ch
Feedback
یادها

یادها

前往频道在 Telegram

مانند هر مخاطبی، بخش هایی از تاریخ برایم جذاب است. در اینجا با سایر مخاطبان در میان می گذارم

显示更多
2 230
订阅者
-124 小时
+57 天
+330 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+4
在1个频道中
八月 '26
+57
在1个频道中
Get PRO
七月 '26
+360
在3个频道中
Get PRO
六月 '26
+64
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+32
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+11
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+1
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+46
在3个频道中
Get PRO
一月 '26
+25
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+37
在3个频道中
Get PRO
十一月 '25
+26
在5个频道中
Get PRO
十月 '25
+16
在4个频道中
Get PRO
九月 '250
在3个频道中
Get PRO
八月 '25
+86
在5个频道中
Get PRO
七月 '25
+101
在7个频道中
Get PRO
六月 '25
+136
在6个频道中
Get PRO
五月 '25
+55
在3个频道中
Get PRO
四月 '25
+53
在10个频道中
Get PRO
三月 '25
+43
在4个频道中
Get PRO
二月 '25
+48
在4个频道中
Get PRO
一月 '25
+69
在7个频道中
Get PRO
十二月 '24
+109
在5个频道中
Get PRO
十一月 '24
+126
在3个频道中
Get PRO
十月 '24
+86
在4个频道中
Get PRO
九月 '24
+90
在5个频道中
Get PRO
八月 '24
+135
在7个频道中
Get PRO
七月 '24
+159
在12个频道中
Get PRO
六月 '24
+45
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+70
在6个频道中
Get PRO
四月 '24
+75
在6个频道中
Get PRO
三月 '24
+38
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+62
在4个频道中
Get PRO
一月 '24
+79
在1个频道中
Get PRO
十二月 '23
+60
在2个频道中
Get PRO
十一月 '23
+18
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+205
在5个频道中
Get PRO
九月 '23
+49
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+21
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+37
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+66
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+16
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+34
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+77
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+13
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+31
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+55
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+36
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+11
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+76
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+52
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+32
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+41
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+38
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+44
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+4
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+27
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+33
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+47
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+25
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+26
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+71
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+9
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+8
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+236
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
02 九月+3
01 九月+1
频道帖子
#سیروس_نهاوندی بخشی از جزوه ی جمع بندی سازمان انقلابی حزب توده ایران، یک سال پس از ضربه ١٣۵۵. این جزوه توسط کادرهای خارج از کشور تدوین شده: از برخورد اعضاء در هنگام بازجویی، سه مسئله ی عمده که ارتباط ارگانیک با یکدیگر دارند، به چشم میخورد: اول این که مسئله ی مرگ و زندگی برای آنها حل نشده. دوم این که عشق عمیق به توده ها و نفرت عمیق از دشمن در آنها موجود نبوده یا کاملاً از آن برخوردار نبودند. سوم این که سَمتِ آنها در زندان، آزادی بوده و نه ادامه ی مبارزه. مسئله ی زندان، برخورد با پلیس، مسئله ی مرگ و زندگی، مسئله ی آزادی یا ادامه ی مبارزه، مسئله ی تسلیم یا نفرت است. اعضای زندانی اکثراً زندان را پایان مبارزه ی خویش دانسته، بر اساس منافع شخصی خود طوری به زندان و بازجو برخورد میکردند که هر چه زودتر آزاد شوند. برای توجیه خویش انواع و اقسام پوششهای ذهنی می بافتند: بیرون بهتر میشود کار کرد، شرایط عینی آماده نیست، مقاومت