پایدِیا
رفتن به کانال در Telegram
"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49
نمایش بیشتر1 230
مشترکین
+424 ساعت
+17 روز
+1130 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+13
در 0 کانالها
ژوئن '26
+45
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+60
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+11
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+49
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+60
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+46
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+50
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+46
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+38
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+15
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+70
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+34
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '25
+15
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+33
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+61
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+38
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+64
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+93
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+52
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+29
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+27
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+44
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+38
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+29
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+68
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+55
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+29
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+34
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+21
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+103
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+67
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+18
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+47
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+51
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+40
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+122
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+26
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+51
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+339
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '220
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '220
در 0 کانالها
Get PRO
مه '220
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '220
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '210
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '210
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '210
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+155
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 05 ژوئیه | +3 | |||
| 04 ژوئیه | +6 | |||
| 03 ژوئیه | +2 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | +2 |
پستهای کانال
سکانسی از فیلم "نام گل سرخ"
محصول ۱۹۸۶ ، ساخته: ژان ژاک آنو
------------------------------
دیالوگِ این سکانس میتونه مدتها آدم رو به فکر فرو ببره.
استاد میگه: " گوژپشت، زمانی یک مرتد بود"، در واقع داره هشدار میده که خیلیها با نیت بد وارد افراطگرایی نمیشن؛ حتی با شوق رسیدن به حقیقت قدم برمیدارن.
بعد میگه:
"فاصلهی کوتاهی بین رؤیای سرمستکننده و جنونِ گناهآلود وجود دارده".
میخواد بگه، مشکل در برخی از جنبش های مذهبی، شور و ایمان نیست؛ مشکل از جایی شروع میشه که نقد، پرسشگری و تعادل عقلانی کنار گذاشته میشه. از اون لحظه به بعد، حقیقتجویی کمکم جاشو به تعصب میده و انسان خیال میکنه ،حقیقت رو تمام و کمال در اختیار داره.
وخطرناکترین لحظه، وقتی نیست که هنوز حقیقت را پیدا نکردهایم؛ بلکه وقتیه که هیچ احتمالی نمیدیم که ممکنه بخشی از حقیقت رو نفهمیده باشیم، یقینِ بی چون و چرا داریم و نقد و پرسشگری رو بی معنا میدونیم.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo
| 2 | ۱۴ تیرماه
روز قلم در تقویم رسمی ایران
بهوش، مَلعَبهی دستِ دیگران نشوید
قلم فروشِ کسی، بهرِ آب و نان نشويد!
"بیداد خراسانی"
@PaideiaPhilo | 153 |
| 3 | 🌙
قطار می رود،
تو می روی،
تمام ایستگاه می رود.
و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظارِ تو
کنارآ این قطارِ رفته ایستاده ام،
و همچنان،
به نرده هایِ ایستگاهِ رفته
تکیه داده ام !
"قیصر امینپور"
@PaideiaPhilo | 202 |
| 4 | 💥همیشه یکی از قشنگترین حسهایی که از تدریس میگیرم، اینه که وسط یک دوره یا بعد از تموم شدنش میبینم نگاه آدمها به انسان، جهان و زندگی یه کم عمیقتر شده.
مثلاً توی دوره اخیر: "مکاتب ادبی با رویکرد فلسفی–اجتماعی"، وقتی دوستان میگن انگار یه پنجره جدید به روی نگاهشون باز شده و حالا رمانها و متنهای ادبی رو جور دیگهای میتونن بخونن و بفهمن، واقعاً لذت میبرم.
جالب اینجاست که همین حرفها خودم رو هم دوباره مشتاق میکنه برگردم سراغ متنهایی که بارها خوندهام و این بار با یه نگاه تازه مرورشون کنم.
به نظرم اینها از قشنگترین هدیههای کلاس و فرایند یاددهی_یادگیریه.💐
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 209 |
| 5 | 💥انیمیشنی از خانم لائورا نیووُومِن که پیوند عمیقی با مفاهیم فلسفی- روانشناختی دارد.
Laura Newvovmen
------------------------
◾️ این انیمیشن فقط درباره بافتن نیست؛ درباره ذهن انسان است. ما هم مثل شخصیت داستان، مدام در حال "بافتن" هستیم؛ اما نه با نخ، بلکه با باورها، خاطرات، عادتها و دلبستگیها. کمکم این بافتهها بخشی از هویت ما میشوند، تا جایی که دیگر نمیدانیم ما آنها را ساختهایم یا آنها ما را ساختهاند.
