سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу سایت خبری-تحلیلی کلمه
Канал سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 49 480 підписників, посідаючи 5 236 місце в категорії Новини і ЗМІ та 6 839 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 49 480 підписників.
За останніми даними від 12 липня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -753, а за останні 24 години на -17, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 15.45%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 10.81% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 7 646 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 5 350 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 13 липня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Новини і ЗМІ.
Триває завантаження даних...
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 13 липня | 0 | |||
| 12 липня | 0 | |||
| 11 липня | 0 | |||
| 10 липня | 0 | |||
| 09 липня | 0 | |||
| 08 липня | +2 | |||
| 07 липня | +1 | |||
| 06 липня | 0 | |||
| 05 липня | +7 | |||
| 04 липня | +6 | |||
| 03 липня | +2 | |||
| 02 липня | 0 | |||
| 01 липня | 0 |
| 2 | 🔴 تداوم اعتراضات صنفی بازنشستگان، کارگران و پرستاران در شهرهای مختلف
گروههای مختلف صنفی و کارگری در شهرهای مختلف در اعتراض به شرایط نامناسب اقتصادی، تورم و عدم دریافت مطالبات خود دست به تجمع زدند.
روز یکشنبه ۲۱ تیرماه، جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهرهای کرمانشاه، شوش، اهواز، تهران و رشت تجمعهای اعتراضی برگزار کردند. محور اصلی اعتراضات این گروه، انتقاد از تورم، گرانی، کاهش قدرت خرید، تبعیض و مشکلات درمانی بوده است. این معترضان خواستار بهبود شرایط زندگی، تأمین مطالبات معیشتی و رسیدگی جدی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی خود هستند.
در رویدادی دیگر، کارگران امور نگهداری خط و ابنیه فنی راهآهن در ناحیه کرج برای دومین روز متوالی دست به اعتراض زدند. دلیل اصلی این تجمع، پرداخت نشدن حقوق، معوقات مزدی و عیدی، و همچنین واریز نشدن حق بیمه این کارگران به مدت ۱۴ ماه عنوان شده است. به گفته کارگران معترض، عملی نشدن وعدههای مسئولان باعث شده تا آنها ناچار به ادامه اعتراضات خود شوند.
همزمان در تاریخ ۲۱ تیرماه، جمعی از پرستاران شهر یزد نیز در اعتراض به بیتوجهی به شرایط معیشتی و شغلی خود و همچنین عدم پرداخت مطالباتشان تجمع کردند. پرستاران یزدی ضمن درخواست برای رسیدگی به مطالبات صنفی خود، هشدار دادند و تأکید کردند که وضعیت نامناسب معیشتی پرستاران میتواند تأثیر مستقیمی بر افت کیفیت خدمات درمانی داشته باشد.
@Kaleme | 1 357 |
| 3 | 🔴 حبس و حصر؛ تا کی و به چه بهایی؟
✍️ بدرالسادات مفیدی
چندی پیش که خبر بستری شدن مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد در بیمارستان منتشر شد، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که حصر آنان تا کی قرار است ادامه یابد؟ آیا شانزده سال محرومیت از آزادی کافی نیست؟ این چه کینه و یا منطقی است که همچنان بر تداوم این وضعیت اصرار میورزد؟
همزمان، با فرارسیدن یازدهمین سال حبس مصطفی تاجزاده، همان پرسش بار دیگر تکرار میشود: چرا؟ مگر او چه کرده است، جز آنکه با صراحت از آزادی، جمهوریت، حاکمیت قانون و حقوق ملت دفاع کرده و ساختار قدرت را در چارچوب اصلاحات مسالمتآمیز نقد کرده است؟ آیا پاسخ چنین نقدی باید سالهای طولانی زندان باشد؟
بیتردید، کسانی که درباره ادامه حصر و زندان این چهرهها تصمیم میگیرند، محاسبات خاص خود را دارند. احتمالاً از نگاه آنان، آزادی این افراد بیش از ادامه زندانی بودنشان هزینه دارد. شاید تصور میکنند حضور آزادانه آنان، امکان ارتباط مستمر با مردم، رسانهها و نیروهای سیاسی را فراهم میکند و میتواند به همگرایی منتقدان یا افزایش مطالبهگری در جامعه بینجامد.
اما تجربه نشان داده است که حبسهای طولانی، همیشه نتیجه مورد انتظار صاحبان قدرت را به همراه ندارد. زندان، اگرچه آزادی انسان را محدود میکند، اما گاه به همان اندازه، سرمایه اخلاقی و نمادین او را افزایش میدهد. بسیاری از شخصیتهای سیاسی، بیش از آنکه به واسطه قدرت یا مسئولیتهایشان در حافظه جامعه ماندگار شوند، به دلیل هزینهای که برای باورهای خود پرداختهاند، در یادها باقی ماندهاند.
از همین منظر است که امروز، حتی اگر بخشی از جامعه دیگر خود را اصلاحطلب نداند، شخصیتهایی چون موسوی، رهنورد، کروبی و تاجزاده، بیش از آنکه رهبران یک جریان سیاسی باشند، برای بسیاری نماد ایستادگی بر سر عقیده، وفاداری به اصول و پرداخت هزینه برای دفاع از حقوق مردم به شمار میآیند.
مصطفی تاجزاده یازده سال است که در زندان بسر می برد؛ اما زندان نتوانسته است او را به سکوت وادارد. او در تمام این سالها از مسئولیت اجتماعی خود دست نکشیده و همچنان با صراحت از آزادی، عدالت، جمهوریت، حاکمیت قانون و حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش سخن گفته است.
آنچه تاجزاده را ماندگار میکند، بیش از هر چیز، آزادگی، صبوری، پرهیز از کینه و امیدی است که در سختترین سالهای زندان نیز از دست نداد. او نشان داد که زندان میتواند آزادی انسان را سلب کند، اما نمیتواند اندیشه، وجدان و ایمان او به آنچه حق میداند را در بند کشد.
تاجزاده از نسل اصلاحطلبانی است که اصلاحطلبی را نه به معنای سازگاری با وضع موجود، بلکه تلاشی مستمر برای اصلاح ساختارها، دفاع از جمهوریت، حقوق ملت و حق نقد قدرت میدانند. از همین رو، گفتمان او نیز برای بسیاری از منتقدان و معترضانی که اگرچه خود را اصلاحطلب نمینامند، اما همچنان به تغییرات تدریجی، گفتوگو، حاکمیت قانون و پرهیز از خشونت باور دارند، قابل فهم و همدلانه است.
بیتردید، حکومتی که به جای شنیدن سخن منتقدان دلسوز خود، آنان را به زندان میسپارد، در حقیقت بخشی از سرمایه انسانی و اخلاقی خویش را از دست میدهد. نقد، تهدید حکومتها نیست؛ یکی از مهمترین فرصتهای اصلاح آنهاست. جامعهای که صدای منتقدانش خاموش شود، از امکان اصلاح محروم میشود و حکومتی که نقد را برنتابد، دیر یا زود هزینه بیاعتنایی به آن را خواهد پرداخت.
امروز، ایران بیش از گذشته به گفتوگو، مدارا، آشتی ملی و مشارکت همه نیروهای دلسوز و وفادار به این سرزمین نیاز دارد. آزادی زندانیان و رفع حصر، پیش از آنکه صرفاً برآورده کردن یک مطالبه سیاسی باشد، میتواند نشانهای از اعتماد به جامعه، گامی در مسیر ترمیم شکاف میان حاکمیت و مردم و اقدامی مؤثر برای تقویت همبستگی ملی باشد.
