جناب گاو
📈 Análisis del canal de Telegram جناب گاو
El canal جناب گاو (@jenabegav) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 14 884 suscriptores, ocupando la posición 3 725 en la categoría Política y el puesto 21 745 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 14 884 suscriptores.
Según los últimos datos del 09 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -89, y en las últimas 24 horas de -6, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 59.05%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 28.75% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 8 786 visualizaciones. En el primer día suele acumular 4 278 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 266.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como پادشاهی, حکومت, نظام, چیز, کس.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 10 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Política.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 10 julio | +8 | |||
| 09 julio | +10 | |||
| 08 julio | +12 | |||
| 07 julio | +1 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | +7 | |||
| 04 julio | +8 | |||
| 03 julio | +17 | |||
| 02 julio | +13 | |||
| 01 julio | +23 |
| 2 | مجری صداسیما:
بخدا قسم اگه حاکمان جمهوری اسلامی در زمان امامان هم وجود داشتن؛ امام حسین شهید نمیشد. امام علی حاکم میشد و امام حسن هم صلح نمیکرد. اینا شریف ترین انسان های تاریخ هستن که پیامبر خودش گفته من مشتاق دیدن اینا بودم و حسرت دیدار اینارو داشتم. الحمدالله ما تو دورانِ اینا زندگی کردیم. خداروشکر.
-Rada-
@uttweet | 4 048 |
| 3 | یک مطلب عجیب و شاید مضحکی که ما از برخی افراد میبینیم این است که شنیدن هر مهمل و لاطائلی که در باب «قاجاریه» باشد را مانند ساکنان غار افلاطون، چشم و گوش بسته میپذیرد اما وقتی مطالب گسترده و مستند از اسطورههای پوشالی چون رضاخان و ستارخان و امثالهم میبیند ناگهان بدل به محقق سندپژوه میشود، بعد وقتی میفهمد سند معتبر است، انقلت میآورد و خودش شروع به تحلیل میکند که نه آقا! راوی حتماً مغرض بوده یا میگوید خب حالا مثلاً که چه! علّت این مسئله بنظر میرسد بیشتر «روانی» باشد تا «تاریخی». یعنی وضع فعلی فرد عامی را بدل به متعصب بیسوادی کرده که دوست دارد چیزی بشود که او را «آرام» یا «امیدوار به گذشتهای طلایی» یا لاأقل «ارضا» کند و اگر آن اشخاص و وقایعی که در سناریوی ذهن او نقش بستهاند و شخصیت ثابت «مثبت» یا «منفی» دارند زیرسوال برود، ناگهان پرخاشگر، عصبی و تا اندازهای مجنون میشود. حالا تازه این در باب افراد معمولیه | 4 064 |
| 4 | چه کسی نفتکشها را زد؟
در این نظام هرچه از نردبان غیررسمی قدرت بالاتر بروید، مفهوم مسئولیت رقیقتر میشود. طوری که رأس هرم قدرت اصولاً از مسئولیت مبرّاست، و بازخواست و استیضاح او مطلقاً امکان ندارد.
هیچگاه نخواهیم فهمید که دستور ابلهانه شلیک به نفتکشهای رهگذر چرا و از سوی چه کسی صادر شد. آن هم در میانه کارناوال تشییع. آن هم در شرایطی که میگویند همه تصمیمگیران به غیر از یک نفر با مذاکره و آتشبس موافق بودهاند. آیا آن یک نفر به تنهایی از همه دیگران قدرتمندتر است؟ اگر هست، چرا سرش را بالا نمیآورد و نمیگوید که: «من بودم که صلاح دیدم مملکت دوباره به آتش جنگ کشیده شود»؟
پاسخ ساده است. چون او یک کارگزار فرادست جمهوری اسلامی است. برای بیمسئولیتی تربیتش کردهاند. و طبق قرارداد، ریسک و هزینه تصمیماتش بر عهده نود میلیون مردمی است که میل و نظرشان، یا حتی مرگ و زندگیشان هیچ اهمیتی ندارد.
سکوت این ساعات مقامات رسمی نظام به بهتزدگی شباهت دارد. انگار غافلگیر شدهاند. انگار یکی دورشان زده و رشتههایشان را پنبه کرده. در برابر دشنامهای ترامپ و شماتتهای همسایگان و میانجیها بیدفاع ماندهاند. احتمالاً تصور نمیکردهاند که تا این حد میتوان بیمسئولیت بود. و پیشبینی نمیکردند که هسته بیمسئولیت نظام هرچه ضعیفتر شود، قلدرتر خواهد شد.
