سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала سایت خبری-تحلیلی کلمه
Канал سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 49 410 подписчиков, занимая 5 235 место в категории Новости и СМИ и 6 844 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 49 410 подписчиков.
Согласно последним данным от 14 июля, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -784, а за последние 24 часа — -34, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 15.73%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 10.64% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 7 777 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 5 261 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 15 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Новости и СМИ.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 15 июля | 0 | |||
| 14 июля | 0 | |||
| 13 июля | 0 | |||
| 12 июля | 0 | |||
| 11 июля | 0 | |||
| 10 июля | 0 | |||
| 09 июля | 0 | |||
| 08 июля | +2 | |||
| 07 июля | +1 | |||
| 06 июля | 0 | |||
| 05 июля | +7 | |||
| 04 июля | +6 | |||
| 03 июля | +2 | |||
| 02 июля | 0 | |||
| 01 июля | 0 |
| 2 | 🔴 مردمان خشمگین و مغموم ایران!
✍️ سمیه توحیدلو
دو روزی است که سایت ایرانوایر گزارشی محرمانه را که دستیار اجتماعی رییسجمهور از نظرسنجیهای محرمانه در کشور نوشته، در دسترس همگان قرار داده است. اینکه سند محرمانه چرا پخش میشود مسئله من نیست؛ اما چنانچه پیشتر نوشته بودم، شناخت واقعی مردم ایران و دستهبندیهای آن، مستلزم فراگیر شدن همین نظرسنجیها و قرار گرفتنشان در اختیار پژوهشگران است...
ادامه متن
@Kaleme | 2 353 |
| 3 | 🔴 استادان دانشگاه در فهرست نسیه بگیران!
✍️محمدباقر تاج الدین
در این روزهای بس دشوار اقتصادی که آه از نهاد همگان برآمده است استادان دانشگاه نیز مستثی نبوده و به شدت تحت فشارهای اقتصادی قرار گرفتهاند. یکی از همکاران دانشگاهی در این زمینه گفت که برای خرید برنج به صورت نسیه به خواربار فروشی محل رفتم و خواهش کردم که یک گونی برنج به من بدهد و تا آخر ماه صبر کند که پولش را پرداخت کنم. مغازه دار که مرا می شناخت گفت فکر نمیکردم که روزی برسد استادان دانشگاه هم به صورت نسیهای کالا بخرند و اکنون نام استادان دانشگاه در کنار کارگران و کارمندان و معلمان را در دفتر فروشهای نسیهای باید ثبت کنم و این پدیدهای به نسبت جدید است. همکار ما به صاحب خواربار فروشی گفت بله دیگه ما رو هم در این فهرست قرار بده چون حقوقی که به ما میدهند دیگر به هیچ وجه کفاف زندگی ما را نمیدهد!
این تازه خرید نیازهای روزمره و معمولی و پیش پا افتاده است و اگر کار به درمان و تعمیر لوازم خانگی و خودرو و اجاره خانه و خرید خانه برسد که دیگر فریادها به آسمان خواهد رسید! امروزه فراوان میشنویم که بسیاری از شهروندان اعم از کارگران، معلمان، کارمندان، استادان، حتی برخی پزشکان امکان تعمیر لوازم خانگی یا واحد آپارتمانی خود را ندارند.
دندانپزشکی رفتن دیگر جزیی از آرزوهای بسیاری از شهروندان شده است چون هزینههای آن سر به فلک ساییده است! اینها نیست مگر نوعی فروپاشی اقتصادی خانوادهها که بسیاری از نیازهای خود را نادیده میگیرند! فراوان دیده و شنیده میشود که خانوادهها توان فرستادن فرزندان خود در این تابستان گرم به باشگاه و استخر و سایر مکانهای ورزشی را ندارند! اگر در این میانه ناگهان بیماریای از راه برسد با این وضع اقتصادی خانوادهها چگونه از پس مخارج آن بر خواهند آمد؟! در چنین شرایطی دیگر اثری از منزلت اجتماعی و هویت و شخصیت باقی میماند؟ ببخشید دیگر کسی در این جامعه برای معلمان و استادان و نویسندگانی که در این وضعیت ترسناک اقتصادی گرفتار آمدهاند تره خُرد میکند؟!
منبع: سهامنیوز
@Kaleme | 2 269 |
| 4 | 🔴 ایران امروز؛ میان بازدارندگی و دیپلماسی
✍️ علیرضا کفایی
ایران امروز در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. منطقه هنوز از پیامدهای درگیریهای اخیر فاصله نگرفته، رقابتهای ژئوپلیتیک شدت یافته، ائتلافهای تازه در حال شکلگیریاند و هر تحول امنیتی میتواند به بحرانی بزرگتر تبدیل شود. در چنین فضایی، مهمترین پرسش این است که آیا سیاست میدان را تعریف و تکلیف می کند یا میدان، سیاست را به دنبال خود خواهد کشید؟
توان دفاعی و بازدارندگی، یکی از ارکان امنیت هر کشور است و ایران نیز طی سالهای گذشته برای تقویت این توان سرمایهگذاری قابل توجهی کرده است. اما بازدارندگی زمانی کارآمد است که در خدمت جلوگیری از جنگ باشد، نه آنکه خود به بخشی از چرخه تشدید تنش تبدیل شود.
اگر تنش شدت یابد و از مسیر دیپلماسی و عقلانیت جدا شود، امنیت پایدار تولید نمیکند؛ بلکه سوءتفاهم، بیاعتمادی و احتمال خطا را افزایش میدهد.
امروز در سراسر منطقه، صداهایی شنیده میشود که بیش از مذاکره، از تقابل سخن میگویند. تندروها در هر سو، از بحران تغذیه میکنند؛ زیرا حیات سیاسی آنان در فضای تنش تعریف میشود. اما ملتها، برخلاف آنان، امنیت، آرامش، توسعه و رفاه میخواهند.
ایران بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهایی نیاز دارد که قدرت ملی را در همه ابعاد آن افزایش دهد. قدرت ملی تنها در موشک و تجهیزات نظامی خلاصه نمیشود؛ اقتصاد توانمند، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی، مشروعیت داخلی و دیپلماسی فعال نیز اجزای جداییناپذیر آن هستند. کشوری که از پشتوانه مردم خود برخوردار باشد و بتواند با جهان گفتوگو کند، در برابر تهدیدها نیز مقتدرتر خواهد بود.
همچنین تجربه روابط بینالملل نشان داده است که هیچ قدرت خارجی، متحد دائمی هیچ کشوری نیست. دولتها پیش از هر چیز منافع خود را دنبال میکنند. بنابراین، اتکای اصلی ایران باید بر ظرفیتهای داخلی، انسجام ملی و سیاست خارجی متوازن باشد، نه بر امید بستن به حمایت این یا آن قدرت جهانی.
