جناب گاو
📈 تحلیل کانال تلگرام جناب گاو
کانال جناب گاو (@jenabegav) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 14 897 مشترک است و جایگاه 3 648 را در دسته سیاست و رتبه 21 874 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 14 897 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 21 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -69 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -3 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 40.53% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 18.88% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 6 038 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 2 812 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 140 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند پادشاهی, حکومت, نظام, چیز, کس تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 22 سپتامبر, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته سیاست تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 22 سپتامبر | 0 | |||
| 21 سپتامبر | +5 | |||
| 20 سپتامبر | +2 | |||
| 19 سپتامبر | +8 | |||
| 18 سپتامبر | +1 | |||
| 17 سپتامبر | +6 | |||
| 16 سپتامبر | +1 | |||
| 15 سپتامبر | 0 | |||
| 14 سپتامبر | +1 | |||
| 13 سپتامبر | +4 | |||
| 12 سپتامبر | +1 | |||
| 11 سپتامبر | +2 | |||
| 10 سپتامبر | +1 | |||
| 09 سپتامبر | +1 | |||
| 08 سپتامبر | +5 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | +4 | |||
| 05 سپتامبر | +5 | |||
| 04 سپتامبر | +2 | |||
| 03 سپتامبر | +2 | |||
| 02 سپتامبر | +3 | |||
| 01 سپتامبر | +8 |
| 2 | راه آزادی از دانشگاه نمی گذرد. دانشگاه عقل نیاورده و نخواهد آورد. | 2 265 |
| 3 | معرفی میکنم: دکتر کیومرث یزدانپناه، استاد دانشگاه تهران، معاون تایید صلاحیت مرکز جذب اعضای هیات علمی، و نیز معاون پژوهشی کمیسیون علوم رفتاری و اجتماعی!
آکادمی در دنیا یک فریبکاری بزرگ است، ولی در ایران است که علاوه بر یک فریبکاری بزرگ، تبدیل شده به یک دلقکخانه متشکل از ابلهترین ودر ضمن پرمدعاترین موجودات روی زمین!
سازمان ملی پخمگان، نیز! | 3 661 |
| 4 | خاطره آیت الله موسوی اردبیلی از بچه های خردسال زندانی در اوین
✍🏻خاطره زیر را به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی شنیده ام. متن زیر به نقل از آیت الله احمد عابدینی استاد حوزه علمیه اصفهان است:
🔺اوايل شهريور 1377 بود كه براي خواندن كتاب سفرنامه فقهي حج به منزل ايشان رفتم و مثل بقيّه شبها من و او تنها بوديم تازه آقاي اسد اللّه لاجوردي را ترور كرده بودند. ايشان فرمودند: امروز هرچه با خودم كلنجار رفتم كه براي آقاي لاجوردي فاتحه اي بخوانم نشد.
🔺حساس شدم كه مگر او چه كرده است؟ سؤال كردم، ايشان در ترديد بود كه برايم توضيح بدهد يا خير، امّا بالاخره اموري را گفت كه اكنون پس از گذشتن بيش از ده سال از آن زمان هنوز بسياري از آن كلمات با همان آهنگ سخنان ايشان در گوشم طنين انداز است:
♦️ آن زمان كه مسئوليت داشتم گهگاهي به زندانها سر ميزدم که در زندانِ اوين يك درب كهنه قديمي بود كه هميشه از كنار آن مي گذشتم. يك روز هوس كردم كه داخل آنجا را ببينم، گفتم اين چيست؟ گفتند: چيز مهمي نيست يك انباري است.
♦️ گفتم: مي خواهم درون آن را ببينم. گفتند: كليدش نيست. گفتم: آن را پيدا كنيد. گفتند: پيدا نمي شود. گفتم: درب را بشكنيد. گفتند: چيز مهمي نيست. گفتم: بالاخره من بايد درون اين انباري را ببينم. گفتند: كليدش پيش حاج آقاست. منظورشان لاجوردي بود. گفتم: از او بگيريد. گفتند: الان اينجا نيستند. گفتم: پيدايش كنيد من اينجا مي مانم تا بياييد و از جاي خود تكان نمي خورم.
♦️بالاخره پس از اصرارِ زيادِ من، درب باز شد؛ وارد شدم. ديدم تعداد زيادي از بچّه هاي خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورتهايي به رنگ زرد و جسمهايي نحيف، پنجاه نفر، صد نفر، كمتر يا بيشتر نمي دانم؛ محبوسند. بچّه ها دور من ريختند، گريه ميكردند، عبا و دستهايم را مي بوسيدند و التماس مي كردند.
