سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام سایت خبری-تحلیلی کلمه
تُعد قناة سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 49 887 مشتركاً، محتلاً المرتبة 5 292 في فئة الأخبار والوسائط والمرتبة 6 733 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 49 887 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 23 يونيو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -1 269، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -30، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 18.62%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 12.65% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 9 294 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 6 316 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 24 يونيو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الأخبار والوسائط.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 24 يونيو | 0 | |||
| 23 يونيو | 0 | |||
| 22 يونيو | 0 | |||
| 21 يونيو | 0 | |||
| 20 يونيو | +7 | |||
| 19 يونيو | 0 | |||
| 18 يونيو | +5 | |||
| 17 يونيو | 0 | |||
| 16 يونيو | 0 | |||
| 15 يونيو | 0 | |||
| 14 يونيو | 0 | |||
| 13 يونيو | +2 | |||
| 12 يونيو | 0 | |||
| 11 يونيو | 0 | |||
| 10 يونيو | 0 | |||
| 09 يونيو | 0 | |||
| 08 يونيو | 0 | |||
| 07 يونيو | 0 | |||
| 06 يونيو | +4 | |||
| 05 يونيو | +11 | |||
| 04 يونيو | 0 | |||
| 03 يونيو | 0 | |||
| 02 يونيو | 0 | |||
| 01 يونيو | 0 |
نگاهی به کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»، نوشتهی محمدجواد غلامرضا کاشی✍️ جواد حیدری یک پرسش ساده را در نظر بگیرید؛ پرسشی چنان ابتدایی که فلسفهی سیاسی معمولاً از کنارش میگذرد تا به مسائل «جدیتر» برسد: در جهان بودن، یعنی چه؟ و خانه داشتن در جهان، چه حسی است؟ ما عادت کردهایم سیاست را با واژگانِ قدرت، حاکمیت، انتخابات و ایدئولوژی بفهمیم. اما اگر سیاست، پیش از همهی اینها، پاسخی باشد به اضطرابی بسیار کهنتر چه؟- اضطرابِ بیپناهی انسان در جهانی که دیگر سقفی بالای سرش ندارد. کتابِ دکتر کاشی دقیقاً از همینجا آغاز میکند، و همین انتخابِ نقطهی عزیمت است که آن را از انبوه نوشتههای سیاسیِ این سالها متمایز میسازد. کاشی تصویری بهدست میدهد که از یاد نمیرود: مردمانی پس از یک زلزلهی عظیم. خانهها ویران شدهاند و آنها که جان به در بردهاند، در کوچهها و خیابانها سرگرداناند. هیچ تکیهگاهی نمانده است. این، تشخیصِ او از وضعِ ماست؛ وضعی که نامش را «بیخانمانی» میگذارد. ما در دورانی زندگی میکنیم که سایهی سنگینِ ایدئولوژیهای بزرگ- آن وعدههای پرشکوهِ قرن بیستمی- از سرِ شهر برداشته شده است. روزگاری این ایدئولوژیها کارکردی پنهان داشتند: به انسانِ آوارهی مدرن خانهای میدادند، حسِ تعلق میبخشیدند، ترسِ وجودیاش را تسکین میدادند. اما اکنون فرو ریختهاند و ما، مانند بازماندگانِ آن زلزله، در فضای باز ایستادهایم. آنچه کاشی در اینجا انجام میدهد، در ظاهر ساده اما در عمق رادیکال است. او نشان میدهد که در برابر این بیخانمانی، دو واکنشِ آشنا وجود دارد و هر دو، در بنیاد، یک چیزند: حسرتِ بازگشت. یکی میگوید به شکوهِ ایرانِ باستان بازگردیم، دیگری به صفای صدرِ اسلام. کاشی با ظرافتی که آدمی را به یاد تبارشناسیِ فکری خاص او میاندازد، نشان میدهد که این دو رقیبِ سرسخت، در حقیقت همخانوادهاند: هر دو به استعارهی «بازگشت به خانهی پدری» چنگ زدهاند؛ خانهای که- و این جملهی کلیدی کتاب است- دیگر وجود ندارد. ما بهنحوی دردناک پذیرفتهایم که خانهای نیست که به آن بازگردیم. و اینجاست که نویسنده استعارهی خود را مینشاند: به جای بازگشت به خانه، احداثِ خانه. خانه دیگر موضوعی مربوط به دیروز نیست، مربوط به فرداست. این جابهجاییِ بهظاهر کوچک، تمام جهتِ نگاهِ ما را برمیگرداند: از نوستالژی به سوی ساختن، از سوگواری به سوی کار. متن کامل منبع: کانال تلگرام مشق نو @Kaleme
| 2 | 🔴 ادعای ترامپ: ایران به طور کامل و تمام و کمال با بالاترین سطح بازرسیهای هستهای برای مدت طولانی موافقت کرده است
به نقل از امتداد، رئیس جمهور آمریکا مدعی شد:
ایران به طور کامل و تمام و کمال با بالاترین سطح بازرسیهای هستهای برای مدت طولانی موافقت کرده است
اگر ایران با بازرسیهای هستهای موافقت نمیکرد، دیگر مذاکرهای در کار نبود.
من تمام کشتیها را در جای خود نگه خواهم داشت تا در صورت لزوم محاصره را دوباره اعمال کنم.
این امر یکپارچگی پرونده هستهای را تضمین میکند و اگر ایران با این موضوع موافقت نکند، مذاکرات بیشتری در کار نخواهد بود.
اعمال مجدد تحریمها علیه ایران در این مرحله بسیار بعید است
وجوهی که وزارت خزانهداری در رابطه با ایران آزاد کرده، به یک حساب امانی تحت کنترل واشنگتن واریز میشود.
بودجهای که آزاد خواهیم کرد برای خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی از آمریکا، مانند ذرت، گندم و سویا، استفاده خواهد شد.
مذاکرات با ایران به خوبی پیش میرود
من با لغو محاصره دریایی ایران بر اساس امتیازات عمده ایران، از جمله اجازه بازرسیهای هستهای، موافقت کردم.
منبع: امتداد
@Kaleme | 1 163 |
| 3 | 🔴 نرمالیزه کردن صلح در دنیای نرمالیزهشدۀ جنگ و خشونت
✍ سعید مدنی
مدتی پیش وقتی در حیاط بزرگ زندان قدم میزدم، زندانی میانسالی که کنار دیوار زیر آفتاب نشستهبود نزدیکم آمد و پس از سلام کردن گفت مشکلی دارد و از من خواست تا به او کمک کنم. مثل همیشه تصور کردم چون اغلب زندانیان من را «دکتر» صدا میزنند، تصور کردهاست که پزشکام. بنابراین تفاوت این دو را توضیح دادم و توصیه کردم به بهداری زندان مراجعه کند. او نیز بلافاصله توضیح داد میدادند پزشک نیستم؛ اما چون به درمان بهداری امید ندارد سراغ من آمدهاست. بالاخره راضی شدم تا مشکلش را توضیح دهد: گفت که مدتهاست شبها نمیتواند بخوابد، و بلافاصله پس از آن که دراز میکشد، همسرش حاضر میشود و با او گفتوگو میکند و این وضع تا صبح طول میکشد و در نهایت هر صبح او خستهتر از شب قبل ناچار است برخیزد. او همۀ اینها را در کمال آرامش و حتی با کمی طنز و لبخند توصیح داد.
