پایدِیا
Ir al canal en Telegram
"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49
Mostrar más1 222
Suscriptores
Sin datos24 horas
+77 días
-230 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+15
en 0 canales
mayo '26
+8
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+60
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+11
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+49
en 0 canales
Get PRO
noviembre '25
+60
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+46
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+50
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+46
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+38
en 2 canales
Get PRO
junio '25
+15
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+70
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+34
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+15
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+33
en 1 canales
Get PRO
enero '25
+61
en 1 canales
Get PRO
diciembre '24
+38
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+64
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+93
en 2 canales
Get PRO
septiembre '24
+52
en 0 canales
Get PRO
agosto '24
+29
en 2 canales
Get PRO
julio '24
+27
en 1 canales
Get PRO
junio '24
+44
en 1 canales
Get PRO
mayo '24
+38
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+29
en 1 canales
Get PRO
marzo '24
+68
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+55
en 2 canales
Get PRO
enero '24
+29
en 1 canales
Get PRO
diciembre '23
+34
en 1 canales
Get PRO
noviembre '23
+21
en 1 canales
Get PRO
octubre '23
+103
en 1 canales
Get PRO
septiembre '23
+67
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+12
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+8
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+18
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+47
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+51
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+40
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+122
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+26
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+51
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+339
en 0 canales
Get PRO
octubre '220
en 0 canales
Get PRO
septiembre '220
en 0 canales
Get PRO
agosto '220
en 0 canales
Get PRO
julio '220
en 0 canales
Get PRO
junio '220
en 0 canales
Get PRO
mayo '220
en 0 canales
Get PRO
abril '220
en 0 canales
Get PRO
marzo '220
en 0 canales
Get PRO
febrero '220
en 0 canales
Get PRO
enero '220
en 0 canales
Get PRO
diciembre '210
en 0 canales
Get PRO
noviembre '210
en 0 canales
Get PRO
octubre '210
en 0 canales
Get PRO
septiembre '210
en 0 canales
Get PRO
agosto '210
en 0 canales
Get PRO
julio '210
en 0 canales
Get PRO
junio '210
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+155
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 17 junio | +1 | |||
| 16 junio | +1 | |||
| 15 junio | 0 | |||
| 14 junio | +5 | |||
| 13 junio | +1 | |||
| 12 junio | +1 | |||
| 11 junio | +2 | |||
| 10 junio | 0 | |||
| 09 junio | 0 | |||
| 08 junio | 0 | |||
| 07 junio | 0 | |||
| 06 junio | +2 | |||
| 05 junio | 0 | |||
| 04 junio | +1 | |||
| 03 junio | 0 | |||
| 02 junio | +1 | |||
| 01 junio | 0 |
Publicaciones del Canal
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣
شروع جلسه اول این درسگفتار
درسگفتاری برای فهم مکاتب ادبی؛ در پیوند فلسفه، تاریخ و جامعه.
چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
ساعت ۲۰
آنلاین
| 2 | کسی اینجاست؟
هلا! من با شُمایم،
های! میپرسم کسی اینجاست؟
■■■■■■■■■■■■■■
آره اخوان عزیز... هنوز اینجاییم.
اما راستش این "اینجا"، دیگه اون "اینجا"ی سابق نیست. انگار بین موندن و رفتن، بین بودن و نبودن، یه جایی معلق موندیم.
خیابونها همون خیابونهاست، ولی مدتیه که شدیدا حالوهوای شهر عوض شده. آدمها هنوز سر کار میرن، درس میدن، درس میخونن، خرید میکنن، میخندن؛ اما یه چیزی تهِ دل همه جابهجا شده، یه چیزی که اسمش رو نمیشه راحت گفت.
دیگه حتی کلمهها هم مثل قبل کار نمیکنن. وقتی میگیم "اینجا"، "حضور"، "آرامش" یا "فردا"، انگار هر کدومشون یه مکث، یه تردید، یا یه علامت سؤال با خودشون دارن.
یک روز خبر آتشبس را میشنوی، روز بعد خبر نقض آتشبس رو، و روز بعدتر میگن اصلاً سوءتفاهم بوده اون خبر نقض آتشبس!!. انگار دیگه کسی حتی به شأن فلسفی واژهها هم احترام نمیگذاره؛ کلمهها دارن هر روز معنایی تازه میگیرن و فردا همون معنا را هم پس میگیرن!!.
