سایت خبری-تحلیلی کلمه
کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام. www.kaleme.com ارتباط با کانال کلمه @kaleme_admin 📷 اینستاگرام: instagram.com/kalemeh/
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала سایت خبری-تحلیلی کلمه
Канал سایت خبری-تحلیلی کلمه (@kaleme) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 48 200 подписчиков, занимая 5 523 место в категории Новости и СМИ и 7 184 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 48 200 подписчиков.
Согласно последним данным от 08 октября, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -336, а за последние 24 часа — -18, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 12.75%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 8.28% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 6 147 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 3 992 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 0.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как اعتراض, خشونت, حکومت, سرکوب, معترض.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“کانال رسمی سایت خبری-تحلیلی کلمه در تلگرام.
www.kaleme.com
ارتباط با کانال کلمه
@kaleme_admin
📷 اینستاگرام:
instagram.com/kalemeh/”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 09 октября, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Новости и СМИ.
تحریمها چگونه جهت اقتصاد ایران را تغییر دادند؟✍ حامد وحیدی وقتی درباره آثار تحریمهای اقتصادی صحبت میکنیم، معمولاً نخستین چیزی که به ذهن میرسد کاهش رشد اقتصاد، افت صادرات، کاهش درآمدهای نفتی، افزایش نرخ ارز و فشار بر قدرت خرید مردم است. این آثار مهماند و بخش زیادی از پژوهشهای اقتصادی درباره ایران نیز دقیقاً همین موضوعات را بررسی کردهاند. اما یک پرسش مهمتر وجود دارد: آیا تحریم فقط اندازه اقتصاد را کاهش میدهد یا میتواند ساختار اقتصاد را نیز تغییر دهد؟ مقاله «تحریمها چگونه اقتصاد ایران را بازشکل دادند: تخصیص مجدد بخشی و تنزل فناوری» نوشته ناصر امنزاده و رضا ساهور، دقیقاً روی همین پرسش تمرکز دارد. در دنیای واقعی فقط یک ایران وجود داشته است و نمیتوان همزمان یک ایران تحریمشده و یک ایران بدون تحریم را مشاهده کرد. اقتصاددانان برای حل این مشکل از روشی به نام «کنترل مصنوعی» یا Synthetic Control استفاده میکنند. ایده اصلی این روش نسبتاً ساده است. پژوهشگر مجموعهای از کشورها را پیدا میکند که پیش از تحریم، از نظر روند اقتصادی شباهت قابل قبولی با ایران داشتهاند. سپس با ترکیب وزندار این کشورها، یک «ایران مصنوعی» میسازد؛ یعنی اقتصادی فرضی که تلاش میکند نشان دهد اگر اتفاق موردنظر، یعنی تحریم، رخ نمیداد، متغیر اقتصادی مورد بررسی ممکن بود چه مسیری را طی کند. نتایج مقاله نشان میدهد که پس از اعمال تحریمها، تولید ناخالص داخلی واقعی ایران نسبت به مسیر اقتصاد مصنوعی پایینتر قرار میگیرد. به بیان سادهتر، اگر مسیر گروه کشورهای مقایسهای را بهعنوان یک معیار برای مسیر احتمالی ایران بدون تحریم در نظر بگیریم، اقتصاد واقعی ایران عملکرد ضعیفتری از آن مسیر داشته است. این فاصله در مورد بخش صنعت و خدمات نیز دیده میشود و در بسیاری از موارد بعد از بازگشت تحریمها در سال ۲۰۱۸ بزرگتر میشود. این نکته مهم است، زیرا نشان میدهد مسئله فقط