uz
Feedback
ندانستم

ندانستم

Kanalga Telegram’da o‘tish

بالاخره یه روز دریا رو می‌بینم. t.me/HarfChatBot?start=596e5feb8b1f

Ko'proq ko'rsatish
2 758
Obunachilar
-624 soatlar
-157 kun
+11130 kun
Obunachilarni jalb qilish
Sen '26
Sentabr '26
+145
18 kanalda
Avgust '26
+283
43 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+416
89 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+385
57 kanalda
Get PRO
May '26
+142
20 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+11
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+5
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+162
32 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+32
10 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+216
50 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+203
39 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+169
43 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+123
24 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+144
35 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+107
30 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+76
14 kanalda
Get PRO
May '25
+208
27 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+128
23 kanalda
Get PRO
Mart '25
+93
19 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+76
5 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+106
14 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+126
19 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+138
10 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+148
16 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+371
9 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
27 Sentabr+2
26 Sentabr+2
25 Sentabr0
24 Sentabr+3
23 Sentabr+3
22 Sentabr+3
21 Sentabr+1
20 Sentabr+4
19 Sentabr+3
18 Sentabr+6
17 Sentabr+10
16 Sentabr+4
15 Sentabr+14
14 Sentabr+3
13 Sentabr+2
12 Sentabr+11
11 Sentabr+5
10 Sentabr+10
09 Sentabr+10
08 Sentabr+1
07 Sentabr+7
06 Sentabr+12
05 Sentabr+9
04 Sentabr+5
03 Sentabr+2
02 Sentabr+7
01 Sentabr+6
Kanal postlari
1594399140_ardaa - For Salvation.mp34.11 MB

