سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу سایت خبری-تحلیلی کلمه
Канал سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 48 717 підписників, посідаючи 5 349 місце в категорії Новини і ЗМІ та 7 038 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 48 717 підписників.
За останніми даними від 27 серпня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -566, а за останні 24 години на -11, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 10.76%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 7.50% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 5 242 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 3 656 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 28 серпня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Новини і ЗМІ.
چگونه علم نیکزیستی، معیار موفقیتِ انسان و جامعه را از نو نوشت؟✍️ جواد حیدری | استاد علوم سیاسی بهار ۱۹۶۸، رابرت کندی بر تریبونی در دانشگاه کانزاس ایستاد و جملهای گفت که پس از نیمقرن هنوز لرزه بر اندام اقتصاد متعارف میاندازد: «تولید ناخالص داخلی همهچیز را اندازه میگیرد، جز آن چیزهایی که به زندگی ما ارزشِ زیستن میبخشند.» او تنها یک شعار سیاسی نمیساخت؛ داشت انگشت بر یک خطای تمدنی میگذاشت. برای دههها یک منطقِ معیوب وجود داشت: هرچه سریعتر بشماریم، بهتر زندگی میکنیم. اما اقتصادِ متعارف، در دفترِ حساب خود، ستونی برای اضطراب نداشت. برای تنهایی، برای بیاعتمادی، برای شبی که کسی از ترسِ فردا نخوابیده، برای کودکی که در کلاس درس تحقیر شده… اگر جنگلی را میبریدند، تولید ناخالص داخلی بالا میرفت. اگر کسی بیمار میشد و دارو میخرید، تولید ناخالص داخلی بالا میرفت. اگر ترافیک شهر سنگینتر میشد و بنزین بیشتری میسوخت، تولید ناخالص داخلی بالا میرفت. این عدد، مثل ترازویی بود که فقط وزن را میسنجید و از سلامتی چیزی نمیدانست. اما داستان از این هم عجیبتر است. چون ایدهی جانشین، تازه نبود؛ فراموششده بود. در قرن هجدهم، در محافل روشنگری، فیلسوفانی مثل جرمی بنتام و فرانسیس هاچسون معیاری پیشنهاد کردند که سرراستتر از آن نمیشود: بهترین جامعه، جامعهای است که در آن بیشترین شمار از مردم، بیشترین سطح خوشبختی را داشته باشند. این اصل، آنقدر بدیهی بهنظر میرسید که تقریباً بینیاز از دفاع بود. پس چرا دو قرن در محاق ماند؟ به یک دلیلِ بیرحمانه: هیچکس نمیدانست چگونه آن را بسنجد. در جهانِ سیاستگذاری، قاعدهای آهنین حاکم است- آنچه اندازهگیری نشود، در بودجه نمیآید؛ و آنچه در بودجه نیاید، وجود ندارد. خوشبختی، به یک «آرزوی شاعرانه» تبعید شد و درآمد سرانه، تاج پادشاهی را بر سر گذاشت. آنچه در نیمقرن اخیر رخ داد، بازگشتِ پیروزمندانهی آن ایدهی تبعیدی است. زیرا سه اتفاق افتاد: روانشناسان یاد گرفتند حالِ درونی انسان را با دقتِ قابلقبولی بسنجند؛ اقتصاددانان یاد گرفتند این سنجشها را در معادلات علّی بنشانند؛ و عصبشناسان نشان دادند این گزارشهای ذهنی، رد پای مادی و قابلمشاهده در مغز دارند. از دل این همگرایی، دانشی زاده شد که امروز ناماش علم نیکزیستی است و ریچارد لایارد- اقتصاددانی از مدرسهی اقتصاد لندن که عمری را صرف بازار کار و بیکاری کرده بود و سپس به این نتیجه رسید که غایتِ اقتصاد چیز دیگری است- یکی از معماران اصلی آن. این جستار، سفری است در چهار منزلِ این علم. نخست میپرسیم (۱) نیکزیستی دقیقاً چیست؛ (۲) سپس چرا باید غایتِ جامعه باشد؛ (۳) آنگاه با چه ابزاری آن را میشناسیم؛ (۴) و در پایان، به قلبِ ماجرا میرسیم: یازده عاملی که حالِ ما را میسازند. روایتی فشرده از کتاب نیکزیستی: علم و سیاستگذاری اثر ریچارد لایارد - بخش اول متن کامل منبع: مشق نو @Kaleme
