سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 48 200 مشترک است و جایگاه 5 523 را در دسته اخبار و رسانهها و رتبه 7 184 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 48 200 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 08 اکتبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -336 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -18 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 12.75% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 8.28% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 6 147 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 3 992 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 09 اکتبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اخبار و رسانهها تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 08 اکتبر | 0 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | 0 | |||
| 05 اکتبر | 0 | |||
| 04 اکتبر | 0 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | 0 | |||
| 01 اکتبر | +11 |
| 2 | 🟰 پارک جنگلی چیتگر که درسال ۱۳۴۷ احداث شده بود در دوره شهرداری زاکانی به طور کامل نابود شد
@Kaleme | 4 569 |
| 3 | 🟰 همگام با معلمان؛ ۶۰ سال پشتیبانی از معلمی، ارتقای جایگاه حرفهای آن و همآفرینی فرداهایمان
گزیده ای از برنامه های کانون صنفی معلمان ایران ( تهران ) به مناسبت روز جهانی معلم
روز جهانی یا ملی معلم، روزی برای بزرگداشت عموماً صوری و کلیشهای معلمان نیست، فرصتی است برای بازاندیشی به مفهوم و ماهیت حرفه معلمی، سخن گفتن از ویژگیها، دشواریها و زیباییهای آن، باهم بودن برای هماندیشی، همسخنی و آموختن از تجربیات برای ترسیم آیندهای اندکی مطلوبتر؛ و شاد بودن در کنار هم حتی برای دقایقی.
«تغییرات بزرگ همیشه با کارهای بزرگ شروع نمیشوند. گاهی با معلمی شروع میشوند که حاضر نیست سکوت کند، با پدر و مادری که کنار معلم بچهشان میایستند، یا کسی که نام یک زندانی را فراموش نمیکند.
هیچ کنشی آنقدر کوچک نیست که بیاثر باشد. وقتی هزاران کار کوچک کنار هم قرار بگیرند، دیواری میسازند که هیچ زندانی نمیتواند پشتش پنهان شود.»
(با الهام از کتاب کنش های کوچک ایستادگی)
منبع : کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران )
@Kaleme | 3 231 |
| 4 | 🟰 ادامه احکام اعدام؛ حکم اعدام برای محمدامین ماندنی و محسن بابائیان
محمدامین ماندنی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، به اعدام و در مجموع به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است. حکم صادرشده روز سهشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ به وکیل او ابلاغ شد و خبر آن چهار روز بعد، در ۱۱ مهرماه، به انتشار رسید.
دادگاه ماندنی را بابت اتهام «همکاری با دول متخاصم» به اعدام محکوم کرده است.
او همچنین بابت اتهامهایی چون «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «دعوت دیگران به جنگ و کشتار به قصد برهمزدن امنیت کشور»، در مجموع به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است.
محسن بابائیان، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه نیز به اعدام محکوم شد.
محسن بابائیان، زندانی سیاسی و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۵ محبوس در زندان تهران بزرگ، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری، به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. این حکم اخیراً در زندان به او ابلاغ شده است.
جلسه رسیدگی به پرونده او در تیرماه برگزار شده بود؛ با این حال، هنوز جزئیات روشنی درباره مستندات دادگاه برای انتساب اتهام محاربه، دفاعیات او و روند دادرسی منتشر نشده است.
ههنگاو به نقل از یک منبع مطلع مدعی شده که او در دوره بازداشت تحت شکنجه و فشار قرار گرفته است؛ ادعایی که بهطور مستقل قابل تأیید نیست و مقامهای رسمی نیز در اینباره توضیحی ندادهاند.
منبع: کانال تلگرامی مهدی محمودیان
@Kaleme | 2 778 |
| 5 | @Kaleme | 1 |
| 6 | 🟰 جرم و جرمشناسی تراستیها
✍ کامبیز نوروزی
قانون که از اقتصاد حذف شود، فساد جایش را پر میکند. درآمدهای نفتی مهمترین درآمدهای ارزی ایران است. تراستیها ظاهرا کارگزارانی هستند که برای دورزدن تحریمها و صدور نفت، بهویژه از سال 1397 فعالیت میکنند. رئیس پیشین بانک مرکزی میگوید تراستیها از افراد «مورد وثوق» انتخاب شدهاند. عبدالناصر همتی گفته است اگر حجم تجارت خارجی کشور حدود ۱۳۰ میلیارد دلار باشد، ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار در این فرایند (تراستیها) دچار نشتی میشود؛ بخشی از این هزینهها ناشی از مسیرهای غیرشفاف انتقال پول، کارمزدهای بالا، واسطهگری و... است. مدیرعامل پیشین شرکت بازرگانی نفت ایران اعلام کرده است از بهمن سال 1402 مبلغ 11 میلیارد دلار از پول نفت ایران برنگشته است. مشکلات ناشی از عملکرد تراستیها چنان شده که برای آنها پروندههای قضائی نیز تشکیل شده است. تمام یا بخش اعظم درآمد نفتی کشور باید از طریق تراستیها وارد کشور شود. تخلفات آنها هرچه باشد، در اقتصاد کشور اخلال ایجاد میکند.
علت توسل دولت و سایر دستگاههای مرتبط به تراستیها را وجود تحریمهایی میدانند که بهویژه از سال 97 علیه ایران شروع شد. قرار بود ارتباط تراستیها با حکومت ایران معلوم نشود تا آنها نیز مشمول تحریم نشوند؛ بنابراین همه مسائل تراستیها پنهان ماند. به گفته عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، آنها توسط دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی انتخاب میشدند و بانک مرکزی نیز اطلاعات کاملی از وضعیت آنها نداشت. بگذریم از این نکته که صلاحیت قانونی دبیرخانه شعام برای اتخاذ چنین تصمیمی بهجد محل تردید است. فرایندهای تصمیمگیری و اجرای این روش و عملکرد تراستیها غیرقانونی بوده و بهطور کلی بیرون از نظامات حقوقی تجارت نفت ایران و نظارت بر آن صورت میگرفته است.
