uk
Feedback
یادها

یادها

Відкрити в Telegram

مانند هر مخاطبی، بخش هایی از تاریخ برایم جذاب است. در اینجا با سایر مخاطبان در میان می گذارم

Показати більше
2 229
Підписники
+124 години
+27 днів
+830 днів

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
вересень '26
вересень '26
+5
в 1 каналах
серпень '26
+57
в 1 каналах
Get PRO
липень '26
+360
в 3 каналах
Get PRO
червень '26
+64
в 1 каналах
Get PRO
травень '26
+32
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+46
в 3 каналах
Get PRO
січень '26
+25
в 2 каналах
Get PRO
грудень '25
+37
в 3 каналах
Get PRO
листопад '25
+26
в 5 каналах
Get PRO
жовтень '25
+16
в 4 каналах
Get PRO
вересень '250
в 3 каналах
Get PRO
серпень '25
+86
в 5 каналах
Get PRO
липень '25
+101
в 7 каналах
Get PRO
червень '25
+136
в 6 каналах
Get PRO
травень '25
+55
в 3 каналах
Get PRO
квітень '25
+53
в 10 каналах
Get PRO
березень '25
+43
в 4 каналах
Get PRO
лютий '25
+48
в 4 каналах
Get PRO
січень '25
+69
в 7 каналах
Get PRO
грудень '24
+109
в 5 каналах
Get PRO
листопад '24
+126
в 3 каналах
Get PRO
жовтень '24
+86
в 4 каналах
Get PRO
вересень '24
+90
в 5 каналах
Get PRO
серпень '24
+135
в 7 каналах
Get PRO
липень '24
+159
в 12 каналах
Get PRO
червень '24
+45
в 4 каналах
Get PRO
травень '24
+70
в 6 каналах
Get PRO
квітень '24
+75
в 6 каналах
Get PRO
березень '24
+38
в 2 каналах
Get PRO
лютий '24
+62
в 4 каналах
Get PRO
січень '24
+79
в 1 каналах
Get PRO
грудень '23
+60
в 2 каналах
Get PRO
листопад '23
+18
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '23
+205
в 5 каналах
Get PRO
вересень '23
+49
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+21
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+37
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+66
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+16
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+77
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+13
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+31
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+55
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+36
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+76
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+52
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+32
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+44
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+41
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+38
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+44
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+27
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+33
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+47
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+25
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+26
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+71
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+236
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
04 вересня0
03 вересня+1
02 вересня+3
01 вересня+1
Дописи каналу
#سیروس_نهاوندی بخشی از جزوه ی جمع بندی سازمان انقلابی حزب توده ایران، یک سال پس از ضربه ١٣۵۵. این جزوه توسط کادرهای خارج از کشور تدوین شده: هنگامی که مسئله ی مرگ و زندگی از یک طرف و عشق به توده ها و نفرت از دشمن از جانب دیگر برای فرد حل شده باشد، میتواند مبارزه را تا به آخر ادامه بدهد. مسئله این است که عشق به توده ها کافی نیست؛ حتماً باید با نفرت عمیق از دشمنان خلق همراه باشد. یعنی باید قاطع بود، باید واقعاً خود را در تضاد با رژیم دانست، باید عشق به توده ها آن قدر خود وجود شخص شده باشد که عکس العمل طبیعی (نه فقط منطقی) شخص در مقابل بازجو، نفرت عمیق از او باشد. به یقین میتوان گفت که اعضای دستگیر شده ی سازمان (جز تعدادی اندک) دارای