جناب گاو
📈 Análisis del canal de Telegram جناب گاو
El canal جناب گاو (@jenabegav) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 14 890 suscriptores, ocupando la posición 3 725 en la categoría Política y el puesto 21 751 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 14 890 suscriptores.
Según los últimos datos del 08 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -92, y en las últimas 24 horas de 6, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 56.49%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 29.00% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 8 409 visualizaciones. En el primer día suele acumular 4 317 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 261.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como پادشاهی, حکومت, نظام, چیز, کس.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 09 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Política.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 09 julio | +10 | |||
| 08 julio | +12 | |||
| 07 julio | +1 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | +7 | |||
| 04 julio | +8 | |||
| 03 julio | +17 | |||
| 02 julio | +13 | |||
| 01 julio | +23 |
| 2 | مهمترین نشانهی انحطاط و ابتذال عمیق معنویت در تشیع امروز را میتوان در مراسمات این روزها دید؛ «معنویت» این جماعت، نه مسیری به سوی «امر قدسی» و خالی شدن از «خود» برای آن، که پوشاندن عواطف و احساسات بسیار سطحیِ شخصی و ایدئولوژیک در برداشتی سطحی از آن است.
بارزترین نمودش را در آواها میتوان دید. آواهایی که به صراحت میتوان آنها را موسیقی پاپ، راک یا رپ با توسل به برخی مفاهیم مذهبی دانست و فارغ از هرگونه «وقار» و احترام، تنها به غلیان احساسات شنوندگانش منجر میشود.
#پرتابها
پ.ن: از کشتهی مظلوم اشقیای زمانه، سید جواد ذبیحی بشنوید. روزگاری که سنت شیعی از معنویت و وقار تهی نشده بود. | 2 065 |
| 3 | مهمترین نشانهی انحطاط و ابتذال عمیق معنویت در تشیع امروز را میتوان در مراسمات این روزها دید؛ «معنویت» این جماعت، نه مسیری به سوی «امر قدسی» و خالی شدن از «خود» برای آن، که پوشاندن عواطف و احساسات بسیار سطحیِ شخصی و ایدئولوژیک در برداشتی سطحی از آن است.
بارزترین نمودش را در آواها میتوان دید. آواهایی که به صراحت میتوان آنها را موسیقی پاپ، راک یا رپ با توسل به برخی مفاهیم مذهبی دانست و فارغ از هرگونه «وقار» و احترام، تنها به غلیان احساسات شنوندگانش منجر میشود.
#پرتابها
پ.ن: از کشتهی مظلوم اشقیای زمانه، سید جواد ذبیحی بشنوید. روزگاری که سنت شیعی از معنویت و وقار تهی نشده بود. | 1 |
| 4 | این روزها حضرات برادران بین «ما ملت قلدر» و «ما ملت مظلوم» در تناوب اند.
ملیگراهای ما نیز، البته به نحوی «ادبی تر»!
بالاخره تکلیف را باید روشن کرد: ملت قلدر یا ملت مظلوم! | 2 146 |
| 5 | لیلاز، به عنوان یک اصلاحطلب:
۱-از دروغگویی ابایی ندارد. انقلاب ۵۷ چه ربطی به روستا داشت؟ هزاران هزار دلیل و سند هست که این انقلاب، یک انقلاب از طرف قشر متوسط شهری، و با آمادهسازی و حضور گسترده دانشگاهیان و روشنفکران و آخوندهای روشنفکر انجام شد. می داند، ولی طبق معمول همیشه از دروغ گفتن لذت می برد. کدام روستا در انقلاب ۵۷ دخیل بود؟
۲- برای ادامه دشمنی ایدیولوژیک با غرب، ویرانی ایران برایش اصلا اهمیتی ندارد. می داند و صریحاً اعتراف میکند که این روال به خرابی ایران می انجامد، ولی نگرانیش بعد از کشته شدن رهبر ایران این بوده که یک وقت حکومت بخواهد کوتاه بیاید!
پنجاه و هفتی ها از آشغال بودن دست نمی کشند. چه اصلاحطلب، چه اصولگرا، چه مجاهد خلقی، چه هر آشغال دیگری.... | 2 248 |
| 6 | نام واقعی این خرمگس فرهاد قنبری است. یک چپی دوآتشه که، مثل عرزشیهای داخلی، ویرانی ایران و فداشدن ایرانیان برایش مهم نیست تا وقتی عقدههای ایدئولوژیکش ارضا شود!
