uz
Feedback
سایت خبری-تحلیلی کلمه

سایت خبری-تحلیلی کلمه

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali سایت خبری-تحلیلی کلمه analitikasi

سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 49 417 obunachidan iborat bo'lib, Yangiliklar & Media toifasida 5 360-o'rinni va Eron mintaqasida 6 984-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 49 417 obunachiga ega bo‘ldi.

21 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -577 ga, so‘nggi 24 soatda esa -22 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 16.36% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 10.44% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 8 084 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 5 159 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 22 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Yangiliklar & Media toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

49 417
Obunachilar
-2224 soatlar
-57 kunlar
-57730 kunlar
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+114
30 kanalda
Iyun '26
+29
34 kanalda
Get PRO
May '260
9 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+3
7 kanalda
Get PRO
Mart '26
+114
15 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+542
67 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+3 039
120 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+1 059
344 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+399
126 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+37
24 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+5
31 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+81
46 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+1 657
143 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+46
53 kanalda
Get PRO
May '250
44 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+129
50 kanalda
Get PRO
Mart '25
+97
48 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+1 081
72 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+172
47 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+650
72 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+76
47 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+76
35 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+243
51 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+144
46 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+504
37 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+568
48 kanalda
Get PRO
May '24
+531
52 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+187
53 kanalda
Get PRO
Mart '24
+308
53 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+302
46 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+304
33 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+362
46 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+179
32 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+742
41 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+970
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+503
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+233
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+256
0 kanalda
Get PRO
May '23
+391
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+380
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+585
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+3 406
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+306
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+1 522
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+738
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+2 614
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+1 535
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+5 260
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+334
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+348
0 kanalda
Get PRO
May '22
+390
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+185
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+213
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+240
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+352
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+676
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+278
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+291
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+228
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+276
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+172
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+836
0 kanalda
Get PRO
May '21
+340
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+196
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+135
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+170
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+302
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+51 771
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
21 Iyul0
20 Iyul+14
19 Iyul+78
18 Iyul+2
17 Iyul0
16 Iyul+2
15 Iyul0
14 Iyul0
13 Iyul0
12 Iyul0
11 Iyul0
10 Iyul0
09 Iyul0
08 Iyul+2
07 Iyul+1
06 Iyul0
05 Iyul+7
04 Iyul+6
03 Iyul+2
02 Iyul0
01 Iyul0
Kanal postlari
🔴 حق به شهر گروه‌های خاموش در هیاهوی جنگ ✍️ فریبا نظری در شرایط پیچیده کنونی جنگ و بحران‌های نظام اجتماعی کشور، گروه‌هایی در میدان آسیب بیشتری قرار دارند. این گروه‌ها را بر اساس اولویت آسیب‌پذیری در قالب لایه‌های مختلف زیر شناسایی کرده‌ام؛ زیرا نوع خطر برای آن‌ها متفاوت است. الف/لایه نخست در معرض خطر مستقیم جانی و مکانی: ۱- سربازان وظیفه پادگان‌ها به‌عنوان اهداف مستقیم جنگ ۲- ساکنان مناطق مرزی و حاشیه‌نشینان مجاور تاسیسات استراتژیک، نظامی، امنیتی ۳- زندانیان با نداشتن عاملیت بقا ۴- بیماران به‌ویژه مبتلایان بیماری‌های سخت و خاص وابسته به دارو و تجهیزات ضروری ۵- افراد بی‌خانمان و کودکان کار ب/لایه دوم با آسیب‌پذیری شدید جسمی و روانی: ۶- معلولان ۷- سالمندان ۸- زنان باردار ۹- کودکان ۱۰- مبتلایان اختلالات روانی ج/لایه سوم، طردشدگان و ناتوانان زیست روزمره: ۱۱- پناهندگان و مهاجران به‌ویژه افراد بدون اوراق هویتی و محروم از شبکه‌های حمایتی رسمی ۱۲- شاغلان اقتصاد غیررسمی با درآمد غیرثابت ۱۳- زنان سرپرست خانوار ۱۴- خانواده‌های دادخواه اعتراضات اجتماعی به‌ویژه دی ۱۴۰۴ با آسیب‌پذیری