ch
Feedback
جناب گاو

جناب گاو

前往频道在 Telegram

محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ

显示更多

📈 Telegram 频道 جناب گاو 的分析概览

频道 جناب گاو (@jenabegav) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 14 986 名订阅者,在 政治 类别中位列第 3 698,并在 伊朗 地区排名第 22 081

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 14 986 名订阅者。

根据 29 七月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -35,过去 24 小时变化为 1,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 54.00%。内容发布后 24 小时内通常能获得 28.12% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 8 093 次浏览,首日通常累积 4 214 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 204
  • 主题关注点: 内容集中在 پادشاهی, حکومت, نظام, چیز, کس 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ

凭借高频更新(最新数据采集于 30 七月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 政治 类别中的关键影响点。

14 986
订阅者
+124 小时
-127
-3530
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+305
在16个频道中
六月 '26
+287
在16个频道中
Get PRO
五月 '26
+322
在9个频道中
Get PRO
四月 '26
+455
在17个频道中
Get PRO
三月 '26
+138
在7个频道中
Get PRO
二月 '26
+574
在39个频道中
Get PRO
一月 '26
+272
在23个频道中
Get PRO
十二月 '25
+277
在28个频道中
Get PRO
十一月 '25
+83
在21个频道中
Get PRO
十月 '25
+207
在22个频道中
Get PRO
九月 '25
+189
在17个频道中
Get PRO
八月 '25
+295
在25个频道中
Get PRO
七月 '25
+281
在16个频道中
Get PRO
六月 '25
+467
在24个频道中
Get PRO
五月 '25
+86
在13个频道中
Get PRO
四月 '25
+132
在17个频道中
Get PRO
三月 '25
+48
在13个频道中
Get PRO
二月 '25
+606
在50个频道中
Get PRO
一月 '25
+280
在31个频道中
Get PRO
十二月 '24
+658
在28个频道中
Get PRO
十一月 '24
+162
在19个频道中
Get PRO
十月 '24
+663
在33个频道中
Get PRO
九月 '24
+171
在16个频道中
Get PRO
八月 '24
+122
在15个频道中
Get PRO
七月 '24
+424
在28个频道中
Get PRO
六月 '24
+305
在23个频道中
Get PRO
五月 '24
+278
在21个频道中
Get PRO
四月 '24
+496
在18个频道中
Get PRO
三月 '24
+182
在6个频道中
Get PRO
二月 '24
+374
在10个频道中
Get PRO
一月 '24
+796
在29个频道中
Get PRO
十二月 '23
+588
在12个频道中
Get PRO
十一月 '23
+963
在35个频道中
Get PRO
十月 '23
+492
在23个频道中
Get PRO
九月 '23
+304
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+592
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+231
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+464
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+995
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+230
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+388
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+185
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+512
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+527
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+583
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+783
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+640
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+209
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+215
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+324
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+672
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+875
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+16
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+19
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+58
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+62
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+94
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+88
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+166
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+293
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+387
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+139
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+94
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+168
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+148
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+204
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+2 187
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
30 七月0
29 七月+7
28 七月+5
27 七月+11
26 七月+6
25 七月+8
24 七月+3
23 七月+2
22 七月+9
21 七月+16
20 七月+4
19 七月+6
18 七月+15
17 七月+19
16 七月+42
15 七月+9
14 七月+25
13 七月+6
12 七月+4
11 七月+8
10 七月+9
09 七月+10
08 七月+12
07 七月+1
06 七月0
05 七月+7
04 七月+8
03 七月+17
02 七月+13
01 七月+23
频道帖子
حقوق جلال آل احمد، یک معلم در آموزش و‌ پرورش، در سال ۱۳۳۸ چیزی حدود ۱۲۵۰ تومان، که به پول امروز چیزی بالاتر از ۳۰۰ میلیون توم
حقوق جلال آل احمد، یک معلم در آموزش و‌ پرورش، در سال ۱۳۳۸ چیزی حدود ۱۲۵۰ تومان، که به پول امروز چیزی بالاتر از ۳۰۰ میلیون تومان می‌شود. همان جلال آل احمدی که از پایین بودن حقوق معلمان آموزش و‌ پرورش شکایت داشت. همان جلال آل احمدی که دروغگویی برای پیشبرد امر سیاسی را مباح می‌دانست، همان جلال آل احمدی که احتمالاً به خاطر زیاده‌روی در عرقخوری فوت کرد و همان جلال آل احمدی که هیچ وجه دینداری نداشت، اما در مدرسه به عنوان یک دلبسته اسلام به خوردمان دادند. همان جلال آل احمد رفیق شریعتی. همان جلال آل احمدی که اگر بگوییم شیاد بود، یحتمل روشنفکران دینی به ما فحش خواهند داد. همان!

