انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
رفتن به کانال در Telegram
کانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وبسایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca
نمایش بیشتر1 678
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
گزارش نخستین نشست «سمفونی فرهنگ و رسانه»
نخستین نشست از سلسلهنشستهای «سمفونی فرهنگ و رسانه» با عنوان «دعوا از کجا شروع میشود؟؛ روایتهای رسانهای چگونه تند میشوند؟» با سخنرانی دکتر محسن گودرزی برگزار شد.
در این نشست، ریشههای تاریخی و فرهنگی منازعه و شکاف اجتماعی از منظر مطالعات پسااستعماری بررسی شد؛ از جمله غربزدگی، هذیان جمعی و جعل خاطره، بیخانمانی خودساخته، تقلید بدون مقاومت وذهن اسیر تودههای جمعی.
در ادامه، نقش رسانههای ایدئولوژیک، روایتهای احساسی، اقتصاد توجه، شبکههای اجتماعی و اتاقهای پژواک در تشدید قطبیشدن و شکافهای اجتماعی مورد توجه قرار گرفت.
در نهایت، بر اهمیت همزمان تاریخ، فرهنگ، ذهنیت جمعی و سازوکارهای رسانهای در فهم شکلگیری و تشدید اختلافات اجتماعی تأکید شد.
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات ( دفتر اصفهان)
🇮🇷
🆔 @irancsca
🔺 آشنایی با جامعه ناشنوایان؛ هیچ چیز دربارهی ما، بدون ما
(بخش اول)
✍ اعظم صوفیانی، عضو هیأت مدیره #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
روزنامه اعتماد | سهشنبه، ۱۴ مهر ۱۴۰۵ ص. ۴
هفته پایانی سپتامبر (و در ایران از ۲ تا ۸ مهرماه)، هفته جهانی ناشنوایان است. ناشنوایان یک گروه اجتماعی حدود ۲۰ درصدی (بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی و تنوع میزان شنوایی) در دنیا هستند که هویت خود را نه بر مبنای ناتوانی، بلکه بر پایهی زبان و فرهنگی مستقل بنا کردهاند. هفته جهانی ناشنوایان، فرصتی است تا از نگاه پزشکی و معلولیتمحور عبور کنیم و به مفهوم حقوق شهروندی و هویت برسیم؛ در واقع اینکه چقدر فضا و دسترسی فراهم کنیم که فردی از جامعه ناشنوایان بتواند در کنار افراد غیر ناشنوا حضور داشته باشد.
ناشنوایی طیفی از مشکلات شنیداری (از خفیف تا عمیق) را شامل میشود که میتواند ناشی از عوامل ژنتیکی، عفونت، سر و صدا، بالا رفتن سن یا مصرف داروهای خاص باشد. این وضعیت فراتر از یک مشکل جسمی، میتواند منجر به انزوا، تنهایی و آسیبهای اجتماعی شود. در این یادداشت سعی میکنیم با این جامعه و ابعاد مختلف زیستِ آنها آشنا شویم.
یک جامعه جهانی با نهادهای مستقل
ناشنوایان دارای نهادهای مستقل بینالمللی خود هستند. فدراسیون جهانی ناشنوایان (World Federation of the Deaf) با نام اختصاری WFD از سال ۱۹۵۱ تأسیس شده، با تمرکز بر حقوق انسانی و زبانی، نقش کلیدی در تدوین «کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت» (CRPD) در سازمان ملل ایفا کرده است. این فدراسیون که تمام اعضای هیئت مدیره آن ناشنوا هستند، بر این باور است که ناشنوایان باید در تصمیمگیریهای سیاسی مؤثر بر زندگیشان مشارکت داشته باشند.
ناشنوایان دارای رویدادهای ورزشی اختصاصی و نمادهای فرهنگی مخصوص خود هستند. «دیفلیمپیک» (Deaflympics)، المپیک مخصوص ناشنوایان، رویدادی بینالمللی است که از سال ۱۹۲۴ میلادی به صورت چهار سال یک بار در ورزشهای تابستانی و زمستانی برگزار میشود و از پارالمپیک متمایز است. در ایران نیز فدراسیون ورزشهای ناشنوایان، سابقه درخشانی در این رقابتها دارد. جامعه ناشنوایان پرچم مخصوص به خود نیز دارند؛ «پرچم اتحاد زبان اشاره» با ترکیب رنگهای فیروزهای، سرمهای و زرد، نمادی از همبستگی، هویت فرهنگی و پیوند جهانیِ زبانهای اشاره است که به جای انزوا، بر فراگیری و مشارکت تأکید میکند.
برقراری ارتباط در جامعه ناشنوایان
بسیاری تصور میکنند زبان اشاره تنها مجموعهای از حرکات دست برای انتقال پیام است، اما زبان اشاره، زبان اصلی و مادری و بخشی از هویت ناشنوایان برای حرف زدن، بیان احساسات و ارتباط با همدیگر است. این زبان، نه صرفاً ابزار ارتباطی، بلکه شرط اصلی برخورداری از حقوق برابر است. وقتی زبان اشاره در قوانین یک کشور بهعنوان زبان رسمی شناخته شود ناشنوایان میتوانند در آموزش، رسانه، دادگاه، بیمارستان و همه عرصههای اجتماعی بهطور برابر حضور داشته باشند و حقوق آنها بهعنوان شهروندان برابر تضمین میشود. زبان اشاره یعنی زندگی، هویت و حقوق کامل ناشنوایان. در کنار زبان اشاره، ناشنوایان از طریق لبخوانی و مترجم ناشنوایان نیز با دیگر افراد جامعه ارتباط برقرار میکنند. روش دیگر ارتباط جامعه ناشنوایان، فرزندان یا افراد خانوادهی آنها هستند.