وقتی آنچه به نظرم آمد گفتم، تازه پرسیدم اصلا جرمش چیست و چرا در زندان است. باز هم در کمال آرامش -و البته مثل بسیاری زندانیان غیرسیاسی- پاسخ داد: «هیچی». وقتی از او خواستم که «هیچی» را توضیح بدهد، در حالی که لبخندی به لب داشت گفت همسرش را کشته و سپس سوزانده. با شنیدن پاسخ یکه خوردم، نه به خاطر اینکه مدتی همکلام یک قاتل شده بودم، بلکه به سبب لحن آرام او و فقدان نمودی از احساس شرم و گناه یا پشیمانی در او. در ادامه از او خواستم نحوۀ قتل و سوزاندن جسد را توضیح بدهد و او با کمال میل، بدون کمترین اکراه، گویی دربارۀ یک سفر تقریحی یا تماشای فیلم یا خاطرهای خوش با رفیقی صحبت کند، جزئیات یک شبانهروز از گفتوگوی اولیه تا سوزاندن همسرش در گودالی در انتهای حیاط خانه را توضیح داد و دریغ از کمترین نشانهای از انجام عملی زشت، غیرانسانی و حتی غیرمتعارف. گویی از دید آن مرد میانسال، همۀ مردان بالاخره روزی همسرشان را به قتل میرسانند، درست همانطور که همۀ مردان بالاخره روزی ازدواج میکنند، روزی فرزندی خواهند داشت، و روزی خواهند مرد. برای او، آنچه انجام دادهبود امری متعارف و بهنجار به نظر میآمد.
مشکل امروز صلحطلبان و جنبش صلح نیز گویی نرمالیزهشدن خشونت، جنگ، و مرگ در بسیاری نقاط دنیاست. در سرزمین من، ایران، سالهاست تورم حدود ۷۰درصدی و بیشتر امری عادی محسوب میشود. برخی روشنفکران و اقتصاددانان ارگانیک نیز مقالاتی مبنی بر وجود تورم در همۀ دنیا از جمله ایران نوشتهاند و گویی قرار گرفتن نیمی از جمعیت زیر خط فقر و نیمی دیگر در حال ریزش به زیر خط فقر نیز در همۀ دنیا امری عادی و متعارف است و این خشونت شرمآور بهنجار و حتی معمول است که احیاناً میتوان برای آن راه حلی متعارف در درون ساختار سیاسی-اقتصادی کنونی یافت. به همین ترتیب، هر روز اخباری دربارۀ خشونت حاصل از بحرانهای کنونی ایران میشنویم بیآنکه هیچیک از آنها غیرمعمول محسوب شود. مدتی پیش یکی از مسئولان بهداشت کشور چنان به کمبود واکسنهای پنتاوالان (صد دیفتری، کزاز، سیاهسرفه، هپاتیت بی و هموفیلوس آنفولانزای نوع بی) و روتاویروس (ضد التهاب شدید) اشاره کرد، گویی دربارۀ هوای نیمهبارانی روز بعد سخن میگوید و نه احتمال مرگ و بیماری هزاران کودک. در کشور من، ایران، مجازات اعدام روزانه جوانان بدون رعایت قوانین و مقررات جاری امری متعارف است، محکومیت چندینسالۀ مردان و زنان اعم از دانشجو، معلم، کارگر، نویسنده و مترجم به جرم بیان نظر و اندیشه، دین و مذهب ،دفاع از موازین حقوق بشر و اعتراض به وضع موجود و خشونت حاکم بر زندگی روزمره نه تنها استثنا نیست، بلکه بخشی از جریان عادی هر روز است. در این کشور، تشکیل ۹۰هزار پروندۀ قضایی برای دختران و پسران جوانی که معترض حجاب اجباری بودند و اعمال خشونت علیه آنها بدیهی، معمول، و متعارف محسوب میشود، گویی چهرهای بیبدیل از وضعیتی کاملا نرمال باشد.
در سطح جهانی نیز هر روز شاهد عادیسازی خشونت در مناطق مختلف جهان هستیم. اخبار روزانۀ رسانهها حاکی از مرگ روزانۀ دهها فلسطینی ساکن غزه، بهویژه کودکان و زنان، در اثر بمباران اسرائیل یا گرسنگی و بیماری حاصل از محاصرۀ این منطقه است. لذا آنچه در غزه عادی شدهاست، مرگ جماعتی فقط به سبب بودن و سکونت در آنجاست. آیا تا کنون خبری دربارۀ حیات، زندگی، رفاه و بهزیستی در غزه شنیدهایم؟....
متن کامل
منبع: کانال تلگرام ایران فردا
@Kaleme | 2 410 |
| 4 | 🔴 پروندهسازی جدید برای محمد نجفی بهخاطر یادداشت «دندان لق»؛
وکیل زندانی در جلسه دادگاه حاضر نشد
محمد نجفی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر محبوس در زندان اوین، بهدلیل انتشار یادداشتی با عنوان «دندان لق» در سال گذشته، با پرونده قضایی تازهای مواجه شده است. بر اساس این روند، وی ابتدا به شعبه ۴ دادسرای امنیت احضار شد، اما در دادسرا حاضر نشد. در ادامه، با صدور کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۲۱ دادگاه ارجاع داده شد.
جلسه رسیدگی به این پرونده امروز برگزار شد، اما محمد نجفی در دادگاه حضور پیدا نکرد. او این عدم حضور را در اعتراض به کشتار دیماه و ناعادلانه بودن روندهای قضایی اعلام کرده و گفته است با توجه به عدم استقلال قضات دادگاه انقلاب، دفاعیات در چنین مسیری بیفایده است.
این پرونده تازهترین مورد از مجموعه فشارهای قضایی است که از سال ۱۳۹۷ علیه نجفی شکل گرفته. او که در پی پیگیری مرگ مشکوک وحید حیدری، یکی از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۹۶ در اراک، نخستین بار بازداشت شد، تاکنون در چند پرونده جداگانه به مجموع بیش از ۲۱ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و جرایم نقدی محکوم شده است. دیماه ۱۴۰۳ نیز دادگاه عالی انتظامی قضات حکم به محرومیت دائم او از حرفه وکالت داد.
@Kaleme | 4 580 |
| 5 | 🔴 دارالزهرا کمی آنسوتر از اوین
✍ فخرالسادات محتشمی پور
شب تاسوعای حسینی دلم هوای دارالزهرا کرد هرچند پس از سفر آسمانی پسرعموی عزیزم دیگر آن شور و صفای گذشته را ندارد.
