🔎 @CE7EN فلسفه،ادبیات،هنر،روانشناسی
Ir al canal en Telegram
کانال @CE7EN شامل : علوم انسانی، فلسفه، تاریخ و ادبیات، روانشناسی، جامعهشناسی, فرهنگ و هنر، موسیقی، سینما، اقتصاد، علومسیاسی، سلامت، ورزش، علم و تکنولوژی است. ▫️هدف این کانال صرفا افزایش آگاهی است ، و هیچ گونه گرایش خاصی ندارد.
Mostrar más7 015
Suscriptores
-224 horas
+107 días
+6630 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
junio '26
junio '26
+171
en 6 canales
mayo '26
+95
en 4 canales
Get PRO
abril '26
+39
en 3 canales
Get PRO
marzo '26
+9
en 1 canales
Get PRO
febrero '26
+145
en 6 canales
Get PRO
enero '26
+57
en 7 canales
Get PRO
diciembre '25
+177
en 9 canales
Get PRO
noviembre '25
+149
en 8 canales
Get PRO
octubre '25
+161
en 13 canales
Get PRO
septiembre '25
+129
en 7 canales
Get PRO
agosto '25
+133
en 11 canales
Get PRO
julio '25
+167
en 10 canales
Get PRO
junio '25
+136
en 9 canales
Get PRO
mayo '25
+151
en 5 canales
Get PRO
abril '25
+129
en 8 canales
Get PRO
marzo '25
+120
en 12 canales
Get PRO
febrero '25
+172
en 8 canales
Get PRO
enero '25
+181
en 12 canales
Get PRO
diciembre '24
+280
en 8 canales
Get PRO
noviembre '24
+272
en 14 canales
Get PRO
octubre '24
+190
en 5 canales
Get PRO
septiembre '24
+213
en 10 canales
Get PRO
agosto '24
+231
en 12 canales
Get PRO
julio '24
+233
en 12 canales
Get PRO
junio '24
+192
en 7 canales
Get PRO
mayo '24
+277
en 13 canales
Get PRO
abril '24
+230
en 9 canales
Get PRO
marzo '24
+181
en 4 canales
Get PRO
febrero '24
+326
en 6 canales
Get PRO
enero '24
+167
en 4 canales
Get PRO
diciembre '23
+287
en 13 canales
Get PRO
noviembre '23
+247
en 7 canales
Get PRO
octubre '23
+212
en 16 canales
Get PRO
septiembre '23
+218
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+246
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+271
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+342
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+335
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+343
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+113
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+161
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+185
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+189
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+188
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+122
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+98
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+129
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+130
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+221
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+178
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+156
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+124
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+71
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+126
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+114
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+77
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+88
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+100
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+142
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+103
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+68
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+51
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+118
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+88
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+85
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+69
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+2 434
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 25 junio | +5 | |||
| 24 junio | +6 | |||
| 23 junio | +8 | |||
| 22 junio | +7 | |||
| 21 junio | +5 | |||
| 20 junio | +5 | |||
| 19 junio | +12 | |||
| 18 junio | +3 | |||
| 17 junio | +8 | |||
| 16 junio | +12 | |||
| 15 junio | +4 | |||
| 14 junio | +5 | |||
| 13 junio | +3 | |||
| 12 junio | +8 | |||
| 11 junio | +10 | |||
| 10 junio | +18 | |||
| 09 junio | +4 | |||
| 08 junio | 0 | |||
| 07 junio | +7 | |||
| 06 junio | +3 | |||
| 05 junio | +7 | |||
| 04 junio | +7 | |||
| 03 junio | +9 | |||
| 02 junio | +10 | |||
| 01 junio | +5 |
Publicaciones del Canal
| 2 | 🔍نقد مفهوم علیت
😛بخش دوم و پایانی :
👌 در اینجا نیچه میان «آنچه رخ میدهد» و «تفسیری که ما از آن ارائه میکنیم» تفاوت میگذارد. یک رویداد اتفاق میافتد، اما انسان برای فهم آن، فاعل، علت، نیت و هدفی به آن نسبت میدهد. به همین دلیل، نیچه میگوید آنچه ما «درک یک رویداد» مینامیم، اغلب به معنای ساختن یا ابداع فاعلی است که مسئول وقوع و چگونگی آن رویداد دانسته میشود.