به نظر میرسد وقایع دو روز گذشته راه حل میانه را از میان برده است. حالا زیر تابوت معمار قدرت بیمسئولیت، دو ایده «بجنگیم تا بمیریم» و «تسلیم شویم تا بمانیم» دارند با هم کشتی میگیرند، چون نمیتوانند بر سر تقسیم میراث او مصالحه کنند.
البته برای غالب تماشاگران خیلی هم مهم نیست که شانههای کدام یک از اینها به خاک میرسد. چون در نهایت هر دو رفتنی به نظر میآیند. چیزی که بتوان روی ماندنی بودنش حساب کرد یک فضای سیاسی نوبنیاد است که در آن هرکسی بگوید: این تصمیم را من گرفتم و مسئولیت عواقبش را میپذیرم.
واقعیتهایی که به این خواب و خیال نزدیک نباشند عمر زیادی نمیکنند.
https://t.me/AmirrezaAbdolii/ | 4 087 |
| 5 | مهمترین نشانهی انحطاط و ابتذال عمیق معنویت در تشیع امروز را میتوان در مراسمات این روزها دید؛ «معنویت» این جماعت، نه مسیری به سوی «امر قدسی» و خالی شدن از «خود» برای آن، که پوشاندن عواطف و احساسات بسیار سطحیِ شخصی و ایدئولوژیک در برداشتی سطحی از آن است.
بارزترین نمودش را در آواها میتوان دید. آواهایی که به صراحت میتوان آنها را موسیقی پاپ، راک یا رپ با توسل به برخی مفاهیم مذهبی دانست و فارغ از هرگونه «وقار» و احترام، تنها به غلیان احساسات شنوندگانش منجر میشود.
#پرتابها
پ.ن: از کشتهی مظلوم اشقیای زمانه، سید جواد ذبیحی بشنوید. روزگاری که سنت شیعی از معنویت و وقار تهی نشده بود. | 4 013 |
| 6 | مهمترین نشانهی انحطاط و ابتذال عمیق معنویت در تشیع امروز را میتوان در مراسمات این روزها دید؛ «معنویت» این جماعت، نه مسیری به سوی «امر قدسی» و خالی شدن از «خود» برای آن، که پوشاندن عواطف و احساسات بسیار سطحیِ شخصی و ایدئولوژیک در برداشتی سطحی از آن است.
بارزترین نمودش را در آواها میتوان دید. آواهایی که به صراحت میتوان آنها را موسیقی پاپ، راک یا رپ با توسل به برخی مفاهیم مذهبی دانست و فارغ از هرگونه «وقار» و احترام، تنها به غلیان احساسات شنوندگانش منجر میشود.
#پرتابها
پ.ن: از کشتهی مظلوم اشقیای زمانه، سید جواد ذبیحی بشنوید. روزگاری که سنت شیعی از معنویت و وقار تهی نشده بود. | 1 |
| 7 | این روزها حضرات برادران بین «ما ملت قلدر» و «ما ملت مظلوم» در تناوب اند.
ملیگراهای ما نیز، البته به نحوی «ادبی تر»!
بالاخره تکلیف را باید روشن کرد: ملت قلدر یا ملت مظلوم! | 4 092 |
| 8 | لیلاز، به عنوان یک اصلاحطلب:
۱-از دروغگویی ابایی ندارد. انقلاب ۵۷ چه ربطی به روستا داشت؟ هزاران هزار دلیل و سند هست که این انقلاب، یک انقلاب از طرف قشر متوسط شهری، و با آمادهسازی و حضور گسترده دانشگاهیان و روشنفکران و آخوندهای روشنفکر انجام شد. می داند، ولی طبق معمول همیشه از دروغ گفتن لذت می برد. کدام روستا در انقلاب ۵۷ دخیل بود؟
۲- برای ادامه دشمنی ایدیولوژیک با غرب، ویرانی ایران برایش اصلا اهمیتی ندارد. می داند و صریحاً اعتراف میکند که این روال به خرابی ایران می انجامد، ولی نگرانیش بعد از کشته شدن رهبر ایران این بوده که یک وقت حکومت بخواهد کوتاه بیاید!
