فلسفه علم
رفتن به کانال در Telegram
مطالب فلسفه تحلیلی و موضوعات فلسفه علم این کانال تلاشی برای عمومی کردن مفاهیم فلسفه علم در جامعه ایرانی است. برای ارتباط با Admin با آیدی @mmasiha1988 و درج تبلیغات میتوانید با کانال @adsphilosophy1 در ارتباط باشید.
نمایش بیشتر6 805
مشترکین
+124 ساعت
+207 روز
+10430 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+158
در 3 کانالها
ژوئیه '26
+140
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+136
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+51
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+17
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+61
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+40
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+57
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+80
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+102
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+77
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '25
+69
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+72
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+53
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+84
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+58
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '25
+87
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+78
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+120
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+159
در 3 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+163
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+138
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+146
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+123
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+120
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+134
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+126
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+156
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '24
+130
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+181
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+140
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+181
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+84
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+86
در 3 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+67
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+71
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+53
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+40
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+47
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+40
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+49
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+127
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+59
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+118
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+53
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+64
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+42
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+63
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+76
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+40
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+85
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+102
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+102
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+65
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+91
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+107
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+144
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+72
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+61
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+101
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+64
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+97
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+97
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+85
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+118
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+72
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+82
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '20
+5 995
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 30 اوت | +2 | |||
| 29 اوت | +2 | |||
| 28 اوت | +6 | |||
| 27 اوت | +4 | |||
| 26 اوت | +4 | |||
| 25 اوت | +2 | |||
| 24 اوت | +7 | |||
| 23 اوت | +4 | |||
| 22 اوت | +7 | |||
| 21 اوت | +5 | |||
| 20 اوت | +8 | |||
| 19 اوت | +5 | |||
| 18 اوت | +7 | |||
| 17 اوت | +3 | |||
| 16 اوت | +26 | |||
| 15 اوت | +2 | |||
| 14 اوت | +7 | |||
| 13 اوت | +5 | |||
| 12 اوت | +9 | |||
| 11 اوت | +5 | |||
| 10 اوت | +2 | |||
| 09 اوت | +2 | |||
| 08 اوت | +5 | |||
| 07 اوت | +3 | |||
| 06 اوت | +8 | |||
| 05 اوت | +4 | |||
| 04 اوت | +6 | |||
| 03 اوت | +2 | |||
| 02 اوت | +4 | |||
| 01 اوت | +2 |
پستهای کانال
قسمت بعدی پادکست فلسفه علم به بررسی نظرات کوآین از منظر نقد اثبات گرایی منطقی اختصاص خواهد داشت و به زودی در همین کانال منتشر خواهد شد.
@philosophyofscience
| 2 | ۹. کواین و کارناپ
رابطه کواین و کارناپ نمونه خوبی برای فهم جایگاه تاریخی کواین است.
کواین بسیاری از دغدغههای کارناپ را میپذیرفت: اهمیت منطق، تحلیل زبان، تجربهگرایی و علم.
اما اختلاف آنها درباره مرز میان زبان و واقعیت جدی بود.
کارناپ معتقد بود بسیاری از مسائل درباره انتخاب چارچوبهای زبانی را باید از مسائل درونی آن چارچوبها جدا کرد. کواین نسبت به این تفکیک بدبین بود.
از نظر کواین، انتخاب زبان، نظریه و تعهدات هستیشناختی را نمیتوان کاملاً از یکدیگر جدا کرد. ما همواره با شبکهای از باورها و نظریهها مواجهیم که در ارتباط با تجربه اصلاح میشوند.
به همین دلیل، کواین را میتوان فیلسوفی دانست که از درون سنت اثباتگرایی منطقی حرکت کرد، اما سرانجام به بازسازی بخش مهمی از آن پرداخت.
اهمیت کواین در فلسفه تحلیلی بیش از هر چیز در تغییر تصویری است که از معرفت، زبان و علم ارائه کرد.
اثباتگرایی منطقی تلاش داشت میان گزارههای تحلیلی و ترکیبی مرزی روشن برقرار کند و معنا را با منطق و تجربه پیوند دهد. کواین نشان داد که این مرز آنقدر که تصور میشود بنیادی نیست. او همچنین تقلیلگرایی را رد کرد و نشان داد که نظریههای علمی نه مجموعهای از گزارههای مستقل، بلکه شبکههایی از باورهای مرتبطاند که در برابر تجربه قرار میگیرند.