بااینهمه، سخن نیچه را نباید به این معنا دانست که هیچ رابطهٔ منظم و قابلبررسیای میان پدیدهها وجود ندارد یا پژوهش علمی بیاعتبار است. نقد او بیشتر متوجه این ادعاست که انسان میتواند از پشت رویدادها، یک «علت نهایی»، «نیروی ضروری» یا «فاعل مستقل» را همانگونه که واقعاً هست کشف کند. او هشدار میدهد که مفاهیمی مانند علت، معلول، فاعل و اراده ممکن است بیش از آنکه تصویر مستقیم واقعیت باشند، ابزارهای ذهن و زبان برای مرتبکردن، سادهسازی و تفسیر جهان باشند.
برای مثال، علم میتواند نشان دهد که در شرایط معین، افزایش دما موجب انبساط بسیاری از مواد میشود و با آزمایش و اندازهگیری، این رابطه را پیشبینی کند. نیچه لزوماً این نظم تجربی را انکار نمیکند؛ بلکه این تصور را زیر سؤال میبرد که واژهٔ «علت» حقیقت نهایی و درونی رویدادها را آشکار میسازد. از دید او، انسان بهوسیلهٔ مفاهیم علمی و زبانی، جهان پیچیده و سیال را به الگوهایی قابلفهم تبدیل میکند، اما نباید این الگوها را با خود واقعیت یکسان بداند.
نقد علیت در فلسفهٔ نیچه همچنین با نقد ارادهٔ آزاد و مسئولیت اخلاقی ارتباط دارد. اگر تصمیمهای انسان حاصل مجموعهای از نیروهای جسمانی، روانی، اجتماعی و ناآگاهانه باشند، دیگر نمیتوان هر عمل را صرفاً نتیجهٔ تصمیم آزاد و مستقل یک «منِ ثابت» دانست. بسیاری از انگیزهها و زمینههای رفتار، پیش از آنکه به آگاهی ما برسند، در شکلگیری تصمیم اثر گذاشتهاند. بنابراین، انسان همیشه آنگونه که تصور میکند، سرچشمهٔ کامل و یگانهٔ اعمال خود نیست.
البته این دیدگاه به معنای بیمسئولیتی کامل انسان نیست. جامعه همچنان برای تنظیم روابط، جلوگیری از آسیب و تربیت افراد به مفهوم مسئولیت نیاز دارد. نکتهٔ نیچه این است که نباید مسئولیت را بر پایهٔ تصویری سادهانگارانه از انسان بنا کرد؛ تصویری که در آن، فرد بهصورت فاعلی کاملاً مستقل و جدا از بدن، گذشته، غرایز و شرایط زندگی خود تصمیم میگیرد. فهم عمیقتر رفتار انسان، نیازمند توجه به شبکهای از عوامل و نیروهاست.
در نتیجه، هنگامی که نیچه «تفسیر به یاری علیت» را نوعی فریب مینامد، منظورش این نیست که انسان باید از هرگونه توضیح و بررسی رابطهٔ میان پدیدهها دست بکشد. مقصود او این است که ما نباید تفسیرهای علّی خود را حقیقتی مطلق و نهایی بدانیم. انسان برای فهم جهان، علتها و فاعلها را صورتبندی میکند؛ اما ممکن است این مفاهیم، ساختههای سودمند ذهن و زبان باشند، نه تصویر کامل و بیواسطهٔ واقعیت.
اهمیت این نقد در آن است که انسان را به فروتنی فکری دعوت میکند. هرگاه میگوییم «علت این اتفاق دقیقاً همین بود»، باید به یاد داشته باشیم که شاید تنها بخشی از یک فرایند بسیار پیچیده را دیدهایم. رویدادهای طبیعی، تاریخی و انسانی معمولاً محصول یک علت منفرد نیستند، بلکه از تعامل عوامل متعدد به وجود میآیند. ازاینرو، اندیشهٔ نیچه ما را تشویق میکند که به جای پذیرش توضیحهای ساده، قطعی و نهایی، نسبت به نقش عادت، زبان، پیشفرضها و تفسیرهای خود آگاهتر باشیم.
