ch
Feedback
پایدِیا

پایدِیا

前往频道在 Telegram

"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49

显示更多
1 241
订阅者
-124 小时
+57
+1230
吸引订阅者
九月 '26
九月 '260
在0个频道中
八月 '26
+54
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+64
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+45
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+60
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+11
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+49
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+60
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+46
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+50
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+46
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+38
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+70
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+34
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+33
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+61
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+38
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+64
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+93
在2个频道中
Get PRO
九月 '24
+52
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+29
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+27
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+44
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+38
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+29
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+68
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+55
在2个频道中
Get PRO
一月 '24
+29
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+34
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+21
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+103
在1个频道中
Get PRO
九月 '23
+67
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+12
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+47
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+51
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+122
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+51
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+339
在0个频道中
Get PRO
十月 '220
在0个频道中
Get PRO
九月 '220
在0个频道中
Get PRO
八月 '220
在0个频道中
Get PRO
七月 '220
在0个频道中
Get PRO
六月 '220
在0个频道中
Get PRO
五月 '220
在0个频道中
Get PRO
四月 '220
在0个频道中
Get PRO
三月 '220
在0个频道中
Get PRO
二月 '220
在0个频道中
Get PRO
一月 '220
在0个频道中
Get PRO
十二月 '210
在0个频道中
Get PRO
十一月 '210
在0个频道中
Get PRO
十月 '210
在0个频道中
Get PRO
九月 '210
在0个频道中
Get PRO
八月 '210
在0个频道中
Get PRO
七月 '210
在0个频道中
Get PRO
六月 '210
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+155
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
01 九月0
频道帖子
◾️درباره ضرورت فلسفه،  ادبیات و هنر در روان‌درمانگری #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo

2
🌙 من گرفتم که قُمار از همه عالَم بُردی دستِ آخر، همه را باخته می‌باید رفت "صائب‌ تبریزی" @PaideiaPhilo
195
3
💥رؤیای آغازین "توت‌فرنگی‌های وحشی" مواجههٔ انسان با حقیقت عریانِ هستی است؛ جایی که جهان آشنا ناگهان بیگانه و تهی از اطمینان‌های روزمره می‌شود. خیابانی خالی و خاموش، و ورود پروفسور ایزاگ بورگ به قلمرو اضطراب اگزیستانسیال؛ لحظه‌ای که انسان دیگر نمی‌تواند خود را در عادت‌ها و نقش‌های اجتماعی پنهان کند. ساعتِ بی‌عقربه، زمانِ معمول را از کار می‌اندازد؛ گویی گذشته و آینده در اکنونی بی‌زمان، انسان را در برابر فناپذیری‌اش متوقف می‌کنند. و کالسکهٔ مرگ و تابوت، که مرگ را نه حادثه‌ای بیرونی، بلکه امکانِ همواره حاضرِ هستیِ خودِ انسان آشکار می‌کنند. وقتی بورگ با جسد خودش روبه‌رو می‌شود، با "دیگری" ای بیگانه مواجه نیست؛ با امکانِ نهاییِ خودِ خویش روبه‌روست: با آنچه خودِ او در افق مرگ خواهد شد. و در این لحظه، خودِ زیسته و خودِ ناظر به خویشتن، در تقابل قرار نمی‌گیرند، بلکه آگاهیِ بورگ از خویش ناگهان در پرتو مرگ ژرف‌تر می‌شود. و از منظر هایدگری، این همان "هستی-سوی-مرگ" است؛ آگاهی‌ای که انسان را از زندگیِ صرفاً روزمره بیرون می‌کشد و امکانِ اصیل‌بودن را پیش روی او می‌گذارد. مرگ در اینجا چیزی نیست که صرفاً "در آینده اتفاق بیفتد"؛ افقی است که از هم‌اکنون بر هر انتخاب، هر رابطه و هر معنایی سایه می‌اندازد و "امکانِ عدمِ امکان است". تابوت در حقیقت آینه‌ای است که بورگ را با پرسشی بی‌رحم مواجه می‌کند: اگر پایانِ من از همین حالا ممکن است، آنچه اکنون "زندگی" می‌نامم دقیقاً چیست؟ و شاید ژرف‌ترین معنای رؤیا همین باشد: انسان تنها هنگامی بیدار می‌شود که بفهمد مسئلهٔ اصلی، فرار از مرگ نیست؛ بلکه یافتن شیوه‌ای از زیستن است که وقتی مرگ فرا رسید، احساس نکند تمام عمرش را در خواب گذرانده است. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
252
4
Wild Strawberries 1957 "Ingmar Bergman" فیلم: توت فرنگی های وحشی کارگردان: اینگمار برگمان -----------------------------------
Wild Strawberries 1957      "Ingmar Bergman" فیلم: توت فرنگی های وحشی کارگردان: اینگمار برگمان ------------------------------------------- ▪️فیلمی عمیق، تاثیرگذار و سرشار از مضامین اگزیستانسیالیستی (وجودی) و مواجهه با چالشی که افراد مختلف و به ویژه پروفسور ایزاک بورگ، با "مرگ" دارد. "اضطرابِ مرگ، ترس از رخداد مُردن نیست؛ هراسِ ناگهانی از این است که شاید هنوز آن‌گونه که باید، زندگی نکرده‌ایم". @PaideiaPhilo 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
207
5
没有文字...
251
6
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز🌸 در جلسه‌ی امروز، پنجشنبه۱۴۰۵/۶/۵ و در ادامه‌ی بحث تاریخ فلسفه‌ی غرب، به سراغ کتابی بسیار معتبر و ارزشمند در حوزه‌ی تاریخ روان‌کاوی و اندیشه‌های زیگموند فروید می‌رویم؛ کتاب: The Discovery of the Unconscious از : هانری اف. اِلنبرگ که از منابع مهم برای آشنایی با سیر شکل‌گیری و تحول روان‌کاوی و اندیشه‌ی فروید به شمار می‌آید. در این جلسه تلاش می‌کنیم با نگاهی دقیق‌تر، هم با زمینه‌های فکری و تاریخی شکل‌گیری روان‌کاوی آشنا شویم و هم جایگاه فروید و اندیشه‌های او را در تاریخ اندیشه‌ی غرب بررسی کنیم. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