2
عیدالکریم سروش در سالهای آغاز انقلاب از تئوریسین‌های رده اول حکومت به شمار می‌آمد. او در آن سالها با نگاه صوفیانه و عرفانی، به شدت منتقد ارزشهای اقتصادآزاد و دنیای صنعتیِ مدرن بود و در سخنرانی‌های بی‌شمار خود از تریبون‌های رسمی و دولتی برای ترویج معنویت و رد مادیگری مدرن دائماً از اشعار مولانا مثال می‌آورد. طُرفه اینکه همین شخص در جدل‌های ایدئولوژیک خود با رقبایِ فکری از اندیشه‌های کارل پوپر دفاع می‌کند و به طرفداری از لیبرالیسم معروف می‌شود! این میزان از تناقض و آشفتگی فکری را تنها در روشنفکری دینی، این مفهوم ذاتاً متناقض، می‌توان سراغ گرفت. #موسی_غنی‌نژاد
3 356
3
حمله عبدالکریم سروش به موسی غنی نژاد در ارتباط با شیاد بودن علی شریعتی تئوری پردازان دوران گذار، عمر نفوذ فکریشان محدود است.ه+1
حمله عبدالکریم سروش به موسی غنی نژاد در ارتباط با شیاد بودن علی شریعتی تئوری پردازان دوران گذار، عمر نفوذ فکریشان محدود است.همانطور که علی شریعتی تمام شد. عبدالکریم سروش، تئوری پرداز یک پروژه سیاسی بود که چنان به زمین خورد که، بلند نخواهد شد. دورانش تمام شد. جامعه ایران از این بحثها عبور کرده است. این هم دست و پا زدن‌های فردی است که میداند حاصل عمرش بر باد رفت. شریعتی را امثال بیژن عبدالکریمی با تنفس مصنوعی میخواهند زنده نگه دارند. اما جنازه به جنازه نمیتواند تنفس مصنوعی دهد. حسین حاج فرج‌الله دباغ (سروش) که خود در حال احتضار است به داد رفیق فکری از دست رفته‌اش شتافته است. @Exciton_missile_program 🚀
3 523
4
سادگی فقیهانه رضا بابائی استقبال مردمی از راهپیمایی اربعین، بسیاری از بزرگان حوزه‌های علمیه را خرسند و راضی کرده است؛ زیرا به‌درستی آن را نشانۀ دینداری مردم می‌بینند. اما در این گونه استقبال‌ها حقیقتی دیگر نیز نهفته است که علی‌القاعده باید فقیهان و اهل حوزه را نگران کند. به گمان من، یکی از دلایل استقبال گسترده و ناگهانی مردم ایران از این گونه آیین‌ها رویگردانی نرم و اعراض خاموش از اسلام فقیهانه و پناه بردن به انواعی دیگر از دینداری است. بسیاری از مردم ایران - درست یا غلط - به این نتیجه رسیده‌اند که دینداری فقهی برای آنان ممکن یا آسان یا گره‌گشا نیست. از سوی دیگر چون نمی‌توانند خلأ دین و شریعت را در زندگی‌ خود تاب بیاورند، به شکل‌ها یا بخش‌هایی دیگر از دینداری روی می‌آورند تا آن خلأ نامأنوس و وحشت‌‌آور را در وجودشان پر کند؛ به‌ویژه آنکه عزاداری سالانه توأم با رنگ و بانگ و غذا و هم‌نشینی با دوستان و آشنایان و تسخیر کوچه‌ها و خیابان‌ها است، و بسی آسان‌تر از عمل به احکام ریز و درشت و گاه عجیب و غریب رساله‌های عملیه و اصول اخلاق دینی و انسانی. گرایش شتابنده و گسترده به حلقه‌های عرفانی در ایران از همین‌جا آب می‌خورد. آن نیز کوشش بخشی از دینداران و خداباوران برای حفظ اعتقادات دینی خویش در قالبی دیگر است. من حتی پدیده نوکیشی را که بسیار گسترده و متنوع شده است، بیشتر از همین باب واکنش به فقه بویژه فقه سیاسی می‌دانم. بله، راهپیمانان اربعین، به صورت خودآگاه چنین انگیزه و نقشه‌ای ندارند و حتی بسیاری از آنان اسلام فقهی را می‌پسندند و کم‌وبیش به آن عمل می‌کنند؛ اما واقعیت آن است که بخشی مهم از مردم ایران دین‌ورزی فقهی را رها کرده‌اند و روی به جایگزین‌های دیگر آورنده‌اند؛ جایگزین‌هایی که عطش آنان را به امر قدسی و دینی فرونشاند و هم‌زمان با روزگاران جدید سر سازگاری داشته باشد. حمایت طرفداران اسلام سیاسی از گسترش راهپیمایی اربعین، البته دلیلی دیگر دارد و آن مانور قدرت در برابر چشم جهانیان است؛ حتی اگر این‌گونه مراسم و مناسک جایگزین دین‌ورزی فقهی شود؛ زیرا آنان نیز چندان پروای فقه و قانون ندارند، مگر آن مقدار که در قانون سیاسی و اساسی کشور آمده است و یکی دو قانون اجتماعی فقهی، مانند حجاب و ازدواج زودهنگام دختران. سکوت و عدم تشویق فقهای سنتی نجف ، مانند آیت الله سیستانی در برابر مناسکی مانند راهپیمایی اربعین، از فراست و آینده‌نگری آنان خبر می‌دهد. آنان از اکنون می‌بینند که این راه به کجا می‌انجامد و چه باقی خواهد گذاشت و چه گنج رایگانی برای مداحان از زیر خاک قرون بیرون می‌آورد. دلیل دیگر سکوت ایشان، آگاهی از بلایی است که دو ماه ‌تعطیلی نانوشته بر سر اقتصاد متزلزل و ناتوان عراق می‌آورد. #شعائر @Imamiya_identity
3 527
5
