پایدِیا
前往频道在 Telegram
"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49
显示更多1 317
订阅者
+1424 小时
+207 天
+7430 天
数据加载中...
相似频道
标签云
进出提及
---
---
---
---
---
---
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '260
在0个频道中
九月 '26
+109
在0个频道中
Get PRO
八月 '26
+54
在0个频道中
Get PRO
七月 '26
+64
在0个频道中
Get PRO
六月 '26
+45
在0个频道中
Get PRO
五月 '26
+8
在0个频道中
Get PRO
四月 '260
在0个频道中
Get PRO
三月 '260
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+60
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+11
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+49
在0个频道中
Get PRO
十一月 '25
+60
在0个频道中
Get PRO
十月 '25
+46
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+50
在0个频道中
Get PRO
八月 '25
+46
在0个频道中
Get PRO
七月 '25
+38
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+70
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+34
在1个频道中
Get PRO
三月 '25
+15
在0个频道中
Get PRO
二月 '25
+33
在1个频道中
Get PRO
一月 '25
+61
在1个频道中
Get PRO
十二月 '24
+38
在0个频道中
Get PRO
十一月 '24
+64
在1个频道中
Get PRO
十月 '24
+93
在2个频道中
Get PRO
九月 '24
+52
在0个频道中
Get PRO
八月 '24
+29
在2个频道中
Get PRO
七月 '24
+27
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+44
在1个频道中
Get PRO
五月 '24
+38
在0个频道中
Get PRO
四月 '24
+29
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+68
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+55
在2个频道中
Get PRO
一月 '24
+29
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+34
在1个频道中
Get PRO
十一月 '23
+21
在1个频道中
Get PRO
十月 '23
+103
在1个频道中
Get PRO
九月 '23
+67
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+12
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+8
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+18
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+47
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+51
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+40
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+122
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+26
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+51
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+339
在0个频道中
Get PRO
十月 '220
在0个频道中
Get PRO
九月 '220
在0个频道中
Get PRO
八月 '220
在0个频道中
Get PRO
七月 '220
在0个频道中
Get PRO
六月 '220
在0个频道中
Get PRO
五月 '220
在0个频道中
Get PRO
四月 '220
在0个频道中
Get PRO
三月 '220
在0个频道中
Get PRO
二月 '220
在0个频道中
Get PRO
一月 '220
在0个频道中
Get PRO
十二月 '210
在0个频道中
Get PRO
十一月 '210
在0个频道中
Get PRO
十月 '210
在0个频道中
Get PRO
九月 '210
在0个频道中
Get PRO
八月 '210
在0个频道中
Get PRO
七月 '210
在0个频道中
Get PRO
六月 '210
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+155
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 01 十月 | 0 |
频道帖子
🟠بهمناسبت روز ۸ مهرماه،
روز بزرگداشت "مولانا جلال الدین محمد بلخی"
🖊علیرضا اسماعیلی
🔸چرا در قرن بیستویکم هنوز باید مولانا را بخوانیم؟
شاید به این خاطر که مولانا به ماندگارترین و عمیقترین مشکلات وجودیِ انسان پرداخته است. ما همیشه با موضوعاتی همچون: مرگ، عشق، تنهایی، ترس، اضطراب، خشم، حسد، دلبستگی و معنای زندگی روبهرو هستیم. اینها مسائلی نیستند که با تغییر زمان و تکنولوژی از بین بروند؛ یا به دوره ای خاص از تاریخ وابسته باشند . اینها مسایل وجودیِ ما هستند، بخشی از تجربهی همیشگی انسانها هستند.
از طرف دیگر، خیلی از رنجهای ما، مستقیم یا غیرمستقیم، به ذهن و حال درونی ما مربوط میشوند. مولانا در همینجا برای انسان امروز حرف برای گفتن دارد؛ او ما را به دیدن خودمان دعوت میکند، به اینکه کمی از بیرون فاصله بگیریم و به جهان درونمان نگاه کنیم. حتی تأکید او بر قدرشناسی از هستی، فارغ از اینکه به خدا باور داشته باشیم یا نه، میتواند برای انسان امروز معنایی عمیق داشته باشد؛ اینکه "بودن" را ببینیم و قدر لحظهای را که در اختیار داریم بدانیم.