258
7
دوستان گرامی لطفا در این نظرخواهی شرکت بفرمایید. سپاس 🌸
166
8
💥درباره‌ی سکانس پایانی "راه‌های افتخار"، ساخته‌ی استنلی کوبریک. سربازهای خسته و زخمی فرانسوی در کافه‌ای نشسته‌اند. یک خواننده‌ی آلمانی را روی صحنه می‌آورند. سربازها ابتدا با تمسخر و تحقیر با او برخورد می‌کنند؛ چون برای آنها او فقط یک "دشمن" است؛ یک بیگانه، یک انسان متعلق به آن سوی مرز. زن شروع به خواندن می‌کند. کسی زبان آلمانی را نمی‌فهمد، اما کم‌کم صداها خاموش می‌شوند. سربازها ساکت می‌شوند و بعد، بی‌اختیار، با ملودی همراهی می‌کنند. انگار چیزی فراتر از زبان، آنها را به هم پیوند می‌دهد: اندوهی که دیگر ملیت نمی‌شناسد. در آن چند دقیقه، تصویر "دشمن" جای خودش را به تصویر "انسان" می‌دهد. موسیقی کاری می‌کند که هزاران کلمه از انجامش عاجزند؛ به آنها یادآوری می‌کند که پشت پرچم‌ها، ارتش‌ها و شعارهای جنگ، انسان‌هایی ایستاده‌اند که اضطراب، ترس، تنهایی، عشق و رنجی مشترک دارند. شاید کوبریک می‌خواهد بگوید جنگ از جایی آغاز می‌شود که انسان، انسانِ دیگری را دیگر به‌مثابه یک انسان نمی‌بیند؛ بلکه او را به نقشی در یک جهان از پیش‌ساخته تقلیل می‌دهد: دشمن، سرباز، بیگانه. و درست در لحظه‌ای که موسیقی این نقش‌ها را کنار می‌زند، انسان با وضعیت مشترک خویش روبه‌رو می‌شود؛ با تنهایی، ترس، رنج و شکنندگی‌ای که هیچ مرزی نمی‌شناسد. و شاید برای چند دقیقه، جنگ متوقف نشده باشد؛ اما چیزی در نگاه انسان به انسان دیگر تغییر کرده است. و همین، شاید یکی از عمیق‌ترین امکان‌های هنر باشد: بازگرداندن انسان به خویشتن، از مسیر مواجهه با دیگری. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
358
9
◾️آنجا که زبان دیگر مهم نیست، موسیقی ما را به حقیقتی اگزیستانسیال می‌رساند: تنهایی، رنج و اندوه، فصل مشترک انسان‌هاست. @Paide
◾️آنجا که زبان دیگر مهم نیست، موسیقی ما را به حقیقتی اگزیستانسیال می‌رساند: تنهایی، رنج و اندوه، فصل مشترک انسان‌هاست. @PaideiaPhilo 👇👇👇👇👇👇👇👇
330
10
📣📣📣📣📣📣📣📣📣📣 دوستان و همراهان گرامی، لطفاً در این نظرسنجی شرکت بفرمایید و فقط یک گزینه را انتخاب کنید؛ گزینه‌ای که به نظر شما برای نام چنین مؤسسه‌ای مناسب‌تر است. و اگر نام دیگری در نظر می گیرید در کامنت بنویسید🌸 از مشارکت، همراهی و نگاه ارزشمند شما صمیمانه سپاسگزاریم. نظر شما برای ما بسیار راهگشاست.🌸 @PaideiaPhilo
334
11
یک پرسش از شما اگر قرار باشد نام یک مؤسسه فعال در حوزه‌های فلسفه، روان‌شناسی و ادبیات را انتخاب کنید، کدام نام را بیشتر می‌پسندید؟ کدام نام برای چنین مؤسسه‌ای مناسب‌تر، ماندگارتر و جذاب‌تر است؟
326
12
یک پرسش از شما اگر قرار باشد نام یک مؤسسه فعال در حوزه‌های فلسفه، روان‌شناسی و ادبیات را انتخاب کنید، کدام نام را بیشتر می‌پسندید؟ کدام نام برای چنین مؤسسه‌ای مناسب‌تر، ماندگارتر و جذاب‌تر است؟
1
13
▪️توتالیتاریسم در رأس قدرت، همه استعدادهای ناب را بدون هیچ اعتنایی به هواداری آن‌ها از جنبش، از سر کارها برمی‌دارد و به جای آ