چنین بینشی نبودند. با بازجو روابط دموکراتیک داشتند و او را به عنوان دشمن خلق نمیدیدند و به همین علت نیز فریب خوردند. ضعف نشان دادند و از آنها بهره برداری میشد و به حرف بازجوها اعتماد میکردند. آنها تز «انسان اصلاح پذیر است و این روابط تولیدی ست که از انسان هیولا میسازد» را اشتباه برداشت کرده، با بازجوها نرد عشق می باختند و در عوض به جای سیاست تازیانه، سیاست نان قندی را برای خود تأمین میکردند. وسایل رفاه اندکی مانند قلم، تعارف سیگار، چای یا هوای آزاد اطاق بازجو نصیب شان میشد. آنها نقش مبارزاتی خویش و سیاستهای دشمن و روش عمده ی مبارزه با دشمن را به کلی فراموش کرده بودند. در حقیقت با رژیم از در آشتی درآمده بودند. در تمام مراحل بازجویی و زندان باید در هر فرصتی نفرت عمیق خویش را از دستگاه و عاملین این تسلط نشان داد. عشق عمیق ما به توده ها در نفرت عمیق ما از دستگاه و عاملین کثیف آن که خلق را به اسارت کشیده اند تجلی میکند. باید در مقابل آنان قاطع بود. آنان از هر فرصتی مانند تعارف سیگار، چای، سلول گرم تر، خوش صحبتی، تعریف از خط و انشاء و امثال آن برای تضعیف موضع مبارزاتی ما استفاده میکنند تا قاطع را به متزلزل و متزلزل را به رام و رام را احتمالاً به همکار تبدیل کنند. باید با آن به طور هشیار مقابله کرد. دشمن هشیار و خیلی با تجربه است. هر حرکت ما برای او مفهوم خاصی دارد و وای به حال وقتی که بفهمد داریم شل میدهیم. امکانات رفاهی آن درست در جهت سیاست تازیانه و نان قندی است و برای فرو نهادن تضاد بین ما و آنها به کار میرود. برخورد ایدئولوژیک سیاسی به هر پدیده حتا جزئی در زندان ضروری است.

2
#بشارت_منجی حمد الله مستوفی: در عهد مهدی فاطمی مردی سنی مذهب ابو یزید نام بر او خروج کرد و باتفاق جمعی از سُنیان با قائم جنگ کرد و او را بشکست و در مهدیه محبوس گردانید. متابعان قایم او را دجال لقب کردند و گفتند که در خبرست که دجال بر مهدی یا قایم خروج کند. و این معنی بر عکس است، که مهدی بر دجال خروج خواهد کرد! قائم در شوال سنه اربع و ثلاثين و ثلاثمائة متوفی شد.
159
3
#نظام_سلطانی بی ثباتی داخلی نخست شرایطی را ایجاد میکند که مداخله قدرت های خارجی را آسانتر می سازد. سپس این مداخله به پیدایش نظامهایی منجر میشود که حمایت خارجی را جانشین تشکیل ائتلاف داخلی میسازند. کمک خارجی که به این کشورها سرازیر میشود می تواند گرایش به پیدایش نظام سلطانی را تقویت کند.
212
4
#سوسن_تسلیمی یک فیلم کوتاه بازی کرده بودم به نام مرز؛ در سال ۱۹۹۵ با رضا پارسا که کارگردان جوانی بود که در مدرسه سینمایی دانمارک درس میخواند و این پایان نامه تحصیلی اش بود. دختربچه خیلی با استعدادی را آورده بودند. مشکل این بود که او تفاوت دو دنیای فیلم و دنیای واقعی را درک نمیکرد . داستان فیلم درباره زنی به نام عایشه است که با فرزندش آمده و تقاضای پناهندگی کرده و جواب رد گرفته، معلوم هم نیست از چه کشوری، فقط دوسه کلمه ای در فیلم عربی حرف میزنند. عایشه در یأس و نومیدی یک معلم مدرسه و چند شاگرد را گروگان میگیرد و پلیس وارد ماجرا شده و با او مذاکره میکند. نسیم (بازیگر نقش دختر) نمیتوانست فضای فیلم را درک کند. هروقت صحنه هایی را میگرفتیم که قرار بود عکس العمل جدی نشان دهد، میخندید. وقتی قرار بود در صحنه مهمی مادر بگوید که او را اخراج کنند اما بچه اش را نگه دارند، نسیم باید گریه میکرد و میگفت «نه! من را تنها نگذار!» ولی میخندید و ما را کلافه کرد. من به رضا گفتم فکری به ذهنم رسیده. نسیم دختر بسیار باهوشی بود، گفت وگوهای همه را بلد بود و اگر کسی کلمه ای جا می انداخت، زود میگفت. یعنی همهٔ جمله های من را هم بلد بود. برای همین وقتی داشتم با تلفن حرف میزدم، همۀ دیالوگهایم را برعکس گفتم. گفتم «دختر من را اخراج کنید و من را نگه دارید. زندگی او برای من ارزشی ندارد» . این را تند و خشن گفتم. نسیم یکمرتبه مثل اینکه پرت شد به فضای داستان! اول با حیرت نگاه کرد و بعد شروع کرد به گریه کردن و فریاد زدن. دیگر نمیشد جلوی گریه او را گرفت. بعد از کات هنوز داشت گریه میکرد، که من توضیح دادم برایش این یک فیلم است. بعد از این، کار را جدی گرفت. بازی نسیم خیلی ها را تحت تأثیر قرار داد. والت دیزنی با او تماس گرفت تا در یک فیلم این کمپانی بازی کند که بازی نکرد، نمیدانم چرا.