به گمان من، مولانا، به ویژه در سه حوزهی "انسان شناسی" ، "معرفتیشناسی" و "اخلاق" حرفهای جدی و قابل تأملی برای ما در قرن بیستویکم دارد. اما بهتر است رابطهی ما با او ، رابطهی مرید و مراد نباشد؛ رابطهی معلم و شاگرد باشد. از او بیاموزیم اما هالهای از نور دور گردن او و دیگران نیندازیم. بخوانیم، فکر کنیم، پرسش کنیم، بعضی حرفهایش را بپذیریم و بعضی را دوباره به پرسش بکشیم.
به گمانم، بعضی انسانها متعلق به یک قرن نیستند؛ هر نسلی که با خودش، با جهان و با معنای زندگی درگیر شود، دوباره به سراغشان میرود. مولانا یکی از آنهاست.
@PaideiaPhilo
| 2 | در عشق زنده باید، کز مُرده هیچ ناید
دانی که کیست زنده؟ آن کو ز عشق زاید
در عشق جوی ما را، در ما بجوی او را
گاهی منش ستایم، گاه او مرا ستاید
تا چون صدف ز دریا بُگشاید او دهانی
دریای ما و من را چون قطره در رُباید
@PaideiaPhilo | 162 |
| 3 | @PaideiaPhilo | 229 |
| 4 | Neuroscience, Psychology And Religion
(Illusions, Delusions, and Realities about Human Nature)
این کتاب، نوشتهٔ مالکوم جیوز و وارن اس. براون، و کتابی میانرشتهای دربارهٔ پیوند عصبشناسی، روانشناسی و دین است. نویسندگان با بررسی یافتههای علمی دربارهٔ مغز و رفتار انسان، برداشتهای نادرست دربارهٔ ماهیت انسان را نقد میکنند.
کتاب میکوشد نشان دهد علم و ایمان، بهجای تقابل، میتوانند در فهم پیچیدگیهای انسان مکمل یکدیگر باشند. این اثر در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات تمپلتون منتشر شده است
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 235 |
| 5 | 📘 معرفی کتاب:
Neuroscience, Psychology And Religion.
(Illusions,Delusions, and Realities about Human Nature)
🖊Malcolm Jeeves & Waren S. Brown
عصب شناسی، روان شناسی و دین
(توهمات، خیالات و واقعیات درباره انسان)
سال چاپ : ۲۰۰۹
انتشارات : تمپلتون
@PaideiaPhilo
👇👇👇👇👇👇👇👇 | 203 |
| 6 | 🔘 درباره رمان "کوری"
اثر ژوزه ساراماگو
▪️چرا ما کور شده ایم؟
▫️نمیدانم. شاید یک روز این را بفهمیم.
▪️ میخواهی نظر مرا بدانی؟
▫️ بله، گوش میکنم.
▪️ [به عقیده من ما کور نشدیم، کور هستیم. ما چشم داریم اما نمیبینیم. کورهایی هستیم که میتوانیم ببینیم، اما نمیبینیم]
💥رمان «کوری»، بیش از آنکه داستان کور شدن فیزیکی باشد، روایت کور شدن دیدگاه و وجدان انسانهاست. کور شدن چشمهایی که حاضر نیستند واقعیت را ببینند، استعارهای است از ناتوانی انسان در مشاهده حقیقت، مواجهه با وجدان اخلاقی و درک رنج دیگران. این نوع کوری، شاید بدترین نوع آن است؛ زیرا ریشهی جنگها، سقوط اخلاق، انحطاط انسانیت و فجایع تاریخی و معاصر را در خود دارد.
کور شدن در این رمان، تنها فقدان بینایی نیست؛ بلکه فقدان درک، همدلی و مسئولیت انسانی است؛ وضعیتی که جامعه را به سوی هرجومرج، خشونت و تباهی سوق میدهد. در جهانی که مردم چشم بر حقیقت میبندند، شر و رنج نه تنها اجتنابناپذیر است، بلکه به شکل سیستماتیک تکرار میشود، و کوری در این اثر یادآوری میکند که دیدن و فهمیدن، نخستین قدم برای انسان ماندن است.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 206 |
| 7 | و چای عدیده ی عاشقانه ی خوبیست
برای با تو نشستن، بهانهی خوبیست | 1 |
| 8 | "عاشقترين"
نیما مسیحا
@PaideiaPhilo | 267 |
| 9 | @PaideiaPhilo | 256 |
| 10 | 🟡وقتی که فکر، مکث میکند
🔸اندیشیدن یه جورایی شبیه شنا کردن خلاف جریان آب رودخونهست. دستوپا میزنی، اما انگار جلو نمیری. حتی ممکنه کمکم ببینی داری به عقب هم برمیگردی.