آمار دقیقی از عملکرد مالی تراستیها وجود ندارد، اما ظاهرا در طول هر سال واسطه جابهجایی دهها میلیارد دلار از پول ملت ایران بودهاند؛ بدون آنکه مقررات محکم و نظارت روشنی بر آنها وجود داشته باشد. در طول این جابهجایی، گفته شده چیزی بین 15 تا 20 درصد از ارزش واقعی درآمد کشور «نشت» کرده است. به عبارت روشنتر، این مقدار از پول ملت به فنا رفته است.
از نگاه جامعهشناسی کیفری، وقتی در محیط پنهان، ارزشهای مالی فراوان و هنگفت نهفته باشد، احتمال وقوع جرم افزایش مییابد. اگر در یک اتومبیل که درهایش باز و شیشههایش پایین است و در خیابانی خلوت توقف کرده و کسی هم در آن نیست، یک جعبه جواهر وجود داشته باشد، احتمال سرقت بسیار زیاد است. در این مثال، سارق مجرم است، اما مقصر اصلی صاحب آن خودرو است که همه درها را برای سارق باز گذاشته است. آنگاه که موقعیتی پنهان و غیرقانونی شکل میگیرد و در آن چند نفر عهدهدار جابهجایی دهها میلیارد دلار پول کشور میشوند، محیط پنهان و ارزش مالی هنگفت و بینظیر، هرکسی حتی آدمهای مورد وثوق را به ارتکاب جرم تشویق میکند. جرائم معروف به جرائم یقهسفیدها، همیشه جرائم همین آدمهای مثلا مورد وثوق بوده است. چرا نظام تصمیمگیری و اجرائی برای مقابله با تحریم، راهی مغایر قانون و جرمزا را طی میکند؟ آیا تاجری که از واردات و صادرات کالا محروم میشود، مجاز است برای حفظ درآمدش به راههای غیرقانونی مانند قاچاق کالا رو بیاورد؟ چرا نظام تصمیمگیری و اجرائی کشور باید خود را در موقعیتی قرار دهد که برای حل بحران تحریم، ناگزیر از اتخاذ روشهای غیرقانونی و مخربی شود که شاید در کوتاهمدت با تحمل زیانهایی درآمد کشور را حفظ کند، اما غدد سرطانی کشنده در اقتصاد کشور بکارد؟
سالهاست نظم حقوقی اقتصاد ایران در هزارتوی نظام بدهبستان غیرقانونی مدیریت پنهانکار رانتی شکسته است. با سپردن پنهانی و غیرقانونی بخش بزرگی از تجارت منبع اصلی درآمد ارزی کشور، یعنی نفت، اقتصاد غیرقانونیتر میشود و گروههای ذینفع غیرقانونی بیش از نهادهای قانونی مهار آن را در دست میگیرند.
آموزههای جرمشناسی به ما یادآوری میکند که ساختار بسیار پیچیده و پنهان واسطهگری تراستیها و سنگینی مبالغی که در دست آنها قرار میگیرد، لاجرم اقتضا میکند دایره بسیار وسیعی از افراد و گروههای ذینفع در داخل دستگاههای رسمی و بیرون از آن برای حراست از منافع آنها ایجاد شود. با گذشت زمان، این دایره بزرگتر میشود و ریشهای فاسد در نهادهای مرتبط میدواند و در واقع شبکهای نهادینه میشود که فقط بر اساس فساد و جرم زندگی میکند و شاهرگهای اقتصاد کشور را در دست میگیرد.
حذف فساد و احیای قانون در اقتصاد کشور نیازمند ارادهای مقتدر و بزرگ است. این اراده میتواند با اجرای قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادی علیه تراستیهای متخلف توسط دستگاه قضا و قاطعیت دولت در سازماندهی مبادلات نفتی کشور محقق شود. تأخیر در درمان سرطان، مرگآور است.
منبع: کانال تلگرام نگارنده | 2 518 |
| 7 | 🟰 این امید است که آینده ما را می سازد
✍ مرضیه حاجی هاشمی
اعدامی دیگر واقع شد، در حالی که اینبار فقط مسأله «نه به اعدام» یا ظالمانه دانستن حکم اعدام نیست. «علیرضا سپاهی» اعدام شد، درحالی که پیمان عقد دائمش را به صورت غیابی و وکالتی یک روز پیش از آن با نامزد در بندش «مهشاد» بسته بود. اهمیت این ماجرا، زمانی آشکار میشود که از سطح یک تراژدی شخصی به سویه های فراتر برویم. سوی دو انسانی که در برابر مرگ ایستادهاند و سوی جامعهای که شاهد این ایستادن و سپس حسرت آخرین دیدار آنها است.
ازدواج اساساً پیمانی درباره آینده و زندگی مشترک است؛ نه تحمل رنج دوری؛ اما مهشاد در شرایطی به روی آینده «بله» می گوید که میداند ممکن است تنها چند ساعت بعد، پیش از آنکه آینده مشترکش با شوهرش آغاز شود، او برای همیشه برود. در ظاهر و مطابق واقعیت تلخ موجود این «بله» به یک رخت عزاست نه لباس عروسی؛ اما انسان همیشه مطابق واقعیت ها بله نمی گوید؛ بلکه با عشق و به امید تغییر آن واقعیت ها؛ ولو به گونه ای معجزه آساست که تصمیماتی شگرف می گیرد.
اینجاست که عظمت تصمیم مهشاد آشکار میشود. او اجازه نداد محاسبه واقعیت، معنای انتخابش را تعیین کند. منطق محاسبه میگفت، وقتی فردا او وجود ندارد، ازدواج چه معنایی دارد؟ مهشاد نشان داد اتفاقا چون ممکن است فردا نباشد، امروز باید پیوند خود را ثبت کنیم. این تصمیم را میتوان در سطح شخصی، تصمیمی از سر عشق دانست و اینکه شاید زندانبانان دیندار! حالا دیگر اجازه ملاقات زن و شوهر رسمی را صادر کنند، عروس و دامادی برای چند ساعت و آخرین دیدار شب اعدام.