از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری باید دیپلماسی را در مرکز تصمیمگیری قرار داد. کاهش تنشهای غیرضروری، ادامه گفتوگو با بازیگران بینالمللی، افزایش شفافیت اقتصادی، تلاش برای رفع موانع تعامل با اقتصاد جهانی، تقویت اعتماد عمومی و بهرهگیری از همه ظرفیتهای ملی، میتواند هزینههای تقابل را کاهش داده و فرصتهای تازهای برای کشور ایجاد کند.
امنیت پایدار تنها با قدرت سخت به دست نمیآید؛ بلکه محصول توازن میان قدرت دفاعی، عقلانیت سیاسی، انسجام اجتماعی و تعامل سازنده با جهان است. اگر یکی از این اضلاع حذف شود، امنیت نیز شکننده خواهد شد.
امروز، بیش از آنکه به طبل جنگ نیاز داشته باشیم، به صدای عقلانیت نیازمندیم. هنر سیاست آن نیست که کشور را به آستانه جنگ برساند؛ هنر سیاست آن است که با حفظ عزت و منافع ملی، کشور را از جنگ دور نگه دارد.
شاید در میدان نبرد فاتحی اعلام شود، اما ملتها معمولاً بازندگان اصلی جنگ هستند.
ایران امروز بیش از هر چیز به پیروزی دیپلماسی نیاز دارد؛ زیرا در جنگ، هیچ ملتی پیروز واقعی نیست.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 4 843 |
| 5 | آنچه_ایران_می_خواهد_ایران_وایر_iQuf.pdf | 5 153 |
| 6 | 📚 چرا ایران آنگونه که شایسته بود، توسعه نیافت؟
این پرسشی است که صادق زیباکلام در کتاب ماندگار «ما چگونه ما شدیم؛ ریشهیابی علل عقبماندگی ایران» با روایتی متفاوت به سراغ آن میرود؛ کتابی که بیش از سه دهه از انتشار نخستین آن میگذرد و همچنان یکی از پرخوانندهترین و بحثبرانگیزترین آثار در حوزه تاریخ اندیشه و جامعهشناسی ایران است.
زیباکلام برخلاف روایت رایجی که همه مشکلات ایران را به استعمار و دخالت قدرتهای خارجی نسبت میدهد، نگاه خود را به درون جامعه ایران معطوف میکند. او با بررسی تاریخ، فرهنگ و ساختارهای اجتماعی، این پرسش را مطرح میکند که آیا بخشی از ریشههای عقبماندگی را باید در خودمان جستوجو کنیم؟
همین رویکرد متفاوت، «ما چگونه ما شدیم» را به کتابی تبدیل کرده که سالهاست موافقان و منتقدان درباره آن بحث میکنند؛ اثری که چه با تحلیلهای آن همدل باشید و چه نباشید، نمیتوان از تأثیرش بر گفتوگوهای فکری درباره تاریخ معاصر ایران چشم پوشید.
📖 ما چگونه ما شدیم
✍️ نشر روزنه ـ چاپ ۳۴ام
مطالعه صفحات نخست کتاب
خرید کتاب با تخفیف | خرید اقساطی از طریق تربپی
@Kaleme | 5 043 |
| 7 | 🔴 فرو شکستن تمام زندان ها
✍️ مرضیه حاجی هاشمی
چهاردهم ژوئیه، برای فرانسویها تنها سالروز فتح «زندان باستیل نیست»؛ بلکه یادآور لحظهای است که یک نظم سیاسی سنتی با مشروعیت الهی دیگر قادر نبود خود را با واقعیتهای فکری و اجتماعی، در جهت حل بحران های مالی و اقتصادی، در جامعه ای دگرگون شده تطبیق دهد. ما معمولاً «انقلاب فرانسه» را با تصویر گیوتین، شورش خیابانی، گرانی نان و ... به یاد میآوریم؛ اما آنچه در سال ۱۷۸۹ رخ داد، از ماهها و سالها پیش آغاز شده بود.
فرانسه فقیرترین کشور اروپا نبود؛ اما دولتش زیر بار بدهی جنگها و بحران مالی خم شده بود. مالیاتها عمدتاً بر دوش طبقهای بود که کمترین سهم را در تصمیمگیری سیاسی داشت. افزایش قیمت نان زندگی مردم را دشوار کرده بود، اما آنچه بحران را انفجاری کرد، همزمانی فشار اقتصادی، دگرگونی اندیشهها و ناتوانی نظام سیاسی در اصلاح خود بود.
با وجود اندیشه های نو و روشنگرانه درباره منبع مشروعیت سیاسی، همچنان الهیات سیاسیِ حاکم، مشروعیت حکومت را ناشی از خدا و نه از مردم می دانست. حاکم که نماینده خدا بر روی زمین بود، «به حق الهی» فرمان میراند و نهاد دینی یکی از ستونهای اصلی نظم سیاسی بود. قدرت روحانی و قدرت سیاسی در رابطهای متقابل به یکدیگر مشروعیت میبخشیدند و بسیاری از روحانیان از امتیازات حقوقی و اقتصادی خاص؛ حتی دادگاه های ویژه برخوردار بودند و نهاد دین صرفاً یک نهاد معنوی نبود و بخشی از ساختار قدرت محسوب میشد.
از سوی دیگر، شکستهای نظامی و هزینههای سنگین جنگ، بهویژه جنگ در دریا که دشمن در آن به واقع دست برتر را داشت و سپس حمایت پرهزینه تلافی جویانه فرانسه از استقلال «آمریکا»، در مقابل «بریتانیا»، خزانه دولت را فرسوده کرده بود. دولتی که زمانی یکی از قدرتمندترین دولتهای اروپا بود، دیگر توان اداره بحران مالی خود را نداشت.
اما شاید مهمترین بخش این تحولات، ناتوانی نهادها آن هم با مشروعیتی الهی، در اصلاح خود بود. بسیاری از مردم در آغاز، قانون، عدالت مالیاتی و محدود شدن قدرت را میخواستند، هنگامی که نظام سیاسی نتوانست این مطالبات را در قالب نهادهای پایدار پاسخ دهد، مسیر تاریخ به سمت یک دگرگونی بزرگ تغییر کرد و طی صد سال فرانسه به بارزترین سکولاریسم از نوع لائیسیته آن درغلطید.
وقتی پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ ها به ویژه در صورت شکست، بر جامعه ای تحمیل می شود که پیش از آن، مشروعیت سیاسی را به شکلی بنیادین در اندیشه و باور به نقد و چالش کشیده است، عدم مشروعیتی مضاعف را برای بخش بزرگ تری از جامعه به ارمغان می آورد که نه تنها موجب بسیاری از دگرگونی ها در ساختارهای سیاسی و منتهی به تحولات انقلابی است؛ بلکه پتانسیل چرخش های شگرف فکری، فرهنگی و حتی اعتقادی را نیز فراهم می سازد، آنچه که فرو شکستن تمام زندان ها از نوع باستیل است.