رویارویی دوباره با تروما د/لایه چهارم در معرض خطر به واسطه شغل و حضور در میدان: ۱۵- کادر درمان ۱۶- شاغلان تولید و توزیع خدمات ضروری و شبانه‌روزی خوراک، دارو، انرژی و پسماند ۱۷- خبرنگاران، عکاسان به دلیل رها شدگی نظام اجتماعی و وضعیت تعلیق کشور، امید چندانی به راهکارهای ساختارهای کلان ندارم، بنابراین با تمرکز بر راهکارهای خرد و محله‌محور با هدف شکل‌گیری عاملیت مدنی و تاب‌آوری جمعی؛ شهروندان می‌توانند حق خود را برای بقا و زیست شهری بازپس‌ گیرند. با این یادآوری که دور کردن برخی گروه‌ها از خطر، در لایه‌های مورد اشاره، نیازمند راهبردهای کلان نظام اجتماعی و وظایف حاکمیتی است؛ مانند سربازان، ساکنان مناطق مرزی، زندانیان، کادر درمان و خبرنگاران. راهکارهای پیشنهادی‌ خرد و محله‌محور در مورد برخی گروه‌ها عبارتند: ۱- کنشگران محلی و همسایگان می‌توانند یک ارزیابی سریع و غیررسمی از ساکنان آپارتمان یا محله خود داشته باشند. شناسایی اینکه در کدام واحدها، سالمندان تنها، معلولان، کودکان یا بیماران خاص سکونت دارند. ایجاد یک زنجیره ارتباطی ساده سرکشی روزانه و اطمینان از دسترسی آن‌ها به آب، غذا، دارو و آرامش در زمان قطع احتمالی ارتباطات و خدمات شهری. ۲- در بحران، مرز فضاهای خصوصی و عمومی به نفع خیر جمعی تغییر می‌یابد. بازتعریف کاربری فضاهایی مانند پارکینگ‌ها، زیرزمین‌های امن، یا حتی مساجد و سراهای محله به عنوان پناهگاه‌ اشتراکی. ۳- شکل‌دهی به کنش‌های کوچک همبستگی با تبادل کالا با کالا یا کالا با خدمات میان همسایگان در فروپاشی زنجیره تأمین رسمی. نیز اولویت دادن به خرید از دستفروشان محلی و زنان سرپرست خانوار. ۴- تبدیل همسایگی از یک انبوهه فیزیکی به یک ارگانیسم زنده و یاری گر با شناسایی تخصص‌ها و مهارت‌ها در سطح آپارتمان، مجتمع یا محله. این تدبیر می‌تواند پیش از رسیدن نیروهای امدادی به بیماران خاص یا مجروحان یاری رساند. در شناسایی راه‌کارهای خرد و محله محور از سه رویکرد نظری جامعه‌شناختی بهره برده‌ام: ۱- بازگشت به همبستگی ارگانیک با رویکرد دورکیم؛ هنگامی‌که جنگ، پیوندهای سنتی و درونی جامعه را مخدوش می‌کند و جامعه برای متلاشی نشدن، نیازمند فعال کردن یک همبستگی ارگانیک اضطراری یعنی تقسیم کار داوطلبانه و پیوند متقابل اجزای محله بر اساس نیازها و مهارت‌هایشان است. ۲- دوسرتو میان استراتژی نهادهای قدرت و تاکتیک شهروندان تمایز قائل می‌شود. جنگ، حاصل استراتژی‌های کلان و مخرب ساختارهای قدرت است که شهروندان معمولی در شکل‌گیری آن نقشی ندارند. آنان با استفاده از تاکتیک‌های روزمره مانند بازتعریف کاربری زیرزمین‌ها و ایجاد سیستم‌های مبادله خرد؛ فضا را به نفع بقای خود تسخیر می‌کنند. این کنش‌های محله‌محور، در واقع مقاومت فعالانه جامعه برای حفظ زیست خویش است. ۳- جنگ، فضای شهری را ناامن و خشن نموده و ضعیف‌ترین گروه‌ها را به حاشیه می‌راند. راهکارهای محله‌محور، مانیفستی کاربردی برای بازپس‌گیری حق به شهر با زیست همبسته‌ی رویکرد لوفور در این زمان است. یعنی شهر فقط متعلق به کسانی نیست که آن را اداره یا بمباران می‌کنند؛ بلکه متعلق به ساکنان آن است که با  دیدن گروه‌های به حاشیه رانده شده در شبکه‌های حمایتی خود، اجازه نمی‌دهند فضای شهری و زیست عمومی؛ خالی از انسانیت و برابری شود. در بحران‌ها، همبستگی محله‌محور، دیگر یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه تنها راه بازپس‌گیری عاملیت مدنی و زنده‌ نگه‌داشتن برخی لایه‌های زیستی است که ساختارهای کلان، آن‌ها را فراموش و خاموش کرده‌اند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme

2
🔴 در مهِ تکرار: عاملیتِ ناتمام از تبریز تا امروز ✍️ محمد مالجو تبریز مه‌آلود فقط روایت یک شهر در گذشته نیست. پرسشی است هنوز پابرجا: چرا کنش‌های جمعی، با همۀ تکرارشان، به نیرویی انباشته و ماندگار تبدیل نمی‌شوند؟ تبریز مه‌آلود، رمان تاریخیِ حدوداً 1300صفحه‌ایِ محمدسعید اردوبادی به ترجمۀ رحیم رئیس‌نیا، روایتی است از تبریز در سال‌های پرآشوب مشروطه و آستانۀ جنگ جهانی اول که، با زبانی داستانی، شهری را به تصویر می‌کشد گرفتار جنگ و اشغال و ناامنی و بلاتکلیفی. این «مه» فقط جغرافیایی نیست. نشانی است از ابهام سیاسی و آینده‌ای نامعلوم. رمان تبریز مه‌آلود را، جدا از لایه‌های داستانی‌اش، می‌توان تصویری کلان از سه نیرویی دانست که، همچون اضلاع یک مثلث، فضای آن دوران را می‌ساختند. ضلع اول عبارت است از حضور و مداخلۀ قدرت‌های خارجی: روسیۀ تزاری و عثمانی و در پس‌زمینه نیز انگلستان و آلمان. شهری مثل تبریز بارها دست‌به‌دست می‌شود، یک‌بار زیر چکمۀ روس، یک‌بار در اختیار عساکر عثمانی، دوباره بازگشت روس‌ها. فضایی آکنده از ناامنی و بی‌ثباتی که اهالی می‌بینند سرنوشت‌شان در جایی بیرون از جغرافیای خودشان رقم می‌خورد. ضلع دوم عبارت است از استبداد داخلی که حتی در غیاب بیگانه نیز اجازه نمی‌دهد نظمی پایدار و مشارکتی شکل بگیرد. این استبداد نه‌فقط یک حکومت که نوعی منطق قدرت است: بی‌اعتمادی به مردم، تمرکز تصمیم‌گیری، و سرکوب هر صدای مستقل. حتی آن‌جا که قوای خارجی عقب می‌نشیند، این خلأ با نظمی مردمی پر نمی‌شود. یا هرج‌ومرج می‌آید یا بازتولید همان اقتدار از بالا. «مه» فقط از بیرون نمی‌آید. از درون نیز برمی‌خیزد. ضلع سوم هم مقاومت مردمی است: چهره‌هایی ایستاده در برابر روس‌ها، درگیر با عثمانی‌ها، تن‌نداده به استبداد داخلی. این‌ها حاملان نوعی عاملیت‌اند، نوعی توان برای دخالت در سرنوشت. به زبان قهرمان داستان، «لازم نیست که مبارزه بر ضد سیاست‌های استعماری دولت‌های انگلیس و آمریکا و آلمان و عثمانی را از مبارزه بر ضد حکومت شاه جدا کرد.» تبریز مه‌آلود رمانی تاریخی است که دو ضلع اول را با تکیه بر تاریخ بازمی‌نمایاند اما ضلع سوم را عمدتاً به یاری تخیل ادبی. مقاومت مردمی عمدتاً منسجم و آگاهانه و قهرمانانه به تصویر درمی‌آید، حامل ظرفیت و فعلیتی گسترده برای کنش جمعی. اما وقتی این تصویر را با روایت‌های تاریخی مقایسه کنیم، می‌بینیم که چنین عاملیتی گرچه وجود داشت غالباً پراکنده بود و محدود و ناپایدار و ناکام. رمان بر پایۀ «هسته‌ای واقعی» از مقاومت بنا شده اما بس پررنگ‌تر و یک‌دست‌تر از آنچه در واقعیت رخ داد. در فاصلۀ میان واقعیت و روایت است که کار ادبیات آغاز می‌شود. تبریز مه‌آلود فقط بازگویی تاریخ نیست. نوعی امکان‌سازی است: نشان‌مان می‌دهد چه می‌توانست بشود اگر این عاملیت مردمی از پراکندگی بیرون می‌آمد و به نیرویی پیوسته و سازمان‌یافته بدل می‌شد. این‌جا ادبیات جای خالی واقعیت را پر کرده است. حقیقت را جعل نمی‌کند. ظرفیتی ناتمام را، برجسته و فشرده، پیش چشمان‌مان می‌گذارد. رمان از دل تاریخ سخن می‌گوید اما از واقعیت فراتر می‌رود تا امکان دیگری را به تصویر بکشد. اگر اضلاع مثلث را به امروز بیاوریم، شباهت‌ها چشم‌گیر است، هرچند نباید ساده‌سازی کرد. کماکان معضلۀ نیروی خارجی حضور دارد، امروز در قالب تهاجم نظامیِ متجاوزان. کماکان مشکل تمرکز قدرت و محدودیت مشارکت در میان است. اما دربارۀ ضلع سوم، یعنی عاملیت مردمی، وضعیت خیلی پیچیده‌تر است. شکل‌های گوناگونی از کنش جمعی وجود دارد اما این کنش‌ها غالباً پراکنده‌اند و دشوار می‌توانند به نیرویی پایدار و تعیین‌کننده در سطح کلان تبدیل شوند. مسئله شاید نه فقدان کامل عاملیت که ناتوانی در استمرار و انباشت عاملیت است. شاید مسئله دقیقاً همین‌جا باشد: سال‌هاست این فقدان را می‌شناسیم، درباره‌اش می‌نویسیم، حتی در ادبیات‌مان به زیباترین شکل‌ها بازآفرینی‌اش می‌کنیم، اما کماکان در سطح واقعیت از کنارش کم‌اعتنا می‌گذریم. تبریز مه‌آلود آینه‌ای است که نه‌فقط گذشته بلکه این عادت فکری‌مان را نشان می‌دهد: عادت به دیدنِ امکانِ بالقوه، بی تلاشی درخورِ رساندن قوه به فعل. خطر در خودِ مه نیست، در خوگیری به فضای مه‌آلود است. این رمانِ تاریخی هنوز برای ما معنادار است، نه چون ما را به گذشته برمی‌گرداند. چون یادآوری می‌کند آن ضلع سوم، همان عاملیت مردمیِ پیوسته و انباشته، هنوز مسئله‌ای حل‌نشده است. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