خبرها هر روز یه روایت تازه میسازن و فرداش خودشون هم روایت دیروز رو عوض میکنن. آدم کمکم نمیدونه به کدوم صدا اعتماد کنه.
جناب اخوان،برای من، حتی معنای "اینجا بودن" هم عوض شده. یک ترم تمام، دانشجوها را نمیبینی؛ فقط صداشونو از اون سوی صفحه میشنوی که میگن: "استاد، اینجام." اما "اینجا"ی اونها، یعنی فرسنگها دورتر از تو. انگار حضور، دیگه هممکانی نیست؛ فقط صداییه که از فاصلهای دور میرسه.
و تازه همین "اینجا"هم چندان دوام نداره. وسط حرف، تصویر میروه، صدا قطع میشه، و ارتباط میافته. تا میخوای مطمئن بشی کسی اینجاست، یکدفعه دیگه حتی "اینجا" هم نیست.
برای همینه که اگر دوباره بپرسی:" هلا، من با شمایم، های، کسی اینجاست؟"
جواب اینه: بله... هستیم. اما بودنِ ما، مثل قبل نیست. انگار هر روز باید دوباره بفهمیم "اینجا" دقیقاً کجاست و اسمشو چی میشه گذاشت.
و شاید تلخترین حقیقت همین باشه؛ اینکه ما هنوز اینجاییم، هنوز نفس میکشیم، هنوز صدای هم را میشنویم... اما زمان، هیچگاه از همان جایی که ایستاده بود، دوباره آغاز نمیشه.
بعضی اتفاقها، نه فقط شهرها، که خودِ معنای «بودن» را تغییر دادن. پس از اون، آدمها به همون خونهها برمیگردن، از همون خیابونها میگذرن و همون نامها را بر زبان میآرن؛ اما دیگه هیچچیز دقیقاً همون نیست.
بله، ما اینجاییم...؛ اما نه جهان، نه واژهها، نه آدمها، و نه حتی خودِ "اینجا" مثل قبل نیست.
✍علیرضا اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 158 |
| 3 | 🔸 فایل صوتی
🔸خوانش هِگلی از تراژدی آنتیگونه اثر سوفوکلِس
◾️ تراژدی آنتیگونه در نظر هگل نه تنها نشان دهنده روحِ قومیِ یونان ، بلکه برترین اثر هنری تمام ادوار بود .
در این فایل صوتی به این مسئله پرداخته میشود که هگل چگونه خوانشی از تراژدی آنتیگونه ارائه می دهد ؟
آنچه که هگل از تراژدی آنتیگونه بیان میکند، سلسلهای از تعارضات دردناک است که حاصل تقابل قوای اخلاقیاتی جامعه بود، و در این تقابل ، روح ، نهایتاً به مرحلهای عقلانی تر و آزادتر عبور میکند و این مرحله همان "منطق جریان غایتمند تاریخ" به سوی "تحقق آزادی" است .
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 140 |
| 4 | کلاسیسیسم جهان را دارای نظمی عقلانی و اخلاقی میداند؛ نظمی که در آن، فضیلت با حقیقت همسو است و رذیلت سرانجام به شکست میانجامد.
این نقاشی، صحنه ای از اخراج هلیودوروس از معبد را به تصویر میکشد. روایتی از کتاب دوم مکابیان در عهد عتیق، که در آن هلیودوروس نه تنها به دست نیرویی آسمانی و الهی مجازات میشود، بلکه در برابر قانونی جاودان از عدالت و نظم جهان سر فرود میآورد.
این اثر یادآور این حقیقت است که هیچ قدرتی فراتر از نظم عقلانی و اخلاقی هستی نیست.
[در جلسه نخست "مکاتب ادبی" که فردا، چهارشنبه ۲۷ خرداد، برگزار خواهد شد، به مکتب کلاسیسیسم بهصورت مفصل میپردازیم و مبانی فلسفی آن را بررسی خواهیم کرد]
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 218 |
| 5 | @PaideiaPhilo | 265 |
| 6 | درود و ارادت به همه همراهان 🌹
بهزودی درسگفتار "مکاتب ادبی" رو شروع میکنیم؛ و البته قرار نیست فقط اسم چندتا مکتبها رو یاد بگیریم، قراره عمیق بشیم و با لنزی فلسفی- سیاسی، ببینیم انسان تو هر دورهای چطور فکر میکرده، جهان رو چطور میدیده و خودش رو کجا قرار میداده، و نمودش در ادبیات چگونه ظاهر شده.
