سایت خبری-تحلیلی کلمه
前往频道在 Telegram
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
显示更多📈 Telegram 频道 سایت خبری-تحلیلی کلمه 的分析概览
频道 سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 49 560 名订阅者,在 新闻与媒体 类别中位列第 5 253,并在 伊朗 地区排名第 6 810 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 49 560 名订阅者。
根据 07 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -846,过去 24 小时变化为 -40,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 17.05%。内容发布后 24 小时内通常能获得 10.23% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 8 451 次浏览,首日通常累积 5 070 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 0。
- 主题关注点: 内容集中在 اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
凭借高频更新(最新数据采集于 08 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 新闻与媒体 类别中的关键影响点。
49 560
订阅者
-4024 小时
-1297 天
-84630 天
数据加载中...
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+16
在12个频道中
六月 '26
+29
在34个频道中
Get PRO
五月 '260
在9个频道中
Get PRO
四月 '26
+3
在7个频道中
Get PRO
三月 '26
+114
在15个频道中
Get PRO
二月 '26
+542
在67个频道中
Get PRO
一月 '26
+3 039
在119个频道中
Get PRO
十二月 '25
+1 059
在344个频道中
Get PRO
十一月 '25
+399
在126个频道中
Get PRO
十月 '25
+37
在24个频道中
Get PRO
九月 '25
+5
在31个频道中
Get PRO
八月 '25
+81
在46个频道中
Get PRO
七月 '25
+1 657
在143个频道中
Get PRO
六月 '25
+46
在53个频道中
Get PRO
五月 '250
在44个频道中
Get PRO
四月 '25
+129
在50个频道中
Get PRO
三月 '25
+97
在48个频道中
Get PRO
二月 '25
+1 081
在72个频道中
Get PRO
一月 '25
+172
在47个频道中
Get PRO
十二月 '24
+650
在72个频道中
Get PRO
十一月 '24
+76
在47个频道中
Get PRO
十月 '24
+76
在35个频道中
Get PRO
九月 '24
+243
在51个频道中
Get PRO
八月 '24
+144
在46个频道中
Get PRO
七月 '24
+504
在37个频道中
Get PRO
六月 '24
+568
在48个频道中
Get PRO
五月 '24
+531
在52个频道中
Get PRO
四月 '24
+187
在53个频道中
Get PRO
三月 '24
+308
在53个频道中
Get PRO
二月 '24
+302
在46个频道中
Get PRO
一月 '24
+304
在33个频道中
Get PRO
十二月 '23
+362
在46个频道中
Get PRO
十一月 '23
+179
在32个频道中
Get PRO
十月 '23
+742
在41个频道中
Get PRO
九月 '23
+970
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+503
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+233
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+256
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+391
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+380
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+585
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+3 406
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+306
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+1 522
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+738
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+2 614
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+1 535
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+5 260
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+334
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+348
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+390
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+185
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+213
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+240
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+352
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+676
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+278
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+291
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+228
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+276
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+172
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+836
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+340
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+196
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+135
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+170
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+302
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+51 771
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 08 七月 | 0 | |||
| 07 七月 | +1 | |||
| 06 七月 | 0 | |||
| 05 七月 | +7 | |||
| 04 七月 | +6 | |||
| 03 七月 | +2 | |||
| 02 七月 | 0 | |||
| 01 七月 | 0 |
频道帖子
🔴 از رفراندوم تا خیابان، خجالت بکشيد
✍️ مجتبی نجفی
یادتان هست خطاب به گروههای اپوزیسیون طرفدار جنگ نوشتم ما را با تملقتان به ترامپ مصادره نکنید؟ این خطاب به همه آنهایی هم هست که میخواهند من و هزاران هزار ایرانی مثل من را به نام ملت ایران به خاطر برگزاری یک مراسم تشییع سند بزنند. به همان نسبت که با پروژه تباه "وکالت" مخالفت کردم با پروژه "ولایت" هم مخالفت میکنم. من میخواهم شهروند آزاد ایران باشم نه بنده شاهنشاه نه بنده ولی فقیه، نماینده خودخوانده خدا. شما، فروشندگان روح خود به دیکتاتوری، به چه رویی میگویید در مراسم تشییع رهبر پیشین جمهوری اسلامی رفراندوم برگزار شد؟ کدام صندوق بود ما ندیدیم؟ کدام موضوع رای بود ما نشنیدیم؟ کدام حوزه رای بود از دید ما پنهان شد، کجا بحث عمومی شد شرکت نکرديم؟
رفراندوم نه در لشکرکشی های خیابانی که در صندوق های رای آزاد با نظارت و اجرای بازیگر بیطرف برگزار میشود. یادم می آید همین را هم موقع اعتراضهای خیابانی و فراخوان دی خبرنگار اینترنشنال مطرح کرد و گفت نوبت وزن کشی سیاسی است. وای بر شما که خون جوانان جان به لب رسیده ما را میخواستید خرج وزن سیاسیتان کنید و وای بر شما که هنوز خیابانی که خون هزاران جوان در آن خشک نشده را میدان بیعت و رفراندوم خیالیتان کرده اید.
ما با گونه های متنوعی از سلطه گری مواجهیم. یکی میخواهد مرا بنده شاه کند یکی بنده مجتبی، و آنچه که قرار است پایمال میشود " من" به عنوان شهروندی ام که میخواهم فارغ از هر گونه مرجعیت های مذهبی و غیرمذهبی "خودم" باشم. یکی وکیل خودخوانده من شد یکی رهبر خودخوانده. از آخرین رفراندوم نزدیک به چهل سال گذشته و من حتی یک انتخابات با معیارهای حداقلی ندیده ام چه برسد به اینکه از من پرسیده شود حکومت دینی میخواهم یا نه؟ ولایت فقیه میخواهم یا نه؟ نظارت استصوابی میخواهم یا نه؟ اگر اینقدر از اکثریت بودنتان مطمئنید چرا رابطه تان با رفراندوم، مثل رابطه جن است و بسم الله؟ به خاطر طرح آن بازداشت میکنيد و سرکوب؟
شما از کدام خیابان میگویید؟ از خیابان شما تا خیابان ما از زمین تا آسمان تفاوت است. کل نیروهای مسلح در خدمتتان میشود، کل سیستم حمل و نقل در تملکتان میشود و آخر هم مردم ایران را به نام خودتان سند میزنید و "ایران" این مفهوم بیکران، این فضای چندبعدی، این شبکه متنوع و رنگارنگ را به نام یک نظام، یک فرقه، چند گروه سیاسی سند میزنید و تخم کین میکارید و خشونت درو میکنید.
خیابان ما بوی خون و باروت میدهد، خیابان شما بوی ساندیس و شربت. یکی وصیت نامه مینویسد، یکی به فکر ارتقای منصب و مقام است. ما بارها به شما گل دادیم شما به ما گلوله. برای همین یکی از معنادار ترین شعارهای مردم این بود:" تا حرف حقو گفتیم صدای تیر شنفتیم". این شعار تاریخ مظلومیت معترضانی است که مسالمت آمیز به میدان آمدند و خونین به خانه برگشتند یا برنگشتند...سهم ما از وطن، گلوله، بازداشت یا ارعاب بود و سهم شما ارتقای مقام، رانت مضاعف و زیستن در مدار تبعیض و سلطه.
