es
Feedback
یادها

یادها

Ir al canal en Telegram

مانند هر مخاطبی، بخش هایی از تاریخ برایم جذاب است. در اینجا با سایر مخاطبان در میان می گذارم

Mostrar más
1 917
Suscriptores
Sin datos24 horas
+57 días
+2030 días
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+45
en 1 canales
mayo '26
+32
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+11
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+1
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+46
en 3 canales
Get PRO
enero '26
+25
en 2 canales
Get PRO
diciembre '25
+37
en 3 canales
Get PRO
noviembre '25
+26
en 5 canales
Get PRO
octubre '25
+16
en 4 canales
Get PRO
septiembre '250
en 3 canales
Get PRO
agosto '25
+86
en 5 canales
Get PRO
julio '25
+101
en 7 canales
Get PRO
junio '25
+136
en 6 canales
Get PRO
mayo '25
+55
en 3 canales
Get PRO
abril '25
+53
en 10 canales
Get PRO
marzo '25
+43
en 4 canales
Get PRO
febrero '25
+48
en 4 canales
Get PRO
enero '25
+69
en 7 canales
Get PRO
diciembre '24
+109
en 5 canales
Get PRO
noviembre '24
+126
en 3 canales
Get PRO
octubre '24
+86
en 4 canales
Get PRO
septiembre '24
+90
en 5 canales
Get PRO
agosto '24
+135
en 7 canales
Get PRO
julio '24
+159
en 12 canales
Get PRO
junio '24
+45
en 4 canales
Get PRO
mayo '24
+70
en 6 canales
Get PRO
abril '24
+75
en 6 canales
Get PRO
marzo '24
+38
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+62
en 4 canales
Get PRO
enero '24
+79
en 1 canales
Get PRO
diciembre '23
+60
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+18
en 2 canales
Get PRO
octubre '23
+205
en 5 canales
Get PRO
septiembre '23
+49
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+21
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+37
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+66
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+16
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+34
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+77
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+13
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+31
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+55
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+36
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+11
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+76
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+52
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+32
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+44
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+41
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+38
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+44
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+4
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+27
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+33
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+47
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+25
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+26
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+71
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+9
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+8
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+236
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
23 junio+2
22 junio+4
21 junio+1
20 junio+2
19 junio+3
18 junio+1
17 junio+5
16 junio+2
15 junio0
14 junio0
13 junio+3
12 junio+2
11 junio+1
10 junio0
09 junio0
08 junio+3
07 junio+3
06 junio+2
05 junio+6
04 junio+2
03 junio0
02 junio+1
01 junio+2
Publicaciones del Canal
#نظام_سلطانی نگرش شخص رضا شاه نسبت به فساد اداری، نگرش خاصی بود. او در این زمینه بسیار سختگیر بود و کمترین فساد اداری را (در هرکس که دیده میشد) تحمل نمی کرد. اما در همان حال خود وی با دست اندازی پیوسته به اموال عمومی و خصوصی، ثروت بسیاری گردآوری کرد. ضرب المثل معروفی وجود داشت که شاه به هیچکس غیر از خودش اجازه دزدی نمیدهد.

2
#پاریس با وجود اینکه مقامات امنیتی کشور با خاکسپاری شریعتی در ایران موافقت کرده و دستور مساعدت داده بودند، اما پسرش از آمریکا+1
#پاریس با وجود اینکه مقامات امنیتی کشور با خاکسپاری شریعتی در ایران موافقت کرده و دستور مساعدت داده بودند، اما پسرش از آمریکا از طریق وکیل خود اعلام کرد که علاقه ای به حمل جنازه به تهران ندارد و از این رو جسد شریعتی در زینبیه دمشق به خاک سپرده شد. در تشییع جنازه او ابراهیم یزدی، صادق قطب زاده، صادق طباطبایی و پسرش احسان شریعتی زیر جنازه او را گرفته بودند و امام موسی صدر نیز بر جنازه او نماز خواند. شگفت آنکه بیشتر این افراد پس از انقلاب اسلامی به سرنوشت ناخوشایندی دچار شدند. ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه دولت بازرگان، از حلقه حاکمیت کنار گذاشته شد. صادق قطب زاده وزیر امور خارجه، اعدام شد. امام موسی صدر در سفر بی بازگشت خود به لیبی به سرنوشت نامعلومی دچار شد و خواهرزاده او صادق طباطبایی نیز که چندی سخنگوی دولت بازرگان بود از صحنه سیاسی کنار رفت.