از همین جا مفهوم کلگرایی تأییدی شکل میگیرد. در این نگاه، تغییر معرفت معمولاً تغییر یک گزاره منفرد نیست، بلکه بازسازی بخشی از شبکه باورهای ماست.
طبیعتگرایی کواین نیز این نتیجه را تکمیل میکند. فلسفه نباید خود را بیرون از علم و مقدم بر آن تصور کند. انسان بخشی از جهان طبیعی است و مطالعه معرفت و زبان نیز باید با توجه به دستاوردهای علوم انجام گیرد.
در فلسفه زبان، نظریه عدم تعین ترجمه نشان میدهد که دادههای تجربی همیشه برای تعیین یک معنای یگانه کافی نیستند؛ و مفهوم تعهد هستیشناختی نشان میدهد که منطق چگونه میتواند تعهدات نظریهها درباره موجودات را آشکار کند.
بنابراین، کواین را نباید صرفاً مخالف اثباتگرایی منطقی دانست. او در واقع یکی از مهمترین وارثان و در عین حال منتقدان این سنت بود. او ابزارهای اصلی فلسفه تحلیلی ــ منطق، تحلیل زبان و تجربهگرایی ــ را حفظ کرد، اما رابطه میان آنها را دگرگون ساخت.
میراث اصلی کواین را میتوان در سه مفهوم خلاصه کرد: کلگرایی، طبیعتگرایی و ضدبنیادگرایی. او نشان داد که معرفت انسانی بر پایه چند گزاره کاملاً مستقل و مصون از بازنگری بنا نشده است، بلکه شبکهای پویا از باورهاست که همواره در تعامل با تجربه و علم اصلاح میشود.
از این منظر، کواین یکی از مهمترین نقاط گذار میان فلسفه تحلیلی کلاسیک و فلسفه تحلیلی متأخر است. نقد او از اثباتگرایی منطقی نه پایان تجربهگرایی، بلکه آغاز شکل جدیدی از تجربهگرایی بود؛ تجربهگراییای که به جای جستوجوی بنیانهای مطلق معرفت، خود علم و شبکه نظری آن را نقطه عزیمت فلسفه قرار میدهد.
@philosophyofscience | 221 |
| 3 | ۵. کلگرایی تأییدی
از نقد تقلیلگرایی، یکی از مهمترین مفاهیم فلسفه کواین یعنی کلگرایی تأییدی به دست میآید.
کلگرایی تأییدی یعنی گزارههای علمی باید در ارتباط با مجموعهای از گزارههای دیگر و در چارچوب یک نظریه کلی ارزیابی شوند.
میتوان دانش انسانی را مانند شبکهای از باورها تصور کرد. برخی باورها به تجربه نزدیکترند و برخی دیگر نقش نظری و انتزاعیتری دارند. وقتی تجربه با شبکه ناسازگار میشود، ما میتوانیم قسمتهای مختلف آن را اصلاح کنیم.
این نظریه پیامد مهمی دارد: حتی گزارههای منطقی و ریاضی نیز در معنای بسیار گسترده کاملاً جدا از شبکه معرفت انسانی نیستند. البته کواین نمیگوید «۲+۲=۴» از نظر عملی همانند یک فرضیه فیزیکی است؛ بلکه میگوید در شرایط خاص، حتی اصول بسیار بنیادی نیز از لحاظ منطقی کاملاً غیرقابل بازنگری نیستند.
از این منظر، معرفت انسانی نه مجموعهای از حقایق مستقل، بلکه شبکهای پویا و اصلاحپذیر است.
۶. طبیعتگرایی کواین
یکی دیگر از پایههای فلسفه کواین طبیعتگرایی است.
طبیعتگرایی یعنی فلسفه نباید خود را دانشی کاملاً مستقل از علوم طبیعی بداند. فیلسوف نمیتواند از نقطهای خارج از علم بایستد و سپس اعتبار کل علم را از صفر اثبات کند.
انسان موجودی طبیعی است و معرفت نیز فعالیتی است که در جهان طبیعی شکل میگیرد. بنابراین برای فهم معرفت، زبان و رفتار انسانی باید از دستاوردهای علوم استفاده کنیم.
در این دیدگاه، فلسفه و علم در دو قلمرو کاملاً جدا قرار ندارند، بلکه نوعی پیوستار میان آنها وجود دارد.
این دیدگاه یکی از تفاوتهای اصلی کواین با سنتهای فلسفیای است که برای فلسفه جایگاهی بنیادیتر و مستقلتر از علم قائل بودند.