امید آنکه در آیندهای نزدیک، مصطفی تاجزاده، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و همه زندانیان و محصوران سیاسی، طعم آزادی را دوباره بچشند؛ زیرا جای آنان نه پشت دیوارهای زندان و حصر، بلکه در عرصه گفتوگوی ملی و مشارکت در ساختن آیندهای بهتر برای ایران است.
منبع: فردای بهتر
@Kaleme | 3 918 |
| 4 | سخنگوی جبهه اصلاحات:
انتقام، راهبرد نیست؛ هر تصمیمی که امنیت، رفاه و آینده ایران را پرهزینهتر کند، باید با معیار منافع ملی سنجیده شود، نه هیجان و شعار.
اقتدار واقعی، تصمیمی است که ایران را قویتر و مردم را امنتر کند؛ نه صرفاً هزینهها را بیشتر.
@Kaleme | 4 230 |
| 5 | 🔴 رویای رهایی با حمله خارجی و ریشههای روانی و اجتماعی آن
✍️ عزیز قاسمزاده
چرا بخشی از مردم در شرایط استبداد، حمله خارجی را روزنهای برای رهایی میبینند؟ این نگاه بیش از آنکه ناشی از ناآگاهی باشد، ریشه در تجربه طولانی سرکوب، احساس بیقدرتی و بسته بودن راههای تغییر دارد.
وقتی جامعه بارها برای اصلاح و آزادی تلاش کرده اما با شکست و سرکوب روبهرو شده است، بخشی از مردم به این باور میرسند که تغییر از درون ممکن نیست. در چنین وضعی، نیروی خارجی در ذهن برخی به «ناجی» تبدیل میشود؛ زیرا دیگر لازم نیست خود هزینه مبارزه، سازماندهی و صبوری را بپردازند.
از همین جا تصور «دشمنِ دشمن ما، دوست ماست» شکل میگیرد؛ در حالی که قدرتهای خارجی بر اساس منافع خود عمل میکنند، نه لزوماً برای آزادی و دموکراسی ملتها.
بیاعتمادی عمیق به ساختار قدرت و تجربههای تلخ بیعدالتی، این گرایش را تقویت میکند، اما این واقعیت، مداخله خارجی را به راهحل مشروع یا پایدار تبدیل نمیکند. تجربههای تاریخی نشان دادهاند که تغییر بدون حضور فعال جامعه و نهادهای مدنی، میتواند به بیثباتی یا شکلهای تازهای از اقتدارگرایی بینجامد.
راه دشوار اما ماندگار، تقویت جامعه مدنی، سازمانیابی، همبستگی و مقاومت مدنی است. آزادی هدیه هیچ قدرت خارجی نیست؛ حاصل آگاهی، مشارکت و قدرت اجتماعی شهروندان است. جامعهای که خود را بازیگر تاریخ بداند، کمتر چشمانتظار ناجی بیرونی خواهد ماند.
متن کامل
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 4 807 |
| 6 | 🔴 چرا امام سجاد و هفت امام معصوم دیگر دنبال انتقام خون امام حسین نرفتند؟
✍علی نظری
این روزها عوامل مشکوک حبهه پایداری بر طبل خونخواهی رهبر شهید می کوبند.انتقام از آمریکا شعار اصلی آنان شده است.روز ۵شنبه هنگام خاکسپاری آیت الله خامنه ای در حرم امام هشتم، تابلوهای متعددی را با شعار«یا لثارات خامنه ای» در حرم امام رضا می چرخاندند.
در تاریخ شیعه بویژه بعدازعاشورای سال۶۱ هجری تا سال۲۶۰ هجری (پایان امامت امام حسن عسگری(ع) ) چرا هیچ امام معصومی دنبال خونخواهی و انتقام از خون شهید کربلا نرفت؟
طی۱۹۹ سال «از قیام عاشورای حسینی(کربلا) تا آغاز امامت حضرت مهدی سال۲۶۰هجری»۸ امام معصوم که از فرزندان و تبار سید الشهدا(ع) بودند.بعلت شرایط نا مناسب جامعه و وضعیت ضعیف شیعیان،شعارانتقام از شهادت امام حسین را سرندادند!
امام سجاد فرزند حسین ابن علی(ع) چهارمین امام شیعیان که از اسرای کربلا بوده و شاهد بریده شدن «سر پدرش به همراه اصحاب شهیدش»بود.هرگز حاضر نشد شیعیان را به جنگ و انتقام از قاتلان پدرش بکشاند!
امام جهارم بیش از۳۴ سال امامت نمود. بعد از حادثه کربلا ۳درگیری مهم،قیام حره سال۶۳ هجری،قیام توابین سال۶۵ هجری،قیام مختار سال۶۶ در دوران امامت ایشان رخ داد،اما چون شیعیان در وضعیت ضعیفی قرار داشتند،نمی توانستند به جنگ امویان بروند،امام سجاد شعار معروف خونخواهی پدر بزرگوارش(یا لثارات الحسین) را محقق کند.
تدابیر ستودنی امام سجاد و۷ فرزندش که امامان معصوم ما بوده اند، باعث شد، انتقام یا خونخواهی از شهدای کربلا، بعلت فقدان امکانات و ضعف قدرت نظامی شیعیان در آن دوقرن به خونخواهی امام شهید تبدیل نشود!!
به تند روهای جبهه پایداری توصیه میکنم به جای عربده کشی ،حمله به رییس جمهور و وزیر خارجه «آنهم در روز تشییع رهبر شهید در تهران»به مطالعه تاریخ شیعه بعد از واقعه کربلا بپردازند!
آیا فرومایگانی چون سعید جلیلی،رسایی،نبویان و.... خودشان را داناتر و فراتر از امامان معصوم هستند؟
آیا امروز کسی می تواند منکر عشق و ارادت امام سجاد(ع) به ابوی بزرگوارش حسین ابن علی(ع) باشد؟
قطعا در۱۹۹سال امامت ۸ امام معصوم ما، اگر شیعیان امکانات نظامی در خور توجه ای داشتند حتما به خونخواهی از شهدای مظلوم کربلا می پرداختند!
افراطیون جنگ طلب که امروز مذاکره با آمریکا را «ذنب لایغفر»می دانند حتما به تاریخ اسلام مراجعه کنند تا ببینند ائمه بزرگوار شبعه برای حفظ عزت و سربلندی شیعه حتی با سلاطین بنی امیه و بنی عباس بارها به مذاکره نشستند و به توافقات مهمی با آنها دست یافتند!آیا این اقدام ۸ امام شیعه قابل انکار است؟
سعید جلیلی در آخرین اظهار نظر اعلام کرده است که باید انتقام رهبر شهید را از آمریکا بگیریم!
انتقام از جانیان و جنایتکاران در صورتی جایز است که تحقق آن برای وفاداران به رهبر شهید مقدور و میسور باشد.
در جریان شهادت سردار سلیمانی بوضوح دیدیم که رهبرشهیدمان بعلت مهیانبودن شرایط و موقعیت لازم, موضوع انتقام را به فرصت دیگری موکول کردند!
از بهار۱۴۰۴ با موافقت رهبری شهید،مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا بین عراقچی-ویتکاف تا۲۳ خرداد۱۴۰۴که جنگ ۱۲روزه شروع شد،ادامه یافت.
در بهمن ۱۴۰۴ قبل از شروع جنگ ۴۰روزه بازهم با مجوز رهبرشهید مذاکرات با آمریکا بین عراقچی و ویتکاف و گوشنر تداوم یافت!
جبهه پایداری( نماد خوارج زمان) با نادیده گرفتن منافع ملی،جلوتر از رهبری حرکت میکنند!
سئوال اصلی ما از افراطیون ضد توافق این است!