هر چه بیشتر میگذرد به حرف " آرنت" بیشتر ایمان میآورم که گرانیگاه شکست سیاست، نفی تکثر است و به اهمیت تمایزگذاری بیشتر پی میبرم و بر ساختن حوزه های عمومی با کلمات و کنش بیشتر تاکید دارم و برای همین بود در طول جنگ گفتم فقط با " جنگ" مخالف نیستم، با استبداد هم مخالفم چون هر دو میخواهند "ایران به مثابه خانه" را ویران کنند و اینجاست که باید پناه برد به قدرت کلمه در برابر سلطه گران از هر فرقه و تباری که با تمام وجود میخواهند من " شهروند آزاد" نباشم و ما همبسته در عین متکثربودنمان نباشیم و مدام ما را نفی و انکار میکنند گویی ما نیستیم، چون مانند آنها نیستیم.
گناه ما چیست؟ متفاوت بودنمان و این تفاوت در عین حال، مزیت ماست که چون شما روح خود را به دیکتاتوری نمیفروشیم و در جبهه ای میمانیم که ایران را آزاد از هر سلطه داخلی و خارجی میخواهد و از " کیان تا ماکان" بر حرمت خون شهروند ایرانی تاکید دارد و ایران را نه با دیکتاتور که با شهروندانش تعریف میکند.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme
| 2 | اردشیر امیرارجمند:
۱۱ سال حبس ظالمانه به جرم نقد حاکمیت و اعتراض به فساد ساختاری.
۱۷ سال مقاومت قهرمانانه در مقابل استبداد و دفاع از حق ملت.
منبع: حساب ایکس اردشیرامیرارجمند | 4 100 |
| 3 | 🔴 شبی که ماه کامل نبود!
برای ۱۱ سال حبس آقامصطفی…
✍️ حسین رزاق
میخواستم خاطرهای از زندان و آقامصطفی بگویم که هیچوقت برای هیچکسی نقل نکردهام ولی خود او برای دیگرانی گفته! از یک صلوه ظهر و بیتابیام از خبری خوش و دوزِ آدرنالینی که در خونم میجوشید و بیهوا -نمیدانم با یا بی وضو- به نماز ایستادم و آقامصطفی در این اولین باری که مرا به نماز میدید، کنارم قامت بست و احوالی حین و پس آن اقامه گذشت که دیگر تکرار نشد. اما راستش هنوز قلم نامحرم است به بند دلی که پاره میشود گاهی.
ولی این یکی را بارها گفتهام که وقتی آقا مصطفی به بند عمومی آمد، انگار هوای سنگین آن چهاردیواری سبک شد و جان گرفتم.
در زندان بعضی آدمها فقط یک نفر و یک زندانی نیستند؛ پناهند. وقتی میآیند، امید از آنها سرازیر میشود و دلت قرص میماند به بودنشان. آقامصطفی تاجزاده برای من از جنس همان آدمها بود؛ نسلی که انگار هزارهای را به تجربه زیسته. برادری بزرگتر، رفیقی رفاقتبلد و سیاستمداری سیاستدیده که در هر جُستنی از تنگی، کنارت میایستد و همیشه میشود از او آموخت و شاگردیاش را کرد. اصلا رفاقت را باید با کسی کرد که چیزی به تو بیفزاید نه آنکه بکاهد.
اما در عین آنکه همزیستیام کنار آقامصطفی و آقاسعید مدنی، از بینظیرترین تجارب زیستهایست که نصیب هرکس نمیشود، این ناگفته را باید بگویم که چه شبهای زیادی تا صبح با همین آقامصطفی تاجزاده عزیز، بحث کردهایم؛ چه گاه و بیگاهی که بحثها بالا گرفته و حتی صدایمان بالا رفته و چه گاه گداری که هیچکدام از موضع خود کوتاه نیامدهایم که نیامدهایم و من بقول خود آقامصطفی با «بیحیایی» -که با خنده و شوخی میگفت- نخواستهام زیر بار موضع درست او بروم. اما با همه اینها، همینکه آفتاب میافتاد لب دیوارهای بلند اوین، تمام آن اختلاف نظرها را پشت درِ شب جا میگذاشت. باز روز بود و روزی از نو و شوخیها و قهقههای بلند آقامصطفی که تا افسر نگهبانی هم میرفت و شوق زندگی روان میشد و حرمت پابرجای او که از ستیغ آفتاب هم جاریتر بود.
نمیدانم شما هم شنیدهاید یا نه که همین سیدمصطفی تاجزاده که یازدهسال زندان را تحمل کرده، در روزگاری برای سیدعلی خامنهای «مصطفای عزیز» بوده. مصطفای عزیزی که به گوشه چشمی میتوانست دردانهی سیدعلی شود و قدرتمندی در این ساختار، اما از همان روزها مستغنی از قدرت ماند و برای قدرت، بر حقیقت نشد.
حتما یادتان هست آنروزهایی که تاجزاده سویه نقدهایش را به ولی مطلقه فقیه و ارکان منصوبش گرفته بود، بسیاری از این اولترا براندازهای امروز یا جرأت کمترین نقد به کمترین جزیی از این ساختار را نداشتند یا به او میگفتند تندرو! اما نقدهای بیپروای او به استبداد، به ۵۷ و گذشته انقلابی خود و به ولایت مطلقه فقیه و ساختار خودکامهسازِ ایرانسوزش، مسیری را گشود تا این قدرت شبهلایزالِ قبله عالم بینصیب از نقد نماند. با این توفیر اساسی که او افقگشایی کرد اما اسیر رویافروشی و تخیل بجای تحلیل نشد. او در جای درست خود محکم ایستاد و در بادِ بسیاری که در توهمِ عقب نماندن از قافلهای که گویا دارد تختگاز میرود، نیفتاد. با گامهایی شاید آهسته، ولی پیوسته، در جای گامهای همیشه استوار میرحسین.
حالا هر ۱۸ تیری که میرسد جز با یاد آن ۱۸ تیر بیسرانجامی، با اسم آقامصطفی هم گرهی دارد. با آن شبی که ماه کامل نبود و تاجزاده بازداشت شد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 3 812 |
| 4 | مجموعه_مقالات_دهمین_سال_بازداشت.pdf | 5 230 |
| 5 | 🔴 رفراندوم یا مصادره مفاهیم؟
✍️ علیرضا کفایی
آقای عبدالکریمی مراسم تشییع آیت الله خامنه ای را رفراندوم خوانده است و آیا می پذیرد سایر تجمعات داخل و خارج را نیز رفراندوم تلقی کرد؟
وقتی یک روشنفکر، حضور مردم در یک مراسم را «رفراندوم» مینامد، پیش از آنکه سخنی سیاسی گفته باشد، دست به جابهجایی مفاهیم زده است؛ جابهجاییای که اگر عادی شود، زبان سیاست را از معنا تهی میکند.
رفراندوم، یک مفهوم دقیق حقوقی و سیاسی است؛ مراجعه مستقیم به آرای مردم، در شرایطی آزاد، رقابتی، با حق انتخاب، رأی مخفی و امکان مخالفت. حضور در یک راهپیمایی یا مراسم تشییع، هر اندازه گسترده و باشکوه باشد، نه رأی است، نه همه مردم را در بر میگیرد و نه امکان سنجش موافق و مخالف را فراهم میکند. تبدیل خیابان به صندوق رأی، نه تحلیل سیاسی، بلکه مغالطهای آشکار است.
