کانال طِب اَطفال
Contact ID : @Pediatrics_Admin تبلیغات پذیرفته می شود (غیر از طب سنتی و شیر خشک) تمام حقوق مادی و معنوی این کانال متعلق به شرکت بین المللی گام (شماره ثبت ۸۱۲۸) می باشد "Created on May 8, 2016."
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali کانال طِب اَطفال analitikasi
کانال طِب اَطفال (@tebeatfal) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 51 459 obunachidan iborat bo'lib, Tibbiyot toifasida 315-o'rinni va Eron mintaqasida 6 699-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 51 459 obunachiga ega bo‘ldi.
01 Avgust, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 296 ga, so‘nggi 24 soatda esa 13 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 11.30% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 10.49% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 5 814 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 5 401 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 94 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent کودک, دوز, نوزاد, تزریق, علامت kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“Contact ID : @Pediatrics_Admin
تبلیغات پذیرفته می شود (غیر از طب سنتی و شیر خشک)
تمام حقوق مادی و معنوی این کانال متعلق به شرکت بین المللی گام (شماره ثبت ۸۱۲۸) می باشد
"Created on May 8, 2016."”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 02 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Tibbiyot toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 02 Avgust | +5 | |||
| 01 Avgust | +13 |
| 2 | «تنها بیماری که آرزو میکردم واقعاً سکته قلبی باشد...»
مردی ۵۲ ساله وارد کلینیک شد.
همین که نشست، دستش را روی قفسه سینه گذاشت و گفت:
«دکتر... میخواهم مطمئن شوم که این سکته قلبی نیست.»
از او پرسیدم:
«درد از کی شروع شد؟»
گفت:
«یک هفته است.»
لبخندی زدم و با خودم فکر کردم:
سکتهای که یک هفته طول کشیده❗️❓
بنا بر شرح حال دردش ناگهان شروع شده بود.
در وسط قفسه سینه.
شدید؛
«انگار کسی چاقویی فرو کرده باشد.»
چند دقیقه بعد... درد به وسط پشت منتقل شده بود.
از آن زمان ادامه داشت؛
گاهی بیشتر میشد و گاهی کمتر.
با حرکت بدتر میشد.
با نفس عمیق هم افزایش پیدا میکرد.
اما کاملاً از بین نمیرفت.
❗️اولین نکته تعجبآور:
در طول همین یک هفته، نزد دو پزشک متخصص مختلف مراجعه کرده بود.
انجام داده بود:
دو بار نوار قلب (ECG)
سه بار تروپونین
اکوکاردیوگرافی
و همه طبیعی بودند.
هر دو بار با تشخیص:Musculoskeletal chest pain (درد عضلانی-اسکلتی قفسه سینه)
ترخیص شده بود و فقط مسکن گرفته بود.
اینجا شروع کردم فکر کردن.
اگر من جای آن اساتید بودم، احتمالاً همان فهرست تشخیصی را در نظر میگرفتم:
سندرم حاد کرونری (ACS)
آمبولی ریه (PE)
کوستوکندریت
رفلاکس معده (GERD)
و تا این لحظه چیزی وجود نداشت که مرا مجبور کند خارج از این چارچوب فکر کنم.
اما یک قانون را بعد از سالها طبابت یاد گرفتم:
اگر یک تشخیص تمام داستان بیمار را توضیح نمیدهد، باید دنبال داستان دیگری بگردی.
معاینه بالینی:
فشار خون دست راست:170/90
فشار خون دست چپ:145/80
دوباره اندازه گرفتم؛
همان اختلاف وجود داشت.
نبضها را بررسی کردم:
نبض رادیال دست راست طبیعی بود.
اما در دست چپ:
بهوضوح ضعیفتر بود.
اینجا بود که لیست تشخیصهای ذهنم تغییر کرد.
❓یک سؤال آخر پرسیدم:
«وقتی درد شروع شد، همانجا ثابت ماند؟»
با تعجب نگاهم کرد و گفت:
«نه...»
«اول در قفسه سینه بود...»
«بعد احساسش کردم در پشتم...»
«و بعد پایینتر رفت.»
همین جمله همه چیز را تغییر داد.
در آن لحظه چهار تشخیص در ذهنم بود:
۱) سندرم حاد کرونری (ACS)
اما:
تروپونین چند بار طبیعی بود.
درد یک هفته با این الگو ادامه داشت.
۲) آمبولی ریه (PE)
اما تصویر بالینی حمایت قوی از آن نمیکرد.
۳) درد عضلانی-اسکلتی
اما نمیتوانست توضیح دهد:
اختلاف فشار دو دست
اختلاف نبضها
انتشار درد از قفسه سینه به پشت
۴) بیماری خطرناکی که همه از فکر کردن به آن میترسیم...
چون اگر وجود داشته باشد، زمان به نفع بیمار نیست:
دیسکشن آئورت (Aortic Dissection)
اینجا یک تصمیم مهم داشتم:
آیا:D-dimer درخواست کنم؟
دوباره تروپونین تکرار کنم؟
اکو را دوباره انجام دهم؟
پاسخ:
خیر.
نه به این دلیل که این آزمایشها بیارزش هستند؛
بلکه چون در این شرایط باید آزمایشی درخواست شود که مستقیماً به سؤال اصلی پاسخ دهد.
درخواست کردم:CT Angiography آئورت
نتیجه:
Stanford Type B Aortic Dissection
دیسکشن از محل شروع شریان زیرترقوهای چپ (Left Subclavian Artery) آغاز شده بود و تا سطح شریان کلیوی چپ امتداد داشت.
خوشبختانه شواهدی از موارد زیر وجود نداشت:
پارگی (Rupture)
اختلال خونرسانی اندامها (Malperfusion)
ایسکمی احشایی (Visceral ischemia)
درمان:
بیمار مستقیماً به ICU منتقل شد.