در سالهای اخیر، تکنولوژی از طریق دسترسی به اتصال تصویری، ارتباط گرفتن را برای ناشنوایان تسهیل کرده است. برای یک فرد ناشنوا، اینترنت تنها فضایی برای سرگرمی نیست، بلکه تنها راه برای برقراری ارتباط از طریق زبان اشاره است. برای ارتباط گرفتن، اولویت اول آنها تماس تصویری است تا بتوانند از طریق زبان اشاره و لبخوانی ارتباط بهتری برقرار کنند، همچنین ارتباطات غیر کلامی در فهم و انتقال پیام بسیار نقش دارد. پیامک یا متن، اولویت بعدی آنهاست. پیام صوتی چندان مطلوب نیست، اما با ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند صوت را به متن تبدیل کنند. واتساپ، زمانی که فیلتر نبود، رایجترین ابزار ارتباطی برای تماس تصویری با کیفیت برای آنها بود. آنها دایما بسته اینترنت میخرند. فیلتر شدن شبکههای اجتماعی یا محدود شدن پهنای باند برای تماسهای تصویری، در واقع قطع کردن پل ارتباطی این جامعه با جهان است. این چالش در لحظات بحرانی، از یک محدودیت ارتباطی به یک بحران انسانی تبدیل میشود یعنی حذف کامل ناشنوایان از چرخه ایمنی جامعه.
...
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
خاموشی دوباره
✍ روشنك عاطفیمنش، دبیر گروه ارتباطات سلامت #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
روزنامه اعتماد | دوشنبه، ۱۳ مهر
https://etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/253574/%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87
خاموشی دوباره
✍ روشنك عاطفیمنش، دبیر گروه ارتباطات سلامت #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
روزنامه اعتماد | دوشنبه، ۱۳ مهر
https://etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/253574/%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87
+2
گزارش سومین نشست «علوم اجتماعی در زمانه بحران»
سومین نشست از سلسله نشستهای «علوم اجتماعی در زمانه بحران» با عنوان «بحران و علوم اجتماعی، ارتباطات و بحران» روز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ با همکاری اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات برگزار شد.
در این نشست، آرزو دهقانی به بررسی «تابآوری جامعه در بحرانها (جنگ) و بازاندیشی ارتباط سلامت و علوم اجتماعی» پرداخت. منصور ساعی نیز با موضوع «چالشهای روزنامهنگاری بحران در ایران» و با تمرکز بر تجربه روزنامهنگاران در دوران پاندمی کووید-۱۹ سخنرانی کرد. همچنین ابراهیم حاجیانی، ماهیت بحرانهای اجتماعی ایران در وضعیت جنگ را مورد بررسی قرار داد.
این نشست با مدیریت محمدمهدی مولایی و با هدف بررسی نقش و ظرفیت علوم اجتماعی و ارتباطات در شناخت، تحلیل و مواجهه با بحرانهای اجتماعی برگزار شد.
🇮🇷
🆔 @irancsca
Repost from اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران
💢سلسله نشستهای علوم اجتماعی در زمانه بحران
اتحادیه انجمنهای علوم اجتماعی ایران با همکاری انجمن انسانشناسی ایران برگزار میکند.
🔷 پنجمین نشست: تعویق و تعلیق زندگی در ایران امروز؛ روایت انسانشناختی تابآوری، گسست و بازسازی اجتماعی
🔹 مهرداد عربستانی
دانشگاه تهران
▫️ سوژه ایرانی، سوژه چندپاره
🔹 لیلا اردبیلی
مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
▫️ وقتی آینده به تعویق میافتد
🔹 جبار رحمانی
مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
▫️ درماندگی آموختهشده جمعی
🗓 زمان: دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵، ساعت ۱۵ تا ۱۷
📍 مکان: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
📡 پخش همزمان:
https://skyroom.online/ch/ahangeatiye/socialsciences
@uissa1400
#اتحادیه_انجمنهای_علوم_اجتماعی_ایران
#انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات (دفتر اصفهان) برگزار می کند:
🎙️ سلسلهنشستهای
«سمفونی فرهنگ و رسانه»
نشست اول | دعوا از کجا شروع میشود؟
روایتهای رسانهای چگونه تند میشوند؟
👤 با حضور دکتر محسن گودرزی
(عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات و علوم انسانی و رئیس گروه برنامهریزی فرهنگی و اجتماعی دانشگاه اصفهان)
زمان: دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵
ساعت: ۱۲ تا ۱۳:۳۰
مکان: دانشگاه اصفهان | دانشکده ادبیات و علوم انسانی (تالار مهرعلیزاده)
🔻 شرکت در نشست رایگان است.
برای ثبتنام، QR کد ثبتنام روی پوستر را اسکن کنید.
📲 عضویت در کانال تلگرام انجمن:
https://t.me/CulturalStudies_Isfahan
🇮🇷
🆔 @irancsca
سالمندي مسالهامروز سرمايه فردا
✍🏻حبيب راثي تهراني
مدیر گروه #ارتباطات_سلامت #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
روزنامه اعتماد | پنج شنبه 9 مهر 1405
ايران در آستانه يكي از مهمترين تحولات جمعيتي خود قرار دارد؛ تحولي كه سالمندي را از يك موضوع صرفا جمعيتي به مسالهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و ارتباطي تبديل خواهد كرد. آينده سالمندي ايران، تنها به تعداد سالمندان و ميزان منابع موردنياز براي درمان و بازنشستگي مربوط نيست؛ بلكه بايد ديد جامعه ما چگونه سالمندي را ميبيند و چگونه با آنها رفتار ميكند. اگرچه افزايش جمعيت سالمندان، چالشهايي جدي و جديدي براي نظام سلامت، صندوقهاي بازنشستگي، خانوادهها و سياستگذاري اجتماعي ايجاد خواهد كرد، اما نگاه صرفا «هزينهمحور» به سالمندي ميتواند ما را از بخش مهم ديگري از واقعيت دور كند: سالمندان فقط نيازمند حمايت نيستند؛ آنان خود بخشي از سرمايه انساني و اجتماعي جامعهاند.
ادامه مطلب از اینجا بخوانید.
🇮🇷
🆔 @irancsca
دانشگاه و رسانه در برابر اینفودمی؛ گام تازه برای توسعه ارتباطات سلامت در گناباد
تأکید بر نقش ارتباطات سلامت در مقابله با اطلاعات نادرست؛ با همکاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، دو کارگاه تخصصی ارتباطات سلامت، ژورنالیسم و اینفودمی در دانشگاه علوم پزشکی گناباد برگزار شد.