چرا رهبر شهید؛بعنوان عالیترین مقام جمهوری اسلامی ایران، بعدازجنگ۱۲ روزه به رویکرد انتقامجویی و جنگ لا ترامپ نپرداخت؟ و مسیر مذاکره با أمریکا را بلامانع دانست؟
شعله ور کردن یک جنگ خانمانسوز دیگربا أمریکا به منزله نابودی امکانات و زیر ساخت های کشور است.عقل و تدبیر حکم می کند با مذاکره و استفاده از ظرفیت ها و فرصت های دیپلماتیک بسوی توافقی جامع گام لرداریم، نه اینکه بر شروع جنگی دیگر اصرار بورزیم!
باید به پایداری چی ها؛خاطر نشان کرد، مردم ایران در ۲جنگ اخیر قدرت خویش را به ترامپ و نتانیاهو اثبات کردند.آنها که با هدف براندازی جمهوری اسلامی دوجنگ را در سال۱۴۰۴ به ایران تحمیل کردند تا نظام را وادار به تسلیم کنند،بخوبی متوجه شدند ایرانی تسلیم اجانب نمیشود!ایرانبچی هابزرگترین شکست راهبردی آمریکا و اسراییل را در ۲جنگ اخیر رقم زدند!
این پیروزی برای ملت ما افتخاری بزرگ است.اما کشاندن کشور به جنگی دیگر،خیانتی بزرگ از سوی افراطیون ضد مذاکره،به مردم ما است!
در خاتمه به جبهه پایداری جنگ طلب،می گویم. سر دادن شعارهای جنگ طلبانه با رویکرد انتقامجویانه قطعا کشور را در جنگی خانمانسوز درگیر می کند.ورود مجدد ما به جنگ به نابودی زیر ساخت ها و امکانات کشور می انجامد.
رفتارهای این روزهای افراطیون با رویکرد انتقام خون رهبری یک عملیات فریب است!
منبع: مستقلآنلاین
@Kaleme | 4 959 |
| 7 | 🔴 هزینه چرخش در نظامهای آرمانگرا!
✍ زهرا مهر
در نظامهای آرمانگرا که تقدس را به ابزاری برای توجیه ناکارآمدی بدل کردهاند، چرخش از مسیرهای بنبست به معنای فروپاشیِ خودانگارهی سیاسی است؛ چرا که این حاکمیتها با گره زدنِ هستیِ خود به اهدافی موهوم، چنان بارِ سنگینی از هزینههای انسانی و اقتصادی بر دوش ملت نهادهاند که هرگونه عقبنشینی یا عقلانیتورزی، در چشم پیروانِ جزماندیشِ آنها، نه یک تدبیرِ هوشمندانه، بلکه خیانتی نابخشودنی به آرمانهایِ نخستین جلوه میکند. در چنین چرخهی معیوبی که تداومِ استراتژیهایِ شکستخورده با جان و نان مردم تأمین میشود، دستگاهِ حکمرانی به گروگانِ تندرویهایِ پیشینِ خویش درآمده است؛ بهگونهای که پذیرشِ شکستِ پروژههایِ پرهزینه، نه تنها گشایشی در بحرانهایِ ساختاری ایجاد نمیکند، بلکه با گسستنِ بندهایِ پیوند میانِ هستهی وفاداران و رأسِ هرمِ قدرت، تزلزلِ گفتمانیِ عمیقی را رقم میزند که بقایِ سیاسیِ نظام را بیش از هر تهدیدِ خارجی، از درون به مسلخِ فروپاشیِ اعتمادِ پیروان میکشاند.
@Kaleme | 5 944 |
| 8 | 🔴 خامنه ای در خاک، هیجده تیر در یاد
✍ مجتبی نجفی
هیجده تیر امسال مصادف با خاکسپاری علی خامنه ای دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران شد و چه همزمانی معناداری. وقتی من خبر کشته شدن خامنه ای در بمباران آمریکا اسراییل را شنیدم خوشحال نشدم، بلکه بر عکس ماشین زمان مرا به عقب راند و با حسرتها، اگرها و افسوسهای بسیاری مراوده کردم. شاید در کنار قتلهای زنجیره ای کوی دانشگاه تراژیک ترین رخدادی بود که نسل آزادیخواه و امیدوار به اصلاح را متاثر کرد. من در مقام یک جوان با هجوم سنت شعبان بی مخی، که یکی از پایه های محکم تاریخ معاصر ما بوده و "بی ریش و با ریش" تداوم داشته، مواجه بودم و از نزدیک میدیدم " که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها".
و آنجا بود که فهمیدم این سرزمین برای تغییر چه دشمنان و جاهلانی دارد. دانشگاه به خاک و خون کشیده شد و اثر هیجده تیر بر ما دانشجویانی که چند ماه بعد وارد دانشگاه شدیم همچنان بود و هر سال یاد آن فاجعه را پاس میداشتیم و دادخواه خون عزت ابراهیم نژاد بودیم. حتی یک سال هم جلوی بیت رهبری برای آزادی دانشجویان زندانی تحصن کردیم. همه این تلاشها نه صرفا به امید رهایی دانشجویان و محاکمه عادلانه نه نمایشی مجرمان بود، بلکه برای تداوم " یاد" بود.حتی اگر از این جمعیت نود میلیونی، همه فراموش کنند چه بر عزت ابراهیم نژاد آمد، چه بر دل مادر سعید زینالی آمد و فرشته علیزاده کجاست؟ اما به این سنت " یاد" تداوم خواهم داد برای یادآوری اینکه روزی بر زمین " امید" ما خون پاشیدند و پاسخ شور ما را برای ساختن ایران با گلوله دادند و دانشگاه قلب تپنده آزادی را پادگانی تسخیر کردند و از تفنگ تا قمه سهم نسل ما بود در پاسخ به خواست دموکراتیک کردن نهاد قدرت، احترام به رای اکثريت.
خامنه ای حتی میتوانست خودش سردمدار اصلاح شود اما رهبر انسداد اصلاحات شد و ترجیح داد به جای نقش نمادین و رهبری دوران گذار از حکومت دینی به سوی حکومت جمهوری، رهبر سرکوب تکثر مردمی شود و مردم را در وفاداران به نهاد قدرت و حامیانش تعریف کرد و متفاوتها را تحت لوای قانون ظالمانه و استبدادی هیچگاه به رسمیت نشناخت و هر گاه گفتیم به افقها نگاه کن و به جامعه جوان تشنه توسعه و آزادی تکیه کن و از سنت سلطانی تاریخ معاصر ما که حاکم خود را فراتر از قانون پنداشته دست بکش، طرحی نو درانداز و به ایران متحد متکثر بیندیش، پاسخش به ما زندان، انزوا و حذف بود. آنروزها نه از واژگانی مانند " کتلت" خبری بود و نه نگاهها به گذشته ارتجاعی که به آینده دموکراتیک بود.
و هر سال هیجده تیر به عنوان یک نقطه حسرت تاریخی بغضم را دو چندان میکند نه فقط برای عزت ابراهیم نژاد و سعید زینالی و فرشته علیزاده که برای سرکوب رویای نسلی که ایران را آزاد و مستقل میخواست و تازه داشت یاد میگرفت ایران برای همه ایرانیان است، در تجربه آزمون و خطا، بر زمین افتادن و دوباره برخاستن است که میشود به نظم دموکراتیک دست یافت. هیجده تیر شلیک به این رویای زیبا بود و بر روشنی آن افق، تیر زدند. و حالا ما مانده ایم و سنت یاد. ما که خواستیم از قربانیان دهه شصت هم حرف بزنیم و کم کم به حاکم یاد دهیم رنج را نه انکار که به رسمیت بشناس، خون را پاک کن نه بر آن بیافزای، بر زخم ها مرهم بگذار نه نمک بپاش.