یک شوک کوتاهمدت در سالهای ابتدایی تحریم نبوده است. بخشی از آثار تحریمها میتواند در طول زمان باقی بماند و حتی پس از مدتی عمیقتر شود. اهمیت اصلی مقاله را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: تحریم ممکن است فقط اقتصاد را کوچکتر نکند، بلکه آن را به شکل دیگری درآورد. اگر تحریم موجب کاهش تولید شود، در صورت تغییر شرایط خارجی، امکان بازگشت بخشی از تولید وجود دارد. اما اگر در طول سالهای تحریم کارخانههای پیشرفته تعطیل شوند، سرمایهگذاری صنعتی کاهش یابد، فناوری وارد نشود و نیروی انسانی متخصص از برخی فعالیتها خارج شود، بازسازی آن ظرفیتها بسیار دشوارتر خواهد بود. این موضوع بهخصوص برای کشوری مانند ایران اهمیت دارد که در مسیر توسعه صنعتی قرار داشته و در بخشهایی از اقتصاد ظرفیتهای تولیدی و انسانی زیادی ایجاد کرده است. متن کامل مقاله منبع: كانال برنامه ريزي استراتژيك توسعه @Kaleme
در پی انتشار گزارشهایی درباره آمادهسازی طرحهای نظامی آمریکا علیه ایران، جزئیات تازهای از بررسی گزینههای حمله در پنتاگون منتشر شده است؛ با این حال، برخلاف ادعای مطرحشده در برخی کانالهای خبری، هنوز اعلام رسمی سنتکام درباره دریافت دستور اجرای حمله وجود ندارد.براساس گزارش آکسیوس در ۷ اکتبر، وزارت دفاع آمریکا چند روز پیش به فرماندهی مرکزی ارتش این کشور، سنتکام، دستور داده است آمادهسازیها برای احتمال ازسرگیری عملیات رزمی گسترده علیه ایران را تکمیل کند. این دستور، به گفته منابع آمریکایی، فاقد زمان مشخص برای آغاز حملات بوده و به معنای صدور فرمان اجرای عملیات نیست. در تازهترین تحول، نیویورکتایمز گزارش داده است که پنتاگون به دستور ترامپ گزینههایی برای یک عملیات هوایی فشرده و تقریباً سهروزه علیه ایران طراحی کرده است. این طرح، بنا بر گزارش منتشرشده، حمله به توان موشکی و پهپادی، تأسیسات انرژی و مراکز نظامی از جمله مواضع فرماندهی سپاه پاسداران را در بر میگیرد. به نوشته نیویورکتایمز، این گزینهها در نشست مقامهای ارشد امنیت ملی آمریکا به ریاست جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، در کمپ دیوید بررسی شدهاند. مقامهای نظامی و امنیتی آمریکا طی ماههای گذشته چندین پیشنهاد برای عملیات گسترده علیه ایران یا حوثیهای یمن ارائه کردهاند، اما ترامپ تاکنون با اجرای آنها موافقت نکرده است. انتشار این گزارشها در حالی است که ترامپ روز پنجشنبه ۸ اکتبر اعلام کرد آمریکا تا پیش از انتخابات میاندورهای سوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد. او همچنین از ادامه گفتوگوهای سازنده با تهران سخن گفت، هرچند تأکید کرد فشارهای اقتصادی و محاصره دریایی علیه ایران ادامه خواهد داشت. همزمان، حضور نظامی آمریکا در منطقه همچنان در سطح بالایی قرار دارد. گزارشها از برنامه تقویت ناوگان دریایی این کشور و حضور احتمالی سه ناو هواپیمابر در منطقه طی هفتههای آینده حکایت دارد؛ اقدامی که ظرفیت اجرای عملیات احتمالی را حفظ میکند، اما بهتنهایی نشانه تصمیم قطعی برای حمله نیست. با وجود انتشار ادعاهایی در برخی کانالهای خبری مبنی بر اینکه سنتکام رسماً از «دریافت دستور حمله به ایران» خبر داده، بیانیه رسمی مستقلی از این فرماندهی با چنین مضمونی تأیید نشده است. آنچه رسانههای آمریکایی گزارش کردهاند، دستور پنتاگون برای تکمیل آمادگیهای نظامی و طراحی گزینههای احتمالی حمله است. به این ترتیب، واشنگتن در شرایطی همزمان مسیر مذاکره و آمادهسازی نظامی را دنبال میکند که ترامپ فعلاً انجام حمله تازه پیش از انتخابات را رد کرده است. تفاوت اصلی در این است که طرح عملیات سهروزه روی میز پنتاگون قرار دارد، اما تصمیمی برای اجرای آن اعلام نشده است. منبع: امتداد @Kaleme
