین اندیشمندان حوزه فرهنگ سازمانی و رهبری، نشان میدهد که این رویکرد همیشه بهترین نتیجه را به همراه ندارد.
شاین در کتاب Humble Inquiry مفهومی را معرفی میکند که میتواند کیفیت ارتباطات سازمانی را متحول کند. او معتقد است هنر واقعی رهبری، در «پرسیدن» است، نه «گفتن».
اصطلاح Humble Inquiry به معنای پرسیدن سؤالهایی است که واقعاً پاسخ آنها را نمیدانیم و با هدف یادگیری، درک بهتر و ایجاد ارتباط مطرح میشوند؛ نه سؤالهایی که صرفاً برای تأیید نظر خودمان یا به چالش کشیدن دیگران میپرسیم.
فرض کنید یکی از اعضای تیم با مشکلی نزد شما میآید. واکنش معمول بسیاری از مدیران این است که فوراً راهحل ارائه دهند:
✅«این کار را انجام بده.»
✅«من اگر جای تو بودم این تصمیم را میگرفتم.»
اما یک رهبر با رویکرد Humble Inquiry ابتدا سؤال میپرسد:
✅«به نظر خودت علت اصلی این مشکل چیست؟»
✅«چه گزینههایی را بررسی کردهای؟»
✅«اگر محدودیتی نداشتی، چه راهکاری انتخاب میکردی؟»
همین چند سؤال ساده، باعث میشود فرد احساس کند نظرش ارزشمند است، بیشتر فکر کند و مسئولیت تصمیم خود را بپذیرد.
یکی از مهمترین نکات این رویکرد، پذیرش این واقعیت است که هیچ مدیری همه چیز را نمیداند. سازمانهای امروز بسیار پیچیدهتر از گذشته هستند و دانش میان افراد مختلف توزیع شده است. گاهی کارشناسان خط مقدم اطلاعاتی دارند که مدیران هرگز به آن دسترسی مستقیم ندارند. اگر مدیر فقط صحبت کند، این اطلاعات ارزشمند هرگز آشکار نخواهد شد.
از سوی دیگر، پرسیدن سؤالهای صادقانه، امنیت روانی را در تیم افزایش میدهد. زمانی که کارکنان ببینند مدیر واقعاً علاقهمند به شنیدن دیدگاه آنهاست و قصد قضاوت یا سرزنش ندارد، راحتتر ایدهها، نگرانیها و حتی اشتباهات خود را مطرح میکنند. بسیاری از شکستهای بزرگ سازمانی، از حوادث صنعتی گرفته تا خطاهای پزشکی، نتیجه سکوت افرادی بوده است که احساس امنیت برای بیان حقیقت نداشتهاند.
البته Humble Inquiry به معنای ضعف یا نداشتن اقتدار نیست. رهبر همچنان مسئول تصمیم نهایی است، اما قبل از تصمیمگیری تلاش میکند تصویر کاملتری از واقعیت به دست آورد. او میداند که کیفیت تصمیمها، به کیفیت سؤالهایی بستگی دارد که مطرح میشوند.
اگر میخواهید این رویکرد را در محیط کار تمرین کنید، از همین امروز سه تغییر کوچک ایجاد کنید:
🔸 قبل از ارائه راهحل، حداقل دو سؤال بپرسید.
🔸 هنگام شنیدن پاسخ، برای قطع کردن صحبت طرف مقابل عجله نکنید.
🔸 به جای اثبات دانستههای خود، سعی کنید چیزی جدید یاد بگیرید.
رهبران بزرگ الزاماً کسانی نیستند که بیشترین پاسخها را دارند؛ بلکه کسانی هستند که بهترین سؤالها را میپرسند. گاهی یک سؤال مناسب، ارزشی بسیار بیشتر از دهها توصیه و دستور دارد و میتواند اعتماد، یادگیری و همکاری را در یک تیم متحول کند.
✍ منبع:
Schein, E. H., & Schein, P. A. (2021). Humble Inquiry: The Gentle Art of Asking Instead of Telling (2nd ed.).
@organizationalbehavior | 1 749 |
| 15 | 💢چرخه باطلِ ⬅️ آگهی ⬅️ مصاحبه
استخدام استعفا در ماه اول!
تا حالا شده با کلی ذوق و شوق بگید: «بالاخره نیروی مورد نظرمون رو پیدا کردیم!»
اما هنوز جوهر قراردادش خشک نشده، بیاد بگه: «شرمنده، من فکر نمیکنم بتونم با شما همکاری کنم…» و بره؟ 🚶♂️🚪
این اتفاق یکی از بزرگترین و پرهزینهترین دردهای مدیران و بخش منابع انسانیه.