♦️گفتم: اينها چه كساني هستند؟ گفتند: اينها بچه هاي منافقان هستند كه پدر و مادرشان يا كشته شده اند يا فرار كرده اند. گفتم: اينجا چه كار مي كنند؟ پدرانشان مجرم بودهاند، جرم اينها چيست؟ اينها پدر بزرگ ندارند؟! خويشاوند ندارند؟! قيّم ندارند؟!
😔 از وضع اسفبار بچّه ها چشمانم پر از اشك شد عينك خود را برداشتم و با دستمال، اشك هاي خود را پاك كردم و گفتم: همين امروز تا بيست و چهار ساعت بايد اين بچّه ها را به خانواده هاي خودشان برسانيد و هر كدام كه خانواده ندارند يا جايي ندارند آنها را به دادستاني بياوريد براي آنان جايي تهيه مي كنيم. آخر پدر بچّه هاي منافق بود و كشته شد يا مادرش فرار كرد چه ربطي به بچّه ها دارد؟! انصاف و رحم و مروتتان كجا رفت؟!
♦️بالاخره پس از چند روز آقاي محمدي گيلاني قبل از خطبه هاي نماز جمعه تهران جوابم را داد و گفت: آنها كه براي بچّه منافق اشك مي ريزند نبايد مسئوليت قبول كنند، چرا آن وقت كه پدرانشان پاسدارهاي ما را مي كشتند گريه نكرديد؟! كسي مرجع ضمير حرفهاي او را جز من نفهميد.
♦️آقاي لاجوردي به من مي گفت: من تو و آقاي منتظري را قبول ندارم، شما نمي فهميد! شما نمي گذاريد من ريشه منافقان را بكنم، اما چون امام خميني به من فرموده از شما اطاعت كنم، اطاعت مي كنم وگرنه اصلاً شما دو نفر را قبول ندارم. آوای خرد(مجتبی لطفی) | 3 209 |
| 5 | لولئی با پسر خود ماجرا میکرد، که تو هیچ کار نمیکنی و عمر در بطالت به سر میبری. چند با تو گویم که معلق زدن بیاموز و سگ از چنبر جهانیدن و رسن بازی تعلیم کن، تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نمیشنوی، به خدا تو را به مدرسه اندازم، تا آن علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی، در مذلّت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.
#عبید_زاکانی | 2 896 |
| 6 | دو تا پرسش:
۱ــ اگر از دارایی شخصی خود بخواهید در اسراییل و یا فلسطین سرمایه گذاری کنید و شریک شوید، کدام را انتخاب می کنید؟ کدام قابل اطمینان تر، معقول تر و سپاسگزار تر است؟
۲ـ حالا اگر از پول بیت المال بخواهید این کار را بکنید، کدام را انتخاب می کنید؟ | 3 623 |
| 7 | دو تا پرسش:
۱ــ اگر از دارایی شخصی خود بخواهید در اسراییل و یا فلسطین سرمایه گذاری کنید و شریک شوید، کدام را انتخاب می کنید؟ کدام قابل اطمینان تر، معقول تر و سپاسگزار تر است؟
۲ـ حالا اگر از پول بیت المال بخواهید این کار را بکنید، کدام را انتخاب می کنید؟ | 1 |
| 8 | 🔻 در اینجا عالیخانی از سفر مخفیانهاش همراه هیئت ساواک به اسرائیل میگوید:
بهعنوان مأموریت ویژه، من اولینبار نزدیک به یک سال بود که وارد سازمان اطلاعات شده بودم، شاه تصمیم گرفت که با اسرائیلیها رابطهی خیلی نزدیکتری داشته باشد و در نتیجه رئیس این سازمان که در آنموقع سرلشکر بختیار بود و من با عدهای از کسانی که همراهش بودند، برای کارهای تلگراف و غیره با یک هواپیمای DC3 ارتشی از آبادان ظاهراً به مقصد جاسک و در عمل برای پرواز از روی عراق و عربستان و اردن به اسرائیل رفتیم.
و آنجا هم در نیمههای شب رسیدیم و فوری هم سربازان اسرائیلی کاغذهای آمادهای که داشتند تمام علامتهای هواپیمای ایران را پوشاندند. و اولین باری بود که ما شروع کردیم با آنها دیگر به مذاکره پرداختیم و مأموریت من این بود که تمام قسمت همکاریهای اقتصادی که ما میتوانیم با اسرائیل داشته باشیم شروع بکنیم.
