ch
Feedback
یادها

یادها

前往频道在 Telegram

مانند هر مخاطبی، بخش هایی از تاریخ برایم جذاب است. در اینجا با سایر مخاطبان در میان می گذارم

显示更多
1 914
订阅者
无数据24 小时
+17
+1830
吸引订阅者
六月 '26
六月 '26
+28
在0个频道中
五月 '26
+32
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+46
在3个频道中
Get PRO
一月 '26
+25
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+37
在3个频道中
Get PRO
十一月 '25
+26
在5个频道中
Get PRO
十月 '25
+16
在4个频道中
Get PRO
九月 '250
在3个频道中
Get PRO
八月 '25
+86
在5个频道中
Get PRO
七月 '25
+101
在7个频道中
Get PRO
六月 '25
+136
在6个频道中
Get PRO
五月 '25
+55
在3个频道中
Get PRO
四月 '25
+53
在10个频道中
Get PRO
三月 '25
+43
在4个频道中
Get PRO
二月 '25
+48
在4个频道中
Get PRO
一月 '25
+69
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+109
在5个频道中
Get PRO
十一月 '24
+126
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+86
在4个频道中
Get PRO
九月 '24
+90
在5个频道中
Get PRO
八月 '24
+135
在7个频道中
Get PRO
七月 '24
+159
在12个频道中
Get PRO
六月 '24
+45
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+70
在6个频道中
Get PRO
四月 '24
+75
在6个频道中
Get PRO
三月 '24
+38
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+62
在4个频道中
Get PRO
一月 '24
+79
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+60
在2个频道中
Get PRO
十一月 '23
+18
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+205
在5个频道中
Get PRO
九月 '23
+49
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+37
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+66
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+34
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+77
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+31
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+55
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+76
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+52
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+32
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+41
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+38
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+27
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+47
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+25
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+71
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+236
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
17 六月+1
16 六月+2
15 六月0
14 六月0
13 六月+3
12 六月+2
11 六月+1
10 六月0
09 六月0
08 六月+3
07 六月+3
06 六月+2
05 六月+6
04 六月+2
03 六月0
02 六月+1
01 六月+2
频道帖子
#ارنست_گلنر نخبگان اروپای شرقی وقتی که با عقب ماندگی جوامعشان روبرو میشدند، خود را بر سر یک دوراهی می دیدند: ایده آلیزه کردن غرب یا ایده آلیزه کردن فضائل «مردم». اما برای مسلمانان وضعیت متفاوت بود؛ دو گزینه ای که آنها در مقابل خود میدیدند عبارت بودند از تقلید از غرب (اعم از لیبرالیسم، فن سالاری ناسیونالیسم مارکسیسم و غیره) یا ایجاد کردن یک مدل رقیب، یک سنت اصیل محلی، که نه در فرهنگ عامه بلکه در نخبگان شهری تجسم یافته بود. اسلام گرایی و ناسیونالیسم گاهی همزیستی داشته اند. اما مشخص نبوده که آیا اسلام به سبب آن که عامل همبستگی عربها شده، شایسته احترام است؟ یا آن که عرب ها از آن رو که حاملان اسلام بوده اند، سزاوار احترام اند؟

2
#ارنست_گلنر تغییر سازمان جامعه روستایی (با ساختار سلسله مراتبی انعطاف ناپذیر) به شهری (مجموعه متحرکی از افراد که یک سازمان سیاسی از آنها حفاظت میکند) سبب میشود که افراد به شدت دغدغه «ریشه» پیدا کنند. راز آلودگی ریشه های روستایی یا «خاک» برای طرد طبقۀ متخصص شهری به خوبی به کار می آید. طبقه ای که در ساختار جدید جامعه، در موقعیت بسیار مطلوبی قرار دارد.
198
3
#ارنست_گلنر مطرح کردن مفهوم «ریشه ها» به عنوان مبنای هویت، دارای جاذبه ای قدرتمند بود و پیامدهای مهمی به دنبال داشت. اگر ریشه ها هستند که شما را شکل می دهند و برای شما اصالت و شور و حرارت به ارمغان می آورند، آنگاه بزرگ ترین گناه بی ریشگی خواهد بود. و اصطلاحاتی همچون جهان وطن و بی نژاد، موهن ترین کلمات شمرده خواهند شد.