اما چرا این اتفاق میافته؟ پاسخ سادهست: ما در مصاحبه، «تصویر» آدمها رو استخدام میکنیم، نه «واقعیت» اونها رو!
اگر میخوای این چرخه خستهکننده رو متوقف کنی، این ۵ فرمول رو به مدیران شرکت یاد بده:
۵ فرمول برای نجات از استخدامهای یکماهه:
۱️⃣ از سوالات فضایی و کلیشهای دست بکشید!
سوالاتی مثل “بزرگترین نقطه ضعفت چیه؟” جوابهای حفظشده و شیک دارند.
👈 بهجای اون بپرسید: “یک مورد رو تعریف کن که کارت خراب شد، چطور جمعش کردی؟” (داستان واقعی بشنوید).
۲️⃣ کارتها رو روی میز بگذارید (صداقتِ بیرحمانه)
برای اینکه نیرو نپره، سختیهای کار رو پنهان نکنید! اگر کار توی شرکت شما پرفشاره یا نیاز به اضافهکاری داره، همون جلسه اول بگید.
👈 نیرویی که با دیدنِ تاریکیهای کار بمونه، موندنیه.
تستِ «ببین و باور کن» (Mini-Task)
رزومهها معمولاً زیباتر از واقعیت هستند.
👈 یک کار عملی کوچک و واقعی که حداکثر ۲ ساعت زمان میبره بهشون بدید. سرعت، دقت و نحوه برخوردشون با چالش در همین ۲ ساعت مشخص میشه.
۴️⃣ انگیزهسنجیِ مستقیم
خیلی شفاف بپرسید: “چه چیزی در شغل قبلی باعث شد تصمیم به ترک کار بگیری؟”
👈 این سوال بهت میگه که آیا فرد با فرهنگ و سبک مدیریت شما سازگاره یا قرار تکرار همون اتفاق اینجا هم بیفته.
۵️⃣ با متر و خطکش مصاحبه کنید، نه با حسِ دلی!
جمله “حس خوبی بهش دارم” بزرگترین تله در استخدامه.
👈 یک چکلیست ساده از معیارهای فنی و رفتاری داشته باشید و به هر متقاضی نمره بدید. تصمیم نهایی باید بر اساس «اعداد و شواهد» باشه، نه احساسات لحظهای.
✍ اندیشکده منابع انسانی
@organizationalbehavior | 1 836 |
| 16 | 🌟 کوچینگ؛ مهارتی برای همه
🎓 دوره آنلاین آموزش کوچ حرفهای
در مدرسه کوچینگویز خاورمیانه
🌍 آموزش توسط مدرسین بینالمللی
📜 همراه با مدرک معتبر بینالمللی
✅ بر اساس استانداردهای ICF
📩 برای دریافت مشاوره و اطلاعات بیشتر:
📌 مشاوره رایگان 👈 https://httb.ir/HeFfG
👤 آیدی تلگرام: @Cways_admin
📞 تماس: 09021717496
➖➖➖ | 1 589 |
| 17 | 💢درآمد شما را ثروتمند نمیکند
اغلب مردم یک باور اشتباه دارند:
«اگر درآمدم بیشتر شود، ثروتمند میشوم.»
اما شواهد چیز دیگری میگویند.
افراد زیادی هستند که درآمدهای بسیار بالا دارند اما از نظر مالی شکنندهاند؛ در مقابل، افرادی با درآمد متوسط توانستهاند ثروت قابل توجهی بسازند.
❓دلیل این تفاوت چیست؟
پاسخ در یک مفهوم مهم نهفته است:
فاصله بین درآمد و هزینه.
ثروت از جایی شروع میشود که بخشی از درآمد شما خرج نمیشود.
فرض کنید دو نفر ماهانه ۵۰ میلیون تومان درآمد دارند:
فرد اول:
- هزینه ماهانه: ۴۸ میلیون تومان
- پسانداز: ۲ میلیون تومان
فرد دوم:
- هزینه ماهانه: ۳۵ میلیون تومان
- پسانداز: ۱۵ میلیون تومان
بعد از یک سال، فرد دوم ۷.۵ برابر بیشتر از فرد اول سرمایه برای سرمایهگذاری در اختیار دارد.
نکته جالب اینجاست:
ثروتمندان واقعی معمولاً ابتدا برای آینده خود پول کنار میگذارند و سپس باقیمانده را خرج میکنند.
اکثر مردم برعکس عمل میکنند:
اول خرج میکنند، سپس اگر چیزی باقی ماند پسانداز میکنند.
