fa
Feedback
پایدِیا

پایدِیا

رفتن به کانال در Telegram

"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49

نمایش بیشتر
1 244
مشترکین
+224 ساعت
+27 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
دوستان گرامی لطفا در این نظرخواهی شرکت بفرمایید. سپاس 🌸

💥درباره‌ی سکانس پایانی "راه‌های افتخار"، ساخته‌ی استنلی کوبریک. سربازهای خسته و زخمی فرانسوی در کافه‌ای نشسته‌اند. یک خواننده‌ی آلمانی را روی صحنه می‌آورند. سربازها ابتدا با تمسخر و تحقیر با او برخورد می‌کنند؛ چون برای آنها او فقط یک "دشمن" است؛ یک بیگانه، یک انسان متعلق به آن سوی مرز. زن شروع به خواندن می‌کند. کسی زبان آلمانی را نمی‌فهمد، اما کم‌کم صداها خاموش می‌شوند. سربازها ساکت می‌شوند و بعد، بی‌اختیار، با ملودی همراهی می‌کنند. انگار چیزی فراتر از زبان، آنها را به هم پیوند می‌دهد: اندوهی که دیگر ملیت نمی‌شناسد. در آن چند دقیقه، تصویر "دشمن" جای خودش را به تصویر "انسان" می‌دهد. موسیقی کاری می‌کند که هزاران کلمه از انجامش عاجزند؛ به آنها یادآوری می‌کند که پشت پرچم‌ها، ارتش‌ها و شعارهای جنگ، انسان‌هایی ایستاده‌اند که اضطراب، ترس، تنهایی، عشق و رنجی مشترک دارند. شاید کوبریک می‌خواهد بگوید جنگ از جایی آغاز می‌شود که انسان، انسانِ دیگری را دیگر به‌مثابه یک انسان نمی‌بیند؛ بلکه او را به نقشی در یک جهان از پیش‌ساخته تقلیل می‌دهد: دشمن، سرباز، بیگانه. و درست در لحظه‌ای که موسیقی این نقش‌ها را کنار می‌زند، انسان با وضعیت مشترک خویش روبه‌رو می‌شود؛ با تنهایی، ترس، رنج و شکنندگی‌ای که هیچ مرزی نمی‌شناسد. و شاید برای چند دقیقه، جنگ متوقف نشده باشد؛ اما چیزی در نگاه انسان به انسان دیگر تغییر کرده است. و همین، شاید یکی از عمیق‌ترین امکان‌های هنر باشد: بازگرداندن انسان به خویشتن، از مسیر مواجهه با دیگری. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo

◾️آنجا که زبان دیگر مهم نیست، موسیقی ما را به حقیقتی اگزیستانسیال می‌رساند: تنهایی، رنج و اندوه، فصل مشترک انسان‌هاست. @PaideiaPhilo 👇👇👇👇👇👇👇👇

📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 دوستان و همراهان گرامی، لطفاً در این نظرسنجی شرکت بفرمایید و فقط یک گزینه را انتخاب کنید؛ گزینه‌ای که به نظر شما برای نام چنین مؤسسه‌ای مناسب‌تر است. و اگر نام دیگری در نظر می گیرید در کامنت بنویسید🌸 از مشارکت، همراهی و نگاه ارزشمند شما صمیمانه سپاسگزاریم. نظر شما برای ما بسیار راهگشاست.🌸 @PaideiaPhilo

یک پرسش از شما اگر قرار باشد نام یک مؤسسه فعال در حوزه‌های فلسفه، روان‌شناسی و ادبیات را انتخاب کنید، کدام نام را بیشتر می‌پسندید؟ کدام نام برای چنین مؤسسه‌ای مناسب‌تر، ماندگارتر و جذاب‌تر است؟
Anonymous voting

یک پرسش از شما اگر قرار باشد نام یک مؤسسه فعال در حوزه‌های فلسفه، روان‌شناسی و ادبیات را انتخاب کنید، کدام نام را بیشتر می‌پسندید؟ کدام نام برای چنین مؤسسه‌ای مناسب‌تر، ماندگارتر و جذاب‌تر است؟
Anonymous voting

▪️توتالیتاریسم در رأس قدرت، همه استعدادهای ناب را بدون هیچ اعتنایی به هواداری آن‌ها از جنبش، از سر کارها برمی‌دارد و به جای آ
▪️توتالیتاریسم در رأس قدرت، همه استعدادهای ناب را بدون هیچ اعتنایی به هواداری آن‌ها از جنبش، از سر کارها برمی‌دارد و به جای آن‌ها عقل‌باختگان و بی‌خردانی را می‌نشاند که همان بی‌عقلی و عدم آفرینندگی‌شان بهترین تضمین وفاداری آن‌هاست. ✍هانا آرنت @،PaideiaPhilo  