167
3
#نظام_سلطانی مخبرالسلطنه هدایت، یکی از نخست وزیران رضاشاه: هر کسی همین که نام شاه را می برد، ممکن بود او را بگیرند و بپرسند چه منظوری داشته است و گاهی هر چه دلشان میخواست از آن در می آوردند. این وسیله ای برای پول در آوردن و حق سکوت گرفتن برای پلیس نیز شده بود. ما به مرحله ای رسیده بودیم که شاه از مردم میخواست به او اعتقاد داشته باشند.
274
4
#پاریس شریعتی یک هفته ای در منزل حسن حبیبی در جنوب فرانسه ماند. و با او و همسرش هم صحبت بود. به گفته شفیقه رهیده (همسر حبیبی): ... من قبلش دکتر شریعتی را ندیده بودم. ولی دکتر حبیبی با شریعتی آشنا بود... خیلی باهم صحبت کردند برنامه ریزی میکردند. صحبت از این میکردند که یک خانه سه طبقه بگیریم، طبقه پائینش محل سخنرانیها و اجتماع و طبقه بعدی شما می نشینید. طبقه بالایی اش من. بچه ها هم که از ایران می آیند. خیلی سر اینها برنامه ریزی کردند. خیلی حرف زدند. ایشان [شریعتی] بحثی میکرد که ما اعراب را اعم از الجزایری، مراکشی، لبنانی، همه اینها را میتوانیم بیاوریم و مجموعه ای را شکل بدهیم و به اصطلاح به صورت سازمانی، تشکیلاتی راه بیندازیم. برای اینکه یک جریان اسلامی را از همین جا شروع کنیم، برنامه بلند مدتی داشت.
327
5
#پاریس پس از قتل پاتریس لومومبا نخست وزیر کنگو، شریعتی خود را به تظاهرات گسترده ای که در برابر سفارت بلژیک در پاریس برپا شده بود، رساند و به نمایندگی از دانشجویان ایرانی در آن شرکت کرد. با حمله پلیس ضدشورش به تظاهر کنندگان، چند تنی دستگیر شدند که شریعتی هم در میان آنها بود. او را به زندان سیته پاریس بردند و در زیرزمین آن زندانی کردند. گویا او در زندان هم آرام نگرفت و همچنان در جلسات زندانیان سیاه پوست فعال بود و با گیوز؛ رهبر آنها به مباحث تحریک کننده میپرداخت. این گونه فعالیتها شریعتی را تا مرز اخراج از فرانسه جلو برد. اما گویا با مخالفت یکی از قضات سوسیالیست دادگاه جلوی اخراج او گرفته شد.
450
6
#ارنست_گلنر بورژوازی شهری مسلمان در قرون نوزدهم و بیستم میلادی چنان از مناطق قبیله ای و روستایی در هراس بود، که در اندیشۀ طلب استقلال از حکومت یا سهم خواهی در آن برنمی آمد و اخاذی های سلطان را بر چپاولگری های قبایل ترجیح میداد.
475
7
#ارنست_گلنر اسلام در قرن بیستم بدون آن که قصدی برای مبارزه با ناسیونالیسم داشته باشد، بر آن غلبه یافت. در عین حال به تحقق بخشیدن به بیشتر کارکردهایی پرداخت که معمولاً برعهده ناسیونالیسم بود.
501
8
#ارنست_گلنر نخبگان اروپای شرقی وقتی که با عقب ماندگی جوامعشان روبرو میشدند، خود را بر سر یک دوراهی می دیدند: ایده آلیزه کردن غرب یا ایده آلیزه کردن فضائل «مردم». اما برای مسلمانان وضعیت متفاوت بود؛ دو گزینه ای که آنها در مقابل خود میدیدند عبارت بودند از تقلید از غرب (اعم از لیبرالیسم، فن سالاری ناسیونالیسم مارکسیسم و غیره) یا ایجاد کردن یک مدل رقیب، یک سنت اصیل محلی، که نه در فرهنگ عامه بلکه در نخبگان شهری تجسم یافته بود. اسلام گرایی و ناسیونالیسم گاهی همزیستی داشته اند. اما مشخص نبوده که آیا اسلام به سبب آن که عامل همبستگی عربها شده، شایسته احترام است؟ یا آن که عرب ها از آن رو که حاملان اسلام بوده اند، سزاوار احترام اند؟
491
9
#ارنست_گلنر تغییر سازمان جامعه روستایی (با ساختار سلسله مراتبی انعطاف ناپذیر) به شهری (مجموعه متحرکی از افراد که یک سازمان سیاسی از آنها حفاظت میکند) سبب میشود که افراد به شدت دغدغه «ریشه» پیدا کنند. راز آلودگی ریشه های روستایی یا «خاک» برای طرد طبقۀ متخصص شهری به خوبی به کار می آید. طبقه ای که در ساختار جدید جامعه، در موقعیت بسیار مطلوبی قرار دارد.