دو کارگاه آموزشی تخصصی با محوریت «ارتباطات سلامت؛ ژورنالیسم و مسئله اینفودمی» با همکاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و با حضور دکتر حبیب راثی تهرانی، استادیار و عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی و رئیس کارگروه ارتباطات سلامت انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، روز چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی گناباد برگزار شد.
این برنامه در قالب دو کارگاه آموزشی دو ساعته و در دو نوبت برگزار شد؛ نوبت نخست با حضور اعضای هیئترئیسه و استادان دانشگاه و نوبت دوم با حضور خبرنگاران، اصحاب رسانه و مدیران و کارشناسان روابط عمومی شهرستانهای گناباد و بجستان.
تشریح مبانی و ظرفیتهای ارتباطات سلامت
در ابتدای این کارگاهها، دکتر راثی تهرانی توضیحات مفصلی درباره مفهوم ارتباطات سلامت، پیشینه شکلگیری و تحول این حوزه، حوزههای کاربردی و مهمترین نظریههای ارتباطات سلامت ارائه کرد و با تشریح نسبت میان سلامت، ارتباطات و رسانهها، بر ضرورت توجه بیشتر نظام دانشگاهی و اجرایی کشور به این حوزه میانرشتهای تأکید کرد.
وی با اشاره به اینکه ارتباطات سلامت از دهه ۱۹۹۰ میلادی بهتدریج از یک نگاه محدود به بهداشت فردی فراتر رفته و به حوزهای گسترده برای ارتقای سلامت فردی و اجتماعی تبدیل شده است، اظهار کرد: امروز سلامت صرفاً یک موضوع پزشکی نیست، بلکه یک مسئله اجتماعی، فرهنگی و ارتباطی است و برای مدیریت آن باید از ظرفیت علوم ارتباطات و رسانهها به شکل هدفمند استفاده کرد.
راثی تهرانی افزود: در این رویکرد، رسانهها صرفاً ابزار انتقال پیامهای پزشکی نیستند، بلکه میتوانند در طراحی کمپینهای سلامت، تغییر نگرش و رفتار، ارتقای سواد سلامت، مقابله با اطلاعات نادرست و ایجاد مشارکت اجتماعی نقش مؤثری ایفا کنند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی خاطرنشان کرد: اگر جامعه هدف ما نوجوانان هستند، نمیتوان از زبان و قالبی مانند مطبوعات تخصصی بزرگسالان برای آنان استفاده کرد؛ بلکه باید پیام سلامت متناسب با ویژگیهای شناختی، فرهنگی و رسانهای این گروه تولید و منتشر شود.
استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی و چهرههای محلی
راثی تهرانی با تشریح مفهوم «پیوندهای ضعیف» در شبکههای اجتماعی، به تجربه ویتنام در دوران همهگیری کرونا اشاره کرد و گفت: در این کشور، در شرایطی که توجه نوجوانان به پیامهای رسمی وزارت بهداشت محدود بود، همکاری با یک بلاگر مشهور نوجوان برای تولید ترانهای درباره شستوشوی دستها، به انتشار گسترده پیام سلامت در میان نوجوانان و جوانان منجر شد و مورد توجه سازمان جهانی بهداشت نیز قرار گرفت.
رئیس کارگروه ارتباطات سلامت انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات افزود: این تجربه نشان میدهد که در برخی شرایط، افراد غیرمتخصص و چهرههای مورد اعتماد مخاطبان میتوانند در انتقال پیامهای سلامت نقش مؤثری داشته باشند و گاهی پیوندهای ضعیف اجتماعی، ظرفیت بالایی برای انتقال پیام به گروههایی دارند که ارتباط مستقیمی با نهادهای رسمی ندارند.
این استاد دانشگاه بر ضرورت استفاده از ظرفیت رهبران افکار، چهرههای اجتماعی، سلبریتیها، بلاگرها و بهویژه چهرههای محلی و مورد اعتماد مردم برای مقابله با شایعات و اطلاعات نادرست تأکید کرد و گفت: در شرایطی که اعتماد عمومی به پیامهای رسمی ممکن است با چالش مواجه شود، استفاده هوشمندانه از شبکههای ارتباطی محلی میتواند به افزایش اثربخشی پیامهای سلامت کمک کند.
پیام سلامت باید همراه با راهحل باشد
راثی تهرانی در ادامه با تفکیک پیامهای ایجابی و سلبی در حوزه سلامت تصریح کرد: پیامهای سلبی و ترسآور، مانند هشدار درباره عوارض سیگار یا بیماریهای واگیردار، زمانی میتوانند اثربخش باشند که مخاطب احساس خطر کند و همزمان راهحل ساده، روشن و قابل اجرا نیز به او ارائه شود.
وی افزود: در غیر این صورت، مخاطب ممکن است دچار «واکنش انکاری» شود و پیام را نادیده بگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی با تأکید بر نقش خودکارآمدی در پذیرش رفتارهای سلامتمحور اظهار کرد: مخاطب باید باور داشته باشد که از نظر مالی، جسمی و اجتماعی توانایی انجام رفتار توصیهشده را دارد؛ در غیر این صورت، پیامهای ترسآور ممکن است به جای تغییر رفتار، موجب افزایش اضطراب یا انکار شوند.
🇮🇷
🆔 @irancsca
+1
به گزارش خبرنگار ایرنا، علی ربیعی در همایش «چشمانداز سالمندی در ایران» که در سالن نراقی آسایشگاه خیریه کهریزک شهرستان ری برگزار شد، اظهار کرد: مواجهه با سالمندی تنها به ارائه خدمات مراقبتی و پزشکی محدود نمیشود، بلکه ابعاد اجتماعی، فرهنگی، ارتباطی و کیفیت زندگی سالمندان نیز باید در سیاستگذاریها مورد توجه قرار گیرد.
ادامه گزارش از اینجا بخوانید.
🇮🇷
🆔 @irancsca
ادامه:
افزایش طول عمر و تغییر ماهیت کار، بازآرایی بنیادین این چرخه را میطلبد.
۶. شهرهای نامهربان با سالمند
پیادهروهای آسیبزننده، اماکن متناسبسازی نشده، آماده نبودن حوزههای عمومی از کافهها تا پارکها و ... از مسائل امروز است.