درمان شامل:Esmlolol وریدی برای کاهش نیروی ضربان و فشار وارد بر دیواره آئورت
(Anti-impulse therapy)
کنترل قوی درد
کاهش تدریجی فشار خون به اهداف توصیهشده
ارزیابی فوری توسط جراحی عروق
از آنجا که دیسکشن نوع B بدون عارضه بود، طبق گایدلاینهای جدید، درمان محافظهکارانه همراه با پایش دقیق انجام شد.
یکی از بزرگترین اشتباهات در این بیماران:
نه فقط تشخیص ندادن دیسکشن آئورت است؛
بلکه تشخیص اشتباه آن بهعنوان ACS و دادن:
هپارین
داروهای ضدانعقاد
قبل از رد کردن دیسکشن آئورت است.
در بعضی بیماران، همین تصمیم میتواند یک وضعیت نسبتاً پایدار را به یک خونریزی فاجعهبار تبدیل کند.
پیام این کیس:ECG طبیعی، مرا آرام نمیکند...وقتی شرح حال بیمار آرامم نمیکند.
و گاهی گرانترین تست پزشکی:
نه CT است،
نه MRI،
نه حتی آنژیوگرافی.
گاهی گرانترین تست...
این است که فشار خون هر دو دست را اندازه بگیری، نه فقط یک دست. | 2 866 |
| 3 | سال ۱۳۹۰
رزیدنت چشمپزشکی که آن موقع من بودم، با عجله به بخش زنان و زایمان فراخوانده شد تا ته چشم بیماری را در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان زنان معاینه کند. بیمار مبتلا به سندرم HELLP بود (نارسایی عملکرد کبد و کلیه، فشار خون بالا و خونریزی)؛ از او قطع امید شده بود. در ماه هشتم بارداری، بیهوش، روی دستگاه تنفس مصنوعی و تمام بدنش آنقدر متورم بود که مثل یک بچهفیل شده بود (ببخشید بابت این تشبیه، اما واقعاً نزدیکترین توصیف همین است).
اسمش خیلی خاص بود، از آن اسمهایی که فقط هر چند سال یکبار با آن روبهرو میشوی (یک اسم اصیل فارسی که قبلا کم شنیده بودم...«گلنار»).
در حالی که با دلسوزی ته چشمش را معاینه میکردم و به سرنوشت «حتمی» او فکر میکردم، پزشک مسئول پروندهاش آمد، در حالی که آدامس میجوید، و درباره وضعیتش برایم توضیح داد؛ انگار با چنین بیمارانی زیاد سروکار دارد و میداند معمولاً آخرشان به کجا میرسد. 😓
معاینه را تمام کردم و از بیمارستان زنان و زایمان خارج شدم و به سمت بیمارستان داخلی برگشتم؛ جایی که بخش چشم در طبقه چهارم قرار داشت. تمام مسیر را با ناراحتی به آن بیمار و سرنوشت حتمیای که انتظارش را میکشید فکر میکردم.
دو هفته بعد، در درمانگاه چشم بیمارستان دانشگاهی بودم که یک پزشک کارورز وارد شد و گفت:
«یک بیمار از بخش زنان برای پیگیری آمده است.»
بعد پرونده بیمار را به من داد.
به اسم نگاه کردم:
«گلنار؟؟»
با خودم گفتم: مگر میشود؟ این اسم اینقدر رایج شده؟ من که هر چند سال یکبار هم چنین اسمی نمیبینم... و همان بیمار بیچارهای را که دو هفته پیش معاینه کرده بودم به یاد آوردم. 😓
به او گفتم:
«بفرستش داخل.»
بیماری لاغراندام، با چهره و رنگ پوست شفاف، بسیار زیبا، وارد شد؛ در آغوشش نوزادی زیبا و آرام بود.
پرونده پزشکی را دوباره نگاه کردم...
چشمانم خشک شد، قلبم به تپش افتاد. با ناباوری به او نگاه کردم، از روی صندلی پریدم و فریاد زدم:
«گلنار؟! تو گلناری؟!»
او با لبخند خندید؛ انگار به چنین واکنشی از همه پزشکانی که او را میدیدند عادت کرده بود.
بعد گفت:
«خدا برای من عمر نوشته بود.» 😊
یک یا دو ماه بعد، دوباره برای معاینه بیماری به بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان زنان و زایمان فراخوانده شدم و هنگام معاینه، یاد «گلنار» افتادم.
در حالی که مشغول معاینه بودم، ناگهان صدای فریاد، همهمه و دویدن بلند شد. پرستاری که همراهم بود مرا رها کرد و با عجله بیرون رفت.
معاینه را سریع تمام کردم و بیرون رفتم تا ببینم چه اتفاقی افتاده است.
پزشکان بیهوشی در حال احیای قلبی فردی بودند که روی برانکارد افتاده بود و قلبش ناگهان از کار افتاده بود. او لباس اسکراب کادر درمان به تن داشت. به خاطر ماسک اکسیژن و تلاش پزشکان برای گذاشتن لوله داخل نای، چهرهاش را نشناختم.
بعد از بیش از نیم ساعت تلاش برای نجاتش، فرمان الهی اجرا شد.
دستگاه معاینه ته چشم را جمع کردم و خواستم بروم. نگاهی سریع به همکار درگذشته انداختم...
چشمانم از تعجب گشاد شد و در جایم خشک شدم.
«لا حول و لا قوة إلا بالله...»
او همان پزشکی بود که دو هفته قبل، مسئول درمان «گلنار» بود و من او را ملاقات کرده بودم. | 4 499 |
| 4 | ویژه نامه HPV در کودکان (تابستان ۱۴۰۵) | 5 538 |
| 5 | کلاس انلاین «تفسیر آزمایش گاز خونی: تست زنی چه آسان ... تصمیم گیری چه مشکل!»