اما هر دهه عزت ابراهیم نژادها تکثیر شدند و ما وارث خون دهها جوانی شدیم که در جنبش سبز به خاطر مطالبه رای خود شکنجه شدند یا کشته شدند. بعد هم دی های نود وشش و چهارصد و چهار اضافه شدند و آبان نودوهشت خونین شد و میراث خامنه ای که امروز در خاک است شد تکثیر خونهای بر زمین مانده، خشم بر خشم و کشوری که اسیر جنگ شده و جامعه ای که چند پاره شده و هر پاره خود را ملت ایران تعریف کرده. و من نمیدانم برگزارکنندگان خاکسپاری خامنه ای چرا این روز را انتخاب کردند که به صورت نمادینی شلیک حاکم به رویای نسل آزادیخواه آنروز را بازنمایی میکند و اگرها و افسوسهای بسیاری را به خاطر میآورد. اما ما دادخواهان خونهای بر زمین مانده، دادگاههای عادلانه برگزار نشده هر بار با مناسبت و بی مناسبت به یاد آوریم هیچ خونی را فراموشی نیست. و این "یاد" افق دارد، گزاره ای که میگويد در این سرزمین بر این خون و خونریزی باید پایانی باشد و رنج قربانی نه انکار که به رسمیت شناخته شود و حاکم نه غاصب که منتخب باشد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 5 098 |
| 9 | 🔴 ایران میان جنگ، ابهام در رأس قدرت و تشدید سرکوب
✍️گروه سیاسی مرور روزانه:
ایران این روزها بیش از آنکه با یک بحران مشخص روبهرو باشد، در میانه چند بحران همزمان ایستاده است؛ از بازگشت حملات نظامی و تحریمهای تازه گرفته تا ابهام در مرکز قدرت و افزایش اعدامها و بازداشتهای امنیتی. در چنین وضعیتی، حکومت یکبار دیگر میکوشد همهچیز را ذیل «شرایط حساس کشور» تعریف کند؛ عبارتی که در چهار دهه گذشته معمولاً معنایش برای مردم روشن بوده است: آزادی کمتر، امنیتیشدن بیشتر و پاسخگویی تقریباً هیچ.
در روزهای ۷ تا ۱۰ ژوئیه گزارشهایی از موج تازه حملات آمریکا به اهداف نظامی و زیرساختی ایران و پاسخ موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی منتشر شد...
ادامه متن
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 5 541 |
| 10 | 🔴 بیانیه نهضت آزادی ایران: ضرورت عفو عمومی و توقف احکام حبس و اعدام
بسمه تعالی
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ (آل عمران ۱۳۴ )
گذشت را پیشه کن، به نیکویی بکوش و از جاهلان دوری نما
یکی از تبعات منفی اجتماعی جنگ گسترده و خسارت باری که از جانب امریکا و اسرائیل به کشور تحمیل شد کاستن از توجه به فاجعه ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در زیر آوار مصائب برآمده از آن بود. جامعه مدنی ایران که هنوز نگران بازگشت نفیر شوم جنگ است، فرصت نکرده ابعاد این فاجعه خونین را ارزیابی کند و به درستی و کفایت به قربانیان، آمران و عاملین داخلی و خارجی واقعه بپردازد. زنجیرهای از غفلتها، تصورات واهی و رشتهای از بی رحمیها، قدرت طلبی های شخصی و گروهی و نادیده گرفتن منافع ملی، منجر به کشتاری شد که هر عددی بر آن نهاده شود باز هم در ابعاد متفاوت شرمآور و بینظیر است.
در تحلیل چگونگی شکل گیری وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه نباید از توجه به ریشههای بحران غفلت کرد. از یک سو حاکمیت با نادیده گرفتن خواست اکثریت و انکار عزم ملی برای تغییری که بارها به زبانهای متفاوت بیان شده بود، وجدان عمومی را آزرد و باعث شد تا کسانی که خود را محذوف میدیدند و از نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی به جان آمدهاند مجبور شوند صدای خود را رساتر فریاد بزنند. از طرف دیگر صدا و سیمایی که باید تریبون ملی باشد خواستههای جمع کوچکی را نمایندگی کرد و باعث شد فرصت میدانداری برای رسانههای وابسته به بیگانگان فراهم آید. در این میان هزینه تمام کوتاهیهای رسانهای، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و جناحی از جیب مردان و زنانی پرداخت شد که به امید شنیده شدن صدایشان در خیابان حاضر شدند. بسیاری جان و سلامتی خود را باختند و سوگ و سوز برجای گذاشتند و عدهای گرفتار حکم اعدام و حبساند.
نهضت آزادی ایران نقد حاکمیت را بخشی از حقوق شهروندی میداند که حق تکتک شهروندان کشور است . ایران ملک مشاع ایرانیان است و همه آنها فارغ از جنسیت، زبان، دین و مرام سیاسی حق مشارکت در سرنوشت و آینده خود را دارند.
نهضت آزادی ایران ضمن یادآوری نگاه قرآنی و اخلاقی پیشه کردن گذشت، عمل به نیکی و پرهیز از جهل و خشونت و توجه به جایگاه کرامت انسانی، هشدار میدهد که بسیاری از احکام قضایی عطف به شرایط بحرانی و جنگی، در روندی شتابزده و ابهامآمیز و دور از مراقبت های ضروری قضایی صورت پذیرفته و از شاخصهای دادرسی عادلانه برخوردار نیست.
نهضت آزادی ایران در شرایط فعلی توقف اعدامها و عفو عمومی بازداشت شدگان و محکومین سیاسی و عقیدتی حوادث دیماه ۱۴۰۴ را ضروری دانسته و آنرا طلیعهای برای نیل به وفاق ملی پس از ناکامی دشمن در دستیابی به اهدافش از طریق جنگ و حمله نظامی میداند. کشور در آستانه تحولات جدیدی قرار دارد و برای گام نهادن در این مسیر مام وطن به همه فرزندان خود نیازمند است.
نهضت آزادی ایران
۲۰ تیرماه ۱۴۰۵
منبع: کانال تلگرام نهضت آزادی ایران
@Kaleme | 5 398 |
| 11 | 🔴 بیانیهای در غیاب مردم
✍ محمد مالجو
بیانیۀ ۱۸ تیر ۱۴۰۵ درعینحال که بر بسیج عاطفی و ایدئولوژیک پیرامون مفاهیمی چون شهادت و انتقام تکیه میکند حامل یک پیام روشن نیز هست: تحقق دموکراسی در ایران نهفقط از همیشه دسترسناپذیرتر شده بلکه بیش از هر زمان دیگری نیز به ضرورتی حیاتی بدل شده است. هنگامی که افق سیاسی ملت به ادامۀ راه و تحقق انتقام تقلیل مییابد امکان مداخلۀ آگاهانه و انتخابگرانۀ شهروندان در تعیین مسیر جمعی نیز عملاً به حاشیه رانده میشود.
این بیانیه در واقع طرحی برای تداوم وضعیت موجود ارائه میدهد: استمرار تقابل، تعمیق بسیج ایدئولوژیک، و تمرکز هرچه بیشتر تصمیمگیری در ساختارهای بسته و غیرپاسخگو. این جهتگیری فقط یک موضع سیاسی نیست بلکه بر کیفیت زندگی روزمره و افق آیندۀ آحاد جامعه نیز مستقیماً بیشترین تأثیرها را میگذارد. دموکراسی را از این منظر نمیتوان به سطح مطالبهای انتزاعی فروکاست بلکه باید شرطی اساسی برای جلوگیری از فرسایش فزایندۀ زیست جمعی تلقیاش کرد.