اگر این منطق را بپذیریم، ناچار باید هر تجمع اعتراضی را نیز رفراندوم بدانیم؛ از اعتراضات جنبش سبز گرفته تا اجتماعات مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور. آیا مدافعان این نظریه حاضرند چنین نتیجهای را نیز بپذیرند؟ اگر نه، پس با یک معیار دوگانه روبهرو هستیم، نه یک تحلیل منسجم.
مشروعیت سیاسی از شمار حاضران در یک مراسم به دست نمیآید؛ از سازوکارهای شفاف، انتخابات رقابتی، آزادی بیان و امکان انتخاب آزاد شهروندان حاصل میشود. تاریخ نشان داده است که میدانهای پرجمعیت، لزوماً به معنای رضایت عمومی نیستند؛ همانگونه که میدانهای خلوت نیز الزاماً نشانه بیاعتباری یک نظام سیاسی نیستند.
رسالت روشنفکر، دفاع از حقیقت است، نه دفاع از قدرت. روشنفکر باید پاسدار مفاهیم باشد، زیرا با فروپاشی مفاهیم، امکان گفتوگوی عقلانی نیز از میان میرود. واژهها امانتاند؛ اگر آنها را در خدمت تبلیغات سیاسی قرار دهیم، دیگر چیزی از حقیقت باقی نخواهد ماند.
نامیدن یک مراسم به عنوان «رفراندوم»، فهم سیاست را عمیقتر نمیکند؛ بلکه مرز میان تحلیل و تبلیغ را مخدوش میسازد. جامعه بیش از هر زمان دیگری به دقت مفهومی، صداقت فکری و شجاعت در بیان حقیقت نیاز دارد؛ حتی اگر این حقیقت، خوشایند صاحبان قدرت یا هواداران آنان نباشد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 6 461 |
| 6 | 🔴 زیست پیلهای
جمهوری اسلامی در کدام مرحله از حیات سیاسی خود قرار دارد؟
✍️ مهدی بهرامی
علم سیاست، همچون هر دانش دیگری، جهان را نه صرفاً با دادهها، بلکه با مفاهیم میشناسد. درک ما از سیاست زمانی دچار اختلال میشود که مفاهیم موجود دیگر توان توضیح شرایط جدید را از دست بدهند. از آن لحظه، مسئله کمبود اطلاعات نیست، بلکه ناتوانی زبان نظری در نامیدن وضعیتی است که پیش چشم ما در حال شکلگیری است. در سنت فلسفه علم، بارها تأکید شده است که هرگاه واقعیت از ظرفیت تبیینی پارادایمهای موجود فراتر رود، بحران نه در توان مشاهده دقیق واقعیت که در دستگاه مفهومی ریشه دارد. شاید بخش مهمی از اختلافنظرها درباره جمهوری اسلامی، نه از تفاوت در مشاهده واقعیت، بلکه از ناتوانی مفاهیم موجود در توضیح آن ناشی میشود.
پرسش اصلی این مقاله از همین نقطه آغاز میشود. جمهوری اسلامی ایران امروز دقیقاً در چه وضعیتی قرار دارد؟ آیا در آستانه فروپاشی است؟ آیا در مسیر اصلاح حرکت میکند؟ آیا با وجود همه بحرانها همچنان در حال حفظ وضع موجود است؟ یا میکوشد به سالهای آغازین خود بازگردد؟ تقریباً همه روایتهای موجود، با وجود اختلافهای عمیق سیاسی، در نهایت در یکی از این چهار چارچوب قرار میگیرند. اما اگر هیچیک از این چهار مفهوم، توان توضیح آنچه در برابر ما قرار دارد را نداشته باشند، آنگاه شاید لازم باشد مفهومی مؤثرتر برای توصیف این وضعیت صورتبندی شود.
متن کامل 👇
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 6 633 |
| 7 | 🔴 تشییع میلیونی، از انکار تا حیرت، زنده باد مقاومت مدنی
✍️ مجتبی نجفی
به من گفتند آیا از جمعیت میلیونی در مراسم تشییع علی خامنهای متعجبی؟ گفتم هرگز. چرا که هیچگاه پایگاه اقلیت حکومت را انکار نکرده ام که اکنون متعجب باشم. همیشه در تحلیل ام از ایران، "استبداد اقلیت بر اکثریت" محوری بوده. جمهوری اسلامی در طول چند دهه گذشته یک شیفت اساسی داشته، از "استبداد اکثریت بر اقلیت" اول انقلاب، به "استبداد اقلیت بر اکثریت" امروز رسیده. اگر کسی گمان کند معنای دموکراسی صرفا نظر اکثریت است به توجیه حکومتهای پوپولیستی، تضییع کننده حقوق اقلیت خواهد افتاد و اگر حکومتی به گونه ای صندوقهای رای را تنظیم کند که اقلیت، برنده برگه رای باشد، یا هیچگاه از قدرت حذف نشود، نام این حکومت هرگز " جمهوری" نیست حتی اگر مدام، مردم مردم کند.
در نتیجه من هیچگاه منکر پایگاه اقلیت حکومت که بر اساس حامی پروری، آمیزه ای از گزاره های ايدئولوژيک، منفعت های اقتصادی و رانتهای ویژه شکل گرفته نبوده ام و هر تحلیلی باید واقعیتهای میدان سیاست ایران را در نظر بگیرد؛ اینجا همان مرزبندی من با اپوزیسیونی است که به جای " شناخت" ، " انکار" میکند. چشم بستن بر حمایت اقلیتی از مردم به دلایل متفاوت از نظام سیاسی مستقر به همان اندازه چشم پوشی حکومت بر یک اکثریت متنوع ناراضی از سیستم فعلی، خطای مهلک است و جالب اینجاست حکومت و اپوزیسیون انکار کننده، در این خطای مهلک سهیم اند. هر دو میخواهند تنوع مردم را انکار و نمایندگی کل ملت را به نام خود بزنند ولی اگر این کلمات و نگاه نویسنده، نماینده میلیونها ایرانی باشد، من نه با حکومت استبدادی فعلی نسبتی دارم نه با اپوزیسیون هپروتی فرصت سوز صنمی، چرا که تجربه بیش از دو دهه به من آموخته با شیوه های چکشی که بعضا باب میل نظام حاکم است، راه به جایی نخواهیم برد و هر گونه " تخیل" سیاسی باید مبتنی بر شناخت دقیق از مختصات میدان سیاست باشد. تخیل کردن به معنی وهم اندیشی نیست. تخیل انگیزاننده و نشان دهنده افق سیاسی است و راهبرد بر مبنای بررسی واقعیتهای میدانی شکل میگیرد.
اولین قدم برای پیروزی این است با اپوزیسیون وهم اندیش مرزبندی کنیم. رهایی ما از نظم استبدادی نه در اتکا به بمب است، نه انکار اقلیت میلیونی حامی نظام است نه دست کم گرفتن قدرت مدنی ایرانیان معترض است. " مقاومت مدنی" کلمه ای برای نمایش نیست، یک راهبرد چندلایه و عمیق است. به تداوم به روز شدن، صبر و خلاقیت نیاز دارد. گاهی پیشروی، گاهی صبر و عقب نشینی تاکتیکی، نفوذ در عمق لایه های اجتماع، بعضا نمایش همبستگی، ایجاد پیوند های کوچک و بزرگ بین ناراضیان، تاکید بر نفی خشونت و در عین حال ارزش دادن به مقاومت و امتداد، استفاده از شکافهای درون نظام و مهم تر از همه تداوم با قدرت " کلمه و کنش" برای بسط حوزه های عمومی چه در فضای فیزیکی چه دیجیتال، نیاز دارد.
