fa
Feedback
سایت خبری-تحلیلی کلمه

سایت خبری-تحلیلی کلمه

رفتن به کانال در Telegram

کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام سایت خبری-تحلیلی کلمه

کانال سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 49 377 مشترک است و جایگاه 5 370 را در دسته اخبار و رسانه‌ها و رتبه 7 000 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 49 377 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 23 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -534 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -22 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 16.25% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.12% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 8 025 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 4 996 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 23 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اخبار و رسانه‌ها تبدیل کرده‌اند.

49 377
مشترکین
-2224 ساعت
-237 روز
-53430 روز
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+114
در 31 کانال‌ها
ژوئن '26
+29
در 34 کانال‌ها
Get PRO
مه '260
در 9 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+114
در 15 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+542
در 67 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+3 039
در 120 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+1 059
در 344 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+399
در 126 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+37
در 24 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+5
در 31 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+81
در 46 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+1 657
در 143 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+46
در 53 کانال‌ها
Get PRO
مه '250
در 44 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+129
در 50 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+97
در 48 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+1 081
در 72 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+172
در 47 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+650
در 72 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+76
در 47 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+76
در 35 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+243
در 51 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+144
در 46 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+504
در 37 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+568
در 48 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+531
در 52 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+187
در 53 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+308
در 53 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+302
در 46 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+304
در 33 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+362
در 46 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+179
در 32 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+742
در 41 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+970
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+503
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+233
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+256
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+391
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+380
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+585
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+3 406
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+306
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+1 522
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+738
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+2 614
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+1 535
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+5 260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+334
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+348
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+390
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+185
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+213
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+352
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+676
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+278
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+291
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+228
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+276
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+172
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+836
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+340
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+196
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+135
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+170
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+302
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+51 771
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
23 ژوئیه0
22 ژوئیه0
21 ژوئیه0
20 ژوئیه+14
19 ژوئیه+78
18 ژوئیه+2
17 ژوئیه0
16 ژوئیه+2
15 ژوئیه0
14 ژوئیه0
13 ژوئیه0
12 ژوئیه0
11 ژوئیه0
10 ژوئیه0
09 ژوئیه0
08 ژوئیه+2
07 ژوئیه+1
06 ژوئیه0
05 ژوئیه+7
04 ژوئیه+6
03 ژوئیه+2
02 ژوئیه0
01 ژوئیه0
پست‌های کانال
🔴 عبور ترامپ از مرز لفاظی: «دردِ بیشتر» برای تهران، «بازیِ پرهزینه» برای واشنگتن ✍ حمید آصفی دونالد ترامپ با تهدید امروز خود مبنی بر «حمله‌ای گسترده‌تر از همیشه» علیه جمهوری اسلامی، بار دیگر به الگوی فشار حداکثری بازگشته است؛ الگویی که این‌بار با تأکید بر «تداوم درد» و ابراز ناامیدی از مسیر دیپلماسی همراه شده است. با این حال، فاصله‌ای معنادار میان تهدید لفظی و تصمیم برای ورود به جنگ وجود دارد و همین فاصله، تحلیل این سخنان را ضروری می‌کند. ۱. بن‌بست راهبردی؛ جنگی که برنده ندارد طرح احتمال یک حمله گسترده، در شرایطی مطرح می‌شود که ایالات متحده با بدهی سنگین، کسری بودجه و حساسیت افکار عمومی نسبت به جنگ‌های پرهزینه روبه‌رو است. از این منظر، تهدید نظامی بیش از آنکه نشانه آمادگی برای یک جنگ فراگیر باشد، می‌تواند ابزاری برای افزایش فشار سیاسی و روانی بر تهران باشد. به همین دلیل، هرگونه تصمیم برای آغاز یک جنگ بزرگ، نه‌تنها هزینه‌های امنیتی، بلکه پیامدهای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای واشنگتن به همراه خواهد داشت و همین موضوع، دامنه انتخاب‌های کاخ سفید را محدود می‌کند. ۲. ابهام حساب‌شده در قبال اسرائیل اظهارات ترامپ درباره توانایی اسرائیل برای اقدام سریع، در کنار هشدار نسبت به پیامدهای گسترش درگیری، نشان می‌دهد که او تلاش می‌کند ابتکار عمل را در اختیار واشنگتن نگه دارد. به نظر می‌رسد هدف این است که هرگونه اقدام نظامی احتمالی، در چارچوب راهبرد آمریکا تعریف شود، نه آنکه بر اثر تصمیمات مستقل بازیگران منطقه‌ای، به بحرانی خارج از کنترل تبدیل شود. در عین حال، گسترش یک جنگ منطقه‌ای می‌تواند هزینه‌های داخلی و سیاسی قابل توجهی برای دولت آمریکا ایجاد کند؛ موضوعی که در محاسبات هر رئیس‌جمهوری، به‌ویژه در آستانه رقابت‌های سیاسی، اهمیت دارد. ۳. خطای محاسباتی در «سیاست درد» جمله ترامپ مبنی بر اینکه «آن‌ها هنوز به اندازه کافی درد نکشیده‌اند» بر این فرض استوار است که افزایش فشار، سرانجام به عقب‌نشینی سیاسی خواهد انجامید. اما تجربه بسیاری از منازعات معاصر، چنین رابطه مستقیمی را تأیید نمی‌کند. در بسیاری از موارد، برآورد بازیگران خارجی از آستانه تحمل دولت‌ها یا جوامع، نادرست از آب درآمده و به جای تسلیم، به افزایش مقاومت، طولانی‌تر شدن بحران و پیچیده‌تر شدن معادلات انجامیده است. ویتنام نمونه‌ای بود که با وجود سال‌ها بمباران و ده‌ها هزار کشته آمریکایی، اراده طرف مقابل در هم نشکست. در عراق، سقوط سریع حکومت صدام به معنای پایان بحران نبود و سال‌ها شورش و ناامنی، هزینه‌ای چند تریلیون دلاری بر آمریکا تحمیل کرد. افغانستان نیز نشان داد که حتی دو دهه حضور نظامی و برتری مطلق تسلیحاتی، الزاماً به تحقق اهداف سیاسی منجر نمی‌شود. این نمونه‌ها ثابت نمی‌کنند که همه بحران‌ها یکسان‌اند، اما یادآور می‌شوند که افزایش فشار نظامی، لزوماً به تسلیم سیاسی منتهی نمی‌شود و گاه نتیجه‌ای کاملاً معکوس به بار می‌آورد. جمع‌بندی اظهارات ترامپ را بیش از آنکه بتوان اعلام قطعی جنگی بزرگ دانست، باید بخشی از یک راهبرد فشار روانی و سیاسی برای تغییر محاسبات تهران ارزیابی کرد. با این حال، تجربه نشان داده است که وقتی مفهوم «درد» به ابزار سیاست خارجی تبدیل می‌شود، خطر ورود به چرخه‌ای از کنش و واکنش‌های فزاینده نیز افزایش می‌یابد؛ چرخه‌ای که آغاز آن ممکن است در اختیار سیاستمداران باشد، اما پایانش لزوماً در اختیار هیچ‌یک از طرفین نخواهد ماند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme

2
🔴 حمایت ۱۰۲ فعال و ۱۳ نهاد از اعتصاب زندانیان قزلحصار؛ درخواست برای توقف فوری اعدام‌ها در ایران بیانیه‌ای در حمایت از اعتصاب غذای زندانیان زندان قزلحصار کرج و در اعتراض به اجرای احکام اعدام در ایران، تاکنون به امضای ۱۰۲ فعال و کنشگر سیاسی و ۱۳ نهاد و سازمان رسیده است. امضاکنندگان این بیانیه با اشاره به آغاز اعتصاب غذای شماری از زندانیان قزلحصار از ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵، خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام و لغو کامل مجازات اعدام در ایران شده‌اند. در این بیانیه آمده است که جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن، اعدام را به عنوان ابزاری برای «ایجاد ترس و ارعاب در جامعه و حفظ قدرت» به کار گرفته و اجرای احکام اعدام با عناوین مختلف، از پرونده‌های سیاسی و امنیتی تا اتهامات مرتبط با مواد مخدر، به گفته امضاکنندگان، «هدف مشترک ایجاد فضای وحشت و جلوگیری از اعتراضات مردمی» را دنبال کرده است. امضاکنندگان همچنین مدعی شده‌اند که از اواخر اسفند ۱۴۰۴ تاکنون دست‌کم ۵۰ نفر از معترضان اعتراضات دی ۱۴۰۴ و اعتراضات سال ۱۴۰۱، زندانیان سیاسی و افرادی با اتهامات امنیتی اعدام شده‌اند. در این بیانیه به پرونده‌هایی با اتهاماتی مانند جاسوسی و همکاری با اسرائیل نیز اشاره شده است. در ادامه این بیانیه، اعدام «مجازاتی شنیع و ضدانسانی و مغایر با کرامت انسانی» توصیف شده و آمده است که «حق حیات بنیادی‌ترین حق هر انسان است و هیچ فرد، نهاد یا حکومتی نباید اجازه سلب این حق را داشته باشد.» امضاکنندگان ضمن اعلام حمایت از اعتراضات زندانیان در قزلحصار و همچنین اعتراضات زندانیان در زندان‌های دستگرد اصفهان، اوین، ساوه و لاکان رشت، خواستار رسیدگی فوری به وضعیت سلامت زندانیان اعتصابی، رعایت حقوق آنان و پایان دادن به سیاست اعدام و سرکوب در ایران شده‌اند. این بیانیه در حالی منتشر شده که در ماه‌های اخیر گزارش‌هایی درباره افزایش نگرانی‌ها نسبت به اجرای احکام اعدام شماری از زندانیان در ایران منتشر شده است. مقام‌های جمهوری اسلامی معمولا اجرای احکام اعدام را بر اساس قوانین جاری کشور و پس از طی مراحل قضایی اعلام می‌کنند و اتهامات مطرح‌شده علیه محکومان را مبنای اجرای حکم می‌دانند. در پایان بیانیه از فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر خواسته شده است با پیوستن به این کارزار، از خواست زندانیانی که با خطر اجرای حکم اعدام روبه‌رو هستند حمایت کنند. جمع‌آوری امضا برای این بیانیه همچنان ادامه دارد. منبع: زیتون @Kaleme
3 773
3
🔴 شش معلم پیشکسوت استان فارس از اتهامات امنیتی تبرئه شدند شش کنشگر فرهنگی و عضو انجمن صنفی معلمان فارس که دی‌ماه ۱۴۰۴ در شیراز بازداشت شده بودند، با حکم دادگاه از تمامی اتهامات تبرئه شدند. انجمن صنفی معلمان فارس با اعلام این خبر، ضمن استقبال از صدور حکم برائت، خواستار آزادی جان‌محمد احمدی و علی احمدی و مختومه شدن پرونده شکرالله احمدی شد. منبع: تحکیم ملت @Kaleme
3 162
4
🔴 حسن خادم؛ پهلوانی که بی‌صدا رفت؛ اما فراموش نمی‌شود ✍ محمد مقصود حسن خادم از آن انسان‌هایی بود که پیش از آنکه سخن بگوید، نگاهش سخن می‌گفت؛ و پیش از آنکه لبخند آرامش بر لب بنشیند، مهربانی‌اش در دل مخاطب می‌نشست. کم‌سخن بود، اما سکوتش سرشار از معنا بود. دوستان نزدیکش خوب می‌دانستند که از برق نگاهش، از تبسم صمیمانه‌اش و حتی از سکوتش، می‌توان رضایت، همدلی یا نقد دلسوزانه‌اش را دریافت. گویی او بیش از آنکه با واژه‌ها زندگی کند، با اخلاق و منش خود سخن می‌گفت. خبر درگذشت او، برای من تنها خبر خاموش شدن یک نویسنده نبود؛ اندوه از دست دادن یکی از صدیق‌ترین و شفیق‌ترین دوستانم بود. دوستی که فضیلت را نه در سخن، بلکه در شیوه زندگی معنا کرده بود. در روزگاری که بسیاری برای دیده شدن می‌کوشند، حسن خادم از آن انسان‌هایی بود که بی‌صدا زندگی کرد و بی‌ادعا در دل‌ها جای گرفت. آرام، سخت‌کوش، پاک‌سرشت و فروتن بود و هیچ‌گاه زندگی را عرصه کسب اعتبار و منفعت شخصی ندانست، بلکه آن را فرصتی برای انجام وظیفه و پاسداری از کرامت انسانی می‌شمرد. سال‌های طولانی در دفتر مهندس میرحسین موسوی با صداقت، اخلاص و وفاداری خدمت کرد. آنان که او را از نزدیک می‌شناختند، پیش از آنکه از آثار ادبی‌اش سخن بگویند، از نجابت، امانت‌داری، پاکدستی و روحیه خستگی‌ناپذیرش یاد می‌کنند. در محیطی که گاه موقعیت‌های اداری به ابزاری برای کسب منفعت شخصی تبدیل می‌شود، حسن خادم هرگز از جایگاه خود برای خویش بهره‌ای نجست. با حقوق اندک بازنشستگی، زندگی ساده اما آبرومندی را برگزید و تا پایان عمر، عزت نفس و شرافت خود را حفظ کرد. این انتخاب، بزرگ‌ترین سند نجابت او بود. خادم نویسنده‌ای پرکار و مسئول بود. آثاری چون اقیانوس آرام، غار آسمان، خشم و عصیان، آب تلخ، طاعون زمین، خنجر برهنه، باغ‌های مرمر و رمان چهارجلدی پابرهنه درباره زندگی شهید محمدعلی رجایی، حاصل سال‌ها پژوهش، دقت و تعهد او به حقیقت بود. او ادبیات را نه وسیله شهرت، بلکه رسالتی فرهنگی می‌دانست. اما اگر از من بپرسند مهم‌ترین اثر حسن خادم چه بود، خواهم گفت: زندگی خودش. او نشان داد که می‌توان در کنار قدرت بود، اما شیفته قدرت نشد؛ می‌توان صاحب قلم بود، اما قلم را در خدمت منفعت قرار نداد؛ می‌توان فرصت‌های بسیار برای بهره‌برداری شخصی داشت، اما پاکدست ماند و با وجدان آسوده زندگی کرد. در سال‌های دوستی، هرگاه در خلوت با هم سخن می‌گفتیم، آرام و بی‌تکلف نظرش را بیان می‌کرد. هیچ‌گاه در پی غلبه بر دیگری نبود. سخنانش کوتاه، اما عمیق و از سر خیرخواهی بود. هرگز کسی را تحقیر نکرد، هیچ انسانی را نردبان پیشرفت خود نساخت و هیچ‌گاه از اعتماد دیگران برای منافع شخصی بهره نبرد. در زمانه‌ای که اخلاق گاه به شعار تبدیل شده است، او اخلاق را زندگی می‌کرد. میراث حسن خادم تنها کتاب‌هایی نیست که از او بر جای مانده است؛ میراث واقعی او، آبرو و اعتباری است که با پاکی، صداقت، فروتنی و جوانمردی به دست آورد. سرمایه‌ای که نه گذر زمان آن را فرسوده می‌کند و نه مرگ می‌تواند آن را از میان ببرد. حسن خادم رفت؛ اما یاد او، یاد نسلی است که پاک زیستن را بزرگ‌ترین کامیابی می‌دانست؛ نسلی که شاید ثروت چندانی نیندوخت، اما گران‌بهاترین میراث را برای خانواده، دوستان و جامعه خود به یادگار گذاشت: آبرو، شرافت، صداقت و پاکی. خداوند روح این نویسنده شریف و انسان وارسته را با صالحان و نیکان محشور فرماید و به خانواده ارجمندش، دوستان، همکارانش و همه دوستداران فرهنگ و ادب ایران صبر و آرامش عنایت کند. آری، حسن خادم بی‌صدا رفت؛ اما پهلوانان اخلاق هرگز از حافظه یک ملت نمی‌روند. آنان تا زمانی که شرافت، صداقت و جوانمردی ارزش باشد، زنده‌اند. @Kaleme
4 385
5
🔴 از یادداشت‌های پراکنده ✍ مرحوم حسن خادم مدتی از شروع جنگ ایران و عراق گذشته بود و من متوجه شدم آقای میرحسین موسوی که آن زمان نخست وزیر بودند،  گاهی به ساختمان شماره ۵  می روند آن هم فقط برای مطالعه. در این ساختمان کتابخانه ای قرار داشت  که بخاطر تردد ایشان به آن محل درب ورودی آن را پلمب می کردند، جایی که پس از خاتمه نخست وزیری و تغییر قانون اساسی ایشان  آنجا ساکن گشتند، ان هم همراه با سکوتی طولانی! ایشان تا سال ۸۸(سال انتخابات) در همین ساختمان شماره ۵  حضور داشتند. من خیلی مایل بودم از آن کتابخانه استفاده کنم . خلاصه این که با همه کمرویی روزی که ایشان از سالن ساختمان مرکزی محل کارشان عازم منزلشان بودند تقاضا کردم اگر اجازه می دهید بنده از آن کتابخانه  استفاده کنم . آقای مهندس موسوی نیز استقبال کردند و به محافظین خود اعلام کردند « آقای خادم هر وقت مایل بود می تونه از کتابخانه استفاده کنه.» من هم در اوج ناباوری از ایشان سپاسگزاری کردم و بخاطر هیجانی که داشتم دو روز بعد از سرپرست محافظینش خواستم کتابخانه را باز کنند! اینطور مواقع یکی از محافظین با دسته کلیدی همراهم می آمد و پلمب را می گشود  و می رفت و بعد ساعتی را که اعلام می نمودم بر می گشت و بار دیگر درب ورودی کتابخانه را پلمپ می کرد. با این که حتی دفتر پیگیری‌های ویژه نخست وزیر در همان ساختمان قرار داشت اما به دلایل امنیتی هیچکسی داخل کتابخانه نمی توانست تردد کند. خلاصه هر چه زمان می گذشت بنده شناخت بیشتری به میرحسین موسوی پیدا می کردم. می دانستم فرقی اساسی با سایر مسئولین دارند اما از ابعاد وجودی ایشان اطلاع چندانی نداشتم و یکی از روزها که وارد کتابخانه شدم گشتی در آنجا  زدم و کمی قفسه ها را مرتب کردم و خاکهایش را زدودم تا این که چشمم متوجه اتاق  مطالعه نخست وزیر در همان کتابخانه شد. آن اتاق درب چوبی کشویی قهوه ای رنگی داشت و کاملا باز بود و من با این که اجازه حضور در کل آن مجموعه را داشتم اما ابهت آن اتاق چنان بود که برای رفتن بداخل ان اضطراب وجودم را فرا می گرفت! این وضع مدتی ادامه داشت تا این که یک روزی به خودم گفتم این ترس برای چیه وقتی ایشان مجوز حضورم رو داده اند!؟ و همین باعث کمرنگ شدن ترس و نگرانی ام گشت و بعد از آن تصمیم گرفتم همین که وارد کتابخانه شدم بازدیدی هم از اتاق مطالعه ایشان داشته باشم! و سرانجام آن روز فرا رسید. ابتدا گشتی در میان قفسات کتابها زدم و سپس وارد اتاق مطالعه ایشان شدم. روی میز مطالعه مقداری کتاب به زبانهای انگلیسی و عربی و فارسی بصورت پراکنده قرار گرفته بود، همچنین چند قلم و مداد و دفتر و چند برگه یادداشت با آرم دفتر نخست وزیر و یک چراغ مطالعه. اما همان وقت به قدری اضطراب و ترسم بالا گرفت که بلافاصله از آنجا خارج شدم و دقایقی بعد نیز محیط کتابخانه را ترک کردم . چند روزی گذشت و همین که  ترسم کمی فرو ریخت بار دیگر داخل کتابخانه شدم و این بار با دستمالی نمدار مشغول زدودن گرد و خاکها شدم . از آنجایی که مکان کتابخانه کاملا امنیتی بود فقط هر یکی دو ماه یکبار آنجا نظافت می‌شد . من بعد از آن که کمی گرد و خاک قفسه ها را گرفتم از کنار میز چوبی نقشه کشی و سه پایه ای که مخصوص نقاشی کردن بود، گذشتم و  دو باره متوجه اتاق مطالعه شدم . درب کاملا باز بود و من برای تمیز کردن  و گرد گیری وارد آن اتاق شدم و دستی هم به آنجا کشیدم. البته قصدم بیشتر تماشای اتاق مطالعه ایشان بود تا نظافت اما اگر جایی را هم تمیز می کردم با جان و دل بود. ابتدا دستی روی میز کشیدم و هر چه گرد و غبار بود زدودم و در همان لحظات به خودم می گفتم: به راستی برای من غرور آفرین است که با یک چنین مرد بزرگی همکار هستم. ایشان براستی به بنده لطف کرده بودند زیرا تنها کسی که اجازه حضور در کتابخانه خصوصی شان را داشتتد، من بودم.  پس از اتمام گرد گیری دستمال را در جیبم گذاشتم و آن وقت با شوق و ذوقی تمام کتابهای روی میز را مرور می کردم که ناگهان در کنار چند کتاب سیاسی به زبان فارسی و انگلیسی چشمم  به رمان «اولیس» نوشته «جیمز جویس» افتاد . این رمان که ریشه در اثر بزرگ هومر بنام اودیسه و نیز اساطیر یونان دارد یکی از آثار برتر و از شاهکارهای ادبیات مدرن محسوب می شود. خیلی تعجب کردم. جلو تر رفتم و کتاب را به دست گرفتم. این رمان تقریبا در قطع جیبی و با کاغذی کاهی و مرغوب و به زبان انگلیسی بود. مراقب بودم برگه ای که لای کتاب قرار داشت جابجا نشود. همان وقت به یاد اوائل آشنایی مان افتادم که یکبار با من از «ادگارالن پو» و سروده کلاغش حرف زده بودند و سفارش کردند آن را حتما بخوانم.  یادش بخیر. @Kaleme
6 298
6
انا لله وانا اليه راجعون حسن خادم نویسنده و خالق دهها داستان بلند و کوتاه که سالیان طولانی عاشقانه و خالصانه در دفتر میر حسین
انا لله وانا اليه راجعون حسن خادم نویسنده و خالق دهها داستان بلند و کوتاه که سالیان طولانی عاشقانه و خالصانه در دفتر میر حسین موسوی فعالیت می کرد به رحمت خدا رفت. صادق، بسیار سخت کوش و پاک بود که علیرغم خلاقیت و توانایی‌های منحصر بفرد و تلاش بسیار ارزنده و تألیفات متعدد در حوزه ادبیات بدون ذره‌ای سوءاستفاده از موقعیت شغلی خود با درآمد اندک بازنشستگی زندگی پاکیزه اما سختی را سپری کرد. میراث او برای خانواده محترم و همکاران اش در دفتر میرحسین موسوی عزت ، بزرگی ، شرافت و پاکی بود . خدایش بیامرزد و با خوبان و پاکان درگاهش محشور فرماید و به خانواده عزیزش و مهندس میرحسین موسوی و همکارانش صبر مرحمت فرماید. @Kaleme
4 036
7
🔴 گل‌های میناب بقایای تازه کشف شده از پیکر ۳۴ نفر از شهدای جنایت مبنای به خاک سپرده شد. مدرسه شجره طیبه میناب، در ۹ اسفند و
🔴 گل‌های میناب بقایای تازه کشف شده از پیکر ۳۴ نفر از شهدای جنایت مبنای به خاک سپرده شد. مدرسه شجره طیبه میناب، در ۹ اسفند و در اولین ساعات تجاوز اسرائیل و امریکا به خاک ایران، هدف سه موشک امریکایی قرار گرفت و ۱۶۸ کودک بی گناه و بی پناه به شهادت رسیدند. آمریکا هنوز مسئولیت این جنایت آشکار را نپذیرفته است.
5 577
8
منبع: تحکیم ملت @Kaleme
1
9
🔴 هیچ‌وقت از استبداد نترسید ✍ متین زمانیان دانشگاه؛ جایی که گفت‌وگو را احضار می‌کنند تا محاکمه‌اش کنند روز، روزی فرساینده بود.  از صبح، مدرسه و گفت‌وگو با دانش‌آموزان؛ بعد خانه و نظم دادن به کارهایی که هیچ‌وقت تمام نمی‌شوند. شب قرار بود افطاری مهمان باشم؛ دعوتِ دوستی که اگر بخواهم دقیق بگویم، بیشتر شبیه پدری دلسوز و برادری پشتیبان بود.  خستگی اما زودتر از من تصمیم گرفت. خوابم برد. تماس تلفنی بیدارم کرد.  صدایی آشنا: «متین، مگه قرار نبود بری مهمونی؟»  ساعت را نگاه کردم: چهار و نیم. با عجله خداحافظی کردم و شروع به آماده شدن. در مسیر، حوالی پنج و چهل تا شش، تلفن دوباره زنگ خورد. شماره ناآشنا بود، اما ارقامش آشنا؛ از آن شماره‌هایی که به «سازمان» ختم می‌شوند.  پوزخندی زدم. در این ماه‌ها کم نبودند نهادهایی که روزمان را تلخ نکرده باشند. جواب دادم.  بعد از اطمینان از هویت من، گفتند: «شما فردا ساعت ۱۱ به جلسه شورای فرهنگی دانشگاه دعوت شده‌اید.» خندیدم. بلند.  گفتم: «من؟! ریاست دانشگاه با تیر هم سایه‌ی منو نمی‌زنه، حالا دعوت شدم؟»  پاسخ داد: «من نمی‌دونم، فقط مأمور اطلاع‌رسانی‌ام.» تماس که قطع شد، همه‌چیز روشن بود.  «جلسه فرهنگی» فقط اسم بود؛ بهانه‌ای برای کشاندن من به دانشگاه، برای یک بازجویی دیگر. شب، با دوستانی ناب گذشت.  دیر وقت به خانه رسیدم و با خودم گفتم: اگر صبح بیدار شدم، می‌روم؛ اگر خواب ماندم، گور بابایشان. مثل همیشه، رأس ساعت هشت بیدار شدم.  انگار مغزم خستگی را به رسمیت نمی‌شناسد.  مطالعه‌ی مختصر صبحگاهی، و بعد حرکت به سمت دانشگاه. ساعت ۱۱:۱۵ رسیدم.  مقصد: ساختمان «ولایت ۷»، طبقه چهارم. در راه، چند دانشجو دیدم. با دیدنم آمدند سمتم، بغلم کردند.  «نگرانت بودیم، فکر کردیم بازداشت شدی.»  در نگاهشان محبت بود، ترس بود، و نوعی امید.  با چشم‌هایم تشکر کردم؛ محبتی بی‌دریغ، از کسانی که حتی نامشان را نمی‌دانستم.  همان نگاه‌ها قدم‌هایم را محکم‌تر کرد. طبقه چهارم.  راهرو.  چند دقیقه ایستادم و رفت‌وآمدها را تماشا کردم.  دانشجویان دیگری وارد اتاق می‌شدند و خیلی زود بیرون می‌آمدند؛ با انگشتانی آغشته به استامپ.  نشانه‌ی عبور از یک فرآیند، نه گفت‌وگو. نوبت من شد.  وسایل الکترونیکی خواستند. طبق تجربه، چیزی همراهم نبود. وارد اتاق شدم.  میز اداری متوسط.  سه نفر یک‌سو، یک نفر در رأس. به محض ورود، یکی گفت:  «اوه! آقای مصاحبه‌گر!» نشستم.  مردِ رأس میز گفت: «نمی‌فهممت. نمی‌فهمم چی می‌خوای.» گفتم: «اول سلام. دوم، حق دارم بدونم با چه کسانی صحبت می‌کنم.»  برخی معرفی کردند. بعضی را از قبل می‌شناختم.  اما مردِ رأس میز، نه.  قدرت، همیشه از معرفی فرار می‌کند. بحث شروع شد.  گفتم: «نیتم روشنه؛ آزادی دانشگاه و دانشجو از استبداد.» خندید.  «کدوم استبداد؟ اصلاً چرا فعالیت سیاسی می‌کنی؟ چرا با شبکه معاند مصاحبه می‌کنی؟ تو کی هستی که به خودت اجازه حرف زدن می‌دی؟» گفتم: «من دانشجوی علوم سیاسی‌ام. کارم تحلیل کردنه؛ همون‌طور که دانشجوی پزشکی درباره پزشکی حرف می‌زنه.  و بی‌بی‌سی یک شبکه بین‌المللیه.» پرسید: «چی می‌خوای؟ به کجا می‌خوای برسی؟» گفتم: «من مثل شما نیستم که هر کاری می‌کنم منتظر جایی رسیدن باشم. من آگاهی جامعه رو می‌خوام. همین.» بحث بالا گرفت.  گفتم:  «۴۷ ساله اندیشه رو سرکوب کردید.  ۴۷ ساله گفت‌وگو رو مختل کردید.  ۴۷ ساله فکر کردن رو امنیتی کردید، بعد می‌نالید چرا دانشگاه به این‌جا رسیده.  همه‌ی این بحران‌ها نتیجه‌ی نبود گفت‌وگوست؛ چیزی که شما فقط سرکوبش کردید.» پاسخ داد:  «کی گفته دانشگاه باید محل گفت‌وگو باشه؟ وظیفه دانشگاه فقط آموزشه.» داد زدم.  «متأسفم برای نظام آموزش عالی این کشور.  متأسفم برای دانشگاهی که کارمندانی مثل شما داره.  متأسفم برای علمی که دست کسانی افتاده که نه فهم علم دارن، نه فهم اندیشیدن.» با انگشت حرف می‌زدم.  او هم شروع کرد، دست‌هایش بالا رفت.  به لرزش دست‌هایش نگاه کردم؛ مثل بید می‌لرزید.  نگاهی به دست‌ها، نگاهی به چشم‌ها، و یک پوزخند.  دست‌هایش پایین آمد. نفر بعدی هم که حرف زد، کلماتش می‌لرزید؛ خودکار در دستش، شاهد اضطرابش بود. مردِ رأس میز گفت:  «خیلی از بالا نگاه می‌کنی. فکر می‌کنی کی هستی؟ نه سواد داری، نه چیز دیگه.» گفتم:  «سواد من رو امثال تو تعیین نمی‌کنن. اساتیدم تعیین می‌کنن، و تا امروز نظر منفی نشنیدم.» کلافه بودند.  گفت: «انگار ادامه تحصیل رو دوست نداری.» تهدید.  گفتم: «برداشت خودته.»  گفت: «هر طور می‌خوای برداشت کن.» بلند شدم.  «برو، نتیجه رو خبر می‌دیم.» از اتاق بیرون آمدم.  دانشجوها دورم را گرفتند.  «چرا داد می‌زدی؟ چی شد؟» گفتم:  «نگران نباشید.  هیچ‌وقت از استبداد نترسید؛  حتی اگر به ضررتان تمام شود.»