اما در سطح اجتماعی، معنایی فراتر پیدا میکند. کنش مهشاد و علیرضا، واجد معنایی سیاسی و نمادین است. او در شرایطی که قدرت سیاسی مرگ را به آینده زندگی تحمیل کرده بود، آیندهای را انتخاب کرد که ظاهراً دیگر وجود نداشت. قدرت میتواند زمان مرگ یک انسان را تعیین کند؛ اما نمیتواند الزاماً معنایی را که او در آخرین ساعات زندگی خود به حیات میدهد، تعیین کند. از این منظر، عقد مهشاد و علیرضا نوعی بازپسگیری عاملیت است. آنها نمیتوانستند حکم را تغییر دهند؛ اما میتوانستند تصمیم بگیرند آخرین ساعات زندگی علیرضا فقط «شب پیش از اعدام» نباشد. آن شب، شب ازدواجشان نیز بود. مرگ قرار بود آخرین واقعه زندگی باشد که توسط قدرت سیاسی تحمیل شده بود؛ ولی آنها تلاش کردند عشق را به آخرین واقعهای تبدیل کنند که خودشان انتخاب کردهاند.
سوی دیگر تراژدی، جامعه است. جامعه ایران فقط شاهد اعدام یک انسان نبود. شاهد مجموعهای از آخرین تلاشهای انسانی بود، تلاش برای جلوگیری از اعدام، تلاش برای ثبت عشق و سپس تلاش برای آخرین دیدار، دیداری که حسرتی ابدی شد و تا ابد در تاریخ عشاق این سرزمین ماندگار. علیرضا سرانجام اعدام شد، بیآنکه بتواند همسر تازهعقدشدهاش را برای آخرین بار ببیند.
اینجا اتفاقی مهم در سطح جامعهشناختی رخ میدهد. جامعه فقط با «مرگ» مواجه نمیشود، با بیثمر ماندن آخرین کنشهای انسانی در برابر مرگ مواجه میشود. وقتی جامعه میبیند دو انسان در آخرین ساعات زندگی میکوشند عشق خود را ثبت کنند و سپس حتی امکان یک دیدار کوتاه و وداع نیز فراهم نمیشود، مسئله از سطح حقوقی به سطح اخلاقی و عاطفی منتقل میشود. جامعه فقط نمی پرسد «چرا او اعدام شد؟». می پرسد چرا حتی آخرین دیدار ممکن نشد؟ چه کسی با این دیدار آسیب می دید؟
این پرسش برای وجدان جمعی بسیار سنگین است؛ زیرا آخرین دیدار یکی از قدیمیترین و انسانیترین آیینهای مواجهه با مرگ است. انسانها حتی در برابر دشمن خود، حتی در برابر محکوم و زندانی، برای وداع، خداحافظی و آخرین دیدار معنا قائلاند. وقتی این امکان نیز از انسان گرفته میشود، جامعه آن را نه به عنوان یک ضرورت امنیتی (چون علیرضا در محبس و مرگ برایش محتوم بود) بلکه به عنوان امتناع از اعطای یک حداقل انسانی تجربه میکند.
و اینجاست که سوگ میتواند به خشم تبدیل شود. حتی اگر شرایط دادرسی و محاکمه نیز عادلانه بود، جامعه این رنج مضاعف در شب اعدام را برنمی تافت؛ چرا که انسان می تواند برای مرگ یک نفر گریه میکند؛ اما وقتی احساس کند بخشی از رنج او قابل اجتناب بوده است، از خود میپرسد: «چرا؟» و این «چرا» منشأ خشم است. حال چه رسد به وقتی که جامعه در بهتِ بی ثمر ماندن تلاش هایش نیز باشد، تلاش هایی در «نه به اعدام» و جلوگیری از اعدامی دیگر که عادلانه نمی داند.
این داستان فقط داستان یک اعدام نیست. داستان لحظهای است که عشق خصوصی به حافظه عمومی، سوگ به خشم، و ترس به امید تبدیل میشود و شاید در نهایت، مسئله همین باشد، قدرت میتواند مرگ را تحمیل کند؛ اما انسان، حتی در آستانه مرگ، هنوز میتواند معنای آخرین لحظه زندگی خود را انتخاب کند و این امید است که آینده ما را می سازد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 6 237 |
| 8 | 🟰 وقتی قدم زدن هم «رفتار مشکوک» میشود
جرم تازه کشف شد: قدمزدن بیهدف!راه برو، اما دلیلش را بگو!
✍ حمید آصفی
در کشوری که پلیس باید امنیت خیابان را تأمین کند، حالا خودِ قدمزدن در خیابان به موضوع نظارت و تذکر تبدیل شده است. اصطلاح «دور دور پیاده» که رئیس پلیس اماکن تهران درباره رفتوآمد جوانان در خیابانهای سنایی و ایرانشهر به کار برده، فقط یک تعبیر عجیب نیست؛ نشانهای از تغییر نگاه حاکمیت به خیابان و شهروند است.
در این منطق، شهر دیگر فضای عمومی مشترک مردم نیست؛ فضایی است که باید دائماً کنترل شود و هر رفتار عادی، اگر توجیه مورد پسند نهاد نظارتی نداشته باشد، میتواند «مسئله» تلقی شود.
جمهوری اسلامی نشان داده که متخصصِ ساختن «زندان بزرگ» است. حالا در این زندان بزرگ، حتی راه رفتن هم باید با مجوز باشد. شاید روزی برسد که برای قدمزدن، علاوه بر کارت ملی، ارائه «علت موجه» و تعیین تعداد دورهای مجاز هم لازم شود!