پنجاه و هفتی ها از آشغال بودن دست نمی کشند. چه اصلاحطلب، چه اصولگرا، چه مجاهد خلقی، چه هر آشغال دیگری.... | 4 571 |
| 9 | نام واقعی این خرمگس فرهاد قنبری است. یک چپی دوآتشه که، مثل عرزشیهای داخلی، ویرانی ایران و فداشدن ایرانیان برایش مهم نیست تا وقتی عقدههای ایدئولوژیکش ارضا شود!
ولی فرق این چپی (و یا کسی مثل علیزاده) با کثافتهای داخلی این است که این مجاهد بزرگ (و نیز علیزاده) در لندن نشسته است و از آنجا با جان مردم ایران «استکبارستیزی» میکند و نسخه مقاومت وجنگ میپیچد.
یعنی آخر آخر حرامزادگی و تعفن! | 6 180 |
| 10 | یک حقیقت، به دو زبان متفاوت! هر کدام را دوست دارید انتخاب کنید:
https://t.me/AmirrezaAbdolii/423
https://t.me/bahmanighajar/1129
یا به زبان سادهتر: اینا (تنگه هرمز یا هستهای یا نیابتی....) تنبون برای ما نمی شه! | 4 571 |
| 11 | «کارشناس» دعوت شده از طرف بیبیسی نمیداند که حنفی ها سنی هستند و از امام ابوحنیفه پیروی میکنند، و هیچ ربطی به محمد حنفیه ندارند(پسر امام علی که پیروانش کیسانیه خوانده شده اند و هیچگاه «حنفی» بر آنها اطلاق نشده). آقا کتاب هم تالیف کرده اند! | 5 089 |
| 12 | در جایی این جمله را دیدم که «ایدئولوژی ها فرسوده می شوند!»
هیچ شاهدی روشن تر از استقبال سرد و بیرمق و کمجمعیت از تشییع جنازه رهبر برای فرسودگی ایدئولوژی حاکم بر ج.ا. نیست! دیگر حتی شعارهای وطنپرستی و حتی استفاده ابزاری از کورش و هخامنشیان و ساسانیان و ایران باستان هم افاقه نکرد.
فارغ از اینکه رهبر قبلی چقدر محبوب بود یا نبود، این لااقل نشان می دهد که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان خستهاند. از این همه شعار و ایدئولوژی و دراما و داستان خسته هستند. دنبال زندگیشان هستند.
شاید ایرانیانی که هنوز واقعاً به دنبال ایدئولوژی باشند و حتی ویرانی ایران در جهت ایدئولوژی برایشان اهمیت نداشته باشد، دو درصد جمعیت هم نشود، ولی همینها رادیوتلویزیون و هسته اصلی نیروهای نظامی و مجلس را در دست دارند. اقلیتی بسیار کوچک که رهبری قبلی به آنها قدرتی تام و تمام داد! | 4 722 |
| 13 | وارده از یکی از خوانندگان:
کل این مراسم تشییع جنازه نه رفراندومی بود برای تثبیت نظام، نه نمایشی بود برای تو دهنی زدن به آمریکا و اسرائیل و اپوزیسیون.
تمام این نمایش پرخرج فقط و فقط برای قدرتنمایی جلوی موافقین توافق با آمریکا (و در چشماندازی بزرگتر، عادیسازی روابط با آمریکا) بود.
ماهها جنازه حفظ شد برای اینکه اراذل و اوباش پایداریچی و عرازشه با یک قشونکشی خیابانی کار مذاکرات را تمام کنند که خب تصاویر و مشاهدات نشان داد کل مخالفین توافق با آمریکا در کل کشور اندازه پر کردن مسجد جمکران و مصلی تهران هستند...
شکست کامل برای مخالفین توافق که به طرز جالبی با حمله به کشتیهای عبوری از تنگه هم همراه شد.
امیدوارم ابعاد این شکست به طور کامل گزارش بشود تا انگیزهای بشود برای حامیان توافق. | 6 488 |
| 14 | حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه زمان دولت خاتمی توضیح میدهد که بهمن کلباسی، فرهمند، نفیسه کوهنورد و... که بعداً به بیبیسی رفتند، بسیار آمریکاستیز بودند و گاهی در جلسات تندروتر از خود حکومتیها بودند.