447
10
#ارنست_گلنر مطرح کردن مفهوم «ریشه ها» به عنوان مبنای هویت، دارای جاذبه ای قدرتمند بود و پیامدهای مهمی به دنبال داشت. اگر ریشه ها هستند که شما را شکل می دهند و برای شما اصالت و شور و حرارت به ارمغان می آورند، آنگاه بزرگ ترین گناه بی ریشگی خواهد بود. و اصطلاحاتی همچون جهان وطن و بی نژاد، موهن ترین کلمات شمرده خواهند شد.
487
11
#ارنست_گلنر ادیبان رمانتیک که از عقل سرد و خشک، ناخرسند بودند، نخستین کسانی به شمار میآیند که در برابر روشنگری ایستادند. اما رمانتیسیزم به ادبیات محدود نماند و پس از مدتی نفوذ خود را تا سیاست گسترانید. این گسترش حوزه نفوذ به طور چشمگیر و آشکاری طی یک ربع قرن جنگهای ناپلئونی رخ داد: با پرستش عقل آغاز شد و با کیش عرفانی پرستش امپراتور و لذت بردن از ماجراجویی های نظامی (که روح هنر برای هنر بر آن حاکم بود) پایان یافت. پس از احیای رژیم سلطنتی و برقراری صلح، رمانتیک ها حسرت هیجانی را که از کف داده بودند میخوردند و از ملالی که بر آنها چیره شده بود، مینالیدند.
466
12
در جوامعی که افراد مردانگی خود را نه با موفقیتشان در یک حرفه بلکه با سرعتشان در کشیدن شش لول اثبات میکنند، وقتی که جامعه فرهنگی یا به قولی «ملت» جای خانوادهٔ کلان را بگیرد، باز هم این ارزشها تداوم خواهند یافت. به نظر می رسد همین عامل میتواند سبعیت منازعات قومی در بالکان در حوالی ۱۹۱۲، جنگ جهانی دوم و نیز دهه ۱۹۹۰ را تبیین کند. میلوان جیلاس مجموعه فوق العاده ای از داستانهای کوتاه دارد که متاسفانه از شهرت کمتری نسبت به سایر آثار وی برخوردار است. این داستانها آکنده از قتل اند، اما تقریباً هرگز سخنی از قتل آلمانیها یا ایتالیاییهای اشغالگر به میان نمی آید، قتل همواره میان خود اسلاوها صورت میگیرد. خواننده این داستانها با فاجعه های پس از فروپاشی یوگسلاوی ناآشنا نخواهد بود.
621
13
فشارهای اقتصادی ناشی از صنعتی شدن در مراحل اولیه توسعه اقتصادی، در حادترین شکل خود هستند. اختلال در زندگی سنتی روستایی، به فقر و فلاکت کشیده شدن پیشه وران سابق، هجوم سیل آسای تازه واردان فقیر و سردرگم به شهرهای صنعتی (که مثل قارچ میرویند اما فاقد زیربنای مادی، نهادی و اخلاقی لازم برای پذیرایی از مهاجران هستند) همه و همه «جهان چارلز دیکنز» را به وجود می ک آورند. حاصل این وضعیت برای دیرآمدگان، دنیای حلبی آبادها و آلونک نشینهاست. جایی که به گفته مارکس شاید فقر موجود در آن بسیار آزاردهنده تر از بلاهت زندگی روستایی بود که از آن گریخته بودند. و فقر نسبی (به ویژه در مقایسه با ثروت منتفعان از موج اولیه رفاه) غیر قابل تحمل است. بی اعتبار شدن توجیهات قدیمی برای مشروعیت بخشی به ساختارهای سلسله مراتبی، تحمل این وضعیت را برای طبقات پایین جامعه باز هم مشکل تر میکند. #ارنست_گلنر
596
14
رشد و رفاه اقتصادی و ثبات سیاسی، با افراط گرایی در ستیزند. در چنین شرایطی افراد (چه دارای تعصبات قومی باشند و چه نباشند) با تحریک منازعات خشونت آمیز، امنیت و آسایش خود را از بین نمیبرند. خطر زمانی بروز میکند که چنین شرایطی وجود ندارند. مثلاً به هنگام فروپاشی واحدهای سیاسی بزرگ. وقتی که اقتدار فروریزد و هیچ مرکزیتی (که آمریت آن را اکثریت اعضای جامعه به رسمیت بشناسند) موجود نباشد، وقتی که مراکز آمریت جدیدی می باید از میان مدعیان رقیب برگزیده شوند، یک راه مناسب برای بازیابی یک پارچگی اجتماعی، جنبشهای قومی است. #ارنست_گلنر
