es
Feedback
ندانستم

ندانستم

Ir al canal en Telegram

به هر جا رسیدم به عشق تو بود. https://t.me/HarfChatBot?start=596e5feb8b1f

Mostrar más
2 082
Suscriptores
+1224 horas
+1377 días
+34330 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+257
en 43 canales
mayo '26
+142
en 17 canales
Get PRO
abril '26
+11
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+5
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+162
en 30 canales
Get PRO
enero '26
+32
en 10 canales
Get PRO
diciembre '25
+216
en 50 canales
Get PRO
noviembre '25
+203
en 38 canales
Get PRO
octubre '25
+169
en 41 canales
Get PRO
septiembre '25
+123
en 24 canales
Get PRO
agosto '25
+144
en 34 canales
Get PRO
julio '25
+107
en 30 canales
Get PRO
junio '25
+76
en 14 canales
Get PRO
mayo '25
+208
en 27 canales
Get PRO
abril '25
+128
en 23 canales
Get PRO
marzo '25
+93
en 19 canales
Get PRO
febrero '25
+76
en 5 canales
Get PRO
enero '25
+106
en 14 canales
Get PRO
diciembre '24
+126
en 19 canales
Get PRO
noviembre '24
+138
en 10 canales
Get PRO
octubre '24
+148
en 16 canales
Get PRO
septiembre '24
+371
en 9 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
14 junio+7
13 junio+14
12 junio+5
11 junio+88
10 junio+16
09 junio+21
08 junio+6
07 junio+9
06 junio+30
05 junio+22
04 junio+3
03 junio+15
02 junio+8
01 junio+13
Publicaciones del Canal
آهنگ عصرگاهی.

