es
Feedback
سایت خبری-تحلیلی کلمه

سایت خبری-تحلیلی کلمه

Ir al canal en Telegram

کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram سایت خبری-تحلیلی کلمه

El canal سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 49 824 suscriptores, ocupando la posición 5 261 en la categoría Noticias y medios y el puesto 6 712 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 49 824 suscriptores.

Según los últimos datos del 26 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -1 080, y en las últimas 24 horas de -23, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 18.57%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 11.95% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 9 254 visualizaciones. En el primer día suele acumular 5 954 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 27 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Noticias y medios.

49 824
Suscriptores
-2324 horas
-2267 días
-1 08030 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+29
en 32 canales
mayo '260
en 9 canales
Get PRO
abril '26
+3
en 7 canales
Get PRO
marzo '26
+114
en 15 canales
Get PRO
febrero '26
+542
en 67 canales
Get PRO
enero '26
+3 039
en 119 canales
Get PRO
diciembre '25
+1 059
en 344 canales
Get PRO
noviembre '25
+399
en 126 canales
Get PRO
octubre '25
+37
en 24 canales
Get PRO
septiembre '25
+5
en 31 canales
Get PRO
agosto '25
+81
en 46 canales
Get PRO
julio '25
+1 657
en 143 canales
Get PRO
junio '25
+46
en 53 canales
Get PRO
mayo '250
en 44 canales
Get PRO
abril '25
+129
en 50 canales
Get PRO
marzo '25
+97
en 48 canales
Get PRO
febrero '25
+1 081
en 72 canales
Get PRO
enero '25
+172
en 47 canales
Get PRO
diciembre '24
+650
en 72 canales
Get PRO
noviembre '24
+76
en 47 canales
Get PRO
octubre '24
+76
en 35 canales
Get PRO
septiembre '24
+243
en 51 canales
Get PRO
agosto '24
+144
en 46 canales
Get PRO
julio '24
+504
en 37 canales
Get PRO
junio '24
+568
en 48 canales
Get PRO
mayo '24
+531
en 52 canales
Get PRO
abril '24
+187
en 53 canales
Get PRO
marzo '24
+308
en 53 canales
Get PRO
febrero '24
+302
en 46 canales
Get PRO
enero '24
+304
en 33 canales
Get PRO
diciembre '23
+362
en 46 canales
Get PRO
noviembre '23
+179
en 32 canales
Get PRO
octubre '23
+742
en 41 canales
Get PRO
septiembre '23
+970
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+503
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+233
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+256
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+391
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+380
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+585
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+3 406
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+306
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+1 522
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+738
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+2 614
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+1 535
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+5 260
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+334
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+348
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+390
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+185
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+213
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+240
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+352
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+676
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+278
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+291
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+228
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+276
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+172
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+836
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+340
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+196
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+135
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+170
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+302
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+51 771
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
27 junio0
26 junio0
25 junio0
24 junio0
23 junio0
22 junio0
21 junio0
20 junio+7
19 junio0
18 junio+5
17 junio0
16 junio0
15 junio0
14 junio0
13 junio+2
12 junio0
11 junio0
10 junio0
09 junio0
08 junio0
07 junio0
06 junio+4
05 junio+11
04 junio0
03 junio0
02 junio0
01 junio0
Publicaciones del Canal
🔴 استاد کرمی‌فریدنی: عاشورا؛ تقابل دینداری اصیل و دین‌داری ابزاری بود/ دینداری بدون اخلاق، بی‌محتواست حجت‌الاسلام والمسلمین کرمی فریدنی در مراسم عزاداری عاشورا در دفتر مرجع‌عالیقدر آقای بیات‌زنجانی در قم با تبیین دو نوع دینداری در تاریخ اسلام، بر ضرورت شناخت معیارهای دین اصیل در برابر دین ابزاری تأکید کرد. این پژوهشگر تاریخ اسلام اظهار کرد: یک نوع دینداری خالصانه و مبتنی بر آیین زندگی است و نوع دیگر، دینداری ابزاری و بی‌محتواست که برای قدرت‌طلبی مورد استفاده قرار می‌گیرد. وی با بیان اینکه در زمان پیامبر اسلام(ص)، دین به عنوان راهنمای زندگی فردی و اجتماعی مطرح بود، افزود: دینداری واقعی یعنی تنظیم تمام شئون زندگی بر اساس آموزه‌های الهی؛ از اخلاق و رفتار فردی تا مدیریت، سیاست و قضاوت. این پژوهشگر دینی ادامه داد: پس از رحلت پیامبر(ص)، به تدریج نوعی دینداری ابزاری شکل گرفت که در آن دین به ابزاری برای تحمیل قدرت و منافع شخصی تبدیل شد که نمونه بارز آن در حکومت اموی و رفتار معاویه قابل مشاهده است. وی با اشاره به واقعه عاشورا تصریح کرد: در روز عاشورا، این دو نوع دینداری در مقابل یکدیگر قرار گرفتند؛ از یک سو امام حسین(ع) با منطق اخلاق، صبر، آزادگی و دفاع از حق و از سوی دیگر جریان اموی که با ظواهر دینی اما بدون محتوا، دست به خشونت و جنایت زد. کرمی‌فریدنی با طرح این پرسش که چگونه می‌توان دین اصیل را از دین ابزاری تشخیص داد، سه معیار اساسی را برشمرد و گفت: نخست، نوع نگاه به انسان و کرامت انسانی است؛ دینی که برای جان، مال و حیثیت انسان ارزش قائل نباشد، اصیل نیست. وی دومین معیار را اخلاق دانست و افزود: دینداری واقعی با صداقت، وفاداری، عدالت، فروتنی و کنترل خشم همراه است و صرفاً به ظواهر عبادی محدود نمی‌شود. این پژوهشگر دینی سومین شاخص را عمل به گفتار عنوان کرد و گفت: کسی که مردم را به ارزش‌ها دعوت می‌کند، باید خود پیشگام در عمل به آن‌ها باشد؛ در غیر این صورت، دین‌داری او فاقد حقیقت است. وی در پایان با تأکید بر درس‌های عاشورا خاطرنشان کرد: امام حسین(ع) نماد دینداری اصیل است که در آن ایمان، عمل، اخلاق و کرامت انسانی در بالاترین سطح تجلی یافته است. منبع: کانال تلگرام دفتر آیت‌الله بیات زنجانی @Kaleme