۷. نظام ناآماده سلامت برای سالمندان
در حال حاضر، پزشکان سالمندی در ایران که اختصاصا در این زمینه تخصص داشته و فعالیت میکنند بسیار کم تعداد هستند.
۸. خانوادههای بدون مراقب از سالمند
این روزها با تغییرات نسلی و فرهنگی در حوزه مراقبت از سالمند _حتی امروز با رگههایی از خشونت علیه سالمندی_ روبرو هستیم. فرهنگ سالمندی را باید از جوانی تا میانسالی آموزش داده شود.
برای مواجهه خردمندانه با این واقعیت نوظهور، چند گام راهبردی اجتنابناپذیر است:
* بازتولید اخلاق زیسته با کهنسالان: ایجاد فرهنگ احترام، مشارکت و زیست اخلاقی در جامعه؛ کهنسال نباید به عنوان «بار اجتماعی یا اقتصادی» بازنمایی شود، بلکه باید شأن و منزلت عاملیت او در مناسبات اجتماعی و متون آموزشی تثبیت گردد.
* اصلاح پارادایم سلامت: گذار از درمانمحوری واکنشی به سمت غربالگری مستمر، طب پیشگیرانه سالمندی و خدمات مراقبت اجتماعی محلهمحور.
* سیاستگذاری اشتغال و بسط «اقتصاد نقرهای» (Silver Economy): تدوین سیاستهای منعطف کار برای سالمندان توانمند، و سازماندهی زنجیرههای ارزشِ خدماتی و تولیدی حول نیازهای ویژه این گروه جمعیتی.
ایران فردا، ناگزیر جامعهای کهنسال خواهد بود. اما این کهنسالی قرار است به تجربهای سرشار از «طردشدگی، فقر و فروپاشی نهادی» بدل شود، یا با بازآرایی ساختارها به زیستجهانی با «کرامت، تابآوری و مراقبت اجتماعی» ختم گردد، بستگی مستقیم به تصمیماتی دارد که همین امروز—نه فردا—اتخاذ میکنیم.
🇮🇷
🆔 @irancsca
⭕️ سالمندی؛ مسئله امروز، بحران فردا
✍ علی ربیعی
رئیس #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
«روز جهانی سالمندی» بیش از آنکه تنها یک نماد تقویمی باشد، دعوتی است به یک گفتگوی انتقادی اجتماعی درباره واقعیتی که آینده زیست جمعی ما را بازتعریف خواهد کرد. سالمندی در مختصات کنونی ایران دیگر یک پدیده دموگرافیک ساده یا صرفاً چرخهای از طول عمر زیستی نیست؛ بلکه بحرانی ساختاری است که نه تنها جمعیت بلکه همه عرصههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را متاثر خواهد ساخت و در افق ۱۴۳۰ به نقطه عطف خود میرسد. بنابر یافتههای علمی چندین ساله من، زمانی میتوانیم به پدیدهها برچسب بحران بزنیم که نسبت بین ظرفیت حل مسئله به پدیده و آثار تبعی آن کوچکتر از یک شود. به پدیده سالمندی، با ظرفیتهای امروز میتوان اطلاق بحران نمود که اگر آن رابا رویکردی پیشگیرانه و علمی فهم و با توجه به فرصت بیستو پنج ساله پیشرو، سیاستگذاری متناسب طرح و اجرا کنیم، میتوان امیدوار بود که جامعه آمادگی مواجهه با این پدیده را دارد.
باید چهار ضلع جامعه و مردم به طور عمومی، نهادهای اجتماعی، نهاد علم و در نهایت دولت با درکی مشترک به این مقوله بپردازند.
۱. ضرورت گذار از دولتمحوری
مسئله سالمندی را نمیتوان و نباید صرفاً به حیطه بروکراتیک دولت و تصمیمگیریهای بالا به پایین تقلیل داد. اگرچه تدوین سیاستهای کلان وظیفه ساختار حاکمیتی, است، اما هسته سخت ماجرا در «فهم مشترک بینالاذهانی» نهفته است.
شواهد نشان میدهد که میان افکار عمومی و بحرانهای ساختاری آینده، یک گسست یا «ناهمزمانی ذهنی» عمیق وجود دارد؛ جامعه ایرانی هنوز متوجه ابعاد دگرگونی هرم جمعیتی خود نشده است. در این نقطه، «نهاد علم» و انجمنهای علمی (از علوم زیستی و بهداشت گرفته تا علوم اجتماعی و انسانی) موظفاند این بیتفاوتی ساختاری را شکسته و پدیده را به مسئلهای در کانون آگاهی عمومی بدل کنند.
۲. فشردهشدن زمان تاریخی؛ تجربهای تکاندهنده از گذار جمعیتی
آنچه در ایران رخ میدهد صرفاً یک جابهجایی در ترکیب سنی نیست، بلکه تولد یک «نظم نوین اجتماعی» است. عمق بحران در «شتاب نامتعارف» این گذار نهفته است:
کشورهای توسعهیافته غربی بیش از یک سده فرصت داشتند تا همگام با انباشت سرمایه و توسعه نهادهای رفاهی، با پدیده کهنسالی مواجه شوند؛ اما ایران این مسیر صدساله را در کمتر از سه دهه طی میکند پدیدهای که میتوان آن را «سالمند شدن پیش از آماده شدن زیرساختها» نامید.
رشد ۵۴ درصدی سالمندی از سال ۱۳۸۴ تا امروز و سه برابر شدن آن تا سال ۱۴۳۰ (رسیدن به سهمی نزدیک به یکسوم کل جمعیت کشور)، نشاندهنده شیب تند جامعهای است که با سرعتی بیسابقه در حال خاکستری شدن است.
۳. دگرگونی نهاد خانواده، زوال شبکههای حمایتی و زنـانهشدن سالمندی
پیامد این دگرگونی، پایههای خرد جامعهشناختی را تکان خواهد داد. ما از ساختار «خانواده گسترده و چندنسلی»—که کارکرد سنتی بازتولید مراقبت و همبستگی نسلی را تضمین میکرد—به سرعت به سمت «خانوادههای هستهای، کوچک و فردگرایانه» کوچ کردهایم.
