🔎 @CE7EN فلسفه،ادبیات،هنر،روانشناسی
رفتن به کانال در Telegram
کانال @CE7EN شامل : علوم انسانی، فلسفه، تاریخ و ادبیات، روانشناسی، جامعهشناسی, فرهنگ و هنر، موسیقی، سینما، اقتصاد، علومسیاسی، سلامت، ورزش، علم و تکنولوژی است. ▫️هدف این کانال صرفا افزایش آگاهی است ، و هیچ گونه گرایش خاصی ندارد.
نمایش بیشتر7 108
مشترکین
+424 ساعت
+207 روز
+9730 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+163
در 7 کانالها
ژوئن '26
+197
در 8 کانالها
Get PRO
مه '26
+95
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+39
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '26
+9
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+145
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+57
در 7 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+177
در 9 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+149
در 8 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+161
در 13 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+129
در 7 کانالها
Get PRO
اوت '25
+133
در 11 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+167
در 10 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+136
در 9 کانالها
Get PRO
مه '25
+151
در 5 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+129
در 8 کانالها
Get PRO
مارس '25
+120
در 12 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+172
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+181
در 12 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+280
در 8 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+272
در 14 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+190
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+213
در 10 کانالها
Get PRO
اوت '24
+231
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+233
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+192
در 7 کانالها
Get PRO
مه '24
+277
در 13 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+230
در 9 کانالها
Get PRO
مارس '24
+181
در 4 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+326
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+167
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+287
در 13 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+247
در 7 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+212
در 16 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+218
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+246
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+271
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+342
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+335
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+343
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+113
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+161
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+185
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+189
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+188
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+122
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+98
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+129
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+130
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+221
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+178
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+156
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+124
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+71
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+126
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+114
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+77
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+88
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+100
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+142
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+103
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+68
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+51
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+118
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+88
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+85
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+69
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+2 434
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 23 ژوئیه | +4 | |||
| 22 ژوئیه | +8 | |||
| 21 ژوئیه | +6 | |||
| 20 ژوئیه | +6 | |||
| 19 ژوئیه | +8 | |||
| 18 ژوئیه | +5 | |||
| 17 ژوئیه | +4 | |||
| 16 ژوئیه | +7 | |||
| 15 ژوئیه | +6 | |||
| 14 ژوئیه | +14 | |||
| 13 ژوئیه | +15 | |||
| 12 ژوئیه | +3 | |||
| 11 ژوئیه | +7 | |||
| 10 ژوئیه | +11 | |||
| 09 ژوئیه | +6 | |||
| 08 ژوئیه | +4 | |||
| 07 ژوئیه | +2 | |||
| 06 ژوئیه | +4 | |||
| 05 ژوئیه | +7 | |||
| 04 ژوئیه | +4 | |||
| 03 ژوئیه | +20 | |||
| 02 ژوئیه | +10 | |||
| 01 ژوئیه | +2 |
پستهای کانال
🔎اسپینوزا و رهایی انسان از پشیمانی، ترس و اسارت احساسات
اسپینوزا، همانند نیچه، شکستنفسی و پشیمانیِ بیمارگونه را نشانه ضعف انسان میداند. از نظر او، فرد پشیمان دو بار رنج میبرد: نخست آنکه در لحظهای از زندگی تحت تأثیر یک میل یا عاطفهی ناآگاهانه قرار گرفته و عملی زیانبار انجام داده است؛ و دوم آنکه پس از آن، با سرزنش دائمی خود، نیروی حیاتی و توان حرکت خویش را کاهش میدهد.
از نگاه اسپینوزا، پشیمانی نه گذشته را تغییر میدهد و نه قدرتی برای اصلاح آینده ایجاد میکند. انسان خردمند به جای غرق شدن در احساس گناه، علت خطای خود را میشناسد، از آن میآموزد و با افزایش شناخت و توانایی، مسیر خود را اصلاح میکند.