2
Matn yo'q...
487
3
واسه ذهنی که برای توی غار خوابیدن، شکار کردن و چیدن تمشک از روی درخت طراحی شده، این حجم مواجهه با مسائل مختلف واقعا سخته. اگه آدم‌ها همون دو سه تا کار ساده رو انجام می‌‌دادن، الان مجبور نبودن مثلا برای «دلتنگی» که یکی از پیچیده‌ترین مفاهیم انسانیه دنبال چاره باشن. دلتنگی آدم رو نصف می‌کنه. یه تیکه‌ی‌ آدم میفته اون‌ور اتاق، یه تیکه‌ش این‌ور. حالِ دلتنگ حال کسیه که باید کشون‌ کشون خودش رو برسونه به تیکه دوم خودش تا شاید دوباره سر پا شه. به همون سختی و طاقت‌فرسایی.
535
4
Mehdi-Yarrahi-Paeiz-128.mp3
537
5
تابستون هیچ مفهومی نداره، خوشحالم که تموم شده. گرما صرفا عذاب و گماشته‌ای از سوی خدایانه تا نوع بشر وقتی که داره توی عرق و کثافت و بوی بد دست و پا می‌زنه یادش بیاد که چقدر مفلوک و بیچاره و ناتوانه. اگه تابستون نبود و انسان خفت و خواری خودش رو توی منجلابِ لایتناهی ظهر گرما نمی‌دیدید، احتمالا خیلی سرکش می‌شد و طغیان می‌کرد. تابستون به آدم‌ها یادآوری می‌کنه که هیچی نیستن.
595
6
Matn yo'q...
1
7
There Will Be Blood 2007 ‧ Western/Drama ‧ 2h 38m
There Will Be Blood 2007 ‧ Western/Drama ‧ 2h 38m
240
8
ناله رخنه کرده توی وجودم. واقعا دوست دارم یکی یقه‌م رو بگیره و بچسبونم به دیوار و تا جون دارم بزنه توی سر و صورت و شکمم تا از نالیدن دربیام. اون با هر ضربه داد بزنه: «وات د هل ایز ورانگ ویث یو؟» من گریان و نالان و بیچاره و درمانده بگم: «آی دونت نوووو!» بعد مثل دنیل دی لوییس تو اون فیلمه که کشیشه می‌خواست ازش اعتراف بگیره یه دفعه با دهن پر از خون فریاد بزنم: «آی ام سینرررر! آی ام گلتیییی! آی‌و اِبندد مای سلللفففففف!!!» و رها شم.
283
9
مردم کتاب می خوانند تا یاد بگیرند؛ اما من میخوانم تا فراموش کنم. تا خود را در آن دنیای خیالی گم کنم و برنگردم. تا ندانم چنین دنیایی هم وجود دارد.
429
10
گاهی آدم دلش می‌خواد فرار کنه. بره جایی که حتی خودش هم یادش نیاد کی بوده و چه چیزهایی رو از سر گذرونده. از یه جایی به بعد نظر دیگران برای آدم اهمیتی نداره و چیزی که مهمه نظر آدم در مورد خودشه. فرار هم مثل «امیدواری» از اون مواردیه که آدم از روی ناچاری انتخاب می‌کنه. خیلی شاید و اگر و اما پشت گزینه فرار کردن وجود داره. اگه همه اون چیزهای پشت سرت باهات نیان به جای جدید، «رفتن» بهترین گزینه‌ست، اما معمولا همراه آدم میان. اون لحظه‌ای که آدم با خودش تنها میشه دیگه جایی برای فرار نداره. نمی‌دونم. مثل وقتی می‌مونه که قبل از خواب فکر می‌کنی یه موجود بیگانه با تو توی اتاقه، چشمات رو می‌بندی تا صرفا چیزی که فکر می‌کنی وجود داره و یا واقعا وجود داره رو نبینی. بستن چشم‌ها چیزی از وجود داشتن و یا نداشتن اون کم نمی‌کنه.
986
11
دوباره یه آهنگ دیگه با عنوان «دوباره» از گروه «آرشیو» مخصوص دوباره و دوباره گوش دادن و آرشیو شدن در گنجینه‌های موسیقی. پلی کنید و زیر شعله مغزتون رو کم کنید و بذارید مغزتون آروم آروم به مدت شونزده دقیقه و پونزده ثانیه با این آهنگ بپزه و مغزپخت شه.
366
12
Archive-Again-320.mp3
1 025
13
می‌دونستید فرانسوی‌ها کلمه Archive رو «آرشیو» می‌خونن و انگلیسی‌ها «آرکایو؟» در واقع قرائت فرانسوی این کلمه وارد فارسی شده نه انگلیسی‌ش. بهرحال، برنامه امروز چنل گوش دادن به این آهنگه. هر کسی باید حداقل یک بار این آهنگ رو در طول زندگی‌ش گوش بده و هجده دقیقه و سی ثانیه به هیچی فکر نکنه.
484
14
Archive-Lights-320.mp3
1 069
15
دوست دارم جلوی‌ آدم‌های توی خیابون رو بگیرم و رو به همه‌شون بگم ببخشید کجا دارید میرید؟ میشه منم با خودتون ببرید؟ به هر کجا که فکر می‌کنید خبری هست و من خبر ندارم از اون‌جا، به هر کجا که باید می‌رفتم و نرفتم.
1 150
16
خیلی بزرگسال شدم. شلنگ آب و گل و گیاه و درختچه که می‌بینم روحم پر می‌کشه باغبون شم. صدای هر سازی رو که می‌شنوم دوست دارم بلدش باشم، نه اینکه بخوام چند سال برای یادگیری‌ش وقت بذارم، نه، دلم می‌خواد یه دفعه مثلا دانش و مهارت ویولن‌سل‌ نوازی حلول کنه توی وجودم، یک لحظه بعد نوازنده باشم. هر لحظه دلم می‌خواد برم ماهی‌گیری. دوست دارم پول بدم به بچه‌ها تا برن واسه خودشون خوراکی بگیرن. بیشتر نگاه می‌کنم به در و دیوار و کمتر نگاه می‌کنم به آدم‌های جدید، نگاهم رو صرفا روی همونا که از قدیم داشتمشون پخش می‌کنم. حین چایی خوردن، قند رو با لبام نگه می‌دارم و صحبت می‌کنم. کتاب‌هام رو دیگه تا زاویه چهل درجه باز نمی‌کنم، کامل بازشون می‌کنم، حتی گاهی یادم میره ببندمشون، همون کتاب‌هایی که یه روزی ازشون مراقبت می‌کردم تا خط و خش نیفته روی جلدشون و عطف و شیرازه‌شون خراب نشه، حالا ناچارا چند ساعت در روز، رها شده و با دهن باز به سقف نگاه می‌کنن. خودم هم مثل کتاب‌هام گاهی با دهن باز وسط خیابون می‌ایستم و روی نیمکت‌ها می‌شینم و آدم‌ها رو نگاه می‌کنم و مقاصدشون رو حدس می‌زنم.
1 201
17
Matn yo'q...
438
18
No-Clear-Mind-No-Man-Is-an-Island-128.mp3
419
19
Matn yo'q...
419
20
04-no_clear_mind-saint_john-3bbefea8.mp3
470