fa
Feedback
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات

انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات

رفتن به کانال در Telegram

کانال رسمی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات وب‌سایت: https://irancsca.ir اینستاگرام: www.instagram.com/irancsca توییتر: twitter.com/irancsca کلاب هاوس: https://www.clubhouse.com/club/irancsca

نمایش بیشتر
1 620
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
⭕️ تنهایی ژئوپلیتیک؛ سرنوشت یا انتخاب؟ تأملی بر کتاب «بر لبه تنهایی» و نسبت ایران با نظام جهانی ✍ علی ربیعی "بخش پایانی" 🔹 کدام امنیت؟ در نشست رونمایی به اجمال،در نقد مولف فرهیخته که ساختار دولت برآمده از دل تجربه تنهایی و از دل جنگ را "دولت امنیت" نامیده بود، به نظرم، نویسنده بنا بر سنت مطالعات روابط بین الملل امنیت ملی را معطوف به امنیت خارجی تعریف می‌کند، این غفلت رایجی است اما مکاتب مطالعات امنیت ملی متاخر، امنیت ملی رامرکب از امنیت داخلی و خارجی بحث می کنند. همچنین به نظریه دیگری در باره امنیت اشاره کردم وگفتم "امنیت چه کسی؟" امنیت در مفهوم محدود آن به امنیت دولت ارجاع دارد.نوعی نگاه تکسویه به امنیت که در معرض لغزش به سوی امنیتی سازی بی حد وحصر جامعه است.اما از قضا، دراین سالها نگاه امنیت محور مذکور از سوی نخبگان جامعه مورد انتقاد نخبگان قرار گرفته است.یعنی یک نوع سنت درونی نقد بر نگاه امنیتی در جامعه ایرانی وجود دارد که فکر می کنم در کتاب توجه چندانی به آن نشده است 🔹 ضرورت تغییر در پسا بحران تجربه تاریخی جوامع نشان می‌دهد که هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند پس از جنگ و بحران، با همان سیاست‌های پیشین به مسیر خود ادامه دهد و انتظار موفقیت داشته باشد. پس از هر بحران، نیاز به بازنگری در سیاست‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی وجود دارد. جامعه ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. تداوم مسیر توسعه و ثبات اجتماعی مستلزم تغییرات و اصلاحاتی است که بتواند پاسخگوی تحولات جامعه باشد. گردش نخبگان، تقویت سرمایه اجتماعی و توجه به تحولات فرهنگی از جمله ضرورت‌هایی است که نمی‌توان از آنها چشم پوشید. 🔹 انتخاب‌هایی برای آینده ایران در یکی از پیچیده‌ترین محیط‌های ژئوپلیتیکی جهان قرار دارد. این واقعیت را نمی‌توان انکار کرد. اما ژئوپلیتیک صرفاً یک سرنوشت تحمیلی نیست. نحوه مواجهه با آن، انتخابی است که در عرصه سیاست‌گذاری انجام می‌شود. از این منظر، شاید پرسش اصلی این نباشد که آیا ایران محکوم به تنهایی است یا نه؛ بلکه پرسش مهم‌تر این است که چگونه می‌توان در دل همین شرایط پیچیده، انتخاب‌هایی هوشمندانه‌تر برای آینده کشور رقم زد. زیرا در نهایت، آنچه مسیر ملت‌ها را تعیین می‌کند، نه صرفاً جغرافیا، بلکه ترکیبی از تاریخ، آگاهی و انتخاب‌های سیاسی است. @alirabiei_ir

⭕️ تنهایی ژئوپلیتیک؛ سرنوشت یا انتخاب؟ تأملی بر کتاب «بر لبه تنهایی» و نسبت ایران با نظام جهانی ✍ علی ربیعی "بخش دوم" ‌🔹 تنهایی استراتژیک؛ تقدیر یا انتخاب؟ در سال‌های اخیر، درباره «تنهایی استراتژیک ایران» سخن گفته شده است. در این کتاب نیز به "تحمیل تنهایی" در اتخاذ استراتژی‌های امنیت ملی به عنوان یک عنصر اصلی تاکید شده است. اما من به‌رغم پذیرش نقش تنهایی، با این فرض که "ایران محکوم به تنهایی است" موافق نیستم. درست است که ژئوپلیتیک خصلت‌های تحمیل‌گر بر استراتژی‌های امنیت ملی دارد، اما شیوه بازی در زمینه ژئوپلیتیک نیز یک انتخاب است. مشکل در چند دهه اخیر آنجاست که در برخی تحلیل‌ها، سیاست خارجی ایران در یک دوگانه ساده‌سازی‌شده قرار می‌گیرد: یا باید در نقطه تخاصم کامل با غرب ایستاد یا در نقطه وابستگی و تسلیم. در حالی که واقعیت سیاست بین‌الملل بسیار پیچیده‌تر از این دوگانه‌هاست و میان این دو نقطه طیفی از موقعیت‌های ممکن وجود دارد. تنهایی نیز در همین چارچوب قابل فهم است. تنهایی می‌تواند انتخاب باشد؛ همان‌گونه که تنها نبودن نیز یک انتخاب است. حتی قدرت‌های بزرگ نیز با انتخاب‌های غلط از شرایط "تنها ماندن" مصون نیستند. تجربه دولت ترامپ نشان داد که ایالات متحده نیز در برخی مقاطع در شورای امنیت نتوانست حمایت گسترده‌ای به دست آورد. بنابراین تنهایی در نظام بین‌الملل یک وضعیت مطلق نیست، بلکه پدیده‌ای نسبی و وابسته به شرایط تاریخی و انتخاب سیاست‌ها است. 🔹 استقلال؛ مفهومی پویا و فرآیندی در همین چارچوب باید به مفهوم استقلال نیز با نگاهی پویا نگریست. استقلال یک پدیده آنی و یک وضعیت ثابت نیست، بلکه فرآیندی است که در طول زمان و در نسبت با شرایط جهانی شکل می‌گیرد. مرز باریکی میان استقلال و انزوا وجود دارد و اگر استقلال را به‌عنوان یک فرآیند مدیریت‌شونده در نظر نگیریم، ممکن است آن را به یک مفهوم متصلب تقلیل دهیم. از این رو، باید استقلال را در پیوند با منافع جاری کشور تعریف کرد. پرسش اصلی این نیست که آیا ایستادن در نقطه‌ای خاص در رابطه با غرب استقلال ما را از بین می‌برد یا نه؛ بلکه مسئله اصلی آن است که چگونه می‌توان فرآیند استقلال را به‌گونه‌ای مدیریت کرد که هم منافع ملی حفظ شود و هم کشور در مسیر توسعه قرار گیرد. 🔹 انقلاب اسلامی؛ لحظه‌ای از خودشناسی تاریخی کتاب «بر لبه تنهایی» به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نیز اشاره دارد. به باور من، انقلاب یک لحظه مهم خودشناسی برای جامعه ایرانی بود. این انقلاب محتوایی سیاسی ـ مذهبی با خود آورد که به نوعی روح خفته ایرانی را بیدار کرد. شعارهایی که در آن دوران مطرح می‌شد، بازتابی از شرایط جهانی آن زمان و نوعی هوشمندی تاریخی بود. شعارهای دوران انقلاب نشان می‌داد که نگاه جامعه انقلابی به نظام بین‌الملل، سیال و متکی به شرایط زمانه بوده است. انقلاب همچنین احساس ضرورت استقلال و خودکفایی را در فرهنگ سیاسی ایران تقویت کرد. در عین حال، فلسفه وجودی انقلاب بر سه مفهوم استقلال، آزادی و جمهوریت استوار بود. در حوزه استقلال، ایران دستاوردهای قابل توجهی داشته است، هرچند می‌شد استقلال‌طلبی را بیش از این با مسیر توسعه اقتصادی و اجتماعی پیوند زد. 🔹 ملت‌_ دولت‌سازی؛ ثمره جنگ یا انتخابات؟ در یکی از مباحث این کتاب به بحث چگونگی دولت_ملت سازی پرداخته شده است. اما به زغم من باید در بحث ملت_دولت‌سازی نیز باید با تامل بیشتری سخن گفت. به تعبی. کتاب "بر لبه تنهایی"، جنگ موجب دولت ـ ملت‌سازی شد، انا به نظر می‌رسد در این میان، بخشی از واقعیت تاریخی نادیده گرفته می‌شود. به باور من، دولت‌سازی در ایران بیش از هر چیز از مسیر انتخابات شکل گرفت. اتفاقا مشروعیتی که انقلاب، صندوقهای رای و ادبیات مردم در صحنه به ساختار دولت بخشید، امکان مقاومت هشت‌ساله در برابر تجاوز خارجی را فراهم کرد نه برعکس. جنگ بدون تردید باعث برکشیدن نیروهای انسانی جدید شد و نهادهایی را نیز به وجود آورد، اما در کلیت نسبت دولت با جامعه است که فرآیند ملت‌سازی را رقم زد. @alirabiei_ir