عقل و عواطف
در نگاه اسپینوزا، عقل دشمن احساسات نیست. عواطف بخشی طبیعی از وجود انساناند و بدون آنها زندگی ممکن نیست؛ اما مشکل زمانی آغاز میشود که انسان تحت سلطهی عواطف منفعل قرار گیرد؛ یعنی امیالی که بدون شناخت کافی از پیامدها، او را به حرکت وامیدارند.
میلهای آنی معمولاً تنها بخشی از واقعیت را میبینند؛ لذت فوری را دنبال میکنند و پیامدهای آینده را نادیده میگیرند. عقل اما نگاهی گستردهتر دارد و میان خواستهی لحظهای و خیر پایدار انسان تفاوت میگذارد. عقل نمیگوید «احساس نداشته باش»، بلکه میآموزد چگونه احساسات را با شناخت بهتر هدایت کنیم.
چگونه بر احساسات غلبه کنیم؟
یکی از مهمترین بینشهای اسپینوزا این است که یک عاطفه را نمیتوان صرفاً با استدلال خشک از بین برد. انسان با دانستنِ یک حقیقت، لزوماً تغییر نمیکند؛ زیرا قدرت یک احساس، تنها با قدرت احساسی دیگر مهار میشود.
بنابراین عقل باید از یک محاسبهی سرد فراتر رود و به یک نیروی درونی تبدیل شود؛ یعنی شناختِ بهتر جهان و خود، باید چنان شوق و علاقهای ایجاد کند که بتواند بر امیال مخرب غلبه کند. آزادی انسان در نابودی احساسات نیست، بلکه در تبدیل شدن از بردهی عواطف به هدایتکنندهی آنهاست.
جبرگرایی و آرامش در نگاه اسپینوزا
اسپینوزا معتقد است جهان بر اساس زنجیرهای از علتها و قوانین ضروری طبیعت حرکت میکند. انسان معمولاً رویدادها را از زاویهای محدود و شخصی میبیند؛ اما خردمند میکوشد جهان را «از منظر ابدیت» (Sub specie aeternitatis) مشاهده کند.
از این دیدگاه، بسیاری از اتفاقات ناخوشایند دیگر صرفاً «بدشانسی» یا «بیعدالتی شخصی» نیستند، بلکه بخشی از شبکهی پیچیدهی علت و معلولهای طبیعتاند. حتی دربارهی خطاکاران نیز نباید تنها با نفرت و انتقام نگاه کرد؛ زیرا آنها نیز محصول شرایط، طبیعت و زنجیرهای از علل هستند. البته جامعه برای حفظ نظم و امنیت، حق دارد با جرم مقابله کند؛ اما هدف آن باید اصلاح و حفاظت باشد، نه کینهجویی.
جاودانگی خرد
اسپینوزا باور رایج دربارهی زندگی پس از مرگ را نمیپذیرد؛ او معتقد نیست که انسان با همان شخصیت، خاطرات و بدن فعلی دوباره زنده خواهد شد. از نظر او، آنچه از انسان باقی میماند، نه شخصیت فردی، بلکه سهمی از عقل و شناخت او از حقیقت است.
ذهن انسان زمانی به جاودانگی نزدیک میشود که حقایق ضروری و قوانین ابدی طبیعت را درک کند. شناخت علمی، ریاضیات و فهم نظم جهان، انسان را از محدودیتهای زمان و نگاه صرفاً شخصی فراتر میبرد. پاداش خردمند، وعدهی جهانی دیگر نیست؛ بلکه خودِ فهمیدن، رهایی از ترس و رسیدن به آرامش عقلانی، بالاترین سعادت است.
فلسفه سیاسی اسپینوزا
از دید اسپینوزا، پیش از شکلگیری جامعهی مدنی، انسانها در وضعیتی زندگی میکردند که قدرت، معیار اصلی تعیین حق بود. مفاهیمی مانند جرم و عدالت، بدون وجود قانون اجتماعی معنای مشخصی نداشتند.
