es
Feedback
دوزخ امّا سرد

دوزخ امّا سرد

Ir al canal en Telegram

lasciate ogni speranza, voi ch'entrate. جهان پیر است و بی‌بنیاد دانش‌آموزِ ازلی فرهنگ، ادبیات، فلسفه و سیاست شاگردِ استادان برای ایرانی آزاد زن زندگی آزادی

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram دوزخ امّا سرد

El canal دوزخ امّا سرد (@startreatments) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 11 772 suscriptores, ocupando la posición 4 380 en la categoría Política y el puesto 27 014 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 11 772 suscriptores.

Según los últimos datos del 05 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 60, y en las últimas 24 horas de 35, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 40.71%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 16.89% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 4 792 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 988 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como سیاسی, blackout, چه‌طور, شیخ, جا.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
lasciate ogni speranza, voi ch'entrate. جهان پیر است و بی‌بنیاد دانش‌آموزِ ازلی فرهنگ، ادبیات، فلسفه و سیاست شاگردِ استادان برای ایرانی آزاد زن زندگی آزادی

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 06 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Política.

11 772
Suscriptores
+3524 horas
+187 días
+6030 días
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+52
en 15 canales
agosto '26
+276
en 32 canales
Get PRO
julio '26
+351
en 40 canales
Get PRO
junio '26
+471
en 64 canales
Get PRO
mayo '26
+323
en 74 canales
Get PRO
abril '26
+234
en 48 canales
Get PRO
marzo '26
+111
en 35 canales
Get PRO
febrero '26
+2 618
en 1933 canales
Get PRO
enero '26
+2 138
en 1139 canales
Get PRO
diciembre '25
+369
en 80 canales
Get PRO
noviembre '25
+216
en 30 canales
Get PRO
octubre '25
+233
en 27 canales
Get PRO
septiembre '25
+139
en 5 canales
Get PRO
agosto '25
+176
en 10 canales
Get PRO
julio '25
+237
en 15 canales
Get PRO
junio '25
+719
en 93 canales
Get PRO
mayo '25
+514
en 66 canales
Get PRO
abril '25
+261
en 39 canales
Get PRO
marzo '25
+402
en 34 canales
Get PRO
febrero '25
+259
en 16 canales
Get PRO
enero '25
+312
en 16 canales
Get PRO
diciembre '24
+369
en 29 canales
Get PRO
noviembre '24
+700
en 34 canales
Get PRO
octubre '24
+501
en 22 canales
Get PRO
septiembre '24
+246
en 15 canales
Get PRO
agosto '24
+374
en 22 canales
Get PRO
julio '24
+282
en 31 canales
Get PRO
junio '24
+389
en 33 canales
Get PRO
mayo '24
+449
en 40 canales
Get PRO
abril '24
+556
en 34 canales
Get PRO
marzo '24
+206
en 17 canales
Get PRO
febrero '24
+137
en 9 canales
Get PRO
enero '24
+271
en 22 canales
Get PRO
diciembre '23
+169
en 21 canales
Get PRO
noviembre '23
+41
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+39
en 0 canales
Get PRO
septiembre '23
+93
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+320
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+92
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+72
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+82
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+68
en 0 canales
Get PRO
febrero '230
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+14
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+228
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
05 septiembre+36
04 septiembre+3
03 septiembre+8
02 septiembre0
01 septiembre+5
Publicaciones del Canal
برخی می‌گویند خب کم‌تر مصرف کنید!، اما «زدن از خرج‌های غیرضروری توسط اکثریت جامعه» یعنی بدبختی خود جامعه. «غیرضروری‌ها» در مقیاس فردی شاید حذف‌پذیر باشند، مسئله مقیاس جمعی است! «غیرضروری» تقاضایی‌ست که چرخ تولید و دستمزد را می‌گرداند و به شکل درآمد به مردم برمی‌گردد. با کاهش عمدهٔ مصرف توسط اکثریت، بنگاه‌ها با افت فروش روبه‌رو شده و کاهش فروش به کاهش تولید می‌انجامد و کاهش تولید به تعدیل نیرو و ایستایی دستمزد و این چرخه دوباره به افت بیش‌تر تقاضا ختم می‌شود. پس «صرفه‌جوییِ همگانی» می‌شود سازوکار تکثیر فقر. به این می‌گویند «تناقض خِسّت». اصلاً خود غیرضروری چیست؟ کافه، سفر، فرهنگ، خدمات، خرده‌فروشی و... که همه زنجیره‌هایی از شغل و درآمدند و حذف آنان قطع معاشِ بخشی از جامعه است. هزینه‌ای برای توی نوعی «تفریحی» است برای دیگری اجاره و نان شب است.