⭕️ تنهایی ژئوپلیتیک؛ سرنوشت یا انتخاب؟ تأملی بر کتاب «بر لبه تنهایی» و نسبت ایران با نظام جهانی ✍ علی ربیعی "بخش اول" انتشار کتاب «بر لبه تنهایی» نوشته دکتر ولی نصر، فرصتی فراهم می‌کند تا بار دیگر درباره نسبت ایران با نظام جهانی و روایت‌های مسلط از امنیت ملی کشور تأمل کنیم. این کتاب از آن جهت قابل توجه است که تلاش می‌کند تصویری کلان از چرایی وضعیت ایران در محیط امنیتی و ژئوپلیتیکی ارائه دهد. حتی اگر با برخی استدلال‌های نویسنده هم‌ذهن نباشیم، باید اذعان کرد که این اثر می‌کوشد مسئله ایران را در بستری تاریخی و در چارچوبی مفهومی توضیح دهد؛ امری که در فضای تحلیل‌های رایج ما کمتر دیده می‌شود. به تعبیر "مهمت عاکف کوچ" پژوهشگر برجسته ترکیه، "روایت نصر تا حد زیادی بر ارجاع به تاریخ استوار است. او با تمرکز بر بحران‌های تاریخی و نقاط عطف، نقشهٔ ذهنی شکل‌گیری تفکر رهبران امروز ایران را ترسیم می‌کند. در این مسیر، هم ساختار نظام بین‌الملل و هم ادراک تهدید در سیاست خارجی را بررسی کرده و شرایط داخلی و خارجی مؤثر بر تصمیم‌گیری رهبران را تحلیل می‌کند." مهمت همچنین در توصیف تمایز ولی نصر از دیگر کارشناسان خاورمیانه در غرب نوشت: "به این لحاظ آنچه که ولی نصر را از دیگر کارشناسان خاورمیانه در غرب متمایز می سازد این است که او نه بر مبنای تولید هراس از خلال هویت ها (بازنمایی ایران به مثابه یک هویت "غیر"  در تقابل با هویت  غرب) بلکه ازخلال آرگومان های ژئوپلتیک ورئالیسم است که رفتار ایران را روایت می‌کند" متاسفانه با نگاه به برخی از مباحثی که در رسانه‌های جریان اصلی ایران درباره وضعیت امروز ایران مطرح می‌شود، درمی‌یابیم که مبانی تحلیلی ارائه‌شده فاصله قابل توجهی با وجدان جمعی جامعه و با هویت‌خواهی ایرانی دارد. در این میان، هرگونه تلاش برای صورت‌بندی یک روایت تحلیلی منسجم درباره جایگاه ایران در جهان، حتی اگر محل بحث و نقد باشد، گامی ضروری در جهت غنی‌تر شدن گفت‌وگوی فکری در جامعه ماست. 🔹 دوگانه‌ای که ذهن سیاستگذاران را درگیر می‌کند نخستین تأملی که مطالعه این کتاب در ذهن من ایجاد کرد، طرح یک دوگانه قابل تأمل بود؛ دوگانه‌ای که به نوعی می‌توان آن را چنین خلاصه کرد: «یا وابسته هستی یا می‌جنگی». این گزاره اگرچه ساده به نظر می‌رسد، اما برای سیاستگذار و برای هر کسی که درباره امنیت ملی می‌اندیشد، پرسش‌های مهمی ایجاد می‌کند. آیا واقعاً سرنوشت سیاست خارجی کشورها در چنین دوگانه‌ای خلاصه می‌شود؟ در طیف‌های و همچنین گفتمان‌های سیاسی ایران امروز، می‌توان این دوگانه را شاهد بود. این دوگانه، تاثیر زیادی در سرنوشت شرایط کشور، تصمیم برلی مدآکره و یا عدم مذاکره داشته است. 🔹 بازخوانی تاریخ و ضرورت «هوشمندی تاریخی» یکی از ارزش‌های این کتاب آن است که نسل جدید را با گذشته ایران و با زیست پدران و کوشش آنان برای حفظ این سرزمین آشنا می‌کند. نسلی که در بسیاری موارد نه تنها گذشته را به‌درستی درک نکرده، بلکه گاه در میان روایت‌های متعارض تاریخی دچار نوعی سردرگمی نیز شده است. بخشی از این وضعیت به حذف یا کم‌رنگ شدن برخی روایت‌های تاریخی در نظام آموزشی بازمی‌گردد و بخشی نیز به نوعی خودزنی تاریخی و فرهنگی در میان برخی جریان‌های فکری مربوط می‌شود؛ رویکردی که مانع از شکل‌گیری فهمی متوازن از گذشته ایران شده است. واقعیت این است که برای در تببینی روشنگرانه و قانع کننده در خصوص نسبت ایران با نظام جهانی برای نسل‌های جدید، پویش‌های نظری عمیق و اقناعی کم و حتی می‌توان گفت در حد ناچیز صورت گرفته است. در این میان، آثاری از این دست می‌توانند به شکل‌گیری نوعی فهم تاریخی کمک کنند. مشاهده می‌کنیم در روایت‌های برساخته شده بیشتر از سمت خارج از کشور، چنین القا می‌شود که ایران گویی موجودی است که خودآزارانه به سمت تنش حرکت کرده و اساسا نقش عوامل خارجی در شکل‌گیری بسیاری از بحران‌های تاریخی نادیده گرفته می‌شود. در حالی که تاریخ معاصر ایران نشان می‌دهد نقش قدرت‌های خارجی در تحولات این سرزمین همواره قابل توجه بوده است. بازخوانی این تجربه تاریخی برای جامعه ما ضروری است. نه از سر حسرت، بلکه برای تقویت نوعی «هوشمندی تاریخی» که بتواند در تصمیم‌گیری‌های آینده راهگشا باشد. در دهه ۸۰، با محوریت "مهندس میرحسین موسوی" و تعدادی از اندیشمندان، موسسه‌ای با عنوان «فرهنگ و تمدن ایران زمین» تأسیس شد. در آنجا بحث‌های متعددی درباره تاریخ و هویت ایرانی شکل می‌گرفت. یکی از نکاتی که "مهندس موسوی" بر آن تأکید داشت، زنده نگه داشتن حسرت از دست رفتن سرزمین‌هایی بود که در طول تاریخ از ایران جدا شده‌اند. در پس این تأکید، نوعی هوشمندی تاریخی و تمدنی نهفته بود؛ نوعی یادآوری دائمی که می‌تواند برای امنیت ملی و برای فهم موقعیت ایران در جهان اهمیت داشته باشد. @alirabiri_ir

قدرت رسانه و روزنامه‌نگاران دفتر توسعه رسانه برگزار می‌کند: رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران چگونه می‌توانند جلوی بحران‌های سیاسی و
قدرت رسانه و روزنامه‌نگاران دفتر توسعه رسانه برگزار می‌کند: رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران چگونه می‌توانند جلوی بحران‌های سیاسی و اجتماعی را بگیرند؟ در کشوری چون ایران، رسانه‌ها تنها روایتگر بحران‌ها نیستند؛ گاهی می‌توانند از شکل‌گیری بحران‌های سیاسی نیز جلوگیری کنند. اما مرز میان اطلاع‌رسانی مسئولانه و دامن زدن ناخواسته به یک بحران سیاسی کجاست؟ آیا رسانه‌ها بخشی از راه‌حل بحران‌ها هستند یا ناخواسته به بخشی از خود بحران تبدیل می‌شوند؟ سید حمزه صفوی و پرویز امینی دو تحلیل‌گر شناخته شده‌ به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهند. حضور برای علاقه‌مندان در این نشست که چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در دفتر توسعه آموزش رسانه و به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات، پلاک ۱۱ برگزار می شود، آزاد است. @journalistsclub1

