ar
Feedback
پایدِیا

پایدِیا

الذهاب إلى القناة على Telegram

"زمین گندید، آیا بر فرازِ آسمان کس نیست؟" #فلسفه، ذهن، دین و ادبیات @PaideiaPhilo ارتباط با ادمين: @AlirezaEsmaeili49

إظهار المزيد
1 317
المشتركون
+324 ساعات
+77 أيام
+5930 أيام
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+106
في 0 قنوات
أغسطس '26
+54
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+64
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+45
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+8
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+60
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+11
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+49
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+60
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+46
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+50
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+46
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+38
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+70
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+34
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+33
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+61
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+38
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+64
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+93
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+52
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+29
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+27
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+44
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '24
+38
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+29
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+68
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+55
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '24
+29
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+34
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+21
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+103
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+67
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+12
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+8
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+18
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+47
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+51
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+40
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+122
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+26
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+51
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+339
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '220
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '220
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '220
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '220
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '220
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '220
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '220
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '220
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '210
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '210
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+155
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
29 سبتمبر+13
28 سبتمبر+3
27 سبتمبر+1
26 سبتمبر+8
25 سبتمبر+2
24 سبتمبر+2
23 سبتمبر+4
22 سبتمبر+1
21 سبتمبر+1
20 سبتمبر+1
19 سبتمبر+31
18 سبتمبر+5
17 سبتمبر+1
16 سبتمبر+7
15 سبتمبر+3
14 سبتمبر0
13 سبتمبر+3
12 سبتمبر0
11 سبتمبر+1
10 سبتمبر0
09 سبتمبر+6
08 سبتمبر0
07 سبتمبر+2
06 سبتمبر+1
05 سبتمبر+2
04 سبتمبر+1
03 سبتمبر+4
02 سبتمبر+1
01 سبتمبر+2
منشورات القناة
و چای عدیده ‌ی عاشقانه ی خوبی‌ست برای با تو نشستن، بهانه‌ی خوبی‌ست

2
"عاشق‌ترين" نیما مسیحا @PaideiaPhilo
162
3
@PaideiaPhilo
@PaideiaPhilo
185
4
🟡وقتی که فکر، مکث می‌کند 🔸اندیشیدن یه جورایی شبیه شنا کردن خلاف جریان آب رودخونه‌ست. دست‌وپا می‌زنی، اما انگار جلو نمی‌ری. حتی ممکنه کم‌کم ببینی داری به عقب هم برمی‌گردی. فلسفه از همین‌جا شروع می‌شه؛ از جایی که قبل از اینکه به چیزها نگاه کنی، یه لحظه به خودِ نگاه کردنت نگاه می‌کنی. فقط غرق حرف زدن نیستی؛ به واژه‌هات، و به چیزهایی که تا حالا بدیهی فرض کردی و به معنایی که پشت حرف‌هات نشسته هم توجه می‌کنی. اون‌وقت کم‌کم می‌بینی که خیلی از چیزهایی که روشن و معلوم به نظرت می‌رسیدن، دیگه انگار چندان هم روشن نیستن و وسط حرف زدنت، یه‌جایی دچار مکث و لکنت می‌شی. شاید همین لکنت، آغاز فکر کردن باشه؛ جایی که دیگه نمی‌تونی مثل قبل راحت حرف بزنی و مجبور می‌شی دوباره ببینی، دوباره بپرسی و از نو به خودت و جهان نگاه کنی. 🖊علیرضا اسماعیلی @PaideiaPhilo
243
5
📣📣📣📣📣📣📣📣 دوره های آموزشی پاییز ۱۴۰۵ 1⃣ پنجشنبه‌های فلسفه ترم اول: مباحثی در فلسفه اخلاق پنجشنبه‌ها ساعت ۱۰ تا ۱۱:۴۵ شروع: ۹ مهرماه ۱۴۰۵ شیوه اجرا: حضوری ••••••••••••••••••••••••• 2⃣ ادبیات چگونه می‌اندیشد؟ "فلسفه، ادبیات و جست‌وجوی حقیقت در تجربه انسانی" پنج‌شنبه ها ساعت ۱۴ تا ۱۵:۴۵ شروع: ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵ شیوه اجرا : آنلاین ••••••••••••••••••••••••• 3⃣ بازاندیشی در فلسفه علمِ روان‌شناسی (سطح پیشرفته) "دوره اول: مباحثی نظری و فلسفی" "ویژه دانشجویان و فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد و دکتری روانشناسی، فلسفه و مشاوره" سه شنبه‌ها ساعت ۱۸ تا ۱۹:۴۵ شروع: متعاقبا هماهنگ خواهد شد شیوه اجرا: حضوری 🔆برای هرکدام از این دوره‌ها توضیحات و جزئیات بیشتری درباره محتوای درسگفتار، شیوه برگزاری و روند دوره وجود دارد که پس از تماس، با علاقه‌مندان در میان گذاشته می‌شود. ۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴ 🔅ضمن اینکه دوره‌های ۱ و ۳، دوره‌هایی بلندمدت هستند و در چند ترم ادامه پیدا می‌کنند. مدرس: علیرضا اسماعیلی @paideiaPhilo