2
گرانی، فقر و تنگ‌دستی جوری همه‌گیر شده که حرف زدن از چیزی جز آن‌ها مثل فخر فروشی از داشتن روانی «آسوده» و بی‌توجه به وضعیت می‌ماند. هر نوشته‌ای که بوی «رفاه» بدهد خیانتی به مخاطبان است. سقفِ تخیل جمعی به کف انتظار می‌رسد. «فراغت» تجملی‌ دست‌نیافتنی‌ست. شوخی‌ها سنگین و زمخت‌اند. اولین فکر بعد دیدن هر تصویر، فهرست هزینه‌هاست. زیستن به تعلیقی بی‌پایان بدل شده. تعویق خواستن، تعویق گفتن، تا روزی تعویق آرزو داشتن. هر بیان باید از صافیِ ضرورت عبور کند تا مُجاز شمرده شود. بیرون از آن هر چیز یا اسراف است یا انکار. پس انسان به تدریج یاد می‌گیرد کم‌تر بخواهد تا کم‌تر محکوم شود، یا بیش‌تر معترض باشد تا زودتر کشته شود. سال‌هاست که این‌طور است، و هر سال بدتر از پارسال.
3 767
3
خوش‌بختانه مترجم (زینب آزمند) به تنهایی موفق شد هر «۴۰۰» نسخهٔ باقی‌مانده از کتابی را که نشر نِی عُرضهٔ پخش‌اش را نداشت بفروشد.
2 592
4
از نگرانی‌های بزرگ عبدالمجید رشیدپور -شاگرد روح‌الله خمینی- در سال ۱۳۴۰ این بوده که دختران نامهٔ عاشقانه می‌نویسند! (همان مجل
از نگرانی‌های بزرگ عبدالمجید رشیدپور -شاگرد روح‌الله خمینی- در سال ۱۳۴۰ این بوده که دختران نامهٔ عاشقانه می‌نویسند! (همان مجله، شمارهٔ ۱۰ سال سوم).
2 965
5
جالب است که در شمارهٔ نهم مجلهٔ سردردآور «مکتب اسلام» منتشره در ۹ مهر ۱۳۳۹ نیز مثال سوئیس به عنوان دلیلی بر دغدغه‌های بی‌جای
جالب است که در شمارهٔ نهم مجلهٔ سردردآور «مکتب اسلام» منتشره در ۹ مهر ۱۳۳۹ نیز مثال سوئیس به عنوان دلیلی بر دغدغه‌های بی‌جای ترقی‌خواهان مورد استناد قرار گرفته بود.
2 892
6
حدس می‌زنید بدن آخوندی (این‌جا بدن حسن مدرس) که در تمام عمر به لرزه درنیامده، سر چه موضوعی به لرزه می‌افتد؟
2 754
7
یازدهم شهریور ۱۴۰۵ ۱‌ دلار آمریکا برابر است با دو میلیون و دویست هزار خمینی/۲۲۰ هزار تومان
3 737
8
ـــــــــــــ
3 943
9
تاریخ طبرستان در ابتدای قرن هفتم هجری نوشته شده، ابن اسفندیار از زبان ابن مقفع می‌گوید که (نامهٔ تنسر، مینوی، ص ۴۵-۴۷) اسکندر در نبرد با دارا (داریوش سوم) «به پارس لشکر کشید»، سپس «مُلک ایران‌شهر بگرفت» و سپس از قولِ ارسطو خطاب اسکندر می‌نویسد: «رای آن است که مملکت فارس را موَزَع گردانی بر ابنای ملوک ایشان». درمتنی کهن، هر سه واژهٔ ایران‌شهر، پارس و فارس با مضمونی مشابه به‌کار رفتند و این موضوع برای نگارنده و مترجم کاملاً پذیرفته بوده، که امر نادری هم نیست. اما وقتی می‌بینیم گاهی چنان یاوه می‌بافند و مفاهیم را خلط می‌کنند که «ایران نامی جدید است و بی‌تاریخ» یا «میان معنای پارس و ایران گسستی‌ست بزرگ»، نتیجه می‌گیریم که باید بر ابتدائیات تاریخی نیز تأکید کرد.
