es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

سهم من از جهان

سهم من از جهان

Ir al canal en Telegram

[آنچه یک ماهی در دریای خروشان زندگی‌ش تجربه می‌کند و در آستانه‌ی کوچ به اقیانوس دیگری‌ست.] می‌تونی ماهی صدام کنی در تلاش برای آدمِ بهتری شدن. 📚 .

Mostrar más
2 814
Suscriptores
Sin datos24 horas
+417 días
+1030 días
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+73
en 18 canales
septiembre '26
+95
en 17 canales
Get PRO
agosto '26
+148
en 19 canales
Get PRO
julio '26
+320
en 35 canales
Get PRO
junio '26
+228
en 38 canales
Get PRO
mayo '26
+112
en 23 canales
Get PRO
abril '260
en 1 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+104
en 20 canales
Get PRO
enero '26
+103
en 34 canales
Get PRO
diciembre '25
+107
en 28 canales
Get PRO
noviembre '25
+179
en 28 canales
Get PRO
octubre '25
+154
en 33 canales
Get PRO
septiembre '25
+166
en 25 canales
Get PRO
agosto '25
+186
en 44 canales
Get PRO
julio '25
+183
en 19 canales
Get PRO
junio '25
+121
en 32 canales
Get PRO
mayo '25
+144
en 26 canales
Get PRO
abril '25
+199
en 28 canales
Get PRO
marzo '25
+208
en 36 canales
Get PRO
febrero '25
+84
en 18 canales
Get PRO
enero '25
+105
en 18 canales
Get PRO
diciembre '24
+111
en 35 canales
Get PRO
noviembre '24
+159
en 30 canales
Get PRO
octubre '24
+230
en 30 canales
Get PRO
septiembre '24
+167
en 40 canales
Get PRO
agosto '24
+163
en 29 canales
Get PRO
julio '24
+142
en 28 canales
Get PRO
junio '24
+127
en 23 canales
Get PRO
mayo '24
+155
en 19 canales
Get PRO
abril '24
+186
en 29 canales
Get PRO
marzo '24
+118
en 23 canales
Get PRO
febrero '24
+45
en 8 canales
Get PRO
enero '24
+143
en 19 canales
Get PRO
diciembre '23
+159
en 12 canales
Get PRO
noviembre '23
+79
en 10 canales
Get PRO
octubre '23
+48
en 3 canales
Get PRO
septiembre '23
+55
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+46
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+111
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+29
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+66
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+57
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+48
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+21
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+14
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+7
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+13
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+43
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+40
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+60
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+276
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
20 octubre+1
19 octubre+2
18 octubre+13
17 octubre+16
16 octubre+7
15 octubre+2
14 octubre+5
13 octubre+3
12 octubre+6
11 octubre+3
10 octubre+1
09 octubre0
08 octubre+4
07 octubre+2
06 octubre+2
05 octubre+1
04 octubre+1
03 octubre+1
02 octubre0
01 octubre+3
Publicaciones del Canal
تا وقتی خودتون قربانی حسادت نشده باشید، نمی‌دونید چقدر می‌تونه از درون تغییرتون بده. حسادت که همیشه با دشمنی و بدخواهی مشخص و واضح بروز نمی‌کنه. پشت لبخندیه که گرماش رو حس نمی‌کنید، پشت سکوتیه که بعد از گفتن خبر خوب می‌بینید، توی چشم‌هاییه که از خوشحال بودنتون تنگ و کوچیک می‌شه. کم‌کم یه چیزی توی وجودتون عوض می‌شه. دیگه مثل قبل از خوشحالی‌هاتون حرف نمی‌زنید، قبل از ذوق کردنتون مکث می‌کنید، حتی غم‌هاتون رو هم پنهون می‌کنید چون دیگه نمی‌دونید چه کسی واقعاً از ناراحتیتون غصه می‌خوره و چه کسی از شنیدنش احساس بهتری داره‌. تجربهٔ مورد حسادت واقع شدن فقط اعتمادتون به یه آدم رو از بین نمی‌بره؛ تلخ‌ترین اثرش اینه که کاری می‌کنه که به قشنگ‌ترین احساسات خودتون هم شک کنید. یاد می‌گیرید شادی‌هاتون رو مخفی کنید، موفقیت‌هاتون رو کوچیک جلوه بدید و برای اینکه کسی از درخشیدنتون ناراحت نشه، کم‌نورتر از چیزی که هستید زندگی کنید.