قدمزدن، حرفزدن، نوع پوشش، دسترسی به اینترنت، استفاده از ماهواره، ارتباط با رسانه خارجی و حتی گردهمآمدن چند جوان در یک خیابان، وقتی از فیلتر نگاه امنیتی عبور کند، دیگر رفتارهای معمول اجتماعی نیستند؛ به موضوعات قابل کنترل تبدیل میشوند.
عبارت «آنها نمیدانند برای چه آمدهاند» از خودِ «دور دور پیاده» مهمتر است و شکاف عمیق ادراکی میان حاکمیت و نسل جدید را نشان میدهد. حاکمیت امنیتی نمیتواند بفهمد که «بودن در فضای عمومی»، خود یک کنش اجتماعی و زیستی است. انسان همیشه برای هر قدم خود هدف سیاسی، اقتصادی یا اداری ندارد. گاهی فقط راه میرود؛ چون انسان است.
در منطق حکمرانی جمهوری اسلامی، شهروند ظاهراً باید در یکی از دو قالب تعریف شود: «مطیع فعال» یا «مطیع منفعل»؛ یا در صحنههای رسمی و حکومتی حاضر باشد، یا در خانه بماند و سرگرم امور روزمره باشد. حضور فراتر از این دو تعریف، میتواند از نگاه ساختار امنیتی «تهدید» تلقی شود.
حالا حتی قدمزدن جوانان در خیابان، که نهتنها یک حق بدیهی مدنی بلکه بخشی از هویت شهری هر جامعهای است، بهعنوان نوعی «ناهنجاری امنیتی» بازتعریف میشود.
از همینجا یک پرسش ساده اما بنیادی شکل میگیرد: انسان از چه زمانی برای راه رفتن نیازمند توضیح شد؟ آیا شهروند باید به پلیس بگوید برای چه آمده، کجا میرود و چرا دوباره از همان مسیر برمیگردد؟ اگر قرار باشد هر رفتار شهروند نیازمند «علت قابل قبول» باشد، مرز میان تأمین امنیت و کنترل زندگی کجاست؟
جامعه طبیعی با خیابان زنده است. مردم برای خرید، دیدن دوست، قرار گذاشتن، وقتگذرانی، فکر کردن، ورزش کردن یا حتی بیدلیل قدم زدن از خانه بیرون میآیند. اتفاقاً یکی از نشانههای سلامت اجتماعی همین است که انسان بتواند بخشی از وقت خود را بدون گزارشدادن به نهاد قدرت در فضای عمومی بگذراند.
مسئله فقط یک اظهار نظر پلیسی نیست. پشت این نگاه، بیاعتمادی ساختاری به شهروند قرار دارد. شهروند پیشاپیش مظنون فرض میشود و بهجای آنکه آزادی اصل و محدودیت استثنا باشد، کنترل به قاعده تبدیل میشود.
حکومتی که مدام به زندگی مردم اضافه میکند که چه نباید بکنند، دیر یا زود به جایی میرسد که باید برای توضیحدادن آزادیهای باقیماندهاش پاسخگو باشد.
شاید فهرست ممنوعیتها دیگر آنقدر طولانی شده باشد که بد نباشد یکبار هم فهرست چیزهایی را که مردم حق دارند آزادانه انجام دهند منتشر کنند؛ از پوشیدن و دیدن و شنیدن گرفته تا همین جرم تازهای که ظاهراً کشف شده است: قدمزدن بیدلیل در خیابان.
و اگر قرار باشد روزی برای قدمزدن هم مجوز صادر شود، احتمالاً باید فرم مخصوصی هم طراحی شود: «علت مراجعه به خیابان؟»؛ «تعداد دفعات رفت و برگشت؟»؛ «آیا قصد ایستادن دارید؟»؛ و البته مهمتر از همه: «آیا هنگام راه رفتن، قصد فکر کردن هم دارید؟»
طنز ماجرا اینجاست که شاید در پایان، تنها چیزی که برای شهروند باقی بماند، این باشد که در خانه بنشیند و از پشت پنجره به خیابانی نگاه کند که دیگر حتی راه رفتن در آن هم باید برای حاکمیت قابل فهم باشد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 3 112 |
| 9 | 🟰 اصرار بر استمرار سرکوب؛ بهاره آقایی، وکیل دادگستری، به ۲۰ سال حبس محکوم شد.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، بهاره آقایی، وکیل دادگستری که اکنون در زندان قرچک ورامین نگهداری میشود، مجموعاً به ۲۰ سال حبس محکوم شده است. تبلیغ علیه نظام، شرکت در اعتراضات و کمک به خانوادههای قربانیان اعتراضات دیماه از جمله اتهامات این وکیل دادگستری است.
شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵، مأموران امنیتی وارد منزل بهاره آقایی شدند و ضمن تفتیش خانه، تلفنهای همراه و دیگر وسایل الکترونیکی او را ضبط کردند و با خود بردند.
خانوادهٔ بهاره آقایی تا دو هفته از وضعیت و محل نگهداری او اطلاعی نداشتند.
@Kaleme | 2 650 |
| 10 | 🟰 پیام تسلیت دبیرکل مجمع ایثارگران به حسن اسدی زیدآبادی
اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا إِلَیهِ رَاجِعُون
جناب آقای حسن اسدی زیدآبادی
با نهایت تأسف و تأثر، درگذشت پدر بزرگوارتان را به شما و خانواده محترمتان صمیمانه تسلیت میگویم.
میدانم از دست دادن پدری که سالها با افتخار در راه دفاع از میهن ایستاد و در روزهای دشوار، پشتیبان و همراه شما در مسیر دفاع از آزادی، کرامت انسانی و حقوق مردم بود، چه اندوه سنگینی بر دل میگذارد. بیتردید یاد و خاطره ایشان برای شما و همه کسانی که از نزدیک با منش و فداکاریهایشان آشنا بودند، همواره زنده و ماندگار خواهد ماند.
