سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу سایت خبری-تحلیلی کلمه
Канал سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 49 598 підписників, посідаючи 5 246 місце в категорії Новини і ЗМІ та 6 801 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 49 598 підписників.
За останніми даними від 06 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -836, а за останні 24 години на -5, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 17.06%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 10.16% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 8 465 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 5 041 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 07 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Новини і ЗМІ.
Триває завантаження даних...
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 07 липня | +1 | |||
| 06 липня | 0 | |||
| 05 липня | +7 | |||
| 04 липня | +6 | |||
| 03 липня | +2 | |||
| 02 липня | 0 | |||
| 01 липня | 0 |
جمهوری اسلامی در کدام مرحله از حیات سیاسی خود قرار دارد؟✍️ مهدی بهرامی علم سیاست، همچون هر دانش دیگری، جهان را نه صرفاً با دادهها، بلکه با مفاهیم میشناسد. درک ما از سیاست زمانی دچار اختلال میشود که مفاهیم موجود دیگر توان توضیح شرایط جدید را از دست بدهند. از آن لحظه، مسئله کمبود اطلاعات نیست، بلکه ناتوانی زبان نظری در نامیدن وضعیتی است که پیش چشم ما در حال شکلگیری است. در سنت فلسفه علم، بارها تأکید شده است که هرگاه واقعیت از ظرفیت تبیینی پارادایمهای موجود فراتر رود، بحران نه در توان مشاهده دقیق واقعیت که در دستگاه مفهومی ریشه دارد. شاید بخش مهمی از اختلافنظرها درباره جمهوری اسلامی، نه از تفاوت در مشاهده واقعیت، بلکه از ناتوانی مفاهیم موجود در توضیح آن ناشی میشود. پرسش اصلی این مقاله از همین نقطه آغاز میشود. جمهوری اسلامی ایران امروز دقیقاً در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا در آستانه فروپاشی است؟ آیا در مسیر اصلاح حرکت میکند؟ آیا با وجود همه بحرانها همچنان در حال حفظ وضع موجود است؟ یا میکوشد به سالهای آغازین خود بازگردد؟ تقریباً همه روایتهای موجود، با وجود اختلافهای عمیق سیاسی، در نهایت در یکی از این چهار چارچوب قرار میگیرند. اما اگر هیچیک از این چهار مفهوم، توان توضیح آنچه در برابر ما قرار دارد را نداشته باشند، آنگاه شاید لازم باشد مفهومی مؤثرتر برای توصیف این وضعیت صورتبندی شود. متن کامل 👇 منبع: تحکیم ملت @Kaleme
| 2 | 🔴 تشییع میلیونی، از انکار تا حیرت، زنده باد مقاومت مدنی
✍️ مجتبی نجفی
به من گفتند آیا از جمعیت میلیونی در مراسم تشییع علی خامنهای متعجبی؟ گفتم هرگز. چرا که هیچگاه پایگاه اقلیت حکومت را انکار نکرده ام که اکنون متعجب باشم. همیشه در تحلیل ام از ایران، "استبداد اقلیت بر اکثریت" محوری بوده. جمهوری اسلامی در طول چند دهه گذشته یک شیفت اساسی داشته، از "استبداد اکثریت بر اقلیت" اول انقلاب، به "استبداد اقلیت بر اکثریت" امروز رسیده. اگر کسی گمان کند معنای دموکراسی صرفا نظر اکثریت است به توجیه حکومتهای پوپولیستی، تضییع کننده حقوق اقلیت خواهد افتاد و اگر حکومتی به گونه ای صندوقهای رای را تنظیم کند که اقلیت، برنده برگه رای باشد، یا هیچگاه از قدرت حذف نشود، نام این حکومت هرگز " جمهوری" نیست حتی اگر مدام، مردم مردم کند.
در نتیجه من هیچگاه منکر پایگاه اقلیت حکومت که بر اساس حامی پروری، آمیزه ای از گزاره های ايدئولوژيک، منفعت های اقتصادی و رانتهای ویژه شکل گرفته نبوده ام و هر تحلیلی باید واقعیتهای میدان سیاست ایران را در نظر بگیرد؛ اینجا همان مرزبندی من با اپوزیسیونی است که به جای " شناخت" ، " انکار" میکند. چشم بستن بر حمایت اقلیتی از مردم به دلایل متفاوت از نظام سیاسی مستقر به همان اندازه چشم پوشی حکومت بر یک اکثریت متنوع ناراضی از سیستم فعلی، خطای مهلک است و جالب اینجاست حکومت و اپوزیسیون انکار کننده، در این خطای مهلک سهیم اند. هر دو میخواهند تنوع مردم را انکار و نمایندگی کل ملت را به نام خود بزنند ولی اگر این کلمات و نگاه نویسنده، نماینده میلیونها ایرانی باشد، من نه با حکومت استبدادی فعلی نسبتی دارم نه با اپوزیسیون هپروتی فرصت سوز صنمی، چرا که تجربه بیش از دو دهه به من آموخته با شیوه های چکشی که بعضا باب میل نظام حاکم است، راه به جایی نخواهیم برد و هر گونه " تخیل" سیاسی باید مبتنی بر شناخت دقیق از مختصات میدان سیاست باشد. تخیل کردن به معنی وهم اندیشی نیست. تخیل انگیزاننده و نشان دهنده افق سیاسی است و راهبرد بر مبنای بررسی واقعیتهای میدانی شکل میگیرد.
اولین قدم برای پیروزی این است با اپوزیسیون وهم اندیش مرزبندی کنیم. رهایی ما از نظم استبدادی نه در اتکا به بمب است، نه انکار اقلیت میلیونی حامی نظام است نه دست کم گرفتن قدرت مدنی ایرانیان معترض است. " مقاومت مدنی" کلمه ای برای نمایش نیست، یک راهبرد چندلایه و عمیق است. به تداوم به روز شدن، صبر و خلاقیت نیاز دارد. گاهی پیشروی، گاهی صبر و عقب نشینی تاکتیکی، نفوذ در عمق لایه های اجتماع، بعضا نمایش همبستگی، ایجاد پیوند های کوچک و بزرگ بین ناراضیان، تاکید بر نفی خشونت و در عین حال ارزش دادن به مقاومت و امتداد، استفاده از شکافهای درون نظام و مهم تر از همه تداوم با قدرت " کلمه و کنش" برای بسط حوزه های عمومی چه در فضای فیزیکی چه دیجیتال، نیاز دارد.