بدون سازمان (چون سازمان داخل کشور عملاً پاشیده بود) فایده ای ندارد. بعضی رسماً ترس خود را از اعدام، از زندان طویل المدت، از شکنجه ابراز می کردند. عجیب آن که همین اشخاص در خارج از زندان (به قول خود) مسئله مرگ و زندگی، خدمت به خلق و مبارزه تا به آخر را برای خود حل کرده بودند. [اما] در زندان کلیه ی نقاط منفی انسان زمینه ی رشد پیدا می کند. زندان محلی است که انسان از منبع لایزال تغذیه یعنی توده ها جداست، از رفقای خویش و از سازمان خویش جداست، شرایط رنج آور و سخت است و انسانی که از نظر ایدئولوژیک آمادگی نداشته باشد، محکوم به شکست است. خود بزرگ بینی به نحو وحشتناکی به انسان حمله میکند و نیز گروهی گری. خیال میکند چون گرفتار شده است، مبارزه متوقف شده و یا چون سازمان متلاشی شده، همه چیز تمام شده و خلق بی او، بدون رهبر است. پس باید آزاد شد و مبارزه را نجات داد. این است طرز فکر کلی چپ روها. راست روها بر عکس، از زندان میترسند و تسلیم طلب میشوند. ولی آیا با گرفتاری شخص، شرایط (که او را در خارج از زندان وادار به فعالیت سیاسی میکرده) عوض شده است؟ آیا ما به خاطر عضویت در یک سازمان م. ل. [مارکسیست لنینیست] مبارزه میکردیم و میکنیم؟ یا به خاطر این که م. ل. هستیم؟ ما ابتدا یک م. ل. هستیم و بعد یک فرد تشکیلاتی، و نه بالعکس. در زندان تمام خوشیها، رفاه و مسائل شخصی به سراغ شخص میآیند و در سلول انفرادی (که احتمالاً سخت ترین مراحل زندان است) به انسان هجوم می آورند. تنها کسانی این مرحله را با قدرت تمام میگذرانند و برای رنج طولانی مدت زندان خود را آماده میکنند که بدانند تا به حال به چه دلیل مبارزه کرده اند؟ و آیا این خود آنها بودند که درون سازمانی مبارزه میکردند، یا سازمان برای آنها مبارزه میکرد؟ و این جز با شرکت فعال در مبارزات توده ها در بیرون از زندان، مبارزه و قبول مخاطره، امکان پذیر نیست. تا مخاطره ای پیش نیاید حتا سالها کار مخفی نمیتواند محکی برای ایمان ما به قبول مخاطرات و سختی ها باشد. البته این صحیح نیست که مخصوصاً و به طور مصنوعی شرایط سخت و مخاطره آمیز به وجود آوریم، ولی با شرکت عملی در مبارزات مختلف توده ها، قبول مخاطره خواهیم کرد و از امواج نمیترسیم و خود را در میان آنها می افکنیم.

2
#بشارت_منجی پس از عبید الله مهدی، فرزندش قائم، سپس منصور و پس از وی معز به خلافت فاطمی رسیدند. معز توانست مصر را تحت سلطه دولت فاطمی درآورد. بعدها درباره الحاكم بامر الله نیز ادعای مهدویت صورت گرفت و گفته شد که «انهُ حى، لم يمت و لا يموت حتى يملك جميع الارض و يملأها عدلا، وأنه المهدي المنتظر». یکی از رخدادهای جالب در جریان تسلط یافتن فاطمیان آن است که وقتی ابو عبدالله شیعی (که پیشتر نمایندگی فاطمیان را در مغرب بر عهده داشت) به دست عبید الله مهدی کشته شد، مخالفان عبیدالله با استناد به مهدویت نوجوانی از کوه اوراس و گفتن این که او مهدی یا نبی است و وحی به وی می رسد، چنین ادعا کردند که ابو عبدالله نمرده و زنده است. دشمنانشان می گفتند آنان زنا را حلال کرده و محارم را حلال شمرده اند. و البته منطقه میله را به تصرف درآوردند تا اینکه عبیدالله مهدی سپاهی فرستاد و آنان را از میان برد. آن نوجوان نیز کشته شد. این وقایع نوعی طرح «مهدی علیه مهدی» بود که البته به سرانجام نرسید.
189
3
#نظام_سلطانی پاناما استقلال خود از کلمبیا در سال ۱۹۰۳ را مدیون مداخله ایالات متحده آمریکا بود که علاقه داشت به ساخت کانالی که اقیانوس آرام و اقیانوس اطلس را به یکدیگر مرتبط سازد. این جمهوری جدید با امضای پیمانی در سال ۱۹۰۳ اجازه استفاده، اشغال و کنترل بخش هایی از سرزمین خود (آنچه که به منطقه کانال تبدیل شد) و حق پیاده کردن نیروی نظامی برای دفاع از کانال و کشتیرانی را به ایالات متحده واگذار کرد. پاناما بیش از همه کشورهای آمریکای مرکزی وابسته به ایالات متحده باقی ماند. این کشور هرگز پول رایج ویژه خود را نداشت و استفاده اش از دلار آمریکا به توسعه بخش بانکداری پیچیده ای منجر شد که هم برای مقاصد قانونی و هم مقاصد تبهکارانه (پولشویی و پنهان کردن منابع پول هایی که از دادوستد مواد مخدر به دست می آمد) از آن استفاده می شد. در سال ۱۹۴۱ ایالات متحده به برکناری رئیس جمهور منتخب آرنولفو آریاس که مظنون به تمایلات فاشیستی بود کمک کرد. ایالات متحده پاناما را به دو نیمه تقسیم کرده بود، تا اینکه رئیس جمهور آمریکا کارتر در سال ۱۹۷۷ پیمانی را امضا کرد که به تدریج اداره کانال را به پانامائی ها می داد. و سرانجام با تهاجم آمریکا بود که مانوئل نوریگا در سال ۱۹۸۹ سرنگون شد.