▪️توتالیتاریسم در رأس قدرت، همه استعدادهای ناب را بدون هیچ اعتنایی به هواداری آن‌ها از جنبش، از سر کارها برمی‌دارد و به جای آن‌ها عقل‌باختگان و بی‌خردانی را می‌نشاند که همان بی‌عقلی و عدم آفرینندگی‌شان بهترین تضمین وفاداری آن‌هاست. ✍هانا آرنت @،PaideiaPhilo  
385
14
📕📗📘 فکر می‌کنم یکی از جذاب‌ترین چیزهایی که می‌شه از "ناباکوف" رمان نویس و منتقد بزرگ ادبی روس، درباره ادبیات گرفت، همینه که : ادبیات قرار نیست فقط چیزی به ما بگه؛ قرارِ کاری کنه چیزی رو ببینیم. ناباکوف در درس‌گفتارهای ادبیات روس با این نگاه که رمان فقط ظرفی برای یک پیام اخلاقی، اجتماعی یا فلسفی باشه، چندان موافق نیست. برای او، نویسنده اول از همه یک جهان می‌سازه؛ جهانی که ما واردش می‌شیم، آدم‌هاش رو می‌بینیم و برای مدتی باهاشون زندگی می‌کنیم. مثلا وقتی ناباکوف از آنا کارنینا حرف می‌زنه، فقط نمی‌پرسه تولستوی درباره عشق و خیانت و اخلاق چی می‌گه؛ بیشتر می‌پرسه تولستوی چطور این جهان رو ساخته که ما می‌تونیم واردش بشیم. پس ادبیات راستین ، لزوماً نمیاد یک حقیقت رو مثل یک نظریه به ما اعلام کنه؛ کاری می‌کنه خودمون چیزی رو ببینیم که قبلاً نمی‌دیدیم. و اینجاست که می‌شه این نگاه ناباکوف رو به تعبیر زیبای "ژاک دریدا" وصل کرد: "ادبیات، جهانِ زندگی‌های نزیسته است." ما نمی‌تونیم همه جور زندگی رو تجربه کنیم؛ نمی‌تونیم جای آنا کارنینا زندگی کنیم، یا چشم یک آدم قرن نوزدهمی رو داشته باشیم. اما رمان این فرصت رو بهمون می‌ده که برای چند ساعت هم که شده، از مرز زندگی خودمون بیرون بیایم و وارد زندگی یک آدم دیگه بشیم. و با هم همصحبت بشیم . شاید یکی از مهم‌ترین کارهای ادبیات همینه: امکان تازه ای برای زبان می‌سازه و زندگی‌های دیگری رو به زندگی خودمون اضافه می‌کنه. 🖊علیرضا اسماعیلی @PaideiaPhilo
474
15
همایون شجریان و زنده یاد هوشنگ ابتهاج به مِی عمارتِ دل کن، که این جهانِ خراب بر سرِ آنست که از خاک ما بسازد خِشت "حافظ" @PaideiaPhilo
487
16
📣📣📣📣📣📣📣📣📣 دوستان عزیزِ پنجشنبه های فلسفه، سلام، واقعاً و از ته دل خیلی خیلی خوشحالم که فردا قراره پس از یک وقفه ،دوباره شما دوستان عزیز رو ببینم. 🌱 فردا قراره درباره فروید با هم صحبت کنیم؛ اما قبل از اینکه وارد بحث اصلی بشیم، مطالبی رو می‌گم که به نظرم مقدمه‌ای ضروری برای فهم روانکاوی و فرویده. فقط خواهش می‌کنم مطالب مربوط به فروید از کتاب رو حتماً و حتماً یا گوش بدید یا بخونید. چون  کل چیزهایی که اونجا هست مقدمه ای بر چیزیست که خواهید شنید. در واقع، قصد اینه که چندین پله نگاه و دانش شما درباره فروید بالاتر بره؛ طوری که احتمالاً بعد از این جلسات ، فروید و تبارشناسی روانکاوی رو متفاوت‌تر از قبل بشناسید. فکر می‌کنم این بحث‌ها کمک می‌کنه فروید رو نه فقط به‌عنوان "پدر روانکاوی"، بلکه در بستر فکری، علمی و فرهنگی زمان خودش ببینید. (با تکیه بر کتاب بسیار بسیار معتبری از اِلنبرگ) تا زود، بدرود💐 #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
465
17
4_5776179410470182716.pdf
360
18
4_5776179410470182707.pdf
412
19
4_5776179410470182706.pdf
417
20
💥 در زبان انگلیسی عبارتیست که می‌گه: Elegance is quiet. به این معنا که : وقار، اصالت، بزرگی و دانش، نیازی به خودنمایی ندارد. آنچه عمیق است ، آرام است و آنچه اصیل است، خود را اثبات نمی‌کند. @PaideiaPhilo
473