5 330
10
🔴 چرا سرمایه‌گذاری دیگر رشد نمی‌سازد؟ ✍ روایت نیلی از آینده اقتصاد مسعود نیلی در همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» تصویری بلندمدت از مسیر رشد اقتصادی کشور ارائه کرد؛ تصویری که در آن کیفیت رشد، بهره‌وری، سرمایه‌گذاری و نااطمینانی، نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده اقتصاد ایران دارند. به گفته نیلی، اقتصاد ایران از اواخر دهه ۷۰ تاکنون چهار دوره متفاوت را پشت سر گذاشته است. در دوره نخست، رشد اقتصادی حاصل ترکیبی از افزایش سرمایه‌گذاری و بهبود بهره‌وری بود؛ به این معنا که اقتصاد توانست با استفاده کارآمدتر از منابع، رشد بیشتری نسبت به حجم سرمایه‌گذاری ایجاد کند. اما در دوره بعد، رشد بیش از گذشته به انباشت سرمایه وابسته شد و به تدریج بازدهی سرمایه‌گذاری کاهش یافت. این اقتصاددان معتقد است یکی از مشکلات اصلی سال‌های اخیر، کاهش بهره‌وری سرمایه بوده است. به گفته او، بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها به دارایی‌های کم‌بازده یا پروژه‌های نیمه‌تمام تبدیل شده‌اند؛ طرح‌هایی که به دلیل کمبود زیرساخت، انرژی یا منابع مالی، نتوانسته‌اند نقش مؤثری در افزایش تولید ایفا کنند. لینک این برنامه در آپارات منبع: کانال تلگرام برنامه‌ریزی استراتژیک توسعه @Kaleme
4 982
11
چرا تهدید؟ ✍️ علیرضا کفایی سال‌هاست که بی‌پرده از اصلاح، گفت‌وگو، قانون‌گرایی، آزادی و منافع ملی سخن گفته‌ایم. از رفع حصر ظالمانه مهندس میرحسین موسوی و دکتر زهرا رهنورد دفاع کرده‌ایم، آزادی دکتر مصطفی تاج‌زاده و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی را خواسته‌ایم، از مذاکره و دیپلماسی برای تأمین منافع ملی حمایت کرده‌ایم و همواره گفته‌ایم که جنگ، شکست سیاست و بزرگ‌ترین دشمن ایران و ایرانیان است. پاسخ این سخنان چه بوده است؟ «خفه می‌شی یا خفت کنیم؟» این جمله، نه نشانه اقتدار، بلکه نشانه ناتوانی در گفت‌وگو و فقر استدلال است. آنان که از اقناع عاجزند، به تهدید پناه می‌برند؛ زیرا می‌دانند منطق را نمی‌توان با خشونت شکست داد. نه عادت و نه علاقه ای به نوشتن و انتشار اینگونه موارد ندارم، اما چون در مدت کوتاهی از جاهایی و افرادی در حال تکرار است، اشاره ای کوتاه میکنم. من از میرحسین موسوی دفاع می‌کنم، زیرا حق آزادی و دادرسی عادلانه را حق هر شهروند می‌دانم. از آزادی مصطفی تاج‌زاده دفاع می‌کنم، زیرا زندان نباید جای اندیشه و نقد باشد. از رفع حصر دفاع می‌کنم، زیرا حصر بدون رسیدگی عادلانه، با اصول عدالت و حقوق شهروندی سازگار نیست. من از مذاکره و دیپلماسی دفاع می‌کنم، زیرا باور دارم قدرت ملی تنها با توان نظامی حفظ نمی‌شود؛ عقلانیت، گفت‌وگو، تعامل سازنده با جهان و اجماع ملی نیز از ارکان امنیت و اقتدار کشورند. من با جنگ مخالفم، زیرا در هر جنگی این مردم‌اند که جان، امنیت، معیشت و آینده خود را از دست می‌دهند. جنگ شاید برای برخی میدان شعار باشد، اما برای ملت، ویرانی، فقر، مهاجرت و عقب‌ماندگی به همراه می‌آورد. اگر پاسخ این باورها تهدید و توهین است، بیش از هر چیز نشان می‌دهد که برخی هنوز به جای رقابت اندیشه‌ها، حذف صاحبان اندیشه را ترجیح می‌دهند. با این همه، راه ما تغییر نخواهد کرد. ما گفت‌وگو را بر تهدید، اصلاح را بر حذف، آزادی را بر حصر و زندان، دیپلماسی را بر جنگ و منافع ملی را بر هیجان‌های زودگذر ترجیح می‌دهیم. تهدید، صدای حقیقت را خاموش نمی‌کند؛ همان‌گونه که زندان، حصر و خشونت نیز هرگز نتوانسته‌اند اندیشه را به زنجیر بکشند. ما همچنان به ایران، به اصلاح، به صلح، به آزادی و به گفت‌وگو وفادار خواهیم ماند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 352
12
🔴 بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران در محکومیت اعدام و دفاع از حق حیات ملت شریف ایران در شرایطی که مردم ایران با بحران جنگی ناخواسته و روزهایی دشوار روبه‌رو هستند، نگرانی عمیقی نسبت به شتاب گرفتن روند اجرای احکام اعدام و استفاده از مجازات مرگ برای ایجاد فضای رعب و هراس در جامعه وجود دارد. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران تأکید می‌کند که حق حیات، حقی بنیادین و غیرقابل سلب از هر انسان است و اعدام با هر عنوان و اتهامی نقض کرامت انسانی و مغایر با اصول پذیرفته‌شده حقوق‌بشر است. تجربه بسیاری از کشورهای جهان نشان داده است که لغو یا تعلیق مجازات اعدام و جایگزینی آن با مجازات‌های اصلاحی و بازدارنده نه‌تنها به تضعیف امنیت اجتماعی نینجامیده، بلکه راهی انسانی‌تر و مؤثرتر برای مقابله با جرم و آسیب‌های اجتماعی فراهم کرده است. اعدام و زندان نیز در هیچ نقطه‌ای از جهان نتوانسته‌اند مانع مطالبه‌گری و آزادی‌خواهی و خواست مردم برای دستیابی به حقوق خود شوند. ما به‌ویژه درباره زندانیان سیاسی و مدنی تأکید می‌کنیم که برخورد قضایی و امنیتی با اندیشه و اعتراض، راه‌حل مسائل جامعه نیست. هیچ انسانی نباید حتی یک روز به دلیل بیان عقیده و اعتراض مسالمت‌آمیز یا مطالبه حقوق بنیادین خود از آزادی محروم شود. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن حمایت از کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام و اعتصاب غذای زندانیان واحد دو زندان قزلحصار در محکومیت اعدام، خواستار توقف فوری تمامی احکام اعدام در حال اجرا با هر عنوان اتهامی (سیاسی یا عمومی) و بازنگری جدی در پرونده‌های مرتبط است. ما مصرانه از حاکمیت می‌خواهیم: - اجرای احکام اعدام با هر عنوان اتهامی متوقف شود. - برای جرائم عادی، به جای مجازات مرگ، مجازات‌های جایگزین، اصلاحی و بازدارنده در نظر گرفته شود. - در پرونده‌های سیاسی و مدنی، دادرسی عادلانه با حضور وکیل انتخابی و هیأت منصفه تضمین شود. جامعه‌ی ایران بیش از هر زمان دیگری به عدالت، گفت‌وگو و احترام به انسان و حفظ کرامت انسانی و رعایت حقوق شهروندی نیاز دارد. پایان دادن به چرخه خشونت و پاسداشت کرامت انسانی، ضرورتی تاریخی برای ساختن آینده‌ای امن و آزاد است. شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ۳۱ تیر ماه ۱۴۰۵ منبع: کانال تلگرام شورای هماهنگی @Kaleme
3 596
13