آن لحظهای که میلهی بافتن را پرت میکند، نقطهی مهمی در روایت است؛ انگار برای اولینبار "خودکار بودنِ زندگی" قطع میشود. او ابزار ادامه دادن را کنار میگذارد و میگوید: دیگر نمیخواهم در این چرخه بمانم.
اما مسئله اینجاست: کنار گذاشتن ابزار تکرار، به معنای رهایی فوری از پیامدهای آن نیست. حتی وقتی متوقف میکند، بافتهها هنوز وجود دارند و همچنان او را به سمت همان پرتگاه میکشند.
شاید این همان لحظهای باشد که انسان میفهمد: قطع یک رفتار، همیشه به معنای قطع پیامدهای آن نیست. و شاید بزرگترین زندان انسان، زندانی باشد که خودش با دستان خودش بافته است.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 275 |
| 6 | برون ز خویش کجا میروی؟ جهان خالیست
(بیدل دهلوی)
@PaideiaPhilo | 225 |
| 7 | 📘📗📕
بازفرستهی یک نوشته قدیمی
اندیشیدن راستین، چیزی نیست که با جابهجا کردن چند باور آماده در ذهن اتفاق بیفته. تفکر واقعی به یک جرقه نیاز داره؛ وگرنه ما فقط در حال بازآراییِ دانستههای تجربهنشدهمون هستیم و اسمش رو میگذاریم "فکر کردن".
اندیشیدن در اصل، "بذر افکندنه"؛ بذرهایی روشنکننده در ذهن. اما این بذرها فقط زمانی کاشته میشن که "پرسش" شکل بگیره. تا وقتی پرسشی نباشه، جرقهای هم زده نمیشه.
موندن تو زندانِ پاسخهای تکراری، نخنما و تاریخ مصرف گذشته، کافیه تا به تعبیر افلاطون، سایهها را اصل بپنداریم، و در توهّم آگاهی به سر ببریم. پاسخهایی که آرامآرام تبدیل میشوند به ماشین سرکوب پرسشهای اساسی ما؛ و در نهایت، چیزی جز مرگ تفکر بهجا نمیمونه.
تو این وضعیت، باید جرئت کنیم از اسارت پاسخهای آماده رها بشیم؛ و همچنین از اون نوع آدمهایی که مدعیاند همه پاسخها رو مثل نُقل و نبات توجیبشون دارن.
و اما یک سوال مهم:
آیا تا به حال واقعاً از این آدمها چیزی پرسیدهاید؟ از سوفوکل، اوریپیدوس، افلاطون، ارسطو، نیچه، پل الوار، رولو می، اریک فروم، بولگاکف، مایاکوفسکی، ناباکف، صادق هدایت، فروغ فرخزاد، نزار قبانی، آنا آخماتووا، میلان کوندرا، کامو، کافکا، بکت، لورکا، سیمون دوبوآر، هانا آرنت، کییرکگور، گابریل مارسل، ویرجینیا وولف، بارگاس یوسا، جورج اورول، داستایوفسکی، اونامونو و ....؟
اگر پاسختون منفیه، و هیچوقت از اینها چیزی نپرسیدهاید؛ یعنی هیچ وقت دعوت نشدهاید به دیدن خودتون و جهان از پنجرهای تازه و منظرگاهی متفاوت.
پرسشگری از این متفکران به ما امکان "تولدی دوباره" میده ؛ تولدی نه زیستی، بلکه فکری. آخه تولد بیولوژیک که خودش بهتنهایی هیچ فضیلتی محسوب نمیشه!
باید ازشون بپرسیم؛ تا بتونیم بر سر سفرهی ضیافتشون بشینیم و اندیشهها را بنوشیم، تا ذهنمون به تدریج به زمینی سترون و کویری لمیزرع تبدیل نشه.
🖊علیرضا اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 265 |
| 8 | 📣📣📣📣📣📣📣📣📣
فردا، پنجشنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵ در درسگفتار "مروری بر تاریخ فلسفه غرب" به ذهن یکی از متفاوتترین فیلسوفان تاریخ میپردازیم: سورن کییرکگور.
در قرن نوزدهم و در دلِ دانمارکی بحرانزده و در آستانه فروپاشی سیاسی و اقتصادی، با انسانی روبهرو میشویم که فلسفه را از آسمانِ مفاهیم به زمینِ زندگی کشاند.