ولی فرق این چپی (و یا کسی مثل علیزاده) با کثافتهای داخلی این است که این مجاهد بزرگ (و نیز علیزاده) در لندن نشسته است و از آنجا با جان مردم ایران «استکبارستیزی» میکند و نسخه مقاومت وجنگ میپیچد.
یعنی آخر آخر حرامزادگی و تعفن! | 5 295 |
| 7 | یک حقیقت، به دو زبان متفاوت! هر کدام را دوست دارید انتخاب کنید:
https://t.me/AmirrezaAbdolii/423
https://t.me/bahmanighajar/1129
یا به زبان سادهتر: اینا (تنگه هرمز یا هستهای یا نیابتی....) تنبون برای ما نمی شه! | 3 896 |
| 8 | «کارشناس» دعوت شده از طرف بیبیسی نمیداند که حنفی ها سنی هستند و از امام ابوحنیفه پیروی میکنند، و هیچ ربطی به محمد حنفیه ندارند(پسر امام علی که پیروانش کیسانیه خوانده شده اند و هیچگاه «حنفی» بر آنها اطلاق نشده). آقا کتاب هم تالیف کرده اند! | 4 143 |
| 9 | در جایی این جمله را دیدم که «ایدئولوژی ها فرسوده می شوند!»
هیچ شاهدی روشن تر از استقبال سرد و بیرمق و کمجمعیت از تشییع جنازه رهبر برای فرسودگی ایدئولوژی حاکم بر ج.ا. نیست! دیگر حتی شعارهای وطنپرستی و حتی استفاده ابزاری از کورش و هخامنشیان و ساسانیان و ایران باستان هم افاقه نکرد.
فارغ از اینکه رهبر قبلی چقدر محبوب بود یا نبود، این لااقل نشان می دهد که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان خستهاند. از این همه شعار و ایدئولوژی و دراما و داستان خسته هستند. دنبال زندگیشان هستند.
شاید ایرانیانی که هنوز واقعاً به دنبال ایدئولوژی باشند و حتی ویرانی ایران در جهت ایدئولوژی برایشان اهمیت نداشته باشد، دو درصد جمعیت هم نشود، ولی همینها رادیوتلویزیون و هسته اصلی نیروهای نظامی و مجلس را در دست دارند. اقلیتی بسیار کوچک که رهبری قبلی به آنها قدرتی تام و تمام داد! | 4 015 |
| 10 | وارده از یکی از خوانندگان:
کل این مراسم تشییع جنازه نه رفراندومی بود برای تثبیت نظام، نه نمایشی بود برای تو دهنی زدن به آمریکا و اسرائیل و اپوزیسیون.
تمام این نمایش پرخرج فقط و فقط برای قدرتنمایی جلوی موافقین توافق با آمریکا (و در چشماندازی بزرگتر، عادیسازی روابط با آمریکا) بود.
ماهها جنازه حفظ شد برای اینکه اراذل و اوباش پایداریچی و عرازشه با یک قشونکشی خیابانی کار مذاکرات را تمام کنند که خب تصاویر و مشاهدات نشان داد کل مخالفین توافق با آمریکا در کل کشور اندازه پر کردن مسجد جمکران و مصلی تهران هستند...
شکست کامل برای مخالفین توافق که به طرز جالبی با حمله به کشتیهای عبوری از تنگه هم همراه شد.
امیدوارم ابعاد این شکست به طور کامل گزارش بشود تا انگیزهای بشود برای حامیان توافق. | 6 114 |
| 11 | حمیدرضا آصفی، سخنگوی وزارت خارجه زمان دولت خاتمی توضیح میدهد که بهمن کلباسی، فرهمند، نفیسه کوهنورد و... که بعداً به بیبیسی رفتند، بسیار آمریکاستیز بودند و گاهی در جلسات تندروتر از خود حکومتیها بودند.