۷. فلسفه زبان و عدم تعین ترجمه
فلسفه کواین در حوزه زبان نیز پیامدهای مهمی داشت. یکی از مشهورترین نظریههای او عدم تعین ترجمه است.
تصور کنیم زبانشناسی وارد جامعهای ناشناخته شود و برای نخستین بار با زبان مردم آن جامعه مواجه شود. هنگام عبور یک خرگوش، یکی از افراد بومی واژهای مانند «گاواگای» را بر زبان میآورد.
زبانشناس ممکن است نتیجه بگیرد که «گاواگای» یعنی «خرگوش». اما از نظر کواین، دادههای رفتاری موجود الزاماً این ترجمه را یگانه نمیکنند. ممکن است واژه به «آن خرگوش»، «یک مرحله از خرگوش» یا مفهومی دیگر اشاره کند.
بنابراین، ممکن است چند نظام ترجمه مختلف با همه شواهد رفتاری موجود سازگار باشند.
این دیدگاه به معنای آن نیست که ترجمه ناممکن است یا هیچ معنایی وجود ندارد. ادعای کواین محدودتر و دقیقتر است: شواهد تجربی همیشه برای تعیین یک ترجمه یگانه و قطعی کافی نیستند.
این نظریه نشان میدهد که کواین نسبت به وجود معانی کاملاً مستقل از کاربرد و رفتار زبانی بدبین بود.
۸. تعهد هستیشناختی
کواین در فلسفه منطق و متافیزیک تحلیلی همچنین مفهوم تعهد هستیشناختی را مطرح کرد.
هستیشناسی به پرسش «چه چیزهایی وجود دارند؟» مربوط است. کواین میخواست معیاری منطقی برای تشخیص تعهدات یک نظریه ارائه کند.
ایده اصلی او این است که برای فهمیدن اینکه یک نظریه چه موجوداتی را واقعاً میپذیرد، باید به ساختار منطقی آن توجه کنیم.
برای مثال، اگر یک نظریه میگوید:
«برخی اشیا دارای ویژگی X هستند»،
این نظریه به وجود «اشیا» متعهد است.
در نتیجه، منطق برای کواین فقط ابزاری صوری نبود؛ بلکه وسیلهای برای آشکارکردن تعهدات هستیشناختی نظریهها نیز بود.
این بخش از فلسفه او نشان میدهد که با وجود نقد شدیدش بر برخی مبانی اثباتگرایی منطقی، کواین همچنان عمیقاً به سنت منطقی فلسفه تحلیلی وفادار بود.
@philosophyofscience | 165 |
| 4 | ۲. «دو جزم تجربهگرایی»
مهمترین نقد کواین در مقاله معروف «دو جزم تجربهگرایی» در سال ۱۹۵۱ مطرح شد. او دو باور را «جزم» میدانست.
نخست، تمایز تحلیلی ـ ترکیبی؛ یعنی تمایز میان گزارههایی که صرفاً بر اساس معنا و منطق صادقاند و گزارههایی که صدق آنها به واقعیت و تجربه وابسته است.
دوم، تقلیلگرایی؛ یعنی این تصور که میتوان معنای هر گزاره را در نهایت به مجموعهای از تجربهها یا دادههای حسی تقلیل داد.
اهمیت این دو نقد در این است که آنها به قلب تجربهگرایی منطقی مربوط میشوند. اگر این دو اصل قابل دفاع نباشند، تصویر سنتی از رابطه میان زبان، منطق و تجربه نیز دچار مشکل خواهد شد.
۳. نقد تمایز تحلیلی ـ ترکیبی
در فلسفه، گزاره تحلیلی گزارهای است که صدق آن به معنای واژهها یا ساختار منطقی مربوط میشود. برای مثال:
«همه مجردها ازدواجنکردهاند.»
اگر «مجرد» را به معنای «فرد ازدواجنکرده» بدانیم، صدق این گزاره به تجربه نیاز ندارد.
در مقابل، گزارهای مانند:
«برف سفید است.»
به وضعیت جهان وابسته است و از طریق تجربه قابل بررسی است.
اثباتگرایان منطقی این تمایز را بسیار مهم میدانستند. اما کواین میپرسد چگونه دقیقاً میتوان «تحلیلیبودن» را تعریف کرد؟
اگر بگوییم گزارهای تحلیلی است چون معنای واژههای آن صدق گزاره را تضمین میکند، باید مفهوم «معنا» را توضیح دهیم. اگر بگوییم دو واژه مترادفاند، باید توضیح دهیم مترادفبودن آنها بر چه اساسی تعیین میشود.