تأملی در بیش از یک قرن جنبش زنان ایران، از مشروطه تا امروز✍ افسانه نجاتی گر چه معمولا تاریخ را با پیروزیهای سیاسی به یاد می آوریم و با انقلابهایی که به ثمر میرسند، حکومتهایی که تغییر میکنند و قوانینی که به تصویب میرسند؛ اما تاریخ اجتماعی همیشه چنین ساده پیش نمیرود. گاهی یک جنبش در میدان سیاست شکست میخورد، اما در پس آن چیزی در جامعه تغییر می کند که دیگر نمیتوان بازگشت به وضعیت پیشین را متصور شد. شاید تاریخ جنبش زنان ایران را بیش از آنکه با شمار پیروزیهای سیاسیاش بسنجیم، باید با «چیزهایی که دیگر به عقب بازنمیگردند» بخوانیم. از مشروطه تا امروز،بیش از یک قرن است که زنان ایرانی، در یکی از مداومترین جریانهای تغییر اجتماعی ایران حضور داشتهاند؛ جریانی که بارها سرکوب شده، از دستاوردهایش عقب رانده شده و ناچار شده در قالبهایی تازه از نو آغاز کند، اما هر بار با تجربهای انباشتهتر بازگشته است. پرسش فقط این نیست که زنان در این یک قرن چه به دست آوردهاند. پرسش مهمتر این است: چرا بخشی از دستاوردهای جنبش زنان، حتی پس از شکستهای سیاسی و تغییر شرایط تاریخی، توانسته در جامعه باقی بماند؟ برای پاسخ، باید به مشروطه بازگردیم. هر چند جنبش زنان با مشروطه متولد نشد و زنان پیش از آن نیز در اعتراضهای اجتماعی و سیاسی حضور داشتند. اما مشروطه امکان تازهای برای این حضور فراهم کرد: زن بیش از پیش خود را به عنوان کنشگر اجتماعی تجربه کرد. تأسیس مدرسههای دخترانه، انتشار نشریات زنان و شکلگیری انجمنها، فقط فعالیتهایی فرهنگی نبودند. مدرسه زن را صاحب دانش میکرد، نشریه به او زبان عمومی میداد و انجمن امکان مشارکت سازمانیافته فراهم میکرد. زنان آرامآرام از موضوع تصمیم دیگران به صاحب مطالبه تبدیل میشدند. مشروطه البته تناقض بزرگی را نیز آشکار کرد: سخن از ملت، قانون و شهروندی بود، اما زنان از حق رأی محروم ماندند. قانون انتخابات ۱۹۰۶ زنان را از حق رأی کنار گذاشت. همین شکاف میان وعدهی برابری و واقعیت حذف، به یکی از سرچشمههای تداوم جنبش زنان تبدیل شد. از همان زمان تجربهای مهم شکل گرفت: حضور اجتماعی الزاماً به معنای برخورداری از حق سیاسی نیست. و اینکه حق باید مطالبه شود، تجربه شود و در جامعه ریشه بدواند. دولت مدرن؛ تغییر از بالا و مسئلهی استقلال در دورهی رضاشاه، دولت با سیاستهای مدرنسازی خود تغییرات مهمی در زندگی زنان ایجاد کرد: گسترش آموزش، ورود زنان به برخی عرصههای جدید اجتماعی و تغییرات در مناسبات عمومی زنان و مردان. اما این تغییرات را نمیتوان بهسادگی با «جنبش زنان» یکی گرفت. دولت اقتدارگرا بود و مشارکت مستقل انجمنهای زنان در سیاستگذاری محدود شد. تغییر وضعیت زنان با جنبش زنان یکی نیست. با این حال، حتی تغییری که از بالا صورت میگیرد، وقتی وارد تجربهی زیستهی جامعه میشود، دیگر تماماً در اختیار دولت باقی نمیماند. دختری که مدرسه