367
6
(حجت اشرف‌زاده) پاییز می‌رسد که مرا مُبتلا کند با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند خش‌خش...صدای پای خزان است، یک‌نفر در را به روی حضرت پاییز وا کند شاعر: علیرضا بدیع @PaideiaPhilo
395
7
🔘زبان؛ جایی که زندگیِ ما اتفاق می‌افتد ✍ علیرضا اسماعیلی ما معمولاً فکر می‌کنیم زبان یه وسیله‌ست؛ چیزی که داریم تا باهاش حرف بزنیم و منظورمون رو به هم برسونیم. اما ماجرا عمیق‌تر از اینه. ما فقط با زبان حرف نمی‌زنیم؛ تا حدی در زبان زندگی می‌کنیم. ویتگنشتاین ما رو متوجه همین نکته می‌کنه که معنای واژه‌ها رو نمی‌شه جدا از کاربردشون و از شکل زندگی‌ای که توش به کار می‌رن فهمید. "دوستت دارم"، "نمی‌تونم"، "باید"، "حق داری" یا حتی "من خوبم"، فقط چند واژه یا جمله نیستن؛ هر کدوم از اینا در دل یک رابطه و یک شیوه‌ی زندگی معنا پیدا می‌کنن. یعنی ما با زبان فقط جهان رو توصیف نمی‌کنیم؛ به تجربه‌هامون معنا می‌دیم و از خلال این معنا، با جهان و خودمون نسبت پیدا می‌کنیم. گاهی یک نفر با چند کلمه تحقیرمون می‌کنه و یکی دیگه با همون چند کلمه امکان دوباره شروع کردن رو به ما می‌ده. گاهی هم خودمون با واژه‌هایی که درباره خودمون به کار می‌بریم، راه‌های زندگی‌مون رو تنگ می‌کنیم: "من همینم"، "دیگه دیر شده"، "من نمی‌تونم". اینجاست که فلسفه می‌تونه وارد زندگی روزمره بشه؛ نه برای اینکه جواب‌های بزرگ و نهایی بده، بلکه برای اینکه ببینیم با چه کلماتی داریم به زندگی‌مون معنا می‌دیم. شاید بعضی وقت‌ها مسئله‌ی ما این نباشه که جواب درستی پیدا نکرده‌ایم؛ مسئله این باشه که اصلاً داریم زندگی و مسئله‌مون رو با چه زبانی معنا می‌کنیم. حالا وقتی به زبانمون دقت می‌کنیم، کم‌کم می‌بینیم بعضی از چیزهایی که اسمشون رو "واقعیت" گذاشته‌ایم، شاید تا حدی نتیجه‌ی همان معنایی باشند که در زبان به آن‌ها داده‌ایم. شاید دقت کردن به زبان، فقط دقت کردن به واژه‌ها نباشه؛ تمرینی باشه برای دیدن زندگی‌ای که درون همین واژه‌ها برای خودمون ساخته‌ایم. @PaideiaPhilo
385
8
💥در این نشست، به بررسی فلسفیِ ویژگی‌های گفت‌وگوی مؤثر می‌پردازیم؛ اینکه گفت‌وگو چه مؤلفه‌هایی دارد و چه چیزی آن را از صرفِ ت
💥در این نشست، به بررسی فلسفیِ ویژگی‌های گفت‌وگوی مؤثر می‌پردازیم؛ اینکه گفت‌وگو چه مؤلفه‌هایی دارد و چه چیزی آن را از صرفِ تبادل کلمات و بیان دیدگاه‌ها متمایز می‌کند. همچنین بررسی خواهیم کرد چرا انسان‌ها، با وجود نیاز بنیادین به ارتباط و فهم متقابل، اغلب به گفت‌وگویی واقعی با یکدیگر تن نمی‌دهند. در ادامه، به این پرسش خواهیم پرداخت که جامعه‌ای که در آن گفت‌وگو تضعیف یا ناممکن شده باشد، چه شکل‌های دیگری از مواجهه، ارتباط و حل تعارض را جایگزین آن می‌کند. هماهنگی جهت حضور ۰۹۳۸۰۸۲۷۲۹۴ @PaideiaPhilo
368
9
گر ز حالِ دل خبر داری بگو و نشانی مختصر داری بگو مرگ را دانم، ولی تا کوی دوست راه اگر نزدیک‌تر داری بگو @PaideiaPhilo
340
10
