ابوالفضل بجانی | Abolfazl Bejani
رفتن به کانال در Telegram
👤 معلم تربیت بدنی دکتری مدیریت ورزشی کارشناس ارشد جامعهشناسی دبیرکل فدراسیون ورزش دانشآموزی 💗 جامعهشناسی ـ فرهنگ ـ ورزش وَ مَاۤ اُوْتِیْتُمْ مِّنَ الْعِلْمِ اِلَّا قَلِیْلًا | آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است. پیام؛ @abolfazlbejani
نمایش بیشتر624
مشترکین
+124 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+530 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+5
در 0 کانالها
اوت '26
+31
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+25
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+13
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+11
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+9
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+14
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+4
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '25
+9
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+11
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+5
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+15
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+5
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+9
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+6
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+4
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+6
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+4
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+13
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+7
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+4
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+22
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+21
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+16
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+34
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+100
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+62
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+20
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+11
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+21
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+46
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+38
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+1 155
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 20 سپتامبر | +1 | |||
| 19 سپتامبر | +1 | |||
| 18 سپتامبر | 0 | |||
| 17 سپتامبر | 0 | |||
| 16 سپتامبر | 0 | |||
| 15 سپتامبر | 0 | |||
| 14 سپتامبر | 0 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | +1 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | +1 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | 0 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
در دوره رشد پرشتاب ناسیونالیسم، مورخ درباری و زندگینامهنویس پادشاهان و فرمانروایان جای خود را به مورخ ملی علاقهمند به قهرمانان و شهدای ملی داد، اما در همان زمان و در اعتراض به این روند انقباضی اذهان بزرگ داشتند معنی تاریخ جهان را گسترش میدادند و مردانی چون آدام اسمیت، هگل، مارکس، بورکهارت، رانکه و مامسن سعی میکردند جهان را یک کل ببیند.
| 2 | کتاب جامعه شناسی در محکمهی جامعه شناسان
https://ketabrah.ir/go/b76541 | 1 |
| 3 | جامعهشناسی یک کنکاش فکری بود که دسته جدیدی از اندیشمندان آن را دنبال میکردند.
در سال 1816، فردریش باخهولز در آلمان این کنکاش را اینگونه میدید: «ظهور علمی که قرنهای پیشین حتی خوابش را هم نمیدیدند؛ یعنی علم روابط ضروری و تصادفی جامعه.» باخهولز نامی برای این اندیشمندان جدید نداشت، اما آنها را بهعنوان ذهنهای خاصی توصیف کرد که «تمام تلاششان معطوف به نزدیکتر کردن علم به وضعیت جامعه و انطباق علم با آن است.». | 114 |
| 4 | ملانصرالدین زمینی خرید تا خانهای برای خودش بسازد. هنوز کار درست شروع نشده بود که هرکس از راه میرسید، نظری میداد؛ یکی میگفت حمام اینجا باشد، دیگری آشپزخانه را آن طرف میخواست، یکی پذیرایی را جابهجا میکرد و دیگری از ورودی ایراد میگرفت.
ملا هم حرف همه را گوش میکرد و هر بار نقشه را تغییر میداد. مدتی نگذشت که دیگر معلوم نبود این خانه را چه کسی طراحی میکند. همه نظر داده بودند، اما هیچکس مسئول نتیجه نبود. آخر سر، زمین از دست ملا درآمد.
ملا زمین دیگری خرید و این بار با نقشه خودش شروع کرد. دوباره اهل نظر از راه رسیدند و توصیهها آغاز شد. ملا زمین قبلی را نشانشان داد و گفت:
«آن زمین برای شما؛ بروید هرطور دوست دارید بسازید. اما این یکی مال من است.»
گاهی فکر میکنم زندگی ما هم شبیه همان زمین اول ملا شده است؛ هرکس از راه رسیده چیزی گفته، چیزی خواسته، چیزی جابهجا کرده و ما هم آنقدر نقشه را مطابق نظر دیگران عوض کردهایم که گاهی دیگر خودمان هم نمیدانیم قرار بود چه زندگیای بسازیم.
این یکی را که تا اینجا خراب کردهایم...