222
4
#ارنست_گلنر ادیبان رمانتیک که از عقل سرد و خشک، ناخرسند بودند، نخستین کسانی به شمار میآیند که در برابر روشنگری ایستادند. اما رمانتیسیزم به ادبیات محدود نماند و پس از مدتی نفوذ خود را تا سیاست گسترانید. این گسترش حوزه نفوذ به طور چشمگیر و آشکاری طی یک ربع قرن جنگهای ناپلئونی رخ داد: با پرستش عقل آغاز شد و با کیش عرفانی پرستش امپراتور و لذت بردن از ماجراجویی های نظامی (که روح هنر برای هنر بر آن حاکم بود) پایان یافت. پس از احیای رژیم سلطنتی و برقراری صلح، رمانتیک ها حسرت هیجانی را که از کف داده بودند میخوردند و از ملالی که بر آنها چیره شده بود، مینالیدند.
247
5
در جوامعی که افراد مردانگی خود را نه با موفقیتشان در یک حرفه بلکه با سرعتشان در کشیدن شش لول اثبات میکنند، وقتی که جامعه فرهنگی یا به قولی «ملت» جای خانوادهٔ کلان را بگیرد، باز هم این ارزشها تداوم خواهند یافت. به نظر می رسد همین عامل میتواند سبعیت منازعات قومی در بالکان در حوالی ۱۹۱۲، جنگ جهانی دوم و نیز دهه ۱۹۹۰ را تبیین کند. میلوان جیلاس مجموعه فوق العاده ای از داستانهای کوتاه دارد که متاسفانه از شهرت کمتری نسبت به سایر آثار وی برخوردار است. این داستانها آکنده از قتل اند، اما تقریباً هرگز سخنی از قتل آلمانیها یا ایتالیاییهای اشغالگر به میان نمی آید، قتل همواره میان خود اسلاوها صورت میگیرد. خواننده این داستانها با فاجعه های پس از فروپاشی یوگسلاوی ناآشنا نخواهد بود.
452
6
فشارهای اقتصادی ناشی از صنعتی شدن در مراحل اولیه توسعه اقتصادی، در حادترین شکل خود هستند. اختلال در زندگی سنتی روستایی، به فقر و فلاکت کشیده شدن پیشه وران سابق، هجوم سیل آسای تازه واردان فقیر و سردرگم به شهرهای صنعتی (که مثل قارچ میرویند اما فاقد زیربنای مادی، نهادی و اخلاقی لازم برای پذیرایی از مهاجران هستند) همه و همه «جهان چارلز دیکنز» را به وجود می ک آورند. حاصل این وضعیت برای دیرآمدگان، دنیای حلبی آبادها و آلونک نشینهاست. جایی که به گفته مارکس شاید فقر موجود در آن بسیار آزاردهنده تر از بلاهت زندگی روستایی بود که از آن گریخته بودند. و فقر نسبی (به ویژه در مقایسه با ثروت منتفعان از موج اولیه رفاه) غیر قابل تحمل است. بی اعتبار شدن توجیهات قدیمی برای مشروعیت بخشی به ساختارهای سلسله مراتبی، تحمل این وضعیت را برای طبقات پایین جامعه باز هم مشکل تر میکند. #ارنست_گلنر
456
7
رشد و رفاه اقتصادی و ثبات سیاسی، با افراط گرایی در ستیزند. در چنین شرایطی افراد (چه دارای تعصبات قومی باشند و چه نباشند) با تحریک منازعات خشونت آمیز، امنیت و آسایش خود را از بین نمیبرند. خطر زمانی بروز میکند که چنین شرایطی وجود ندارند. مثلاً به هنگام فروپاشی واحدهای سیاسی بزرگ. وقتی که اقتدار فروریزد و هیچ مرکزیتی (که آمریت آن را اکثریت اعضای جامعه به رسمیت بشناسند) موجود نباشد، وقتی که مراکز آمریت جدیدی می باید از میان مدعیان رقیب برگزیده شوند، یک راه مناسب برای بازیابی یک پارچگی اجتماعی، جنبشهای قومی است. #ارنست_گلنر
437
8