نه جنگ نه تحریم به نفع " مقاومت مدنی" نیست. ما در جامعه فقیر شده و جنگ زده توان رشدمان سلب میشود و میدان برای اقلیت استبدادی فراخ میشود. آنها سالها مقهور حضور ناراضیان در خیابان بودند، فضاها را از دست میدادند. " جنگ" چون نعمتی بزرگ برای آنها بود. اعتماد به نفس شان را بازیابی کردند؛ خیابانها را به بهانه فضای امنیتی تسخیر کردند. تمام محاسبات اپوزیسیون وهم اندیش درباره جنگ اشتباه از آب درآمد. همه صحبتهای آنها در اینترنشنال موجود است و انکار حرفهای دیروز نه از روی بازاندیشی که از سر ریاکاری است. در میدان جنگ و خشونت اسلحه داران پیروزند نه صاحبان کلمه. اما در راهبرد " مقاومت مدنی" ما نقطه پایان نداریم. نه باید به پیروزی نسبی که در جنبش زن، زندگی، آزادی کسب شد، غره شد، نه از حضورهای سازماندهی شده میلیونی حامیان حکومت سرخورده و نباید این حضور را انکار کرد. از طرفی راهبرد مقاومت مدنی در بستر زندگی ابتکارات خود را نشان میدهد نه در سرزمین سوخته.
قائلان به گفتمان مقاومت مدنی به دیکتاتور و دیکتاتوری ابراز ارادت نخواهند کرد، از خشونت و جنگ استقبال نمیکنند، به جای تفنگ، بر قدرت " کلمه"، به جای خستگی و یاس، به امتداد و صبر تکیه میکنند. نام و یاد همه آنانکه در خیابانها در اعتراض به دیکتاتوری جان دادند نه برای بازی با اعداد که برای امتداد گفتمان زندگی پاس داشته خواهند شد. " گارد جاویدان" قائلان به گفتمان مقاومت مدنی، نه آن صدوپنجاه هزار نیروی خيالی، که زنان و مردانی اند که به خوبی یاد گرفته اند هم به استبداد " نه " بگویند و هم در موقع مناسب دیکتاتور را شگفت زده، آچمز، هراسان کنند، و هم کلیت خانه ای به نام ایران را حفظ کنند.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 6 344 |
| 8 | 🔴 پیام تسلیت جمعی از فعالان سیاسی و مدنی خارج از کشور به دکتر سعید مدنی
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم اگر خون دل بود، ما خوردهایم اگر دل دلیل است، آوردهایم اگر داغ شرط است، ما بردهایم اگر دشنهی دشمنان، گردنیم ! اگر خنجر دوستان، گردهایم ! گواهی بخواهید، اینک گواه : همین زخمهایی که نشمردهایم ! " دلی سربلند و سری سر به زیر از این دست عمری به سر بردهایم»
دوست عزیزِ، صبور و فکورمان سعید مدنیِ گرامی درگذشت مادر همیشه فداکار و غمخوارت بانو رقیه برادران را تسلیت میگوییم، به تو و همه خانواده و علاقه مندان آن یگانه مادر مهربان.
سعید عزیز! داغ دل، خون دل، دشنه دشمنان و دیگر زخم های بیشمار، اگر چه جسم و جان تو و یارانی همچون تو را میآزاد ولی نگاه بلند انسانی و اجتماعی، استقامت و صبوری همیشگیات خود مرهمی است بر همه این دردها و زخمها.
کاش از نزدیک در کنارت بودیم اما از راه دور نیز سلام و تسلای ما ر ا پذیرا باش. برای تو و همه بازماندگان آن مادر سختی کشیده که نمونه نمادینی از خیل انبوهی از مادران سرزمینمان بود، آرزوی سلامتی و صبوری میکنیم.
اسامی به ترتیب حروف الفباء:
احمد علوی
آلان توفیقی
بهروز بیات
پروین کهزادی
حسن فرشتیان
حسن یوسفی اشکوری
حسین بحیرایی
حسین علیزاده
رحمان لیوانی
رضا شیرازی
رضا علیجانی
زهرا قضات
سروش دباغ
علی افشاری
علی اکبر موسوی(خوئینی)
علی ایزدی
علی کلایی
علیرضا بهتویی
علیرضا بهتویی
فاطمه حقیقتجو
فرزانه عظیمی
فهمیه ملتی
کاظم علمداری
کاظم کردوانی
محمد اولاییفرد
مریم سطوت
مسعود فتحی
مسعود لدنی
معصومه شاپوری
منصوره شجاعی
مهدی امین زاده
مهدی جامی
مهدی فتاپور
مهدی ممکن
مهدی نوربخش
مهران مصطفوی
مهرداد احمدزاده
مهرداد درویشپور
نیره توحیدی
هژیر عطار
الهه امیرانتظام
یاسر میردامادی
منبع: زیتون
@Kaleme | 5 173 |
| 9 | 🔴 بررسی چند ویدیوی جدید از سرکوب اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
بهتازگی ویدیوهایی منتشر شده که از زوایه دوربین درون جیب یک مامور امنیتی، تیراندازی به سمت معترضان دیماه ۱۴۰۴ را نشان میدهد.
بررسی فکتنامه نشان میدهد این تصاویر واقعی هستند و قبلا هم منتشر نشده بودند.
جزئیات تصویری و مکانیابی ویدیوها نشان میدهد که این ویدیوها در منطقه ۱۹ تهران ضبط شدهاند.
در این ویدیوها، نیروهایی از سپاه، بسیج، پلیس و البته لباسشخصیها دیده میشوند.
👈 مقاله مرتبط با این ویدیو در سایت فکتنامه
منبع: فکتنامه
@Kaleme | 9 134 |
| 10 | ♦️تجلیل جمعی از معلمان و فعالان صنفی از عبدالفتاح سلطانی و معصومه دهقان
جمعی از معلمان شاغل و بازنشسته و فعالان صنفی فرهنگیان در یک گردهمایی، از عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، و معصومه دهقان، فعال صنفی معلمان، تجلیل کردند.
شرکتکنندگان در این مراسم با اشاره به فعالیتها و نقش این دو چهره در حمایت از جامعه مدنی و مطالبات دموکراسیخواهانه، از تلاشها و پایداری آنان قدردانی کرده و بر جایگاه آنان در پیگیری حقوق شهروندی و صنفی تأکید کردند.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 7 008 |
| 11 | 🔴 شیادیِ سازمانیافته یا حماقتِ دیندارانه
✍️ دکتر علیرضا آزاد
(استاد دانشگاه الهیات مشهد)
در سال ۱۳۹۲ کتابی با عنوان "۱۴۰۱ سال نابودی اسرائیل" نوشته "حجتالاسلام والمسلمین سیدعبدالله حسینی" منتشر شد که با استفاده از آیات قرآنی و علوم غیبی و زبان ریاضی پیشگویی کرده بود که اسرائیل در سال ۱۴۰۱ (۲۰۲۲ میلادی) سقوط خواهد کرد و از بین خواهد رفت...
چقدر بابت این توهمات پول پرداخت شده و چقدر مردم هزینه داده اند!
حماقتی که پوستین دیانت بپوشد و آبروی ایمان را سکه بازار سیاست بازان کند، از هر دشمنی خطرناکتر است.
