یادها
رفتن به کانال در Telegram
مانند هر مخاطبی، بخش هایی از تاریخ برایم جذاب است. در اینجا با سایر مخاطبان در میان می گذارم
نمایش بیشتر1 910
مشترکین
+124 ساعت
-27 روز
+2030 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+22
در 0 کانالها
مه '26
+32
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+46
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+25
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+37
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+26
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+16
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '25
+86
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+101
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+136
در 6 کانالها
Get PRO
مه '25
+55
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+53
در 10 کانالها
Get PRO
مارس '25
+43
در 4 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+48
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+69
در 7 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+109
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+126
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+86
در 4 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+90
در 5 کانالها
Get PRO
اوت '24
+135
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+159
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+45
در 4 کانالها
Get PRO
مه '24
+70
در 6 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+75
در 6 کانالها
Get PRO
مارس '24
+38
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+62
در 4 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+79
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+60
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+18
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+205
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+49
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+21
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+37
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+66
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+34
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+77
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+13
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+55
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+36
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+76
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+52
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+32
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+41
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+38
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+44
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+27
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+33
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+47
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+25
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+26
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+71
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+236
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 12 ژوئن | +2 | |||
| 11 ژوئن | +1 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | 0 | |||
| 08 ژوئن | +3 | |||
| 07 ژوئن | +3 | |||
| 06 ژوئن | +2 | |||
| 05 ژوئن | +6 | |||
| 04 ژوئن | +2 | |||
| 03 ژوئن | 0 | |||
| 02 ژوئن | +1 | |||
| 01 ژوئن | +2 |
پستهای کانال
در جوامعی که افراد مردانگی خود را نه با موفقیتشان در یک حرفه بلکه با سرعتشان در کشیدن شش لول اثبات میکنند، وقتی که جامعه فرهنگی یا به قولی «ملت» جای خانوادهٔ کلان را بگیرد، باز هم این ارزشها تداوم خواهند یافت. به نظر می رسد همین عامل میتواند سبعیت منازعات قومی در بالکان در حوالی ۱۹۱۲، جنگ جهانی دوم و نیز دهه ۱۹۹۰ را تبیین کند.
میلوان جیلاس مجموعه فوق العاده ای از داستانهای کوتاه دارد که متاسفانه از شهرت کمتری نسبت به سایر آثار وی برخوردار است. این داستانها آکنده از قتل اند، اما تقریباً هرگز سخنی از قتل آلمانیها یا ایتالیاییهای اشغالگر به میان نمی آید، قتل همواره میان خود اسلاوها صورت میگیرد. خواننده این داستانها با فاجعه های پس از فروپاشی یوگسلاوی ناآشنا نخواهد بود.
| 2 | فشارهای اقتصادی ناشی از صنعتی شدن در مراحل اولیه توسعه اقتصادی، در حادترین شکل خود هستند. اختلال در زندگی سنتی روستایی، به فقر و فلاکت کشیده شدن پیشه وران سابق، هجوم سیل آسای تازه واردان فقیر و سردرگم به شهرهای صنعتی (که مثل قارچ میرویند اما فاقد زیربنای مادی، نهادی و اخلاقی لازم برای پذیرایی از مهاجران هستند) همه و همه «جهان چارلز دیکنز» را به وجود می ک آورند.
حاصل این وضعیت برای دیرآمدگان، دنیای حلبی آبادها و آلونک نشینهاست. جایی که به گفته مارکس شاید فقر موجود در آن بسیار آزاردهنده تر از بلاهت زندگی روستایی بود که از آن گریخته بودند. و فقر نسبی (به ویژه در مقایسه با ثروت منتفعان از موج اولیه رفاه) غیر قابل تحمل است.
بی اعتبار شدن توجیهات قدیمی برای مشروعیت بخشی به ساختارهای سلسله مراتبی، تحمل این وضعیت را برای طبقات پایین جامعه باز هم مشکل تر میکند.
#ارنست_گلنر | 290 |
| 3 | رشد و رفاه اقتصادی و ثبات سیاسی، با افراط گرایی در ستیزند. در چنین شرایطی افراد (چه دارای تعصبات قومی باشند و چه نباشند) با تحریک منازعات خشونت آمیز، امنیت و آسایش خود را از بین نمیبرند.
