کانال طِب اَطفال
Contact ID : @Pediatrics_Admin تبلیغات پذیرفته می شود (غیر از طب سنتی و شیر خشک) تمام حقوق مادی و معنوی این کانال متعلق به شرکت بین المللی گام (شماره ثبت ۸۱۲۸) می باشد "Created on May 8, 2016."
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali کانال طِب اَطفال analitikasi
کانال طِب اَطفال (@tebeatfal) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 51 461 obunachidan iborat bo'lib, Tibbiyot toifasida 315-o'rinni va Eron mintaqasida 6 687-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 51 461 obunachiga ega bo‘ldi.
31 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 282 ga, so‘nggi 24 soatda esa 19 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 10.96% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 10.50% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 5 640 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 5 404 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 101 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent کودک, دوز, نوزاد, تزریق, علامت kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“Contact ID : @Pediatrics_Admin
تبلیغات پذیرفته می شود (غیر از طب سنتی و شیر خشک)
تمام حقوق مادی و معنوی این کانال متعلق به شرکت بین المللی گام (شماره ثبت ۸۱۲۸) می باشد
"Created on May 8, 2016."”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 01 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Tibbiyot toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 01 Avgust | +10 |
| 2 | ⏺مقدمهای بر تفسیر رادیوگرافی قفسه سینه (CXR)
Refreces:
• Radiopaedia
• Learning Radiology (Herring) 5th edition
• Chest X-Ray for medical students
منبع:
https://t.me/My_Radiology_Diaries/124
🚩🚩@TebeAtfal | 2 881 |
| 3 | گروه پزشکان طرحی
https://t.me/pezeshk_tarh | 229 |
| 4 | من از آن دسته پزشکانی هستم که در التهابهای مکرر گوش خارجی، مخصوصاً در دختران نوجوان، خیلی سریع نگاهی به ناخنشان می کنم.
چون واقعیت این است که گاهی چیزی که در دست بیمار میبینم، آنقدر واضح و قانعکننده است که بهراحتی میتواند علت التهابهای مکرر گوش خارجی باشد؛ حتی مشکلاتی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند به عفونتهای جدیتر اطراف گوش هم منجر شود، نه فقط خود گوش!
مدتی پیش دختر نوجوانی حدود ۱۶ ساله به مطب آمد که هر چند وقت یکبار دچار آبسه و التهاب مکرر گوش خارجی میشود. مادرش از من میپرسید:
«دکتر، چرا دخترم مدام این مشکل را پیدا میکند؟»
از دختر پرسیدم:
«گوشَت را دستکاری میکنی؟»
مثل حدود ۹۹٪ بیماران، سریع جواب داد:
«نه، اصلاً!»
چون معمولاً فکر میکنند منظور پزشک این است که آیا با گوشش کاری مثل بازی PUBG یا کار خاصی انجام میدهد!
سؤال دوم که همیشه آماده دارم:
«پس وقتی گوشت خارش میگیرد، چه کار میکنی؟»
جواب میدهد:
«این کار را میکنم دکتر!»
و با ناخن مصنوعی که چند سانتیمتر بلند است، گوشش را میخاراند!
ناخنی که از نظر تئوری انگار میتواند از یک گوش وارد شود، از کنار شریان کاروتید و ساقه مغز عبور کند، از گوش دیگر بیرون بیاید، از پنجره رد شود و حتی همسایه را زخمی کند! (در مورد ناخن های مصنوعی هم که مانع وضو و نماز است)
اما توصیه درمانی ساده و مؤثر در بسیاری از این موارد:
ناخنها را کوتاه کنید.
حالا سؤال:
«دکتر، پس آزمایش قند خون لازم نیست؟»
قند خون چه ارتباطی دارد خانم؟ وقتی علت واضحی مثل آسیب مکرر با ناخن داریم، اول باید همین عامل را اصلاح کنیم!
زیر ناخنها باکتریهایی مثل استافیلوکوک طلایی (Staphylococcus aureus) زندگی میکنند. این باکتری یک میکروب طبیعی پوست است و وجود آن زیر ناخنها بسیار شایع است، چون زیر ناخن محیطی کوچک، مرطوب و سخت برای تمیز کردن کامل وجود دارد.
وقتی بیمار با ناخن گوش را میخاراند، حتی اگر زخم قابل مشاهدهای ایجاد نشود، آسیبهای کوچک پوستی (Microtrauma) ایجاد میشوند و همین راه ورود باکتری را فراهم میکند؛ نتیجه میتواند التهاب، عفونت و تشکیل آبسه در مجرای گوش خارجی باشد.
گاهی سادهترین توصیهها مثل کوتاه کردن ناخن و پرهیز از دستکاری گوش، مؤثرتر از شروع بررسیهای پیچیده هستند. | 5 419 |
| 5 | 💉 تابوی مسیر وریدی محیطی: چرا نباید نورآدرنالین را در جستوجوی یک مسیر ورید مرکزی به تأخیر انداخت؟
بیماری با شوک سپتیک آشکار وارد اتاق شوک میشود. فشار خون او ۶۵/۳۵ میلیمتر جیوه است و لاکتات همچنان در حال بالا رفتن است. شما دستور شروع فوری نورآدرنالین را میدهید.
ناگهان پرستار با نگرانی به شما نگاه میکند و ترسناکترین جمله کشیک را میگوید: «دکتر، کاتتر ورید مرکزی (CVC) ندارد! اگر آمین را از مسیر وریدی محیطی بدهیم، بازویش دچار نکروز میشود!»
