دوزخ امّا سرد
lasciate ogni speranza, voi ch'entrate. جهان پیر است و بیبنیاد دانشآموزِ ازلی هنر، فرهنگ، علوم انسانی و سیاست شاگردِ استادان برای ایرانی آزاد زن زندگی آزادی
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام دوزخ امّا سرد
کانال دوزخ امّا سرد (@startreatments) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 11 913 مشترک است و جایگاه 4 329 را در دسته سیاست و رتبه 26 745 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 11 913 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 23 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 171 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -2 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 56.13% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 24.91% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 6 685 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 2 967 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 1 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند سیاسی, blackout, چهطور, شیخ, جا تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“lasciate ogni speranza, voi ch'entrate.
جهان پیر است و بیبنیاد
دانشآموزِ ازلی
هنر، فرهنگ، علوم انسانی و سیاست
شاگردِ استادان
برای ایرانی آزاد
زن زندگی آزادی”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 24 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 24 سپتامبر | +3 | |||
| 23 سپتامبر | 0 | |||
| 22 سپتامبر | +8 | |||
| 21 سپتامبر | +4 | |||
| 20 سپتامبر | +8 | |||
| 19 سپتامبر | +1 | |||
| 18 سپتامبر | +5 | |||
| 17 سپتامبر | +18 | |||
| 16 سپتامبر | +32 | |||
| 15 سپتامبر | 0 | |||
| 14 سپتامبر | +4 | |||
| 13 سپتامبر | +39 | |||
| 12 سپتامبر | +3 | |||
| 11 سپتامبر | +1 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | +24 | |||
| 08 سپتامبر | +16 | |||
| 07 سپتامبر | +9 | |||
| 06 سپتامبر | +14 | |||
| 05 سپتامبر | +36 | |||
| 04 سپتامبر | +3 | |||
| 03 سپتامبر | +8 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | +5 |
| 2 | در هر سال کمتر چیزی مثل خبر «پایان تابستان» محرک انسانی بهتر و خوشحالتر بودن است. | 1 232 |
| 3 | بدون متن... | 1 219 |
| 4 | دو هزار و هشتصد سال پیش، کاتب سنگنبشتهای که امروز آن را با نام «میشع» میشناسیم یکی از نخستین کاربردهای علائم نگارشی را ثبت کرد: نقطه.
البته نه در پایان هر جمله. کاتب برای فاصلهگذاری مشخص میان هر واژه از نقطه بهره میگرفت. که اگر از وجود نوعی نگارش بیفاصله خبر داشته باشیم، چندان هم بد محسوب نمیشود. اما متأسفانه فارسیزبانانی میشناسم که از آن کاتب باستانی کمتر نسبت به استفادهٔ علائم نگارشی مشتاقند. | 2 910 |
| 5 | ویژگی دیگری که جنبش زن زندگی آزادی داشت و داره -برای من حداقل- بار مسئولیت شدیدیست که به عنوان دوستدارش روی دوشم حس میکنم. چون دقیقاً نقطهٔ شروعش آزادی عینیترین جسم روزمرهٔ آدمها -زنان بالأخص- یعنی بدن خودشون بود و به راحتی به چیزهای بزرگ و کوچک دیگری تسری پیدا میکرد. توأمان با نفی استبداد حکومت، راجع به نوع ارتباط اجزای جامعه با یکدیگر بود. بهقدری مترقی بود که اگر باهاش جلو نمیرفتی جا میموندی! ایدهآلی که پشت سر گذاشتنی نیست و هرروز خودت رو باهاش میسنجی. به همین دلیل تو رو به شخصی بهتر بدل میکرد. مجبور بودی برای قدم برداشتن باهاش بهتر باشی. | 6 319 |
| 6 | زن زندگی آزادی من رو تغییر داد. شیوهٔ نگاهم به خودم و اطرافم رو عوض کرد. آدمهایی که میشناختم رو تغییر داد. همهمون رو یک پله بیشتر دوستدار آزادی و متنفر از استبداد و اختناق کرد. نه در یک روز و یک لحظهٔ خاص، در هفتهها و ماههایی که ذرهذره بذر شجاعت و آزاداندیشی و نفی سانسوری که از مبارزه با محدودیت پوشش زنان شروع میشد و به انتزاعیترین امور سیاسی میرسید، رشد میکرد.
بسیار اشتباه در اون بخشهای سیاسی رخ داد. بسیار توهم و سادهاندیشیهای خام وجود داشت که هنوز چوبشون رو میخوریم. اینقدر که تا مدتی چشمم رو بیش از چیزهای درخشانِ دیگر میگرفتند. اما اون ظرافت و روح رهاییبخش و ستمناپذیر و عصیانگر جنبش هنوز برام کار میکنه. هنوز چیزیه که میشه با فکر بهش عزمها راسخ کرد. این نمود زنده بودن ایدههاست. | 11 223 |
| 7 | بدون متن... | 14 825 |
| 8 | ـــــــــــــ | 1 057 |
| 9 | بنده شخصاً البته «ادمینهایی» نیز دیدم که با همین دروغها از اعضاشون پول گرفتند، ناشناسها که جای خود داره. در این اوضاع اقتصادی بسیار مواظب جیبتون باشید و فریب نمایشی رو نخورید. | 6 858 |
| 10 | من نمیدونم صاحبان کانالهای تلگرامی تا کِی قراره گول پیامهای «بده در راه خدا فقیرم مریضم غریبم، کمک کن نَمیرم» رو بخورند.