از خداوند متعال برای آن فقید سعید، رحمت و مغفرت و آرامش ابدی، و برای شما و همه بازماندگان، صبر، شکیبایی و سلامتی آرزومندم.
روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
جواد امام
دبیرکل مجمع ایثارگران
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 2 391 |
| 11 | 🟰 از آب هم مضایقه کردند کوفیان!
✍ فخر السادات محتشمی پور
برخی مضامین آنچنان در گوش و جان انسان مینشیند که فراموش کردنش ممکن نیست.
مثل همین جملهی خبری بالا در مورد یک نبرد نابرابر بین ظالم و مظلوم در گذشتهای تاریخی که هنوز هم اشک به چشم مردمانی میآورد که صحنه را در ذهن خویش بازسازی و مقابل چشمانشان تصویر میکنند.
این مقدمه تاریخی را نوشتم تا بگویم ظلم ظلم است هرچند اعدامهای شتابزده و بدون دادرسی دقیق و عادلانه و جنایات بیمحاکمهی باعث وبانی، که هیچ کمیته حقیقت یابی هم برای آن تشکیل نشده، آتش به جگر و دل و جان آدم میزند، اما بی تفاوتی نسبت به سلامت زندانیان سیاسی که در دهه هفتاد و هشتاد عمر گرفتار محبس ستمی شدهاند که دست بر قضا دهههای قبل برای خراب کردن آن انقلاب کرده بودند هم کم از مضایفهی آب توسط کوفیان ندارد.
آقای قدیانی را امروز هم علیرغم پیگیریها و هماهنگیها توسط خانواده، برای درمان مشکل دندان اعزام نکردند، همانطور که آقای تاجزاده را با این که مکاتبات و پیگیریهای قبلی برای اعزام به بیمارستان صورت گرفته بود، روز گذشته اعزام نکردند.
آنچه نگرانیها را تشدید میکند این نکته است که وقتی با این دو بزرگوار که هردو شناخته شده هستند و اولی زندانی سیاسی دو رژیم است و دومی با ۱۱ سال و ۴ ماه حبس ظالمانه کمکم دارد رکورد میشکند، چنین برخورد میشود وای به حال زندانیان گمنام و بیکس وکار.
خدا به دادشان برسد
پ.ن: از واکسن آنفولانزا هم خبری نیست!
منبع: صفحه اینستاگرام نگارنده
@Kaleme | 3 162 |
| 12 | 🟰 چه خوب که قانون "جرم سیاسی" اجرا نمیشود!
✍ عیسی سحرخیز
تجمعهای بدون مجوز، همراه با شعار علیه یک یا دو رئیس قوای کشور، از جمله تظاهرات سازماندهی شده اخیر عده ای در خیابون پاستور، بدون شک از مصادیق "جرم سیاسی" است.
نمونهی بارز آن همین تجمع بدون مجوز زنان محجبه است که خبر، عکس و فیلم آن به صورت گسترده منتشر شده و محوریت شعارها هم علیه پزشکیان و قالیباف بوده است:
«پزشکیان و قالیباف رو میدیم، اورانیوم نمیدیم»
اگر اصل بر اجرای قانون باشد، آن هم
"قانون جرم سیاسی" مصوب ۲۰ اردیبهشت ۹۵ مجلس شورای اسلامی، طبیعتا مدعیالعموم یا رئیس قوه قضائیه باید آمرین، عاملین و حاضرین در این نوع گردهمآییهایی را دستگیر، محاکمه و مجازات کنند.
چون "ماده ۱" این قانون صراحت دارد:
"هر یک از جرائم مصرح در ماده (۲) این قانون چنانچه با انگیزه اصلاح امور کشور علیه مدیریت و نهادهای سیاسی یا سیاستهای داخلی یا خارجی کشور ارتکاب یابد، بدون آنکه مرتکب قصد ضربهزدن به اصل نظام را داشته باشد جرم سیاسی محسوب میشود."
منظور از جرائم "ماده ۲" هم از جمله "توهین یا افتراء به روسای سه قوه، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و... است که مصداق آن در تجمع خیابان پاستور میشود روسای قوای مجریه و مقننه، پزشکیان و قالیباف.
نگارنده که خود نامش به عنوان اولین "مجرم سیاسی"، به دلیل توهین به رئیس قوه قضائیه وقت، صادق لاریجانی، ثبت شده است، بر خلاف بسیاری که معتقدند این نوع تظاهرات را باید جمع کرد، باور دارد که اتفاقا باید از این موارد استقبال هم کرد، چون زمینه سازیهای لازم را برای گسترش "گردهمآییهای مسالمتجویانه" فراهم میکنند؛ به ویژه بدون ضرورت کسب مجوز از وزارت کشور.
باید توجه داشت که "آزادی" و "دموکراسی" در کشور از همینجاها شروع میشود، پس ضرورت دارد دوستان اصلاحطلب، به ویژه حامیان دولت از هرگونه مخالفتخوانی، حتی با این نوع "تجمعهای جنگطلبانه" و ضدِ "صلح و آشتی" دست بردارند و برای برگزارکنندگان این نوع تظاهرات هم دست هم بزنند!
منبع: کانال تلگرام علیرضا کفایی
@Kaleme | 3 475 |
| 13 | 🟰 شریف چون میرحسین و نجیب، چون دخترانش
میرحسین سالها حصر را به جان خرید تا در سمت درست تاریخ بایستدسمت مردم
داستان او، داستان صبر است، صبری از جنس بغضهای چندساله که گذر زمان، حقانیت آن را در پس سالها تحریم، انزوا و تلاطمهای سیاسی به اثبات رساند. قضاوت عملکرد او و نقش آن هاله نور معروف در اتفاقات دو دهه اخیر را به تاریخ میسپاریم
اما آنچه امروز در برابر دیدگان ماست، ایستادگی و سلامت این خانواده است.