در حالی که سعی میکنید یک CVC را بدون راهنمایی یا با جستوجوی دستگاه سونوگرافی بگذارید، ۴۵ دقیقه میگذرد. بیمار همچنان در افت فشار خون شدید باقی میماند، کلیههایش دیگر ادرار تولید نمیکنند و میوکارد دچار ایسکمی خاموش میشود.
🔬 پاتوفیزیولوژی فروپاشی (زمان یعنی بافت... در سراسر بدن):
این باور قدیمی که «آمینها = حتماً مسیر ورید مرکزی» از دهه ۱۹۶۰ و دوران استفاده از دوپامین به وجود آمد؛ دارویی که بهشدت نکروزدهنده بود و در دوزهای بسیار بالا استفاده میشد. اما پاتوفیزیولوژی و فارماکولوژی مدرن قوانین را تغییر دادهاند.
1️⃣ افت فشار خون طولانیمدت خطرناکتر از تأخیر در درمان است: هر دقیقهای که بیمار با فشار شریانی متوسط (MAP) کمتر از ۶۵ میلیمتر جیوه باقی بماند، خطر نارسایی حاد کلیه، انفارکتوس نوع ۲ میوکارد و مرگومیر بهطور تصاعدی افزایش مییابد. اندوتلیوم نیز در اثر فعال شدن آبشارهای التهابی آسیب میبیند.
2️⃣ ویژگی نورآدرنالین: نورآدرنالین در غلظتهای استاندارد (مثلاً ۴ میلیگرم در ۲۵۰ میلیلیتر) و در دوزهای اولیه نجاتبخش، از طریق مسیرهای وریدی محیطی با قطر مناسب، بهطرز شگفتآوری ایمن است.
3️⃣ پادزهر وجود دارد، اما زمان نه: اگر عارضه نادر نشت دارو به بافت (Extravasation) رخ دهد (کمتر از ۲٪ در مطالعات بزرگ)، درمان موضعی آن شامل تزریق فنتولامین یا استفاده از پماد نیتروگلیسیرین است. اما اگر بیمار هنگام انتظار برای گذاشتن CVC به علت افت فشار خون بمیرد، هیچ درمان نجاتبخشی وجود ندارد.
🚨 نکات مهم کشیک (پروتکل ایمن مسیر وریدی محیطی):
قطر و محل کاتتر: از کاتتر ۱۸ یا ۲۰ گیج استفاده کنید. هرگز در دست، مچ یا پا قرار ندهید. از ورید ناحیه چین آرنج یا وریدهای بازیلیک و سفالیک پروگزیمال استفاده کنید (در حالت ایدهآل با هدایت سونوگرافی).
بررسی جریان: پیش از شروع انفوزیون، باید خون را آسپیره کرده و از بازگشت وریدی عالی اطمینان حاصل کنید. محل ورود کاتتر را هر ساعت از نظر ظاهری بررسی کنید.
این یک پل است، نه مقصد: شروع وازوپرسور از مسیر وریدی محیطی، زمانی را برای شما میخرد تا بتوانید CVC را با آرامش، تکنیک استریل و هدایت سونوگرافی (معمولاً طی ۴ تا ۱۲ ساعت اول) قرار دهید.
خلاصه:راهنماهای Surviving Sepsis Campaign (SSC) از شروع زودهنگام وازوپرسورها از طریق مسیر وریدی محیطی حمایت میکنند، اما این باور قدیمی هنوز در بسیاری از بیمارستانها حاکم است. | 4 731 |
| 6 | بیماری را تصور کنید که هر روز در اورژانس میبینید. میگوید:
«دکتر، چشمم ناگهان تار شد و حدود ۵ دقیقه اصلاً با آن نمیدیدم، ولی بعد خودش خوب شد.»
یا: «دستم حدود ۱۵ دقیقه کاملاً از کار افتاد، اما الان کاملاً خوب شده است.»
او را معاینه میکنید و معاینه نورولوژیک کاملاً طبیعی است. ممکن است با خودتان بگویید: «خوشبختانه چیزی نبود» و بیمار را فقط با آسپرین مرخص کنید...
اما مراقب باشید! احتمالاً با یک بمب ساعتی روبهرو هستید.
اخیراً مروری بر مطالب کنفرانس سالانه نورولوژی فرانسه (JNLF 2026) داشتم؛ یکی از معتبرترین گردهماییهای علمی نورولوژی در فرانسه که جدیدترین دستورالعملها و یافتههای بالینی درباره بیماریهای مغز و اعصاب، از جمله TIA، سکته مغزی، بیماریهای مشابه سکته و اختلالات گذرای حافظه را ارائه میکند.
خلاصه نکات JNLF 2026 درباره علائم نورولوژیک گذرا
1️⃣. یادتان باشد که TIA دیگر فقط یک تشخیص بالینی نیست
تعریف جدید حمله ایسکمیک گذرا (TIA) بر اساس علائم بالینی و یافتههای تصویربرداری است.
اگر بیمار علائم عصبی گذرا داشته باشد اما در MRI با توالی DWI ضایعه ایسکمیک دیده شود، حتی اگر علائم کاملاً برطرف شده باشند، تشخیص انفارکتوس مغزی مطرح است، نه TIA.
نکته مهم: خطر سکته مغزی پس از TIA میتواند تا ۲۵٪ طی ۹۰ روز برسد و بیشترین خطر در چند روز اول است. بنابراین سرعت تشخیص و درمان، پیشآگهی بیمار را تعیین میکند.
2️⃣. مراقب دام امتیاز ABCD2 باشید
به ABCD2 Score بهتنهایی تکیه نکنید.
مطالعات نشان دادهاند که حدود ۲۰٪ از بیمارانی که امتیاز کمتر از ۴ دارند (و ظاهراً کمخطر محسوب میشوند)، در واقع ضایعات پرخطری مانند تنگی شدید شریان کاروتید دارند.