📌 تمرین امروز:
درصد پسانداز ماهانه خود را محاسبه کنید:
(میزان پسانداز ÷ درآمد ماهانه) × ۱۰۰
عدد بهدستآمده را یادداشت کنید.
✍آکادمی مدیریت استراتژیک
@strategym_academy | 1 681 |
| 18 | 🏖 ۸۰ درصد تخفیف تابستانی فرادرس برای تمامی آموزشها
✅ جدیدترین آموزشهای منتشر شده 👇
🟡 اصطلاحات انگلیسی مدیریت پروژه + مفاهیم و واژگان تخصصی
🟡 طراحی ساختار سازمانی – اصول و مبانی
🟡 تکنیکهای مذاکره حرفه ای در فروش سازمانی B2B
🟡 تصمیم گیری در شرایط عدم قطعیت و ریسک در سازمان
🟡 مهارتهای مصاحبه شغلی برای مدیران غیر منابع انسانی
🔗 مشاهده سایر آموزشها [+]
➕ اشتراک فرادرس را با ۷۵ درصد تخفیف فعال کنید و به مدت یکسال به بیش از ۱۸,۰۰۰ آموزش، دسترسی رایگان داشته باشید.👇
🔗 فعالسازی اشتراک — [کلیک کنید]
🔄 FaraDars - فرادرس | 1 415 |
| 19 | 💢لطفا از دفتر کارتان بیرون بیایید!
🔸اغلب مدیران تازهکار خواسته یا ناخواسته در بدو ورودشان به دنیای مدیریت به تکیه زدن به صندلی مدیریت و گذراندن ساعات متمادی در دفتر کارشان گرایش پیدا میکنند و این مساله پس از مدتی به یکی از عادات کاری آنها تبدیل میشود.
🔸اما اگر شما هم جزو آن دسته از مدیران تازهنفسی هستید که دغدغه اصلیشان پیدا کردن راهی برای آفرینش تصویری مثبت از خود و سازمان در ذهن آنها است، باید بدانید این هدف ارزشمند از طریق نشستن در دفتر کار قابل تحقق نیست، بلکه نیازمند آن است که مدیر با افرادش از نزدیک ارتباط برقرار کند و ارزشها و دیدگاههای شرکت را به آنها منتقل سازد.
🔸باز کردن در اتاق مدیریت و همچنین حضور یافتن مدیران در اتاق کارمندان یا سالن تولید میتواند تاثیر بسزایی در نزدیکتر شدن مدیران و کارکنان داشته باشد. بر این اساس، شکلگیری روابط دوستانه بین مدیریت و کارمندان هر شرکت، میتواند منجر به این شود که فرهنگ سازمانی به شکلی مطلوب به تمام اجزای سازمان منتقل شود و پس از آن است که بسیاری از غیرممکنها امکانپذیر خواهد شد.
🔸خلق تصویری مثبت از سازمان در ذهن کارکنان میتواند باعث شود سختترین پروژهها از نظر کارکنان آسان و امکانپذیر جلوه کنند.
اما تحقیقات نشریه HBR نشان داده که فقط ۴۲ درصد از کارمندان و کارگران در جهان از شناختی نسبی و محدود از ارزشها و استراتژیهای سازمانی شرکتهایی که در آن مشغول به کار هستند، برخوردارند و بیش از ۹۵ درصد از کارمندان یا از بسیاری از ارزشها و استراتژیهای شرکتهای خود بیخبرند یا با آن موافق نیستند.
🔸عامل اصلی این عدم همسویی، در فقدان ارتباط سازنده بین مدیران و کارکنان نهفته است و نتیجه آن میشود که از یکسو، مدیران کارکنان را به کمکاری متهم میکنند و از سوی دیگر، کارکنان نیز مدیران را افرادی میدانند که نفسشان از جای گرم بلند میشود و درک درستی از شرایط حاکم بر سازمان ندارند.
◀️ برای حل این مشکل چه باید کرد؟
در پاسخ به این پرسش میتوان موارد زیر را پیشنهاد کرد:
▪️ارزشها و اهداف کلیدی سازمانتان را بهصورت پیوسته و به هر بهانهای به تمام کارکنانتان یادآوری کنید.
▪️تصویری روشن و دلپذیر از سازمان در ذهن کارکنان پدید آورید و آن را در تمام گفتگوهای کاری با پرسنل رعایت کنید. بهعنوان مثال اگر در فرهنگ شرکتی شما دروغگویی امری ناپسند است، سعی کنید هم خودتان راستگو باشید و هم دیگران را به راستگویی تشویق کنید.