4 473
10
ابن اسفندیار در مقدمهٔ «تاریخ طبرستان» می‌نویسد: مدت دو ماه این ضعیف به شهر رِی نوردهای شبان‌روز دَر‌هَم‌پیخت و آبِ عبرت به غربالِ دیدهٔ پُرحسرت می‌بیخت و با آن تقدیر تدبیری جز خویش را به مطالعهٔ کُتب آرام دادن ندید. یکی از مُلوک را پرسیدند غایتِ مُنْتَهای تو چیست؟ گفت: «حَبِيبٌ أَنْظُرُ إِلَيْهِ و وَ كِتَابٌ أَنْظُرُ فِيه» [یاری که بر او نظر کنم، و کتابی که در آن بنگرم]. و الحق از مطالعه [...] تسکین دل این مسکین حاصل می‌شد.
4 252
11
@spam_kind_philosophy
@spam_kind_philosophy
229
12
ـــــــــــــ
1 731
13
کمی نوشتم از بزرگ‌ترین آهنگ‌ساز انگلستانی قرن بیستم و جالب‌ترین اثر متقدم‌اش. بخوانید و بشنوید.
4 207
14
یکی از دوستان کتاب‌هاش رو گذاشته برای فروش، از این‌جا به پایین می‌تونید ببینیدشون. هم عناوین بسیار خوبن هم قیمت‌ها اکثراً خیلی از ۵۰٪ تخفیف (که عُرف کتاب دست دومه) پایین‌تره، مثلاً: - ستیز با جهان مدرن، قیمت روز ۲.۶ میلیون، این‌جا ۷۸۰ هزار تومان - بودنبروک‌ها، قیمت روز ۲.۶ میلیون این‌جا ۸۹۰ هزار تومان - طبل حلبی، قیمت روز ۱.۷ میلیون، این‌جا ۵۸۰ هزار تومان
4 278
15
مقایسهٔ چهار شاخص حقوق زنان (حق سقط جنین، سهم در هیئت دولت، نرخ مشارکت در نیروی کار و نابرابری جنسیتی) روی نقشهٔ غرب آسیا و ش
مقایسهٔ چهار شاخص حقوق زنان (حق سقط جنین، سهم در هیئت دولت، نرخ مشارکت در نیروی کار و نابرابری جنسیتی) روی نقشهٔ غرب آسیا و شمال آفریقا. ایرانِ جمهوری اسلامی برای زنان در مقایسه با «اروپا و آمریکای شمالی» کشور بدی نیست، در قیاس با کشورهای مسلمان‌نشین اطراف نیز افتضاح است.
4 747
16
یکی از دوستان ظاهراً کار خیری می‌خواد بکنه، نگاهی بندازید.
1 714
17
روح‌الله خمینی با آن‌که حق رأی زنان برایش مهم نبود اما از حضورشان در ادارات بسی برافروخته می‌شد: «شما ببینید بیست و چند سال است از این کشف حجاب مفتضح گذشته است. حساب‌‎ ‌‏کنید چه کرده‌اید؟ زن‌ها را وارد کردید در ادارات. ببینید در هر اداره‌ای که وارد شدند، آن‌‎ ‌‏اداره فلج شد. فعلاً محدود است، عُلما می‌گویند توسعه ندهید، به استان‌ها نفرستید. زن اگر‌‎ ‌‏وارد دستگاهی شد، اوضاع را به‌هم می‌زند. می‌خواهید استقلال‌تان را زن‌ها تأمین کنند؟!‌‎ ‌‏کسانی که شما از آن‌ها تقلید می‌کنید [غربی‌ها]، دارند به آسمان می‌پرند [اشاره به فضاپیماها]، شما به زن‌ها وَر می‌روید؟» (آذر ۱۳۴۱)
5 131
18
نقشهٔ جهانی سالِ به رسمیت شناخته شدن حق رأی زنان به تفکیک کشورهای امروزی (طبعاً بعضی تاریخ‌ها محل اختلاف است)
نقشهٔ جهانی سالِ به رسمیت شناخته شدن حق رأی زنان به تفکیک کشورهای امروزی (طبعاً بعضی تاریخ‌ها محل اختلاف است)
4 371
19