نکته بالینی: هر بیمار با شک به TIA باید حداکثر ظرف ۲۴ ساعت توسط متخصص مغز و اعصاب ارزیابی شود و MRI مغز برای او انجام شود.
3️⃣. درمان صحیح (بر اساس راهنماهای ۲۰۲۶)
به محض شک به TIA، ۳۰۰ میلیگرم آسپرین بهصورت Loading dose تجویز کنید.
درمان ضدپلاکتی دوگانه (DAPT) با آسپرین + کلوپیدوگرل محافظت بیشتری ایجاد میکند، اما فقط در ۱۰ تا ۲۱ روز اول پس از حمله توصیه میشود.
هدف درمان چربی خون این است که LDL کمتر از ۷۰ mg/dL باشد.
4️⃣. چگونه TIA را از صرع و میگرن افتراق دهیم؟
بسیاری از موارد صرع به اشتباه TIA تشخیص داده میشوند.
هاله میگرنی (Migraine Aura):
شروع تدریجی دارد.
معمولاً طی چند دقیقه ایجاد شده و تا حدود یک ساعت طول میکشد.
تشنج (Epileptic Seizure):
شروع ناگهانی و سریع دارد.
مدت کوتاهی طول میکشد.
معمولاً هر بار با الگوی مشابه تکرار میشود.
ممکن است با احساسات الکتریکی یا گزگز همراه باشد.
فلج تاد (Todd's paralysis): ضعف عضلانی پس از تشنج میتواند کاملاً شبیه سکته مغزی باشد و در این مرحله حتی MRI و EEG نیز ممکن است تشخیص قطعی ندهند.
5️⃣. معمای فراموشی گذرا
فراموشی گذرای سراسری (Transient Global Amnesia - TGA):
بیمار مرتب یک سؤال را تکرار میکند، چون قادر به ثبت اطلاعات جدید نیست (Anterograde amnesia).
معمولاً ۴ تا ۲۴ ساعت طول میکشد.
اغلب پس از فعالیت شدید یا استرس ایجاد میشود.
تصویربرداری معمولاً طبیعی است.
فراموشی صرعی گذرا (Transient Epileptic Amnesia - TEA):
مدت کوتاهتری دارد (۱۰ تا ۳۰ دقیقه).
اغلب هنگام بیدار شدن از خواب رخ میدهد.
حملات تکرارشونده هستند.
نیاز به MRI و بررسی بیشتر دارند.
فراموشی عروقی گذرا (Transient Vascular Amnesia):
معمولاً در افراد بالای ۷۰ سال دیده میشود.
با عوامل خطر کنترلنشده قلبیعروقی همراه است.
اغلب همراه با سایر علائم نورولوژیک و سردرد شدید است.
💡 توصیه کاربردی برای کشیک
اگر بیماری با سرگیجه (Dizziness) یا دوبینی (Diplopia) گذرا مراجعه کرد، بهسادگی آن را به حساب «یک سرگیجه ساده» نگذارید.
این علائم میتوانند تظاهر غیرمعمول TIA در گردش خون خلفی مغز (Posterior circulation) باشند و نباید نادیده گرفته شوند. | 86 |
| 7 | 👩💻در گذرِ روزهای طبابت؛ روایتهایی از تجربههای بالینی اعضای کانال طب اطفال
من یک بیمار افغانستانی (فاقد بیمه) داشتم که ذهنم را مشغول کرده بود و بابتش احساس عذاب وجدان داشتم...
چون برایش دارویی تجویز کردم که قیمتش حدود ۹۰۰ هزار تومان بود، در حالی که جایگزینی با همان اثربخشی وجود داشت که قیمتش ۵۰۰ هزار تومان بود. هنگام ویزیت، نام جایگزین از یادم رفته بود.
خوشبختانه دیروز بعد ۳ ماه همان بیمار برای مشکل دیگری آمد و در جریان ویزیت به او گفتم از داروی جایگزین استفاده کند و او توانست ماهانه حدود ۴۰۰ هزار تومان صرفهجویی کند.
تصمیم گرفتم یک میلیون دویست هزار تومان شخصاً به ازای ۳ ماه مصرف دارو به او پرداخت کنم، نام دارو را به او گفتم و برایش توضیح دادم که چرا این پول را به او دادم.
آن خانم مدام برایم دعا میکرد؛ واقعاً لحظه زیبایی بود. 💕✨
👩💻 درس بگیریم:
این ماجرا یادآور یکی از بخشهای مهم اخلاق پزشکی است: گاهی یک پزشک فقط با انتخاب آگاهانهتر و توجه به توان مالی بیمار، بدون تغییر در کیفیت درمان، میتواند بار بزرگی را از دوش او بردارد. | 288 |
| 8 | ⏺کیس LCH
⬅️پسر ۸ ساله با درد مهره T1 به مدت حدود دو هفته مراجعه کرده و بیوپسی ضایعه، هیستیوسیتوز (Histiocytosis) را نشان داده است.
پ ن ادمین: هیستوسیتوز سلولهای لانگرهانس (LCH) یک اختلال خونی/سرطانی بالقوه تهدیدکننده زندگی است که میتواند با درماتیت شدید یا مقاوم به پوشک ظاهر شود. ضایعات پوستی معمولاً در دوران نوزادی یا اوایل کودکی ظاهر میشوند و شامل پاپولهای پوستهدار به رنگ قرمز/نارنجی یا زرد/قهوهای، فرسایشها یا پتشیها هستند که اغلب در کشاله ران، نواحی بین چینهای پوستی و پوست سر دیده میشوند. LCH میتواند شبیه درماتیت سبورئیک باشد؛ با این حال، رنگ ضایعات و وجود پتشی و فرسایشها به تمایز بین این دو کمک میکند. علاوه بر یافتههای پوستی، بیماران مبتلا به LCH ممکن است ضایعات استخوانی، لنفادنوپاتی، بزرگ شدن کبد و طحال، و کمخونی نیز داشته باشند. برای تأیید تشخیص، انجام بیوپسی ضروری است.