کاش آدم یک زمین دیگر هم داشت؛
تا این بار، آن را برای خودش زندگی کند. | 153 |
| 5 | این پایان، داستان را از مدیریت به زندگی شخصی میآورد و اثرش را بیشتر میکند. نسخه روانتر و مناسب انتشار:
ملانصرالدین زمینی خرید تا خانهای برای خودش بسازد. هنوز کار درست شروع نشده بود که هرکس از راه میرسید، نظری میداد؛ یکی میگفت حمام اینجا باشد، دیگری آشپزخانه را آن طرف میخواست، یکی پذیرایی را جابهجا میکرد و دیگری از ورودی ایراد میگرفت.
ملا هم حرف همه را گوش میکرد و هر بار نقشه را تغییر میداد. مدتی نگذشت که دیگر معلوم نبود این خانه را چه کسی طراحی میکند. همه نظر داده بودند، اما هیچکس مسئول نتیجه نبود. آخر سر، زمین از دست ملا درآمد.
ملا زمین دیگری خرید و این بار با نقشه خودش شروع کرد. دوباره اهل نظر از راه رسیدند و توصیهها آغاز شد. ملا زمین قبلی را نشانشان داد و گفت:
«آن زمین برای شما؛ بروید هرطور دوست دارید بسازید. اما این یکی مال من است.»
گاهی فکر میکنم زندگی ما هم شبیه همان زمین اول ملا شده است؛ هرکس از راه رسیده چیزی گفته، چیزی خواسته، چیزی جابهجا کرده و ما هم آنقدر نقشه را مطابق نظر دیگران عوض کردهایم که گاهی دیگر خودمان هم نمیدانیم قرار بود چه زندگیای بسازیم.
این یکی را که تا اینجا خراب کردهایم...
کاش آدم یک زمین دیگر هم داشت؛
تا این بار، آن را برای خودش زندگی کند. | 1 |
| 6 | بدون متن... | 23 |
| 7 | استعمار مفهومی از طریق ترجمه
مدتی است به بعضی واژههایی که سالها در مدیریت، علوم اجتماعی و ورزش به کار میبریم، با تردید بیشتری نگاه میکنم. نه از این جهت که لزوماً «غلط» ترجمه شده باشند؛ مسئله این است که گاهی ترجمه فقط بخشی از مفهوم را منتقل میکند و بخشهای دیگری از معماری معنایی آن را جا میگذارد. بعد همان ترجمه تقلیلیافته آنقدر در کتاب، دانشگاه، پایاننامه، مدیریت و سیاستگذاری تکرار میشود که دیگر متوجه نمیشویم چیزی از مفهوم اصلی کم شده است. من این وضعیت را «استعمار مفهومی از طریق ترجمه» مینامم؛ یعنی جایی که ترجمه از واسطه فهم، آرامآرام به جای خود مفهوم مینشیند.
مثلاً Marketing یک فعالیت و فرایند مستمر است: شناخت نیاز، خلق ارزش، طراحی پیشنهاد، ارتباط، مبادله و یادگیری. اما «بازاریابی» از «بازار + یابی» ساخته شده و «یابی» چیزی را تداعی میکند که از قبل وجود دارد و باید پیدایش کرد. به همین دلیل یک Process مستمر میتواند در ذهن ما به یک Project تبدیل شود: «محصول را ساختهایم، حالا برویم بازارش را پیدا کنیم.» بعد هم عجیب نیست اگر Marketing به تبلیغات، فروش و مشترییابی فروکاسته شود.
در Talent Identification و استعدادیابی نیز همین اتفاق رخ میدهد. Talent Identification در کنار Detection، Selection، Development و Talent Pathway معنا دارد؛ استعداد با رشد، محیط، فرصت، آموزش و تجربه شکل میگیرد. اما «استعداد + یابی» این تصویر را میسازد که استعداد از قبل در فرد وجود دارد و وظیفه ما فقط پیدا کردن آن است. در نتیجه، یک نظام رشد استعداد ممکن است به این فرمول تقلیل یابد: آزمون بگیر، مستعدها را پیدا کن و انتخابشان کن.
Entrepreneurship هم وقتی «کارآفرینی» میشود، ایجاد شغل بیش از حد در مرکز قرار میگیرد؛ درحالیکه مفهوم اصلی با فرصت، نوآوری، عدمقطعیت، ترکیب منابع و خلق ارزش پیوند دارد. اشتغال میتواند یکی از پیامدهای Entrepreneurship باشد، نه تعریف کامل آن. اما اگر ترجمه تثبیت شود، حتی ممکن است سیاستگذار موفقیت کارآفرینی را فقط با تعداد شغل ایجادشده بسنجد.