561
15
احساس برتری طولانی مدت و ریشه داری که مسلمانان نسبت به مسیحیان داشتند سبب میشد که کمتر جذب اندیشه های جدید در درون مسیحیت شوند. آنها حاضر بودند که فناوری توپخانه را از غربیان اخذ کنند بدون آن که ریاضیات و فلسفه مرتبط با آن را بپذیرند ممکن بود که دکارت افسر را استخدام کنند اما به دکارت فیلسوف اعتنایی نمی کردند. #ارنست_گلنر
611
16
در طول تاریخ انسانها با هم جنگیده اند از یکدیگر نفرت داشته و دیگری را کشته اند بدون آن که توجه زیادی به زبان ،نژاد ،قومیت اعتقاد و رنگ پوست طرف مقابل داشته باشند. آنها در قتل و استثمار یکدیگر تبعیضی روا نداشته اند. #ارنست_گلنر
656
17
مخاطبان این کانال می دانند که بخش اعظم مطالب آن، بریده های کتاب های عموماً تاریخی بود. آخرین مطلب از این دست، ماه ها پیش منتشر گشت. بازگشت به روال سایق خود تلاش ذهنی و روحی نه چندان کمی لازم دارد که شاید چند روز دیگر از من برآید. تا آن روز، چند بریده از کتاب ناسیونالیسم نوشته ی ارنست گلنر را مرور می کنیم. «ناسیونالیسم» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/208442
626
18
وقتی جنگ مبارزه‌ سیاسی را معلق می‌کند در سال ۱۹۸۲ جنگی میان آرژانتین و انگلستان بر سر مالکیت جزایر فالکلند (که آرژانتینی‌ها آن را مالویناس می‌نامند) درگرفت که ۷۴ روز طول کشید. در آن زمان یک رژیم دیکتاتوری نظامی در آرژانتین حاکم بود که به‌دلیل سرکوب گسترده و کشتار حدود ۲۰ هزار شهروند در بحران عمیق سیاسی به سر می‌برد. نظامیانی که در هفته‌های پیش از جنگ با تظاهرات خشونت‌آمیز و اعتصاب‌های سراسری دست‌وپنجه نرم می‌کردند، ناگهان به منجی غرورآفرین کشور تبدیل شدند. مخالفان سیاسی و فعالان اجتماعی، که برخی هنوز آثار شکنجه را بر بدن داشتند، جلوی دوربین‌ها از زندان بیرون آورده شدند تا شعار جمعی را تکرار کنند: «مالویناس متعلق به آرژانتین است.» کریس هِجِز، روزنامه‌نگار آمریکایی که نزدیک به دو دهه جنگ‌های مختلف را گزارش کرده بود، آن زمان در بوئنوس‌آیرس مستقر بود و از نزدیک شاهد این تحول بود. او در کتابش، جنگ نیرویی‌ست که به ما معنا می‌بخشد، می‌نویسد: «این حمله کشور را دگرگون کرد. یک‌باره داستان‌هایی از قهرمانی ارتش آرژانتین رسانه‌ها را پر کرد؛ همان ارتشی که پیش از آن تنها دستاوردش سرکوب وحشیانه مردم خودش بود.» هِجز از نزدیک شاهد این بود که چگونه جنگ شور ملی را زنده می‌کند، اولویت‌ها را جابجا می‌کند و موجب می‌شود تا مطالبات سیاسی برای مدتی به تعویق بیافتند. هجز می‌نویسد، بسیاری از مخالفان حکومت نظامی‌که تا چند روز پیش از جنگ دیکتاتوری را به‌شدت محکوم می‌کردند، حالا از قابلیت‌ها و شجاعت فرماندهان آرژانتینی تعریف می‌کردند. داستان‌های غیرت و وطن‌پرستی نظامیان نیز زبان به زبان می‌چرخید، از جمله اینکه یکی از ژنرال‌های ارتش آرژانتین، در جریان اختلافی با کشور شیلی (متحد انگلستان در جنگ) با هلیکوپتر از مرز شیلی