ru
Feedback
پایدِیا

پایدِیا

Открыть в Telegram

"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49

Больше
1 221
Подписчики
+124 часа
-27 дней
-330 день
Привлечение подписчиков
июнь '26
июнь '26
+19
в 0 каналах
май '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
апрель '260
в 0 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+60
в 2 каналах
Get PRO
январь '26
+11
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '25
+49
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+60
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '25
+46
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+50
в 0 каналах
Get PRO
август '25
+46
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+38
в 2 каналах
Get PRO
июнь '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
май '25
+70
в 1 каналах
Get PRO
апрель '25
+34
в 1 каналах
Get PRO
март '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+33
в 1 каналах
Get PRO
январь '25
+61
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '24
+38
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+64
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '24
+93
в 2 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+52
в 0 каналах
Get PRO
август '24
+29
в 2 каналах
Get PRO
июль '24
+27
в 1 каналах
Get PRO
июнь '24
+44
в 1 каналах
Get PRO
май '24
+38
в 0 каналах
Get PRO
апрель '24
+29
в 1 каналах
Get PRO
март '24
+68
в 2 каналах
Get PRO
февраль '24
+55
в 2 каналах
Get PRO
январь '24
+29
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '23
+34
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+21
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '23
+103
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+67
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+12
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+18
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+47
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+51
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+40
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+122
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+26
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+51
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+339
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '220
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '220
в 0 каналах
Get PRO
август '220
в 0 каналах
Get PRO
июль '220
в 0 каналах
Get PRO
июнь '220
в 0 каналах
Get PRO
май '220
в 0 каналах
Get PRO
апрель '220
в 0 каналах
Get PRO
март '220
в 0 каналах
Get PRO
февраль '220
в 0 каналах
Get PRO
январь '220
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '210
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '210
в 0 каналах
Get PRO
август '210
в 0 каналах
Get PRO
июль '210
в 0 каналах
Get PRO
июнь '210
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+155