2
2_5244878925024238625.mp3
63
3
به غم قول دادم گاهی اوقات بغلش کنم. تیغ‌هایی که سراسر بدن سیاهش رو پوشونده هر بار میره توی تنم ولی خب، قول دادم. عوضش اونم قول داده که همیشه نیاد سراغم، بچه خوبی باشه و سر کار و توی مهمونی و وسط خندیدن و وقتی که دارم با بقیه حرف می‌زنم و وقتی که خوشحالی پیشمه نیاد پیشم‌. هر روز صبح که بیدار میشم بهش میگم تو همین گوشه توی خونه بمون، هر موقع برگشتم تماما در اختیار توام‌. تازه تنهایی هم توی اتاق بغلیه، می‌تونید دوتایی با هم بیاین دهنم رو صاف کنین.
190
4
گاهی غم به زور می‌خواد خودش رو بندازه توی بغلم که با ممانعت من رو به رو میشه. اون لحظه توی نگاه اخموی غم یه بالاخره که میام سراغت خاصی هست و توی نگاه من یه تو رو خدا فعلا کاری باهام نداشته باشِ خاصی. من و غم بعد از این همه سال در کنار هم بودن، یاد گرفتیم با هم کنار بیایم‌.
178
5
+1
Sin texto...
185
6
Close 2022 ‧ Drama/Coming-of-age story ‧ 1h 45m
280
7
از لحاظ توانایی عمق بخشیدن به یک فیلم، کل هالیوود و متعلقات اینترنتی‌ش، عمرا اگه به گرد پای سینمای فرانسه برسن. هر بار که یه فیلم عمیق از سینمای فرانسه می‌بینم این‌جوری‌ام که کاش شهاب سنگ بهم می‌خورد و این فیلم رو نمی‌دیدم. جوری که بعدش باید برم توی بالش عربده بزنم تا آروم شم. حس می‌کنم یه گله گراز وحشی از روم رد شدن وقتی فیلم تموم میشه و باور نمی‌کنم که چشمام این حجم عظیم نمایشِ جزئیات انسانی رو دیدن. بی‌‌یِن ژووی سینمای فرانسه؛ دست مریزاد.
286
8
از لحاظ توانایی عمق بخشیدن به یک فیلم، کل هالیوود و متعلقات اینترنتی‌ش، عمرا اگه به گرد پای سینمای فرانسه برسن. هر بار که یه فیلم عمیق از سینمای فرانسه می‌بینم این‌جوری‌ام که کاش شهاب سنگ بهم می‌خورد و این فیلم رو نمی‌دیدم. جوری که بعدش باید برم توی بالش عربده بزنم تا آروم شم. حس می‌کنم یه گله گراز وحشی از روم رد شدن وقتی فیلم تموم میشه و باور نمی‌کنم که چشمام این حجم عظیم نمایشِ جزئیات انسانی رو دیده. بی‌‌یِن ژووی سینمای فرانسه؛ دست مریزاد.
1
9
یا «بغلم کن»
یا «بغلم کن»
286
10
به هر جا رسیدم به عشق تو بود.
528
11
حمل بر ناله نشه اما دائم حس می‌کنم توی موقعیتی‌ام که هم باید بمیرم هم باید زنده بمونم. یا باید جرات کنم و به امید زنده موندن از طبقه سوم ساختمون در حال سوختن بپرم یا باید همون‌جا بمونم و بسوزم. هم باید از هیولا فرار کنم هم باید محکم سر جام بایستم تا فراری‌ش بدم. چه بدونم. به قول دوست خوبم کیگو هیگاشینو: «حتی نبردی که می‌دونی قراره توش ببازی ارزش جنگیدن داره.» فکر کنم خیلی ربطی نداشت به چیزایی که گفتم ولی خب؛ حق با کیگوئه.
556
12
امشب اون زندانی‌ام که فقط یک راه برای نجات به ذهنش می‌رسه؛ مردن. مثل فیلما باید از اون زهرها بخورم که یارو می‌میره اما واقعا نمی‌میره. همراه زهر هم باید یه بطری بند انگشتی و کوچیک پادزهر رو قورت بدم و امیدوار باشم که طبق برنامه‌ریزی‌های ذهنیم، راس ساعت مد نظرم، شیشه توسط اسید معده‌‌م بشکنه و پادزهر سریعا زهر رو خنثی کنه. بعدش هم مثل جان اسنو تو اون سکانسه یه دفعه بگم هیییعععععع! و دوباره چشمام رو باز کنم. نفسم که جا اومد آروم زیپ کیسه رو باز کنم و راننده‌ی نعش‌کشی که داره منو می‌بره به سمت قبرستون و بیخیال و رها از دنیا و ما فیها داره "مثل تموم دنیا، حال منم خرابه، خرابه، خرابه" گوش میده رو خفت کنم‌. نمی‌دونم. خیلی کلیشه شد. همون تو زندان بمونم بهتره با این نقشه کشیدنم.
183
13
دوست دارم یه روز «یاغی تبار» رو از نزدیک ببینم و ازش بپرسم چی از سر گذروندی اکبر آقا؟ زیر آوار کدوم ساختمون دفن شدی؟ کدوم شهرِ بعد از سیل رو تبدیل به کلمه کردی و نوشتی «پس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل کردن!»
650
14
دوست دارم یه روز "یاغی تبار" رو از نزدیک ببینم و ازش بپرسم چی از سر گذروندی اکبر آقا؟ زیر آوار کدوم ساختمون دفن شدی؟ کدوم شهرِ بعد از سیل رو تبدیل به کلمه کردی و نوشتی «پس از تو روی من بمبای خنثی هم عمل کردن!»
1
15
"آن" یک روز ناگهان بنا را بر این گذاشت که دیگر با "او" _کسی که سال‌ها کنارش زندگی کرده بود_ کاری نداشته باشد. با گذشت زمان چیزی در درونش شکسته شده بود که نمی‌توانست بیان کند. روی مبل می‌نشست و با چهره‌ای که ابدا حرفی برای گفتن نداشت به اجسام خانه خیره می‌شد. "او" اما همچنان با عشق و علاقه وصف‌ناپذیری به "آن" نگاه می‌کرد. روزگاری هر دوی آن‌ها ساعت‌ها با هم قدم می‌زدند و راجع‌ به مسائل مختلف صحبت می‌کردند اما حالا دیگر از روزگار گذشته خبری نبود. وقتی "آن" تنها روی میز می‌نشست و غذا می‌خورد "او" نه نزدیکش می‌شد و نه چیزی درخواست می‌کرد. تنها از دور با کنجکاوی مطبوعی نگاهش می‌کرد. انگار در چشم‌هایش نوشته شده باشد: اگر تو‌ میل کنی، من هم سیر می‌شوم. هر چقدر که "آن" لقمه‌ها را با اخم قورت می‌داد نگاه "او" لطیف‌تر می‌شد. روزی که بالاخره "آن" به نشانه‌ درخواستی برای با هم غذا خوردن ظرف غذا را پیش کشید "او" نه از خود بی‌ خود شد، نه هیجان‌زده به سمت "آن" هجوم آورد. آرام و با متانت همیشگی کنارش نشست. انگار که بخواهد بگوید: تو دلایل خودت را برای با من غذا نخوردن داشتی. اما از تو ممنونم که امروز به یادم افتادی.
86
16
شکل تنهایی این روزهای آدم‌ها با قبلا خیلی فرق داره. اگه قبلا معنا و مفهوم تنهایی نبود یک شخص در کنار آدم بود الان معنای تنهایی خالی بودنه. وقتی از درون احساس خالی بودن کنی دیگه فرقی نداره یه نفر کنارت باشه یا هزار نفر. فرقی هم نداره که یه نفر کنارت نباشه یا کل دنیا.
825
17
بعضی موقع‌ها دلم نمی‌خواد بشنوم. فقط در "کنارم بودن" واسم مهمه. من دراز کشیدم و نزدیک و رو به دیوارم، به هیچی فکر نمی‌کنم، در حال حاضر تمام جهان برام همین دیواره، فقط چشمام کار می‌کنن، نه ذهنم و نه گوشم. اما تو بشین کنارم، دستت رو بذار روی شونه‌م، هیچی نگو، بهم نگو برگرد، برم نگردون اما پیشم بمون. نذار توی این تنهایی تنها باشم.
937
18
یک آهنگ ظهرگاهی دیگه و یکی دیگه از جگرگوشه‌هام برای شما جگرخوارها. امروز راهکار مغزم برای پر کردن حفره تنهاییم گوش دادن به آهنگه. هر چاله‌‌ای که تو روحم ببینم با یه آهنگ پرش می‌کنم.
67
19
مرثیه‌‌ای بی‌کلام برای جهنم.
72
20
موزیک مخصوص گوش دادن در کله ظهر روز جمعه. شاهکار ماندگار Moby که در فیلم جیسون بورن پخش شد. فیلم جیسون بورن راجع به چیه؟ مهم نیست. یه فیلم پلیسی سراسر کلیشه. آهنگ رو گوش بدیم و هر چیزی که اذیتمون می‌کنه رو از پنجره بندازیم پایین.
183