قدرت رسانه و روزنامه‌نگاران دفتر توسعه رسانه برگزار می‌کند: رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران چگونه می‌توانند جلوی بحران‌های سیاسی و
قدرت رسانه و روزنامه‌نگاران دفتر توسعه رسانه برگزار می‌کند: رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران چگونه می‌توانند جلوی بحران‌های سیاسی و اجتماعی را بگیرند؟ در کشوری چون ایران، رسانه‌ها تنها روایتگر بحران‌ها نیستند؛ گاهی می‌توانند از شکل‌گیری بحران‌های سیاسی نیز جلوگیری کنند. اما مرز میان اطلاع‌رسانی مسئولانه و دامن زدن ناخواسته به یک بحران سیاسی کجاست؟ آیا رسانه‌ها بخشی از راه‌حل بحران‌ها هستند یا ناخواسته به بخشی از خود بحران تبدیل می‌شوند؟ سید حمزه صفوی و پرویز امینی دو تحلیل‌گر شناخته شده‌ به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهند. حضور برای علاقه‌مندان در این نشست که چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در دفتر توسعه آموزش رسانه و به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات، پلاک ۱۱ برگزار می شود، آزاد است. @journalistsclub1

قدرت رسانه و روزنامه‌نگاران دفتر توسعه رسانه برگزار می‌کند: رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران چگونه می‌توانند جلوی بحران‌های سیاسی و
قدرت رسانه و روزنامه‌نگاران دفتر توسعه رسانه برگزار می‌کند: رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران چگونه می‌توانند جلوی بحران‌های سیاسی و اجتماعی را بگیرند؟ در کشوری چون ایران، رسانه‌ها تنها روایتگر بحران‌ها نیستند؛ گاهی می‌توانند از شکل‌گیری بحران‌های سیاسی نیز جلوگیری کنند. اما مرز میان اطلاع‌رسانی مسئولانه و دامن زدن ناخواسته به یک بحران سیاسی کجاست؟ آیا رسانه‌ها بخشی از راه‌حل بحران‌ها هستند یا ناخواسته به بخشی از خود بحران تبدیل می‌شوند؟ سید حمزه صفوی و پرویز امینی دو تحلیل‌گر شناخته شده‌ به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهند. حضور برای علاقه‌مندان در این نشست که چهارشنبه ۲۰ خرداد ماه از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در دفتر توسعه آموزش رسانه و به نشانی خیابان شهید بهشتی، خیابان پاکستان، کوچه هرات، پلاک ۱۱ برگزار می شود، آزاد است. @journalistsclub1

انجمن علمی مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی**با همکاری **گروه مطالعات هومَص (هوش مصنوعی) #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات برگزار می‌کنند: نشست علمی خوانش و گزارش مقالات بین‌المللی **هوش مصنوعی مولد و سیاست تولید معنا:  از ادراک کاربران تا بازنمایی، تنظیم و خبررسانی** ⏰️ دو‌شنبه۱۸ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۳ تا ۱۵ 📍دانشگاه علامه طباطبائی، **دانشکده علوم ارتباطات**، طبقه دوم، سالن دفاع دکتری دانشکده علوم ارتباطات 🔻Generative AI and the politics of visibility مرتبط با هویت در محتوای هوش مص نوعهوش مصنوعی مولد و سیاست رؤیت‌پذیری 🫆حمیدرضا آل‌محمد دانشجوی دکتری مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی 🔻Identity-related Speech Suppression in Generative AI Content  سرکوب گفتا عبه‌سیاری مولد 🫆 عبدالرضا حجتی دانشجوی دکتری مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی 🔻Into the black box: Laypeople’s folk theories about generative artificial intelligence chatbots به درون جه: نظریه‌های عامیانه مردم درباره چت‌بات‌های هوش مصنوعی مولد 🫆 مجتبی دارابی دانشجوی دکتری مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی 🔻Revisiting the Algorithms Behind the Headlines. How Journalists Respond to Professional Competition of Generative AI دیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی 🚩جهت کسب اطلاعات نشست‌هایبازنگری الگوریتم‌های پشت تیترها: روزنامه‌نگاران چگونه به رقابت حرفه‌ای هوش مصنوعی مولد پاسخ می‌دهند 🫆 شیما صادق تبریزی دانشجوی دکتری مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی 💠 مدیر جلسه: دکتر محمد مهدی مولایی عضو هیات علمی گروه روزنامه‌نگاری و مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی 🔹️ لینک کانال تلگرام انجمن مدیریت رسانه: https://t.me/anjomanM_Media 🇮🇷 🆔 @irancsca

خاموشی دیجیتال و غیبت ارتباطات بحران؛ جنگ ۴۰ روزه چه درسی برای حاکمیت داشت؟ ✍🏻منصور ساعی، پژوهشگر و مدرس ارتباطات بحران 🔹جنگ ۴۰ روزه ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تداوم محدودیت اینترنت بین‌الملل تا ۸۸ روز (از آغاز جنگ تا پس از آتش‌بس)، صرفاً یک بحران نظامی یا اقتصادی نبود. این رویداد یکی از مهم‌ترین آزمون‌های ارتباطی تاریخ معاصر اقتصاد و جامعه ایران را رقم زد؛ آزمونی که در آن، نه فقط جریان تجارت و خدمات، بلکه توانایی سازمان‌ها برای حفظ ارتباط با ذی‌نفعان نیز دچار اختلال جدی شد. 🔹در جریان این بحران، کشور با نوعی «خاموشی دیجیتال عمدی» مواجه شد؛ وضعیتی که در آن، جریان ارتباطات دیجیتال به شکل هدفمند و گسترده محدود شد و در نتیجه، امکان تعامل پیوسته میان کسب‌وکارها و ذی‌نفعانشان به شدت کاهش یافت. در چنین شرایطی، مسئله صرفاً کندی یا اختلال در ارتباطات نبود؛ بلکه توقف نسبی جریان ارتباطی به یک واقعیت روزمره برای بخش بزرگی از سازمان‌ها تبدیل شد. 🔹در ادبیات مدیریت بحران، ارتباطات بحران یکی از ارکان اصلی تاب‌آوری سازمانی است. ارتباطات بحران به معنای اطلاع‌رسانی مقطعی یا تولید پیام نیست، بلکه حفظ جریان تعامل و اعتماد میان سازمان و ذی‌نفعان در شرایط آشوب و نااطمینانی است. کارکنان، مشتریان، تأمین‌کنندگان و شرکای تجاری در چنین شرایطی بیش از هر زمان دیگری به تداوم ارتباط، شفافیت و دسترسی به اطلاعات نیاز دارند. 🔹تجربه جنگ اوکراین نشان می‌دهد که در بحران‌های بزرگ، دولت‌ها و شرکت‌ها تلاش می‌کنند حتی در شرایط تخریب زیرساخت‌ها، جریان ارتباطی با جامعه و ذی‌نفعان حفظ شود؛ زیرا استمرار ارتباط، بخشی از تاب‌آوری ملی و اقتصادی محسوب می‌شود. مطالعات حوزه حکمرانی بحران نیز تأکید می‌کنند که قطع ارتباط، به سرعت به فرسایش اعتماد و افزایش نااطمینانی منجر می‌شود. 🔹اما در تجربه ایران در جنگ ۴۰ روزه، وضعیت شکل متفاوتی داشت.در بسیاری از بحران‌های شناخته‌شده، سازمان‌ها با اختلال در ارتباطات مواجه می‌شوند و تلاش می‌کنند از طریق ابزارهای جایگزین، ارتباطات بحران را حفظ کنند. اما در این مورد، بخش مهمی از کسب‌وکارها و نهادهای اقتصادی با شرایطی مواجه شدند که در آن، امکان اجرای ارتباطات بحران به شکل حرفه‌ای و مستمر، به شدت محدود و در مقاطعی عملاً غیرممکن شد؛ حتی کوچ اجباری به پلتفرم‌های داخلی بر بستر اینترنت ملی نیز نتوانست این خلأ ارتباطی را به طور کامل جبران کند. 🔹به همین دلیل، مسئله اصلی نه ضعف ارتباطات بحران در سطح سازمان‌ها، بلکه غیبت ارتباطات بحران در سطح سیستم ارتباطی کشور بود.در چنین فضایی، روابط عمومی‌ها و مدیران ارتباطات، بیش از آنکه با چالش مدیریت پیام یا مقابله با شایعات مواجه باشند، با مسئله بنیادی‌تری روبه‌رو شدند: نبود یا محدود شدن کانال‌هایی که اساساً امکان ارتباط مداوم با ذی‌نفعان را فراهم می‌کرد. 🔹در نتیجه، خاموشی دیجیتال عمدی تنها به اختلال در تجارت الکترونیک یا خدمات آنلاین منجر نشد، بلکه به گسست در زنجیره ارتباطی میان سازمان‌ها و ذی‌نفعان انجامید. بسیاری از کسب‌وکارها در عمل، نه در مدیریت ارتباطات بحران، بلکه در حفظ ابتدایی‌ترین سطح ارتباط با مخاطبان خود دچار چالش شدند. 🔹از این منظر، این بحران بیش از آنکه آزمونی برای سنجش مهارت‌های روابط عمومی باشد، آزمونی برای سنجش «تاب‌آوری ارتباطی» بود؛ یعنی توانایی حفظ ارتباط در شرایطی که جریان ارتباطی به صورت گسترده و طولانی‌مدت مختل می‌شود. 🔹تجربه این جنگ نشان داد که ارتباطات بحران، صرفاً یک فعالیت حرفه‌ای درون‌سازمانی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت حیاتی حکمرانی در عصر دیجیتال است. ارتباطات بحران زمانی معنا پیدا می‌کند که بستر ارتباطی پایدار و قابل اتکا وجود داشته باشد؛ در غیاب این بستر، حتی بهترین ساختارهای روابط عمومی نیز با محدودیت‌های بنیادین مواجه می‌شوند. 🔹از این منظر، مهم‌ترین پیامد جنگ ۴۰ روزه برای حاکمیت، نه فقط پیامدهای اقتصادی یا امنیتی، بلکه آشکار شدن هزینه‌های «غیبت ارتباطات بحران در سطح ملی» بود؛ غیبتی که نشان داد در عصر اقتصاد دیجیتال، اختلال در جریان ارتباطات می‌تواند به سرعت به اختلال در اعتماد، تعامل و پایداری اجتماعی و اقتصادی تبدیل شود. 🔹شاید مهم‌ترین درس این تجربه برای حکمرانی این باشد: در جهان امروز، ارتباطات بحران تنها یک ابزار رسانه‌ای یا سازمانی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت بقا و تاب‌آوری ملی است. و هنگامی که جریان ارتباطات متوقف می‌شود، نه فقط سازمان‌ها، بلکه شبکه گسترده‌ای از اعتماد، همکاری و فعالیت اقتصادی نیز در معرض فرسایش قرار می‌گیرد. #کافه_ارتباطات #ارتباطات_بحران 🇮🇷 🆔 @irancsca