2 798
3
‍ 🔴 ۳۰ تیر؛ وقتی مردم بی‌سلاح، سد تانک‌ها و توطئه‌ها را شکستند   قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه شاید از معدود روزهایی در تاریخ معاصر ایران باشد که استبداد پنهان دربار در برابر خروش مردم زانو زد. ماجرا از جایی شروع شد که دکتر مصدق پس از یک سال و نیم مبارزه بی‌وقفه برای استیفای حقوق ملت، روی خط قرمز خود ایستاد: اختیار وزارت جنگ. مصدق می‌دانست تا زمانی که ابزار سرکوب (ارتش) در دست دربار باشد، استقلال و دموکراسی توهمی بیش نیست. وقتی شاه به این خواست قانونی تن نداد، مصدق در ۲۵ تیر استعفا داد.   این استعفا چراغ سبزی برای یک توطئه شد. انگلیس و آمریکا که از ملی شدن نفت نگران شده بودند، با همراهی درباریان، احمد قوام را به قدرت رساندند تا نهضت را به بن‌بست بکشانند. قوام با همان شیوه‌های کهنه، در اولین اعلامیه‌اش با لحنی مستبدانه وعده تشکیل محاکم انقلابی و سرکوب خونین مخالفان را داد. او گمان می‌کرد با تانک و سرنیزه — هم‌چنان که در سال‌های قبل جواب گرفته بود — این بار هم مردم را به خانه‌ها خواهد راند؛ اما محاسبات او، خیال‌پردازی یک دیکتاتور ازکارافتاده بود.   قوام و حامیان خارجی‌اش عمق خشم انباشته مردم را نشناخته بودند. در ۳۰ تیرماه، مردم تهران و چند شهر دیگر به خیابان‌ها آمدند. توده‌های مردم — از بازاریان و کارگران تا روشنفکران و زنان — بدون هیچ سلاحی، تنها با کفن و شعار به خیابان‌ها ریختند. صحنه‌هایی که در آن روز رقم خورد از یک اعتراض ساده فراتر بود؛ مردمی که با دست خالی در میدان بهارستان در برابر گلوله‌های ارتش ایستادند و وقتی بر زمین می‌افتادند، دیگران پیکر شهدا را بر دوش می‌کشیدند و با گریه و فریاد جلوتر می‌رفتند.   فشار این موج خونین آن‌قدر عظیم بود که حتی در لایه‌های پایین ارتش و شهربانی شکاف ایجاد کرد و برخی مأموران گلوله‌ها را به آسمان شلیک کردند. در نتیجه شاهی که تا دیروز فرمان انحلال مجلس را آماده می‌کرد، ناگهان تسلیم شد و ساعت ۴ بعدازظهر قوام فرار را به قرار ترجیح داد.   پیام ۳۰ تیر برای امروز: قدرت واقعی کجاست؟ اگر امروز نگاهی به زیاده‌خواهی‌ها و تجاوزات آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیندازیم، می‌بینیم که ذات استکبار عوض نشده است؛ همان‌طور که هفتاد سال پیش قوامِ دست‌نشانده را برای بازپس‌گیری نفت بر سرکار آوردند، امروز هم با ابزارهای فشار و تهدید نظامی می‌خواهند اراده ملت ایران را در دست بگیرند.   درس بزرگ و تلخ ۳۰ تیر برای شرایط فعلی می تواند این باشد که مردم ایران نباید منتظر «منجی» باشند؛ و نه یک سیاستمدار فردی و  نه یک نهاد متمرکز و نه یک قدرت بیگانه. تجاوزات اخیر نشان داد هر زمان ساختار حکمرانی از اراده مستقیم مردم فاصله گرفته و به یک سیستم متمرکز و بی‌پاسخگو تفویض شده، هزینه‌ها به بهای جان خود مردم تمام شده است.   ▪️واقعه ۳۰ تیر  نشان داد که قدرت ملت ایران — همان قدرتی که در سال ۳۱ تانک‌ها را به عقب راند — تنها زمانی از مرز یک «حماسه تاریخی» عبور می‌کند و به یک «ضمانت اجرایی» تبدیل می‌شود که ساختار تصمیم‌گیری و حکمرانی کشور واقعاً به دست خود مردم بازگردد. تا زمانی که این انتقال ساختاری رخ ندهد، تهدیدهای خارجی همواره با ابزار ضعف‌های داخلی ترکیب خواهند شد. 🔻تصویر: نمایی از اجتماع باشکوه میدان بهارستان در اولین سالگرد قیام سی تیر منبع: ایران فردا   @Kaleme 
2 814
4
🔴 عادل فردوسی‌پور: بله قربان‌گو نبودم، نمی‌شوم و نخواهم شد.اگه می خواید منو بگیرید ،بگیرید. یا هر بلایی می خواید سر من بیاری
🔴 عادل فردوسی‌پور: بله قربان‌گو نبودم، نمی‌شوم و نخواهم شد.اگه می خواید منو بگیرید ،بگیرید. یا هر بلایی می خواید سر من بیارید. خودتان می‌گویید کارآفرینی کنید. بعد من کلی آدم از دانشگاه شریف و اینور اونور آوردم اینجا داریم کار می‌کنیم بعد اینجوری رفتار میکنید؟ منبع: تحکیم ملت @Kaleme
2 914
5
🔴 گام اول،صلح: ضرورت بازسازی گفتمانی و تدوین راهبردهای عملیاتی   ✍️ فاطمه گوارایی   در شرایطی که این یادداشت نوشته می‌شود، بخش‌های زیادی از سرزمین ما دستخوش تهاجم سبعانه ارتش آمریکا است و مردم ما نگران شعله‌ور شدن آتش جنگ خانمان‌سوز دیگری هستند تا مبادا باقی‌ماندهٔ سرمایه‌های انسانی و زیرساختی کشورمان را به تاراج ببرد.   این، چهارمین جنگی است که پس از سال ۱۳۵۷ سرزمین ما را درگیر خود کرده است. در این نوشتار بنا نیست به این بپردازیم که چرا و چگونه این جنگ اخیر آغاز شد، یا اینکه اگر چگونه عمل می‌شد یا نمی‌شد، امروز به اینجا نمی‌رسیدیم. تحلیل‌های متعددی به‌طور مستمر در فضای مجازی مشاهده می‌شود که این جنگ را از زوایای مختلف بررسی می‌کنند.   نکتهٔ جالب این است که در این روزگار پرآشوب—که چهره‌های پرنام‌ونشان سکوت اختیار کرده‌اند—افرادی دست به قلم برده‌اند که کمتر سابقه و پیشینهٔ فکری یا سیاسی برای آنان متصور بود؛ و چه اتفاق میمون و مبارکی! در میانهٔ خون و آتش، شاهد رویش جوانه‌های درخشانی بودیم. در دوران قطع اینترنت بین‌الملل، به یمن قلم‌های همین چهره‌های نه‌چندان مشهور و پرنام‌ونشان، جامعه توانست فضا را ارزیابی کند و از پسِ بررسیِ پیچیدگیِ شرایط برآید؛ که این خود بس مبارک بود و هست؛ روندی که همچنان ادامه دارد.   اما این نوشتار—ضمن اعتقاد به اصل تمامیت ارضی و سرزمینی، محکومیت اقدامات مداخله‌جویانه و ستیزه‌جویانهٔ آمریکا/اسرائیل، و ضرورت دفاع همه‌جانبه در برابر هرگونه تجاوز خارجی—بر آن است نشان دهد چه کسانی از شکل‌گیری و تداوم این جنگ‌ها خشنودند، و چرا و چگونه بودِ خود را در نبودِ دیگران، از ورای این تخاصماتِ بس خونین رقم می‌زنند.   درعلوم سیاسی و روابط بین‌الملل، پدیده‌ای شناخته‌شده به نام «وابستگی متقابل خصمانه» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن، طرفین منازعه بدون آنکه هم‌پیمان باشند یا تبانی نیت‌مندی میانشان در کار باشد، در فرآیندی تدریجی به تأمین متقابل منافع یکدیگر دست می‌زنند. در این ساختار، منطق حیات سیاسی بر اصل «بقا در گروِ استمرار بحران» استوار است و نیروهای درگیر برای تحکیم موقعیت خود در داخل، به وجود طرف مقابل و تداوم‌بخشی به وضعیت بحرانی نیاز مبرم دارند.   