برگزارکننده: خانم دکتر زهرا پورنصیری (فوق تخصص نفرولوژی کودکان)
⏳تاریخ و زمان شروع یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ , ۲۰:۳۰
لینک ثبت نام
🔽
https://www.skyroom.online/events/wiehq6 | 2 188 |
| 6 | مردی همسرش را که بیهوش شده بود، بغل کرده بود و از همان لحظهای که وارد مطب شد، با صدای بلند داد و فریاد میکرد:
«کمک کنید! همسرم دارد میمیرد! به خدا رحم کنید، من را پیش دکتر ببرید. زنم تمام زندگی من است.»
مردم هم تحت تأثیر قرار گرفتند و بدون نوبت واردش کردند.
دکتر پرسید:
«خانم، چه شده؟ سکته قلبی است یا حمله قلبی؟»
زن گفت:
«از پلهها افتادم.»
وسط معاینه متوجه شدم که او در تلفن شوهرش یک گفتوگوی نامناسب پیدا کرده بود و با او دعوا کرده، و شوهرش هم او را زده بود.
سعی کردم فضا را آرام کنم، کمی شوخی کردم و کمکم اوضاع بهتر شد. زن و مرد هر دو خندیدند و از مطب خارج شدند؛ زن هم روی پای خودش راه میرفت.
افرادی که بیرون مطب بودند، دیدند همان زنی که چند دقیقه قبل او را بغل کرده بودند و فکر میکردند در حال مرگ است، حالا خندان و سرحال از مطب بیرون آمد.
مطب پر از جمعیت شد و مردم گفتند:
«خدا را شکر! دستت درد نکند دکتر!»
حتی یکی وارد شد و خواست مرا ببوسد.
و من از اینجا از آن مرد و همسرش تشکر میکنم که آشتی کردند و باعث شدند برای من تبلیغ شود که دکتری هستم که سکته قلبی را بدون آنژیوگرافی و استنت درمان میکنم! 😄 | 131 |
| 7 | اگر در اورژانس ایستاده باشی و بیماری مبتلا به آسم برایت بیاورند، با اینکه اساس کار، ارزیابی بالینی (Clinical assessment) است، اما ABG در تعیین اولویت درمان اهمیت دارد.
بیمار مبتلا به آسم از نظر ABG به ۵ مرحله تقسیم میشود.
مرحله 1️⃣:
PaO₂ طبیعی
PaCO₂ طبیعی
مرحله 2️⃣:
کاهش PaCO₂
طبیعی بودن PaO₂
در نتیجه تاکیپنه، CO₂ کاهش پیدا میکند، اما در مقابل، بهوسیله هایپرونتیلاسیون، بدن اکسیژن را افزایش میدهد؛ یعنی به ازای هر ۴ واحد کاهش CO₂، ۵ واحد افزایش اکسیژن ایجاد میشود، بر اساس معادله هوای آلوئولی (Alveolar Air Equation).
و ممکن است در این مرحله ابتدا نبولایزر داده شود.
مرحله 3️⃣:
کاهش PaCO₂
کاهش PaO₂
این، اولین مرحله خطر برای حیات است؛ زیرا هایپرونتیلاسیون دیگر نمیتواند جبران انجام دهد. هنگام درمان، بهتر است ابتدا اکسیژن داده شود، چون اگر ابتدا برونکودیلاتاسیون انجام دهی، ممکن است به علت عدم تطابق تهویه و پرفیوژن (Ventilation-Perfusion Mismatch)، هیپوکسی شدید ایجاد شود؛ زیرا رفلکس را اصلاح میکنی، بدون اینکه افزایش متناظری در اکسیژن ایجاد شده باشد.
مرحله 4️⃣:
CO₂ طبیعی
کاهش PO₂
در اینجا علائم خستگی عضلات تنفسی (Respiratory muscle fatigue) ظاهر میشود. لوله تراشه را آماده کن؛ ممکن است بیمار دچار ایست تنفسی (Respiratory arrest) شود. اکسیژن را بیش از حد زیاد نکن و اکسیژن کنترلشده بده؛ چون در آسم، کاهش اکسیژن معمولاً حتی در موارد شدید هم خیلی شدید نیست، و اگر اکسیژن بهشدت پایین باشد، به دنبال علت پنهان دیگری مثل پنومونی نیز بگرد.
ممکن است در امتحان بیماری به تو بدهند که CO₂ طبیعی دارد و بگویند بیمار دچار تشدید شدید آسم (Severe asthma exacerbation) است و از تو درباره شدت بیماری بپرسند؛ حواست باشد که این یعنی:
آسم شدید همراه با خستگی زودرس عضلات تنفسی، اگر CO₂ طبیعی باشد؛ بهویژه اگر قبلاً پایین بوده و اکنون به حالت طبیعی برگشته باشد.
مرحله 5️⃣:
افزایش CO₂
کاهش PaO₂
ایست تنفسی قریبالوقوع (Impending respiratory arrest)
در این مرحله، اگر بیمار تاکیپنه نداشت، هرگز فکر نکن که وضعیتش پایدار است؛ این یکی از علائم خطر است. در اینجا دیگر عضلات تنفسی قادر به ادامه کار نیستند و بیمار ممکن است به تهویه مکانیکی (Mechanical ventilation) نیاز پیدا کند.
آسمی که با اسیدوز تنفسی (Respiratory acidosis) همراه باشد، Near-fatal asthma (آسم نزدیک به مرگ) نامیده میشود.
هر بیماری که با آسم برایت میآید، او را در یکی از این مراحل قرار بده تا بدانی در چه وضعیتی قرار دارد.
این ABG مربوط به بیماری مبتلا به آسم است که در حالی به اورژانس آمد که میخندید، به من سلام کرد و گفت: «فقط خواستم بهت سلام کنم!» | 4 523 |
| 8 | ⭕️ تمامی کتابها و دورههای تصویری پریمیوم دکتر Amal Mattu از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۶ در کانال VIP طب اطفال بارگذاری شده است.