هفته پانزدهم: ادبیات، قدرت و جامعه؛ آیا ادبیات می‌تواند جهان را تغییر دهد؟ ماریو بارگاس یوسا و ژاک رانسیر؛ ادبیات، سیاست، آزادی، قدرت و امکان مقاومت؛ نسبت ادبیات و نظم اجتماعی؛ و سیاستِ ادبیات؛ بازتوزیع امر محسوس؛ و این پرسش: آیا ادبیات صرفاً جهان اجتماعی را بازنمایی می‌کند یا می‌تواند شیوه دیدن و تجربه‌کردن جهان را تغییر دهد؟ هفته شانزدهم: زبان، روایت و تفسیر؛ معنای اثر کجاست؟ پل ریکور و هانس-گئورگ گادامر؛ زبان، روایت، فهم، تفسیر و حقیقت؛ هرمنوتیک، فاصله‌گیری از مؤلف، افق تاریخی فهم و نقش خواننده؛ نسبت روایت و هویت؛ و بازگشت به پرسش آغازین دوره: آیا معنا در خود اثر وجود دارد، در نیت مؤلف است، در ساختار زبان قرار دارد، یا در مواجهه میان اثر و خواننده شکل می‌گیرد؟ پرسش نهایی دوره اگر فلسفه حقیقت را می‌جوید، ادبیات چه نسبتی با حقیقت دارد؟ آیا ادبیات صرفاً درباره انسان سخن می‌گوید، یا یکی از راه‌های بنیادین انسان برای فهمیدنِ خویش، تجربه جهان و مواجهه با حقیقت است؟ و شاید پرسش نهایی‌تر این باشد: اگر فلسفه می‌پرسد "حقیقت چیست؟"، آیا ادبیات به ما نشان نمی‌دهد که "حقیقت چگونه زیسته می‌شود"؟ @PaideiaPhilo
322
11
سرفصل دوره ادبیات چگونه می‌اندیشد اندیشد؟ هفته اول: ادبیات چیست؟ چگونه می‌اندیشد؟ ادبیات به‌مثابه هنر، شناخت و تجربه؛ آیا ادبیات نوعی اندیشیدن است؟ تفاوت اندیشیدن فلسفی و ادبی؛ زبان ادبی و گشودن امکان‌های تازه برای فهم انسان و جهان؛ و این پرسش بنیادین: ادبیات چگونه چیزی را می‌فهمد که فلسفه به شیوه‌ای دیگر درباره آن می‌اندیشد؟ هفته دوم: افلاطون؛ شعر، تقلید و مسئله حقیقت شعر و میمسیس در فلسفه افلاطون؛ نسبت هنر، حقیقت و معرفت؛ جایگاه شاعر در مدینه؛ مسئله فاصله هنر از حقیقت؛ و این پرسش: آیا هنر ما را از حقیقت دور می‌کند کیا می‌تواند راهی دیگر برای مواجهه با آن باشد؟ هفته سوم: ارسطو؛ میمسیس، شناخت و کاتارسیس خوانش بوطیقا؛ تقلید به‌مثابه صورت شناخت، ساختار تراژدی، پیرنگ، شخصیت و کاتارسیس؛ تفاوت نگاه ارسطو و افلاطون به شعر؛ و این مسئله: چرا انسان از بازنمایی رنج و ترس لذت می‌برد؟ هفته چهارم: از روایت تا رمان؛ تولد سوژه مدرن سروانتس و گوته؛ ظهور رمان، فردیت، خودآگاهی و واقعیت؛ نسبت خیال و جهان واقعی؛ رمان به‌مثابه صورت ادبی جهان کمدرن؛ و این پرسش: آیا رمان تنها داستان انسان مدرن است یا خودْ شیوه‌ای برای تجربه و فهم مدرنیته؟ هفته پنجم: ادبیات و حقیقت؛ آیا داستان می‌تواند حقیقت بگوید؟ تولستوی، داستایوفسکی و بورخس؛ حقیقت روایی، تخیل، واقعیت و جهان‌های ممکن؛ تمایز حقیقت گزاره‌ای و حقیقت ادبی؛ و این پرسش: آیا ممکن است داستانی خیالی، حقیقتی درباره انسان آشکار کند که یک گزارش واقعی قادر به بیان آن نباشد؟ هفته ششم: ادبیات و بحران جهان مدرن نیچه، کافکا و هسه؛ نیهیلیسم، بحران معنا، بیگانگی و فروپاشی جهان معنادار؛ ادبیات به‌مثابه مواجهه با انسانی که دیگر نمی‌تواند جایگاه خود را در جهان به‌سادگی پیدا کند؛ و این پرسش: وقتی جهان دیگر معنای از پیش‌داده‌ای ندارد، ادبیات چه چیزی برای گفتن دارد؟ هفته هفتم: ادبیات و امر پوچ؛ وقتی جهان پاسخ نمی‌دهد آلبر کامو و ژان پل سارتر؛ پوچی، آزادی، مسئولیت و تعهد؛ ادبیات در جهانی که معنای نهایی و ازپیش‌تعیین‌شده ندارد؛ نوشتن به‌مثابه انتخاب و مقاومت؛ و این پرسش: آیا ادبیات می‌تواند در برابر بی‌معنایی، نوعی آفرینش معنا باشد؟ هفته هشتم: ادبیات و زمان؛ حافظه، آگاهی و تجربه زیسته مارسل پروست و ویرجینیا وولف؛ زمان خطی در برابر زمان زیسته؛ حافظه، خاطره، آگاهی و جریان تجربه؛ ادبیات و مسئله دسترسی به تجربه درونی؛ و این پرسش: آیا ادبیات می‌تواند ساختار زمان و آگاهی انسانی را آشکار کند؟ هفته نهم: ادبیات، تاریخ و حقیقت انسانی؛ انسان در برابر تاریخ بوریس پاسترناک و رمان دکتر ژیواگو؛ رمان تاریخی و نسبت فرد با نیروهای تاریخ؛ سیاست، عشق، آزادی و تجربه زیسته؛ تاریخ رسمی در برابر تاریخ زیسته؛ و این پرسش: آیا رمان می‌تواند حقیقت انسانی تاریخ را بهتر از روایت رسمی آن آشکار کند؟ هفته دهم: اثر هنری چیست؟ ادبیات چگونه اثر هنری می‌شود؟ رومن اینگاردن، نلسون گودمن و آرتور دانتو؛ اثر هنری، فرم و محتوا، تخیل و تجربه زیبایی‌شناختی؛ چه چیزی یک متن را به اثر ادبی تبدیل می‌کند؟ نسبت اثر هنری با جهان و مخاطب؛ و این پرسش: آیا اثر هنری چیزی مستقل از تجربه مخاطب است یا در مواجهه با آن تحقق می‌یابد؟ هفته یازدهم: متن چیست؟ نویسنده کیست؟ خواننده چه نقشی دارد؟ رولان بارت و سوزان سانتاگ؛ "مرگ مؤلف"،  استقلال متن از قصد مؤلف، متن به‌مثابه شبکه‌ای از معنا و نقش خواننده در تولید معنا؛ نقد تفسیرهای روان‌شناختی و نیت‌گرایانه؛ و این پرسش: آیا معنای اثر را مؤلف تعیین می‌کند یا متن پس از نوشته‌شدن زندگی مستقل خود را آغاز می‌کند؟ هفته دوازدهم: از مرگ مؤلف تا کارکرد مؤلف؛ ادبیات و قدرت میشل فوکو؛ "مؤلف" به‌مثابه کارکرد گفتمانی؛ رابطه متن، گفتمان، دانش و قدرت؛ چه کسی حق دارد سخن بگوید و چه چیزی امکان سخن گفتن پیدا می‌کند؟ سوژه، گفتمان و سازوکارهای قدرت؛ و این پرسش: آیا نویسنده خالق معناست یا خودْ محصول تاریخیِ نظامی از گفتمان‌ها و قدرت‌هاست؟ هفته سیزدهم: نقد ادبی چیست و چه می‌کند؟ تزوتان تودوروف، پل ریکور و تری ایگلتون؛ تفاوت نقد، تفسیر و نظریه؛ ساختارگرایی، هرمنوتیک و نقد اجتماعی؛ آیا منتقد معنای اثر را کشف می‌کند یا در تولید آن مشارکت دارد؟ نسبت متن، تفسیر، جامعه و ایدئولوژی؛ و این پرسش: آیا می‌توان تفسیری معتبر از اثر ارائه کرد، بدون آنکه مدعی تنها یک معنای نهایی و قطعی باشیم؟ هفته چهاردهم: ادبیات و اخلاق؛ آیا ادبیات ما را بهتر می‌کند؟ مارتا نوسباوم؛ تخیل روایی و تخیل اخلاقی؛ همدلی، داوری، شخصیت و شناخت دیگری؛ ادبیات به‌مثابه تمرین دیدن جهان از منظر دیگری؛ نسبت ادبیات و زندگی اخلاقی؛ و این پرسش: آیا خواندن ادبیات می‌تواند ظرفیت اخلاقی ما را دگرگون کند یا صرفاً احساسات ما را برمی‌انگیزد؟ @PaideiaPhilo
320
12
@PaideiaPhilo سرفصل های دوره👇👇👇👇
@PaideiaPhilo سرفصل های دوره👇👇👇👇
293
13
امروز، ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، به مناسبت "بزرگداشت روز شعر و ادب فارسی"، به دعوت اداره‌کل فرهنگ و ارشاد کرج، در سالن سیروس صابر بودم؛ هم برخی دوستانم رو دیدم و لذت بردم، هم از بعضی برنامه‌ها و حرف‌ها استفاده کردم. البته همچنان با خودِ واژه‌ی "ارشاد" مشکل دارم! راستش توی این جور مناسبت‌ها گاهی با خودم فکر می‌کنم اصلاً چرا ادبیات باید به مناسبت نیاز داشته باشه؟ ما هر وقت می‌خوایم درباره‌ی زندگی فکر کنیم، فلسفه‌ورزی کنیم و بفهمیم چه چیزی داره بر ما می‌گذره، به زبان نیاز داریم. و وقتی می‌خوایم نسبت خودمون رو با زندگی، با جامعه و حتی با چیزی مثل قدرت بسنجیم، به یک سنجه نیاز داریم و به ادبیات یکی از بهترین سنجه‌ها برای این کاره؛ چون تجربه‌های انسانی رو به زبان میاره و چیزهایی رو که در زندگی فقط تعریف یا عقط حس می‌کنیم، قابل فهم، دیدن و تجربه می‌کنه. مثلا وقتی "اخوان" می‌گه: حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است." این فقط حرف از تاریکی نیست؛ داره حال و هوای جامعه رو میگه، انگار داره از حالِ آدمی می‌گه که مرز بین شب و روز، امید و ناامیدی، دیگه براش چندان روشن نیست. لذا من فکر می‌کنم، ادبیات فقط یه موضوع مناسبتی نیست؛ راهیه برای فهمیدن خودمون و جامعه‌ای که توش زندگی می‌کنیم. تا وقتی انسان هست، نیاز به فهمیدن و به زبان آوردنِ زندگی و روایتگری هم هست. برای همین ادبیات، چه براش مناسبتی برگزار کنن و چه نکنن، همیشه با ماست و هر روز ،روزشه. #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
350
14
نزار قبانی: مرا طوری  در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم... و فردا چطور؟ طوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام @PaideiaPhilo
421
15
دوستان عزیز و همراهان گرامی، پیج اینستاگرام "پایدیا" به‌تازگی شروع به فعالیت کرده. اگر علاقه‌مند بودید، خوشحال می‌شیم همراه ما باشید و صفحه را دنبال کنید. 🌱 حقیقتا حضور و همراهی شما برای ما بسیار ارزشمنده. https://www.instagram.com/_paideiaacademy_?stkn=MTd5cTB2bXFjMWFkcw%3D%3D&utm_source=qr #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
392
16
📽سکانسی از فیلم «شرم» کارگردان: اینگمار برگمان محصول: سوئد، ۱۹۶۸ ◾️در این سکانس، افرادی خسته و بی‌پناه، بر قایقی سرگردان در
📽سکانسی از فیلم «شرم» کارگردان: اینگمار برگمان محصول: سوئد، ۱۹۶۸ ◾️در این سکانس، افرادی خسته و بی‌پناه، بر قایقی سرگردان در میان آب شناورند، در اینجا، برگمان ما رو به مرزهای برهنه‌ی انسان‌بودن می‌بره؛ جایی‌که هیچ چیز باقی نمونده جز نگاه به مرگ، گرسنگی، و سکوتی که نه تنها دریا، که رابطه‌شون رو هم دربر گرفته. ◾️اون جسدهای بی‌نام و نشونی هم که روی آب‌اند، شبیه آینه‌اند؛ بازتابی از آینده‌ای احتمالی، یا شاید حالِ پنهان‌شده‌ی خودشون. انگار که مرگ در دور دستها نیست، بلکه در کنارشون داره نفس می‌کشه. ◾️در جهان اگزیستانسیال، انسان در نهایت تنهاست؛ نه از سر اندوه،‌که از سر واقعیت، و وضهیتِ قایق، بی‌مکانی و بی‌زمانی، و ریزش"معنا" ست. دیگه نه گذشته‌ای برای بازگشت هست و نه آینده‌ای برای امید. تنها اکنون هست؛ اکنونی که در اون انسان فقط یک تن است در برابر بی‌تفاوتی هستی. ◾️حالا در دل این بی‌پناهی، شاید تنها نشونه‌ی بقا، همون نگاهی است که زن به مرد میندازه، بی‌کلام، اما پر از احتیاج. گویی برگمان داره میگه: ما، با همه‌ی شرم‌مان، زنده‌ایم چون هنوز کسی را داریم که نگاه‌مان کند. ✍ علیرضا اسماعیلی @PaideiaPhilo
480
17