احساس برتری طولانی مدت و ریشه داری که مسلمانان نسبت به مسیحیان داشتند سبب میشد که کمتر جذب اندیشه های جدید در درون مسیحیت شوند. آنها حاضر بودند که فناوری توپخانه را از غربیان اخذ کنند بدون آن که ریاضیات و فلسفه مرتبط با آن را بپذیرند ممکن بود که دکارت افسر را استخدام کنند اما به دکارت فیلسوف اعتنایی نمی کردند. #ارنست_گلنر
500
9
در طول تاریخ انسانها با هم جنگیده اند از یکدیگر نفرت داشته و دیگری را کشته اند بدون آن که توجه زیادی به زبان ،نژاد ،قومیت اعتقاد و رنگ پوست طرف مقابل داشته باشند. آنها در قتل و استثمار یکدیگر تبعیضی روا نداشته اند. #ارنست_گلنر
519
10
مخاطبان این کانال می دانند که بخش اعظم مطالب آن، بریده های کتاب های عموماً تاریخی بود. آخرین مطلب از این دست، ماه ها پیش منتشر گشت. بازگشت به روال سایق خود تلاش ذهنی و روحی نه چندان کمی لازم دارد که شاید چند روز دیگر از من برآید. تا آن روز، چند بریده از کتاب ناسیونالیسم نوشته ی ارنست گلنر را مرور می کنیم. «ناسیونالیسم» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/208442
486
11
وقتی جنگ مبارزه‌ سیاسی را معلق می‌کند در سال ۱۹۸۲ جنگی میان آرژانتین و انگلستان بر سر مالکیت جزایر فالکلند (که آرژانتینی‌ها آن را مالویناس می‌نامند) درگرفت که ۷۴ روز طول کشید. در آن زمان یک رژیم دیکتاتوری نظامی در آرژانتین حاکم بود که به‌دلیل سرکوب گسترده و کشتار حدود ۲۰ هزار شهروند در بحران عمیق سیاسی به سر می‌برد. نظامیانی که در هفته‌های پیش از جنگ با تظاهرات خشونت‌آمیز و اعتصاب‌های سراسری دست‌وپنجه نرم می‌کردند، ناگهان به منجی غرورآفرین کشور تبدیل شدند. مخالفان سیاسی و فعالان اجتماعی، که برخی هنوز آثار شکنجه را بر بدن داشتند، جلوی دوربین‌ها از زندان بیرون آورده شدند تا شعار جمعی را تکرار کنند: «مالویناس متعلق به آرژانتین است.» کریس هِجِز، روزنامه‌نگار آمریکایی که نزدیک به دو دهه جنگ‌های مختلف را گزارش کرده بود، آن زمان در بوئنوس‌آیرس مستقر بود و از نزدیک شاهد این تحول بود. او در کتابش، جنگ نیرویی‌ست که به ما معنا می‌بخشد، می‌نویسد: «این حمله کشور را دگرگون کرد. یک‌باره داستان‌هایی از قهرمانی ارتش آرژانتین رسانه‌ها را پر کرد؛ همان ارتشی که پیش از آن تنها دستاوردش سرکوب وحشیانه مردم خودش بود.» هِجز از نزدیک شاهد این بود که چگونه جنگ شور ملی را زنده می‌کند، اولویت‌ها را جابجا می‌کند و موجب می‌شود تا مطالبات سیاسی برای مدتی به تعویق بیافتند. هجز می‌نویسد، بسیاری از مخالفان حکومت نظامی‌که تا چند روز پیش از جنگ دیکتاتوری را به‌شدت محکوم می‌کردند، حالا از قابلیت‌ها و شجاعت فرماندهان آرژانتینی تعریف می‌کردند. داستان‌های غیرت و وطن‌پرستی نظامیان نیز زبان به زبان می‌چرخید، از جمله اینکه یکی از ژنرال‌های ارتش آرژانتین، در جریان اختلافی با کشور شیلی (متحد انگلستان در جنگ) با هلیکوپتر از مرز شیلی عبور کرده بود تا روی خاک آن کشور ادرار کند. در خیابان‌های بوئنوس‌آیرس، مردم پرچم آرژانتین را تکان می‌دادند و