🔴 انتشار نامه جدید سعید مدنی به آصف بیات: نه به جنگ و مداخله خارجی، آری به گذار دموکراتیک و قدرت جامعه مدنی در ادامه نامه‌های سرگشاده پیشین دکتر سعید مدنی و دکتر آصف بیات، مدنی نامه جدیدی به بیات منتشر کرد. این اولین نامه ایشان پس از آزادی از زندان اخیر است. مکاتبات تحلیلی آصف بیات و سعید مدنی، دو جامعه‌شناس سرشناس ایرانی، از اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۳ و با نامه همدلانه و انتقادی آصف بیات پیرامون دیدگاه‌های مدنی آغاز شد. این نامه‌نگاری‌ها که تاکنون ادامه یافته، به بستری مهم برای بازخوانی نظریه‌های جنبش‌های اجتماعی، انقلاب‌ها و گذار دموکراتیک در پرتو واقعیت‌های بحرانی و خیزش‌های سال‌های اخیر ایران تبدیل شده است. سعید مدنی که حدود سه ماه از پایان حبس چهار ساله‌اش می‌گذرد، در تازه‌ترین نامه خود که در سایت «نقد اقتصاد سیاسی» منتشر شده، تحلیلی جامع از وضعیت امروز ایران ارائه داده است. او جامعه فعلی را پس از آزادی به «آلیس در سرزمین عجایب» تشبیه می‌کند؛ جامعه‌ای که در آن از سویی تغییرات ظاهریِ چشمگیر (مانند حضور زنان بدون حجاب در خیابان‌ها) دیده می‌شود و از سوی دیگر، با «ترومایی ملی» ناشی از سرکوب‌های خونین، تورم سه‌رقمی مواد غذایی، گسترش فقر، بیکاری جوانان و سایه ویرانگر جنگ دست‌وپنجه نرم می‌کند. مهم‌ترین محورهای این نامه تحلیلی در ادامه آمده است. تحلیل اعتراضات اخیر مدنی اعتراضات دی‌ماه را موج سوم کنش‌های جمعی در ایران می‌داند که با ویژگی‌هایی چون رادیکالیسم بیشتر، فراگیری ملی و تغییر مطالبات از اقتصادی به سیاسی متمایز می‌شود. او موتور محرک این اعتراضات را جوانان بیکار و «طبقه متوسط فقیرشده» می‌داند که برای بقای خود می‌جنگند و کاهش چشمگیر حجم این طبقه را زنگ خطری برای سوق یافتن اعتراضات مدنی به سوی «شورش‌های کور» تلقی می‌کند. نقد تند به مداخله خارجی و اپوزیسیون سلطنت‌طلب مدنی ضمن محکوم کردن قاطعانه خشونت حاکمیت در کشتار معترضان، به شدت از فراخوان‌های فرصت‌طلبانه چهره‌هایی چون رضا پهلوی انتقاد کرده و معتقد است این دست اقدامات غیرمسئولانه، بهانه‌ای برای کشتار حداکثری به دست ساختار سرکوب داده است. او رؤیای دموکراسی از طریق بمباران نظامی آمریکا یا اسرائیل را «توهم» می‌خواند و تأکید می‌کند که جنگ نه تنها رژیم‌ها را ساقط نمی‌کند، بلکه بهانه‌ای جدی برای سرکوب مضاعف جامعه مدنی به دست حاکمان است. نفی دوگانه «استبداد یا استعمار» یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های نامه، تفکیک میان «امر ملی» (تأمین منافع ملت و صلح) و «امر حاکمیتی» (تثبیت قدرت حاکم مستقر) است. مدنی دوقطبیِ اجبار به انتخاب میان ایستادن در کنار استبداد داخلی یا تشویق تهاجم خارجی را کاذب می‌داند و معتقد است نباید آینده جامعه ایران را در گرداب انتخاب بین بد و بدتر نابود کرد. امید به جامعه مدنی و گذار خشونت‌پرهیز مدنی در نهایت برخلاف نگاه‌های ناامیدانه، جامعه مدنی ایران را جریانی زنده، جنبشی و بالنده می‌داند که با وجود هزاران نهاد مردمی، شبکه‌های اجتماعی و کنشگران صنفی، تاب‌آوری بالایی دارد. او مطلوب‌ترین استراتژی عبور از این بحران را «گذار دموکراتیک خشونت‌پرهیز» با ترکیب فشار اجتماعی و مذاکرات سیاسی می‌داند و هشدار می‌دهد که فروپاشی، جنگ داخلی و دخالت نظامی بیگانگان، مسیر توسعه ایران را مسدود خواهد کرد. سعید مدنی در پایان می‌گوید: "به نظرم در میان هیاهوی جنگ بلندتر کردن همزمان صدا علیه جنگ واستبداد و دعوت به صلح و دموکراسی وظیفه‌ی بسیار خطیری است که می‌تواند در بحران‌های آینده و عبور جامعه‌ی ایران به سوی توسعه، عدالت و آزادی نقش و سهم بسیار داشته باشد. چرا نباید همزمان در برابر فاشیسم مهاجم نتانیاهو وترامپ از یک‌سو و استبداد داخلی و سرکوب دگراندیشان از سوی دیگر نایستیم و از منافع ملی و حقوق مردم ایران دفاع نکنیم؟ چرا آینده‌ی جامعه‌ی ایران را در گرداب انتخاب بین بد و بدتر نابود کنیم؟ چرا باید تسلیم یکی از دو منطق «هر کی بیاد از اینها بهتره» یا پذیرش فقر، نابرابری، استبداد و له شدن منزلت انسانی یک ملت زیر بار سختی معیشت و دشواری های زندگی روزمره موجود شویم؟" @Kaleme
4 403
14
گزارش رسمی سازمان برنامه: اقتصاد ایران در نقطه تصمیم؛ دو دهه تورم، رشد پایین و افت سرمایه‌گذاری گزارش تازه دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه با عنوان «فرصت‌های احیای اقتصاد ایران پس از بحران» تصویری از وضعیت اقتصاد ایران ارائه می‌دهد که در آن، مشکلات کنونی نه حاصل یک شوک مقطعی، بلکه نتیجه انباشت سال‌ها سیاست‌گذاری و چالش‌های ساختاری توصیف شده است. این گزارش که در شرایط تداوم تورم، کاهش قدرت خرید، افت سرمایه‌گذاری و نااطمینانی‌های ناشی از تحولات سیاسی و امنیتی منتشر شده، تأکید می‌کند که اقتصاد ایران برای خروج از بحران به اصلاحات بنیادین نیاز دارد و صرف کاهش فشارهای خارجی یا رفع تحریم‌ها برای حل مشکلات کافی نخواهد بود. بر اساس این گزارش، ایران در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ بالاترین نرخ تورم را در میان کشورهای منطقه تجربه کرده است. میانگین تورم سالانه ایران در این دوره ۲۳.۸ درصد اعلام شده، در حالی که متوسط تورم کشورهای منطقه حدود ۷.۴ درصد بوده است. سازمان برنامه و بودجه می‌گوید تداوم تورم بالا، علاوه بر کاهش قدرت خرید خانوارها، به افت سرمایه‌گذاری مولد، افزایش فعالیت‌های سوداگرانه و تضعیف بخش تولید منجر شده است. در بخش دیگری از این گزارش آمده است که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه در اردیبهشت ۱۴۰۴ از ۸۳ درصد عبور کرده؛ رقمی که از بالاترین سطوح تورمی ثبت‌شده در دهه‌های اخیر محسوب می‌شود. گزارش می‌گوید پیامد این وضعیت، افزایش هزینه‌های زندگی، کوچک‌تر شدن سبد مصرف خانوارها و کاهش توان خرید مردم بوده است. این گزارش همچنین وضعیت بازار کار را «نگران‌کننده» توصیف می‌کند. بر اساس آمار ارائه‌شده، تعداد شاغلان کشور در زمستان ۱۴۰۴ حدود ۲۴ میلیون و ۸۲۲ هزار نفر بوده، در حالی که جمعیت افراد در سن کار که خارج از چرخه اشتغال و تولید قرار دارند از ۴۱ میلیون نفر فراتر رفته است. سازمان برنامه هشدار داده است که این روند، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، می‌تواند آثار اجتماعی گسترده‌ای از جمله افزایش فقر، کاهش درآمد خانوارها و تشدید آسیب‌های اجتماعی به همراه داشته باشد. در زمینه رشد اقتصادی نیز، گزارش نشان می‌دهد ایران در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ از میان ۱۵ کشور منطقه، رتبه چهاردهم را از نظر رشد اقتصادی به دست آورده است؛ موضوعی که به گفته تهیه‌کنندگان گزارش، با وجود برخورداری کشور از منابع طبیعی، نیروی انسانی تحصیل‌کرده و بازار داخلی بزرگ، نشان‌دهنده ضعف در بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود است. بر اساس این گزارش، تولید سرانه ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۵ هزار و ۱۹۰ دلار برآورد شده، در حالی که میانگین تولید سرانه کشورهای منطقه بیش از ۱۸ هزار دلار بوده است. گزارش دفتر اقتصاد کلان سازمان برنامه و بودجه همچنین به سناریوی کاهش تنش‌های خارجی پرداخته و می‌گوید هرگونه توافق یا کاهش تحریم‌ها می‌تواند فرصتی برای بازسازی اقتصاد ایران فراهم کند، اما تأکید می‌کند که این فرصت تنها در صورت اجرای اصلاحات داخلی، از جمله اصلاح سیاست‌های پولی، مالی، ارزی، بانکی و بهبود فضای سرمایه‌گذاری، به رشد پایدار منجر خواهد شد. در جمع‌بندی این گزارش آمده است که اقتصاد ایران در «نقطه تصمیم» قرار دارد و ادامه روندهای گذشته نمی‌تواند زمینه توسعه پایدار را فراهم کند. نویسندگان گزارش تأکید کرده‌اند که بحران کنونی، بیش از آنکه ناشی از کمبود منابع باشد، به نحوه اداره اقتصاد و کیفیت سیاست‌گذاری بازمی‌گردد و عبور از آن نیازمند اصلاحات ساختاری در شیوه حکمرانی اقتصادی است. منبع: زیتون @Kaleme