رفت، زنی که وارد دانشگاه شد و زنی که تجربهی حضور اجتماعی پیدا کرد، دیگر دقیقاً همان انسانی نبود که پیش از آن بود. قانون میتواند تغییر کند؛ اما تجربهی زیستهی انسانها به آسانی پاک نمیشود. از حق رأی تا قانون خانواده پس از ۱۳۲۰ و گشایش نسبی فضای سیاسی، انجمنها و سازمانهای زنان دوباره فعال شدند. مسئلهی حق رأی، آموزش، اشتغال و اصلاح قوانین خانواده با جدیت بیشتری پیگیری شد. در سال ۱۳۴۱ حق رأی زنان به رسمیت شناخته شد و در دههی بعد، اصلاحات مهمی در قانون خانواده صورت گرفت. قانون حمایت خانوادهی ۱۳۴۶، برای نخستین بار به شکل جدی قدرت سنتی مرد در خانواده را محدود کرد؛ اصلاحات ۱۳۵۳ نیز دامنهی این تغییرات را افزایش داد. زنان و سازمانهای آنان در پیگیری این اصلاحات نقش داشتند، هرچند بخش مهمی از اصلاحات این دوره در چارچوب مدرنیزاسیون دولتی و بدون مشارکت گستردهی جامعهی مدنی صورت گرفت. بنابراین تاریخ این دوره نه فقط تاریخ «اعطای حقوق از بالا» بود و نه صرفاً پیروزی یک جنبش مستقل؛ حاصل برخورد پیچیدهی مطالبهی اجتماعی زنان، سازمانیابی، سیاست دولتی و تغییرات ساختاری بود.اما اهمیت این تحولات فقط در متن قانون نبود. آموزش، اشتغال، حضور دانشگاهی و تغییر در مناسبات خانوادگی، بهتدریج وارد تجربهی زندگی زنان شد.و این همان نقطهی مهم است: دستاوردی که وارد زندگی روزمره شود، دیگر فقط یک تصمیم سیاسی نیست.... متن کامل منبع: ایران فردا @Kaleme
گزارش میدانی «آوش» درباره بازار داروهای نایاب از خیابانهای تهران تا کانالهای تلگرامییکی از داروفروشان با چهرهای آفتابسوخته و نگاهی پر از حسابوکتاب، وقتی با اصرار برای یافتن این دارو مواجه میشود، به صراحت میگوید که نمونه خارجی آن به شدت کمیاب شده است. او با اطمینان اما شرطی سفتوسخت وارد معامله میشود و میگوید تنها به شرط خرید قطعی حاضر است با یکی از همکارانش که دارو را در انبار مخفی دارد تماس بگیرد… متن کامل این گزارش را در سایت آوش بخوانید @Kaleme
اعتراض حزب مجمع ایثارگران به اظهارات غیرواقعی و غیرمستند معاون رئیسجمهور علیه اصلاحطلبانبسمالله الرحمن الرحیم دکتر پزشکیان، رئیسجمهور محترم، بارها بر ضرورت شنیدن صدای جامعه، نقد عملکرد مسئولان و فراهم بودن امکان اظهارنظر و مطالبهگری برای همگان تأکید کردهاند. بر همین اساس، حزب مجمع ایثارگران نیز خود را محق میداند که در چارچوب همین رویکرد، نسبت به اظهارات اخیر آقای سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور، موضع روشن و صریح خود را بیان کند. آقای سقاب رئیس سازمان بهینهسازی که این روزها متولی اجرای طرح جدید درباره بنزین شده است، به تازگی مدعی شد که هر دو جناح کشور در قاچاق سوخت دست دارند و اگر بخواهم دکان آنها را تعطیل کنم، شیشههایم را خرد میکنند. اظهارات ایشان درباره جریانهای سیاسی، بهویژه اصلاحطلبان و نسبت دادن اتهاماتی نظیر «قاچاق» به یک جریان سیاسی ریشهدار و شناختهشده، موضوعی نیست که بتوان آن را صرفاً یک اظهارنظر شخصی یا اختلافنظر سیاسی تلقی کرد. هنگامی که چنین سخنانی از سوی یک مقام دولتی و در جایگاه معاون رئیسجمهور بیان میشود، گوینده باید نسبت به واژهها، ادعاها و تبعات سیاسی و حقوقی سخنان خود مسئول باشد. اصلاحطلبان یک جریان سیاسی ریشهدار در جمهوری اسلامی ایران هستند و احزاب و شخصیتهای این جریان، مانند