یعنی چیزی مثلاً شبیه به ¹دشت قزوین که بعداً درست شد، زمینهی اولش در آن گفتگوهای سال ۱۹۵۸ پایهگذاری شد. و بعد هم سالی یکی دوبار من به اسرائیل میرفتم و با آنها کنفرانسهای دوجانبه و همچنین سهجانبه با همکاری ترکها داشتیم.
¹پ.ن: پس از زلزلهٔ بوئینزهرا در شهریور ۱۳۴۱، بخش بزرگی از روستاهای منطقهٔ قزوین ویران شد. اسرائیل پیشنهاد کمک فنی برای بازسازی منطقه داد. ابتدا چند متخصص اسرائیلی وارد پروژه شدند و سپس همکاری بسیار گستردهتر شد. تیم اسرائیلی یک طرح جامع برای توسعهٔ منطقهٔ قزوین تهیه و اجرا کرد که بیشتر بر توسعهٔ کشاورزی و توزیع آب متمرکز بود.
➖ تاریخ شفاهی هاروارد، علینقی عالیخانی، نوار یکم. | 3 795 |
| 9 | 🔻 در تکمیل پست کانال همسایه دربارهٔ خط لولهٔ نفتی ایلات-اشکلون که با همکاری شرکت ایران و اسرائیل ساخته شد، باید به روایت علینقی عالیخانی از مذاکراتش با اسرائیلیها در جهت مذاکره برای ساخت این لوله نفتی اشاره کنیم. عالیخانی در دههٔ ۱۳۳۰ بهعنوان ارزیاب اقتصادی در ساواک مشغول به کار شد و در مدت زمان کمی توانست به مقامهای بالاتری دست پیدا بکند. او به مدت ۷ سال در کابینههای علم، منصور و هویدا وزیر اقتصاد بود و دو سال نیز ریاست دانشگاه تهران (۱۳۴۸-۱۳۵۰) را بر عهده داشت.
این نوع کارهایی بود که من داشتم و وقت خیلی زیادی از من میگرفت. برای اینکه بعضی از اینها احتیاج به مسافرت، مقدار زیادی برنامهریزی و غیره داشت. مثلاً به عنوان نمونه ما آنموقع به فکر این بودیم که چگونه خودمان صادرات نفتی داشته باشیم. اسرائیلیها هم علاقهمند بودند که نفت را از ما مستقیم بخرند. در نتیجه ما وارد بحث با شرکت ملی نفت ایران شدیم، که این امکان را اسرائیلیها در اختیار ما گذاشتهاند تا شما از آن استفاده بکنید. شرکت ملی نفت ایران هم با تمام سستی که توی هر کدام از این دستگاههای بزرگ دیده میشود ولی بههرحال توی آنها اشخاص علاقهمندی بودند مانند هویدا و در نتیجه من خودم عضو آن گروهی بودم که رفتیم با اسرائیلیها در تابستان ۱۹۵۸ در هلند با نمایندههای اسرائیل مذاکره کردیم و از طرف شرکت ملی نفت ایران شخص بسیار برجستهای آمده بود به نام آقای مهندس عطاءالله اتحادیه.
به هرحال چندی بعد از آن موفق شدیم که یک قرارداد نفتی با اسرائیلیها امضا بکنیم. البته در ظاهر شرکتی ما در سوئیس به ثبت رسانیدم و آن شرکت که صاحب سهمش مثلاً معلوم نبود که مثلاً چه کسی باید باشد ولی خب شرکت ملی نفت ایران بود که یک سرمایه گذاری مشترک با شرکت نفت اسرائیلی انجام داد و ما اولین برنامهمان که یک لولهی شش اینچی بود بین ایلات در خلیج عقبه تا حیفا که پالایشگاه کهنه British petroleum در آنجا بود. یک لوله نفت کشیدیم و ایران صادرات نفتی مستقل خودش را شروع کرد.
...البته خود این لوله نفت تصور میکنم در ۱۴ ماه یا ۱۶ ماه تمام سرمایهگذاریش مستهلک شد و یکی از پرسودترین کارهایی بود که دولت ایران در آن سرمایهگذاری کرده بود. بعد یک لولهٔ بزرگتری ساخته شد بر مبنای همان قرارداد بین ایلات و اشدود که بندر بزرگی است که اسرائیلیها در جنوب تلآویو ساختند. و دومرتبه یک لولهی خیلی بزرگتر در سالهای اخیر کشیدند که البته لولههای بعدی را دیگر من بهعنوان وزیر اقتصاد و عضو شورای عالی نفت برایم گزارشهایش را میفرستادند و در آن شرکت میکردم اما هنوز آن بچهای که من هم یکی از پدرهایش بودم میتوانستم بشناسم و در تمام موردهایی که این سرمایهگذاریها را کردیم در مدت فوقالعاده کوتاهی ما پولهای خودمان را پس گرفتیم و مقداری هم پول گیرمان آمد.