دموکراسی در این معنا یعنی حق شهروندان برای مشارکت واقعی در تصمیمگیری دربارۀ مسیرهایی که سرنوشتشان را رقم میزند. تحقق چنین حقی، پیش از هر چیز، مستلزم شکستن انحصار قدرت سیاسی است. اما این انحصار بدون اتکا به یک بنیان مادی پایدار نمیماند. تمرکز قدرت سیاسی، در سطحی عمیقتر، بر تمرکز ثروت استوار است، مشخصاً ثروتی که در قالب انفال در اختیار نهادهای غیرانتخابی قرار گرفته است.
مسئله صرفاً عدم نظارت یا فقدان پاسخگویی نیست. مسئله این است که این منابع عظیم اساساً خارج از هر گونه نظارت دولتی یا مردمی در اختیار کانونی متمرکز از قدرت قرار دارد. همین تمرکز بیواسطۀ ثروت است که امکان بازتولید مداوم انحصار قدرت سیاسی را فراهم میکند، قدرتی که نه از پایین تغذیه میشود و نه به پایین پاسخ میدهد. در چنین وضعیتی، تصمیمگیری دربارۀ منابع و نتیجتاً دربارۀ مسیر کلی جامعه از دسترس ارادۀ جمعی خارج میشود و در سطحی محدود و غیرانتخابی به تثبیت میرسد.
تمرکز ثروت و تمرکز قدرت دو روی یک سکهاند. تا زمانی که این منابع کلان در یک نقطه متمرکز باقی بمانند، هر گونه تلاش برای توزیع قدرت سیاسی یا گسترش مشارکت دموکراتیک با مانعی ساختاری مواجه خواهد بود. ازاینرو دموکراسی نهفقط به معنای اصلاح سازوکارهای سیاسی بلکه به معنای بازپسگیری امکان تصمیمگیری دربارۀ منابع و بازگشاییشان به روی ارادۀ همگانی است. بدون چنین گسستی، حق تعیین سرنوشت نه در اختیار مردم بلکه کماکان در قبضۀ همان کانون متمرکز قدرت باقی میماند.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 4 587 |
| 12 | 🔴 امنیت رنگین کمانی
✍ علیرضا بهشتی شیرازی
پس از صد و سی و چند روز و به دنبال یک هفته سوگواری، رهبر پیشین کشور به خاک سپرده شد. کسانی که ده سال بعد این خبر را میخوانند شاید بپرسند چرا این قدر دیر؟
جواب معلوم است: تا شرائط امنیتی لازم برای حضور پرشکوه مردم فراهم شود.
سپس احتمالاً سوال میکنند چرا طی مراسمی این قدر طولانی و پرخرج؟ پاسخ ظاهراً با قدرتنمائی نظام برای دشمنان خارجی سروکار دارد. پای امنیت که به میان بیاید دیگر هیچ هزینهای اسراف نیست (مثلا). اگرچه نه آن همه تاخیر و نه این همه قدرتنمائی افاقه نکرد و آمریکا در میانۀ این مراسم موج گسترده حملاتش را از سر گرفت. چرا؟
چرا اجتماع مردم اهواز روی پل این شهر ترامپ را از ادامۀ حمله منصرف کرد، ولی تجمعات وسیعتر در مصلا و خیابانهای تهران و شهرهای مذهبی تأثیر عکس گذاشت، یا لااقل چنان اثری نداشت؟
زیرا بر روی آن پل رنگینکمانی از سلائق مردم حاضر شده بود، کما اینکه در آغاز اجتماعات شبانه این ویژگی تا حدودی به چشم میخورد. این طور نبود که آمریکائیها قدرت آتش کافی یا بیرحمی لازم را برای انهدام پل اهواز و به همراه آن قتل تمامی حاضران آن صحنه نداشته باشند. اخیراً دو خبرنگار روزنامه نیویورک تایمز طی کتابی جنجالی پشت پردۀ سیزده ماه نخست دولت ترامپ را فاش کردهاند. در این اثر آنان توضیح میدهند که مقامات کاخ سفید با تصاویر چنین صحنههائی مثل فیلمهای سکسی حال میکنند: «سنتکام (مسئول عملیات در خاورمیانه) و فرماندهی آفریقا مرتباً فیلمهائی از حملات حملات پهپادی خود علیه گروههای اسلامگرای مسلح در سومالی، سوریه و یمن برای هگست، وزیر جنگ آمریکا میفرستادند و او اگر از ویدئویی به صورت خاص خوشش میآمد به دستیارش میگفت: "این را باید به رئیسجمهور نشان بدهیم." ... یکی از مقامات آمریکایی که این ویدئوها را دیده است، آنها را "فیلمهای سکسی هگست" توصیف میکرد.» (رژیم چنج، جاناتان سوان، مگی هابرمن، فصل 28، قسمت سه )
در عین حال مقابله با یک ملت در تمامیت آن عملی نیست. مردم ما هزاران سال است که در این سرزمین روزگار میگذرانند و قرار است تا هزاران سال دیگر به این زندگی ادامه دهند. آمریکا چارهای جز کنار آمدن با این واقعیت ندارد. البته این به شرطی است که حرف از ملت ایران در تمامیت آن باشد و نه بعضی سلایق.
حاکمان ما ظاهراً به این نکته مهم توجه ندارند. به مسیری که طی دو ماه گذشته دنبال شد توجه کنید. هر شب عدهای به بهانۀ قدرتنمائی در برابر بیگانه جوری پرچمکشان کاروانهای موتوریشان را به حرکت در میآوردند که انگاری شهر را فتح کردهاند. در میادین اصلی مغازهها میبستند و زندگی عادی از جریان میافتاد تا یک سلیقه جولان دهد. در فاصله یک کیلومتری یکی از این میادین آرایشگری که معمولاً پیشش اصلاح میکنم میگوید از زمان جنگ گوئی شبها گرد مرگ در کوچهها میپاشند. پیشتر بیشترین مراجعه را آخر وقت داشت، به صورتی که ساعت ده شب به زور میتوانست در مغازه را ببندد، اما الان از هفت به بعد هیچ خبری نیست. چرا؟ آیا همه رفتهاند گردهمائی شبانه، یا فطرتاً از اینکه خیابان به تسخیر یک سلیقه در آید احساس امنیت و راحتی ندارند، لذا احتیاطاً در خانه میمانند؟
از حدود دو ماه پیش یا بیشتر دیگر مخاطب آن خانم یا آقائی که کنار خیابان پرچم تکان میداد نه استکبار جهانی، بلکه اعضای خانواده و نزدیکان خودش بود، تا بگوید خارج از جمع شما من در اقلیت نیستم. در آغاز پیام این بود که «ما نیز هستیم»، تا اینکه کمکم، خصوصاً در هفته اخیر ادعا میشود «فقط مائیم که هستیم»؛ از جمله به ادعای خبرگزاری فارس طی یک هفته اخیر ۴۵ میلیون نفر در مراسم تشییع شرکت کردند. جل الخالق. تازه خیلیها شمال رفته بودند، والا 145 میلیون نفر شرکت میکردند. آیا ملت فقط همینهائی هستند که این یک هفته به خیابان آمدند؟ یا اگر حداقلی از فرصت فراهم شود هنوز سلایقی دیگر وجود دارند که بدون ترابری وسیع نیرو از شهرستانها و پذیراییهای پرخرج بتوانند میدان را از این هم پرتر کنند؟
صحنهای که حاکمیت آراست ظاهراً توجه جهان را جلب کرد، اما به جای آنکه بیگانگان را سر جایشان بنشاند پایههای امنیت کشور متزلزل شد، به صورتی که حالا از جانب کویت هم خیالمان آسوده نیست. چرا؟ چون به نام خداوند رنگین کمان است که کشور امنیت پیدا میکند.