خطر زمانی بروز میکند که چنین شرایطی وجود ندارند. مثلاً به هنگام فروپاشی واحدهای سیاسی بزرگ. وقتی که اقتدار فروریزد و هیچ مرکزیتی (که آمریت آن را اکثریت اعضای جامعه به رسمیت بشناسند) موجود نباشد، وقتی که مراکز آمریت جدیدی می باید از میان مدعیان رقیب برگزیده شوند، یک راه مناسب برای بازیابی یک پارچگی اجتماعی، جنبشهای قومی است.
#ارنست_گلنر | 318 |
| 4 | احساس برتری طولانی مدت و ریشه داری که مسلمانان نسبت به مسیحیان داشتند سبب میشد که کمتر جذب اندیشه های جدید در درون مسیحیت شوند. آنها حاضر بودند که فناوری توپخانه را از غربیان اخذ کنند بدون آن که ریاضیات و فلسفه مرتبط با آن را بپذیرند ممکن بود که دکارت افسر را استخدام کنند اما به دکارت فیلسوف اعتنایی نمی کردند.
#ارنست_گلنر | 392 |
| 5 | در طول تاریخ انسانها با هم جنگیده اند از یکدیگر نفرت داشته و دیگری را کشته اند بدون آن که توجه زیادی به زبان ،نژاد ،قومیت اعتقاد و رنگ پوست طرف مقابل داشته باشند. آنها در قتل و استثمار یکدیگر تبعیضی روا نداشته اند.
#ارنست_گلنر | 422 |
| 6 | مخاطبان این کانال می دانند که بخش اعظم مطالب آن، بریده های کتاب های عموماً تاریخی بود. آخرین مطلب از این دست، ماه ها پیش منتشر گشت. بازگشت به روال سایق خود تلاش ذهنی و روحی نه چندان کمی لازم دارد که شاید چند روز دیگر از من برآید. تا آن روز، چند بریده از کتاب ناسیونالیسم نوشته ی ارنست گلنر را مرور می کنیم.
«ناسیونالیسم» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/208442 | 398 |
| 7 | وقتی جنگ مبارزه سیاسی را معلق میکند
در سال ۱۹۸۲ جنگی میان آرژانتین و انگلستان بر سر مالکیت جزایر فالکلند (که آرژانتینیها آن را مالویناس مینامند) درگرفت که ۷۴ روز طول کشید. در آن زمان یک رژیم دیکتاتوری نظامی در آرژانتین حاکم بود که بهدلیل سرکوب گسترده و کشتار حدود ۲۰ هزار شهروند در بحران عمیق سیاسی به سر میبرد. نظامیانی که در هفتههای پیش از جنگ با تظاهرات خشونتآمیز و اعتصابهای سراسری دستوپنجه نرم میکردند، ناگهان به منجی غرورآفرین کشور تبدیل شدند. مخالفان سیاسی و فعالان اجتماعی، که برخی هنوز آثار شکنجه را بر بدن داشتند، جلوی دوربینها از زندان بیرون آورده شدند تا شعار جمعی را تکرار کنند: «مالویناس متعلق به آرژانتین است.»
کریس هِجِز، روزنامهنگار آمریکایی که نزدیک به دو دهه جنگهای مختلف را گزارش کرده بود، آن زمان در بوئنوسآیرس مستقر بود و از نزدیک شاهد این تحول بود. او در کتابش، جنگ نیروییست که به ما معنا میبخشد، مینویسد: «این حمله کشور را دگرگون کرد. یکباره داستانهایی از قهرمانی ارتش آرژانتین رسانهها را پر کرد؛ همان ارتشی که پیش از آن تنها دستاوردش سرکوب وحشیانه مردم خودش بود.» هِجز از نزدیک شاهد این بود که چگونه جنگ شور ملی را زنده میکند، اولویتها را جابجا میکند و موجب میشود تا مطالبات سیاسی برای مدتی به تعویق بیافتند.