185
4
#سوسن_تسلیمی قرار بود داریوش [فرهنگ، همسر سابق سوسن تسلیمی] هم بیاید. قرار نبود من تنها بیایم. بعداً که آمد سوئد، گفت که من ن+1
#سوسن_تسلیمی قرار بود داریوش [فرهنگ، همسر سابق سوسن تسلیمی] هم بیاید. قرار نبود من تنها بیایم. بعداً که آمد سوئد، گفت که من نمیخواهم اینجا دوباره از صفر شروع کنم. که اینجا دیگر اختلاف انتخاب راه بود. من میگفتم به ایران دیگر برنمیگردم چون آنجا آینده ای برای کارم نیست، و داریوش میگفت من سوئد نمی مانم چون آینده ای در اینجا ندارم. اینجا بود که راههای ما از هم جدا شد.
367
5
#سیروس_نهاوندی #سیروس_نهاوندی بخشی از آخرین نوشته دکتر معصومه طوافچیان (شکوه) چند روز پیش از اینکه ناپدید شود. پیکر او هرگز پیدا نشد: در اواخر بهمن ماه ۵۵ رسولی (بازجوی ساواک) در زندان کمیته، کادرهای بالای سازمان آزادیبخش را (حدود ۱۲ نفر) جمع میکند. پس از چندی سیروس وارد اطاق میشود و از همگی احوالپرسی میکند و میگوید من خود را معرفی کرده ام. بعضی از زندانیان میپرسند چرا؟ میگوید برای من سه راه باقی بود یکی این که خودکشی کنم، دیگر این که به خارج فرار کنم و سوم این که خود را معرفی کنم. من راه سوم را انتخاب کردم. در ضمن شماها هم دو راه بیشتر ندارید: یا پشت تلویزیون بروید و به گناهان خود اعتراف کرده، اظهار ندامت کنید و اعتقاد خود را به انقلاب شاه و ملت ثابت کنید؛ یا در زندان بپوسید. ولی من اگر جای شما بودم، راه دوم را انتخاب می کردم.
314
6
#بشارت_منجی عبیدالله مهدی بنیانگزار دولت فاطمی در سال ۲۹۷ توانست بخشی از مغرب را در شمال افریقا تصرف کند. طی چهار نسل، دولت فاطمی نه تنها بر مغرب و مصر بلکه بر بخش بزرگی از جهان اسلام تسلط یافت و به عنوان مهمترین رقیب عباسیان درآمد. منابع تاریخی درباره عبیدالله فاطمی و نسب وی اختلاف نظر دارند. عباسیان (و منابعی که به هواخواهی آنان به نگارش درآمده) از آنجایی که در صدد بودند مشروعیت این دولت را از اساس ویران کنند، آنان را نه فرزندان محمد بن اسماعیل بن جعفر، بلکه ازفرزندان عبدالله بن میمون قداح معرفی کردند. مطلبی که در قرون بعد به منابع فارسی (مانند تاریخ جهانگشای جوینی) هم کشیده شد. ابن خلدون تمامی این مطالب را نادرست دانسته و می گوید به مطالبی که در باره انکار نسب فاطمیان مطرح شده، توجهی نمی توان کرد. آنچه در عمل رخ داد این بود که اسماعیلیان از زمان محمد بن اسماعيل بن جعفر صادق (ع) به صورت پنهانی فعالیت خویش را در عراق و یمن و مغرب آغاز کردند. از نظر آنان پس از محمد مکتوم، امامت به جعفر صدق رسیده، آنگاه به فرزندش محمد حبیب و بعد از او به عبیدالله مهدی که نخستین خلیفه فاطمی در مغرب است. ارادت اسماعیلیان به نسلی از امامان مستور (که به عبید الله مهدی ختم شد) چندان بود که آنان در وقت ظهور، به سادگی توانستند دولت بزرگی را تشکیل دهند. ابن خلدون گوید شیعیان این جماعت در یمن تا حجاز و بحرین و خراسان و کوفه و بصره و طالقان پراکنده بودند. عادت ایشان بر این بود که به «الرضا من آل محمد» دعوت میکردند. این شیعیان به زیارت قبر حسین (ع) رفته، از آنجا به سلمیه می رفتند تا امامان از نسل اسماعیل را زیارت کنند. در یمن نیز شیعیان آنان وجود داشتند که از آن جمله قوم بنی موسی بودند. وقتی مهدی خروج کرد، قاصدی به یمن نزد بنی موسی فرستاد و دعوت خود را آشکار کرده، و آنان را به «المهدی من آل محمد» فرا خواند. بسیاری از مردم یمن از وی پیروی کردند. در این وقتی یکی از آنان به مکه رفت و از آنجا همراه حجاج مغربی به کتامه رفته، با حمایت مردانی از آن نواحی به تدریج بر آن دیار غلبه کرد. وی توانست دولت اغالبه را شکست داده و شهری به نام دار الهجره بنا کند. او به فرزندش عبید الله وصیت کرد: «انت المهدی». شیعیان مغرب پس از این پیروزیها به