244
5
#سیروس_نهاوندی بخشی از جزوه ی جمع بندی سازمان انقلابی حزب توده ایران، یک سال پس از ضربه ١٣۵۵. این جزوه توسط کادرهای خارج از کشور تدوین شده: از برخورد اعضاء در هنگام بازجویی، سه مسئله ی عمده که ارتباط ارگانیک با یکدیگر دارند، به چشم میخورد: اول این که مسئله ی مرگ و زندگی برای آنها حل نشده. دوم این که عشق عمیق به توده ها و نفرت عمیق از دشمن در آنها موجود نبوده یا کاملاً از آن برخوردار نبودند. سوم این که سَمتِ آنها در زندان، آزادی بوده و نه ادامه ی مبارزه. مسئله ی زندان، برخورد با پلیس، مسئله ی مرگ و زندگی، مسئله ی آزادی یا ادامه ی مبارزه، مسئله ی تسلیم یا نفرت است. اعضای زندانی اکثراً زندان را پایان مبارزه ی خویش دانسته، بر اساس منافع شخصی خود طوری به زندان و بازجو برخورد میکردند که هر چه زودتر آزاد شوند. برای توجیه خویش انواع و اقسام پوششهای ذهنی می بافتند: بیرون بهتر میشود کار کرد، شرایط عینی آماده نیست، مقاومت بدون سازمان (چون سازمان داخل کشور عملاً پاشیده بود) فایده ای ندارد. بعضی رسماً ترس خود را از اعدام، از زندان طویل المدت، از شکنجه ابراز می کردند. عجیب آن که همین اشخاص در خارج از زندان (به قول خود) مسئله مرگ و زندگی، خدمت به خلق و مبارزه تا به آخر را برای خود حل کرده بودند. [اما] در زندان کلیه ی نقاط منفی انسان زمینه ی رشد پیدا می کند. زندان محلی است که انسان از منبع لایزال تغذیه یعنی توده ها جداست، از رفقای خویش و از سازمان خویش جداست، شرایط رنج آور و سخت است و انسانی که از نظر ایدئولوژیک آمادگی نداشته باشد، محکوم به شکست است. خود بزرگ بینی به نحو وحشتناکی به انسان حمله میکند و نیز گروهی گری. خیال میکند چون گرفتار شده است، مبارزه متوقف شده و یا چون سازمان متلاشی شده، همه چیز تمام شده و خلق بی او، بدون رهبر است. پس باید آزاد شد و مبارزه را نجات داد. این است طرز فکر کلی چپ روها. راست روها بر عکس، از زندان میترسند و تسلیم طلب میشوند. ولی آیا با گرفتاری شخص، شرایط (که او را در خارج از زندان وادار به فعالیت سیاسی میکرده) عوض شده است؟ آیا ما به خاطر عضویت در یک سازمان م. ل. [مارکسیست لنینیست] مبارزه میکردیم و میکنیم؟ یا به خاطر این که م. ل. هستیم؟ ما ابتدا یک م. ل. هستیم و بعد یک فرد تشکیلاتی، و نه بالعکس. در زندان تمام خوشیها، رفاه و مسائل شخصی به سراغ شخص میآیند و در سلول انفرادی (که احتمالاً سخت ترین مراحل زندان است) به انسان هجوم می آورند. تنها کسانی این مرحله را با قدرت تمام میگذرانند و برای رنج طولانی مدت زندان خود را آماده میکنند که بدانند تا به حال به چه دلیل مبارزه کرده اند؟ و آیا این خود آنها بودند که درون سازمانی مبارزه میکردند، یا سازمان برای آنها مبارزه میکرد؟ و این جز با شرکت فعال در مبارزات توده ها در بیرون از زندان، مبارزه و قبول مخاطره، امکان پذیر نیست. تا مخاطره ای پیش نیاید حتا سالها کار مخفی نمیتواند محکی برای ایمان ما به قبول مخاطرات و سختی ها باشد. البته این صحیح نیست که مخصوصاً و به طور مصنوعی شرایط سخت و مخاطره آمیز به وجود آوریم، ولی با شرکت عملی در مبارزات مختلف توده ها، قبول مخاطره خواهیم کرد و از امواج نمیترسیم و خود را در میان آنها می افکنیم.