2
🔴 عاشورا به‌مثابه «دیرند» تأملی در ماندگاری یک رخداد فراتر از زمان تقویمی ✍ رضا استوار 《رخدادها》 معمولاً در زمانِ تقویمی متولد می‌شوند، در حافظه تاریخی ثبت می‌شوند و به‌تدریج به گذشته می‌پیوندند. منطق تقویم، منطق فاصله است؛ هر سال، هر قرن و هر نسل، رخداد را بیش از پیش از 《اکنون》 دور می‌کند. با این حال، تاریخ بشر شاهد رخدادهایی است که از این منطق تبعیت نمی‌کنند. عاشورا یکی از برجسته‌ترین این رخدادهاست؛ رخدادی که اگرچه در سال ۶۱ هجری قمری به وقوع پیوست، اما حضور آن در جهان اجتماعی شیعی را نمی‌توان با فاصله زمانی میان آن واقعه و امروز توضیح داد. در این میان فلسفه هانری برگسون افقی مناسب برای فهم این ماندگاری فراهم می‌آورد. برگسون میان «زمان تقویمی» و «دیرند» تمایز می‌گذارد. زمان تقویمی، زمانی کمی، قابل اندازه‌گیری و متشکل از لحظه‌های منفصل است؛ اما 《دیرند》 زمانِ زیسته‌ای است که در آن گذشته نابود نمی‌شود، بلکه در اکنون 《استمرار》 می‌یابد و کیفیت تجربه حال را دگرگون می‌کند. در دیرند، گذشته پشت سر ما قرار ندارد؛ بلکه گذشته در ما زندگی می‌کند. اگر عاشورا را از این منظر بنگریم، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً واقعه‌ای متعلق به قرن نخست هجری دانست. عاشورا در تجربه اجتماعی شیعی، نه خاطره‌ای دور، بلکه 《حضوری زنده》است. هر آیین سوگواری، هر بازخوانی تاریخی و هر مواجهه اخلاقی با مسئله ظلم و عدالت، صرفاً یادآوری یک گذشته نیست؛ بلکه استمرار همان گذشته در اکنون است. عاشورا به این معنا، گذشته‌ای نیست که بازنمایی شود، بلکه گذشته‌ای است که در هر اکنون، دوباره فعلیت می‌یابد. از این منظر، راز ماندگاری عاشورا را نباید تنها در تکرار آیین‌های عزاداری یا انتقال فرهنگی آن جست‌وجو کرد. تکرار، اگر صرفاً بازتولید مکانیکی باشد، 《دیرند》 نمی‌آفریند. آنچه عاشورا را ماندگار ساخته، ظرفیت آن برای ورود مداوم به 《اکنون‌های تاریخی》 متفاوت است. هر نسل، عاشورا را نه به‌عنوان شیئی متعلق به گذشته، بلکه به‌عنوان افقی برای فهم وضعیت کنونی خود تجربه می‌کند. ازاین‌رو، عاشورا با هر دوره تاریخی وارد نسبتی تازه می‌شود، بی‌آنکه هویت بنیادین خود را از دست بدهد. در این چارچوب، می‌توان گفت عاشورا از منطق زمانِ تقویمی خارج شده و وارد منطق دیرند شده است. در زمان تقویمی، فاصله میان سال ۶۱ هجری و اکنون، بیش از سیزده قرن است؛ اما در دیرند، این فاصله اهمیت تعیین‌کننده ندارد، زیرا گذشته در لایه‌های آگاهی و حیات جمعی استمرار یافته و اکنون را از درون می‌سازد. بنابراین، ماندگاری عاشورا نه محصول غلبه بر زمان، بلکه نتیجه حضور آن در ساختار 《 زمان زیسته》 یک جامعه است؛ به همین دلیل، عاشورا را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک «حادثه تاریخی» فهم کرد. حادثه تاریخی، با پایان یافتن زمان وقوع خود، در گذشته تثبیت می‌شود؛ اما عاشورا در تجربه اجتماعی شیعه، همواره در حال وقوع است، زیرا هر بار که نسبت انسان با حقیقت، عدالت، ظلم و مسئولیت اخلاقی بازاندیشی می‌شود، افق معنایی عاشورا نیز دوباره 《گشوده》 می‌شود. این گشودگیِ مداوم، همان چیزی است که برگسون آن را 《استمرار خلاق گذشته در اکنون》 می‌نامد. از این منظر، عاشورا را باید نه یک «خاطره تاریخی»، بلکه نوعی «زمان زیسته» دانست؛ زمانی که گذشته و حال را در تقابل با یکدیگر قرار نمی‌دهد، بلکه آن‌ها را در تجربه‌ای واحد به هم پیوند می‌زند. راز ماندگاری عاشورا نیز دقیقاً در همین نکته نهفته است: عاشورا در تقویم باقی نمانده است، بلکه به بخشی از دیرند یک جامعه تبدیل شده است؛ دیرندی که در آن گذشته، هرگز پایان نمی‌یابد، بلکه در هر اکنون، به شکلی تازه به حیات خود ادامه می‌دهد. @Kaleme
1 627
3
🔴 مبانی عقلایی آراء اقتصادی شهید بهشتی ✍ سید علیرضا حسینی بهشتی در این مقاله که متن سخنرانی سیدعلیرضا حسینی بهشتی در موسسه مطالعات دین و اقتصاد است، وی تلاش می‌کند تا ریشه‌ها و چارچوب‌های نظری اقتصاد از دیدگاه شهید بهشتی را بازخوانی کند. نویسنده در ابتدا این ادعا را که مشکلات اقتصادی ایران ناشی از تفکرات سوسیالیستی اوایل انقلاب است رد کرده و وضع موجود را نتیجه اجرای سیاست‌های نولیبرال می‌داند. وی استدلال می‌کند که اندیشه‌های شهید بهشتی بر مبنای «امور عقلایی» (استدلال‌های قابل‌قبول برای خرد جمعی) و به دور از ایدئولوژی‌زدگی بنا شده است. محورهای اصلی مقاله به شرح زیر است: ابتناء بر فطرت انسانی: مبنای معرفت‌شناختی آراء شهید بهشتی این است که اسلام دین فطرت است و بایدها و نبایدهای اقتصادی آن ریشه در نیازهای عینی و منطق فطری انسان دارد. تفکیک مکتب از علم اقتصاد: از دیدگاه شهید بهشتی، اسلام دارای «مکتب اقتصادی» است (یعنی اصول کلی، ارزش‌ها و آنچه باید باشد را مشخص می‌کند)، اما «علم اقتصاد» ابزاری است که نحوه تحقق این اصول را در واقعیت و بر اساس شرایط زمان و مکان تعیین می‌کند. کار، تنها منشأ مالکیت: در این نظام فکری، ارزش و مالکیت شخصی تنها بر پایه «کار» (مستقیم یا غیرمستقیم) توجیه می‌شود. بنابراین، منابع طبیعی دست‌نخورده مانند زمین، جنگل و معدن ملک شخصی کسی نیستند. تقدم مصالح عمومی بر مالکیت شخصی: حکومت به عنوان نماینده جامعه می‌تواند در جهت مصالح عمومی، بر اموال شخصی افراد حق تقدم داشته باشد تا نیازهای اولیه همه افراد جامعه تأمین گردد. نویسنده مقاله نهایتا دو نمونه از کاربردهای عملی این تفکر را برای حل بحران‌های امروز معرفی می‌کند: ۱. معضل مسکن: از نظر فقهیِ شهید بهشتی، انسان مالک مطلقِ زمین بایر نمی‌شود، بلکه تنها مالک ساختمان و بنایی است که روی آن می‌سازد. این نگاه مانع از تبدیل شدن زمین به کالای سرمایه‌ای و احتکار آن می‌شود. ۲. سود بازرگانی و تورم: سودِ سرمایه‌ای که در تولید یا مستغلات نقشی ندارد (سرمایه عقیم و صرفاً بازرگانی)، از نظر اقتصادی تفاوتی با «ربا» ندارد. این نوع سود، عامل اصلی تورم، استثمار نامرئی و ایجاد فاصله طبقاتی است. در انتها، مقاله نتیجه‌گیری می‌کند که برخورد علمی با آراء اقتصادی شهید بهشتی و پرهیز از برچسب‌زنی‌های نادرستی مانند «چپ‌زدگی»، می‌تواند راهکارهای مؤثری برای برپایی عدالت اجتماعی و جایگزینی نظام سرمایه‌سالاری ارائه دهد. متن کامل مقاله @Kaleme
3 422
4