عبیدالله پیغام داده، او را به مغرب دعوت کرده، گفتند که در انتظارش هستند. وی که خلیفه عباسی در تعقیبش بود، ابتدا در لباس تاجران به مصر رفته، از آنجا به مغرب گریخت. پیروزیهای مکرر شیعیان اسماعیلی سبب پیوستن قبایل مختلف به آنان شد. در این وقت بود که عبیدالله شیعی به سجلماسه رسید و ابو عبدالله شیعی همه چیز را در اختیار او نهاد و در آنجا بود که به سال ۲۹۶ با وی به عنوان «امام» و «المهدی امیر المؤمنین» بیعت شد. احساس عموم یاران وی این بود که مهدی که قرار بوده بیاید و همه جا را سرشار از عدل و داد کند، ظاهر شده و اکنون نوبت آن است تا آرزوها تحقق یابد. این تلاشی بود که ۱۵۰ سال به طور مستمر با شکل دهی به کانونهای دعوت در نقاط مختلف جهان اسلام، با عشق به برپایی حکومت «عترت طاهره» صورت گرفته و اکنون به نتیجه رسیده بود. عبید الله مهدی در جریان این ظهور به عنوا «مهدی» جلوه گر شد و مهم ترین شهری که او تأسیس کرد شهر مهدیه بود. نوشته اند که مدتی بعد وی ابو عبدالله شیعی را که زمینه پیروزی اور ا فراهم کرده بود، کشت و این هم به این دلیل بود که از او برای مهدویت دلیل خواسته بود. عبيد الله مهدی تا سال ۳۲۲ که درگذشت، توانست دولتش را چندان استوار کند که نه تنها مصر بلکه بخش بزرگی از جهان اسلام را برای قریب دو قرن در اختیار یک دولت شیعی قرار داد. وی فرزندش را ملقب به قائم نمود.
472
7
#نظام_سلطانی جمهوری دومینیکن در سال ١٨٢١ استقلال خود را از اسپانیا به دست آورد، اما یک سال بعد همسایه اش هائیتی آن را ضمیمه خود کرد. در سال ۱۸۴۴ جمهوری دومینیکن استقلال خود را بازپس گرفت. در سال ۱۸۶۱ کشمکشهای مدنی، سیاسی و بین المللی مقامات مسئول را مجبور کرد که بازگشت حکومت استعماری اسپانیا را درخواست کنند. اسپانیایی ها تا سال ۱۸۶۵ در آنجا ماندند. هنگامی که این کشور استقلال خود را دوباره به دست آورد، رئیس جمهور تلاش کرد کشورش را به ایالات متحده آمریکا بفروشد، اما سنای آمریکا حاضر نشد موافقت کند. در سال ۱۹۰۳ آمریکا تصدی گمرکات را بر عهده گرفت و از سال ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۴ این کشور را اشغال کرد و آن را اداره میکرد. تروخیلو در سال ۱۹۳۰ به قدرت رسید، و چهار سال پس از سرنگونی حکومت دیکتاتوری اش، ایالات متحده آمریکا دوباره در سال ۱۹۶۵ این کشور را مورد تهاجم قرار داد.
404
8
آقای نخست‌وزیر در مذاکرات از سفیر انگلیس می‌پرسند خوب نیست برای مردم ایران این اظهارات را بشنوند. جواب می‌دهد مگر مردم نمی‌دانند یا نمی‌گویند؟ فروغی می‌پرسد چرا جلوگیری نمی‌کنید؟می‌گوید مگر ما می‌توانیم جلوی رادیوی فارسی را که یک نفر ایرانی حرف می‌زند جلوگیری کنیم؟ لابد این گفته‌ها صحیح است که مردم ایران این قدر علاقه‌مند شدند. در هر صورت آقای فروغی اظهار کردند که از بیانات آقای بولارد سفیر انگلیس مفهوم میشد که دیگر کار پهلوی تمام است ولی مشخص و معلوم نیست چه نظری دارند، می‌خواهند شخص رضاخان برود یا تمام خانواده‌اش. #عباسقلی_گلشائیان
366
9
رادیو لندن اینروزها دیگر تمام سخنانی که مردم در خفا هم جرأت نمی‌کردند بگویند از قبیل بردن مال مردم، سلب آزادی افراد، تصرف املاک و بالاخره توقیف و حبس و کشتن و غیره را با انتساب به رضاشاه می‌گفت. ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ #عباسقلی_گلشائیان
315
10
#سوسن_تسلیمی یک بار یکی از محلی ها در صحنه بازار [فیلم باشو] لج کرده بود و مغازه اش را نمی بست. هرچه می گفتیم امروز تعطیل است، فقط چند دقیقه در مغازه ات را ببند، یا لااقل داخل مغازه ات بشین، قبول نمیکرد که هیچ، بعد هم یک سنگ بزرگ ده کیلویی ترازویش را پرت کرد طرف بهرام [بیضایی] که اگر جاخالی نمیداد، میتوانست فاجعه به وجود بیاورد. خلاصه از جایش تکان نخورد و در فیلم هم هست.
