fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

فلسفه علم

فلسفه علم

رفتن به کانال در Telegram

مطالب فلسفه تحلیلی و موضوعات فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن مفاهیم فلسفه علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha1988 و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy1 در ارتباط باشید.

نمایش بیشتر
7 943
مشترکین
-224 ساعت
-97 روز
+2530 روز
جذب مشترکین
نوامبر '26
نوامبر '26
+5
در 0 کانال‌ها
اکتبر '26
+1 129
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '26
+153
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+165
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+140
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+136
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+51
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+17
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+61
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+40
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+57
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+80
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+102
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+77
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+69
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+72
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+84
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+58
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+87
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+78
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+120
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+159
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+163
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+138
در 5 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+146
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+123
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+120
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+134
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+126
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+156
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+130
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+181
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+140
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+181
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+84
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+86
در 3 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+47
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+127
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+59
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+64
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+63
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+102
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+91
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+107
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+144
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+61
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+101
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+64
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+118
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+72
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+82
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+5 995
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
02 نوامبر+1
01 نوامبر+4
پست‌های کانال
شنبه ۹ آبان ساعت ۱۷ در شهر کتاب مرکزی نشستی در «فلسفه‌ی پزشکی» برگزار می‌شود.
شنبه ۹ آبان ساعت ۱۷ در شهر کتاب مرکزی نشستی در «فلسفه‌ی پزشکی» برگزار می‌شود.

2
◆ جلسه سخنرانی انجمن علمی فلسفه علم شریف (آخرین رویداد انجمن علمی دوره ۱۴۰۵-۱۴۰۴) ◆ «مروری بر برخی مباحث متافیزیک ذهن» ◆ دکتر
◆ جلسه سخنرانی انجمن علمی فلسفه علم شریف (آخرین رویداد انجمن علمی دوره ۱۴۰۵-۱۴۰۴) ◆ «مروری بر برخی مباحث متافیزیک ذهن» ◆ دکتر حمید وحید(پژوهشگاه دانش‌های بنیادی) ◈زمان: شنبه ۹ آبان ساعت ۱۰:۳۰ ◈مکان: تالار طوس- کتابخانه مرکزی- دانشگاه صنعتی شریف ⭕️ لطفا جهت ورود به دانشگاه مشخصات خود را در «این قسمت» وارد کنید. (در غیر این‌ صورت ، متاسفانه حراست دانشگاه از ورود شما جلوگیری خواهد کرد) ◆ انجمن علمی فلسفه علم شریف
688
3
۱۵۰۰ سال همه مطمئن بودند زمین مرکز جهان است… و اشتباه می‌کردند. 🔭 کوپرنیک، نیوتن و اینشتین هر کدام تصویر ما از جهان را دگرگو
۱۵۰۰ سال همه مطمئن بودند زمین مرکز جهان است… و اشتباه می‌کردند. 🔭 کوپرنیک، نیوتن و اینشتین هر کدام تصویر ما از جهان را دگرگون کردند. پس از کجا بدانیم علمِ امروز درست می‌گوید؟ این پرسشِ فلسفهٔ علم است. در دوره «فلسفهٔ علم: از طبیعت تا واقعیت علمی» با  استاد موسی اکرمی در هنرستان، طی دو ماه از فلسفهٔ طبیعت ارسطو و انقلاب علمی تا دیدگاه‌های پوپر و کوهن را دنبال می‌کنید. اگر به فلسفه، علم یا تاریخ اندیشه علاقه‌مندید، این دوره برای شماست. 🎓 مدرس: دکتر موسی اکرمی 📅 شروع: دوشنبه ۴ آبان، ساعت ۲۰ به وقت تهران 💻 برگزاری آنلاین در پلتفرم هنرستان 🎁 ثبت‌نام رایگان با کد: Akr100prforIAT 🔗 مشاهده جزئیات و ثبت‌نام مستقیم در دوره (چنانچه در ایران هستید، لطفاً پیش از کلیک روی لینک، فیلترشکن خود را خاموش کنید.) #فلسفه‌ی_علم #موسی_اکرمی #هنرستان پلتفرم آموزشی هنرستان وب‌سایت | یوتیوب | اینستاگرام