به مناسبت هفته محیط زیست «محیط‌زیست و روی پنهان جنگ» ✍🏻انوشه میرمجلسی،دبیر گروه ارتباطات محیط‌زیست #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات این روزها که خبرهای جنگ، خسارت و ناامنی مجال اندیشیدن به بسیاری از مسائل دیگر را از ما گرفته‌ است، شاید صحبت کردن از محیط‌زیست در نگاه نخست چندان اولویتی نداشته باشد. وقتی انسان‌ها زخمی و خانه‌ها ویران می‌شوند و نگرانی‌های معیشتی و امنیتی بر زندگی مردم سایه می‌اندازد، کمتر کسی فرصت می‌کند به سرنوشت رودخانه‌ها، جنگل‌ها، آبزیان یا حیات‌وحش فکر کند. اما حقیقت این است که محیط‌زیست نه بیرون از این بحران‌ها قرار دارد و نه می‌تواند منتظر بماند تا روزهای آرام‌تری فرا برسد. درست برعکس؛ بسیاری از مسائلی که امروز با عنوان بحران، خسارت و ناامنی می‌شناسیم، دیر یا زود به محیط‌زیست گره می‌خورد و آثار آن در طبیعت باقی می‌ماند؛ آثاری که گاه بسیار ماندگارتر از آن چیزی است که در روزهای نخست به چشم می‌آید. درست در روزهایی که جهان خود را برای مواجهه با پیامدهای رخدادهای اقلیمی بزرگی مانند سوپرالنینیو آماده می‌کند، در ایران همچنان این پدیده‌ها تنها در حد هشدارهای معمول مطرح می‌شوند. آن هم در کشوری که هنوز خاطره سیلاب‌های گسترده سال ۱۳۹۸ را فراموش نکرده است؛ سیل‌هایی که پنج استان کشور را درگیر کرد و خسارت‌هایی به جا گذاشت که هنوز هم از پس جبران کامل آنها برنیامده‌ایم. با این همه، همچنان خبری از برنامه‌های منسجم، جامع و مستمر برای مواجهه با این تهدیدهای محیط‌زیستی نیست. حالا جنگ را هم به این فهرست اضافه کنیم. جنگ تنها زیرساخت‌ها و شهرها را تخریب نمی‌کند. طبیعت نیز یکی از قربانیان خاموش آن است. انفجارها، آتش‌سوزی‌های مخازن نفتی، آلودگی‌های ناشی از سوخت مواد شیمیایی، تخریب زیستگاه‌ها و برهم خوردن تعادل اکوسیستم‌ها، بخشی از خسارت‌هایی هستند که معمولاً کمتر درباره آنها صحبت می‌شود. شاید چون آثارشان فوری و آشکار نیست یا شاید چون در میان انبوه خبرهای تلخ این روزها، صدای طبیعت کمتر شنیده می‌شود. خلیج فارس یکی از نخستین مناطقی است که باید نگران آن باشیم. این پهنه آبی ارزشمند سال‌هاست زیر فشار انواع آلودگی‌ها و بهره‌برداری‌های فشرده قرار دارد و اکنون باید تبعات تنش‌ها و درگیری‌های نظامی را نیز تحمل کند. انفجارهای دریایی، تردد گسترده شناورها و تجهیزات نظامی و آلودگی‌های ناشی از آنها، تنها به آب محدود نمی‌شود. آبزیان خلیج فارس، از ماهیان گرفته تا پستانداران دریایی، لاک‌پشت‌ها و زیستمندان وابسته به مرجان‌ها، همگی در معرض آسیب هستند. بسیاری از این گونه‌ها نسبت به شوک‌های صوتی ناشی از انفجارها حساس‌اند و کوچک‌ترین اختلال در زیستگاه‌هایشان می‌تواند چرخه‌های طبیعی زندگی آنها را دچار مشکل کند. در خشکی نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد. گونه‌های جانوری که پیش از این هم با تخریب زیستگاه، کم‌آبی و تغییر اقلیم دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اکنون با تهدیدهای تازه‌ای روبه‌رو هستند. صدای انفجارها، آتش‌سوزی‌های احتمالی، جابه‌جایی تجهیزات و ناامن شدن زیستگاه‌ها می‌تواند رفتار طبیعی حیات‌وحش را مختل کند. پوشش‌های گیاهی نیز که در بسیاری از مناطق کشور تحت فشار شدید خشکسالی قرار دارند، در برابر این آسیب‌های تازه تاب‌آوری کمتری خواهند داشت. اما شاید مهم‌تر از خود این خسارت‌ها، سکوتی باشد که درباره آنها وجود دارد. سال‌هاست که از ضعف ارتباطات محیط‌زیست در کشور سخن گفته می‌شود؛ از اینکه مسائل محیط‌زیستی معمولاً زمانی مورد توجه قرار می‌گیرند که بحران رخ داده و کار از کار گذشته است. درباره خشکسالی زمانی حرف می‌زنیم که تالاب‌ها خشک شده‌اند، درباره فرونشست زمانی هشدار می‌دهیم که زمین دهان باز کرده و درباره سیلاب زمانی می‌نویسیم که خانه‌ها و جاده‌ها زیر آب رفته‌اند. خسارت‌های محیط‌زیستی جنگ نیز از همین جنس هستند. هنوز کمتر درباره آنها حرف می‌زنیم. کمتر آنها را ثبت می‌کنیم و کمتر از خود می‌پرسیم که سهم طبیعت از این بحران چیست. در حالی که یکی از مهم‌ترین وظایف ارتباطات محیط‌زیست دقیقاً همین است؛ اینکه بتواند پیش از آنکه خسارت‌ها به فراموشی سپرده شوند، آنها را به بخشی از حافظه عمومی تبدیل کند. بتواند میان دانش تخصصی، افکار عمومی و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی پیوند برقرار کند و یادآوری کند که محیط‌زیست موضوعی جدا از زندگی روزمره ما نیست. بهانه این یادداشت هم چیزی جز همین یادآوری نیست؛ یادآوری اینکه چند روز پیش، ۱۵ خرداد روز جهانی محیط‌زیست بود و ما در ایرانِ جنگ‌زده مشغول التیام دردهای فراوانی بودیم و هستیم که محیط‌زیست در میان آنها اولویت چندانی ندارد. 🇮🇷 🆔 @irancsca

