سهم من از جهان
Kanalga Telegram’da o‘tish
[آنچه یک ماهی در دریای خروشان زندگیش تجربه میکند و در آستانهی کوچ به اقیانوس دیگریست.] میتونی ماهی صدام کنی در تلاش برای آدمِ بهتری شدن. 📚 .
Ko'proq ko'rsatish2 719
Obunachilar
+124 soatlar
+1427 kunlar
+28430 kunlar
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+217
23 kanalda
Iyun '26
+228
35 kanalda
Get PRO
May '26
+112
22 kanalda
Get PRO
Aprel '260
1 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+104
18 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+103
31 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+107
28 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+179
27 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+154
33 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+166
25 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+186
44 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+183
19 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+121
32 kanalda
Get PRO
May '25
+144
26 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+199
28 kanalda
Get PRO
Mart '25
+208
36 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+84
18 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+105
18 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+111
35 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+159
30 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+230
30 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+167
40 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+163
29 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+142
28 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+127
23 kanalda
Get PRO
May '24
+155
19 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+186
29 kanalda
Get PRO
Mart '24
+118
23 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+45
8 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+143
19 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+159
12 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+79
10 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+48
3 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+55
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+46
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+111
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+29
0 kanalda
Get PRO
May '23
+66
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+57
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+48
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+21
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+14
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+7
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+43
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+40
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+60
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+276
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 17 Iyul | +1 | |||
| 16 Iyul | +3 | |||
| 15 Iyul | +7 | |||
| 14 Iyul | +2 | |||
| 13 Iyul | +21 | |||
| 12 Iyul | +58 | |||
| 11 Iyul | +58 | |||
| 10 Iyul | +6 | |||
| 09 Iyul | +9 | |||
| 08 Iyul | +6 | |||
| 07 Iyul | +14 | |||
| 06 Iyul | +6 | |||
| 05 Iyul | +8 | |||
| 04 Iyul | +3 | |||
| 03 Iyul | +2 | |||
| 02 Iyul | +7 | |||
| 01 Iyul | +6 |
Kanal postlari
Repost from Daily Digest
هیچکس انتخاب نمیکنه که با ترومای جنگی زندگی کنه
با خبرای بد بیدار شه
یا هر صبح بار ترس و ابهام رو به دوشش بکشه.
اما اگه چیزی هنوز در اختیار ما باشه اینه که میتونم انتخاب کنیم با این درد چیکار کنیم؛
میخوام یادت بندازم تنها نیستی
اگه خستهای، اگه خشمگینی،
اگه احساسی درونت داری که نمیدونی چیه
مشکل از تو نیست؛
تو فقط یه انسانی
که داره تلاش میکنه تو شرایط
غیر انسانی، سلامت روانش رو حفظ کنه.
همین تلاش یعنی تو زندهای
نوری داری که هنوز خاموش نشده.