UpToDate
🚩🚩 @TebeAtfal | 5 509 |
| 9 | 😎 ویس های آموزشی به زبان فارسی در مورد نکات مهم کتاب ارزشمند نلسون اشنتیال (ملزومات نلسون) در کانال VIP طب اطفال قرار گرفت.
⭕️ اگر علاقهمند به عضویت در کانال VIP هستید، بعد از مطالعه کامل◀️ این پست ➡️ در مورد شرایط عضویت، در کانال VIP ، لطفا به آیدی زیر پیام دهید:
🔽
🔤 @inPediatric | 6 294 |
| 10 | در ادامه نصائح
آداب Senior بودن
همه درباره آداب رفتار افراد تازهکار یا کوچکتر با ارشد خود صحبت میکنند. به نظر من این موضوع چندان نیازی به توضیح ندارد؛ چون احترام فرد کوچکتر به فرد بزرگتر، علاوه بر اینکه از اصول اولیه اخلاق است، معمولاً امری بدیهی محسوب میشود. تازهکار معمولاً به فرد باتجربه نیاز دارد؛ برای یادگیری، پیشرفت، کسب درآمد یا حتی برای در امان ماندن از آسیب.
به همین دلیل، لازم دیدم از زاویه برعکس صحبت کنم؛ یعنی وقتی شما Senior میشوید، نیازتان به دیگران کمتر میشود و این دیگران هستند که به شما نیاز دارند. در این شرایط، چگونه باید با آنها رفتار کنید؟
اولین و مهمترین نکته: در هر موقعیت، چه مثبت و چه منفی، چند لحظه مکث کنید و خودتان را در همان سن، همان شرایط و همان سطح تجربه تصور کنید. از خود بپرسید: «اگر من جای او بودم، آیا ممکن بود همین اشتباه را مرتکب شوم؟» اگر پاسخ مثبت است، برای او عذر قائل شوید؛ چون روزی شما هم در همان جایگاه بودهاید.
اگر تصمیم به تنبیه گرفتید، از خود بپرسید: «اگر من در آن سن بودم، آیا توان تحمل چنین تنبیهی را داشتم؟» اگر پاسخ منفی است، همکارتان را به چیزی که خودتان توان تحملش را نداشتید، محکوم نکنید.
همیشه به یاد داشته باشید که فرد کوچکتر به شما نیاز دارد و معمولاً توان پاسخ دادن به شما را ندارد. بنابراین در شوخی، کنایه یا تمسخر زیادهروی نکنید؛ حتی اگر نیتتان دوستانه باشد. ممکن است همان شوخی برای او آزاردهنده باشد.
آموزش دادن وظیفه شماست، اما هنگام آموزش، متکبر نباشید؛ از ناآگاهی او تعجب نکنید، تجربه کمش را مسخره نکنید و اشتباهاتش را دستمایه خنده دیگران قرار ندهید.
اگر راهنمای پایاننامه یا پژوهش هستید، بسیار مراقب باشید. دانشجو یا پژوهشگر زیر نظر شما معمولاً نمیتواند به درخواستهای شما «نه» بگوید. از او برای کارهای شخصی استفاده نکنید، همکاری علمی را به انجام کارهای شخصی یا احساساتتان گره نزنید و هرگز از جایگاه خود سوءاستفاده نکنید؛ حتی درخواست یک فنجان چای هم از او نداشته باشید.
اگر ممتحن یا استاد هستید، از قدرت خود سوءاستفاده نکنید. نه وعده کمک بدهید و نه تهدید به آسیب. به یاد داشته باشید که شما نه سودرسان مطلق هستید و نه زیانرسان مطلق.
اشتباهات افراد تازهکار سه دستهاند:
1️⃣ضعف علمی یا کمتجربگی
2️⃣بیوجدانی و بیمسئولیتی
3️⃣بیادبی یا ضعف تربیتی
از نظر من، تنها دسته دوم و سوم شایسته برخورد انضباطی هستند؛ ضعف علمی با آموزش و گذر زمان برطرف میشود.
تنبیه باید حرفهای و مبتنی بر اصول باشد، همانگونه که در نظامهای پیشرفته دنیا انجام میشود. شما پدر یا مادر فرد نیستید؛ حتی اگر رابطه صمیمانهای با او داشته باشید، تربیت او وظیفه شما نیست.
هرگز صدایتان را بالا نبرید.
اگر هنگام آموزش، تشویق، تنبیه یا ارزیابی متوجه شدید که رفتارتان بر اساس مذهب، ظاهر، جنسیت یا رابطه شخصی با افراد تغییر میکند، در نیت و عملکرد خود تجدیدنظر کنید.
اگر در تنبیه سختگیر هستید، باید در تشویق نیز سخاوتمند باشید. همانقدر که برای اشتباه بازخورد میدهید، برای عملکرد خوب نیز قدردانی کنید.
