uz
Feedback
سایت خبری-تحلیلی کلمه

سایت خبری-تحلیلی کلمه

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali سایت خبری-تحلیلی کلمه analitikasi

سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 49 380 obunachidan iborat bo'lib, Yangiliklar & Media toifasida 5 383-o'rinni va Eron mintaqasida 7 000-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 49 380 obunachiga ega bo‘ldi.

23 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -534 ga, so‘nggi 24 soatda esa -22 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 16.25% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 10.12% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 8 025 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 4 996 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 24 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Yangiliklar & Media toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

49 368
Obunachilar
-2224 soatlar
-237 kunlar
-53430 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+117
31 kanalda
Iyun '26
+29
34 kanalda
Get PRO
May '260
9 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+3
7 kanalda
Get PRO
Mart '26
+114
15 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+542
67 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+3 039
120 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+1 059
344 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+399
126 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+37
24 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+5
31 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+81
46 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+1 657
143 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+46
53 kanalda
Get PRO
May '250
44 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+129
50 kanalda
Get PRO
Mart '25
+97
48 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+1 081
72 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+172
47 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+650
72 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+76
47 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+76
35 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+243
51 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+144
46 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+504
37 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+568
48 kanalda
Get PRO
May '24
+531
52 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+187
53 kanalda
Get PRO
Mart '24
+308
53 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+302
46 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+304
33 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+362
46 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+179
32 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+742
41 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+970
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+503
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+233
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+256
0 kanalda
Get PRO
May '23
+391
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+380
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+585
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+3 406
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+306
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+1 522
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+738
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+2 614
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+1 535
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+5 260
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+334
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+348
0 kanalda
Get PRO
May '22
+390
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+185
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+213
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+240
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+352
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+676
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+278
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+291
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+228
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+276
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+172
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+836
0 kanalda
Get PRO
May '21
+340
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+196
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+135
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+170
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+302
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+51 771
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
24 Iyul+3
23 Iyul0
22 Iyul0
21 Iyul0
20 Iyul+14
19 Iyul+78
18 Iyul+2
17 Iyul0
16 Iyul+2
15 Iyul0
14 Iyul0
13 Iyul0
12 Iyul0
11 Iyul0
10 Iyul0
09 Iyul0
08 Iyul+2
07 Iyul+1
06 Iyul0
05 Iyul+7
04 Iyul+6
03 Iyul+2
02 Iyul0