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
23 июня+1
22 июня+2
21 июня0
20 июня+1
19 июня0
18 июня0
17 июня+1
16 июня+1
15 июня0
14 июня+5
13 июня+1
12 июня+1
11 июня+2
10 июня0
09 июня0
08 июня0
07 июня0
06 июня+2
05 июня0
04 июня+1
03 июня0
02 июня+1
01 июня0
Посты канала
🟤 فلسفه؛ فرزندِ بُحرانِ انسان بودن ✍ علیرضا اسماعیلی چندین دهه است که علوم انسانی در این جامعه جدی گرفته نشده و گاهی حتی خوار شمرده شده است. نه فقط فلسفه؛ بلکه تاریخ، ادبیات، جامعه‌شناسی و تقریباً هر دانشی که بخواهد از انسان سخن بگوید، سهمی از این بی‌مهری داشته است. اما من می‌خواهم از فلسفه بگویم. به گمانم فلسفه صرفاً یک رشته‌ی دانشگاهی نیست که بتوان آن را کنار سایر رشته‌ها گذاشت و هر زمان خواستند حذفش کنند. فلسفه معلول یک بحران است؛ بحرانِ انسان بودن. اگر انسان هیچ‌گاه از خودش، از جهان، از خدا و از معنای زندگی نمی‌پرسید، فلسفه نیز هرگز متولد نمی‌شد. همچنین، مسئله این است که فلسفه از دل آسایش به وجود نیامده؛ فرزندِ پرسش و بی‌قراری است. کارش این نیست که ذهن را نوازش دهد و انسان را آسوده‌تر بخواباند، بلکه او را بیدار کند. و این بیداری، با بی‌قراری همراه است. پاسخ‌های آماده به کسی نمی‌دهد، و کاری می‌کند که دیگر نتوانی بعضی پرسش‌ها را نادیده بگیری؛ پرسش از: حقیقت، عدالت، آزادی، مشروعیت، حکومت، دین، سیاست، زبان، زیبایی، شفقت، خدا و معنای زندگی. پرسش‌هایی که اگر جدی گرفته شوند، دیگر آدمِ سابق نخواهی بود. و برای کسی چون من که زندگی‌اش به تمامی میان آموختن، کتاب خواندن، معلمی کردن، اندیشیدن و نوشتن گذشته و می‌گذرد، گاهی این احساس پیش می‌آید که به زبانی سخن می‌گویم که این روزها کمتر کسی حوصله شنیدنش را دارد. انگار ساختارهای زندگی معاصر و نظام ارزشی حاکم، برای همه‌چیز جا باز کرده‌اند؛ برای کار، برای پول، برای خبر، برای مسابقه و برای ساعت‌ها اسکرول کردن؛ اما برای فکر کردن، کمتر مجالی باقی گذاشته‌اند. و طنز تلخ ماجرا اینجاست که ما تقریباً برای همه‌چیز ارزش قائلیم، جز همان موجودی که قرار بود منشأ همه‌ی ارزش‌ها باشد؛ خودِ انسان. به همین دلیل، به حاشیه رفتن علوم انسانی فقط به حاشیه رفتن چند رشته‌ی دانشگاهی نیست؛ به حاشیه رفتنِ خودِ انسان است. فلسفه را می‌توان از دانشگاه‌ها حذف کرد، بودجه‌اش را کم کرد و آن را بی‌فایده نامید، و باشندگانِ این سرزمین را آن‌قدر مشغول تقلّا برای امرار معاش کرد که فرصتی برای اندیشیدن نداشته باشند، اما بحرانِ انسان بودن با این کارها از بین نمی‌رود. تا وقتی انسان هست، پرسش هست؛ و تا وقتی پرسش هست، فلسفه زنده است. آنچه باید نگرانش باشیم، مرگ فلسفه نیست؛ روزی است که دیگر هیچ‌کس جرئت اندیشیدن نداشته باشد. @PaideiaPhilo

2
شب رویا بانو مرضیه @PaideiaPhilo
151
3
همراهان گرامی، 💐 امیدوارم شب با شما مهربان باشد؛ همان شمایی که روز، تمام توانش را صرف فرسودنتان کرده است. امیدوارم تاریکی، آن آرامشی را به شما ببخشد که روشنایی از شما دریغ کرد، باشد که سکوت شب، خستگیِ امروز را از جانتان بشویَد، و خواب، آرامشی را به شما هدیه دهد که در هیاهوی روز گم شده بود. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
162
4