🔴 پس از اظهارات جی‌دی ونس درباره کانال نظامی مستقیم ایران و آمریکا؛ آیا دوحه به اتاق کنترل بحران‌های آینده تبدیل می‌شود؟ ✍ حمید آصفی اظهارات درباره توافق اولیه برای ایجاد یک کانال ارتباطی مستقیم میان آمریکا و جمهوری اسلامی، اگر صحت پیدا کند، احتمالاً مهم‌ترین دستاورد مذاکرات سوئیس نخواهد بود؛ بلکه مهم‌ترین نشانه از تغییر ماهیت رویارویی دو کشور در دوران پس از بحران خواهد بود. در نگاه نخست، چنین خبری عجیب به نظر می‌رسد. آمریکا و ایران دهه‌هاست یکدیگر را دشمن راهبردی می‌دانند. سپاه پاسداران در ادبیات امنیتی واشنگتن یکی از اصلی‌ترین بازیگران چالش‌زا در منطقه محسوب می‌شود و سنتکام نیز فرماندهی اصلی عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه است. اما دقیقاً به همین دلیل، ایجاد یک کانال ارتباطی میان این دو نهاد اهمیت پیدا می‌کند. هدف واقعی: جلوگیری از جنگ ناخواسته در روابط بین‌الملل، بسیاری از جنگ‌ها نه به دلیل تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه بر اثر سوءبرداشت، خطای محاسباتی یا فقدان ارتباط مستقیم آغاز شده‌اند. در منطقه‌ای که نیروهای آمریکایی، نیروهای وابسته به ایران، اسرائیل، حزب‌الله، گروه‌های عراقی و بازیگران متعدد دیگر همزمان حضور دارند، یک اشتباه تاکتیکی می‌تواند ظرف چند ساعت به بحرانی راهبردی تبدیل شود. به همین دلیل قدرت‌های رقیب معمولاً حتی در اوج دشمنی نیز خطوط ارتباط اضطراری ایجاد می‌کنند. نمونه مشهور آن «خط قرمز» میان واشنگتن و مسکو پس از بحران موشکی کوبا بود. آمریکا و شوروی رقیب ایدئولوژیک و هسته‌ای بودند، اما پذیرفتند که نبود ارتباط مستقیم خطرناک‌تر از وجود آن است. اگر امروز میان سپاه و سنتکام نیز سازوکاری مشابه شکل بگیرد، فلسفه آن نه دوستی بلکه مدیریت خطر خواهد بود. چرا دوحه؟ انتخاب دوحه نیز تصادفی نیست. از نگاه تهران، قطر کشوری است که برخلاف برخی دولت‌های عربی منطقه، در بسیاری از بحران‌ها نقش میانجی را ایفا کرده و نه بخشی از جبهه فشار حداکثری. بنابراین اگر قرار باشد یک «اتاق کنترل بحران» میان دو طرف شکل بگیرد، دوحه یکی از منطقی‌ترین گزینه‌ها خواهد بود. تغییر در اولویت‌های آمریکا بخش مهم‌تر خبر، آن چیزی است که درباره نگاه جدید دولت آمریکا آشکار می‌کند. گزارش‌های مربوط به مذاکرات سوئیس نشان می‌دهند که یکی از محورهای اصلی گفت‌وگوها، کاهش تنش‌های منطقه‌ای، امنیت تنگه هرمز و جلوگیری از درگیری‌های جدید بوده است. این نشان می‌دهد که واشنگتن دست‌کم در مقطع کنونی بیش از آنکه به دنبال تغییر رفتار ایدئولوژیک جمهوری اسلامی باشد، به دنبال مدیریت ریسک‌های امنیتی است. به زبان ساده، اولویت آمریکا ممکن است از «حل کامل اختلافات» به «جلوگیری از انفجار بحران» تغییر کرده باشد. این رویکرد واقع‌گرایانه‌تر است، زیرا تجربه دو دهه گذشته نشان داده که حل همه اختلافات میان تهران و واشنگتن تقریباً غیرممکن است، اما کاهش احتمال برخورد نظامی مستقیم امکان‌پذیر است. سود تهران چیست؟ برای جمهوری اسلامی نیز چنین کانالی مزایای مهمی دارد. نخست آنکه خطر برخورد ناخواسته با نیروهای آمریکایی کاهش پیدا می‌کند. دوم آنکه تهران می‌تواند در شرایط بحرانی پیام‌های فوری خود را بدون واسطه‌های متعدد منتقل کند. سوم آنکه داشتن یک مسیر ارتباطی مستقیم، احتمال تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده در واشنگتن را کاهش می‌دهد. از منظر سپاه نیز اطلاع سریع از نیت و تحرکات طرف مقابل می‌تواند ارزش اطلاعاتی و عملیاتی قابل توجهی داشته باشد. در واقع، ارزش واقعی این کانال نه در زمانی است که اوضاع آرام است، بلکه در روزی آشکار خواهد شد که یک موشک اشتباه شلیک شود، یک پهپاد سرنگون گردد یا یک درگیری ناگهانی در خلیج فارس شکل بگیرد. آن روز، یک خط تلفن مستقیم ممکن است از وقوع جنگی جلوگیری کند که هیچ‌یک از طرفین واقعاً خواهان آن نیستند. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
6 862
5
🔴 مسئله‌ی اصلی؛ مبارزه‌ی مدنی با حکومتِ دروغ ✍ عبدالله ناصری هنوز اکثر ایرانیانِ مخالفِ مطلق جمهوری اسلامی و نیز حداقلِ همراه آن، در تب‌وتاب توافق‌نامه‌ی آمریکا و حکومت ایران هستند. نمی‌دانیم همان اراده‌ی آغازین تفاهم تا پایان شصت روز دوام خواهد داشت یا خناسانِ فاسقِ حکومتی، بازیِ معقولِ تعامل را بر هم خواهند زد. گمانِ قوی‌تر، به درستی، این است اگر حکومت محتاج پول نمی‌بود، این توافقِ قابلِ دفاع و سودمند برای مردم ایران امضا نمی‌شد. هر نیتی باشد، دور شدنِ جنگ از ایران نعمت بزرگی است. اکنون باید هدفِ اصلیِ مبارزانِ مدنی را تعقیب کرد: «تلاشِ مدنی و ملی برای گذر از جمهوری اسلامیِ ولی‌فقیه» که برای بقا حتی فقهِ خود را زیر پا می‌گذارد. این حکومت چند دهه است بر ایران «شَتَک» زده و برای این ناپاکی، مردم و وطن هزینه کرده‌اند؛ اما به قولِ رندی سیاسی، «سلیمان برجاست، ولی موریانه کارِ خود می‌کند». اکنون که روزگارانِ حسین‌بن‌علی و عاشورای اوست، بار دیگر جنگِ «مذهب علیه مذهب» در ایران پا گرفته و به قولِ دوستِ آزادی‌خواهِ عزیزم، علی طهماسبی: «یکی مذهبِ حاکمان، اسلامِ سلطه و زور، مذهبِ گنج‌های فراهم آمده از غارتِ محرومان، همان مذهبی که به تهدید و ارعاب و تزویر و تطمیع از همگان بیعت می‌گیرد؛ و دیگری مذهبی که خلق‌های محروم و ستم‌کشیده، سوگوارِ پدید آمدنش بودند و هیچ‌گاه تحقق پیدا نکرد.» علی‌الاصول، هیچ پلیتیکی، چه داخلی یا خارجی، مقصودِ اولِ مردم را تغییر نخواهد داد. با قداستِ هر چیزی جز ذاتِ باری‌تعالی و کلامِ تأویل‌پذیرِ او، یعنی قرآن، مخالفم؛ ولی به علتِ شهیدانِ پرتعداد و خون‌های جاری در راهِ تغییر، مقصودِ مذکور را مقدس می‌دانم و برای تحققِ آن باید با خردمندی خرج کرد. منبع: زیتون @Kaleme
6 418
6
🔴 مناجات دکتر چمران بر پیکر شریعتی به مناسبت ۲۹ خرداد سالروز شهادت دکتر علی شریعتی اي علي! هميشه فکر مي‌کردم که تو بر مرگ من مرثيه خواهي گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثيه مي‌خوانم! اي علي! من آمده‌ام كه بر حال زار خود گريه كنم، زيرا تو بزرگتر از آني كه به گريه و لابه ما احتياج داشته باشي اي علي! تو را وقتي شناختم که کوير تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن يافتم. قبل از آن خود را تنها مي‌ديدم و حتي از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهي از غيرطبيعي بودن خود شرم مي‌کردم؛ اما هنگامي ‌که با تو آشنا شدم، در دوري دور از تنهايي به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشين شدم اي علي! تو مرا به خويشتن آشنا کردي. من از خود بيگانه بودم. همه ابعاد روحي و معنوي خود را نمي‌دانستم. تو دريچه‌اي به سوي من باز کردي و مرا به ديدار اين بوستان شورانگيز بردي و زشتي‌ها و زيبايي‌هاي آن را به من نشان دادي. اي علي! همراه تو به کوير مي‌روم؛ کوير تنهايي، زير آتش سوزان عشق، در توفان‌هاي سهمگين تاريخ که امواج ظلم و ستم، در درياي بي‌انتهاي محروميت و شکنجه، بر پيکر کشتي شکسته