چون ماجرای حملهٔ عاری از هرگونه استدلال و منطق آقای دباغ (عبدالکریم سروش) به آقای غنی‌نژاد مطرح شده است، خواستم به موضوعی اشاره کنم که نه مربوط به انقلاب فرهنگی و نقش مخرب او، بلکه مربوط به بعد از آن و دهه‌های هفتاد و هشتاد خورشیدی است. قبلاً این را هم بگویم که من تابه‌حال نه آقای سروش و نه آقای غنی‌نژاد را از نزدیک ندیده‌ام، ولی نوشته‌های هر دو را کم‌وبیش خوانده‌ام و با افکارشان آشنایم. حداقل تا پیش از فراگیری اینترنت، این یک الگوی تکراری در تاریخ چند دههٔ اخیر ایران بود که کسی چند سالی به‌واسطهٔ حضور در صداوسیمای ملی که سازمانی انحصارگر است یا دیگر سازمان‌های انحصارگر مثل هیئت علمی دانشگاه‌ها، شهرتی به هم بزند، پس از چند سال به کارفرمایان همان سازمان‌ها پشت کند، از شهرت به‌دست آمده برای حمله به کارفرمایان پیشین استفاده کند و با بیان درصد اندکی از حرف‌های مخالفان، چهره‌ای قهرمان از خود بسازد. درحالی‌که مخالفانی که در سال‌های قبل و هنگام حضور این افراد در سازمان‌های انحصارگر، بابت همان حرف‌ها و باورها در سینهٔ قبرستان خوابیده بودند یا به انزوا رفته بودند، اینان با تکرار گزینشی حرف‌های همان مخالفان، این‌بار جایگاه «دگراندیش» را تصاحب می‌کردند. از این دست «قهرمان‌ها» و «مبارزها» زیاد می‌توان مثال زد. شاید تازه‌ترین نمونه‌اش یکی از مجریان ورزشی مشهور است که همین روزها جملهٔ «چرا نمی‌گذارید کار کنیم؟» او توجه زیادی را جلب کرد. منظورم این نیست که این افراد لزوماً استعدادی در زمینهٔ کاری خودشان ندارند؛ بعضی از آنان احتمالاً بدون برخورداری از رانتِ حضور در سازمان‌های انحصارگر چه‌بسا می‌توانستند پیشرفت کنند؛ در مقابل بعضی دیگرشان بدون برخورداری از رانت هیچ نمی‌شدند. بااین‌حال، دست‌کم این را با قاطعیت می‌توان در مورد تمام‌شان گفت که هیچ‌کدام، اعم از بااستعداد یا بی‌استعداد، قهرمانان اخلاق و پایداری و مبارزه نیستند. شاید درصدی از آن‌ها در زمینه‌ای خاص استعداد ذاتی داشتند، ولی نمی‌توان آن‌ها را الگوی اخلاق و پایداری و مبارزه بر سر اصول قرار داد. یکی از پایه‌ای‌ترین اصول اخلاقی این است که شما با شر اگر مبارزه نمی‌کنید، دست‌کم همکاری هم نکنید؛ و اگر کسی به همین اصل ساده هم پایبند نبوده است، دیگر معنا ندارد که از او قهرمان بسازند و ستایش نثارش کنند. کسی که بخش اعظم آثار منتشرشده‌اش، متن پیاده شدهٔ سخنرانی‌هایش است، جزو آن دستهٔ بااستعدادهای برخوردار از رانت قرار نمی‌گیرد. کار علمی کارِ ارجاعات دقیق، موشکافی و درگیری در جزئیات دشوار و گاه ملال‌آور و بیان منطقی و دقیق گزاره‌هاست. ادبی‌نویسی در این حیطه جایی ندارد و یک وجه مشترک مهم شریعتی و فرد مورد نظر همین است. شریعتی خوب و پرشور سخنرانی می‌کرد و آن دیگری نثر خوبی دارد؛ بگذریم که آن نثر را هم با اصرار بیش از حد بر استفاده از آرایه‌های ادبی و ذکر فراوان ابیات در لابه‌لای متن‌هایش خراب کرد. بااین‌حال، هم شریعتی در دهه‌های چهل و پنجاه و هم او در دهه‌های شصت تا هشتاد، ذهن خیل مخاطبان خود را تخریب کردند و به سمت‌وسوی بیهوده بردند. ذهن کنجکاو جوان ایرانی به جای آنکه درگیر یافته‌های علم اقتصاد از عوامل رشد یا انحطاط جوامع انسانی بشود، درگیر این شد که «کیفیت وحی» چگونه است یا آیا مثنوی همان قرآن به زبان فارسی هست یا نیست. شما اگر آدم غیرمذهبی باشید که این حرف‌ها کلاً موضوعیتی برای‌تان ندارد. بعضی‌ها می‌گویند این مباحث بر روی مذهبی‌ها اثر گذاشت و آن‌ها را به طرف اعتدال بیشتر سوق داد. این حرف هم غلط است. امروز «جولانی» را جلوی چشم‌مان داریم که زمانی حتی رفیق ابوبکر بغدادی بود. او بدون هیچ‌کدام از این مسخره‌بازی‌های «روشنفکری دینی» و وسط کشیدن پای پوپر و گادامر و هابرماس، به فاصلهٔ کمتر از یک سال پس از تصرف دمشق ریشش را کوتاه کرد و با کراوات کنار تمام رهبران مهم دنیا عکس یادگاری انداخت. من طرفدار جولانی نیستم، چون نه با دمکراسی سرکار آمده و نه برای حقوق اقلیت‌های قومی سوریه احترامی قائل است و می‌توان گفت حکومتش یک حکومت بعثی تعدیل‌شده است. اما حرف اینجاست که تمام آن راهی را که مذهبی‌های ما قرار بود با کمک «روشنفکران دینی» و بافندگی‌هایشان ظرف چند دهه بروند، او ظرف چند ماه تا آخرش را رفت. امروز دیگر بازار این جماعت رونقی ندارد؛ اما از لحاظ تاریخ فکری و سیاسی شناختن ضربه‌ای که این جریان به ذهن نسلی از ایرانیان زدند، ضروری است.