دیدگاه هیوم دقیقتر این است که تجربه، «پیوند ضروری» میان علت و معلول را مستقیماً نشان نمیدهد؛ ذهن پس از مشاهدهٔ تکرار و همراهی منظم رویدادها، از یکی به دیگری گذر میکند و انتظار معلول را شکل میدهد. بنابراین، بهتر است نگوییم هیوم اصل علیت را کاملاً رد میکند؛ او منشأ و اعتبار تصور ما از «ضرورت علّی» را نقد میکند.
منابع پیشنهادی
نیچه، فریدریش. یادداشتهای پس از مرگ، منتشرشده در مجموعهٔ «ارادهٔ قدرت»، قطعات ۵۵۰ و ۵۵۱.
هیوم، دیوید. «پژوهشی در باب فهم بشری»، بخش مربوط به پیوند ضروری و رابطهٔ علت و معلول.
Moles, Alastair. “Nietzsche’s Critique of Causality: Does This Entail His Rejection of Metaphysics?” International Studies in Philosophy, Vol. 18, No. 2, 1986, pp. 17–27.
مدخل «دیوید هیوم» و مدخل «هیوم و کانت دربارهٔ علیت» در دانشنامهٔ فلسفهٔ استنفورد.
✍️@CE7EN
✈️ https://telegram.me/ce7en | 284 |
| 3 | 🔴کتاب «ارادهٔ قدرت» کتابی نهایی و تدوینشده به دست خود نیچه نیست، بلکه مجموعهای از یادداشتهای منتشرنشدهٔ اوست که پس از مرگش گردآوری و با این عنوان منتشر شد. بنابراین، بهتر است بجای استناد به کتاب «ارادهٔ قدرت» از تعبیر «یادداشتهای پس از مرگ نیچه، منتشرشده در مجموعهٔ ارادهٔ قدرت» استفاده شود.
🔍نقد مفهوم علیت
😛بخش نخست :
👌 انسان معمولاً برای فهم رویدادهای جهان، میان آنها رابطهٔ علت و معلولی برقرار میکند. وقتی حادثهای رخ میدهد، بیدرنگ میپرسیم: «چرا چنین شد؟» و در پی یافتن علت، انگیزه، هدف یا شخصی میگردیم که آن رویداد را به وجود آورده باشد. فریدریش نیچه این شیوهٔ اندیشیدن را بدیهی و قطعی نمیداند و میکوشد نشان دهد که بخش مهمی از تصور ما دربارهٔ علیت، حاصل عادت ذهنی، ساختار زبان و شیوهٔ تفسیر انسان از جهان است.
نیچه، فیلسوفی که با نظامهای بسته و حقیقتهای مطلق سر سازگاری نداشت، نسبت به جستوجوی علتهای ثابت و ماهیتهای تغییرناپذیر در پس رویدادها نیز تردید میکرد. او در یادداشت شمارهٔ ۵۵۰ از مجموعهای که بعدها با عنوان «ارادهٔ قدرت» منتشر شد، مینویسد که پرسش «چرا؟» معمولاً به معنای جستوجوی یک علت یا یک هدف نهایی است؛ یعنی ما میخواهیم بدانیم رویدادی به چه علت یا برای چه منظوری اتفاق افتاده است.
از دید نیچه، انسان تجربهای مستقیم از «نیروی ضروری علت» ندارد. آنچه در تجربه مشاهده میکنیم، تنها این است که رویدادی بارها پس از رویداد دیگری رخ میدهد. برای مثال، هنگامی که بارها میبینیم پس از روشنکردن آتش، گرما پدید میآید، ذهن ما انتظار پیدا میکند که در دفعات بعد نیز گرما به دنبال آتش ظاهر شود. بااینحال، ما خودِ پیوند ضروری و پنهانی میان این دو رویداد را بهطور مستقیم مشاهده نمیکنیم؛ بلکه تکرار تجربه، در ذهن ما انتظار و اطمینان ایجاد میکند.
این بخش از اندیشهٔ نیچه به دیدگاه دیوید هیوم، فیلسوف تجربهگرای اسکاتلندی، نزدیک است. هیوم معتقد بود آنچه انسان در جهان میبیند، وقوع پیدرپی رویدادهاست، نه یک ضرورت آشکار و قابل مشاهده که علت را ناگزیر به معلول متصل کند. از نظر او، تکرار همراهی دو رویداد باعث میشود ذهن انسان به دیدن یکی، انتظار وقوع دیگری را داشته باشد. بنابراین، مفهوم ضرورت علّی تا اندازهای از عادت ذهنی ما سرچشمه میگیرد.