➖ تاریخ شفاهی هاروارد، علینقی عالیخانی، نوار یکم.
➖ @boride_maktoobat | 3 542 |
| 10 | میدانستید قیمت بنزین در ایران گرانتر از آمریکاست؟ در ایران قیمت بنزین لیتری صدهزار ریال است و در آمریکا یک و نیم دلار! البته بز هم میفهمد که صدهزار خیلی خیلی بیشتر از یک و نیم است! نیست؟!
آسیدیاسر دارد در مورد مقایسه قیمت بنزین در یمن شمالی و جنوبی دقیقا از همین منطق استفاده میکند! از خواص سلبریتیهای عرازشه این است که به اندازه کره الاغ کدخدا هم چیزی حالیشان نیست، ولی در مورد همه چیز گهخوری میکنند. اینقدر نمیداند که پول یمن شمالی و یمن جنوبی متفاوت است، و هر ریال یمن شمالی (تحت تسلط حوثیها) برابر با سه ریال یمن جنوبی (تحت حمایت عربستان) است، و بنابراین بنزین در یمن شمالی در حقیقت گرانتر از یمن جنوبی است.
نمیداند و نمیفهمد، ولی بر خودش واجب میداند به زر زدن در مورد هر چیز و همه چیز ادامه دهد. | 4 154 |
| 11 | طبیعیه من دارم گریه میکنم؟ | 3 533 |
| 12 | فقط این دو اسکرین شات را در کنار هم بخوانید تا مساله روشن شود.
در مجمع دیروز هلدینگ خلیج فارس بعنوان یک پیروزی مدیران اعلام کردند که قرار است بدهی های سنگین ارزی پتروشیمی لردگان به بانک سپه را با هم ارز ریالی آن تسویه کنند. یعنی ارز به قیمت چندسال پیش گرفتن و الان قرار است با نرخ ریالی همان دوره پس بدهند. حالا این توفیق مدیران از جیب سپرده گذاران بانک سپه قرار است پرداخت شود.جابجایی ثروت بدین شکل عیان رخ میدهد.
@Raviyan-e-Energy | 3 688 |
| 13 | بدون متن... | 1 |
| 14 | #گروگان_گیری
شایعات به سرعت پخش می شدند و پروبال پیدا میکردند. گفته می شد که پسر آیت الله جنبش مردمی در سفارت را رهبری می کند. سی اتوبوس پُر از طلبه از قم آورده بودند تا هدایت تجمع را به عهده بگیرند.
به تدریج همه امیدها برای حل و فصل سريع بحران، رنگ باخت. تلویزیون اعلام کرد که مجلس خبرگان (در جلسه تدوین قانون اساسی حکومت جدید) از دانشجویان در نقش قهرمانان انقلاب تمجید کرده است. این همراه بود با گزارشهایی درباره صدها تلگرامی که در حمایت از دانشجویان به پایتخت ایران سرازیر میشد و متن برخی از آنها از رادیو و تلویزیون پخش میشد؛ و همه اینها برای ما نشانه های خوبی نبودند.
ما به عبث در پی تنها یک کلام معتدل درباره این شرایط به اخبار گوش میدادیم؛ فقط یک صدای کوچک که اقدام دانشجویان را محکوم یا اعلام خطر کند. اما فقط وجد و سرور و کامیابی را میشنیدیم که در لفاظی های موزون به فارسی به گوش میرسید. | 3 720 |
| 15 | گوشهای از فحایعی که در «انقلاب فرهنگی» در چین کمونیستی در ده سال آخر زندگی مائو اتفاق افتاد (از اینجا):
شیوه های کشتار، هولناک و باورنکردنی بود
در طول ده سال «انقلاب فرهنگی» ــ که در مورد گوانگشی می توان گفت این دوره عملا ۱۶ یا ۱۷ سال طول کشید ــ نه تنها تعداد کشته ها در گوانگشی بسیار زیاد بود، بلکه شیوه های کشتن مردم هم به قدری بی رحمانه و وحشیانه بود که باور کردنش سخت است. مردم را با بریدن سر، کتک زدن با چوب، زنده به گور کردن، سنگسار، غرق کردن، ریختن آب جوش روی بدن، کشتار جمعی، شکافتن شکم، بیرون کشیدن قلب، بیرون آوردن جگر، قطع اندام تناسلی، تکه تکه کردن تدریجی بدن با چاقو، منفجر کردن با مواد منفجره، و حتی بعد از تجاوز گروهی با ضربات چاقو کشتن، یا بستن افراد به ریل راه آهن و گذاشتن قطار روی آنها، می کشتند. خلاصه اینکه تقریبا هیچ روش وحشیانه ای نبود که به کار نرفته باشد.