دختران میرحسین، میراثدار شرافت پدرند. نه از رانت بهره بردند، نه به واسطه نامش برصندلی مدیریتی تکیه زدند و نه در تلاطم ثروتاندوزی و نمایشهای پرهزینه در خارج از مرزها، آلوده شدند. آنان همچون مردم عادی زیستند و زیستن شرافتمندانه را معنا کردند. شایعه اخیر مرگ میرحسین، تلنگری بود تا بار دیگر یادمان بیاید که یاحسین مردم، نه در هیاهوی قدرت، که در قلب کسانی طنینانداز است که آقازادگی را نه در انحصار و رانت، که در نجابت بیادعا یافتند
در روزگاری که واژه آقازاده با رانت و انحصار گره خورده، دختران میرحسین موسوی تعریفی متفاوت از شرافت ارائه دادند. آقازادههای بیادعا بودن، میراثی است که از پدری شریف به ارث بردهاند.
منبع: کانال تلگرام فردای بهتر
@Kaleme | 3 866 |
| 14 | 🟰 راهبرد نهادهای مدنی در دل بحران!
آصف بیات و سعید مدنی
اولین گفتوگوی چهره به چهره پساز سالها نامهنگاری
این نشست به همت کانون صنفی معلمان تهران برگزار شده است.
فیلم کامل را اینجا ببینید
منبع: استودیو پات
@Kaleme | 3 035 |
| 15 | 🟰 سیاستهای کلان نظام، جامعه را فقیرتر کرده
سعید مدنی:
وقتی اولویت شما غنیسازی اورانیوم است نه کاهش فقر و نابرابری یا بهبود رفاه؛ بنابراین منابع را هم سرازیر میکنید برای همان. پس زیر هر کوه یک تونل درست میکنید تا منابع بیشتری یا ذخایر بیشتری داشته باشید. به همین دلیل اساساً نمیتوانید منابع موجود را به کاهش فقر و نابرابری تخصیص دهید.
وقتی تصمیم میگیرید برای غنیسازی اورانیوم، در واقع تصمیم میگیربد که مواجه شوید با سیاستهای کلانی مثل تحریمها. و کاملا مشخص است این تحریمها جامعه را تحت فشار اقتصادی قرار میدهد. شما باید بین غنیسازی و افزایش فقر و نابرابری یکی را انتخاب کنید و اگر رفتید سراغ غنیسازی، یعنی اولویت شما کاهش فقر و نابرابری و افزایش رفاه و توسعه نیست.
وقتی دولت کسری بودجهاش را با چاپ اسکناس برطرف میکند یعنی افزایش نقدینگی، یعنی تورم و کاهش قدرت خرید مردم. اینرا دولت میداند، هرکسی دو واحد اقتصاد خوانده باشد اینرا میداند اما دولت دست میکند در جیب مردم.
@Kaleme | 3 084 |
| 16 | 🟰 حسین شریعتمداری: انتخاب قالیباف بهعنوان مسئول هیئت مذاکرهکننده، ترفند ماهرانه دشمن برای تعطیلی مجلس بود
حسین شریعتمداری، نماینده رهبر نظام در روزنامه کیهان، نوشت: «این احتمال دور از ذهن نیست که تعطیلی هفتماهه مجلس با ترفندی ماهرانه و بهگونهای غیرمستقیم به نظام تحمیل شده باشد و انتخاب قالیباف بهعنوان مسئول هیئت مذاکرهکننده، به معنای تعطیلی مجلس بوده است.»
او با تصریح بر اینکه با وجود همه تأکیدات دو رهبر پیشین، هفت ماه است که مجلس در رأس امور نیست، افزود: «این نکته بدیهیتر از آن است که قابل تردید باشد و نتیجهاش نیز بهوضوح دیده شده و میشود. کسانی که این تصمیم را گرفتهاند، اگر از نتیجه آن، یعنی تعطیلی مجلس، باخبر بودهاند، باید به این پرسش پاسخ بدهند که از تعطیل کردن مجلس چه منظوری داشتهاند؟! و اگر از نتیجه بیخبر بودهاند، که تأسفآور است.»
@Kaleme | 2 502 |
| 17 | 🔴 پیام تسلیت ۱۶۶ نفر از فعالان سیاسی و مدنی به حسن اسدی زیدآبادی درپی درگذشت پدر
کل من علیها فان
جناب آقای حسن اسدی زیدآبادی
درگذشت پدر گرانقدر و از جانبازان دفاع از میهن، جناب آقای حاج عباس اسدی زیدآبادی را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت گفته و صبوری آن پدر ارجمند بر ناملایمات روزگار را ارج مینهیم.
برای آن عزیز سفر کرده آمرزش الهی و آرامش ابدی و برای شما و بستگان شکیبایی و دلآرامی بر این رنج و فقدان را آرزومندیم.