⭕️ می‌ترسم از فراموشی؛ گام اول پس از جنگ: حفظ دستاوردها ✍ علی ربیعی "بخش دوم" این دو سر طیف هنوز با هم فاصله دارند؛ اما شواهدی وجود دارد که از "نوعی پیوستگی امتدادی" میان آنچه «هسته سخت نظام» نامیده می‌شود و اکثریت خاکستری حکایت می‌کند؛ پیوستگی‌ای که می‌توان آن را عمیق‌تر کرد. ‌در همین چارچوب، باید گفت: من برای مخالفان نظام و زخم‌خوردگانی که برای ایران شرافتمندانه ایستادند احترام قائلم. این‌ها را باید قدر دانست؛ کسانی که به رغم مخالفت یا زخم‌خوردن، با نظام "به بهای وطن‌فروشی" مخالفت نکردند؛ هرچند تفاوت‌ها همچنان باقی است و از همین رو، سیاستگذاری هوشمند باید هم ظرفیت تعمیق داشته باشد و هم ظرفیت آشتی. به عنوان نمونه، در مقایسه برخی نتایج سنجش درباره تجمع‌کنندگان شبانه تهران با معدل دیدگاه کل تهرانی‌ها (اعم از تجمع‌کننده و غیرتجمع‌کننده)، در موضوعاتی چون: - ضرورت مذاکره: شاید اختلافی در حد ۴ تا ۵ درصد دیده شود؛ - اینترنت: تفاوت دیدگاه‌ها چندان زیاد نیست؛ - ارزیابی عملکرد دولت و نیروهای مسلح: دیدگاه‌ها بسیار نزدیک است. این داده‌ها نشان می‌دهد، برخلاف تصورهای رایج، زمینه پیوند اجتماعی و گفت‌وگوی مؤثر وجود دارد. 🔹 گسست نسلی «تیزشده» و امکان ترمیم به علت سیاست‌های غلط در حوزه فرهنگ و جامعه—اصرار بر مهندسی زندگی، کنترل حوزه خصوصی و دخالت در آن، و سیاست‌های تعارض‌آمیز که حتی به تعارضات فیزیکی خیابانی انجامید—دچار گسست نسلی شده‌ایم. گسست نسلی در همه جوامع طبیعی است، اما گسست شکل‌گرفته در ایران را باید «گسست تیزشده» نامید؛ یعنی گسستی درگیرانه و تقابلی با سیاست‌های فرهنگی_اجتماعی تحمیل‌گر و تعارض‌آمیز. در پیامد این جنگ، می‌توان با تغییر نگرش در سیاست‌گذاری به ترمیم همین گسست کمک کرد. 🔹 افق‌گشایی برای وحدت: تأکید بر پرهیز از تنازع سخنان اخیر رهبری در پیام مربوط به سالروز افتتاح مجلس شورای اسلامی می‌تواند افق‌ساز باشد؛ آنجا که بر پاسداری از وحدت صفوف منسجم ملت، پرهیز از تبدیل اختلافات موجه و غیرموجه به تنازع و تفرقه، و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته‌کردن تفاوت‌های اجتماعی تأکید می‌شود. 🔹 ضرورت تغییر پارادایم: از جامعه تا رسانه همان‌گونه که اشاره شد، امروز به تجدیدنظر در نگاه به جامعه، نهادهای مدنی، عوامل معنا‌ساز، و افراد فرهنگ‌ساز نیاز داریم. این تجدیدنظر باید در سیاست‌های: - هنر و ادبیات، - آموزش و پرورش، - آموزش عالی (هم محتوا و هم فعالیت انجمن‌ها و نهادهای علمی، به‌ویژه در علوم انسانی و اجتماعی)، - و سیاست‌های رسانه‌ای خود را نشان دهد. با این حال، نشانه‌ای از این تغییر در رسانه‌های جریان اصلی نمی‌بینم. در بسیاری از تریبون‌ها همچنان بر طبل تفرقه کوبیده می‌شود و تعدادی همچنان همان منطق پیشین را با بلندگوهای قدرتمند ادامه می‌دهند. 🔹 حفظ دستاوردها با سیاست‌های دیروز ممکن نیست دستاورد ناملموس این دوران—یعنی ادراک ملی نسبت به ایران، منافع ملی و انسجام نوبنیاد—اگر درست فهم و به سیاست عمومی تبدیل نشود، مثل هر سرمایه اجتماعی دیگری به سرعت فرسوده خواهد شد. مرحله پس از جنگ، مرحله «شعار» نیست؛ مرحله "تصمیم‌های سخت و تغییر نگاه" است. با سیاست‌های دیروز نمی‌توان دستاوردهای امروز را نگه داشت. اگر سیاست‌گذاران و تصمیم‌‌گیرندگان در عرصه‌های مختلف قدرت، جامعه را با همان عینک‌های پیشین ببینند—با همان مهندسی سبک زندگی، همان بی‌اعتمادی به نهادهای مدنی و همان تریبون‌های تفرقه‌ساز—همبستگی شکل‌گرفته نه‌تنها تعمیق نمی‌شود، بلکه به عقب برمی‌گردد و شکاف‌ها تیزتر می‌شوند. جنگ به ما نشان داد که ایران، در لحظه خطر، ظرفیت هم‌پوشانی دارد؛ اما این ظرفیت، خودبه‌خود ماندگار نمی‌شود. امروز مسئله روشن است: یا این انسجام را با بازگشت به عناصر ایران‌ساز، تقویت عقلانیت رسانه‌ای، و تجدیدنظر جدی در سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی حفظ می‌کنیم؛ یا باید آماده باشیم که بزرگ‌ترین دستاورد این دوره را با دست خودمان از دست بدهیم و آن‌‌گاه، فراموشی فقط فراموشیِ یک تجربه نیست؛ بلکه از دست دادن دستاوردهای عظیمی است که با خون و رنج و زحمات هموطنان به دست آمده است. @alirabiei_ir