منبع: فرهیختگان
@Kaleme | 4 642 |
| 8 | 🔴 فدا کردن ایران به نام دفاع از ایران
✍️ حسین قتیب
بخش مهمی از جریان سیاسی مدافع «مقاومت» و افزایش توان بازدارندگی در ایران، متأسفانه این مفاهیم را نه در چارچوب عقلانیت راهبردی، منافع ملی و الزامات توسعه، بلکه با نگاهی ایدئولوژیک، هویتی و گاه آخرالزمانی صورتبندی میکند. در این رویکرد، امنیت به هدفی مستقل از رفاه، توسعه اقتصادی و رضایت اجتماعی تبدیل میشود؛ گویی میتوان کشوری ضعیف از نظر اقتصادی، فرسوده از نظر اجتماعی و منزوی در نظام بینالملل داشت، اما همچنان از بازدارندگی پایدار سخن گفت.
مخالفت این طیف با قراردادها، مذاکرات و تفاهمهای بینالمللی نیز همواره حاصل ارزیابی فنی هزینهها و منافع نیست، بلکه در بسیاری از موارد تابع رقابتهای جناحی و ملاحظات سیاست داخلی است. همان توافقی که از سوی رقیب سیاسی «تسلیم» خوانده میشود، ممکن است در شرایطی دیگر و به دست نیروهای همسو، بهعنوان «پیروزی راهبردی» معرفی شود. این استاندارد دوگانه، اعتبار بحث امنیت ملی را بهشدت آسیب زده است.
افزون بر این، سابقه دوگانهسازی میان «خودی» و «غیرخودی»، محدودسازی تنوع اجتماعی و تلاش برای تحمیل یک سبک زندگی خاص، سبب شده است که بخش قابلتوجهی از جامعه، مفهوم مقاومت را نه با استقلال و امنیت ملی، بلکه با سرکوب داخلی، انزوای خارجی و بیاعتنایی به توسعه پیوند دهد. نتیجه این وضعیت آن است که حتی بحث ضروری و عقلانی درباره بازدارندگی نیز در افکار عمومی با تندروی، جمود فکری و ماجراجویی ایدئولوژیک یکسان پنداشته میشود.
حال آنکه بازدارندگی، در معنای علمی و راهبردی آن، نه دشمن دیپلماسی است و نه جایگزین توسعه. بازدارندگی پایدار تنها زمانی شکل میگیرد که قدرت نظامی با مشروعیت سیاسی، انسجام اجتماعی، اقتصاد توانمند، فناوری پیشرفته و روابط خارجی سنجیده همراه باشد. کشوری که مردمش از آینده ناامیدند و اقتصادش توان بازتولید قدرت ندارد، حتی با برخورداری از ابزارهای نظامی نیز نمیتواند امنیتی پایدار ایجاد کند.
ازاینرو، ضروری است مفهوم بازدارندگی از انحصار گفتمانهای ایدئولوژیک خارج شود و بار دیگر در چهارچوب منافع ملی، توسعه و عقلانیت راهبردی تعریف گردد. دفاع از ایران نباید به معنای فداکردن ایران در راه آرمانهای انتزاعی باشد. سیاست امنیتی مسئولانه، پیش از هر چیز باید حافظ جان، رفاه، کرامت و آینده مردم ایران باشد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 5 644 |
| 9 | 🔴 از افشاگری تا تهدید دانشجو
گزارش «شرق» از فعالیت برخی کانالهای تلگرامی ناشناس که اقدام به انتشار عمومی اطلاعات شخصی دانشجویان میکنند
✍️ محمدحسین موسوی
«اخوان المخبرین»، «کفتاریاب»، «زامبییاب» و «داعشجو»؛ اینها نام برخی کانالها در تلگرام است که هفته اخیر اقدام به انتشار اطلاعات شخصی دانشجویان کردهاند. نام و نام خانوادگی، شــماره تماس خانه و پدر و مادر، آدرس محل زندگی و حتی در بعضی موارد کد ملی. دانشجویان میگویند پس از انتشار اطلاعاتشان در کانالهای مذکور، خود و خانوادههایشان با تماسهایی متعدد و پیامهایی تهدیدآمیز و توهینآمیز مواجه شدهاند و بسیاری از آنها مجبور به تغییر شمارهها و صفحات مجازی خود شدهاند. پرسش اصلی این است که منبع این اطلاعات کجاست؟ چراکه چنین اطلاعاتی نمیتواند به راحتی در اختیار افراد قرار گیرد . با این حال، به نظر میرسد این اسناد در اختیار این سودجویان قرار گرفته است...
متن کامل
منبع: شرق
@Kaleme | 6 831 |
| 10 | 🔴 نافرمانی مدنی و خشونت
✍️ سعید درودی
ما در جامعه دو قدرت داریم. قدرت دولت که ابزار و امکانات اعمال آن عبارت است از : قانون، زندان، سازمانهای اداری مثل سازمان مالیاتی، بیمه، به این صورت که دولت قانون دارد، سازمان دارد، ابزار اجرای اراده اش را دارد مثلا میتواند افراد را به زندان بیندازد یا ممنوع الخروج کند.البته اینجا منظور از دولت حاکمیت است که قدرت آن از طریق سه قوه مجریه ومقننه و قضاییه اعمال میشود. دومی، قدرت ملت است که عبارت است از وجدان عمومی و نهادهای مدنی غیر دولتی. نهادهای مدنی که برای همه شناخته شده است. در مورد وجدان عمومی دوگی یکی از نویسندگان قانون اساسی فرانسه میگوید: وجدان عمومی به مثابه یک نظمی است که ناشی از زندگی اجتماعی مردم است یعنی مردم در زندگی اجتماعی خودشان به یک هنجارهایی رسیدهاند که شیوه زندگی شان را تنظیم میکند و اگر افرادی آنها را رعایت نکنند در زندگی اجتماعی طرد میشوند یا اگر در مقیاس خانواده بگیریم در خانواده منزوی میشوند و روابط شان با بقیه اعضای خانواده کمتر میشود. هنجارها به همراه باورها و ارزشها فرهنگ ما را میسازند. باورها به ما میگویند چه چیزی هست، ارزشها به ما میگویند چه چیزی باید باشد و هنجارها به ما میگویند چطوری باید در جامعه عمل کنیم.
حالا این دو قدرت هرکدام نظم و مناسبات اجتماعی خاص خودشان را ایجاد میکنند. پس ما دو نوع نظم داریم. یکی نظم سازمانی است یعنی نظمی که با قانون بوجود میآید و با سازمانهای دولتی و عمومی اجرا میشود و با ایزارهای حکومتی ضمانت اجرا پیدا میکند مثلا در مورد همان مثال تشکیل خانواده در مرحله نظم سازمانی تشکل خانواده در یک دفتر اسناد رسمی ثبت میشود یا در برخی کشورها در شهرداری ثبت میشود و بعد اگر قرارباشد خانواد برهم بخورد سازمانی وجود دارد به نام دادگاه که مراحل و تشریفات جدایی زوجها در آن پیش میرود. دیگری نظم مدنی است یعنی نظمی که در زندگی اجتماعی مردم ایجاد شده است و ما اینها را بدون اینکه به صورت کدهای قانونی درآمده باشند و دارای ضمانت اجرای حکومتی باشد رعایت میکنیم یعنی به مال دیگران احترام میگذاریم، به قول و قرارهایمان عمل میکنیم، برای تشکیل خانواده حسب فرهنگ و نوع زندگی اجتماعی مان رفتارهای خاصی میکنیم مثلا به مراسم خواستگاری میرویم.