244
6
#بشارت_منجی پس از عبید الله مهدی، فرزندش قائم، سپس منصور و پس از وی معز به خلافت فاطمی رسیدند. معز توانست مصر را تحت سلطه دولت فاطمی درآورد. بعدها درباره الحاكم بامر الله نیز ادعای مهدویت صورت گرفت و گفته شد که «انهُ حى، لم يمت و لا يموت حتى يملك جميع الارض و يملأها عدلا، وأنه المهدي المنتظر». یکی از رخدادهای جالب در جریان تسلط یافتن فاطمیان آن است که وقتی ابو عبدالله شیعی (که پیشتر نمایندگی فاطمیان را در مغرب بر عهده داشت) به دست عبید الله مهدی کشته شد، مخالفان عبیدالله با استناد به مهدویت نوجوانی از کوه اوراس و گفتن این که او مهدی یا نبی است و وحی به وی می رسد، چنین ادعا کردند که ابو عبدالله نمرده و زنده است. دشمنانشان می گفتند آنان زنا را حلال کرده و محارم را حلال شمرده اند. و البته منطقه میله را به تصرف درآوردند تا اینکه عبیدالله مهدی سپاهی فرستاد و آنان را از میان برد. آن نوجوان نیز کشته شد. این وقایع نوعی طرح «مهدی علیه مهدی» بود که البته به سرانجام نرسید.
317
7
#نظام_سلطانی پاناما استقلال خود از کلمبیا در سال ۱۹۰۳ را مدیون مداخله ایالات متحده آمریکا بود که علاقه داشت به ساخت کانالی که اقیانوس آرام و اقیانوس اطلس را به یکدیگر مرتبط سازد. این جمهوری جدید با امضای پیمانی در سال ۱۹۰۳ اجازه استفاده، اشغال و کنترل بخش هایی از سرزمین خود (آنچه که به منطقه کانال تبدیل شد) و حق پیاده کردن نیروی نظامی برای دفاع از کانال و کشتیرانی را به ایالات متحده واگذار کرد. پاناما بیش از همه کشورهای آمریکای مرکزی وابسته به ایالات متحده باقی ماند. این کشور هرگز پول رایج ویژه خود را نداشت و استفاده اش از دلار آمریکا به توسعه بخش بانکداری پیچیده ای منجر شد که هم برای مقاصد قانونی و هم مقاصد تبهکارانه (پولشویی و پنهان کردن منابع پول هایی که از دادوستد مواد مخدر به دست می آمد) از آن استفاده می شد. در سال ۱۹۴۱ ایالات متحده به برکناری رئیس جمهور منتخب آرنولفو آریاس که مظنون به تمایلات فاشیستی بود کمک کرد. ایالات متحده پاناما را به دو نیمه تقسیم کرده بود، تا اینکه رئیس جمهور آمریکا کارتر در سال ۱۹۷۷ پیمانی را امضا کرد که به تدریج اداره کانال را به پانامائی ها می داد. و سرانجام با تهاجم آمریکا بود که مانوئل نوریگا در سال ۱۹۸۹ سرنگون شد.
280
8
#سوسن_تسلیمی قرار بود داریوش [فرهنگ، همسر سابق سوسن تسلیمی] هم بیاید. قرار نبود من تنها بیایم. بعداً که آمد سوئد، گفت که من ن+1
#سوسن_تسلیمی قرار بود داریوش [فرهنگ، همسر سابق سوسن تسلیمی] هم بیاید. قرار نبود من تنها بیایم. بعداً که آمد سوئد، گفت که من نمیخواهم اینجا دوباره از صفر شروع کنم. که اینجا دیگر اختلاف انتخاب راه بود. من میگفتم به ایران دیگر برنمیگردم چون آنجا آینده ای برای کارم نیست، و داریوش میگفت من سوئد نمی مانم چون آینده ای در اینجا ندارم. اینجا بود که راههای ما از هم جدا شد.