نه جنگ نه تحریم به نفع " مقاومت مدنی" نیست. ما در جامعه فقیر شده و جنگ زده توان رشدمان سلب میشود و میدان برای اقلیت استبدادی فراخ میشود. آنها سالها مقهور حضور ناراضیان در خیابان بودند، فضاها را از دست میدادند. " جنگ" چون نعمتی بزرگ برای آنها بود. اعتماد به نفس شان را بازیابی کردند؛ خیابانها را به بهانه فضای امنیتی تسخیر کردند. تمام محاسبات اپوزیسیون وهم اندیش درباره جنگ اشتباه از آب درآمد. همه صحبتهای آنها در اینترنشنال موجود است و انکار حرفهای دیروز نه از روی بازاندیشی که از سر ریاکاری است. در میدان جنگ و خشونت اسلحه داران پیروزند نه صاحبان کلمه. اما در راهبرد " مقاومت مدنی" ما نقطه پایان نداریم. نه باید به پیروزی نسبی که در جنبش زن، زندگی، آزادی کسب شد، غره شد، نه از حضورهای سازماندهی شده میلیونی حامیان حکومت سرخورده و نباید این حضور را انکار کرد. از طرفی راهبرد مقاومت مدنی در بستر زندگی ابتکارات خود را نشان میدهد نه در سرزمین سوخته.
قائلان به گفتمان مقاومت مدنی به دیکتاتور و دیکتاتوری ابراز ارادت نخواهند کرد، از خشونت و جنگ استقبال نمیکنند، به جای تفنگ، بر قدرت " کلمه"، به جای خستگی و یاس، به امتداد و صبر تکیه میکنند. نام و یاد همه آنانکه در خیابانها در اعتراض به دیکتاتوری جان دادند نه برای بازی با اعداد که برای امتداد گفتمان زندگی پاس داشته خواهند شد. " گارد جاویدان" قائلان به گفتمان مقاومت مدنی، نه آن صدوپنجاه هزار نیروی خيالی، که زنان و مردانی اند که به خوبی یاد گرفته اند هم به استبداد " نه " بگویند و هم در موقع مناسب دیکتاتور را شگفت زده، آچمز، هراسان کنند، و هم کلیت خانه ای به نام ایران را حفظ کنند.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 4 276 |
| 3 | 🔴 پیام تسلیت جمعی از فعالان سیاسی و مدنی خارج از کشور به دکتر سعید مدنی
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم اگر خون دل بود، ما خوردهایم اگر دل دلیل است، آوردهایم اگر داغ شرط است، ما بردهایم اگر دشنهی دشمنان، گردنیم ! اگر خنجر دوستان، گردهایم ! گواهی بخواهید، اینک گواه : همین زخمهایی که نشمردهایم ! " دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر بردهایم»
دوست عزیزِ، صبور و فکورمان سعید مدنیِ گرامی درگذشت مادر همیشه فداکار و غمخوارت بانو رقیه برادران را تسلیت میگوییم، به تو و همه خانواده و علاقه مندان آن یگانه مادر مهربان.
سعید عزیز! داغ دل، خون دل، دشنه دشمنان و دیگر زخم های بیشمار، اگر چه جسم و جان تو و یارانی همچون تو را میآزاد ولی نگاه بلند انسانی و اجتماعی، استقامت و صبوری همیشگیات خود مرهمی است بر همه این دردها و زخمها.
کاش از نزدیک در کنارت بودیم اما از راه دور نیز سلام و تسلای ما ر ا پذیرا باش. برای تو و همه بازماندگان آن مادر سختی کشیده که نمونه نمادینی از خیل انبوهی از مادران سرزمینمان بود، آرزوی سلامتی و صبوری میکنیم.
اسامی به ترتیب حروف الفباء:
احمد علوی
آلان توفیقی
بهروز بیات
پروین کهزادی
حسن فرشتیان
حسن یوسفی اشکوری
حسین بحیرایی
حسین علیزاده
رحمان لیوانی
رضا شیرازی
رضا علیجانی
زهرا قضات
سروش دباغ
علی افشاری
علی اکبر موسوی(خوئینی)
علی ایزدی
علی کلایی
علیرضا بهتویی
علیرضا بهتویی
فاطمه حقیقتجو
فرزانه عظیمی
فهمیه ملتی
کاظم علمداری
کاظم کردوانی
محمد اولاییفرد
مریم سطوت
مسعود فتحی
مسعود لدنی
معصومه شاپوری
منصوره شجاعی
مهدی امین زاده
مهدی جامی
مهدی فتاپور
مهدی ممکن
مهدی نوربخش
مهران مصطفوی
مهرداد احمدزاده
مهرداد درویشپور
نیره توحیدی
هژیر عطار
الهه امیرانتظام
یاسر میردامادی
منبع: زیتون
@Kaleme | 3 497 |
| 4 | 🔴 بررسی چند ویدیوی جدید از سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
بهتازگی ویدیوهایی منتشر شده که از زوایه دوربین درون جیب یک مامور امنیتی، تیراندازی به سمت معترضان دیماه ۱۴۰۴ را نشان میدهد.
بررسی فکتنامه نشان میدهد این تصاویر واقعی هستند و قبلا هم منتشر نشده بودند.
جزئیات تصویری و مکانیابی ویدیوها نشان میدهد که این ویدیوها در منطقه ۱۹ تهران ضبط شدهاند.
در این ویدیوها، نیروهایی از سپاه، بسیج، پلیس و البته لباسشخصیها دیده میشوند.
👈 مقاله مرتبط با این ویدیو در سایت فکتنامه
منبع: فکتنامه
@Kaleme | 8 123 |
| 5 | ♦️تجلیل جمعی از معلمان و فعالان صنفی از عبدالفتاح سلطانی و معصومه دهقان
جمعی از معلمان شاغل و بازنشسته و فعالان صنفی فرهنگیان در یک گردهمایی، از عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، و معصومه دهقان، فعال صنفی معلمان، تجلیل کردند.
شرکتکنندگان در این مراسم با اشاره به فعالیتها و نقش این دو چهره در حمایت از جامعه مدنی و مطالبات دموکراسیخواهانه، از تلاشها و پایداری آنان قدردانی کرده و بر جایگاه آنان در پیگیری حقوق شهروندی و صنفی تأکید کردند.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 6 554 |
| 6 | 🔴 شیادیِ سازمانیافته یا حماقتِ دیندارانه
✍️ دکتر علیرضا آزاد
(استاد دانشگاه الهیات مشهد)
در سال ۱۳۹۲ کتابی با عنوان "۱۴۰۱ سال نابودی اسرائیل" نوشته "حجتالاسلام والمسلمین سیدعبدالله حسینی" منتشر شد که با استفاده از آیات قرآنی و علوم غیبی و زبان ریاضی پیشگویی کرده بود که اسرائیل در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲ میلادی) سقوط خواهد کرد و از بین خواهد رفت...
چقدر بابت این توهمات پول پرداخت شده و چقدر مردم هزینه داده اند!
حماقتی که پوستین دیانت بپوشد و آبروی ایمان را سکه بازار سیاست بازان کند، از هر دشمنی خطرناکتر است.