به نظر کواین، نمیتوان بدون دور منطقی، یک معیار کاملاً مستقل و بنیادی برای تحلیلیبودن ارائه کرد.
مقصود او این نیست که تفاوت میان گزارههایی مانند «همه مجردها ازدواجنکردهاند» و گزارههای تجربی وجود ندارد. مسئله این است که نمیتوان یک مرز فلسفی مطلق و تغییرناپذیر میان آنها ترسیم کرد.
این نقد یکی از مهمترین ضربهها به تصویر سنتی تجربهگرایی بود.
۴. نقد تقلیلگرایی
دومین جزم مورد انتقاد کواین، تقلیلگرایی است. تقلیلگرایی در اینجا یعنی این تصور که معنای هر گزاره علمی را میتوان به مجموعهای از تجربهها و مشاهدات منفرد تبدیل کرد.
کواین معتقد است علم چنین ساختاری ندارد. نظریه علمی مجموعهای از گزارههای مرتبط است و معمولاً یک گزاره منفرد بهطور مستقل با تجربه آزموده نمیشود.
فرض کنیم پیشبینی یک نظریه علمی با مشاهدهای ناسازگار باشد. این ناسازگاری الزاماً به معنای غلطبودن یک گزاره خاص نیست. ممکن است فرضیه اصلی مشکل داشته باشد، ممکن است یکی از فرضهای کمکی اشتباه باشد، یا حتی روش اندازهگیری یا شرایط آزمایش مسئله داشته باشد.
بنابراین، تجربه معمولاً کل مجموعه نظریه را به چالش میکشد، نه یک گزاره منفرد را.
@philosophyofscience | 163 |
| 5 | کواین و نقد اثباتگرایی منطقی در فلسفه تحلیلی
مهدی دزفولی
ویلارد ون اورمن کواین از مهمترین فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم است که با نقد برخی مبانی تجربهگرایی منطقی، مسیر فلسفه تحلیلی را به شکل قابل توجهی تغییر داد. کواین در آغاز بهشدت تحت تأثیر سنت منطقگرایی و تجربهگرایی قرار داشت و با متفکرانی مانند رودولف کارناپ ارتباط فکری نزدیکی داشت، اما به تدریج نسبت به برخی مفروضات بنیادین اثباتگرایی منطقی تردید کرد. مقاله مشهور او با عنوان «دو جزم تجربهگرایی» مهمترین بیان این تحول است. کواین در این مقاله دو اصل اساسی تجربهگرایی سنتی را مورد انتقاد قرار داد: تمایز بنیادین میان گزارههای تحلیلی و ترکیبی و تقلیلگرایی، یعنی این تصور که هر گزاره معنادار را میتوان به تجربههای حسی منفرد فروکاست. او در برابر این دیدگاه، نظریهای کلگرایانه از معرفت و تأیید ارائه کرد که بر اساس آن گزارههای علمی در قالب یک شبکه به تجربه مرتبط میشوند. این دیدگاه بعدها در طبیعتگرایی، فلسفه زبان، نظریه عدم تعین ترجمه و مفهوم تعهد هستیشناختی او گسترش یافت. هدف این مقاله بررسی جایگاه کواین در فلسفه تحلیلی و تحلیل مهمترین نقدهای او بر اثباتگرایی منطقی است.
فلسفه تحلیلی قرن بیستم تا حد زیادی با تلاش برای دستیابی به دقت منطقی و روشنکردن ساختار زبان شکل گرفت. فرگه، راسل و مور از بنیانگذاران این سنت بودند و بعدها جریان اثباتگرایی منطقی در حلقه وین، این پروژه را با تجربهگرایی و منطق جدید پیوند زد.
اثباتگرایان منطقی معتقد بودند که گزارههای شناختی اساساً در دو دسته قرار میگیرند: گزارههایی که به دلیل ساختار منطقی یا معنایی خود صادقاند و گزارههایی که صدق آنها به تجربه وابسته است. در مقابل، گزارههای متافیزیکی که نه تحلیلی بودند و نه بهطور تجربی آزمونپذیر، از نظر آنان فاقد معنای شناختی کافی تلقی میشدند.
کواین در چنین فضای فکریای رشد کرد و بسیاری از دغدغههای آن را پذیرفت، اما سرانجام به این نتیجه رسید که مرزهایی که اثباتگرایان میان زبان، منطق و تجربه ترسیم کردهاند، به آن اندازه که تصور میشود روشن و بنیادی نیستند.