با این که مسیر برایم کاملا آشناست اما نمیدانم چطور ناگهان سر از اوین درآوردم.
انگار دل که به دل راه دارد گاهی فاصلههای فیزیکی هم باید کم شود. سلامی به حضرت یار داده اتوموبیل را به سوی خیابان هشترودی و بیضاوی غربی راندم و کوچه کیوان در حالی که همه خاطرات برنامههای
دارالزهرا پس از وقایع سال ۸۸ را به یاد میآوردم. مراسم دعاهای کمیل و دیدار رهبران جنبش سبز با خانوادههای زندانیان سیاسی و نیز عزاداری های ایام محرم و احیاها و ...
دارالزهرا از معدود مراکز مذهبی بود که درش به روی عموم مردم بازماند تا جایی که گنجایش سیل جمعیت را نداشت و مردم در کوچههای اطراف مینشستند یا میایستادند و البته اهل محل هم همراهی میکردند. تا آن که از این حضور مردمی هم احساس خطر شد و از برنامهها ممانعت به عمل آمد و...
امشب هم برنامه دارالزهرا همانطور ساده و بیریا برگزار شد. زن و مرد آمدند و عزاداری کردند و رفتند و در این میان مرا نیز مورد تفقد و مهربانی خود قرار دادند. احوال همسرجان را پرسیدند و برای او طلب سلامت و رهایی کردند.
اما بعضی از حاضران که تصور میکردند تاجزاده در زمان جنگ آزاد شده با اطلاع از ادامه حبس او با تعجب علت را جویا شدند.
واقعا علت چه میتواند باشد جز بلاهت و لجاجت حضرات؟! یا شاید مسائل مهمتر حواسشان را از این مهم پرت کرده؟!
روزی به بازجو گفتم زشت است این ترجیعبند را تکرار میکنید که «فعالیتهای شما به نظام ضربه میزند.» این صحبت شما بیانگر ضعف و سستی و ضربه پذیری نظام است و مصداق سیاهنمایی و تبلیغ علیه نظام که ما را به آن متهم میکنید!
یکی نیست به اینها حالی کند ادامه حصر و حبس مخالفان و منتقدان و افزایش اعدامها هرگز نشانگر قوت و قدرت شما نیست. کمی به مصلحت خویش بیندیشید و از این روشهای امتحان پس داده دست بکشید.
✅پ.ن: به همسرجان میگویم از آنجا که دانستن حق مردم است، میخواهم بیشتر در مورد زندان و زندانیان سیاسی بنویسم.
میگوید مردم سخت مشغول گرفتاریهای خود و مشکلات ریز و درشتند. نباید با رنجنامهها فکرشان را مشغول و غمشان را افزون کنیم!
منبع: کانال تلگرامی فردای بهتر
@Kaleme | 4 259 |
| 6 | میرحسین موسوی:
(ع) سکوت را شکست تا دين نيای خويش را از هلاکت نجات دهد و رهبری قيامی را برعهده گرفت که نه در هوای قدرت و شهرت، که در کوشش برای راست کردن کجیها و پاک کردن پليدیها هويت میيافت. و چنين شد که آزادزنان و آزادمردانی که پس از او آمدند، از هر مذهب و دينی که بودند، حسين (ع) را سرمشق جاودانهی آزادیخواهی دانستند.
@Kaleme | 4 290 |
| 7 | 🔴 مرگ یک زندانی سیاسی دیگر در اوین بدلیل عدم رسیدگی پزشکی
جبار مصطفی فررند جابر، زندانی سیاسی متولد عراق، شامگاه گذشته در زندان اوین جان خود را از دست داد.
وی به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به یک سال و نیم حبس محکوم شده بود و حدود پنج ماه از دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری کرده بود. جبار مصطفی در سالن ۲ بند ۷ زندان اوین نگهداری میشد.
بر اساس اطلاعات منابع تحکیم ملت، وی پس از بروز علائم سکته قلبی به مراقبت و مداخله فوری پزشکی نیاز داشت، اما رسیدگی لازم به وضعیت او انجام نشد و او در زندان جان باخت.
مرگ جبار مصطفی اولین بار دیگر موضوع وضعیت درمانی زندانیان و مسئولیت مقامات زندان در قبال حفظ جان و سلامت افراد تحت بازداشت را مطرح میکند. فعالان حقوق بشر سالهاست نسبت به تأخیر در اعزام زندانیان بیمار به مراکز درمانی، کمبود امکانات پزشکی و محرومیت زندانیان از دسترسی به خدمات درمانی مناسب هشدار دادهاند.
طی دوسال گذشته حداقل ۱۰ نفر بدلیل عدم رسیدگی پزشکی در زندان اوین جان خود را از دست دادهاند.
@Kaleme | 5 319 |
| 8 | 🔴 بیانیه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران درباره ضرورت توجه فوری به وضعیت روانی دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم و ثبات تصمیمات آموزشی و آزمونی
به نام خدا
🔹در ماههای اخیر، جامعه دانشآموزی بهویژه دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم، تحت فشارهای متعدد آموزشی، روانی و اجتماعی قرار گرفتهاند. تغییرات مکرر در برنامهریزیهای آموزشی، نگرانی درباره امتحانات نهایی، کنکور، آینده تحصیلی و بلاتکلیفیهای ناشی از تصمیمات متغیر، برای بسیاری از نوجوانان به عاملی جدی برای افزایش اضطراب، فرسودگی روانی، کاهش امید و اختلال در عملکرد روزمره تبدیل شده است.
سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور، به عنوان نهاد تخصصی حوزه سلامت روان، بر اساس گزارشها و مشاهدات متخصصان این حوزه، نسبت به افزایش فشار روانی در میان بخشی از نوجوانان هشدار میدهد. در این میان، دانشآموزانی که طی سالهای اخیر تجربههای دشوار دیگری مانند سوگ، حوادث ناگوار، بحرانهای اجتماعی و فشارهای تحصیلی را پشت سر گذاشتهاند، نیازمند حمایت ویژه و تصمیمگیریهای پایدارتر و قابل پیشبینیتر هستند.
بدیهی است که سیاستگذاری آموزشی و آزمونی باید علاوه بر ملاحظات علمی و اجرایی، پیامدهای روانشناختی آن بر میلیونها دانشآموز و خانوادههای آنان را نیز مورد توجه قرار دهد.
از مسئولان محترم کشور، بهویژه ریاست محترم جمهوری، وزارت آموزشوپرورش، سازمان سنجش آموزش کشور و سایر نهادهای تصمیمگیر، درخواست میشود:
۱. نسبت به ایجاد ثبات و شفافیت در زمانبندی امتحانات، کنکور و فرآیندهای مرتبط اقدام فوری صورت گیرد تا دانشآموزان و خانوادهها از بلاتکلیفی خارج شوند.