📕📗📘 فکر می‌کنم یکی از جذاب‌ترین چیزهایی که می‌شه از "ناباکوف" رمان نویس و منتقد بزرگ ادبی روس، درباره ادبیات گرفت، همینه که : ادبیات قرار نیست فقط چیزی به ما بگه؛ قرارِ کاری کنه چیزی رو ببینیم. ناباکوف در درس‌گفتارهای ادبیات روس با این نگاه که رمان فقط ظرفی برای یک پیام اخلاقی، اجتماعی یا فلسفی باشه، چندان موافق نیست. برای او، نویسنده اول از همه یک جهان می‌سازه؛ جهانی که ما واردش می‌شیم، آدم‌هاش رو می‌بینیم و برای مدتی باهاشون زندگی می‌کنیم. مثلا وقتی ناباکوف از آنا کارنینا حرف می‌زنه، فقط نمی‌پرسه تولستوی درباره عشق و خیانت و اخلاق چی می‌گه؛ بیشتر می‌پرسه تولستوی چطور این جهان رو ساخته که ما می‌تونیم واردش بشیم. پس ادبیات راستین ، لزوماً نمیاد یک حقیقت رو مثل یک نظریه به ما اعلام کنه؛ کاری می‌کنه خودمون چیزی رو ببینیم که قبلاً نمی‌دیدیم. و اینجاست که می‌شه این نگاه ناباکوف رو به تعبیر زیبای "ژاک دریدا" وصل کرد: "ادبیات، جهانِ زندگی‌های نزیسته است." ما نمی‌تونیم همه جور زندگی رو تجربه کنیم؛ نمی‌تونیم جای آنا کارنینا زندگی کنیم، یا چشم یک آدم قرن نوزدهمی رو داشته باشیم. اما رمان این فرصت رو بهمون می‌ده که برای چند ساعت هم که شده، از مرز زندگی خودمون بیرون بیایم و وارد زندگی یک آدم دیگه بشیم. و با هم همصحبت بشیم . شاید یکی از مهم‌ترین کارهای ادبیات همینه: امکان تازه ای برای زبان می‌سازه و زندگی‌های دیگری رو به زندگی خودمون اضافه می‌کنه. 🖊علیرضا اسماعیلی @PaideiaPhilo

همایون شجریان و زنده یاد هوشنگ ابتهاج به مِی عمارتِ دل کن، که این جهانِ خراب بر سرِ آنست که از خاک ما بسازد خِشت "حافظ" @PaideiaPhilo

📣📣📣📣📣📣📣📣📣 دوستان عزیزِ پنجشنبه های فلسفه، سلام، واقعاً و از ته دل خیلی خیلی خوشحالم که فردا قراره پس از یک وقفه ،دوباره شما دوستان عزیز رو ببینم. 🌱 فردا قراره درباره فروید با هم صحبت کنیم؛ اما قبل از اینکه وارد بحث اصلی بشیم، مطالبی رو می‌گم که به نظرم مقدمه‌ای ضروری برای فهم روانکاوی و فرویده. فقط خواهش می‌کنم مطالب مربوط به فروید از کتاب رو حتماً و حتماً یا گوش بدید یا بخونید. چون  کل چیزهایی که اونجا هست مقدمه ای بر چیزیست که خواهید شنید. در واقع، قصد اینه که چندین پله نگاه و دانش شما درباره فروید بالاتر بره؛ طوری که احتمالاً بعد از این جلسات ، فروید و تبارشناسی روانکاوی رو متفاوت‌تر از قبل بشناسید. فکر می‌کنم این بحث‌ها کمک می‌کنه فروید رو نه فقط به‌عنوان "پدر روانکاوی"، بلکه در بستر فکری، علمی و فرهنگی زمان خودش ببینید. (با تکیه بر کتاب بسیار بسیار معتبری از اِلنبرگ) تا زود، بدرود💐 #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo

4_5776179410470182716.pdf2.69 KB

4_5776179410470182707.pdf3.20 KB

4_5776179410470182706.pdf2.23 KB

💥 در زبان انگلیسی عبارتیست که می‌گه: Elegance is quiet. به این معنا که : وقار، اصالت، بزرگی و دانش، نیازی به خودنمایی ندارد. آنچه عمیق است ، آرام است و آنچه اصیل است، خود را اثبات نمی‌کند. @PaideiaPhilo