🛑 از علم تا فلسفه؛ آیا جهان را همان‌گونه که هست می‌بینیم؟ این توضیح، در ادامه بحثی است که چندی پیش در درسگفتار فلسفه کانت مطرح کرده بودم؛ جایی که گفتیم از نگاه کانت، ما جهان را مستقیماً و آن‌گونه که "در خودش" هست تجربه نمی‌کنیم، بلکه جهانو از خلال ساختار ذهن و حواس خود می‌شناسیم. شاید براتون جالب باشه که پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند، سلول‌های بدن ما دائماً ارتعاشات بسیار ظریفی تولید می‌کنن. این ارتعاشات از نظر فیزیکی کاملاً واقعی‌اند، اما گوش انسان توان شنیدن اونها را نداره. پس آیا می‌‌شه گفت این صداها وجود ندارند؟ نه. آنچه در جهان خارج وجود داره، ارتعاش و موج صوتیه؛ اما "شنیدن صدا" زمانی رخ می‌ده که این امواج با دستگاه شنوایی و مغز ما تعامل پیدا کنن. درباره رنگ هم دقیقاً همین وضعیت برقراره. در جهان خارج، طول موج‌های مختلف نور وجود دارن فقط نه رنگ. اما اونچه ما به صورت قرمز، آبی یا سبز تجربه می‌کنیم، حاصل نحوه ادراک و پردازش ذهن ماست. این مثال رو آوردم تا کمک کنه تا ایده کانت رو ملموس‌تر بفهمیم. کانت معتقد بود اونچه ما تجربه می‌کنیم "پدیدار" است، نه "شیء فی‌نفسه". یعنی تجربه ما هرگز نسخه‌ای بی‌واسطه از جهان نیست، بلکه همواره محصول تعامل واقعیت بیرونی با ساختار ادراکی ذهن ماست. به بیان دیگه، ذهن فقط یک آینه نیست که جهان را منعکس کنه(آخه قدمای ما می‌گفتن ذهن مثل آینه است). ذهن در شکل‌گیری تجربه ما از جهان نیز نقش فعالی داره. و موجودی یا موجوداتی با حواس یا ساختار شناختی متفاوت، جهانو به گونه‌ای دیگه تجربه می‌کنند. بنابراین پرسش کانت این نیست که "آیا جهان خارج وجود دارد؟"؛ او وجود جهان را انکار نمی‌کند، بلکه می‌پرسد: ما این جهان را چگونه و تحت چه شرایطی می‌شناسیم؟ شاید به همین دلیله که انقلاب فکری کانت را "انقلاب کپرنیکی در فلسفه" نامیده‌اند؛ چرا که‌ کانت، مرکز توجه رو از جهانِ مستقل، به شرایط و امکانات شناخت انسان منتقل کرد. ✍ علیرضا اسماعیلی @PaideiaPhilo
292
5
🛑 سلول ها می توانند امواجی را منتشر کنند که انسان قادر به شنیدن آنها نیست. موتورهای مولکولی ماشین‌های مولکولی زیستی‌ای هستند
🛑 سلول ها می توانند امواجی را منتشر کنند که انسان قادر به شنیدن آنها نیست. موتورهای مولکولی ماشین‌های مولکولی زیستی‌ای هستند که عامل اصلی حرکت در سازواره‌های زنده می‌باشند. در حالت کلی موتور به معنی وسیله‌ای است که شکلی از انرژی را مصرف و به حرکت یا کار تبدیل می‌کند؛ برای مثال، بسیاری از موتورهای مولکولی پروتئین-محور از انرژی آزاد شیمیایی‌ای که از آبکافت ا‌ی‌تی‌پی آزاد می‌شود برای انجام کار مکانیکی استفاده می‌کنند. [موتورپروتئین‌ها به کلاسی از موتورهای مولکولی گفته می‌شود که قادر به حرکت در امتداد سطوح یک بستر مناسب هستند.] ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌@PaideiaPhilo توضیح و تحلیل👇👇👇👇👇👇👇
255
6
Голосовое сообщение
1
7
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 شروع جلسه اول این درسگفتار درسگفتاری برای فهم مکاتب ادبی؛ در پیوند فلسفه، تاریخ و جامعه. چهارشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ آنلاین
163
8