سران «اتحادیه فرماندهی» در کارخانه فولاد لیوژو، از جمله چن گورونگ ــ که در اصل کارگر همان کارخانه بود و در جریان «انقلاب فرهنگی» به شورش و فعالیت سیاسی برخاست، بعدها نماینده کنگره های نهم، دهم و یازدهم حزب کمونیست چین شد، عضو علی البدل کمیته مرکزی در دوره نهم، عضو کمیته مرکزی در دوره دهم و عضو علی البدل در دوره یازدهم بود و همچنین ریاست اتحادیه کارگری منطقه خودمختار و عضویت در کمیته دائمی حزب منطقه را بر عهده داشت ــ و دیگران، هوانگ ریگائو، از اعضای سازمان «۲۲ آوریل» و از کارکنان بخش منابع انسانی همان کارخانه، را به پشتش مواد منفجره بستند. بعد با فشار دادن یک دکمه، او را منفجر کردند و بدنش را تکه تکه کردند. حتی اسم این کار را «پاشیدن گل های آسمانی» گذاشته بودند و از تماشای آن برای تفریح لذت می بردند.
در سال ۱۹۶۸، در شهرستان ووشوان، ۳۸ نفر را تکه تکه کردند و از گوشت، قلب و جگر آنها خوردند. در سراسر شهرستان نیز ۱۱۳ نفر از کارکنان دولت، از جمله دبیر سابق کمیته شهرستان، و کارگران، اعتراف کرده بودند که گوشت، قلب یا جگر انسان خورده اند. یک کشاورز به نام چن گورونگ از شهرستان گویی، هنگام عبور از ووشوان برای رفتن به بازار، به دلیل هیکل چاقش مورد توجه قرار گرفت. معاون فرمانده یک گردان شبه نظامی به افرادش دستور داد او را زنده زنده بکشند، قلب و جگرش را بیرون بیاورند و گوشت بدنش را میان ۲۰ نفر تقسیم کنند، به طوری که به هر نفر یک تکه رسید.
یک فرمانده زن شبه نظامی به نام چن ونلیو، به تنهایی جگر شش نفر را خورد و اندام تناسلی پنج مرد را هم برید و آنها را داخل الکل انداخت و نوشید. می گفت این کار «تقویت کننده و بسیار مقوی» است. چنین اعمالی، یعنی خوردن گوشت انسان و بیرون آوردن قلب و جگر قربانیان، در شهرستان های ووشوان، وومینگ، شانگسی، گویی، چینگژو، گوئیپینگ، لینگیون و مناطق دیگر هم اتفاق افتاده بود.
سه نفر از جمله سو شیلین، دبیر شاخه حزب در معدن منگنز شهرستان چونگزو، در نامه ای نوشته بودند:
«در اوت ۱۹۶۸، سازمان "اتحادیه فرماندهی" در سراسر شهرستان دست به کشتار جمعی زد. فقط در یک شب، در شهرک تایپینگ ۲۴ نفر را کشتند. قربانیان را از خانه هایشان بیرون می کشیدند، چشم هایشان را می بستند، سوار کامیون می کردند و به منطقه بانبیشان، خارج از شهر، می بردند. بعد یکی یکی با چاقو به آنها ضربه می زدند و می کشتند.
صدای ناله، تقلا و فریاد گریه بیش از یک ساعت ادامه داشت. مردم روستاهای اطراف آن قدر ترسیده بودند که همه درهای خانه هایشان را می بستند و از ترس اینکه مبادا بلایی سر خودشان بیاید، بیرون نمی آمدند. این دیگر چه نوع سوسیالیسمی است که حزب کمونیست رهبری اش می کند؟ از فاشیسم هم بدتر است.»
پس از تشکیل کمیته انقلابی شهرستان شانگسی، در اول سپتامبر ۱۹۶۸، «کنگره سه نماینده» شهرستان در میدان پینگشان جلسه ای برگزار کرد که در واقع به یک مراسم کشتار تبدیل شد. بیش از ده نفر از کارکنان و مردم عادی که عضو سازمان «۲۲ آوریل» بودند، آنجا تا سر حد مرگ کتک زده شدند. بعد از پایان جلسه، یکی از اعضای کمیته انقلابی شهرستان به نام لی هائو، شکم اجساد بیش از ده نفر از کشته شدگان را شکافت، قلب و جگرشان را بیرون آورد و آنها را به آشپزخانه کمیته انقلابی شهرستان برد. سپس قلب و جگرها را پختند و برای نمایندگان «کنگره سه نماینده» به عنوان خوراک همراه مشروب سرو کردند.