01 Iyul0
Kanal postlari
🔴 نامه یدالله اسلامی به پزشکیان: ایران نیازمند شجاعت صلح است دکتر یدالله اسلامی، دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، با تأکید بر اینکه «امروز ایران بیش از هر زمان به شجاعت صلح نیازمند است»، خواستار گفت‌وگوی مستقیم و بدون واسطه با آمریکا برای پایان دادن به تنش‌ها و جلوگیری از تداوم خسارت‌های جنگ شد. متن کامل نامه دکتر یدالله اسلامی، دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس، خطاب به رئیس‌جمهور: آقای رئیس‌جمهور، با درود و آرزوی سربلندی ملت بزرگ و سرزمین کهن ایران‌زمین. می‌دانم که در دامی سخت گرفتار و در تله جنگی ناخواسته گرفتار آمده‌اید. می‌دانم که سیمای میلی هم روی خوشی به شما نشان نمی‌دهد. شما شجاعت امضای تفاهم‌نامه‌ای را که به سود ایران و در مسیر رهایی از جنگ بود، داشتید. شجاعت گفتن از دشواری‌ها، سختی‌ها و ناکامی‌ها را نشان دادید. آنچه امروز می‌گذرد، فردای این سرزمین را می‌سازد. آنچه امروز ویران می‌شود، دسترنج سال‌ها کار، تلاش و هزینه‌های بسیار است. امروز ایران به شجاعت صلح نیازمندتر است تا رجزخوانی برای جنگ و انتقام. مهم‌ترین انتقام، رهایی از جنگ ویرانگر و فراهم شدن فرصت سرمایه‌گذاری و توسعه کشور است. بزرگ‌ترین شجاعت، روی به صلح آوردن در میدان رجزخوانی‌های بی‌پایان، شعارها و هیجان‌های تولیدکننده خشم و انتقام است. هر روز که دیرتر صلح حاکم شود، بخش بیشتری از سرمایه‌های انسانی، منابع مادی و زیرساخت‌های کشور دستخوش آسیب می‌شود. پاسخ ایران به کشورهای منطقه نیز زیان‌های بسیاری وارد می‌آورد، ولی هر چه از میان می‌رود، دارایی‌های ایران و کشورهای منطقه است. سازش و صلح برتر از ستیز است. خشونت بی‌پایان، زندگی را از مردم می‌گیرد. پایان هر جنگی، سازش است. هرچه سازش زودتر شکل گیرد، از آسیب‌های بیشتر پیشگیری می‌شود. جناب رئیس‌جمهور، تاریخ بار سنگینی را بر دوش شما گذاشته است؛ دشوارترین مسئولیت در مهم‌ترین بزنگاه و حساس‌ترین موقعیت تاریخی. برای ایران، ماندگاری ایران و کاستن از درد و رنج مردمان، گاهی باید از آبرو مایه گذاشت. از آبرو گذشتن دشوارتر است تا از جان گذشتن. گفت‌وگوی بدون واسطه با آمریکا می‌تواند مسیر کنونی را تغییر دهد. تماس مستقیم با مقامات آمریکایی، بدون ترس از هجوم جنگ‌طلبان، نقشه‌های اسرائیل را بر باد خواهد داد. جناب آقای پزشکیان، شما می‌توانید پروتکل‌های رسمی را کنار بگذارید و با شجاعت اعلام کنید که آماده حل مشکل ایران و آمریکا هستید. شما می‌توانید نظر اعضای شورای عالی امنیت ملی و مقامات عالی‌رتبه را برای این امر مهم بگیرید. شما می‌توانید همپای مخالفان جنگ در آمریکا و ایران، یادگاری از خود به جای بگذارید که بر تارک تاریخ بدرخشد. شاید خداوند شما را برای مأموریتی بزرگ و تاریخی، در آزمونی سرنوشت‌ساز وارد کرده باشد. شاید خداوند شما را مأمور صلح و پاسداری از ایران‌زمین کرده باشد. همان خدایی که این فرصت را برای شما فراهم ساخته، به شما کمک کند که از دامن تردید رها شده و بی‌مهابا، بدون واسطه با مقامات آمریکا تماس بگیرید. ساده بگویید: «من، رئیس‌جمهور پزشکیان، به نمایندگی از ملت بزرگ ایران، آماده صلح، سازش و رفع تخاصم بین ایران و آمریکا هستم.» به طرف مقابل هم بگویید شما هم رجزخوانی و تهاجم را کنار بگذارید. بی‌ترس از هر دخالتی، بی‌هراس از هرگونه تهمت‌زدنی، با امید در میان ناامیدی‌ها، ایران را به ساحل امن نجات رهنمون شوید. برخی این سخن را رؤیاپردازی خواهند خواند، ولی برای ایران گفت‌وگو کنید و نگذارید که بیش از این با برگ ایران بازی شود. خداوند نگهدار ایران‌زمین باشد. ۲ مرداد ۱۴۰۵ یدالله اسلامی دبیرکل مجمع نمایندگان ادوار مجلس منبع: تحکیم ملت @Kaleme

2
🔴 مولانا عبدالحمید: با زندانی کردن سیاسیون و اعدام معترضان نمی‌توان حکومت کرد مولانا عبدالحمید، امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه دوم مردادماه ۱۴۰۵ تأکید کرد که بقای هر حکومت در گرو گسترش عدالت، رعایت انصاف، تأمین آزادی‌های قانونی، اقتصاد پویا و جلب رضایت مردم است. او گفت: «اگر مردم ناراضی باشند، خدا هم ناراضی است» و افزود هیچ حکومتی بدون حمایت و رضایت مردم پایدار نخواهد ماند. وی با انتقاد از افزایش اعدام‌ها در کشور اظهار داشت: «با تبعیض و بی‌عدالتی، سلب آزادی بیان و قلم، زندانی کردن سیاسیون و اعدام معترضان نمی‌شود حکومت‌داری کرد.» او تأکید کرد افزایش اعدام‌ها به دین آسیب می‌زند و برای کشور نیز تبعات داخلی و بین‌المللی به همراه دارد. مولانا عبدالحمید همچنین گفت: «الله تعالی نیز از این اعدام‌ها ناراضی می‌شود، زیرا در قوانین الهی و شرعی اعدام به این‌صورت وجود ندارد. در حیات طیبه پیامبر اکرم(ص)، خلفای راشدین و حضرت علی(ع) نیز چنین اعدام‌هایی وجود نداشته است.» او در پایان خواستار توقف اعدام‌ها، گسترش عدالت و رسیدگی به مطالبات مردم شد. منبع: تحکیم ملت @Kaleme
3 725
3
🔴 سانسور پزشکیان، ریاکاری سیاسی ولی‌فقیه ‌سیاست‌خارجی ناتوان در فرصت سازی ✍ علی افشاری ‏این اظهارات سانسور شده پزشکیان در صدا و سیما، به وضوح ریاکاری سیاسی ولی‌فقیه را آشکار می‌سازد. او تأکید دارد که خامنه‌ای بلافاصله پس از جنگ دوازده روزه، در حالی که به ظاهر از مذاکره با دولت ترامپ امتناع می‌کند، در خلوت به مذاکره‌کنندگان اجازه می‌دهد تا به حل مسئله بپردازند. گماشتگان رسانه‌ای ولی‌فقیه این سخنان را سانسور می‌کنند. حلقه جلیلی صرفا مجری هستند، فرمان از دفتر «رهبری» می‌اید. «صدا‌وسیما» بلندگوی هسته سخت قدرت است. این رفتار غیراخلاقی یادآور نگرش عملی خمینی است و مجتبی خامنه‌ای نیز به همین شیوه دوگانه ادامه می‌دهد. ‏در این شیوه، نهادهای انتخابی و مذاکره‌کنندگان به طور ناخواسته بار سنگین عقب‌نشینی‌های تاکتیکی ولی‌فقیه را بر دوش می‌کشند و پس از این اقدامات، به عنوان scapegoat (مقصر) معرفی می‌شوند تا هیچ لکه‌ای بر چهره «انقلابی» و «قهرمانانه» ولی‌فقیه ننشیند. از سوی دیگر، ارزش‌های ایدئولوژیک نظام باید به عنوان راهنمای سیاست خارجی عمل کنند، تا مصالحه با آمریکا هرگز به یک سیاست پایدار و قابل قبول تبدیل نشود. ‏این وضعیت نشان می‌دهد که چگونه جمهوری اسلامی سرنوشت کشور و ملت را قربانی سیاست خارجی ستیزه‌جو و ناتوان‌ساز خود کرده است که تهدیدها را استمرار می‌بخشد، بدون آنکه فرصت‌سازی پایدار پدید آورد. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