ای کاش دستاندرکاران این حقیقت را در یابند.
@Kaleme | 5 521 |
| 13 | 🔴 مولانا عبدالحمید: مذاکره و گفتوگو بهترین راه نجات کشور است
مولانا عبدالحمید، امامجمعه اهلسنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۹ تیرماه با اشاره به پیامدهای جنگ اخیر، تأکید کرد که بهترین راه برای حفظ کشور و جلوگیری از خسارتهای بیشتر، حلوفصل مسائل از طریق مذاکره و گفتوگو است.
وی با بیان اینکه گرانی و تورم «کمر مردم را شکسته است»، گفت جنگهای امروزی ویرانگرتر از گذشتهاند و کشور ایران که سالها با تحریم مواجه بوده، بیش از دیگران از تبعات اقتصادی جنگ آسیب دیده است.
عبدالحمید با اشاره به خسارات انسانی و تخریب زیرساختهای نظامی و اقتصادی کشور، این جنگ را برای ایران بسیار پرهزینه توصیف کرد و گفت مردم دیگر توان تحمل خسارتهای بیشتر، بهویژه در حوزه معیشت و اقتصاد را ندارند.
امامجمعه زاهدان از مسئولان خواست از رویکردهای احساسی و تنشزا پرهیز کرده و اختلافات را از مسیر گفتوگو حل کنند. او تأکید کرد نباید افرادی که از مذاکره و گفتوگو حمایت میکنند مورد حمله و تخریب قرار گیرند.
وی همچنین خواستار بازنگری در سیاستهای داخلی و خارجی شد و گفت مسئولان باید هم اختلافات با کشورهای دیگر و هم نارضایتیهای گسترده داخلی را حلوفصل کنند و به مطالبات مردمی که در اعتراضات به خیابان آمدند رسیدگی شود.
مولانا عبدالحمید در بخش دیگری از سخنان خود، آزادی زندانیان سیاسی و شنیدن دیدگاههای آنان را از اقداماتی دانست که میتواند به کاهش تنشها و افزایش همبستگی ملی کمک کند.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 6 397 |
| 14 | 🔴 گفتگو با کیوان صمیمی: راه سوم و جنگ و صفبندیهای داخلی، وظایف جامعهی مدنی، دورنما و چشمانداز نسبی
✍ به کوشش: امین احمدی
جریان راه سوم مواضع توامان ضدسلطه جهانی و دخالت بیگانگان و استبداد داخلی دارد. هم با پذیرش سرمایهداری جهانی مخالف است و هم سلطه جریانهای غارتگر داخلی را بر مناسبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی کشورمان را نفی میکند. و اینکه راست جهانی بیشتر از آنکه مخالف حکومت فعلی حاکم باشد، مخالف یک حاکمیت ملی و دموکراتیک بر ایران است. کیوان صمیمی در این گفتگو میکوشد تا نگاه جریان راه سوم را از ورای بیش از ۵۰سال تجربه عینی سیاسی، در مواجهه با آنچه از دیماه ۱۴۰۴ تا به امروز بر ایران گذشته، بازگو نماید .
آیا جنگ چهل روزه قابل پیشگیری بود؟ عوامل و ریشه های جنگ و چرایی رسیدن به این نقطه از نظر شما چه بوده است؟
درباره قابل پیشگیری بودن جنگ، فکر می کنم باید به جنگ دوازده روزه و حتی عقبتر یعنی ترورهای اسرائیل از دانشمندان هسته ای، اسماعیل هنیه و ...و دیگر ضرباتی که به ایران وارد کرد بازگشت. همچنین به راه انداختن جنگ هشت ساله به همراه ایالات متحده با تحریک و تشویق صدام به حمله باید توجه داشت.این رودیدادها همگی سلسله وار به یکدیگر مربوط است و نمی توان فقط بر این جنگ چهل روزه تمرکز کرد و بی ارتباط دیگر وقایع چهل و اندی سال اخیر آنرا دید و تحلیل کرد.
به نظر من پیشگیری از جنگ اخیر از ۲۲ بهمن ۵۷ آغاز می شود. سخنان آیت الله خمینی و دیگر حاکمان به علاوه فضای ضداسرائیلی و ضد آمریکایی جامعه انقلابی مبنی بر نابودی اسرائیل،مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و خصومت نظام جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل ریشه های وقوع جنگ چهل روزه است.البته ذکر این نکات به این معنی نیست که موقعیت ژئوپلتیک ایران در نظر گرفته نشود. در هر صورت ایران برای اسرائیل یک شاخی بود و هست اما دیپلماسی یعنی اینکه با توجه به مقدورات و با وجود فضای تنش، میبایست مدیریت صورت میگرفت و به رغم اینکه ایران خطری برای اسرائیل بوده و هست این خطر و تهدید به جنگ کشیده نشود.
به عنوان نمونه در بعد از دوم خرداد فضایی ایجاد شد که به دنبال تعدیل شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و فضای خصومت در روابط بینالملل جمهوری اسلامی بود اما هسته سخت قدرت و تندروهای حاکم نگذاشتند این فضا پا گرفته و علیه سیاستهای تنش زدای خاتمی کارشکنی کردند. وقایع ۸۸ و آنچه در ادامه پیش آمد، مهر خاتمتی بر سیاست تنش زدایی با جهان بود.
اگر یک سیاست ملی حاکم میشد، جمهوری اسلامی می توانست اختلافات و تنشها با غرب و اسرائیل را کاهش دهد. در نهایت میتوان گفت که ریشه جنگ چهل روزه برخوردهای ایدئولوژیک با حکومت ایدئولوژیک،سلطه گر و تمامیت خواه اسرائیل بود و اسرائیل در مقاطع مختلف از اول انقلاب تاکنون تلاشهایی برای تجزیه و نابودی ایران به کمک آمریکا انجام داد.این جنگ قابل پیشگیری بود اگر جلوی سیاستهای تخاصم و ایدئولوژیک علیه اسرائیل در این چهل و هفت سال گرفته میشد و البته این مساله انکار تجاوز و تخاصم اسرائیل با ایران نیست.....
متن کامل
منبع: ایران فردا
@Kaleme | 6 191 |
| 15 | 🔴 در یازدهمین سال حبس؛ تاجزاده و فضیلت ایستادگی و مقاومت مدنی
✍ محمدعلی علیان
مصطفی تاجزاده در شرایطی وارد پنجمین سال حبس مستمر و به تعبیری یازدهمین سال حبس ظالمانه خود پس از وقایع سال ۸۸ می شود که صرف نظر از اینکه هرکس تا چه میزان با دیدگاهها، راهبردها و کنش های سیاسی او موافق یا مخالف باشد، درعین حال نمی تواند انکار کند که تاجزاده طی دو دهه اخیر یکی از صریح اللهجه ترین منتقدان ساختار اقتدارگرای قدرت در جمهوری اسلامی بوده است.
پس از تابوشکنی تاجزاده - که بعنوان چهره ای که سابقه مدیریت عالی در ساختار اجرایی جمهوری اسلامی داشته است - در نقد هسته سخت قدرت و نهادهای انتصابی مانند شورای نگهبان و قوه قضائیه و نیز انتقادات تند در خصوص ورود و دخالت های فراقانونی نظامیان در عرصه های سیاسی، فرهنگی، رسانه ای، ورزش، انتخابات و...بتدریج برخی دیگر از صاحب منصبان سابق نیز به بیان نقدهای صریح البته با صرف هزینه کمتر، پرداختند.