این نوشتار برآن است تا نشان دهد چگونه منافع جریان‌های تندرو در ایران، آمریکا و اسرائیل در فرآیندی هم‌افزا به یکدیگر گره خورده و برای بقای ساختاری خود به ادامه این وضعیت وابسته‌اند.   منافع جریان‌های تندرو از بازتولید و تداوم جنگ   هر کدام از این جریان‌ها در واشنگتن، تهران و تل‌آویو، از شرایط جنگی یا شبه‌جنگی برای تامین منافع خاصی بهره‌برداری می‌کنند:   دراسرائیل برای رهبران راست‌گرای افراطی و جریان‌های ارتدوکس/ملی‌گرا شرایط جنگی از سویی بهترین ابزار برای عقب انداختن پرونده‌های قضایی داخلی، فرار از پاسخگویی درباره شکست‌های امنیتی و حفظ ائتلاف‌های شکننده حکومتی و به عبارتی بقای سیاسی شخص و حزبی است.در سوی دیگر تداوم بحران، بستر مناسبی را برای توسعه شهرک‌سازی‌ها، الحاق اراضی و تغییر بافت دموگرافیک (جمعیتی) یعنی پیشبرد ایدئولوژی سرزمینی بدون مواجهه با فشارهای جدی بین‌المللی فراهم می‌کند.   در آمریکا کارخانه‌های بزرگ اسلحه‌سازی،تندروهای حزب جمهوری‌خواه و لابی‌های نظامی برای فروش تسلیحات و حفظ سهام خود، به «تهدیدهای پایدار» در خاورمیانه نیاز دارند.در نتیجه بازنمایی یک «شر مطلق» در خاورمیانه، ابزار موثری برای بسیج رای دهندگان ایدئولوژیک از سویی و جذب حمایت مالی جریان‌های ناسیونالیست افراطی در انتخابات از سوی دیگر است.    و در ایران، جریان‌های تندرو و ساختار پنهان قدرت در فضای جنگی و تهدید خارجی، هرگونه مطالبه‌گری اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به‌راحتی تحت عنوان «اقدام علیه امنیت ملی» یا «همصدایی با دشمن» حاشیه‌نشین و سرکوب می‌کند. در سوی دیگر با بهره گرفتن از تحریم‌ها و وضعیت شبه‌جنگی، بازارهای زیرزمینی و شبکه توزیع انحصاری ایجاد می‌کنند که منافع مالی عظیمی برای نهادهای موازی و فرادولتی به همراه دارد. تداوم این وضع، بقای اقتصادی این جریان‌ها را تضمین می‌کند....    متن کامل     منبع: ایران فردا @Kaleme
4 570
6
🔴 پاریس: ایران ۲ دیپلمات فرانسوی را چند ساعت بازداشت کرد، یکی از آنها مورد ضرب و جرح قرار گرفت ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه روز دوشنبه اعلام کرد که دو دیپلمات فرانسوی در ایران هدف «اقدامی بسیار جدی و ارعاب‌آمیز» از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند و یکی از آن‌ها مورد ضرب‌ و جرح فیزیکی قرار گرفته است. ژان-نوئل بارو در بیانیه‌ای که برای خبرگزاری فرانسه ارسال شد، گفت این دو دیپلمات شامگاه یکشنبه از سوی مقام‌های ایرانی مورد هدف قرار گرفتند، اقدامی که به گفته او «نقض آشکار مصونیت دیپلماتیک» به شمار می‌رود. او افزود: «این دو دیپلمات بدون هیچ دلیلی برای چند ساعت بازداشت شدند، مورد بازجویی قرار گرفتند و یکی از آن‌ها نیز مورد ضرب‌وشتم فیزیکی قرار گرفت». آنها سپس توانستند به سفارت فرانسه بازگردند. ژان نوئل بارو همچنین گفت که هر دو دیپلمات اکنون در امنیت هستند و انتظار می‌رود ظرف چند ساعت آینده به فرانسه بازگردند. @Kaleme
4 254
7
اردشیر امیرارجمند: حکومتی که ادعا می‌کند مردمی‌ترین نظام جهان است، با وجود ده‌ها شبکه تلویزیونی و هزاران رسانه ریز و درشت، از
اردشیر امیرارجمند: حکومتی که ادعا می‌کند مردمی‌ترین نظام جهان است، با وجود ده‌ها شبکه تلویزیونی و هزاران رسانه ریز و درشت، از یک بیانیه ساده چنان وحشت‌زده می‌شود که سه تن از امضاکنندگانش را به جرم «تبلیغ علیه نظام» محکوم به زندان می‌کند. @Kaleme
4 780
8
🔴 از محکومیت سه حامی بیانیه میرحسین موسوی تا اعتراف ناخواسته حکومت به قدرت اندیشه ✍️حمید آصفی صدور حکم ۱۵ ماه حبس برای سیدعلیرضا بهشتی شیرازی و ناصر دانشفر و ۶ ماه حبس برای محمدجواد دردکشان، صرفاً خبر محکومیت سه فعال سیاسی نیست؛ این حکم، روایتی عمیق‌تر از نسبت حکومت با اندیشه را آشکار می‌کند. اگر آنچه این سه نفر انجام داده‌اند، تنها امضای یک بیانیه در حمایت از مواضع میرحسین موسوی بوده است، پرسش اصلی این نیست که چرا آنان محکوم شدند؛ پرسش این است که چرا یک امضا، چنین هراسی برمی‌انگیزد؟ تاریخ، حکومت‌هایی را کم ندیده که زندان‌هایشان را از انسان‌ها پر کردند؛ اما در نهایت، خودشان در زندانِ ترسِ خویش گرفتار شدند. جمهوری اسلامی سال‌هاست به بیماری مزمنی مبتلا شده که می‌توان آن را «اندیشه‌هراسیِ حکومتی» نامید؛ بیماری‌ای که در آن، هر امضا به توطئه، هر نقد به براندازی و هر بیانیه به پرونده امنیتی تبدیل می‌شود. محکوم کردن انسان‌ها به خاطر حمایت از یک بیانیه، بیش از آنکه قدرتِ دستگاه حاکم را نشان دهد، ضریبِ هراسِ آن را آشکار می‌کند. حکومتی که از چند سطر نوشته بیمناک است، در حقیقت از کلمات نمی‌ترسد؛ از قدرتِ تکثیرِ معنا می‌ترسد. زیرا می‌داند اندیشه، برخلاف انسان، زندانی نمی‌شود؛ از دیوار عبور می‌کند، از میله رد می‌شود و در ذهن‌ها مهاجرت می‌کند. قدرت‌های مطمئن، با اندیشه گفت‌وگو می‌کنند؛ قدرت‌های نگران، اندیشه را جرم‌انگاری می‌کنند. این شاید مهم‌ترین تفاوت میان «اقتدار» و «اضطراب سیاسی» باشد. زندان، زمانی به ابزار حکومت تبدیل می‌شود که استدلال، توان اقناع خود را از دست داده باشد. جمهوری اسلامی دههاست به جای مدیریت جامعه، درگیر «پلیس‌کشی بر جغرافیای ذهن» شده است؛ گویی می‌توان برای فکر، مرز کشید و برای عقیده، حکم زندان صادر کرد. همزمان، در حال گسترش چیزی است که می‌توان آن را «قضایی‌سازیِ اندیشه» نامید؛ فرآیندی که در آن، به جای پاسخ به یک دیدگاه، برای آن پرونده ساخته می‌شود؛ به جای رقابت با یک ایده، حکم حبس صادر می‌شود؛ و به جای اعتماد به جامعه، از جامعه هراس تولید می‌شود. اما تاریخ یک قاعده ساده دارد؛ اندیشه، تنها چیزی است که زندان آن را تکثیر می‌کند. زندانی کردن یک انسان، پایان حضور فیزیکی اوست؛ اما زندانی کردن یک فکر، آغاز کنجکاوی جامعه درباره همان فکر است. هر حکم حبس، گاهی ناخواسته به بلندگوی همان اندیشه‌ای تبدیل می‌شود که قرار بود خاموش شود. زیرا اندیشه، پرنده‌ای نیست که در قفس بماند؛ اندیشه، اقلیم‌گریز است. تناقض بزرگ‌تر آنجاست که نظامی که خود با اعلامیه، نوار، بیانیه و اعتراض سیاسی مسیر قدرت را پیمود، امروز همان ابزارها را به پرونده‌های امنیتی تبدیل می‌کند. این فقط یک تناقض تاریخی نیست؛ «خودفراموشیِ انقلابی» و فراموشیِ حافظه سیاسی است؛ لحظه‌ای که انقلاب، از حافظه تاریخی خود جدا می‌شود و به دشمنِ روش‌هایی بدل می‌شود که روزی با آنها پیروز شد. محکومیت این سه فعال سیاسی، پیش از آنکه درباره آنان سخن بگوید، درباره ساختار قدرت سخن می‌گوید. حکومتی که از امضا می‌ترسد، در حقیقت از قلم نمی‌ترسد؛ از افقی می‌ترسد که قلم می‌تواند در ذهن جامعه ترسیم کند. بزرگ‌ترین شکست یک حکومت، زمانی است که از یک امضا، هیبت یک قیام می‌سازد. آن روز، زندان دیگر نشانه اقتدار نیست؛ بنای یادبودِ ترس است. آزادی زندانیان سیاسی، مطالبه یک جناح یا یک سلیقه سیاسی نیست؛ معیار سنجش ظرفیت یک حکومت برای تحمل اندیشه‌های متفاوت است. روزی که امضا، نقد و بیانیه دیگر جرم نباشند، آن روز می‌توان گفت که سیاست، جای خود را از امنیتی‌سازی به گفت‌وگو بازپس گرفته است. آزادی زندانیان سیاسی، مطالبه آینده‌ای است که در آن، «اختلاف نظر» جرم نباشد و «اندیشیدن» به پرونده قضایی ختم نشود. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