در بیبیسی، به خصوص بخش فارسی آن، همیشه گرایشات چپی و به خصوص آمریکاستیزانه بسیار غالب بوده و هست. دلیل ضدیت آنها با رژیم پهلوی در قبل از انقلاب هم همین بود، و نه توطئهی حساب شدهای از طرف دولت انگلیس. | 5 210 |
| 12 | الجنون فنون جنون کشف و اختراع، مجتبی مینوی، مجله یغما، سال پنجم، شماره چهارم، تیرماه ۱۳۳۱
@ahle_tamyz | 3 982 |
| 13 | الجنون فنون جنون کشف و اختراع، مجتبی مینوی، مجله یغما، سال پنجم، شماره چهارم، تیرماه ۱۳۳۱
@ahle_tamyz | 1 |
| 14 | رویکرد فایدهگرایانه یا ماتریالیستی اصل بنیادی آزادی را به حاشیه میبرد. این لقلقه زبان اغلب چپها که آزادی برای انسان گرسنه بیمعنی یا بیفایده است مصداق همین تفکر ماتریالیستی است که انسان را به صرف یک موجود زنده یا حیوان فرومیکاهد. در اندیشه نوآیین آزادیخواهانه آزادی اصلی تفکیک ناپذیر از تعریف انسان است و گرسنگی یا سیری تغییری در آن نمیدهد. اتفاقاً با به رسمیت شناختن آزادی و تحقق بخشیدن آن در نظام اقتصادیسیاسی است که ثروت ورفاه در جامعه رو به فزونی مینهد. آنها که اهمیت آزادی را در تولید ثروت نادیده میگیرند مصداق کسانی هستند که بر شاخ نشسته و بُن میبُرند. و آنها که آزادی را صرفاً وسیلهای برایم تولید ثروت بیشتر تلقی میکنند کسانی هستند که مرغ تخم طلای خود را ناآگاهانه به مسلخ میفرستند. علت فقدان نظریه اخلاقی منسجم نزد چپها و فایدهگرایان در همین ناتوانی آنها در شناخت درست مفهوم آزادی به عنوان اصل بنیادی است. چپها اخلاق را به صرف بحث در باره نابرابری فرو میکاهند و فراموش میکنند که انسانی که آزاد نباشد هیچ مسئولیت اخلاقی متوجه او نخواهد بود. و فایدهگرایان متوجه نیستند که با وسیله دانستن آزادی شأن و منزلت مسئولیت پذیری را خدشه دار میکنند چراکه لازمه مسئولیت پذیری اراده مختار یا آزاد انسانها است. | 3 894 |
| 15 | القاعده، و نه القائده!
راش لیمبو، و نه راش لیمباق!
اینها البته اشتباه لپی است. اشتباه بزرگ تر و مهلک برای راست ایرانی این است که راست گراییش را از راست آمریکایی اقتباس کند. آن هم از موجودی مثل راش لیمبو که هنرش در این بود که بی وقفه کف بر دهان بیاورد. | 4 621 |
| 16 | دفعه بعد که دوباره بین اسرائیل و ایران جنگ شد، تقصیر را گردن آن ایرانی بی عقل که در خارج پرچم اسرائیل را تکان میدهد نگذارید! آن ایرانی بی عقل هست، ولی علت جنگ نیست. کسی برای آن بی عقل تره هم خرد نمیکند. | 5 386 |
| 17 | ابن بطوطه عالمی مراکشی بود که حدود ۷۰۰ سال پیش میزیست. حدود سی سال بعد از سفرهای مارکوپولو، اوسغرهایی آغاز کرد که از مراکش شروع شد و قسمتهای مختلف آفریقا و آسیا را شامل شد. نقشه مسیرهایی که پیمود را میتوانید اینجا ببینید.
او در این سفرها به فلات ایران، آناطولی، هند و آخر سر چین مسافرت کرد. حتی به جزیره مالدیو در وسط اقیانوس هند هم رفت. سفرنامههای او بسیار خواندنی است، و برخلاف مارکوپولو که به خاطر بعضی تناقضات در واقعی بودن سفرهایش شک هست، در مورد ابن بطوطه چنین شکی وحود ندارد.