هر جریان سیاسی دیگری، میتوانند مورد نقد قرار گیرند؛ اما اتهام، بدون ارائه سند و مستندات معتبر، نه نقد سیاسی است و نه مبارزه با فساد. بنابراین مطالبه حزب مجمع ایثارگران روشن است: اگر آقای سقاب اصفهانی برای اتهامات مطرحشده مستنداتی در اختیار دارند، موظفاند مستندات خود را شفاف و رسمی ارائه کنند تا افکار عمومی و مراجع قانونی درباره صحت و اعتبار آن قضاوت کنند. اما اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، انتظار میرود ایشان صریحاً سخنان خود را اصلاح و بابت طرح چنین اتهاماتی عذرخواهی کنند و رئیسجمهور محترم نیز متناسب با جایگاه و مسئولیت ایشان، درباره توبیخ و ادامه مسئولیت وی تصمیم مقتضی اتخاذ کند. معاون رئیسجمهور نمیتواند از یک سو در جایگاه رسمی دولت سخن بگوید و از سوی دیگر، مسئولیت سیاسی و حقوقی سخنان خود را با عنوان «نظر شخصی» کنار بگذارد. نکته مهمتر آنکه دولت آقای پزشکیان با حمایت بخش مهمی از جریان اصلاحطلبی روی کار آمده است؛ اما از میان ۱۹ عضو کابینه، ۱۵ نفر از آنان از نیروهای اصولگرا هستند. با این وصف، شایسته نیست در چنین دولتی، یک مقام ارشد اجرایی، جریان اصلاحطلبی یا هر جریان سیاسی دیگری را بهصورت کلی و بدون ارائه هیچ مستندی، هدف اتهام قرار دهد. اگر قرار است مبارزه با فساد صورت گیرد، باید فراگیر، شفاف، قانونی و بدون تبعیض باشد؛ نه اینکه مبارزه با فساد به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی و تخریب جریانهای رقیب تبدیل شود و بیش از همه مقامات انتظامی و رسمی کشور باید پاسخگو باشند زیرا قاچاق سوخت عملا از مرزهای زمینی و دریایی انجام میشود. حزب مجمع ایثارگران صریحاً اعلام میکند که نهتنها مخالف مبارزه با فساد نیست، بلکه از برخورد جدی و بدون ملاحظه با هرگونه فساد، رانت و تخلف، فارغ از وابستگی سیاسی، جناحی و سازمانی حمایت میکند. از این رو، اگر دولت واقعاً اختیار و عزم جدی برای مبارزه با فساد دارد، پیشنهاد میکنیم مسئولیت پیگیری و مطالبهگری در این زمینه را به حزب مجمع ایثارگران واگذار کند. ما آمادگی داریم با همان صراحتی که امروز نسبت به اتهامزنی علیه اصلاحطلبان و سایر جریانها اعتراض میکنیم، هرگونه فساد، تخلف و رانت را، فارغ از اینکه متهم متعلق به کدام جریان یا جناح باشد، پیگیری کنیم. مسئله ما دفاع جناحی از اصلاحطلبان نیست؛ مسئله، دفاع از اخلاق سیاسی، حقوق شهروندی، حیثیت جریانهای سیاسی، قانون و اصل پاسخگویی مسئولان است. در یک نظام سیاسی مبتنی بر قانون، هیچکس نباید به صرف برخورداری از مقام دولتی، مصون از پاسخگویی باشد و هیچ جریان سیاسی نیز نباید صرفاً به دلیل اختلاف سیاسی، هدف اتهامات اثباتنشده قرار گیرد. اتهام بدون سند، مبارزه با فساد نیست؛ تخریب سیاسی است و اگر اتهامی مستند است، باید در برابر قانون و افکار عمومی پاسخگو بود. از رئیسجمهور محترم انتظار میرود همانگونه که بر حق اظهارنظر و مطالبهگری تأکید کردهاند، در برابر اظهارات مسئولان دولت نیز اصل پاسخگویی را عملیاتی کنند و اجازه ندهند جایگاه رسمی دولت، محمل طرح اتهامات اثباتنشده علیه جریانهای سیاسی کشور شود. ما بر این باوریم که دولت وفاق ملی، بیش از هر چیز به صداقت، شفافیت، مسئولیتپذیری، پاسخگویی و احترام به همه جریانهای سیاسی کشور نیاز دارد. حزب مجمع ایثارگران چهارم شهریور 1405 @Kaleme