بااینحال، نیچه نقد علیت را از هیوم فراتر میبرد. او معتقد است انسان نهتنها میان رویدادها رابطهٔ علت و معلولی میسازد، بلکه معمولاً برای هر رویداد، «فاعل» یا «کنندهای» نیز در نظر میگیرد. ساختار زبان این تصور را تقویت میکند؛ زیرا جملهها غالباً از فاعل و فعل تشکیل میشوند. برای مثال، میگوییم: «من دستم را حرکت دادم.» این جمله چنین القا میکند که «من» بهعنوان فاعلی مستقل، نخست تصمیم گرفته و سپس حرکت دست را ایجاد کرده است.
نیچه میپرسد آیا واقعاً اراده یا نیت، علت مستقل عمل است، یا خودِ نیت نیز بخشی از همان فرایند پیچیدهای است که ما آن را «عمل» مینامیم؟ آیا ابتدا «منِ» کاملاً مستقلی وجود دارد که تصمیم میگیرد و سپس بدن را به حرکت درمیآورد، یا مجموعهای از امیال، نیروهای جسمانی، غرایز، خاطرهها، شرایط محیطی و فرایندهای ناآگاهانه در پیدایش تصمیم و حرکت نقش دارند؟
او در یادداشت شمارهٔ ۵۵۱ تأکید میکند که ما تجربهٔ مستقیم و روشنی از «علت» نداریم. برای نمونه، وقتی تصمیم میگیریم بازوی خود را حرکت دهیم و پس از آن بازو حرکت میکند، تصور میکنیم ارادهٔ آگاهانهٔ ما علت کامل و مستقیم این حرکت بوده است. اما آنچه واقعاً تجربه میکنیم، مجموعهای از احساسات درونی مانند تنش، آمادگی عضلانی، میل، انتظار و سپس وقوع حرکت است. ذهن انسان این تجربهها را به صورت یک داستان ساده تنظیم میکند: «من اراده کردم؛ پس بازوی من حرکت کرد.»
از نظر نیچه، خطا از جایی آغاز میشود که ما «کنندهٔ کار» را از خودِ «کردار» جدا میکنیم. سپس همین الگو را به سراسر جهان گسترش میدهیم و برای هر رخداد، عاملی مستقل و مسئول جستوجو میکنیم. گویی در پس هر عمل باید فاعلی ثابت، یگانه و جدا از آن عمل وجود داشته باشد. درحالیکه ممکن است آنچه ما «فاعل» مینامیم، چیزی مستقل از جریان اعمال، احساسات، غرایز و نیروهای درونی نباشد، بلکه مفهومی باشد که ذهن برای سادهسازی و قابلفهمکردن تجربهها میسازد.
✍️@CE7EN
✈️ https://telegram.me/ce7en | 253 |
| 4 | When a Man Loves a Woman.m4a | 264 |
| 5 | 🔍رابطه جنسی❓
نه، مرسی…
🔎 نتیجهٔ یک نظرسنجی نشان می دهد ؛ زنان جوان فرانسوی نسبت به دههٔ قبل برای سکس اهمیت کمتری قائلند.
🔬 یک پژوهش تازه موسسه فرانسوی افکار عمومی نشان میدهد زنان نسل زد اهمیت کمتری برای سکس قائلند و درباره خودارضایی راحتتر حرف میزنند. بیش از نیمی از آنها رابطه بدون سکس را هم منتفی نمیدانند.
مارکی دو ساد، نویسنده و لذتگرای فرانسوی، گفت: «سکس به اندازه خوردن یا نوشیدن مهم است. باید اجازه بدهیم این میل هم مانند آن یکی، با کمترین قید و بند و حجب و حیای تصنعی برآورده شود.»
نمیدانیم این نجیبزاده فرانسوی قرن شانزدهم اگر با یک پژوهش اخیر درباره سکس در فرانسه روبهرو میشد که بهروشنی نشان میدهد زمانه و نگاهها به لذتهای جسمانی تغییر کردهاست، چه نظری درباره آن داشت.