⭕️ می‌ترسم از فراموشی؛ گام اول پس از جنگ: حفظ دستاوردهاعلی ربیعی "بخش اول" «زین همرهان سست‌عناصر دلم گرفت، شیر خدا و رستم دستانم آرزوست» حضرت مولانا، در این بیت با بیان یک همبستگی تاریخی، بین ظرفیت داستانها و تمدن ایرانی با عناصر دینی، به قدرت معنایی ایران پرداخته است و در این میان بیم از فراموشی را هم در آن می‌گنجاند و امروز با همان همبستگی ایجاد شده در ابیات مولانا، در میانه گردوغبار روایت‌ها و داوری‌های شتاب‌زده و در شرایطی که ایران با میدان‌های نبرد، جنگ‌های روانی و فشارهای خارجی دست‌به‌گریبان است، باید با نگاهی واقع‌بینانه به «دستاوردها» و «فرصت‌های پیش‌رو» نگریست. در این میان، نکته‌ای که نباید مغفول بماند، مواضع شرافتمندانه بخشی از منتقدان و حتی مخالفان نظام است که در بزنگاه‌های تاریخی با رفتاری شرافتمندانه، منافع ملی را بر هر امر دیگری مقدم شمرده‌اند؛ این سرمایه، قابل نادیده گرفتن نیست. این واقعیت، در بزنگاه‌های تاریخی، خود یک سرمایه اجتماعی است. 🔹 گام اول: حفظ دستاوردهای جنگ مرحله جدید جنگ، بیش از هر چیز به یک اولویت نیاز دارد: حفظ دستاوردهای جنگ. جنگ خسارت‌های سنگینی به ایران زد؛ خسارت‌هایی که بخشی از آن‌ها جبران‌ناپذیر است. ما سرمایه‌هایی را از دست دادیم که در دل ایران تربیت شده بودند، در دل ایران رشد علمی کرده بودند، و استعداد و هوشی بودند که می‌توانستند پایه‌های تغییر و تحول باشند؛ از شهدای ارزشمند علمی که کم هم نبودند، استراتژیست‌های حوزه دفاع و نخبگان مدافع وطن و... در کنار خسارت‌های انسانی، پل‌ها، صنایع و زیرساخت‌ها هدف قرار گرفتند و میلیاردها دلار خسارت بر کشور تحمیل شد. سرمایه‌ای که با تلاش فراوان انباشته شده بود آسیب دید و خسارت‌هایی به جا ماند که برخی از آن‌ها حتی قابل محاسبه نیست. اما هزینه جنگ فقط مادی نبود: اضطراب‌ها و نگرانی‌های نشسته در دل خانواده‌های ایرانی و آثار روحی-روانی بین‌نسلی، بخش مهمی از پیامدهاست. 🔹 دو دستاورد راهبردی: استقلال و ادراک ملی با وجود همه خسارت‌ها، این جنگ دو دستاورد برای ما به همراه آورد: یکی ملموس و دیگری ناملموس؛ و هر دو می‌توانند پایه‌های ایران نوین در جهان جدیدِ پرآشوب و در حال گذار را شکل دهند. - دستاورد ملموس: حفظ استقلال. - دستاورد ناملموس: شکل‌گیری فهم و ادراک ملی نسبت به منافع ملی، ارزش‌های ایران، و دروغ‌های شایع و «بسته‌بندی‌شده» بیرونی؛ فهمی که به همبستگی و انسجامی نوبنیاد انجامید. حفظ این دستاوردها با سیاست‌های پیشینی ممکن نیست. اولاً نیازمند فهم دقیق آن چیزی است که به دست آمده و ثانیاً به سیاست و برنامه نیاز دارد؛ نه در قالب الفاظ و بخشنامه‌ها، بلکه به صورت یک "باور عمیق در حکمرانی". بدون این درک درست، دستاوردها به سرعت فرسوده می‌شوند و بازگشت به گذشته دور از انتظار نخواهد بود. 🔹 بازگشت «ایران» به کانون و احیای عناصر ایران‌ساز مهم‌ترین عنصر این دوره، کانون قرار گرفتن ایران و بازگشت به همه عناصر فرهنگی ایران‌ساز است. فلسفه وجودی نظام شاهنشاهی با باستان‌گرایی افراطی و نفی برخی عناصر فرهنگ‌ساز همراه بود. پس از انقلاب نیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، در تقابل با آن باستان‌گرایی، از عناصر فرهنگی و تمدنی، قرائتی منفی و مسئله‌دار ارائه می‌شد. اما این تجاوز علیه ایران، افزون بر آشکار کردن ماهیت واقعی تجاوزگری، نوعی هوشمندی و هوشیاری تاریخی را زنده کرد: به تعبیر استاد جلالی ندوشن، تنهایی ایران، تنهایی ژئوپلتیک ایران، آگاهی نسبت به قدرت‌های جهانی و از دست رفتن‌های ممتد و حسرت‌های جدایی‌شدگان از ایران دوباره برجسته شد. همچنین درک نسل جدید، از طریق درک درست‌تر واقعیت‌های جهانی، ماهیت قدرت‌های بزرگ و «رویا‌فروشی‌های» بیرونی با مقاصد استعماری تا حدودی حاصل شده است. نمادهای عینی این بازگشت نیز روشن است: پرچم ایران که پیش‌تر بیشتر در مکان‌های دولتی دیده می‌شد، امروز در خانه و دستان بسیاری از ایرانیان جای گرفته است. ترکیبی از سرودهای ملی–مذهبی–تاریخی شکل گرفت. در دل تجمعات شبانه، شعاری برخاست که پیش‌تر تصورش دشوار بود: «با هر حجاب و پوششی که داریم، پرچم رو زمین نمی‌گذاریم» مهربانی نگاه‌ها پشت پنجره‌ها و در خیابان، خود یک نشانه بود و حتی در افق تاریخی، مولانا در قرن هفتم همین پیوند سنت‌های دینی و ایرانی را در اوج دلگیری چنین روایت می‌کند: «شیر خدا و رستم دستانم آرزوست.» 🔹 واقعیت اجتماعی: دو قطبی عمیق و اکثریت خاکستریِ ایران‌دوست با این حال، تمام سنجش‌های علمی نشان می‌دهد جامعه، هم‌زمان دارای: - یک دوقطبی دو سر طیفی عمیق - و یک جمعیت خاکستری مبهم (بیش از ۶۰ درصد) است؛ تغییرخواه همراه با ثبات‌خواهی، ایران‌دوست و دین‌دوست. @alirabiei_ir

❇️ آگهي دعوت به مجمع عمومي فوق العاده و مجمع عمومي عادي سالیانه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات بدينوسيله از كليه اعضاء پيوسته انجمن دعوت مي شود تا در جلسات مجمع عمومي فوق العاده و مجمع عمومي عادي سالیانه انجمن كه به ترتيب در ساعات ۱۵ و ۱۶ روز دوشنبه مورخ ۱ تیرماه ۱۴۰۵ در محل سالن اجتماعات به نشاني تهران، بزرگراه جلال آل احمد، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد، حضور بهم رسانید. دستور جلسه مجمع عمومي فوق العاده : تصویب اساسنامه جدید دستور جلسه مجمع عمومي عادي سالیانه : ۱. بررسي و تصويب صورتحساب مالی (درآمدها و هزينه‌هاي سال مالي گذشته) ۲. تعيين ميزان حق عضويت هیات مدیره انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات 🇮🇷 🆔 @irancsca

🔻عباس کاظمی: اینترنت طبقاتی یعنی تولید آگاهانه نابرابری 🔹عباس کاظمی را معمولاً با شهر می‌شناسند؛ با پرسه‌زدن در پاساژها، با روایت‌‌کردن زندگی روزمره و با خواندن رفتار آدم‌ها در دل فضاهای شهری. 🔹حالا اما همان زندگی روزمره‌ای که او سال‌ها درباره‌اش نوشته، یک لایه تازه پیدا کرده: اینترنت. اینترنتی که به‌تدریج مثل خود شهر، مثل خیابان و مرکز خرید، تبدیل به بخشی از تجربه زیسته آدم‌ها شده با این تفاوت که این ‌بار دسترسی به آن برای همه یکسان نیست. 🔹در گفت‌وگو با او در مقام یک جامعه‌شناس سراغ همین نقطه رفتیم؛ جایی که اینترنت طبقاتی به لایه‌های گوناگون جامعه نفوذ کرده، از یک تصمیم سیاستی فراتر رفته و وارد زیست روزمره شده است. 🔹کاظمی از این می‌گوید که چطور این شکل از دسترسی نابرابر، نه‌فقط یک شکاف تکنولوژیکی بلکه نوعی نظم اجتماعی تازه می‌سازد؛ نظمی که به تعبیر او می‌تواند جامعه را به‌سمت «کنترل‌شدگی» ببرد. 🔗متن کامل این گفت‌وگو را در سایت پیوست بخوانید: peivast.com/p/260134 🔗لینک ویدیو در کانال یوتیوب پیوست youtu.be/ljBpMSZPzzg 🔗لینک ویدیو در کانال آپارات پیوست www.aparat.com/v/hjl7gms 🆔 @peivast