بیقرارانیم، حرف عافیت از ما مپرس موج ما را نیست بر لب نام ساحل جز گِره دل به صد دامن تعلّق پای ما پیچیده است رشته‌ایم و در ره ما نیست حایل جز گِره "بیدل دهلوی" @PaideiaPhilo

🟡 نسخه‌ای نفیس از شفاء، با دستخط ابن‌سینا کتابخانه داماد ابراهیم پاشای ترکیه، نسخه شماره ۸۲۲ توجه: در حاشیه سمت راست نوشته ش
🟡 نسخه‌ای نفیس از شفاء، با دستخط ابن‌سینا کتابخانه داماد ابراهیم پاشای ترکیه، نسخه شماره ۸۲۲ توجه: در حاشیه سمت راست نوشته شده: "بلغ قراءة و مقابلة"، یعنی قرائت و مقابلهٔ نسخه به پایان رسید / خوانده و مقابله شد. و "أنا مؤلفه" نیز یعنی: من، مؤلف آن هستم. 🔅 این نوشته حدودا مربوط به ۱۰۲۵ سال قبل است. @PaideiaPhilo

📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 🟡 قابل توجه همراهان گرامی عزیزانی که تمایل دارند برخی از درس‌گفتارهای تدریس شده توسط "دکتر علیرضا اسماعیلی" را به صورت آفلاین در اختیار داشته باشند، صوت جلسات و اسلایدهای آموزشیِ دوره های زیر در دسترس است:👇 1⃣ دوره " اسطوره به مثابه زبانِ روان" (خوانشی فلسفی_ روان‌شناختی از روایت‌های بنیادین انسان) 2⃣ دوره: " شناخت، مغز ، امر قُدسی" (پژوهش‌هایی در عصب‌شناسی، روان‌شناسی و دین ) 3⃣ دوره: " مکاتب ادبی با رویکرد فلسفی_اجتماعی (از کلاسیسم تا سوررئالیسم) در صورت تمایل به تهیه فایل‌های های صوتی و اسلایدهای این دوره‌ها، می‌توانید با شماره زیر از طریق اپ تلگرام،  اینا و یا بله در ارتباط باشید. ۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴ @PaideiaPhilo

و بیا تا جایی، که پر ماه به انگشت تو هشدار دهد! و زمان روی کلوخی بنشیند با تو، و مَزامیر شب اندام تو را، مثل یک قطعه آواز به خود جذب کنند پارسایی است در آنجا که تُرا خواهد گفت: “بهترین چیز، رسیدن به نگاهی ست که از حادثه عشق، تَر است." سهراب سپهری @PaideiaPhilo

📕📗📘 ما توی زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که برای خیلی از سؤال‌ها جواب داریم؛ اما شاید سؤال سخت‌تر این باشه که با این همه جواب، اصلاً چطور باید زندگی کرد؟ مساله اینه که ما هر روز بیشتر اطلاعات به دست میاریم و بیشتر به هم دسترسی داریم؛ ولی این لزوماً یعنی خودمون رو هم بهتر می‌شناسیم؟ مثلا می‌تونیم توی چند ثانیه با کسی اون طرف دنیا حرف بزنیم، اما گاهی نمی‌تونیم با نزدیک‌ترین آدمِ زندگی‌مون یک گفت‌وگوی واقعی داشته باشیم. انگار دنیا رو بهتر از همیشه اندازه‌گرفته‌ایم، ولی هنوز برای فهمیدنِ خودمون راه زیادی داریم. و شاید چیزی که کم داریم، اطلاعات بیشتر نیست؛ فرصتیه برای دوباره دیدن. خودمون، آدم‌های دوروبرمون، رابطه‌هامون، رنج‌هامون، انتخاب‌هامون و اصلاً معنای این‌که چرا داریم این‌طور زندگی می‌کنیم. شاید زندگی از جایی، جدی‌تر می‌شه که فقط نپرسیم "چی می‌دونم؟" از خودمون بپرسیم: "چطور می‌بینم؟ چطور می‌فهمم؟ و واقعاً می‌خوام چطور زندگی کنم؟" و باز هم شاید، آدم بودن چیزی نیست که یک‌بار به دستش بیاریم؛ چیزی‌ست که باید هر روز، توی انتخاب‌ها و شیوه‌ی زندگی‌مون، دوباره تمرینش کنیم. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo