نشر نی
www.nashreney.com :وبسایت اینستاگرام: Instagram.com/nashreney تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰ تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴ تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸ ایمیل: info@nashreney.com
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام نشر نی
کانال نشر نی (@neypub) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 10 745 مشترک است و جایگاه 3 555 را در دسته کتب و رتبه 29 576 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 10 745 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 23 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 156 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -1 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 29.68% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 10.04% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 3 187 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 1 078 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 10 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ترجمه, نشر, خیابان, اقتصادی, قرن تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“www.nashreney.com :وبسایت
اینستاگرام: Instagram.com/nashreney
تهران، خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، شماره ۲۰
تلفن دفتر نشر: ۸۸۰۲۱۲۱۴
تلفن واحد فروش: ۸۸۰۰۴۶۵۸
ایمیل: info@nashreney.com”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 24 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 24 ژوئیه | +7 | |||
| 23 ژوئیه | +1 | |||
| 22 ژوئیه | +4 | |||
| 21 ژوئیه | +11 | |||
| 20 ژوئیه | +8 | |||
| 19 ژوئیه | +9 | |||
| 18 ژوئیه | +3 | |||
| 17 ژوئیه | +16 | |||
| 16 ژوئیه | +11 | |||
| 15 ژوئیه | +3 | |||
| 14 ژوئیه | +10 | |||
| 13 ژوئیه | +20 | |||
| 12 ژوئیه | +3 | |||
| 11 ژوئیه | +2 | |||
| 10 ژوئیه | +4 | |||
| 09 ژوئیه | +4 | |||
| 08 ژوئیه | +7 | |||
| 07 ژوئیه | +4 | |||
| 06 ژوئیه | +9 | |||
| 05 ژوئیه | +5 | |||
| 04 ژوئیه | +5 | |||
| 03 ژوئیه | +8 | |||
| 02 ژوئیه | +7 | |||
| 01 ژوئیه | +3 |
| 2 | یادداشتی بر کتاب «رقابت یا همکاری»
مدرسه در سرزمین آفتاب تابان
بازاندیشی در فلسفه آموزش از دریچه تجربه ژاپن
در گفتوگوهای کتاب، بارها بر این نکته تأکید میشود که مدارس ژاپن تنها محلی برای آموزش خواندن، نوشتن یا ریاضیات نیستند، بلکه فضایی برای یادگیری زندگی جمعی به شمار میآیند. کودکان از همان سالهای نخست مدرسه، مسئولیت نظافت کلاس، همکاری در فعالیتهای گروهی، حل تعارضها و احترام به دیگران را تجربه میکنند
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: کمتر موضوعی در حوزه تعلیم و تربیت به اندازه نسبت «رقابت» و «همکاری» محل مناقشه بوده است. از یک سو، نظامهای آموزشی مدرن، بهویژه در جوامع صنعتی، سالها بر این باور استوار بودهاند که رقابت، انگیزه پیشرفت، نوآوری و موفقیت فردی را تقویت میکند. از سوی دیگر، پژوهشهای جدید در روانشناسی تربیتی، جامعهشناسی آموزش و مطالعات فرهنگی نشان دادهاند که یادگیری پایدار، پرورش مهارتهای اجتماعی و شکلگیری شخصیت، بیش از آنکه محصول رقابت فردی باشند، در بستر همکاری، مشارکت و تعامل جمعی شکل میگیرند.
ادامهی مطلب | 1 104 |
| 3 |
راسل مینویسد:
تا آنجا که به من مربوط میشود، مدتزمانی که در روسیه به سر بُردم، برایم مانند کابوسی بود که روزبهروز بر شدت آن افزوده میشد. من تاکنون آنچه را که با تأمل و تعمق به نظرم حقیقت امور جاری در روسیه میرسید، در مطبوعات منتشر کردهام. اما از احساس وحشت و هراس فوقالعادهای که در این مدت وجود مرا فراگرفته بود تا امروز چیزی به زبان نیاوردهام: سنگدلی و بیرحمی، فقر، بیاعتمادی، فضایی پُرتنش که همهجا حاکم بود و اذیت و آزاری که به امری عادی تبدیل شده بود. مدام گپ و گفتوگوهای ما را مخفیانه به گوش نشسته بودند. نیمهشب صدای شلیک تیر به گوش میرسید و معلوم بود که آرمانگرای دیگری را در زندان تیرباران میکنند. با ظاهرسازی ریاکارانهای ادعای برابری میشد و چنان وانمود میشد که همه با هم برابرند. همدیگر را رفیق صدا میکردند، ولی چگونگی بر زبان آوردن این واژه، بسته به اینکه مخاطب لنین باشد یا یک خدمتکار هیچکاره، بهگونهای حیرتآور متفاوت بود. یک بار در پتروگراد (نام این شهر در آنزمان) چهار نفر ژندهپوش با ریشهای بلند، ناخنهای کثیف و موهای ژولیده به دیدار من آمدند. این چهار نفر از شاعران صاحبنام روسیه بودند. دولت به یکی از آنها اجازه داده بود تا برای امرار معاش اوزان عروضی تدریس کند، ولی او اظهار ناخشنودی میکرد که تحت فشار قرار گرفته است و از او خواستهاند تا این مضمون را از زاویۀ دید مارکسیستی تعلیم بدهد؛ و این شاعر در تمام عمرش نتوانسته بود دریابد که این موضوع چه ارتباطی با مارکس دارد.
از کتاب «خردکُشی»
روشنفکران و انقلاب اکتبر
نوشتۀ خسرو ناقد | 1 158 |
| 4 | ▫️تمنای مهاجرت
وقتی «رفتن» به فرهنگ تبدیل میشود
نشست نقد و بررسی کتاب به جز این سرا، سرایی؛ تمنای مهاجرت و زیستن دایمی در وضعیت موقت نوشته امید آسایش و عبدالمحمد کاظمی پور، با حضور محمد فاضلی پژوهشگر علوم سیاسی، نفیسه آزاد جامعه شناس، محسن آزموده روزنامه نگار و دو نویسنده کتاب به صورت برخط برگزار شد. محور اصلی بحث، نه خود مهاجرت، بلکه «فرهنگ مهاجرت» بود؛ مفهومی که نویسندگان کتاب آن را برای توصیف وضعیتی به کار می برند که در آن، میل به مهاجرت از یک تصمیم فردی فراتر رفته و به بخشی از ذهنیت و تجربه اجتماعی ایرانیان تبدیل شده است. سخنرانان این نشست نیز هر یک از زاویه ای متفاوت، از ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این پدیده سخن گفتند؛ از تبدیل شدن مهاجرت به »دکمه اضطراری» حل همه مشکلات تا شکل گیری دوگانه «ماندگان» و «رفتگان» و پیامدهای آن برای جامعه ایران. در ادامه گزارشی از این نشست از نظر می گذرد.
https://etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/250503/ | 1 583 |
| 5 |
نام ژنرال سانتیِرا از همین نامهایی است که با جوهر سرد قلم جاودانه شده. او اهل امریکای جنوبی بود، خانوادۀ اصیلی هم داشت، و در کتابهایی که در زمان حیاتش چاپ شده بودند نام او در فهرست قهرمانان آزادیبخش آن قاره از یوغ حکومت ظالم اسپانیا قرار داشت.
این نبرد طول و دراز، که یک طرف برای استقلال میجنگید و طرف مقابل برای حفظ سلطۀ خود، طی سالیان متمادی و با فراز و نشیبهایی که کفۀ اقبال را هربار برای یکی از طرفین سنگین میکرد، در وحشیگری و جنبههای غیرانسانی به نبردی برای بقا تبدیل شده بود. احساسات حاکی از محبت و شفقت با شدت یافتن نفرت سیاسی همه از بین رفته بودند و، مثل همۀ جنگها، عموم مردم که کمترین منفعت را از این ماجرا میبردند بیشترین آسیب را از لحاظ جان ناقابل و مال ناچیزشان متحمل میشدند.
از داستانِ گاسپار روئیس: قصۀ عاشقانه
از مجموعه داستانِ قصههای جنگ
جوزف کنراد
ترجمۀ نیما حضرتی | 1 319 |
| 6 |
امنیت از نیازهای اساسی روح است. معنای امنیت این است که روح انسان زیر فشار ترس و وحشت نباشد، مگر در نتیجۀ تقارن اتفاقی اوضاع و احوال و برای مدتی کوتاه و استثنائی. ترس و وحشت، که از حالات آشنای روح هستند، کمابیش دو زهر قاتلند، خواه ترس از بیکاری آن دو را پدید آورَد، خواه آزارِ پلیس، یا ظهور فاتحی بیگانه، یا تهاجم قریبالوقوع دشمن، یا هر مصیبت دیگری که خارج از حد تحمل انسان باشد.
اربابان رومی به شیوۀ مرسوم آن زمان تازیانهای را در دالان عمارت در معرض دید بردگانشان قرار میدادند، چون میدانستند این منظره نوعی حالت دلمُردگی ایجاد میکند که لازمۀ بردگی است. درمقابل مصریان اعتقاد داشتند مرد دادگر کسی است که پس از مرگ بتواند بگوید: «هرگز هیچ انسانی را نترساندم.»
از کتابِ «نیاز به ریشهها»
درآمدی بر اعلامیهٔ وظایف بشر
سیمون وی
ترجمهی بهزاد حسینزاده | 1 597 |
| 7 |
چاپ سوم منتشر شد
«درآمدی بر متافیزیک»
ژان گروندن
ترجمهٔ سعید تقوایی ابریشمی
نقدهای ناظر بر متافیزیک بیتردید از یک جهت صائباند: متافیزیک، هرچند نه به صورت پیوسته، در حکم رشتهی راهنمای سراسر سنت غرب بوده است. مسئله بر سر این است که آیا بهواقع باید از بند آن گریخت؟ و در کل چه نیازی به آن داریم؟ به قراری که در این کتاب شرحش رفته، در بدایت امر، متافیزیکهای پرشماری در کارند. متافیزیکی که منتقد متافیزیک رد یا انکار میکند تنها یک متافیزیک در میان شمار فراوان متافیزیکهای ممکن است و این مهم نیز همواره به نام متافیزیک از گونهی دیگر انجام میشود. … اما این تنوع بیپایان اندیشههای متافیزیکی بیبهره از هستهای مشترک نیست؛ هستهی مشترکی که بی آن سخن گفتن از متافیزیک معنایی ندارد. این کتاب را به این امید نگاشتم تا نشان دهم متافیزیک، در ذاتش، کوشش خودـانتقادگرانهی ذهن انسان است برای فهمیدن کل واقعیت و اسباب عقلانی آن، و سنت اندیشهی غربی بر عهده گرفته است که این کوشش را پاسداری کند.
برگرفته از متن کتاب | 1 584 |
| 8 | شیخ حسینخان چاهکوتاهی از خاندانهای عربِ جنوب ایران بود و با حکمرانان بوشهر روابط خوبی داشت و اغلب در مقام بازوی نظامی آنها در تنگستان عمل میکرد. پیش از جنگ جهانی اول شیخ حسینخان با انگلیسیها روابط تجاری و دوستانه داشت، اما در طول جنگ جهانی اول وقتی شیخ حسینخان نقض آشکار حقوق ایران از سوی انگلیسیها را به چشم دید از مخالفان سرسخت انگلیس شد و با همکاری رئیسعلی دلواری، زائر خضرخان و غضنفرالسلطنه برازجانی مبارزهای سرسختانه را با نیروهای انگلیسی در بوشهر و تنگستان و دشتی و دشتستان آغاز کرد. نبرد آنها سبب شد سه سال نیروهای انگلیسی در این مناطق زمینگیر شوند و نتوانند خواستههای دولت انگلستان را در جنوب ایران اجرا کنند. مدتی پیش از ورود مصدق به ایالت فارس شیخ حسینخان چاهکوتاهی به دست پلیس جنوب کشته شد.
اواخر مهر ۱۲۹۹ ماژور وییر، قنسول انگلیس، برای دیدار و گفتوگو با مصدق به ارگ کریمخانی آمد. او ضمن صحبتهایش به والی گفت: «پلیس جنوب را مأمور کردهایم آن عده از خوانین تنگستانی را که موجب بینظمی و ناامنی میشوند تنبیه کنند.» مصدق با شنیدن این حرف وجناتش یکباره تغییر کرد و حالش بد شد. ماژور وییر پرسید: «چرا حالتان تغییر کرد؟» مصدق گفت:
این بیانات را هرکس میشنید حالش از این هم بدتر میشد. مگر نبود که جلسۀ قبل شما گفتید مردم فارس از پلیس جنوب متنفرند و باید کاری کنیم از این تنفر بکاهیم. اکنون میخواهید پلیس جنوب را مأمور تنبیه عدهای از هموطنان من بکنید و بر انزجار مردم بیفزایید. هنوز فراموش نشده که قتل شیخ حسینخان چاهکوتاهی را که نسبت به یکی از عمال انگلیس دادند مردم طهران در نقاط عدیده مجلس ختم گذاشتند و او را مثل یکی از شهدای وطن شناختند. از این بیانات مقصودم این نیست که بخواهم تنگستانیها را از نسبتی که به آنها میدهید مبرا کنم، بلکه میخواهم این تذکر را بدهم که دخالت پلیس جنوب سبب خواهد شد که مردم بر تنفر خود بیفزایند و این کار علیه خودتان تمام میشود. و اما آنچه راجع به شخص من است در اموری که مربوط به ایالت است شما نمیبایست دخالت کنید. از ناامنی راه باید به من شکایت نمایید تا من به وظیفۀ خود عمل کنم. اکنون که میخواهید برخلاف رویه عمل کنید، بگذارید من از خاک فارس بروم، آن وقت هرطور میخواهید عمل کنید.
از کتابِ «مصدق ۱۲۹۹»
روایتی تاریخی از والیگری محمد مصدق در ایالت فارس
شیرین کریمی | 1 809 |
| 9 | اما نه يک روزمان بىاندوه گذشت و نه يک شبمان
از ماتمى نو به نو تهى بود
پس باز و باز شيون و زارى
و باز و باز كوفتن بر اين سينهها
اكنون تو اى شهبانوى آزرده تقدير
آموزگار ما باش و سوگ سالار ما
و ما گوش به فرمانت مىنهيم
گرچه خود رسم و راه شيون و افغانِ نوميدوار را نيک آموختهايم.
از نمایشنامهٔ زنان تروا
مجموعهٔ زنان تروا و توئستس
سنکا
ترجمهٔ عبدالله کوثری | 1 639 |
| 10 |
چاپ دهم منتشر شد
«کودکی را میزنند»
زیگموند فروید
ترجمهٔ مهدی حبیبزاده
نوشتههای بالینی فروید که در اینجا گزیدهای از آنها گرد آمده، تأملاتی هستند که به شکلی از رابطهی سوژه با خود، مجال بیان میدهند. در این بیانشدن، آنالیز در مقام رابطه و کردار، مبنای صورتبندی برخی مفاهیم قرار گرفته که اهمیت انتقادیشان بعدها به واسطهی «بازگشت به فروید» برجستهتر میشود. این نوشتهها از نسبتی میان درمان بالینی و تأمل در نفس حکایت دارند که در نتیجهی آن، مسائل روانی به منزلهی مسائلی برخاسته از شکافهای زندگی مدرن ظاهر میشوند. روانکاوی از طریق این نوع مسئلهسازی، گفتار روانشناسی را از ظرفیتی انتقادی برخوردار میکند؛ ظرفیتی معطوف به رهایی زندگی که حضور بالقوهاش در نوشتههای بالینی فروید حس میشود. در این نوشتهها، این سویهی انتقادی بهویژه از خلال تأمل بر آن پیچوخمها و تناقضهایی رخ مینماید که ردشان بر زندگی عاشقانه حک شده است. | 1 979 |
| 11 |
چه روز و شب بدى است. قلبم خفه شده است. چنان سنگين و افسردهام كه انگار مرگ در رگهايم جريان دارد. احساس مرگ مىكنم: نه تلخ است، نه اندوهگين و جانگزاست، هيچ نيست. سنگين است و مثل سنگى كه به پاى مردى در دريا بسته شده باشد مرا به اعماق مىكشد، فرومىروم، از آفتاب و هوا دور مىشوم در ظلماتى بىهيچ اميد آبِ حياتى. اين است احساس وصفناپذير من...