6 087
9
🔴 صدور احکام حبس برای سه فعال سیاسی به دلیل حمایت از بیانیه میرحسین شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، سه تن از فعالان سیاسی را صر
🔴 صدور احکام حبس برای سه فعال سیاسی به دلیل حمایت از بیانیه میرحسین شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران، سه تن از فعالان سیاسی را صرفاً به دلیل امضای یک بیانیه حمایتی، به زندان محکوم کرد. بر اساس اعلام وکلای این پرونده (حجت کرمانی و محمدعلی کامفیروزی)، سید علیرضا بهشتی شیرازی و ناصر دانشفر هر یک به تحمل ۱۵ ماه حبس و محمدجواد دردکشان به ۶ ماه زندان محکوم شده‌اند. این احکام با گزارش وزارت اطلاعات و تحت عنوان اتهامی «فعالیت تبلیغی علیه نظام» صادر شده است. مبنای تشکیل این پرونده قضایی، همراهی این سه نفر با حدود ۴۰۰ فعال مدنی در انتشار بیانیه‌ای در بهمن ۱۴۰۴ بوده است. امضاکنندگان این بیانیه، ضمن محکوم کردن سرکوب خونین اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، از مواضع میرحسین موسوی حمایت کرده و خواستار برگزاری رفراندوم قانون اساسی و گذار دموکراتیک مسالمت‌آمیز شده بودند. میرحسین موسوی پیش از آن در بیانیه‌ای ضمن انتقاد شدید از حاکمیت به دلیل «فاجعه خونین» دی‌ماه، سرکوب معترضان را جنایتی بزرگ خوانده و خطاب به حاکمان نوشته بود: «تفنگتان را زمین بگذارید و از قدرت کنار بگیرید تا ملت، خود این سرزمین را به آزادی و آبادی برساند». @Kaleme
5 926
10
🔴 تجمع اعتراضی بازنشستگان تأمین اجتماعی در شوش و اهواز جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی روز یکشنبه ۲۸ تیرماه با برگزاری تجمع در شهرهای شوش و اهواز، نسبت به وضعیت معیشتی، درمانی و اجرا نشدن مطالبات قانونی خود اعتراض کردند. بازنشستگان معترض خواستار اجرای کامل متناسب‌سازی حقوق، افزایش مزایا، پرداخت معوقات دو ماه نخست سال، اجرای ماده ۵۴ قانون تأمین اجتماعی در زمینه درمان رایگان، حذف بیمه تکمیلی و اجرای عادلانه مواد ۶۹ و ۸۹ قانون تأمین اجتماعی شدند. معترضان تأکید کردند که بی‌توجهی به مطالبات انباشته‌شده و مشکلات معیشتی، درمانی و اقتصادی بازنشستگان، عامل تداوم تجمع‌های اعتراضی در شهرهای مختلف کشور است. منبع: تحکیم ملت @Kaleme
6 118
11
🔴 حزب اتحاد ملت در بیانیه‎ای تاکید کرد: صیانت از تفاهم‌نامه، حفاظت از صلح، ادامه دفاع از ایران حزب اتحاد ملت در بیانیه امروز خود با تأکید بر اینکه یادداشت تفاهم ایران و آمریکا دستاورد مقاومت مردم، ایستادگی نیروهای نظامی و تلاش دیپلمات‌هاست، حفاظت از آن را یک وظیفه ملی دانسته است. این حزب با اشاره به پشتوانه قانونی و اجماع حاکمیتی این توافق، بر پیگیری اجرای آن از مسیر دیپلماسی، پرهیز از اقدامات تنش‌زا و جلوگیری از بازگشت کشور به جنگ تأکید کرده است. در این بیانیه همچنین حفظ انسجام ملی، تقویت روابط با همسایگان، صیانت از امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و استفاده از همه ظرفیت‌های حقوقی و سیاسی برای تأمین منافع ملی مورد تأکید قرار گرفته و از رویکرد دولت پزشکیان، تیم مذاکره‌کننده و مواضع مسئولانه سیدمحمد خاتمی در حمایت از صلح شرافتمندانه و پرهیز از تندروی تقدیر شده است. متن کامل بیانیه @Kaleme
6 988
12
🔴 جنگ نمی‌خواهیم بیانیه ۲۶۸ تن از فعالان سیاسی، مدنی، اساتید دانشگاه و نمایندگان سابق مجلس و … هم‌میهنان و هم‌نوعان در سراسر جهان ما، امضاکنندگان این بیانیه و همه شهروندان ایرانی، حق داریم در صلح و امنیت، زندگی شرافتمندانه‌ای داشته باشیم. صلح، موهبتی الهی و حقی بشری است. کمینهِ بهره‌مندی از صلح، خاتمه کامل و قطعی جنگ و پایان دادن به هرگونه تهدید، نفرت‌پراکنی و جنگ‌افروزی است. ما بر این باوریم که اکثریت قاطع مردم ایران خواهان صلح و برخورداری از حق زندگی شایسته‌اند. بنابراین، از آنجا که هیچ تصمیمی نباید برخلاف اراده ملت بر کشور حاکم شود ـ و این اراده همواره از طریق مراجعه به آرای عمومی قابل احراز است ـ مؤکداً به همه دولت‌ها و گروه‌های نظامی درگیر در مخاصماتِ ادامه‌دار اخیر در خاورمیانه و نیز تمامی کنشگران جامعه جهانی یادآور می‌شویم که نقض این حق مسلم ایرانیان، جنایتی بزرگ در حق ملتی است که جنگ نمی‌خواهد و طرفدار صلح است. ما، علی‌رغم همه تفاوت‌هایمان، ندای “نه به جنگ” را سر می‌دهیم و تمامی هم‌وطنان خود را، فارغ از جنسیت، گرایش سیاسی و فکری، مذهب، قومیت و هرگونه تفاوت دیگر، صمیمانه فرامی‌خوانیم تا با تأیید این ندا، بر پژواک آن بیفزایند. اگر پیل زوری وگر شیر چنگ به نزدیک من صلح بهتر که جنگ (سعدی) اسامی امضاکنندگان @Kaleme
17 530
13
🔴 گزارش وضعیت زیرساخت‌های هرمزگان در پی حملات اخیر در پی حملات گسترده و ادامه‌دار روزهای گذشته (از شامگاه پنجشنبه تا بامداد شنبه) به اهداف غیرنظامی و زیرساخت‌های حیاتی هرمزگان، خسارات شدیدی به شبکه‌های حمل‌ونقل، آب‌رسانی و ارتباطات وارد شده است. این حملات مجموعاً ۱۱ شهید و ۲۷ مجروح (۸ شهید و ۱۹ مجروح در حملات پنجشنبه و جمعه، و ۳ شهید و ۸ مجروح در بامداد شنبه) بر جای گذاشته است. خلاصه وضعیت آسیب‌ها و محدودیت‌ها: جاده‌ها و مسیرهای ارتباطی: ۶ پل در محور بندرعباس-بندرخمیر-لار، ۲ تونل (از جمله تونل شهید میرزایی) و پل‌هایی در مسیرهای سیرجان و میناب هدف قرار گرفته و آسیب دیده‌اند. این موضوع موجب انسداد موقت و اختلال در شریان‌های خروجی استان به سمت فارس و کرمان شده است. شبکه ریلی: با هدف قرار گرفتن ایستگاه انشعاب راه‌آهن در ۱۰ کیلومتری غرب بندرعباس، برنامه سفر مسافران تغییر کرده و آن‌ها باید بخشی از مسیر را با اتوبوس تا ایستگاه جایگزین (فین) طی کنند. بحران آب آشامیدنی: تخریب کامل ایستگاه پمپاژ و ترانس برق آب‌شیرین‌کن بونجی در جاسک، آب ۲۰ روستا با جمعیت ۱۰ هزار نفر را کاملاً قطع کرده است. همچنین آسیب به تأسیسات قشم، تأمین آب ۳۰ روستا را با چالش جدی مواجه کرده است. قطعی مخابرات: در پی حمله شب گذشته آمریکا به خطوط انتقال ترافیک و پهنای باند در بندرعباس و حاجی‌آباد، ۱۱۶ دکل مخابراتی از مدار خارج شده‌اند. هم‌اکنون تلفن ثابت، همراه و اینترنت در مناطق شمالی استان با قطعی مواجه است. آموزش: امتحانات نهایی و هماهنگ کشوری پایه‌های یازدهم و دوازدهم در روزهای پنجشنبه و شنبه لغو و به زمان دیگری موکول شد. رئیس مجمع نمایندگان هرمزگان این حملات از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی را نقض آشکار قوانین بین‌المللی و مصداق جنایت جنگی خوانده است. در حال حاضر، نیروهای امدادی، راهداری، پلیس راه، آبفا و مخابرات به صورت میدانی در حال بازگشایی مسیرهای جایگزین، تأمین اضطراری آب شرب و وصل کردن شبکه‌های ارتباطی هستند. مسئولان از مردم خواسته‌اند ضمن حفظ آرامش، از هرگونه تردد غیرضروری در محورهای حادثه‌دیده خودداری کنند. @Kaleme
8 563
14
