ندانستم
الذهاب إلى القناة على Telegram
بالاخره یه روز دریا رو میبینم. t.me/HarfChatBot?start=596e5feb8b1f
إظهار المزيد2 773
المشتركون
+224 ساعات
+277 أيام
+17530 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+129
في 16 قنوات
أغسطس '26
+283
في 43 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+416
في 87 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+385
في 57 قنوات
Get PRO
مايو '26
+142
في 20 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+11
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+162
في 32 قنوات
Get PRO
يناير '26
+32
في 10 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+216
في 50 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+203
في 39 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+169
في 43 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+123
في 24 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+144
في 35 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+107
في 30 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+76
في 14 قنوات
Get PRO
مايو '25
+208
في 27 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+128
في 23 قنوات
Get PRO
مارس '25
+93
في 19 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+76
في 5 قنوات
Get PRO
يناير '25
+106
في 14 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+126
في 19 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+138
في 10 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+148
في 16 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+371
في 9 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 20 سبتمبر | +2 | |||
| 19 سبتمبر | +3 | |||
| 18 سبتمبر | +6 | |||
| 17 سبتمبر | +10 | |||
| 16 سبتمبر | +4 | |||
| 15 سبتمبر | +14 | |||
| 14 سبتمبر | +3 | |||
| 13 سبتمبر | +2 | |||
| 12 سبتمبر | +11 | |||
| 11 سبتمبر | +5 | |||
| 10 سبتمبر | +10 | |||
| 09 سبتمبر | +10 | |||
| 08 سبتمبر | +1 | |||
| 07 سبتمبر | +7 | |||
| 06 سبتمبر | +12 | |||
| 05 سبتمبر | +9 | |||
| 04 سبتمبر | +5 | |||
| 03 سبتمبر | +2 | |||
| 02 سبتمبر | +7 | |||
| 01 سبتمبر | +6 |
منشورات القناة
امروز روز خوبیه و باید با حرفهای پازتیو شروعش کنیم. شاهکاری سراسر حاوی محتوای محبتآمیز، سراسر عشق و سراسر آرزوی موفقیت برای طرف مقابل. تسکیندهنده روح و روان و مناسب برای رهاسازی خشم فروخفتهشده.
| 2 | Fuck U Archive.mp3 | 325 |
| 3 | لا يوجد نص... | 321 |
| 4 | دوسم دارین؟
t.me/HarfChatBot?start=596e5feb8b1f | 32 |
| 5 | که هر شب از خودم، پناه میبرم به تو. | 428 |
| 6 | آدمی که به خاطر ضعیف به نظر نیومدن غمش رو بیان نمیکنه خیلی گناه داره. تنها گیر افتاده با غم و هیچ دستآویزی نداره. یه کم دور و برش رو نگاه میکنه، کسی رو پیدا نمیکنه که با خیال راحت غمش رو پیشش اظهار کنه، ناچارا دوباره برمیگرده به غم نگاه میکنه که انگشتش رو چسبونده به قفسه سینهش. اون لحظه حداقل کاری که از دست اون آدم برمیاد اینه که یکی دو نفر رو پیدا کنه تا این «با غم بودن» رو نگاه کنن. هیچکاری هم نکنن، هیچی هم نگن، فقط بدونن. اینجوری انگار اون آدم بهونهای پیدا میکنه تا زودتر خوب شه، به تکاپو میفته تا زودتر به اون یکی دو نفر خبر بده که از غم گذر کرده. غمی که تماشاچی نداشته باشه موندگار میشه و غم، وقتی که مطمئن شد اون آدم واقعا تنهاست، یواش یواش انگشتش رو فرو میکنه توی قفسه سینهش و احتمالا برای همیشه وارد وجودش میشه. | 730 |
| 7 | آدمی که به خاطر ضعیف به نظر نیومدن غمش رو بیان نمیکنه خیلی گناه داره. تنها گیر افتاده با غم و هیچ دستآویزی نداره. یه کم دور و برش رو نگاه میکنه، کسی رو پیدا نمیکنه که با خیال راحت غمش رو پیشش اظهار کنه، ناچارا دوباره برمیگرده به غم نگاه میکنه که انگشتش رو چسبونده به قفسه سینهش. اون لحظه حداقل کاری که از دست اون آدم برمیاد اینه که یکی دو نفر رو پیدا کنه تا این «با غم بودن» رو نگاه کنن. هیچکاری هم نکنن، هیچی هم نگن، فقط بدونن. اینجوری انگار اون آدم بهونهای پیدا میکنه تا زودتر خوب شه، به تکاپو میفته تا زودتر به اون یکی دو نفر خبر بده که از غم گذر کرده. غمی که تماشاچی نداشته باشه موندگار میشه و غم، وقتی که مطمئن شد اون آدم واقعا تنهاست، یواش یواش انگشتش رو فرو میکنه توی قفسه سینهش و احتمالا برای همیشه وارد وجودش میشه. | 36 |