یک نظرسنجی تازه که به سفارش زنجیره فروشگاههای لوازم جنسی «اسپاسپلزیر» و با اجرای موسسه فرانسوی افکار عمومی (ایفوپ) انجام شده و در آن با مجموع ۱۰۱۱ زن ۱۵ تا ۲۹ ساله گفتوگو شده، نشان میدهد اهمیت سکس در زندگی زنان جوان رو به کاهش است.
تنها ۳۸ درصد از زنان ۱۵ تا ۲۴ ساله گفتهاند که مسائل جنسی در زندگیشان بسیار مهم یا حتی حیاتی است؛ این رقم در سال ۱۹۹۰، ۶۲ درصد بود.
در همین گروه سنی و در همین بازه زمانی، سهم زنانی که سکس را «ضروری» میدانند از ۱۴ درصد به ۹ درصد رسیدهاست.
این درصدها بسته به این که زنان شرکتکننده خود را دگرجنسگرا، دوجنسگرا یا همجنسگرای زن (لزبین) معرفی کنند، تفاوت چندانی ندارد.
به همین ترتیب، نزدیک به ۵۰ درصد زنان نسل زد بر این باورند که سکس در زندگیشان چندان مهم نیست یا اصلا اهمیتی ندارد.
علاوه بر این، بیش از نیمی از زنان شرکتکننده در نظرسنجی (۵۲ درصد) گفتهاند «میتوانند بدون داشتن رابطه جنسی با کسی، به زندگی مشترک ادامه دهند». در مجموع ۵۶ درصد از پاسخگویان ۱۸ تا ۲۴ ساله نیز گفتهاند میتوانند رابطهای افلاطونی و بدون سکس با شریک زندگی خود را تصور کنند.
فرانسوا کراوس، مدیر بخش سیاست و مسائل روز در ایفوب، معتقد است: «گرایش به کماهمیت کردن سکس احتمالا بخشی از چرخشی پادچرخهای در برابر دوره «جنسیسازی افراطی» دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ است.»
همان طور که Radiofrance (منبع به زبان انگلیسی) گزارش داده، کراوس توضیح میدهد که نسل جدید بیش از کمیت بر کیفیت تمرکز دارد و میافزاید: «ما همچنین شاهد تاثیر گفتمان فمینیستی هستیم که نوعی مشروعیت دوباره به لذت جنسی زنان میدهد.»
این نظرسنجی (منبع به زبان انگلیسی) که دیروز منتشر شد همچنین نشان داد در مجموع ۶۲ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله گفتهاند گاهی هنگام رابطه جنسی احساس دلزدگی میکنند؛ در حالی که این سهم در سال ۱۹۹۶، ۴۲ درصد بود. با این حال ۷۴ درصد زنان ۱۸ تا ۲۴ ساله گفتهاند از زندگی جنسی خود «راضی» هستند.
ایفوب در توضیح این نتیجه اعلام کرد که این امر تا حدی ناشی از «افزایش چشمگیر استفاده از اسباببازیهای جنسی» است.
کراوس میگوید: «این روند را میتوان با این واقعیت توضیح داد که رابطه جنسی با شریک زندگی برای زنان رضایتبخشتر شدهاست. حتی اگر چنین هم نباشد، با سه برابر شدن خودارضایی در حدود چهل سال گذشته و جاافتادن استفاده از اسباببازیهای جنسی، راههای دیگری پیش روی زنان است تا در این حوزه به ارضا برسند.»
در واقع، این مطالعه داد ۳۶ درصد زنان ۱۸ تا ۲۴ ساله تاکنون به تنهایی از اسباببازی جنسی استفاده کردهاند؛ این رقم در سال ۲۰۱۷، ۳۰ درصد بود.
ایفوب همچنین گفت نتایج این نظرسنجی تازه نشان میدهد تصور «وظیفه زناشویی برای داشتن رابطه جنسی» همچنان ریشهدار است. طرحی برای لغو قانون مربوط به اصطلاح «حقوق زناشویی» – این ایده که ازدواج به معنای وظیفه داشتن رابطه جنسی است – اوایل امسال در مجمع ملی به تصویب نمایندگان و سناتورها رسید.
این مصوبه که در ژانویه به تصویب رسید بندی را به قانون مدنی فرانسه اضافه میکند که روشن میکند «زندگی مشترک» الزام به «رابطه جنسی» ایجاد نمیکند.