۲. در تصمیمات کلان آموزشی، پیوست سلامت روان نوجوانان به عنوان یک ضرورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
۳. از تغییرات ناگهانی و تصمیماتی که موجب افزایش اضطراب و احساس ناامنی روانی در میان دانشآموزان میشود، تا حد امکان جلوگیری شود.
۴. برنامههای حمایتی روانشناختی برای دانشآموزان پایههای یازدهم و دوازدهم، بهویژه گروههای آسیبپذیر، تقویت شود.
۵. در سیاستهای مرتبط با سنجش و پذیرش دانشگاهی، رویکردی اتخاذ شود که ضمن حفظ عدالت آموزشی، فشار روانی غیرضروری بر نوجوانان و خانوادهها کاهش یابد.
سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور تأکید میکند که سلامت روان دانشآموزان، بخشی جداییناپذیر از سرمایه انسانی آینده کشور است و توجه به آن نه یک اقدام جانبی، بلکه یک ضرورت ملی است.
امید است با همکاری و همافزایی همه نهادهای مسئول، زمینهای فراهم شود که نوجوانان این سرزمین با آرامش، امید و احساس امنیت بیشتری مسیر رشد و آیندهسازی خود را طی کنند.
سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
لینک خبر
@Kaleme | 4 676 |
| 9 | 🔴 نگهداری سیامک ابراهیمی با شرایط نامساعد در زندان اوین
به گزارش تحکیم ملت، سیامک امینی زندانی سیاسی محبوس در بند هفت زندان اوین به رغم آسیب در ناحیه دنده و با وجود ابتلا به سندروم بهجت و بیماری های زمینه ای دیگر در شرایط نامساعدی نگهداری می شود.
روز دوشنبه یک تیر ماه سیامک امینی به دلیل آسیب در ناحیه دنده و درد شدید با پیگیری دیگر زندانیان به بیمارستان طالقانی منتقل شد. پاسخ دقیقی به او و خانواده اش داده نشد که دچار شکستگی دنده شده یا دندهها ترک خورده اند، و تنها گفته شد کاری نمی توان انجام داد و باید زمان آن سپری شود و نیمه شب به زندان اوین بازگردانده شد.
سیامک امینی مبتلا به بیماری بهجت، نوعی بیماری التهابی و خودایمنی است و که خانواده به همین خاطر پیگیر عدم تحمل حبس وی بوده اند.
با این وجود بعد از حمله اسرائیل به زندان اوین در تیرماه 1404، گفته شد که پرونده پزشکی او طی حمله سوخته و از بین رفته، پس از آن نیز به رغم پیگیری خانواده، به دلیل امتناع از پوشیدن لباس زندان، از اعزام اضطراری و فوری او جلوگیری شد.
دقیقا یک سال پس از حمله به زندان اوین، اکنون با اضافه شدن مشکل شکستگی یا ترک دنده و با توجه به پوکی استخوان او و میزان درد، خانواده و دیگر زندانیان نگران سلامت و جان سیامک امینی هستند و درخواست مرخصی استعلاجی فوری برای پیگیری وضعیت سلامتی او در شرایط خارج از زندان هستند.
سیامک امینی، زندانی 64 ساله، از مرداد 1403 در زندان به سر می برد و به چهار سال زندان و مجازات تکمیلی محکوم شده است. او همچنین در دهۀ شصت به مدت پنج سال زندانی سیاسی بوده و در سال 1368 از زندان آزاد شد.
بعد از جنگ دوازده روزه، بارها نهادها و فعالان مدنی و اجتماعی و سیاسی با تمام گرایش ها خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی، به ویژه زندانیان دارای بیماری یا سالمند شدهاند.
@Kaleme | 4 126 |
| 10 | 🔴 عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی
✍ علیرضا کفایی
حضرت عباس(ع) از آغاز زندگی در مکتبی پرورش یافت که ستونهای آن انساندوستی، ظلمستیزی، وفاداری و دفاع از حق بود. روایت مشهورِ درخواست امیرالمؤمنین(ع) از عقیل برای انتخاب همسری که فرزندانی شجاع و حقطلب به دنیا آورد، نشان میدهد که عباس(ع) از همان ابتدا در افقی فراتر از یک زندگی معمولی دیده میشد. ثمره آن انتخاب، تربیت در دامان امالبنین(س) و رشد در خانه علی(ع) بود؛ خانهای که در آن عبادت، عدالت، عقلانیت و مقاومت در برابر ستم درهم تنیده بود.
هرچند حضرت ابوالفضل العباس(ع) بیش از هر چیز با حماسه عاشورا شناخته میشود، اما شخصیت او پیش از کربلا شکل گرفته بود؛ در میدانهای سیاست، اجتماع و جهاد، در همراهی با پدر و در متن رخدادهای بزرگ تاریخ اسلام.
عباس(ع)، رنجهای علی(ع)، تنهایی او و انحرافهایی را که به نام دین پدید آمد از نزدیک دیده بود. در صفین حضور داشت؛ جایی که دید چگونه فریب، ظاهرگرایی و بهرهبرداری از مقدسات میتواند مسیر حق را منحرف کند. دید که چگونه قرآن بر سر نیزه رفت و چگونه حقیقت در غوغای تزویر گم شد.
او همچنین شاهد بستن آب بر سپاه امیرالمؤمنین(ع) بود و در میان کسانی قرار داشت که برای بازگشایی شریعه فرات اقدام کردند؛ تجربهای که گویی مقدمهای بر حادثه بزرگتر کربلا بود.
در برخی نقلهای تاریخی آمده است که عباس(ع) در نوجوانی در صفین رشادتهایی کمنظیر از خود نشان داد و پس از بازگشت، امیرالمؤمنین(ع) نقاب از چهره فرزند رشیدش برداشت؛ صحنهای که نشانی از تربیت آرام اما عمیق او برای روزهای سخت آینده بود.
عباس(ع) تنها یک جنگاور نبود؛ او تاریخِ مجسمِ تجربه بود. ترفند اهل باطل، استفاده ابزاری از دین، تحمیل صلح، وارونهنمایی حقیقت و هزینه ایستادن در کنار حق را دیده و فهمیده بود.
وقتی کاروان امام حسین(ع) به سوی نینوا حرکت کرد، عباس(ع) با آگاهی و انتخاب در آن مسیر گام گذاشت؛ نه از سر احساس لحظهای، بلکه با شناختی عمیق از مسیر تاریخ.
در برخی نقلها آمده است که پیش از خروج امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع) بر فراز کعبه خطاب به مانعان راه حق گفت: اگر سنتها و حکمتهای الهی نبود، این خانه بود که به طواف امام میآمد، نه امام به سوی خانه.
عباس یعنی عشق؛
اما عشقی آگاهانه.
عباس یعنی وفاداری؛
اما وفاداری تا مرز جان.