🔴 انجمن اسلامی حرافان ایران ✍️ علیرضا کفایی گاهی یک تشکل آن‌قدر از آرمان‌های اولیه خود فاصله می‌گیرد که دیگر نامش، بزرگ‌ترین طنز روزگار می‌شود. وقتی به جای اندیشه، شعار می‌نشیند؛ به جای نقد، تملق؛ به جای برنامه، تکرار گذشته؛ به جای کنش، جلسه؛ و به جای مسئولیت، توجیه... شاید دیگر «انجمن اسلامی معلمان» نام دقیقی نباشد؛ بیشتر به «انجمن اسلامی حرافان ایران» شباهت پیدا می‌کند. سال‌هاست از معلم سخن می‌گوییم، اما کمتر صدای معلم را می‌شنویم. از اصلاحات می‌گوییم، اما تحمل کوچک‌ترین نقد را نداریم. از مشارکت دم می‌زنیم، اما تصمیم‌ها در حلقه‌های بسته گرفته می‌شود. از اخلاق می‌نویسیم، اما اخلاق، نخستین قربانی رقابت‌های درون‌گروهی است. حرافی، فقط زیاد حرف زدن نیست؛ حرافی یعنی فاصله میان گفتار و کردار. یعنی ساعت‌ها جلسه برای هیچ، انبوهی از شعار بدون اثر، و توجیهاتی که حتی گویندگانش نیز به تحقق آن امیدی ندارند. تشکلی که روزی قرار بود خانه معلمان آزاده و اصلاح‌طلب باشد، اگر مراقب نباشد، به محفلی برای تکرار سخنان کلیشه‌ای و حفظ موقعیت‌های شخصی تبدیل می‌شود؛ جایی که «حرف» فراوان است، اما «عمل» کمیاب. تشکل‌ها را نه با تعداد جلسات، که با میزان اثرگذاری‌شان می‌سنجند؛ نه با ادعاهایشان، بلکه با صداقت، شفافیت، قانون‌گرایی و ظرفیت شنیدن صدای مخالف. اگر روزی اعضا احساس کنند که نقد جرم است، قانون سلیقه‌ای اجرا می‌شود و تصمیم‌ها از پیش گرفته شده است، دیگر مشکل، کمبود سخنران و گوینده نیست؛ مشکل، فقدان گوش شنواست. انجمنی که معلمان را نمایندگی نکند و بیش از آنکه دغدغه آموزش و منزلت معلم را داشته باشد، درگیر مناسبات درونی و بازی‌های قدرت باشد، دیر یا زود از سرمایه اجتماعی خود تهی خواهد شد. شاید وقت آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: چقدر از آنچه گفته‌ایم، عمل کرده‌ایم؟ زیرا تاریخ، تشکل‌ها را با حرف‌هایشان به یاد نمی‌آورد؛ با کارنامه‌شان قضاوت می‌کند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
1 620
15
🔴 جنگ ادامه دارد؛ فشار از آسمان تا زندان ✍️ گروه سیاسی تحکیم ملت مرور روزانه شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵ (۱۸ ژوئیه ۲۰۲۶) ایران در حالی وارد هشتمین روز دور تازه جنگ شد که دامنه درگیری از تأسیسات نظامی و مسیرهای کشتیرانی گذشته و به زیرساخت‌های شهری، زندگی روزمره و معیشت مردم رسیده است. در داخل نیز اعتراض زندانیان به اعدام، اجرای احکام تازه و ادامه برخورد با بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه نشان می‌دهد که جنگ خارجی نه ماشین سرکوب را متوقف کرده و نه دستگاه قضایی را به تأمل واداشته است. ظاهراً تنها آتش‌بسی که هنوز برقرار نشده، آتش‌بس حکومت با شهروندان خودش است. 🔹در مهم‌ترین تحول، آمریکا بامداد ۱۸ ژوئیه هفتمین شب پیاپی حملات خود به ایران را به پایان رساند و جمهوری اسلامی نیز حملات موشکی و پهپادی تازه‌ای علیه بحرین، قطر، کویت و اردن انجام داد. ایران همچنین مدعی حمله به یک شناور آمریکایی در شمال اقیانوس هند شده است. در مقابل، آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را ادامه داده و کشتی‌های تجاری را تغییر مسیر داده یا مورد بازرسی قرار داده است؛ ورود آب‌شیرین‌کن‌ها، شبکه برق، پل‌ها و مسیرهای بندری به میدان جنگ، خطر را مستقیماً به زندگی غیرنظامیان منتقل می‌کند؛ جایی که دیگر عبارت «هدف دقیق» برای خانواده‌ای که آب، برق یا راه دسترسی‌اش قطع شده، معنای چندانی ندارد. 🔷️ گزارش رویترز در ۱۷ ژوئیه، بر پایه گفت‌وگو با شهروندان داخل ایران، از جهش قیمت کالاهای اساسی، کاهش فرصت‌های شغلی، محدودیت اینترنت و بازگشت اضطراب پس از یک دوره کوتاه آرامش خبر می‌دهد. برخی از مصاحبه‌شوندگان گفته‌اند قیمت بعضی کالاها تقریباً دو برابر شده و مشاغل وابسته به اینترنت، به‌ویژه در مناطق محروم، آسیب جدی دیده‌اند. این اطلاعات روایت شهروندان است و آمار جامع رسمی برای سنجش دقیق ابعاد بحران منتشر نشده. برای ساختار قدرت، جنگ ممکن است ابزار چانه‌زنی باشد؛ برای جامعه، جنگ یعنی سفره کوچک‌تر، ارتباط محدودتر و آینده‌ای که هر روز مبهم‌تر می‌شود. 🔹در میانه این درگیری، خروج دنا کراری، شهروند ایرانی‌ آمریکایی، از ایران سرانجام تأیید شد. دونالد ترامپ ابتدا در ۱۵ ژوئیه مدعی آزادی او شده بود و قوه قضاییه ایران این ادعا را رد کرده بود؛ اما وکیل حقوق بشری کراری روز ۱۶ ژوئیه تأیید کرد که او سالم از ایران خارج شده است. کراری از دسامبر ۲۰۲۴ با توقیف گذرنامه و بازجویی‌های مکرر روبه‌رو بود، هرچند بنا بر گزارش رویترز رسماً زندانی نشده بود. آزادی یا خروج او یک تحول انسانی مثبت است، اما تناقض اولیه در روایت دو دولت نشان می‌دهد که حتی چنین پرونده‌ای نیز از نمایش تبلیغاتی جدا نمی‌ماند. هنگامی که سرنوشت شهروندان به «نشانه حسن‌نیت» تبدیل می‌شود، مسئله اصلی ــ یعنی ممنوعیت گروگان‌گیری سیاسی و لزوم دادرسی شفاف ــ زیر سایه امتیازگیری دیپلماتیک قرار می‌گیرد. 🔹در زندان قزل‌حصار، اعتراض زندانیان واحد دوم به اجرای احکام اعدام روز پنج‌شنبه ۱۶ ژوئیه وارد چهارمین روز شد. بر اساس گزارش هرانا، زندانیان در اعتراض به انتقال شش محکوم به سلول انفرادی، تحصن کرده و از دریافت جیره غذایی خودداری کرده‌اند. اهمیت اعتراض قزل‌حصار در این است که زندانیان، در شرایطی که خود مستقیماً در معرض مجازات و فشارند، سکوت جمعی پیرامون اعدام را شکسته‌اند. حکومت ممکن است اعدام زندانیان جرائم عمومی را کم‌هزینه‌تر بداند، اما حق حیات و دادرسی عادلانه با نوع اتهام درجه‌بندی نمی‌شود. 🔷️ هرانا روز ۱۷ ژوئیه از اجرای حکم دست‌کم شش زندانی در خرم‌آباد، ساری و الیگودرز خبر داد؛ از جمله چهار نفر که در پرونده‌های مواد مخدر محکوم شده بودند. این اطلاعات گزارش یک نهاد حقوق بشری است و قوه قضاییه درباره همه این موارد اطلاع‌رسانی شفاف نکرده است. 🔹برخورد قضایی با بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه نیز ادامه دارد. هه‌نگاو روز ۱۷ ژوئیه گزارش داد یاسر ریحانی، شهروند ۳۶ساله کرد اهل بجنورد، به دو سال و سه ماه زندان، ۸۰ ضربه شلاق و جزای نقدی محکوم شده است. هرانا نیز از بازداشت علی کلاته‌دولتی در ۱۶ ژوئیه در سبزوار خبر داده؛ فردی که پرونده‌اش به اعتراضات دی‌ماه مرتبط دانسته شده و به مکانی نامعلوم منتقل شده است. با این حال، استمرار صدور حکم شلاق، زندان و بازداشت مخفیانه شش ماه پس از اعتراضات نشان می‌دهد که سرکوب صرفاً واکنشی فوری به خیابان نبوده؛ پروژه‌ای طولانی برای تنبیه، ارعاب و قطع شبکه‌های اجتماعی اعتراض است. حکومتی که برای حفظ نظم به شلاق نیاز دارد، شاید بتواند مردم را در کوتاه مدت خفه کند، اما نمیتواند برای خود مشروعیت و رضایت عمومی را بدست بیاورد. منبع: تحکیم ملت @Kaleme
5 950
16