این لحظه‌ی طلایی: بازگشت ما به فضای مجازی و الزامات و امتيازات آن ✍ مهدی منتظرقائم، استاد ارتباطات دانشگاه تهران بعد از سه ماه قطعی اجباری اينترنت بين‌المللى، حالا دوباره آن درهاى بسته شده گشوده شده‌اند. بياييد این بازگشت را نه يك "برگشتن به حالت قبل"، كه يك لحظه‌ى طلايى براى بازتعريف رابطه‌مان با فضاى مجازى بدانيم. فرصتى كه شايد بار ديگر تكرار نشود. در اين سه ماه، ناخواسته يك آزمايش طبيعى بزرگ را تجربه كرديم: ما از اسكرول بی‌پايان در اينستاگرام، از ويدئوهای تكراری و اخبار اغواگرانه، از مقايسه‌هاى بی‌حاصل و اتلاف وقت جدا شديم. حالا كه ديوارها برداشته شده‌اند، آيا دوباره غرق همان عادت‌هاى كهنه می‌شويم؟ يا از اين لحظه‌ى طلايى برای نهادينه كردن الزامات يك مصرف هوشمندانه و بهره‌مندى از امتيازات خودِ لحظه‌ی بازگشت استفاده می‌كنيم؟ اين لحظه‌ى بازگشتِ پس از سه ماه عدم‌دسترسى، مزاياى بسيار مهمى دارد كه بايد قدر آنها را بفهميم و براى استفاده بهينه از اين فرصت در جهت اصلاح مصرف‌مان برنامه‌ريزی كنيم. چنين لحظه‌اى و پس از سه ماه قطعى اينترنت، بيش از اين هرگز در اختيارمان نبود: ۱. شكسته شدن خودكار عادت‌ها سه ماه قطعى، زنجيره‌ى عادت‌هاى قبلى را شكسته است. شما ديگر به طور خودكار صبح كه بيدار مى‌شويد سراغ اينستاگرام نمی‌رويد. اين نقطه‌ى صفر يك متياز نادر است: می‌توانيد از همين امروز تصميم بگيريد كه چه عادت‌هاى جديدى بسازيد، بدون اينكه با كشش درونىِ "هميشه اين كار را می‌کردم" روبرو شويد. ۲. ديدن تفاوت بين "نياز واقعی" و "عادت توخالی" در اين سه ماه، شما به وضوح ديديد كه كدام پلتفرم‌ها و كدام نوع مصرف واقعاً برايتان چه نوع و چقدر فايده يا ضرر داشت. اين آگاهی يك امتياز بزرگ لحظه‌ی بازگشت است: حالا می‌دانيد كه مثلاً اينستاگرام براى ارتباط با يك دوست خاص لازم نيست -يك تماس ساده كافی است. ۳. قدرت انتخابِ اولیه قبل از قطعى، مصرف شما حاصل "تكرار بى‌انديشه" بود. حالا براى اولين بار شما در آستانه‌ی بازگشت هستيد و هر اقدامی "اولین بار" است. این لحظه به شما اجازه می‌دهد كه قوانين جديدى وضع كنيد: "مثلاً اينستاگرام را فقط روی لپ‌تاپ باز كنم نه روى گوشى" يا "فقط روزهاى فرد وارد آن شوم". اين سطح از كنترل، پيش از قطعى غيرممكن بود. ۴. فرصت بازتوليد انتخابی عادت‌ها امتياز ديگر این است كه لازم نيست همه‌ی عادت‌های قبل را كنار بگذاريد. می‌توانيد آگاهانه تصميم بگيريد كدام يك از رفتارهاى قبلى را بازتوليد كنيد (مثلاً دنبال كردن يك صفحه‌ى آموزشى) و كدام را براى هميشه حذف كنيد (اسكرول شبانه) در شرايط عادى، اين تفكيك به سختى انجام می‌شد. ۵. جهان ارتباطات انسانى را دريابيم. ما در دوران قبل از قطع اينترنت، بالاجبار از عادات افراطى خود و غرق‌شدگى در فضاى مجازى دور نشده بوديم - اما اين سه ماه قطعی، ناخواسته ما را تاحدى به عادات ماقبل سلطه‌ى فضاى مجازى بازگرداند. ديدار حضورى و تماس تلفنى با دوستان و اقوام افزايش يافت. حالا كه اينترنت برگشته، این فرصت را داريم كه آن جهانِ واقعىِ انسانى را پاس بداريم و اجازه ندهيم در غرّش دوباره‌ى ارتباطات مجازى، دوباره محو شود. اين لحظه‌ى بازگشت براى آنكه آگاهانه و هوشمندانه باشد به چند قاعده‌ى اوليه و الزامى نياز دارد: ۱. مرزگذاری با عادت‌های پيشين قاعده‌ى اول اين است كه پيش از هر كليك، پنج دقيقه تأمل كنيم، قانون "تأمل پنج دقيقه‌ای" يعنى پیش از باز كردن اينستاگرام يا هر پلتفرم خارجى، از خود بپرسيم: "الان دقيقاً چه نيازى دارم؟" اگر پاسخى نبود، گوشى را كنار بگذاريم. ۲. روزهاى بدون پلتفرم قاعده‌ى ديگر تعيين "روزهاى قطع آگاهانه" است. لازم نیست اينترنت را كنار بگذاريم؛ كافی است يك روز در هفته بدون اينستاگرام، يك روز بدون واتساپ خارجى زندگى كنيم. اين تمرين، خودمختارى ديجيتال را بازمی‌گرداند. ۳. قاعده‌ى ارزيابى سود و زيان در هر نيم‌ساعت آنلاين از خود بپرسيم: "اين نيم‌ساعت در شبكه‌هاى اجتماعى، به من آرامش، آگاهی يا ارتباط عميق داد؟ يا فقط خستگی، اضطراب و احساس پوچى؟" و در نهايت: سه ماه، اينترنت بين‌الملل نداشتيم اما حالا كه برگشته، خودمان مالك لحظه‌ی بازگشتيم. الزامات را جدى بگيريم و از امتيازات منحصربه‌فرد اين لحظه استفاده كنيم: عادت‌ها شكسته شده‌اند، مرزها قابل رسم هستند، و هر كليک براى اولين بار پس از ماه‌ها اتفاق می‌افتد. اين واقعاً يك لحظه‌ى طلايى است براى تنظيم مجدد رابطه‌مان با جهان مجازى. #اينترنت #فضای_مجازی #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات 🇮🇷 🆔 @irancsca

انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان) با همکاری انجمن علمی روان‌شناسی و مشاوره دانشگاه لرستان برگزار می‌کند: �
انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات (دفتر لرستان) با همکاری انجمن علمی روان‌شناسی و مشاوره دانشگاه لرستان برگزار می‌کند: 🔵 رسانه و جنگ (با معرفی کتاب ویریلیو و رسانه) ▪️با حضور مترجم کتاب: دکتر مسعود زمانی مقدم (عضو هیأت علمی دانشگاه لرستان) 🔺دوشنبه، ۱۱ خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۰ 🔺لینک نشست: https://vc2.lu.ac.ir/OnlineSession_PTC_284 🇮🇷 🆔 @irancsca