عباس یعنی پاکبازی؛
یعنی دیدن حقیقت و ایستادن پای آن، حتی اگر تشنگی، تنهایی و شهادت پایان راه باشد.
منبع: کانال تلگرامی نگارنده
@Kaleme | 5 093 |
| 11 | 🔴 گفتگوی امتداد با مادر امیرحسین موسوی، فعال توئیتری محبوس در زندان اوین
✍️ محمد جعفری
ثریا طالبی، مادر امیرحسین موسوی، فعال فضای مجازی و ملقب به جیمز بیدین با اشاره به وضعیت پرونده فرزند خود به امتداد، گفت: ما در شرایط کنونی، متاسفانه در بلاتکلیفی کامل به سر میبریم. فرزند من از ۲۸ آذرماه سال ۱۴۰۳ بازداشت شده و در وضعیت بلاتکلیفی که امیرحسین در آن قرار دارد، هر بار مورد و عنوانی به پرونده او در حال اضافه شدن است.
در زمان بازداشت پسرم در فرودگاه مهرآباد-که در حال سفر به کیش بود-هم تا ما از محل بازداشت و نهاد بازداشتکننده امیرحسین مطلع بشویم، هزار بار مردیم و زنده شدیم. تا دست آخر، وقتی که دیدند؛ حال من و مادر عروسم خوب نیست، ترسیده بودند که اتفاقی برای ما نیفتد و نهایتا گفتند که شما بروید، ما تماس میگیریم.
من پیش خودم گفتم که باز شکر خدا که نیروی خودی بچه من را گرفته و خیالم از این جهت راحت شد که نگرانی از بابت سلامت او وجود ندارد. چه میدانستم که تا ۶ ماه، قرار است که در زندان انفرادی نگهداری شود.
مرتب هم تماس میگرفتند که شما خانواده مذهبی هستید و با جایی گفتوگو و مصاحبه نکنید و به همین دلیل هم من هیچ مصاحبهای با هیچ رسانهای نداشتم و نمیدانستم که چه اتفاقی برای پسرم در حال رخ دادن است.
پسر من یک فعال توئیتری بوده و طبعا به واسطه فعالیت در این فضا، محتوایی که در نظرش بوده را منتشر میکرده است. یک بار هم که شخصی به او پیام داده و ادعای ارتباط با اسرائیل را مطرح کرده، امیرحسین، بلافاصله اکانت او را بلاک و مسدود کرده است.
من، پسرم را با شیر پاک و در هیئتهای امام حسین بزرگ کردم و سر سفرهای بزرگ شده که نان حلال همیشه در آن وجود داشته است.
اصلا و اساسا انگ وطنفروشی به امیرحسین نمیچسبد. همه خانواده ما وطنپرست هستند. تازه بعد از ۷ ماه و کلی اصرار از سوی من و خانواده، اجازه داده شد که به مدت یک ساعت، من و دخترانم، امیرحسین را، آن هم در زمانی که به دلیل تجاوز اسرائیل به زندان اوین در زندان تهران بزرگ نگهداری میشد، ببینیم.
پس از ۶ ماه که پسرم در انفرادی محبوس بود به بند عمومی منتقل شد که در همین حین در صحبت با او، مدعی شدند که ما فیلمی از همه زندانیان ضبط میکنیم. البته، این نکته را هم بگویم که صادقانه با ما رفتار خوبی در این مدت داشتند.
بازپرس با ما تماس میگرفت و بازجویش هم تماس داشت که غصه نخورید، پسر شما تا چند ماه آینده-دو تا سه ماه-آزاد خواهد شد! خلاصه که به امیرحسین گفته بودند که این مصاحبه تصویری را از همه میگیرند و شما باید این برگهها را امضا کنید تا چند روز دیگر به قید وثیقه آزاد شوید.
امیرحسین هم به دلیل فشارهای روحی که شش ماه قبل در انفرادی تحمل کرده بود، انجام این مصاحبه را قبول کرد تا بر اساس ادعای مطرح شده به او، فیلم مصاحبه؛ ضبط و آرشیو شود. در همان زمان هم که ما به دادسرا مراجعه داشتیم، عناوین اتهامی اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقدسات در پرونده پسرم آمده بود.
بعد از جنگ دوازده روزه و پخش مصاحبه امیرحسین، عنوان اتهامی همکاری با دول متخاصم نیز به پرونده اضافه شد. محتوای این مصاحبه هم اینگونه بود که پسرم گفته بود؛ من امیرحسین موسوی، ملقب به جیمز بیدین و فعال توئیتری هستم و در کل، شاهد یک فیلم تقطیع شده بودیم.
وضعیت تقطیع فیلم هم به گونهای بود که انگار؛ امیرحسین در جریان جنگ دوازده روزه، اطلاعات یک سری از اماکن و نقاط را به دشمن داده و بعد هم فیلم آن را برای آنها فرستاده است. این فیلم با این وضعیت در حالی پخش شد که در جنگ دوازده روزه، اصلا امیرحسین در زندان بود!
گفتنی است که بر اساس اعلام وکیل پرونده، دادگاه امیرحسین موسوی، روز سیزدهم تیرماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار خواهد شد.
متن کامل
@Kaleme | 4 450 |
| 12 | 🔴 سیاست تبعید
✍️ علیرضا رجایی
افقهایی که تجدّد در جهان جدید گشود دامنۀ فهم متن را چه در فیزیک عالم و چه در میراثهای فرهنگی اعم از مذهب، هنر و فلسفه بهنحوی نامحدود گسترش داد. این گسترۀ نامحدود بهجهت دورانی و بهصفت محدودناپذیربودن خود، خصلتی آنارشیک /1دارد و آنارشیک بودن نیز فیحدّذاته یعنی رادیکال بودن. این همان نیروی ویرانگر و گریزناپذیر تجدّد است که تاریخ ایران نقطۀ جوش آن را در انقلاب مشروطه دید و همچنان هم درگیر پیامدهای ناگزیر و نیمهتمام آن است.
گرایش فرهنگی-سیاسیای که امروز با نام ملّی-مذهبی شناخته میشود، در متن پرسشهایی نضج گرفت که از نیمۀ دوّم قرن نوزدهم تا به امروز، جامعۀ ایران درگیر آن بوده و اکنون به لحظههای تعیینکنندۀ خود رسیدهاست؛ پرسشهایی که میرزا فتحعلی آخوندزاده با طرح «پروتستانتیزم اسلامی» و میرزا یوسفخان مستشار الدّوله با رسالۀ «یک کلمه» تلاش کردند بدان پاسخ دهند؛ و البتّه که اینها نخستین قدمهایی بود که در درون خود خبر از چالشهای عظیمی میداد و در کلکسیون بزرگی از جنبشها و انقلابهای ایران نیز بازنمود یافت.