فلسفه از همینجا شروع میشه؛ از جایی که قبل از اینکه به چیزها نگاه کنی، یه لحظه به خودِ نگاه کردنت نگاه میکنی. فقط غرق حرف زدن نیستی؛ به واژههات، و به چیزهایی که تا حالا بدیهی فرض کردی و به معنایی که پشت حرفهات نشسته هم توجه میکنی. اونوقت کمکم میبینی که خیلی از چیزهایی که روشن و معلوم به نظرت میرسیدن، دیگه انگار چندان هم روشن نیستن و وسط حرف زدنت، یهجایی دچار مکث و لکنت میشی.
شاید همین لکنت، آغاز فکر کردن باشه؛ جایی که دیگه نمیتونی مثل قبل راحت حرف بزنی و مجبور میشی دوباره ببینی، دوباره بپرسی و از نو به خودت و جهان نگاه کنی.
🖊علیرضا اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 304 |
| 11 | 📣📣📣📣📣📣📣📣
دوره های آموزشی پاییز ۱۴۰۵
1⃣ پنجشنبههای فلسفه
ترم اول: مباحثی در فلسفه اخلاق
پنجشنبهها ساعت ۱۰ تا ۱۱:۴۵
شروع: ۹ مهرماه ۱۴۰۵
شیوه اجرا: حضوری
•••••••••••••••••••••••••
2⃣ ادبیات چگونه میاندیشد؟
"فلسفه، ادبیات و جستوجوی حقیقت در تجربه انسانی"
پنجشنبه ها ساعت ۱۴ تا ۱۵:۴۵
شروع: ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵
شیوه اجرا : آنلاین
•••••••••••••••••••••••••
3⃣ بازاندیشی در فلسفه علمِ روانشناسی (سطح پیشرفته)
"دوره اول: مباحثی نظری و فلسفی"
"ویژه دانشجویان و فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی، فلسفه و مشاوره"
سه شنبهها ساعت ۱۸ تا ۱۹:۴۵
شروع: متعاقبا هماهنگ خواهد شد
شیوه اجرا: حضوری
🔆برای هرکدام از این دورهها توضیحات و جزئیات بیشتری درباره محتوای درسگفتار، شیوه برگزاری و روند دوره وجود دارد که پس از تماس، با علاقهمندان در میان گذاشته میشود.
۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴
🔅ضمن اینکه دورههای ۱ و ۳، دورههایی بلندمدت هستند و در چند ترم ادامه پیدا میکنند.
مدرس: علیرضا اسماعیلی
@paideiaPhilo | 445 |
| 12 | (حجت اشرفزاده)
پاییز میرسد که مرا مُبتلا کند
با رنگهای تازه مرا آشنا کند
او میرسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
خشخش...صدای پای خزان است، یکنفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند
شاعر: علیرضا بدیع
@PaideiaPhilo | 447 |
| 13 | 🔘زبان؛ جایی که زندگیِ ما اتفاق میافتد
✍ علیرضا اسماعیلی
ما معمولاً فکر میکنیم زبان یه وسیلهست؛ چیزی که داریم تا باهاش حرف بزنیم و منظورمون رو به هم برسونیم. اما ماجرا عمیقتر از اینه. ما فقط با زبان حرف نمیزنیم؛ تا حدی در زبان زندگی میکنیم.
ویتگنشتاین ما رو متوجه همین نکته میکنه که معنای واژهها رو نمیشه جدا از کاربردشون و از شکل زندگیای که توش به کار میرن فهمید.
"دوستت دارم"، "نمیتونم"، "باید"، "حق داری" یا حتی "من خوبم"، فقط چند واژه یا جمله نیستن؛ هر کدوم از اینا در دل یک رابطه و یک شیوهی زندگی معنا پیدا میکنن.
یعنی ما با زبان فقط جهان رو توصیف نمیکنیم؛ به تجربههامون معنا میدیم و از خلال این معنا، با جهان و خودمون نسبت پیدا میکنیم. گاهی یک نفر با چند کلمه تحقیرمون میکنه و یکی دیگه با همون چند کلمه امکان دوباره شروع کردن رو به ما میده. گاهی هم خودمون با واژههایی که درباره خودمون به کار میبریم، راههای زندگیمون رو تنگ میکنیم: "من همینم"، "دیگه دیر شده"، "من نمیتونم".