و اینطوری، ادبیات دیگه برای ما فقط متن و داستان نیست؛ یه جور راهه برای فهمیدن ذهن آدمها در طول تاریخ.
دوستانی که در این سفر همراهی می کنند، لطفا قبل از شروع، پیشنهاد میکنم "آنتیگونه" از سوفوکل رو بخونن.
کوتاهه، ولی پر از سؤالهای جدی: قانون مهمتره یا وجدان؟ اطاعت یا آزادی؟ و انسان وقتی بین اینها گیر میکنه، باید چی کار کنه؟
ارادتمند ،اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 336 |
| 7 | 🔘 درباره نظریه عدالت جان رالز
رالز میگه: عدالت فقط اجرای قانون نیست؛ بلکه یعنی جامعهای داشته باشیم که توش حقوق همه آدمها رعایت بشه و همه فرصتی برابر برای رشد داشته باشن.
برای توضیحش یه نظرجالب داره: میگه فرض کن میخوای قوانین جامعه رو بنویسی، اما پشت یه "پرده نادانی" هستی؛ یعنی نمیدونی بعداً قراره چه کسی باشی (فقیر یا ثروتمند، زن یا مرد، مسلمون یا مسیحی یا زرتشتی، پزشک یا کارگر و...)
حالا تو این شرایط، منطقیترین کار اینه که قوانینی رو انتخاب کنی که اگر در ضعیفترین موقعیت هم افتادی، باز هم زندگیِ قابل قبول و منصفانهای داشته باشی.
رالز دو اصل مهم داره:
۱. همه باید آزادیهای برابر داشته باشن.
۲. نابرابریها فقط وقتی قابل قبوله که به نفع همه، مخصوصاً ضعیفترینها، باشه و فرصتها هم برای همه برابر باشه.
در کل، از نگاه رالز عدالت یعنی جامعهای بسازیم که اگه فردا، تویی که قانون وضع میکنی، جای هر کسی بودی، باز هم حس کنی منصفانهست.
جالبه!! نه؟؟
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 375 |
| 8 | طاعون برای انهایی که کسی را بخاطرش از دست دادند تا ابد ادامه دارد
آلبرکامو
📚طاعون
@PaideiaPhilo | 353 |
| 9 | 📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣
🟠 ثبت نام دوره جدید(آنلاین)
" خوانش و آموزش کتاب روان درمانی اگزیستانسیال اثر اروین یالوم"
شیوه اجرا : آنلاین
دوشنبه ها ساعت ۲۰ تا ۲۱:۴۵
🔘موضوع موردِ بحث:
" تنهایی "
▪️افراد اغلب از دیگران و از اجزای خود جدا می افتند، در در عمق این جدا افتادگی ها ، تنهاییِ اساسی تری وجود دارد که به هستی مربوط است. تنهایی ای که به رغم رضایت بخش ترین روابط با دیگران، و به رغم خودشناسی و انسجام درونی تمام عیار، همچنان باقیست.
▪️تنهاییِ اگزیستانسیال، جدایی میان فرد با دنیاست و به بیان رولو می:
"آگاهی انسان از تنهایی و جدابودنش و از درماندگی اش در برابر نیروهای طبیعت و جامعه، همه و همه، هستیِ جدا و چند پاره اش را به زندانی طاقت فرسا تبدیل می کند و این تجربه ی جدایی، اضطراب می آفریند."
"آدمی ، بی رحمانه تنهاست"
به قول سهراب سپهری:
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی
سایه نارونی تا ابدیت جاریست
@PaideiaPhilo
------------------------------------
👈جهت هماهنگی به شماره زیر در تلگرام و بله ، پیام ارسال بفرمایید.
۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴ | 465 |
| 10 | "سندروم بازمانده" صرفاً احساس گناه نیست؛ گسستی است در افق معنا. لحظهای که انسان ناگهان با تصادفیبودنِ هستی روبهرو میشود و این پرسش رهایش نمیکند:
"چرا من ماندم و دیگری نماند؟"
در اینجا مسئله فقط فقدانِ دیگری نیست؛ مسئله فرو ریختنِ آن تصویری است که از عدالت، استحقاق و نظم جهان در ذهن خود ساخته بودیم. و درست از همینجاست که رنج آغاز میشود: جایی که هیچ پاسخ عقلانی نمیتواند بار این پرسشِ وجودی را سبک کند.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 364 |
| 11 | *کسی اینجاست؟
هلا ! من با شُمایم،
های! میپرسم کسی اینجاست؟*
صدای اخوان ، شاملو و شهرام ناظری
@PaideiaPhilo | 433 |
| 12 | درود بر همراهان گرامی💐
به اطلاع دوستان میرسانم که بنده طرحی در فلسفه دارم که بر سه ساحت بنیادین تجربه انسانی میایستد:
ادبیات، روانشناسی و دین
اگر زمان و امکان فراهم شود، قصد دارم این سه ساحت را نه بهصورت پراکنده، بلکه در نسبت با هم و در سطحی تحلیلی و پیشرفته، و بر اساس سالها مطالعه، تدریس و تأمل ارائه کنم.