در حدود نیمۀ اوّل قرن بیستم، مهدی بازرگان با کتاب دورانساز «راه طیشده» انقلاب عظیمی در دستگاه فکر اسلامی پدید آورد که ابعاد ویرانگر آن فراتر از حدود درک زمانه مینمود و دو دهه زمان لازم بود که گروهی از شاگردان جوان او به پیافکنی و قدرت تأسیس «راه طیشده» پیبرند و آن را در ساختمانی از نظم انقلابی متعیّن سازند. ویرانگری راه طیشده از همان روح آنارشیکی برمیخاست که عمیقاً آغشته به دیالکتیک، امر منفی، انهدام و تکامل بود. راه طیشده صلای یک چرخش دورانی بود که فهم متن دینی بهمثابه خوانش هستی، بر آشناییزدایی رادیکال از واژهها و مفاهیم استوار است و ناگزیر، هستیشناسیِ سیاسیِ متفاوتی را نیز تأسیس میکند. این همان افقگشاییهای روایی تجدد است که دامنۀ متن را تا بینهایت گشوده میکند و به تناسب هر گشایش، ساختمانی از گذشته و مرزبندی های میان روح و مادّه، معاد و جهان، فیزیک و متافیزیک و طبیعت و فراطبیعت را منهدم میسازد. هستیشناسیِ راه طیشده عمیقاً «ضدّلویاتانی» و «ضدّهابزی» است. اگر به جلد کتاب لویاتان هابز نگاه کنیم، تصویری از بدن پادشاه را میببینیم که از هزاران انسانِ کوچک ساختهشدهاست؛ انسانهایی که حکم سلّول و یاخته برای بدنی کلان دارند و در آن هضم شدهاند. امّا بازرگان، ازجمله، در «بینهایت کوچکها»- نشان میدهد این انسانهای نادیدهگرفتهشده، هرلحظه ممکن است در مسیر «خطوط گریز»، بدن غولآسای پادشاه را متلاشی کنند و در مقام «کنشگرِ» رادیکال و خارج از ساختار، از غیرمنتظرهترین دقیقهها و مکانها در لحظاتِ ناامیدی سیاسی و در قالب فرمها و فیگورهای جدیدی از زندگی و کنش، امر سیاسی را تأسیس کنند.
آنچه بازرگان بهتصویرکشید یک هستیشناسی انتزاعی و مجرّد از واقعیت نبود و مابهازاهای آن چه در جنبشها و سازمانها و چه در روشنفکران سیاسیِ تاریخ ما نمودار است. ما با حضور این پدیدارهای سیاسی است که درمییابیم ساختارهای قدرت هرگز کامل نیست و پیوسته حفرههایی وجود دارد که قدرت حاکم جز از طریق «خشونت» نمیتواند آن را پر کند و نیروی آلترناتیو نیز متقابلاً تلاش میکند با «مقاومت» خود، در داخل این شکافها رخنه کند و سکنی گیرد. در اینمیان، دوگانۀ «سحابیها-صابر»، بیانی راستین و عملی از همین چالش و برشی از سیاستی است که با نام «سیاست تبعید» میشناسیم. در جایی که خشونت ساختاری در قانون، دادگاه و پلیس سیاسی، نحلۀ «سحابیها-صابر» را از صحنۀ رسمی سیاست اخراج و به بیرون از آن تبعید میکند، آنها با مقاومت، اقدام و حضور در شکافهای ساختاری و اجتنابناپذیر، «سوژههایی» بدیل خلق میکنند که قدرت حاکم دیگر هیچ ابزاری برای مهار آنها نخواهدداشت.
آنچه برای رژیم قدرت، مسیر سحابیها و صابر را علیرغم آنهمه صلحطلبی، خطرناک مینمود، به زیر سؤال بردن مبانی الهیاتیای است که نظم بوروکراتیک موجود را شکل داده است. الهیات ضداقتدارگرای سحابیها-صابر، آن بدن سیاسی هابزی را که در اینجا جنبۀ لاهوتی پیدا کرده و نمایندۀ یک نظم الهی است، با نقد رادیکال خود دچار فروپاشی و اضمحلال میکند و «امر مطلق» خداوند -که در شکل قانونِ مسلّط، عهدهدار «الهیات شکنجه» است- در یک بدیل آنارشیک، تبدیل به نیروی رهاییبخشِ فاقد تعیّن و فاقد نظم سلسله مراتبیِ «پادشاهی-خلافتی» میشود....
متن کامل
@Kaleme | 4 578 |
| 13 | 🔴 شریعتی و پسا شریعتی؛
یک بستر، دو رویا
مهمانان:
احسان شریعتی
مجتبی مهدوی
افسانه نجاتی
مصطفی محب کیا
چهارشنبه ۳ تیر
ساعت:
(اروپای مرکزی) ۱۸:۰۰
(تهران) ۱۹:۳۰
در کلاب گُدار
برای اطلاع از برنامههای گدار این لینک را کلیک کنید.
@Kaleme | 5 885 |
| 14 | 🔴 نامهای در اوج دلتنگی
✍🏻فخر السادات محتشمی پور
سلام مصطفیجان!
امیدوارم در بندستم، در کمال صحت و سلامت باشی و درد و بلا از جسم و جانت دورباشد.
!عزیزم
این هجران و دوری ما دارد وارد پنج سالگی و با احتساب هفت سال قبلی، وارد دوازده سالگی میشود و مرا به این همه سخت جانی خود گمان نبود!
روزها و شبها بی حضور تو بر ما میگذرد و من که تصور غیبت چند روزه ات را هم نداشتم حالا تحمل این همه سال دوری اسباب تحیرم را فراهم میکند.
دلبندم!
بهمن بگو این ایام تلخ و سنوات سخت چگونه سپری شد؟ به دیگر زبان، عمر و جوانی ما چگونه گذشت و چه کسی بهترین سالهای عمرمان را از ما ربود؟ خدایش نبخشاید.
همسر جانم!
این روزها بیش از همیشه به حبس بیدلیل و بیمعنایت فکر میکنم؛ چرا باید دربند ستم اسیر و از خانواده و دوستان دور باشی؟ اساسا فلسفه این زندانی شدن چیست؟!
کاش عدالت خانهای وجود داشت و جرأت و جربزهی تشکیل دادگاه عادل علنی تا تو بتوانی در محضر مردم اتهامات مسخره و بیپایهی بازجوها را که توسط قاضی بدنام و بدسابقه منتهی به صدور حکم شد، پاسخ دهی.
و من چقدر دلم برای آن استدلالهای منطقی و برهان محکم تو تنگ شده که دهان مخالفانت را میبندد و هرآن که در او غش باشد سیهروی میکند.
یار دربندم!
این روزها بیش از همیشه تحلیلهای محکم و پیشبینیهای درستت پیش روی ماست. انگار دیروز، امروز را همانگونه که عیان است در آینهی صداقت خویش میدیدی و بیان میکردی.
و حال، چرا به جای عذرخواهی و قدردانی از تو و و برصدر نشاندنت برادامه حبس اصرار دارند؟
این چه لجاجتی است که کماکان منجر به فرصتسوزی و عمیقتر شدن شکافها میشود؟!