حيات وجود ما مي‌تازد اي علي! همراه تو به حج مي‌روم؛ در ميان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو مي‌شوم، اندامم مي‌لرزد و خدا را از دريچه چشم تو مي‌بينم و همراه روح بلند تو به پرواز در مي‌آيم و با خدا به درجه وحدت مي‌رسم اي علي! همراه تو به قلب تاريخ فرو مي‌روم، راه و رسم عشق بازي را مي‌آموزم و به علي بزرگ آن‌قدر عشق مي‌ورزم که از سر تا به پا مي‌سوزم …. اي علي! همراه تو به ديدار اتاق کوچک فاطمه مي‌روم؛ اتاقي که با همه کوچکي‌اش، از دنيا و همه تاريخ بزرگتر است؛ اتاقي که يک در به مسجدالنبي دارد و پيغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکي که علي(ع)، فاطمه(س)، زينب(س)، حسن(ع) و حسين(ع) را يکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکي که مظهر عشق، فداکاري، ايمان، استقامت و شهادت است اي علي! تو در دنياي معاصر، با شيطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختي، با زر و زور و تزوير درافتادي؛ با تکفير روحاني‌نمايان، با دشمني غرب‌زدگان، با تحريف تاريخ، با خدعه علم، با جادوگري هنر روبه‌رو شدي، همه آنها عليه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ايمان و روح، بر آنها چيره شدي، با تکيه به ايمان به خدا و صبر و تحمل دريا و ايستادگي کوه و برّندگي شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزوير» برخاستي و همه را به زانو در آوردي اي علي! دينداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفير کوفتند و از هيچ دشمني و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نيز که خود را به دروغ، «روشنفکر» مي‌ناميدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبيدند و اهانت‌ها کردند قسم به شهادت، که تا وقتي که فداييان از جان گذشته، حيات و هستي خود را در قربانگاه عشق فدا مي‌کنند، تو بر شهادت پاک آنها شاهدي و شهيدي ! و تو ‌اي خداي بزرگ! علي را به ما هديه کردي تا راه و رسم عشق‌بازي و فداکاري را به ما بياموزاند؛ چون «شمع» بسوزد و راه ما را روشن کند و مابه عنوان بهترين و ارزنده‌ترين هديه خود، او را به تو تقديم مي‌کنيم، تا در ملکوت اعلاي تو بياسايد و زندگي جاويد خود را آغاز کند…)) متن کامل مرثیه @Kaleme
5 453
7
🔴 معاویه می‌گفت من نماینده خدایم و فقط به او جواب می‌دهم، نه به مردم ✍ دکتر محمد رضا یوسفی یکی از نامه های مهمی که سران شیعه برای دعوت از سیدالشهدا به کوفه نوشته اند، شرایط جامعه آن عصر را به خوبی تشریح کرده است. در این نامه در توصیف بحرانهای جامعه اشاره ای به مسایل دینی نشده، بلکه از شکافهایی سخن گفته شده که منجر به بی دینی جامعه می شود. چپا‌ول منابع عمومی، فقدان رضایت عمومی و استبداد و دیکتاتوری که شرایط اقتصادی را بسوی فقر اکثریت جامعه سوق می دهد و شرایط سیاسی را بسوی رانت خواری و قدرت اقلیت هدایت می کند. در روایتی از رسول خدا؛ حکومت بنی امیه دو ویژگی اصلی دارد: یکی انحصار در اموال عمومی و دیگری نگاه اطاعت محور و زورمدار به مردم. معاویه مسیر این نوع حکومت را هموار کرد. در آغاز بیعت گرفتن او از مردم، نارضایتی سران شیعه مشهود بود و به معاویه بجای امیرالمومنین؛ ملک می گفتند و در پاسخ به اعتراض معاویه گفتند: علی بدان خاطر امیرالمومنین بود که توسط مردم و با اصرار مردم بر کرسی خلافت نشست، اما تو با زور به قدرت چنگ انداختی. حوزه نخست فساد سیاسی است؛ استبداد معاویه اگرچه ابتدا با همراهی برخی خواص مانند عمروعاص و مغیره همراه شد اما در ادامه روش معاویه به خلوت شدن اطراف معاویه که نتیجه عملکرد هر دیکتاتوری است، منجر می شود، مانند کشتن حجر بن عدی که حتی با اعتراض عایشه همراه میشود و معاویه در پاسخ می گوید: فرد عاقلی کنار من نبود که به من مشورت بدهد. ِحوزه دوم فساد اقتصادی و فساد مالی است که همواره در تاریخ دولتها وجود داشته است. یکی از راههای توجیه این فساد، ادعای نمایندگی خدا و دین است؛ معاویه گفت « الارض لله و انا خلیفه الله»: زمین مال خداست و من نماینده اویم.  و سپس می گوید من هر مالی را گرفتم، هرکاری را بخواهم می‌توانم با آن بکنم و فقط به خدا جواب می‌دهم، نه به مردم. در مباحثات و مکاتبات امیرالمومنین؛ برعکس این بیان میشود و حضرت مشروعیت خود را ناشی از حمایت و انتخاب مردم عنوان می کند، نه انتخاب خدا و به مالک اشتر می نویسد: در پی رضایت مردم باش که رضایت خدا در رضایت مردم است. علت این است که حکومت وظایفی را در قبال مردم دارد و باید با انجام آنها مردم را راضی کند. اولین کسی که در تاریخ اسلام، درآمد خالصه جات را که در اسلام جزء اموال عمومی است را به جیب شخصی ریخت و اموال خود کرد، معاویه بود. او حتی به عمروعاص می گوید مصر و مردمش برای تو و خراج هم نمی خواهم؛ اما وقتی عمروعاص در سال ۴۳ مرد، تمام اموال او که صدها هزار دینار بود، به نفع شخص خودش مصادره کرد و در مورد بقیه حاکمان، نصف اموال کارگزارانش را برای خود مصادره می کرد. مسعودی می گوید اموال عمومی و خراج و خالصه جات را معاویه به اقوامش می بخشید. در این حالت، در واقع دولت اغنیا ایجاد می شود و این حاکمان با اموال و رانتها، به تجارت می پرداختند که رقابت اقتصادی نابرابری میان تاجران عادی و تاجران حکومتی شکل می گیرد. ابن خلدون نتیجه این روند را انحصار در اقتصاد می دانند؛ معاویه حتی با صادرات بت به هند در پی ثروت بیشتر بود. این وضعیت باعث افزایش نارضایتی ها و تعمیق شکاف حکومت و مردم می شود این در حالی است که امیرمومنان خطاب به مردم کوفه می گوید: من با این لباس ها و اموال به شهر شما آمدم اگر در زمان خروج از حکومت بیش از این داشتم به شما خیانت کردم. اقدامات علی علیه السلام برای جلوگیری از فساد حکومت چهار رکن دارد: نخست شایسته سالاری بجای قوم و خویش گرایی و قبیله گرایی؛ دوم شفافیت در حکومت و حق اطلاع عمومی از مسایل حکومت به جز حوزه نظامی؛ سوم نظارت مردم بر حکومت و نظارت امیرالمومنین بر کارگزاران و چهارم، مجازات متخلفین بدون استثنا و مصلحت گرایی. قرآن درباره امت های گذشته می گوید: تلک امة قد خلت.. یعنی گذشته ها و حکومتهای پیشین گذشتند و در برابر خدا باید پاسخگو باشند، اما شما چگونه می خواهید عمل کنید؟ ما باید شفاف بگوییم جامعه ما به سمت عدالت علی می‌رود یا فساد و استبداد معاویه؟ منبع: كانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 899
8