در بیبیسی، به خصوص بخش فارسی آن، همیشه گرایشات چپی و به خصوص آمریکاستیزانه بسیار غالب بوده و هست. دلیل ضدیت آنها با رژیم پهلوی در قبل از انقلاب هم همین بود، و نه توطئهی حساب شدهای از طرف دولت انگلیس. | 5 863 |
| 15 | الجنون فنون جنون کشف و اختراع، مجتبی مینوی، مجله یغما، سال پنجم، شماره چهارم، تیرماه ۱۳۳۱
@ahle_tamyz | 4 971 |
| 16 | الجنون فنون جنون کشف و اختراع، مجتبی مینوی، مجله یغما، سال پنجم، شماره چهارم، تیرماه ۱۳۳۱
@ahle_tamyz | 1 |
| 17 | رویکرد فایدهگرایانه یا ماتریالیستی اصل بنیادی آزادی را به حاشیه میبرد. این لقلقه زبان اغلب چپها که آزادی برای انسان گرسنه بیمعنی یا بیفایده است مصداق همین تفکر ماتریالیستی است که انسان را به صرف یک موجود زنده یا حیوان فرومیکاهد. در اندیشه نوآیین آزادیخواهانه آزادی اصلی تفکیک ناپذیر از تعریف انسان است و گرسنگی یا سیری تغییری در آن نمیدهد. اتفاقاً با به رسمیت شناختن آزادی و تحقق بخشیدن آن در نظام اقتصادیسیاسی است که ثروت ورفاه در جامعه رو به فزونی مینهد. آنها که اهمیت آزادی را در تولید ثروت نادیده میگیرند مصداق کسانی هستند که بر شاخ نشسته و بُن میبُرند. و آنها که آزادی را صرفاً وسیلهای برایم تولید ثروت بیشتر تلقی میکنند کسانی هستند که مرغ تخم طلای خود را ناآگاهانه به مسلخ میفرستند. علت فقدان نظریه اخلاقی منسجم نزد چپها و فایدهگرایان در همین ناتوانی آنها در شناخت درست مفهوم آزادی به عنوان اصل بنیادی است. چپها اخلاق را به صرف بحث در باره نابرابری فرو میکاهند و فراموش میکنند که انسانی که آزاد نباشد هیچ مسئولیت اخلاقی متوجه او نخواهد بود. و فایدهگرایان متوجه نیستند که با وسیله دانستن آزادی شأن و منزلت مسئولیت پذیری را خدشه دار میکنند چراکه لازمه مسئولیت پذیری اراده مختار یا آزاد انسانها است. | 4 990 |
| 18 | القاعده، و نه القائده!
راش لیمبو، و نه راش لیمباق!
اینها البته اشتباه لپی است. اشتباه بزرگ تر و مهلک برای راست ایرانی این است که راست گراییش را از راست آمریکایی اقتباس کند. آن هم از موجودی مثل راش لیمبو که هنرش در این بود که بی وقفه کف بر دهان بیاورد. | 5 029 |
| 19 | دفعه بعد که دوباره بین اسرائیل و ایران جنگ شد، تقصیر را گردن آن ایرانی بی عقل که در خارج پرچم اسرائیل را تکان میدهد نگذارید! آن ایرانی بی عقل هست، ولی علت جنگ نیست. کسی برای آن بی عقل تره هم خرد نمیکند. | 5 738 |
| 20 | ابن بطوطه عالمی مراکشی بود که حدود ۷۰۰ سال پیش میزیست. حدود سی سال بعد از سفرهای مارکوپولو، اوسغرهایی آغاز کرد که از مراکش شروع شد و قسمتهای مختلف آفریقا و آسیا را شامل شد. نقشه مسیرهایی که پیمود را میتوانید اینجا ببینید.
او در این سفرها به فلات ایران، آناطولی، هند و آخر سر چین مسافرت کرد. حتی به جزیره مالدیو در وسط اقیانوس هند هم رفت. سفرنامههای او بسیار خواندنی است، و برخلاف مارکوپولو که به خاطر بعضی تناقضات در واقعی بودن سفرهایش شک هست، در مورد ابن بطوطه چنین شکی وحود ندارد.
داستانی جالب در سفرهای او در چین اتفاق میافتد. در آنجا از مطربان چینی شعری فارسی از سعدی (که حدود چهل سال قبل از آن فوت کرده بود) را شنید و آن را در سفرنامه خود یادداشت کرده است:
تا دل به محنت دادهام، در بحر فکر افتادهام
چون در نماز استادهام، گویی به محراب اندری | 5 861 |