عبور کرده بود تا روی خاک آن کشور ادرار کند. در خیابان‌های بوئنوس‌آیرس، مردم پرچم آرژانتین را تکان می‌دادند و خودروها بوق می‌زدند. در رویدادهای ورزشی، تماشاچیان ناگهان سرود ملی را می‌خواندند و بازیکن‌ها را با شور و هیجان تشویق می‌کردند. حس غرور و همبستگی ملی در سراسر کشور موج می‌زد. هجز از شب‌هایی یاد می‌کند که پیش از جنگ با روشنفکران و مخالفان گذرانده بود؛ شب‌هایی که از آرمان‌هایشان برای آرژانتینی آزاد و دموکراتیک صحبت می‌کردند، ، کشوری که به حقوق بشر احترام بگذارد، آزادی‌های بنیادین را بپذیرد و شاید ژنرال‌های مسئول سرکوب و شکنجه و کشتار را محاکمه کند. اما به محض شروع جنگ، چنین صحبت‌هایی منفور و حتی خیانت‌آمیز تلقی شد. هر شکل مخالفت با جنگ می‌توانست به خشونت فیزیکی منجر شود — با اینکه آغازکننده‌ی جنگ خودِ نظامیان بودند. هجز درباره‌ی حس بیگانگی‌اش می‌نویسد: «گویی مانند یکی از شخصیت‌های کافکا از خواب بیدار شده بودم. بعدها در هر کشوری که درگیر جنگ می‌شد، همین احساس را پیدا کردم.» حتی وقتی نیروهای بریتانیایی سربازان آرژانتینی با لباس نامناسب و تجهیزات ناکافی را به‌راحتی شکست دادند، در مطبوعات دولتی هیچ نشانه‌ای از شکست دیده نمی‌شد. برعکس، چنین به نظر می‌رسید که بریتانیا در حال باختن است. وقتی نیروهای آرژانتینی بالاخره تسلیم شدند، صدها هزار نفر خشمگین به خیابان‌ها ریختند — این بار نه برای ستایش ارتش، بلکه برای خواستن سلاح جهت ادامه‌ی جنگ. نکته‌ی جالب این بود که آرژانتینی‌ها لزوماً به تبلیغات دولت باور نداشتند. بسیاری می‌دانستند بخش زیادی از آنچه در رسانه‌های داخلی می‌بینند دروغ است و به رادیوهای خارجی دسترسی داشتند. اما فرض می‌کردند هر دو طرف دروغ می‌گویند و ترجیح می‌دادند گزینشی عمل کنند: بخش‌هایی از تبلیغات را رد می‌کردند، اما پیام اصلی را نه — که آرژانتین پیروز است. هجز می‌نویسد: «مردمی که پیش‌تر برای تغییر به پا خاسته بودند، اکنون از یکدیگر پیشی می‌گرفتند تا قاتلان یونیفورم‌پوش را ستایش کنند.» تنها پس از پایان جنگ است که می‌توان دوباره انگیزه‌های دولت را به پرسش کشید. در آرژانتین همین‌طور شد. وقتی آتش‌بس برقرار شد، مخالفان مبارزه‌ی سیاسی را از همان‌جایی ادامه دادند که رها کرده بودند. هجز می‌نویسد: «گویی هرگز جنگی در کار نبوده است. گویی آن خلسه‌ی جمعی چیزی بیش از یک رویای بد نبود؛ یک شب بدمستی که بهتر است فراموش شود.» دو روز پس از پایان جنگ، بزرگ‌ترین تظاهرات ضد دولتی از زمان کودتای ۱۹۷۶ در بوئنوس‌آیرس برپا شد. هزاران شهروند خشمگین خواستار پایان حکومت نظامی شدند. یک سال بعد، آن حکومت از صحنه محو شد. روایت هجز از آرژانتین در دوران جنگ همزمان با دیکتاتوری نظامی را در زیر بخوانید: https://daneshkadeh.org/global/14962/ @Daneshkadeh_org
841
19
وقتی آقا تختی در المپیک ملبورن طلا می‌گیرد، محمد مصدق که در حصر خانگی است چیزی خطاب به تختی می‌نویسد که یک جمله‌اش در ذهنم مانده است.  او شکر می‌کند که دل مردم را شاد کرده و (نقل به مضمون می‌کنم) می‌گوید: «مردم ایران لایق شادترین‌ها هستند و معمولا غمگین‌ترین‌ها نصیبشان می‌شود.» khabaronline.ir/xpCqd
953