🔴 کل یوم العاشورا و کل الارض الکربلا ✍مهدی محمودیان هر روز عاشوراست و هر سرزمینی کربلا. این جمله فقط یک شعار مذهبی نیست؛ یک هشدار تاریخی است. هشداری که به ما می‌گوید نباید عاشورا را در سال ۶۱ هجری زندانی کنیم و کربلا را فقط قطعه‌ای از خاک عراق بدانیم. اگر چنین کنیم، عاشورا را به یک خاطره تبدیل کرده‌ایم، نه یک پیام. پیام عاشورا این است که ظلم، هر زمان و در هر لباسی که ظاهر شود، ظلم است؛ و انسان نیز در برابر آن مسئولیت دارد. حسین بن علی در برابر حکومتی قیام کرد که خود را دینی می‌نامید. مشکل او صرفاً فساد اقتصادی یا ناکارآمدی سیاسی نبود. مسئله اصلی این بود که قدرت سیاسی به نام دین سخن می‌گفت اما کرامت انسان را نادیده می‌گرفت. حکومت یزید از مردم فقط اطاعت نمی‌خواست؛ سکوت هم می‌خواست. می‌خواست مردم چشم خود را بر حقیقت ببندند و میان وجدان و امنیت، امنیت را انتخاب کنند. امروز وقتی به جامعه خود نگاه می‌کنیم، پرسش مهمی پیش روی ما قرار می‌گیرد: آیا عاشورا فقط برای گریستن است یا برای اندیشیدن نیز هست؟ اگر برای اندیشیدن است، باید از خود بپرسیم که در سال‌های گذشته چه بر مردم ایران گذشته است؟ چرا هزاران نفر به دلیل بیان عقیده، فعالیت مدنی، روزنامه‌نگاری یا اعتراض مسالمت‌آمیز با زندان روبه‌رو شده‌اند؟ چرا خانواده‌هایی داغدار شده‌اند؟ چرا بسیاری از جوانان امید خود را به آینده از دست داده‌اند؟ چرا فساد، تبعیض و رانت به بخشی از ساختار حکمرانی تبدیل شده است؟ چرا فاصله میان حاکمان و مردم هر روز بیشتر شده است؟ این پرسش‌ها سیاسی نیستند؛ اخلاقی‌اند. همان‌گونه که پرسش حسین در کربلا نیز پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی بود. حسین پرسید: آیا می‌توان به نام دین حکومت کرد اما عدالت را کنار گذاشت؟ آیا می‌توان از خدا سخن گفت اما صدای مردم را نشنید؟ آیا می‌توان نماز خواند اما حقوق انسان‌ها را پایمال کرد؟ پاسخ او منفی بود. امام حسین به ما آموخت که مشروعیت فقط از قدرت نمی‌آید. مشروعیت از عدالت می‌آید. ممکن است حکومتی همه ابزارهای قدرت را در اختیار داشته باشد؛ رسانه، ثروت، نیروهای امنیتی و نظامی. اما اگر عدالت را از دست بدهد، از نظر اخلاقی شکست خورده است. عاشورا دقیقاً روایت چنین شکستی است. شکست اخلاقی قدرت در برابر وجدان. از همین روست که پس از چهارده قرن، کسی نام فرماندهان سپاه یزید را با احترام بر زبان نمی‌آورد، اما نام حسین همچنان زنده است. زیرا قدرت ماندگار نیست، اما حقیقت ماندگار است. وقتی می‌گوییم "کل یوم العاشورا"، یعنی هر نسل عاشورای خود را دارد. عاشورای نسل ما فقط در کتاب‌های تاریخ نیست. عاشورای نسل ما می‌تواند در سلول انفرادی یک زندانی عقیدتی باشد. می‌تواند در اشک مادری باشد که فرزندش را از دست داده است. می‌تواند در رنج خانواده‌ای باشد که برای ساده‌ترین حقوق خود سال‌ها مبارزه کرده‌اند. می‌تواند در سکوت اجباری روزنامه‌نگاری باشد که حقیقت را دیده اما اجازه بیان آن را ندارد. می‌تواند در زندگی شهروندی باشد که احساس می‌کند در سرنوشت کشورش سهمی ندارد. اگر عاشورا را بشناسیم، نمی‌توانیم نسبت به این رنج‌ها بی‌تفاوت باشیم. عاشورا ما را به مسئولیت فرا می‌خواند. اما مسئولیت چیست؟ آیا مسئولیت یعنی نفرت؟ خیر. آیا مسئولیت یعنی انتقام؟ خیر. آیا مسئولیت یعنی خشونت؟ باز هم خیر. مسئولیت یعنی ایستادن در کنار حقیقت. مسئولیت یعنی دفاع از کرامت انسان. مسئولیت یعنی مخالفت با ظلم، حتی زمانی که ظلم به نام دین، امنیت یا مصلحت توجیه می‌شود. مسئولیت یعنی نپذیرفتن دروغ، حتی اگر گفتن حقیقت هزینه داشته باشد. مسئولیت یعنی حفظ وجدان. امروز جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به همین وجدان نیاز دارد. نیاز دارد انسان‌هایی باشند که حقیقت را فدای منفعت نکنند. نیاز دارد کسانی باشند که از حقوق مخالفان خود نیز دفاع کنند. نیاز دارد شهروندانی داشته باشد که عدالت را فقط برای خود نخواهند، بلکه برای همه بخواهند. پیام عاشورا همین است. حسین برای یک قبیله نجنگید. برای یک گروه نجنگید. برای یک ایدئولوژی نجنگید. او برای حفظ شأن انسان ایستاد. و به همین دلیل است که عاشورا متعلق به همه آزادگان جهان است. امروز نیز اگر بخواهیم به حسین وفادار بمانیم، باید بدانیم وفاداری در عزاداری خلاصه نمی‌شود. وفاداری یعنی دفاع از آزادی. وفاداری یعنی دفاع از عدالت. وفاداری یعنی دفاع از حق مردم برای زندگی شرافتمندانه. وفاداری یعنی آنکه هیچ قدرتی را فراتر از نقد ندانیم. وفاداری یعنی آنکه در برابر رنج انسان‌ها سکوت نکنیم. در پایان، شاید بتوان پیام عاشورا را در یک جمله خلاصه کرد: هرگاه قدرت در برابر حقیقت قرار گرفت، وظیفه انسان ایستادن در کنار حقیقت است؛ حتی اگر هزینه داشته باشد. این همان معنای "کل یوم العاشورا و کل الارض الکربلا" است. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 293
9
به یاد عاشورای ۸۸ و شهدای سرافرازش @Kaleme
به یاد عاشورای ۸۸ و شهدای سرافرازش @Kaleme
6 382
10
🔴 عاشورا، مرور کلمه‌ی مقدس" آزادی "در جریان زندگی! اگر نه چنین است که تاریخ در زمان خود نیز با اسطوره در هم می‌آمیزد؛ گویند قهرمانان برای مرگ می‌جنگند وگرنه فریاد او ناشنیده می‌ماند وگرنه تاریخ برای قهرمانان دیروز که جامه‌ی عافیت بر تن می‌کشند و از ترس جباران و ستم بارگان زاویه‌ی مغفرت و تسلیم برمی‌گزینند، تلخندی بر لب دارد. حسین بن علی ثمره‌ی آخرین رسول عرب در حالی که کلام نبی را از لبان پدربزرگ و پدر و مادر خویش دریافته بود می‌دانست که عبور عرب از جهل دیرین، رنجی طولانی برای مصلحان فراهم خواهد آورد. اما آیا آن همه قتل‌ها و پامال سم اسپان و سپس به اسارت رفتن خاندان آخرین نبی را می‌توان به داستانی مختصر فروکاست؟ حادثه دهشت زای کربلا را باید در خلال گفتگوهای نسلی و تکلم ایدئولوژی‌های آنان مدام یادآوری و تحلیل کرد. اینکه هر جنبش بزرگ برای یک انحراف بزرگ استعداد دارد تا ان جا که می تواند آرمان یک نبوت جهانی و نوگرا را به مقتل و مذبح ببرد ، درس‌های بزرگ شهادت حسین و خاندان اوست. جستجوی اندیشه نو و پدیدار ساختن یک جامعه تازه قرن‌هاست که مسئله اصلی جوامعی است که می‌کوشند از بهره و ثمره‌ی تمدن و فرهنگ، به مرزهای رهایی و آفرینش یک زندگی سالم نایل گردند. پیام‌های بزرگ برای طالبان قدرت‌های بی‌مرز هماره ویرانگر و بنیاد برافکن بوده است؛ اما پیام‌های بزرگ یا نباء عظیم همیشه ساده‌ترین کلمات را بر زبان رانده است. زرتشت اساس پیام خویش را "راستی" برمی‌گزیند، موسی بر یکتایی پروردگار، عیسی بر محبت و محمد بر حلم برای زدودن تاریکی جهل. اما پیشتازان پیام‌های بزرگ در مسیر قدرت طلبان خرده پا، تاریخ را در روایت خون فرزندان آزادی و حقیقت ،مرثیه‌خوان شده‌اند. تفسیر چنین تاریخی را به تعبیرهای نو بایست دچار کرد، زیرا اگر هر انقلاب رهایی بخشی فرزندانش را به مقتل ببرد، پرسش از خویشتنِ تنِ آغشته به تاریخ حرمان و فروماندگی به تحیر و فروبستگی منتهی می‌شود. فهم شهادت حسین و پیروانش، درک دشواری‌های اسارت و در اقلیت ماندن اندیشه‌های رهایی بخش وی ، مادام که در مناسک و سنت‌ها محصور بماند، تا هنگامی که تامل در این سوگ‌ها به آزادی منجر نشود؛ در حقیقت نشانه‌ای از جهل ما نسبت به تاریخ زندگی برای آزادی و عدالت می‌گردد. انسان نمی‌تواند از کهن الگوهای ملی و دینی خود فارغ شود، زیرا این الگوهای درخشنده، سپهر زندگی و تفکر را برای هدف‌های بزرگ رو به آینده گشوده و آسان یاب می‌کنند. جوامع تمدن ساز اما برای برخورداری از میراث و تراث خود سزاوارترند، یعنی جان فردی و روان جمعی‌شان مهیای تغییرها