تلفیق این گذار ساختاری با پدیدههایی چون افزایش نرخ تجرد قطعی و کاهش ابعاد خانوار، چشماندازی نگرانکننده ترسیم میکند: نسلی از کهنسالان بدون فرزند و فاقد پیوندهای مستحکم فامیلی که در تله «انزوای اجتماعی» گرفتار خواهند شد.
از سوی دیگر، زیست در شرایط تورم ساختاری، فقر تحمیلی و تداوم فشارهای اقتصادی ناشی از تحریمها، فقر را از یک امر حاشیهای به «قاعده زیست روزمره» بدل کرده است. تلاقیِ فقر و کهنسالی آسیبپذیری مضاعفی خلق میکند؛ آسیبی که مشخصاً با پدیده «زنـانهشدن سالمندی» و تنهایی مضاعف زنان کهنسال (به دلیل امید به زندگی بالاتر و شکاف دسترسی به منابع اقتصادی و بیمهای) چهرهای خشنتر به خود خواهد گرفت.
۴. فرسایش پایههای مادی: بحران کار و خطر فروپاشی صندوقهای بازنشستگی
کاهش نرخ باروری کل به زیر سطح جانشینی (سقوط از نرخ بهینه ۲.۱ به حدود ۱.۷ و کمتر) زنگ خطری آشکار برای شریانهای حیاتی اقتصاد است. با جهش جمعیت بالای ۶۵ سال به مرز ۲۰ میلیون نفر، اقتصاد ملی با بحران مضاعف کمبود عرضه نیروی کار و کاهش بازدهی تولید مواجه میشود؛ مسئلهای که حتی در معادلات قدرت ملی و موقعیت ژئوپلیتیک کشور بازتاب خواهد یافت.
در سوی دیگر، وضعیت صندوقهای بازنشستگی از یک چالش فنی-بیمهای به یک «بمب ساعتی مالی» بدل شده است. تنزل فاجعهبار نسبت پشتیبانی (کاهش نسبت شاغلان حقبیمهپرداز به بازنشستگان از ارقام مطلوب به ۳ به ۱ و حتی منفی شدن آن در برخی صندوقها)، نشانه فروپاشی الگوی سنتی همبستگی بیننسلی در نظام رفاهی است.
۵. بازتعریف چرخه عمر: ضرورت «زیست اخلاقی» و تولد «اقتصاد نقرهای»
باید پذیرفت که سهگانه سنتی و خطیِ مدرنیته صنعتی یعنی «آموزش، کار، بازنشستگی» دیگر کارایی ندارد.
🇮🇷
🆔 @irancsca
🔺 روزنامه آلیک صدای ارمنیان ایران؛
نگاهی به حیات ۹۵ ساله یک رسانه ارمنی در سپهر رسانهای ایران
در میان انبوه رسانههای مکتوب و دیجیتالی که روزانه اخبار ایران را پوشش میدهند، نام «آلیک» (Alik) برای پژوهشگران تاریخ مطبوعات ایران، فراتر از یک روزنامه صرف است. آلیک به معنای «موج»، تنها روزنامه ارمنیزبان ایران و دومین روزنامه قدیمی در حال انتشار کشور پس از روزنامه اطلاعات است. این رسانه به عنوان «سند زنده» حافظه جمعی جامعه ارمنیان ایران، نقشی حیاتی در پیوند دادن هویت ملی و فرهنگی این اقلیت مذهبی با جریان اصلی جامعه ایران ایفا کرده است.
از تکاپوی مشروطیت تا عصر دیجیتال
تاریخچه «آلیک» با سرنوشت جامعه ارمنیان گره خورده است. این روزنامه نخستین بار در سال ۱۹۳۱ میلادی (۱۳۱۰ شمسی) در تهران و به همت جمعی از اندیشمندان ارمنی از جمله دکتر هاروتیون استپانیان، دکتر وارطان هوانسیان و آرسن میکاییلیان پا گرفت. با این حال، ریشههای آن به سالها پیش از آن و جریانهای روشنفکری ارمنیان بازمیگردد. در طول ۹۵ سال گذشته، آلیک از دوران پرفرازونشیب پهلوی تا تحولات پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را پشت سر گذاشته و در تمام این سالها، تلاش کرده است تا به عنوان تریبونی برای انعکاس نیازها، دغدغهها و فعالیتهای اجتماعی جامعه ارمنیان فعالیت کند.
اهمیت این روزنامه تنها در استمرار انتشار آن نیست؛ بلکه در نقشی است که به عنوان یک «آرشیو جاری» بازی میکند. بسیاری از رویدادهای مربوط به کلیسا، مدارس ارمنی، فعالیتهای خیریه و تحولات اجتماعی ارمنیان ایران تنها در صفحات آرشیوی این روزنامه ثبت و ضبط شده است.
در اولین سرمقالهٔ روزنامه، با اشاره به وقایع جنگ جهانی اول، نژادکشی ارمنیان و نیز کوچ های اجباری و کشتارهای سال های ۱۹۲۱ و ۱۹۱۷ از ملاطفت و میهمان نوازی ایرانیان که التیام بخش پناه جویان ارمنی رسته از شقاوت های بیگانگان شدند، سخن به میان می آورد و می افزاید: ‹‹در برابر این همه سخاوت منشی، یک یک ارامنه و همهٔ آحاد آن با احساس مسئولیت و تعهدات پایدار ایران دوستانه از جان و مال و هستی خود برای ارتقا و پیشرفت و ترقی همه جانبهٔ ایران مایه گذاشته اند و امروز نیز همچنان بر تعهدات منعقدهٔ خویش پای می فشارند.»
آلیک، حفظ سنت در جهان مدرن
در پاییز ۱۴۰۵، روزنامه آلیک با وجود فشارهای اقتصادی که دامنگیر رسانههای مکتوب شده، همچنان به انتشار خود ادامه میدهد و پایگاه خبری آن هم به دو زبان ارمنی و فارسی فعال است. این استمرار در دورانی که بسیاری از نشریات به دلیل هزینههای چاپ و توزیع به نسخههای تمامدیجیتال روی آوردهاند، نشاندهنده یک استراتژی بقای فرهنگی است.