از کتابِ «سوگ مادر»، شاهرخ مسکوب | 1 958 |
| 12 |
منتشر شد
«سهگانهٔ صندلی»
من کسی را ندارم، اتاق مخفی، صندلی (سه نمایشنامه)
ادوارد باند
ترجمهٔ حمید دشتی
از مجموعهٔ جهان نمایش
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
«جهان به آرامی به سمت فاجعه پیش میرود و این همواره موضوع اصلی نمایشنامههایم بوده است. ما قدرت تکنولوژی روز را با ساختارهای سیاسیـ اجتماعی خود همراه نمیکنیم. اساس تمام آثار من همین نکته است.»
«ص ۱۱»
ادوارد باند با زبانی ساده اما صریح شخصیتهایی خلق میکند که گرفتار سادهترین و در عین حال عمیقترین پرسشها هستند. باند از مقطعی به بعد نمایشنامههایی نوشت که داستان آنها در آینده (۲۰۷۷) اتفاق میافتد. از نظر او تا داستانهایی از آینده خلق نکنیم که نمود زندگی کنونیمان باشند خودمان را نخواهیم شناخت. باند در سهگانهٔ صندلی آیندهای به تصویر میکشد که یک صندلی کانون درگیری شخصیتها میشود.. | 2 064 |
| 13 | Mockup_2sandali.jpg | 203 |
| 14 |
اگر خودکامگی در خودکامه خلاصه شود و با دید فردی و متغیرهای شخصی با آن برخورد گردد، حاکم خودکامه را با خودکامهٔ دیگری جایگزین میکنند و این همان روند جمشید، ضحاک و فریدون میشود که خسارتی جبران ناپذیر برای مملکت به همراه دارد. مبارزه با خودکامه مبارزهای انفعالی است که در آن معمولاً همکاری با دولت قطع میشود و سپس حالت تخریب به خود میگیرد و نهایتاً موجب متلاشی شدن حکومت میگردد یا دولت به دست بیگانگان ساقط میشود. در حالی که مبارزه با خودکامگی حالت فعال و سازندهای دارد. کسی که میخواهد با خودکامگی مبارزه کند با تمام زمینههای سازندهٔ خودکامگی برخورد فعال و اصلاحی میکند و این امر هوش و کار و خلاقیت زیادی میطلبد. تجربه ثابت کرده است عموماً جوامع دمکراسی لیبرالِ فعلی در زمان گذشته با خودکامگی مبارزه کردند و شرقی ها با خودکامه.
از کتابِ «جامعهشناسی خودکامگی»
علی رضاقلی | 2 399 |
| 15 | فایل صوتی جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «به جز این سرا سرایی»
تمنای مهاجرت و زیستن دائمی در وضعیت موقت
نوشتهٔ امید آسایش و عبدالمحمد کاظمیپور
با حضور:
محمد فاضلی
نفیسه آزاد
عبدالمحمد کاظمیپور (آنلاین)
امید آسایش (آنلاین)
محسن آزموده | 4 662 |
| 16 | درهمشکستگی. خوابیدن ناممکن، بیدار ماندن ناممکن، زندگی کردن ناممکن؛ به بیانی دقیقتر، تحمل توالی حیات ناممکن. ساعتهای درون و برون با هم سازگار نیستند؛ ساعتِ زیستی بیرحمانه یا دیوانهوار یا به هر حال بهگونهای غیرانسانی پیش میرود و ساعت بیرونی لنگلنگان به راه همیشگی خود ادامه میدهد. چه اتفاق دیگری میتواند رخ بدهد جز آنکه این دو جهان متفاوت از هم جدا شوند، آری از هم جدا شدهاند یا دستکم بهگونهای ترسناک با هم در کشمکشاند. این عنانگسیختگی جریان درونی دلایل گوناگونی دارد که آشکارترین آنها دروننگری است که هیچ تصوری را آرام نمیگذارد؛ هر تصوری را به بیرون میراند تا خود نیز چون تصور دیگری از دروننگری تازهای رانده شود. ... تنهایی که از دیرباز بخش بزرگی از آن به من تحمیل شده و بخشی از آن خودخواسته بوده ــ مگر این هم چیزی دیگری جز اجبار است ــ اینک یکسره آشکار شده و به مرز تحملناپذیری رسیده است. این تنهایی به کجا منتهی میشود؟ انگار که ناگزیر به جنون منجر خواهد شد.