2 976
6
نیکلاس نیلسون تفاوت بین افراد راست‌گرا و چپ‌گرا را در متنی واضح در فیس‌بوک توضیح می‌دهد: "اگر یک فرد سیاسی راست‌گرا هم‌جنسگرا باشد، هست و اهمیتی نمی‌دهد که دیگران چه فکر می‌کنند. اگر یک فرد چپ‌گرا هم‌جنسگرا باشد، خواستار تغییر قانون می‌شود، به همه‌چیز و همه‌کس اعتراض می‌کند و آن را به یک مبارزه سیاسی تبدیل می‌کند. اگر یک فرد راست‌گرا وگان باشد، به سادگی گوشت نمی‌خورد. اگر یک فرد چپ‌گرا وگان باشد، می‌خواهد گوشت را ممنوع کند، تولید مواد غذایی را متوقف کند و در اطراف مزارع و مرغ‌داری‌ها اعتراض راه می‌اندازند. اگر یک فرد راست‌گرا اسلحه را دوست نداشته باشد، هیچ اسلحه‌ای نمی‌خرد. اگر یک فرد چپ‌گرا اسلحه را دوست نداشته باشد، سعی می‌کند حمل اسلحه را ممنوع کند، از داشتن اسلحه توسط دیگران جلوگیری کند و از کسانی که اسلحه دارند متنفر است. اگر یک فرد راست‌گرا نگران آب و هوا باشد، کمتر پرواز می‌کند، اگر برایش مناسب باشد ماشین برقی می‌راند و زباله‌هایش را دسته‌بندی می‌کند. اگر یک چپ‌گرا نگران آب و هوا باشد، می‌خواهد ماشین‌های سوخت فسیلی، سفرهای هوایی و مصرف گوشت را برای همه ممنوع کنند، در خارج از کارخانه‌ها اعتراض راه می‌اندازند و از دولت می‌خواهد که این تغییر را اعمال کند. اگر یک راست‌گرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، به منطقه‌ای با مدارس خوب نقل مکان می‌کند، یا یک مدرسه خصوصی را انتخاب می‌کند یا خودش دست‌به‌کار می‌شود. اگر یک چپ‌گرا بخواهد به فرزندانش آموزش خوبی بدهد، از همه مالیات بیشتری برای آموزش می‌خواهد، نتایج برابر برای همه، ممنوعیت مدارس مستقل و اعتراض به هر تفاوتی. اگر یک راست‌گرا از شغل یا محل کارش شکایت کند ... که این کار را نمی‌کند. شغلش را عوض می‌کند یا شرکت خودش را راه‌اندازی می‌کند. اگر یک چپ‌گرا از شغلش شکایت کند - این رئیس، شرکت یا هم‌کارانش هستند که مقصرند. او خواستار توافق‌های جمعی، اعتصابات، تغییرات برای کل شهر و اعتراض به شرکت می‌شود تا به نفع خودش باشد. اگر یک راست‌گرا از خانه یا اجاره خود ناراضی باشد، نقل مکان می‌کند، خانه‌اش را بازسازی می‌کند یا خانه دیگری می‌خرد. اگر یک چپ‌گرا از خانه یا اجاره خود ناراضی باشد، خواستار توقف سیستم اجاره، یارانه بیشتر، اعمال این مقررات برای همه و اعتراض به صاحب‌خانه‌ها، سیاست‌مداران و ... می‌شود. اگر یک راست‌گرا در یک کسب‌وکار یا سرمایه‌گذاری شکست بخورد، بلند می‌شود، گرد‌و‌غبار را از خود می‌تکاند و فردا دوباره تلاش می‌کند. اگر یک چپ‌گرا در روز بیست و چهارم پولش تمام شود، ثروتمندان را به خاطر داشتن پول زیاد و مجبور بودن به مشارکت بیشتر سرزنش می‌کند، برندگان قرعه‌کشی هفته گذشته را مقصر می‌داند که به خانه نیامده‌اند و غر می‌زند که خودش خیلی بدشانس است. اگر یک راست‌گرا این را ببیند - آن را برای خنده برای برخی از دوستانش می‌فرستد. اگر یک چپ‌گرا این را ببیند - سعی می‌کند علیه آن استدلال کند، آن را حذف کند و من را نیز از فیس‌بوک حذف کند. @antileft01
3 828
7
دلائل زیادی داشتیم که خدمت جناب غنی‌نژاد ارادت داشته باشیم، این دلیل هم اضافه شد. به قول مولانا: مه فشاند نور و سگ عوعو کند/
دلائل زیادی داشتیم که خدمت جناب غنی‌نژاد ارادت داشته باشیم، این دلیل هم اضافه شد. به قول مولانا: مه فشاند نور و سگ عوعو کند/ هر کسی بر طینت خود می‌تند!