اکثریت مطلق این افراد کلاهبردار هستند و اگر هم نباشند ما نمیتونیم راجع بهشون راستیآزمایی کنیم و نهادهای خیریهٔ مورد اعتمادی -که بررسی اونها هم مکافات داره- باید واسطه باشند. | 7 630 |
| 11 | تاریخ دیروز -ششم سپتامبر- در هیچ تقویم معتبری روزی مربوط به کتابخوانی نبوده. چهطور در فضای مجازی فارسی به این نام مشهور شد؟ | 1 |
| 12 | «اپیزودی از دوران انقلاب» اثر آهنگساز استونیایی هِینو الر قطعهای برنامهای برای پیانوست که در سال ۱۹۱۷ خلق شد. او که ساکن سنپترزبورگ بود، تحتتأثیر آیین خاکسپاری و مارش سوگواری کشتهشدگان انقلاب فوریه این اثر را نگاشت.
بین بسیار آثار پیانویی که برای سوگ نوشته شدند، از مارش عزای بتهوون تا شوپن، اینیکی موردعلاقهام است. | 6 517 |
| 13 | #classical - Heino Eller
@startreatments | 6 144 |
| 14 | خانلری در سال ۱۳۴۰ راجع به برخی واژگان متروک مینویسد:
«هیچ فارسیزبانی در این روزگار کلمات برگستوان، فتراک، خفتان، موزه، 'مَقنعه'، قربوس، و صدها لغت دیگر را از این دست در زندگانی عادی خود بهکار نمیبرد، اما شاید در قرن پنجم هجری این کلمات برای هر فرد ایرانی بسیار مأنوس بوده» (زبانشناسی و زبان فارسی، ص ١٠٠).
کسی چه میدانست که چندسال بعد واژهٔ متروکی چون «مقنعه» برای نیمقرن در خط مقدم آزار و اذیت ایرانیان خواهد بود. | 6 235 |
| 15 | نقشهٔ جدید نیز طبیعتاً ضعف دارد، اما هرچه بیشتر کنار گذاشتن مرکاتور و پروردن کودکانی که برخلاف ما با این طرح غلطانداز جغرافیا را نشناختند مبارک است. | 5 396 |
| 16 | برخی میگویند خب کمتر مصرف کنید!، اما «زدن از خرجهای غیرضروری توسط اکثریت جامعه» یعنی بدبختی خود جامعه. «غیرضروریها» در مقیاس فردی شاید حذفپذیر باشند، مسئله مقیاس جمعی است! «غیرضروری» تقاضاییست که چرخ تولید و دستمزد را میگرداند و به شکل درآمد به مردم برمیگردد.
با کاهش عمدهٔ مصرف توسط اکثریت، بنگاهها با افت فروش روبهرو شده و کاهش فروش به کاهش تولید میانجامد و کاهش تولید به تعدیل نیرو و ایستایی دستمزد و این چرخه دوباره به افت بیشتر تقاضا ختم میشود. پس «صرفهجوییِ همگانی» میشود سازوکار تکثیر فقر. به این میگویند «تناقض خِسّت».
اصلاً خود غیرضروری چیست؟ کافه، سفر، فرهنگ، خدمات، خردهفروشی و... که همه زنجیرههایی از شغل و درآمدند و حذف آنان قطع معاشِ بخشی از جامعه است. هزینهای برای توی نوعی «تفریحی» است برای دیگری اجاره و نان شب است. | 6 927 |
| 17 | گرانی، فقر و تنگدستی جوری همهگیر شده که حرف زدن از چیزی جز آنها مثل فخر فروشی از داشتن روانی «آسوده» و بیتوجه به وضعیت میماند. هر نوشتهای که بوی «رفاه» بدهد خیانتی به مخاطبان است. سقفِ تخیل جمعی به کف انتظار میرسد. «فراغت» تجملی دستنیافتنیست. شوخیها سنگین و زمختاند. اولین فکر بعد دیدن هر تصویر، فهرست هزینههاست.
زیستن به تعلیقی بیپایان بدل شده. تعویق خواستن، تعویق گفتن، تا روزی تعویق آرزو داشتن. هر بیان باید از صافیِ ضرورت عبور کند تا مُجاز شمرده شود. بیرون از آن هر چیز یا اسراف است یا انکار. پس انسان به تدریج یاد میگیرد کمتر بخواهد تا کمتر محکوم شود، یا بیشتر معترض باشد تا زودتر کشته شود.
سالهاست که اینطور است، و هر سال بدتر از پارسال. | 10 293 |
| 18 | خوشبختانه مترجم (زینب آزمند) به تنهایی موفق شد هر «۴۰۰» نسخهٔ باقیمانده از کتابی را که نشر نِی عُرضهٔ پخشاش را نداشت بفروشد. | 5 409 |
| 19 | از نگرانیهای بزرگ عبدالمجید رشیدپور -شاگرد روحالله خمینی- در سال ۱۳۴۰ این بوده که دختران نامهٔ عاشقانه مینویسند! (همان مجله، شمارهٔ ۱۰ سال سوم). | 6 310 |
| 20 | جالب است که در شمارهٔ نهم مجلهٔ سردردآور «مکتب اسلام» منتشره در ۹ مهر ۱۳۳۹ نیز مثال سوئیس به عنوان دلیلی بر دغدغههای بیجای ترقیخواهان مورد استناد قرار گرفته بود. | 5 533 |