مصطفیجان!
این عبارت «النجاة فیالصدق» که آقایان در جلسات بازجویی به رخ ما میکشیدند و ما را ،مثلاً از موضع صداقت، به راستگویی دعوت میکردند، چه نقض غرض بزرگی بود و هست.
من همان اول به بازجو گفتم جز راست نمیگویم اما هرگز تصور نکنید که بتوانید از من در مورد دیگران چیزی بپرسید و پاسخی بگیرید. آنها اما اساس کارشان بر دروغ است. دروغهایی که برای ادای آن توجیه شرعی دارند!
مثل همان دروغ بزرگی که شب بازداشتت به من گفتند؛ همسرتان چند روزی مهمان ما هستند!
و برای من تحمل همان چند روز هم غیرقابل باور بود. اما منتظر ماندم و ماندم.
یار وفادارم!
تابستان ۱۴۰۱ گذشت و یاد مهسا و جنبش زن، زندگی، آزادی باقی ماند. روزهای پرحادثه گذشت و وقایع تلخی چون آتشسوزی اوین آتش به جان ما افکند. و در ادامه جنگ دوازده روزه و هدف قرار گرفتن اوین و تخریب آن و در امان ماندن معجزهآسای شما و انتقال به زندان تهران بزرگ که به برکت حضور شما مشکلات جدی آن آشکار شد.
اما جانگدازترین وقایع این سالها، کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بود و داغهایی که بر دل خانوادههای جانباختگان مظلوم نشست و پس از آن تحمیل جنگی دوباره و تبعات هولناک آن برای ملتی که امکان و ابزار لازم برای ابراز رأی ونظرش را نداشت!
و بالاخره تلاش برای مذاکره و توافق برای پایان دادن به این جنگ منحوس و ویرانگر علیرغم فریاد بلند جنگ طلبی از دو جبهه بدون توجه به عواقب هولناک آن.
باری همسر مهربانم!
روزها و سالهای پرماجرایی را از سر گذراندیم اما هنوز حصر غیرقانونی و حبسهای ظالمانه باقی است. هنوز دختران موسوی و رهنورد دل نگران سلامت عزیزانشان هستند که در ۱۵ سال حصر به مخاطره افتاده است و ما نگران بحران در تصمیمگیری!
این سوالی مکرر است که از من میپرسند:
کار دست کیست؟!
و پاسخ من این است:
خدا میداند!
به خدایت میسپارم که بهترین نگهدارنده است🙏
همسرت فخری
خرداد ۱۴۰۵
منبع: کانال تلگرام فردای بهتر
@Kaleme | 7 680 |
| 15 | 🔴 مسعود پزشکیان: ۴۰-۵۰ روز است یک بشکه نفت نتوانستهایم صادر کنیم.
@Kaleme | 7 414 |
| 16 | 🔴 روایت شهروندانی که بدون ابلاغ، دسترسیشان به خطوط تلفن همراه را از دست دادند: سیمکارت سیاه/ خطهایی که بیصدا قطع شدند
امتداد در گزارشی به بررسی قطع ناگهانی، سیستماتیک و بدون اطلاع قبلی سیمکارتهای برخی از شهروندان ایرانی میپردازد که روند زندگی روزمره، شغلی و حقوقی آنها را با بحران و اختلال جدی مواجه کرده است.
علت و نحوه مسدودی
شهروندان به صورت کاملاً بیخبر متوجه قطع شدن آنتن، اینترنت و مسدودی تماسهای خطوط تلفن همراه خود میشوند. پشتیبانی اپراتورها دلیل این اتفاق را دستور نهادهای قضایی، نهادهای امنیتی، وزارتخانهها و تحت عنوان «موارد خاص مدیریتی» اعلام میکنند. برای مثال، مواردی از این مسدودیها بلافاصله پس از شرکت در تجمعات دانشجویی یا به بهانه «فعالیت در فضای مجازی مغایر با قوانین» رخ داده است.
پیامدهای گسترده در زندگی روزمره و شغلی
از آنجا که هویت شهروندان و دسترسیهای آنها امروزه به شدت به سیمکارت وابسته است، حقوقدانان این اقدام را نقض حقوق درج شده در قانون اساسی میدانند. این مسدودی باعث از کار افتادن خدمات بانکی و پیامک رمز دوم، عدم امکان استفاده از تاکسیهای اینترنتی، مختل شدن کسبوکارها، و قطع دسترسی به سامانههای آموزشی و دانشگاهی میشود. همچنین، حتی امکان برقراری تماسهای اضطراری نیز مسدود میشود که میتواند خطرات جانی به همراه داشته باشد.
محرومیت از حقوق قانونی و قضایی (سامانه ثنا)
یکی از خطرناکترین پیامدهای این قطعی، عدم دسترسی افراد به سامانه ثنای قوه قضائیه است. به دلیل مسدود بودن خط، شهروندان متوجه ارسال ابلاغیهها یا تشکیل پروندههای قضایی و انضباطی علیه خود نمیشوند و در نتیجه، امکان دفاع و استفاده از حقوق قانونی خود را از دست میدهند.
روند مبهم، طولانی و سلیقهای پیگیری
هیچ روند شفاف، پاسخگو و رسمی برای رفع این محدودیتها وجود ندارد و نهادهای مربوطه نیز اطلاعرسانی نمیکنند. روند پیگیری برای هر فرد متفاوت است؛ به برخی گفته شده منتظر تماس بمانند یا به دادسرا مراجعه کنند، و به برخی دیگر دستور داده شده که تنها از طریق ارسال پیام به یک شماره در پیامرسان «ایتا» یا تماس با شماره «۱۱۴» پیگیر باشند و اکیداً از مراجعه حضوری خودداری کنند.
سلب حق خرید سیمکارت جدید
دامنه این محدودیتها بسیار گسترده است و در برخی موارد، سیستم به گونهای عمل کرده است که حق خرید و ثبتنام سیمکارت جدید نیز از این افراد سلب شده است
متن کامل گزارش
@Kaleme | 8 937 |
| 17 | کل من علیها فان
جناب آقای حسن اسدی زید آبادی
درگذشت مادر گرانمایه، سرکار خانم گوهر حسینعلیزاده را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت گفته و صبوری آن مادر عزیز بر ناملایمات روزگار را ارج مینهیم.
برای آن عزیز سفر کرده آمرزش الهی و آرامش ابدی و برای شما و بستگان شکیبایی و دل آرامی بر این رنج را آرزومندیم.
اسامی امضاکنندگان
@Kaleme | 7 143 |
| 18 | برای مظلومیت حسین گریه میکنم!!!
آقای ......سلام
ببخشید، این همه سال نوشتی، توصیه کردی، گفتی، فحش خوردی....اما گریه نکردی، اما من امروز به شدت گریه کردم، بی اختیار... برا مظلومیت حسین!، تو هم گریه کن، میدانی جرا....