و در پایان، به یاد داشته باشید که امروزِ تازهکار، فردا ارشد خواهد شد؛ آن هم بسیار زودتر از آنچه تصور میکنید. و ارشد امروز نیز روزی پیر میشود، توانش را از دست میدهد، فراموش میشود و از دنیا میرود. زندگی کوتاه و گذراست؛ پس نه به علم خود مغرور شوید، نه به قدرت و نه به سلامتتان؛ همه روزی خواهیم رفت. | 6 696 |
| 11 | وقتی در اورژانس کار میکنی، ممکن است دخترانی مراجعه کنند که از نظر روانی (psychological) دچار بحران شدهاند؛ مثلاً دختری که با نامزدش دعوا کرده، دچار فروپاشی روحی شده یا بهدلیل مشکل درسی و فشار روانی مراجعه کرده است.
متأسفانه بعضی افراد به سراغ تزریق دگزامتازون (Dexamethasone) میروند، با این تصور که عارضه جانبی معروف آن یعنی خارش ناحیه پرینه (Perineal itching) میتواند باعث شود بیمار ناگهان از حالت گریه و اضطراب خارج شود.
حتی بعضی افراد در تجویز این آمپول «حرفهای» شده بودند؛ بهطوری که به محض تزریق، بیمار از شدت:
خارش شدید ناحیه پرینه یا احساس سوزش شدید (Severe perineal itching or burning sensation)
بلند میشد و فریاد میزد!
اولین بار که دیدم همکارم در دوران کارآموزی این کار را انجام داد، جلوی چشم من بود. حتی قبل از اینکه دارو کاملاً از داخل آنژیوکت تزریق شود، بیمار دچار خارش شدید شد. برایم عجیب بود که این عارضه چقدر سریع اتفاق میافتد؛ عارضهای که باعث شد بیماری که چند لحظه قبل در حال از هم پاشیدن بود، ناگهان بلند شود.
این کار غیراخلاقی است و باید از آن جلوگیری شود. شما هیچ حقی ندارید بیمار را، مخصوصاً با چنین عارضه ناخوشایند و بسیار خجالتآوری، تنبیه کنید.
علت ایجاد خارش پرینه مربوط به ساختار دارو است؛ زیرا دگزامتازون تزریقی معمولاً به شکل:
Dexamethasone sodium phosphate
وجود دارد. پس از ورود به بدن، این ترکیب میتواند در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه باعث تحریک و خارش ناحیه پرینه شود تا زمانی که این استر شکسته شود؛ سپس این اثر خیلی سریع از بین میرود.
نکته جالب این است که این عارضه تقریباً با شیوع بسیار بیشتری در خانمها دیده میشود و در آقایان بسیار نادر است.
این عارضه با رقیق کردن دگزامتازون در ۵۰ تا ۱۰۰ میلیلیتر محلول و تزریق آهسته طی حدود ۱۰ دقیقه بهطور قابل توجهی کاهش پیدا میکند.
با این حال، دگزامتازون دارویی بسیار پرکاربرد است و اثرات مهمی دارد، از جمله:
پیشگیری از تهوع و استفراغ بعد از عمل (Postoperative nausea and vomiting)
کاهش تهوع و استفراغ ناشی از شیمیدرمانی (Chemotherapy-induced nausea and vomiting)
حتی هیدروکورتیزون (Hydrocortisone) که داروی محبوب ما در حملات آسم است، اگر به شکل ترکیب استری همراه با فسفات باشد، میتواند چنین خارشهایی ایجاد کند؛ بنابراین احتمالاً مشکل بیشتر مربوط به ماده حامل یا فرم استری دارو است.
خلاصه:
هر بیماری که به اورژانس مراجعه میکند، به اندازه کافی مشکل و رنج دارد. لطفاً با استفاده نادرست از علم پزشکی و ایجاد یک عارضه خجالتآور، او را «تنبیه» نکنید؛ این کار برخلاف اخلاق پزشکی است. | 7 095 |
| 12 | Matn yo'q... | 5 507 |
| 13 | بیماری که نزد من میآید و به من میگوید که صدای تپش قلب خودش، ضربان قلبش، و قدمهای خودش هنگام راه رفتن را میشنود، و حتی صدای حرکت چشمهای خودش را هم میشنود، و وقتی یک صدای بلند میشنود دچار سرگیجه میشود، و با شنیدن صدای بلند هم سرگیجه میگیرد!!
این یک شرم بزرگی نیست، بلکه یک سوراخ کوچک بالای کانال فوقانی گوش است که یک «دهانه اضافی» در گوش داخلی ایجاد میکند. دهانهای که کل بدن را به یک وسیله شنیدن تبدیل میکند! هر صدایی... هر فشاری... حتی حرکت چشم... به شکلی اغراقآمیز منتقل میشود.
این وضعیت Superior Semicircular Canal Dehiscence نام دارد.
❓پس چرا این اتفاق حالا رخ داده است؟ در بعضی افراد، این سوراخ از قبل و بهصورت بسیار کوچک وجود دارد (بدو تولد). وقتی یک ضربه شدید یا یک حادثه رخ میدهد، میتواند مشکل را «آشکار» کند. همچنین ممکن است در اثر بالا بودن فشار داخل جمجمه برای مدت طولانی نیز ایجاد شود.
و درمان آن به شدت علائم بستگی دارد؛ از پایش علائم خفیف تا مداخله جراحی در موارد شدید برای پر کردن سوراخ موجود در گوش داخلی. | 20 |
| 14 | این دو عکس مربوط به هفت سال و نیم پیش است ❤️
من برای پدرم در عمل پیوند کبد اهداکننده بودم. این دو عکس را حدود نیم ساعت قبل از رفتنم به اتاق عمل گرفتم.
خدای بزرگ را شکر میکنم برای آن شادی و خوشحالیای که آن لحظه داشتم؛ اینکه بالاخره قرار بود وارد عمل شویم، بعد از شش ماه سختی، دوندگی برای کاغذبازیها و جابهجایی از یک بیمارستان به بیمارستان دیگر.