اخبار حملات وحشیانه اسرائیل به غزه و مواضع ایران را که میخوانم و کلیشه "انتقام سخت" و "واکنش در زمان و مکان مناسب" را که میشنوم ، به یاد کتاب "سال نابودی اسرائیل" میافتم که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد، در این کتاب ادعا میشود که بر اساس محاسبه اعجاز عددی آیات قرآن، نابودی اسرائیل در سال ۱۴۰۱ هجری شمسی اتفاق خواهد افتاد. (جزئیات محاسبات در کتاب موردنظر موجود است)
و اما نویسنده کتاب، حجهالاسلام حسینی، از مدیران حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مشهد، استاد جامعه المصطفی و رئیس مرکز اسلامی ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی و مشاور دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و... بود،
بعد از مراسم رونمایی کتاب ایشان که با حضور مشاهیری مثل علیرضا قزوه و اساتید بنام دیگری برگزار شد، در مصاحبههایش، از دیدار با مسؤولان بلندپایه ایران و حزبالله لبنان و خشنودی و استقبال فراوان آنها از مطالب این کتاب گفت (مصاحبه نویسنده) و اکنون که ۲ سال و اندی از تاریخ پیشبینیشده او گذشته و ادعای محاسبات قرآنیاش غلط از آب در آمده، اسرائیل نه تنها نابود نشد بلکه کمر به انهدام ما بسته، مُهر خاموشی بر لب زده و احتمالاً در فکر محاسبه مجدد ابجد آیات و تألیف جلد دوم این کتاب است. الله اعلم (نقد رسول جعفریان بر این کتاب)
این قبیل متوهمانِ ایدهپرداز و استراتژیستهای آخرالزمانباز، ابلهانه یا شیادانه، درّه را بسان قلّه میآرایند و از آیات و روایات و آمارهای جعلی مایه میگذارند و توهمات خود را به خورد تصمیم گیران کشور میدهند و باد نخوت در پوستین این جماعت میدمند و مواجب هنگفت و مناصب دولتی متعدد میگیرند.
یکی از
- طرح اقتصاد مدینهالنبی رونمایی میکند
- آن دیگری از آمادگی لشکر اجنه برای حمله به اسرائیل خیال میبافد
- و آن یکی، ایده انتقال مسافر با آبزیان مطابق الگوی یونس(ع) میدهد
- و این یکی، اختیار دادستان را یک بندانگشت کمتر از خدا میداند
- و آن یکی از استقرار تکتیراندازهای سعودی در اطراف کعبه برای هدف قرار دادن امام زمان در لحظه ظهور خبر میدهد
- و شخصی هاله نور میبیند
- و فردی از رهنمودهای امام زمان در دیدارش با مسؤولان میگوید
- و مجنونی ظهور را چنان نزدیک میداند که مملکت را بینیاز از برنامهریزی میپندارد و مدیریت آنی و بیبرنامه را با تکیه بر روایات اسلامی پیشنهاد میکند و...
کاش این موارد، صرفاً کار شیادان بود که در آن صورت تکلیف، عیان بود. مشکل آنجاست که شیادیِ سازمانیافته، لباس حماقتِ دیندارانه میپوشد و تبدیل به جهلِ مقدس میشود؛
مطالب کتاب "سال نابودی اسرائیل" توسط برخی مسؤولان کشور، واقعاً باور میشود و مبنای تصمیمگیریهای مملکتی قرار میگیرد.
@Kaleme
| 10 144 |
| 7 | 🔴 تسلیت ۱۲۰۰ فعّال سیاسی، فرهنگی و مدنی به دکتر سعید مدنی به مناسبت درگذشت مادر فداکار و رنجدیدۀ وی
به نام هستییبخش
آمد ندا از آسمان، جان را
که بازآ اَلصّلا
جان گفت: ای نادیِ خوش،
اهلاً و سهلاً مرحبا
قلب تپنده و مهربانِ بانو رقیه برادران، گوهرِ جان و مادر بزرگوار دکتر سعید مدنی از تپش بازایستاد و روح زلال و ملکوتی وی از بند جسمِ فرسوده، رها شد و به سوی افق اعلا پرکشید ودر جوار قربحق مأوا گزید.
درگذشت مادری پاکباز و مقاوم را که در صبوری و تحمّلِ هجرِ فرزندِ آرمانخواه و در بند خویش، نمونه و الگویی ستودنی بود، به سعید عزیز، خواهران فداکارش و خاندان سرافراز مدنی تسلیت میگوییم و در این اندوه، در کنار سعید و شریک غم سترگش هستیم.
برای آن مادر گرانقدر آرامش وشادیِ روان و برای بازماندگان، صبر و سلامتی آرزومندیم.
در روز وصل، پاک شود از بساطِ عمر
رنجی که بردهایم و شکنجی که دیدهایم
🔻اسامی:
هاشم آقاجری، مسعود آقایی ، رضا آقاجانی، زهرا آقاجانی ، ابوطالب آدینهوند ، محمود آبزن، حمزه آبزن، حسین آبگون، فاطمه آذریبیگدلی، فروزان آصفنخعی، نیکان آرخی، حمید آصفی، اژدر آقاعلی، زهرا آقاقلی، ناصر آملی، هامون ٱذر ، صدیقه ابدی ، شاهرخ ابراهیمی ، حسین ابطحی ، سیدصابر ابطحی ، هانیه ابهری ، حسین ابوطالبی ، حسن ابوطالبی ، ولیالله اثنیعشری ، اجلال قوامی ، هادی احتظاضی ، حمید احراری ، احسان کاظمزاده ، احمد اشتری ، محمدصادق احمدآخوندی ، غفور احمدی ونهر ، وحید احمدی ، رضا احمدی ، پیمان احمدی ، امین احمدی ، شهروز احمدی ، بهمن احمدیآمویی ، مژگان احمدیه ، رامین اخلومدی ، احمدرضا اخوت ، مرتضی ادهمی ، ابراهیم ارتگلی ، سعید اردشیری ، محمد محمدی اردهالی ، رضا اردولالوخنجی ، مهران ارژنگ ، امیرحسین استیری ، رزاق اسداللهی ، بهاره اسدی ، بتول اسدی ، حسن اسدیزیدآبادی ، محمدصابر اسرافیلی ، اسماعیل خسروی ، پریا اسماعیلی ، علیاصغر اشراقی ، محمد اشرفی ، زهرا اشعری ، حسین اشفاق ، حسن اصالح ، کمال اطهاری ، محبوبه اعرجشیروانی ، مریم افرافراز ، مرتضی افشار ، فرزانه افشاری ، فهیمه افشاری ، فاطمه افشاری ، علی افشاری ، مهدی اقبال ، کاظم اقتصاد ، امید اقدمی ، امیرعلی اکبرپور ، علیرضا اکبرزادگان ، اعظم اکبرزاده ، زهرا اکبرزاده ، رشید اکبری ، شقایق اکبری ، محسن الحسینی ، نعمت الله نادری ، ربیع الله کمری ، سیدعبدالمجید الهامی ، الهکرم میرزایی ، مرتضی الویری ، جواد امام ، امیرحسین امامی ، شهربانو امانی ، زهره امانی ، سمیرا امجدی ، الهه امجدی ، نادره امیدیان ، امیر غیورکاظمی ، الهه امیرانتظام ، رسول امیری ، حمیدرضا امیری ، مرضیه امیری ، مرتضی امیری جرقوه ای، احمد امین ، مریم امیناسماعیلی ، حمید امیناسماعیلی ، مرتضی امینی ، رضا امینی ، اکبر امینیارمکی ، علیرضا انتشاری ، انسیه سلطانی ، فاطمه انصاری ، حسین انگبینی ، محمدمحسن انگجی ، انوشه طاهریان ، عبدالحسین ایرانی ، زری ایروانی ، مصطفی ایزدی ، سعیده ایزدی ، احمد ایزدی ، محسن آرمین ، محمد آزادی ، محمدکریم آسایش ، حمید آصفی ، اصغر آقاجانی ، هاشم آقاجری ، زهره آقاجری ، محمود آقایی ، پروانه آلبویه ، مهرداد آهنخواه ، سهیل بابادی ، مصطفی بادکوبهای ، هاشم باروتی ، مسعود باریکانی ، ابوالفضل بازرگان ، عبدالعلی بازرگان ......