🔍 شاید یکی از پرسش‌های مهم زمانه‌ی ما این باشه که : انسان برای چی زندگی می‌کنه، وقتی تقریباً همه‌چیز بر اساس کارکرد و فایده‌اش سنجیده می‌شه؟ وقتی آدم رو بیشتر با شغل، نقش و میزان بهره‌وری‌اش می‌شناسیم، کم‌کم رنج، عشق، تردید، خیال و جست‌وجوی معنا از زندگی کنار می‌رن. شاید کم‌رنگ شدن فلسفه، ادبیات، تاریخ و جامعه‌شناسی در جامعه‌ی ما هم بی‌ارتباط با همین اتفاق نباشه؛ علوم انسانی درباره‌ی چیزی حرف می‌زنن که به‌سادگی نمی‌شه اندازه‌اش گرفت: خودِ انسان. فلسفه ما رو با پرسش روبه‌رو می‌کنه، ادبیات تجربه‌ی دیگری رو پیش چشممون می‌ذاره، تاریخ حافظه‌مون رو زنده نگه می‌داره و جامعه‌شناسی کمک می‌کنه بفهمیم در چه جهانی داریم زندگی می‌کنیم. شاید تنهاییِ امروز علوم انسانی در کشورمون، فقط تنهایی چند رشته‌ی دانشگاهی نباشه؛ تنهاییِ پرسشی باشه که هنوز درباره‌ی انسان داریم. تنهاییِ کسی باشه که هنوز اصرار داره که باید خودِ انسان رو جدی گرفت. و اگر خودِ انسان به حاشیه بره، علومی هم که درباره او هستن به حاشیه می‌رن و باز، اگر انسان رو از یاد ببریم، این همه چیزی که ساخته‌ایم، در نهایت برای چه کسی خواهد بود؟ #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
526
18
هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری؟ یعنی که نمودند در آیینۀ صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری @PaideiaPhilo
هنگام سپیده دم خروس سحری دانی که چرا همی کند نوحه گری؟ یعنی که نمودند در آیینۀ صبح کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری @PaideiaPhilo
531
19
💥گاهی در زندگی جمعی، چیزی که قرار بوده در خدمت انسان باشد، کم‌کم آن‌قدر اهمیت پیدا می‌کند که خودِ انسان در حاشیه قرار می‌گیرد. این فقط درباره‌ی سیاست نیست؛ درباره‌ی هر ساختاری است که به‌جای حفظ امکان زندگی، حفظ خودش را به هدف اصلی تبدیل می‌کند. قدرت، سازمان، نهاد یا حتی یک آرمان، زمانی معنا دارد که به زندگی انسان‌ها کمک کند؛ امنیت، آزادی، آرامش، امکان انتخاب و فرصتِ شکوفایی را بیشتر کند. اما وقتی بقای یک ساختار از زندگی کسانی که درون آن هستند مهم‌تر شود، نسبتِ میان "وسیله" و "هدف" آرام‌آرام وارونه می‌شود. اینجاست که اخلاق کانت اهمیت پیدا می‌کند: انسان نباید صرفاً وسیله‌ای برای رسیدن به هیچ هدفی باشد. ارزش انسان را نمی‌توان با مصلحتِ یک ایده، ساختار یا آرمان سنجید. از سوی دیگر و در خوانشی اسپینوزایی، جامعه فقط برای حفظ نظم نیست؛ قرار است امکان زیستن را بیشتر کند؛ اینکه انسان‌ها بتوانند آگاهانه‌تر، آزادانه‌تر و با توان بیشتری زندگی کنند. شاید پرسش بنیادی همین باشد: ساختارها برای انسان‌اند، یا انسان‌ها برای حفظ ساختارها؟ فکر می‌کنم هرجا این پرسش را جدی بگیریم، دوباره به یک اصل ساده برمی‌گردیم: هر چیزی که ساخته‌ی انسان است، باید در نهایت به امکان بهتر زیستن انسان بازگردد. ✍ علیرضا اسماعیلی @PaideiaPhilo
546
20
فکر می‌کنم زندگی بیشتر شبیه همین راه‌های ناآشناست؛ تاریک، خاموش و پر از تجربه‌هایی که از قبل معنایی ندارند. راه می‌رویم و در
فکر می‌کنم زندگی بیشتر شبیه همین راه‌های ناآشناست؛ تاریک، خاموش و پر از تجربه‌هایی که از قبل معنایی ندارند. راه می‌رویم و در میان قدم‌ها، آرام‌آرام بخشی از خودمان را پیدا می‌کنیم و بخشی را جا می‌گذاریم. ۲۲ شهریور ۱۴۰۵ #علیرضا_اسماعیلی @PaideiaPhilo
508