756
4
✅ تبلیغات
553
5
استدلال استعلایی کانت چیست؟ استدلال استعلایی از مهم‌ترین روش‌های فلسفی کانت در توضیح امکان شناخت است. کانت به جای طرح پرسش متعارف اینکه «جهان چگونه است»، می‌پرسد «چه شرایطی باید برقرار باشند تا تجربه و شناخت جهان ممکن شوند». کانت با واقعیتی پذیرفتنی درباره‌ی اندیشه، تجربه یا شناخت آغاز می‌کند و می‌کوشد نشان دهد که این واقعیت، برای وقوع نیازمند برقراری شرطی ضروری‌ست، که در نگاه نخست آشکار نیست. هرچند این شرط ممکن است ضرورت منطقی نداشته باشد، اما کانت استدلال می‌کند که بدون آن، تجربه‌ی مورد بحث توضیح‌پذیر نخواهد بود. نمونه‌ی برجسته‌ی این روش، استنتاج استعلایی کانت در نقد عقل محض است. کانت می‌خواهد نشان دهد که مقولات فاهمه، از جمله علیت، به‌درستی بر اشیای تجربه اطلاق می‌شوند. مسئله این نیست که آیا می‌توانیم واژه‌هایی مانند علیت را در ذهن پیدا کنیم یا نه؛ مسئله این است که چه حقی داریم آنها را برای شناخت عینی جهان به کار ببریم. تجربه‌گرایانی چون هیوم تردید داشتند که تجربه‌ی حسی بتواند مفاهیمی مانند علیت را توجیه کند. از مشاهده‌های پی‌درپی، به‌خودی‌خود، ضرورت علّی به دست نمی‌آید. کانت این دشواری را می‌پذیرد، اما نتیجه نمی‌گیرد که کاربرد مقولاتی مانند علیت ناموجه است، و به‌جای توجیه تجربی انها، توجیهی استعلایی را پیشنهاد می‌کند. برای روشن شدن نظر کانت برخورد توپی با شیشه را تصور کنید. نخست توپ را در حرکت می‌بینیم، سپس شکسته‌شدن شیشه را. اما تجربه‌ی عادی ما صرفاً این دو مشاهده را کنار هم نمی‌گذارد؛ ما رویدادها را در نظمی واحد می‌فهمیم و برخورد را علت شکستگی می‌دانیم. کانت می‌پرسد چه چیزی این وحدت و عینیت را ممکن می‌کند. از نظر او، ذهن فقط دریافت‌کننده‌ی منفعل داده‌های حسی نیست. برای آنکه بازنمایی‌های گوناگون به شناخت یک شیء یا رویداد تبدیل شوند، باید ترکیب شوند. فاهمه از مقولات بهره می‌گیرد تا داده‌های متنوع را در یک تجربه‌ی قابل فهم پیوند دهد. نمونه‌ی دیگری از استنتاج استعلایی به وحدت خودآگاهی مربوط است. تجربه‌های ما پراکنده و گوناگون‌اند، اما می‌توانیم آنها را تجربه‌های خود بدانیم و از تداوم یک فاعل آگاه سخن بگوییم. کانت استدلال می‌کند که این وحدت را نمی‌توان صرفاً به زنجیره‌ای از ادراک‌های جداگانه فروکاست. بازنمایی‌های ما باید به نحوی با یکدیگر ترکیب شوند تا بتوانند در یک آگاهی واحد گرد آیند. این ادعا به معنای آن نیست که ما با درون‌نگری جوهری پنهان را مشاهده می‌کنیم؛ مقصود کانت این است که وحدت تجربه، مستلزم نوعی یکپارچگی در فعالیت شناختی است. از همین‌جا کانت به شناخت اشیا می‌رسد. شناخت، صرفاً داشتن احساسات نیست؛ بازنمایی‌ها باید به موضوعی نسبت داده شوند و رابطه‌ای معین پیدا کنند. مقولات در این فرایند نقش دارند، زیرا امکان می‌دهند آنچه در شهود داده شده، به‌صورت شیئی با ویژگی‌ها و روابط نسبتاً پایدار فهمیده شود. بنابراین، استنتاج استعلایی می‌خواهد اعتبار عینی مقولات را با نشان دادن نقش ضروری آنها در امکان تجربه توجیه کند. کانت استدلال استعلایی دیگری را نیز در رد ایدئالیسم عرضه می‌کند. به زعم او آگاهی از وجود خود در زمان، به تجربه از چیزهای بیرونی وابسته است؛ بنابراین، شک‌گرایی فراگیر درباره‌ی جهان خارج را ناموجه است. این استدلال، همچون استنتاج مقولات، از ویژگی‌ای در تجربه آغاز می‌کند و به شرطی می‌رسد که امکان آن ویژگی را توضیح می‌دهد. بااین‌حال، از زمان کانت تا کنون قدرت این سنخ استدلال‌ها محل بحث بوده است. منتقد می‌تواند بپرسد آیا کانت واقعاً نشان می‌دهد که سنتز مقولات، یگانه توضیح ممکن برای وحدت تجربه است، یا اینکه در ادامه‌ی تجربه‌گرایی هیومی توضیح‌های تجربی و روان‌شناختی رقیب نیز ممکن‌اند؟ استدلال‌های استعلایی غالباً به ادعایی درباره‌ی شرط ضروری یا بهترین تبیین تکیه دارند؛ و همین گذار، بخش مناقشه‌برانگیز آنهاست. نکته: «استعلایی» در کانت به معنای رفتن به جهانی فراسوی تجربه نیست. این واژه به بررسی شرایط امکان شناخت اشاره دارد. کانت می‌خواهد نشان دهد که تجربه‌ی عینی فقط با دریافت داده‌های حسی حاصل نمی‌شود، بلکه به شیوه‌هایی از سازمان‌دهی و ترکیب نیاز دارد. هدف کانت این نیست که شناخت نامحدود از واقعیت مستقل از انسان را اثبات کند، فقط می‌خواهد نشان دهد چگونه شناخت معتبر از جهانِ تجربه‌شده ممکن می‌شود. این تمایز، نقطه آغاز مناسبی برای پرسش بعدی است که در پست بعدی به آن می‌پردازیم: آیا می‌توان منشأ این ساختارهای شناختی را نیز با تاریخ طبیعی و تکامل توضیح داد؟ باید میان دو پرسش تمایز گذاشت: یک. مفاهیم ما از کجا آمده‌اند ، و دو. چه چیزی توجیه می‌کند که آنها را معتبر بدانیم؟ کانت بر پرسش دوم تمرکز دارد و استدلال استعلایی را برای نشان دادن حق کاربرد مفاهیم پیشینی به کار می‌گیرد. هادی صمدی @evophilosophy
603
6
📢 چکیده سخنرانی دوشنبه پژوهشکده فلسفه تحلیلی 👤 سخنران: ساجد طیبی، پژوهشگاه دانش های بنیادی ✍️ عنوان: نگاهی دوباره به گرایشهای معطوف به شیء نزد دانلان 🗓 زمان: دوشنبه ۴ آبان ساعت ۱۶:۰۰ تا ۱۸:۰۰ 📌 مکان: میدان نیاوران، پژوهشگاه دانش های بنیادی، سالن شماره ۱. شرکت برای عموم آزاد است.