👌 این متن با کمک هوش مصنوعی تهیه شده؛ ترجمه شده از زبان: انگلیسی.
منابع بیشتر • IFOP, RADIOFRANCE
✈️ https://telegram.me/ce7en | 300 |
| 6 | Sin texto... | 366 |
| 7 | Sin texto... | 633 |
| 8 | ■ دین برای زندگی کردن است نه زندگی برای دین داشتن و دینی که نتواند پاسخگوی نیازهای زندگی زمانهی خود باشد حق طبیعی آن حذف از صحنهی زندگی است.
اعمالی که بنا بر سنت برای جلب رضای خدا انجام میشود از قبیل نذر، زیارت اماکن مقدس و غیره جزو اغوای دینی است و دین حقیقی جز کوشش برای اصلاح اخلاق، چیز دیگری نیست.
به عبارت دیگر، دین طبیعی، دین اصالت عقل است و در تقابل هر کاستی و لغزشی هر کس باید به عقل خود پناه ببرد.
🎓 دین در محدوده عقل تنها
✍️ ایمانوئل کانت
✈️ https://telegram.me/ce7en | 462 |
| 9 | Sin texto... | 364 |
| 10 | 🔍آرمان اصالت
👌 خودت باش!
😛بخش دوم :
بااینحال، انسان موجودی کاملاً منطقی، ثابت و پیشبینیپذیر نیست. ممکن است فردی در زمان نامزدی خود، تصمیمش را کاملاً اصیل و صادقانه بداند و همان فرد، هنگام پایان دادن به آن رابطه نیز احساس کند مطابق با حقیقت درونی خود عمل کرده است. بنابراین، ممکن است آن شخص هم هنگام آغاز نامزدی و هم هنگام بههمزدن آن اصیل بوده باشد.
این مثال نشان میدهد که اصالت لزوماً به معنای ثابت ماندن در همهٔ تصمیمها نیست. انسان در طول زندگی تغییر میکند، تجربههای تازهای به دست میآورد و شناخت عمیقتری از خود پیدا میکند. تصمیمی که زمانی صادقانه و هماهنگ با خواستههای درونی او بوده است، ممکن است بعدها دیگر با هویت و شرایط تازهاش سازگار نباشد. ازاینرو، اصالت را نباید صرفاً با پافشاری بر انتخابهای گذشته یکسان دانست، بلکه باید آن را نوعی صداقت مستمر با خویشتن در نظر گرفت.
در واکنش به تصویر علمی، عقلانی و مکانیکی از انسان و جهان، از قرن هجدهم به بعد، برداشت متفاوتی از انسان شکل گرفت. ژانژاک روسو، یوهان گوتفرید هردر و اندیشمندان جنبش رمانتیک از مهمترین چهرههایی بودند که در شکلگیری این نگرش نقش داشتند؛ هرچند دیدگاههای آنان بعدها از محدودهٔ رمانتیسم فراتر رفت و به بنیان جریان گستردهای از نظریههای مربوط به اصالت تبدیل شد.
در اندیشهٔ روسو و هردر، انسان موجودی جدا از طبیعت و حاکم بر آن نیست، بلکه بخشی اساسی از طبیعت بهشمار میرود. طبیعت تنها محیطی بیرونی نیست، بلکه در وجود انسان نیز حضور دارد و سرچشمهٔ زندگی، احساس و نیروی درونی اوست. از این منظر، زندگی خوب زمانی تحقق مییابد که انسان بتواند میان طبیعت بیرونی و سرشت درونی خود هماهنگی برقرار کند.
هردر طبیعت را جریانی عظیم از همدلی و نیروی زنده میدانست که در همهٔ موجودات جریان دارد. از نگاه او، هر انسان نیرویی درونی و منحصربهفرد دارد که باید آن را کشف و پرورش دهد. انسان زمانی میتواند زندگی اصیلی داشته باشد که خود را به این نیروی طبیعی درون بگشاید و اجازه دهد استعدادها، احساسات و ویژگیهای یگانهاش بهطور طبیعی رشد کنند.