نقد کواین را نمیتوان صرفاً حملهای به علم یا تجربهگرایی دانست. برعکس، او میکوشید تجربهگرایی را از برخی پیشفرضهای فلسفی آن رها کند و تصویری واقعبینانهتر از علم، زبان و معرفت ارائه دهد.
۱. اثباتگرایی منطقی و تجربهگرایی
اثباتگرایی منطقی بر این باور بود که معرفت معتبر باید یا از منطق و ریاضیات سرچشمه بگیرد یا با تجربه ارتباط داشته باشد. گزارههای منطقی و ریاضی به دلیل ماهیت صوری خود معتبرند و گزارههای علمی از طریق مشاهده و تجربه آزموده میشوند.
از این منظر، فلسفه نباید به دنبال ارائه نظریههایی درباره «واقعیت نهایی» باشد. وظیفه فلسفه بیشتر روشنکردن زبان و ساختار منطقی گزارههاست.
رودولف کارناپ از مهمترین نمایندگان این جریان بود. او تلاش میکرد نشان دهد که بسیاری از مسائل فلسفی را میتوان با تحلیل منطقی زبان و تمایز میان چارچوبهای زبانی روشن کرد.
کواین اگرچه با این پروژه همدلی داشت، معتقد بود که نمیتوان زبان و نظریه علمی را آنقدر از واقعیت و تجربه جدا کرد که اثباتگرایان تصور میکردند.
@philosophyofscience | 192 |
| 6 | ویلارد کوآین از مهمترین فیلسوفان تحلیلی قرن بیستم. | 204 |
| 7 | 🧬 چرا پیر میشویم؟ «سایه تکامل» و معمای عمر طولانی
🔹آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا با وجود پیشرفت علم، هنوز پیری و بیماریهای وابسته به سن گریبانگیر ماست؟ یک پژوهش تازه در نشریه معتبر Nature Reviews Genetics به این پرسش پاسخ میدهد.
🔹این مطالعه با بررسی مفهوم علمی «سایه انتخاب» (Selection Shadow) نشان میدهد که چرا افزایش طول عمر لزوماً با سلامت بیشتر همراه نیست.
🔹 سایه انتخاب چیست؟
نیروی انتخاب طبیعی بیشترین قدرت خود را در سالهای پیش از تولیدمثل اعمال میکند. ژن هایی که عوارض آنها موجب مرگ و میر قبل از سنین تولید مثل است بر اساس الگوی انتخاب طبیعی در چرخه های تکامل حذف می شوند. از آنجا که موفقیت تکاملی یک گونه به تولید نسل بعدی وابسته است، ژنهایی که عوارض آنها در دوران پیری ظاهر میشود، از دید تکامل «پنهان» میمانند و حذف نمیشوند.
🔹معاملهای به نفع جوانی:
برخی ژنها در جوانی مزایای بزرگی (مانند باروری بیشتر) دارند؛ بنابراین تکامل آنها را حفظ میکند، حتی اگر همین ژنها در سنین بالا خطر بیماریهایی مانند سرطان را افزایش دهند.
🔹کاهش قدرت تکامل در پیری:
«هاندان ملیکه دونرتاش» و «لیندا پارتریج» با بررسی کلاندادههای ژنتیکی اثبات کردند که قدرت نظارتی انتخاب طبیعی با افزایش سن به شدت کاهش مییابد و به همین دلیل جهشهای مضر در دوران سالمندی انباشته میشوند.
🔹درسهایی از موش کور برهنه:
دانشمندان معتقدند برای دور زدن این بنبست تکاملی، باید جانورانی را مطالعه کرد که توانستهاند از سایه انتخاب فرار کنند. شاخصترین آنها «موش کور برهنه» (Naked Mole-rat) است. این جونده کوچک تقریباً هرگز به سرطان مبتلا نمیشود، فرآیند پیری در بدن او تا سنین بسیار بالا متوقف میماند و طول عمری ۱۰ برابر همنوعان خود دارد. بررسی ژنتیک این موجودات، مسیرهای مولکولی جدیدی را برای جوانی پایدار به ما نشان میدهد.
🔹این یافتهها نشان میدهد که پیری نتیجه یک «فرسایش طبیعی» است که پس از پایان رسالت تولیدمثل، از دیدگاه تکاملی دیگر برای طبیعت اهمیتی ندارد.