▪️تصویرسازی از ارزشهای مورد قبول سازمانتان را بهطور روزانه انجام دهید، نه صرفا در زمان برگزاری جلسات عمومی فصلی یا سالانه با کارکنان.
▪️راههای تحقق اهداف و پیاده شدن استراتژیها را برای کارکنان شرح دهید.
▪️مطمئن شوید که کارکنانتان پیامهای ارسالی از سوی شما را به درستی فهمیدهاند. برقراری ارتباط با کارکنان فقط به خوب سخن گفتن با آنها و انتقال پیام به آنها نیست، بلکه نیازمند شنیدن فعال و تبادل نظر با کارکنان نیز هست.
✍منبع: HBR
@hrm_academy | 1 514 |
| 20 | 💢یکی از ریشهایترین سوءبرداشتها در مدیریت عملکرد
✍️ ايوب موحدزاده
در بسیاری از سازمانها، اجرای کارها با نتیجه اشتباه گرفته میشود و همین اشتباه، پایه بسیاری از خطاهای نظام مدیریت عملکرد است. یکی از ریشهایترین سوءبرداشتهایی که بارها، چه در کارگاههای مدیریت عملکرد و چه در گفتوگوهایم با مدیران، با آن روبهرو شدهام، تمایز قایل نشدن میان «آنچه انجام میدهیم» و «آنچه از انجام آن حاصل میشود» است. در واقع به شکل عجیبی، رابطه علت و معلولی آنها،نادیده گرفته میشود!
در پستهای قبلیام بارها تفاوت بین موارد زیر را تاکید کردهام:
🔹 مقصد یا جهت حرکت= Objective
🔹 ایستگاهها یا دستاوردهای کلیدی = Key Result
🔹 اجرا و عمکرد = Performance
بر اساس تجربه شخصیام، یکی از رایجترین نمودهای این سوءبرداشت در بسیاری از سازمانهای ایران، بهکارگیری برچسب KPI برای طیف گستردهای از شاخصها، از جمله شاخصهای نتیجهای (KRI) است. اشتباهی که هزینههای سنگینی را برای سازمانها و نهایتا خود سیستم مدیریت عملکرد در پی خواهد داشت.
برای مثال، «برگزاری ۲۰ جلسه فروش» یک عملکرد (Performance) است و «افزایش ۱۰ درصدی فروش» نتیجه (Result) آن عملکرد. اگر این دو به اشتباه بهجای یکدیگر مبنای طراحی شاخصها، ارزیابی یا اعطای پاداش قرار گیرند، منطق نظام مدیریت عملکرد دچار خطا خواهد شد.
مدتهاست که به دلایل این سوبرداشت فکر میکنم و ریشههای این اشتباه چند عامل همزمان است:
🔹 ترجمه یا تفسیر نادقیق واژه Performance به عنوان «نتیجه» در برخی منابع فارسی؛
🔹 استفاده عمومی از واژه KPI برای همه شاخصها؛
🔹 نبود آموزش صحیح درباره تفاوت KPI، KRI و Metrics در دانشگاهها و سازمانها؛
🔹 درک نکردن رابطه علت و معلولی. یعنی اجرا (Performance) علت است و نتیجه (Result) معلول؛
🔹 تأخیر زمانی بین اجرا و نتیجه. چون نتیجه دیر ظاهر میشود، رابطه آن با عملکرد بهدرستی دیده نمیشود؛
🔹 تمرکز بیش از حد مدیران بر شاخصهای دردسترس و قابل گزارش؛
🔹 طراحی نامناسب نظام پاداش که مرز میان شاخصهای عملکردی و نتیجهای را مخدوش میکند؛
🔹 شباهت ظاهری مفاهیم در زبان روزمره و در مکالمات عادی، عملکرد خوب و نتیجه خوب اغلب بهجای هم بهکار میروند.
به گمانم، تا زمانی که «اجرا» را از «نتیجه» تفکیک نکنیم، نهتنها ابهام میان KPI و KRI پابرجا خواهد ماند، بلکه نظامهای مدیریت عملکرد نیز بر مبنایی سست طراحی خواهند شد و اگر بخواهم عصاره آنچه را در ذهن دارم، در یک جمله بیان کنم این است: مدیریت عملکرد، پیش از آنکه مدیریت شاخصها باشد، مدیریت زنجیره اقدامات تا نتیجه برای تحقق اهداف است.
پ.ن: این نوشته، حاصل جمعبندی مجموعهای از بحثهایی است که در دوسال گذشته درباره OKR، KPI و KRI در پستهایم داشتهام و خوشحال میشوم دیدگاههای متفاوت را نیز بشنوم.
@organizationalbehavior | 1 604 |