| 2 | "در مورد بعضی از چیزها نمیشود صحبت کرد. در مورد بعضی از چیزها فقط میشود گریه کرد." | 269 |
| 3 | دیشب با دوستم حرف زدم، میگفت چند ساعت قبل اینکه اون پل رو بزنن، همسرش داشته ازش عبور میکرده. تپش قلب داشت. حالش نابهسامون بود. تمام روزهای جنگ اومد جلوی چشمم. تمام صداها، تمام نورها. میفهمیدم از چی میگه، میفهمیدم، اما نمیتونستم حسم رو بیان کنم. زبونم قفل بود. اون هم نمیتونست کلمات رو درست کنار هم قرار بده. چندبار گوشی رو قطع کرد، دوباره تماس گرفت. با هم گریه کردیم. | 393 |
| 4 | بدیش اینه که واقعاً نمیدونم باید چه کنم. اون «کاسهٔ چه کنم چه کنم» دست منه الان. | 385 |
| 5 | خیلی نگرانم. از دنبال کردن اخبار دست بر نمیدارم. نمیدونم چی میشه. | 384 |
| 6 | شاید هم به خاطر اینه که برای این که با اون موقعیت بتونیم کنار بیایم و بتونیم موفق عمل کنیم و درواقع بتونیم دووم بیاریم، مجبوریم که متناسب با شرایط و پیشنیازهای اون شغل رفتار کنیم. چون اگر خودمون رو هماهنگ نکنیم از دستش میدیم. چیزی شبیه به انتخاب طبیعی. | 381 |
| 7 | من تو زندگی عادی اصلا از بچهها خوشم نمیآد و نمیتونم تحملشون کنم. اما معلمی اصلا احساس «تحمل کردن» بهم نمیده و خیلی هم ازش لذت میبرم. عجیبه ها. | 352 |
| 8 | انقدر خوشم میاد یکچیزی مینویسم و بعد نظرتون رو بهش سنجاق میکنید و برام مینویسید. 💞 | 411 |
| 9 | من فکر میکنم ما بخش هایی از خودمون رو توی شغل مون پیدا می کنیم و بیشترش رو همونجا خرج می کنیم. این میشه که تو موقعیت های دیگه ازش کمتر بهره می بریم. تحقیقاتی هم راجع بهش هست که اینو تایید میکنه. | 419 |
| 10 | من به شخصه بی نهایت کم صبرم. حتی یک مکالمه عادی هم اگر بدونم نتیجه مکالمه چیه واقعاً برام سخته که بهش گوش بدم.
اما در کلاس درس، نسخه عجیبی از صبر و حتی سهلگیری دارم که در بقیه زندگیم نیست. بعضی وقتها واقعاً معتقدم که تمام کاسه صبرم رو تو کلاسم خرج میکنم.
به قول ماهی، من با تدریس فهمیدم که عه! من میتونم آدم صبوری باشم. و همیشه برام سواله که اگه شغل دیگه داشته باشم قراره چه چیز دیگهای رو راجع به خودم بفهمم؟ | 433 |
| 11 | میگن آدمها کمکم شبیه شغلشون میشن. مدتها فکر میکردم این حرف درسته، اما یکجایی فهمیدم ماجرا پیچیدهتر از اینهاست. حالا چرا؟ بیشتر وقت من به تدریس میگذره و اگر قرار باشه یک مهارت رو از این کار یاد گرفته باشم، صبره. سر کلاس میتونم یک نکته رو برای نفر پنجم با همون حوصلهای که برای نفر اول وقت گذاشتم، توضیح بدم بدون اینکه کلافه بشم. اما این تجربه باعث شد به یک چیز دیگه هم فکر کنم؛ شاید فقط یاد گرفتم توی یک موقعیت خاص، این مهارت رو به کار بگیرم. چون بیرون از کلاس، من همون آدم صبور نیستم. در خیلی از موارد، زود بیحوصله و کلافه میشم و دلم میخواد همهچیز سریعتر پیش بره. و خب برام جالب بود که آیا برای باقی هم همینطوره؟ یعنی اینطور نیست که هرکدوممون نسخههای مختلفی از خودمون رو توی موقعیتهای مختلف زندگی کنیم؛ نسخهای که حین کار صبوره، توی ترافیک کمطاقته، کنار دوستاش پرانرژی و توی تنهاییش آرومه؟ شاید همیشه آدمها شبیه شغلشون نمیشن. فقط بعضی از بهترین بخشهای خودشون رو توی اون نقش پیدا میکنن. | 529 |