1. ارسلان ابدی
2. بهمن احمدی امویی
3. امین احمدیان
4. محمدصادق آخوندی
5. ابوطالب آدینهوند
6. امیر آریازند
7. محمد آزادی
8. میلاد اسدی
9. بهرام اسماعیلبیگی
10. حمید آصفی
11. مهدی افروزمنش
12. مهدی افشارنیک
13. فاطمه افشاری
14. علی افشاری
15. فروغ اکبری
16. مرتضی الویری
17. کاوه امیری
18. اکبر امینی ارمکی
19. مهدی امینیزاده
20. امیرحسین انصاری
21. مصطفی بادکوبهای
22. مسعود باستانی
23. هادی باقری
24. محمدباقر بختیار
25. احسان بداغی
26. رویا بلوری
27. کیومرث بلیوند
28. تیرداد بنکدار
29. ژیلا بنییعقوب
30. رضا بهرامی
31. قربان بهزادیاننژاد
32. سیدعلیرضا بهشتی شیرازی
33. امیر بهمنی
34. مطهره پارسی
35. مسعود پدرام
36. هوشنگ پوربابایی
37. سید مصطفی تاجزاده
38. شیما تدریسی
39. روزبه جامهشورانی
40. جلال جلالی زاده
41. علیرضا جلالی
42. محمد جمادی
43. علی جمالی
44. آبتین جهانیان
45. امین چالاکی
46. سیاوش حاتم
47. احمدرضا حائری
48. محمد حبیبی
49. فخرالدین حیدریان
50. حمیدرضا خادم
51. غلامرضا خانیان
52. امیر خرم
53. سارا خرمنهاد
54. حسین خسرونژاد
55. مصطفی خسروی
56. امید خوارزمیان
57. محمدحسین خوربک
58. محمد خیرالدین
59. بابک داشاب
60. امیرسالار داوودی
61. محمدجواد دردکشان
62. مهدی دریسپور
63. الهام ذوالفقاری
64. ویدا ربانی
65. محمدصادق ربانی املشی
66. علیرضا رجایی
67. محمدرضا رجبی
68. علیرضا رجبیان
69. زهرا رحیمی
70. حسین رزاق
71. مصطفی رستهمقدم
72. امیر رشیدی
73. بهروز رشیدیانی
74. ابوالفضل رضایی
75. صادق رهبری
76. نفسیه زارعکهن
77. موسی ساکت
78. ژینوس سبحانی
79. حسین سربندی
80. خشایار سفیدی
81. میثم سعادت
82. عبدالفتاح سلطانی
83. شمسالدین سیاسیراد
84. حامد سیاسیراد
85. بهروز شاهرخنیا
86. علی شریعتی
87. حجت شریفی
88. مونا شکرریز
89. بسام شوشینسب
90. صابر شیخلو
91. محمد صادقی
92. مسعود صادقی
93. اسماعیل صحابه
94. سمیرا صدری
95. رامین صفرنیا
96. سمیه عالمیپسند
97. علیرضا عبدی
98. مهدی عربشاهی
99. محمدعلی علیان
100. فتاح غلامی
101. مهدی فروزندهپور
102. سمیه فرید
103. علی فرید یحیایی
104. یغما فشخامی
105. بهرام فیاضی
106. یوسف قادریمهر
107. احمد قدیانی
108. ابوالفضل قدیانی
109. جعفر قدیمخانی
110. میرا قربانیفر
111. بابک قناد
112. اجلال قوامی
113. هادی کحالزاده
114. حمزه کرمی
115. حسین کروبی
116. محمد کریمی
117. محمد کیانوشراد
118. ساجده کیانوشراد
119. علی کیشی
120. مهدیه گلرو
121. جعفر گنجی
122. وحید لعلیپور
123. حسن مایلی
124. پرستو متینیزاده
125. علی مجتهدزاده
126. فخرالسادات محتشمی پور
127. مژگان محبی
128. مهدی محمودیان
129. اکبر مختاری
130. سعید مدنی
131. یاسر مروتپور
132. علی مزروعی
133. نریمان مصطفوی
134. پژمان مظفری
135. حسن معادیخواه
136. مونا معافی
137. علی ملیحی
138. نوگل منشوری
139. سلمان موسوی
140. کامران مولایی
141. عبدالله مومنی
142. فرید مومنی
143. شهروز مهدیپور
144. امیرحسین مهدوی
145. عبدالله ناصری
146. فرهنگ نادری
147. زهرا نجفی
148. محمد نجفی
149. محمد امین نجفیان
150. سعید نعیمی
151. حسین نقاشی
152. نصور نقیپور
153. مرتضی نورمحمدی
154. کامبیز نوروززاده
155. مصطفی نیلی
156. فاطمه نیلی
157. علی وحیدی
158. مهدی وطنخواه
159. محمدامین هادوی
160. سیدمیثم هاشمی
161. حسین یزدی
162. احمدرضا یوسفی
163. حسن یونسی
164. احمد منتظری
165.ناصر دانشور
166.حسین وفاپور
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 2 205 |
| 18 | 🔴 برادر زاده نرگس محمدی در شهر مشهد بازداشت شد
کمیل محمدی برادرزاده نرگس محمدی ساعت۲۱:۴۵ روز پنج شنبه ۹ مهرماه در حین بازگشت به خانه در خیابان توسط سه ماشین در خیابان بازداشت شده است.
کمیل یک کارگر ساده و مشغول در کارگاه پدرش در مشهد بوده و سابقه هیچ فعالیت سیاسی و اجتماعی ندارد.
کمیل در ۲۱ آذر ماه در کنار نرگس محمدی در مراسم درگذشت وکیل خسرو علیکردی در مسجد حضور داشت. پس از بازداشت نرگس محمدی در مسجدی در مشهد، نیروهای امنیتی برای بازداشت کمیل به خانه شان رفتند که او را بازداشت کنند اماموفق نشدند.
طبق اخبار رسیده به امتداد، کمیل بلافاصله پس از بازداشت در ۹ مهرماه در خیابان، به محلی برای بازجویی منتقل شده و روز بعد به دادگاه انقلاب مشهد و سپس به زندان منتقل شده است.
منبع: امتداد
@Kaleme | 2 645 |
| 19 | 🔴 اقلیتی علیه همبستگی ملی، صلح و توسعه ایران
بیانیه نهضت آزادی ایران
شماره: ۲۷۹۰
نهضت آزادی ایران پیش از هر سخنی تصریح میکند: دفاع از استقلال و تمامیت ارضی ایران در برابر تجاوز، حق مسلم و وظیفه ملی هر ایرانی است و هیچکس را یارای مناقشه در آن نیست. تجاوز نظامی حاکمیت بنیادگرای اسرائیل و همراهی دولت ایالات متحد، جنایتی است که محکومیت آن محل تردید نبوده و نیست. آنچه در این بیانیه محل نقد است، نه دفاع مشروع، بلکه سیاستها و عملکردهای کسانی است که کشور را به نقطهای رساندند که ناگزیر از این دفاع پرهزینه شد و امروز نیز در برابر پایان دادن به آن ایستادهاند. کسانی که راه دیپلماسی را میبندند، از میهن دفاع نمیکنند؛ بهای دفاع از میهن را بالا میبرند.