3 372
4
یاد آر… ۵۶۳۸ روز از آغاز حصر غیرقانونی، غیراخلاقی، غیرشرعی و ظالمانه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گذشت. @Kaleme
یاد آر… ۵۶۳۸ روز از آغاز حصر غیرقانونی، غیراخلاقی، غیرشرعی و ظالمانه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گذشت. @Kaleme
4 715
5
جواد امام: آنان که ⁧ مذاکره⁩ را نفی می‌کنند، حق دارند نظرشان را بگویند؛ ‏اما حق ندارند آینده ۹۰ میلیون ایرانی را بدون شنیدن ⁧
جواد امام: آنان که ⁧ مذاکره⁩ را نفی می‌کنند، حق دارند نظرشان را بگویند؛ ‏اما حق ندارند آینده ۹۰ میلیون ایرانی را بدون شنیدن ⁧ صدای مردم⁩ رقم بزنند. ‏تصمیم‌های سرنوشت‌ساز، بدون مشارکت ملت، نه نشانه اقتدار، که نشانه هراس از ⁧ رأی مردم⁩ است ‏اگر به درستی مسیر خود یقین دارید، از رأی و نظر مردم چه هراسی دارید؟ ‏تصمیم‌های سرنوشت‌ساز، بدون مشارکت ملت، بیش از آنکه نشانه اقتدار باشند، نشانه بی‌اعتمادی به صاحبان اصلی کشورند. ایران برای همه ایرانیان منبع: حساب ایکس نگارنده @Kaleme
4 815
6
🔴خطاب به عادل فردوسی‌پور ✍علی نظری عادل جان؛ بسیاری از هموطنان با دیدن آه و افسوس و اشکت،اشک شان در آمد! تو نخستین و آخرین نخبه ایرانی نیستی که توسط پخمگان تشنه قدرت حذف میشوی و مردم از خدمات و توانمندی های تو محروم میشوند! آقای فردوسی پور وقتی سیمای ملی از نوابغ و نخبه هایی مثل «تو» فرزند سرافراز کویر خالی میشود، نتیجه اش این است که مرجعیت رسانه ای از داخل به خارج کشور منتقل و سیمای ملی تبدیل به سیمای میلی می گردد! عادل جان،از زمانی که تحفه آرادان در این کشور بر قوه مجریه نشست، هزاران نابغه مثل خودت در این۲۱ سال خانه نشین شدند! در همان دانشگاه شریف که تو درس خواندی، در این سالها صدها استاد از تدریس محروم وخیل عظیمی از دانشجویان ستاره دار شدند و از تحصیل بازماندند! عادل جان برای اینکه آرامش به روح و روانت برگردد، خواهش میکنم برو  کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته آقای رضا قلی را بخوان! ما ایرانی ها تماشاگر خوبی برای کشتن و خذف نخبگان جامعه خویش هستیم! برنامه۹۰ را از تو گرفتند، اما با پشتکاری که داشتی برنامه ورزشی۳۶۰ را روی آنتن آوردی،وقتی مجموع بازدید کنندگان سایت شما به گواهی اینستا گرام بعد ازفینال جام جهانی نزدیک به ۴۶۰ میلیون نفر شد،تنگ نظران بار دیگر تو را تحمل نکردند و سایت بسیار موفق  و محبوب(۳۶۰ ) از دسترس خارج شد! به همین راحتی مثل آب خوردن! عادل عزیز بقول ناصرالدین شاه همه چیزمان باید بهم بیاد.بیله مملکت بیله صدا و سیما و قس علیهذا....‌ منبع: مستقل آنلاین @Kaleme
4 160
7
🔴 میناب زخم مشاع، زخم ایران ✍️ مجتبی نجفی زبانم بند آمده. مراسم خاکسپاری " علیرضا شهرجو" از کشته شدگان میناب باید تکرار شود. نقطه سر خط. یعنی جسدی که چهار ماه پیش در خاک سپرده شد از آن علیرضا نیست و جسد سوخته او باید دوباره تدفین شود. یکبار دیگر خانواده او باید از نو سوگواری کنند. وداع قبلی منسوخ شده، وداع جدید در راه است. حجم فاجعه آنقدر بزرگ است که کمبود کلمات برای توصیف، بیداد می‌کند. اصلا توصیف شدنی نیست، درک شدنی نیست. " میناب" یک نام ساده نیست، یک رخداد است، هر بار مثل صاعقه بر "روتین" فرود می‌آید و ندا می‌دهد " یاد آر ز شمع مرده یادآر". هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به پنج ماه، زخم نوشونده است. هنوز بدن پودر شده ماکان جلوی چشمانم است و گاهی رقص "آراز احمدی زاده" برای پرسپولیس را می‌بینم و به شاهنامه خوانی "مهدیس نظری" دوباره گوش می‌دهم‌ و به یاد آن همه کیف و لنگه کفش به جا مانده بر خاکسترها می‌افتم و یک لحظه آن "موشک پلید" را به خاطر می‌آورم که قیل و قال آن همه کودک را در لحظه ای خاموش کرد و سرشار از خشمی فوران کننده می‌شوم. این زخم پایان ندارد، این داستان باز است و امتداد دارد. این خون جاری است و هر تصویر این بچه ها بانگ " به کدامین گناه کشته شدی " را بلند می‌کند. " میناب" زخم مشاع است، خود "ایران" است. " میناب" بگو و زخم باز، زخم جاویدان، قصه ناتمام بخوان. " مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چون جان خویشتن دارم". منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
3 287
8
‍ 🔴 جنگ جنگ تا [یک] پیروزی [بزرگ!] ✍️ یاسر عرب در سال‌های جنگ ایران و عراق، یکی از اصلی‌ترین استدلال‌های ادامه جنگ این بود که نباید پیش از رسیدن به یک پیروزی بزرگ پای میز مذاکره رفت! گفته می‌شد باید آن‌قدر فشار آورد و آن‌قدر پیشروی کرد تا شرایطی ایجاد شود که صدام مجبور شود امتیازات اساسی بدهد و به شکلی که دیگر حتی فکر حمله دوباره به ایران را هم نکند. این منطق در ظاهر بسیار منطقی به نظر می‌رسید. صلحی که پس از پیروزی بزرگ و با موضع بالاتر به دست بیاید، صلحی محکم‌تر است. اما مسئله این بود که آن پیروزی بزرگ هیچ‌گاه به آن شکلی که تصور می‌شد اتفاق نیفتاد! پس از آزادسازی خرمشهر در سال ۱۳۶۱، جنگ می‌توانست وارد مرحله پایان شود. اما تصمیم گرفته شد که جنگ ادامه پیدا کند تا شرایط مطلوب‌تری برای مذاکره فراهم شود. سال‌ها عملیات انجام شد؛ والفجرها، خیبر، بدر، والفجر ۸ و کربلای ۵. هزاران نفر جان خود را از دست دادند، منابع کشور فرسوده شد و اقتصاد تحت فشار بیشتری قرار گرفت. اما باز هم آن نقطه‌ای که قرار بود دشمن را وادار به زانو زدن و تسلیم کند، فرا نرسید! در نهایت قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شد. نه در شرایطی که ایران به آن پیروزی بزرگ رسیده باشد، بلکه زمانی که ادامه جنگ هزینه‌های سنگینی پیدا کرده بود و ملاحظات واقعیت بر آرمان‌های حداکثری به شدت غلبه کرد! امروز نیز همان منطق را در برابر مذاکره با آمریکا می‌بینیم. کسانی که با توافق مخالفت می‌کنند، معمولاً نمی‌گویند جنگ می‌خواهیم یا صلح نمی‌خواهیم. آنها می‌گویند: «ما هم توافق پایدار می‌خواهیم، اما باید اول با زدن ضربه‌های بزرگ چنان قدرتی ایجاد کنیم که طرف مقابل مجبور شود امتیاز بدهد.» اما سؤال تاریخی این است که اگر آن نقطه ایده‌آل هرگز نرسد چه؟ اگر انتظار برای دست برتر، خودش کشور را وارد دوره‌ای بسیار طولانی و غیر قابل جبران از فرسایش کند چه؟ مسئله این نیست که یک کشور نباید قدرت داشته باشد یا نباید از منافع خود دفاع کند. مسئله این است که در سیاست خارجی، قدرت واقعی فقط با افزایش توان نظامی یا تحمل هزینه ساخته نمی‌شود بلکه با توانایی تشخیص زمان مذاکره و دادن امتیاز گره خورده! تجربه جنگ به ما یادآوری می‌کند که خطرناک‌ترین تصمیم‌ها، تصمیم‌هایی نیستند که از روی ضعف گرفته می‌شوند، بلکه تصمیم‌هایی هستند که بر اساس انتظار یک پیروزی بزرگ رویا فروشی می‌شوند، پیروزی‌ای که ممکن است هرگز از راه نرسد! منبع: تحکیم ملت @Kaleme
4 101
9
🔴 عبور ترامپ از مرز لفاظی: «دردِ بیشتر» برای تهران، «بازیِ پرهزینه» برای واشنگتن ✍ حمید آصفی دونالد ترامپ با تهدید امروز خود مبنی بر «حمله‌ای گسترده‌تر از همیشه» علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر به الگوی فشار حداکثری بازگشته است؛ الگویی که این‌بار با تأکید بر «تداوم درد» و ابراز ناامیدی از مسیر دیپلماسی همراه شده است. با این حال، فاصله‌ای معنادار میان تهدید لفظی و تصمیم برای ورود به جنگ وجود دارد و همین فاصله، تحلیل این سخنان را ضروری می‌کند. ۱. بن‌بست راهبردی؛ جنگی که برنده ندارد طرح احتمال یک حمله گسترده، در شرایطی مطرح می‌شود که ایالات متحده با بدهی سنگین، کسری بودجه و حساسیت افکار عمومی نسبت به جنگ‌های پرهزینه روبه‌رو است. از این منظر، تهدید نظامی بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک جنگ فراگیر باشد، می‌تواند ابزاری برای افزایش فشار سیاسی و روانی بر تهران باشد. به همین دلیل، هرگونه تصمیم برای آغاز یک جنگ بزرگ، نه‌تنها هزینه‌های امنیتی، بلکه پیامدهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای واشنگتن به همراه خواهد داشت و همین موضوع، دامنه انتخاب‌های کاخ سفید را محدود می‌کند. ۲. ابهام حساب‌شده در قبال اسرائیل اظهارات ترامپ درباره توانایی اسرائیل برای اقدام سریع، در کنار هشدار نسبت به پیامدهای گسترش درگیری، نشان می‌دهد که او تلاش می‌کند ابتکار عمل را در اختیار واشنگتن نگه دارد. به نظر می‌رسد هدف این است که هرگونه اقدام نظامی احتمالی، در چارچوب راهبرد آمریکا تعریف شود، نه آنکه بر اثر تصمیمات مستقل بازیگران منطقه‌ای، به بحرانی خارج از کنترل تبدیل شود. در عین حال، گسترش یک جنگ منطقه‌ای می‌تواند هزینه‌های داخلی و سیاسی قابل توجهی برای دولت آمریکا ایجاد کند؛ موضوعی که در محاسبات هر رئیس‌جمهوری، به‌ویژه در آستانه رقابت‌های سیاسی، اهمیت دارد. ۳. خطای محاسباتی در «سیاست درد» جمله ترامپ مبنی بر اینکه «آن‌ها هنوز به اندازه کافی درد نکشیده‌اند» بر این فرض استوار است که افزایش فشار، سرانجام به عقب‌نشینی سیاسی خواهد انجامید. اما تجربه بسیاری از منازعات معاصر، چنین رابطه مستقیمی را تأیید نمی‌کند. در بسیاری از موارد، برآورد بازیگران خارجی از آستانه تحمل دولت‌ها یا جوامع، نادرست از آب درآمده و به جای تسلیم، به افزایش مقاومت، طولانی‌تر شدن بحران و پیچیده‌تر شدن معادلات انجامیده است. ویتنام نمونه‌ای بود که با وجود سال‌ها بمباران و ده‌ها هزار کشته آمریکایی، اراده طرف مقابل در هم نشکست. در عراق، سقوط سریع حکومت صدام به معنای پایان بحران نبود و سال‌ها شورش و ناامنی، هزینه‌ای چند تریلیون دلاری بر آمریکا تحمیل کرد. افغانستان نیز نشان داد که حتی دو دهه حضور نظامی و برتری مطلق تسلیحاتی، الزاماً به تحقق اهداف سیاسی منجر نمی‌شود. این نمونه‌ها ثابت نمی‌کنند که همه بحران‌ها یکسان‌اند، اما یادآور می‌شوند که افزایش فشار نظامی، لزوماً به تسلیم سیاسی منتهی نمی‌شود و گاه نتیجه‌ای کاملاً معکوس به بار می‌آورد. جمع‌بندی اظهارات ترامپ را بیش از آنکه بتوان اعلام قطعی جنگی بزرگ دانست، باید بخشی از یک راهبرد فشار روانی و سیاسی برای تغییر محاسبات تهران ارزیابی کرد. با این حال، تجربه نشان داده است که وقتی مفهوم «درد» به ابزار سیاست خارجی تبدیل می‌شود، خطر ورود به چرخه‌ای از کنش و واکنش‌های فزاینده نیز افزایش می‌یابد؛ چرخه‌ای که آغاز آن ممکن است در اختیار سیاستمداران باشد، اما پایانش لزوماً در اختیار هیچ‌یک از طرفین نخواهد ماند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
6 599
10
🔴 حمایت ۱۰۲ فعال و ۱۳ نهاد از اعتصاب زندانیان قزلحصار؛ درخواست برای توقف فوری اعدام‌ها در ایران بیانیه‌ای در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان زندان قزلحصار کرج و در اعتراض به اجرای احکام اعدام در ایران، تاکنون به امضای ۱۰۲ فعال و کنشگر سیاسی و ۱۳ نهاد و سازمان رسیده است. امضاکنندگان این بیانیه با اشاره به آغاز اعتصاب غذای شماری از زندانیان قزلحصار از ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵، خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام و لغو کامل مجازات اعدام در ایران شده‌اند. در این بیانیه آمده است که جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن، اعدام را به عنوان ابزاری برای «ایجاد ترس و ارعاب در جامعه و حفظ قدرت» به کار گرفته و اجرای احکام اعدام با عناوین مختلف، از پرونده‌های سیاسی و امنیتی تا اتهامات مرتبط با مواد مخدر، به گفته امضاکنندگان، «هدف مشترک ایجاد فضای