دکتر Amal Mattu یکی از اساتید برجسته و شناختهشده طب اورژانس در سطح جهان است. ایشان استاد و معاون آموزشی در University of Maryland School of Medicine بوده و بهواسطه تألیفات و دورههای آموزشی خود، بهویژه در زمینه تفسیر ECG و کاردیولوژی اورژانس، بهعنوان یکی از مراجع معتبر آموزشی در این حوزه شناخته میشوند. ایشان بنیانگذار پلتفرم آموزشی ECGWeekly می باشند.
https://em.umaryland.edu/profiles/faculty/107/
کورس کامل کاردیولوژی اورژانس حدود 345 دلار است که با عضویت در کانال VIP می توانید به این مجموعه مفید دسترسی پیدا کنید.
⭕️ اگر علاقهمند به عضویت در کانال VIP هستید، بعد از مطالعه کامل◀️ این پست ➡️ در مورد شرایط عضویت، و پرداخت حق عضویت سالانه ، لطفا به آیدی زیر پیام دهید:
🔽
🔤 @inPediatric | 4 343 |
| 9 | 👩💻در گذرِ روزهای طبابت؛ روایتهایی از تجربههای بالینی اعضای کانال طب اطفال
دختری ۱۷ سالهای به مطب مراجعه کرد که مدتها بود بین پزشکان مختلف (داخلی، مغز و اعصاب، چشمپزشکی و ENT) در رفتوآمد بود، چون از سردرد شکایت داشت.
وقتی شرح حال گرفتم، جزئیات تقریباً کاملاً با میگرن مطابقت داشت. اما هنگام معاینه، متوجه شدم در یک سمت بینی، مقدار زیادی ترشح سفیدرنگ و غیرچرکی تجمع پیدا کرده است. با ساکشن آن را خارج کردم؛ ترشحات به شکل رشتهای و کشدار خارج میشد.
از او پرسیدم:
«از این سمت بینی نفس میکشی؟»
گفت:
«نمیدانم دکتر!»
گفتم:
«یک نفس عمیق بکش تا ببینم عبور هوا چطور است.»
سمت راست بینی کاملاً بسته بود. با آندوسکوپ نگاه کردم و مشخص شد که در قسمت خلفی بینی، انسداد کامل وجود دارد.
تشخیص: آترزی یکطرفه کوآن (Unilateral Choanal Atresia)؛ یعنی بسته بودن مادرزادی مسیر ارتباطی پشت بینی با حلق در یک سمت.
نکته جالب این است که بعضی افراد با این مشکل متولد میشوند و سالها بدون هیچ علامتی زندگی میکنند، چون سمت دیگر بینی بهخوبی عمل تنفس را انجام میدهد. این مشکل هم هیچ ارتباطی با شکایت اصلی او یعنی سردرد نداشت.
برای سردرد، درمانهای مربوط به میگرن دریافت کرد و برای آترزی کوآن تحت عمل جراحی قرار گرفت. بعد از عمل، جالب اینکه شروع کرد به شکایت از گرفتگی سمتی از بینی که قبلاً باز بود! 😅
علت این بود که غضروفهای سمت سالم بینی سالها تمام فشار جریان هوا را تحمل کرده بودند و نسبت به سمت مقابل کمی بزرگتر و متورمتر شده بودند. بعد از باز شدن مسیر مقابل، او تازه تفاوت دو طرف بینی را حس کرد و چرخه طبیعی بینی (Nasal Cycle) که در همه انسانها وجود دارد، برایش قابل درک شد.
بعد از آن، هر کسی از آشنایانش که مشکل گوشوحلقوبینی داشت را نزد من میآورد تا معاینه شود و هر بار تشکر میکرد که مشکلی را درمان کردهایم که خودش سالها از وجود آن خبر نداشت.
گاهی در پزشکی، علائمی را پیدا میکنیم که اصلاً ارتباطی با شکایت اصلی بیمار ندارند؛ اما یک معاینه دقیق میتواند باعث کشف مشکلات پنهان شود. گاهی این کشفها برای پزشک، بیمار و خانوادهاش یک غافلگیری بزرگ است و میتواند مسیر زندگی بیمار را بهتر کند. | 4 882 |
| 10 | ⏺مقدمهای بر تفسیر رادیوگرافی قفسه سینه (CXR)
Refreces:
• Radiopaedia
• Learning Radiology (Herring) 5th edition
• Chest X-Ray for medical students
منبع:
https://t.me/My_Radiology_Diaries/124
🚩🚩@TebeAtfal | 5 618 |
| 11 | گروه پزشکان طرحی
https://t.me/pezeshk_tarh | 229 |
| 12 | من از آن دسته پزشکانی هستم که در التهابهای مکرر گوش خارجی، مخصوصاً در دختران نوجوان، خیلی سریع نگاهی به ناخنشان می کنم.
چون واقعیت این است که گاهی چیزی که در دست بیمار میبینم، آنقدر واضح و قانعکننده است که بهراحتی میتواند علت التهابهای مکرر گوش خارجی باشد؛ حتی مشکلاتی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند به عفونتهای جدیتر اطراف گوش هم منجر شود، نه فقط خود گوش!
مدتی پیش دختر نوجوانی حدود ۱۶ ساله به مطب آمد که هر چند وقت یکبار دچار آبسه و التهاب مکرر گوش خارجی میشود. مادرش از من میپرسید:
«دکتر، چرا دخترم مدام این مشکل را پیدا میکند؟»
از دختر پرسیدم:
«گوشَت را دستکاری میکنی؟»
مثل حدود ۹۹٪ بیماران، سریع جواب داد:
«نه، اصلاً!»
چون معمولاً فکر میکنند منظور پزشک این است که آیا با گوشش کاری مثل بازی PUBG یا کار خاصی انجام میدهد!