687
7
+1
◆ راهنمایی مختصر، در رابطه با رشته «فلسفه علم» و گروه «فلسفه علمِ شریف»
826
8
معرفت‌شناسی هوش مصنوعی معرفت‌شناسی هوش مصنوعی شاخه‌ای نوظهور از پژوهش‌های فلسفی‌ست که به بررسی نقش هوش مصنوعی در کسب دانش، توجیه باورها و دستیابی به فهم می‌پردازد. مدخل جدید دانشنامه فلسفه استنفورد در این موضوع نشان می‌دهد که موفقیت سامانه‌های هوش مصنوعی در حوزه‌هایی مانند پزشکی، زیست‌شناسی، ریاضیات و پاسخ‌گویی به پرسش‌های انسانی، مسائل بنیادی تازه‌ای را درباره‌ی ماهیت دانش و اعتبار منابع آن مطرح کرده است. پرسش اصلی این است که آیا می‌توان به خروجی‌های هوش مصنوعی اعتماد کرد و باورها و کنش‌های خود را بر اساس آن‌ها موجه دانست؟ مسئله‌ی شفافیت از مهم‌ترین مسائل معرفت‌شناسی هوش مصنوعی، دشواری شناخت سازوکارهای درونی آن است. بسیاری از مدل‌های هوش مصنوعی، به‌ویژه شبکه‌های عصبی عمیق و مدل‌های زبانی بزرگ، به دلیل پیچیدگی محاسباتی و تعداد فراوان پارامترها، مانند جعبه سیاه عمل می‌کنند؛ یعنی ممکن است خروجی آن‌ها مشخص باشد، اما مسیر دقیق رسیدن به آن خروجی برای انسان روشن نباشد. این وضعیت پرسش‌هایی درباره چگونگی شناخت عملکرد مدل، شناسایی خطاها و ارزیابی اعتبار نتایج ایجاد می‌کند. تبیین‌پذیری و تفسیرپذیری مسئله دیگر تعیین معنای تبیین‌پذیری و تفسیرپذیری و بررسی میزان ضرورت آن‌هاست. تبیین‌پذیری به ارائه توضیحی درباره‌ی چرایی یک نتیجه اشاره دارد و تفسیرپذیری به امکان فهم عملکرد مدل مربوط می‌شود. برای مثال، در تشخیص پزشکی صرفاً دانستن اینکه هوش مصنوعی بیماری خاصی را تشخیص داده کافی نیست؛ پزشک باید بداند چه عواملی در این نتیجه نقش داشته‌اند. بااین‌حال، پرسش مهم این است که آیا برای اعتماد به یک سامانه، شناخت کامل سازوکارهای درونی آن ضروری است یا توضیحی محدود اما کاربردی کفایت می‌کند. محدودیت شناخت انسان ابهام هوش مصنوعی دلایل متعددی دارد: پیچیدگی محاسبات، دسترسی‌نداشتن به داده‌های آموزشی، محرمانه‌بودن الگوریتم‌ها و تفاوت میان زبان ریاضی مدل‌ها و شیوه‌ی معمول تفکر و توضیح انسانی. همچنین، در شبکه‌های عصبی، ویژگی‌ها ممکن است به‌صورت توزیع‌شده میان نورون‌های متعدد بازنمایی شوند. بنابراین، حتی متخصصان نیز همیشه نمی‌توانند توضیحی روشن درباره‌ی نقش هر بخش از مدل عرضه کنند. این مسئله پرسشی فلسفی را مطرح می‌کند: آیا فقدان شناخت کامل از فرایند تولید نتیجه، لزوماً به معنای ناتوانی در کسب دانش از آن نتیجه است؟ اعتبار خروجی‌ها مسئله محوری دیگر این است که چه زمانی باور به خروجی هوش مصنوعی عقلانی و موجه است. درست‌بودن اتفاقی یک پاسخ برای تبدیل آن به دانش کافی نیست؛ باید شواهدی درباره‌ی اعتبار آن وجود داشته باشد. از جمله معیارهای توجیه می‌توان به سابقه موفقیت مدل، آزمون روی داده‌های مستقل، مقایسه‌ی نتایج با شواهد واقعی و پایداری خروجی‌ها اشاره کرد. در مدل‌های یادگیری ماشین، استقرا نقش مهمی دارد: اگر مدل در موارد فراوان درست عمل کرده باشد، می‌توان با احتمالی معین به نتایج جدید آن اعتماد کرد؛ اما این اعتماد تضمین قطعی حقیقت نیست. اعتماد عقلانی به هوش مصنوعی اعتماد به هوش مصنوعی باید از اعتماد بی‌چون‌وچرا متمایز شود. آیا کاربران باید به دلیل دقت بالای یک سامانه به آن اعتماد کنند یا فهم سازوکار آن نیز ضروری است. پاسخ به زمینه‌ی کاربرد بستگی دارد. برای مثال، در تشخیص بیماری، دقت، شواهد بالینی و امکان ارزیابی نتیجه اهمیت دارند. همچنین، شناخت محدودیت‌ها و سوگیری‌های مدل کمک می‌کند کاربران بدانند چه زمانی نتایج آن قابل اتکاست و چه زمانی به بررسی مستقل نیاز دارد. نقش هوش مصنوعی در شناخت جهان دانش با فهم یکسان نیست. ممکن است هوش مصنوعی پیش‌بینی دقیقی ارائه کند، اما نتواند توضیح دهد چرا پدیده‌ای رخ داده است. در نتیجه، باید میان پیش‌بینی، کشف الگوها و فهم روابط علّی تمایز گذاشت. مدل می‌تواند ارتباط آماری میان متغیرها را شناسایی کند، بی‌آنکه علت واقعی این ارتباط را آشکار سازد. بنابراین، از مسائل مهم این حوزه آن است که هوش مصنوعی تا چه اندازه می‌تواند فراتر از تولید پیش‌بینی‌های موفق، به تبیین علمی پدیده‌ها و شناخت سازوکارهای جهان کمک کند. فاعل شناسا؟ سرانجام، این پرسش مطرح است که آیا هوش مصنوعی خود می‌تواند فاعل شناسا باشد یا صرفاً ابزاری برای شناخت انسان است. اگر سامانه‌های هوش مصنوعی باور، قصد یا آگاهی نداشته باشند، آیا می‌توان خروجی آن‌ها را نوعی گواهی معرفتی، مشابه سخن یک انسان آگاه، تلقی کرد؟ دیدگاه دیگر این است که هوش مصنوعی را باید در کنار ابزارهایی مانند ماشین‌حساب و دستگاه‌های اندازه‌گیری بررسی کرد. این اختلاف بر چگونگی ارزیابی اعتبار نتایج و مسئولیت کاربران در پذیرش آن‌ها تأثیر می‌گذارد. در شرایطی از تاریخ علم هستیم که آگاهی از معرفت‌شناسی هوش مصنوعی برای تمامی پژوهشگران، دانشگران، و دانشجویان در تمامی رشته‌های علمی ضروری‌ست. هادی صمدی @evophilosophy