2
امروز داشتم آروم‌آروم برای خودم راه می‌رفتم که یه ذره اون‌طرف‌تر، یه آقا و خانم موتورسوار بدجور زمین خوردن. انگار یه ماشین براشون مزاحمت ایجاد کرده بود. هنوز درست نفهمیده بودیم چی شده که دیدم همه‌مون داریم به سمتشون می‌دویم تا موتور رو از روشون برداریم. نمی‌دونم چرا ولی لحظهٔ عجیبی بود. چند ثانیه قبل، هرکدوم‌مون غرق زندگی خودمون بودیم و بدون اینکه همدیگه رو بشناسیم یا حتی بدونیم دقیقاً چه اتفاقی افتاده داشتیم سعی می‌کردیم به دو نفر کمک کنیم. بله، آدم‌ها ناامیدت می‌کنن و همون آدم‌ها، درست وقتی انتظارش رو نداری، یادت میندازن که هنوز چیزی برای امیدواری هست.
205
3
واقعا دلم طبیعت‌گردی و قدم زدن کنار درخت و مناظر سبز، زیر آسمون آبی پر از ابرهای سفید و با یه نسیم خنک می‌خواد🌳☁️
228
4
اما یه نکتهٔ ظریف هم هست که به نظرم باید جدی گرفت. طبق تجربه‌م به این نتیجه رسیدم که هر کلاسی ظرفیت این گفت‌وگو رو نداره. اینکه از دانشجو بخواید دربارهٔ تجربه‌ش از کلاس حرف بزنه، ذاتاً اتفاق خوبیه اما به این معنی نیست که هر بازخوردی که می‌گیرین لزوماً صادقانه، منصفانه یا قابل استفاده‌ست. بعضی وقت‌ها دانشجو هنوز نمی‌دونه چطور باید نقد کنه و بعضی وقت‌ها هم انتظار داره هر چیزی که دوست نداره تغییر کنه حتی اگر اون چیز بخشی از مسئولیت یادگیری خودش باشه. به نظرم قبل از اینکه از دانشجوها بخوایم دربارهٔ تدریسمون نظر بدن، باید ببینیم آیا در کلاس فضایی ساختیم که این گفت‌وگو بتونه به رشد منجر بشه یا نه. چون صرف پرسیدن نشونهٔ خوب بودن یک معلم نیست. مهم‌تر از اون اینه که بدونیم از چه کسی، در چه شرایطی و با چه انتظاری داریم می‌پرسیم. #teaching
281
5
اگر معلمید پیشنهاد می‌کنم یک‌ وقت‌هایی رو به شنیدن صدای دانشجوهاتون اختصاص بدین. ازشون بپرسین تجربه‌شون از کلاس چیه و چه چیزهایی به یادگیری‌شون کمک می‌کنه. این کار بهتون کمک می‌کنه: ۱. فاصله‌ای رو ببینین که بین چیزی که فکر می‌کنین توی کلاس اتفاق میفته و چیزی که دانشجو واقعاً تجربه می‌کنه وجود داره. ما به‌عنوان معلم ممکنه از کیفیت تدریسمون راضی باشیم اما لزوماً به این معنی نیست که دانشجو هم همون تجربه رو داره. ۲. فیدبک گرفتن فرصتیه برای اینکه نقاط ضعفمون رو بشناسیم، دربارهٔ روش‌هامون تجدیدنظر کنیم و توی حرفه‌مون رشد کنیم. به نظرم معلم خوب کسیه که به‌اندازهٔ کافی اعتمادبه‌نفس داره تا بپرسه «کاری که دارم انجام می‌دم واقعاً به یادگیریتون کمک می‌کنه؟» #teaching
272
6