از اضطراب، ایمان، انتخاب و تنهایی انسان سخن خواهیم گفت؛ جایی که "باور" دیگر یک نظر نیست، بلکه یک مسئولیت اخلاقیست.
و خواهیم دید که او چگونه در برابر دین کلیسایی و دین دانشگاهی میایستد.
رویکرد او به خدا، رویکردی از جنس رابطه است، نه نظریه؛ از جنس زیستن است، نه دانستن.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 296 |
| 9 | ویکتور یالوم پسر اروین یالوم، بزرگترین روان پزشک دنیا، بخاطر افسردگی خودکشی کرد.
-------------------------------
احتمالا این اتفاق بسیاری را متعجب کرده باشه! این که پسر یکی از بزرگترین روان درمانگران دنیا، خودکشی کرده به خاطر افسردگی!
به نظرم، شاید نکته اصلی این نباشه که چرا یک رواندرمانگر حرفهای نتونسته پسرش رو نجات بده ؛ بلکه این باشه که حتی عمیقترین عشقها و نزدیکترین رابطهها هم همیشه توان نجات دیگری رو ندارند.
پدر میتونه روان انسان رو خوب بشناسد، اما نمیتونه جایِ او زندگی کنه، و رنج او رو به دوش بکشه ، تا طوفان ذهنش رو خاموش کند.
و شاید این، تلخترین مرزِ عشق و درمان باشه.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 576 |
| 10 | بورخس؛ وقتی داستان، فلسفه میشود
هر چند "خورخه لوئیس بورخس" نویسنده بزرگ آرژانتینی و از پیشگامان ادبیات پستمدرن، فیلسوف نبود، اما از بزرگترین نویسندگانی است که فلسفه را به ادبیات تبدیل کرد. او بهجای ساختن یک نظام فلسفی، ایدههای عمیق فلسفی را در قالب داستان و شعر به تصویر کشید.
در آثار او، ایدهآلیسم به جهانی میانجامد که واقعیت را ذهن انسان میسازد؛ زمان از مسیر خطی خارج میشود و به جهانهای موازی و امکانهای بیپایان بدل میگردد؛ هزارتو نماد سرگشتگی انسان است و کتابخانه بابل، استعارهای از جهانی بیکران که در آن حقیقت در میان انبوهی از اطلاعات گم میشود.
بورخس همچنین بارها مرز میان رؤیا و واقعیت را در هم میشکند و از خواننده میپرسد: اگر خود ما بخشی از رؤیای دیگری باشیم چه؟
بورخس با استدلال فلسفی سخن نمیگوید؛ او پرسشهای فلسفی را روایت میکند. به همین دلیل، آثارش نشان میدهند که گاهی یک داستان میتواند به اندازه یک رساله فلسفی، ما را به اندیشیدن درباره حقیقت، زمان، هویت و هستی وادارد.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 393 |
| 11 | 📕📗📘
داشتم دیوان غزلیات شمس رو ورق میزدم که به این بیت برخوردم:
"یک ریسمان فِکندی، بُردیم بر بلندی
من در هوا معلق و آن ریسمان گسسته"
اونچه برام جالب بود، نه "گسستن ریسمان"، بلکه "معلق موندنه".
مولانا از سقوط حرف نمیزنه؛ داره از تعلیق میگه. از وضعیتی که انسان نه به تکیهگاه پیشین برمیگرده و نه هنوز به افق تازهای رسیده.
و همین تعلیق، یکی از اصیلترین تجربههای اگزیستانسیاله؛ لحظهای که یقین فرو میریزه، اما معنا هنوز متولد نشده .
گاهی ادبیات، قرنها پیش از اینکه فلسفه مفهومی برای یه تجربه بسازه، اونو با یک تصویر جاودانه روایت میکنه.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 494 |
| 12 | 📣📣📣📣📣📣📣📣📣
در ادامهی درسگفتار آنلاین مکاتب ادبی با رویکردی فلسفی ـ اجتماعی
و پس از عبور از کلاسیسیسم ، شنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۵ به رمانتیسیسم میپردازیم؛ جریانی که شاید بیش از آنکه یک مکتب ادبی باشد، نوعی دگرگونی در فهم انسان است.
رمانتیسیسم از یک پرسش آغاز میشود:
آیا عقل برای فهم انسان کافی است؟
اینجا تخیل، احساس، طبیعت و تجربهی زیسته، در برابر قطعیتهای عقلانی قد علم میکنند و تصویری تازه از انسان و جهان میسازند.