از کتابِ «گمگشته در کدام جهان؟»
سیمای پیدا و پنهان فرانتس کافکا
خسرو ناقد | 2 438 |
| 17 |
در دست انتشار
«دنیاگیریها»
بیماریهای مرگبار از طاعون خیارکی تا کرونا
دیوید والتنر تیوز
ترجمهٔ رشاد مردوخی
چرا بیماریهای مشترک انسان و حیوان از حیوانات به انسانها سرایت میکنند و چرا برخی از آنها تصمیم میگیرند برای همیشه در انسان بمانند؟
حکومتها در طول تاریخ، خوب یا بد، چگونه به دنیاگیریها و همهگیریها واکنش نشان دادهاند؟
تغییرات آبوهوایی، کشاورزی صنعتی، رفتار فرهنگی، فقدان تنوع زیستی، و جهانی شدن در ایجاد این بیماریها نقشی بسزا داشته و نهتنها تأثیرات ممکن، بلکه اجتنابناپذیری بر شیوهی زندگی امروزی گذاشتهاست.
کروناویروسها، از جمله آنهایی که باعث سارس و کوویدـ۱۹ میشوند، احتمالاً قرنها خفاشها را مسکن خود کرده بودند. قبل از آن که سارس خود را نشان دهد، نمیدانستیم وجود دارد، حتی نمیدانستیم چه ویروسهای مرگبار و ناشناختۀ دیگری ممکن است در حیات وحش پنهان شده باشند.
این کتاب تأثیر بزرگ بیماریهای حیوانات بر دنیای ما را نشان میدهد، و ما را فرامیخواند تا به رفتارمان در قبال دنیاگیریها از نو بیندیشیم، مگر بتوانیم در جهت حفظ سلامت خودمان و سیارهمان گامهای کوچکی برداریم.
▫️بخشی از کتاب | 2 480 |
| 18 | امروز ساعت ۱۸ | 2 368 |
| 19 |
یکی از مضامین تکرارشونده در اینستاگرام و توییترحس سوگواری جمعی برای کشوری است که در نگاه بسیاری از مهاجران و غیرمهاجران ایرانی دیگر قابلسکونت نیست. این احساساتِ موافقِ مهاجرت چنان قویاند که میتوانند در میان کسانی که تمایلی به مهاجرت ندارند یا قادر به ترک کشور نیستند حس ناامیدی ایجاد کنند. یکی از کاربران در توییتی این احساس را چنین بیان کرده است: «نظر نامحبوب: دیدن اینهمه آدم که مهاجرت میکنند، در تلاش برای مهاجرت هستند و مدام شنیدن جملۀ ”برنامهات چیه؟ تو اپلای نمیکنی؟“... حالم را بد میکند. انگار این تنها مسیر موفقیت است.» چنین صداهایی گواهی بر آنند که مهاجرت بهشدت در ذهنیت عمومی نفوذ کرده است. در عین حال، مهاجرت به مسئلهای عمیقاً سیاسی تبدیل شده است، به طوری که شمار زیادی از کاربران فساد، سوءمدیریت سیستماتیک، نبود آزادیهای مدنی و سرکوب سیاسی را عامل اصلی مهاجرت میدانند.
از کتابِ «به جز این سرا سرایی»
تمنای مهاجرت و زیستن دائمی در وضعیت موقت
امید آسایش و عبدالمحمد کاظمیپور | 3 164 |
| 20 |
نشر نی برگزار میکند:
کارگاه ویرایش محتوایی متون تألیفی
مدرس: مجید ملکان
زمان: روزهای شنبه و سهشنبه (ساعت ۱۶ تا ۱۹)
مهلت ثبتنام: تا ۲۷ تیرماه
شروع کارگاه: ۳۰ تیرماه
مدت: پنج هفته
داوطلبان برای ثبتنام رزومهی خود را به آیدی تلگرام @nashreney_pr ارسال کنند.
در این کارگاه ویرایش متون تألیفی به منظور تولید متنِ منسجم و منطقی آموزش داده میشود. اگر بهدنبال ویرایش زبانی و صوری/ فنی (درست و نادرست در زبان فارسی، اعمالِ رسمالخط و فاصلهگذاری، مباحثِ «غلط ننویسیم» و ...) هستید، این کارگاه حتماً فایدهای برای شما نخواهد داشت. | 4 767 |