452
11
#سیروس_نهاوندی بخشی از متنی که دکتر معصومه طوافچیان (شکوه) چند روز پس از لورفتن خانه ای که با همسرش پرویز واعظ زاده در آن میزیست، به نگارش کشید. گزارش او از حمله ی ساواک، به رفقای تشکیلاتی اش در خارج از کشور، آخرین نوشته ی او پیش از ناپدید شدنش است. پیکر او هرگز پیدا نشد: ما غیر از تعداد محدود قبضه اسلحه برای دفاع از خانه های مخفی، اسلحه ی دیگری نداریم. همه ی ما و در رأس ما حميد [واعظ زاده] مثل همه ی سازمان عمیقاً به جنگ توده ای اعتقاد داریم، و رژیم محیلانه خواسته است که با منسوب کردن رهبر ما به خط چریکی، برای توده ها علامت سؤال ایجاد کند. باید سازمان و دیگر گروههای انقلابی هشیار باشند که در این چاله نیفتند. علت این که ما در خانه های مخفی یک یا دو قبضه اسلحه نگه میداریم هم برای ایجاد امکان فرار از دست دشمن در مواقع ضروری است. ما عمیقاً معتقد هستیم که راه اصلی حفظ سازمان و رفقا از گزند دشمن، مخفی شدن در میان توده ها و رعایت دقیق اصول مخفی کاری است. ولی در مواقعی که به دلیل اشتباه مشخص خود ما و یا اتفاقاتی نظیر آن در محاصره ی دشمن افتادیم، داشتن اسلحه به ما کمک خواهد کرد که محاصره را شکسته و فرار کنیم. وقتی ما با داشتن اسلحه از خانه خارج شدیم با تمام قوا مصمم به فرار بودیم، افکار هدایت کننده ی ما این نبود که زنده به دست دشمن نیافتیم و یا هر چه بیشتر از مأمورین دشمن بکشیم. زندگی ما برای مبارزه است و تا آنجا که مبارزه اقتضا کند، زنده خواهیم ماند. و آنجا که اقتضا کند مرگ را پذیرا خواهیم شد. با چنین روحیه ای بود که رفیق حمید شجاعانه مبارزه و مقاومت کرد و شهید شد.
424
12
#بشارت_منجی در سال ۲۸۰ هجری، آلفونسوی سوم پادشاه لیون توانست شهر سموره را از دست مسلمانان خارج کند. زان پس از این شهر به عنوان پایگاهی علیه مسلمانان استفاده میکرد. به نوشته عنان: «چون فتنه شدت گرفت و بر سایر نواحی گسترش یافت، أحمد بن معاويه معروف به ابن القط ظهور کرد.» احمد بن معاویه از اعقاب هشام بن عبدالرحمان بود و در میان بربرها به دعوت پرداخت و خود را مهدی خواند: «احمد مردی دانا و شعبده گر و تیزهوش و با عزم و اراده بود. جماعت کثیری از بربرها گرد او را گرفتند و او اعلام جهاد کرد و برای گشودن سموره، لشکر در حرکت آورد» در نخستین نبردی که صورت گرفت، ابتدا مسیحیان شکست خوردند. اما با جدا شدن شماری از یاران وی در نبرد بعدی کشته شد. این اتفاق در سال ۲۸۸ افتاد. حرکت وی صبغه شیعی نداشته و این نشانگر آن است که باور مهدویت و ادعای آن در عمق تسنن اموی هم ریشه داشته است.
590
13
#نظام_سلطانی نظامهای سلطانی نیازمند منابع قابل ملاحظه ای هستند که مستقل از نیروی کار صنعتی بزرگ، طبقه کارفرما، دستگاه اداری مدرن، متخصصان متعدد و مستقل و... باشند. دولت های رانتی بدین سان بیشتر مستعد تبدیل به نظام های سلطانی هستند. منابع طبیعی که به آسانی قابل بهره برداری باشند و تولید آنها در دست یک یا چند مؤسسه با سودهای کلان باشد، میتوانند منابع مالی چنین نظامی را فراهم سازند، به ویژه هنگامی که نخبگان ضعیف باشند. شکر، نفت و مس هر یک نمونه ای از این منابع بوده اند.
359
14
#سوسن_تسلیمی بعد از تمام شدن فیلم باشو، افسردگی و نگرانی درباره آینده و این که هیچ دلگرمی و امیدی وجود نداشت، شروع شد. همه چیز برایم سیاه شده بود. از همان موقع در فکر بیرون آمدن [از ایران] بودم. دو فیلم توقیف شده داشتم، صحنه هایم را در سربداران درآورده بودند، با مادیان هم آن رفتار را کرده بودند، میدانستم که سرنوشت باشو هم همین است. همۀ اینها یک نومیدی به وجود آورده بود.