و تعبیرهای نوینی می‌گردد که جوامع جوان‌تر از آتش دگردسی‌های گیتی کمتر بهره‌مند آن آزموده‌هاست. عاشورا و تعبیرهای نهفته در آن می‌بایست به نسل‌های جوان‌تر درس‌های جدیدتری بدهد وگرنه یزید هم بر مرگ و شهادت حسین به ریا گریسته است. شجاعت، پایداری برای تاسیس ارزش‌های انسانی، تحمل رنج به منظور زدودن تباهی رنج آفرین ،تلاش در جهت پیروزی و مراقبه نفس برای راهبران و مردمان پیشتاز آزادی خواهی، اولین درس‌های نهضت عاشوراست. اما درس‌های دیگری هم از این همه محنت و اندوه باید استخراج شود. اسطوره‌ها، آیین‌ها و اساس‌های تفکر را باید مستمراً استنطاق کرد، زیرا فرهنگ و متن صامت جامعه و فرد را به واپس ماندگی و تحجر آلوده خواهد کرد. امروز درس عاشورا باید درک مظلومیت مردمی باشد که برای رهایی جان می‌بخشند و می‌دانند که در فاجعه زیستن معنا ندارد، بایسته ی شایستگان عصر نو رخ در رخ فاجعه ایستادن و سخن از زندگی بدون فاجعه بر زبان راندن است. درس اینکه اگر پیام رهایی جمیع ملت را در برگیرد حتی در صورت شکست، تاریخ ستم را ساقط خواهد کرد و درس اینکه برای نوشتن تاریخ آینده‌ی هر ملتی، کلمه‌ها و حرف‌های زندگیِ آزاد و شریف، از نام اعضای کوچک و بزرگ خانواده ترکیب می‌شود حسین و خانواده اش ، تالیف تاریخ رهایی شده اند تا انسان برای زندگی تا مرگ بجنگد. تاریخ نام مردگان را به خاطر نمی‌سپارد، حتی نام کشتگان را. اما آنان که برای شرافت نام آدمی تا سرحد مرگ، از جان شیرین خود چشم پوشیده‌اند، تا زندگی و مواهب آن به دیگران اعطا شود، تاریخ را در ذکر نام خود ناگزیر کرده‌اند. عاشورای هر سال مروری است بر کلمه مقدس" آزادی "در جریان زندگی ، و کیست که این فریاد شگفت را یاری رساند؟ باز نشر از ایران فردا نگارگری عاشورا؛ اثری از حسین حبیبی @Kaleme
4 885
11
♦️عاشورای ۸۸ یادآر @kafaeealirezaa
♦️عاشورای ۸۸ یادآر @kafaeealirezaa
889
12
🔴 در اهمیت نجات قربانی از سلطه اعداد ✍ مجتبی نجفی جایی دیدم نوشته تولد " آیدا عقیلی" از جانباختگان اعترضات دی ماه است. این چه تصویری است که در همان نگاه نخست، مخاطب را در خود حل می‌کند. اینقدر در تصویر قربانی، آرامش سیطره یافته که گویی از سنگینی یک بار بزرگ رهایی یافته. حیف که قربانیان دی ماه را در " اعداد" گم کردند، به عبارتی یکبار حاکم وقت، قربانیان دی ماه را کشت و یکبار بازی اعداد با قربانی آنها را بیگانه از خویش کرد. یکی از سه هزار گفت یکی از دوازده. از سی، چهل و هشتاد گذشت و یکجا دیدم به صد رسید. مساله تعداد کشته ها بود؟ هرگز. چرا که آنچه که نقض شد قاعده " هر جان یک جهان است". هر چه عدد مهیب تر شد، از ابهت فاجعه کاسته و جان ها فراموش و " آیدا های عقیلی" که هر یک جهانی داشتند و روایتی، سوژه فراموشی شدند. آیا همین تصویر در روایت فاجعه ای که بر سر این سرزمین آمده کافی نیست؟ آیا همین نگاه آیدا که مرا به یاد نگاه آرام و خاموش " ندا" در سال هشتاد و هشت انداخت برای روایت فاجعه کافی نبود؟ هم کافی بود و هم اثرگذار. اما مانور اعداد، تصویرهای شکوهمند فاجعه را پیش پاافتاده و آنها را در یک راهبرد سیاسی رسانه ای حل کردند. باید " آیدا عقیلی" در مقام قربانی را از آوار اعداد بیرون کشید و با قدرت تصویر از حاکم دوباره پرسید این چه فاجعه ای است که در این سرزمین که قربانی تنها با مرگ اعتراضی خود اینچنین سبکبال و رها می‌شود؟ تصویرها حرف بزنند، اعداد عقب نشینی کنند و قربانی روایت شود. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 405
13
🔴 حسین جان! مرا ببخش ✍ رحیم قمیشی حسین! من از وقتی خودم را شناختم، برای تو رخت سیاه می‌پوشیدم، سینه می‌زدم، زنجیر می‌زدم، عزادار تو بودم. در روضه‌های ساده، برای تنهایی و بی‌کسی‌ات می‌گریستم. حتما یادت هست، از همه‌ی آنها که می‌گفتند؛ الکی هم برای حسین گریه کنید، ثواب دارد، چقدر بدم می‌آمد. آخر چرا الکی!؟ چرا ادای گریه کردن را بیاورم! تو همه چیزت را داده بودی تا از عقیده‌ات دست نکشی، وقتی می‌دانستی ممکن است جانت را هم، از دست بدهی، زنده ماندن را التماس نکردی! با حاکمان ظلم بیعت نکردی. حسین! تو با چشم خودت کشته شدن فرزندانت را دیدی، برادرانت را، یاران باوفایت را، دوستان همراه و همدلت را، تو حتی آب را هم برای خودت التماس نکردی، آن وقت من ادای گریه در بیاورم؟ تو می‌دانستی دختران کوچکت، را شبانه بر زمین‌های آکنده از خارهای مغیلان می‌کِشند، و به اسیری می‌برند. و هیچ نگفتی و من، که می‌دانستم اسیری چیست! مثل برخی که از روضه خوانی برای تو، پول در می‌آورند، مثل آنها که دنبال میکروفون برای تمرین صدایشان هستند، دنبال نشان دادن بزرگی‌ پوشالی‌شان، الکی هق‌هق کنم؟! حاشا و کلٌا حسین! تو حتما یادت هست؛ وقتی شلاق خوردیم، گفتیم مگر خون ما از خون فرزندان حسین رنگین‌تر است. تیر خوردیم گفتیم ما کجا و آن یاران حسین کجا، از آسمان بلا بارید، گفتیم مثل خاندان حسین. حسین، تو قهرمان کودکی‌هایم، نوجوانی‌ام، تو عشق جوانی‌ام، میانسالی‌ام، تو پناهی برای خلوت ماندنم با ظالمانی بودی که نه خدا را می‌شناختند، نه دردهای خلق خدا را، و ادای دیندارها را درمی‌آوردند، می‌زدند و می‌گفتند برای خدا می‌زنیم... برای خدا! مگر نه وقتی تو را کشتند، جشن گرفتند که دین خدا را، به دستور یزید، امیر مؤمنان، از دست فتنه‌گران و منحرفان، نجات دادیم. آنها چه می‌دانستند تاریخ یک‌سال و دو سال، و ده سال و پنجاه سال که نیست... حسین! من برای عزاداری که از تو پول نخواسته بودم، حتی سلامتی و بهشت و اینجور چیزهای کوچک را نخواستم، من که نخواستم با تو عکس یادگاری بگیرم، پیراهن سیاهم را نمایش دهم، نه من خود تو را دوست داشتم، دیده بودم مادرم بی‌هیچ منتی دوستت داشت، پدرم برایت احترام قائل بود، دوستانم نامت را زمزمه می‌کردند و آرام جان می‌دادند. تا دردشان فراموش‌شان شود. ولی حالا ببخش مرا که دیگر نیستم... از وقتی که عزاداری تو را عده‌ای مصادره کردند، پس و پیش از عزاداری‌ات برای حاکمان دعا کردند، گفتند حسین تنها برای ماست، خواستند با نام تو هر ظلمی را توجیه کنند. از وقتی احساس کردم یزید هم برایت سینه می‌زند، به بهانه تو، خون به‌ناحق ریخته شده هزاران جوان را توجیه می‌کنند، می‌زنند و یاحسین می‌گویند... دلم شکسته، همه آن آمال کودکی‌هایم فروریخته، آرزوهایم دزدیده شده و نتوانستم تو را از دست دشمنانت در بیاورم، عزادارای‌های نمایشی‌ات را رها کردم... گریه کردن‌های بازیگری را گذاشتم و مات و مبهوت ماندم آنها که به حسین رحم نکنند به چه رحم می‌کنند!؟ حسین جان! مرا ببخش که نتوانستم همان مجلس کوچک ساده و بی‌ریای عزای تو را حفظ کنم. صدای بلندگو هایشان بلند بود، بودجه داشتند، محافظ داشتند، زندان داشتند، شلاق داشتند، صدا داشتند و سیما. و من ترسیدم کشته شوم، ترسیدم پس از مرگم بگویند فتنه‌گری دیگر را کشتیم، بگویند اسلام را نجات دادیم! حسین! من و بسیاری، این روزها تنها شده‌ایم می‌دانم اگر هزار و پانصد سال از خدا عمر می‌گرفتی و امروز زنده بودی تو هم تنها بودی به دیوار تکیه می‌زدی اینها که دیوانه‌وار حسین حسین می‌گویند چرا مرام حسین چرا اندیشه حسین چرا راه حسین را نمی‌جویند... و تو باز شهید می‌شدی باز سرت را بر نیزه‌ها کرده می‌چرخاندند؛ یک خروج کرده از دین خدا به دستور خدا کشته شد... حسین جان ما را ببخش که گذاشتیم تاریخ تکرار شود و باز تو تنها بمانی با همان عده اندک که دستان‌شان بسته است و باز تو شورشی شده‌ای و دین خدا را آن‌ها تعریف می‌کنند که هم زندان دارند، هم شلاق و هم چوبه‌های دار... و کاخ‌هایی که در آن برایت عزاداری می‌کنند! منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