کسی اینجاست؟ هلا! من با شُمایم، های! می‌پرسم کسی اینجاست؟ ■■■■■■■■■■■■■■ آره اخوان عزیز... هنوز اینجاییم. اما راستش این "اینجا"، دیگه اون "اینجا"ی سابق نیست. انگار بین موندن و رفتن، بین بودن و نبودن، یه جایی معلق موندیم. خیابون‌ها همون خیابون‌هاست، ولی مدتیه که شدیدا حال‌وهوای شهر عوض شده. آدم‌ها هنوز سر کار می‌رن، درس می‌دن، درس می‌خونن، خرید می‌کنن، می‌خندن؛ اما یه چیزی تهِ دل همه جابه‌جا شده، یه چیزی که اسمش رو نمی‌شه راحت گفت. دیگه حتی کلمه‌ها هم مثل قبل کار نمی‌کنن. وقتی می‌گیم "اینجا"، "حضور"، "آرامش" یا "فردا"، انگار هر کدوم‌شون یه مکث، یه تردید، یا یه علامت سؤال با خودشون دارن. یک روز خبر آتش‌بس را می‌شنوی، روز بعد خبر نقض آتش‌بس رو، و روز بعدتر می‌گن اصلاً سوءتفاهم بوده اون خبر نقض آتش‌بس!!. انگار دیگه کسی حتی به شأن فلسفی واژه‌ها هم احترام نمی‌گذاره؛ کلمه‌ها دارن هر روز معنایی تازه می‌گیرن و فردا همون معنا را هم پس می‌گیرن!!. خبرها هر روز یه روایت تازه می‌سازن و فرداش خودشون هم روایت دیروز رو عوض می‌کنن. آدم کم‌کم نمی‌دونه به کدوم صدا اعتماد کنه. جناب اخوان،برای من، حتی معنای "اینجا بودن" هم عوض شده. یک ترم تمام، دانشجوها را نمی‌بینی؛ فقط صداشونو از اون سوی صفحه می‌شنوی که می‌گن: "استاد، اینجام." اما "اینجا"ی اونها، یعنی فرسنگ‌ها دورتر از تو. انگار حضور، دیگه هم‌مکانی نیست؛ فقط صداییه که از فاصله‌ای دور می‌رسه. و تازه همین "اینجا"هم چندان دوام نداره. وسط حرف، تصویر می‌روه، صدا قطع می‌شه، و ارتباط می‌افته. تا می‌خوای مطمئن بشی کسی اینجاست، یکدفعه دیگه حتی "اینجا" هم نیست. برای همینه که اگر دوباره بپرسی:" هلا، من با شمایم، های، کسی اینجاست؟" جواب اینه: بله... هستیم. اما بودنِ ما، مثل قبل نیست. انگار هر روز باید دوباره بفهمیم "اینجا" دقیقاً کجاست و اسمشو چی می‌شه گذاشت. و شاید تلخ‌ترین حقیقت همین باشه؛ اینکه ما هنوز اینجاییم، هنوز نفس می‌کشیم، هنوز صدای هم را می‌شنویم... اما زمان، هیچ‌گاه از همان جایی که ایستاده بود، دوباره آغاز نمی‌شه. بعضی اتفاق‌ها، نه فقط شهرها، که خودِ معنای «بودن» را تغییر دادن. پس از اون، آدم‌ها به همون خونه‌ها برمی‌گردن، از همون خیابونها می‌گذرن و همون نام‌ها را بر زبان می‌آرن؛ اما دیگه هیچ‌چیز دقیقاً همون نیست. بله، ما اینجاییم...؛ اما نه جهان، نه واژه‌ها، نه آدم‌ها، و نه حتی خودِ "اینجا" مثل قبل نیست. ✍علیرضا اسماعیلی @PaideiaPhilo
311
9
🔸 فایل صوتی 🔸خوانش هِگلی از تراژدی آنتیگونه اثر سوفوکلِس ◾️ تراژدی آنتیگونه در نظر هگل نه تنها نشان دهنده روحِ قومیِ یونان ، بلکه برترین اثر هنری تمام ادوار بود . در این فایل صوتی به این مسئله پرداخته می‌شود که هگل چگونه خوانشی از تراژدی آنتیگونه ارائه می دهد ؟ آنچه که هگل از تراژدی آنتیگونه بیان می‌کند، سلسله‌ای از تعارضات دردناک است که حاصل تقابل قوای اخلاقیاتی جامعه بود، و در این تقابل ، روح ، نهایتاً به مرحله‌ای عقلانی تر و آزادتر عبور می‌کند و این مرحله همان "منطق جریان غایتمند تاریخ" به سوی "تحقق آزادی" است . #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
248
10
کلاسیسیسم جهان را دارای نظمی عقلانی و اخلاقی می‌داند؛ نظمی که در آن، فضیلت با حقیقت همسو است و رذیلت سرانجام به شکست می‌انجام