3 384
15
🔴 تنش‌های فزاینده میان تهران و واشنگتن؛ از تهدیدات جدید ترامپ تا هشدار قاطع ایران و همکاری بریتانیا با آمریکا با بالا گرفتن دامنه تنش‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، تحولات اخیر نشان‌دهنده صف‌آرایی‌های جدید و تبادل تهدیدات نظامی در بالاترین سطوح است. در حالی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، تهدید به حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران کرده است، بریتانیا استفاده از پایگاه‌های نظامی خود را برای عملیات آمریکا مجاز دانسته و در سوی مقابل، قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا (ص) هشدار داده است که هرگونه تجاوز، تمامی منافع آمریکا و متحدانش را در منطقه به خطر خواهد انداخت. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، به تازگی تهدید کرده است که ایالات متحده «به‌زودی و با شدت بسیار زیاد» به مجموعه زیرزمینی «کوه کلنگ» واقع در کوهستان زاگرس حمله خواهد کرد. مقامات غربی مدعی هستند که این مجتمع با برنامه هسته‌ای ایران در ارتباط است. ترامپ با بیان اینکه آمریکا هنوز کارش با ایران تمام نشده و قصد خروج از درگیری را ندارد، در جریان دیدار با جوزف عون، رئیس‌جمهوری لبنان در کاخ سفید، اظهار داشت که حتی در صورت توقف درگیری‌ها در شرایط کنونی، بازسازی خسارات وارد شده به ایران بین ۲۰ تا ۲۵ سال زمان خواهد برد. رئیس‌جمهوری آمریکا در بخش دیگری از اظهاراتش مدعی شد که ایران «با درماندگی» و «به‌شدت» خواهان دیدار و مذاکره با واشنگتن است. با این حال، وی تاکید کرد تا زمانی که این گفتگوها «به شکلی معنادار» صورت نگیرد، ایالات متحده علاقه‌ای به آغاز آن ندارد، هرچند جزئیاتی درباره شرایط دقیق این «مذاکره معنادار» ارائه نکرد. همزمان با این تهدیدات، خبرگزاری بلومبرگ گزارش داده است که اندی برنهام، نخست‌وزیر جدید بریتانیا، با تداوم سیاست سلف خود (کی‌یر استارمر)، با درخواست ایالات متحده برای استفاده از پایگاه‌های نظامی بریتانیا جهت انجام آنچه لندن «حملات دفاعی» علیه ایران می‌خواند، موافقت کرده است. بر اساس تصمیمی که در نشست اخیر وزرا و مقامات ارشد بریتانیایی اتخاذ شد، پایگاه «دیه‌گو گارسیا» در اقیانوس هند و پایگاه هوایی «آراف فیرفورد» در انگلستان می‌توانند در اختیار جنگنده‌های آمریکایی قرار گیرند. این هواپیماها ماموریت‌هایی را برای مقابله با تهدیدات موشکی ایران و اهداف مرتبط با تنگه هرمز انجام می‌دهند. در واکنش به این تحولات و تهدیدات صریح واشنگتن، قرارگاه مرکزی حضرت خاتم‌الانبیا (ص) با انتشار یک بیانیه مهم، مواضع جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. در این بیانیه با اشاره به اینکه «آمریکای جنایتکار مراکز هسته‌ای و حساس ایران اسلامی را تهدید به حمله نموده است»، هشدار داده شده است که اگر ارتش متجاوز آمریکا وارد این مرحله شود، ایران آن را به عنوان «توسعه جنگ در منطقه» تلقی خواهد کرد. این قرارگاه تاکید کرده است که در صورت وقوع چنین سناریویی، «همه منافع آمریکا، هم‌پیمانان و حامیان آن کشور یاغی و شرور، هدف هجوم قدرتمند نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار خواهند گرفت». @Kaleme
3 662
16
🔴 حق به شهر گروه‌های خاموش در هیاهوی جنگ ✍️ فریبا نظری در شرایط پیچیده کنونی جنگ و بحران‌های نظام اجتماعی کشور، گروه‌هایی در میدان آسیب بیشتری قرار دارند. این گروه‌ها را بر اساس اولویت آسیب‌پذیری در قالب لایه‌های مختلف زیر شناسایی کرده‌ام؛ زیرا نوع خطر برای آن‌ها متفاوت است. الف/لایه نخست در معرض خطر مستقیم جانی و مکانی: ۱- سربازان وظیفه پادگان‌ها به‌عنوان اهداف مستقیم جنگ ۲- ساکنان مناطق مرزی و حاشیه‌نشینان مجاور تاسیسات استراتژیک، نظامی، امنیتی ۳- زندانیان با نداشتن عاملیت بقا ۴- بیماران به‌ویژه مبتلایان بیماری‌های سخت و خاص وابسته به دارو و تجهیزات ضروری ۵- افراد بی‌خانمان و کودکان کار ب/لایه دوم با آسیب‌پذیری شدید جسمی و روانی: ۶- معلولان ۷- سالمندان ۸- زنان باردار ۹- کودکان ۱۰- مبتلایان اختلالات روانی ج/لایه سوم، طردشدگان و ناتوانان زیست روزمره: ۱۱- پناهندگان و مهاجران به‌ویژه افراد بدون اوراق هویتی و محروم از شبکه‌های حمایتی رسمی ۱۲- شاغلان اقتصاد غیررسمی با درآمد غیرثابت ۱۳- زنان سرپرست خانوار ۱۴- خانواده‌های دادخواه اعتراضات اجتماعی به‌ویژه دی ۱۴۰۴ با آسیب‌پذیری رویارویی دوباره با تروما د/لایه چهارم در معرض خطر به واسطه شغل و حضور در میدان: ۱۵- کادر درمان ۱۶- شاغلان تولید و توزیع خدمات ضروری و شبانه‌روزی خوراک، دارو، انرژی و پسماند ۱۷- خبرنگاران، عکاسان به دلیل رها شدگی نظام اجتماعی و وضعیت تعلیق کشور، امید چندانی به راهکارهای ساختارهای کلان ندارم، بنابراین با تمرکز بر راهکارهای خرد و محله‌محور با هدف شکل‌گیری عاملیت مدنی و تاب‌آوری جمعی؛ شهروندان می‌توانند حق خود را برای بقا و زیست شهری بازپس‌ گیرند. با این یادآوری که دور کردن برخی گروه‌ها از خطر، در لایه‌های مورد اشاره، نیازمند راهبردهای کلان نظام اجتماعی و وظایف حاکمیتی است؛ مانند سربازان، ساکنان مناطق مرزی، زندانیان، کادر درمان و خبرنگاران. راهکارهای پیشنهادی‌ خرد و محله‌محور در مورد برخی گروه‌ها عبارتند: ۱- کنشگران محلی و همسایگان می‌توانند یک ارزیابی سریع و غیررسمی از ساکنان آپارتمان یا محله خود داشته باشند. شناسایی اینکه در کدام واحدها، سالمندان تنها، معلولان، کودکان یا بیماران خاص سکونت دارند. ایجاد یک زنجیره ارتباطی ساده سرکشی روزانه و اطمینان از دسترسی آن‌ها به آب، غذا، دارو و آرامش در زمان قطع احتمالی ارتباطات و خدمات شهری. ۲- در بحران، مرز فضاهای خصوصی و عمومی به نفع خیر جمعی تغییر می‌یابد. بازتعریف کاربری فضاهایی مانند پارکینگ‌ها، زیرزمین‌های امن، یا حتی مساجد و سراهای محله به عنوان پناهگاه‌ اشتراکی. ۳- شکل‌دهی به کنش‌های کوچک همبستگی با تبادل کالا با کالا یا کالا با خدمات میان همسایگان در فروپاشی زنجیره تأمین رسمی. نیز اولویت دادن به خرید از دستفروشان محلی و زنان سرپرست خانوار. ۴- تبدیل همسایگی از یک انبوهه فیزیکی به یک ارگانیسم زنده و یاری گر با شناسایی تخصص‌ها و مهارت‌ها در سطح آپارتمان، مجتمع یا محله. این تدبیر می‌تواند پیش از رسیدن نیروهای امدادی به بیماران خاص یا مجروحان یاری رساند. در شناسایی راه‌کارهای خرد و محله محور از سه رویکرد نظری جامعه‌شناختی بهره برده‌ام: ۱- بازگشت به همبستگی ارگانیک با رویکرد دورکیم؛ هنگامی‌که جنگ، پیوندهای سنتی و درونی جامعه را مخدوش می‌کند و جامعه برای متلاشی نشدن، نیازمند فعال کردن یک همبستگی ارگانیک اضطراری یعنی تقسیم کار داوطلبانه و پیوند متقابل اجزای محله بر اساس نیازها و