521
15
#سیروس_نهاوندی محسن رضوانی: وفا (مهوش) جاسمی را در هفته های آخر سال ۱۳۵۵ در تهران دستگیر کردند. هیچگاه خبر کشتن او را زیر شکنجه اعلام نکردند، جنازه ی او را به پزشک قانونی تهران تحویل ندادند، و بازماندگانش هیچ گاه نتوانستند جایگاه ابدی او را بیابند و هنوز در جستجوی او هستند. حتا پرویز ثابتی هم اشاره ای به این جنایت خود ندارد. برگشتن به آن گذشته دور هنوز دردآور است. زخمی است که هیچگاه از سوز و دردش آرام نگرفته ام. خاطره ای است که هیچگاه غایب نمیشود، همیشه حاضر است. در خواب و بیداری، در خوشی ها و ناخوشیها، در درگیریهای سیاسی و اجتماعی، در لحظه های تردید و شک، لرزان و خیزان، سال هاست همه جا و همیشه با من است.
424
16
پهلوی دستور دادند فوراً به وزارت جنگ رفته و در جلسه شورایعالی جنگ شرکت نماییم. مخصوصاً تاکید نمودند برویم و مطالعه کنیم آیا قادر به ادامه جنگ می‌باشیم یا نه؟ باتفاق نخست‌وزیر، راه وزارت جنگ را پیش گرفتم. در سالن وزارت جنگ گوش تا گوش امراء ارتش نشسته بودند، صحبت شروع شد؛ وزراء گفتند ما هیچ اطلاعی از امور جنگی نداریم، اگر آقایان امراء تشخیص بدهند که ادامهٔ جنگ ممکن و میسر است ما وزراء کابینه از این تصمیم پشتیبانی خواهیم کرد. اغلب امرای ارتش با غرور عجیبی اظهار عقیده می‌کردند که قادر به جنگ خواهیم بود و جنگ خواهیم کرد. موضوع داشت به مرحله نهایی می‌رسید یعنی تصمیم این میشد که نیروهای ایران خواهند توانست با نیروهای مجهز شوروی و انگلیس مقابله نمایند که ناگهان سرتیپ رزم‌آرا و سرتیپ عبدالله هدایت گفتند: «خیر! ارتش ایران قادر به ادامه جنگ نیست، چون قوه تحرک ندارد و برای نقل‌و‌انتقال سربازان وسائل موتوری لازم است، در صورتی که پادگانهای ما در استانهای شمالی و جنوبی فاقد این وسائل بوده و مهمتر از همه خواربار بقدر پنج روز در انبارها موجود نیست.» بیانات سرتیپ رزم‌آرا و سرتیپ هدایت، محیط مذاکره را دگرگون نمود. همه به فکر فرو رفتند. امرایی که لحظه‌ای قبل با حرارت می‌گفتند قادر به ادامه جنگ می‌باشیم در سکوت محض رفته بودند. از خاطرات دکتر محمد سجادی وزیر راه وقت در جریان شرکت در شورای عالی دفاع کشور در روز پنجم شهریور ۱۳۲۰ #محمد_سجادی
326
17
و مقارن آن، ولی سلطان رومی شاهسیون که در آن ولا از ولایت گیلان به دار السلطنه قزوین آمده، تهمت مریدی آن درویش بد کیش می کشید، به خاطر جمع به جانب حجره روان گردید که شاید به زبان دل آسا، پیر و رفقا را به مدارا و مواسا از بند بلا برهاند. یکی از آن خون گرفتگان امانش نداده، به تیر مهره تفنگ به دیار عدم فرستاد. و مردم شهر چون دیدند که از در حجره، فتح البابی روی نمی نماید، به ناچار در دفع و رفع آن غدار از در دیگر درآمده، یکی از فرزندان میر جمال وزیر آن دیار (موسوم به میرزا عبد الجبار) با جمعی از دلاوران جگردار خود را بر فراز حصار رسانیده، بام آن حجره را بشکافت و خروارهای خار را که در آن دیار به «ورک» اشتهار دارد، به نفت آلوده، از آن شکاف به درون حجره انداخت. و شعله حیات مریدان آن نادرویش به بارش آن ابر آتشبار انطفا پذیرفته، از خرمن شور و شر ایشان جز کف خاکستری در دست باد صرصر نماند. و آن ناپاک بی باک را نیم سوز از کوره هلاک بیرون کشیده، معروض تیغ سیاست گردانیدند. چون وزیر و کلانتر دار السلطنه قزوین به اشاره والا در صدد تفحص و تحقیق آن درآمدند، در خانه آن بی دین چیزی به جز گلیمی پشمین و کاسه ای چوبین نیافتند. و به وضوح پیوست که معرکه آرایی وی به هم دستی چشم بندی علوم غریبه بوده.