برای جامعه ارمنیان تهران، آلیک صرفا منبع دریافت اخبار نیست بلکه نوعی آیین برای حفظ زبان و فرهنگ ارمنی در فضای غالب فارسیزبان محسوب میشود. تحریریه آلیک با ترکیبی از نسلهای قدیمی و جوان، تلاش کرده است تا میان سنت روزنامهنگاری کلاسیک و نیازهای عصر شبکههای اجتماعی پل بزند. هرچند تیراژ نسخه چاپی با استانداردهای قرن بیستم فاصله دارد اما اعتبار آلیک در فضای مجازی و شبکههای اطلاعرسانی داخلی جامعه ارمنیان همچنان وزن سنگینی دارد.
چرا آلیک مهم است؟
با توجه به اینکه اولین شماره روزنامه آلیک به سردبیری مرحوم هوسپ طاطاوسیان و صاحب امتیازی مرحوم وارطان هوانسیان در روز ۲۲ مارس ۱۹۳۱ میلادی، برابر با اول فروردین ۱۳۱۰ خورشیدی، به زبان ارمنی در تهران منتشر شد اهمیت «آلیک» را باید در سه لایه جستوجو کرد:
۱. پل ارتباطی: این روزنامه پیوندی میان ارمنیان ایران و ایران بزرگ است. گزارشهای آن همواره تلاش داشته تا ضمن پاسداشت فرهنگ ارمنی، بر همزیستی مسالمتآمیز و مشارکت فعال ارمنیان در توسعه ملی ایران تأکید کند.
۲. حفظ زبان: آلیک مهمترین ابزار برای حفظ و ترویج زبان ارمنی در میان نسلهای جوانی است که در محیطهای آموزشی فارسیزبان رشد کردهاند.
۳. دقت تاریخی: در بررسیهای پژوهشی، ارجاع به آلیک به عنوان یک منبع اولیه دستاول برای شناخت تاریخ اجتماعی ارمنیان ایران در قرن بیستم و بیست و یکم غیرقابل اجتناب است.
در نهایت، روزنامه آلیک در سال ۱۴۰۵، نه یک رسانه رو به افول بلکه نهادی است که با تکیه بر سرمایه اجتماعی جامعه ارمنیان، به حیات خود ادامه میدهد. در دورانی که رسانهها به سمت «زردنویسی» و اخبارلحظهای بیمحتوا میروند، تداوم انتشار آلیک، یادآور این حقیقت است که روزنامهنگاری هویتمحور و جامعهمحور، همچنان مخاطبان خاص و وفادار خود را دارد؛ مخاطبانی که برای دانستن به دنبال فرهنگ، تاریخ و اصالت به زبان مادری خود هستند.
منبع: بادبان، نیما نوربخش | ۳۱ شهریور، ۱۴۰۵
🇮🇷
🆔 @irancscahub
بحران معنا با نگاهي به كتاب «يافتن معنای زندگی»
زندگی معنادار فقط زندگی بدون شكست و فقدان نيست
✍ مسعود تقیآبادی، دکترای علوم ارتباطات، مدیر گروه #مطالعات_ورزشی_و_ارتباطات انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
روزنامه اعتماد | پنجشنبه، ۹ مهر ۱۴۰۵
پرسش از معنای زندگی شايد قديمیترين پرسشی باشد كه انسان در خلوت خود با آن مواجه شده است، اما در هر دوره تاريخی صورت تازهای پيدا میكند و در روزگار ما، در ميان انبوه صفحههای روشن، اعلانهای بیپايان و فشار دايمی برای موفقتر شدن، بيش از گذشته به مسالهای ملموس تبديل شده است. آرتور سی.بروكس، پژوهشگر علوم اجتماعی و استاد دانشگاه هاروارد كه بخش مهمی از آثارش را به خوشبختی، رضايت از زندگی، كار و شكوفاي انسانی اختصاص داده، در كتاب «يافتن معنای زندگی» اين پرسش را به مركز بحث خود آورده است. او كه پيشتر با آثاری همچون «از قدرت تا قدرت» و «ساختن زندگیای كه میخواهيد» در ميان نويسندگان حوزه خوشبختی و زندگی خوب شناخته شده، در تازهترين اثرش از مساله رضايت فردی فراتر و سراغ «چرايی» زندگی میرود. نسخه اصلی كتاب در سال ۲۰۲۶ از سوی انتشارات پورتفوليو منتشر شده و ترجمه فارسی آن با برگردان سارهسادات علوی و انتشار ميلكان در سال ۱۴۰۵ در دسترس خوانندگان ايرانی قرار گرفته است.
ادعای محوری بروكس اين است كه بحران معنای انسان معاصر را نمیتوان جدا از دگرگونیهای فرهنگی و فناورانه زمانه فهميد. او معتقد است زندگیای كه مدام با معيار موفقيت، بهرهوری، لذت و عملكرد سنجيده شود، ممكن است امكانات فراوانی فراهم كند، اما پاسخ روشنی به پرسش «برای چه؟» ندهد. از نگاه او معنا در سه تجربه به هم پيوسته شكل میگيرد: انسجام، هدف و اهميت؛ يعنی اينكه انسان بتواند داستان زندگی خود را بفهمد، برای آينده جهتی داشته باشد و احساس كند بودن او برای چيزی يا كسی اهميت دارد.
اهميت كتاب برای خواننده امروز نيز دقيقا در همين نقطه آشكار میشود: در جهانی كه حتی خلوت و توجه انسان به كالاهايی قابل مصرف تبديل شدهاند، كتاب دوباره پرسشی را پيش میكشد كه هيچ موتور جستوجو يا فناوری هوشمندی نمیتواند به جای انسان به آن پاسخ نهايی بدهد.
چرا زندگی پرامكانات میتواند تهی به نظر برسد؟
بحث بروكس از تناقضی آغاز میشود كه تجربه بسياری از انسانهای معاصر را توضيح میدهد؛ فرد ممكن است تحصيلكرده باشد، شغلی مطلوب داشته باشد، از امكانات ارتباطی گسترده استفاده كند و همچنان در خلوت خود احساس كند چيزی در زندگی گم شده است. مساله در چنين وضعيتی كمبود اطلاعات نيست. انسان امروز بيش از هر دورهای به اطلاعات دسترسی دارد و تقريبا برای هر پرسش عملی میتواند در چند لحظه پاسخی پيدا كند، اما پرسشهای مربوط به غايت، ارزش و معنای زندگی از جنس ديگری هستند. خود بروكس نيز تاكيد میكند كه معنای زندگی مسالهای نيست كه بتوان آن را يكبار برای هميشه حل كرد؛ معنا بيشتر به يك جستوجوی مستمر شبيه است.