شجریان؛ نوای اندیشه محمّدرضا شجریان(۱ مهر ۱۳۱۹ – ۱۷ مهر ۱۳۹۹)✍ افسانه نجاتی مهر برای ما ماه عجیبی است؛ ماهی که در آن، نام محمدرضا شجریان دو بار در تقویم ظاهر میشود: یکبار در زادروز و بار دیگر در سالروز درگذشتش. میان این دو تاریخ، یک زندگی ایستاده است؛ زندگی هنرمندی که برای چند نسل، تنها صاحب یک صدای شناختهشده نبود. نام او، به تدریج، با شعر فارسی، موسیقی ایرانی و بخشی از تجربهی فرهنگی ما گره خورد. اما شاید پرسش مهمتر این باشد که چگونه یک صدا از محدودهی موسیقی فراتر میرود؟ چه اتفاقی میافتد که شنیدن یک خواننده، دیگر فقط شنیدن یک آواز نیست و حضور او را باید در جایی وسیعتر از صحنهی موسیقی جستوجو کرد؟ پاسخ را نمیتوان فقط در جنس صدا، وسعت حنجره یا مهارت تکنیکی یافت. شجریان، پیش از آنکه به «صدای شجریان» بدل شود، سالها با زبان فارسی، شعر کلاسیک، موسیقی دستگاهی و سنتی که از استادان خود آموخته بود زندگی کرد. او وارث سنت بود، اما در آن متوقف نماند. شاید یکی از وجوه اهمیت او همین نسبت ظریف با سنت باشد: سنت برایش چیزی نبود که صرفاً تکرار شود؛ مادهای بود که باید آن را شناخت، آزمود و دوباره به زندگی سپرد. در آواز او، شعر نیز از جایگاه یک متن ادبی جدا نمیشود تا صرفاً بر موسیقی بنشیند. کلمه، وزن، معنا و حتی سکوتهای میان کلمات در شکلگیری آواز نقش دارند. وقتی حافظ را میخواند، ما فقط با اجرای شعری از حافظ روبهرو نیستیم؛ با نوعی تفسیر شنیداری از شعر مواجهیم. آواز، در اینجا، ادامهی خواندن است با ابزار صدا. شاید به همین دلیل است که نسبت شجریان با شعر فارسی را نمیتوان یک رابطهی تزئینی دانست. او شعر را برای موسیقی انتخاب نمیکرد؛ در بسیاری از موارد، موسیقی را چنان در خدمت شعر قرار میداد که کلمه فرصت مییافت دوباره شنیده شود. گویی آواز میتوانست گوش ما را به چیزی در شعر باز کند که در خواندن خاموش میماند. از این منظر، شجریان فقط خوانندهی مجموعهای از تصنیفها و آوازها نیست. او بخشی از تاریخ شنیدنِ زبان فارسی است. این «شنیدن» البته تنها به تالار کنسرت یا محفل اهل موسیقی محدود نماند. صدای او از رادیو و تلویزیون به خانهها رفت، در نوارهای کاست دستبهدست شد، در سفرها و خلوتها شنیده شد، در مناسبتهای مذهبی و ملی حضور پیدا کرد و گاه در جایی پخش شد که حتی شنونده نام دستگاه یا گوشهای را که میشنید نمیدانست. همینجا بود که موسیقی تخصصی میتوانست به فرهنگ عمومی راه پیدا کند. این نکته دربارهی شجریان مهمتر از میزان شهرت اوست. بسیاری از هنرمندان مشهورند، اما شهرت الزاماً به معنای حضور فرهنگی نیست. حضور فرهنگی زمانی شکل میگیرد که اثر هنرمند از محدودهی مخاطبان حرفهای خود بیرون بیاید و در شیوهی شنیدن، سخن گفتن و حتی احساس کردن یک جامعه جایی پیدا کند. شجریان چنین مسیری را طی کرد. او در عین حال، هنرمندی نبود که بخواهد خود را در یک تصویر ثابت نگه دارد. کارنامهاش را که دنبال کنیم، با هنرمندی روبهرو میشویم که در تمام طول فعالیتش در حال آزمودن نسبت خود با موسیقی بود؛ از همکاری با استادان بزرگ موسیقی ایرانی تا تجربههای تازهتر، از آوازهای سنتی تا تصنیفهایی که به بخشی از فرهنگ عمومی بدل شدند. حتی در انتخاب شعر نیز نمیتوان او را به یک سلیقهی ثابت