در واقع هدف، شکلدادن به یک "فلسفهٔ فهم انسان" است که در آن ادبیات، روان انسان و تجربه دینی در گفتوگویی مداوم قرار میگیرند.
هر یک از این محورها در قالب چند ترم (حدود سه تا چهار ترم) دنبال خواهد شد و بعدتر طرح کلی هر سه، در همین پایدیا در اختیار دوستان قرار میگیرد.
درسگفتار فعلی با عنوان "جستوجوی اندیشه در آینهی ادبیات"، فاز نخست این مسیر است که به مکاتب ادبی و شیوههای فهم جهان در ادبیات میپردازد.
این دوره برای کسانی است که میخواهند از سطح خواندن عبور کنند و به فهم فلسفی متن، انسان و تجربه زیسته نزدیک شوند؛ دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به تفکر انتقادی.
#علیرضا_اسماعیلی
@@PaideiaPhilo | 570 |
| 13 | 🔴 در شناسنامهٔ فرهنگی ایرانیان، زادن یک دختر باشکوه و ارزشمنده.
و فردوسی میگه وقتی فریدون از ماهآفرید، همسر ایرج، انتظار پسری داشت تا خونخواهیِ پدر کند، اما جهانیان، آمدنِ دختری از ماهآفرید را جشن گرفتند و به زیبایی میگه:
چو هنگامهٔ زادَن آمد پدید
یکی دختر آمد ز ماهآفرید
جهانی گرفتند پروردنش
برآمد به ناز و بزرگی تَنش
مَر آن ماهرخ را ز سر تا به پای
تو گفتی مگر ایرجاَستی به جای
تقدیم به همهٔ دختران سرزمینم،که نگهبانان امید و شکوه فردای ایراناند،
و به دختر نازنینم در روز تولدش💐🌺🌸
@PaideiaPhilo | 493 |
| 14 | "تاسیان"
"علیرضا قربانی"
@PaideiaPhilo | 435 |
| 15 | یارب چه بودم و به کجا رفتهام که من
هر گه به یاد خویش رِسَم گریه میکنم
"بیدل دِهلوی"
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
💥اگر من بخوام این بیت جناب بیدل رو در نسبت با روزگارمون تحلیل کنم، اینگونه این شعر رو فهم میکنم و چنین تفسیری دارم:
بیدل در ژرفای یک پرسش اگزیستانسی میایسته؛ جایی که انسان نه از جهان، بلکه از خویشتنِ ازدسترفتهاش گریه میکنه، از فاصلهای که میان "آنچه میتونست باشه" و "آنچه هست" افتاده غمناکه.
این گریه، سوگِ گذشته نیست، آگاهیِ دردناکی که حاصلِ فرسایش امکانهاست؛ اون لحظهایه که انسان میفهمه خودش رو زندگی نکرده، بلکه فقط دوام آورده و اکنونش، نه زیسته، که فقط مصرف شده.
حالا تو این خوانش، فقرِ خطرناکتر از فقر نان، "فقر آرزوهاست"؛ چرا؟ چون، نان فقط بدن رو نگه میداره، اما آرزو افق میسازه و بدون افق، زندگی از درون تُهی میشه به تکراری بیمعنا تبدیل میشه. ضمن اینکه آینده هم ، وعدهی امکان نیست، یه «بعداً»ی
مُبهمه.
از این منظر، بیت بیدل میتونه به ما یادآوری کنه که سقوط انسان همیشه با از دست دادن چیزها نیست، گاهی با کوچک شدن تدریجی خواستنها آغاز میشه؛ با عقبنشینی آرامِ رؤیاها تا جایی که دیگه چیزی برای حسرتخوردن هم باقی نمونه.