1 360
9
. برنامۀ سخنرانی‌های گروه مطالعات علم و فناوری مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران در پاییز و زمستان ۱۴۰۵ ـــــــــــــــــــــــ
. برنامۀ سخنرانی‌های گروه مطالعات علم و فناوری مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران در پاییز و زمستان ۱۴۰۵ ــــــــــــــــــــــــ ▨ راززدایی از استعارهٔ ناهار مجانی هستی‌شناسانه محسن زمانی / پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) یکشنبه ۳ آبان، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸ ▨ "سوق دادن" و مسئله خودمختاری در تصمیم‌گیری حسین شیخ‌رضایی / مؤسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفهٔ ایران یکشنبه ۱۷ آبان، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸ ▨ دفاع از خود در برابر تهدیدهای مشروط عباس کاظمی اسکویی / پژوهشگاه دانش‌های بنیادی (IPM) یکشنبه ۱‌ آذر، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸ ▨ دگراندیشی علمی و اعتماد به نهاد علم حامد بیکران بهشت / مؤسسه تحقیقات سیاست علمی کشور یکشنبه ۱۵ آذر، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸ ▨  اعلام می‌شود. سمیه توحیدی / دانشگاه بریستول یکشنبه ۶ دی، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸ (به‌صورت آنلاین) ▨ آیا تصورپذیری مستلزم امکان است؟ ایوب شاه مرادی / دانشگاه رور بوخوم یکشنبه ۲۰ دی، ساعت ۱۶:۳۰-۱۸ ــــــــــــــــــــــــ • تهران، خیابان نوفل‌لوشاتو، خیابان آراکلیان، شمارۀ ۴، مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران، سالن دکتر نصر • شرکت در سخنرانی‌ها برای عموم علاقه‌مندان آزاد است. @sciencestudies_IRIP
1 104
10
یازده سال قبل مطالب کانال فلسفه علم از این مطلب درباره «آنارشیسم معرفتی» آغاز شد و اگر مخاطبین عزیز علاقمند هستند مطالب قدیمی کانال و سیر محتواها را به مرور مطالعه کنند می‌توانند از این پست مهرماه ۱۳۹۴ شروع به مطالعه کنند. @philosophyofscience
1 005
11
یک سال دیگر نیز سپری شد! یازده سال پیش در چنین روزی، کانال فلسفه علم آغاز به کار کرد و حالا این کانال که به صورت شخصی اداره میشود و وابستگی خاصی به نهادهای آکادمیک و یا پژوهشی ندارد، قریب به ۸ هزار عضو دارد و تا حدی توانسته به هدف اولیه خود در ترویج تعاریف و مفاهیم فلسفه تحلیلی در جامعه ایران برسد. امیدوارم در این مدت توانسته باشیم با انتشار مطالب نوشتاری، صوتی (کلاس ها، پادکست ها و سخنرانی ها) و همچنین فیلم ها (سخنرانی ها و ویدئو کست ها) به مخاطبین علاقمند محتواهای قابل قبولی ارائه کرده باشیم و جامعه مخاطب خود را با این مفاهیم آشنا کرده باشیم و از محتواهای ارائه شده راضی بوده باشید. امیدوارم این مسیر ادامه داشته باشد و بتوانیم کیفیت محتواها را ارتقا دهیم و از ضعف های خود کم کرده و بر غنای مطالب بیفزاییم. ممنون هم هستم با بزرگواری خود کاستی ها را بر ما بخشیده و با راهنمایی های خود ما را در جهت بهتر شدن یاری می کنید. با احترام دزفولی @philosophyofscience
1 179
12
۹ سال پیش نیز در همین کانال به نظرات فایرابند و انتقاد به نظرات تامس کوهن پرداخته بودم که در اینجا می توانید آن مطلب را هم مطالعه و مشاهده کنید. @philosophyofscience
1 177
13
برای مطالعه بیشتر نیز می توانید به این منابع مراجعه کنید:‌ برای مطالعه مستقیم و دقیق اندیشه فایرابند، این منابع نقطه شروع مناسبی هستند: 1. Feyerabend, Paul. Against Method: Outline of an Anarchistic Theory of Knowledge. London: New Left Books, 1975. 2. Feyerabend, Paul. Science in a Free Society. London: New Left Books, 1978. 3. Feyerabend, Paul. Farewell to Reason. London: Verso, 1987. 4. Feyerabend, Paul. Killing Time: The Autobiography of Paul Feyerabend. Chicago: University of Chicago Press, 1995. 5. Preston, John. Feyerabend: Philosophy, Science and Society. Cambridge: Polity Press, 1997. 6. Oberheim, Eric. “Paul Feyerabend.” The Stanford Encyclopedia of Philosophy. نسخه بازنگری‌شده در ۲۳ فوریه ۲۰۲۵. متن کامل مدخل فایرابند در دانشنامه فلسفه استنفورد @philosophyofscience
1 277
14
به همین دلیل، مطالعه فایرابند برای فهم فلسفه علم فقط آشنایی با یک نظریه بحث‌برانگیز نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در این پرسش که چگونه می‌توان از علم دفاع کرد، بی‌آنکه آن را به اقتداری نقدناپذیر تبدیل کنیم؟ @philosophyofscience
1 003
15