405
18
👆 القصه! آن نادرویش بعد از سیر و سیاحت، رخت مردم فریبی به کافور آباد محلی از محال دار السلطنه قزوین کشیده، معرکه آرای هنگامه عام فریبی گردید. و در بدایت کار (تا خود را از نظر عیب جویان آن دیار نهان سازد) تأهل اختیار و همشیره باقر خان بیک قوشچی خاصه شریفه را به درد بی درمان ازدواج خود گرفتار گردانید. و پس از آن به خاطر جمع، دکان خود فروشی و شیادی و عام فریبی و صیادی به کام مدعا گشوده، ترک و تاجیک و دور و نزدیک را بر سر خوان سخنان عام فریب خود مهمان نمود. و رفته رفته خلقی کثیر و گروهی انبوه به خانقاه آن گمراه راه برده، از در پیر مریدی آن روسیاه درآمدند. و کثرت اعوان و انصار وی از قلمرو شمار بیرون رفته، در خانقاه درویشی بساط سلطنت و پادشاهی فرو چید. و نوبتی، مردم دار السلطنه قزوین ازسوء اعتقاد آن ملحد بی دین خبردار گردیده، آن مردود پلید را به شهر طلبیدند و علمای اعلام و فضلای کرام در مقام تحقیق عقیده وی درآمده، چون روباه بازانه دم به تله نداد و از آنچه پرسیدند جواب مطابق سؤال شنیدند، دست از گریبان مؤاخذه و بازخواست آن ملحد بی دین کشیده، مرخص اش گردانیدند. و آن سلسله جنبان فتنه و فساد به سرعت برق و باد روی مردم فریبی و شیادی به صوب کافورآباد نهاده، بیشتر از پیشتر متاع خود فروشی خود را رواج داد و گاه به دعوی مهدویت و گاه به ادعای نیابت آن حضرت، شایستگی سلطنت خود را خاطر نشان مریدان نادان کور باطن میکرد. تا از راه هجوم عام و ازدحام آن طایفه گمنام، روی اهتمام به نظام و انتظام مهام پادشاهی سلطنت بسط بساط و جهانگشایی آورد و به صلاح و صوابدید مریدان کم خرد، بنای کار روزگار و خود را بر عالم گیری نهاده، با فدویان و مریدان خود قرار داد که نخست دار السلطنه قزوین را (که پای تخت شاه جنت مکان است) به حیطه ضبط و تسخیر در آورده، پس از آن عنان عزیمت به صوب تسخیر ممالک ربع مسکون منعطف گرداند. لاجرم در سحرگاه شانزدهم ماه ذی الحجة الحرام از کافور آباد به عظمت و شوکت تمام و کثرت و ازدحام، روی شر و شور به صوب دار السلطنه مذکور نهاد و فرمان داد که ک جمعی از فدویان و مریدان به افراختن الویه و اعلام لشکر کشی و کشور گشایی پرداخته، گروهی نیز پیاده در رکاب شقاوت انتساب وی خود را به تلاوت کلام ملک علام و ادای تکبیر و صلوات رطب اللسان سازند. و به این آیین چون به دار السلطنه قزوین رسید، نخست متوجه در خانه شاهویردی بیک ترکمان (که در آن سال داروغه به استقلال آن معموره جنت قرین بود) کشیده، به بهانه خیرخواهانه او را از خانه بیرون طلبید. و مشار الیه به سبب کثرت و عدت اتباع و اشیاع وی، مصلحت در بیرون آمدن ندیده، به عذری مناسب آن زیاده سر مغرور را از سر خود دور گردانید. و چون ملاقات داروغه دست به هم نداد و از این راه دری از حصول مطلب بر روی خیال خام وی نگشاد، از راه پیش بینی روی مردم فریبی به آستانه متبرکه امام زاده لازم التعظيم شاهزاده حسین - عليه التحيه و التسليم - که در کنار شهر واقع است نهاده، بار اقامت در حصار آن مزار كثير الانوار گشاد. و جمعی از مریدان که به مرافقت آن ملحد نادان داخل حصار شده بودند، بر در حجره ای که مدفن یکی از سادات عظام آن ملک معمور و مشهور به میر فغفور بود، جمع آمده، بنیاد شر و شور و آغاز فتنه و فتور و مذکور نمودند، که پیشوای ما به دعای بی ریا بعد از حضور داروغه و سایر اعیان میر فغفور را زنده خواهد کرد! و رایحه این خبر چون به مشام شعور مردم شهر رسید، از راه وفور اعتقاد زن و مرد پیر و جوان روی ارادت به جانب گورستان نهادند و آوازه ظهور وخروج صاحب الزمان و خبر احیای اموات و هجوم و ازدحام زنان و مردان خرد خرده دان را از قیام ساعت و روز قیامت در گمان انداخته، شور يوم النشور را هویدا ساخت. القصه! چون آن مرده بلای زنده بلا به چهار حمال آروزهای محال جیفه پلید خود را به آن روضه پاک برد، شاهویردی بیک داروغه، خواجه شیرک قوشچی را که از جمله آقایان معتبر و از راه انجام بعضی از مهام به دار السلطنه قزوین آمده، در آن معموره جنت قرین بود، به اتفاق وزیر و کلانتر و سایر عمال جمع آورده، به مصلحت و صوابدید یکدیگر روی جمعیت به دفع و رفع شور و شر آن پلید از سگ کمتر نهادند و از هجوم عام شهریان نیز ازدحام تمام به هم پیوسته، ابواب خلاص و نجات و دروازه های حصار آن مزار کثیر الانوار را بر روی آن ناتمام غدار بستند. و از اعوان و انصار آن مزور غدار جمعی که در خارج حصار بودند - چون دیدند که کار به محاصره حصار و گرفتن آن گروه نابکار رسید - بر مرکبان خود سوار و آواره دیار فرار گردیدند. و با آن نادرویش، معدودی چند در درون حصار بیش نمانده بود، که شهریان دست و تیغ جرأت به خون آن جماعت بی بصیرت آلودند و نفری چند که با آن خمیرمایه فتنه و فساد در مقبره میر فغفور محصور بودند، درِ حجره را به روی خود بسته، از منافذ دستِ جرأت به انداختن تیر و تفنگ گشودند.