در Stakeholder و ذینفع، مسئله از جنس محدودشدن دامنه رابطه است. Stakeholder الزاماً کسی نیست که «نفع» میبرد؛ ممکن است بر تصمیم ما اثر بگذارد یا از آن آسیب ببیند. ساکنان اطراف یک مجموعه ورزشی ممکن است از ترافیک و سروصدا زیان ببینند و هیچ منفعتی هم نداشته باشند، اما همچنان Stakeholder هستند. ترجمه «ذینفع» میتواند کسانی را که زیان میبینند از میدان تحلیل خارج کند.
در ورزش، Sponsorship و حمایت مالی نمونه روشنی است. «حمایت» بوی کمک میدهد و «مالی» هم ذهن را مستقیماً به پول میبرد. مدیر نزد شرکت میرود و میگوید: «از مسابقات ما حمایت کنید.» درحالیکه Sponsorship یک رابطه مبادلهای است؛ سازمان ورزشی برند، مخاطب، رویداد، محتوا و حقوقی دارد و طرف مقابل نیز برای رسیدن به هدفی مشخص وارد رابطه میشود. یعنی مسئله «درخواست پول» نیست؛ طراحی مبادله ارزش است.
در Benchmarking و الگوبرداری نیز یادگیری ممکن است به تقلید تبدیل شود. Benchmarking یعنی مقایسه، تشخیص شکاف، فهم چرایی عملکرد بهتر، یادگیری و سپس تطبیق آن با شرایط خودمان؛ اما «الگوبرداری» خیلی راحت میشود: «آنها این کار را کردهاند، ما هم همان را انجام دهیم.» همچنین Accountability وقتی فقط «پاسخگویی» فهمیده شود، ممکن است از توضیح، توجیه، بررسی مستقل، ارزیابی و پیامد به صرف «جواب دادن» تقلیل یابد؛ تا جایی که مدیری تصور کند چون توضیح داده، پس پاسخگو بوده است.
وجه مشترک همه این مثالها همین است: ترجمه یک بخش از مفهوم را برجسته میکند و بخشهای دیگر را کمرنگ میکند. اگر این تقلیل فقط در یک کتاب باقی بماند، مسئله چندان بزرگ نیست؛ خطر از جایی آغاز میشود که همان ترجمه در آموزش تثبیت شود، در پژوهش تکرار شود، وارد مدیریت و سیاستگذاری شود و بعد به نسل بعد منتقل شود.
یک لغزش کوچک زبانی میتواند به یک عادت بزرگ فکری تبدیل شود. این همان چیزی است که من از آن بهعنوان استعمار مفهومی از طریق ترجمه یاد میکنم: نه هر ترجمه ناقص، بلکه وضعیتی که یک ترجمه تقلیلیافته چنان تثبیت و بازتولید میشود که امکان دیدن معنای وسیعتر مفهوم اصلی را دشوار میکند.
بعد از چند نسل، دیگر ترجمه را ترجمه نمیبینیم؛ آن را خودِ مفهوم تصور میکنیم. | 180 |
| 8 | کلیپ زیبایی از پاراگلایدر سواری در سایت پروازی ارلان
🌸 رسانه شهرستان مرند #مرندسیتی۲۵ ✔️
🔹t.me/marandcity25 تلگرام
🔹http://ble.ir/marandcity25 بله
🔹Instagram.com/marandcity25 اینستا
بیزه قوشولون عزیزلر🌸 | 153 |
| 9 | مسابقات ملی قهرمانی پاراگلایدر در سایت پروازی روستای ارلان بخش کشکسرای شهرستان مرند در رشته مسافت با حضور بیش از صد شرکت کننده برگزار شد
@marandcity25 | 142 |
| 10 | ۱) فاصله بین خونه و محل کارت.
رفتوآمد طولانی، بیسروصدا ساعتهایی از عمرت رو میدزده که دیگه هیچوقت برنمیگردن.
اگه این فاصله رو کمتر کنی، هر روز زمان، انرژی و آرامش بیشتری برای خودت پس میگیری.
۲) چیزهایی که در طول روز وارد ذهنت میکنی.
کیفیت زندگیت تا حد زیادی به چیزهایی بستگی داره که وارد ذهنت میکنی. همین الان هم فید شبکههای اجتماعیت داره روی حالوهوات تأثیر میذاره، بدون اینکه خودت متوجه باشی.
خوابت.
وقتی خوابت بههم ریخته باشه، هیچ چیز دیگهای درست کار نمیکنه.