اگر بین آن قواعد بنیادی یا وجدان عمومی که متولی شان ملت است و قوانین مصوب کشور و رویههای سازمانهای حکومتی که متولی شان حکومت است تلازم و سازگاری باشد امور جامعه به خوبی پیش میرود و جدایی بین ملت و دولت پیش نمیآید و اگر نباشد جدایی بین ملت و حکومت بوجود میآید این جدایی میتواند موجب بحرانهای اجتماعی و در مواردی رفتارهای خشونت آمیز شود.
چرا این ناهماهنگی بوجود میآید؟ ابتدایی ترین پاسخ این است که ارگانهای حکومتی که باید این هماهنگی را برقرارکنند درست عمل نمیکنند. مثلا اگر پارلمان که از نظر تاریخی نهادی است که در ابتدا برای تنظیم بین قدرت مردم وقدرت پادشاه قرارگرفت و بعد تبدیل شد به نهاد واسطه بین ملت و حکومت تا منویات مردم که همان هنجارهای عمومی و شیوه زندگی است را با قوانین که باید نبایدهای سازمانی هستند هماهنگ کند اینکار را نکند یا پارلمان طوری تشکیل شود که صدا و هنجارهای جامعه در آن انعکاس نداشته باشد در نتیجه وضعیتی پیش میآید که میبینیم در جامعه یک هنجارهایی حاکم است اما در پارلمان یک قوانینی تصویب میشود که با این هنجارها هماهنگی ندارد.یا در قوه قضائیه که مرجع تظلمات ملت است و در آن باید با کسانی که حقوق ملت را زیر پا میگذارند برخورد شود احکامی صادر شود که وجدان عمومی جامعه انها را تایید نکند.یا قوه مجریه که باید خدمات عمومی را به ملت ارائه دهد در وجدان عمومی جامعه به عنوان یک نهادی که باید در خدمت ملت باشد شناخته نشود.....
متن کامل
منبع: ایران فردا
@Kaleme | 5 448 |
| 11 | 🔴 تداوم اعتراضات صنفی بازنشستگان، کارگران و پرستاران در شهرهای مختلف
گروههای مختلف صنفی و کارگری در شهرهای مختلف در اعتراض به شرایط نامناسب اقتصادی، تورم و عدم دریافت مطالبات خود دست به تجمع زدند.
روز یکشنبه ۲۱ تیرماه، جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی در شهرهای کرمانشاه، شوش، اهواز، تهران و رشت تجمعهای اعتراضی برگزار کردند. محور اصلی اعتراضات این گروه، انتقاد از تورم، گرانی، کاهش قدرت خرید، تبعیض و مشکلات درمانی بوده است. این معترضان خواستار بهبود شرایط زندگی، تأمین مطالبات معیشتی و رسیدگی جدی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی خود هستند.
در رویدادی دیگر، کارگران امور نگهداری خط و ابنیه فنی راهآهن در ناحیه کرج برای دومین روز متوالی دست به اعتراض زدند. دلیل اصلی این تجمع، پرداخت نشدن حقوق، معوقات مزدی و عیدی، و همچنین واریز نشدن حق بیمه این کارگران به مدت ۱۴ ماه عنوان شده است. به گفته کارگران معترض، عملی نشدن وعدههای مسئولان باعث شده تا آنها ناچار به ادامه اعتراضات خود شوند.
همزمان در تاریخ ۲۱ تیرماه، جمعی از پرستاران شهر یزد نیز در اعتراض به بیتوجهی به شرایط معیشتی و شغلی خود و همچنین عدم پرداخت مطالباتشان تجمع کردند. پرستاران یزدی ضمن درخواست برای رسیدگی به مطالبات صنفی خود، هشدار دادند و تأکید کردند که وضعیت نامناسب معیشتی پرستاران میتواند تأثیر مستقیمی بر افت کیفیت خدمات درمانی داشته باشد.
@Kaleme | 5 002 |
| 12 | 🔴 حبس و حصر؛ تا کی و به چه بهایی؟
✍️ بدرالسادات مفیدی
چندی پیش که خبر بستری شدن مهندس میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد در بیمارستان منتشر شد، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داد که حصر آنان تا کی قرار است ادامه یابد؟ آیا شانزده سال محرومیت از آزادی کافی نیست؟ این چه کینه و یا منطقی است که همچنان بر تداوم این وضعیت اصرار میورزد؟
همزمان، با فرارسیدن یازدهمین سال حبس مصطفی تاجزاده، همان پرسش بار دیگر تکرار میشود: چرا؟ مگر او چه کرده است، جز آنکه با صراحت از آزادی، جمهوریت، حاکمیت قانون و حقوق ملت دفاع کرده و ساختار قدرت را در چارچوب اصلاحات مسالمتآمیز نقد کرده است؟ آیا پاسخ چنین نقدی باید سالهای طولانی زندان باشد؟
بیتردید، کسانی که درباره ادامه حصر و زندان این چهرهها تصمیم میگیرند، محاسبات خاص خود را دارند. احتمالاً از نگاه آنان، آزادی این افراد بیش از ادامه زندانی بودنشان هزینه دارد. شاید تصور میکنند حضور آزادانه آنان، امکان ارتباط مستمر با مردم، رسانهها و نیروهای سیاسی را فراهم میکند و میتواند به همگرایی منتقدان یا افزایش مطالبهگری در جامعه بینجامد.
اما تجربه نشان داده است که حبسهای طولانی، همیشه نتیجه مورد انتظار صاحبان قدرت را به همراه ندارد. زندان، اگرچه آزادی انسان را محدود میکند، اما گاه به همان اندازه، سرمایه اخلاقی و نمادین او را افزایش میدهد. بسیاری از شخصیتهای سیاسی، بیش از آنکه به واسطه قدرت یا مسئولیتهایشان در حافظه جامعه ماندگار شوند، به دلیل هزینهای که برای باورهای خود پرداختهاند، در یادها باقی ماندهاند.
از همین منظر است که امروز، حتی اگر بخشی از جامعه دیگر خود را اصلاحطلب نداند، شخصیتهایی چون موسوی، رهنورد، کروبی و تاجزاده، بیش از آنکه رهبران یک جریان سیاسی باشند، برای بسیاری نماد ایستادگی بر سر عقیده، وفاداری به اصول و پرداخت هزینه برای دفاع از حقوق مردم به شمار میآیند.