314
19
#بشارت_منجی خلد برین، تألیف ۱۰۷۸: دیگر از سوانح حیرت زا، سانحه ظهور و خروج سردفترِ سفها، درویش رضا در معموره جنت قرین دار السلطنه قزوین و فرو نشستن شعله شور و شر آن بی دین به آب تیغ ازدحام و هجوم عام سكنه و متوطنین این خطه خلد آیین بود. تبیین این سانحه عجیبه و تفصیل این واقعه غریبه آنکه آن نادرویش بد کیش، در بدایت نشو و نمای خویش - از راه کسب اعتبار - خود را از طوایف شاملوی افشار و رکابدار و کارگزار قراحسن خان، بیگلربیگی قلمرو علیشکر و حاکم همدان به قلم میداد. و چون پیشخدمت بود، از راه پس کوچه وسع مشرب در دلجویی بر روی آشنا و بیگانه می گشاد. و به هنگام عبور از رود ارس چون از اهل هوس کسی فریادرس نبود، نفس در قفس وی پیچیده، به ظاهر کار غریق لجه آن بحر ذخار گردید. و چون غرق کردن وی بدان بحر طوفانی نهایت گرانی داشت و کام نهنگ را از فرو بردن او ننگ میآمد، بعد از آنکه سه روز مانند حباب بر روی آب گردید، رخت زندگانی به ساحل کشید. از قضا جمعی از درویشان همه جا همراه، رفیق دلخواه آن رو سیاه گردیده، روی عزیمت به راه سیاحت و جهانگردی آوردند. و نوبت سیر و دور ایشان از بلاد روم و مصر به مراکش و انطاکیه اتفاق افتاده، در آن دیار بار گوشه گیری گشادند. و آن نادرویش با درویشان بد كيش خلوت نشین و وحدت گزین به سر میبرد تا سر رشته ای از علوم غریبه و فنون عجیبه به دست آورد. و رفته رفته کار کشف و کرامت را به جایی رسانید که خردمندان آگاه که به خانقاه شیادی و صیادی وی رسیده بودند، تصدیق کشف و کرامات آن خمیر مایه فتنه و فساد مینمودند. و یکی از ایشان میرزا تقی، وزیر گیلان و مازندران بهشت نشان بود که به صومعه زهد فروشی وی رسیده، زیب و زینت و اسباب بزرگی و حشمت آن متنعم مفلس را به آیینی دیده بود که خرد خرده بین از قبول آن امتناع مینمود. و یکی از آن جمله آن بود که چون به خلوت صحبت وی می رسد، مجلسی مشحون به خواسته های گوناگون و تکلفات از حد افزون مشتمل بر ظروف و اوانی طلا و نقره و فرشهای ملوکانه و سایر اسباب خسروانه و بواب و حجاب و امثال آن که دست قدرت و مکنت هیچ یک از امرای عالی شان به عشر عشیر آن نرسد، می بیند. 👇
286
20
#نظام_سلطانی تثبيت و تداوم نظامهای سلطانی تا اندازه ای نیازمند نوسازی حمل و نقل و ارتباطات و نیز نوسازی سازمانهای نظامی و پلیس و برخی ادارات کشوری با هدف تأمین منابع مالی برای حفظ حکومت و جلوگیری از تهدید آن است. انزوای توده های روستایی، فقدان آموزش و فقر آنها برای تأمین اطاعت منفعلانه آنها (از جنس ترس همراه با حق شناسی به خاطر اقدامات رفاهی پدر سالارانه ی حکومت) که با مقدار کمی توسعه امکان پذیر می شود، برای نظام سلطانی لازم است.
311