6 753
8
🔸 تنها حکومتی که در 200 سال اخیر خاک نداده است یکی از ادعاهایی که هر روز می‌شنویم این است که حکومت فعلی تنها حکومت ایران است که در 200 سال اخیر، در ایران روی کار آمده است اما یک وجب خاک کشور را از دست نداده است. این ادعا 2 مشکل بزرگ دارد؛ یک: اساسا دروغ و اشتباه است. در جنگ 8 ساله با عراق، جمهوری اسلامی در حالی جنگ با عراق را خاتمه داد که هنوز صد ها کیلومتر از خاک کشور در اختیار عراق بود و فقط به لطف تصمیم برای حمله کردن به کویت بود که صدام حسین، خاک ایران را ترک کرد. در وهله دوم افرادی که این ادعا را مطرح می‌کنند همیشه یک مغالطه قیاس مع الفارق انجام می‌دهند. در اینکه جنگیدن با امپراطوری های قدرتمندی همچون عثمانی، روسیه و انگلیس را با صدام حسین عقب‌مانده یکی می‌کنند. یا اینکه با جنگ با اسرائیل و آمریکا یکی می‌کنند که اساسا یک جنگ سرزمینی برای تصاحب خاک ایران نیست. جنگ هایی همچون جنگ های معروف ایران و روسیه در حالی انجام شدند که امپراطوری بزرگ روسیه نه تنها از نظر کمیت بلکه از نظر فناوری جنگی چندین برابر ایران قدرت داشتند. شما این جنگ را مقایسه بکنید با جنگ با عراق که در آن برتری قاطع فناوری در دست ایران مثلا در حوزه هوایی وجود داشت که امروز دیگر نیاز به توضیح نیست چقدر این برتری تعیین کننده و مهم هست. اتفاقا این مسئله که جمهوری اسلامی موفق شده است در مقابل حریفی تقریبا ضعیف همچون صدام، طی 8 سال در نهایت جنگ را در حالی تمام کند که خاک ایران در دست صدام است این خودش واقعا حیرت آور است. لازم به ذکر است که وقتی صدام را در مقایسه با امپراطوری روسیه یک حریف ضعیف خطاب می‌کنیم، منظور این نیست که رزمندگان ایرانی در این جنگ حریف آسانی داشتند، نخیر، تمام منظور این است که شهدا و رزمندگان ما در جنگ 8 ساله، به لطف تصمیمات سیاسی، نظامی و ناکارآمدی های سیستم، اتفاقا شرایط بسیار بدی را داشتند و در حالی با جان و دل برای این خاک جنگیدند که هم از داخل و هم از خارج ضربه می‌خوردند. همچنین امثال این مسئله که برتری هوایی ایران به مرور در جنگ رو به زوال رفت نتیجه مستقیم تصمیمات سیاسی سیستم و یکی از ضعف هایی است که به ایران ضربه زده است. یا اینکه گفته می‌شود ایران در جنگ هیچ حامی نداشت و تنها بود هم نشانه افتخار نیست بلکه نشانه ناکارآمدی سیستم است.
4 274
9
🔸 تنها حکومتی که در 200 سال اخیر خاک نداده است یکی از ادعاهایی که هر روز می‌شنویم این است که حکومت فعلی تنها حکومت ایران است که در 200 سال اخیر، در ایران روی کار آمده است اما یک وجب خاک کشور را از دست نداده است. این ادعا 2 مشکل بزرگ دارد؛ یک: اساسا دروغ و اشتباه است. در جنگ 8 ساله با عراق، جمهوری اسلامی در حالی جنگ با عراق را خاتمه داد که هنوز صد ها کیلومتر از خاک کشور در اختیار عراق بود و فقط به لطف تصمیم برای حمله کردن به کویت بود که صدام حسین، خاک ایران را ترک کرد. در وهله دوم افرادی که این ادعا را مطرح می‌کنند همیشه یک مغالطه قیاس مع الفارق انجام می‌دهند. در اینکه جنگیدن با امپراطوری های قدرتمندی همچون عثمانی، روسیه و انگلیس را با صدام حسین عقب‌مانده یکی می‌کنند. یا اینکه با جنگ با اسرائیل و آمریکا یکی می‌کنند که اساسا یک جنگ سرزمینی برای تصاحب خاک ایران نیست. جنگ هایی همچون جنگ های معروف ایران و روسیه در حالی انجام شدند که امپراطوری بزرگ روسیه نه تنها از نظر کمیت بلکه از نظر فناوری جنگی چندین برابر ایران قدرت داشتند. شما این جنگ را مقایسه بکنید با جنگ با عراق که در آن برتری قاطع فناوری در دست ایران مثلا در حوزه هوایی وجود داشت که امروز دیگر نیاز به توضیح نیست چقدر این برتری تعیین کننده و مهم هست. اتفاقا این مسئله که جمهوری اسلامی موفق شده است در مقابل حریفی تقریبا ضعیف همچون صدام، طی 8 سال در نهایت جنگ را در حالی تمام کند که خاک ایران در دست صدام است این خودش واقعا حیرت آور است. لازم به ذکر است که وقتی صدام را در مقایسه با امپراطوری روسیه یک حریف ضعیف خطاب می‌کنیم، منظور این نیست که رزمندگان ایرانی در این جنگ حریف آسانی داشتند، نخیر، تمام منظور این است که شهدا و رزمندگان ما در جنگ 8 ساله، به لطف تصمیمات سیاسی، نظامی و ناکارآمدی های سیستم، اتفاقا شرایط بسیار بدی را داشتند و در حالی با جان و دل برای این خاک جنگیدند که هم از داخل و هم از خارج ضربه می‌خوردند. همچنین امثال این مسئله که برتری هوایی ایران به مرور در جنگ رو به زوال رفت نتیجه مستقیم تصمیمات سیاسی سیستم و یکی از ضعف هایی است که به ایران ضربه زده است. یا اینکه گفته می‌شود ایران در جنگ هیچ حامی نداشت و تنها بود هم نشانه افتخار نیست بلکه نشانه ناکارآمدی سیستم است.