کلاسیسیسم جهان را دارای نظمی عقلانی و اخلاقی می‌داند؛ نظمی که در آن، فضیلت با حقیقت همسو است و رذیلت سرانجام به شکست می‌انجامد. این نقاشی، صحنه ای از اخراج هلیودوروس از معبد را به تصویر می‌کشد. روایتی از کتاب دوم مکابیان در عهد عتیق، که در آن هلیودوروس نه تنها به دست نیرویی آسمانی و الهی مجازات می‌شود، بلکه در برابر قانونی جاودان از عدالت و نظم جهان سر فرود می‌آورد. این اثر یادآور این حقیقت است که هیچ قدرتی فراتر از نظم عقلانی و اخلاقی هستی نیست. [در جلسه نخست "مکاتب ادبی" که فردا، چهارشنبه ۲۷ خرداد، برگزار خواهد شد، به مکتب کلاسیسیسم به‌صورت مفصل می‌پردازیم و مبانی فلسفی آن را بررسی خواهیم کرد] #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
318
11
@PaideiaPhilo
@PaideiaPhilo
377
12
درود و ارادت به همه همراهان 🌹 به‌زودی درسگفتار "مکاتب ادبی" رو شروع می‌کنیم؛ و البته قرار نیست فقط اسم چندتا مکتب‌ها رو یاد بگیریم،  قراره عمیق بشیم  و با لنزی فلسفی- سیاسی، ببینیم انسان تو هر دوره‌ای چطور فکر می‌کرده، جهان رو چطور می‌دیده و خودش رو کجا قرار می‌داده، و نمودش در ادبیات چگونه ظاهر شده. و اینطوری، ادبیات  دیگه برای ما فقط متن و داستان نیست؛ یه جور راهه برای فهمیدن ذهن آدم‌ها در طول تاریخ. دوستانی که در این سفر همراهی می کنند، لطفا قبل از شروع، پیشنهاد می‌کنم "آنتیگونه" از سوفوکل رو بخونن. کوتاهه، ولی پر از سؤال‌های جدی: قانون مهم‌تره یا وجدان؟ اطاعت یا آزادی؟ و انسان وقتی بین این‌ها گیر می‌کنه، باید چی کار کنه؟ ارادتمند ،اسماعیلی @PaideiaPhilo
424
13
🔘 درباره نظریه عدالت جان رالز رالز می‌گه: عدالت فقط اجرای قانون نیست؛ بلکه یعنی جامعه‌ای داشته باشیم که توش حقوق همه آدم‌ها
🔘 درباره نظریه عدالت جان رالز رالز می‌گه: عدالت فقط اجرای قانون نیست؛ بلکه یعنی جامعه‌ای داشته باشیم که توش حقوق همه آدم‌ها رعایت بشه و همه فرصتی برابر برای رشد داشته باشن. برای توضیحش یه نظرجالب داره: می‌گه فرض کن می‌خوای قوانین جامعه رو بنویسی، اما پشت یه "پرده نادانی" هستی؛ یعنی نمی‌دونی بعداً قراره چه کسی باشی (فقیر یا ثروتمند، زن یا مرد، مسلمون یا مسیحی یا زرتشتی، پزشک یا کارگر و...) حالا تو این شرایط، منطقی‌ترین کار اینه که قوانینی رو انتخاب کنی که اگر در ضعیف‌ترین موقعیت هم افتادی، باز هم زندگیِ قابل قبول و منصفانه‌ای داشته باشی. رالز دو اصل مهم داره: ۱. همه باید آزادی‌های برابر داشته باشن. ۲. نابرابری‌ها فقط وقتی قابل قبوله که به نفع همه، مخصوصاً ضعیف‌ترین‌ها، باشه و فرصت‌ها هم برای همه برابر باشه. در کل، از نگاه رالز عدالت یعنی جامعه‌ای بسازیم که اگه فردا، تویی که قانون وضع می‌کنی، جای هر کسی بودی، باز هم حس کنی منصفانه‌ست. جالبه!! نه؟؟ #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
451
14
طاعون برای انهایی که کسی را بخاطرش از دست دادند تا ابد ادامه دارد آلبرکامو 📚طاعون @PaideiaPhilo
462
15
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 🟠 ثبت نام دوره جدید(آنلاین) " خوانش و آموزش کتاب روان درمانی اگزیستانسیال اثر اروین یالوم" شیوه اجرا :