نمی‌دونم باید اسمش رو بذارم «نظریهٔ نامحبوب» یا نه، ولی به نظرم ارشد خوندن توی بعضی از رشته‌ها —مشخصاً رشتهٔ خودم اولیشه— وقتی قرار نیست توی بازار کار تفاوتی بین مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد قائل بشن تصمیم چندان عاقلانه‌ای نیست. اگر می‌خوای توی محیط آکادمیک رشد کنی، مسیر پژوهش رو ادامه بدی یا برای ورود به مقطع دکتری آماده بشی، ارشد خوندن انتخاب مناسبیه. اما اگر هدفت ورود به بازار کاره، باید از خودت بپرسی این دو سال قراره دقیقاً چه چیزی بهت اضافه کنه؟ مهارتی یاد می‌گیری که کارفرما بابتش بهت پول بیشتری بده؟ موقعیت شغلی بهتری پیدا می‌کنی؟ یا صرفاً یه مدرک به مدرک دیگه‌ت اضافه می‌شه؟ واقعیت اینه که مدرک بالاتر لزوماً به معنی مهارت بیشتر یا درآمد بالاتر یا شانس استخدام و امثال این موارد نیست. حتی یک‌وقتهایی با مدرک بالاتر وارد بازاری می‌شی که نه برای تخصصت جایگاه مشخصی داره و نه حاضره بابتش دستمزد بیشتری بده. اون‌وقت ممکنه برای بعضی از موقعیت‌های شغلی هم اورکوالیفاید بشی. خب‌ چرا توی چنین شرایطی دو سال دیگه از عمرت رو صرف گرفتن مدرکی کنی که معلوم نیست چه کمکی به آیندهٔ شغلیت می‌کنه؟ بهتر نیست همون دو سال رو صرف پیدا کردن یک شغل مناسب و کسب درآمد‌ یا یاد گرفتن مهارت و ساختن استقلال مالیت کنی؟ البته مسئله مخالفت با تحصیلات تکمیلی نیست. رطب‌خورده هم منع رطب نمی‌کنه. چون خودم این مسیر رو رفتم و می‌دونم به ترکستانه، می‌خوام توی ذوق دیگران نخوره. صرفاً چون ادامه تحصیل مسیر آشناتر و پذیرفته‌شده‌تریه، دو سال دیگه از زندگی‌مون رو بهش اختصاص می‌دیم؟
345
7
دانشجوهای سالهای پیشم بهم پیام می‌دن که ارشد قبول شدن و من بال درمیارم. این بین، یک‌سری هم بودن که اون نتیجه‌ای رو که می‌خواستن از ارشد نگرفتن. احساس بدی هم داشتن چون هم‌کلاسی‌هاشون جلو رفته بودن. من یه چیزی بهشون گفتم که با توجه به رشته‌مون تونست آرومشون کنه:
332
8
حالا همین دیروز گفتم «حسرت‌خور» نیستم. این روزگار هم می‌گرده ببینی چی رو منکر می‌شی، همونو می‌ذاره توی کاسه‌ت.
356
9
با توجه به اینکه هم دانشجو هستم و هم شاغل باید بگم دانشجو بودن راحت‌ترین کاری بوده که تا حالا انجام داده‌م. کاش برگردم به روزهایی که اندک‌ترم بودم. از این سر دانشکده به اون سرش می‌دویدم، با ذوق یاد گرفتن و شوق کشف کردن. عصرها با دوست‌هام برای پیاده‌روی توی میدون انقلاب و قهوه خوردن برنامه می‌ریختیم. حواسمون هم بود که سفر و مهمونی‌هامون تحت هیچ شرایطی کنسل نشن. آخر هفته‌ها هم کلاس زبان داشتم و موسیقی. دغدغهٔ پول و تورم و جنگ و شغل و قطعی اینترنت هم نداشتم. انگار اون روزها، با همهٔ درس و تکلیف و دغدغه‌هاش، زندگی یه فضای امنی داشت که حالا هرچی می‌گردم، پیداش نمی‌کنم.