فروکاست. اینجاست که «اندیشه» در کار شجریان برای ما اهمیت پیدا میکند. اندیشه الزاماً در قالب جملههای فلسفی یا نظریههای مکتوب ظاهر نمیشود. گاهی یک هنرمند با انتخابهایش میاندیشد؛ با اینکه چه چیزی را میخواند، چگونه میخواند، چه چیزی را نمیپذیرد و تا کجا حاضر است شکلهای آشنا را دوباره بیازماید. شجریان از این حیث، نمونهی قابل تأملی است: اندیشهی هنری او را باید در خودِ کارش، در وسواسش نسبت به کیفیت، در رابطهاش با شعر و موسیقی و در تلاشش برای گشودن راههای تازه در دل یک سنت دیرپا جستوجو کرد.... متن کامل منبع: ایران فردا @Kaleme
نایب رئیس جبهه اصلاحات خواستار راهبرد دوگانه حاکمیت برای تقویت انسجام ملی، پیشبرد دیپلماسی و ترمیم فوری کابینه شدمحسن آرمین، نایب رئیس جبهه اصلاحات ایران، با هشدار نسبت به فشارهای سهمگین اقتصادی و تحرکات سازمانیافته جریان افراطی برای تصاحب کامل قدرت، تاکید کرد که تابآوری جامعه خسته نیازمند ایجاد چشماندازی امیدبخش و تغییر شیوه حکمرانی است. وی تنها راه برونرفت از بحرانهای موجود را اتخاذ یک راهبرد دوگانه از سوی حاکمیت شامل «پاسخگویی به مطالبات داخلی برای تقویت انسجام ملی» و «دیپلماسی فعال برای پایان دادن به شرایط جنگی» دانست. ریشههای نارضایتی و لزوم تغییر شیوه حکمرانی آرمین با اشاره به وقایع تلخ دیماه، تقلیل این حوادث به نقشآفرینی عوامل خارجی را نادیده گرفتن واقعیت دانست. به گفته وی، عدم پاسخ مثبت به مطالبات جامعه پس از جنگ ۱۲ روزه و تداوم شیوههای گذشته، موجب گسترش نارضایتیها و سوءاستفاده بیگانگان شد. وی تصریح کرد که صدور احکام سنگین، احکام ناظر به سلب حیات و مصادره اموال در شرایط بحران شدید اقتصادی، خشم و اعتراض پنهان جامعه را تشدید کرده و احتمال بروز وقایع ناگوار در آینده را افزایش میدهد. پروژه یکدستسازی و تلاش برای سقوط دولت این فعال سیاسی با تحلیل حملات تبلیغاتی علیه دولت مسعود پزشکیان اظهار داشت که جریان تمامتخواه پس از تحولات اخیر احساس میکند محدودیتهای گذشته از بین رفته و مسیر برای تصاحب کامل قدرت هموار است. وی افزود عطش این جریان زیادهخواه به حدی است که بدون توجه به سایه جنگ، با طرح شایعه استعفا و عدم کفایت رئیسجمهور، درصدد تعبیر رؤیای خود است. آرمین با یادآوری هزینههای سنگین پروژه یکدستسازی در اوایل دهه ۱۴۰۰ هشدار داد که اگر عطش قدرت این فرقه مهار نشود و تبلیغات علیه مذاکره ادامه یابد، کشور با بحرانهای سیاسی و اجتماعی بهمراتب شدیدتری مواجه خواهد شد. ضرورت حمایت نیروهای تحولخواه و اقدام قاطع رئیسجمهور نایب رئیس جبهه اصلاحات با تاکید بر لزوم اهتمام نیروهای اصلاحطلب و تحولخواه در حمایت از دولت و دستگاه دیپلماسی برای عبور از شرایط جنگی، راهکارهایی را به مسعود پزشکیان پیشنهاد کرد. وی گفت: گفتوگوی مستمر با مردم، بیاعتنایی به فضاسازیهای افراطیون و قاطعیت در پیشبرد برنامه خارجی، این جریان را ناامید خواهد کرد. آرمین همچنین با انتقاد شدید از عملکرد ضعیف و غیرحرفهای شورای اطلاعرسانی دولت و سکوت برخی وزرا، خواستار ترمیم کابینه و استفاده از نیروهای شجاع، کارآمد و وفادار بدون هراس از اقلیت افراطی مجلس شد. منبع: هممیهن @Kaleme
سخنرانان تجمعات شبانه هیچ مرجعیتی ندارند تا برای جامعه تعیین تکلیف کنند.کاظمی، سخنگوی قوه قضائیه با اشاره به تکالیف قانونی در مورد حجاب اختیاری گفت: در جلسه اخیر رئیس قوه قضاییه با برخی سخنرانان میادین و تجمعات نیز این امر بهعنوان یکی از دغدغههای مشترک مطرح شد.