داستانی جالب در سفرهای او در چین اتفاق میافتد. در آنجا از مطربان چینی شعری فارسی از سعدی (که حدود چهل سال قبل از آن فوت کرده بود) را شنید و آن را در سفرنامه خود یادداشت کرده است:
تا دل به محنت دادهام، در بحر فکر افتادهام
چون در نماز استادهام، گویی به محراب اندری | 4 972 |
| 18 | دوستان، پایهگذار اینکانال به دلائل کاملاً شخصی تصمیم گرفت کلاً برود و گفته که به هیچوجه قصد بازگشت هم ندارد! (البته او هنوز در کانال تاریخی @qajarnameh حضور خواهد داشت)
در هر صورت، هزار نکته ناگفته مانده است. با ما همراه بمانید! | 5 393 |
| 19 | خداحافظی جناب گاو اصلی!
اینحانب، جناب گاو، که این کانال را ابتدا شروع کردم، مدت درازی است که کانال را به یکی از دوستان همفکر واگذار کردهام، و فقط به عنوان ادمین دوم اینجا مینوشتم. از امروز بنده حتی ادمین هم نخواهم بود و چیزی نخواهم نوشت.
از توجه همه شما و از همراهی همه شما سپاسگزارم و همه را به خداوند مهربان میسپارم.
باشد که خداوند راهنمای همه ما باشد. | 6 079 |
| 20 | خرداد ۱۳۶۸ بود. یکی از گرمترین خردادهایی که دیده بودم. شب، از در مسجد محل، سوار اتوبوس شدیم و صبح رسیدیم تهران. اتوبوس مستقیماً ما را به مصلا برد. درست به موقع رسیدیم تا در نماز میت شرکت کنیم.
دبیرستانی بودم و هنوز سادهدل. تحت تاثیر تبلیغات تلویزیون و مدرسه و مسجد و تقریباً هر چه دور و برم بود، طرفدار نظام بودم (اگرچه نه خیلی فنتیکال). در هر حال، درگذشت رهبر اول انقلاب را ضایعهای بیمانند میدانستم. حال آمده بودیم تا در مراسم تشییع مردی که در ذهنمان قداستی فقط کمی پایینتر از ائمه داشت شرکت کنیم.
آقای گلپایگانی (از مراجع تقلید) آمد، نماز خوانده شد، و راهی بهشت زهرا شدیم. پیاده از مصلای تهران تا بهشت زهرا! حدود ۴۰ کیلومتر مسیر (که البته آن زمان نمیدانستم).
بعد از نماز میت راه افتادیم. هوا آن سال گرم بود و هر چه به ظهر نزدبکتر میشدیم گرمتر و گرمتر میشد. سر راه آب و بستههای غذایی چون کیک و بیسکوییت داده میشد. ولی کمکم وارد حاشیه نهران که شدیم و بعد که از تهران بیرون رفتیم، دیگر سایه درختی در کار نبود و از تقسیم آب هم خبری نبود. خورشید هم وسط آسمان رسیده بود و میسوزاندمان.
بعد از ظهر حدود ساعت ۳ به بهشت زهرا رسیدم. همراهان خود را در راه وسط جمعیتی که همه سباهپوش بودند گم کرده بودم. مراسم خاکسپاری هم تمام شده بود. تشنه و گرسنه و گرمازده، بالاخره چند نفر از گروه را به شانس پیدا کردم. رفتیم نزدبک یکی از ورودیهای بهشت زهرا درختی و چمن تُنُکی پیدا کردیم و در میان چمن وخاک و خُل و مگس، از خستگی و گرما تقریباً بیهوش شدیم.
نزدیک غروب بود که با اذبت مگسی چشمم را گشودم، و در میان خواب و بیداری نخستین فکری که به ذهنم آمد این بود که: «حالا ما آمدیم و اینقدر سختی کشیدیم. ولی اگر فردای قیامت این بابا جهنمی باشد، آنوقت چه؟!» این فکر ناگهان لرزهای در ستون فقراتم فرستاد و خواب بکسره از سرم پرید.
همان شب بعد از غروب سوار اتوبوس شدیم و برگشتیم. آنقدر خسته بودم که تمام راه خوابیدم.....
سه سال بعد: بعد از نماز تنها نشسته بودم و داشتم به وضعیت فکری و روانیم فکر میکردم. درباره عقایدم، به خصوص عقایدم در مورد حکومت، کاملاً شک کرده بودم و حیران وسرگردان نمیدانستم چه درست است و چه نیست. ملتمسانه دعا کردم که خداوند حقیقت را برایم روشن کند، حتی اگر آن حقیقت برایم دلپذیر نباشد..... | 7 811 |