متن و اسامی کامل
@Kaleme | 6 900 |
| 8 | 🔴 ما را از هم متنفر کردند
✍️مصطفی داننده
ما از هم متنفریم، و شاید این بزرگترین دستاورد جمهوری اسلامی در تمام این سالها باشد.
حکومت فقط اقتصاد را ویران نکرد، فقط سیاست را به بنبست نکشاند و فقط آزادی را محدود نکرد، بزرگترین خسارتش را در جایی وارد کرد که دیرتر دیده میشود: در رابطهی میان انسانها.
سالها به بذر نفرت آب داد، با دوگانهسازی، با تقسیم مردم به خودی و غیرخودی، مؤمن و نامؤمن، انقلابی و ضدانقلاب، وطندوست و خائن. هر اختلافی را به دشمنی تبدیل کرد و هر تفاوتی را به میدان جنگ. نتیجه این شد که امروز بسیاری از ما، پیش از آنکه حرف همدیگر را بشنویم، از هم بدمان میآید. پیش از آنکه انسان روبهرو را ببینیم، او را در یکی از اردوگاههای ذهنی خود قرار میدهیم و قضاوتش میکنیم.
نفرت، بزرگترین درخت این سرزمین شده است. درختی که ریشههایش در سیاست است، اما شاخههایش تا خانهها، خانوادهها، دوستیها و حتی آیندهی کشور کشیده شده است.ساختن یک اقتصاد ویران شاید سالها زمان ببرد. بازسازی نهادهای سیاسی نیز دشوار است. اما درمان جامعهای که اعتمادش را از دست داده و به نفرت خو گرفته، شاید از همه سختتر باشد.
اگر روزی قرار باشد ایران دوباره ساخته شود، نخستین آجر آن نه در مجلس گذاشته میشود و نه در دولت؛ بلکه در دل مردمی که یاد بگیرند دوباره به هم اعتماد کنند و پیش از قضاوت، یکدیگر را بشنوند.
هیچ جامعهای ذاتاً از خودش متنفر نیست. نفرت، محصول سالها ترس، تحقیر، تبلیغات و بحران است. وقتی هر روز به مردم گفته میشود که همسایهشان دشمن است، منتقد خائن است، معترض مزدور است و متفاوت بودن جرم است، کمکم جامعه زبان گفتوگو را فراموش میکند و فقط زبان حذف را به یاد میآورد.
امروز کافی است یک نظر سیاسی، یک سبک زندگی، یک پوشش یا حتی یک واژه، با باورهای ما متفاوت باشد، بسیاری از ما به جای پرسیدن، حمله میکنیم. انگار همه در میدان جنگ زندگی میکنیم، نه در یک کشور مشترک.
شاید تلخترین موفقیت جمهوری اسلامی این باشد که بسیاری از مردم، بدون آنکه متوجه باشند، همان شیوهای را در برابر یکدیگر به کار میبرند که سالها خود قربانی آن بودهاند. برچسب میزنند، تحقیر میکنند، حذف میکنند و از شکست طرف مقابل لذت میبرند. گویی نفرت، از حکومت به جامعه سرایت کرده است.
این چرخه، حتی اگر حکومت تغییر کند، خودبهخود متوقف نخواهد شد. حکومتها را میتوان عوض کرد، اما فرهنگی که سالها با نفرت تغذیه شده، یکشبه درمان نمیشود.اگر قرار باشد هر کس فقط به انتقام فکر کند، فردا نیز اسیر همان دیروزی خواهیم بود که از آن گریختهایم.
بزرگترین پیروزی زمانی خواهد بود که درخت نفرت، هرچقدر هم تنومند باشد، دیگر آب نخورد؛ نه از حکومت، نه از رسانهها و نه از خود ما.
@Kaleme | 9 159 |
| 9 | 🔴 آیا مسولان تهران،همسو با منافع پوتین و نتانیاهو حرکت خواهند کرد
✍️یدالله کریمی پور
در حالی که رسانههایمعتبر از احتمال بالای تکوین یک «تفاهم موقت» میان تهران و واشنگتن برای تنشزدایی خبر میدهند و زمانش را به پس از مناسک تشییع رهبر ایران موکول میدانند (به گزارش الجزیره)، مسکو، ساز دیگری کوک کرده است.
امروز مدودف با صراحتی بی سابقه اعلام کرد:
«تنگه هرمز اکنون برای ایران به سلاحی همتراز با تسلیحات هستهای تبدیل شده است؛ ولی یک سلاح هستهایِ دیگر نیز وجود دارد و آن تنگه بابالمندب است. روسیه، ایران و چین میتوانند پلتفرمی مشترک برای کشورهای تحت تحریم، بهمنظور مقابله با این محدودیتها ایجاد کنند.»
اگرچه چین در این مدار تندروانه حرکت نمیکند، ولی روسیه طی هفتههای اخیر تحت فشار سنگین حملات پهپادی اوکراین قرار داشته است؛ به گونه ای که دستکم یکچهارم ظرفیت پالایشگاهی و ۴۰٪ صادرات نفتش آسیب دیده و پیشتر نیز با شهپادهای پیشرفته اوکراینی، عرصه دریای سیاه را به کییف واگذار کرده است.
حالا ناتو با احیای حمایتهای واشنگتن، پوتین را بیش از پیش در باتلاق جنگی فرسایشی فرو برده است. همان روزهای نخست جنگ بازگو شد که مسکو برای بازپسگیری ابتکار عمل، خلیج فارس را به آتش خواهد کشید تا تمرکز را از اوکراین منحرف کند. دخالت کرملین اکنون عیانتر از همیشه است؛ حال باید دید آیا تصمیمسازان ارشد تهران، همسو با منافع پوتین و نتانیاهو حرکت خواهند کرد یا خیر؟
منبع: سهامنیوز
@Kaleme | 6 254 |
| 10 | گدار_–_چالشها_و_بحرانهای_گذار.mp3 | 5 265 |
| 11 | 🔴 مولانا عبدالحمید: برای معترضان حکم «محارب» صادر نکنید
مولانا عبدالحمید، امامجمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۲ تیر با انتقاد از برخورد با منتقدان و معترضان، تأکید کرد که نباید برای افرادی که به مشکلات اقتصادی و اجتماعی اعتراض کردهاند، حکم «محارب» صادر شود.