«در ایران ۸ سال زودتر از سوئیس زنان حق رأی داشتند» این جمله درست، اما مثالی بسیار خوب برای ارائهٔ گزینشی داده‌ها به مخاطب است. چندوقت پیش استادم با توسل به همین موضوع پیش خود نتیجه گرفت که «ایران در به رسمیت شناختن حق رأی زنان در دنیا پیشرو و در منطقه مطلقاً بی‌نظیر بوده». طبعاً در ذهن ما وقتی سوئیس که مهد آزادی و دموکراسی است و با هیچ‌کس هم سر جنگ ندارد این‌قدر دیر به صف مدافعان حقوق زنان می‌پیوندند، کشورهای جهان سومی عربی یا آسیای میانه با فرهنگ ضدزن اسلامی باید تا قرن ۲۱ از قافله عقب باشند، مثال‌اش هم عربستان و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس. اما کافی‌ست کمی سرمان را بالا بگیریم و به داده‌ها نگاه کنیم‌. از جنوب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز، تا غرب آسیا و شمال آفریقا ایران با کدام کشورها در اعطای حق رأی زنان قابل قیاس است؟ -‌ آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و قرقیزستان ۱۹۱۸-۱۹۱۹ قزاقستان، تاجیکستان و ترکمنستان ۱۹۲۴-۱۹۲۷ ازبکستان ۱۹۳۸ (ذیل اتحاد جماهیر شوروی) - ترکیه ۱۹۳۰ ( رأی ملّی ۱۹۳۴) - پاکستان و هند ۱۹۴۷ - اسرائیل ۱۹۴۸ - لیبی ۱۹۵۱ -لبنان ۱۹۵۲ -سوریه ۱۹۵۳ - اردن ۱۹۵۵ (فقط زنان باسواد، ۱۹۹۳ کامل) - مصر ۱۹۵۶ - تونس ۱۹۵۷ - عراق ۱۹۵۸ - الجزایر ۱۹۶۲ - ایران، افغانستان و مراکش ۱۹۶۳ - سودان ۱۹۶۴ - یمن ۱۹۶۷ برگردیم به اروپا، با فاکتور گرفتن سوئیس، دیرترین کشورهایی که حق رأی زنان را به رسمیت شناختند یونان در ۱۹۵۲ و رومانی در ۱۹۴۶ بودند. یعنی سوئیس در میان کشورهای غربی داده‌ای «پرت» است. اما دلیل این موضوع چه بود؟ جُدا از روحیهٔ محافظه‌کار حاکم نسبت به تغییر و سخت بودن تعیین قوانین کاملاً ملّی (فراتر از نواحی محلی)، پاسخ «دموکراسی مستقیم» است! از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۱، بارها همه‌پرسی‌هایی برای به رسمیت شناختن رأی زنان برگزار شد که تمام رأی‌دهندگان آنان طبق قوانین موجود مرد بودند. و آن مردان حق رأی زنان را رد می‌کردند. تا آن‌که بالأخره نظرشان تغییر کرد. نمونه‌ای برخلاف تقریباً تمام کشورهای نام‌برده که در آن فرایند به شکل «اصلاح از بالا» صورت می‌گرفت. این موضوع باعث نمی‌شود موضوع به رسمیت شناختن حق رأی زنان را کوچک و دم‌دستی بشماریم، در همان زمان آخوندهای نظیر روح‌الله خمینی و دیگر ارتجاعیون دینی فریاد وامصیبتا سردادند. خمینی در تلگرافی خطاب به شاه و سپس اسدالله علم، ابتدا به‌طور کلی از حق رأی زنان ابراز نگرانی کرده، سپس آن را بدون مشکل اما در درجهٔ آخر اهمیت دانست: «...موضوع حق رأی‌دادن زنان و غیره در درجهٔ آخر اهمیت قرار دارد.» و حق انتخاب شدن‌شان را موجب فحشا: «حق انتخاب‌شدن آن‌ها فحشا به بار می‌آورد.» اردیبهشت ۱۳۴۲