جریانهای تندرو از جمله جریان موسوم به پایداری، نیروهای نفوذی و کاسبان جنگ و تحریم، تمام توان خود را در مقابل کاهش تنش و حفظ آتشبس به کار بسته و تا حدی نیز موفق بوده است؛ از ترویج شعارهای تفرقهافکنانه و جنگطلبانه در حضور خیابانی ، تا فراهم آوردن بهانه برای دشمن خارجی جهت نقض توافقی که حاصل دیپلماسی مؤثر دستگاههای سیاسی، امنیتی و نظامی کشور بود.
پرسشی که باید صریح پرسیده شود این است: هزینه سیاستهای ادامه جنگ را چه کسی میپردازد؟ طراحان خارجی و داخلی این مسیر، نه در صف نان ایستادهاند، نه حقوق بازنشستگیشان در برابر تورم آب رفته، نه خانههایشان ویران شده و نه فرزندانشان آینده خود را در مهاجرت جستوجو میکنند. بهای آن را کارگر، بازنشسته، کارمند، کشاورز، مالباخته و ساکن مناطق جنگزده میپردازد. جنگطلبی برای گروهی اندک سرمایه سیاسی و اقتصادی تولید کرده و برای اکثریت مردم ایران جز فقر، ناامنی و چشمانداز تاریک نیاورده است.
نهضت آزادی ایران، بر یک واقعیت ساده تأکید دارد: هر سیاستی که راه دیپلماسی و توافقسازی را ببندد، فارغ از نیت طراحان آن، دقیقاً همان نتیجهای را رقم میزند که متجاوز خواهان آن است.
اما پرسش بنیادیتر این است: چگونه یک جریان اقلیت، که در هیچ انتخابات آزادی توان کسب چنین جایگاهی را ندارد، به این اندازه بر سرنوشت کشور مسلط شده است؟ پاسخ در ساختارها و سیاست ها است، نه در اشخاص. انتخابات غیرآزاد، نظارت استصوابی، حذف گسترده نیروهای منتقد و خالصسازی ایدئولوژیک چند دهه اخیر در عرصههای سیاسی، اداری، رسانهای و نظامی، همین اقلیت را به اکثریت نهادی بدل کرده است. تا زمانی که این سازوکار برقرار باشد، هر تلاشی برای مهار این جریان موقتی و سطحی خواهد بود. اصلاحات ساختاری و به تبع آن اصلاح قانون اساسی در همین جهت ضروری میشود.
نهضت آزادی ایران هشدار میدهد که تداوم این مسیر، ویرانی بیشتر اقتصاد و زیرساخت های کشور، فروپاشی کامل اعتماد قدرتهای منطقهای به دولت ایران، سوختن فرصت همکاریهای آینده در آتش جنگ، و از دست رفتن گشایشهای موجود در فضای بینالمللی را در پی خواهد داشت.
نهضت آزادی ایران تأکید میکند که جلوگیری از نفوذ خارجی جز با مهار تندرویها، تأمین آزادی اندیشه، گشایش فضای رسانهها، تقویت جامعه مدنی، آزادی انتخابات و ایجاد رقابت سیاسی واقعی ممکن نیست. انحصار و خالصسازی ایدئولوژیک، برخلاف ادعای مدافعانش، خود زمینهساز نفوذ است نه مانع آن؛ زیرا نظامی که صدای منتقدان خود را نمیشنود، ناگزیر دیر میفهمد و گران میپردازد.
نهضت آزادی ایران، ایران را متعلق به همه ایرانیان میداند. گشودن میدان برای یک جریان و سرکوب دیگران، نهتنها به جامعه آسیب زده، بلکه توان تصمیمگیری مستقل را حتی از خود حاکمان سلب کرده است. حاکمانی که تنها یک صدا را میشنود، در برابر همان صدا بیدفاع میشود.
متن کامل بیانیه
منبع: کانال تلگرام نهضت آزادی
@Kaleme | 2 341 |
| 20 | 🔴 روایت گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل از پرونده اعدام علیرضا سپاهی
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، با انتشار گزارشی فرایند اعدام علیرضا سپاهی و نحوه مواجهه قوه قضاييه با پرونده او را توضیح داده است.
خانم ساتو نوشته است: «این پرونده با نگرانیهای جدی در مورد نحوه رفتار با متهمان و دادرسی عادلانه همراه بوده است. بنا بر گزارشها، مادر علیرضا سپاهی در مقابل او شکنجه شده است، و خود او و پسرعمویش در مقابل خانوادهشان مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتهاند.»
گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، در متن خود به حمله قلبی علیرضا سپاهی اشاره کرده و آورده: «دادگاه انقلاب اصفهان، علیرضا را به اعدام محکوم کرد. اما اندکی پیش از زمان تعیین شده برای اعدام، او دچار حمله قلبی شد و به بیمارستان منتقل شد. تنها چند روز بعد از بیمارستان مرخص و به زندان بازگردانده شد. جایی که هر روز را با ترس از اعدام سپری کرد، تا زمانی که موعد او هم رسید.»
در ادامه گزارش مای ساتو آمده است: «۱۱ شهریور، درخواست تجدیدنظر او پذیرفته شده و پروندهاش برای رسیدگی مجدد ارجاع شده بود. با این حال، طبق گزارشها، دادگاه انقلاب اصفهان بدون رسیدگی مجدد به پرونده این درخواست را رد کرده است. حکم او در سحرگاه ۱۳ مهر در حالی اجرا شد که وکیل او همچنان به دنبال راهی برای رسیدگی مجدد به این پرونده بود.»
منبع: کانال تلگرام حسین باستانی
@Kaleme | 2 904 |