403
9
#سیروس_نهاوندی #سیروس_نهاوندی بخشی از آخرین نوشته دکتر معصومه طوافچیان (شکوه) چند روز پیش از اینکه ناپدید شود. پیکر او هرگز پیدا نشد: در اواخر بهمن ماه ۵۵ رسولی (بازجوی ساواک) در زندان کمیته، کادرهای بالای سازمان آزادیبخش را (حدود ۱۲ نفر) جمع میکند. پس از چندی سیروس وارد اطاق میشود و از همگی احوالپرسی میکند و میگوید من خود را معرفی کرده ام. بعضی از زندانیان میپرسند چرا؟ میگوید برای من سه راه باقی بود یکی این که خودکشی کنم، دیگر این که به خارج فرار کنم و سوم این که خود را معرفی کنم. من راه سوم را انتخاب کردم. در ضمن شماها هم دو راه بیشتر ندارید: یا پشت تلویزیون بروید و به گناهان خود اعتراف کرده، اظهار ندامت کنید و اعتقاد خود را به انقلاب شاه و ملت ثابت کنید؛ یا در زندان بپوسید. ولی من اگر جای شما بودم، راه دوم را انتخاب می کردم.
355
10
#بشارت_منجی عبیدالله مهدی بنیانگزار دولت فاطمی در سال ۲۹۷ توانست بخشی از مغرب را در شمال افریقا تصرف کند. طی چهار نسل، دولت فاطمی نه تنها بر مغرب و مصر بلکه بر بخش بزرگی از جهان اسلام تسلط یافت و به عنوان مهمترین رقیب عباسیان درآمد. منابع تاریخی درباره عبیدالله فاطمی و نسب وی اختلاف نظر دارند. عباسیان (و منابعی که به هواخواهی آنان به نگارش درآمده) از آنجایی که در صدد بودند مشروعیت این دولت را از اساس ویران کنند، آنان را نه فرزندان محمد بن اسماعیل بن جعفر، بلکه ازفرزندان عبدالله بن میمون قداح معرفی کردند. مطلبی که در قرون بعد به منابع فارسی (مانند تاریخ جهانگشای جوینی) هم کشیده شد. ابن خلدون تمامی این مطالب را نادرست دانسته و می گوید به مطالبی که در باره انکار نسب فاطمیان مطرح شده، توجهی نمی توان کرد. آنچه در عمل رخ داد این بود که اسماعیلیان از زمان محمد بن اسماعيل بن جعفر صادق (ع) به صورت پنهانی فعالیت خویش را در عراق و یمن و مغرب آغاز کردند. از نظر آنان پس از محمد مکتوم، امامت به جعفر صدق رسیده، آنگاه به فرزندش محمد حبیب و بعد از او به عبیدالله مهدی که نخستین خلیفه فاطمی در مغرب است. ارادت اسماعیلیان به نسلی از امامان مستور (که به عبید الله مهدی ختم شد) چندان بود که آنان در وقت ظهور، به سادگی توانستند دولت بزرگی را تشکیل دهند. ابن خلدون گوید شیعیان این جماعت در یمن تا حجاز و بحرین و خراسان و کوفه و بصره و طالقان پراکنده بودند. عادت ایشان بر این بود که به «الرضا من آل محمد» دعوت میکردند. این شیعیان به زیارت قبر حسین (ع) رفته، از آنجا به سلمیه می رفتند تا امامان از نسل اسماعیل را زیارت کنند. در یمن نیز شیعیان آنان وجود داشتند که از آن جمله قوم بنی موسی بودند. وقتی مهدی خروج کرد، قاصدی به یمن نزد بنی موسی فرستاد و دعوت خود را آشکار کرده، و آنان را به «المهدی من آل محمد» فرا خواند. بسیاری از مردم یمن از وی پیروی کردند. در این وقتی یکی از آنان به مکه رفت و از آنجا همراه حجاج مغربی به کتامه رفته، با حمایت مردانی از آن نواحی به تدریج بر آن دیار غلبه کرد. وی توانست دولت اغالبه را شکست داده و شهری به نام دار الهجره بنا کند. او به فرزندش عبید الله وصیت کرد: «انت المهدی». شیعیان مغرب پس از این پیروزیها به عبیدالله پیغام داده، او را به مغرب دعوت کرده، گفتند که در انتظارش هستند. وی که خلیفه عباسی در تعقیبش بود، ابتدا در لباس تاجران به مصر رفته، از آنجا به مغرب گریخت. پیروزیهای مکرر شیعیان اسماعیلی سبب پیوستن قبایل مختلف به آنان شد. در این وقت بود که عبیدالله