🔹نویسندگان مقاله تاکید میکنند که هدف پزشکی نوین، زنده نگه داشتن انسانها در بستر بیماری و ناتوانی (افزایش طول عمر یا Lifespan) نیست. بلکه هدف، متناسبسازی «طول عمرِ همراه با سلامت» (Healthspan) است؛ یعنی فرد تا آخرین سالهای زندگی خود، پویا، سالم و بدون درد زندگی کند. درک پیری از دریچه تکامل، به ما کمک میکند تا به جای درمان نشانههای پیری، علتهای ریشهای و ژنتیکی آن را هدف قرار دهیم.
🔗 منبع: [Nature Reviews Genetics](https://www.nature.com/nrg)
🆔 @Fanaavard | 601 |
| 8 | کتاب بلند پروازیهای خیال
سرپیچی از جاذبه بهکمک طراحی و فرگشت
این کتاب در در سال ۲۰۲۱ توسط ریچارد داوکینز منتشر شد. موضوع اصلی کتاب در مورد پرواز است.ایدهی پرواز در طبیعت و اینکه چگونه موجودات زنده در طول فرگشت توانستهاند بر جاذبه غلبه کنند.طبیعت از طریق انتخاب طبیعی به راهحلهایی برای پرواز رسیده است.و انسانها هم با مهندسی و طراحی آگاهانه به نتایج مشابه یا متفاوتی دست یافتهاند. در واقع کتاب یک پل جذاب بین علم زیستشناسی و مهندسی میسازد و نشان میدهد که چطور هر دو مسیر میتوانند به “غلبه بر جاذبه” برسند.داوکینز مقایسه جالبی انجام میدهد بین:طراحی مهندسان (مثل هواپیما) و «طراحی بدون طراح» در طبیعت. او توضیح میدهد:طبیعت هدفمند نیست.اما از طریق انتخاب طبیعی، به نتایجی میرسد که «شبیه طراحی هوشمند» به نظر میرسند.
کانال آثار پرفسور ریچارد داوکینز 🔻
📚 @evolution_ir | 447 |
| 9 | وبسایت ترجمه تخصصی انگلیسی «گل نرگس»
🌐 http://Daffodiltranslate.ir
🔻مترجم و ویراستار تخصصی متون انگلیسی | دانشآموخته مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبایی
◽️ ترجمه دقیق، روان و مفهومی متون پیچیده: ادبی | هنری | فلسفی | مطالعات فرهنگی | عرفان اسلامی
◽️ ترجمه انگلیسی ↔️ فارسی با حفظ معنا، سبک و لحن نویسنده
◽️ ویرایش و ارزیابی خطاها در ترجمههای انسانی و هوش مصنوعی
📌 کانال تلگرام:
http://t.me/daffodiltranslate
📌 کانال بله:
https://ble.ir/tarjomehgolenarges
📌 کانال گپ:
https://gap.im/tarjomeh.engilisi
━━━━━━━━━━━━━━━━━━
📥 آیدی تلگرام: @garden_6
📥 آیدی بله: @translationnarges
📥 آیدی گپ: @tarjomeh_english | 714 |
| 10 | ✅ تبلیغات | 620 |
| 11 | 🗓 برنامه اولیه مدرسه
⚠ لازم به ذکر است که احتمال بروز تغییراتی در برنامه وجود دارد. | 650 |
| 12 | 🔊پانزدهمین مدرسه تابستانه فلسفه تحلیلی
📝موضوع: تبیین در فلسفه و علم
🗓زمان ۲۹ تا ۳۱ شهریورماه
⚠️هزینه شرکت در مدرسه: ۲۰ میلیون ریال
⚠️پایان مهلت ثبتنام: شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵
⚠️لینک ثبتنام:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSf3umqBzia63Xq_FY1qufJlFV9nk5t6dmwbfXWdD5j2P5cPQw/viewform?usp=publish-editor | 780 |
| 13 | 🔺 فایل صوتی جلسه🔺
🔷 مرزبان زبان و جهان: نسبت زبان، معنا و زندگی در فلسفۀ ویتگنشتاین متقدم و متأخر
📌سخنران:
👤دکتر سروش دباغ
▪️دکترای داروسازی از دانشگاه علوم پزشکی تهران
▪️دکترای فلسفه تحلیلی از دانشگاه واریک انگلستان
🗓 زمان برگزاری:
شنبه، ۲۴ مرداد ۱۴۰۵ (مصادف با ۱۵ آگوست ۲۰۲۶)
🔸 میزبان: مرکز علم و الهیات، پژوهشکدۀ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center | 910 |
| 14 | ✅ تبلیغات | 852 |
| 15 | #سیاست_گذاری_علم
#فلسفه_علم
شرکتهای هوش مصنوعی برای آموزش مدلها درحال نابودی میلیونها کتاب چاپی هستند
شرکتهای هوش مصنوعی برای دستیابی به دادههای متنی باکیفیت و فرار از محتواهای آلوده اینترنتی، میلیونها جلد کتاب چاپی را خریداری و آنها را برای اسکن دیجیتال نابود میکنند. در این روش تخریبی، شیرازه کتابها جدا شده و صفحات برای آموزش مدلها به اسکنرهای صنعتی پرسرعت داده میشوند.