اخبار حملات وحشیانه اسرائیل به غزه و مواضع ایران را که میخوانم و کلیشه "انتقام سخت" و "واکنش در زمان و مکان مناسب" را که میشنوم ، به یاد کتاب "سال نابودی اسرائیل" میافتم که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد، در این کتاب ادعا میشود که بر اساس محاسبه اعجاز عددی آیات قرآن، نابودی اسرائیل در سال ۱۴۰۱ هجری شمسی اتفاق خواهد افتاد. (جزئیات محاسبات در کتاب موردنظر موجود است)
و اما نویسنده کتاب، حجهالاسلام حسینی، از مدیران حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مشهد، استاد جامعه المصطفی و رئیس مرکز اسلامی ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی و مشاور دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و... بود،
بعد از مراسم رونمایی کتاب ایشان که با حضور مشاهیری مثل علیرضا قزوه و اساتید بنام دیگری برگزار شد، در مصاحبههایش، از دیدار با مسؤولان بلندپایه ایران و حزبالله لبنان و خشنودی و استقبال فراوان آنها از مطالب این کتاب گفت (مصاحبه نویسنده) و اکنون که ۲ سال و اندی از تاریخ پیشبینیشده او گذشته و ادعای محاسبات قرآنیاش غلط از آب در آمده، اسرائیل نه تنها نابود نشد بلکه کمر به انهدام ما بسته، مُهر خاموشی بر لب زده و احتمالاً در فکر محاسبه مجدد ابجد آیات و تألیف جلد دوم این کتاب است. الله اعلم (نقد رسول جعفریان بر این کتاب)
این قبیل متوهمانِ ایدهپرداز و استراتژیستهای آخرالزمانباز، ابلهانه یا شیادانه، درّه را بسان قلّه میآرایند و از آیات و روایات و آمارهای جعلی مایه میگذارند و توهمات خود را به خورد تصمیم گیران کشور میدهند و باد نخوت در پوستین این جماعت میدمند و مواجب هنگفت و مناصب دولتی متعدد میگیرند.
یکی از
- طرح اقتصاد مدینهالنبی رونمایی میکند
- آن دیگری از آمادگی لشکر اجنه برای حمله به اسرائیل خیال میبافد
- و آن یکی، ایده انتقال مسافر با آبزیان مطابق الگوی یونس(ع) میدهد
- و این یکی، اختیار دادستان را یک بندانگشت کمتر از خدا میداند
- و آن یکی از استقرار تکتیراندازهای سعودی در اطراف کعبه برای هدف قرار دادن امام زمان در لحظه ظهور خبر میدهد
- و شخصی هاله نور میبیند
- و فردی از رهنمودهای امام زمان در دیدارش با مسؤولان میگوید
- و مجنونی ظهور را چنان نزدیک میداند که مملکت را بینیاز از برنامهریزی میپندارد و مدیریت آنی و بیبرنامه را با تکیه بر روایات اسلامی پیشنهاد میکند و...
کاش این موارد، صرفاً کار شیادان بود که در آن صورت تکلیف، عیان بود. مشکل آنجاست که شیادیِ سازمانیافته، لباس حماقتِ دیندارانه میپوشد و تبدیل به جهلِ مقدس میشود؛
مطالب کتاب "سال نابودی اسرائیل" توسط برخی مسؤولان کشور، واقعاً باور میشود و مبنای تصمیمگیریهای مملکتی قرار میگیرد.
@Kaleme
| 10 874 |
| 12 | 🔴 تسلیت ۱۲۰۰ فعّال سیاسی، فرهنگی و مدنی به دکتر سعید مدنی به مناسبت درگذشت مادر فداکار و رنجدیدۀ وی
به نام هستییبخش
آمد ندا از آسمان، جان را
که بازآ اَلصّلا
جان گفت: ای نادیِ خوش،
اهلاً و سهلاً مرحبا
قلب تپنده و مهربانِ بانو رقیه برادران، گوهرِ جان و مادر بزرگوار دکتر سعید مدنی از تپش بازایستاد و روح زلال و ملکوتی وی از بند جسمِ فرسوده، رها شد و به سوی افق اعلا پرکشید ودر جوار قربحق مأوا گزید.
درگذشت مادری پاکباز و مقاوم را که در صبوری و تحمّلِ هجرِ فرزندِ آرمانخواه و در بند خویش، نمونه و الگویی ستودنی بود، به سعید عزیز، خواهران فداکارش و خاندان سرافراز مدنی تسلیت میگوییم و در این اندوه، در کنار سعید و شریک غم سترگش هستیم.
برای آن مادر گرانقدر آرامش وشادیِ روان و برای بازماندگان، صبر و سلامتی آرزومندیم.
در روز وصل، پاک شود از بساطِ عمر
رنجی که بردهایم و شکنجی که دیدهایم
🔻اسامی:
هاشم آقاجری، مسعود آقایی ، رضا آقاجانی، زهرا آقاجانی ، ابوطالب آدینهوند ، محمود آبزن، حمزه آبزن، حسین آبگون، فاطمه آذریبیگدلی، فروزان آصفنخعی، نیکان آرخی، حمید آصفی، اژدر آقاعلی، زهرا آقاقلی، ناصر آملی، هامون ٱذر ، صدیقه ابدی ، شاهرخ ابراهیمی ، حسین ابطحی ، سیدصابر ابطحی ، هانیه ابهری ، حسین ابوطالبی ، حسن ابوطالبی ، ولیالله اثنیعشری ، اجلال قوامی ، هادی احتظاضی ، حمید احراری ، احسان کاظمزاده ، احمد اشتری ، محمدصادق احمدآخوندی ، غفور احمدی ونهر ، وحید احمدی ، رضا احمدی ، پیمان احمدی ، امین احمدی ، شهروز احمدی ، بهمن احمدیآمویی ، مژگان احمدیه ، رامین اخلومدی ، احمدرضا اخوت ، مرتضی ادهمی ، ابراهیم ارتگلی ، سعید اردشیری ، محمد محمدی اردهالی ، رضا اردولالوخنجی ، مهران ارژنگ ، امیرحسین استیری ، رزاق اسداللهی ، بهاره اسدی ، بتول اسدی ، حسن اسدیزیدآبادی ، محمدصابر اسرافیلی ، اسماعیل خسروی ، پریا اسماعیلی ، علیاصغر اشراقی ، محمد اشرفی ، زهرا اشعری ، حسین اشفاق ، حسن اصالح ، کمال اطهاری ، محبوبه اعرجشیروانی ، مریم افرافراز ، مرتضی افشار ، فرزانه افشاری ، فهیمه افشاری ، فاطمه افشاری ، علی افشاری ، مهدی اقبال ، کاظم اقتصاد ، امید اقدمی ، امیرعلی اکبرپور ، علیرضا اکبرزادگان ، اعظم اکبرزاده ، زهرا اکبرزاده ، رشید اکبری ، شقایق اکبری ، محسن الحسینی ، نعمت الله نادری ، ربیع الله کمری ، سیدعبدالمجید الهامی ، الهکرم میرزایی ، مرتضی الویری ، جواد امام ، امیرحسین امامی ، شهربانو امانی ، زهره امانی ، سمیرا امجدی ، الهه امجدی ، نادره امیدیان ، امیر غیورکاظمی ، الهه امیرانتظام ، رسول امیری ، حمیدرضا امیری ، مرضیه امیری ، مرتضی امیری جرقوه ای، احمد امین ، مریم امیناسماعیلی ، حمید امیناسماعیلی ، مرتضی امینی ، رضا امینی ، اکبر امینیارمکی ، علیرضا انتشاری ، انسیه سلطانی ، فاطمه انصاری ، حسین انگبینی ، محمدمحسن انگجی ، انوشه طاهریان ، عبدالحسین ایرانی ، زری ایروانی ، مصطفی ایزدی ، سعیده ایزدی ، احمد ایزدی ، محسن آرمین ، محمد آزادی ، محمدکریم آسایش ، حمید آصفی ، اصغر آقاجانی ، هاشم آقاجری ، زهره آقاجری ، محمود آقایی ، پروانه آلبویه ، مهرداد آهنخواه ، سهیل بابادی ، مصطفی بادکوبهای ، هاشم باروتی ، مسعود باریکانی ، ابوالفضل بازرگان ، عبدالعلی بازرگان ......