| 8 | آدمی که به خاطر ضعیف به نظر نیومدن غمش رو بیان نمیکنه خیلی گناه داره. تنها گیر افتاده با غم و هیچ دستآویزی نداره. یه کم دور و برش رو نگاه میکنه، کسی رو پیدا نمیکنه که با خیال راحت غمش رو پیشش اظهار کنه، ناچارا دوباره برمیگرده به غم نگاه میکنه که انگشتش رو چسبونده به قفسه سینهش. اون لحظه حداقل کاری که از دست اون آدم برمیاد اینه که یکی دو نفر رو پیدا کنه تا این «با غم بودن» رو نگاه کنن. هیچکاری هم نکنن، هیچی هم نگن، فقط بدونن. اینجوری انگار اون آدم بهونهای پیدا میکنه تا زودتر خوب شه، به تکاپو میفته تا زودتر به اون یکی دو نفر خبر بده که از غم گذر کرده. غمی که تماشاچی نداشته باشه موندگار میشه و غم، وقتی که مطمئن شد اون آدم واقعا تنهاست، یواش یواش انگشتش رو فرو میکنه توی قفسه سینهش و احتمالا برای همیشه وارد وجودش میشه. | 1 |
| 9 | لا يوجد نص... | 495 |
| 10 | از دست دادن میتونه شبیه هر چیزی باشه. میتونه شبیه وقتی باشه که پات سر میخوره و همهی تخممرغهایی که دستته میشکنه، یا شبیه وقتی که لباس موردعلاقهات نخکش میشه. میتونه شبیه وقتی باشه که یکی سرت رو میکوبه توی کیک تولدت، یا شبیه وقتی که اتوبوس فقط چند ثانیه قبل از رسیدنت راه میافته. میتونه شبیه وقتی باشه که آرایشگر موهاتو خراب میکنه، یا شبیه وقتی که بعد از ساعتها نوشتن، فایلت ذخیره نمیشه و همهچی از بین میره. میتونه شبیه وقتی باشه که برای یه پیام طولانی فقط یه جواب کوتاه میگیری، یا شبیه وقتی که آدم موردعلاقهات از هدیهای که براش خریدی خوشش نمیاد. از دست دادن میتونه... | 552 |
| 11 | «همیشه» لغت ترسناکیه. مسحور کنندهست، کارش گول زدنه، یهجور روکش قشنگ روی واقعیته. «همیشه» راضیت میکنه قبول کنی خونهای که روی آب ساخته شده هم خونهست، موندنیه، پایداره، تا همیشه هست. اولین بار کی از کلمه «همیشه» استفاده کرد؟ خیلی دوست دارم بدونم اون همیشهای که اون لحظه توی ذهنش بوده همیشه موند؟ یا مثل «همیشه» بعد از یه مدت ریخت و از هم پاشید، پودر شد و از بین رفت. | 664 |
| 12 | احتمالا چیزی که تا اینجای زندگی کشونده من رو و هیچوقت نذاشته که بگم «تموم شد!» آهسته و پیوسته امیدوار بودنمه. هیچموقع هیچ مسئلهای تموم نشده واسم. از اینام که دستشون به وسیله پرت دادن نمیره، یه انباری آرزوی از مد افتاده و رویای دست و پا شکسته دارم که نتونستم بپذیرم که خراب شدن. همهشون رو نگه داشتم تا یه روزی بالاخره به کارم بیان. | 3 537 |
| 13 | احتمالا چیزی که تا اینجای زندگی کشونده من رو و هیچوقت نذاشته که بگم «تموم شد!» آهسته و پیوسته امیدوار بودنمه. هیچموقع هیچ مسئلهای تموم نشده واسم. از اینام که دستشون به وسیله پرت دادن نمیره، یه انباری آروزی از مد افتاده و رویای دست و شکسته دارم که نتونستم بپذیرم که خراب شدن. همهشون رو نگه داشتم تا یه روزی بالاخره به کارم بیان. | 1 |
| 14 | اینجا مثل یه جنازه روی دستم مونده. جنازهای که هر چقدر بخوام وانمود کنم زندهست و جون داره بیفایدهست، چیزی از مرده بودنش کم نمیکنه. چه کت و شلوار تن جنازه این چنل کنم و آرایشش کنم و بذارمش توی تابوت پر زرق و برق، چه آتیشش بزنم و پخشش کنم توی دریا، فرقی نداره؛ مرده. هر چیزی که بخوام بگم رو قبلا گفتم، هر چیزی که نگفتم رو قبلا یکی دیگه گفته. هر چیزی دورهای داره و دوره اینجا هم تموم شده و دیگه نمیدونم با چه ترفندی سرپا نگهش دارم. همین چیزایی هم که گفتم به نظرم تکراری میان. ضعیف و بیجون شدم. بهم نگاه نکنید و نخونیدم. بذارید توی آرامش کار رو تموم کنم. مثل طفل تا خرتناق شیر خورده آرومم و دراز کشیدم و میخوام چشمام رو ببندم و به یه خواب ابدی فرو برم. باید… باید… نمیدونم. باید و نبایدی ندارم دیگه اینجا. هستش و هستم. | 407 |
| 15 | گذر. | 829 |
| 16 | +9 DrTel-Drawn On The Shore.mp3 | 1 |
| 17 | گذر. | 1 |
| 18 | DrTel-Path.mp3 | 1 |
| 19 | گذر. | 1 |
| 20 | خب خاطراتم از استاد تموم شد. برگردیم به روال قبلی چنل، واقعا چرا خلق شدیم؟ | 455 |