مصطفی تاجزاده یازده سال است که در زندان بسر می برد؛ اما زندان نتوانسته است او را به سکوت وادارد. او در تمام این سالها از مسئولیت اجتماعی خود دست نکشیده و همچنان با صراحت از آزادی، عدالت، جمهوریت، حاکمیت قانون و حق مردم برای تعیین سرنوشت خویش سخن گفته است.
آنچه تاجزاده را ماندگار میکند، بیش از هر چیز، آزادگی، صبوری، پرهیز از کینه و امیدی است که در سختترین سالهای زندان نیز از دست نداد. او نشان داد که زندان میتواند آزادی انسان را سلب کند، اما نمیتواند اندیشه، وجدان و ایمان او به آنچه حق میداند را در بند کشد.
تاجزاده از نسل اصلاحطلبانی است که اصلاحطلبی را نه به معنای سازگاری با وضع موجود، بلکه تلاشی مستمر برای اصلاح ساختارها، دفاع از جمهوریت، حقوق ملت و حق نقد قدرت میدانند. از همین رو، گفتمان او نیز برای بسیاری از منتقدان و معترضانی که اگرچه خود را اصلاحطلب نمینامند، اما همچنان به تغییرات تدریجی، گفتوگو، حاکمیت قانون و پرهیز از خشونت باور دارند، قابل فهم و همدلانه است.
بیتردید، حکومتی که به جای شنیدن سخن منتقدان دلسوز خود، آنان را به زندان میسپارد، در حقیقت بخشی از سرمایه انسانی و اخلاقی خویش را از دست میدهد. نقد، تهدید حکومتها نیست؛ یکی از مهمترین فرصتهای اصلاح آنهاست. جامعهای که صدای منتقدانش خاموش شود، از امکان اصلاح محروم میشود و حکومتی که نقد را برنتابد، دیر یا زود هزینه بیاعتنایی به آن را خواهد پرداخت.
امروز، ایران بیش از گذشته به گفتوگو، مدارا، آشتی ملی و مشارکت همه نیروهای دلسوز و وفادار به این سرزمین نیاز دارد. آزادی زندانیان و رفع حصر، پیش از آنکه صرفاً برآورده کردن یک مطالبه سیاسی باشد، میتواند نشانهای از اعتماد به جامعه، گامی در مسیر ترمیم شکاف میان حاکمیت و مردم و اقدامی مؤثر برای تقویت همبستگی ملی باشد.
امید آنکه در آیندهای نزدیک، مصطفی تاجزاده، میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و همه زندانیان و محصوران سیاسی، طعم آزادی را دوباره بچشند؛ زیرا جای آنان نه پشت دیوارهای زندان و حصر، بلکه در عرصه گفتوگوی ملی و مشارکت در ساختن آیندهای بهتر برای ایران است.
منبع: فردای بهتر
@Kaleme | 6 032 |
| 13 | سخنگوی جبهه اصلاحات:
انتقام، راهبرد نیست؛ هر تصمیمی که امنیت، رفاه و آینده ایران را پرهزینهتر کند، باید با معیار منافع ملی سنجیده شود، نه هیجان و شعار.
اقتدار واقعی، تصمیمی است که ایران را قویتر و مردم را امنتر کند؛ نه صرفاً هزینهها را بیشتر.
@Kaleme | 6 259 |
| 14 | 🔴 رویای رهایی با حمله خارجی و ریشههای روانی و اجتماعی آن
✍️ عزیز قاسمزاده
چرا بخشی از مردم در شرایط استبداد، حمله خارجی را روزنهای برای رهایی میبینند؟ این نگاه بیش از آنکه ناشی از ناآگاهی باشد، ریشه در تجربه طولانی سرکوب، احساس بیقدرتی و بسته بودن راههای تغییر دارد.
وقتی جامعه بارها برای اصلاح و آزادی تلاش کرده اما با شکست و سرکوب روبهرو شده است، بخشی از مردم به این باور میرسند که تغییر از درون ممکن نیست. در چنین وضعی، نیروی خارجی در ذهن برخی به «ناجی» تبدیل میشود؛ زیرا دیگر لازم نیست خود هزینه مبارزه، سازماندهی و صبوری را بپردازند.
از همین جا تصور «دشمنِ دشمن ما، دوست ماست» شکل میگیرد؛ در حالی که قدرتهای خارجی بر اساس منافع خود عمل میکنند، نه لزوماً برای آزادی و دموکراسی ملتها.
بیاعتمادی عمیق به ساختار قدرت و تجربههای تلخ بیعدالتی، این گرایش را تقویت میکند، اما این واقعیت، مداخله خارجی را به راهحل مشروع یا پایدار تبدیل نمیکند. تجربههای تاریخی نشان دادهاند که تغییر بدون حضور فعال جامعه و نهادهای مدنی، میتواند به بیثباتی یا شکلهای تازهای از اقتدارگرایی بینجامد.
راه دشوار اما ماندگار، تقویت جامعه مدنی، سازمانیابی، همبستگی و مقاومت مدنی است. آزادی هدیه هیچ قدرت خارجی نیست؛ حاصل آگاهی، مشارکت و قدرت اجتماعی شهروندان است. جامعهای که خود را بازیگر تاریخ بداند، کمتر چشمانتظار ناجی بیرونی خواهد ماند.
متن کامل
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 6 009 |
| 15 | 🔴 چرا امام سجاد و هفت امام معصوم دیگر دنبال انتقام خون امام حسین نرفتند؟
✍علی نظری
این روزها عوامل مشکوک حبهه پایداری بر طبل خونخواهی رهبر شهید می کوبند.انتقام از آمریکا شعار اصلی آنان شده است.روز ۵شنبه هنگام خاکسپاری آیت الله خامنه ای در حرم امام هشتم، تابلوهای متعددی را با شعار«یا لثارات خامنه ای» در حرم امام رضا می چرخاندند.
در تاریخ شیعه بویژه بعدازعاشورای سال۶۱ هجری تا سال۲۶۰ هجری (پایان امامت امام حسن عسگری(ع) ) چرا هیچ امام معصومی دنبال خونخواهی و انتقام از خون شهید کربلا نرفت؟
طی۱۹۹ سال «از قیام عاشورای حسینی(کربلا) تا آغاز امامت حضرت مهدی سال۲۶۰هجری»۸ امام معصوم که از فرزندان و تبار سید الشهدا(ع) بودند.بعلت شرایط نا مناسب جامعه و وضعیت ضعیف شیعیان،شعارانتقام از شهادت امام حسین را سرندادند!
امام سجاد فرزند حسین ابن علی(ع) چهارمین امام شیعیان که از اسرای کربلا بوده و شاهد بریده شدن «سر پدرش به همراه اصحاب شهیدش»بود.هرگز حاضر نشد شیعیان را به جنگ و انتقام از قاتلان پدرش بکشاند!