۱۱. چرا نظرات فایرابند متفاوت و بحث‌برانگیز بود؟ تفاوت فایرابند با بسیاری از فیلسوفان علم در این بود که او فقط به دنبال اصلاح یک معیار روش‌شناختی نبود؛ خودِ ضرورت وجود معیارهای عام را به پرسش می‌کشید. بسیاری از فیلسوفان می‌پرسیدند: «روش درست علم چیست؟» فایرابند پرسش دیگری مطرح می‌کرد: «چرا باید فرض کنیم که یک روش واحد، در همه رشته‌ها و همه شرایط، بهترین راه پیشبرد علم است؟» این تغییر پرسش، چند پیامد مهم داشت. نخست، تاریخ علم دیگر صرفاً مجموعه‌ای از نمونه‌ها برای تأیید یک نظریه فلسفی نبود؛ بلکه می‌توانست اعتبار همان نظریه فلسفی را زیر سؤال ببرد. دوم، دانشمند دیگر فقط مجری قواعد روش‌شناختی تصور نمی‌شد. خلاقیت، قضاوت شخصی، تخیل نظری و توانایی عبور از چارچوب‌های مسلط نیز بخشی از فعالیت علمی بودند. سوم، جایگاه اجتماعی علم به موضوعی فلسفی تبدیل شد. اگر علم تنها شکل ممکن شناخت نیست، باید درباره حدود اقتدار آن در آموزش، سیاست عمومی و زندگی اجتماعی نیز بحث کرد. سرانجام، فایرابند میان نقد علم و دشمنی با علم تمایز مهمی ایجاد کرد. می‌توان به دستاوردهای علمی احترام گذاشت و در عین حال، درباره ادعای برتری مطلق علم یا تبدیل روش‌شناسی به مجموعه‌ای از قواعد مقدس تردید داشت. ۱۲. مهم‌ترین انتقادها به فایرابند اندیشه فایرابند با انتقادهای جدی روبه‌رو بوده است. برای ارزیابی منصفانه او، باید این انتقادها را نیز در نظر گرفت. نخست، خطر نسبی‌گرایی. اگر هیچ روش جهان‌شمولی وجود ندارد، چگونه می‌توان میان یک نظریه علمی معتبر و ادعایی بی‌پایه تفاوت گذاشت؟ فایرابند می‌کوشید از آزادی پژوهش و کثرت‌گرایی دفاع کند، اما منتقدان معتقدند موضع او گاهی معیارهای داوری عقلانی را بیش از اندازه تضعیف می‌کند. دوم، مسئله شعار «هر چیزی ممکن است». این عبارت ممکن است چنین برداشت شود که هیچ محدودیتی برای پژوهش علمی وجود ندارد. در حالی که در عمل، پژوهش با محدودیت‌های واقعی روبه‌روست: کیفیت شواهد، سازگاری استدلال‌ها، توانایی پیش‌بینی، تکرارپذیری آزمایش‌ها و منابع موجود. منتقدان می‌پرسند اگر این معیارها را کاملاً کنار نگذاریم، آیا فایرابند واقعاً از آنارشیسم روش‌شناختی دفاع می‌کند یا در نهایت به مجموعه‌ای از معیارهای انعطاف‌پذیر بازمی‌گردد؟ سوم، تفسیر تاریخ علم. روایت او از گالیله و انقلاب علمی، هرچند از نظر فلسفی تأثیرگذار است، به دلیل تأکید بر تخطی از قواعد و نقش فنون اقناعی مورد انتقاد قرار گرفته است. برخی منتقدان معتقدند او برای تقویت تز خود، نقش شواهد و استدلال علمی را کم‌رنگ می‌کند. چهارم، مسئله تمایز علم و شبه‌علم. اگر روش واحدی برای تمایزگذاری وجود نداشته باشد، آیا می‌توان درباره ادعاهای بی‌پشتوانه داوری کرد؟ فایرابند به ما هشدار می‌دهد که نباید پاسخ را از پیش مفروض بگیریم؛ اما دیدگاه او به‌تنهایی دستورالعمل ساده‌ای برای ارزیابی همه ادعاهای علمی و غیرعلمی فراهم نمی‌کند. این انتقادها نشان می‌دهند که اهمیت فایرابند لزوماً به معنای پذیرش تمام نتیجه‌گیری‌های او نیست. گاهی ارزش یک فیلسوف در این است که مسئله‌ای را چنان مطرح می‌کند که حتی مخالفانش ناچار می‌شوند استدلال‌های خود را دقیق‌تر کنند. نتیجه‌گیری: میراث فایرابند در فلسفه علم کارل فایرابند یکی از مهم‌ترین منتقدان تصویر ساده و قاعده‌مند از علم در قرن بیستم بود. او نشان داد که تاریخ علم بسیار پیچیده‌تر از آن است که بتوان آن را به یک روش ثابت و جهان‌شمول فروکاست. نوآوری‌های او را می‌توان در پنج محور اصلی خلاصه کرد: 1. نقد روش علمی جهان‌شمول: هیچ مجموعه قواعدی را نمی‌توان بدون توجه به شرایط تاریخی و پژوهشی، برای همه علوم الزام‌آور دانست. 2. آنارشیسم معرفت‌شناختی: قواعد روش‌شناختی باید قابل نقد و بازنگری باشند و نباید به اقتداری تغییرناپذیر تبدیل شوند. 3. کثرت‌گرایی نظری: رقابت میان نظریه‌های متفاوت می‌تواند برای نقد مفروضات مسلط و پیشبرد علم ضروری باشد. 4. تأکید بر وابستگی مشاهده به نظریه: داده‌ها همیشه مستقل از مفاهیم و چارچوب‌های نظری تفسیر نمی‌شوند. 5. نقد انحصار معرفتی علم: دستاوردهای علمی نباید به‌طور خودکار به این نتیجه منجر شوند که علم مدرن تنها مرجع معتبر برای پاسخ به تمام پرسش‌های انسانی است. اهمیت فایرابند در نهایت در این است که ما را از دو افراط دور می‌کند: از یک سو، تصور علم به‌عنوان فعالیتی کاملاً مکانیکی که صرفاً از قواعد ازپیش‌تعیین‌شده پیروی می‌کند؛ و از سوی دیگر، این تصور که چون علم همیشه از قواعد ثابت پیروی نمی‌کند، پس هیچ تفاوت معناداری میان پژوهش دقیق و ادعای بی‌پایه وجود ندارد. اندیشه او به ما یادآوری می‌کند که علم یک فعالیت انسانی، تاریخی و خلاقانه است؛ فعالیتی که به شواهد، نقد، استدلال و آزمون نیاز دارد، اما مسیر پیشرفت آن همیشه از پیش معلوم نیست.