وی با بیان اینکه «محاربه» در قرآن و سنت تعریف مشخصی دارد، گفت: «در حق کسانی که به مشکلات اقتصادی و سایر مشکلات کشور اعتراض کردهاند، حکم محارب نزنید؛ این کار درستی نیست.»
مولانا عبدالحمید همچنین از مسئولان خواست از انتقاد سازنده استقبال کنند و منتقدان را احضار یا بازداشت نکنند. او تأکید کرد جامعهای که در آن انتقاد سازنده وجود نداشته باشد، به سمت فساد و انحراف حرکت خواهد کرد.
امامجمعه زاهدان در بخش دیگری از سخنان خود، «عدم ثبات سیاسی» را عامل اصلی «بیثباتی اقتصادی» در کشور دانست و گفت سیاستهای گذشته نتوانستهاند مشکلات را حل کنند. او از مسئولان خواست سیاستها و سازوکارهای جدیدی اتخاذ کنند و بهبود وضعیت زندگی مردم را در اولویت قرار دهند.
مولانا عبدالحمید همچنین اجرای عدالت را مهمترین وظیفه حاکمان دانست و گفت اعمال تبعیض و خروج از عدالت برای حاکمان «حرام قطعی» است.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 5 322 |
| 12 | 🔴 همیشه برنده ها، فرهنگ سیاسی در آیینه فوتبال
✍️ مجتبی نجفی
قبلا گفتم " تاج قلعه نویی" ترجمه ساختار جمهوری اسلامی است، اینجاست که فوتبال به عنوان آینه ای برای یافتن سیاست و حکمرانی برجسته میشود و جام جهانی به مثابه " رخداد" میدانی برای شناخت، آزمون و قضاوت است. مساله تاج قلعه، نه دو فرد که یک سیستم است. اظهارات پس از جام جهانی آنها بازنمایی یک فرهنگ منحط سیاسی است: تحت هر شرایطی برنده ام.
اما چرا؟ ابتدا بگذارید نظرم را در مورد تیم ملی بگویم: باخت آبرومندانه. با توجه به فشارها، عدم تدارکات مناسب، خستگی جابجایی، نتایج تا حدودی قابل درک بود اما در نمای کلی تداوم یک شکست بود، شکستی که اگر چه فاجعه بار نبوده اما حماسه هم نبوده. چرا پس یک جریان رسانه ای از صداسیما تا سایت های پرطرفدار از شکست، حماسه میسازند؟
پاسخ به این پرسش به همان مساله اصلی متن بر میگردد: فوتبال از ساختارهای سیاسی فرهنگی حاکم بر جامعه هیچ گاه جدا نیست. در همین ساختار منحط فرهنگی سیاسی است که یک حذف آبرومندانه از یک جام چهل و هشت تیمی را دستاورد جا میزنند و مصداق آن شعر معروف میشوند: خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی".
در تقابل بین مخالفان و موافقان تیم ملی، فدراسیون موذیانه در حال ایجاد یک تونل نجات است: رییس فدراسیون افتضاحی که حتی جام جهانی قبل با برکناری بی شرمانه اسکوچیچ تیم را به هم ریخت و باخت شش دو به انگلیس را با اصابت توپ به تیرک دروازه توجیه میکرد، امروز طوری صحبت میکند که گویی رییس فدراسیون ژاپن است. او پشت شرایط جنگی پنهان شده تا ناکامی ریاست خود را پنهان کند. او شمایل یک مدیر شجاع صاحب اختیار را ندارد؛ میرزا بنویس یک ساختار آلوده به فرهنگ نظامی گری و رانت شده.
اما سرمربی تیم ملی، بی انصافی است همه تقصیرهای یک ساختار فاسد به گردن او انداخته شوند ولی انتخاب و تداوم او هم نشانه ای از همین ساختار است. امیر قلعه نویی ترجمه فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی است: فرافکن است ، باخت نمیدهد حتی اگر ببازد؛ هنگام پیروزی یل میدان و هنگام شکست دستهای پشت پرده، داور، زمین و شانس به میدان میآیند تا مبادا متهم به کم دانشی شود. وقتی هم میبرد آنچنان به مخالفانش میتازد که از هر کلمه اش کینه میبارد. او موقع شکست ما را به آسمانها ارجاع میدهد " خدایی که با او سر ناسازگاری دارد" یا به شانس یک شاخص سنجش ناپذیر. ژاپنی ها نزدیک بود برزیل را حذف کنند ولی باختند آنهم در آخرین دقیقه. از تماشاچی ها عذرخواهی کردند. کومان مربی هلند در پنالتی ها به تیم قدرتمند مراکش باخت، استعفا داد. عربستان با دوامتیاز حذف شد رییس فدراسيون استعفا کرد، سرمربی کره با حذف سه امتیازی عذرخواهی و استعفا کرد. اما در ایران، ریس فدراسیون و سرمربی تیم ملی از دستاورد، حماسه، ایستادگی و مقاومت میگویند و شکست با سه امتیاز در جام جهانی چهل و هشت تیمی را با یک پیروزی بدون باخت روایت کرده و در حال فروش کالای قلابی به افکار عمومی اند.
روایت رسمی فدراسیون میخواهد منتقدان مستقل تیم ملی را که بحث را با آمار و اعداد و به صورت کارشناسی مطرح میکنند به بهانه هجمه اینترنشنالی ها منکوب و خفه کند و پاسخ نمیدهند اگر قرار بود جوانگرایی در تیم ملی به بهانه نتیجه گرایی تعویق بيفتد به کدام نتیجه استناد میکنید؟ به پیرترین تیم تاریخ جام جهانی یا ناکامی در جام ملتها و عدم صعود از آسان ترین گروه ادوار جام جهانی؟ از صداسیمای فاسد تا رسانه های وابسته همه در حال برجسته کردن یک روایت سیاسی از تیم ملی اند تا پرسشهای اساسی منتقدین به حاشیه رود و همانند دوران جنگی منتقدین را به خاطر شرایط ویژه و استثنایی خفه کنند در حالی که شکست امروز نه محصول شرایط جنگی که تداوم یک فدراسیون ناکام تحت سیطره امنیتی نظامی هاست. برای همین همه کاسه کوزه ها را سر قلعه نویی نمیشکنم، او مربی طراز این ساختار منحط است.
احتمالا به من خواهید گفت انتظارم از ساختاری که در پرونده هواپیمای اوکراینی دهها تن از شهروندان این مملکت را به کام مرگ کشاند و نه استعفایی در کار بود و نه عذرخواهی، بیجاست. میدانم، میدانم.