وحشت و جلوگیری از اعتراضات مردمی» را دنبال کرده است. امضاکنندگان همچنین مدعی شده‌اند که از اواخر اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دست‌کم ۵۰ نفر از معترضان اعتراضات دی ۱۴۰۴ و اعتراضات سال ۱۴۰۱، زندانیان سیاسی و افرادی با اتهامات امنیتی اعدام شده‌اند. در این بیانیه به پرونده‌هایی با اتهاماتی مانند جاسوسی و همکاری با اسرائیل نیز اشاره شده است. در ادامه این بیانیه، اعدام «مجازاتی شنیع و ضدانسانی و مغایر با کرامت انسانی» توصیف شده و آمده است که «حق حیات بنیادی‌ترین حق هر انسان است و هیچ فرد، نهاد یا حکومتی نباید اجازه سلب این حق را داشته باشد.» امضاکنندگان ضمن اعلام حمایت از اعتراضات زندانیان در قزلحصار و همچنین اعتراضات زندانیان در زندان‌های دستگرد اصفهان، اوین، ساوه و لاکان رشت، خواستار رسیدگی فوری به وضعیت سلامت زندانیان اعتصابی، رعایت حقوق آنان و پایان دادن به سیاست اعدام و سرکوب در ایران شده‌اند. این بیانیه در حالی منتشر شده که در ماه‌های اخیر گزارش‌هایی درباره افزایش نگرانی‌ها نسبت به اجرای احکام اعدام شماری از زندانیان در ایران منتشر شده است. مقام‌های جمهوری اسلامی معمولا اجرای احکام اعدام را بر اساس قوانین جاری کشور و پس از طی مراحل قضایی اعلام می‌کنند و اتهامات مطرح‌شده علیه محکومان را مبنای اجرای حکم می‌دانند. در پایان بیانیه از فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر خواسته شده است با پیوستن به این کارزار، از خواست زندانیانی که با خطر اجرای حکم اعدام روبه‌رو هستند حمایت کنند. جمع‌آوری امضا برای این بیانیه همچنان ادامه دارد. منبع: زیتون @Kaleme
5 816
11
🔴 شش معلم پیشکسوت استان فارس از اتهامات امنیتی تبرئه شدند شش کنشگر فرهنگی و عضو انجمن صنفی معلمان فارس که دی‌ماه ۱۴۰۴ در شیراز بازداشت شده بودند، با حکم دادگاه از تمامی اتهامات تبرئه شدند. انجمن صنفی معلمان فارس با اعلام این خبر، ضمن استقبال از صدور حکم برائت، خواستار آزادی جان‌محمد احمدی و علی احمدی و مختومه شدن پرونده شکرالله احمدی شد. منبع: تحکیم ملت @Kaleme
4 811
12
🔴 حسن خادم؛ پهلوانی که بی‌صدا رفت؛ اما فراموش نمی‌شود ✍ محمد مقصود حسن خادم از آن انسان‌هایی بود که پیش از آنکه سخن بگوید، نگاهش سخن می‌گفت؛ و پیش از آنکه لبخند آرامش بر لب بنشیند، مهربانی‌اش در دل مخاطب می‌نشست. کم‌سخن بود، اما سکوتش سرشار از معنا بود. دوستان نزدیکش خوب می‌دانستند که از برق نگاهش، از تبسم صمیمانه‌اش و حتی از سکوتش، می‌توان رضایت، همدلی یا نقد دلسوزانه‌اش را دریافت. گویی او بیش از آنکه با واژه‌ها زندگی کند، با اخلاق و منش خود سخن می‌گفت. خبر درگذشت او، برای من تنها خبر خاموش شدن یک نویسنده نبود؛ اندوه از دست دادن یکی از صدیق‌ترین و شفیق‌ترین دوستانم بود. دوستی که فضیلت را نه در سخن، بلکه در شیوه زندگی معنا کرده بود. در روزگاری که بسیاری برای دیده شدن می‌کوشند، حسن خادم از آن انسان‌هایی بود که بی‌صدا زندگی کرد و بی‌ادعا در دل‌ها جای گرفت. آرام، سخت‌کوش، پاک‌سرشت و فروتن بود و هیچ‌گاه زندگی را عرصه کسب اعتبار و منفعت شخصی ندانست، بلکه آن را فرصتی برای انجام وظیفه و پاسداری از کرامت انسانی می‌شمرد. سال‌های طولانی در دفتر مهندس میرحسین موسوی با صداقت، اخلاص و وفاداری خدمت کرد. آنان که او را از نزدیک می‌شناختند، پیش از آنکه از آثار ادبی‌اش سخن بگویند، از نجابت، امانت‌داری، پاکدستی و روحیه خستگی‌ناپذیرش یاد می‌کنند. در محیطی که گاه موقعیت‌های اداری به ابزاری برای کسب منفعت شخصی تبدیل می‌شود، حسن خادم هرگز از جایگاه خود برای خویش بهره‌ای نجست. با حقوق اندک بازنشستگی، زندگی ساده اما آبرومندی را برگزید و تا پایان عمر، عزت نفس و شرافت خود را حفظ کرد. این انتخاب، بزرگ‌ترین سند نجابت او بود. خادم نویسنده‌ای پرکار و مسئول بود. آثاری چون اقیانوس آرام، غار آسمان، خشم و عصیان، آب تلخ، طاعون زمین، خنجر برهنه، باغ‌های مرمر و رمان چهارجلدی پابرهنه درباره زندگی شهید محمدعلی رجایی، حاصل سال‌ها پژوهش، دقت و تعهد او به حقیقت بود. او ادبیات را نه وسیله شهرت، بلکه رسالتی فرهنگی می‌دانست. اما اگر از من بپرسند مهم‌ترین اثر حسن خادم چه بود، خواهم گفت: زندگی خودش. او نشان داد که می‌توان در کنار قدرت بود، اما شیفته قدرت نشد؛ می‌توان صاحب قلم بود، اما قلم را در خدمت منفعت قرار نداد؛ می‌توان فرصت‌های بسیار برای بهره‌برداری شخصی داشت، اما پاکدست ماند و با وجدان آسوده زندگی کرد. در سال‌های دوستی، هرگاه در خلوت با هم سخن می‌گفتیم، آرام و بی‌تکلف نظرش را بیان می‌کرد. هیچ‌گاه در پی غلبه بر دیگری نبود. سخنانش کوتاه، اما عمیق و از سر خیرخواهی بود. هرگز کسی را تحقیر نکرد، هیچ انسانی را نردبان پیشرفت خود نساخت و هیچ‌گاه از اعتماد دیگران برای منافع شخصی بهره نبرد. در زمانه‌ای که اخلاق گاه به شعار تبدیل شده است، او اخلاق را زندگی می‌کرد. میراث حسن خادم تنها کتاب‌هایی نیست که از او بر جای مانده است؛ میراث واقعی او، آبرو و اعتباری است که با پاکی، صداقت، فروتنی و جوانمردی به دست آورد. سرمایه‌ای که نه گذر زمان آن را فرسوده می‌کند و نه مرگ می‌تواند آن را از میان ببرد. حسن خادم رفت؛ اما یاد او، یاد نسلی است که پاک زیستن را بزرگ‌ترین کامیابی می‌دانست؛ نسلی که شاید ثروت چندانی نیندوخت، اما گران‌بهاترین میراث را برای خانواده، دوستان و جامعه خود به یادگار گذاشت: آبرو، شرافت، صداقت و پاکی. خداوند روح این نویسنده شریف و انسان وارسته را با صالحان و نیکان محشور فرماید و به خانواده ارجمندش، دوستان، همکارانش و همه دوستداران فرهنگ و ادب ایران صبر و آرامش عنایت کند. آری، حسن خادم بی‌صدا رفت؛ اما پهلوانان اخلاق هرگز از حافظه یک ملت نمی‌روند. آنان تا زمانی که شرافت، صداقت و جوانمردی ارزش باشد، زنده‌اند. @Kaleme
5 645
13