4 715
14
🔴 خانه‌ای که باید ساخت نگاهی به کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»، نوشته‌ی محمدجواد غلامرضا کاشی ✍️ جواد حیدری یک پرسش ساده را در نظر بگیرید؛ پرسشی چنان ابتدایی که فلسفه‌ی سیاسی معمولاً از کنارش می‌گذرد تا به مسائل «جدی‌تر» برسد: در جهان بودن، یعنی چه؟ و خانه داشتن در جهان، چه حسی است؟ ما عادت کرده‌ایم سیاست را با واژگانِ قدرت، حاکمیت، انتخابات و ایدئولوژی بفهمیم. اما اگر سیاست، پیش از همه‌ی این‌ها، پاسخی باشد به اضطرابی بسیار کهن‌تر چه؟- اضطرابِ بی‌پناهی انسان در جهانی که دیگر سقفی بالای سرش ندارد. کتابِ دکتر کاشی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌کند، و همین انتخابِ نقطه‌ی عزیمت است که آن را از انبوه نوشته‌های سیاسیِ این سال‌ها متمایز می‌سازد. کاشی تصویری به‌دست می‌دهد که از یاد نمی‌رود: مردمانی پس از یک زلزله‌ی عظیم. خانه‌ها ویران شده‌اند و آن‌ها که جان به در برده‌اند، در کوچه‌ها و خیابان‌ها سرگردان‌اند. هیچ تکیه‌گاهی نمانده است. این، تشخیصِ او از وضعِ ماست؛ وضعی که نامش را «بی‌خانمانی» می‌گذارد. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که سایه‌ی سنگینِ ایدئولوژی‌های بزرگ- آن وعده‌های پرشکوهِ قرن بیستمی- از سرِ شهر برداشته شده است. روزگاری این ایدئولوژی‌ها کارکردی پنهان داشتند: به انسانِ آواره‌ی مدرن خانه‌ای می‌دادند، حسِ تعلق می‌بخشیدند، ترسِ وجودی‌اش را تسکین می‌دادند. اما اکنون فرو ریخته‌اند و ما، مانند بازماندگانِ آن زلزله، در فضای باز ایستاده‌ایم. آنچه کاشی در اینجا انجام می‌دهد، در ظاهر ساده اما در عمق رادیکال است. او نشان می‌دهد که در برابر این بی‌خانمانی، دو واکنشِ آشنا وجود دارد و هر دو، در بنیاد، یک چیزند: حسرتِ بازگشت. یکی می‌گوید به شکوهِ ایرانِ باستان بازگردیم، دیگری به صفای صدرِ اسلام. کاشی با ظرافتی که آدمی را به یاد تبارشناسیِ فکری خاص او می‌اندازد، نشان می‌دهد که این دو رقیبِ سرسخت، در حقیقت هم‌خانواده‌اند: هر دو به استعاره‌ی «بازگشت به خانه‌ی پدری» چنگ زده‌اند؛ خانه‌ای که- و این جمله‌ی کلیدی کتاب است- دیگر وجود ندارد. ما به‌نحوی دردناک پذیرفته‌ایم که خانه‌ای نیست که به آن بازگردیم. و اینجاست که نویسنده استعاره‌ی خود را می‌نشاند: به جای بازگشت به خانه، احداثِ خانه. خانه دیگر موضوعی مربوط به دیروز نیست، مربوط به فرداست. این جابه‌جاییِ به‌ظاهر کوچک، تمام جهتِ نگاهِ ما را برمی‌گرداند: از نوستالژی به سوی ساختن، از سوگواری به سوی کار. متن کامل منبع: کانال تلگرام مشق نو @Kaleme
5 296
15
🔴 ادعای ترامپ: ایران به طور کامل و تمام و کمال با بالاترین سطح بازرسی‌های هسته‌ای برای مدت طولانی موافقت کرده است به نقل از
🔴 ادعای ترامپ: ایران به طور کامل و تمام و کمال با بالاترین سطح بازرسی‌های هسته‌ای برای مدت طولانی موافقت کرده است به نقل از امتداد، رئیس جمهور آمریکا مدعی شد: ایران به طور کامل و تمام و کمال با بالاترین سطح بازرسی‌های هسته‌ای برای مدت طولانی موافقت کرده است اگر ایران با بازرسی‌های هسته‌ای موافقت نمی‌کرد، دیگر مذاکره‌ای در کار نبود. من تمام کشتی‌ها را در جای خود نگه خواهم داشت تا در صورت لزوم محاصره را دوباره اعمال کنم. این امر یکپارچگی پرونده هسته‌ای را تضمین می‌کند و اگر ایران با این موضوع موافقت نکند، مذاکرات بیشتری در کار نخواهد بود. اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران در این مرحله بسیار بعید است وجوهی که وزارت خزانه‌داری در رابطه با ایران آزاد کرده، به یک حساب امانی تحت کنترل واشنگتن واریز می‌شود. بودجه‌ای که آزاد خواهیم کرد برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی از آمریکا، مانند ذرت، گندم و سویا، استفاده خواهد شد. مذاکرات با ایران به خوبی پیش می‌رود من با لغو محاصره دریایی ایران بر اساس امتیازات عمده ایران، از جمله اجازه بازرسی‌های هسته‌ای، موافقت کردم. منبع: امتداد @Kaleme
4 805
16
🔴 نرمالیزه کردن صلح در دنیای نرمالیزه‌شدۀ جنگ و خشونت ✍ سعید مدنی      مدتی پیش وقتی در حیاط بزرگ زندان قدم می‌زدم، زندانی میان‌سالی که کنار دیوار زیر آفتاب نشسته‌بود نزدیکم آمد و پس از سلام کردن گفت مشکلی دارد و از من خواست تا به او کمک کنم. مثل همیشه تصور کردم چون اغلب زندانیان من را «دکتر» صدا می‌زنند، تصور کرده‌است که پزشک‌ام. بنابراین تفاوت این دو را توضیح دادم و توصیه کردم به بهداری زندان مراجعه کند. او نیز بلافاصله توضیح داد می‌دادند پزشک نیستم؛ اما چون به درمان بهداری امید ندارد سراغ من آمده‌است. بالاخره راضی شدم تا مشکلش را توضیح دهد: گفت که مدت‌هاست شب‌ها نمی‌تواند بخوابد، و بلافاصله پس از آن که دراز می‌کشد، همسرش حاضر می‌شود و با او گفت‌وگو می‌کند و این وضع تا صبح طول می‌کشد و در نهایت هر صبح او خسته‌تر از شب قبل ناچار است برخیزد. او همۀ این‌ها را در کمال آرامش و حتی با کمی طنز و لبخند توصیح داد.   وقتی آنچه به نظرم آمد گفتم، تازه پرسیدم اصلا جرمش چیست و چرا در زندان است. باز هم در کمال آرامش -و البته مثل بسیاری زندانیان غیرسیاسی- پاسخ داد: «هیچی». وقتی از او خواستم که «هیچی» را توضیح بدهد، در حالی که لبخندی به لب داشت گفت همسرش را کشته و سپس سوزانده. با شنیدن پاسخ یکه خوردم، نه به خاطر اینکه مدتی هم‌کلام یک قاتل شده بودم، بلکه به سبب لحن آرام او و فقدان نمودی از احساس شرم و گناه یا پشیمانی در او. در ادامه از او خواستم نحوۀ قتل و سوزاندن جسد را توضیح بدهد و او با کمال میل، بدون کمترین اکراه، گویی دربارۀ یک سفر تقریحی یا تماشای فیلم یا خاطره‌ای خوش با رفیقی صحبت کند، جزئیات یک شبانه‌روز از گفت‌وگوی اولیه تا سوزاندن همسرش در گودالی در انتهای حیاط خانه را توضیح داد و دریغ از کمترین نشانه‌ای از انجام عملی زشت، غیرانسانی و حتی غیرمتعارف. گویی از دید آن مرد میان‌سال، همۀ مردان بالاخره روزی همسرشان را به قتل می‌رسانند، درست همان‌طور که همۀ مردان بالاخره روزی ازدواج می‌کنند، روزی فرزندی خواهند داشت، و روزی خواهند مرد. برای او، آنچه انجام داده‌بود امری متعارف و بهنجار به نظر می‌آمد.   