— من در رسیدگی به مسائل به جا مانده از انقلاب فرهنگی در گوانگشی مشارکت داشتم
نویسنده: یان لهبین
اینها نه در اول حکومت کمونیستی، بلکه در زمانی اتفاق افتاد که حکومت کمونیستی مائو کاملاً تثبیت شده بود و بر همه چین کنترل کامل داشت.
و جالب و روشنگر است این نکته که انقلابیون ۵۷ سعی میکردند از روی چین کمونیست کپی کنند: یکی همین نام «انقلاب فرهنگی»، دیگری اقتباس پوشش اسلامی-کمونیستی مانتو از روی یونیفورمهای چین کمونیست! | 5 341 |
| 16 | از توییتر:
امیدوارم از اینکه اینجا صادقانه مینویسم، مورد دشنام قرار نگیرم.
تقریباً تلاش شرکتهای واردکننده واکسنهای اروپایی Influvac و Vaxigrip تاکنون به نتیجه قطعی نرسیده.شرایط جنگی دشوار است و با وجود سفارش در بهمن ۱۴۰۴، هنوز تأمین و انتقال آنها قطعی نشده است.خواستم مردم در جریان باشند.
از این دست خبرها در آینده نزدیک زیاد خواهیم داشت. ولی یک نکته جالب این توییت، ترس ایشان است از سیل دشنام از طرف عرزشی و عنقلابی و سایبری که همیشه دروغ و توهم را بر واقعیت ترجیح میدهند. | 3 862 |
| 17 | مدلهای فعلی هوش مصنوعی دارد به هوشی در حد هوش دارندگان مدرک دکترا میرسد. قدم بعد از آن این خواهد بود که به سطح هوش کسانی برسد که تصمیم گرفتند برای دکترا اقدام نکنند. | 5 403 |
| 18 | تَحاکُم
زبان عربی، زبانِ انطباقِ دقیقِ «فرم» با «معنا»ست. تغییرِ یک باب صرفی، صرفاً یک تغییر ظاهری نیست، بلکه ساختار معنایی، حقوقی و حتی روانشناختیِ کلام را دگرگون میکند.
• باب تفاعل: اصلِ نخستین در این باب، «المشاركة بین اثنین فأکثر» (مشارکت دو یا چند طرف) است. در تفاعل، طرفین فعل همزمان در موقعیت فاعلی و مفعولی قرار میگیرند؛ یعنی رفتاری دوطرفه و متقابل شکل میگیرد.
فرق «تَحاکُم» با «حُکْم دادن»
• حُکْم: اقدامی یکطرفه از سوی حاکم یا قاضی است. قاضی یا مرجع قانونی رأی صادر میکند.
• تَحاکُم (از باب تفاعل): یک فرآیند دوطرفه و تعاملی میان طرفینِ نزاع است. تحاکم یعنی: «دو یا چند طرفِ دعوا، با هم مرافعه کنند و اختلاف خود را پیشِ داور یا قانونی مشخص ببرند و داوریِ او را بجویند».
به بیان ساده: قاضی «حُکم» میدهد، اما طرفین نزاع «تَحاکُم» میکنند (دادخواهی متقابل و رجوع مشترک به مرجع داوری).
تجلی «تحاکم» در قرآن کریم
قرآن کریم با دقتی بینظیر هیئتهای صرفی را در جایگاه بلاغی خود به کار میگیرد:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ... يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُرُوا بِهِ» (نساء: ۶۰) (آیا ندیدی کسانی را که گمان میکنند ایمان آوردهاند... اما میخواهند داوری و مرافعهٔ میان خود را نزد طاغوت ببرند؛ در حالی که مأمورند به او کفر ورزند؟)
دقت بلاغی: آیه نمیگوید طاغوت به آنها حکم میدهد، بلکه میگوید مدعیان ایمان، خودشان با ارادهٔ دوطرفه رفتاری نشان میدهند و اختلافاتشان را برای داوری نزد طاغوت میبرند.
لذا «تَحاکُم» صرفاً به معنای قضاوت شدن نیست؛ بلکه بیانگر یک اراده و رفتارِ متقابل حقوقی است. وقتی دو طرف دست به «تحاکم» میزنند، یعنی مرجعیتِ یک قانون یا شخص را برای رفع خصومت میان خود پذیرفتهاند. فهم همین اوزانِ بهظاهر سادهٔ صرفی، کلیدِ کشفِ دقایقِ حقوقی، روانی و بلاغی در متن قرآن و ادبیات عرب است.