🔻سخنگوی قوه قضائیه: بی حجابی جرم مشهود است و ضابطین در صورت مشاهده مکلف به برخورد هستندوی افزود: در آن جلسه ۱۸ نفر صحبت کردند و همه آنها بر این موضوع تأکید داشتند. او افزود: موضوع بیحجابی به موجب قانون مجازات اسلامی جرم است و در صورت مشاهده جرم مشهود، ضابطان مکلف هستند طبق قانون فرد را به مرجع قضایی هدایت کنند.
🔻سخنرانان تجمعات شبانه حاضر در جلسه مشترک با رئیس قوه قضائیه بر این امر تاکید کردندوی ادامه داد: رئیس قوه قضاییه در جلسه شورای عالی قوه قضاییه در این خصوص دستوری به دادستان کل کشور صادر کرد تا این موضوع از طریق دادستانیهای سراسر کشور پیگیری شود. سخنگوی قوه قضاییه گفت: دادستان کل کشور نیز در مکاتبهای با برخی دستگاههای مرتبط، از جمله وزارت کشور، خواستار اجرای تکالیف و وظایف این دستگاهها در خصوص امر حجاب شده است. کاظمی اضافه کرد: برخی واحدهایی که از دولت مجوز دریافت کرده و خدمات عمومی ارائه میکنند نیز مکلف هستند در محدوده تحت مدیریت خود، موازین و قوانین را رعایت کنند و از دستگاههای ناظر بر این واحدها نیز خواسته شده است نظارتهای لازم را انجام دهند. وی تأکید کرد: قوه قضاییه ضمن تأکید بر ضرورت انجام کار فرهنگی در این حوزه، در خصوص هنجارشکنی و اقدامات سازمانیافته در این زمینه اقدامات خاصی را آغاز کرده و نتایج این اقدامات در آینده به اطلاع مردم خواهد رسید. @Kaleme
گزیده ای از برنامه های کانون صنفی معلمان ایران ( تهران ) به مناسبت روز جهانی معلمروز جهانی یا ملی معلم، روزی برای بزرگداشت عموماً صوری و کلیشهای معلمان نیست، فرصتی است برای بازاندیشی به مفهوم و ماهیت حرفه معلمی، سخن گفتن از ویژگیها، دشواریها و زیباییهای آن، باهم بودن برای هماندیشی، همسخنی و آموختن از تجربیات برای ترسیم آیندهای اندکی مطلوبتر؛ و شاد بودن در کنار هم حتی برای دقایقی. «تغییرات بزرگ همیشه با کارهای بزرگ شروع نمیشوند. گاهی با معلمی شروع میشوند که حاضر نیست سکوت کند، با پدر و مادری که کنار معلم بچهشان میایستند، یا کسی که نام یک زندانی را فراموش نمیکند. هیچ کنشی آنقدر کوچک نیست که بیاثر باشد. وقتی هزاران کار کوچک کنار هم قرار بگیرند، دیواری میسازند که هیچ زندانی نمیتواند پشتش پنهان شود.» (با الهام از کتاب کنش های کوچک ایستادگی) منبع : کانال کانون صنفی معلمان ایران ( تهران ) @Kaleme
جرم تازه کشف شد: قدمزدن بیهدف!راه برو، اما دلیلش را بگو!✍ حمید آصفی در کشوری که پلیس باید امنیت خیابان را تأمین کند، حالا خودِ قدمزدن در خیابان به موضوع نظارت و تذکر تبدیل شده است. اصطلاح «دور دور پیاده» که رئیس پلیس اماکن تهران درباره رفتوآمد جوانان در خیابانهای سنایی و ایرانشهر به کار برده، فقط یک تعبیر عجیب نیست؛ نشانهای از تغییر نگاه حاکمیت به خیابان و شهروند است. در این منطق، شهر دیگر فضای عمومی مشترک مردم نیست؛ فضایی است که باید دائماً کنترل شود و هر رفتار عادی، اگر توجیه مورد پسند نهاد نظارتی نداشته باشد، میتواند «مسئله» تلقی شود. جمهوری اسلامی نشان داده که متخصصِ ساختن «زندان بزرگ» است. حالا در این زندان بزرگ، حتی راه رفتن هم باید با مجوز باشد. شاید روزی