انسانها به دلیل نیاز به امنیت و همکاری، جامعه و حکومت را ایجاد کردند. بنابراین اخلاق و قانون، نه صرفاً اموری طبیعی و ذاتی، بلکه محصول زندگی جمعی و نیاز انسانها به بقا و نظم هستند.
در طبیعت، چه میان حیوانات و چه در روابط میان دولتها، قدرت و توانایی نقش اساسی دارند. تمدن تلاش انسان برای تبدیل این وضعیت طبیعی به نظمی مبتنی بر قانون، عقل و همکاری است.
📚 منابع:
ویل دورانت، تاریخ فلسفه
باروخ اسپینوزا، اخلاق (Ethics)
عباس زریاب خویی، تاریخ فلسفه
Steven Nadler, Spinoza: A Life
Gilles Deleuze, Spinoza: Practical Philosophy
✍️@CE7EN
🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en
| 2 | بدون متن... | 437 |
| 3 | 🔎داستان سلیمان
📖 مثنوی مولانا
🎙️: دکتر امیرحسین ماحوزی
🎙💎🌐 https://telegram.me/ce7en | 1 |
| 4 | بدون متن... | 445 |
| 5 | بدون متن... | 413 |
| 6 | بدون متن... | 364 |
| 7 | کلیسایی که بر پایهٔ اطاعت بنا شده باشد،
به ایمان نیاز ندارد؛
تنها احساس گناه کافی است.
داستایفسکی
خدا زمانی بیشترین سود را دارد
که مردم بیشترین ترس را دارند.
نیچه
🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en | 363 |
| 8 | عظمت ما
در توانایی
اندیشیدن
دربارهٔ خودمان
نهفته است
«راه رسیدن به زندگی بهتر، نیازمند نگاهی باز به بدترین جنبههاست»، این را رواندرمانگر و نویسنده اروین یالوم میگوید.
او از اسپینوزا الهام گرفته است؛ فیلسوفی که از جامعهٔ خود طرد شد. اسپینوزا چگونه با درد تنهاییاش کنار آمد؟
✍ آنتو فاندر اِلسْت
این یک پارادوکس است، میگوید رواندرمانگر اروین یالوم، نویسندهٔ کتابهای پرفروشی چون گریههای نیچه و معمای اسپینوزا، وقتی دربارهٔ ذهن انسان سخن میگوییم.
«عظمت ذهن انسان در توانایی خوداندیشی نهفته است. انسانها به خودآگاهی مجهز هستند؛ ما نسبت به خودمان کنجکاویم
این یک کارکرد درونی و ذاتی مغز ماست.
این کنجکاوی به شناخت خودمان و دنیای پیرامونمان منجر میشود.
اما به گفتهٔ یالوم، خودآگاهی همچنین ترس ایجاد میکند؛ ترسی که مانع ادامهٔ خودشناسی میشود و این خود سد راه یک زندگی خوب است.»
مردم ناخشنودتر از آن چیزی هستند که تصور میکنیم. وقتی با مشکلات روبهرو میشویم، اغلب به این دلیل است که بخشهایی از خودمان را بهخوبی نمیشناسیم. راه رسیدن به زندگی بهتر، مستلزم نگاهی باز و صریح به بدترین جنبههاست؛ همانطور که توماس هاردی نوشته است.
دوست داشتن
یعنی چنان زیستن
که دیگری
اندکی بیشتر
به زندگی
نزدیک شود
ماموریت یالوم این است که به مردم کمک کند به بینشی عمیق دربارهٔ خودشان دست یابند؛ نوعی «تجربهٔ بیداری».
«هرچه خودشناسی بیشتر باشد، زندگی بهتر خواهد بود.» این اصل راهنمای تمام کارهای او بهعنوان رواندرمانگر و نویسنده است: کمک به انسانها برای بهتر زیستن.