این روش که شرکتهایی از جمله آنتروپیک از آن استفاده میکنند، باعث نابودی فیزیکی میلیونها جلد کتاب و ذخیره آنها در پایگاههای داده خصوصی میشود که دسترسی عموم و نسلهای آینده به آنها غیرممکن است.
@PhilSciAUT | 1 090 |
| 16 | ویدئو کست درباره توضیح به زبان ساده نظرات جان سوئلر پیرامون نظریه بارشناختی. این ویدئو کست در راستای پادکست منتشر شده، با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است.
@cognitive_science_iran | 897 |
| 17 | آدورنو و ویتگنشتاین در مرکز
میشائیل هانکه؛ سکوتی که اینبار در عرصه فيلمسازیش رخ داد
میشائیل هانکه، فیلمساز اتریشی و یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سینمای اروپا، در هشتادوپنجسالگی از فیلمسازی کناره گرفته است. مارکوس شلاینتسر، فیلمساز و دوست نزدیک او، این خبر را روزهای اخیر تأیید کرد و گفت هانکه ده فیلم ساخت، درست مثل برسون، بت همیشگیاش، و اکنون با آرامش زندگی میکند. آخرین فیلم بلند او، «پایان خوش»، به سال ۲۰۱۷ بازمیگردد و از آن پس نامی از پروژهای تازه در میان نبود.
کارنامهی هانکه از «قارهی هفتم» آغاز شد و با «بازیهای شادیآور»، «معلم پیانو»، «پنهان»، «روبان سفید» و «عشق» ادامه یافت. «روبان سفید» و «عشق» هر دو نخل طلای کن را برایش به ارمغان آوردند و «عشق» جایزهی اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان را هم گرفت. اما آنچه این کارنامه را از بسیاری همتایانش متمایز میکند، ریشهای فلسفی است که کمتر فیلمساز دیگری آن را اینقدر آشکار به زبان آورده.
هانکه در دانشگاه وین فلسفه و روانشناسی خواند و بارها گفته است آدورنو و ویتگنشتاین بیش از هر نویسندهی دیگری بر نگاهش به جهان اثر گذاشتند. آنچه از ویتگنشتاین او را جذب کرد، به گفتهی خودش، بعد عرفانی اندیشهی او بود، همان بخشی از رسالهی منطقی-فلسفی که اخلاق و اراده و امر متعالی را بیرون از مرز گزارههای قابلبیان میداند و در نهایت به سکوت میرسد. همانجا که ویتگنشتاین مینویسد آنچه را نمیتوان گفت، باید در سکوت گذاشت.
این منطق را میشود در سرتاسر سینمای هانکه ردیابی کرد. خشونت در فیلمهای او تقریباً هرگز بهطور مستقیم دیده نمیشود، توضیحی برای رفتار آدمها داده نمیشود، و پایانبندیها اغلب چیزی را ناگفته باقی میگذارند. در «پنهان»، تماشاگر تا آخرین قاب هم به پاسخ روشنی نمیرسد. در «بازیهای شادیآور»، لحظهی خشونت از قاب بیرون میماند. این حذفها تصادفی نیستند، آنها همان ژستیاند که ویتگنشتاین در پایان رساله توصیه میکند، نردبانی که باید پس از بالارفتن از آن، دورش انداخت.
شاید به همین دلیل، کنارهگیری هانکه هم بیسروصدا و بدون بیانیه اتفاق افتاد. او فیلمی نساخت که در آن از پایان کار حرف بزند، مصاحبهای نداد، جشنی برگزار نکرد. تنها یک دوست نزدیک، سالها بعد، در گفتوگویی کوتاه، خبر را به دنیا رساند.
برای فیلمسازی که کارش را وقف نشانندادن، نگفتن، و باقیگذاشتن جای خالی برای تماشاگر کرده بود، این شاید تنها راه ممکن برای پایان دادن به کار بود، نه با گزارهای تازه، که با سکوت.