هجز مینویسد، بسیاری از مخالفان حکومت نظامیکه تا چند روز پیش از جنگ دیکتاتوری را بهشدت محکوم میکردند، حالا از قابلیتها و شجاعت فرماندهان آرژانتینی تعریف میکردند. داستانهای غیرت و وطنپرستی نظامیان نیز زبان به زبان میچرخید، از جمله اینکه یکی از ژنرالهای ارتش آرژانتین، در جریان اختلافی با کشور شیلی (متحد انگلستان در جنگ) با هلیکوپتر از مرز شیلی عبور کرده بود تا روی خاک آن کشور ادرار کند. در خیابانهای بوئنوسآیرس، مردم پرچم آرژانتین را تکان میدادند و خودروها بوق میزدند. در رویدادهای ورزشی، تماشاچیان ناگهان سرود ملی را میخواندند و بازیکنها را با شور و هیجان تشویق میکردند. حس غرور و همبستگی ملی در سراسر کشور موج میزد.
هجز از شبهایی یاد میکند که پیش از جنگ با روشنفکران و مخالفان گذرانده بود؛ شبهایی که از آرمانهایشان برای آرژانتینی آزاد و دموکراتیک صحبت میکردند، ، کشوری که به حقوق بشر احترام بگذارد، آزادیهای بنیادین را بپذیرد و شاید ژنرالهای مسئول سرکوب و شکنجه و کشتار را محاکمه کند. اما به محض شروع جنگ، چنین صحبتهایی منفور و حتی خیانتآمیز تلقی شد. هر شکل مخالفت با جنگ میتوانست به خشونت فیزیکی منجر شود — با اینکه آغازکنندهی جنگ خودِ نظامیان بودند. هجز دربارهی حس بیگانگیاش مینویسد: «گویی مانند یکی از شخصیتهای کافکا از خواب بیدار شده بودم. بعدها در هر کشوری که درگیر جنگ میشد، همین احساس را پیدا کردم.»
حتی وقتی نیروهای بریتانیایی سربازان آرژانتینی با لباس نامناسب و تجهیزات ناکافی را بهراحتی شکست دادند، در مطبوعات دولتی هیچ نشانهای از شکست دیده نمیشد. برعکس، چنین به نظر میرسید که بریتانیا در حال باختن است. وقتی نیروهای آرژانتینی بالاخره تسلیم شدند، صدها هزار نفر خشمگین به خیابانها ریختند — این بار نه برای ستایش ارتش، بلکه برای خواستن سلاح جهت ادامهی جنگ.
نکتهی جالب این بود که آرژانتینیها لزوماً به تبلیغات دولت باور نداشتند. بسیاری میدانستند بخش زیادی از آنچه در رسانههای داخلی میبینند دروغ است و به رادیوهای خارجی دسترسی داشتند. اما فرض میکردند هر دو طرف دروغ میگویند و ترجیح میدادند گزینشی عمل کنند: بخشهایی از تبلیغات را رد میکردند، اما پیام اصلی را نه — که آرژانتین پیروز است. هجز مینویسد: «مردمی که پیشتر برای تغییر به پا خاسته بودند، اکنون از یکدیگر پیشی میگرفتند تا قاتلان یونیفورمپوش را ستایش کنند.»
تنها پس از پایان جنگ است که میتوان دوباره انگیزههای دولت را به پرسش کشید. در آرژانتین همینطور شد. وقتی آتشبس برقرار شد، مخالفان مبارزهی سیاسی را از همانجایی ادامه دادند که رها کرده بودند. هجز مینویسد: «گویی هرگز جنگی در کار نبوده است. گویی آن خلسهی جمعی چیزی بیش از یک رویای بد نبود؛ یک شب بدمستی که بهتر است فراموش شود.»
دو روز پس از پایان جنگ، بزرگترین تظاهرات ضد دولتی از زمان کودتای ۱۹۷۶ در بوئنوسآیرس برپا شد. هزاران شهروند خشمگین خواستار پایان حکومت نظامی شدند. یک سال بعد، آن حکومت از صحنه محو شد.
روایت هجز از آرژانتین در دوران جنگ همزمان با دیکتاتوری نظامی را در زیر بخوانید:
https://daneshkadeh.org/global/14962/
@Daneshkadeh_org | 624 |
| 8 | وقتی آقا تختی در المپیک ملبورن طلا میگیرد، محمد مصدق که در حصر خانگی است چیزی خطاب به تختی مینویسد که یک جملهاش در ذهنم مانده است. او شکر میکند که دل مردم را شاد کرده و (نقل به مضمون میکنم) میگوید: «مردم ایران لایق شادترینها هستند و معمولا غمگینترینها نصیبشان میشود.»
khabaronline.ir/xpCqd | 793 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