مهارت‌هایشان است. ۲- دوسرتو میان استراتژی نهادهای قدرت و تاکتیک شهروندان تمایز قائل می‌شود. جنگ، حاصل استراتژی‌های کلان و مخرب ساختارهای قدرت است که شهروندان معمولی در شکل‌گیری آن نقشی ندارند. آنان با استفاده از تاکتیک‌های روزمره مانند بازتعریف کاربری زیرزمین‌ها و ایجاد سیستم‌های مبادله خرد؛ فضا را به نفع بقای خود تسخیر می‌کنند. این کنش‌های محله‌محور، در واقع مقاومت فعالانه جامعه برای حفظ زیست خویش است. ۳- جنگ، فضای شهری را ناامن و خشن نموده و ضعیف‌ترین گروه‌ها را به حاشیه می‌راند. راهکارهای محله‌محور، مانیفستی کاربردی برای بازپس‌گیری حق به شهر با زیست همبسته‌ی رویکرد لوفور در این زمان است. یعنی شهر فقط متعلق به کسانی نیست که آن را اداره یا بمباران می‌کنند؛ بلکه متعلق به ساکنان آن است که با  دیدن گروه‌های به حاشیه رانده شده در شبکه‌های حمایتی خود، اجازه نمی‌دهند فضای شهری و زیست عمومی؛ خالی از انسانیت و برابری شود. در بحران‌ها، همبستگی محله‌محور، دیگر یک انتخاب اخلاقی نیست؛ بلکه تنها راه بازپس‌گیری عاملیت مدنی و زنده‌ نگه‌داشتن برخی لایه‌های زیستی است که ساختارهای کلان، آن‌ها را فراموش و خاموش کرده‌اند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 695
17
🔴 در مهِ تکرار: عاملیتِ ناتمام از تبریز تا امروز ✍️ محمد مالجو تبریز مه‌آلود فقط روایت یک شهر در گذشته نیست. پرسشی است هنوز پابرجا: چرا کنش‌های جمعی، با همۀ تکرارشان، به نیرویی انباشته و ماندگار تبدیل نمی‌شوند؟ تبریز مه‌آلود، رمان تاریخیِ حدوداً 1300صفحه‌ایِ محمدسعید اردوبادی به ترجمۀ رحیم رئیس‌نیا، روایتی است از تبریز در سال‌های پرآشوب مشروطه و آستانۀ جنگ جهانی اول که، با زبانی داستانی، شهری را به تصویر می‌کشد گرفتار جنگ و اشغال و ناامنی و بلاتکلیفی. این «مه» فقط جغرافیایی نیست. نشانی است از ابهام سیاسی و آینده‌ای نامعلوم. رمان تبریز مه‌آلود را، جدا از لایه‌های داستانی‌اش، می‌توان تصویری کلان از سه نیرویی دانست که، همچون اضلاع یک مثلث، فضای آن دوران را می‌ساختند. ضلع اول عبارت است از حضور و مداخلۀ قدرت‌های خارجی: روسیۀ تزاری و عثمانی و در پس‌زمینه نیز انگلستان و آلمان. شهری مثل تبریز بارها دست‌به‌دست می‌شود، یک‌بار زیر چکمۀ روس، یک‌بار در اختیار عساکر عثمانی، دوباره بازگشت روس‌ها. فضایی آکنده از ناامنی و بی‌ثباتی که اهالی می‌بینند سرنوشت‌شان در جایی بیرون از جغرافیای خودشان رقم می‌خورد. ضلع دوم عبارت است از استبداد داخلی که حتی در غیاب بیگانه نیز اجازه نمی‌دهد نظمی پایدار و مشارکتی شکل بگیرد. این استبداد نه‌فقط یک حکومت که نوعی منطق قدرت است: بی‌اعتمادی به مردم، تمرکز تصمیم‌گیری، و سرکوب هر صدای مستقل. حتی آن‌جا که قوای خارجی عقب می‌نشیند، این خلأ با نظمی مردمی پر نمی‌شود. یا هرج‌ومرج می‌آید یا بازتولید همان اقتدار از بالا. «مه» فقط از بیرون نمی‌آید. از درون نیز برمی‌خیزد. ضلع سوم هم مقاومت مردمی است: چهره‌هایی ایستاده در برابر روس‌ها، درگیر با عثمانی‌ها، تن‌نداده به استبداد داخلی. این‌ها حاملان نوعی عاملیت‌اند، نوعی توان برای دخالت در سرنوشت. به زبان قهرمان داستان، «لازم نیست که مبارزه بر ضد سیاست‌های استعماری دولت‌های انگلیس و آمریکا و آلمان و عثمانی را از مبارزه بر ضد حکومت شاه جدا کرد.» تبریز مه‌آلود رمانی تاریخی است که دو ضلع اول را با تکیه بر تاریخ بازمی‌نمایاند اما ضلع سوم را عمدتاً به یاری تخیل ادبی. مقاومت مردمی عمدتاً منسجم و آگاهانه و قهرمانانه به تصویر درمی‌آید، حامل ظرفیت و فعلیتی گسترده برای کنش جمعی. اما وقتی این تصویر را با روایت‌های تاریخی مقایسه کنیم، می‌بینیم که چنین عاملیتی گرچه وجود داشت غالباً پراکنده بود و محدود و ناپایدار و ناکام. رمان بر پایۀ «هسته‌ای واقعی» از مقاومت بنا شده اما بس پررنگ‌تر و یک‌دست‌تر از آنچه در واقعیت رخ داد. در فاصلۀ میان واقعیت و روایت است که کار ادبیات آغاز می‌شود. تبریز مه‌آلود فقط بازگویی تاریخ نیست. نوعی امکان‌سازی است: نشان‌مان می‌دهد چه می‌توانست بشود اگر این عاملیت مردمی از پراکندگی بیرون می‌آمد و به نیرویی پیوسته و سازمان‌یافته بدل می‌شد. این‌جا ادبیات جای خالی واقعیت را پر کرده است. حقیقت را جعل نمی‌کند. ظرفیتی ناتمام را، برجسته و فشرده، پیش چشمان‌مان می‌گذارد. رمان از دل تاریخ سخن می‌گوید اما از واقعیت فراتر می‌رود تا امکان دیگری را به تصویر بکشد. اگر اضلاع مثلث را به امروز بیاوریم، شباهت‌ها چشم‌گیر است، هرچند نباید ساده‌سازی کرد. کماکان معضلۀ نیروی خارجی حضور دارد، امروز در قالب تهاجم نظامیِ متجاوزان. کماکان مشکل تمرکز قدرت و محدودیت مشارکت در میان است. اما دربارۀ ضلع سوم، یعنی عاملیت مردمی، وضعیت خیلی پیچیده‌تر است. شکل‌های گوناگونی از کنش جمعی وجود دارد اما این کنش‌ها غالباً پراکنده‌اند و دشوار می‌توانند به نیرویی پایدار و تعیین‌کننده در سطح کلان تبدیل شوند. مسئله شاید نه فقدان کامل عاملیت که ناتوانی در استمرار و انباشت عاملیت است. شاید مسئله دقیقاً همین‌جا باشد: سال‌هاست این فقدان را می‌شناسیم، درباره‌اش می‌نویسیم، حتی در ادبیات‌مان به زیباترین شکل‌ها بازآفرینی‌اش می‌کنیم، اما کماکان در سطح واقعیت از کنارش کم‌اعتنا می‌گذریم. تبریز مه‌آلود آینه‌ای است که نه‌فقط گذشته بلکه این عادت فکری‌مان را نشان می‌دهد: عادت به دیدنِ امکانِ بالقوه، بی تلاشی درخورِ رساندن قوه به فعل. خطر در خودِ مه نیست، در خوگیری به فضای مه‌آلود است. این رمانِ تاریخی هنوز برای ما معنادار است، نه چون ما را به گذشته برمی‌گرداند. چون یادآوری می‌کند آن ضلع سوم، همان عاملیت مردمیِ پیوسته و انباشته، هنوز مسئله‌ای حل‌نشده است. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 381
18
‍ 🔴 ۳۰ تیر؛ وقتی مردم بی‌سلاح، سد تانک‌ها و توطئه‌ها را شکستند   قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه شاید از معدود روزهایی در تاریخ معاصر ایران باشد که استبداد پنهان دربار در برابر خروش مردم زانو زد. ماجرا از جایی شروع شد که دکتر مصدق پس از یک سال و نیم مبارزه بی‌وقفه برای استیفای حقوق ملت، روی خط قرمز خود ایستاد: اختیار وزارت جنگ. مصدق می‌دانست تا زمانی که ابزار سرکوب (ارتش) در دست دربار باشد، استقلال و دموکراسی توهمی بیش نیست. وقتی شاه به این خواست قانونی تن نداد، مصدق در ۲۵ تیر استعفا داد.   این استعفا چراغ سبزی برای یک توطئه شد. انگلیس و آمریکا که از ملی شدن نفت نگران شده بودند، با همراهی درباریان، احمد قوام را به قدرت رساندند تا نهضت را به بن‌بست بکشانند. قوام با همان شیوه‌های کهنه، در اولین اعلامیه‌اش با لحنی مستبدانه وعده تشکیل محاکم انقلابی و سرکوب خونین مخالفان را داد. او گمان می‌کرد با تانک و سرنیزه — هم‌چنان که در سال‌های قبل جواب گرفته بود — این بار هم مردم را به خانه‌ها خواهد راند؛ اما محاسبات او، خیال‌پردازی یک دیکتاتور ازکارافتاده بود.   