1
10
«برادران کارامازوف» و «محور مقاومت» چطور زندگی میلیون‌ها نفر فدای رؤیابافی‌های انتزاعی شد؟ «برادران کارامازوف»، آخرین رمان نویسنده‌ی سترگ روس، «فئودور داستایوفسکی» است. رمانی طولانی و مفصل که پس از ۱۴۰ سال هنوز هم نقش بسیار مهمی در پژوهش‌های ادبی، الهیاتی، تاریخی، فرهنگی یا روان‌شناسانه دارد. در یکی از معروف‌ترین بخش‌های این کتاب، ما روایت یک بحث مهم را میان دو برادر می‌خوانیم. «ایوان کارامازوف» به عنوان یک روشنفکر سکولار و نماینده‌ی عقلانیت مدرن در یک سمت و در سمت مقابل، قهرمان کتاب، «آلیوشا (الکسی) کارامازوف» که یک مومن سنتی و باورمند به مسیحیت ارتدوکس است. ایوان ادعا می‌کند که عاشق «بشریت» است اما توان محبت ورزیدن به آدم‌هایی واقعی، ناقص، گاه شرور و گاه ابله را ندارد و آلیوشا (در حقیقت، داستایوفسکی از زبان او) جواب می‌دهد که مقابله با شر، نه از رهگذر ایده‌هایی انتزاعی چون «عشق به بشریت» بلکه به واسطه‌ی عمل خیر، ازخودگذشتگی واقعی و محبت به همین آدمیانِ ناکامل و پرایراد رخ می‌دهد. دیدگاهی که می‌توان آن را «متقدم دانستن امر/انسان انضمامی به امر/انسان انتزاعی» دانست و در اندیشه‌ی قرن بیستم هم نمایندگانی مهم داشت: در فلسفه‌ی «لویناس» در باب اخلاق و شروع اخلاقی زیستن از «چهره‌ی دیگری»، در هشدارهای «آرنت» در مورد «تمامیت‌خواهی» و فراموشی انسان و در تحلیل «اوکشات» از «عقل‌گرایی در سیاست» و شکست عقل‌گرایان در سیاست‌ورزی. از دریچه‌ی این نزاع فکری، وضعیت، مصائب و مخاطرات امروز ما نیز قابل توضیح است؛ کشور ما اکنون در میانه‌ی جنگی ویرانگر است و در عین حال، پیش از جنگ نیز، یک دهه تلاطم دهشتناک اقتصادی و درگیری‌های خونین خیابانی را به چشم دیده است. بلایایی که باید آن را در سیاست خارجی حکومت مستقر ریشه‌یابی کرد، بالاخص آن‌چه «مقاومت» نامیده می‌شود. حتی پیش از استقرار جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب ۵۷، سمت و سویی که ایدئولوگ‌ها و رهبران آن انقلاب در مورد جهان داشتند معلوم بود. خصومتی شدید با اسرائیل و غرب‌ یا بخ اصطلاح خودشان، «استکبار»، که تا بن دندان در ساختار حکومت رخنه کرده و ادامه دارد. این خط مشی سیاست را نه عرصه‌ای برای تعقیب منافع ملی و صلح، که راهی برای عملی کردن آرمان‌هایی به زعم خود اخلاقی و شرافتمندانه مثل «اخراج غرب از منطقه» یا «نابودی اسرائیل» می‌دید و در این راه از هیچ بهایی فرو نگذاشت. «راه قدس از کربلا می‌گذرد» جنگ با عراق بعثی را هشت سال ادامه داد و پس از آن و در دوران رهبر دوم، موجب شکل‌گیری چیزی شد که «محور مقاومت» نام دارد، محوری که هدف آن محاصره‌ای کامل دور اسرائیل بود و همزمان توان آزار دادن آمریکا را نیز داشت. مهم نبود که بالعکس ادعاهای اخلاق‌مدارانه‌ی اولیه، حمایت از این ائتلاف موجب چه بلایایی برای میلیون‌ها نفر می‌شود یا چه هزینه‌ای را بر ایرانیان وارد می‌کند، آن «ایده» در طی سال‌ها فربه و فربه و فربه‌تر شده بود و با خرواری احساساتی‌گری اتصال‌یافته‌ی مذهبی یا ملی‌مسلکانه، راه را برای بلایای مهیب‌تر باز می‌کرد‌. برای رهروان این راه، اهمیتی نداشت اگر برای حمایت از حزب‌الله بیخ گوش اسرائیل، به واسطه‌ی حمایت از بشار اسد، میلیون‌ها سوری آواره و چند صد هزار نفر کشته شوند، یا جنوب لبنان به بهانه‌ی «حمایت از غزه» به میدان جنگ حزب‌الله و اسرائیل تبدیل و با خاک یکسان شود‌ یا جنگ به خاک ایران کشیده شود. خنده‌دار و تراژیک است، اما حتی اهمیتی نداشت که خود اهالی غزه، که بهانه‌ی اولیه‌ی این حرکت بودند، قربانی یک انتحار احمقانه شوند‌ و مجبور شوند به‌جای خانه در چادرها زندگی کنند‌. و حالا، امروز در انتهای مسیری نشستیم که به واسطه‌ی تقدم ایده‌هایی انتزاعی بر زندگی واقعی و تجربه‌ی زیسته‌ی «آدم‌ها» شروع شد. فدا کردن چیزهایی ملموس به پای آرمانی که از لحاظ عقلانی، تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی و حتی مذهبی به ما نامربوط بود. تنها آورده‌ی چنین تجربه‌ی سنگین و تلخی، می‌تواند این باشد که اگر آینده‌ای فردای این وضعیت داشتیم، هیچ آرمان انتزاعی‌ای، حتی اخلاقی‌ترین و موجه‌ترین آن‌ها، نباید به بهای زندگی حاضر و جاری آدم‌های واقعی دنبال شود. @youngconservative