از خوابت مثل پایه و اساس کل زندگیت محافظت کن؛ چون واقعاً همینطوره.
۴) آدمهایی که بیشترِ وقتت رو باهاشون میگذرونی.
میگن در نهایت شبیه میانگینِ ۵ نفری میشی که بیشتر از همه بهت نزدیکن.
آدمهایی رو انتخاب کن که باعث رشد و پیشرفتت میشن و بیسروصدا فاصلهت رو با آدمهایی که انرژیت رو میگیرن بیشتر کن.
۵) چقدر بدنت رو حرکت میدی.
بدنی که تمام روز یهجا میشینه، کمکم باعث بیقراری و افت روحیه میشه.
تحرک روزانه یکی از ارزونترین و در دسترسترین راهها برای بهتر کردن حال روحیته که میتونی پیدا کنی.
۶) استرس مالی.
موضوع پولدار بودن نیست؛ موضوع اینه که شبها به خاطر قبضها و خرجهات با نگرانی بیدار نمونی.
یه پشتوانه مالی کوچیک برای خودت بساز؛ میبینی که بخش بزرگی از اضطرابت خودبهخود کمتر میشه.
۷) نور خورشید و وقت گذروندن در فضای باز.
۱۰ دقیقه نور خورشید در صبح میتونه حالوهوای کل روزت رو بهتر کنه.
آدمهایی که حال بهتری دارن، معمولاً همونهایی نیستن که تمام هفته رو توی خونه و محیط بسته میگذرونن.
۸) استانداردی که برای خودت تعیین میکنی.
کل زندگیت در نهایت به همون سطحی میرسه که برای خودت میپذیری.
اگر از خودت انتظار بیشتری داشته باشی و به کمتر از چیزی که لیاقتش رو داری راضی نشی، کیفیت زندگیت هم بالاتر میره. | 218 |
| 11 | قاچاقچیها
من برای خودم یک قانون دارم:
وقتی میبینم دو نفر در یک سازمان، بر سرِ یک کار نادرست با یکدیگر متحد شدهاند، عجله نمیکنم که مداخله کنم یا پایان ماجرا را پیشبینی کنم.
چون تجربه به من آموخته است که بسیاری از اتحادها، نه بر پایهی حقیقت و ارزش مشترک، بلکه بر مدارِ منفعت شکل میگیرند.
و هر اتحادی که ستونهایش را بر منفعت بنا کرده باشد، تا زمانی پابرجاست که منفعتها همجهت باشند.
اما کافی است روزی منافع تغییر کند؛
آنوقت همان اعتمادی که دیروز سرمایهی اتحاد بود، میتواند به ابزارِ رویارویی تبدیل شود.
برای همین معتقدم:
در یک فیلم، همیشه شروع داستان تعیینکننده نیست؛ گاهی باید صبر کرد و پایان آن را دید.
باور دارم که برخی ائتلافها، بذرِ فروپاشی خود را از همان روز نخست در درون خویش دارند.
و به زبان سادهتر:
قاچاقچیها، بالاخره یک روز به روی هم اسلحه میکشند. | 249 |
| 12 | کلا همه چی عوض شده و سر و ته شده.
مردم برای رفتن به مدارس غیردولتی سر و دست میشکنند
بعدش هم خودشون رو میکشند بروند مشاغل دولتی. | 234 |
| 13 | در برخی ادارات کسانی علیه «مدرک» و «» | 1 |
| 14 | اون دانشآموزان هفتم و هشتم غمگین یادتونه؟
حالا تیمشون هم قهرمان شده 😍 | 260 |
| 15 | من تا زنده هستم؛
درود رو به جای سلام قبول نخواهم کرد. | 301 |
| 16 | جامعهشناسی کودکی، بازی و ورزش
گردآوری، تلخیص و تألیف؛ ابوالفضل بجانی
مدیر سابق گروه جامعهشناسی ورزش انجمن جامعه ایران
جهت تدریس در دوره تربیت مدرس بازی و ورزش کودک | 1 |
| 17 | جامعهشناسی کودکی بازی و ورزش.pdf | 333 |
| 18 | ازدواج مسلخ عشق و اداره مسلخ تفکر است. | 290 |
| 19 | همه چیز را نمیتوان با دانستن، درک کرد.
همه چیز قابل دانستن از طریق متر کردن نیست. | 314 |
| 20 | مهندسها همه چیز را میدانند
اما، همه چیز را درک نمیکنند. | 318 |