بنابراین، اصالت تنها به معنای انجام دادن هر کاری نیست که انسان در لحظه میخواهد. خواستههای لحظهای، هیجانهای گذرا و تصمیمهای شتابزده را نمیتوان همواره نشانهٔ خود واقعی دانست. زندگی اصیل به خودشناسی، تأمل، آگاهی و مسئولیتپذیری نیاز دارد. انسان باید بتواند میان خواستههای سطحی و ارزشهای عمیق خود تمایز بگذارد و پیامدهای تصمیمهایش را نیز بپذیرد.
همچنین، اصیل بودن به معنای نادیده گرفتن دیگران یا بیاعتنایی به جامعه نیست. هویت انسان در خلأ شکل نمیگیرد، بلکه زبان، فرهنگ، روابط انسانی و گفتوگو با دیگران در ساختن آن نقش دارند. مسئله این نیست که انسان تمام انتظارات اجتماعی را کنار بگذارد، بلکه باید بتواند آنها را آگاهانه بررسی کند و تنها ارزشها و مسیرهایی را بپذیرد که با شناخت درونی و اصول اساسی زندگیاش سازگارند.
در نهایت، زندگی اصیل به معنای کشف یک هویت ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه فرایندی مداوم از شناخت، انتخاب و بازنگری است. انسان در مسیر زندگی بارها با تجربههای تازه روبهرو میشود، باورهای خود را بازبینی میکند و ممکن است جهت حرکتش را تغییر دهد. آنچه اهمیت دارد، صداقت درونی، آگاهی از دلایل انتخابها و پذیرش مسئولیت آنهاست.
این روایت نشان میدهد که انتخابهای آگاهانه و صادقانه میتوانند انسان را به درک عمیقتری از خود برسانند. اصالت یعنی شناخت خود و رهایی از فشارهای بیرونی. زندگی معنادار در کشف مسیر یگانهٔ هر فرد شکل میگیرد، نه در تقلید از دیگران.
لحظهای درنگ کنید: اگر به ندای درونیتان پاسخ ندهید، چه چیزی را از دست میدهید؟ شاید زمان آن رسیده باشد که با گامی کوچک اما آگاهانه به سوی حقیقت خود حرکت کنید؛ زیرا این مسیر را تنها شما میتوانید بپیمایید. انتخاب با شماست: راهی آشنا اما بیروح، یا سفری دشوار اما سرشار از معنا.
✍️@CE7EN
✈️ https://telegram.me/ce7en | 352 |
| 11 | 🔍آرمان اصالت
👌 خودت باش!
😛بخش نخست :
💡 اندیشمندان دورهٔ رمانتیسم بر این باور بودند که زندگی خوب، زندگیای است که با سرشت درونی انسان هماهنگ باشد؛ زیرا هر انسان ویژگیها، استعدادها و مسیر منحصربهفرد خود را دارد.
به تعبیر آنان، «هر انسان اندازهٔ خاص خود را دارد.» اما پرسش اساسی این است که : چگونه میتوان چنین زندگی اصیل و هماهنگی را تجربه کرد❓
⬅️ اصالت مفهومی است که از قرن هجدهم به بعد، دربارهٔ انسان، هویت و جایگاه او در جهان سخن گفته شده، این مفهوم در شکلگیری برداشتهای جدید از فردیت، خودشناسی و شکوفایی شخصی نقشی مهم ایفا کرده است.
یکی از بنیادیترین مؤلفههای آرمان اصالت، تأکید بر رشد و پرورش «خودِ یگانه» هر فرد است.
از این منظر، زندگی اصیل در برابر زندگیای قرار میگیرد که صرفاً با خواستهها، معیارها و انتظارات دیگران سازگار شده باشد. معمولاً چنین تصور میشود که فشارهای اجتماعی، هنجارهای عمومی و خواستههای اطرافیان، آزادی انسان را برای زیستن مطابق با حقیقت درونی خود تهدید میکنند.
بنیانگذاران و مدرسان سازمان «رهبری اصیل» نیز بر همین مسئله تأکید میکنند.
👀از نگاه آنان، اصالت یعنی انسان مسیر خود را مستقل از انتظارات واقعی یا فرضی دیگران انتخاب کند؛ زیرا در یک زندگی اصیل، هویت شخصی و مسیر ویژهٔ هر فرد در مرکز تصمیمگیریهای او قرار دارد. در این دیدگاه، انسان نباید صرفاً به این دلیل که دیگران از او انتظار دارند، نقش یا مسیری را بپذیرد که با خواستهها، ارزشها و تواناییهای واقعیاش هماهنگ نیست.