4 784
11
در این مقطع از تاریخ به‌روشنی می‌بینیم که آشکارا یک سازمانِ ایدئولوژیک، سعی می‌کند ویژگی‌های کیش مذهبی الهی را مهندسی کند، حتّی اگر ایدئولوژیِ آن صریحاً الحادی و ضدّ دینی باشد. این‌گونه است که فرقه‌های هیتلر، موسولینی، استالین، تروتسکی و مائو علی‌رغم صریح بودن در الحادشان، فرمی مذهبی‌وار در جایگزینی مذهب دارند. ستایش و تقدّسِ بنیان‌گذار و قطب فرقه، ساختار سلسله‌مراتبی، وفاداریِ بی‌شائبه، تحریم و محدودیّت و تابوسازی‌های روان‌شناختی و حتّی فیزیکی در زمان اقتدار و قدرتِ فرقه کاملاً مشهود است. هانا آرنت
4 653
12
خود جهان «درهم‌شکسته» به نظر می‌رسد. در درونی‌ترین لایه‌های آگاهی، نوعی یأس متافیزیکی وجود دارد. در این زمان است که ایمان‌های جایگزین ناگزیر قد علم می‌کنند تا این خلأ تراژیک را پر کنند. انسان از ایدئولوژی‌هایی که از هرگونه منبع اثربخشی واقعی جدا افتاده‌اند ارضا نمی‌شود: باید زمانی فرا رسد که از آن‌ها سرخورده شود. او با نقد و نفی، حتی کمتر از آن می‌تواند سر کند. او با لائیسیته و بی‌طرفی نمی‌تواند زندگی کند. ناگزیر در خلأ درونی‌اش چیزی شبیه به عطشی شدید برای هوا شکل می‌گیرد که آغوش او را در برابر هجوم نیروهای ایجابی جدید—هر چه که می‌خواهند باشند—می‌گشاید. این نیروها هر چه زمخت‌تر و زهرآگین‌تر باشند، با سرعت بیشتری او را تسخیر می‌کنند. انسانی که از حیاتی برتر بریده شده است، تسلیم فشارهای بی‌رحمانه‌ای می‌شود که دست‌کم احساس زنده بودن را به او القا می‌کنند. او که با سوءاستفاده از نقد، خود حقیقت را محو کرده بود، اکنون دیگر تمایلی به استفاده از آن ندارد، تا بدین طریق از سراب‌های خویش محافظت کند. یک زودباوری آشفته جانشین ایمان او می‌شود. عقل‌گرایی، راز را طرد کرده است: و اسطوره جای آن را می‌گیرد. —آنری د لوباک، الهیات در تاریخ
4 493
13
از اینجا نزدیک به صد و بیست و چند سال از نسل کشی مردم هزاره در افغانستان گذشت. نکته فراموش شده در روایت این داستان و شخصیت ام
از اینجا نزدیک به صد و بیست و چند سال از نسل کشی مردم هزاره در افغانستان گذشت. نکته فراموش شده در روایت این داستان و شخصیت امیر عبدالرحمان خان، ارتباط روشن میان ورود مدرنیسم و دولت نوین با کشتارهای بزرگ قومی-مذهبی و تغییر دموگرافی در دنیای شرق است. عبدالرحمان خان استقلال افغانستان را در "بازی بزرگ" میان بریتانیا و روسیه حفظ کرد، مرزهای نوین افغانستان را شکل داد و تحکیم بخشید و در یکی از قبایلی‌ترین مناطق جهان، ارتش و دولت نوین و متمرکز و پایه‌های صنعتی ایجاد کرد که کار حاکمان ضعیف و با اندیشه قرون وسطایی نبود. آن چه در عهد او در هزاره‌جات و کافرستان رخ داد را نمی‌توان خارج از این چهارچوب تحلیل کرد. ورود به دنیای نوین و مفاهیم مربوط به دولت-ملت‌های پساانقلاب صنعتی، همیشه و برای همه هویت‌ها، موضوعی با خاطره خوشایند نیست. البته کم‌سوادی همیشگی باعث می‌شود عده‌ای خیال کنند پادشاهی بارکزایی و سپس جمهوری مستعجل داوود خان و جمهوری کمونیستی دمکراتیک خلق افغانستان دولت‌های سنتی قبایلی(!) بوده‌اند. همانطور که قبلا گفته شد، افغانستان چند تا (و‌نه فقط یک) مستبد منور با توسعه آمرانه به خود دید!