شیعی به سجلماسه رسید و ابو عبدالله شیعی همه چیز را در اختیار او نهاد و در آنجا بود که به سال ۲۹۶ با وی به عنوان «امام» و «المهدی امیر المؤمنین» بیعت شد. احساس عموم یاران وی این بود که مهدی که قرار بوده بیاید و همه جا را سرشار از عدل و داد کند، ظاهر شده و اکنون نوبت آن است تا آرزوها تحقق یابد. این تلاشی بود که ۱۵۰ سال به طور مستمر با شکل دهی به کانونهای دعوت در نقاط مختلف جهان اسلام، با عشق به برپایی حکومت «عترت طاهره» صورت گرفته و اکنون به نتیجه رسیده بود. عبید الله مهدی در جریان این ظهور به عنوا «مهدی» جلوه گر شد و مهم ترین شهری که او تأسیس کرد شهر مهدیه بود. نوشته اند که مدتی بعد وی ابو عبدالله شیعی را که زمینه پیروزی اور ا فراهم کرده بود، کشت و این هم به این دلیل بود که از او برای مهدویت دلیل خواسته بود. عبيد الله مهدی تا سال ۳۲۲ که درگذشت، توانست دولتش را چندان استوار کند که نه تنها مصر بلکه بخش بزرگی از جهان اسلام را برای قریب دو قرن در اختیار یک دولت شیعی قرار داد. وی فرزندش را ملقب به قائم نمود.
590
11
#نظام_سلطانی جمهوری دومینیکن در سال ١٨٢١ استقلال خود را از اسپانیا به دست آورد، اما یک سال بعد همسایه اش هائیتی آن را ضمیمه خود کرد. در سال ۱۸۴۴ جمهوری دومینیکن استقلال خود را بازپس گرفت. در سال ۱۸۶۱ کشمکشهای مدنی، سیاسی و بین المللی مقامات مسئول را مجبور کرد که بازگشت حکومت استعماری اسپانیا را درخواست کنند. اسپانیایی ها تا سال ۱۸۶۵ در آنجا ماندند. هنگامی که این کشور استقلال خود را دوباره به دست آورد، رئیس جمهور تلاش کرد کشورش را به ایالات متحده آمریکا بفروشد، اما سنای آمریکا حاضر نشد موافقت کند. در سال ۱۹۰۳ آمریکا تصدی گمرکات را بر عهده گرفت و از سال ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۴ این کشور را اشغال کرد و آن را اداره میکرد. تروخیلو در سال ۱۹۳۰ به قدرت رسید، و چهار سال پس از سرنگونی حکومت دیکتاتوری اش، ایالات متحده آمریکا دوباره در سال ۱۹۶۵ این کشور را مورد تهاجم قرار داد.
482
12
آقای نخست‌وزیر در مذاکرات از سفیر انگلیس می‌پرسند خوب نیست برای مردم ایران این اظهارات را بشنوند. جواب می‌دهد مگر مردم نمی‌دانند یا نمی‌گویند؟ فروغی می‌پرسد چرا جلوگیری نمی‌کنید؟می‌گوید مگر ما می‌توانیم جلوی رادیوی فارسی را که یک نفر ایرانی حرف می‌زند جلوگیری کنیم؟ لابد این گفته‌ها صحیح است که مردم ایران این قدر علاقه‌مند شدند. در هر صورت آقای فروغی اظهار کردند که از بیانات آقای بولارد سفیر انگلیس مفهوم میشد که دیگر کار پهلوی تمام است ولی مشخص و معلوم نیست چه نظری دارند، می‌خواهند شخص رضاخان برود یا تمام خانواده‌اش. #عباسقلی_گلشائیان
388
13
رادیو لندن اینروزها دیگر تمام سخنانی که مردم در خفا هم جرأت نمی‌کردند بگویند از قبیل بردن مال مردم، سلب آزادی افراد، تصرف املاک و بالاخره توقیف و حبس و کشتن و غیره را با انتساب به رضاشاه می‌گفت. ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ #عباسقلی_گلشائیان
348
14
#سوسن_تسلیمی یک بار یکی از محلی ها در صحنه بازار [فیلم باشو] لج کرده بود و مغازه اش را نمی بست. هرچه می گفتیم امروز تعطیل است، فقط چند دقیقه در مغازه ات را ببند، یا لااقل داخل مغازه ات بشین، قبول نمیکرد که هیچ، بعد هم یک سنگ بزرگ ده کیلویی ترازویش را پرت کرد طرف بهرام [بیضایی] که اگر جاخالی نمیداد، میتوانست فاجعه به وجود بیاورد. خلاصه از جایش تکان نخورد و در فیلم هم هست.