🔴 قدرت دارون عجم‌اوغلو، استاد MIT و برنده نوبل اقتصاد ۲۰۲۴، از آن متفکرانی است که یک سؤال ساده را بی‌رحمانه جدی گرفت؛ چرا بعضی ملت‌ها ثروتمند می‌شوند و بعضی دیگر، با همان مردم و همان تاریخ، در فقر می‌مانند؟ پاسخ او آزاردهنده است، چون اسطوره‌ها را خراب می‌کند. نه فرهنگ مقصر است، نه جغرافیا، نه «ذات ملت‌ها». مقصر اصلی جایی دیگر است: “قدرت”. عجم‌اوغلو کتاب “چرا ملت‌ها شکست می‌خورند”را هوشمندانه با یک شوک آغاز می‌کند: نوگالس‌، شهری واحد، دو نیمه، یک خط مرزی. آن‌سوی خط آمریکا است، این‌سویش مکزیک. زمین همان زمین است، هوا همان هوا، مردم حتی فامیل‌اند. اما زندگی‌ها زمین تا آسمان فرق دارد. در نوگالس آمریکا قانون حاکم است، رأی مردم معنا دارد، پلیس پاسخ‌گوست و هر کسی می‌تواند کسب‌وکار راه بیندازد. در نوگالس مکزیک قدرت در دست شبکه‌های بسته و فاسد است، قانون ابزار زور است و اقتصاد برای رانت و غارت چیده شده. عجم‌اوغلو همان اول کار می‌گوید: توسعه از مرز نمی‌آید، از نهاد می‌آید. بعد تصویر بزرگ‌تر می‌شود؛ برلین شرقی و غربی. یک شهر، یک ملت، یک زبان؛ اما دو سرنوشت. آن‌جا که مردم‌ می‌توانستند حاکم را کنار بزنند، ثروت و آزادی شکل گرفت. آن‌جا که قدرت متمرکز شد، برای نگه‌داشتن مردم مجبور شدند دیوار بکشند. یا کره شمالی و جنوبی؛ یک ملت، اما یکی در انزوای فقر و قحطی، دیگری در صف اقتصادهای پیشرفته جهان. اگر فرهنگ تعیین‌کننده بود، این شکاف‌ها اصلاً نباید وجود می‌داشت. ایده کتاب در همه‌ی این مثال‌ها یکی است و بی‌امان تکرار می‌شود: ملت‌ها زمانی شکست می‌خورند که نهادهای بهره‌کش بر آنها حاکم شود؛ نهادهایی که قدرت را در دست یک فرد یا الیگارشی متمرکز می‌کنند و اقتصاد را به ماشین استخراج ثروت برای صاحبان قدرت بدل می‌سازند. در مقابل، ملت‌ها زمانی اوج می‌گیرند که نهادهای فراگیر داشته باشند؛ جایی که قدرت پخش می‌شود، قانون بالاتر از افراد می‌ایستد، رقابت آزاد است و مردم حق دارند حاکم را برکنار کنند. جمع‌بندی عجم‌اوغلو به‌ شدت سیاسی و ناراحت‌کننده است: اول قدرت سیاسی از مردم ربوده می‌شود، بعد اقتصاد غارت می‌شود. دیکتاتوری اگر راه توسعه بود، کره شمالی باید الگوی جهان می‌شد. توسعه نه از مشت آهنین، بلکه از مهار قدرت زاده می‌شود و این دقیقاً همان دلیلی است که “چرا ملت‌ها شکست می‌خورند”. منبع: کانال تلگرام تفکر @Kaleme
6 195
17
🔴 پیوند اعدام و جنگ تهاجمی ✍️ علی افشاری ‏امروز نیز یک حکم اعدام اجرا شد! شمار اعدام‌ها با تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل در ماه‌‌های اخیر همبستگی ریاضی مثبت داشته است. جنگ و حمله نظامی فضا برای گسترش اجرای احکام اعدام را مساعد کرده و تلاش‌های حقوق بشری برای توقف مجازات مرگبار را به حاشیه رانده است. ‏اعدام چه در حوزه سیاسی و چه در جرائم غیرسیاسی با توجه به فساد و بی‌عدالتی نهادینه‌شده در قوه قضائیه جمهوری اسلامی جز گسترش مشکلات، تداوم چرخه خشونت، تقویت از هم گسیختگی اجتماعی و تضییع حق حیات انسان‌ها نتیجه‌ای نداشته است. “جنگ تهاجمی” و “سرکوب سیاسی” خویشاوندی مفهومی و سیاسی دارند. وقتی کشتن، خشونت و مجازات فراقضایی روش مبارزه سیاسی شود، آنگاه نظام اقتدارطلبی چون جمهوری اسلامی با فراغت بیشتر به کشتار ‌و اعدام می‌پردازد. در این فضا از خشونت سیاسی، به عنوان قاعده بازی عادی‌سازی می‌شود که برنده اصلی آن جمهوری‌اسلامی خواهد بود. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
5 748
18
🔴 شاهد بی‌خردی و توهم بیشتر هستیم ✍️ عبدالله ناصری مرگِ رهبرِ مقتول جمهوری اسلامی برای مخالفان جوانش، التیامی بر زخم‌های آن‌ها بود. به‌رغم «بنرگردانی»ها و عزاداری‌های شبانه و تشییع پرهزینه‌ی جنازه‌اش، سپاهِ حاکم نتوانست از آن بهره‌ی لازم را بردارد. بهره‌ی مفید مگر چه بوده است؟ باید گفت «جا انداختن انتقامِ خونِ رهبر» و ترسان کردنِ ترامپ از حمله‌ی سه‌باره به کشورمان به جایی نرسید. اگرچه بعضی از تحلیل‌گران، به روزگاران مذاکره و تفاهم با آمریکا، در نظر داشتند که این دوام نخواهد داشت، با توجه به اعلام رضایت نسبی رهبر از آن (البته به کراهت)، سرعت آغاز جنگ سوم را کسی احتمال نمی‌داد. اکنون جنگ جدید آغاز شده و چند روزی است جنوبی‌های مظلوم در آتشِ بی‌درایتی سپاه می‌سوزند. اگر تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد ـ ژنو از حیطه‌ی سودمندی بیرون شود، خیلی دور خواهد بود که ترامپ، به عنوان بازنده‌ی جنگ دوم، در جنگ جاری پیروز نباشد. به تکرار گفته و نوشته شد جمهوری اسلامی سوم، با هر رهبری، اقتدار و ساماندهی عصر «خامنه‌ای اول» را نخواهد داشت و این، یقیناً به سود «گذارطلبان» (اکثریت مردم) است. فارغ از توان مجتبی خامنه‌ای، رهبر سوم جمهوری اسلامی، زیر پا گذاشتن تفاهم‌نامه‌ی مذکور از سوی ترامپ یا سپاه، تصریح به «بی‌خردی» است. «باربارا تاکمن»، تاریخ‌نگار آمریکایی، اگر زنده می‌بود و جلد دومی برای شاهکارش «عصر بی‌خردی» می‌نوشت، شاهد پنجم تاریخی خود را جنگ آمریکا و جمهوری اسلامی نشان می‌داد؛ بعد از چهارمین نمونه که درگیری آمریکایی‌ها با ویتنام است. درک درست و فراگیر از انقلاب ۵۷، اگر حاکمان امروز می‌داشتند و تاریخ ایران و اسلام سیاسی را اندیشه‌مندانه خوانده بودند، سیاست‌های مغایر با منافع ملی را، که در اصل گفتمان اصلی تاکمن است، اتخاذ نمی‌کردند. هرچند دوره‌ی مجتبای پسر، از عصر پدر، برای گذار از حکومت دینی ساده‌تر خواهد شد، اما بیم آن می‌رود دودستگی حکومت در «جنگ» و «صلح» با آمریکا، به دلیل برتری سپاه، ایران را ویرانه‌تر کند. شایسته و بایسته آن است که تمام کنش‌گران، مردم به ستوه‌آمده و ناراضیان از جمهوری اسلامی، قوی‌تر از پیش جنگ کنونی را محکوم کرده و حکومت را وادار به تداوم مسیر عقلانی تفاهم‌نامه‌ی اسلام‌آباد کنند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
6 145
19
🔴 زنده باد مخالف من ✍️ جواد امام سخنگوي جبهه اصلاحات ايران و دبيركل حزب مجمع ايثارگران ‍ «با من چنانکه با جباران سخن می‌گویید، سخن نگویید» این هشدار منسوب به امام علی(ع)، اگر از سطح توصیه اخلاقی فراتر برده شود، یکی از دقیق‌ترین صورت‌بندی‌های نظریه حکمرانی در سنت اسلامی است: قدرت، بدون نقد، به‌تدریج از واقعیت جدا می‌شود و در نهایت، درون تصویر خودساخته‌اش زندگی می‌کند. در سیاست، مسئله اصلی نه وجود اختلاف، بلکه کیفیت مواجهه با اختلاف است. هیچ نظام سیاسی‌ای بدون تعارض پیش نمی‌رود؛ اما تفاوت اساسی میان نظام‌های پایدار و ناپایدار در این است که در دسته اول، تعارض به رسمیت شناخته و نهادینه می‌شود، و در دسته دوم، به حاشیه رانده یا محدود می‌شود.  نتیجه روشن است: در غیاب نهادهای نقد، تعارض از سطح سیاست به سطح بحران منتقل می‌شود. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در خوانش دقیق خود، بر همین مبنا استوار است. آزادی بیان، آزادی مطبوعات، حق نظارت عمومی و اصل مشارکت مردم در تعیین سرنوشت، صرفا مواد پراکنده حقوقی نیستند، بلکه یک منطق واحد را دنبال می‌کنند؛ هیچ قدرتی بدون نقد، قابل اصلاح نیست. مسئله اصلی اما نه در متن قانون، بلکه در نسبت میان قانون و سازوکارهای اجرائی آن است. تجربه سیاسی ایران پس از انقلاب نشان داده است هر زمان امکان رقابت سیاسی، گفت‌وگوی عمومی و گردش آزاد اطلاعات تقویت‌ شده، کیفیت تصمیم‌سازی نیز ارتقا یافته است. در مقابل، هر زمان دایره نقد محدودتر شده، نظام تصمیم‌گیری به‌تدریج با نوعی «درون‌گفتی» مواجه شده است؛ وضعیتی که در آن، سیاست‌گذار بیش از آنکه با جامعه سخن بگوید، با حلقه نزدیکان خود گفت‌وگو می‌کند. در چنین شرایطی، چاپلوسی یک انحراف اخلاقی ساده نیست؛ یک سازوکار کارکردی است. در ساختارهای بسته به نقد، پاداش اصلی نه با بیان حقیقت، بلکه با تأیید قدرت توزیع می‌شود. در نتیجه، اطلاعاتی که به مرکز تصمیم‌گیری می‌رسد، به طور سیستماتیک دچار اعوجاج می‌شود. این همان نقطه‌ای است که خطای سیاست از «استثنا» به «قاعده» تبدیل می‌شود. از همین منظر است که استمرار وضعیت حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و نیز محدودیت‌ها و برخوردهای قضائی با چهره‌هایی مانند مصطفی تاج‌زاده، صرف‌نظر از ارزیابی‌های سیاسی درباره مواضع آنان، یک مسئله واحد را برجسته می‌کند: جایگاه «مخالفت سیاسی» در نظم حکمرانی. اگر مخالفت سیاسی به عنوان بخشی از سازوکار رسمی سیاست به رسمیت شناخته نشود، ناگزیر به شکل‌های غیررسمی، بازتولید خواهد شد. در این میان، اصلاح‌طلبی در ایران، به‌ویژه در قرائت اولیه آن در دهه ۷۰ بیش از آنکه یک پروژه جابه‌جایی دولت باشد، تلاشی برای بازتعریف نسبت قدرت و نقد بود. ایده «جامعه مدنی»، «حاکمیت قانون» و «توسعه سیاسی» دقیقا بر این فرض استوار بود که پایداری سیاسی نه از مسیر یکدستی، بلکه از مسیر تنوع کنترل‌شده و نهادینه می‌گذرد. در همین چارچوب است که جمله سیدمحمد خاتمی -«زنده‌باد مخالف من»- معنایی فراتر از یک شعار پیدا می‌کند. این جمله، در سطح نظری، پذیرش این اصل است که مخالف نه تهدید نظم، بلکه شرط امکان اصلاح نظم است. در واقع، حذف مخالف به معنای حذف یکی از ابزارهای شناخت خطاست. از این منظر، مسئله اصلی امروز ایران نه صرفا اختلافات جناحی، بلکه نسبت میان قدرت و واقعیت است. هر نظام سیاسی که در آن فاصله میان این دو افزایش یابد، دیر یا زود با بحران کارآمدی مواجه می‌شود؛ زیرا قدرتی که نقد را محدود می‌کند، به‌تدریج دسترسی خود به اطلاعات معتبر را نیز محدود می‌کند. جمع‌بندی این تجربه روشن است: مسئله ایران نه فقدان قانون، بلکه تضعیف کارکرد نقد در کنار قانون است. قانون‌ بدون امکان نقد، به متن ثابت تبدیل می‌شود‌ و سیاست، بدون نقد، به تکرار تصمیم‌های پرهزینه. اگر سیاست را بتوان به یک اصل فروکاست، شاید این باشد: هیچ قدرتی از شنیدن حقایق آسیب نمی‌بیند، اما از محروم‌شدن از آن آسیب‌پذیر می‌شود. و شاید به همین دلیل است که سیاست، در نهایت با یک جمله ساده دوباره تعریف می‌شود: زنده‌باد مخالف من. منبع: صبح ما @Kaleme
5 420
20
🔴 بخشنامه‌ای که بدون حکم دادگاه مجرم سازی می کند فاقد اعتبار است صدیقه وسمقی در واکنش به بخشنامه وزارت اطلاعات در خصوص قانون تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی بیانیه‌ای صادر کرد وزارت اطلاعات اخیرا در بخشنامه‌ای که در تاریخ ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ در روزنامه رسمی انتشار یافته، به معرفی مصادیق رسانه‌های معاند پرداخته است. این بخشنامه در واقع به تبصره ی ماده ۴ قانون «تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی» ملحق شده، زین پس دستورالعمل دستگاه قضایی برای برخورد با رسانه ها و بیش از آن تعیین رابطه شهروندان با رسانه‌ها خواهد بود. پر واضح است که چنین بخشنامه‌ای در جمهوری اسلامی که آزادی در آن، امری امنیتی است می تواند آزادی بیان، آزادی رسانه و اطلاعات و حقوق مدنی شهروندان را بیش از پیش مورد تهدید قرار دهد، لذا نقد و بررسی دقیق آن توسط حقوق دانان وکارشناسانی که دلباخته عدالت و آزادی‌اند ضروری است. در بیان معیار تعیین مصادیق رسانه های معاند در این بخشنامه چنین آمده است: « در تعیین مصادیق اعلمی، وابستگی و ارتباط مصادیق با رژیم کودک کش صهیونی، گروههای تروریستی و نیز اتخاذ رویکردهایی همچون تبلیغ و آموزش اقدامات تروریستی، ترویج خشونت، کشتار و جنگ، ایجاد ناامنی و سلب آسایش عمومی در کشور و بطور کلی رویکرد معاندانه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، مد نظر قرار گرفته است.» هنگامی که در ردیف سی و نهم از مصادیق انسان رسانه های معاند نام خود را دیدم، شگفت زده شدم. نخستین نکته ی قابل توجه آن بود که رسانه‌ی معاند وابسته به مرا X:@SedighehVasmaghi معرفی نموده است. این در حالیست که من هیچگاه در رسانه X و توییتر قبلی، حساب فعالی نداشته‌ام. این غلط آشکار هر چند در بخشنامه وزارت اطلاعات که در روزنامه رسمی نیز انتشار یافته، غلط فاحشی است، اما فاحش تر و شگفت تر آن که در بخشنامه‌ صادر شده توسط مهمترین دستگاه امنیتی کشور اتهامات ناروا و حتی فراتر از آن ارتکاب جرایمی به من نسبت داده شده که در هیچ دادگاهی به اثبات نرسیده است. آیا اداره حقوقی وزارت اطلاعات و کارشناسان آن نهاد، صلاحیت آنرا دارند که یکجانبه و خودسرانه به من به عنوان یک شهروند ایرانی برخوردار از حقوق و آزادی های انسانی، هر اتهام ناروایی را نسبت دهند و چنان آن را مسلم و قطعی پندارند که در بخشنامه قانونی، آن را مذکور داشته و در روزنامه رسمی نیز منتشر سازند؟ نگارنده به عنوان شاعر، نویسنده، دین پژوه و عضو هیات علمی بازنشسته دانشگاه تهران همواره در موضوعات مهم میهنی مواضع خود را بطور شفاف بیان نموده ام و به دلیل مخالفت با سرکوب و نقض حقوق و کرامت شهروندان، بارها محاکمه، محکوم و حتی زندانی شده ام و این همه را در راه مبارزه برای آزادی و سربلندی ایران عزیز وظیفه خود و موجب افتخار دانسته ام. باید تاکید کنم که در هیچ یک از پرونده هایی که حتی به طرفیت دستگاه های امنیتی علیه اینجانب تشکیل شده، هرگز ازین دست اتهامات به من نسبت داده نشده است. وزارت اطلاعات به استناد کدام رای قضایی مرا محکوم دانسته است؟ شاید تدوین کنندگان این بخشنامه گمان کرده‌اند که من نیز همچون همه ی انسان رسانه‌های نامبرده شده، مقیم خارج کشورم. چرا که به نظر می رسد تنها نامی که از داخل کشور درین فهرست آمده، نام من است. شاید بر این اساس پنداشته‌اند که چون دستگاه قضایی نمی تواند مرا محاکمه کند و من نیز نمی توانم از خود دفاع کنم، پس وزارت اطلاعات حق دارد بطور بکجانبه به داوری و اتخاذ تصمیم بپردازد. حتی این فرض نیز نمی تواند انتساب چنین جرائم و اتهاماتی را توجیه نماید چرا که هیچکس را نمی توان مجرم دانست مگر آنکه جرم او در یک دادگاه صالح به اثبات رسیده باشد. قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز دراصل سی و هفتم بر این مهم تاکید نموده است. بی گمان وزارت اطلاعات دادگاه صالح محسوب نمی شود. نادیده گرفتن اصل مهم و بدیهی یاد شده در تعیین مصادیق رسانه ها و بویژه انسان رسانه های معاند، بخشنامه وزارت اطلاعات را بی اعتبار می‌سازد. علاوه بر آنچه گفته شد، بخشنامه مذکور با برخی دیگر از اصول قانون اساسی نیز در تعارض است که در این نوشتار جای پرداخت به آن نیست. در پایان ضمن تاکید بر اینکه حق شکایت از وزارت اطلاعات را برای خود محفوظ می دانم، خواهان پاسخگویی آن نهاد و نیز نهاد ریاست جمهوری به عنوان نهاد بالا دست وزارت اطلاعات و اقدام لازم برای حذف نامم از این بخشنامه می باشم. منبع: کانال تلگرام صدیقه وسمقی @Kaleme
4 803