خدا تاس نمیاندازد
یالوم از این فرض فروید پیروی میکند که اگر خودمان را بهدرستی درک نکنیم، غرایز ابتداییتر ما دست بالا را پیدا میکنند؛ امری که میتواند به خشونتهای فراوان و ماجراجوییهای جنسیِ ناخوشایند بینجامد. اما اگر به شناخت بیشتری از خود برسیم، اینگونه نشانههای رواننژندانه بهتدریج قدرت خود را از دست میدهند و کاهش مییابند.
او همچنین بهشدت از آثار فیلسوفان الهام میگیرد؛ فیلسوفانی «که دربارهٔ مسائل بنیادینی مینویسند که بسیاری از بیماران با آنها دستوپنجه نرم میکنند».
البته این مسائل فقط مختص مراجعان رواندرمانی نیست؛ در نهایت، به گفتهٔ او، همهٔ ما با پرسشها و ترسهای یکسانی روبهرو هستیم.
«همهٔ ما سوار یک قایق هستیم.»
همه دربارهٔ چیزهای مشابه نگراناند. یالوم معتقد است که در رواندرمانی، در نهایت همیشه پای تجربهها و ترسهای وجودی و جهانشمول در میان است، نه صرفاً (یا فقط) پردازش تروماهای پنهان.
به باور او، باید با این مسائل بنیادین روبهرو شویم.
اینها ترسهای وجودی و همگانی هستند که ذاتاً با هستی ما گره خوردهاند:
معنای زندگی ، معنای زندگیِ من ، دوگانگیها و مسئولیتهای آزادی، ترس از مرگِ گریزناپذیر («مرگ همیشه در کمین است») و ترس از احساس بنیادین تنهایی.
«همانند مرگ، ترس از تنهاییِ وجودی نیرویی مهم در زندگی هر انسان است.»
یالوم این تنهاییِ وجودی را بهزیبایی در رمان معمای اسپینوزا توصیف میکند. او این کتاب را «یک رمان آموزشی برای رواندرمانگران» مینامد.
«در قالب داستان میتوانم بسیار بیش از اینها دربارهٔ فرایند رواندرمانی بگویم و به هستهٔ پرسشهای وجودی نزدیکتر شوم. این موضوع را پس از نوشتن یک کتاب دانشگاهی دربارهٔ رواندرمانی وجودی درک کردم.»
پس از آن، یالوم به نوشتن رمانهایی روی آورد؛ آثاری که آمیزهای از واقعیت و خیالاند و در آنها فیلسوفان نقشی محوری دارند:
نیچه در گریههای نیچه، شوپنهاور در درمان شوپنهاور و اسپینوزا در معمای اسپینوزا.
یالوم میگوید:
«از نوجوانی به اسپینوزا علاقهٔ زیادی داشتم؛ به خاطر ایدههای بزرگش دربارهٔ سیاست، دموکراسی، آزادی فردی و ذهن انسان و نیز بهعنوان پیشگام عصر روشنگری.
او قهرمان اینشتین بود؛ کسی که جملهٔ مشهور “خدا تاس نمیاندازد” را بر پایهٔ تصور اسپینوزا از خدا بهعنوان قوانین طبیعت بیان کرد. این ایده برایم بسیار جذاب بود.»
اما فراتر از این، یالوم سالهاست شیفتهٔ زندگی خود اسپینوزاست؛ فیلسوفی که در ۲۳ سالگی از جامعهٔ رو به رشد یهودیان سفاردی در آمستردام طرد شد.
اروین دی. یالوم
(متولد ۱۹۳۱) نویسنده، رواندرمانگر و استاد بازنشستهٔ روانپزشکی در دانشگاه استنفورد است. او در حوزهٔ رواندرمانی وجودی تخصص دارد. علاوه بر کتابهای دانشگاهی در زمینهٔ رواندرمانی، چندین رمان دربارهٔ فیلسوفان نوشته است.
یالوم در کالیفرنیا زندگی و کار میکند.
🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en | 338 |
| 9 | بدون متن... | 329 |
| 10 | بدون متن... | 347 |
| 11 | بدون متن... | 343 |
| 12 | بدون متن... | 376 |
| 13 | بدون متن... | 385 |
| 14 | 6752027.mp3 | 420 |
| 15 | zzlnljXk2hvCV2W5r6la+zMuSWdXSJk4.m4a | 429 |
| 16 | در دنيا، هيچ چيز پايدار نيست و اگر انسان، توقعِ بقای چيزی را داشته باشد، احمق است. اما اگر از آنچه که براي مدتِ کوتاهی دارد، لذت نبرد، از آن هم احمق تر است.
#قلب_زن
#سامرست_موام
🎓💎🌐 @CE7EN | 434 |
| 17 | 🔍منطق سرکوب در نظامهای توتالیتر
✔️ توتالیتاریسم صرفاً شکل شدیدتری از دیکتاتوری نیست؛ بلکه نظامی است که بر پایه ادعای داشتن یک «حقیقت نهایی» و اجرای یک قانون برتر تاریخی، نژادی، طبقاتی یا دینی شکل میگیرد. در این منطق، اگر واقعیت اجتماعی با ایدئولوژی حاکم سازگار نباشد، این واقعیت است که باید تغییر کند. انسانها دیگر بهعنوان افراد مستقل با باورها و منافع متفاوت دیده نمیشوند، بلکه به ابزاری برای تحقق یک پروژه ایدئولوژیک تبدیل میشوند.
از این منظر، مخالفان صرفاً رقیب سیاسی نیستند؛ بلکه مانعی در برابر تحقق آن حقیقت ادعایی تلقی میشوند. بنابراین حذف، سرکوب و خشونت نه انحرافی از مسیر نظام توتالیتر، بلکه پیامد منطقی تلاش برای یکسانسازی جامعه و از میان بردن تکثر انسانی است.
جامعه انسانی ذاتاً متنوع است و تفاوت در اندیشه، منافع و سبک زندگی امری طبیعی است. به همین دلیل، هر نظامی که بخواهد این تکثر را به نفع یک الگوی واحد از میان ببرد، ناگزیر به کنترل دائمی نهادهای مستقل، رسانهها، سازمانهای اجتماعی و فضای عمومی نیاز پیدا میکند. تجربه تاریخی نازیسم و استالینیسم نشان داد که وقتی یک ایدئولوژی خود را نماینده حقیقت مطلق بداند، مخالفان را نه صاحبان دیدگاه متفاوت، بلکه دشمنان ضروری برای حذف معرفی میکند.
با این حال، هدف سرکوب در نظامهای توتالیتر تنها خاموش کردن اعتراض نیست؛ بلکه جلوگیری از شکلگیری پیوند میان افراد ناراضی است. این نظامها میدانند که نارضایتی فردی بهتنهایی تهدیدی جدی نیست، اما اگر به اعتماد، همبستگی و سازمانیابی جمعی تبدیل شود، میتواند قدرت سیاسی را به چالش بکشد.
از همین رو، ایجاد ترس، بیاعتمادی، انزوا، کنترل اطلاعات و تضعیف ارتباطات اجتماعی، ابزارهایی برای جلوگیری از تبدیل خشم فردی به کنش جمعی هستند. در چنین شرایطی، مسئله اصلی حکومت توتالیتر فقط کنترل افراد نیست؛ بلکه کنترل رابطه میان افراد است.
در نهایت، تناقض بنیادین توتالیتاریسم در تلاش آن برای تحمیل وحدت کامل بر جامعهای است که ذاتاً متکثر است. هرچه فاصله میان ایدئولوژی مطلقگرا و واقعیت انسانی بیشتر شود، نیاز به سرکوب برای حفظ آن نظام نیز افزایش مییابد.
✍️🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en | 445 |
| 18 | بدون متن... | 405 |
| 19 | بدون متن... | 433 |
| 20 | بدون متن... | 430 |