در این جلسه، رمانتیسیسم را نه فقط بهعنوان یک جریان ادبی، بلکه بهمثابه یک چرخش فلسفی در تاریخ اندیشه بشر، بررسی خواهیم کرد.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 443 |
| 13 | صبح از سفر سخت زمان می آید
زآنسوی زمین و آسمان می آید
شب را به فراسوی زمین رانده به خشم
صبحی که نفس نفس زنان می آید
(قیصر امینپور)
@PaideiaPhilo | 479 |
| 14 | ◾️◾️◾️
به گمانم، حسین بن علی(ع) بیش از آنکه تشنه آب بوده باشد، تشنه بیداری انسان بود. عطش او، عطش دانایی، آزادی و کرامت بود؛ و مسالهاش نه با اهل اندیشه، که با دیوانگانی بود که جهل را با قدرت، و قدرت را با دین آمیخته بودند.
اگر یاد عاشورا، خوابِ کاسبکارانِ دین را آشفته نکند، و دزدانِ بیتالمال را نگران نسازد، و مُستبدان را به هراس نیندازد و در دل محرومان، امید به عدالت و آزادی نیافریند، آنچه برپا میشود، هرچه باشد، ادامه راه او نیست؛ تنها نمایشی از نام اوست.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 947 |
| 15 | 🟤 فلسفه؛ فرزندِ بُحرانِ انسان بودن
✍ علیرضا اسماعیلی
چندین دهه است که علوم انسانی در این جامعه جدی گرفته نشده و گاهی حتی خوار شمرده شده است. نه فقط فلسفه؛ بلکه تاریخ، ادبیات، جامعهشناسی و تقریباً هر دانشی که بخواهد از انسان سخن بگوید، سهمی از این بیمهری داشته است.
اما من میخواهم از فلسفه بگویم. به گمانم فلسفه صرفاً یک رشتهی دانشگاهی نیست که بتوان آن را کنار سایر رشتهها گذاشت و هر زمان خواستند حذفش کنند. فلسفه معلول یک بحران است؛ بحرانِ انسان بودن. اگر انسان هیچگاه از خودش، از جهان، از خدا و از معنای زندگی نمیپرسید، فلسفه نیز هرگز متولد نمیشد.
همچنین، مسئله این است که فلسفه از دل آسایش به وجود نیامده؛ فرزندِ پرسش و بیقراری است. کارش این نیست که ذهن را نوازش دهد و انسان را آسودهتر بخواباند، بلکه او را بیدار کند. و این بیداری، با بیقراری همراه است. پاسخهای آماده به کسی نمیدهد، و کاری میکند که دیگر نتوانی بعضی پرسشها را نادیده بگیری؛ پرسش از: حقیقت، عدالت، آزادی، مشروعیت، حکومت، دین، سیاست، زبان، زیبایی، شفقت، خدا و معنای زندگی. پرسشهایی که اگر جدی گرفته شوند، دیگر آدمِ سابق نخواهی بود.
و برای کسی چون من که زندگیاش به تمامی میان آموختن، کتاب خواندن، معلمی کردن، اندیشیدن و نوشتن گذشته و میگذرد، گاهی این احساس پیش میآید که به زبانی سخن میگویم که این روزها کمتر کسی حوصله شنیدنش را دارد. انگار ساختارهای زندگی معاصر و نظام ارزشی حاکم، برای همهچیز جا باز کردهاند؛ برای کار، برای پول، برای خبر، برای مسابقه و برای ساعتها اسکرول کردن؛ اما برای فکر کردن، کمتر مجالی باقی گذاشتهاند.
و طنز تلخ ماجرا اینجاست که ما تقریباً برای همهچیز ارزش قائلیم، جز همان موجودی که قرار بود منشأ همهی ارزشها باشد؛ خودِ انسان. به همین دلیل، به حاشیه رفتن علوم انسانی فقط به حاشیه رفتن چند رشتهی دانشگاهی نیست؛ به حاشیه رفتنِ خودِ انسان است.
فلسفه را میتوان از دانشگاهها حذف کرد، بودجهاش را کم کرد و آن را بیفایده نامید، و باشندگانِ این سرزمین را آنقدر مشغول تقلّا برای امرار معاش کرد که فرصتی برای اندیشیدن نداشته باشند، اما بحرانِ انسان بودن با این کارها از بین نمیرود. تا وقتی انسان هست، پرسش هست؛ و تا وقتی پرسش هست، فلسفه زنده است. آنچه باید نگرانش باشیم، مرگ فلسفه نیست؛ روزی است که دیگر هیچکس جرئت اندیشیدن نداشته باشد.