من انتظاری ندارم از رییس فدراسیونی که حتی باخت شش دو به انگلیس را با اصابت توپ به تیرک دروازه توجیه میکرد، از سیستمی که قتل شهروندانش را به رسمیت نمیشناسد انتظاری ندارم، از سرمربی که ما را به هنگامه باخت و برد به آسمانها، خدا و ائمه اطهار ارجاع میدهد و ادعا شده پاداش یک میلیون دلاری گرفته، انتظاری ندارم اما به رخ کشیدن این همه زشتی سیاسی در کل کل " اینترنشنالی ها با صداسیمایی ها" که هر دو نماینده پلیدیهای سیاست در ایرانند را وظیفه خود میدانم و این نکته را یادآوری میکنم که میدان سیاست وسیع است و گاهی هم فوتبال چون آینه ای شفاف علت عقب ماندگیهای تاریخی مان را به رخ میکشد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده | 5 279 |
| 13 | @Kaleme | 4 466 |
| 14 | 🔴 آنچه نیست آنم آرزوست
اقتضاء «نیکزیستی» چیست و چگونه حاصل میشود؟
✍️محمدرضا تاجیک
اگر میخواهیم نیکزیستی را تجربه کنیم، باید بیندیشیم. به زبان آدورنو، «اندیشیدن در خودِ خویش… کنشی ردکننده است؛ ایستادگیای است در برابر آنچه میخواهد خود را به زور بپذیراند» و جایگیر کند، و به بیان آلن بدیو، هر ایستادگیای، گسستی است با آنچه که هست، و برای آنان که درگیر گسستند، هر گسست با گسستنِ از خود آغاز میشود.» بنابراین، آن خردورزی و اندیشیدنی که باید رویاروی ناوضعیت پدیدار شود و قامت برافرازد، باید همچنین خویشتن و زمانه و زندگی فردی و اجتماعی را نقد و دگرگونه کند– و این دگرگونسازی، همانگونه که آدورنو تصریح میکند، نیازمند کنش سیاسیای بهنام حقیقت و عدالت است
از این منظر، نیکزیستی فردی و اجتماعی، نیازمند نیکتدبیری (سیاستِ نیک یا سیاست توام با عدالت) نیز هست. به بیان دیگر، در پرتو چنین سیاستی است که نظم اخلاقی یا زندگی اجتماعی (نیکزیستی) ممکن میگردد. در نگاه هگل و آدورنو، نظم اخلاقی یا زندگی اجتماعی، دربردارندهی کنشهای داوطلبانه، برانگیخته، و انگیزهمند انسانها در کالبد راه و رسم، آیینها، سنتها، نهادهای اجتماع، و نیز، نقشها و قانونهای پنهان و آشکاریست که همه در کنار هم زیستن شهروندان را شدنی میکنند.
زندگی اجتماعی، روح جمعی «راستین» عینیشده است و نشانگر حس بنیادین وابستگی و همبستگیای است که در آن فضیلتهای مدنی و راه و رسم اخلاق معنای خود را برای شهروندان نگه میدارند، و گروه آدمیان– یعنی جامعه– قانون، دولت و سامان خود را مییابد. از اینرو، در این یگانگی است که آدمیانی که باید سازگار با قانون اخلاقی رفتار کنند– قانونی که از آگاهی عقلانی شهروندان مایه میگیرد و همان عقلانیت را در کار میکند– به هستیهای روحمند تبدیل میشوند؛ یعنی به شهروندانی دارای هویت جمعی، حقها و تکلیفها، و جهتگیری اخلاقی.
آنچه در اقتضای نیکزیستی گفتیم (یعنی اندیشهورزی و نیکتدبیری)، دقیقاً همان خواستی است که ایرانیان، امروز همچون دیروز، نه تنها در میان تدبیرگران خویش نمیبینند و نمییابند، بلکه آن را از مردمان نیز، دریغ میدارند، از اینرو، در تمنای ناکاماش گرفتار نوعی تروما شدهاند. چنانچه بپذیریم فقدان چیزی موجب تمنای آن، و تمنای ناکام آن موجب نوعی روانزخم یا ترومای سرکوبشده، و بازگشت این ترومای سرکوبشده همواره با نوعی خشم و خشونت همراه است، آنگاه راز درونپردهی نگاه و احساس و رفتار مردمان ایران امروز بر ما آشکار میشود. در قلمرو زیست فردی و جمعی انسان ایرانی، هر نشان و نشانهای که میبینی بیانگر تباهی و شکستی است در فراهمآوردن همان چیزی که قراربوده در آن پهنه و گستره برآورده شود، یعنی زندگی نیک و راستین. گویی، کنشهایی که در قلمرو اخلاق درونمایهی زیست اخلاقی یا نیکزیستی فرد را فراهم میآوردند، از کار افتادهاند.
متن کامل
منبع: مشق نو
@Kaleme | 4 955 |
| 15 | 🔴 شام غریبان ما تاریخی نیست، در قلب فاجعه ایم
✍ مجتبی نجفی
با شما هستم ارزشی ها، شما که عاشورا را با حکومت گره زده و دین را در دولت ممزوج کرده اید. من از موضع یک شهروند سکولار نفی کننده حکومت دینی و مدافع آزادی ادیان میگویم چه حسی از عاشورا میگیرید وقتی اینچنین زاری کردن یک مادر داغدار را در ایام عزاداری میبینید؟
به عاشورای تاریخی کاری ندارم، آن بحث دیگری است، عاشورا را در تعریف "جان دیویی" از زبان به عنوان یک آیین انتقال معنا تعریف میکنم که پیام داده" ظلم نباید کرد و در برابر ظلم باید ایستاد". کشتن و غارت را تقبیح، حتی از مرز بی دینی و دینداری فراتر رفته و میگوید اگر دین نداری اما آزاده بمان. حداقل این یکی از معانی در کنار سایر نگاههاست. اما پرسشم از شماست وقتی تصویر مادر امیرحسین جوادزاده جانباخته دی ماه چهارصدو چهار را اینگونه زار در جستجوی فرزندش میبينيد هیچ حسی نمیگیرید؟
وقتی تصویر همیشه غمناک مادر عزت ابراهیم نژاد و چشمان همیشه انتظار مادر سعید زینالی قربانیان کوی هفتاد و هشت، چهره همیشه غمناک مادر ستار بهشتی، و مویه های مادارن شهدای جنبش سبز را میبینید و رد یک غم جاودانه بر مادران آبان را شناسایی میکنید، هیچ آزاری از این زیستن پر از تناقض میان یک آرمان و واقعیت روی زمین نمیبینید؟ این خونی که از کوی دانشگاه هفتاد و هشت تا هیجده و نوزده دی ماه چهارصدو چهار بر خاک این سرزمین جاری شده شما را دلزده از اعتقاداتتان نمیکند؟
تصویرهای سرشار از اندوه این مادران سیاهپوش، وجدانتان را معذب نمیکند؟ تا کی میخواهید در برابر استخدام دین در خدمت نهاد قدرت و ابزاری کردن همان حسین و عاشورایی که به آن عشق میورزید سکوت کنید؟ آیا ستادن جان انسانها و توجیه آن با اختراع واژگانی مانند" فتنه گر و اغتشاشگر"برایتان آنقدر عادی شده که این رنج بی پایان مادر بر غم از دست رفتن فرزندش را نمیبینید؟
شما وقتی به دیالوگ مرد بادیه نشین در فیلمنامه بهرام بیضایی در " روز واقعه" میرسید، از زیستن در این همه تضاد و تناقض خسته نمیشوید:" خودستایان تکیه بر اریکه ها زده اند؛کتاب خدا را چنان می خوانند که سود ایشان است.