اینجاست که فلسفه میتونه وارد زندگی روزمره بشه؛ نه برای اینکه جوابهای بزرگ و نهایی بده، بلکه برای اینکه ببینیم با چه کلماتی داریم به زندگیمون معنا میدیم.
شاید بعضی وقتها مسئلهی ما این نباشه که جواب درستی پیدا نکردهایم؛ مسئله این باشه که اصلاً داریم زندگی و مسئلهمون رو با چه زبانی معنا میکنیم.
حالا وقتی به زبانمون دقت میکنیم، کمکم میبینیم بعضی از چیزهایی که اسمشون رو "واقعیت" گذاشتهایم، شاید تا حدی نتیجهی همان معنایی باشند که در زبان به آنها دادهایم.
شاید دقت کردن به زبان، فقط دقت کردن به واژهها نباشه؛ تمرینی باشه برای دیدن زندگیای که درون همین واژهها برای خودمون ساختهایم.
@PaideiaPhilo | 427 |
| 14 | 💥در این نشست، به بررسی فلسفیِ ویژگیهای گفتوگوی مؤثر میپردازیم؛ اینکه گفتوگو چه مؤلفههایی دارد و چه چیزی آن را از صرفِ تبادل کلمات و بیان دیدگاهها متمایز میکند.
همچنین بررسی خواهیم کرد چرا انسانها، با وجود نیاز بنیادین به ارتباط و فهم متقابل، اغلب به گفتوگویی واقعی با یکدیگر تن نمیدهند.
در ادامه، به این پرسش خواهیم پرداخت که جامعهای که در آن گفتوگو تضعیف یا ناممکن شده باشد، چه شکلهای دیگری از مواجهه، ارتباط و حل تعارض را جایگزین آن میکند.
هماهنگی جهت حضور
۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴
@PaideiaPhilo | 427 |
| 15 | گر ز حالِ دل خبر داری بگو
و نشانی مختصر داری بگو
مرگ را دانم، ولی تا کوی دوست
راه اگر نزدیکتر داری بگو
@PaideiaPhilo | 410 |
| 16 | هفته پانزدهم:
ادبیات، قدرت و جامعه؛ آیا ادبیات میتواند جهان را تغییر دهد؟
ماریو بارگاس یوسا و ژاک رانسیر؛ ادبیات، سیاست، آزادی، قدرت و امکان مقاومت؛ نسبت ادبیات و نظم اجتماعی؛ و سیاستِ ادبیات؛ بازتوزیع امر محسوس؛ و این پرسش: آیا ادبیات صرفاً جهان اجتماعی را بازنمایی میکند یا میتواند شیوه دیدن و تجربهکردن جهان را تغییر دهد؟
هفته شانزدهم:
زبان، روایت و تفسیر؛ معنای اثر کجاست؟
پل ریکور و هانس-گئورگ گادامر؛ زبان، روایت، فهم، تفسیر و حقیقت؛ هرمنوتیک، فاصلهگیری از مؤلف، افق تاریخی فهم و نقش خواننده؛ نسبت روایت و هویت؛ و بازگشت به پرسش آغازین دوره:
آیا معنا در خود اثر وجود دارد، در نیت مؤلف است، در ساختار زبان قرار دارد، یا در مواجهه میان اثر و خواننده شکل میگیرد؟
پرسش نهایی دوره
اگر فلسفه حقیقت را میجوید، ادبیات چه نسبتی با حقیقت دارد؟
آیا ادبیات صرفاً درباره انسان سخن میگوید، یا یکی از راههای بنیادین انسان برای فهمیدنِ خویش، تجربه جهان و مواجهه با حقیقت است؟
و شاید پرسش نهاییتر این باشد:
اگر فلسفه میپرسد "حقیقت چیست؟"، آیا ادبیات به ما نشان نمیدهد که "حقیقت چگونه زیسته میشود"؟
@PaideiaPhilo | 396 |
| 17 | سرفصل دوره ادبیات چگونه میاندیشد اندیشد؟
هفته اول:
ادبیات چیست؟ چگونه میاندیشد؟
ادبیات بهمثابه هنر، شناخت و تجربه؛ آیا ادبیات نوعی اندیشیدن است؟ تفاوت اندیشیدن فلسفی و ادبی؛ زبان ادبی و گشودن امکانهای تازه برای فهم انسان و جهان؛ و این پرسش بنیادین: ادبیات چگونه چیزی را میفهمد که فلسفه به شیوهای دیگر درباره آن میاندیشد؟