متن و اسامی کامل
@Kaleme | 7 588 |
| 13 | 🔴 ما را از هم متنفر کردند
✍️مصطفی داننده
ما از هم متنفریم، و شاید این بزرگترین دستاورد جمهوری اسلامی در تمام این سالها باشد.
حکومت فقط اقتصاد را ویران نکرد، فقط سیاست را به بنبست نکشاند و فقط آزادی را محدود نکرد، بزرگترین خسارتش را در جایی وارد کرد که دیرتر دیده میشود: در رابطهی میان انسانها.
سالها به بذر نفرت آب داد، با دوگانهسازی، با تقسیم مردم به خودی و غیرخودی، مؤمن و نامؤمن، انقلابی و ضدانقلاب، وطندوست و خائن. هر اختلافی را به دشمنی تبدیل کرد و هر تفاوتی را به میدان جنگ. نتیجه این شد که امروز بسیاری از ما، پیش از آنکه حرف همدیگر را بشنویم، از هم بدمان میآید. پیش از آنکه انسان روبهرو را ببینیم، او را در یکی از اردوگاههای ذهنی خود قرار میدهیم و قضاوتش میکنیم.
نفرت، بزرگترین درخت این سرزمین شده است. درختی که ریشههایش در سیاست است، اما شاخههایش تا خانهها، خانوادهها، دوستیها و حتی آیندهی کشور کشیده شده است.ساختن یک اقتصاد ویران شاید سالها زمان ببرد. بازسازی نهادهای سیاسی نیز دشوار است. اما درمان جامعهای که اعتمادش را از دست داده و به نفرت خو گرفته، شاید از همه سختتر باشد.
اگر روزی قرار باشد ایران دوباره ساخته شود، نخستین آجر آن نه در مجلس گذاشته میشود و نه در دولت؛ بلکه در دل مردمی که یاد بگیرند دوباره به هم اعتماد کنند و پیش از قضاوت، یکدیگر را بشنوند.
هیچ جامعهای ذاتاً از خودش متنفر نیست. نفرت، محصول سالها ترس، تحقیر، تبلیغات و بحران است. وقتی هر روز به مردم گفته میشود که همسایهشان دشمن است، منتقد خائن است، معترض مزدور است و متفاوت بودن جرم است، کمکم جامعه زبان گفتوگو را فراموش میکند و فقط زبان حذف را به یاد میآورد.
امروز کافی است یک نظر سیاسی، یک سبک زندگی، یک پوشش یا حتی یک واژه، با باورهای ما متفاوت باشد، بسیاری از ما به جای پرسیدن، حمله میکنیم. انگار همه در میدان جنگ زندگی میکنیم، نه در یک کشور مشترک.
شاید تلخترین موفقیت جمهوری اسلامی این باشد که بسیاری از مردم، بدون آنکه متوجه باشند، همان شیوهای را در برابر یکدیگر به کار میبرند که سالها خود قربانی آن بودهاند. برچسب میزنند، تحقیر میکنند، حذف میکنند و از شکست طرف مقابل لذت میبرند. گویی نفرت، از حکومت به جامعه سرایت کرده است.
این چرخه، حتی اگر حکومت تغییر کند، خودبهخود متوقف نخواهد شد. حکومتها را میتوان عوض کرد، اما فرهنگی که سالها با نفرت تغذیه شده، یکشبه درمان نمیشود.اگر قرار باشد هر کس فقط به انتقام فکر کند، فردا نیز اسیر همان دیروزی خواهیم بود که از آن گریختهایم.
بزرگترین پیروزی زمانی خواهد بود که درخت نفرت، هرچقدر هم تنومند باشد، دیگر آب نخورد؛ نه از حکومت، نه از رسانهها و نه از خود ما.
@Kaleme | 9 693 |
| 14 | 🔴 آیا مسولان تهران،همسو با منافع پوتین و نتانیاهو حرکت خواهند کرد
✍️یدالله کریمی پور
در حالی که رسانههایمعتبر از احتمال بالای تکوین یک «تفاهم موقت» میان تهران و واشنگتن برای تنشزدایی خبر میدهند و زمانش را به پس از مناسک تشییع رهبر ایران موکول میدانند (به گزارش الجزیره)، مسکو، ساز دیگری کوک کرده است.
امروز مدودف با صراحتی بی سابقه اعلام کرد:
«تنگه هرمز اکنون برای ایران به سلاحی همتراز با تسلیحات هستهای تبدیل شده است؛ ولی یک سلاح هستهایِ دیگر نیز وجود دارد و آن تنگه بابالمندب است. روسیه، ایران و چین میتوانند پلتفرمی مشترک برای کشورهای تحت تحریم، بهمنظور مقابله با این محدودیتها ایجاد کنند.»
اگرچه چین در این مدار تندروانه حرکت نمیکند، ولی روسیه طی هفتههای اخیر تحت فشار سنگین حملات پهپادی اوکراین قرار داشته است؛ به گونه ای که دستکم یکچهارم ظرفیت پالایشگاهی و ۴۰٪ صادرات نفتش آسیب دیده و پیشتر نیز با شهپادهای پیشرفته اوکراینی، عرصه دریای سیاه را به کییف واگذار کرده است.
حالا ناتو با احیای حمایتهای واشنگتن، پوتین را بیش از پیش در باتلاق جنگی فرسایشی فرو برده است. همان روزهای نخست جنگ بازگو شد که مسکو برای بازپسگیری ابتکار عمل، خلیج فارس را به آتش خواهد کشید تا تمرکز را از اوکراین منحرف کند. دخالت کرملین اکنون عیانتر از همیشه است؛ حال باید دید آیا تصمیمسازان ارشد تهران، همسو با منافع پوتین و نتانیاهو حرکت خواهند کرد یا خیر؟
منبع: سهامنیوز
@Kaleme | 6 567 |
| 15 | گدار_–_چالشها_و_بحرانهای_گذار.mp3 | 6 240 |
| 16 | 🔴 مولانا عبدالحمید: برای معترضان حکم «محارب» صادر نکنید
مولانا عبدالحمید، امامجمعه اهل سنت زاهدان، در خطبههای نماز جمعه ۱۲ تیر با انتقاد از برخورد با منتقدان و معترضان، تأکید کرد که نباید برای افرادی که به مشکلات اقتصادی و اجتماعی اعتراض کردهاند، حکم «محارب» صادر شود.
وی با بیان اینکه «محاربه» در قرآن و سنت تعریف مشخصی دارد، گفت: «در حق کسانی که به مشکلات اقتصادی و سایر مشکلات کشور اعتراض کردهاند، حکم محارب نزنید؛ این کار درستی نیست.»
مولانا عبدالحمید همچنین از مسئولان خواست از انتقاد سازنده استقبال کنند و منتقدان را احضار یا بازداشت نکنند. او تأکید کرد جامعهای که در آن انتقاد سازنده وجود نداشته باشد، به سمت فساد و انحراف حرکت خواهد کرد.
امامجمعه زاهدان در بخش دیگری از سخنان خود، «عدم ثبات سیاسی» را عامل اصلی «بیثباتی اقتصادی» در کشور دانست و گفت سیاستهای گذشته نتوانستهاند مشکلات را حل کنند. او از مسئولان خواست سیاستها و سازوکارهای جدیدی اتخاذ کنند و بهبود وضعیت زندگی مردم را در اولویت قرار دهند.
مولانا عبدالحمید همچنین اجرای عدالت را مهمترین وظیفه حاکمان دانست و گفت اعمال تبعیض و خروج از عدالت برای حاکمان «حرام قطعی» است.
منبع: تحکیم ملت
@Kaleme | 5 968 |
| 17 | 🔴 همیشه برنده ها، فرهنگ سیاسی در آیینه فوتبال
✍️ مجتبی نجفی
قبلا گفتم " تاج قلعه نویی" ترجمه ساختار جمهوری اسلامی است، اینجاست که فوتبال به عنوان آینه ای برای یافتن سیاست و حکمرانی برجسته میشود و جام جهانی به مثابه " رخداد" میدانی برای شناخت، آزمون و قضاوت است. مساله تاج قلعه، نه دو فرد که یک سیستم است. اظهارات پس از جام جهانی آنها بازنمایی یک فرهنگ منحط سیاسی است: تحت هر شرایطی برنده ام.
اما چرا؟ ابتدا بگذارید نظرم را در مورد تیم ملی بگویم: باخت آبرومندانه. با توجه به فشارها، عدم تدارکات مناسب، خستگی جابجایی، نتایج تا حدودی قابل درک بود اما در نمای کلی تداوم یک شکست بود، شکستی که اگر چه فاجعه بار نبوده اما حماسه هم نبوده. چرا پس یک جریان رسانه ای از صداسیما تا سایت های پرطرفدار از شکست، حماسه میسازند؟
پاسخ به این پرسش به همان مساله اصلی متن بر میگردد: فوتبال از ساختارهای سیاسی فرهنگی حاکم بر جامعه هیچ گاه جدا نیست. در همین ساختار منحط فرهنگی سیاسی است که یک حذف آبرومندانه از یک جام چهل و هشت تیمی را دستاورد جا میزنند و مصداق آن شعر معروف میشوند: خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی".
در تقابل بین مخالفان و موافقان تیم ملی، فدراسیون موذیانه در حال ایجاد یک تونل نجات است: رییس فدراسیون افتضاحی که حتی جام جهانی قبل با برکناری بی شرمانه اسکوچیچ تیم را به هم ریخت و باخت شش دو به انگلیس را با اصابت توپ به تیرک دروازه توجیه میکرد، امروز طوری صحبت میکند که گویی رییس فدراسیون ژاپن است. او پشت شرایط جنگی پنهان شده تا ناکامی ریاست خود را پنهان کند. او شمایل یک مدیر شجاع صاحب اختیار را ندارد؛ میرزا بنویس یک ساختار آلوده به فرهنگ نظامی گری و رانت شده.
اما سرمربی تیم ملی، بی انصافی است همه تقصیرهای یک ساختار فاسد به گردن او انداخته شوند ولی انتخاب و تداوم او هم نشانه ای از همین ساختار است. امیر قلعه نویی ترجمه فرهنگ سیاسی جمهوری اسلامی است: فرافکن است ، باخت نمیدهد حتی اگر ببازد؛ هنگام پیروزی یل میدان و هنگام شکست دستهای پشت پرده، داور، زمین و شانس به میدان میآیند تا مبادا متهم به کم دانشی شود. وقتی هم میبرد آنچنان به مخالفانش میتازد که از هر کلمه اش کینه میبارد. او موقع شکست ما را به آسمانها ارجاع میدهد " خدایی که با او سر ناسازگاری دارد" یا به شانس یک شاخص سنجش ناپذیر. ژاپنی ها نزدیک بود برزیل را حذف کنند ولی باختند آنهم در آخرین دقیقه. از تماشاچی ها عذرخواهی کردند. کومان مربی هلند در پنالتی ها به تیم قدرتمند مراکش باخت، استعفا داد. عربستان با دوامتیاز حذف شد رییس فدراسيون استعفا کرد، سرمربی کره با حذف سه امتیازی عذرخواهی و استعفا کرد. اما در ایران، ریس فدراسیون و سرمربی تیم ملی از دستاورد، حماسه، ایستادگی و مقاومت میگویند و شکست با سه امتیاز در جام جهانی چهل و هشت تیمی را با یک پیروزی بدون باخت روایت کرده و در حال فروش کالای قلابی به افکار عمومی اند.
روایت رسمی فدراسیون میخواهد منتقدان مستقل تیم ملی را که بحث را با آمار و اعداد و به صورت کارشناسی مطرح میکنند به بهانه هجمه اینترنشنالی ها منکوب و خفه کند و پاسخ نمیدهند اگر قرار بود جوانگرایی در تیم ملی به بهانه نتیجه گرایی تعویق بيفتد به کدام نتیجه استناد میکنید؟ به پیرترین تیم تاریخ جام جهانی یا ناکامی در جام ملتها و عدم صعود از آسان ترین گروه ادوار جام جهانی؟ از صداسیمای فاسد تا رسانه های وابسته همه در حال برجسته کردن یک روایت سیاسی از تیم ملی اند تا پرسشهای اساسی منتقدین به حاشیه رود و همانند دوران جنگی منتقدین را به خاطر شرایط ویژه و استثنایی خفه کنند در حالی که شکست امروز نه محصول شرایط جنگی که تداوم یک فدراسیون ناکام تحت سیطره امنیتی نظامی هاست. برای همین همه کاسه کوزه ها را سر قلعه نویی نمیشکنم، او مربی طراز این ساختار منحط است.
احتمالا به من خواهید گفت انتظارم از ساختاری که در پرونده هواپیمای اوکراینی دهها تن از شهروندان این مملکت را به کام مرگ کشاند و نه استعفایی در کار بود و نه عذرخواهی، بیجاست. میدانم، میدانم.
من انتظاری ندارم از رییس فدراسیونی که حتی باخت شش دو به انگلیس را با اصابت توپ به تیرک دروازه توجیه میکرد، از سیستمی که قتل شهروندانش را به رسمیت نمیشناسد انتظاری ندارم، از سرمربی که ما را به هنگامه باخت و برد به آسمانها، خدا و ائمه اطهار ارجاع میدهد و ادعا شده پاداش یک میلیون دلاری گرفته، انتظاری ندارم اما به رخ کشیدن این همه زشتی سیاسی در کل کل " اینترنشنالی ها با صداسیمایی ها" که هر دو نماینده پلیدیهای سیاست در ایرانند را وظیفه خود میدانم و این نکته را یادآوری میکنم که میدان سیاست وسیع است و گاهی هم فوتبال چون آینه ای شفاف علت عقب ماندگیهای تاریخی مان را به رخ میکشد.