آنان که تیلسان زهد پوشیده اند تک پیرهنان را پیرهن از تن می درند.آنان که دستار بر سر نهاده اند سر از گردن خداترسان می اندازند. و آنان که آب بر مردمان می بندند مردمان را آب از لبه تیغ می دهند. این نیست آن چه ما می گفتیم. اینان سپاه آز می آرایند و دیوار غرور می فرازند و کوشک های خودپرستی می سازند و اموالشان را از انباشتن پایانی نیست."
شام غریبان ما تاریخی نیست. ما در قلب فاجعه ایم.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 5 404 |
| 16 | 🔴 دوراهی دیپلماسی و جنگ: آیا اشتباهات گذشته تکرار میشود؟
در تازهترین گفتگوی تحلیلی منتشر شده در «رسانه آزاد»، کارشناسان و چهرههای برجسته مرتبط با جنگ ایران و عراق، به بررسی درسهای تاریخی آن دوران و ارتباط آن با شرایط حساس امروز پرداختهاند.
در این میزگرد ویدیویی، محمد درودیان، نویسنده و پژوهشگر جنگ، با هشداری جدی نسبت به از دست دادن زمان میگوید: «جنگها راهحل نظامی ندارند و نیازمند تصمیم سیاسیاند.» او تأکید میکند که تکیه صرف بر پیروزی نظامی در آینده، همان محاسبه اشتباهی است که در زمان جنگ با عراق نیز وجود داشت.
از سوی دیگر، عباس ملکی، عضو هیئت مذاکرات قطعنامه ۵۹۸، با نگاهی به عملکرد ایران در بزنگاههای تاریخی معتقد است که کشور همواره در پایان جنگ و مقاومتهای امروز، تصمیمات واقعگرایانهای در زمان مناسب گرفته است. او یادآور میشود که هنر تصمیمگیری برای کشوری مانند ایران آن است که «سایه جنگ از ایران برداشته شود».
برای شنیدن جزئیات بیشتر از این بحث مهم و راهبردی درباره عبور از بحرانها و اهمیت تصمیمگیریهای به موقع سیاسی، شما را به تماشای کامل این ویدیو دعوت میکنیم. | 6 615 |
| 17 | 🔴 عکسی که بعد از ۳۱ سال اجازه انتشار یافت!
شب عملیات رمضان پشت میدان مین رزمندهها زمینگیر میشوند از ۱۵۰ نفر داوطلب ۲۰ نفر انتخاب میشوند با گذشتن از میدان مین راه عبور بقیه باز شود.
۲۰ نفر نوبتی روی زمین غلت میزنند تا راه باز شود..
این عکس صبح همان شب است...
اینها که در این عکس اینگونه آرام خوابیدهاند و اینگونه معصومانه سر را بر زمین گذاشتهاند
نه نان خواستند ونه نام، آنان عاشق وطن بوده اند...
@Kaleme | 7 958 |
| 18 | 🔴 الهام زراعتپیشه، وکیل دادگستری، به ۶ سال حبس و مجازاتهای تکمیلی محکوم شد
الهام زراعتپیشه، وکیل دادگستری، با حکم شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سیدمحمود ساداتی، از بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس و از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شده است. دادگاه همچنین وی را به دو سال ممنوعیت خروج از کشور و ابطال گذرنامه محکوم کرده و برای هر دو اتهام، حداکثر مجازات قانونی را در نظر گرفته است.
بنا به برخی گزارشها، مستندات پرونده عمدتاً به فعالیتهای این وکیل در شبکههای اجتماعی و ارتباطات شخصیاش مربوط بوده است؛ از جمله انتشار استوری شعری با مضمون «روز خوب میآید»، بازنشر تصاویر وکلای زندانی، انتقاد از وکلای مشمول تبصره ۴۸ به دلیل دریافت حقالوکالههای کلان.
@Kaleme | 5 263 |
| 19 | 🔴 نمایش و اقتدار
تأملی بر کارکرد سیاسی تشییع رهبران
✍ علیرضا کفایی
تشییع جنازه رهبران سیاسی، صرفاً آیینی برای بدرقه یک فرد نیست؛ بلکه صحنهای است که در آن، قدرت میکوشد روایت خود از مشروعیت و اقتدار را بازآفرینی کند. از این منظر، خیابانها، جمعیتها، پرچمها و شعارها، تنها عناصر یک مراسم سوگواری نیستند، بلکه اجزای نمایشی هستند که به تعبیر جامعهشناسان سیاسی، بازتولید نمادین قدرت را ممکن میسازند.
قدرت سیاسی، بهویژه در نظامهای ایدئولوژیک، بیش از آنکه بر ابزارهای سخت متکی باشد، نیازمند نمایش مستمر اقتدار است. این نمایش، به جامعه و جهان خارج پیام میدهد که نظم سیاسی همچنان پابرجاست، وفاداری عمومی وجود دارد و بحران جانشینی یا مشروعیت، کنترل شده است.
البته حضور گسترده مردم در چنین مراسمی را نمیتوان به یک عامل واحد فروکاست. احساسات دینی، تعلقات ملی، احترام تاریخی، کنجکاوی اجتماعی و حتی انگیزههای سیاسی، همگی میتوانند در شکلگیری این حضور نقش داشته باشند. اما آنچه اهمیت دارد، نحوه تبدیل این حضور متکثر به یک روایت رسمی و یکدست از اقتدار است؛ روایتی که هرگونه تکثر و اختلاف را در زیر سایه وحدت نمادین پنهان میکند.
اندیشمندانی چون هانا آرنت، بر این باور بودند که قدرت، بدون پذیرش و مشارکت جمعی دوام نمیآورد، اما حکومتهای ایدئولوژیک همواره میکوشند مرز میان رضایت واقعی و نمایش سیاسی را کمرنگ سازند. در چنین وضعیتی، آیینهای جمعی به ابزاری برای بازنمایی انسجام و تثبیت هژمونی بدل میشوند.
تاریخ نیز نشان داده است که شکوه یک تشییع، الزاماً ضامن تداوم همان میزان از اقتدار سیاسی نیست. بسیاری از رهبران جهان، تشییعی عظیم داشتهاند، اما نظامهای سیاسی پس از آنان با چالشهای جدی مشروعیت و کارآمدی روبهرو شدهاند. اقتدار پایدار، نه در نمایشهای بزرگ، بلکه در رضایت عمومی، عدالت، آزادی و توانایی پاسخگویی به مطالبات جامعه ریشه دارد.