@PaideiaPhilo | 990 |
| 16 | شب رویا
بانو مرضیه
@PaideiaPhilo | 464 |
| 17 | همراهان گرامی، 💐
امیدوارم شب با شما مهربان باشد؛
همان شمایی که روز، تمام توانش را صرف فرسودنتان کرده است.
امیدوارم تاریکی، آن آرامشی را به شما ببخشد که روشنایی از شما دریغ کرد،
باشد که سکوت شب، خستگیِ امروز را از جانتان بشویَد،
و خواب، آرامشی را به شما هدیه دهد که در هیاهوی روز گم شده بود.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 493 |
| 18 | 🛑 از علم تا فلسفه؛ آیا جهان را همانگونه که هست میبینیم؟
این توضیح، در ادامه بحثی است که چندی پیش در درسگفتار فلسفه کانت مطرح کرده بودم؛ جایی که گفتیم از نگاه کانت، ما جهان را مستقیماً و آنگونه که "در خودش" هست تجربه نمیکنیم، بلکه جهانو از خلال ساختار ذهن و حواس خود میشناسیم.
شاید براتون جالب باشه که پژوهشهای جدید نشان دادهاند، سلولهای بدن ما دائماً ارتعاشات بسیار ظریفی تولید میکنن. این ارتعاشات از نظر فیزیکی کاملاً واقعیاند، اما گوش انسان توان شنیدن اونها را نداره.
پس آیا میشه گفت این صداها وجود ندارند؟
نه. آنچه در جهان خارج وجود داره، ارتعاش و موج صوتیه؛ اما "شنیدن صدا" زمانی رخ میده که این امواج با دستگاه شنوایی و مغز ما تعامل پیدا کنن. درباره رنگ هم دقیقاً همین وضعیت برقراره. در جهان خارج، طول موجهای مختلف نور وجود دارن فقط نه رنگ. اما اونچه ما به صورت قرمز، آبی یا سبز تجربه میکنیم، حاصل نحوه ادراک و پردازش ذهن ماست.
این مثال رو آوردم تا کمک کنه تا ایده کانت رو ملموستر بفهمیم. کانت معتقد بود اونچه ما تجربه میکنیم "پدیدار" است، نه "شیء فینفسه". یعنی تجربه ما هرگز نسخهای بیواسطه از جهان نیست، بلکه همواره محصول تعامل واقعیت بیرونی با ساختار ادراکی ذهن ماست. به بیان دیگه، ذهن فقط یک آینه نیست که جهان را منعکس کنه(آخه قدمای ما میگفتن ذهن مثل آینه است). ذهن در شکلگیری تجربه ما از جهان نیز نقش فعالی داره.
و موجودی یا موجوداتی با حواس یا ساختار شناختی متفاوت، جهانو به گونهای دیگه تجربه میکنند.
بنابراین پرسش کانت این نیست که "آیا جهان خارج وجود دارد؟"؛ او وجود جهان را انکار نمیکند، بلکه میپرسد: ما این جهان را چگونه و تحت چه شرایطی میشناسیم؟
شاید به همین دلیله که انقلاب فکری کانت را "انقلاب کپرنیکی در فلسفه" نامیدهاند؛ چرا که کانت، مرکز توجه رو از جهانِ مستقل، به شرایط و امکانات شناخت انسان منتقل کرد.
✍ علیرضا اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 618 |
| 19 | 🛑 سلول ها می توانند امواجی را منتشر کنند که انسان قادر به شنیدن آنها نیست.
موتورهای مولکولی ماشینهای مولکولی زیستیای هستند که عامل اصلی حرکت در سازوارههای زنده میباشند. در حالت کلی موتور به معنی وسیلهای است که شکلی از انرژی را مصرف و به حرکت یا کار تبدیل میکند؛ برای مثال، بسیاری از موتورهای مولکولی پروتئین-محور از انرژی آزاد شیمیاییای که از آبکافت ایتیپی آزاد میشود برای انجام کار مکانیکی استفاده میکنند.
[موتورپروتئینها به کلاسی از موتورهای مولکولی گفته میشود که قادر به حرکت در امتداد سطوح یک بستر مناسب هستند.]
@PaideiaPhilo
توضیح و تحلیل👇👇👇👇👇👇👇 | 486 |
| 20 | پیام صوتی | 1 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