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 🟠 ثبت نام دوره جدید(آنلاین) " خوانش و آموزش کتاب روان درمانی اگزیستانسیال اثر اروین یالوم" شیوه اجرا : آنلاین دوشنبه ها ساعت ۲۰ تا ۲۱:۴۵               🔘موضوع موردِ بحث:                          " تنهایی " ▪️افراد اغلب از دیگران و از اجزای خود جدا  می افتند، در در عمق این جدا افتادگی ها ، تنهاییِ اساسی تری وجود دارد که به هستی مربوط است. تنهایی ای که به رغم رضایت بخش ترین روابط با دیگران، و به رغم خودشناسی و انسجام درونی تمام عیار، همچنان باقیست. ▪️تنهاییِ اگزیستانسیال، جدایی میان فرد با دنیاست و به بیان رولو می: "آگاهی انسان از تنهایی و جدابودنش و از درماندگی اش در برابر نیروهای طبیعت و جامعه، همه و همه، هستیِ جدا و چند پاره اش را به زندانی طاقت فرسا تبدیل می کند و این تجربه ی جدایی، اضطراب می آفریند."             "آدمی ، بی رحمانه تنهاست" به قول سهراب سپهری:    آدم اینجا تنهاست          و در این تنهایی               سایه نارونی تا ابدیت جاریست @PaideiaPhilo ------------------------------------ 👈جهت هماهنگی به شماره زیر در تلگرام و بله ، پیام ارسال بفرمایید. ۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴
541
16
"سندروم بازمانده" صرفاً احساس گناه نیست؛ گسستی است در افق معنا. لحظه‌ای که انسان ناگهان با تصادفی‌بودنِ هستی روبه‌رو می‌شود و این پرسش رهایش نمی‌کند: "چرا من ماندم و دیگری نماند؟" در اینجا مسئله فقط فقدانِ دیگری نیست؛ مسئله فرو ریختنِ آن تصویری است که از عدالت، استحقاق و نظم جهان در ذهن خود ساخته بودیم. و درست از همین‌جاست که رنج آغاز می‌شود: جایی که هیچ پاسخ عقلانی نمی‌تواند بار این پرسشِ وجودی را سبک کند. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
410
17
*کسی اینجاست؟ هلا ! من با شُمایم، های! می‌پرسم کسی اینجاست؟* صدای اخوان ، شاملو و شهرام ناظری @PaideiaPhilo
501
18
درود بر همراهان گرامی💐 به اطلاع دوستان می‌رسانم که بنده طرحی در فلسفه دارم که بر سه ساحت بنیادین تجربه انسانی می‌ایستد: ادبیات، روان‌شناسی و دین اگر زمان و امکان فراهم شود، قصد دارم این سه ساحت را نه به‌صورت پراکنده، بلکه در نسبت با هم و در سطحی تحلیلی و پیشرفته، و بر اساس سال‌ها مطالعه، تدریس و تأمل ارائه کنم. در واقع هدف، شکل‌دادن به یک "فلسفهٔ فهم انسان" است که در آن ادبیات، روان انسان و تجربه دینی در گفت‌وگویی مداوم قرار می‌گیرند. هر یک از این محور‌ها در قالب چند ترم (حدود سه تا چهار ترم) دنبال خواهد شد و بعدتر طرح کلی هر سه، در همین پایدیا در اختیار دوستان قرار می‌گیرد. درسگفتار فعلی با عنوان "جست‌وجوی اندیشه در آینه‌ی ادبیات"، فاز نخست این مسیر است که به مکاتب ادبی و شیوه‌های فهم جهان در ادبیات می‌پردازد. این دوره برای کسانی است که می‌خواهند از سطح خواندن عبور کنند و به فهم فلسفی متن، انسان و تجربه زیسته نزدیک شوند؛ دانشجویان، پژوهشگران و علاقه‌مندان به تفکر انتقادی. #علیرضا_اسماعیلی @@PaideiaPhilo
642
19
🔴 در شناسنامهٔ فرهنگی ایرانیان، زادن یک دختر باشکوه و ارزشمنده. و فردوسی می‌گه وقتی فریدون از ماه‌آفرید، همسر ایرج، انتظار پسری داشت تا خون‌خواهیِ پدر کند، اما جهانیان، آمدنِ دختری از ماه‌آفرید را جشن گرفتند و به زیبایی می‌گه: چو هنگامهٔ زادَن آمد پدید یکی دختر آمد ز ماه‌آفرید جهانی گرفتند پروردنش برآمد به ناز و بزرگی تَنش مَر آن ماه‌رخ را ز سر تا به پای تو گفتی مگر ایرج‌اَستی به جای تقدیم به همهٔ دختران سرزمینم،که نگهبانان امید و شکوه فردای ایران‌اند، و به دختر نازنینم در روز تولدش💐🌺🌸 @PaideiaPhilo
569
20
"تاسیان" "علیرضا قربانی" @PaideiaPhilo
460