سؤال دوم که همیشه آماده دارم:
«پس وقتی گوشت خارش میگیرد، چه کار میکنی؟»
جواب میدهد:
«این کار را میکنم دکتر!»
و با ناخن مصنوعی که چند سانتیمتر بلند است، گوشش را میخاراند!
ناخنی که از نظر تئوری انگار میتواند از یک گوش وارد شود، از کنار شریان کاروتید و ساقه مغز عبور کند، از گوش دیگر بیرون بیاید، از پنجره رد شود و حتی همسایه را زخمی کند! (در مورد ناخن های مصنوعی هم که مانع وضو و نماز است)
اما توصیه درمانی ساده و مؤثر در بسیاری از این موارد:
ناخنها را کوتاه کنید.
حالا سؤال:
«دکتر، پس آزمایش قند خون لازم نیست؟»
قند خون چه ارتباطی دارد خانم؟ وقتی علت واضحی مثل آسیب مکرر با ناخن داریم، اول باید همین عامل را اصلاح کنیم!
زیر ناخنها باکتریهایی مثل استافیلوکوک طلایی (Staphylococcus aureus) زندگی میکنند. این باکتری یک میکروب طبیعی پوست است و وجود آن زیر ناخنها بسیار شایع است، چون زیر ناخن محیطی کوچک، مرطوب و سخت برای تمیز کردن کامل وجود دارد.
وقتی بیمار با ناخن گوش را میخاراند، حتی اگر زخم قابل مشاهدهای ایجاد نشود، آسیبهای کوچک پوستی (Microtrauma) ایجاد میشوند و همین راه ورود باکتری را فراهم میکند؛ نتیجه میتواند التهاب، عفونت و تشکیل آبسه در مجرای گوش خارجی باشد.
گاهی سادهترین توصیهها مثل کوتاه کردن ناخن و پرهیز از دستکاری گوش، مؤثرتر از شروع بررسیهای پیچیده هستند. | 6 927 |
| 13 | 💉 تابوی مسیر وریدی محیطی: چرا نباید نورآدرنالین را در جستوجوی یک مسیر ورید مرکزی به تأخیر انداخت؟
بیماری با شوک سپتیک آشکار وارد اتاق شوک میشود. فشار خون او ۶۵/۳۵ میلیمتر جیوه است و لاکتات همچنان در حال بالا رفتن است. شما دستور شروع فوری نورآدرنالین را میدهید.
ناگهان پرستار با نگرانی به شما نگاه میکند و ترسناکترین جمله کشیک را میگوید: «دکتر، کاتتر ورید مرکزی (CVC) ندارد! اگر آمین را از مسیر وریدی محیطی بدهیم، بازویش دچار نکروز میشود!»
در حالی که سعی میکنید یک CVC را بدون راهنمایی یا با جستوجوی دستگاه سونوگرافی بگذارید، ۴۵ دقیقه میگذرد. بیمار همچنان در افت فشار خون شدید باقی میماند، کلیههایش دیگر ادرار تولید نمیکنند و میوکارد دچار ایسکمی خاموش میشود.
🔬 پاتوفیزیولوژی فروپاشی (زمان یعنی بافت... در سراسر بدن):
این باور قدیمی که «آمینها = حتماً مسیر ورید مرکزی» از دهه ۱۹۶۰ و دوران استفاده از دوپامین به وجود آمد؛ دارویی که بهشدت نکروزدهنده بود و در دوزهای بسیار بالا استفاده میشد. اما پاتوفیزیولوژی و فارماکولوژی مدرن قوانین را تغییر دادهاند.
1️⃣ افت فشار خون طولانیمدت خطرناکتر از تأخیر در درمان است: هر دقیقهای که بیمار با فشار شریانی متوسط (MAP) کمتر از ۶۵ میلیمتر جیوه باقی بماند، خطر نارسایی حاد کلیه، انفارکتوس نوع ۲ میوکارد و مرگومیر بهطور تصاعدی افزایش مییابد. اندوتلیوم نیز در اثر فعال شدن آبشارهای التهابی آسیب میبیند.
2️⃣ ویژگی نورآدرنالین: نورآدرنالین در غلظتهای استاندارد (مثلاً ۴ میلیگرم در ۲۵۰ میلیلیتر) و در دوزهای اولیه نجاتبخش، از طریق مسیرهای وریدی محیطی با قطر مناسب، بهطرز شگفتآوری ایمن است.
3️⃣ پادزهر وجود دارد، اما زمان نه: اگر عارضه نادر نشت دارو به بافت (Extravasation) رخ دهد (کمتر از ۲٪ در مطالعات بزرگ)، درمان موضعی آن شامل تزریق فنتولامین یا استفاده از پماد نیتروگلیسیرین است. اما اگر بیمار هنگام انتظار برای گذاشتن CVC به علت افت فشار خون بمیرد، هیچ درمان نجاتبخشی وجود ندارد.
🚨 نکات مهم کشیک (پروتکل ایمن مسیر وریدی محیطی):
قطر و محل کاتتر: از کاتتر ۱۸ یا ۲۰ گیج استفاده کنید. هرگز در دست، مچ یا پا قرار ندهید. از ورید ناحیه چین آرنج یا وریدهای بازیلیک و سفالیک پروگزیمال استفاده کنید (در حالت ایدهآل با هدایت سونوگرافی).
بررسی جریان: پیش از شروع انفوزیون، باید خون را آسپیره کرده و از بازگشت وریدی عالی اطمینان حاصل کنید. محل ورود کاتتر را هر ساعت از نظر ظاهری بررسی کنید.
این یک پل است، نه مقصد: شروع وازوپرسور از مسیر وریدی محیطی، زمانی را برای شما میخرد تا بتوانید CVC را با آرامش، تکنیک استریل و هدایت سونوگرافی (معمولاً طی ۴ تا ۱۲ ساعت اول) قرار دهید.