نکته دیگر در خصوص او، بروزرسانی و همگامی اش با فضای حاکم بر خواست ها و مطالبات معدل جامعه بوده است، در بُرهه ای تغییرات دموکراتیک را از رهگذر مشارکت در انتخابات و سیاست ورزی اصلاحی دنبال می کرد، در مقطعی با اعتراضات مسالمت آمیز مدنی مردم همراهی نمود (۸۸، ۹۶ و ۹۸) ، در برشی دیگر همراه با عامه جامعه معتقد به رویکرد مقاومت و نافرمانی مدنی (از جمله تحریم انتخابات) بود و نسبت به برخی دیگر از فعالان سیاسی موسوم به تحولخواه تاکید بیشتری بر احقاق کرامت انسانی و اعلامیه جهانی حقوق بشر داشت و همچنان مقوله حقوق و آزادی های سیاسی و مدنی افراد را فارغ از دیدگاههای سیاسی آنان می داند بطوریکه در مصاحبه ی چندماه پیش با یک روزنامه فرانسوی حتی از حق فعالیت سیاسی معتقدان به ولایت فقیه در نظام دموکراتیک مطلوبش پس از گذار از ساختار حکومت فعلی، حمایت کرد موضوعی که بعضاً با بازخورد منفی کاربران در شبکه های اجتماعی مواجه شد!
از دیگر ویژگی های بارز او استقبال از مناظره و گفت و گو با جریان های فکری و سیاسی مخالف دیدگاههای خودش است. مناظره های پرمخاطب و داغ با روانبخش عضو ارشد موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی و چهره نزدیک به مصباح یزدی در دانشگاه کاشان در سال ۸۷، مناظره های مکتوب با مدیرمسئول و نماینده ولی فقیه در کیهان، مناظره روشنگر و مستند با شهردار فعلی تهران پیرامون وقایع کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیرماه ۷۸ و نقش نیروهای موسوم به لباس شخصی در سرکوب دانشجویان معترض و مناظره سال های اخیر با برخی فعالان سیاسی و اوپوزیسیون و تحلیلگران شبکه های فارسی زبان خارج از کشور از نمونه های بیاد ماندنی هستند که هریک در مقاطعی نوری بر تاریکی تاباندند و تا حدی توانستند به رونق عرصه عمومی نقد و نظر و گفتگو کمک کنند.
در نهایت، پنجمین سالگرد حبس تاجزاده و صدور احکام متعدد علیه او تنها به جرم ایستادگی بر سر باورهایش و نقد کژکارکردی های شیوه حکمرانی خسارت بار کشور، بیش از پیش اعتبار احکام صادره را مخدوش و دیدگاههای او را پربسامد و افکار عمومی را نسبت به دنبال کردن حرف های او مشتاق تر می کند. بلاشک تاجزاده از نمادهای مهم آزادگی و مقاومت مدنی چند دهه گذشته ایران است و فعالیت هایش بر سترگی انباشت تجربه زیست سیاسی و مدنی تاریخی ایرانیان افزوده است. به امید آزادی قریب الوقوع او، سایر زندانیان سیاسی و محصورین.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 6 206 |
| 16 | 🔴 رفراندوم یک حق قانونی ملی است
✍ رضا بهشتیمعز
صورتبندی یک مراسم تشییع هرچند انبوه و بشکوه، و قالبسازی آن بنام رفراندوم یک شوخی بیمزه و یک شلختگی سیاسی است، اگر فرصتطلبی و رندی نباشد. بهتر است در دوره جدید از همه اشکال تدلیس و تلبیس و حیلههای حکومی مجرب و مرسوم و مبتذل فاصله گرفته شود و کوشش شود تا چرخ کج نظام با همه درشتی و زمختی، استوار و هموار شود. فرصت مغتنمیست تا راستی و درستی و مسئولیت و پاسخگویی، عیار عمل سیاسی در نظامی شود که نزدیک نیم قرن همه چیز را فدای مصلحت کرده و ریشه اخلاق و اصول را سوزانده، سرمایه را فروخته و امروز دستش تهی است.
میدانم آرزویی تلخ و دشوار و ناپیداست اما ما را چه غم که آرزویی از بیم بلا و در عین بلاست! رفراندوم یک حق قانونی ملی است که با جفایِ نامشروعِ مصلحت، همچنان مسروقه و پوشیده مانده است، مطالبه حق هم یک وظیفه است و جای شوخی و رندی ندارد.
منبع: فیسبوک نگارنده
@Kaleme | 6 971 |
| 17 | 🔴 عاقبت ایران پس از جنگ
خلاصهای از گفتوگوی محمد مالجو
اگر بخواهم مهمترین ایده این گفتوگو را در یک جمله خلاصه کنم، این است:
حتی اگر دیگر هیچ جنگی هم رخ ندهد، ایران تازه وارد مرحله اصلی بحران شده است.
مالجو معتقد است پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ، بسیار ماندگارتر از خودِ جنگ خواهد بود. مهمترین نکات گفتوگو از نظر او:
• اقتصاد ایران ممکن است با تورمهای بسیار بالا، جهش دوباره نرخ ارز و گسترش فقر روبهرو شود. به گفته او، میلیونها نفر دیگر ممکن است به زیر خط فقر سقوط کنند.
• بزرگترین اشتباه، کوچک شمردن تخریب زیرساختهاست. زیرساخت فقط ساختمان و کارخانه نیست؛ شبکهای است که زندگی روزمره مردم را ممکن میکند. وقتی این شبکه آسیب ببیند، بازسازی آن بسیار دشوارتر از ساختن چند ساختمان جدید است.
• دولت رسمی نیز با کاهش شدید منابع مالی روبهرو خواهد شد؛ درآمدهای مالیاتی افت میکند و توان دولت برای مدیریت بحران کمتر از گذشته میشود.
• از نظر او، جلوگیری از جنگهای بعدی تنها با تغییر در راهبرد سیاست خارجی ممکن است. کشوری که میان اهداف و تواناییهایش تناسب برقرار نکند، هزینههای سنگینی خواهد پرداخت.
• مالجو همزمان از دو نگاه انتقاد میکند؛ هم از کسانی که جنگ را راهحل تغییر میدانند و هم از کسانی که هزینههای واقعی جنگ را انکار میکنند. به باور او، تحریم و حمله نظامی معمولاً رادیکالترین بخشهای قدرت را تقویت میکند، نه اینکه زمینه تغییر را فراهم کند.
• او تعریف متفاوتی از «پیروزی» ارائه میدهد: اگر نتیجه جنگ، فقر، تورم، بیکاری و فروپاشی اقتصادی باشد، صرف باقی ماندن حکومت یا وارد کردن خسارت به طرف مقابل را نمیتوان پیروزی نامید. پیروزی واقعی آن است که مردم بتوانند از این بحران جان سالم به در ببرند.
در نهایت، مالجو معتقد است مسیر اصلاح ایران نه از جنگ و مداخله خارجی، بلکه از کاهش تنش، تقویت نهادهای انتخابی، محدود شدن بخشهای غیرپاسخگو و پیگیری تغییرات از مسیرهای مدنی میگذرد.
@Kaleme | 7 106 |
| 18 | 🔴 ”مصطفی” را وعده داد لطفِ خدا
✍ عبدالله ناصری
هرگز به “جبرِ تاریخی” و “تاریخ تقدیری” باور ندارم. عاملیتِ انسان، روزگار و زمانِ تاریخ را میسازد. از سوی دیگر، هرگز نقش احتمالی خداوندِ قدّار را نسبت به گوشمالیِ انسانِ تاریخساز که در مصحفِ شریف از آن به “استدراج” تعبیر شده است، انکار نمیکنم؛ “وَالَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ”. آنان که نشانههای الهی را (آزادی، عدالت، امنیت و سایر الطاف خدا) تکذیب کرده (با اقتدار، زور، آنها را از انسان دریغ میکنند)، استدراج الهی (عذاب) را بر آنان هموار میکنیم.