🔴 از یادداشت‌های پراکنده ✍ مرحوم حسن خادم مدتی از شروع جنگ ایران و عراق گذشته بود و من متوجه شدم آقای میرحسین موسوی که آن زمان نخست وزیر بودند،  گاهی به ساختمان شماره ۵  می روند آن هم فقط برای مطالعه. در این ساختمان کتابخانه ای قرار داشت  که بخاطر تردد ایشان به آن محل درب ورودی آن را پلمب می کردند، جایی که پس از خاتمه نخست وزیری و تغییر قانون اساسی ایشان  آنجا ساکن گشتند، ان هم همراه با سکوتی طولانی! ایشان تا سال ۸۸(سال انتخابات) در همین ساختمان شماره ۵  حضور داشتند. من خیلی مایل بودم از آن کتابخانه استفاده کنم . خلاصه این که با همه کمرویی روزی که ایشان از سالن ساختمان مرکزی محل کارشان عازم منزلشان بودند تقاضا کردم اگر اجازه می دهید بنده از آن کتابخانه  استفاده کنم . آقای مهندس موسوی نیز استقبال کردند و به محافظین خود اعلام کردند « آقای خادم هر وقت مایل بود می تونه از کتابخانه استفاده کنه.» من هم در اوج ناباوری از ایشان سپاسگزاری کردم و بخاطر هیجانی که داشتم دو روز بعد از سرپرست محافظینش خواستم کتابخانه را باز کنند! اینطور مواقع یکی از محافظین با دسته کلیدی همراهم می آمد و پلمب را می گشود  و می رفت و بعد ساعتی را که اعلام می نمودم بر می گشت و بار دیگر درب ورودی کتابخانه را پلمپ می کرد. با این که حتی دفتر پیگیری‌های ویژه نخست وزیر در همان ساختمان قرار داشت اما به دلایل امنیتی هیچکسی داخل کتابخانه نمی توانست تردد کند. خلاصه هر چه زمان می گذشت بنده شناخت بیشتری به میرحسین موسوی پیدا می کردم. می دانستم فرقی اساسی با سایر مسئولین دارند اما از ابعاد وجودی ایشان اطلاع چندانی نداشتم و یکی از روزها که وارد کتابخانه شدم گشتی در آنجا  زدم و کمی قفسه ها را مرتب کردم و خاکهایش را زدودم تا این که چشمم متوجه اتاق  مطالعه نخست وزیر در همان کتابخانه شد. آن اتاق درب چوبی کشویی قهوه ای رنگی داشت و کاملا باز بود و من با این که اجازه حضور در کل آن مجموعه را داشتم اما ابهت آن اتاق چنان بود که برای رفتن بداخل ان اضطراب وجودم را فرا می گرفت! این وضع مدتی ادامه داشت تا این که یک روزی به خودم گفتم این ترس برای چیه وقتی ایشان مجوز حضورم رو داده اند!؟ و همین باعث کمرنگ شدن ترس و نگرانی ام گشت و بعد از آن تصمیم گرفتم همین که وارد کتابخانه شدم بازدیدی هم از اتاق مطالعه ایشان داشته باشم! و سرانجام آن روز فرا رسید. ابتدا گشتی در میان قفسات کتابها زدم و سپس وارد اتاق مطالعه ایشان شدم. روی میز مطالعه مقداری کتاب به زبانهای انگلیسی و عربی و فارسی بصورت پراکنده قرار گرفته بود، همچنین چند قلم و مداد و دفتر و چند برگه یادداشت با آرم دفتر نخست وزیر و یک چراغ مطالعه. اما همان وقت به قدری اضطراب و ترسم بالا گرفت که بلافاصله از آنجا خارج شدم و دقایقی بعد نیز محیط کتابخانه را ترک کردم . چند روزی گذشت و همین که  ترسم کمی فرو ریخت بار دیگر داخل کتابخانه شدم و این بار با دستمالی نمدار مشغول زدودن گرد و خاکها شدم . از آنجایی که مکان کتابخانه کاملا امنیتی بود فقط هر یکی دو ماه یکبار آنجا نظافت می‌شد . من بعد از آن که کمی گرد و خاک قفسه ها را گرفتم از کنار میز چوبی نقشه کشی و سه پایه ای که مخصوص نقاشی کردن بود، گذشتم و  دو باره متوجه اتاق مطالعه شدم . درب کاملا باز بود و من برای تمیز کردن  و گرد گیری وارد آن اتاق شدم و دستی هم به آنجا کشیدم. البته قصدم بیشتر تماشای اتاق مطالعه ایشان بود تا نظافت اما اگر جایی را هم تمیز می کردم با جان و دل بود. ابتدا دستی روی میز کشیدم و هر چه گرد و غبار بود زدودم و در همان لحظات به خودم می گفتم: به راستی برای من غرور آفرین است که با یک چنین مرد بزرگی همکار هستم. ایشان براستی به بنده لطف کرده بودند زیرا تنها کسی که اجازه حضور در کتابخانه خصوصی شان را داشتتد، من بودم.  پس از اتمام گرد گیری دستمال را در جیبم گذاشتم و آن وقت با شوق و ذوقی تمام کتابهای روی میز را مرور می کردم که ناگهان در کنار چند کتاب سیاسی به زبان فارسی و انگلیسی چشمم  به رمان «اولیس» نوشته «جیمز جویس» افتاد . این رمان که ریشه در اثر بزرگ هومر بنام اودیسه و نیز اساطیر یونان دارد یکی از آثار برتر و از شاهکارهای ادبیات مدرن محسوب می شود. خیلی تعجب کردم. جلو تر رفتم و کتاب را به دست گرفتم. این رمان تقریبا در قطع جیبی و با کاغذی کاهی و مرغوب و به زبان انگلیسی بود. مراقب بودم برگه ای که لای کتاب قرار داشت جابجا نشود. همان وقت به یاد اوائل آشنایی مان افتادم که یکبار با من از «ادگارالن پو» و سروده کلاغش حرف زده بودند و سفارش کردند آن را حتما بخوانم.  یادش بخیر. @Kaleme
8 118
14
انا لله وانا اليه راجعون حسن خادم نویسنده و خالق دهها داستان بلند و کوتاه که سالیان طولانی عاشقانه و خالصانه در دفتر میر حسین
انا لله وانا اليه راجعون حسن خادم نویسنده و خالق دهها داستان بلند و کوتاه که سالیان طولانی عاشقانه و خالصانه در دفتر میر حسین موسوی فعالیت می کرد به رحمت خدا رفت. صادق، بسیار سخت کوش و پاک بود که علیرغم خلاقیت و توانایی‌های منحصر بفرد و تلاش بسیار ارزنده و تألیفات متعدد در حوزه ادبیات بدون ذره‌ای سوءاستفاده از موقعیت شغلی خود با درآمد اندک بازنشستگی زندگی پاکیزه اما سختی را سپری کرد. میراث او برای خانواده محترم و همکاران اش در دفتر میرحسین موسوی عزت ، بزرگی ، شرافت و پاکی بود . خدایش بیامرزد و با خوبان و پاکان درگاهش محشور فرماید و به خانواده عزیزش و مهندس میرحسین موسوی و همکارانش صبر مرحمت فرماید. @Kaleme
5 130
15
🔴 گل‌های میناب بقایای تازه کشف شده از پیکر ۳۴ نفر از شهدای جنایت مبنای به خاک سپرده شد. مدرسه شجره طیبه میناب، در ۹ اسفند و
🔴 گل‌های میناب بقایای تازه کشف شده از پیکر ۳۴ نفر از شهدای جنایت مبنای به خاک سپرده شد. مدرسه شجره طیبه میناب، در ۹ اسفند و در اولین ساعات تجاوز اسرائیل و امریکا به خاک ایران، هدف سه موشک امریکایی قرار گرفت و ۱۶۸ کودک بی گناه و بی پناه به شهادت رسیدند. آمریکا هنوز مسئولیت این جنایت آشکار را نپذیرفته است.