خلاصه:راهنماهای Surviving Sepsis Campaign (SSC) از شروع زودهنگام وازوپرسورها از طریق مسیر وریدی محیطی حمایت میکنند، اما این باور قدیمی هنوز در بسیاری از بیمارستانها حاکم است. | 5 420 |
| 14 | بیماری را تصور کنید که هر روز در اورژانس میبینید. میگوید:
«دکتر، چشمم ناگهان تار شد و حدود ۵ دقیقه اصلاً با آن نمیدیدم، ولی بعد خودش خوب شد.»
یا: «دستم حدود ۱۵ دقیقه کاملاً از کار افتاد، اما الان کاملاً خوب شده است.»
او را معاینه میکنید و معاینه نورولوژیک کاملاً طبیعی است. ممکن است با خودتان بگویید: «خوشبختانه چیزی نبود» و بیمار را فقط با آسپرین مرخص کنید...
اما مراقب باشید! احتمالاً با یک بمب ساعتی روبهرو هستید.
اخیراً مروری بر مطالب کنفرانس سالانه نورولوژی فرانسه (JNLF 2026) داشتم؛ یکی از معتبرترین گردهماییهای علمی نورولوژی در فرانسه که جدیدترین دستورالعملها و یافتههای بالینی درباره بیماریهای مغز و اعصاب، از جمله TIA، سکته مغزی، بیماریهای مشابه سکته و اختلالات گذرای حافظه را ارائه میکند.
خلاصه نکات JNLF 2026 درباره علائم نورولوژیک گذرا
1️⃣. یادتان باشد که TIA دیگر فقط یک تشخیص بالینی نیست
تعریف جدید حمله ایسکمیک گذرا (TIA) بر اساس علائم بالینی و یافتههای تصویربرداری است.
اگر بیمار علائم عصبی گذرا داشته باشد اما در MRI با توالی DWI ضایعه ایسکمیک دیده شود، حتی اگر علائم کاملاً برطرف شده باشند، تشخیص انفارکتوس مغزی مطرح است، نه TIA.
نکته مهم: خطر سکته مغزی پس از TIA میتواند تا ۲۵٪ طی ۹۰ روز برسد و بیشترین خطر در چند روز اول است. بنابراین سرعت تشخیص و درمان، پیشآگهی بیمار را تعیین میکند.
2️⃣. مراقب دام امتیاز ABCD2 باشید
به ABCD2 Score بهتنهایی تکیه نکنید.
مطالعات نشان دادهاند که حدود ۲۰٪ از بیمارانی که امتیاز کمتر از ۴ دارند (و ظاهراً کمخطر محسوب میشوند)، در واقع ضایعات پرخطری مانند تنگی شدید شریان کاروتید دارند.
نکته بالینی: هر بیمار با شک به TIA باید حداکثر ظرف ۲۴ ساعت توسط متخصص مغز و اعصاب ارزیابی شود و MRI مغز برای او انجام شود.
3️⃣. درمان صحیح (بر اساس راهنماهای ۲۰۲۶)
به محض شک به TIA، ۳۰۰ میلیگرم آسپرین بهصورت Loading dose تجویز کنید.
درمان ضدپلاکتی دوگانه (DAPT) با آسپرین + کلوپیدوگرل محافظت بیشتری ایجاد میکند، اما فقط در ۱۰ تا ۲۱ روز اول پس از حمله توصیه میشود.
هدف درمان چربی خون این است که LDL کمتر از ۷۰ mg/dL باشد.
4️⃣. چگونه TIA را از صرع و میگرن افتراق دهیم؟
بسیاری از موارد صرع به اشتباه TIA تشخیص داده میشوند.
هاله میگرنی (Migraine Aura):
شروع تدریجی دارد.
معمولاً طی چند دقیقه ایجاد شده و تا حدود یک ساعت طول میکشد.
تشنج (Epileptic Seizure):
شروع ناگهانی و سریع دارد.
مدت کوتاهی طول میکشد.
معمولاً هر بار با الگوی مشابه تکرار میشود.
ممکن است با احساسات الکتریکی یا گزگز همراه باشد.
فلج تاد (Todd's paralysis): ضعف عضلانی پس از تشنج میتواند کاملاً شبیه سکته مغزی باشد و در این مرحله حتی MRI و EEG نیز ممکن است تشخیص قطعی ندهند.
5️⃣. معمای فراموشی گذرا
فراموشی گذرای سراسری (Transient Global Amnesia - TGA):
بیمار مرتب یک سؤال را تکرار میکند، چون قادر به ثبت اطلاعات جدید نیست (Anterograde amnesia).
معمولاً ۴ تا ۲۴ ساعت طول میکشد.
اغلب پس از فعالیت شدید یا استرس ایجاد میشود.
تصویربرداری معمولاً طبیعی است.
فراموشی صرعی گذرا (Transient Epileptic Amnesia - TEA):
مدت کوتاهتری دارد (۱۰ تا ۳۰ دقیقه).
اغلب هنگام بیدار شدن از خواب رخ میدهد.
حملات تکرارشونده هستند.
نیاز به MRI و بررسی بیشتر دارند.
فراموشی عروقی گذرا (Transient Vascular Amnesia):
معمولاً در افراد بالای ۷۰ سال دیده میشود.
با عوامل خطر کنترلنشده قلبیعروقی همراه است.
اغلب همراه با سایر علائم نورولوژیک و سردرد شدید است.
💡 توصیه کاربردی برای کشیک
اگر بیماری با سرگیجه (Dizziness) یا دوبینی (Diplopia) گذرا مراجعه کرد، بهسادگی آن را به حساب «یک سرگیجه ساده» نگذارید.