برا وام ۷۵ تومنی بازنشستگی ثبت نام کردم، به دخترم قول داده بودم ۱۵ تومن بهش بدم، بقیه هم برا قرض و قسط و....بدهی...
اسم من در قرعه کشی در نیومد، بغض کردم، نتونستم جلو خودمو بگیرم، هر کاری کردم تا نمیشه جلو گریه رو بگیرم، برا اینکه دخترم نفهمه سجاده رو پهن کردم و شروع کردم به نماز خوندن و هی گریه میکردم و اشک می ریختم.... نمازم بخاطر گریه ای که بند نمی اومد طولانی شد...
بعد از نماز، دخترم گفت بابا چرا اینقدر گریه میکردی، گفتم دخترم برا مظلومیت امام حسین... گفت بابا وقت نماز که نبود، تا حالا هم اینقد گریه نکرده بودی..
آره وقتی احساس میکنی در این کشور با این همه ثروت و سرمایه، این همه فقیر و فلک زده داریم، وقتی برا ۷۵ تومن این همه امید داری و قول میدی و نمیشه، واقعا مظلومی، حالا برا امام حسین هم که گریه ات نگیره، به مظلومیت خودت و شرمندگی پیش خانواده اشک می ریزی، بی اختیار.... اسمشو بذار برای حسین گریه میکنم.
مردم بدبخت شدن، به گریه افتادن دیگه، چه کنیم اگه برا حسین!! گریه نکنیم.
نمیدونم مسئولین هم برا امام حسین گریه میکنن یا برا امام حسین!!! یعنی جیبشون.
ببخشید، دیگه از اصلاح و امید و آینده نگو..... برو یه خورده برا حسین!! گریه کن.
السلام علیک یا ابا عبدالله
@Kaleme | 7 309 |
| 19 | 🔴 مولانا عبدالحمید: با سیاست مذهبی نمیتوان ایران را اداره کرد
مولانا عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در در خطبههای روز گذشته نماز جمعه با اشاره به تفاهم اخیر و کاهش تنشها، خواستار اصلاحات گسترده در مدیریت کشور شد و تأکید کرد که مسئولان باید از این فرصت برای تغییر رویکردهای داخلی و خارجی استفاده کنند.
وی با اشاره به ضرورت مبارزه با فساد گفت تفاهم و صلح حاصلشده زمانی به نفع مردم خواهد بود که مسئولان بدون ملاحظه افراد «ناتوان، فاسد و وابسته» را از مسئولیتها کنار بگذارند و افراد «توانمند، باوجدان و کارآمد» را جایگزین کنند. او تصریح کرد تا زمانی که فساد از ساختارهای کشور ریشهکن نشود، مشکلات ایران حل نخواهد شد.
امام جمعه زاهدان همچنین از «تندروها و افراطیون» به عنوان عامل بسیاری از مشکلات کشور یاد کرد و گفت ریشه بسیاری از بحرانها و خسارتهایی که ملت ایران متحمل شده، در سیاستهای افراطی نهفته است. وی خواستار سپردن مسئولیتهای کلان و میانی به نیروهای معتدل، سیاستمدار و دارای نگاه واقعبینانه شد.
مولانا عبدالحمید در بخش دیگری از سخنانش بر لزوم بازنگری در سیاستهای داخلی و خارجی تأکید کرد و گفت خواست عمومی مردم ایران آن است که سیاست خارجی کشور بر اساس منافع ملی، احترام متقابل و روابط سازنده با سایر ملتها تنظیم شود. او با اشاره به اعتراضات سالهای ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ اظهار داشت که مردم هزینههای سنگینی پرداخت کردهاند و اکنون انتظار دارند صدای آنان شنیده شود و مطالباتشان مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین اجرای عدالت میان اقوام، مذاهب و ادیان مختلف را از الزامات توسعه کشور دانست و گفت همه شهروندان باید در ساختار سیاسی و اجتماعی کشور دیده شوند. او بر رعایت حقوق زنان، تأمین آزادیهای لازم برای احزاب، تشکلها و فعالان مدنی و رفع محدودیتهای موجود تأکید کرد و این اقدامات را لازمه ساختن «ایرانی آباد و پیشرفته» دانست.
امام جمعه زاهدان با بیان اینکه «با سیاست مذهبی نمیتوان ایران را اداره کرد»، گفت جامعه ایران متشکل از گروههای متنوع مذهبی، قومی و فکری است و اداره کشور نیازمند سیاستهایی فراگیر و مبتنی بر منافع همه شهروندان است.
مولانا عبدالحمید در بخش دیگری از سخنان خود نسبت به افزایش اعدامها در کشور ابراز نگرانی کرد و خواستار توقف اجرای احکام اعدام شد. او گفت برداشت بخش بزرگی از جامعه این است که بسیاری از اعدامهای اخیر دارای انگیزههای سیاسی هستند، حتی اگر با عناوینی مانند جرایم مواد مخدر اجرا شوند. وی همچنین خواستار توقف توقیف و مصادره اموال معترضان شد.
او در پایان تأکید کرد که به عنوان یک شهروند دلسوز، خواهان عدالت، آبادانی و رفاه برای مردم ایران است و گفت مسئولان باید از این فرصت برای ترمیم شکافهای اجتماعی، شنیدن صدای مردم و حرکت به سمت حکمرانی مبتنی بر عدالت، اعتدال و منافع ملی استفاده کنند.
@Kaleme | 7 326 |
| 20 | 🔴 پیام دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد
شرایط ناگوار و فرسایندهی ۱۵ سال حصر غیرقانونی، بهخصوص در چند ماه اخیر و از آغاز جنگ ۳۹ روزه، موجب بیماری و عوارض سنگین و متعدد جسمی برای مهندس موسوی و دکتر رهنورد شده است.
پس از آن، با حمایتهای جناب آقای دکتر ظفرقندی، وزیر محترم بهداشت و درمان، پزشکان خبره، دلسوز و پرمهر، و کادر درمانی و کارکنان بیمارستان قلب و سینا، در مدت ۲۰ روز بستری بودن مهندس موسوی در بیمارستان، تلاش، توجه و محبت فراوانی برای بهبود و نجات جان ایشان از آن وضعیت بسیار نگرانکننده انجام شد.
اکنون که آنها از بیمارستان مرخص شدهاند، اگرچه مجدداً به همان شرایط دردناک انفصال از جامعه و محدودیتها—که از مقصران اصلی احوال حاضر محصورین است—بازگردانده شدهاند، ما فرزندان به همراه پدر و مادر، از همهی دستاندرکاران دلسوز درمان و دوستان و عزیزانی که در این روزهای سخت کنار ما، جویای احوال و دعاگو بودند تشکر میکنیم و برای همگی آرزوی سلامتی و توفیق داریم.
کوکب، زهرا و نرگس موسوی خامنه
@Kaleme | 20 068 |
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