| 12 | میفرماد که حفظ کردن حد و مرزهایی که برای خودت تعیین کردی، بعضی وقتا منجر به شرایطهای معذب میشه. مثلا وقتی یه نفر بابت اینکه نمیتونه جفتپا بیاد توی حد و مرزهات اذیته، و تو از اینکه اون اذیته اذیتی؛ ولی مجبوری به جای اینکه به ندای مهرطلبِ مردمدوستِ درونت گوش بدی و به نجاتِ طرف بشتابی، در همون شرایط معذب پای حد و مرزهات وایسی. | 436 |
| 13 | اون قسمت از برنامهٔ فردوسیپور که بازیکن تیم ملی فوتبال زنان یهو وسط حرف زدنش حجابش رو گرفت که نیفته، قلبمو درد آورد. یعنی آدم هر روز از یه چیزی توی این زندگی سیلی میخوره، این یکی هم جور دیگهای درد داشت. چون با گوشت و پوست و استخونت تجربه کردی، میفهمی اون واکنش که «ممکنه سال دیگه راهم ندن» (نقل به مضمون)، یعنی چی. یعنی حتی قبل از اینکه کسی چیزی بگه، خودش میره سراغ بدترین پیامد ممکن. حالا فردوسیپور خندید، مهمونها هم خندیدن، شاید واقعاً میخواستن فضا عادی بشه ولی برای من اون لحظه اصلاً خندهدار نبود. خیلی درد داشت. خیلی. | 511 |
| 14 | پست جدید ژورنال و بعدیهاش میتونه یه باور اشتباه رو که شما هم قبولش داشتید نشونه بگیره ؛)
اونم براساس پژوهشهای معتبر!
از دستش ندید. | 478 |
| 15 | اگر امروز کنکور داشتید یا آزمونتون پیش روئه، امیدوارم با آرامش و موفقیت از پسش بربیاید. این روزها ذهن خیلیهامون پر از غم، نگرانی و آشفتگیه و تمرکز کردن آسون نیست. ولی همین که با وجود همهٔ این فشارها برای آیندهتون تلاش میکنید و دست از هدفتون نکشیدید، واقعاً ارزشمند و تحسینبرانگیزه. امیدوارم نتیجه، جبران همهٔ زحمات و صبوریتون باشه. 🌱 | 1 155 |
| 16 | شیر آب را باز میکنم که لیوانم را پر کنم، صدای آب که میپیچد، یکهو بغضم میگیرد. چای را دم میکنم و تا کتری به جوش بیاید، بیاختیار اشکهایم سرازیر میشوند. لباسهایم را یکییکی تا میزنم و وسط همان کار ساده، دستهایم از حرکت میایستند. میخواهم جواب ایمیلی را بدهم، چند کلمه مینویسم، پاک میکنم و فقط به صفحه خیره میمانم. فایلهای مقالهم باز مانده و عمداً نادیدهشان میگیرم. انگار غم، دیگر برای آمدنش به بهانه احتیاج ندارد. خودش را لابهلای معمولیترین کارهای روز پنهان کرده؛ میان صدای آب، بوی چای، چین لباسها و صفحهٔ روشن گوشی. حال هیچکداممان آنقدرها که وانمود میکنیم خوب نیست. فقط یاد گرفتهایم کارهای روزمره را انجام بدهیم، و در همان حال، یک غم سنگین را هم با خودمان این طرف و آن طرف بکشیم. | 672 |
| 17 | لطفاً پستهای زیر رو برای اهدای خون چک کنید و اطلاع رسانی کنید.
مراکز اهدای خون تهران / شرایط اهدای خون / مراکز اهدای خون جنوب / از شهرهای دیگه هم خون بدیم به جنوب میرسه؟ | 409 |
| 18 | اگر باز هم اطلاعیهای بود، بهم بگید تا اینجا قرار بدم. | 170 |
| 19 | بانک خون در جنوب کشور با کمبود مواجه شده. هرکسی میتونه اهدا کنه امروز بره انجام بده بچهها! | 533 |
| 20 | از استاد به دانشجو:
ما میدونیم پاسخ سوالات امتحانی رو چت ژپتو جواب میده، اما خودتون هم به جواب نگاه کنید، شاید جواب به سوال نمیومد، شاید جای اشتباهی رو ارجاع داده بود، شاید استاده سر کلاس این جواب رو قبول نداشته و چیز دیگهای گفته بود. | 688 |