از این رو، تشییع رهبران را باید هم به مثابه یک آیین انسانی و عاطفی نگریست و هم به عنوان رخدادی سیاسی که در آن، قدرت میکوشد خود را بازنمایی و بازتولید کند. فاصله میان «نمایش اقتدار» و «اقتدار واقعی»، همان پرسشی است که هر جامعهای باید با صداقت و خرد جمعی به آن پاسخ دهد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 5 852 |
| 20 | 🔴 غذا به مثابه امری سیاسی
✍ فریبا نظری
مشاهدات میدانیام در حوزهی غذا و سبک غذایی گروههایی در کلانشهر تهران، طی یک سال اخیر بهویژه سال ۱۴۰۵، توصیف فروپاشی هابیتوس طبقه متوسط و تغییرات اجباری در تمایز اجتماعی جامعه است:
۱- وجود تغییرات منوی واحدهای غذایی با عنوان: غذای نیمپرس، غذای اقتصادی، مینی پرس، مینی ساندویچ ، خورش بدون گوشت
۲- وجود دکههای فراوان غذای خیابانی با عرضه سیبزمینی و تخم مرغ آبپز در مناطقی از تهران( ۶، ۹، ۱۱، ۱۲، ۱۸ )
۳- حذف تنوع غذایی منوی کافهها
۴- تقاضا و عرضهی آب کله پاچه به دلیل ارزان بودن بجای مغز، زبان، گوشت، بناگوش
۵- کاهش حجم غذاهایی چون آش، هلیم، سالاد، سیبزمینی سرخکرده
۶- احیا و رونق غذاهای فراموش شده طبقات فرودست بدون گوشت و چاشنی؛ مانند دمپختک، دمی گوجه، کله جوش، آب دوغ خیار
این تغییرات در سطوح خرد سبک زندگی و مصرفی بخشهایی از جامعه، نشانههایی از دگرگونی یکی از بزرگترین میدانهای زیست روزمره یعنی غذاست.
غذا میدان گسترده اقتصادی و شغلی مردم دنیا با تولید، فرآوری، تهیه مواد غذایی و ارائهی آن به متقاضیان و دوستداران غذاست.
تأمین امنیت غذایی پایدار جوامع نیز از سیاستهای راهبردی و مهم نظامهای حکمرانی و دولتهاست. ازجمله عوامل برهمزنندهی این امنیت عبارتند از:
۱- جنگ
۲- رخدادهای طبیعی زلزله، سیل، خشکسالی، طوفان
۳- رکود اقتصادی
۴- ناترازی حکمرانی
۵- شکاف طبقاتی ساختاری
در این شرایط غذا از کارکرد تغذیه، سلامت، تفریح، شادی، اجتماعساز و آیینی؛ خارج شده و به مثابه یک امر سیاسی عمل میکند.
امر سیاسی در تعریفی ساده و روان، هر فضا، موقعیت یا مسئلهای است که در آن جامعه دچار خطکشی، تضاد منافع یا بحث بر سر قدرت و عدالت میشود. موضوعی که جامعه را به قطبهای مختلف تقسیم میکند. مانند حجاب اجباری، تداوم جنگ، صلح، آزادی، برابری، رفاه. در همهی این موارد ما وارد قلمروی امر سیاسی شدهایم.
غذا از یک نیاز ساده زیستشناختی فراتر رفته و در کانون امر سیاسی نشسته؛ یعنی همان میدان پرتنشی که در آن قدرت اعمال میشود، نابرابریها شکل میگیرند و بقای گروههای اجتماعی به چالش کشیده میشود.
در شرایط کنونی ایران، تورم فزاینده و گرانی مواد خوراکی، غذا را به ابزار نابرابری تبدیل کرده. نوع تغذیه دیگر نشاندهنده سلیقه و سبک زندگی جامعه نیست، بلکه مرزهای خشونت طرد اجتماعی را برای کارگران، سالمندان، کودکان، معلولان، و سایر گروههای به حاشیه رانده شده ترسیم میکند. کوچک شدن پیاپی سفرهها، تابآوری اجتماعی آنان را بلعیده و فاصله طبقاتی را به شکلی روزمره نمایش میدهد.
وقتی دسترسی به غذا یک امر سیاسی میشود، واکنش جامعه به آن نیز ماهیتی سیاسی پیدا میکند. اعتراضات معیشتی، تلاش برای حفظ بقا و حتی تاکتیکهای پنهان روزمره خانوادهها برای مدیریت گرسنگی یا سوءتغذیه، همگی فرمهایی از رویارویی فرودستان با ساختارهای کلان قدرت است. در زمان بحران، سفرهی خالی افراد، محرک اصلی اعتراضات و کنشگریهای اجتماعی است.
دولتها و نهادهای قدرت، از طریق سیاستگذاریهای کلان اقتصادی بر بدن شهروندان؛ چیره شده و مفهوم زیستسیاست را جامهی عمل میپوشانند. اینکه چه کسی توانایی تأمین پروتئین دارد و چه کسی ناچار به سمت مصرف کالریهای ارزان و بیکیفیت میرود تا فقط زنده بماند؛ یک مسئله کاملاً سیاسی و مرتبط با توزیع قدرت است.
در مقیاس جهانی نیز مسئله غذا پیوندی ناگسستنی با هژمونی سیاسی دارد. استفاده از مواد غذایی به عنوان سلاح و اهرم فشار در جنگها و تحریمها تا سلطه شرکتهای قدرت مدار بر بذرها، زمینهای کشاورزی و منابع آب؛ نشان میدهند که شکم انسانها به میدان بازی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است!
مسئله ایران امروز بیش از آنکه قحطی باشد، افت دسترسی اقتصادی به غذا است. در شاخص جهانی امنیت غذایی اکونومیست، کشورهای فنلاند، ایرلند، نروژ، فرانسه در صدر قرار دارند و این شاخص غذا را از زاویه توان خرید، دسترسی، کیفیت و ایمنی، و پایداری بررسی میکند. این گزارش تأکید کرده که افت توان خرید، یکی از مهمترین عوامل تضعیف امنیت غذایی جهان بوده. این همان نقطهای است که وضعیت ایران را نگرانکننده میکند. جهش قیمت خوراکیها میتواند لایهای تازه از ناامنی غذایی بسازد؛ نه الزاماً به شکل گرسنگی آشکار، بلکه به شکل حذف گوشت، کاهش لبنیات، جایگزینی و وابستگی بیشتر به غذای ارزان، حجیم و کم ارزشتر( نواندیش، خرداد ۱۴۰۵).
این کوچ اجباری به کالریهای ارزان و کم ارزش، تنها یک بحران تغذیهای نیست؛ بلکه بازتولید خاموش نابرابری و خشونت در جامعه است و هشداری بر اینکه وقتی غذا سیاسی میشود، تلاش برای دستیابی بدان نیز دیر یا زود چهرهی سیاسی خود را نشان میدهد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 6 763 |
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