اين تمايز، كتاب را از بسياری از آثار رايج درباره خوشبختی جدا میكند.
...
ادامه مطلب را اینجا بخوانید
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#کتاب
🇮🇷
🆔 @irancscahub
سالمندی؛ مسئلهای برای امروز، سرمایهای برای فردا
بیانیه #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات به مناسبت روز جهانی سالمندان
ایران در آستانه یکی از مهمترین تحولات جمعیتی خود قرار دارد؛ تحولی که سالمندی را از یک موضوع صرفاً جمعیتی به مسئلهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و ارتباطی تبدیل خواهد کرد. آینده سالمندی ایران، تنها به تعداد سالمندان و میزان منابع مورد نیاز برای درمان و بازنشستگی مربوط نیست؛ به این نیز مربوط است که جامعه ما چگونه سالمندی را میبیند و چگونه با سالمندان رفتار میکند.
🇮🇷
🆔 @irancsca
(بخش دوم)
سالمندی انتخابی و تغییر نگاه به دوران سالمندی
سالمندی انتخابی به معنای انکار واقعیتهای زیستی و محدودیتهای افزایش سن نیست. قرار نیست با شعارهای مثبتاندیشانه، بیماری، ناتوانی یا تفاوتهای جسمی دوران سالمندی را نادیده بگیریم. سالمندی انتخابی یعنی فرد تا جایی که شرایط جسمی، اجتماعی و اقتصادی اجازه میدهد، همچنان عامل و فاعل در زندگی خود باقی بماند؛ درباره سبک زندگی، روابط، فعالیت، یادگیری، مراقبت از سلامت، مشارکت اجتماعی و حتی معنای زندگی خود انتخاب کند. این نگاه، یک تغییر مهم در زبان ارتباطات سلامت ایجاد میکند: از «مراقبت از سالمند» به سمت «توانمندسازی انسان برای زندگی در سالمندی».
در این میان، رسانهها نقش مهمی دارند. رسانه میتواند سالمند را فقط در نقش «بیمار»، «پدربزرگ و مادربزرگ»، «فرد نیازمند کمک» یا «قربانی تنهایی» نشان دهد؛ یا میتواند روایتهای دیگری را نیز به رسمیت بشناسد: سالمندی که هنوز یاد میگیرد، کار میکند، عاشق میشود، سفر میکند، ورزش میکند، تصمیم میگیرد، تجربه خود را منتقل میکند و برای جامعه ارزش تولید میکند. البته این به معنای ساختن تصویری غیرواقعی و همیشه شاد از سالمندی نیست. سالمندی واقعی مجموعهای از فرصتها و محدودیتهاست. ارتباطات سلامت مسئول است که هر دو سوی این واقعیت را ببیند؛ نه سالمندی را ترسناک کند و نه آن را با تصویر غیرواقعی «جوانی ابدی» جایگزین سازد.
شاید یکی از خطاهای رایج در ارتباطات مربوط به سالمندی، تمرکز بیش از حد بر «جلوگیری از پیری» باشد. گویی پیری یک شکست است و هرچه بیشتر بتوانیم ظاهر یا نشانههای آن را پنهان کنیم، موفقتر بودهایم. در حالی که مسئله اصلی شاید این نباشد که چگونه پیر نشویم؛ این باشد که چگونه بهتر زندگی کنیم، وقتی پیر میشویم.
ارتباطات سلامت و آینده سالمندی
این تغییر نگاه، حتی زبان ما را نیز تغییر میدهد. به جای اینکه همیشه از «مقابله با پیری» سخن بگوییم، میتوانیم از «آمادگی برای سالمندی» صحبت کنیم. به جای اینکه سالمند را فقط دریافتکننده خدمات سلامت بدانیم، او را صاحب تجربه و کنشگر سلامت ببینیم. به جای اینکه سلامت را فقط مجموعهای از شاخصهای پزشکی تعریف کنیم، آن را به امکان زندگی کردن پیوند بزنیم. واقعیت این است که سلامت هدف زندگی نیست؛ وسیلهای است برای رسیدن به اهدافی که برای زندگی خود معنا میکنیم.
ممکن است برای یک نفر، سلامت وسیلهای برای ادامه کار باشد؛ برای دیگری، برای سفر، مراقبت از خانواده، یادگیری، عشق، دوستی، خلق کردن یا تجربه چیزهای تازه. بنابراین ارتباطات سلامت زمانی میتواند با سالمندی انتخابی پیوند بخورد که از نسخههای یکسان برای همه فاصله بگیرد و به انسانها کمک کند معنای شخصی خود از یک زندگی خوب را پیدا کنند. از این منظر، سالمندی انتخابی از دوران سالمندی آغاز نمیشود. از امروز آغاز میشود.