این علائم میتوانند تظاهر غیرمعمول TIA در گردش خون خلفی مغز (Posterior circulation) باشند و نباید نادیده گرفته شوند. | 86 |
| 15 | 👩💻در گذرِ روزهای طبابت؛ روایتهایی از تجربههای بالینی اعضای کانال طب اطفال
من یک بیمار افغانستانی (فاقد بیمه) داشتم که ذهنم را مشغول کرده بود و بابتش احساس عذاب وجدان داشتم...
چون برایش دارویی تجویز کردم که قیمتش حدود ۹۰۰ هزار تومان بود، در حالی که جایگزینی با همان اثربخشی وجود داشت که قیمتش ۵۰۰ هزار تومان بود. هنگام ویزیت، نام جایگزین از یادم رفته بود.
خوشبختانه دیروز بعد ۳ ماه همان بیمار برای مشکل دیگری آمد و در جریان ویزیت به او گفتم از داروی جایگزین استفاده کند و او توانست ماهانه حدود ۴۰۰ هزار تومان صرفهجویی کند.
تصمیم گرفتم یک میلیون دویست هزار تومان شخصاً به ازای ۳ ماه مصرف دارو به او پرداخت کنم، نام دارو را به او گفتم و برایش توضیح دادم که چرا این پول را به او دادم.
آن خانم مدام برایم دعا میکرد؛ واقعاً لحظه زیبایی بود. 💕✨
👩💻 درس بگیریم:
این ماجرا یادآور یکی از بخشهای مهم اخلاق پزشکی است: گاهی یک پزشک فقط با انتخاب آگاهانهتر و توجه به توان مالی بیمار، بدون تغییر در کیفیت درمان، میتواند بار بزرگی را از دوش او بردارد. | 288 |
| 16 | ⏺کیس LCH
⬅️پسر ۸ ساله با درد مهره T1 به مدت حدود دو هفته مراجعه کرده و بیوپسی ضایعه، هیستیوسیتوز (Histiocytosis) را نشان داده است.
پ ن ادمین: هیستوسیتوز سلولهای لانگرهانس (LCH) یک اختلال خونی/سرطانی بالقوه تهدیدکننده زندگی است که میتواند با درماتیت شدید یا مقاوم به پوشک ظاهر شود. ضایعات پوستی معمولاً در دوران نوزادی یا اوایل کودکی ظاهر میشوند و شامل پاپولهای پوستهدار به رنگ قرمز/نارنجی یا زرد/قهوهای، فرسایشها یا پتشیها هستند که اغلب در کشاله ران، نواحی بین چینهای پوستی و پوست سر دیده میشوند. LCH میتواند شبیه درماتیت سبورئیک باشد؛ با این حال، رنگ ضایعات و وجود پتشی و فرسایشها به تمایز بین این دو کمک میکند. علاوه بر یافتههای پوستی، بیماران مبتلا به LCH ممکن است ضایعات استخوانی، لنفادنوپاتی، بزرگ شدن کبد و طحال، و کمخونی نیز داشته باشند. برای تأیید تشخیص، انجام بیوپسی ضروری است.
UpToDate
🚩🚩 @TebeAtfal | 6 268 |
| 17 | 😎 ویس های آموزشی به زبان فارسی در مورد نکات مهم کتاب ارزشمند نلسون اشنتیال (ملزومات نلسون) در کانال VIP طب اطفال قرار گرفت.
⭕️ اگر علاقهمند به عضویت در کانال VIP هستید، بعد از مطالعه کامل◀️ این پست ➡️ در مورد شرایط عضویت، در کانال VIP ، لطفا به آیدی زیر پیام دهید:
🔽
🔤 @inPediatric | 6 776 |
| 18 | در ادامه نصائح
آداب Senior بودن
همه درباره آداب رفتار افراد تازهکار یا کوچکتر با ارشد خود صحبت میکنند. به نظر من این موضوع چندان نیازی به توضیح ندارد؛ چون احترام فرد کوچکتر به فرد بزرگتر، علاوه بر اینکه از اصول اولیه اخلاق است، معمولاً امری بدیهی محسوب میشود. تازهکار معمولاً به فرد باتجربه نیاز دارد؛ برای یادگیری، پیشرفت، کسب درآمد یا حتی برای در امان ماندن از آسیب.
به همین دلیل، لازم دیدم از زاویه برعکس صحبت کنم؛ یعنی وقتی شما Senior میشوید، نیازتان به دیگران کمتر میشود و این دیگران هستند که به شما نیاز دارند. در این شرایط، چگونه باید با آنها رفتار کنید؟
اولین و مهمترین نکته: در هر موقعیت، چه مثبت و چه منفی، چند لحظه مکث کنید و خودتان را در همان سن، همان شرایط و همان سطح تجربه تصور کنید. از خود بپرسید: «اگر من جای او بودم، آیا ممکن بود همین اشتباه را مرتکب شوم؟» اگر پاسخ مثبت است، برای او عذر قائل شوید؛ چون روزی شما هم در همان جایگاه بودهاید.
اگر تصمیم به تنبیه گرفتید، از خود بپرسید: «اگر من در آن سن بودم، آیا توان تحمل چنین تنبیهی را داشتم؟» اگر پاسخ منفی است، همکارتان را به چیزی که خودتان توان تحملش را نداشتید، محکوم نکنید.
همیشه به یاد داشته باشید که فرد کوچکتر به شما نیاز دارد و معمولاً توان پاسخ دادن به شما را ندارد. بنابراین در شوخی، کنایه یا تمسخر زیادهروی نکنید؛ حتی اگر نیتتان دوستانه باشد. ممکن است همان شوخی برای او آزاردهنده باشد.
آموزش دادن وظیفه شماست، اما هنگام آموزش، متکبر نباشید؛ از ناآگاهی او تعجب نکنید، تجربه کمش را مسخره نکنید و اشتباهاتش را دستمایه خنده دیگران قرار ندهید.