974
16
۱۰. نوآوری پنجم: نقد انحصار معرفتی علم در آثار متأخر فایرابند، به‌ویژه کتاب Science in a Free Society در سال ۱۹۷۸، بحث از روش‌شناسی به مسئله جایگاه اجتماعی علم گسترش یافت. او معتقد بود که علم مدرن در جوامع معاصر گاهی نه فقط به‌عنوان یک شیوه قدرتمند شناخت، بلکه به‌عنوان مرجعی تقریباً انحصاری برای تعیین حقیقت و تصمیم‌گیری عمومی تلقی می‌شود. فایرابند با این تصور مخالفت داشت که هر مسئله معناداری را می‌توان صرفاً با روش علمی حل کرد یا هر نوع دانشی که در قالب علم مدرن قرار نگیرد، باید از ابتدا بی‌اعتبار شمرده شود. او به سنت‌های فرهنگی، دانش بومی و شیوه‌های شناختی‌ای توجه داشت که در تاریخ جوامع انسانی شکل گرفته‌اند. به اعتقاد او، بسیاری از این سنت‌ها پیش از آنکه به‌طور منصفانه بررسی شوند، در برابر علم مدرن فاقد اعتبار فرض می‌شوند. این موضع به معنای آن نیست که فایرابند می‌توانست اعتبار تجربی همه سنت‌ها را اثبات کند. نکته او این بود که برتری نهادی علم نباید جای ارزیابی انتقادی و مقایسه‌ای ادعاهای معرفتی را بگیرد. برای مثال، اگر دولت در حوزه سلامت عمومی تصمیمی اتخاذ می‌کند، علم پزشکی باید نقشی اساسی داشته باشد؛ اما در نگاه فایرابند، نباید صرفِ عنوان «علمی» باعث شود درباره مبانی، محدودیت‌ها و پیامدهای اجتماعی تصمیم پرسش نکنیم. همچنین، تجربه‌های تاریخی و فرهنگی مردم نباید صرفاً به دلیل تعلق‌نداشتن به نهادهای علمی از گفت‌وگو حذف شوند. بااین‌حال، از دیدگاه او نمی‌توان نتیجه گرفت که پزشکی مبتنی بر شواهد و هر روش درمانی سنتی از اعتبار یکسان برخوردارند. ادعاهای مربوط به اثربخشی درمان باید با توجه به شواهد مربوط به ایمنی و کارایی بررسی شوند. دفاع فایرابند از تنوع معرفتی، به‌خودی‌خود دلیلی برای کنارگذاشتن معیارهای تجربی نیست. اهمیت سیاسی دیدگاه او در این است که می‌پرسد چه کسی حق دارد درباره دانش معتبر تصمیم بگیرد و رابطه میان تخصص علمی، نهادهای قدرت و آزادی شهروندان چگونه باید تنظیم شود.
646
17
البته پوپر نیز از کاربرد مکانیکی قواعد دفاع نمی‌کرد و تصویر او از علم پیچیده‌تر از یک دستورالعمل ساده بود. اختلاف اصلی این است که فایرابند اعتبار جهان‌شمول قواعد روش‌شناختی را بسیار رادیکال‌تر زیر سؤال می‌برد ۹. فایرابند و توماس کوهن: شباهت‌ها و تفاوت‌ها فایرابند و توماس کوهن هر دو بر نقش تاریخ در فهم علم تأکید داشتند. هر دو معتقد بودند تحول علمی را نمی‌توان صرفاً با قواعد منطقی ثابت توضیح داد و هر دو به تغییر چارچوب‌های مفهومی در جریان انقلاب‌های علمی توجه کردند. بااین‌حال، تفاوت‌هایی میان آنها وجود دارد. کوهن در کتاب ساختار انقلاب‌های علمی توضیح داد که علم در بسیاری از دوره‌ها در چارچوب یک «پارادایم» پیش می‌رود. دانشمندان مسائل را با مفروضات مشترک حل می‌کنند تا زمانی که بحران‌ها و دشواری‌ها زمینه تغییر پارادایم را فراهم کنند. فایرابند به این نتیجه بسنده نکرد که علم در دوره‌های مختلف از الگوهای متفاوتی پیروی می‌کند. او از این مشاهده نتیجه روش‌شناختی گسترده‌تری گرفت: نباید یک چارچوب ثابت را بر همه فعالیت‌های علمی تحمیل کرد و باید برای رقابت دیدگاه‌ها و راه‌های متفاوت پژوهش فضای بیشتری در نظر گرفت. به‌طور خلاصه، کوهن ساختار تاریخی تحول علم را بررسی می‌کرد؛ فایرابند از پیچیدگی آن برای نقد اقتدار روش‌شناسی جهان‌شمول بهره می‌گرفت. البته این تفاوت نباید مطلق شود. کوهن نیز منتقد تصویر ساده‌انگارانه از عقلانیت علمی بود و فایرابند نیز به تحلیل تاریخی دقیق علم علاقه داشت. بااین‌حال، فایرابند در دفاع از کثرت‌گرایی و نقد قواعد عمومی، موضعی آشکارتر و تحریک‌آمیزتر اتخاذ کرد.