برداشت اجمالیِ نگارنده این است: خدای مقتدرترین، انسانِ حکمرانِ بر مردم را دو فرصت عطا میکند؛ یکی برای بازگشت به آیات و زیباییهای استحقاقیِ انسان و دیگری عذابِ انتقامی. هر دو مورد را در ایرانِ معاصر تجربه و مشاهده کردهایم. تاجزاده، به عنوان عاملِ فعال در تکوینِ جمهوری اسلامی، از راه خود صادقانه برگشت و علی خامنهای و کارگزارانش به راهِ باطل پای فشردند.
نامهی مشهورِ “پدر و مادر ما هم متهمیم” از مصطفی تاجزاده که پس از جنبش سبز منتشر شد، یک نامه و یادداشتِ معمولی نیست؛ یک “بازراه” جدید و نمایشِ جسورانهی “توبهی سیاسی” بود. به مثابهی دوست و شاگردِ قدیمی در حوزهی سیاست، یقین دارم “هوشِ سیاسی” و “فرصتِ خداداد” دست به هم دادند تا یک “اَبَرسیاستمدار”، خالصانه، طرفدار مردم و مخالفِ راهِ ولیفقیه شده و به سهمِ خود از مردمِ شریفِ ایران پوزش طلب کند.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 6 347 |
| 19 | 🔴 کلنگی شدن تفاهمنامه؛ همه میبازند جز اسرائیل!
حملات متقابل ایران و آمریکا ادامه دارد. دیشب سنتکام حملات گستردهای را به اهدافی در ایران انجام داد و برای نخستین بار دامنه این حملات به مناطقی غیر از جنوب کشور هم کشیده شد و یک پل مهم که ارتباط ریلی ایران را با روسیه و چین برقرار میکرد، هدف قرار گرفت.
ایران هم حملات گستردهای به پایگاه های آمریکا در کویت و بحرین انجام داده است.
به دلیل عدم انتشار تصاویر اصابتها روشن نیست که این حملات تا چه اندازه موثر بودهاند اما منابع نزدیک به اتاق جنگ ایران مدعی هستند از تاکتیکهای جدیدی در این حملات استفاده شده که حامل پیامهای نظامی است.
آن چه با آن مواجهایم نوعی تنش است که اگرچه به جنگ منجر نمیشود اما عملا تنشهای زیر آستانه جنگ هم نیست و به اندازهای است که فرسایش زیرساخت نظامی و غیرنظامی را به ایران تحمیل میکند.
یک بار دیگر به صحنه بنگریم. ایران با تفسیری حداکثری از تفاهمنامه قصد کنترل کامل تنگه هرمز را دارد. تنگهای که در مورد ترتیبات اداره آن هنوز با عمان به توافق نرسیده است. این تعلیق در عرصه دیپلماسی به سختگیری ایران در کریدور جنوبی منجر شده و بعد از شلیک به چند کشتی کار به این تنشهای نظامی رسیده است. تنشهایی که آمریکا را چندان تحت فشار قرار نمیدهد و حتی برای امثال هگست وزیر جنگ و جنگ طلبان کابینه ترامپ فرصت اعاده حیثیت فراهم میکند. اما ایران با فرسایش زیرساختی، تداوم سایه جنگ و فشار بر اقتصاد رنجورش مواجه میشود.
بازگشت به وضعیت انسداد کامل تنگه هم مجددا ایران را با محاصره دریایی مواجه خواهد کرد و بار دیگر جنگ تابآوری درخواهد گرفت.
یک نکته مهم را مرور کنیم: ایران هرگاه بخواهد میتواند کل تنگه هرمز را ناامن و عملا مسدود کند. در این حالت تا چه اندازه تاکید بر قرائت حداکثری از ترتیبات اداره تنگه به سود ایران است؟ چرا برگه انسداد تنگه هرمز دائما به صورت ناقص به کار گرفته میشود؟ استفادهای که ممکن است در نهایت به کماثر شدن آن مبدل شود. چرا از خطهای تماس دیپلماتیک برای مدیریت این تنش استفاده نشده است؟
تفاهمنامه ایران و آمریکا با لغو معافیت های تحریمی، با تنش و درگیری هر شبه کلنگی شده و کلنگیتر خواهد شد. تفاهمنامهای که به دشواری و با جنگی تمام عیار به دست آمده و یک سند پیروزی است.
ممکن است آمریکا هم از این روند متضرر شود اما با خودمان صریح باشیم: این روند به زیان ما هم خواهد بود.
تنها برنده این وضعیت اسرائیل و لابی اسرائیل در آمریکاست. بر اساس خبرها روبیو و هگست نقش اصلی را در کشاندن ترامپ به این تنش جدید داشتهاند. هگست که جایی در معادلات ندارد اما روبیو اصلیترین سیاستمدار حامی اسرائیل است و دلبسته رسیدن به ریاست جمهوری با حمایت سیاسی و مالی لابی اسرائیل.
نتانیاهو هم با سکوتی مرموز و قطعا شوم به نظاره نشسته و در انتظار فرصت مجدد برای کشاندن آمریکا به جنگ، ضربه به ایران و نجات دادن خود در انتخابات آتی است.
کلنگی شدن تفاهم، خانه سست بیبی در انتخابات آتی را آباد میکند، خانهای که در آستانه ویرانی است.
منبع: کانال تلگرام ملیمذهبی
@Kaleme | 6 786 |
| 20 | 🔴 مصطفی تاجزاده، چمچاره غیرقابل حذف نظام!
✍️ گروه سیاسی سایت هموطن
یازده سال از آن روز سیاه که به گفته فخرالسادات محتشمیپور، یک دو جین مامور در مقابل خانهاش در یاس ریسه شده و چنان که گویی بخواهند؛ مثلا پابلو اسکوبار را در مخفیگاه تابستانیاتش دستگیر کنند، میگذرد. نمایشی سخیف، مبتذل و پر از ایجاد ترحم در ذهن هر بینندهای! نمایشی زرد به مانند هزاران نمایش سخیف از سوی عملگان ظلم که به جای ایجاد حس اقتدار در حتی میان حامیان خود، حس استیصال و زبونی را در میان افکار عمومی ایجاد کرد و اکنون، خروجیاش هم پیش روی هر بیننده و شهروند نظارهگری به چشم میخورد.
حالا اما سید مصطفی تاجزاده، بیش از یک دهه است که در زندان روزگار گذرانده و در راه آنچه به آن باور داشته، آزادمردانه مو سفید کرده است. بی آنکه بخواهد، آخی بگوید و آهی بکشد و دست آخر، این مرد گفتوگوی حال حاضر وطن است که داغ هر توبه و عجز و لابهای را به دل دیکتاتور و سایر عمله و قبیلهایهایش گذاشته است.
همو که اخیرا و در پی صدور حکم جدید پنج ساله در میانه سیرک مبتذل ای ایران بخوان و رونمایی بدلی و ماکیاولیستی از تندیس داریوش و کوروش و شاپور ساسانی از سوی حکومت در میادین شهرهای جنگ زده این مملکت، بازجوها به خانوادهاش گفتند که نخواهند گذاشت تا او «آزاد» شود. آنقدر حکم میدهند و زندانش را تمدید میکنند که رنگ بیرون رو به چشم نبیند!
متن کامل
منبع: کانال تلگرام فردای بهتر
@Kaleme | 8 320 |