انتخاب هوشمندانه ما درباره تحرک، تغذیه، روابط اجتماعی، یادگیری، مراقبت از سلامت، مدیریت استرس، مشارکت اجتماعی و حتی نوع نگاه ما به افزایش سن، بخشی از داستان سالمندی آینده ما را شکل میدهد. بنابراین نباید پیامهای هفته ملی سالمندان حول محور این باشد که «با سالمندان چگونه رفتار کنیم»، بلکه این باشد که امروز چه جامعهای میسازیم که خودمان نیز در آینده دوست داشته باشیم در آن سالمند باشیم؟
جامعهای که سالمندی را پایان نقش اجتماعی بداند، سالمندان را به حاشیه میراند. جامعهای که سالمندی را بخشی طبیعی و ارزشمند از چرخه زندگی بداند، امکان مشارکت و انتخاب را برای افراد بیشتری فراهم میکند. در نهایت، سالمندی انتخابی به معنای انتخاب نکردن سن نیست؛ انتخاب کردن شیوه زندگی در سن است و شاید ارتباطات سلامت بتواند یکی از مهمترین ابزارهای این تغییر باشد؛ تغییری که ترس از پیر شدن را به آمادگی برای سالمند شدن، از مراقبت صرف به توانمندسازی و از روایت «پایان» به روایت تداوم زندگی تبدیل میکند.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#یادداشت
#ارتباطات_سلامت
🇮🇷
🆔 @irancscahub
🔺️ *سالمندی انتخابی؛ بازتعریف پیری در گفتمان ارتباطات سلامت*
✍ روشنک عاطفیمنش، دکترای علوم ارتباطات، دبیر گروه ارتباطات سلامت #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
(بخش اول)
«هفته ملی سالمندان» به مانند تمامی مناسبتهای انسانی ، معمولاً فرصتی فراهم است برای سخن گفتن و هشدار برای افزایش جمعیت سالمندان، بیماریهای شایع دوران سالمندی، مراقبت، بازنشستگی و نیازهای اجتماعی این گروه. اما شاید یکی از مهمترین پرسشهایی که کمتر مطرح می شود این است که ما چگونه درباره سالمندی حرف میزنیم و روایت ما از این دوران چه اثری بر چگونگی سالمند شدن ما دارد؟
سالمندی فقط یک واقعیت زیستی نیست؛ یک واقعیت اجتماعی و ارتباطی نیز هست. آنچه جامعه درباره سالمندی میگوید، آنچه رسانهها تصویر میکنند و حتی واژههایی که برای توصیف افراد سالمند به کار میبریم، در شکلدادن به نگرش ما نسبت به این مرحله از زندگی نقش دارد. در جامعهای که جوانی یک سرمایه است و بر مدار انسان جوان، انواع تعاملات اقتصادی و تولید کالا و سرمایه رخ میدهد، مناسبات اجتماعی شکل میگیرد و دنیای رسانه و تبلیغات، جوان و جوانی را خطاب قرار میدهد، بیگمان پیری یک معضل یا به روایتی یک کاستی و نقصان جدی است.
سالمندی که عمدتاً با ضعف، بیماری، وابستگی، تنهایی و ازکارافتادگی تعریف میشود، بهتدریج تصویری از سالمند را به نمایش گذاشته که در آن سالمند بیش از آنکه یک انسان صاحب انتخاب و تجربه باشد، فردی نیازمند مراقبت و درهمشکسته است که مطرود است و از معادلات و مناسبات اجتماعی و ارتباطی کنار گذاشته میشود و در مقابل، اگر سالمندی را مرحلهای از تداوم زندگی بدانیم، میتوانیم درباره ظرفیتهای آن برای یادگیری، مشارکت، ارتباط، تجربه، خلق کردن و معنا دادن به زندگی نیز صحبت کنیم. اینجاست که ارتباطات سلامت اهمیت پیدا میکند.
ارتباطات سلامت نه بهمثابه یک رشته علمی و آکادمیک، بلکه ترکیب متنوعی از رشتهها و حوزههای زیستی و انسانی است که در بطن معضلات و پیچیدگیهای سلامت جسمی و روانی انسانها نقشآفرین است و رسالت آگاهیبخشی و اطلاعرسانی را بر عهده دارد. نقش رسانه و پیام در ارتباطات سلامت فقط انتقال اطلاعات پزشکی از متخصص به مخاطب نیست. در واقع، ارتباطات سلامت، در سطحی عمیقتر، به ساختن معنا درباره سلامت، بیماری، بدن، زندگی و انتخابهای ما کمک میکند. بنابراین روایت و شیوه گفتوگوی ما درباره سالمندی نیز بخشی از ارتباطات سلامت است.
مسئله فقط این نیست که به افراد بگوییم در دوران سالمندی چه بخورند، چه ورزشی انجام دهند یا چه آزمایشهایی را بهطور منظم انجام دهند. پرسش مهمتر این است که آیا به آنها برای انتخاب نوع زندگی در سالهای بعد کمک میکنیم؟ آیا به بازاندیشی و بازتعریف مؤلفههای سالمندی برای نسل جدید سالمندان توجه میشود؟ این مقوله در قالب مفاهیم و اصول دانش پزشکی و یا حتی علوم انسانی محدود نمیشود و لازمه نگاه جامع، توجه و تمرکز بر چندلایه بودن موضوع سالمندی و نحوه مواجهه با این دوران است.
شکستن کلیشهها و فاصله گرفتن از فقدان و انکار و جایگزین ساختن نوسازی و اصالت در کنار آمادگیهای فردی، هوشمندی و فاعلیت، بهگونهای که هر فردی به روش انتخابی خود این دوران را تجربه کند، از جمله ضروریات این تحول است. بیتردید اینجاست که مفهوم «سالمندی انتخابی» میتواند اهمیت پیدا کند.
#پایگاه_دانش_انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات
#یادداشت
#ارتباطات_سلامت
🇮🇷
🆔 @irancscahub
امضای تفاهمنامه همکاری میان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی
تفاهمنامه همکاری مشترک میان انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی با هدف گسترش همکاریهای علمی، پژوهشی و تخصصی میان دو مجموعه به امضا رسید.
این تفاهمنامه با حضور و امضای دکتر علی ربیعی، رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و دکتر حسین مشیری تبریزی، رئیس مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی منعقد شد.
این همکاری با هدف بهرهگیری از ظرفیتهای علمی، پژوهشی و کارشناسی طرفین و تقویت تعامل میان حوزه مطالعات فرهنگی و ارتباطات با مسائل اجتماعی، رفاهی و تأمین اجتماعی شکل گرفته است.
در چارچوب این همکاری، ظرفیتهای دو مجموعه برای توسعه فعالیتهای علمی و پژوهشی مشترک، برگزاری نشستها و رویدادهای تخصصی، تبادل دانش و تجربه و تقویت ارتباط میان پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی و مسائل سیاستی مورد توجه قرار خواهد گرفت.
انعقاد این تفاهمنامه زمینهای برای تعمیق همکاری میان نهادهای علمی و پژوهشی و توسعه مطالعات میانرشتهای در حوزه فرهنگ، ارتباطات، رفاه و مسائل اجتماعی فراهم میکند.
🇮🇷
🆔 @irancsca