484
18
۷. نوآوری چهارم: ناهم‌سنجی نظریه‌ها یکی دیگر از مفاهیم مهم در اندیشه فایرابند، «ناهم‌سنجی» یا Incommensurability است. این مفهوم در آثار توماس کوهن نیز نقش مهمی دارد، اما فایرابند آن را از مسیر خاص خود توسعه داد. ناهم‌سنجی به این مسئله اشاره دارد که نظریه‌های علمی رقیب گاهی چنان در مفاهیم بنیادی، معنای اصطلاحات و تفسیر تجربه تفاوت دارند که نمی‌توان آنها را به‌سادگی با یک معیار کاملاً مشترک مقایسه کرد. فرض کنید دو نظریه درباره حرکت اجسام داریم. در نظریه نخست، مفاهیم حرکت، مکان و زمان معنای مشخصی دارند؛ در نظریه دوم، همین مفاهیم در چارچوبی متفاوت تعریف می‌شوند. در چنین شرایطی، مقایسه دو نظریه صرفاً به بررسی پاسخ‌های متفاوت به یک پرسش واحد محدود نمی‌شود؛ ممکن است خودِ معنای پرسش نیز تغییر کرده باشد. این مسئله در تاریخ علم بارها مطرح شده است. گذار از فیزیک ارسطویی به فیزیک گالیله‌ای و نیوتنی را نمی‌توان فقط به‌صورت جایگزینی چند پاسخ نادرست با چند پاسخ درست توصیف کرد. مفاهیم بنیادی درباره حرکت، سکون، علت و ساختار جهان نیز دستخوش تغییر شدند. از نظر فایرابند، چنین تغییراتی باعث می‌شوند که مقایسه نظریه‌ها گاهی پیچیده‌تر از آن باشد که یک روش‌شناسی عمومی بتواند آن را به‌طور کامل توضیح دهد. بااین‌حال، ناهم‌سنجی به معنای ناممکن‌بودن هرگونه مقایسه نیست. فایرابند در آثار مختلف خود به این مسئله پرداخت که چگونه می‌توان نظریه‌های متفاوت را با وجود تفاوت‌های مفهومی‌شان ارزیابی کرد. بحث او بیش از آنکه وجود هرگونه معیار عقلانی را انکار کند، علیه این تصور است که معیارهای مقایسه همیشه ثابت، مستقل از نظریه و از پیش تعیین‌شده‌اند. اهمیت این دیدگاه در آن است که توجه ما را از مقایسه صرفاً منطقی گزاره‌ها به تاریخ مفاهیم علمی، تغییر معنای اصطلاحات و تحول شیوه‌های تفسیر تجربه جلب می‌کند. ۸. فایرابند و پوپر: اختلاف بر سر عقلانیت علمی برای فهم جایگاه فایرابند، مقایسه او با کارل پوپر ضروری است. پوپر معتقد بود که نظریه‌های علمی باید ابطال‌پذیر باشند؛ یعنی بتوان شرایطی را مشخص کرد که در صورت وقوع، نظریه را با مشکل مواجه کنند. از نظر او، علم با حدس‌های جسورانه و کوشش‌های انتقادی برای آزمودن آنها پیشرفت می‌کند. این رویکرد در برابر تأییدگرایی ساده‌انگارانه قرار داشت که گمان می‌کرد نظریه‌ها با جمع‌آوری شواهد موافق به‌تدریج اثبات می‌شوند. فایرابند در آغاز از رویکرد پوپر تأثیر پذیرفت، اما بعدها پرسید آیا حتی ابطال‌پذیری نیز می‌تواند در همه شرایط، قاعده‌ای الزام‌آور باشد. مشکل از نظر او این بود که نظریه‌های علمی در عمل ممکن است با شواهد ناسازگار مواجه شوند، بی‌آنکه دانشمندان فوراً آنها را کنار بگذارند. گاهی خود ابزارهای اندازه‌گیری، فرض‌های کمکی یا تفسیر داده‌ها محل تردیدند. همچنین ممکن است نظریه‌ای نوظهور در آغاز با شواهد موجود سازگار نباشد، اما بعداً زمینه کشف‌های مهمی را فراهم کند. بنابراین، اگر دانشمند موظف باشد هرگاه با یک مشاهده ناسازگار مواجه شد نظریه خود را کنار بگذارد، ممکن است نظریه‌های نوآورانه پیش از آنکه فرصت توسعه پیدا کنند، حذف شوند. تفاوت بنیادی دو متفکر را می‌توان چنین بیان کرد: پوپر: نقد مستمر و آزمون‌پذیری برای عقلانیت علمی اساسی‌اند. فایرابند: حتی قواعد نقد و آزمون نیز باید در پرتو تاریخ واقعی علم و پیامدهایشان ارزیابی شوند و نباید به معیارهایی تغییرناپذیر تبدیل شوند.
403
19
۶. گالیله و انقلاب علمی: آیا پیشرفت علم همیشه عقلانی و منظم است؟ یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تاریخی فایرابند، تحول نجوم در قرن شانزدهم و هفدهم و به‌ویژه نقش گالیله در دفاع از نظریه خورشیدمرکزی است. در روایت متعارف تاریخ علم، نیکلاس کوپرنیک نظریه‌ای تازه مطرح کرد، گالیله با مشاهدات تلسکوپی از آن حمایت کرد و سرانجام علم جدید بر جهان‌بینی زمین‌مرکزی غلبه یافت. این روایت، پیشرفت علم را عمدتاً نتیجه برتری شواهد تجربی و استدلال عقلانی نشان می‌دهد. فایرابند این تصویر را بیش از اندازه ساده‌شده می‌دانست. او استدلال می‌کرد که نظریه خورشیدمرکزی در زمان گالیله با مشکلات تجربی و نظری مهمی روبه‌رو بود. برای مثال، اگر زمین حرکت می‌کند، چرا حرکت آن در تجربه روزمره احساس نمی‌شود؟ چرا اجسام پرتاب‌شده یا اشیای رهاشده از ارتفاع، به شکلی رفتار نمی‌کنند که در نگاه نخست از حرکت زمین انتظار می‌رود؟ همچنین، شواهد تلسکوپی گالیله لزوماً همه مشکلات نظریه کوپرنیک را حل نمی‌کردند. گالیله برای دفاع از دیدگاه خود فقط به داده‌های مشاهده‌شده تکیه نکرد. او از استدلال‌های نظری، تفسیرهای تازه از تجربه، ابزارهای مشاهده‌ای جدید و شیوه‌های اقناع بهره گرفت. در روایت فایرابند، برخی از استدلال‌های گالیله زمانی مؤثر شدند که نظریه جدید هنوز نمی‌توانست به تمام پرسش‌های مطرح‌شده از سوی مخالفان پاسخ قانع‌کننده بدهد. از دید فایرابند، این نمونه نشان می‌دهد که اگر در آن دوره فقط قواعد روش‌شناختی پذیرفته‌شده را ملاک قرار می‌دادیم، شاید نظریه خورشیدمرکزی فرصت کافی برای رشد پیدا نمی‌کرد. البته تفسیر تاریخی فایرابند از گالیله همواره مورد توافق مورخان علم نبوده است. منتقدان معتقدند او گاهی نقش استدلال تجربی را کم‌رنگ و نقش فنون اقناعی یا تخطی از قواعد را پررنگ می‌کند. بنابراین، نباید تمام روایت او را گزارشی بی‌مناقشه از تاریخ نجوم دانست. بااین‌حال، نکته فلسفی مثال او روشن است: نظریه‌ای که در نهایت به پیشرفت علم کمک می‌کند، لزوماً در لحظه ظهور خود از تمام معیارهای پذیرفته‌شده زمانه پیروی نمی‌کند. به همین دلیل، فایرابند معتقد بود تاریخ واقعی علم را نمی‌توان به یک الگوی ساده و از پیش تعیین‌شده از فرضیه‌سازی، آزمون و رد نظریه فروکاست. @philosophyofscience
481
20
۴. نوآوری دوم: دفاع از کثرت‌گرایی نظری یکی دیگر از دستاوردهای مهم فایرابند، دفاع از کثرت‌گرایی نظری یا Theoretical Pluralism است. در یک تصویر ساده از علم، ابتدا نظریه‌ای بر اساس شواهد موجود شکل می‌گیرد، سپس آزمایش‌ها آن را می‌سنجند و در صورت شکست، نظریه بهتری جایگزین آن می‌شود. در این تصویر، نظریه‌ها عمدتاً یکی پس از دیگری ظاهر می‌شوند و جای یکدیگر را می‌گیرند. فایرابند معتقد بود این تصویر، نقش نظریه‌های رقیب را در پیشرفت علم به اندازه کافی جدی نمی‌گیرد. از نظر او، دانشمندان برای ارزیابی یک نظریه نباید همیشه منتظر بمانند تا نظریه دیگری به‌طور کامل اثبات یا رد شود. گاهی لازم است چند نظریه رقیب هم‌زمان توسعه یابند؛ حتی اگر بعضی از آنها در آغاز ضعیف، نامتعارف یا ناسازگار با دیدگاه مسلط به نظر برسند. چرا چنین چیزی اهمیت دارد؟ زیرا نظریه مسلط تنها مجموعه‌ای از پاسخ‌ها نیست؛ این نظریه بر شیوه طرح پرسش‌ها، انتخاب داده‌ها و تفسیر مشاهدات نیز اثر می‌گذارد. وقتی پژوهشگر فقط در چارچوب یک نظریه کار می‌کند، ممکن است برخی از جنبه‌های واقعیت را نبیند یا آنها را به شیوه‌ای تفسیر کند که با پیش‌فرض‌های نظریه سازگار باشد. وجود نظریه‌های رقیب می‌تواند این محدودیت را آشکار کند. نظریه جایگزین ممکن است به داده‌هایی توجه کند که در چارچوب نظریه مسلط کم‌اهمیت شمرده شده‌اند، یا پرسش‌هایی مطرح کند که پیش‌تر اصلاً در دستور کار پژوهش نبوده‌اند. برای مثال، اگر همه دانشمندان یک حوزه از ابتدا یک تبیین واحد را بپذیرند، احتمال دارد برخی از فرض‌های آن تبیین به‌تدریج چنان بدیهی جلوه کنند که دیگر مورد بررسی انتقادی قرار نگیرند. اما حضور نظریه‌ای رقیب، همین فرض‌ها را دوباره در معرض پرسش قرار می‌دهد. از این منظر، کثرت‌گرایی صرفاً تحمل دیدگاه‌های متفاوت نیست؛ ابزاری برای نقد نظریه مسلط و افزایش ظرفیت کشف علمی است. فایرابند به‌ویژه از نظریه‌هایی دفاع می‌کرد که در آغاز در حاشیه قرار داشتند. او بر این باور بود که نظریه‌های تازه باید فرصت کافی برای توسعه پیدا کنند و نباید صرفاً به دلیل ناسازگاری با معیارهای نظریه مسلط کنار گذاشته شوند. این ایده در بحث‌های معاصر درباره نوآوری علمی، پژوهش‌های میان‌رشته‌ای و حمایت از مسیرهای پژوهشی پرخطر نیز اهمیت دارد. البته از آن نمی‌توان نتیجه گرفت که تمام نظریه‌های رقیب از اعتبار یکسان برخوردارند؛ نکته اصلی این است که اعتبار آنها باید در جریان پژوهش بررسی شود، نه اینکه تنها بر اساس فاصله‌شان از دیدگاه مسلط تعیین شود. ۵. نوآوری سوم: وابستگی مشاهده به نظریه یکی از بحث‌های عمیق‌تر فایرابند به رابطه مشاهده و نظریه مربوط است. در نگاه متعارف، ممکن است تصور کنیم ابتدا واقعیت‌ها را بدون پیش‌فرض مشاهده می‌کنیم و سپس بر اساس آنها نظریه می‌سازیم. در چنین تصویری، مشاهده نقشی کاملاً مستقل و بی‌طرفانه دارد و می‌تواند داور نهایی میان نظریه‌های رقیب باشد. فایرابند این تصویر را نقد می‌کند. به اعتقاد او، مشاهده همیشه در خلأ صورت نمی‌گیرد. آنچه می‌بینیم، اندازه‌گیری می‌کنیم یا به‌عنوان یک داده ثبت می‌کنیم، تا اندازه‌ای به مفاهیم، انتظارات و نظریه‌هایی وابسته است که با آنها به جهان نگاه می‌کنیم. برای مثال، دو دانشمند ممکن است یک پدیده را مشاهده کنند، اما به دلیل تفاوت در چارچوب نظری‌شان، درباره معنای آن اختلاف داشته باشند. یکی ممکن است آن را شاهدی برای یک نظریه بداند و دیگری آن را با نظریه‌ای متفاوت تفسیر کند. این مسئله به معنای آن نیست که جهان خارج وجود ندارد یا هر تفسیری به اندازه تفسیر دیگر درست است. بلکه نشان می‌دهد دسترسی علمی ما به جهان از طریق مفاهیم و ابزارهای نظری صورت می‌گیرد. فایرابند در اینجا با سنتی مخالفت می‌کند که می‌خواهد داوری میان نظریه‌ها را به مجموعه‌ای از مشاهدات کاملاً مستقل از نظریه تقلیل دهد. این دیدگاه با مسئله‌ای پیوند دارد که در فلسفه علم از آن با عنوان «بار نظری مشاهده» یاد می‌شود. اگر تفسیر مشاهدات به نظریه وابسته باشد، دیگر نمی‌توان تصور کرد که همیشه یک مجموعه داده کاملاً بی‌طرف وجود دارد که بدون هیچ اختلاف مفهومی، برنده منازعه نظری را تعیین کند. @philosophyofscience
480