تَحاکُم به طاغوت؛ از هیئتِ صرفی تا اسارت در سیستمهای اجباری
زبان عربی فقط علمِ الفاظ نیست، علمِ «تحلیلِ زیستِ انسان» است. گفتیم که «تَحاکُم» از باب تفاعل، یعنی دو یا چند طرف، اراده و اختلاف خود را تنزل داده و مرجعیت یک قاضی یا قانون را برای رفع نزاع میپذیرند.
اما اگر از ریشهٔ لغوی عبور کنیم و به عمق بلاغت و معارف قرآنی نگاه اندازیم، با حقیقتی تکاندهنده مواجه میشویم: مرز میان «توحید» و «کفر» دقیقاً در همین نقطهٔ «تَحاکُم» رقم میخورد.
۱. سیستمهای اجباری؛ تحاکمِ تحمیلی به طاغوتِ بیرون
قرآن کریم میفرماید: «یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن یَكْفُرُوا بِهِ» (نساء: ۶۰). آیه مرافعه بردن نزد طاغوت را در تعارض مستقیم با ایمان میداند.
اما طاغوتِ مدرن و ساختارهای حاکم، فراتر از یک قاضی ساده عمل میکنند. آنها ساختارهایی ایجاد کردهاند که انسانها را بهطور سیستماتیک به «تحاکم» وا میدارند:
• مراجعهٔ اجباری به قوه قضاییه: سلب حقِ داوری و ارجاعِ اجباری همهٔ خصومتها به قوانینِ ساختهٔ دستِ انسان.
• واحد پول اجباری: تحمیل یک اعتبارِ بدون پشتوانه و انحصاری که تعاریف ارزش، مال، و ارزشگذاریِ دسترنج شما را به کنترل حاکمیت درمیآورد.
• مالیات اجباری و سیستماتیک: مصادرهٔ بخشی از ثروت انسان تحت عنوان قانون.
• سربازی اجباری: سلب مالکیتِ انسان بر بدن، زمان و ارادهٔ خویش و مجبور ساختن او به خدمت در دستگاهِ قدرت.
• سیستم آموزشی و دانشگاهی اجباری/استانداردشده: قالببندیِ ذهن، استانداردسازیِ اندیشه و تعریف «علم» بر اساس سنجههای طاغوت.
• شناسنامهدار کردن و مجوزهای اجباری: مشروط کردنِ حقِ زیست، تجارت، سفر و ساختوساز به اجازهٔ رسمی سلطه.
و مثالهای بسیار دیگر
نکتهٔ بسیار مهم: اگر طبق قرآن، مراجعهٔ اختیاریِ «دو نفر» به طاغوت برای حل اختلاف، خروج از مدار توحید و کفر باشد؛ وای به حال زمانی که یک طرفِ این تحاکم، خودِ طاغوت باشد! یعنی طاغوت هم مدعی باشد، هم قانونگذار، هم شاکی و هم قاضی! در این حالت، انسان رسماً در انقیادِ مطلقِ غیرِ خدا قرار گرفته است.
۲. توحید یعنی «کفر به طاغوت» (از اسارت تا رهایی)
در هندسهٔ قرآن، توحید یک مفهوم انتزاعی و ذهنی نیست؛ توحید ابتدا با یک «نه» بزرگ آغاز میشود:
«فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ...» (بقره: ۲۵۶)
کفر به طاغوت، مقدمه و شرطِ لازمِ ایمان به خداست و عرض شد این موضوع صفر و صدی نیست و یک طیف است. تمام این سیستمهای اجباری بیرونی، در اصل عدول از توحید و انحراف به سمت کفر هستند؛ چرا که مرجعیت و حاکمیتِ مطلقِ پروردگار را در مقام عمل نقض میکنند.
@nojabaaa | 4 376 |
| 19 | وطندوستی یک فضیلت است، چون نوعی شکرگزاری است. ولی مفهوم «وطندوستی» الان بیشتر برای تحمیق خلایق به کار میرود. آن وطندوستی که در آن باید برای تیم ملی (یا هر چیز ملی) یقه درید و احساسات به خرج داد، ربطی به آن احساس شریفِ «تعلق به مکانی شریف» ندارد. | 4 389 |
| 20 | امید و واقعیت
از جانب دوستی متن زیر دریافت شد:
در میان تمام تباهی و مشکلات و ویرانیهایی که جنگ اخیر به وجود آورده، تعداد زیادی از هموطنان امیدهایی دارند که برای من یکی غیرقابل فهم است. یکی امید دارد ترامپ یا نتانیاهو حکومت ج.ا. را تغییر دهد و حکومت را روی سینی تحویل پهلوی دهد. یکی امید دارد که مردم دوباره به خیابان بریزند، یکی امید میدهد که «قفنوس ایران» دوباره از خاکستر به پا خواهد خواست.....