قوام و حامیان خارجی‌اش عمق خشم انباشته مردم را نشناخته بودند. در ۳۰ تیرماه، مردم تهران و چند شهر دیگر به خیابان‌ها آمدند. توده‌های مردم — از بازاریان و کارگران تا روشنفکران و زنان — بدون هیچ سلاحی، تنها با کفن و شعار به خیابان‌ها ریختند. صحنه‌هایی که در آن روز رقم خورد از یک اعتراض ساده فراتر بود؛ مردمی که با دست خالی در میدان بهارستان در برابر گلوله‌های ارتش ایستادند و وقتی بر زمین می‌افتادند، دیگران پیکر شهدا را بر دوش می‌کشیدند و با گریه و فریاد جلوتر می‌رفتند.   فشار این موج خونین آن‌قدر عظیم بود که حتی در لایه‌های پایین ارتش و شهربانی شکاف ایجاد کرد و برخی مأموران گلوله‌ها را به آسمان شلیک کردند. در نتیجه شاهی که تا دیروز فرمان انحلال مجلس را آماده می‌کرد، ناگهان تسلیم شد و ساعت ۴ بعدازظهر قوام فرار را به قرار ترجیح داد.   پیام ۳۰ تیر برای امروز: قدرت واقعی کجاست؟ اگر امروز نگاهی به زیاده‌خواهی‌ها و تجاوزات آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیندازیم، می‌بینیم که ذات استکبار عوض نشده است؛ همان‌طور که هفتاد سال پیش قوامِ دست‌نشانده را برای بازپس‌گیری نفت بر سرکار آوردند، امروز هم با ابزارهای فشار و تهدید نظامی می‌خواهند اراده ملت ایران را در دست بگیرند.   درس بزرگ و تلخ ۳۰ تیر برای شرایط فعلی می تواند این باشد که مردم ایران نباید منتظر «منجی» باشند؛ و نه یک سیاستمدار فردی و  نه یک نهاد متمرکز و نه یک قدرت بیگانه. تجاوزات اخیر نشان داد هر زمان ساختار حکمرانی از اراده مستقیم مردم فاصله گرفته و به یک سیستم متمرکز و بی‌پاسخگو تفویض شده، هزینه‌ها به بهای جان خود مردم تمام شده است.   ▪️واقعه ۳۰ تیر  نشان داد که قدرت ملت ایران — همان قدرتی که در سال ۳۱ تانک‌ها را به عقب راند — تنها زمانی از مرز یک «حماسه تاریخی» عبور می‌کند و به یک «ضمانت اجرایی» تبدیل می‌شود که ساختار تصمیم‌گیری و حکمرانی کشور واقعاً به دست خود مردم بازگردد. تا زمانی که این انتقال ساختاری رخ ندهد، تهدیدهای خارجی همواره با ابزار ضعف‌های داخلی ترکیب خواهند شد. 🔻تصویر: نمایی از اجتماع باشکوه میدان بهارستان در اولین سالگرد قیام سی تیر منبع: ایران فردا   @Kaleme 
4 590
19
🔴 عادل فردوسی‌پور: بله قربان‌گو نبودم، نمی‌شوم و نخواهم شد.اگه می خواید منو بگیرید ،بگیرید. یا هر بلایی می خواید سر من بیاری
🔴 عادل فردوسی‌پور: بله قربان‌گو نبودم، نمی‌شوم و نخواهم شد.اگه می خواید منو بگیرید ،بگیرید. یا هر بلایی می خواید سر من بیارید. خودتان می‌گویید کارآفرینی کنید. بعد من کلی آدم از دانشگاه شریف و اینور اونور آوردم اینجا داریم کار می‌کنیم بعد اینجوری رفتار میکنید؟ منبع: تحکیم ملت @Kaleme
4 909
20
🔴 گام اول،صلح: ضرورت بازسازی گفتمانی و تدوین راهبردهای عملیاتی   ✍️ فاطمه گوارایی   در شرایطی که این یادداشت نوشته می‌شود، بخش‌های زیادی از سرزمین ما دستخوش تهاجم سبعانه ارتش آمریکا است و مردم ما نگران شعله‌ور شدن آتش جنگ خانمان‌سوز دیگری هستند تا مبادا باقی‌ماندهٔ سرمایه‌های انسانی و زیرساختی کشورمان را به تاراج ببرد.   این، چهارمین جنگی است که پس از سال ۱۳۵۷ سرزمین ما را درگیر خود کرده است. در این نوشتار بنا نیست به این بپردازیم که چرا و چگونه این جنگ اخیر آغاز شد، یا اینکه اگر چگونه عمل می‌شد یا نمی‌شد، امروز به اینجا نمی‌رسیدیم. تحلیل‌های متعددی به‌طور مستمر در فضای مجازی مشاهده می‌شود که این جنگ را از زوایای مختلف بررسی می‌کنند.   نکتهٔ جالب این است که در این روزگار پرآشوب—که چهره‌های پرنام‌ونشان سکوت اختیار کرده‌اند—افرادی دست به قلم برده‌اند که کمتر سابقه و پیشینهٔ فکری یا سیاسی برای آنان متصور بود؛ و چه اتفاق میمون و مبارکی! در میانهٔ خون و آتش، شاهد رویش جوانه‌های درخشانی بودیم. در دوران قطع اینترنت بین‌الملل، به یمن قلم‌های همین چهره‌های نه‌چندان مشهور و پرنام‌ونشان، جامعه توانست فضا را ارزیابی کند و از پسِ بررسیِ پیچیدگیِ شرایط برآید؛ که این خود بس مبارک بود و هست؛ روندی که همچنان ادامه دارد.   اما این نوشتار—ضمن اعتقاد به اصل تمامیت ارضی و سرزمینی، محکومیت اقدامات مداخله‌جویانه و ستیزه‌جویانهٔ آمریکا/اسرائیل، و ضرورت دفاع همه‌جانبه در برابر هرگونه تجاوز خارجی—بر آن است نشان دهد چه کسانی از شکل‌گیری و تداوم این جنگ‌ها خشنودند، و چرا و چگونه بودِ خود را در نبودِ دیگران، از ورای این تخاصماتِ بس خونین رقم می‌زنند.   درعلوم سیاسی و روابط بین‌الملل، پدیده‌ای شناخته‌شده به نام «وابستگی متقابل خصمانه» وجود دارد؛ وضعیتی که در آن، طرفین منازعه بدون آنکه هم‌پیمان باشند یا تبانی نیت‌مندی میانشان در کار باشد، در فرآیندی تدریجی به تأمین متقابل منافع یکدیگر دست می‌زنند. در این ساختار، منطق حیات سیاسی بر اصل «بقا در گروِ استمرار بحران» استوار است و نیروهای درگیر برای تحکیم موقعیت خود در داخل، به وجود طرف مقابل و تداوم‌بخشی به وضعیت بحرانی نیاز مبرم دارند.   این نوشتار برآن است تا نشان دهد چگونه منافع جریان‌های تندرو در ایران، آمریکا و اسرائیل در فرآیندی هم‌افزا به یکدیگر گره خورده و برای بقای ساختاری خود به ادامه این وضعیت وابسته‌اند.   منافع جریان‌های تندرو از بازتولید و تداوم جنگ   هر کدام از این جریان‌ها در واشنگتن، تهران و تل‌آویو، از شرایط جنگی یا شبه‌جنگی برای تامین منافع خاصی بهره‌برداری می‌کنند:   دراسرائیل برای رهبران راست‌گرای افراطی و جریان‌های ارتدوکس/ملی‌گرا شرایط جنگی از سویی بهترین ابزار برای عقب انداختن پرونده‌های قضایی داخلی، فرار از پاسخگویی درباره شکست‌های امنیتی و حفظ ائتلاف‌های شکننده حکومتی و به عبارتی بقای سیاسی شخص و حزبی است.در سوی دیگر تداوم بحران، بستر مناسبی را برای توسعه شهرک‌سازی‌ها، الحاق اراضی و تغییر بافت دموگرافیک (جمعیتی) یعنی پیشبرد ایدئولوژی سرزمینی بدون مواجهه با فشارهای جدی بین‌المللی فراهم می‌کند.   در آمریکا کارخانه‌های بزرگ اسلحه‌سازی،تندروهای حزب جمهوری‌خواه و لابی‌های نظامی برای فروش تسلیحات و حفظ سهام خود، به «تهدیدهای پایدار» در خاورمیانه نیاز دارند.در نتیجه بازنمایی یک «شر مطلق» در خاورمیانه، ابزار موثری برای بسیج رای دهندگان ایدئولوژیک از سویی و جذب حمایت مالی جریان‌های ناسیونالیست افراطی در انتخابات از سوی دیگر است.    و در ایران، جریان‌های تندرو و ساختار پنهان قدرت در فضای جنگی و تهدید خارجی، هرگونه مطالبه‌گری اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به‌راحتی تحت عنوان «اقدام علیه امنیت ملی» یا «همصدایی با دشمن» حاشیه‌نشین و سرکوب می‌کند. در سوی دیگر با بهره گرفتن از تحریم‌ها و وضعیت شبه‌جنگی، بازارهای زیرزمینی و شبکه توزیع انحصاری ایجاد می‌کنند که منافع مالی عظیمی برای نهادهای موازی و فرادولتی به همراه دارد. تداوم این وضع، بقای اقتصادی این جریان‌ها را تضمین می‌کند....    متن کامل     منبع: ایران فردا @Kaleme
5 373