امام جهارم بیش از۳۴ سال امامت نمود. بعد از حادثه کربلا ۳درگیری مهم،قیام حره سال۶۳ هجری،قیام توابین سال۶۵ هجری،قیام مختار سال۶۶ در دوران امامت ایشان رخ داد،اما چون شیعیان در وضعیت ضعیفی قرار داشتند،نمی توانستند به جنگ امویان بروند،امام سجاد شعار معروف خونخواهی پدر بزرگوارش(یا لثارات الحسین) را محقق کند.
تدابیر ستودنی امام سجاد و۷ فرزندش که امامان معصوم ما بوده اند، باعث شد، انتقام یا خونخواهی از شهدای کربلا، بعلت فقدان امکانات و ضعف قدرت نظامی شیعیان در آن دوقرن به خونخواهی امام شهید تبدیل نشود!!
به تند روهای جبهه پایداری توصیه میکنم به جای عربده کشی ،حمله به رییس جمهور و وزیر خارجه «آنهم در روز تشییع رهبر شهید در تهران»به مطالعه تاریخ شیعه بعد از واقعه کربلا بپردازند!
آیا فرومایگانی چون سعید جلیلی،رسایی،نبویان و.... خودشان را داناتر و فراتر از امامان معصوم هستند؟
آیا امروز کسی می تواند منکر عشق و ارادت امام سجاد(ع) به ابوی بزرگوارش حسین ابن علی(ع) باشد؟
قطعا در۱۹۹سال امامت ۸ امام معصوم ما، اگر شیعیان امکانات نظامی در خور توجه ای داشتند حتما به خونخواهی از شهدای مظلوم کربلا می پرداختند!
افراطیون جنگ طلب که امروز مذاکره با آمریکا را «ذنب لایغفر»می دانند حتما به تاریخ اسلام مراجعه کنند تا ببینند ائمه بزرگوار شبعه برای حفظ عزت و سربلندی شیعه حتی با سلاطین بنی امیه و بنی عباس بارها به مذاکره نشستند و به توافقات مهمی با آنها دست یافتند!آیا این اقدام ۸ امام شیعه قابل انکار است؟
سعید جلیلی در آخرین اظهار نظر اعلام کرده است که باید انتقام رهبر شهید را از آمریکا بگیریم!
انتقام از جانیان و جنایتکاران در صورتی جایز است که تحقق آن برای وفاداران به رهبر شهید مقدور و میسور باشد.
در جریان شهادت سردار سلیمانی بوضوح دیدیم که رهبرشهیدمان بعلت مهیانبودن شرایط و موقعیت لازم, موضوع انتقام را به فرصت دیگری موکول کردند!
از بهار۱۴۰۴ با موافقت رهبری شهید،مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا بین عراقچی-ویتکاف تا۲۳ خرداد۱۴۰۴که جنگ ۱۲روزه شروع شد،ادامه یافت.
در بهمن ۱۴۰۴ قبل از شروع جنگ ۴۰روزه بازهم با مجوز رهبرشهید مذاکرات با آمریکا بین عراقچی و ویتکاف و گوشنر تداوم یافت!
جبهه پایداری( نماد خوارج زمان) با نادیده گرفتن منافع ملی،جلوتر از رهبری حرکت میکنند!
سئوال اصلی ما از افراطیون ضد توافق این است!
چرا رهبر شهید؛بعنوان عالیترین مقام جمهوری اسلامی ایران، بعدازجنگ۱۲ روزه به رویکرد انتقامجویی و جنگ لا ترامپ نپرداخت؟ و مسیر مذاکره با أمریکا را بلامانع دانست؟
شعله ور کردن یک جنگ خانمانسوز دیگربا أمریکا به منزله نابودی امکانات و زیر ساخت های کشور است.عقل و تدبیر حکم می کند با مذاکره و استفاده از ظرفیت ها و فرصت های دیپلماتیک بسوی توافقی جامع گام لرداریم، نه اینکه بر شروع جنگی دیگر اصرار بورزیم!
باید به پایداری چی ها؛خاطر نشان کرد، مردم ایران در ۲جنگ اخیر قدرت خویش را به ترامپ و نتانیاهو اثبات کردند.آنها که با هدف براندازی جمهوری اسلامی دوجنگ را در سال۱۴۰۴ به ایران تحمیل کردند تا نظام را وادار به تسلیم کنند،بخوبی متوجه شدند ایرانی تسلیم اجانب نمیشود!ایرانبچی هابزرگترین شکست راهبردی آمریکا و اسراییل را در ۲جنگ اخیر رقم زدند!
این پیروزی برای ملت ما افتخاری بزرگ است.اما کشاندن کشور به جنگی دیگر،خیانتی بزرگ از سوی افراطیون ضد مذاکره،به مردم ما است!
در خاتمه به جبهه پایداری جنگ طلب،می گویم. سر دادن شعارهای جنگ طلبانه با رویکرد انتقامجویانه قطعا کشور را در جنگی خانمانسوز درگیر می کند.ورود مجدد ما به جنگ به نابودی زیر ساخت ها و امکانات کشور می انجامد.
رفتارهای این روزهای افراطیون با رویکرد انتقام خون رهبری یک عملیات فریب است!
منبع: مستقلآنلاین
@Kaleme | 6 480 |
| 16 | 🔴 هزینه چرخش در نظامهای آرمانگرا!
✍ زهرا مهر
در نظامهای آرمانگرا که تقدس را به ابزاری برای توجیه ناکارآمدی بدل کردهاند، چرخش از مسیرهای بنبست به معنای فروپاشیِ خودانگارهی سیاسی است؛ چرا که این حاکمیتها با گره زدنِ هستیِ خود به اهدافی موهوم، چنان بارِ سنگینی از هزینههای انسانی و اقتصادی بر دوش ملت نهادهاند که هرگونه عقبنشینی یا عقلانیتورزی، در چشم پیروانِ جزماندیشِ آنها، نه یک تدبیرِ هوشمندانه، بلکه خیانتی نابخشودنی به آرمانهایِ نخستین جلوه میکند. در چنین چرخهی معیوبی که تداومِ استراتژیهایِ شکستخورده با جان و نان مردم تأمین میشود، دستگاهِ حکمرانی به گروگانِ تندرویهایِ پیشینِ خویش درآمده است؛ بهگونهای که پذیرشِ شکستِ پروژههایِ پرهزینه، نه تنها گشایشی در بحرانهایِ ساختاری ایجاد نمیکند، بلکه با گسستنِ بندهایِ پیوند میانِ هستهی وفاداران و رأسِ هرمِ قدرت، تزلزلِ گفتمانیِ عمیقی را رقم میزند که بقایِ سیاسیِ نظام را بیش از هر تهدیدِ خارجی، از درون به مسلخِ فروپاشیِ اعتمادِ پیروان میکشاند.