501
15
#سیروس_نهاوندی بخشی از متنی که دکتر معصومه طوافچیان (شکوه) چند روز پس از لورفتن خانه ای که با همسرش پرویز واعظ زاده در آن میزیست، به نگارش کشید. گزارش او از حمله ی ساواک، به رفقای تشکیلاتی اش در خارج از کشور، آخرین نوشته ی او پیش از ناپدید شدنش است. پیکر او هرگز پیدا نشد: ما غیر از تعداد محدود قبضه اسلحه برای دفاع از خانه های مخفی، اسلحه ی دیگری نداریم. همه ی ما و در رأس ما حميد [واعظ زاده] مثل همه ی سازمان عمیقاً به جنگ توده ای اعتقاد داریم، و رژیم محیلانه خواسته است که با منسوب کردن رهبر ما به خط چریکی، برای توده ها علامت سؤال ایجاد کند. باید سازمان و دیگر گروههای انقلابی هشیار باشند که در این چاله نیفتند. علت این که ما در خانه های مخفی یک یا دو قبضه اسلحه نگه میداریم هم برای ایجاد امکان فرار از دست دشمن در مواقع ضروری است. ما عمیقاً معتقد هستیم که راه اصلی حفظ سازمان و رفقا از گزند دشمن، مخفی شدن در میان توده ها و رعایت دقیق اصول مخفی کاری است. ولی در مواقعی که به دلیل اشتباه مشخص خود ما و یا اتفاقاتی نظیر آن در محاصره ی دشمن افتادیم، داشتن اسلحه به ما کمک خواهد کرد که محاصره را شکسته و فرار کنیم. وقتی ما با داشتن اسلحه از خانه خارج شدیم با تمام قوا مصمم به فرار بودیم، افکار هدایت کننده ی ما این نبود که زنده به دست دشمن نیافتیم و یا هر چه بیشتر از مأمورین دشمن بکشیم. زندگی ما برای مبارزه است و تا آنجا که مبارزه اقتضا کند، زنده خواهیم ماند. و آنجا که اقتضا کند مرگ را پذیرا خواهیم شد. با چنین روحیه ای بود که رفیق حمید شجاعانه مبارزه و مقاومت کرد و شهید شد.
481
16
#بشارت_منجی در سال ۲۸۰ هجری، آلفونسوی سوم پادشاه لیون توانست شهر سموره را از دست مسلمانان خارج کند. زان پس از این شهر به عنوان پایگاهی علیه مسلمانان استفاده میکرد. به نوشته عنان: «چون فتنه شدت گرفت و بر سایر نواحی گسترش یافت، أحمد بن معاويه معروف به ابن القط ظهور کرد.» احمد بن معاویه از اعقاب هشام بن عبدالرحمان بود و در میان بربرها به دعوت پرداخت و خود را مهدی خواند: «احمد مردی دانا و شعبده گر و تیزهوش و با عزم و اراده بود. جماعت کثیری از بربرها گرد او را گرفتند و او اعلام جهاد کرد و برای گشودن سموره، لشکر در حرکت آورد» در نخستین نبردی که صورت گرفت، ابتدا مسیحیان شکست خوردند. اما با جدا شدن شماری از یاران وی در نبرد بعدی کشته شد. این اتفاق در سال ۲۸۸ افتاد. حرکت وی صبغه شیعی نداشته و این نشانگر آن است که باور مهدویت و ادعای آن در عمق تسنن اموی هم ریشه داشته است.