@PhilSciAUT | 1 255 |
| 18 | گاه میشود که مصالح جامعه چنان عمیقاً مدخلیت داشته باشد که مجازاتِ فردی بیگناه روا باشد، «تا تمام ملت هلاک نشود». در چنین موردی، وظیفهٔ بادیِ امریِ رعایت مصلحت عمومی از وظیفهٔ بادیِ امریِ کاملاً متمایزی که مقتضیِ محترم شمردنِ حقوق کسانی است که خود حقوق دیگران را محترم شمردهاند، الزامآورتر از کار درآمده است.
قطعهی فوق بخشی است از ضمیمهٔ دوم دیوید راس بر فصل دوم از کتاب مشهورش با عنوانِ «درست و خوب/خیر» (The Right and the Good). در این ضمیمه، راس به توضیح نتایجِ دیدگاهش دربارهی تفکیک میانِ درستی یا نادرستی یک عمل در موقعیتی خاص، از یک سو، و خوبی یا بدی اخلاقیِ آن، از سوی دیگر، برای بحث از مجازات قضایی میپردازد. همانطور که از این قطعه برمیآید، از نظر او ملاحظات مختلف (از جمله نفع عمومی) میشود که انجام عملی اخلاقاً بد (مثلاً مجازات بیگناه) را توجیه کند بهنحوی که انجام آن عمل (در آن شرایط) درست (right) باشد.
پیتر گیچ در مقالهی «خیر/خوب و شر» (Good and Evil)، از جمله به این تمایز راس حمله میکند و میگوید چنین دیدگاهی به اباحهگری میانجامد. پیتر گیچ و عقاید مذهبیاش را اگر بشناسیم، اصلاً تعجب نخواهیم کرد که مثال او برای چنین اباحهگریای این باشد که فیالمثل راه باز میشود برای این که کسی بگوید زنا اخلاقاً بد است اما هنوز در شرایطی خاص آن را کاری درست بپندارد.
اما، آنچه بیشتر گیچ را برآشفته میکند جملهای است که در متن راس بدون هیچ توضیح و ارجاعی در گیومه آمده است: «تا تمام ملت هلاک نشود». علیرغم ارجاع ندادن راسل، برای گیچ البته که بالبداهه آشکار است که این جمله بخشی از آیهی ۵۰ از باب ۱۱ انجیل یوحنا است و سخنانی است از زبان کاهن اعظم یهودی، قیافا، در توجیه مجازات مرگ برای عیسی ناصری. با این حال، گیچ سعی میکند تساهل مذهبی نشان دهد و ترجیح میدهد فکر کند راس صرفاً این عبارت را نقل کرده است چون خیلی مبهم فکر میکرده است دارد به متنی مقدس ارجاع میدهد برای تقویت موضعش:
باید از سرِ حسنِ ظن امیدوار باشیم که برای او [یعنی راس]، سخنانِ منقول از قیافا صرفاً تداعیگر هالهای مبهم و مقدس از عبارتی از انجیل بوده است، و او فراموش کرده است که این سخنان در اصل توصیه به مجازات مرگ برای چه کسی بودهاند.
و خب، شاید پرسید: «وگرنه چه؟»
. | 921 |
| 19 | قسمت دوم #پادکست علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی جان سوئلر.
این پادکست مانند نمونه قبلی که سال گذشته تولید و منتشر شد با استفاده از هوش مصنوعی تولید شده است و اشتباهات جزیی در ادای جملات و کلمات و اصطلاحات به همین دلیل می باشد که پیشاپیش به همین جهت عذرخواهی میکنیم. این پادکست مبتنی بر مقاله سال گذشته من در همین کانال علوم شناختی پیرامون نظریه بارشناختی و فرآیندهای یادگیری در مغز انسان است. با ما همراه باشید.
@cognitive_science_iran | 1 046 |
| 20 | +1 🔊اطلاعیه برگزاری سخنرانی
👈سخنران: آقای دکتر محمدصالح زارع پور، دانشگاه منچستر-پژوهشگاه دانش های بنیادی
📝عنوان: Fatalism and Infallibility
🗓زمان: شنبه ۲۴ مرداد ساعت ۱۶ تا ۱۸
🔴مکان: سالن شماره ۱، پژوهشگاه دانش های بنیادی، میدان نیاوران
🟢حضور برای علاقه مندان آزاد است | 1 399 |