و شاید تلخی اصلی همینجاست: آدم وقتی این قصه رو مرور میکنه ، دیگه نه از نرسیدن، بلکه از نخواستنِ اونچه میتونست بخواد، گریه میکنه.😔
✍علیرضا اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 576 |
| 16 | اینترنت برای ما فقط یک ابزار نبود؛ بخشی از زیست روزانهمان بود؛ راهی برای آموختن، گفتگو کردن و در کنار هم ماندن.
حدود سه ماه گذشت؛ روزهایی که نبودنِ این پنجره را بیش از بودنش احساس کردیم. نه فقط به خاطر دسترسیِ از دسترفته، بلکه به خاطر سکوتی که ناگهان میان ما و جهان نشست.
اکنون ظاهرا اتصال بازگشته است. اما نه آنچه از دست رفت فراموش میشود، و نه میتوان در حسرت آن ماند. بعضی وقفهها بیش از آنکه ما را متوقف کنند، به ما یادآوری میکنند چه چیزهایی برایمان ارزشمند بودهاند.
و ما، با همه آنچه در این سه ماه گذشت، همچنان باید ادامه دهیم.
زیرا جهان چیزی نیست جز آنچه میان ما جریان دارد، همان چیزی که با هم میسازیم و نگهش میداریم.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 445 |
| 17 | "گاهی یک جرقهٔ کوچکِ اندیشه، میتواند روشناییِ بزرگی بیافریند"
دوستان عزیز و همراهامن گرامی، اگر مطالب کانال پایدیا در شما تأملی برانگیخته، پرسشی تازه ساخته یا نگاهی عمیقتر به زندگی یا مفهومی بخشیده است، خوشحال میشویم آن را به دوستانتان نیز معرفی کنید.💐💐
شاید همین معرفیِ ساده، آغاز یک درنگِ ارزشمند در ذهن و دلِ کسی دیگر باشد.
@PaideiaPhilo | 462 |
| 18 | دوستان عزیز و همراهان همیشگی
سلام 💐💐
بعد از حدود سه ماه دوری از جریان آزاد اطلاعات ( که در دنیای امروز، بخشی از زندگی، آگاهی و نفسِ ارتباطه) و تجربهی اینترنت ملی؛ (چیزی شبیه تماشای آسمان از پشت پنجرههای بسته)، حالا ظاهراً دوباره میتوانیم در این فضا کنار هم باشیم و نفس بکشیم، گفتگو کنیم و ادامه بدهیم.
راستش بودن در کنار شما همیشه برای من فقط "فعالیت" نبوده؛ حقیقتا نوعی حالِ خوب، آرامش و معنا داشته است.
بخش مهمی از مسیرِ معناسازیها، ایدهها و شکلگرفتن بسیاری از گفتگوهایم، اولین بار از طریق همین جمع و با همراهی شما شکل گرفته و صادقانه میگویم که، در این مدت واقعاً و بسیار دلتنگ شما همراهان گرامیام بودم.
امیدوارم دوباره بتوانیم مثل گذشته، کنار هم یاد بگیریم، فکر کنیم، گفتگو کنیم و لحظههایی بسازیم که چیزی به جهان درون و بیرونمان اضافه کند.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 630 |
| 19 | 🔵 ادبیات، افزون بر ظرفیتِ زیباییشناسانهاش در چیدمان واژگان، پردهبردارِ حالاتِ ذهنیِ آدمیان و میدانِ ظهورِ اندیشه است.
در این درسگفتار، از کلاسیسم تا سوررئالیسم، هر مکتب ادبی را:*
◾️ در نسبت با تاریخ، جامعه و افقهای فلسفیِ خود میخوانیم.
◾️ میپرسیم: انسان، زبان و جهان را چگونه فهمیده و چگونه آن را در قالبِ ادبیات بیان کرده است؟
◾️ نسبتِ آن را با جامعه و قدرت، و نیز با سنت و مدرنیته واکاوی میکنیم.
◾️ فرم، ساختار و نیز اینکه هر مکتب چه تجربهای از جهان عرضه میکند، مورد پرسش قرار میدهیم*.
👈و همهی این مؤلفهها را نه بهعنوان دادههایی تاریخیِ صرف، بلکه بهمثابهی نشانههایی از دگرگونیِ شیوههای زیستن و اندیشیدن در نظر میگیریم.
*این درسگفتار تلاشی است برای عبور از ظاهرِ آثار و رسیدن به لایههای پنهانِ معنا؛
جایی که ادبیات، از متنِ صرف، به تجربهای برای فهمِ انسان و جهان بدل میشود.*
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 684 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