675
17
#نظام_سلطانی نظامهای سلطانی نیازمند منابع قابل ملاحظه ای هستند که مستقل از نیروی کار صنعتی بزرگ، طبقه کارفرما، دستگاه اداری مدرن، متخصصان متعدد و مستقل و... باشند. دولت های رانتی بدین سان بیشتر مستعد تبدیل به نظام های سلطانی هستند. منابع طبیعی که به آسانی قابل بهره برداری باشند و تولید آنها در دست یک یا چند مؤسسه با سودهای کلان باشد، میتوانند منابع مالی چنین نظامی را فراهم سازند، به ویژه هنگامی که نخبگان ضعیف باشند. شکر، نفت و مس هر یک نمونه ای از این منابع بوده اند.
420
18
#سوسن_تسلیمی بعد از تمام شدن فیلم باشو، افسردگی و نگرانی درباره آینده و این که هیچ دلگرمی و امیدی وجود نداشت، شروع شد. همه چیز برایم سیاه شده بود. از همان موقع در فکر بیرون آمدن [از ایران] بودم. دو فیلم توقیف شده داشتم، صحنه هایم را در سربداران درآورده بودند، با مادیان هم آن رفتار را کرده بودند، میدانستم که سرنوشت باشو هم همین است. همۀ اینها یک نومیدی به وجود آورده بود.
554
19
#سیروس_نهاوندی محسن رضوانی: وفا (مهوش) جاسمی را در هفته های آخر سال ۱۳۵۵ در تهران دستگیر کردند. هیچگاه خبر کشتن او را زیر شکنجه اعلام نکردند، جنازه ی او را به پزشک قانونی تهران تحویل ندادند، و بازماندگانش هیچ گاه نتوانستند جایگاه ابدی او را بیابند و هنوز در جستجوی او هستند. حتا پرویز ثابتی هم اشاره ای به این جنایت خود ندارد. برگشتن به آن گذشته دور هنوز دردآور است. زخمی است که هیچگاه از سوز و دردش آرام نگرفته ام. خاطره ای است که هیچگاه غایب نمیشود، همیشه حاضر است. در خواب و بیداری، در خوشی ها و ناخوشیها، در درگیریهای سیاسی و اجتماعی، در لحظه های تردید و شک، لرزان و خیزان، سال هاست همه جا و همیشه با من است.
452
20
پهلوی دستور دادند فوراً به وزارت جنگ رفته و در جلسه شورایعالی جنگ شرکت نماییم. مخصوصاً تاکید نمودند برویم و مطالعه کنیم آیا قادر به ادامه جنگ می‌باشیم یا نه؟ باتفاق نخست‌وزیر، راه وزارت جنگ را پیش گرفتم. در سالن وزارت جنگ گوش تا گوش امراء ارتش نشسته بودند، صحبت شروع شد؛ وزراء گفتند ما هیچ اطلاعی از امور جنگی نداریم، اگر آقایان امراء تشخیص بدهند که ادامهٔ جنگ ممکن و میسر است ما وزراء کابینه از این تصمیم پشتیبانی خواهیم کرد. اغلب امرای ارتش با غرور عجیبی اظهار عقیده می‌کردند که قادر به جنگ خواهیم بود و جنگ خواهیم کرد. موضوع داشت به مرحله نهایی می‌رسید یعنی تصمیم این میشد که نیروهای ایران خواهند توانست با نیروهای مجهز شوروی و انگلیس مقابله نمایند که ناگهان سرتیپ رزم‌آرا و سرتیپ عبدالله هدایت گفتند: «خیر! ارتش ایران قادر به ادامه جنگ نیست، چون قوه تحرک ندارد و برای نقل‌و‌انتقال سربازان وسائل موتوری لازم است، در صورتی که پادگانهای ما در استانهای شمالی و جنوبی فاقد این وسائل بوده و مهمتر از همه خواربار بقدر پنج روز در انبارها موجود نیست.» بیانات سرتیپ رزم‌آرا و سرتیپ هدایت، محیط مذاکره را دگرگون نمود. همه به فکر فرو رفتند. امرایی که لحظه‌ای قبل با حرارت می‌گفتند قادر به ادامه جنگ می‌باشیم در سکوت محض رفته بودند. از خاطرات دکتر محمد سجادی وزیر راه وقت در جریان شرکت در شورای عالی دفاع کشور در روز پنجم شهریور ۱۳۲۰ #محمد_سجادی
346