از سختترین روزهایی بود که در زندگیام گذشت، اما خدا را شکر با حضور آدمهایی که کنارمان بودند؛ عزیزان، دوستان و خانواده، قابل تحمل شد.
با بهترین و ماهرترین پزشکان مرکز کار کردم؛ کسانی که تا امروز هیچوقت ما را تنها نگذاشتند. واقعاً از آنها ممنونم.
بهترین تیم پرستاری را هم داشتیم؛ بیشترشان در اینستاگرام من هستند، همیشه به یادشان هستم و خیلی دوستشان دارم.
هیچوقت آن روز را فراموش نمیکنم که قرار بود یک روز عمل عقب بیفتد و بهخاطر کرونا احتمال تعطیلی اتاقهای عمل وجود داشت. نشستم گریه کردم و پیش پزشک پدرم رفتم. به من گفت:
«به خدا فردا عمل میشوی. تو مثل دختر من هستی و لیاقت سلامتی را داری.»
همچنین هیچوقت حمایت همسرم را فراموش نمیکنم. آن زمان فقط دو ماه بود که نامزد کرده بودیم. دقیقاً به من گفت:
«وجود پدرت در زندگیات خیلی مهم است. کاری را که از دستت برمیآید انجام بده و دنبال موضوع پیوند برو. به کسی چیزی نگو، چون حرفهای زیادی میشنوی و بعضیها مخالفت میکنند. تا وقتی مطمئن نشدیم که با تو سازگاری وجود دارد یا نه، هیچکدام از خواهر و برادرهایت را وارد این موضوع نکن.»
خوشبختانه مشخص شد که گروه خونی ما یکی است و همه چیز کاملاً سازگار بود.
وقتی به او گفتم که جای زخم (اسکار) مرا ناراحت میکند و میخواهم جراحی ترمیم اسکار انجام دهم، قبول نکرد و گفت:
«نه، چون وقتی بچهدار شویم، به آنها خواهم گفت که مادرتان چقدر قهرمان بوده است.»
خدا را شکر برای جبران و لطفی که خداوند به من کرد ❤️❤️❤️» | 106 |
| 15 | روزی یک زن و شوهر برای انجام سونوگرافی به مطب (استان خوزستان) آمدند.
به پرونده نگاه کردم، دیدم اسم بیمار «عبدالله» ثبت شده است. صدا زدم:
«بفرمایید آقای عبدالله.»
دیدم خانم بلند شد، اما آقا همانجا نشسته بود!
گفتم:
«بیمار کدامتان است؟»
گفت:
«خانمم.»
پرسیدم:
«پس عبدالله کیست؟»
گفت:
«من هستم! من ایشان را هم با اسم خودم صدا میکنم.»
بعد از معاینه متوجه شدم که احتمالاً بیمار به عمل جراحی نیاز دارد. به او گفتم:
«حاجآقا، این گزارش یک سند رسمی است. اگر اسم بیمار درست نوشته نشود، بعدها ممکن است بگویند این گزارش مربوط به شخص دیگری است. لطفاً نام واقعی ایشان را، همانطور که در شناسنامه یا کارت ملی ثبت شده، بگویید تا بنویسم.»
مدتی درباره آداب و رسوم و سنتها صحبت کرد و سعی کرد از گفتن نام همسرش طفره برود. اما بعد از کلی صحبت و قانع کردنش، بالاخره گفت:
«باشد دکتر، بنویس... امِ کریم!» | 258 |
| 16 | 🆒 آخرین دوره پریمیوم
The EKG GUY
در کانالVIP طب اطفال بارگذاری شد.
این دوره متعلق به یک پلتفرم آموزشی برای یادگیری تفسیر نوار قلب (ECG/EKG) است که توسط Anthony H. Kashou ایجاد شده است. تمرکز اصلی آن آموزش ECG از سطح مبتدی تا پیشرفته برای پزشکان، رزیدنتها، دانشجویان پزشکی و سایر کادر درمان است.
اگر علاقهمند به دسترسی به دوره THE EKG GUY هستید لطفاً ابتدا شرایط عضویت را در پست زیر بهدقت مطالعه کنید:
🔽
https://t.me/TebeAtfal/31360
سپس برای عضویت (پرداخت حق عضویت سالانه)، به آیدی زیر پیام دهید:
🔽
🔤@inPediatric | 5 864 |
| 17 | ویدیوی یکی از شاهدان عینی در ساحل سانتاکروز در کالیفرنیا، لحظههایی را نشان میدهد که رایدر ویلیامز، نجاتغریق تازهکار ۱۶ ساله، یک پسر ۱۰ ساله را از چنگ موجهای سهمگین اقیانوس در آبهای ساحل سیبرایت نجات میدهد.
این کودک بیش از ۱۳ متر به داخل دریا کشیده شده بود که ویلیامز خود را به او رساند. چند نفر دیگر از حاضران در ساحل هم برای کمک به نجات دست به کار شدند. این عملیات کمی بیش از دو دقیقه طول کشید.
پس از این ماجرا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از ویلیامز دعوت کرده تا برای دریافت یکی از عالیترین نشانهای افتخار غیرنظامی، به کاخ سفید برود.
@BBCPersian | 1 |
| 18 | وقتی متوجه شوید که در پایه زبان شما دو منفذ کوچک وجود دارد که هر روز بیسروصدا کار میکنند، اما بیشتر افراد در تمام عمرشان حتی متوجه وجود آنها نمیشوند، شگفتزده خواهید شد!