هفته دوم:
افلاطون؛ شعر، تقلید و مسئله حقیقت
شعر و میمسیس در فلسفه افلاطون؛ نسبت هنر، حقیقت و معرفت؛ جایگاه شاعر در مدینه؛ مسئله فاصله هنر از حقیقت؛ و این پرسش: آیا هنر ما را از حقیقت دور میکند کیا میتواند راهی دیگر برای مواجهه با آن باشد؟
هفته سوم:
ارسطو؛ میمسیس، شناخت و کاتارسیس
خوانش بوطیقا؛ تقلید بهمثابه صورت شناخت، ساختار تراژدی، پیرنگ، شخصیت و کاتارسیس؛ تفاوت نگاه ارسطو و افلاطون به شعر؛ و این مسئله: چرا انسان از بازنمایی رنج و ترس لذت میبرد؟
هفته چهارم:
از روایت تا رمان؛ تولد سوژه مدرن
سروانتس و گوته؛ ظهور رمان، فردیت، خودآگاهی و واقعیت؛ نسبت خیال و جهان واقعی؛ رمان بهمثابه صورت ادبی جهان کمدرن؛ و این پرسش: آیا رمان تنها داستان انسان مدرن است یا خودْ شیوهای برای تجربه و فهم مدرنیته؟
هفته پنجم:
ادبیات و حقیقت؛ آیا داستان میتواند حقیقت بگوید؟
تولستوی، داستایوفسکی و بورخس؛ حقیقت روایی، تخیل، واقعیت و جهانهای ممکن؛ تمایز حقیقت گزارهای و حقیقت ادبی؛ و این پرسش: آیا ممکن است داستانی خیالی، حقیقتی درباره انسان آشکار کند که یک گزارش واقعی قادر به بیان آن نباشد؟
هفته ششم:
ادبیات و بحران جهان مدرن
نیچه، کافکا و هسه؛ نیهیلیسم، بحران معنا، بیگانگی و فروپاشی جهان معنادار؛ ادبیات بهمثابه مواجهه با انسانی که دیگر نمیتواند جایگاه خود را در جهان بهسادگی پیدا کند؛ و این پرسش: وقتی جهان دیگر معنای از پیشدادهای ندارد، ادبیات چه چیزی برای گفتن دارد؟
هفته هفتم:
ادبیات و امر پوچ؛ وقتی جهان پاسخ نمیدهد
آلبر کامو و ژان پل سارتر؛ پوچی، آزادی، مسئولیت و تعهد؛ ادبیات در جهانی که معنای نهایی و ازپیشتعیینشده ندارد؛ نوشتن بهمثابه انتخاب و مقاومت؛ و این پرسش: آیا ادبیات میتواند در برابر بیمعنایی، نوعی آفرینش معنا باشد؟
هفته هشتم:
ادبیات و زمان؛ حافظه، آگاهی و تجربه زیسته
مارسل پروست و ویرجینیا وولف؛ زمان خطی در برابر زمان زیسته؛ حافظه، خاطره، آگاهی و جریان تجربه؛ ادبیات و مسئله دسترسی به تجربه درونی؛ و این پرسش: آیا ادبیات میتواند ساختار زمان و آگاهی انسانی را آشکار کند؟
هفته نهم:
ادبیات، تاریخ و حقیقت انسانی؛ انسان در برابر تاریخ
بوریس پاسترناک و رمان دکتر ژیواگو؛ رمان تاریخی و نسبت فرد با نیروهای تاریخ؛ سیاست، عشق، آزادی و تجربه زیسته؛ تاریخ رسمی در برابر تاریخ زیسته؛ و این پرسش: آیا رمان میتواند حقیقت انسانی تاریخ را بهتر از روایت رسمی آن آشکار کند؟
هفته دهم:
اثر هنری چیست؟ ادبیات چگونه اثر هنری میشود؟
رومن اینگاردن، نلسون گودمن و آرتور دانتو؛ اثر هنری، فرم و محتوا، تخیل و تجربه زیباییشناختی؛ چه چیزی یک متن را به اثر ادبی تبدیل میکند؟ نسبت اثر هنری با جهان و مخاطب؛ و این پرسش: آیا اثر هنری چیزی مستقل از تجربه مخاطب است یا در مواجهه با آن تحقق مییابد؟
هفته یازدهم:
متن چیست؟ نویسنده کیست؟ خواننده چه نقشی دارد؟
رولان بارت و سوزان سانتاگ؛ "مرگ مؤلف"، استقلال متن از قصد مؤلف، متن بهمثابه شبکهای از معنا و نقش خواننده در تولید معنا؛ نقد تفسیرهای روانشناختی و نیتگرایانه؛ و این پرسش: آیا معنای اثر را مؤلف تعیین میکند یا متن پس از نوشتهشدن زندگی مستقل خود را آغاز میکند؟