مشکل امروز صلح‌طلبان و جنبش صلح نیز گویی نرمالیزه‌شدن خشونت، جنگ، و مرگ در بسیاری نقاط دنیاست. در سرزمین من، ایران، سالهاست تورم حدود ۷۰درصدی و بیشتر امری عادی محسوب می‌شود. برخی روشنفکران و اقتصاددانان ارگانیک نیز مقالاتی مبنی بر وجود تورم در همۀ دنیا از جمله ایران نوشته‌اند و گویی قرار گرفتن نیمی از جمعیت زیر خط فقر و نیمی دیگر در حال ریزش به زیر خط فقر نیز در همۀ دنیا امری عادی و متعارف است و این خشونت شرم‌آور بهنجار و حتی معمول است که احیاناً می‌توان برای آن راه حلی متعارف در درون ساختار سیاسی-اقتصادی کنونی یافت. به همین ترتیب، هر روز اخباری دربارۀ خشونت حاصل از بحران‌های کنونی ایران می‌شنویم بی‌آنکه هیچ‌یک از آنها غیرمعمول محسوب شود. مدتی پیش یکی از مسئولان بهداشت کشور چنان به کمبود واکسن‌های پنتاوالان (صد دیفتری، کزاز، سیاه‌سرفه، هپاتیت بی و هموفیلوس آنفولانزای نوع بی) و روتاویروس (ضد التهاب شدید) اشاره کرد، گویی دربارۀ هوای نیمه‌بارانی روز بعد سخن می‌گوید و نه احتمال مرگ و بیماری هزاران کودک. در کشور من، ایران، مجازات اعدام روزانه جوانان بدون رعایت قوانین و مقررات جاری امری متعارف است، محکومیت چندین‌سالۀ مردان و زنان اعم از دانشجو، معلم، کارگر، نویسنده و مترجم به جرم بیان نظر و اندیشه، دین و مذهب ،دفاع از موازین حقوق بشر و اعتراض به وضع موجود و خشونت حاکم بر زندگی روزمره نه تنها استثنا نیست، بلکه بخشی از جریان عادی هر روز است. در این کشور، تشکیل ۹۰هزار پروندۀ قضایی برای دختران و پسران جوانی که معترض حجاب اجباری بودند و اعمال خشونت علیه آنها بدیهی، معمول، و متعارف محسوب می‌شود، گویی چهره‌ای بی‌بدیل از وضعیتی کاملا نرمال باشد.   در سطح جهانی نیز هر روز شاهد عادی‌سازی خشونت در مناطق مختلف جهان هستیم. اخبار روزانۀ رسانه‌ها حاکی از مرگ روزانۀ ده‌ها فلسطینی ساکن غزه، به‌ویژه کودکان و زنان، در اثر بمباران اسرائیل یا گرسنگی و بیماری حاصل از محاصرۀ این منطقه است. لذا آنچه در غزه عادی شده‌است، مرگ جماعتی فقط به سبب بودن و سکونت در آنجاست. آیا تا کنون خبری دربارۀ حیات، زندگی، رفاه و بهزیستی در غزه شنیده‌ایم؟....     متن کامل    منبع: کانال تلگرام ایران فردا @Kaleme
6 517
17
‍ 🔴 پرونده‌سازی جدید برای محمد نجفی به‌خاطر یادداشت «دندان لق»؛ وکیل زندانی در جلسه دادگاه حاضر نشد محمد نجفی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین، به‌دلیل انتشار یادداشتی با عنوان «دندان لق» در سال گذشته، با پرونده قضایی تازه‌ای مواجه شده است. بر اساس این روند، وی ابتدا به شعبه ۴ دادسرای امنیت احضار شد، اما در دادسرا حاضر نشد. در ادامه، با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲۱ دادگاه ارجاع داده شد. جلسه رسیدگی به این پرونده امروز برگزار شد، اما محمد نجفی در دادگاه حضور پیدا نکرد. او این عدم حضور را در اعتراض به کشتار دی‌ماه و ناعادلانه بودن روندهای قضایی اعلام کرده و گفته است با توجه به عدم استقلال قضات دادگاه انقلاب، دفاعیات در چنین مسیری بی‌فایده است. این پرونده تازه‌ترین مورد از مجموعه فشارهای قضایی است که از سال ۱۳۹۷ علیه نجفی شکل گرفته. او که در پی پیگیری مرگ مشکوک وحید حیدری، یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۹۶ در اراک، نخستین بار بازداشت شد، تاکنون در چند پرونده جداگانه به مجموع بیش از ۲۱ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و جرایم نقدی محکوم شده است. دی‌ماه ۱۴۰۳ نیز دادگاه عالی انتظامی قضات حکم به محرومیت دائم او از حرفه وکالت داد. @Kaleme
5 926
18
🔴 دارالزهرا کمی آن‌سوتر از اوین ✍ فخرالسادات محتشمی پور شب تاسوعای حسینی دلم هوای دارالزهرا کرد هرچند پس از سفر آسمانی پسرعموی عزیزم دیگر آن شور و صفای گذشته را ندارد. با این که مسیر برایم کاملا آشناست اما نمی‌دانم چطور ناگهان سر از اوین درآوردم. انگار دل که به دل راه دارد گاهی فاصله‌های فیزیکی هم باید کم شود. سلامی به حضرت یار داده اتوموبیل را به سوی خیابان هشترودی و بیضاوی غربی راندم و کوچه کیوان در حالی که همه خاطرات برنامه‌های دارالزهرا پس از وقایع سال ۸۸ را به یاد می‌آوردم. مراسم دعاهای کمیل و دیدار رهبران جنبش سبز با خانواده‌های زندانیان سیاسی و نیز عزاداری های ایام محرم و احیاها و ... دارالزهرا از معدود مراکز مذهبی بود که درش به روی عموم مردم بازماند تا جایی که گنجایش سیل جمعیت را نداشت و مردم در کوچه‌های اطراف می‌نشستند یا می‌ایستادند و البته اهل محل هم همراهی می‌کردند. تا آن که از این حضور مردمی هم احساس خطر شد و از برنامه‌ها ممانعت به عمل آمد و... امشب هم برنامه دارالزهرا همانطور ساده و بی‌ریا برگزار شد. زن و مرد آمدند و عزاداری کردند و رفتند و در این میان مرا نیز مورد تفقد و مهربانی خود قرار دادند. احوال همسرجان را پرسیدند و برای او طلب سلامت و رهایی کردند. اما بعضی از حاضران که تصور می‌کردند تاجزاده در زمان جنگ آزاد شده با اطلاع از ادامه حبس او با تعجب علت را جویا شدند. واقعا علت چه می‌تواند باشد جز بلاهت و لجاجت حضرات؟! یا شاید مسائل مهم‌تر حواسشان را از این مهم پرت کرده؟! روزی به بازجو گفتم زشت است این ترجیع‌بند را تکرار می‌کنید که «فعالیت‌های شما به نظام ضربه می‌زند.» این صحبت شما بیانگر ضعف و سستی و ضربه پذیری نظام است و مصداق سیاه‌نمایی و تبلیغ علیه‌ نظام که ما را به آن متهم می‌کنید! یکی نیست به این‌ها حالی کند ادامه حصر و حبس مخالفان و منتقدان و افزایش اعدام‌ها هرگز نشانگر قوت و قدرت شما نیست. کمی به مصلحت خویش بیندیشید و از این روش‌های امتحان پس داده دست بکشید. ✅پ.ن: به همسرجان می‌گویم از آن‌جا که دانستن حق مردم است، می‌خواهم بیشتر در مورد زندان و زندانیان سیاسی بنویسم. می‌گوید مردم سخت مشغول گرفتاری‌های خود و مشکلات ریز و درشتند. نباید با رنج‌نامه‌ها فکرشان را مشغول و غم‌شان را افزون کنیم! منبع: کانال تلگرامی فردای بهتر @Kaleme
5 598
19
میرحسین موسوی: (ع) سکوت را شکست تا دين نيای خويش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قيامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت،
میرحسین موسوی: (ع) سکوت را شکست تا دين نيای خويش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قيامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجی‌ها و پاک کردن پليدی‌ها هويت می‌يافت. و چنين شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دينی که بودند، حسين (ع) را سرمشق جاودانه‌ی آزادی‌خواهی دانستند. @Kaleme
5 737
20
🔴 مرگ یک زندانی سیاسی دیگر در اوین بدلیل عدم رسیدگی پزشکی جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد. وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری می‌شد. بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت. مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح می‌کند. فعالان حقوق بشر سال‌هاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار داده‌اند. طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست داده‌اند. @Kaleme
6 385