@Kaleme | 6 856 |
| 17 | 🔴 خامنه ای در خاک، هیجده تیر در یاد
✍ مجتبی نجفی
هیجده تیر امسال مصادف با خاکسپاری علی خامنه ای دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران شد و چه همزمانی معناداری. وقتی من خبر کشته شدن خامنه ای در بمباران آمریکا اسراییل را شنیدم خوشحال نشدم، بلکه بر عکس ماشین زمان مرا به عقب راند و با حسرتها، اگرها و افسوسهای بسیاری مراوده کردم. شاید در کنار قتلهای زنجیره ای کوی دانشگاه تراژیک ترین رخدادی بود که نسل آزادیخواه و امیدوار به اصلاح را متاثر کرد. من در مقام یک جوان با هجوم سنت شعبان بی مخی، که یکی از پایه های محکم تاریخ معاصر ما بوده و "بی ریش و با ریش" تداوم داشته، مواجه بودم و از نزدیک میدیدم " که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها".
و آنجا بود که فهمیدم این سرزمین برای تغییر چه دشمنان و جاهلانی دارد. دانشگاه به خاک و خون کشیده شد و اثر هیجده تیر بر ما دانشجویانی که چند ماه بعد وارد دانشگاه شدیم همچنان بود و هر سال یاد آن فاجعه را پاس میداشتیم و دادخواه خون عزت ابراهیم نژاد بودیم. حتی یک سال هم جلوی بیت رهبری برای آزادی دانشجویان زندانی تحصن کردیم. همه این تلاشها نه صرفا به امید رهایی دانشجویان و محاکمه عادلانه نه نمایشی مجرمان بود، بلکه برای تداوم " یاد" بود.حتی اگر از این جمعیت نود میلیونی، همه فراموش کنند چه بر عزت ابراهیم نژاد آمد، چه بر دل مادر سعید زینالی آمد و فرشته علیزاده کجاست؟ اما به این سنت " یاد" تداوم خواهم داد برای یادآوری اینکه روزی بر زمین " امید" ما خون پاشیدند و پاسخ شور ما را برای ساختن ایران با گلوله دادند و دانشگاه قلب تپنده آزادی را پادگانی تسخیر کردند و از تفنگ تا قمه سهم نسل ما بود در پاسخ به خواست دموکراتیک کردن نهاد قدرت، احترام به رای اکثريت.
خامنه ای حتی میتوانست خودش سردمدار اصلاح شود اما رهبر انسداد اصلاحات شد و ترجیح داد به جای نقش نمادین و رهبری دوران گذار از حکومت دینی به سوی حکومت جمهوری، رهبر سرکوب تکثر مردمی شود و مردم را در وفاداران به نهاد قدرت و حامیانش تعریف کرد و متفاوتها را تحت لوای قانون ظالمانه و استبدادی هیچگاه به رسمیت نشناخت و هر گاه گفتیم به افقها نگاه کن و به جامعه جوان تشنه توسعه و آزادی تکیه کن و از سنت سلطانی تاریخ معاصر ما که حاکم خود را فراتر از قانون پنداشته دست بکش، طرحی نو درانداز و به ایران متحد متکثر بیندیش، پاسخش به ما زندان، انزوا و حذف بود. آنروزها نه از واژگانی مانند " کتلت" خبری بود و نه نگاهها به گذشته ارتجاعی که به آینده دموکراتیک بود.
و هر سال هیجده تیر به عنوان یک نقطه حسرت تاریخی بغضم را دو چندان میکند نه فقط برای عزت ابراهیم نژاد و سعید زینالی و فرشته علیزاده که برای سرکوب رویای نسلی که ایران را آزاد و مستقل میخواست و تازه داشت یاد میگرفت ایران برای همه ایرانیان است، در تجربه آزمون و خطا، بر زمین افتادن و دوباره برخاستن است که میشود به نظم دموکراتیک دست یافت. هیجده تیر شلیک به این رویای زیبا بود و بر روشنی آن افق، تیر زدند. و حالا ما مانده ایم و سنت یاد. ما که خواستیم از قربانیان دهه شصت هم حرف بزنیم و کم کم به حاکم یاد دهیم رنج را نه انکار که به رسمیت بشناس، خون را پاک کن نه بر آن بیافزای، بر زخم ها مرهم بگذار نه نمک بپاش.
اما هر دهه عزت ابراهیم نژادها تکثیر شدند و ما وارث خون دهها جوانی شدیم که در جنبش سبز به خاطر مطالبه رای خود شکنجه شدند یا کشته شدند. بعد هم دی های نود وشش و چهارصد و چهار اضافه شدند و آبان نودوهشت خونین شد و میراث خامنه ای که امروز در خاک است شد تکثیر خونهای بر زمین مانده، خشم بر خشم و کشوری که اسیر جنگ شده و جامعه ای که چند پاره شده و هر پاره خود را ملت ایران تعریف کرده. و من نمیدانم برگزارکنندگان خاکسپاری خامنه ای چرا این روز را انتخاب کردند که به صورت نمادینی شلیک حاکم به رویای نسل آزادیخواه آنروز را بازنمایی میکند و اگرها و افسوسهای بسیاری را به خاطر میآورد. اما ما دادخواهان خونهای بر زمین مانده، دادگاههای عادلانه برگزار نشده هر بار با مناسبت و بی مناسبت به یاد آوریم هیچ خونی را فراموشی نیست. و این "یاد" افق دارد، گزاره ای که میگويد در این سرزمین بر این خون و خونریزی باید پایانی باشد و رنج قربانی نه انکار که به رسمیت شناخته شود و حاکم نه غاصب که منتخب باشد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 5 887 |
| 18 | 🔴 ایران میان جنگ، ابهام در رأس قدرت و تشدید سرکوب
✍️گروه سیاسی مرور روزانه:
ایران این روزها بیش از آنکه با یک بحران مشخص روبهرو باشد، در میانه چند بحران همزمان ایستاده است؛ از بازگشت حملات نظامی و تحریمهای تازه گرفته تا ابهام در مرکز قدرت و افزایش اعدامها و بازداشتهای امنیتی. در چنین وضعیتی، حکومت یکبار دیگر میکوشد همهچیز را ذیل «شرایط حساس کشور» تعریف کند؛ عبارتی که در چهار دهه گذشته معمولاً معنایش برای مردم روشن بوده است: آزادی کمتر، امنیتیشدن بیشتر و پاسخگویی تقریباً هیچ.
در روزهای ۷ تا ۱۰ ژوئیه گزارشهایی از موج تازه حملات آمریکا به اهداف نظامی و زیرساختی ایران و پاسخ موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی منتشر شد...