این دو منفذ به نام مجرای وارتون (Wharton’s ducts) شناخته میشوند و در زیر زبان، روی ناحیهای به نام کارانکل زیرزبانی (Sublingual caruncle) قرار دارند. این مجاری، راه اصلی خروج ترشحات غده زیر فکی (Submandibular gland) هستند؛ جایی که بزاق هنگام غذا خوردن یا حتی فکر کردن به غذا وارد دهان میشود.
این بزاقها حاوی آنزیمهایی هستند که هضم مواد غذایی را آغاز میکنند، دهان را مرطوب نگه میدارند و عمل بلع را آسانتر میکنند. همچنین با محافظت از دندانها 🦷 و لثهها در برابر باکتریها و پلاک، نقش مهمی در سلامت دهان و دستگاه گوارش دارند.
در بعضی افراد، هنگام حرکت دادن زبان یا باز کردن دهان، ممکن است پاشش خفیفی از بزاق از این دو منفذ مشاهده شود. این پدیده طبیعی که به آن Gland Spitting (تف کردن غدهای) گفته میشود، نشاندهنده دقت و هماهنگی شگفتانگیز این سیستم در بدن است.
اینها جزئیات کوچکی هستند که معمولاً متوجه آنها نمیشویم، اما از زمان تولد بدون توقف کار میکنند و بار دیگر نشان میدهند بدن انسان تا چه اندازه دارای نظم و پیچیدگی دقیق است.
منبع: StatPearls Publishing (کتابخانه ملی پزشکی آمریکا - NCBI)
«مجرای پنهان زیر زبان: آناتومی کوچک و شگفتانگیزی که ۲۴ ساعته بیصدا کار میکند!» | 91 |
| 19 | 👩💻در گذرِ روزهای طبابت؛ روایتهایی از تجربههای بالینی اعضای کانال طب اطفال
وقتی پزشک، بیمار میشود... سرطان شاید بدن را ترک کند، اما بعضی زخمهایش هرگز از روح انسان پاک نمیشوند
بیش از بیست سال، من در آن سوی تخت بیماران ایستاده بودم. هر روز با روپوش سفید وارد بخش میشدم، تصاویر رادیولوژی و نتایج آزمایشها را بررسی میکردم و با چند جمله تلاش میکردم نگرانی بیمارانم را کاهش دهم. وقتی حالشان بهتر میشد، این من بودم که با خوشحالی به آنها میگفتم: «میتوانید به خانه برگردید.»
فکر میکردم دردشان را درک میکنم.
اما اشتباه میکردم.
میان دیدن رنج از نگاه یک پزشک و تجربه کردن آن با وجود یک بیمار، فاصلهای عمیق و غیرقابل تصور وجود دارد.
وقتی سرطان وارد زندگی من شد، نقشها عوض شدند.
دیگر من آن پزشکی نبودم که به دیگران آرامش میدهد؛ حالا خودم منتظر شنیدن نامم پشت درِ بخش سیتیاسکن یا رادیوتراپی بودم، در حالی که ترسی را در درونم پنهان کرده بودم که هیچکس آن را نمیدید.
سختترین لحظهها از زمانی آغاز میشد که درِ اتاق درمان باز میشد.
تنها وارد اتاقی سرد و ساکت میشدم؛ جایی که دستگاههای عظیم پزشکی بیهیچ احساسی اطرافم را فرا گرفته بودند. در پشت سرم بسته میشد و همه بیرون میماندند. آنجا فقط من بودم، دستگاهها و افکاری که وقتی انسان میفهمد زندگیاش به یک دستگاه و نتیجه یک آزمایش گره خورده، به ذهنش هجوم میآورند.
همانجا بود که بیمارانم را واقعاً فهمیدم.
فهمیدم چرا وقتی در ویزیت صبحگاهی به آنها میگفتم میتوانند از بیمارستان مرخص شوند، چهرهشان از شادی میدرخشید.
آنها فقط از پایان درمان خوشحال نبودند؛ از بازگشت به خانه، آزادی، گرمای خانواده و احساس دوباره زندگی شادمان بودند.
وقتی بیحرکت درون دستگاه سیتیاسکن دراز کشیده بودم، زمان از حرکت میایستاد. هر دقیقه برایم ساعت ها میگذشت. تمام زندگیام مانند فیلمی از برابر چشمانم عبور میکرد؛ کودکیام، پدر و مادرم، همسرم، فرزندانم، بیمارانم، وطنم، اتاقهای عمل و همه رؤیاهایی که هنوز فرصت تحققشان را پیدا نکرده بودم.
اما دشوارترین بخش، رادیوتراپی بود.
پیش از هر جلسه، سر و گردنم را با یک ماسک ترموپلاستیک که دقیقاً متناسب با صورتم ساخته شده بود، کاملاً ثابت میکردند. ماسک را محکم به تخت قفل میکردند، بهگونهای که حتی یک میلیمتر هم نمیتوانستم حرکت کنم.
بعد در بسته میشد.
من تنها میماندم.
و دستگاه بهآرامی به دورم شروع به چرخیدن میکرد.
هر جلسه فقط حدود پانزده دقیقه طول میکشید.
فقط پانزده دقیقه...
اما وقتی صورتت به تخت بسته شده، نمیتوانی سرت را بچرخانی، دستت را تکان بدهی یا کوچکترین حرکتی انجام دهی، این پانزده دقیقه به اندازه یک عمر طولانی میشود.
گاهی احساس میکردم در اتاق درمان نیستم.
انگار در سردابی تاریک... یا درون قبر خودم گرفتار شدهام.