خودروها بوق می‌زدند. در رویدادهای ورزشی، تماشاچیان ناگهان سرود ملی را می‌خواندند و بازیکن‌ها را با شور و هیجان تشویق می‌کردند. حس غرور و همبستگی ملی در سراسر کشور موج می‌زد. هجز از شب‌هایی یاد می‌کند که پیش از جنگ با روشنفکران و مخالفان گذرانده بود؛ شب‌هایی که از آرمان‌هایشان برای آرژانتینی آزاد و دموکراتیک صحبت می‌کردند، ، کشوری که به حقوق بشر احترام بگذارد، آزادی‌های بنیادین را بپذیرد و شاید ژنرال‌های مسئول سرکوب و شکنجه و کشتار را محاکمه کند. اما به محض شروع جنگ، چنین صحبت‌هایی منفور و حتی خیانت‌آمیز تلقی شد. هر شکل مخالفت با جنگ می‌توانست به خشونت فیزیکی منجر شود — با اینکه آغازکننده‌ی جنگ خودِ نظامیان بودند. هجز درباره‌ی حس بیگانگی‌اش می‌نویسد: «گویی مانند یکی از شخصیت‌های کافکا از خواب بیدار شده بودم. بعدها در هر کشوری که درگیر جنگ می‌شد، همین احساس را پیدا کردم.» حتی وقتی نیروهای بریتانیایی سربازان آرژانتینی با لباس نامناسب و تجهیزات ناکافی را به‌راحتی شکست دادند، در مطبوعات دولتی هیچ نشانه‌ای از شکست دیده نمی‌شد. برعکس، چنین به نظر می‌رسید که بریتانیا در حال باختن است. وقتی نیروهای آرژانتینی بالاخره تسلیم شدند، صدها هزار نفر خشمگین به خیابان‌ها ریختند — این بار نه برای ستایش ارتش، بلکه برای خواستن سلاح جهت ادامه‌ی جنگ. نکته‌ی جالب این بود که آرژانتینی‌ها لزوماً به تبلیغات دولت باور نداشتند. بسیاری می‌دانستند بخش زیادی از آنچه در رسانه‌های داخلی می‌بینند دروغ است و به رادیوهای خارجی دسترسی داشتند. اما فرض می‌کردند هر دو طرف دروغ می‌گویند و ترجیح می‌دادند گزینشی عمل کنند: بخش‌هایی از تبلیغات را رد می‌کردند، اما پیام اصلی را نه — که آرژانتین پیروز است. هجز می‌نویسد: «مردمی که پیش‌تر برای تغییر به پا خاسته بودند، اکنون از یکدیگر پیشی می‌گرفتند تا قاتلان یونیفورم‌پوش را ستایش کنند.» تنها پس از پایان جنگ است که می‌توان دوباره انگیزه‌های دولت را به پرسش کشید. در آرژانتین همین‌طور شد. وقتی آتش‌بس برقرار شد، مخالفان مبارزه‌ی سیاسی را از همان‌جایی ادامه دادند که رها کرده بودند. هجز می‌نویسد: «گویی هرگز جنگی در کار نبوده است. گویی آن خلسه‌ی جمعی چیزی بیش از یک رویای بد نبود؛ یک شب بدمستی که بهتر است فراموش شود.» دو روز پس از پایان جنگ، بزرگ‌ترین تظاهرات ضد دولتی از زمان کودتای ۱۹۷۶ در بوئنوس‌آیرس برپا شد. هزاران شهروند خشمگین خواستار پایان حکومت نظامی شدند. یک سال بعد، آن حکومت از صحنه محو شد. روایت هجز از آرژانتین در دوران جنگ همزمان با دیکتاتوری نظامی را در زیر بخوانید: https://daneshkadeh.org/global/14962/ @Daneshkadeh_org
717
12
وقتی آقا تختی در المپیک ملبورن طلا می‌گیرد، محمد مصدق که در حصر خانگی است چیزی خطاب به تختی می‌نویسد که یک جمله‌اش در ذهنم مانده است.  او شکر می‌کند که دل مردم را شاد کرده و (نقل به مضمون می‌کنم) می‌گوید: «مردم ایران لایق شادترین‌ها هستند و معمولا غمگین‌ترین‌ها نصیبشان می‌شود.» khabaronline.ir/xpCqd
835