5 038
20
«در ایران ۸ سال زودتر از سوئیس زنان حق رأی داشتند» این جمله درست، اما مثالی بسیار خوب برای ارائهٔ گزینشی داده‌ها به مخاطب است. چندوقت پیش استادم با توسل به همین موضوع پیش خود نتیجه گرفت که «ایران در به رسمیت شناختن حق رأی زنان در دنیا پیشرو و در منطقه مطلقاً بی‌نظیر بوده». طبعاً در ذهن ما وقتی سوئیس که مهد آزادی و دموکراسی است و با هیچ‌کس هم سر جنگ ندارد این‌قدر دیر به صف مدافعان حقوق زنان می‌پیوندند، کشورهای جهان سومی عربی یا آسیای میانه با فرهنگ ضدزن اسلامی باید تا قرن ۲۱ از قافله عقب باشند، مثال‌اش هم عربستان و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس. اما کافی‌ست کمی سرمان را بالا بگیریم و به داده‌ها نگاه کنیم‌. از جنوب آسیا، آسیای مرکزی و قفقاز، تا غرب آسیا و شمال آفریقا ایران با کدام کشورها در اعطای حق رأی زنان قابل قیاس است؟ -‌ آذربایجان، گرجستان، ارمنستان و قرقیزستان ۱۹۱۸-۱۹۱۹ قزاقستان، تاجیکستان و ترکمنستان ۱۹۲۴-۱۹۲۷ ازبکستان ۱۹۳۸ (ذیل اتحاد جماهیر شوروی) - ترکیه ۱۹۳۰ ( رأی ملّی ۱۹۳۴) - پاکستان و هند ۱۹۴۷ - اسرائیل ۱۹۴۸ - لیبی ۱۹۵۱ -لبنان ۱۹۵۲ -سوریه ۱۹۵۳ - اردن ۱۹۵۵ (فقط زنان باسواد، ۱۹۹۳ کامل) - مصر ۱۹۵۶ - تونس ۱۹۵۷ - عراق ۱۹۵۸ - الجزایر ۱۹۶۲ - ایران، افغانستان و مراکش ۱۹۶۳ - سودان ۱۹۶۴ - یمن ۱۹۶۷ برگردیم به اروپا، با فاکتور گرفتن سوئیس، دیرترین کشورهایی که حق رأی زنان را به رسمیت شناختند یونان در ۱۹۵۲ و رومانی در ۱۹۴۶ بودند. یعنی سوئیس در میان کشورهای غربی داده‌ای «پرت» است. اما دلیل این موضوع چه بود؟ جُدا از روحیهٔ محافظه‌کار حاکم، به سادگی پاسخ «دموکراسی مستقیم» است! از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۱، بارها همه‌پرسی‌هایی برای به رسمیت شناختن رأی زنان برگزار شد که تمام رأی‌دهندگان آنان طبق قوانین موجود مرد بودند. و آن مردان حق رأی زنان را رد می‌کردند. تا آن‌که بالأخره نظرشان تغییر کرد. نمونه‌ای برخلاف تقریباً تمام کشورهای نام‌برده که در آن فرایند به شکل «اصلاح از بالا» صورت می‌گرفت. این موضوع باعث نمی‌شود موضوع به رسمیت شناختن حق رأی زنان را کوچک و دم‌دستی بشماریم، در همان زمان آخوندهای نظیر روح‌الله خمینی و دیگر ارتجاعیون دینی فریاد وامصیبتا سردادند. خمینی در تلگرافی خطاب به شاه و سپس اسدالله علم، ابتدا به‌طور کلی از حق رأی زنان ابراز نگرانی کرده، سپس آن را بدون مشکل اما در درجهٔ آخر اهمیت دانست: «...موضوع حق رأی‌دادن زنان و غیره در درجهٔ آخر اهمیت قرار دارد.» و حق انتخاب شدن‌شان را موجب فحشا: «حق انتخاب‌شدن آن‌ها فحشا به بار می‌آورد.» اردیبهشت ۱۳۴۲
2