با گذشت جلسات، دستگاه را مثل سربازی که میدان نبرد را میشناسد، شناختم. صدای آن، حرکتهایش و لحظههای توقفش را از بر شده بودم. ثانیهها را میشمردم و تقریباً میدانستم چه زمانی پرتو بعدی به گردنم تابیده خواهد شد؛ تلاشی برای حفظ اندکی احساس کنترل بر شرایطی که مدتها بود از اختیارم خارج شده بود.
سی جلسه درمان...
سی بار رویارویی با ترس.
سی تجربهای که در آن، دستگاه با سرطان من میجنگید، اما همزمان زخمهایی بر روحم میگذاشت که در هیچ سیتیاسکن یا امآرآی دیده نمیشوند.
میگویند وقتی انسان بهبود پیدا میکند، همهچیز را فراموش میکند.
اما واقعیت چیز دیگری است.
سرطان شاید از بدن خارج شود.
اما همیشه از خاطرهها بیرون نمیرود.
حتی اگر بیماری روزی کاملاً از بین برود، خاطره اتاقهای سرد، ماسکی که محکم روی صورتم بسته میشد، صدای چرخش دستگاه و آن تنهایی عمیق، برای همیشه در وجودم باقی خواهد ماند.
این زخمها را هیچ تصویربرداری پزشکی نشان نمیدهد.
اما بر روح انسان حک میشوند.
سرطان شاید بخشی از سلامتیام را از من گرفت.
اما درسی به من آموخت که هیچ دانشکده پزشکی قادر به آموزش آن نبود.
امروز وقتی به بیماری نگاه میکنم، دیگر فقط یک تشخیص، یک تصویر رادیولوژی یا یک برگه آزمایش نمیبینم.
انسانی را میبینم که درگیر نبردی پنهان است؛ نبردی که در آن، گاهی ترس به اندازه خود بیماری دردناک است.
شاید روزی کاملاً از سرطان رهایی پیدا کنم.
اما هرگز از خاطراتی که در وجودم حک کرده، رها نخواهم شد.
شاید به همین دلیل است که امروز پزشک دیگری شدهام؛
پزشکی که میداند علم، جسم را درمان میکند، اما شفقت، همدلی، گوش سپردن و حضور صمیمانه، همان چیزی است که میتواند روح انسان را التیام ببخشد.
🚩🚩@TebeAtfal | 8 477 |
| 20 | دختر ۱۱ سالهای با خونریزی از دهان، التهاب چرکی لوزهها و تشخیص غیرمنتظره!
دختری ۱۱ ساله به درمانگاه مراجعه کرد که از خونریزی شدید از دهان، تنگی نفس و صدای خفه (Muffled voice) شکایت داشت. نکته عجیب این بود که تب نداشت.
در معاینه، التهاب شدید چرکی همراه با غشای سفید ضخیم روی لوزهها دیده شد. پس از غرغره با آباکسیژنه رقیقشده، محل خونریزی در لوزه چپ مشخص شد و خوشبختانه خونریزی کنترل و متوقف شد.
روال معمول بسیاری از پزشکان در چنین مواردی، تزریق آنتیبیوتیک و برخورد با بیمار بهعنوان یک تونسیلیت چرکی باکتریایی است، اما از نظر علمی همیشه این رویکرد صحیح نیست.
در این بیمار، وجود خونریزی، تنگی نفس و شدت التهاب مرا وادار کرد که علاوه بر درمان اولیه، CBC و آزمایشهای انعقادی درخواست کنم.
نتایج آزمایشهای انعقادی طبیعی بود، اما در CBC نکات جالبی دیده میشد:
تعداد گلبولهای سفید نرمال بود؛ موضوعی که احتمال عفونت باکتریایی را کاهش میداد.
لنفوسیتها افزایش یافته بودند؛ یافتهای که بیشتر به نفع یک عفونت ویروسی بود.
در این مرحله، مهمترین تشخیص مطرح، مونونوکلئوز عفونی (Infectious mononucleosis) ناشی از ویروس اپشتین–بار (EBV) بود.
بنابراین از خانواده بیمار خواستم آزمایش Monospot انجام دهند.
اما نتیجه آزمایش منفی بود!
در نگاه اول شاید تصور شود تشخیص اشتباه بوده است، اما اینطور نیست. آزمایش Monospot در هفته اول بیماری ممکن است منفی کاذب (False negative) باشد، زیرا هنوز آنتیبادیهای هتروفیل (Heterophile antibodies) به اندازه کافی تشکیل نشدهاند.
با توجه به شرح حال، معاینه و یافتههای آزمایشگاهی، همچنان به تشخیص خود اطمینان داشتم؛ نبود تب، طبیعی بودن تعداد گلبولهای سفید و لنفوسیتوز همگی با مونونوکلئوز عفونی سازگار بودند.
به همین دلیل، آزمایش اختصاصی سرولوژی EBV شامل VCA-IgM درخواست شد.
نتیجه این بار مثبت بود و تشخیص مونونوکلئوز عفونی تأیید شد.
از همان ابتدا آگاهانه از تجویز آنتیبیوتیکهای حاوی آموکسیسیلین یا آموکسیسیلین/کلاوولانات خودداری کردم؛ زیرا در بیماران مبتلا به مونونوکلئوز عفونی، این داروها میتوانند باعث بروز راش پوستی شوند.
درمان بیمار شامل مسکنها، مصرف مایعات گرم و کورتیکواستروئید بود. با توجه به التهاب شدید لوزهها و تنگی نسبی راه هوایی، کورتون برای کاهش ادم و بهبود علائم تجویز شد.
خوشبختانه بیمار بدون نیاز به آنتیبیوتیک بهتدریج بهبود یافت.
✍️ آقای دکتر سلمان داود (از کشور عراق) | 6 766 |