بد نیست دوزی هر چند کوچک از واقعبینی ترزیق شود، و امیدواریم شما به دل نگیرید!
اول: اسرائیلیها بیشک دوست دارند حکومت ج.ا. را براندازند (و حق دارند، چون ج.ا. چند دهه است به کمتر از نابودی اسرائیل راضی نشده!). ولی اسرائیل قدرت براندازی حکومت ایران را ندارد (چون با بمباران هوایی ج.ا. ساقط نمیشود). آمریکاییها هم ارادهاش را ندارند. پس انتخاب بعدی این است که حکومت ایران را برای یکی دو دهه ناتوان و ضعیف کنند، و برای این کار ابایی ندارند که ایران در کل مفلوک شود، حالا چه با تحریمها یا با زدن زیرساختها یا..... آنچه که نتانیاهو و ترامپ میتوانند انجام دهند ویرانی ایران است و نه تغییر حکومت، حتی اگر ترجیحشان تغییر حکومت باشد و نه ویرانی ایران. آنها کاری که بتوانند را خواهند کرد.
دوم: کل این داستان در فردای تاریخ یک پاراگراف خواهد بود که بیشترین تاکیدش بر حماقت و بلاهت زمامداران ایران خواهد بود. مردم دنیا هم بعد از دو ماه، هر آنچه در تلویزیون و اینترنت را ببینند فراموش خواهند کرد. پس به «قضاوت تاریخ» و «محکومیت در نزد مردم دنیا» و این چیزها دل نبندید. در مواجهه با حکومتی که همواره، در شعار و در تبلیغات و در عمل، هدفش نابودی اسرائیل بوده، اسرائیل نمیآید نگران یا معطل قضاوت تاریخ یا بیانیههای سازمان ملل یا محکوم کردنهای این و آن باشد.
سوم: مردم ایران در وسط جنگ حرکت اعتراضی نخواهند کرد، چون به عنوان خیانت مطرح خواهد شد. خارج از جنگ هم، به هر تعدادی بیرون بریزند کشتار خواهند شد. یادتان باشد که «حفظ حکومت از جان امام زمان مهمتر است».
چهارم: ایرانیها دوست دارند ایران را استثنا و متفاوت از عراق و یمن و لیبی و سوریه ببینند. خیر! ایران استثنا نیست. ایران بارها در تاریخش در معرض ویرانی بوده است. آخرین بار، آن دوران وحشتناک بین صفویه و قاجار بود. اینکه «قفنوس ایران» صد سال دیگر از خاک برخواهد خاست هم دردی از امروز ما دوا نمیکند! صد سال دیگر همه ما مردهایم.
پنجم: زمامداران ما هم به نظر نمیرسد که بخواهند عقلشان را صدا بزنند! آنها تنها هدفشان حفظ حکومت است، حتی اگر بر ایرانی ویران. بالاخره در ایران ویران هم میتوانند به شعار و ایدئولوژی و پخش رانت ادامه دهند. دو تا «ایران، ایران» هم که کنند و روضهای در مظلومیت ایران بخوانند و حماسهای در قهرمانی ایرانیان سر دهند، بخش خوبی از مردم و روشنفکران ملیگرا ازشان راضی خواهند شد. نام «ایران» بزرگترین هندوانهای است که میشود زیر بغل ایرانیها گذاشت.
شش: اینکه مخالفان ایرانی حکومت برای جنگ هورا بکشند، یا برعکس، جنگ و اقدامات اسرائیل و آمریکا را محکوم کنند، در تصمیمات اسرائیل و آمریکا تاثیر چندانی ندارد.
پس تنها امیدمان باید به رحم و مهربانی خدا باشد که خطاها و ناشکریهای بیشمار ما ایرانیان در گذشته را ببخشد و نجاتمان دهد. اما آیا برای مردم ایران، که امروز به لطف ج.ا. از بیدینترین و بلکه دینستیزترین مردم دنیا شدهاند و وضعیت دیندارانشان هم عموماً از بیدینهایشان بدتر است، آیا برای این مردم کمکی از غیب خواهد رسید؟ خدا کند! | 4 954 |