میل به اصالت را میتوان با گسترش شهرنشینی و شکلگیری شیوهٔ زندگی مدرن نیز مرتبط دانست. فیلم فرانسوی «ژان دو فلورت»، ساختهٔ سال ۱۹۸۶، نمونهای روشن از این جستوجو را به تصویر میکشد.
شخصیت اصلی فیلم، ژان، برای دستیابی به زندگیای واقعیتر و طبیعیتر، شهر را ترک میکند و به روستا میرود. او تصور میکند که با فاصله گرفتن از زندگی شهری و نزدیک شدن به طبیعت، میتواند شیوهای اصیلتر از زیستن را تجربه کند.
بااینحال، انگیزهٔ ژان برای روستاییان چندان قابلدرک نیست؛ زیرا آنان برخلاف او، پیشرفت فناورانه و برخورداری از امکانات جدید را نشانهٔ زندگی بهتر میدانند. درحالیکه ژان در جستوجوی بازگشت به طبیعت و رهایی از مناسبات مصنوعی شهر است، روستاییان خواهان دستیابی به همان امکانات و پیشرفتهایی هستند که او از آنها فاصله گرفته است.
👎👍 این تضاد نشان میدهد که برداشت انسانها از زندگی اصیل، به شرایط، تجربهها و ارزشهای آنان وابسته است.
چارلز تیلور، فیلسوف کانادایی، در اثر بنیادین خود با عنوان «منابع خود» که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد، اشتیاق به اصالت را پدیدهای اساساً مدرن و حتی شهری میداند.
از نظر او، آرمان اصالت نوعی نیروی متعادلکننده در برابر جهان عقلانی، سازمانیافته و محاسبهپذیر دوران مدرن است؛ جهانی که کنترل، فناوری، دیوانسالاری، هدفمندی و کارایی در آن به ارزشهایی اساسی تبدیل شدهاند.
در چنین جهانی، انسان ممکن است بهتدریج احساس کند از خود واقعیاش فاصله گرفته و به بخشی از یک نظام بزرگ، منظم و بیروح تبدیل شده است.
هنگامی که ارزش انسان تنها براساس میزان کارایی، موفقیت، بهرهوری یا جایگاه اجتماعی او سنجیده شود، زمینه برای شکلگیری احساس ازخودبیگانگی فراهم میشود. در نتیجه، میل به بازگشت به خویشتن و یافتن شیوهای شخصیتر و معنادارتر از زندگی افزایش مییابد.
جهان عقلانی مدرن، محصول یا دستکم یکی از پیامدهای جانبی جهانبینی تازهای است که در قرنهای شانزدهم و هفدهم شکل گرفت. یکی از پایههای اصلی این جهانبینی، اندیشهٔ «علم جهانشمول» یا Scientia Universalis بود؛ علمی واحد و منسجم که علوم تجربی و طبیعی الگوی اصلی آن بهشمار میرفتند.
قرار بود این علم بتواند تمام واقعیت را تا حد امکان توضیح دهد، رویدادها را پیشبینی کند و جهان را تحت کنترل درآورد. در این نگرش، نهتنها طبیعت، بلکه انسان و جامعهٔ انسانی نیز تابع قوانینی کلی، علمی و قابلمحاسبه تلقی میشدند. انقلاب صنعتی، گسترش فناوریهای مدرن و رشد نظامهای دیوانسالارانه، همگی با توسعهٔ چنین برداشتی از علم پیوند داشتند.
✍️@CE7EN
✈️ https://telegram.me/ce7en
…ادامه دارد… | 330 |
| 12 | Sin texto... | 379 |
| 13 | Sin texto... | 358 |
| 14 | different_skies____official_music_video.mp3 | 527 |
| 15 | تغییرم-بده-tagged.mp3 | 483 |
| 16 | Don’t Text Me.mp3 | 460 |
| 17 | Sin texto... | 515 |
| 18 | Nice animation! 🤩 That's called creativity 🥰🙏✨
@HONARBARTTAR💎 | 1 |
| 19 | Sin texto... | 651 |
| 20 | Sin texto... | 454 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