منبع: کانال تلگرام نگارنده | 6 203 |
| 18 | @Kaleme | 4 773 |
| 19 | 🔴 آنچه نیست آنم آرزوست
اقتضاء «نیکزیستی» چیست و چگونه حاصل میشود؟
✍️محمدرضا تاجیک
اگر میخواهیم نیکزیستی را تجربه کنیم، باید بیندیشیم. به زبان آدورنو، «اندیشیدن در خودِ خویش… کنشی ردکننده است؛ ایستادگیای است در برابر آنچه میخواهد خود را به زور بپذیراند» و جایگیر کند، و به بیان آلن بدیو، هر ایستادگیای، گسستی است با آنچه که هست، و برای آنان که درگیر گسستند، هر گسست با گسستنِ از خود آغاز میشود.» بنابراین، آن خردورزی و اندیشیدنی که باید رویاروی ناوضعیت پدیدار شود و قامت برافرازد، باید همچنین خویشتن و زمانه و زندگی فردی و اجتماعی را نقد و دگرگونه کند– و این دگرگونسازی، همانگونه که آدورنو تصریح میکند، نیازمند کنش سیاسیای بهنام حقیقت و عدالت است
از این منظر، نیکزیستی فردی و اجتماعی، نیازمند نیکتدبیری (سیاستِ نیک یا سیاست توام با عدالت) نیز هست. به بیان دیگر، در پرتو چنین سیاستی است که نظم اخلاقی یا زندگی اجتماعی (نیکزیستی) ممکن میگردد. در نگاه هگل و آدورنو، نظم اخلاقی یا زندگی اجتماعی، دربردارندهی کنشهای داوطلبانه، برانگیخته، و انگیزهمند انسانها در کالبد راه و رسم، آیینها، سنتها، نهادهای اجتماع، و نیز، نقشها و قانونهای پنهان و آشکاریست که همه در کنار هم زیستن شهروندان را شدنی میکنند.
زندگی اجتماعی، روح جمعی «راستین» عینیشده است و نشانگر حس بنیادین وابستگی و همبستگیای است که در آن فضیلتهای مدنی و راه و رسم اخلاق معنای خود را برای شهروندان نگه میدارند، و گروه آدمیان– یعنی جامعه– قانون، دولت و سامان خود را مییابد. از اینرو، در این یگانگی است که آدمیانی که باید سازگار با قانون اخلاقی رفتار کنند– قانونی که از آگاهی عقلانی شهروندان مایه میگیرد و همان عقلانیت را در کار میکند– به هستیهای روحمند تبدیل میشوند؛ یعنی به شهروندانی دارای هویت جمعی، حقها و تکلیفها، و جهتگیری اخلاقی.
آنچه در اقتضای نیکزیستی گفتیم (یعنی اندیشهورزی و نیکتدبیری)، دقیقاً همان خواستی است که ایرانیان، امروز همچون دیروز، نه تنها در میان تدبیرگران خویش نمیبینند و نمییابند، بلکه آن را از مردمان نیز، دریغ میدارند، از اینرو، در تمنای ناکاماش گرفتار نوعی تروما شدهاند. چنانچه بپذیریم فقدان چیزی موجب تمنای آن، و تمنای ناکام آن موجب نوعی روانزخم یا ترومای سرکوبشده، و بازگشت این ترومای سرکوبشده همواره با نوعی خشم و خشونت همراه است، آنگاه راز درونپردهی نگاه و احساس و رفتار مردمان ایران امروز بر ما آشکار میشود. در قلمرو زیست فردی و جمعی انسان ایرانی، هر نشان و نشانهای که میبینی بیانگر تباهی و شکستی است در فراهمآوردن همان چیزی که قراربوده در آن پهنه و گستره برآورده شود، یعنی زندگی نیک و راستین. گویی، کنشهایی که در قلمرو اخلاق درونمایهی زیست اخلاقی یا نیکزیستی فرد را فراهم میآوردند، از کار افتادهاند.
متن کامل
منبع: مشق نو
@Kaleme | 5 409 |
| 20 | 🔴 شام غریبان ما تاریخی نیست، در قلب فاجعه ایم
✍ مجتبی نجفی
با شما هستم ارزشی ها، شما که عاشورا را با حکومت گره زده و دین را در دولت ممزوج کرده اید. من از موضع یک شهروند سکولار نفی کننده حکومت دینی و مدافع آزادی ادیان میگویم چه حسی از عاشورا میگیرید وقتی اینچنین زاری کردن یک مادر داغدار را در ایام عزاداری میبینید؟
به عاشورای تاریخی کاری ندارم، آن بحث دیگری است، عاشورا را در تعریف "جان دیویی" از زبان به عنوان یک آیین انتقال معنا تعریف میکنم که پیام داده" ظلم نباید کرد و در برابر ظلم باید ایستاد". کشتن و غارت را تقبیح، حتی از مرز بی دینی و دینداری فراتر رفته و میگوید اگر دین نداری اما آزاده بمان. حداقل این یکی از معانی در کنار سایر نگاههاست. اما پرسشم از شماست وقتی تصویر مادر امیرحسین جوادزاده جانباخته دی ماه چهارصدو چهار را اینگونه زار در جستجوی فرزندش میبينيد هیچ حسی نمیگیرید؟
وقتی تصویر همیشه غمناک مادر عزت ابراهیم نژاد و چشمان همیشه انتظار مادر سعید زینالی قربانیان کوی هفتاد و هشت، چهره همیشه غمناک مادر ستار بهشتی، و مویه های مادارن شهدای جنبش سبز را میبینید و رد یک غم جاودانه بر مادران آبان را شناسایی میکنید، هیچ آزاری از این زیستن پر از تناقض میان یک آرمان و واقعیت روی زمین نمیبینید؟ این خونی که از کوی دانشگاه هفتاد و هشت تا هیجده و نوزده دی ماه چهارصدو چهار بر خاک این سرزمین جاری شده شما را دلزده از اعتقاداتتان نمیکند؟
تصویرهای سرشار از اندوه این مادران سیاهپوش، وجدانتان را معذب نمیکند؟ تا کی میخواهید در برابر استخدام دین در خدمت نهاد قدرت و ابزاری کردن همان حسین و عاشورایی که به آن عشق میورزید سکوت کنید؟ آیا ستادن جان انسانها و توجیه آن با اختراع واژگانی مانند" فتنه گر و اغتشاشگر"برایتان آنقدر عادی شده که این رنج بی پایان مادر بر غم از دست رفتن فرزندش را نمیبینید؟
شما وقتی به دیالوگ مرد بادیه نشین در فیلمنامه بهرام بیضایی در " روز واقعه" میرسید، از زیستن در این همه تضاد و تناقض خسته نمیشوید:" خودستایان تکیه بر اریکه ها زده اند؛کتاب خدا را چنان می خوانند که سود ایشان است.
آنان که تیلسان زهد پوشیده اند تک پیرهنان را پیرهن از تن می درند.آنان که دستار بر سر نهاده اند سر از گردن خداترسان می اندازند. و آنان که آب بر مردمان می بندند مردمان را آب از لبه تیغ می دهند. این نیست آن چه ما می گفتیم. اینان سپاه آز می آرایند و دیوار غرور می فرازند و کوشک های خودپرستی می سازند و اموالشان را از انباشتن پایانی نیست."
شام غریبان ما تاریخی نیست. ما در قلب فاجعه ایم.
منبع: کانال تلگرام نگارنده
@Kaleme | 6 078 |
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