برسد که برای قدمزدن، علاوه بر کارت ملی، ارائه «علت موجه» و تعیین تعداد دورهای مجاز هم لازم شود! قدمزدن، حرفزدن، نوع پوشش، دسترسی به اینترنت، استفاده از ماهواره، ارتباط با رسانه خارجی و حتی گردهمآمدن چند جوان در یک خیابان، وقتی از فیلتر نگاه امنیتی عبور کند، دیگر رفتارهای معمول اجتماعی نیستند؛ به موضوعات قابل کنترل تبدیل میشوند. عبارت «آنها نمیدانند برای چه آمدهاند» از خودِ «دور دور پیاده» مهمتر است و شکاف عمیق ادراکی میان حاکمیت و نسل جدید را نشان میدهد. حاکمیت امنیتی نمیتواند بفهمد که «بودن در فضای عمومی»، خود یک کنش اجتماعی و زیستی است. انسان همیشه برای هر قدم خود هدف سیاسی، اقتصادی یا اداری ندارد. گاهی فقط راه میرود؛ چون انسان است. در منطق حکمرانی جمهوری اسلامی، شهروند ظاهراً باید در یکی از دو قالب تعریف شود: «مطیع فعال» یا «مطیع منفعل»؛ یا در صحنههای رسمی و حکومتی حاضر باشد، یا در خانه بماند و سرگرم امور روزمره باشد. حضور فراتر از این دو تعریف، میتواند از نگاه ساختار امنیتی «تهدید» تلقی شود. حالا حتی قدمزدن جوانان در خیابان، که نهتنها یک حق بدیهی مدنی بلکه بخشی از هویت شهری هر جامعهای است، بهعنوان نوعی «ناهنجاری امنیتی» بازتعریف میشود. از همینجا یک پرسش ساده اما بنیادی شکل میگیرد: انسان از چه زمانی برای راه رفتن نیازمند توضیح شد؟ آیا شهروند باید به پلیس بگوید برای چه آمده، کجا میرود و چرا دوباره از همان مسیر برمیگردد؟ اگر قرار باشد هر رفتار شهروند نیازمند «علت قابل قبول» باشد، مرز میان تأمین امنیت و کنترل زندگی کجاست؟ جامعه طبیعی با خیابان زنده است. مردم برای خرید، دیدن دوست، قرار گذاشتن، وقتگذرانی، فکر کردن، ورزش کردن یا حتی بیدلیل قدم زدن از خانه بیرون میآیند. اتفاقاً یکی از نشانههای سلامت اجتماعی همین است که انسان بتواند بخشی از وقت خود را بدون گزارشدادن به نهاد قدرت در فضای عمومی بگذراند. مسئله فقط یک اظهار نظر پلیسی نیست. پشت این نگاه، بیاعتمادی ساختاری به شهروند قرار دارد. شهروند پیشاپیش مظنون فرض میشود و بهجای آنکه آزادی اصل و محدودیت استثنا باشد، کنترل به قاعده تبدیل میشود. حکومتی که مدام به زندگی مردم اضافه میکند که چه نباید بکنند، دیر یا زود به جایی میرسد که باید برای توضیحدادن آزادیهای باقیماندهاش پاسخگو باشد. شاید فهرست ممنوعیتها دیگر آنقدر طولانی شده باشد که بد نباشد یکبار هم فهرست چیزهایی را که مردم حق دارند آزادانه انجام دهند منتشر کنند؛ از پوشیدن و دیدن و شنیدن گرفته تا همین جرم تازهای که ظاهراً کشف شده است: قدمزدن بیدلیل در خیابان. و اگر قرار باشد روزی برای قدمزدن هم مجوز صادر شود، احتمالاً باید فرم مخصوصی هم طراحی شود: «علت مراجعه به خیابان؟»؛ «تعداد دفعات رفت و برگشت؟»؛ «آیا قصد ایستادن دارید؟»؛ و البته مهمتر از همه: «آیا هنگام راه رفتن، قصد فکر کردن هم دارید؟» طنز ماجرا اینجاست که شاید در پایان، تنها چیزی که برای شهروند باقی بماند، این باشد که در خانه بنشیند و از پشت پنجره به خیابانی نگاه کند که دیگر حتی راه رفتن در آن هم باید برای حاکمیت قابل فهم باشد. منبع: کانال تلگرام نگارنده @Kaleme