ادامه متن
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 6 180 |
| 19 | 🔴 بیانیه نهضت آزادی ایران: ضرورت عفو عمومی و توقف احکام حبس و اعدام
بسمه تعالی
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ (آل عمران ۱۳۴ )
گذشت را پیشه کن، به نیکویی بکوش و از جاهلان دوری نما
یکی از تبعات منفی اجتماعی جنگ گسترده و خسارت باری که از جانب امریکا و اسرائیل به کشور تحمیل شد کاستن از توجه به فاجعه ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در زیر آوار مصائب برآمده از آن بود. جامعه مدنی ایران که هنوز نگران بازگشت نفیر شوم جنگ است، فرصت نکرده ابعاد این فاجعه خونین را ارزیابی کند و به درستی و کفایت به قربانیان، آمران و عاملین داخلی و خارجی واقعه بپردازد. زنجیرهای از غفلتها، تصورات واهی و رشتهای از بی رحمیها، قدرت طلبی های شخصی و گروهی و نادیده گرفتن منافع ملی، منجر به کشتاری شد که هر عددی بر آن نهاده شود باز هم در ابعاد متفاوت شرمآور و بینظیر است.
در تحلیل چگونگی شکل گیری وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه نباید از توجه به ریشههای بحران غفلت کرد. از یک سو حاکمیت با نادیده گرفتن خواست اکثریت و انکار عزم ملی برای تغییری که بارها به زبانهای متفاوت بیان شده بود، وجدان عمومی را آزرد و باعث شد تا کسانی که خود را محذوف میدیدند و از نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی به جان آمدهاند مجبور شوند صدای خود را رساتر فریاد بزنند. از طرف دیگر صدا و سیمایی که باید تریبون ملی باشد خواستههای جمع کوچکی را نمایندگی کرد و باعث شد فرصت میدانداری برای رسانههای وابسته به بیگانگان فراهم آید. در این میان هزینه تمام کوتاهیهای رسانهای، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و جناحی از جیب مردان و زنانی پرداخت شد که به امید شنیده شدن صدایشان در خیابان حاضر شدند. بسیاری جان و سلامتی خود را باختند و سوگ و سوز برجای گذاشتند و عدهای گرفتار حکم اعدام و حبساند.
نهضت آزادی ایران نقد حاکمیت را بخشی از حقوق شهروندی میداند که حق تکتک شهروندان کشور است . ایران ملک مشاع ایرانیان است و همه آنها فارغ از جنسیت، زبان، دین و مرام سیاسی حق مشارکت در سرنوشت و آینده خود را دارند.
نهضت آزادی ایران ضمن یادآوری نگاه قرآنی و اخلاقی پیشه کردن گذشت، عمل به نیکی و پرهیز از جهل و خشونت و توجه به جایگاه کرامت انسانی، هشدار میدهد که بسیاری از احکام قضایی عطف به شرایط بحرانی و جنگی، در روندی شتابزده و ابهامآمیز و دور از مراقبت های ضروری قضایی صورت پذیرفته و از شاخصهای دادرسی عادلانه برخوردار نیست.
نهضت آزادی ایران در شرایط فعلی توقف اعدامها و عفو عمومی بازداشت شدگان و محکومین سیاسی و عقیدتی حوادث دیماه ۱۴۰۴ را ضروری دانسته و آنرا طلیعهای برای نیل به وفاق ملی پس از ناکامی دشمن در دستیابی به اهدافش از طریق جنگ و حمله نظامی میداند. کشور در آستانه تحولات جدیدی قرار دارد و برای گام نهادن در این مسیر مام وطن به همه فرزندان خود نیازمند است.
نهضت آزادی ایران
۲۰ تیرماه ۱۴۰۵
منبع: کانال تلگرام نهضت آزادی ایران
@Kaleme | 5 868 |
| 20 | 🔴 بیانیهای در غیاب مردم
✍ محمد مالجو
بیانیۀ ۱۸ تیر ۱۴۰۵ درعینحال که بر بسیج عاطفی و ایدئولوژیک پیرامون مفاهیمی چون شهادت و انتقام تکیه میکند حامل یک پیام روشن نیز هست: تحقق دموکراسی در ایران نهفقط از همیشه دسترسناپذیرتر شده بلکه بیش از هر زمان دیگری نیز به ضرورتی حیاتی بدل شده است. هنگامی که افق سیاسی ملت به ادامۀ راه و تحقق انتقام تقلیل مییابد امکان مداخلۀ آگاهانه و انتخابگرانۀ شهروندان در تعیین مسیر جمعی نیز عملاً به حاشیه رانده میشود.
این بیانیه در واقع طرحی برای تداوم وضعیت موجود ارائه میدهد: استمرار تقابل، تعمیق بسیج ایدئولوژیک، و تمرکز هرچه بیشتر تصمیمگیری در ساختارهای بسته و غیرپاسخگو. این جهتگیری فقط یک موضع سیاسی نیست بلکه بر کیفیت زندگی روزمره و افق آیندۀ آحاد جامعه نیز مستقیماً بیشترین تأثیرها را میگذارد. دموکراسی را از این منظر نمیتوان به سطح مطالبهای انتزاعی فروکاست بلکه باید شرطی اساسی برای جلوگیری از فرسایش فزایندۀ زیست جمعی تلقیاش کرد.
دموکراسی در این معنا یعنی حق شهروندان برای مشارکت واقعی در تصمیمگیری دربارۀ مسیرهایی که سرنوشتشان را رقم میزند. تحقق چنین حقی، پیش از هر چیز، مستلزم شکستن انحصار قدرت سیاسی است. اما این انحصار بدون اتکا به یک بنیان مادی پایدار نمیماند. تمرکز قدرت سیاسی، در سطحی عمیقتر، بر تمرکز ثروت استوار است، مشخصاً ثروتی که در قالب انفال در اختیار نهادهای غیرانتخابی قرار گرفته است.
مسئله صرفاً عدم نظارت یا فقدان پاسخگویی نیست. مسئله این است که این منابع عظیم اساساً خارج از هر گونه نظارت دولتی یا مردمی در اختیار کانونی متمرکز از قدرت قرار دارد. همین تمرکز بیواسطۀ ثروت است که امکان بازتولید مداوم انحصار قدرت سیاسی را فراهم میکند، قدرتی که نه از پایین تغذیه میشود و نه به پایین پاسخ میدهد. در چنین وضعیتی، تصمیمگیری دربارۀ منابع و نتیجتاً دربارۀ مسیر کلی جامعه از دسترس ارادۀ جمعی خارج میشود و در سطحی محدود و غیرانتخابی به تثبیت میرسد.
تمرکز ثروت و تمرکز قدرت دو روی یک سکهاند. تا زمانی که این منابع کلان در یک نقطه متمرکز باقی بمانند، هر گونه تلاش برای توزیع قدرت سیاسی یا گسترش مشارکت دموکراتیک با مانعی ساختاری مواجه خواهد بود. ازاینرو دموکراسی نهفقط به معنای اصلاح سازوکارهای سیاسی بلکه به معنای بازپسگیری امکان تصمیمگیری دربارۀ منابع و بازگشاییشان به روی ارادۀ همگانی است. بدون چنین گسستی، حق تعیین سرنوشت نه در اختیار مردم بلکه کماکان در قبضۀ همان کانون متمرکز قدرت باقی میماند.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 5 087 |