5 615
14
لعنت به جماعت رویا فروش متوهم که هر چه هست و هر چه میکشیم؛ صدقه‌سر اینهاست، از احمدی‌نژاد گرفته تا ثابتی و نبویان و رسایی! 🔗
لعنت به جماعت رویا فروش متوهم که هر چه هست و هر چه میکشیم؛ صدقه‌سر اینهاست، از احمدی‌نژاد گرفته تا ثابتی و نبویان و رسایی! 🔗 Zahra Hooshyar (@zahrahp_1) 📲 @twittervid_bot
7 196
15
ما نوآیین‌های مکتب ر‌وسو نیستیم؛ما حواریون ولتر نیستیم؛ هلوتیوس در ما پیشرفتی نداشته است؛ بی‌خدایان موعظه‌گران ما نیستند؛دیوا
ما نوآیین‌های مکتب ر‌وسو نیستیم؛ما حواریون ولتر نیستیم؛ هلوتیوس در ما پیشرفتی نداشته است؛ بی‌خدایان موعظه‌گران ما نیستند؛دیوانگان، قانون‌گذاران ما نیستند. ما قلبی از گوشت و خون داریم که در سینه‌هامان می‌تپد؛ از خدا می‌ترسیم، با احترام به پادشاهان خود می‌نگریم، با حرمت به کشیشان، و با احترام به اشراف. ادموند برک
4 787
16
فيدل كاسترو نماد ساده زیستی و کمونیست و جنگ و برابری، فرشته جور میکرد برای مارادونا :)))))) _Mehrdad_ @uttweet
فيدل كاسترو نماد ساده زیستی و کمونیست و جنگ و برابری، فرشته جور میکرد برای مارادونا :)))))) _Mehrdad_ @uttweet
4 782
17
این جمال عبدالناصر در آن زمان ها قهرمان عرب ها (از لیبی و‌ مصر و سوریه و یمن و عراق و فلسطین....) و ملی گرایی سوسیالیستی عربی
این جمال عبدالناصر در آن زمان ها قهرمان عرب ها (از لیبی و‌ مصر و سوریه و یمن و عراق و فلسطین....) و ملی گرایی سوسیالیستی عربی آن زمان بود. اما خیلی زود عرب ها او و آرمان هایش را کلا فراموش کردند و خاطره اش را به قبرستان تاریخ سپردند. اما اقبال ایرانی آن شد که برای ۳۷ سال رهبری بر ایران حاکم شد که هم عاشق او و‌ایده هایش بود، و هم عاشق کسی که عبدالناصر اعدامش کرده بود: سید قطب!
6 224
18
رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ: هرگونه خسارتی که به کشتی‌ها، محموله‌ها یا دارایی‌های مرتبط وارد شود، از طریق وجوهی که ایران در اختیار دارد و دولت ایالات متحده بر آن‌ها کنترل دارد، توسط ایران پرداخت خواهد شد. آخر کار مجبور خواهیم شد حتی آسیبی را هم که ج.ا. به کشورهای همسایه زده بپردازیم. کشوری ویران و فقیر، با صنعت نفتی فرسوده، با جمعیتی رو به پیری، با پول‌هایی که خرج عار و عور برادران شده‌.... و همزمان، ملی‌گرای ما هنوز در بند احساسات‌بازی‌ای است که هیچ راهی به هیچ جا نمی‌برد! همان بازی بیحاصل همیشگی با نمادها و کلمات و بازی‌های ذهنی.... امروز «پای ایران ایستادن» فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط و فقط یک وجه دارد و آن ایستادن جلوی تندروهای داخلی است! هر سخن دیگری (محکوم کردن ترامپ و نتانیاهو یا سلطنت‌طلبان، خوشحالی از «پیروزی ایران»، تکیه بر نمادهای ملی....)، حتی اگر در اصل هم‌ درست باشد، هیچ سودی ندارد و‌ حتی می‌تواند آب به آسیاب همان تندروهای داخلی بریزد که از ویرانی ایران هیچ ابایی ندارند و قدرت آن را هم دارند که از ایران ویرانه بسازند.
5 929
19
تنگه، ننه و یقلوی #متفرقه
تنگه، ننه و یقلوی #متفرقه
5 204
20
شکر خدا، اگر شریعتی و رفقا از قرآن و نهج‌البلاغه سوسیالیسم و کمونیسم بیرون می‌کشیدند، دوستان ملی‌گرا هم بیکار نبودند (و‌ نیست
شکر خدا، اگر شریعتی و رفقا از قرآن و نهج‌البلاغه سوسیالیسم و کمونیسم بیرون می‌کشیدند، دوستان ملی‌گرا هم بیکار نبودند (و‌ نیستند) و از شاهنامه اسطوره‌ای، مفاهیم مدرنی چون ملت و طرح جهانی بیرون می کشیدند. اگر می‌خواستیم همه روشنفکرای خل آن دوران را در تیمارستانی جمع کنیم، تیمارستانی به وسعت استان کرمان نیاز داشتیم. همه توهم‌فروش!
7 652