359
10
دلم «زندگی کردن» می‌خواد بدون فکر به «بعداً چی می‌شه».
438
11
نتایج ارشد هم اومد؟ خب من دیگه گرم کنم برای نوورودی‌های جدید.
407
12
من هنوز هم نمی‌خوام آدم حسرت‌خوری باشم. هنوز فکر می‌کنم حسرت، اگر تموم فضای ذهن آدم رو اشغال کنه، چیزی ازش می‌گیره که پس‌گرفتنش آسون نیست. اما نمی‌خوام برای فرار از حسرت، اون‌قدر روی سازگارشدن با محدودیت‌هام کار کنم که یک روز یادم بره این محدودیت‌ها انتخاب من نبوده‌ن.
483
13
بعضی روزها یک تصویر ساده کافیه تا فاصلهٔ میون اونچه هست و اونچه می‌تونست باشه، دوباره جلوی چشم‌هات قرار بگیره. فاصلهٔ میون زنی که می‌تونی باشی و زنی که اجازه داری باشی. میون انتخابی که برای دیگران اون‌قدر عادیه که حتی به چشم نمیاد و انتخابی که برای تو به یه مسئلهٔ دائمی تبدیل شده. حسرت من، حسرت بدیهی‌بودن یک انتخابه. اینکه بتونی صبح از خواب بیدار بشی، لباس بپوشی، از خونه بیرون بری و تموم انرژی و فکرت رو صرف کار، زندگی، علایق و دغدغه‌هات کنی، نه اینکه بخشی از وجودت همیشه درگیر چیزی باشه که برای خیلی‌ها اصلاً مسئله نیست.
482
14
من خیلی آدم حسرت‌خوری نیستم. دروغ چرا؟ یاد گرفتم نباشم. نه اینکه چیزی برای حسرت خوردن نداشته باشم، اتفاقاً کم هم نیست. فقط به‌مرور فهمیدم حسرت می‌تونه ترمز آدم باشه. می‌تونه مثل زالو انرژیت رو بمکه و تو رو توی زندگی‌هایی نگه داره که هیچ‌وقت فرصت تجربه‌کردنشون رو نداشتی. برای همین سعی می‌کنم با «کاش» کمتر زندگی کنم چون نمی‌خوام نداشتنِ چیزی، تموم داشته‌هام رو از چشمم بندازه. اما امروز لینکدین رو باز کردم و دیدم زن آکادمیک موردعلاقه‌م، پستی از دانشجوش رو ری‌پست کرده که از جلسهٔ آخر ترمشون نوشته. به استایل زن نگاه کردم. چقدر کاریزماتیک، چقدر زیبا. زنی که می‌تونه توی جایگاه آکادمیکْ «خودش» باشه، درس بده، تأثیر بذاره و هم‌زمان، اون‌طور که دلش می‌خواد لباس بپوشه. میون اسکرول‌کردن‌های معمولی لینکدین، حسرت پوشش آزاد رو دوباره با تموم وجودم احساس کردم. مگه می‌شه چیزی رو که هر روز به شکلی از تو دریغ می‌شه، واقعاً فراموش کنی؟
457
15
اگر همدلی بزرگ‌ترین چیزیه که می‌تونیم به یک انسان بدیم، خود همدلی رو چطور به دست میاریم؟ آیا بدون آگاهی از دیگری، از شرایط زندگیش و از سازوکارهای جهان پیرامونش، اصلاً می‌تونیم به‌درستی باهاش همدلی کنیم؟
427
16