اگر راهنمای پایاننامه یا پژوهش هستید، بسیار مراقب باشید. دانشجو یا پژوهشگر زیر نظر شما معمولاً نمیتواند به درخواستهای شما «نه» بگوید. از او برای کارهای شخصی استفاده نکنید، همکاری علمی را به انجام کارهای شخصی یا احساساتتان گره نزنید و هرگز از جایگاه خود سوءاستفاده نکنید؛ حتی درخواست یک فنجان چای هم از او نداشته باشید.
اگر ممتحن یا استاد هستید، از قدرت خود سوءاستفاده نکنید. نه وعده کمک بدهید و نه تهدید به آسیب. به یاد داشته باشید که شما نه سودرسان مطلق هستید و نه زیانرسان مطلق.
اشتباهات افراد تازهکار سه دستهاند:
1️⃣ضعف علمی یا کمتجربگی
2️⃣بیوجدانی و بیمسئولیتی
3️⃣بیادبی یا ضعف تربیتی
از نظر من، تنها دسته دوم و سوم شایسته برخورد انضباطی هستند؛ ضعف علمی با آموزش و گذر زمان برطرف میشود.
تنبیه باید حرفهای و مبتنی بر اصول باشد، همانگونه که در نظامهای پیشرفته دنیا انجام میشود. شما پدر یا مادر فرد نیستید؛ حتی اگر رابطه صمیمانهای با او داشته باشید، تربیت او وظیفه شما نیست.
هرگز صدایتان را بالا نبرید.
اگر هنگام آموزش، تشویق، تنبیه یا ارزیابی متوجه شدید که رفتارتان بر اساس مذهب، ظاهر، جنسیت یا رابطه شخصی با افراد تغییر میکند، در نیت و عملکرد خود تجدیدنظر کنید.
اگر در تنبیه سختگیر هستید، باید در تشویق نیز سخاوتمند باشید. همانقدر که برای اشتباه بازخورد میدهید، برای عملکرد خوب نیز قدردانی کنید.
و در پایان، به یاد داشته باشید که امروزِ تازهکار، فردا ارشد خواهد شد؛ آن هم بسیار زودتر از آنچه تصور میکنید. و ارشد امروز نیز روزی پیر میشود، توانش را از دست میدهد، فراموش میشود و از دنیا میرود. زندگی کوتاه و گذراست؛ پس نه به علم خود مغرور شوید، نه به قدرت و نه به سلامتتان؛ همه روزی خواهیم رفت. | 7 478 |
| 19 | وقتی در اورژانس کار میکنی، ممکن است دخترانی مراجعه کنند که از نظر روانی (psychological) دچار بحران شدهاند؛ مثلاً دختری که با نامزدش دعوا کرده، دچار فروپاشی روحی شده یا بهدلیل مشکل درسی و فشار روانی مراجعه کرده است.
متأسفانه بعضی افراد به سراغ تزریق دگزامتازون (Dexamethasone) میروند، با این تصور که عارضه جانبی معروف آن یعنی خارش ناحیه پرینه (Perineal itching) میتواند باعث شود بیمار ناگهان از حالت گریه و اضطراب خارج شود.
حتی بعضی افراد در تجویز این آمپول «حرفهای» شده بودند؛ بهطوری که به محض تزریق، بیمار از شدت:
خارش شدید ناحیه پرینه یا احساس سوزش شدید (Severe perineal itching or burning sensation)
بلند میشد و فریاد میزد!
اولین بار که دیدم همکارم در دوران کارآموزی این کار را انجام داد، جلوی چشم من بود. حتی قبل از اینکه دارو کاملاً از داخل آنژیوکت تزریق شود، بیمار دچار خارش شدید شد. برایم عجیب بود که این عارضه چقدر سریع اتفاق میافتد؛ عارضهای که باعث شد بیماری که چند لحظه قبل در حال از هم پاشیدن بود، ناگهان بلند شود.
این کار غیراخلاقی است و باید از آن جلوگیری شود. شما هیچ حقی ندارید بیمار را، مخصوصاً با چنین عارضه ناخوشایند و بسیار خجالتآوری، تنبیه کنید.
علت ایجاد خارش پرینه مربوط به ساختار دارو است؛ زیرا دگزامتازون تزریقی معمولاً به شکل:
Dexamethasone sodium phosphate
وجود دارد. پس از ورود به بدن، این ترکیب میتواند در عرض چند ثانیه تا چند دقیقه باعث تحریک و خارش ناحیه پرینه شود تا زمانی که این استر شکسته شود؛ سپس این اثر خیلی سریع از بین میرود.
نکته جالب این است که این عارضه تقریباً با شیوع بسیار بیشتری در خانمها دیده میشود و در آقایان بسیار نادر است.
این عارضه با رقیق کردن دگزامتازون در ۵۰ تا ۱۰۰ میلیلیتر محلول و تزریق آهسته طی حدود ۱۰ دقیقه بهطور قابل توجهی کاهش پیدا میکند.
با این حال، دگزامتازون دارویی بسیار پرکاربرد است و اثرات مهمی دارد، از جمله:
پیشگیری از تهوع و استفراغ بعد از عمل (Postoperative nausea and vomiting)
کاهش تهوع و استفراغ ناشی از شیمیدرمانی (Chemotherapy-induced nausea and vomiting)
حتی هیدروکورتیزون (Hydrocortisone) که داروی محبوب ما در حملات آسم است، اگر به شکل ترکیب استری همراه با فسفات باشد، میتواند چنین خارشهایی ایجاد کند؛ بنابراین احتمالاً مشکل بیشتر مربوط به ماده حامل یا فرم استری دارو است.
خلاصه:
هر بیماری که به اورژانس مراجعه میکند، به اندازه کافی مشکل و رنج دارد. لطفاً با استفاده نادرست از علم پزشکی و ایجاد یک عارضه خجالتآور، او را «تنبیه» نکنید؛ این کار برخلاف اخلاق پزشکی است. | 7 855 |
| 20 | Matn yo'q... | 5 995 |