هفته دوازدهم:
از مرگ مؤلف تا کارکرد مؤلف؛ ادبیات و قدرت
میشل فوکو؛ "مؤلف" بهمثابه کارکرد گفتمانی؛ رابطه متن، گفتمان، دانش و قدرت؛ چه کسی حق دارد سخن بگوید و چه چیزی امکان سخن گفتن پیدا میکند؟ سوژه، گفتمان و سازوکارهای قدرت؛ و این پرسش: آیا نویسنده خالق معناست یا خودْ محصول تاریخیِ نظامی از گفتمانها و قدرتهاست؟
هفته سیزدهم:
نقد ادبی چیست و چه میکند؟
تزوتان تودوروف، پل ریکور و تری ایگلتون؛ تفاوت نقد، تفسیر و نظریه؛ ساختارگرایی، هرمنوتیک و نقد اجتماعی؛ آیا منتقد معنای اثر را کشف میکند یا در تولید آن مشارکت دارد؟ نسبت متن، تفسیر، جامعه و ایدئولوژی؛ و این پرسش: آیا میتوان تفسیری معتبر از اثر ارائه کرد، بدون آنکه مدعی تنها یک معنای نهایی و قطعی باشیم؟
هفته چهاردهم:
ادبیات و اخلاق؛ آیا ادبیات ما را بهتر میکند؟
مارتا نوسباوم؛ تخیل روایی و تخیل اخلاقی؛ همدلی، داوری، شخصیت و شناخت دیگری؛ ادبیات بهمثابه تمرین دیدن جهان از منظر دیگری؛ نسبت ادبیات و زندگی اخلاقی؛ و این پرسش: آیا خواندن ادبیات میتواند ظرفیت اخلاقی ما را دگرگون کند یا صرفاً احساسات ما را برمیانگیزد؟
@PaideiaPhilo | 355 |
| 18 | @PaideiaPhilo
سرفصل های دوره👇👇👇👇 | 327 |
| 19 | امروز، ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، به مناسبت "بزرگداشت روز شعر و ادب فارسی"، به دعوت ادارهکل فرهنگ و ارشاد کرج، در سالن سیروس صابر بودم؛ هم برخی دوستانم رو دیدم و لذت بردم، هم از بعضی برنامهها و حرفها استفاده کردم. البته همچنان با خودِ واژهی "ارشاد" مشکل دارم!
راستش توی این جور مناسبتها گاهی با خودم فکر میکنم اصلاً چرا ادبیات باید به مناسبت نیاز داشته باشه؟
ما هر وقت میخوایم دربارهی زندگی فکر کنیم، فلسفهورزی کنیم و بفهمیم چه چیزی داره بر ما میگذره، به زبان نیاز داریم. و وقتی میخوایم نسبت خودمون رو با زندگی، با جامعه و حتی با چیزی مثل قدرت بسنجیم، به یک سنجه نیاز داریم و به ادبیات یکی از بهترین سنجهها برای این کاره؛ چون تجربههای انسانی رو به زبان میاره و چیزهایی رو که در زندگی فقط تعریف یا عقط حس میکنیم، قابل فهم، دیدن و تجربه میکنه.
مثلا وقتی "اخوان" میگه:
حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است."
این فقط حرف از تاریکی نیست؛ داره حال و هوای جامعه رو میگه، انگار داره از حالِ آدمی میگه که مرز بین شب و روز، امید و ناامیدی، دیگه براش چندان روشن نیست.
لذا من فکر میکنم، ادبیات فقط یه موضوع مناسبتی نیست؛ راهیه برای فهمیدن خودمون و جامعهای که توش زندگی میکنیم. تا وقتی انسان هست، نیاز به فهمیدن و به زبان آوردنِ زندگی و روایتگری هم هست. برای همین ادبیات، چه براش مناسبتی برگزار کنن و چه نکنن، همیشه با ماست و هر روز ،روزشه.
#علیرضا_اسماعیلی
@PaideiaPhilo | 425 |
| 20 | نزار قبانی:
مرا طوری در آغوش بگیر که انگار فردا میمیرم...
و فردا چطور؟
طوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشتهام
@PaideiaPhilo | 455 |