6 058
16
منبع: تحکیم ملت @Kaleme
1
17
🔴 هیچ‌وقت از استبداد نترسید ✍ متین زمانیان دانشگاه؛ جایی که گفت‌وگو را احضار می‌کنند تا محاکمه‌اش کنند روز، روزی فرساینده بود.  از صبح، مدرسه و گفت‌وگو با دانش‌آموزان؛ بعد خانه و نظم دادن به کارهایی که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند. شب قرار بود افطاری مهمان باشم؛ دعوتِ دوستی که اگر بخواهم دقیق بگویم، بیشتر شبیه پدری دلسوز و برادری پشتیبان بود.  خستگی اما زودتر از من تصمیم گرفت. خوابم برد. تماس تلفنی بیدارم کرد.  صدایی آشنا: «متین، مگه قرار نبود بری مهمونی؟»  ساعت را نگاه کردم: چهار و نیم. با عجله خداحافظی کردم و شروع به آماده شدن. در مسیر، حوالی پنج و چهل تا شش، تلفن دوباره زنگ خورد. شماره ناآشنا بود، اما ارقامش آشنا؛ از آن شماره‌هایی که به «سازمان» ختم می‌شوند.  پوزخندی زدم. در این ماه‌ها کم نبودند نهادهایی که روزمان را تلخ نکرده باشند. جواب دادم.  بعد از اطمینان از هویت من، گفتند: «شما فردا ساعت ۱۱ به جلسه شورای فرهنگی دانشگاه دعوت شده‌اید.» خندیدم. بلند.  گفتم: «من؟! ریاست دانشگاه با تیر هم سایه‌ی منو نمی‌زنه، حالا دعوت شدم؟»  پاسخ داد: «من نمی‌دونم، فقط مأمور اطلاع‌رسانی‌ام.» تماس که قطع شد، همه‌چیز روشن بود.  «جلسه فرهنگی» فقط اسم بود؛ بهانه‌ای برای کشاندن من به دانشگاه، برای یک بازجویی دیگر. شب، با دوستانی ناب گذشت.  دیر وقت به خانه رسیدم و با خودم گفتم: اگر صبح بیدار شدم، می‌روم؛ اگر خواب ماندم، گور بابایشان. مثل همیشه، رأس ساعت هشت بیدار شدم.  انگار مغزم خستگی را به رسمیت نمی‌شناسد.  مطالعه‌ی مختصر صبحگاهی، و بعد حرکت به سمت دانشگاه. ساعت ۱۱:۱۵ رسیدم.  مقصد: ساختمان «ولایت ۷»، طبقه چهارم. در راه، چند دانشجو دیدم. با دیدنم آمدند سمتم، بغلم کردند.  «نگرانت بودیم، فکر کردیم بازداشت شدی.»  در نگاهشان محبت بود، ترس بود، و نوعی امید.  با چشم‌هایم تشکر کردم؛ محبتی بی‌دریغ، از کسانی که حتی نامشان را نمی‌دانستم.  همان نگاه‌ها قدم‌هایم را محکم‌تر کرد. طبقه چهارم.  راهرو.  چند دقیقه ایستادم و رفت‌وآمدها را تماشا کردم.  دانشجویان دیگری وارد اتاق می‌شدند و خیلی زود بیرون می‌آمدند؛ با انگشتانی آغشته به استامپ.  نشانه‌ی عبور از یک فرآیند، نه گفت‌وگو. نوبت من شد.  وسایل الکترونیکی خواستند. طبق تجربه، چیزی همراهم نبود. وارد اتاق شدم.  میز اداری متوسط.  سه نفر یک‌سو، یک نفر در رأس. به محض ورود، یکی گفت:  «اوه! آقای مصاحبه‌گر!» نشستم.  مردِ رأس میز گفت: «نمی‌فهممت. نمی‌فهمم چی می‌خوای.» گفتم: «اول سلام. دوم، حق دارم بدونم با چه کسانی صحبت می‌کنم.»  برخی معرفی کردند. بعضی را از قبل می‌شناختم.  اما مردِ رأس میز، نه.  قدرت، همیشه از معرفی فرار می‌کند. بحث شروع شد.  گفتم: «نیتم روشنه؛ آزادی دانشگاه و دانشجو از استبداد.» خندید.  «کدوم استبداد؟ اصلاً چرا فعالیت سیاسی می‌کنی؟ چرا با شبکه معاند مصاحبه می‌کنی؟ تو کی هستی که به خودت اجازه حرف زدن می‌دی؟» گفتم: «من دانشجوی علوم سیاسی‌ام. کارم تحلیل کردنه؛ همون‌طور که دانشجوی پزشکی درباره پزشکی حرف می‌زنه.  و بی‌بی‌سی یک شبکه بین‌المللیه.» پرسید: «چی می‌خوای؟ به کجا می‌خوای برسی؟» گفتم: «من مثل شما نیستم که هر کاری می‌کنم منتظر جایی رسیدن باشم. من آگاهی جامعه رو می‌خوام. همین.» بحث بالا گرفت.  گفتم:  «۴۷ ساله اندیشه رو سرکوب کردید.  ۴۷ ساله گفت‌وگو رو مختل کردید.  ۴۷ ساله فکر کردن رو امنیتی کردید، بعد می‌نالید چرا دانشگاه به این‌جا رسیده.  همه‌ی این بحران‌ها نتیجه‌ی نبود گفت‌وگوست؛ چیزی که شما فقط سرکوبش کردید.» پاسخ داد:  «کی گفته دانشگاه باید محل گفت‌وگو باشه؟ وظیفه دانشگاه فقط آموزشه.» داد زدم.  «متأسفم برای نظام آموزش عالی این کشور.  متأسفم برای دانشگاهی که کارمندانی مثل شما داره.  متأسفم برای علمی که دست کسانی افتاده که نه فهم علم دارن، نه فهم اندیشیدن.» با انگشت حرف می‌زدم.  او هم شروع کرد، دست‌هایش بالا رفت.  به لرزش دست‌هایش نگاه کردم؛ مثل بید می‌لرزید.  نگاهی به دست‌ها، نگاهی به چشم‌ها، و یک پوزخند.  دست‌هایش پایین آمد. نفر بعدی هم که حرف زد، کلماتش می‌لرزید؛ خودکار در دستش، شاهد اضطرابش بود. مردِ رأس میز گفت:  «خیلی از بالا نگاه می‌کنی. فکر می‌کنی کی هستی؟ نه سواد داری، نه چیز دیگه.» گفتم:  «سواد من رو امثال تو تعیین نمی‌کنن. اساتیدم تعیین می‌کنن، و تا امروز نظر منفی نشنیدم.» کلافه بودند.  گفت: «انگار ادامه تحصیل رو دوست نداری.» تهدید.  گفتم: «برداشت خودته.»  گفت: «هر طور می‌خوای برداشت کن.» بلند شدم.  «برو، نتیجه رو خبر می‌دیم.» از اتاق بیرون آمدم.  دانشجوها دورم را گرفتند.  «چرا داد می‌زدی؟ چی شد؟» گفتم:  «نگران نباشید.  هیچ‌وقت از استبداد نترسید؛  حتی اگر به ضررتان تمام شود.»
5 673
18
🔴 چرا سرمایه‌گذاری دیگر رشد نمی‌سازد؟ ✍ روایت نیلی از آینده اقتصاد مسعود نیلی در همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» تصویری بلندمدت از مسیر رشد اقتصادی کشور ارائه کرد؛ تصویری که در آن کیفیت رشد، بهره‌وری، سرمایه‌گذاری و نااطمینانی، نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده اقتصاد ایران دارند. به گفته نیلی، اقتصاد ایران از اواخر دهه ۷۰ تاکنون چهار دوره متفاوت را پشت سر گذاشته است. در دوره نخست، رشد اقتصادی حاصل ترکیبی از افزایش سرمایه‌گذاری و بهبود بهره‌وری بود؛ به این معنا که اقتصاد توانست با استفاده کارآمدتر از منابع، رشد بیشتری نسبت به حجم سرمایه‌گذاری ایجاد کند. اما در دوره بعد، رشد بیش از گذشته به انباشت سرمایه وابسته شد و به تدریج بازدهی سرمایه‌گذاری کاهش یافت. این اقتصاددان معتقد است یکی از مشکلات اصلی سال‌های اخیر، کاهش بهره‌وری سرمایه بوده است. به گفته او، بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها به دارایی‌های کم‌بازده یا پروژه‌های نیمه‌تمام تبدیل شده‌اند؛ طرح‌هایی که به دلیل کمبود زیرساخت، انرژی یا منابع مالی، نتوانسته‌اند نقش مؤثری در افزایش تولید ایفا کنند. لینک این برنامه در آپارات منبع: کانال تلگرام برنامه‌ریزی استراتژیک توسعه @Kaleme
5 401
19
چرا تهدید؟ ✍️ علیرضا کفایی سال‌هاست که بی‌پرده از اصلاح، گفت‌وگو، قانون‌گرایی، آزادی و منافع ملی سخن گفته‌ایم. از رفع حصر ظالمانه مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد دفاع کرده‌ایم، آزادی دکتر مصطفی تاج‌زاده و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی را خواسته‌ایم، از مذاکره و دیپلماسی برای تأمین منافع ملی حمایت کرده‌ایم و همواره گفته‌ایم که جنگ، شکست سیاست و بزرگ‌ترین دشمن ایران و ایرانیان است. پاسخ این سخنان چه بوده است؟ «خفه می‌شی یا خفت کنیم؟» این جمله، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ناتوانی در گفت‌وگو و فقر استدلال است. آنان که از اقناع عاجزند، به تهدید پناه می‌برند؛ زیرا می‌دانند منطق را نمی‌توان با خشونت شکست داد. نه عادت و نه علاقه ای به نوشتن و انتشار اینگونه موارد ندارم، اما چون در مدت کوتاهی از جاهایی و افرادی در حال تکرار است، اشاره ای کوتاه میکنم. من از میرحسین موسوی دفاع می‌کنم، زیرا حق آزادی و دادرسی عادلانه را حق هر شهروند می‌دانم. از آزادی مصطفی تاج‌زاده دفاع می‌کنم، زیرا زندان نباید جای اندیشه و نقد باشد. از رفع حصر دفاع می‌کنم، زیرا حصر بدون رسیدگی عادلانه، با اصول عدالت و حقوق شهروندی سازگار نیست. من از مذاکره و دیپلماسی دفاع می‌کنم، زیرا باور دارم قدرت ملی تنها با توان نظامی حفظ نمی‌شود؛ عقلانیت، گفت‌وگو، تعامل سازنده با جهان و اجماع ملی نیز از ارکان امنیت و اقتدار کشورند. من با جنگ مخالفم، زیرا در هر جنگی این مردم‌اند که جان، امنیت، معیشت و آینده خود را از دست می‌دهند. جنگ شاید برای برخی میدان شعار باشد، اما برای ملت، ویرانی، فقر، مهاجرت و عقب‌ماندگی به همراه می‌آورد. اگر پاسخ این باورها تهدید و توهین است، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که برخی هنوز به جای رقابت اندیشه‌ها، حذف صاحبان اندیشه را ترجیح می‌دهند. با این همه، راه ما تغییر نخواهد کرد. ما گفت‌وگو را بر تهدید، اصلاح را بر حذف، آزادی را بر حصر و زندان، دیپلماسی را بر جنگ و منافع ملی را بر هیجان‌های زودگذر ترجیح می‌دهیم. تهدید، صدای حقیقت را خاموش نمی‌کند؛ همان‌گونه که زندان، حصر و خشونت نیز هرگز نتوانسته‌اند اندیشه را به زنجیر بکشند. ما همچنان به ایران، به اصلاح، به صلح، به آزادی و به گفت‌وگو وفادار خواهیم ماند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 725
20
🔴 بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران در محکومیت اعدام و دفاع از حق حیات ملت شریف ایران در شرایطی که مردم ایران با بحران جنگی ناخواسته و روزهایی دشوار روبه‌رو هستند، نگرانی عمیقی نسبت به شتاب گرفتن روند اجرای احکام اعدام و استفاده از مجازات مرگ برای ایجاد فضای رعب و هراس در جامعه وجود دارد. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران تأکید می‌کند که حق حیات، حقی بنیادین و غیرقابل سلب از هر انسان است و اعدام با هر عنوان و اتهامی نقض کرامت انسانی و مغایر با اصول پذیرفته‌شده حقوق‌بشر است. تجربه بسیاری از کشورهای جهان نشان داده است که لغو یا تعلیق مجازات اعدام و جایگزینی آن با مجازات‌های اصلاحی و بازدارنده نه‌تنها به تضعیف امنیت اجتماعی نینجامیده، بلکه راهی انسانی‌تر و مؤثرتر برای مقابله با جرم و آسیب‌های اجتماعی فراهم کرده است. اعدام و زندان نیز در هیچ نقطه‌ای از جهان نتوانسته‌اند مانع مطالبه‌گری و آزادی‌خواهی و خواست مردم برای دستیابی به حقوق خود شوند. ما به‌ویژه درباره زندانیان سیاسی و مدنی تأکید می‌کنیم که برخورد قضایی و امنیتی با اندیشه و اعتراض، راه‌حل مسائل جامعه نیست. هیچ انسانی نباید حتی یک روز به دلیل بیان عقیده و اعتراض مسالمت‌آمیز یا مطالبه حقوق بنیادین خود از آزادی محروم شود. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن حمایت از کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام و اعتصاب غذای زندانیان واحد دو زندان قزلحصار در محکومیت اعدام، خواستار توقف فوری تمامی احکام اعدام در حال اجرا با هر عنوان اتهامی (سیاسی یا عمومی) و بازنگری جدی در پرونده‌های مرتبط است. ما مصرانه از حاکمیت می‌خواهیم: - اجرای احکام اعدام با هر عنوان اتهامی متوقف شود. - برای جرائم عادی، به جای مجازات مرگ، مجازات‌های جایگزین، اصلاحی و بازدارنده در نظر گرفته شود. - در پرونده‌های سیاسی و مدنی، دادرسی عادلانه با حضور وکیل انتخابی و هیأت منصفه تضمین شود. جامعه‌ی ایران بیش از هر زمان دیگری به عدالت، گفت‌وگو و احترام به انسان و حفظ کرامت انسانی و رعایت حقوق شهروندی نیاز دارد. پایان دادن به چرخه خشونت و پاسداشت کرامت انسانی، ضرورتی تاریخی برای ساختن آینده‌ای امن و آزاد است. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ۳۱ تیر ماه ۱۴۰۵ منبع: کانال تلگرام شورای هماهنگی @Kaleme
3 953