این لحظه‌ی طلایی: بازگشت ما به فضای مجازی و الزامات و امتيازات آن ✍ مهدی منتظرقائم، استاد ارتباطات دانشگاه تهران بعد از سه ماه قطعی اجباری اينترنت بين‌المللى، حالا دوباره آن درهاى بسته شده گشوده شده‌اند. بياييد این بازگشت را نه يك "برگشتن به حالت قبل"، كه يك لحظه‌ى طلايى براى بازتعريف رابطه‌مان با فضاى مجازى بدانيم. فرصتى كه شايد بار ديگر تكرار نشود. در اين سه ماه، ناخواسته يك آزمايش طبيعى بزرگ را تجربه كرديم: ما از اسكرول بی‌پايان در اينستاگرام، از ويدئوهای تكراری و اخبار اغواگرانه، از مقايسه‌هاى بی‌حاصل و اتلاف وقت جدا شديم. حالا كه ديوارها برداشته شده‌اند، آيا دوباره غرق همان عادت‌هاى كهنه می‌شويم؟ يا از اين لحظه‌ى طلايى برای نهادينه كردن الزامات يك مصرف هوشمندانه و بهره‌مندى از امتيازات خودِ لحظه‌ی بازگشت استفاده می‌كنيم؟ اين لحظه‌ى بازگشتِ پس از سه ماه عدم‌دسترسى، مزاياى بسيار مهمى دارد كه بايد قدر آنها را بفهميم و براى استفاده بهينه از اين فرصت در جهت اصلاح مصرف‌مان برنامه‌ريزی كنيم. چنين لحظه‌اى و پس از سه ماه قطعى اينترنت، بيش از اين هرگز در اختيارمان نبود: ۱. شكسته شدن خودكار عادت‌ها سه ماه قطعى، زنجيره‌ى عادت‌هاى قبلى را شكسته است. شما ديگر به طور خودكار صبح كه بيدار مى‌شويد سراغ اينستاگرام نمی‌رويد. اين نقطه‌ى صفر يك متياز نادر است: می‌توانيد از همين امروز تصميم بگيريد كه چه عادت‌هاى جديدى بسازيد، بدون اينكه با كشش درونىِ "هميشه اين كار را می‌کردم" روبرو شويد. ۲. ديدن تفاوت بين "نياز واقعی" و "عادت توخالی" در اين سه ماه، شما به وضوح ديديد كه كدام پلتفرم‌ها و كدام نوع مصرف واقعاً برايتان چه نوع و چقدر فايده يا ضرر داشت. اين آگاهی يك امتياز بزرگ لحظه‌ی بازگشت است: حالا می‌دانيد كه مثلاً اينستاگرام براى ارتباط با يك دوست خاص لازم نيست -يك تماس ساده كافی است. ۳. قدرت انتخابِ اولیه قبل از قطعى، مصرف شما حاصل "تكرار بى‌انديشه" بود. حالا براى اولين بار شما در آستانه‌ی بازگشت هستيد و هر اقدامی "اولین بار" است. این لحظه به شما اجازه می‌دهد كه قوانين جديدى وضع كنيد: "مثلاً اينستاگرام را فقط روی لپ‌تاپ باز كنم نه روى گوشى" يا "فقط روزهاى فرد وارد آن شوم". اين سطح از كنترل، پيش از قطعى غيرممكن بود. ۴. فرصت بازتوليد انتخابی عادت‌ها امتياز ديگر این است كه لازم نيست همه‌ی عادت‌های قبل را كنار بگذاريد. می‌توانيد آگاهانه تصميم بگيريد كدام يك از رفتارهاى قبلى را بازتوليد كنيد (مثلاً دنبال كردن يك صفحه‌ى آموزشى) و كدام را براى هميشه حذف كنيد (اسكرول شبانه) در شرايط عادى، اين تفكيك به سختى انجام می‌شد. ۵. جهان ارتباطات انسانى را دريابيم. ما در دوران قبل از قطع اينترنت، بالاجبار از عادات افراطى خود و غرق‌شدگى در فضاى مجازى دور نشده بوديم - اما اين سه ماه قطعی، ناخواسته ما را تاحدى به عادات ماقبل سلطه‌ى فضاى مجازى بازگرداند. ديدار حضورى و تماس تلفنى با دوستان و اقوام افزايش يافت. حالا كه اينترنت برگشته، این فرصت را داريم كه آن جهانِ واقعىِ انسانى را پاس بداريم و اجازه ندهيم در غرّش دوباره‌ى ارتباطات مجازى، دوباره محو شود. اين لحظه‌ى بازگشت براى آنكه آگاهانه و هوشمندانه باشد به چند قاعده‌ى اوليه و الزامى نياز دارد: ۱. مرزگذاری با عادت‌های پيشين قاعده‌ى اول اين است كه پيش از هر كليك، پنج دقيقه تأمل كنيم، قانون "تأمل پنج دقيقه‌ای" يعنى پیش از باز كردن اينستاگرام يا هر پلتفرم خارجى، از خود بپرسيم: "الان دقيقاً چه نيازى دارم؟" اگر پاسخى نبود، گوشى را كنار بگذاريم. ۲. روزهاى بدون پلتفرم قاعده‌ى ديگر تعيين "روزهاى قطع آگاهانه" است. لازم نیست اينترنت را كنار بگذاريم؛ كافی است يك روز در هفته بدون اينستاگرام، يك روز بدون واتساپ خارجى زندگى كنيم. اين تمرين، خودمختارى ديجيتال را بازمی‌گرداند. ۳. قاعده‌ى ارزيابى سود و زيان در هر نيم‌ساعت آنلاين از خود بپرسيم: "اين نيم‌ساعت در شبكه‌هاى اجتماعى، به من آرامش، آگاهی يا ارتباط عميق داد؟ يا فقط خستگی، اضطراب و احساس پوچى؟" و در نهايت: سه ماه، اينترنت بين‌الملل نداشتيم اما حالا كه برگشته، خودمان مالك لحظه‌ی بازگشتيم. الزامات را جدى بگيريم و از امتيازات منحصربه‌فرد اين لحظه استفاده كنيم: عادت‌ها شكسته شده‌اند، مرزها قابل رسم هستند، و هر كليک براى اولين بار پس از ماه‌ها اتفاق می‌افتد. اين واقعاً يك لحظه‌ى طلايى است براى تنظيم مجدد رابطه‌مان با جهان مجازى. #اينترنت #فضای_مجازی #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات 🇮🇷 @irancsca

به‌نام آن که ایثار را معنا بخشید عید سعید قربان، تجلی‌گاهِ عالی‌ترین مراتب تسلیم در برابر مشیت الهی و یادمانِ سربلندی در آزمون‌های سختِ «ابتلاء» است. این روز، یادآورِ آن است که مسیر کمال، همواره از گذرگاهِ ایثار و گذشتن از تعلقات می‌گذرد. فرا رسیدن این عید سعید، مجالی است برای تامل در مفهوم بنیادین «فداکاری» و بازخوانیِ حماسه‌ی صبوری ملتی که در عبور از دالان‌های تاریک رنج و آزمون‌های دشوارِ زمانه، گوهرِ وجودی خویش را صیقل داده است. در این سال‌ها، ملت شریف ایران، در مواجهه با تلاطم‌ها و ناملایمات، عزیزانی گران‌قدر را به پیشگاهِ سربلندی و بقای این کهن‌دیار تقدیم کرد؛ قربانیانی که هر یک، ستونی در عمارتِ استقامتِ ملی ما بودند. امروز بر ماست که با دقتی وافر و نگاهی ستایش‌گر، قدردانِ آن جان‌های شیفته‌ای باشیم که در متنِ خطر و در بحبوحه نبرد برای زیستنی والاتر، شجاعانه ایستادند. پاسداشتِ آنان که دیگر در میان ما نیستند، تنها در کلام میسر نمی‌شود، بلکه در درکِ عمیقِ ارزشِ «با هم بودن» و صیانت از پیوندهای ناگسستنیِ انسانی تجلی می‌یابد. ما آموخته‌ایم که در تلاقیِ اندوه و امید، آن‌چه ما را زنده نگه می‌دارد، همین انسجامِ عاطفی و درکِ متقابلِ رنج‌های مشترک است. ضمن گرامی‌داشت یاد و خاطره‌ی تمامی ایثارگران و جان‌باختگانِ راهِ میهن، آرزو می‌کنم این عید، سرآغازِ فصلی نو از شادکامی، تندرستی و شکوفایی برای تمامی هم‌وطنان باشد. امید است که پس از این دورانِ طولانیِ ممارست و صبوری، طعمِ شیرینِ آرامش و بهروزی، چون نغمه‌ای دل‌انگیز در فضای زندگی‌ همه ایرانیان و تمامی موحدان دنیا طنین‌انداز شود. عیدتان فرخنده و روزگارتان بهروز باد. 🇮🇷 🆔 @irancsca

🤝**تقویت ابعاد فرهنگی و اجتماعی ورزش؛ تفاهم‌نامه همکاری میان پژوهشگاه تربیت‌بدنی و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ام
🤝**تقویت ابعاد فرهنگی و اجتماعی ورزش؛ تفاهم‌نامه همکاری میان پژوهشگاه تربیت‌بدنی و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات امضا شد** ♦️پژوهشگاه تربیت‌بدنی و علوم ورزشی با هدف توسعه تعاملات بین‌رشته‌ای و بهره‌گیری از توانمندی‌های علمی در حوزه ترویج فرهنگ نیکوکاری و خیر جمعی در ورزش، تفاهم‌نامه همکاری مشترکی را با انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات منعقد کرد. 🌐برای مطالعه خبر کلیک کنید 🏷 پژوهشگاه تربیت‌بدنی و علوم‌ورزشی #انجمن_ایرانی_مطالعات_فرهنگی_و_ارتباطات @ssrc_ac 🇮🇷 🆔 @irancsca

⭕️ نشست رونمایی کتاب «بر لبه تنهایی» 📚در روزگاری که استراتژی امنیت ملی ایران بیش از هر زمان دیگری در مرکز بحث‌های عمومی قرار
⭕️ نشست رونمایی کتاب «بر لبه تنهایی» 📚در روزگاری که استراتژی امنیت ملی ایران بیش از هر زمان دیگری در مرکز بحث‌های عمومی قرار گرفته، گفت‌وگو درباره «سیاست خارجی ایران» ضرورتی دوچندان یافته است. خوشحالیم که در نشست رونمایی و معرفی کتاب «بر لبه تنهایی»، ترجمه فارسی اثر مهم دکتر ولی نصر، همراه شما باشیم؛ کتابی درباره منطق سیاست خارجی ایران، تجربه تحریم، جنگ، و جایگاه ایران در نظم جهانی در حال تغییر. با حضور: دکتر علی‌اکبر صالحی دکتر علی ربیعی همراه با پیام ویدئویی از دکتر ولی نصر و دکتر وحید عابدینی 🗓 دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵ ⏰ ساعت ۱۸ 📍 شهرکتاب مرکزی منتظر دیدار شما هستیم. 🌱📖 @alirabiei_ir