من مدرسه‌ای که بودم این شکلی بودم. تا قبل از دبیرستان دوست خوب و صمیمی‌ای نداشتم. بعضی جمعه‌ها که می‌رفتیم پارک به مامانم التماس می‌کردم من رو با یکی دوست کن بازی کنم. گروه تشکیل دادن برام کابوس بود. از دوران راهنماییم با تمام وجود متنفر بودم. مدرسه‌م رو عوض کرده بودم و کل تابستون سال دوم، یه گوشه‌ی حیاط تنهایی وایمیستادم. زنگ تفریحا برام کابوس بود. تقریباً هر باجی می‌دادم که تنها نباشم. یه دوست روانی عقده‌ای داشتم که سر هر چیزی قهر می‌کرد و من لیترالی التماسش می‌کردم که بیا آشتی کنیم من اشتباه کردم. از راهنمایی که فارغ شدم دسترسیم به اینترنت بیشتر شد. توی فروم‌های مختلف‌ با آدم‌های مختلف دوست شدم. دوست‌های مجازی پیدا کردم. برای دبیرستان رفتم سمپاد و اون‌جا آدم‌های شبیه به من خیلی بیشتر بودن. سال اول و سوم دبیرستانم بهترین سال‌های تحصیلیم بودن و دوست‌های خیلی خوبی داشتم. مدرسه بهم خوش می‌گذشت و بعد کلی دوست از طریق وبلاگم پیدا کردم. سال‌های دانشگاه توی دانشگاه دوست‌های جدید پیدا کردم. از طریق گروه‌های کتاب‌خوانی دوست‌های خیلی خیلی خوبی پیدا کردم که هنوز باهاشون دوستم. از طریق ترجمه دوست‌های خیلی خوبی پیدا کردم که توی مسیر زندگیم خیلی خیلی موثر بودن. به واسطه‌ی کانالم با آدم‌های جدید آشنا شدم و حالا از اون بچه‌ی ترسیده‌ای که جرات نداشت با کسی دوست شه، تبدیل به کسی شدم که یاد گرفته خودش رو ابراز کنه. تو چند دقیقه‌ی اول با آدم‌ها دوست شه. آدم‌ها رو بخندونه و دوستی‌های خوب بسازه.
413
17
بحثی که زیر این شکل گرفت، باعث شد به روش تدریسم دوباره فکر کنم. من شخصاً از روش هیبرید استفاده می‌کنم؛ یعنی هم فعالیت‌های فردی دارم و هم گروهی. اما این بحث یک سؤال برام ایجاد کرد که نکنه بخش مشارکتی تدریسم، به‌جای اینکه فرصتی برای یادگیری باشه، برای بعضی از بچه‌ها تجربه‌ای ناخوشایند بسازه؟ و اگر چنین اتفاقی بیفته، من به‌عنوان معلم چقدر در ایجاد یا تداوم اون احساس مسئولم؟
663
18
یکی از خطرناک‌ترین اتفاق‌هایی که می‌تونه برای یک جامعه بیفته اینه که آدم‌ها رو اون‌قدر بزرگ کنیم و بی‌چون‌وچرا حرف‌هاشون رو قبول کنیم که دیگه نتونیم درباره‌شون سؤال بپرسیم. حالا فرقی هم نمی‌کنه نقش اون آدم توی جامعه چی باشه. اصلاً حتی کسی که سال‌هاست دوستش داریم و بهش احترام می‌ذاریم.
1 978
19
تادااااا✨ و بالاخره سایتمون راه‌اندازی شد 😍 حالا دیگه راحت می‌تونید موجودی‌ها رو ببینید، هر تایمی از شبانه‌روز ثبت سفارش کنی
تادااااا✨ و بالاخره سایتمون راه‌اندازی شد 😍 حالا دیگه راحت می‌تونید موجودی‌ها رو ببینید، هر تایمی از شبانه‌روز ثبت سفارش کنید، بدون مشکل پرداخت کنید و نگران ناموجود شدنش نباشید.🤍 📍کافیه فیلترشکنتون رو خاموش کنید و وارد سایت بشید: Leyliwear.ir
168
20
درسته که ممکنه از هر ده نفری که دستشون رو می‌گیری، به‌صورت بدبینانه هشت نفرشون همون دست رو که نجاتشون داده پس بزنن اما اون دو نفری که خوبیت رو فراموش نمی‌کنن و درست وقتی که خودت کم آوردی کنارت می‌ایستن، بهت یادآوری می‌کنه که هنوز هم ارزشش رو داره آدم خوبی بمونی.
1 308